فرهنگ مصادیق:یادگیری علوم تجربی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از یادگیری علوم تجربی)
پرش به: ناوبری، جستجو
یادگیری علوم تجربی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه‌ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: سیدفریدقهستانی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/12/14

یادگیری

تَعلُّم به معنای یاد گرفتن و دانش آموختن است؛ چنان که تعلیم به معنای آموختن و آموزش دادن است [۱]. مشتقات واژه علم در قرآن کریم بسیار آمده است. در برخی آیات قرآن خداوند خود را معلم و آموزگار معرفی کرده است. به عنوان نمونه در آیه دوم سوره الرحمن می‌فرماید: «الرَحمَن عَلَّمَ القُرآنَ»؛ (خداوند رحمان، قرآن را آموزش و تعلیم داد.) و یا در سوره علق آیات چهارم و پنجم می‌فرماید: «اِقرَء وَ رَبُّکَ الأَکرَم* الَّذِی عَلَّمَ بِالقَلَمِ عَلَّمَ الإنسانَ مَالَم یَعلَم»؛ (بخوان! و پروردگار تو بس گرامی است همان کسی که با قلم انسان را آموزش داد؛ به انسان چیزی را که نمی‌دانست، آموخت).

علم در لغت و در اصطلاح

علم، واژه عربی وبه معنی دانش، یقین، ادراک و... است. [۲] در اصطلاح عمومی، این کلمه در مورد هر نوع آگاهی که فرد در مورد محیط و مسایل پیرامون خود کسب می‌کند، اطلاق می‌گردد.
علم در اصطلاح فنی، به معنای «مجموعه دانسته‌هایی است منسجم و روشمند در بارۀ یک موضوع یا مطالعاتی است که در کار دستیابی به یک هدف معرفتی است؛ گزاره‌های یک علم ممکن است اعتباری و موضوع آن جزیی و مشخص باشد. مانند فیزیک (توصیفی)، بهداشت، علم اخلاق، منطق (هنجاری)، فقه و حقوق (هنجاری، توصیفی و اعتباری)، کلام (هدف محور) جغرافیا (موضوع جزیی)، و... فیلسوفان علم، علم را باور صادق موجه هم توصیف می‌کنند». [۳]
آدمی تمایل دارد که هرچه را ممکن است بداند و بفهمد، زیرا کنجکاو زاده شده است. کنجکاوی انسان از کنجکاوی هر موجود زنده دیگر کاملتر و پایدارتر است. رضایت آدمی در فرو نشاندن این کنجکاوی ، همراه با توانایی او در به خاطر آوردن ، استدلال کردن و ارتباط دادن ، به پیدایش فرهنگ کامل ، و از جمله علم منجر شده است. بنابراین می‌توان گفت که از همان زمانی که انسان ، پای به این جهان گذاشته است، علم نیز به وجود آمده و با رشد فکری بشر ، علم تکامل یافته است.

انحصار علوم در علوم تجربی

در پاره‌ای تعریف‌ها، علم این گونه توصیف شده است:«مجموعه قضایای حقیقی که از راه تجربه حسی قابل اثبات باشد». باید دقت داشت که این همان اصطلاحی است که پوزیتویست‌ها (حس گرایان) به کار می‌برند و بر اساس آن علوم و معارف غیر تجربی را علم نمی‌شمارند .
منحصر کردن واژه علم به علوم تجربی تا آنجا که مربوط به نامگذاری و جعل اصطلاح باشد جای بحث و مناقشه ندارد ولی جعل این اصطلاح از طرف پوزیتویست‌ها مبتنی بر دیدگاه خاص ایشان است که دایره معرفتی یقینی و شناخت واقعی انسان را محدود به امور حسی و تجربی می‌پندارند و اندیشیدن در ماوراء آنها را لغو و بی حاصل قلمداد می‌کنند ولی متاسفانه این اصطلاح در سطح جهان رواج یافته و بر طبق آن علم در مقابل فلسفه قرار گرفته است .
البته در این نوشتار به دلیل وجود دیگر مقالات سایت در حوزه علوم عقلی و دینی، و نه پیروی از حس گرایان ما نیز فقط به علوم طبیعی خواهیم پرداخت.

انواع علوم و دسته بندی‌های آن

ملاک‌ها و معیارهای تقسیم بندی علوم، طی قرون و اعصار تاکنون، در میان دانشمندان، متفاوت و متغیر بوده است . برخی تقسیم بندی‌ها بر مبنای «غایت » ، و برخی دیگر بر حسب «ابزاری » و «غیر ابزاری » بودن علوم بوده است .در تمدن اسلامی، در خلال قرنهای سوم تا نهم هجری، که علم و معرفت تا حدودی در اوج رشد و ارتقای خود بود، کتابهائی تالیف یافت که به صورت دائره المعارفی، مجموعه معلومات زمان را ارائه می‌دادند .از آن جمله می‌توان به کتاب«احصاء العلوم » نوشته «فارابی » (م ۳۳۹) اشاره نمود: او، در شمارش علوم، ابتداء از علوم ابزاری بمانند لغت، نحو و منطق یاد می‌کند و سپس به ذکر دیگر علوم هم چون ریاضی، هندسه و علوم طبیعی، وعلم کلام و علوم الهی می‌پردازد [۴].
ملاک دسته بندی علوم:
تمام علوم بر اساس روش واحد بدست نمی‌آیند در یک دسته بندی تمام علومی را که با روش تجربی تحصیل می‌شوند در یک قسم و علوم دیگری را که با روش‌های دیگر بدست می‌آیند در اقسام جداگانه دیگری قرار می‌گیرند. بر اساس همین ملاک می‌توان علوم را به دو دسته کلی تقسیم نمود:
۱- علومی که به روش تجربی بدست می‌آید و در کشف واثبات گزاره‌های آن از حس ظاهر و تجربه به آزمون و خطا استفاده می‌شود: مانند: طب، شیمی ، زیست شناسی و ...
۲- علوم غیر تجربی: که در رسیدن به گزاره‌های آنها تجربه و حس کاربرد مستقیم ندارد که شامل این علوم می‌گردد: علوم عقلی چون منطق و فلسفه
علوم ریاضی
علوم نقلی چون تاریخ و رجال
علوم شهودی مانند علوم حاصل از مشاهدات عرفانی
علوم اعتباری- ذوقی مانند علوم ادبیات و هنر.
ملاک دیگری که می‌توان بر اساس آن، علوم را دسته بندی که فائده و نتیجه‌ای است که بر آنها مترتب می‌شود مثلاً می‌توان علوم را به علومی که دارای غایات معنوی یا مادی، فردی و یا اجتماعی هستند تقسیم بندی نمود، چنانچه عموما در روایات نیز علوم بر همین اساس تقسیم شده‌اند:
۱- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ـ در یک تقسیم کلی، علوم را به دو دسته می‌کنند: «العلمُ علمانِ: ۱)علمُ الادیانِ ۲) علمُ الابدانِ» [۵] (علم دو دسته است: ۱- علم ادیان ۲- علم بدن‌ها (دسته اول با دین و آخرت انسان مرتبط اند و دسته دیگر با بدن مادی و دنیای انسان در ارتباطند)).
۲- حضرت امیر المومنین علی علیه السلام ـ تمام علوم را از جهت شنیداری و اکتساب حرف بودن و یا عدم آن این گونه تقسیم می‌نمایند: «العلم علمان: ۱)مطبوعٌ و ۲) مسموعٌ، لا ینفع المسموع اذالم یکن المطبوع» [۶]. (علم دو گونه است: ۱- علم ناشی از طبیعت و سرشت آدمی ۲- علم شنیده شده. و علم مسموع تا زمانی که علم مطبوع (پایه‌ای و عقلی) نباشد فایده نمی‌رساند) بنا براین می‌شود علوم را به دو دسته علوم درونی و برونی تقسیم بندی کرد.
شهید مطهری ره در توضیح این دو قسم می‌فرمایند: «مراد از علم مسموع، علم شنیده شده وفرا گرفته شده از خارج است اما علم مطبوع علمی است که از طبیعت و سرشت انسان سرچشمه می‌گیرد، علمی که انسان از دیگری یاد نگرفته و معلوم است که همان قوه ابتکار شخص است» [۷].
۳- «روزی پیامبر صلی الله علیه و آله ـ داخل مسجد شدند در حالی که مردم اطراف شخصی را گرفته بودند. حضرت سؤال کردند او کیست؟ گفته شد، او علامه است و از همه مردم به انساب و اشعار عرب و قواعد زبان و وقائع جاهلیت آگاه تر است. حضرت در جواب فرمودند: این علمی است که جهل به آن ضرر نمی‌رساند و عالمش را سود نمی‌بخشد. انّما العلم ثلاثه : آیهٌ مُحکمهٌ(اصول اعتقادات) أو فریضهٌ عادلهٌ(علم اخلاق و اخلاقیات) او سنّهٌ قائمهٌ (احکام شریعت و حلال و حرام) و ما خلاهنّ َفهو َفضلٌ(امر غیر سودمند در امر آخرت و کمال انسان: مثل علم انساب.)» [۸].

اسلام ونیازهای جامعه اسلامی

زندگی بشر، همواره رو به تکامل و توسعه مادی است. این پیشرفت ظاهری، در مسائل فرهنگی نیز، نقش آفرین است. صرف نظر از این که پیشرفت مادی بشر، دیدگاه‌های جدیدی را برای او به ارمغان می‌آورد، ابزار توسعه، خود لوازم و عوارضی دارد که باید در ترازوی فرهنگ صحیح قرار گیرد. از جهت دیگر، ما دین اسلام را به عنوان راهنمایی در زندگی و حیات بشری معرفی می‌کنیم و دو عنصر جاودانگی و خاتمیّت دین که از ویژگیهای آن شمرده می‌شود، به ثبات و نامتغیر بودن آن حکم می‌کند و از طرف دیگر لازمه حیات دنیوی آدمیان تغیّر و سیلان می‌باشد. تلفیق بین این دو گزاره چگونه امکان دارد؛ به بیان دیگر با تحول دائمی اوضاع زمانه، اسلام چگونه می‌تواند جوابگوی مسائل پیچیده و دائما متحول، آن هم مباحث مهمّی چون مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی باشد. آیا ضوابط و مقررات ۱۴۰۰ سال پیش قادر به رویارویی با این مسائل هستند؟
راه حل مشکل مزبور در دو چیز است:
۱. نسخ ناپذیری و جاودانگی قوانین اسلام با انعطاف پذیری و انطباق آن بر شرایط مختلف، منافات ندارد. سیستم قانونگذاری اسلام به گونه‌ای است که در عین ثبات و پایداری، می‌تواند با تحولات تاریخی و اجتماعی، و شرایط گوناگون زمانی و مکانی هم آهنگ گردد، و راه و رسم زندگی دینی را در هر زمان و مکان و هر دوره و برای هر نسل، به بشر عرضه نماید.
۲. اگر چه زمان ذاتاً متغیر و متحول است و شرایط و مقتضیات زمان، گوناگون و متفاوت است، ولی چنین نیست که همه حقایق حاکم بر جهان طبیعت و بر انسان دست خوش تحول و تطور گردد؛ بلکه در همین جهان متحول و متکامل یک سلسله حقایق ثابت و پایدار وجود دارد که هرگز گرد کهنگی و فرسودگی بر آن نخواهد نشست. آیا گذشت زمان، مبادی عقلی تفکر ـ از قبیل «اصل امتناع اجتماع نقیضین» و «اصل علیت» ـ را باطل ساخته و یا آن‌ها را نسخ کرده است؟ آیا این سخن سعدی که «بنی آدم اعضای یک پیکرند» چون هفتصد سال از عمرش می‌گذرد، منسوخ و غیرقابل عمل است؟
اما پاسخ تفصیلی این مساله مهم نیاز به بررسی مفاهیم و عناصر مهمی چون « احکام اولیه و ثانویه و تفاوت آن‌ها و بررسی عنصر تشریع اجتهاد در اسلام» دارد که خارج از عنوان این نوشتار است [۹].

نیاز به علوم تجربی

در ابتدا باید تاکید کرد که آنچه باعث تفاوت میان فرد مؤمن و کافر می‌گردد ، جهان بینی آنهاست. انسان معتقد به خداوند دارای جهان بینی الهی است ؛ بدین معنا که، او خداوند را آفریننده و علت ایجادی جهان هستی می‌داند و سرانجام کار خود را نیز بدو ختم یافته می‌شمارد. از این رو ، در تمام کار و فعالیتش این جهان بینی حضور دارد ، اگر با قوانین فیزیک یا شیمی سروکار دارد ورای مادیات همواره علت و آفریننده‌ای غیر مادی و توانا حضور دارد؛ چون برای بیماری دارویی تجویز می‌کند شفا و بهبودی او را در دستتان پر قدرت خالق هستی می‌داند و بر این باور است که قرص یا شربت تنها زمینه بهبودی را فراهم می‌کنند.
اما فرد کافر خود را تنها به ماده و عالم مادی محدود کرده است و ورای آن را چیزی نمی‌داند. از این روست که بهبودی بیمار را از دارو و توان علمی خویش می‌داند. چنین نگاه و جهان بینی ای توان کشف حقیقت و پرده برداری از سیمای آن را ندارد و چنین فردی رفته رقته در عالم مادی و مادیات غرق می‌گردد و همچون کرم ابریشمی هرچه به پیش می‌رود بر پیکر خود بیشتر حصار می‌کشد تا سرانجام در اثر فشار آن در گرداب یاس و پوچی گرفتار می‌آید و خود با دستان خویش به چنین زندگیی خاتمه می‌دهد.
چون عمدتا چنین نگرشی - با شدت و ضعف آن - در غرب وجود دارد دستاوردهای علمی آنان هیچ گاه موجب درک حقیقت و رسیدن به آرامش نمی‌گردد. مردمانشان برای داشتن خوابی راحت کورمال کورمال به قرص‌های خواب آور و آرامش بخش متوسل می‌شوند و با این کار رفته رفته خود را بیشتر به مرگ نزدیک می‌کنند و در دامان بیماری‌ها می‌افکنند. هر چند کشورهای اسلامی نیز کم کم داشته‌های خود را به دست فراموشی سپرده و به غفلت و اشتباه آنان مبتلا گشته‌اند.
از نظر اسلام تحصیل بعضی علوم واجب عینی است و بر هرکسی واجب است مثل علم عقاید و اخلاق و احکام اسلامی و تحصیل بعضی علوم واجب کفایی است که عده‌ای باید دنبال آن بروند مثل علوم حوزوی و علوم دانشگاهی که برای حفظ نظام بقای بشر و پیشرفت جامعه لازم است. بنابراین علوم مختلف دانشگاهی مثل پزشکی، زیست شناسی مهندسی و ... نیز برای عده‌ای واجب و لازم است و بعنوان یک وظیفه شرعی می‌باشد علاوه بر آنکه انسان با نیت و قصد الهی همه امور را می‌تواند به عبادت تبدیل کند چه رسد به تحصیل علم که اهمیت و عظمت آن؛ در حدی است که خداوند در قرآن به پیامبرش دستور می‌دهد«قل هَل یَستَوی الذینَ یَعلمونَ و الذینَ لایَعلمونَ... » ؛ [ای پیامبر!] بگو: آیا کسی که عالم است با کسی که نمی‌داند برابر است.(زمر، آیه ۹) پیامبر اسلام در مقام ارزش گذاری به علم می‌فرماید: «طلبُ العلمِ فریضهٌ علی کلِّ مسلمٍ اَلا انَّ اللهَ یُحبُّ بُغاهَ العِلمِ» : دانش آموختن بر هر مسلمانی واجب است همانا خدا، طلب کنندگان دانش را دوست دارد [۱۰].
گرایش به یادگیری علوم، به انگیزه‌های مختلف صورت می‌گیرد و به طور معمول نیازهای اولیه حیاتی و طبیعی و محسوس جاذبه‌های بیشتری برای انسان‌ها دارد. لذا برای فراهم سازی بیشتر آسایش و تسلط بیشتر بر طبیعت، گرایش‌های مختلف علمی و تخصص‌های فراوان به وجود آمده است. اما مهمترین رسالت دین ایجاد انگیزه فراطبیعی در میان انسان‌ها و جهت دهی صحیح به تلاش‌های روزانه است به طوری که علاوه بر تأمین نیازهای روزمره زندگی، به هدفمندی و تلاش برای دستیابی به مقصود هستی اقدام کند. از این رو در فرهنگ اسلامی تمام دانش‌های مورد نیاز برای زندگی بشری دارای اهمیت است و توصیه شده به مقدار لازم و نیاز جامعه، مردم برای فراگیری آن اقدام کنند و از آن به «واجب کفایی» تعبیر شده است. اما برای همه انسان‌ها در هر مرتبه علمی که قرار دارند توجه به هدف و هدفمندی جهان و ایمان به مبدأ و معاد لازم و «واجب عینی» شمرده شده است و غفلت اکثریت جامعه بشری جای تأسف دارد زیرا حتی از علوم تجربی و مهندسی نیز می‌توان به آن هدف مقدس دست یافت و منافاتی با زندگی روزمره ندارد، لذا از نظر قرآن و روایات، علم وسیله است نه هدف؛ آن هم وسیله‌ای که انسان را به کمال می‌رساند و دنیا و آخرت او را آباد می‌کند.

ملاک نیازمندی به علوم

اسلام دینی است جامعه ساز آن چه را که یک جامعه بدان نیازمند است از پزشکی، فن سیاسی، تجارت، انواع و اقسام ضایع و تمام علوم بشری باید مسلمانان فرا بگیرند. پیامبر اکرم(ص) فرمود:« اعلم الناس من جمع علم الناس الی علمه، و اکثر الناس قیمه اکثرهم علما و اقل الناس قیمه اقلهم علما»۱۱ «داناترین مردم کسی است که علم مردم را با دانش خود جمع کند و ارزش مندترین انسان کسی است که علمش افزون باشد و کم‌ترین ارزش برای کسی است که دانشش کمتر از دیگران است [۱۱]. توجه دارید که در حدیث فوق سفارش این است که دانش دیگران، و دانش بشری را بر علم خود بیفزایی و آن را فرا گیرید.
با توجه به نکات پیش گفته اولا باید گفت خیلی از علوم بشری علم دینی به حساب می‌آیند تمام علومی که بر طرف کننده نیازهای جامعه بشری است یا مستقیما ریشه در کلام انبیاء و امامان و معصومان دارند و یا مورد سفارش اکید آنها قرار گرفته است. ثانیا: تمامی علوم بشری علوم الهی است یعنی علمی است که یا خداوند مستقیما در نهاد بشر قرار داده و یا ابزار یادگیری آن را در اختیارش نهاده، همه این علوم از همان تعلیم الهی حضرت آدم ریشه می‌گیرد که خداوند تحت عنوان تعلیم (اسماء) به او آموخت) (بقره، آیات ۳۱-۳۲ ) ؛ «سپس علم اسماء (علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات) را همگی به آدم آموخت بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت فرمود: اگر راست می‌گویید، اسامی این‌ها را به من خبر دهید. [فرشتگان] گفتند منزهی تو ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‌ای هیچ دانشی نیست تویی دانای حکیم . شاهد این ادعا سخن امام صادق(ع) است وقتی از آیه «علم الآدم الاسماء» سؤال شد فرمود: «منظور [علم] زمینها، کوه‌ها، دره‌ها و بستر رودخانه (و خلاصه تمامی موجودات) می‌باشد سپس امام(ع) به فرشی که زیر پایش گسترده بود (اشاره و) نظر افکند فرمود: حتی این فرش هم از اموری بوده است که خدا به آدم تعلیم داد.» از این گذشته تمام علوم بشری به نوعی نمونه در طبیعت و مخلوقات الهی دارد و بشر در واقع در نوعی پیشرفت‌ها از آن تقلید نموده، رایانه را از مغز انسان و ... موبایل و رادار از شاخک مورچه تقلید کرده است.
امام صادق(ع) فرمود: «اَلْعِلْمُ سَبْعَهُ وَ عِشْروُن حَرَفاً فَجَمیعُ ما جائَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفان، فَلَمْ یَعْرِفِ النّاسُ حَتَّی الْیَوْمَ غَیرَ الْحَرْفَیْنِ، فَاِذا قامَ قائِمُنا اَخْرَجَ الْخَمْسَهَ وَ الْعِشْرینَ حَرْفاً؛ فَبَثّها فِی النّاسِ وَ ضَمَّ اِلَیْها الْحَرْفَیْنِ، حَتّی یَبُثَّها سِبْعَهُ وَ عِشرینَ حَرْفاً» [۱۲] علم و دانش بیست و هفت حرف (شعبه و شاخه) است. تمام آن چه پیامبران الهی [برای مردم] آوردند دو حرف بیش نبود و مردم تا کنون جز دو حرف را نشناخته‌اند اما هنگامی که قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف (بیست و پنج شاخه یا شعبه) دیگر را آشکار می‌سازد و دو حرف دیگر را به آن ضمیمه می‌کند تا بیست و هفت حرف کامل و منتشر گردد.
امام صادق(ع) علاوه بر فقه و کلام و تفسیر و ... تمامی علوم بشری (از فیزیک و شیمی گرفته تا ریاضیات و ... )را به شاگردانش تعلیم داده و حتی علوم غریبه را نیز به برخی شاگردان آموخت [۱۳]. به همین جهت است که علوم بشری ریشه در تعلیم الهی انبیاء و امامان دارد و نهایتا توسعه حیرت انگیزی در صنایع و تکنولوژی در دوران امام زمان(عج) به وقوع خواهد پیوست و با وسایل پیشرفته به هفت آسمان و هفت زمین دست خواهد یافت [۱۴].
بر اساس این اصل مقام معظم رهبری می‌فرمایند:« یک نکته ی اساسی در فعّالیّتهای علمی این است که فعّالیّت علمی کشور، ناظر به نیازهای کشور باشد». [۱۵]«علم با ارزش است و از جمله عواملی که ارزش علم را بیشتر می‌کند، این است که علم با غایت و هدفهای مشخّصی که طبق نیازها تنظیم شده است، به طرف پیشرفت و توسعه سیر کند.» [۱۶]

آیات و روایات و یادگیری علوم تجربی

اسلام به علوم مختلف توجه بسیار زیادی نموده است و جامعه اسلامی را مکلف نموده است که نیازهای مختلف خود را بواسطه علوم گوناگون برطرف نماید.
تاکید بر فراگیری علوم تجربی و طبیعی در روایات بسیار زیاد است. به عنوان نمونه می‌توان به پاره‌ای از این روایات اشاره نمود:
الف: بعد از جنگ بدر هر کس از اسیران را که نمی‌توانست فدیه بپردازد در صورتی که به ده نفر از اطفال مدینه خط و سواد می‌آموخت آزاد می‌ساخت و به تشویق ایشان بود که «زید بن ثابت» زبان عبری یا سریانی یا هر دو زبان را فرا گرفت [۱۷]. برای اولین بار و آخرین بار در تاریخ بشریت، به فرمان پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله وسلم آموزش دانش به جای غنیمت جنگی پذیرفته گشت.
ب: زنی بنام «الشفاء» که در جاهلیت خواندن نوشتن را فراگرفته بود، به خانه حضرت می‌آمد و به زنان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نیز خواندن و نوشتن می‌آموخت و از این روی از طرف پیامبر گرامی مورد تقدیر و تشویق قرار می‌گرفت. آری در اثر همین نهضت سواد آموزی، دیری نپائید، افراد باسواد در مدینه رو به فزونی نهاد و آمار با سوادها به طور چشمگیری بالا رفت و حتی از میان زنان خانه دار و دختران نیز کسانی پیدا شدند، که خواندن و نوشتن را فرا گرفتند [۱۸].
مورد «الف و ب» در فضایی فهم می‌شود که تعلیم یک فرد کافر، قطعا در حوزه علوم دینی نبوده و نمی‌تواند باشد. با اهتمام اسلام به علم و دانش، مسلمانان در اندک مدتی توانستند در رشته‌های مختلف علوم، مهارتی کسب کنند، در رشته‌های مختلفی به نوشتن کتاب‌ها بپردازند و کتابهای بی شماری را به رشته تحریر در آوردند و کتابخانه‌های بزرگی که در آن عصر، کاملا بی نظیر بود، پدید اورند. درست است علمی که در اوائل مورد توجه بود، از معرفت قرآن و معارف دینی تجاوز نمی‌کرد، اما بعدها تمام علوم دیگر به سبب ضرورتی که گاه گاه در فهم قرآن و آداب و مناسک دینی داشتند، مورد توجه مسلمانان واقع شد. بتدریج طب و متفرعات آن نیز توجه مسلمانان را به خود جلب کرد. هر علم و صنعتی که مورد توجه مسلمانان بود، آموختن آن واجب کفائی بشمار می‌آمد، لذا طولی نکشید در فرهنگ و تمدن اسلامی چنان جنبش همه جانبه و اصیل صادقانه پدید آمد که از هر لحاظ در تاریخ، کاملا اعجاب آور و خیره کننده بود.
ج: سیره ائمه دین درباره علم : ائمه اطهار علیهم السلام، اوصیای پیغمبر اکرم اند و گفتار آن‌ها و سیرت آن‌ها برای ما حجت است . همان طوری که می‌دانیم از اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری مسلمین با علوم جهان آشنا شدند و انواع علوم را از یونان و هند و ایران ترجمه کردند.
در عهد عباسی، تعداد بی شماری از آثار علمی آن دوران ترجمه شد به گونه‌ای که نام عصر ترجمه بر آن اطلاق گردید. در صورتی که ائمه اطهار از کلیت این عمل خلفا -که دستگاه وسیعی از مترجمین و ناقلین به وجود آورده بودند و انواع کتب نجومی ، منطقی ، فلسفی ، طبی ، حیوان شناسی ، ادبی و تاریخی ترجمه شد- ائمه از این کار انتقاد نمی‌کردند ، امادر مقابل بعضی کارهای دیگر خلفا را شدیدا مورد انتقاد قرار دادند.
د: حدیث معروفی از پیغمبر اکرم(ص) می‌خوانیم فرمود «اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّیْنِ فَاِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فریضهَ عَلی کُلِّ مُسْلِمٍ» [۱۹] [دانش را فراگیرید هر چند در کشور چین باشد، زیرا تحصیل دانش بر هر مسلمانی واجب است.] نکته‌ای که در این حدیث قابل توجه است: مملکت چین در آن زمان دورترین کشور جهان شناخته می شد، بنابراین منظور این است که به سراغ دانش بروید، هر چند در دور افتاده‌ترین کشورهای دنیا باشد. بدیهی است دانشی که در آن روز در چین یافت می‌شد، معارف قرآنی و دینی نبود، بلکه منظور دانشهای مفید دنیوی است.
ه: امام صادق علیه السلام در تاریخ اسلام، بیش از دیگر پیشوایان در آموختن علوم و معارف اسلامی و تربیت فرهنگی مسلمین توفیق یافت. با وجود این، تعلیمات امام صادق علیه السلام منحصر به علوم الهی نبود. در قلمروی گسترده آموزه‌ها و درس‌های امام، علوم طبیعی و تجربی نیز سهم به سزایی داشت. اینکه امام صادق علیه السلام را پدر شیمی خوانده‌اند، درست است. یکی از بزرگ‌ترین شیمی دانان تاریخ؛ یعنی جابر بن حیان، شاگرد خاص امام جعفر صادق علیه السلام بود [۲۰].
و: بررسی متون روایی به روشنی نشان می‌دهد که یکی از اهداف اصلی و حکمت‌های مهّم احکام و مقرّرات اسلامی، طبّ پیشگیرانه، از طریق پیشگیری از بیماری‌ها و تأمین سلامت انسان است. به طور کلی احادیث طبی را به سه دسته می‌توان تقسیم کرد : دسته اول احادیثی که اعجاز پیشوایان دین در درمان بیماری هاست ، دسته دوم ، احادیثی که در مورد پیشگیری از بیماری هاست و دسته سوم احادیثی که در مورد درمان بیماری‌ها نقل شده است که این احادیث خود به دو بخش درمان از طریق شفا خواستن و به وسیله قرآن و دعا و درمان از طریق دارو تقسیم می‌شوند. در مورد احادیث پزشکی و تاکید اهل بیت علیهم السلام بر یادگیری آن احادیث بسیار زیادی نقل شده است که به عنوان نمونه می‌توان به «دانش نامه ی احادیث پزشکی» اشاره نمود [۲۱]. به عنوان نمونه می‌توان به این روایت استناد نمود: «لا یَستَغنی أَهلُ کُلِّ بَلَدٍ عَن ثَلاثَهٍ یُفزَعُ إِلَیهِم فی أَمرِ دُنیاهُم وَ آخِرَتِهِم، فَإِن عَدِموا ذلِکَ کانوا هَمَجا: فَقیهٌ عالِمٌ وَرِعٌ و َأَمیرٌ خَیِّرٌ مُطاعٌ و َطَبیبٌ بَصیرٌ ثِقَهٌ»(مردم هر شهری به سه چیز نیازمندند که در امور دنیا و آخرت خود به آنها رجوع کنند و چنانچه آن سه را نداشته باشند گرفتار جهل و نابسامانی می‌شوند: دین شناسِ دانایِ پرهیزکار، حاکم نیکوکاری که مردم از او اطاعت کنند و پزشک بصیرِ مورد اعتماد)» [۲۲].

۱- ملاک پی جویی علوم و تایید آن از شرع مقدس، نیاز جامعه اسلامی به آن علم است. در اسلام آن علمی مورد نظر است که مفید به حال جامعه و افراد باشد، آن چه هم در برخی روایات ذکر شده مصداق‌هایی از علم مفید است. از این رو ملاک مقبولیت و مشروعیت یک علم در نزد شریعت اسلامی، فایده دار بودن آن و منفعت رساندن به جامعه اسلامی و آحاد بشری است.
۲- همین ملاک را در برخی روایات دیگر به وضوح می‌بینیم: حضرت امیرالمومنین علی(ع) فرمودند: «الْعُلُومُ أَرْبَعَهٌ الْفِقْهُ لِلْأَدْیَانِ وَ الطِّبُّ لِلْأَبْدَانِ وَ النَّحْوُ لِلِّسَانِ وَ النُّجُومُ لِمَعْرِفَهِ الْأَزْمَانِ» [۲۳] علم چهار رشته است: ۱- علم فقه برای دین ۲- علم طب، برای امراض بدن ۳- علم نحو، برای مصونیت زبان از خطا ۴- علم نجوم برای شناخت زمان»
در برخی روایات دیگر، به علم پزشکی برای سلامتی بدن سفارش و توصیه شده است [۲۴].
۳- علم دیگری که جزء علوم اسلامی و لازم و ضروری شمرده است هندسه و ریاضیات و شناخت اوقات (علم نجوم) است. از علی(ع) نقل شده است که فرمود: «هر کس هیئت را (علم نجوم، ریاضی) نشاسد (و فرا نگرفته باشد) در معرفتش لنگ است [۲۵]. (مَن لَم یَعرِف الهَیئَهَ وَ الَتشریحَ فَهُو عَنینٌ فِی مَعرفتِه)
۴- علوم و فنون مختلف که قرآن صریحا دستور می‌دهد از تمام امکانات نظامی و قدرت تسلیحاتی برای مقابله با دشمنان استفاه کنید. براساس آیه ۶۰ سوره انفال نیز اصل ۱۵۲ قانون اساسی شکل یافته است: « به حکم آیۀ کریمۀ «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ [۲۶]» دولت موظّف است برای همۀ افراد کشور برنامه و امکانات آموزش نظامی را بر طبق موازین اسلامی فراهم نماید، به طوری که همۀ افراد همواره توانائی دفاع مسلّحانه از کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران را داشته باشند». همان گونه که مشخص است آیه شریفه و این اصل مهم قانون اساسی، به طور مستقیم و غیر مستقیم به آمادگی تاکید می‌کند که ترس را دل دشمنان پنها و پیدا بیندازد و بدیهی است که این آمادگی نیاز به مجموعه زیادی از علوم دارد که برای ایجاد یک نیروی عظیم مورد نیاز است

یادگیری علوم مورد نیاز جامعه در فقه

اسلام برای تمامی ابعاد زندگانی برنامه دارد، ابعاد دنیایی و اخروی. در بعد دنیای، انسان مکلف به تشکیل اجتماع براساس نظام تکوین است و در این اجتماع است که بسیاری از احکام شریعت اسلامی معنا پیدا می‌نماید. تشکیل و حفظ یک جامعه براساس «علم و قوانین علمی» امکان پذیراست. از این رو یادگیری علم، قطعا شامل علوم غیر دینی نیز خواهد گردید، واجب کفایی است. این مطلب را به گونه دیگر می‌توان بیان نمود و آن این که قاعده «حفظ نظام» یا «اختلال نظام» در مباحث متنوع فقهی در سطحی گسترده مورد استناد فقیهان قرار گرفته که حاکی از کاربرد وسیع آن به مثابه یک قاعده فقهی است؛ قاعده‌ای که «ضرورتِ عقلی» و «سیره عقلاییِ مورد امضای قانون گذار حکیم»، پشتوانه اعتبار آن است. «نظام اجتماعی در شؤون مختلف آن» کاربرد رایج این قاعده است. یکی از مصادیق جدی آن ضرورت یادگیری علوم مختلف و فنون گوناگون برای اداره جامعه اسلامی در عرصه داخلی و خارجی است [۲۷].
براین اساس فقهای معظم فتوا داده‌اند:« فراگیری علوم پزشکی، روان پزشکی، آموزش‌های تخصصی و فوق تخصصی در هر یک از گرایش‌های پزشکی، پیراپزشکی و... برای متخصصین هر یک از رشته‌های فوق ـ قبل از مبادرت به معاینه و معالجه بیماران ـ واجب است.». [۲۸]
تاکید اسلام بر روی علم و یادگیری آن تا آن جاست که فقها تشریح جسد میت را که بسیار محترم شمرده است، برای تحقیقات پزشکی جایز شمرده‌اند: « در صورتی که نجات نفس محترمه یا دستیابی به تجارب علوم پزشکی که جامعه به آن محتاج است، و یا شناساییِ نوعی بیماری که حیات مردم را تهدید می‌کند، متوقف بر تشریح باشد، تشریح جسد میّت جایز است». [۲۹]

یادگیری علوم از منظر عقل

شناخت علمی در زندگی ما مؤثر بوده است، به طوری که توانسته‌ایم ابزار و وسایل و روش‌های جدیدی را برای زندگی بیابیم و به کمک آن‌ها کارهایمان را آسان تر وسریع تر انجام دهیم. فناوری، روش علمی پاسخ گویی به مسائل زندگی است و امروزه کاملاً بر علم تکیه دارد.
از راه علم و دستاوردهای آن انسان به حمل و نقل سریع، ارتباطات گسترده، انرژِی‌های نو، ساخت وسازهای راحت و محکم و تولیدات فراوان دست یافته است. با پیشرفت روز افزون علم و همگانی شدن روش تحقیق می‌توان امیدوار بود که روزی بسیاری از ناشناخته‌های دیگر برای انسان شناخته شود و توانایی انسان برای کنترل بیماری‌ها و عوامل نامساعد طبیعی افزایش یابد. از این رو ضروت یادگیری علم مطلبی نیست که برهیچ عاقلی پوشیده بماند.

راه کارهای تشویق جامعه به یادگیری علوم [۳۰]

۱- برای تشویق جامعه به یادگیری علوم باید عزم جدی برای تبیین این مفاهیم در سطح جامعه داشت. یکی از مشکلات عمده ما در بعد فردی و اجتماعی عدم تبیین درست مفاهیم است:
تبیین ضرورت پیشرفت علمی سریع کشور در حوزهای علمی در سطح داخلی و جهانی.
تبیین ضرورت حرکت به سمت فناوری‌های نوین.
تبیین ضرورت شکستن مرزهای دانش و عبور از آن.
تبیین اختراعات و اکتشافات صد درصد ایرانی و پیشرفت‌های علمی کشور در دنیا.
تبیین ضرورت تقویت امنیت و اقتدار ملی از طریق رشد علمی و فناوری کشور.
تبیین ضرورت قرار گرفتن کشور در خط مقدم علم در دنیا.
این تبیین‌های باید از طریق رسانه‌ها خصوصارسانه ملی در قالب برنامه‌های آموزشی تصویری و چند رسانه‌ای صورت پذیرد. در این برنامه‌ها باید تاکید شود انگیزه ما خدمت به بشریت از راه پیشرفت علمی است، نه جهان گشایی و جهان گیری.
تنبلی نکردن، غفلت نکردن، خسته نشدن، از ورود در این راه وحشت نکردن، پرورش دادن و میدان دادن به نخبگان علمی و مضاعف کردن تلاش هاست. این‌ها وظایف دولت است.
باید برنامه ریزی برای پیشرفت علم در افق پنجاه سال آینده صورت گیرد. باید هدف این باشد که پنجاه سال بعد، کشور یکی از مراجع عمده و درجه اول علمی دنیا باشد. این یک آرزو و یک قله دست یافتنی است.
اگر ملت ایران بتواند خودش را به قله‌های پیشرفت و علم و ترقی برساند یک دروازه عظیمی را جلوی راه ملت‌ها باز می‌کند. پیشرفت و حرکت علمی برای کشور ما به دلیل عقب ماندگی‌های ده‌ها سال قبل از انقلاب، یک نیاز و تأکید مؤکد و مضاعف است.پرچم جمهوری اسلامی در صورت پیشرفت توان علمی و اعتلای سطح زندگی مادی، در جهان سرپا و پیروز خواهد ماند. کشور باید به عزت علمی برسد. هدف هم باید مرجعیت علمی باشد. مقدمات آن عبارت است از: خود آگاهی و احساس اینکه ما می‌توانیم و باید بتوانیم، تهیه نقشه جامع علمی کشور که دچار سردرگمی نباشیم و بعد از آن ایجاد نظام مهندسی این نقشه و تبدیل نقشه جامع علمی به صدها پروژه علمی و سپردن آنها به پیمانکاران امین که همین دانشگاه‌ها و اساتید و مراکز علمی و تحقیقاتی هستند و بعد ایجاد شبکه نظارت بر پیشرفت علمی. اینها همه باید در طرح مهندسی نقشه علمی دیده شود.
استفاده از فرصت‌ها برای پیشرفت علمی: ملت بزرگ و باهوش و با استعداد و جوان و بیدار و زنده، اکثریت جوان کشور، موقعیت خوب طبیعی کشور و منابع غنی زیرزمینی و جمعیت خوب، جغرافیای مناسب، موقعیت مناسب جهانی از لحاظ زمین و جمعیت، سابقه و گذشته مناسب علمی و فرهنگی ، نظام جمهوری اسلامی که امکان حضور و بروز استعداد و فعالیت و تلاش و رشد و تکامل علمی و فکری را به مردم می‌دهد، متدین و مردمی بودن مسئولان و دولت و مجلس، خط پیروی از اسلام و از همه بالاتر، خط استقلال و عدم قبول سلطه بیگانه. عنصر اصلی در پیشرفت علم، نیروی انسانی علاقمند است (درکنار تحقیقات، بودجه، فضا و میدان کار، اتصال دانشگاه و صنعت و... که اینها نیز جزو لوازم پیشرفت علمی است). آگاهی به استعدادهای خودی و نیز دشمنان و معارضان، دومبنای مهم برای پیشرفت‌های عظیم علمی است.

مدیریت علمی در پیشرفت علمی

رشد علمی کشور یک فرایند است و در این فرآیند، مراکز علمی بویژه دانشگاه با حلقه‌های قبل و بعد از خود مرتبط می‌باشد. برای تأمین رشد علمی باید این فرایند را تأمین و تضمین کنیم. یعنی از دبستان تا مقاطع عالی دانشگاه و بعد تا مراکز تحقیقاتی و صنعت و فناوری و ایجاد جهش در فناوری‌های گوناگون باید در این فرآیند دیده شود. این کار علاوه بر وزارت آموزش عالی و بهداشت و درمان و آموزش و پرورش، بر عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان یک مجمع سیاست گذار و سیاست ساز و تصمیم گیر است.

اهمیت خطرپذیری و پشتکار برای پیشرفت علمی

رشد علمی و ارتقای مدیریت‌های کشور از لحاظ سطح علمی، یکی از آرمان‌های ما در تحول همراه با پیشرفت کشور است.

رفع غرب گرایی در اندیشه ورزی

یکی از زمینه‌هایی که در هر سه بعد فردی، اجتماعی و حکومتی باید به آن توجه داشت، رفع حصر و قیود اندیشه غربی در تولید علوم است که همراه با شعار ما نمی‌توانیم توان تولید و حتی یادگیری علوم را گرفته است. در این زمینه مقام معظم رهبری می‌فرماید: « اما در نهایت باید گفت بی شک یکی از راه‌های برون رفت از وضعیت فعلی و حرکت به سوی گفتمان اسلامی نگاه ایجابی در دانشگاه‌ها و حوزه است . امروز نمی‌توان انکار کرد که دانشگاه ما و حتی حوزه نیز به مصرف کنندگان بزرگ اندیشه‌های غربی تبدیل شده‌اند» [۳۱].

نقش نظام آموزشی و تاکید بر پژوهش محوری

حس کنجکاوی و حقیقت جویی امری فطری است که در نهاد تک تک انسان‌ها به ودیعت نهاده شده است و باید با فراهم آوردن شرایط مناسب به تدریج فعالیت یابد . بدیهی است این استعداد ذاتی اول باید در محیط خانواده و آموزشگاه بروز یابد و شکوفا شود و سپس در محیط‌های سایر نهادهای اجتماعی نشوونما کند . اما در دنیای امروز نقش نظام آموزشی به دلیل تحولات اقتصادی ، علمی ، فنی در این زمینه چشمگیر تر از سایر نهادها است . نقش نظام آموزشی از آن جهت حائز اهمیت است که از قلمرو و دامنه شمول بسیار گسترده‌ای برخوردار است و مدت زمان نسبتا زیادی از اوقات مفید اعضای جامعه مشتمل بر نو نهالان و کودکان و نوجوانان و جوانان را در بر می‌گیرد. البته نظام آموزشی صرفاً در برگیرنده دانش آموزان و معلمین و مدیران مدارس نیست بلکه ساختار سازمانی و بستری که اینگونه افراد در آن کار می‌کنند و قوانین و سیاست‌هایی که آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهند نیز باید مد نظر باشد .
با نگاهی به نقش نظام آموزش و پرورش به عنوان تربیت کننده و آموزش دهنده سرمایه‌های انسانی خلاق و پژوهشگر باید این سوال کلیدی و مهم را مطرح کرد که نظام آموزش و پرورش ما تا چه حد فراگیران را به این سمت سوق می‌دهد.در پاسخ می‌توان گفت : پژوهش و نو آوری در جامعه‌ای توسعه پیدا می‌کند که نظام آموزشی و فرهنگی ، زمینه و بستر مناسبی برای آن را تدارک دیده باشد . بنابراین تحقیق را می‌توان در کنار آموزش یکی از اهداف بسیار مهم آموزش و پرورش دانست که باید مورد توجه قرار گیرد و به نظر می‌رسد که مدارس و معلمان در این میان دارای وظیفه بسیار مهم و حساسی هستند که می‌توانند علاوه بر فعالیت‌های تحقیقاتی روح و انگیزه تحقیق و روش‌های درست پژوهش را در میان دانش آموزان نهادینه کنند.

آموزش پژوهش- محور

این نوع آموزش با آموزش فعالیت محور تفاوتی‌های دارد:
ـ زمان:برخلاف کلاس فعالیت - محور که یک جلسه حدود ۵۰ دقیقه است ، زمان کلاس پژوهشگران طولانی است و گاهی بیش از پنج جلسه زمان لازم دارد.
ـ طراحی:برنامه کلی مشخص است ولی جزئیات آن برخلاف کلاس فعالیت- محور که از پیش دقیقاً مرحله به مرحله مشخص است ، انعطاف پذیر است.
نتایج
نتایج را نه معلم می‌داند و نه دانش آموز و در کتاب درسی هم نیامده است،نتایج پژوهش‌ها به بحث گذاشته و در مورد آن‌ها گفتگو می‌شود.
مواد لازم
مواد لازم مانند بسته‌های آموزشی از پیش آماده نیست بلکه بر اساس تقاضای دانش آموز تعیین می‌شود و معلم و دانش آموز هر دو در تهیه آن مسئولند.
تئوری کار
تئوری کار از پیش مشخص نیست بلکه بر اساس پرسش دانش آموزان و تجارب خود آنها شکل می‌گیرد.
نقش معلم
معلم و دانش آموز با یکدیگر کلاس را کنترل می‌کنند ، معلم قدرت مطلقه در کلاس نیست معلم باید خود را با فضای کلاس همگون کند،درگیری‌های ذهنی برای معلم وجود دارد،کلاس شلوغ است اما یادگیری زیاد اتفاق می‌افتد،معلم و دانش آموز در یادگیری مشارکت دارند و در مورد آنچه یافته‌اند با هم گفتگو می‌کنند،کلاس پر جنب و جوش و به علت تعامل‌های ذهنی دانش آموزان شلوغ است.
نقش دانش آموز
دانش آموز خود روش کار و فهرست مواد و وسایل لازم را می‌نویسد،نتایج به عنوان یافته‌های دانش آموزان است نه نسخه از پیش نوشته شده،کار تدریس بر اساس پرسش فردی یا گروهی دانش آموزان ، دنبال می‌شود،معلم لزوما پاسخ را نمی‌داند چون پرسش را دانش آموز خود طرح می‌کند،ممکن است چندین پاسخ از سوی دانش آموزان وجود داشته باشد،دانش آموز فعال است . از جمله‌های «من می‌خواهم » یا « ما می‌خواهیم که جواب را پیدا کنیم » زیاد استفاده می‌کند،کلاس شلوغ است ودرگیری‌های ذهنی بین دانش آموزان جریان دارد تا حالت تعادل برقرار شود.
ارزشیابی
مدت ارزشیابی محدود و کوتاه نیست،ارزشیابی ناظر به فرایند کار است،برای هر دانش آموز یا هر گروه به تناسب فعالیت فهرست ارزشیابی معینی تهیه می‌شود.
آموخته‌های دانش آموزان
مهارتهای شناختی سطوح بالا مانند مهارت مشاهده در دانش آموزان تقویت می‌شود،نتایجی که با دلایل علمی و منطقی نمی‌خواند ، ریخته می‌شود،از تفاوت‌ها و اختلاف نظرها برای شروع کار استفاده می‌کند،هر فردی را شایسته فهم ، علم و انجام کارهای علمی می‌دانند،علم را به عنوان الگو و شکل دهنده جهان می‌شناسد،علم را یک فرایند پیوسته ، در هم آمیخته و حتی قابل پیش بینی می‌داند،دانش در حین انجام دادن و آموختن علم به دست می‌آید.
استفاده از فناوری اطلاعات
دانش آموزان خود متعهد به یادگیری می‌شوند،دانش آموزان به جستجو سامان داده به تحلیل اطلاعات پرداخته و ایده‌های خود را با دیگران مبادله می‌کنند،دانش آموزان در پروژه یادگیری درگیر می‌شوند،فرصت‌های برابر آموزشی برای همه گروه‌های دانش آموزی قومی فراهم می‌شود،مرزهای کلاسی با جامعه شیشه‌ای شده و ارتباط مستمر و پایداری شکل می‌گیرد،درک اجتماعی دانش آموزان برای مشارکت در انجام پروژه‌های یادگیری افزایش یابد [۳۲].

فهرست منابع

۱- لغت نامه دهخدا، دهخدا، علی اکبر، تهران : موسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران، 1377.
۲- فرهنگ فارسی، محمد معین، امیر کبیر، انتشار: ۱۳۶۴ - دوره چاپ: 4
۳- الصحاح - تاج اللغه و صحاح العربیه، جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح - تاج اللغه و صحاح العربیه، ۶ جلد، دار العلم للملایین، بیروت - لبنان، اول، ۱۴۱۰ ه‍ ق
۴- «احصاء العلوم » ابو نصر محمد بن محمد فارابی، ترجمه حسین خدیوجم، بنیاد فرهنگ ایران، 1348 .
۵- بحارالانوار، ج ۱ و ج ۵۲ محمد باقر مجلسی، بیروت: دار احیاء التراث العربی،
۶- تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهری، ص ۱۹، (انتشارات صدرا، ج سی و دوم).
۷- اصول کافی، ج ۱، ص ۳۷ (انتشارات علمیه اسلامیه - با ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی).
۸- اصل الشیعه و اصولها، تألیف علامه کاشف الغطاء، موسسه الاعلمی، بیروت.
۹- کتاب اسلام و مقتضیات زمان، اثر استاد مطهری، جلد اول، انتشارات صدرا، تهران
۱۰- وسائل الشیعه، محمد بن الحسن حرّ عاملی، (۱۱۰۴ ه)، مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۴ ه./ ج 27.
۱۱- اصول کافی(ط - الإسلامیه) ، کلینی، محمد بن یعقوب، تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
۱۲- شیخ عباس قمی، سفینه البحار، منظمه الاوقاف و الشئون الخیریه ، د ار الاسوه للطبا عه و النشر، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.، ۸ جلد
۱۳- محمد مهدی رضائی، "نگاهی موحدانه به شگفتی‌های آفرینش از زبان امام صادق علیه السلام" (ترجمه توحید مفضل)، نشر جمال، ۱۳۹۰ ش
۱۴- آیت الله جعفر سبحانی- مبانی حکومت اسلامی- [قم ]: موسسه علمی و فرهنگی سیدالشهدا علیه السلام ، ۱۳۷۰.
۱۵- حکیمی، محمدرضا. بعثت، غدیر، ص ۱۲۹، عاشورا، مهدی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377.
۱۶- دانش نامه ی احادیث پزشکی، محمد محمدی ری شهری، مترجم: دکتر حسین صابری، ناشر:سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
۱۷- تحف العقول، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ۱جلد، جامعه مدرسین - قم، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ / ۱۳۶۳ق.
۱۸- اثنا عشریه، سید محمد حسین عاملی، از علمای قرن ۱۱ هـ ، چاپ قدیم، ص 27
۱۹- شهید دستغیب شیرازی، سرای دیگر، دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، 1390.
۲۰- احکام پزشکان و بیماران، آیه الله العظمی حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی، بخش پژوهش مرکز فقهی ائمه اطهار علیه السلام. قم: مرکز فقهی ائمه اطهار علیه السلام، 1386.
۲۱- توضیح المسائل (امام خمینی)؛ خمینی، سید روح اللّٰه موسوی، توضیح المسائل (امام خمینی)، در یک جلد، اول، ۱۴۲۶ ه‍ ق
۲۲- موسی نجفی. انقلاب فرامدرن و تمدن اسلامی (موج چهارم بیداری اسلامی). چاپ دوم. مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۸. ۲۴۹.

برای مطالعه بیشتر

سایت اطلاعات: نقش مدارس و معلمان در تقویت و توسعه تفکر پژوهشی 10/12/95
ویکی پدیا: دوران طلایی اسلام 10/12/95
مقاله قاعده «اختلال نظام»، مفاد و قلمرو آن در فقه - بخش اول 10/12/95
ویکی پدیا: علم 10/12/95
خبر گزاری فارس: بررسی چهارده اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه 10/12/95
خدمات متقابل اسلام وایران، شهید مطهری
کارنامه اسلام، دکتر عبدالحسین زرین کوب
دانشنامۀ جهان اسلام، مجموعه نویسندگان
ویکی فقه : اقسام علم 10/12/95
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: پرسمان/ شماره ۵۸/ تیر1386
ویکی پدیا: علوم اسلامی 10/12/95
پرتال جامع علوم انسانی: علوم اسلامی 10/12/95

پانویس

  1. لغت نامه دهخدا جلد 4 ص 5971 و فرهنگ فارسی ج 1 ص 1103، الصحاح - تاج اللغه و صحاح العربیه؛ ج 5، ص: 1990
  2. لغت نامه دهخدا، ذیل واژه علم
  3. https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%D9%85
  4. «احصاء العلوم » صص 118 - 40، ترجمه حسین خدیوجم، بنیاد فرهنگ ایران، 1348 .
  5. بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۲۰، ح ۵۲. احکام پزشکان و بیماران (فاضل)، ص: 18، فقه القرآن (للیزدی)، ج 4، ص: 331، شرح الکافی، ج 2، ص: 380.
  6. بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۱۸، ح ۴۲.
  7. تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهری، ص ۱۹، (انتشارات صدرا، ج سی و دوم).
  8. اصول کافی، ج ۱، ص ۳۷ (انتشارات علمیه اسلامیه - با ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی).
  9. برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به : اصل الشیعه و اصولها، تألیف علامه کاشف الغطاء، ص 148ـ146، و کتاب اسلام و مقتضیات زمان، اثر استاد مطهری، جلد اول.
  10. اصول کافی، ج1، کتاب فضل العلم، ح 1، ص 35
  11. شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج 2، ص 219
  12. (بحارالانوار، 52/336
  13. رجوع شود به کتاب : محمد مهدی رضائی، "نگاهی موحدانه به شگفتی‌های آفرینش از زبان امام صادق علیه السلام" (ترجمه توحید مفضل)، نشر جمال، 1390 ش
  14. «ú أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَمَا إِنَّ ذَا الْقَرْنَیْنِ قَدْ خُیِّرَ السَّحَابَیْنِ فَاخْتَارَ الذَّلُولَ وَ ذَخَرَ لِصَاحِبِکُمُ الصَّعْبَ قَالَ قُلْتُ وَ مَا الصَّعْبُ قَالَ مَا کَانَ مِنْ سَحَابٍ فِیهِ رَعْدٌ وَ صَاعِقَهٌ أَوْ بَرْقٌ فَصَاحِبُکُمْ یَرْکَبُهُ أَمَا إِنَّهُ سَیَرْکَبُ السَّحَابَ وَ یَرْقَی فِی الْأَسْبَابِ أَسْبَابِ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ خَمْسٌ عَوَامِرُ وَ اثْنَتَانِ خَرَابَان » بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ج 52، ص 321، ح 27
  15. ۱۳۹۳/۰۴/۱۱، بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها
  16. ۱۳۸۲/۰۲/۲۲ ، بیانات در دیدار اساتید دانشگاه شهید بهشتی
  17. آیت الله جعفر سبحانی- مبانی حکومت اسلامی- از صفحه 499 تا 503
  18. آیت الله جعفر سبحانی- مبانی حکومت اسلامی- از صفحه 499 تا 503
  19. (بحارالانوار 1/180
  20. حکیمی، محمدرضا. بعثت، غدیر، ص 129، عاشورا، مهدی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377.
  21. دانش نامه ی احادیث پزشکی، محمد محمدی ری شهری، مترجم: دکتر حسین صابری، ناشر:سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
  22. تحف العقول ص 321
  23. بحار الانوار، ج 1، ص 218)
  24. اثنا عشریه، سید محمد حسین عاملی، از علمای قرن 11 هـ ، چاپ قدیم، ص 27
  25. مقامع الفضل، ج 1، ص: 503، شهید دستغیب شیرازی، سرای دیگر، صص 4 و 80.
  26. ترجمه آیه : و برای [کارزار با] آنها آنچه می‌توانید نیرو و اسبان بسته [و زین کرده] آماده سازید تا بدین وسله، دشمن خدا و دشمن خودتان و دیگران جز اینان را که شما نمی‌شناسید- خدا آنها را می‌شناسد- بترسانید.
  27. برای مطالعه بیشتر : مقاله قاعده «اختلال نظام»، مفاد و قلمرو آن در فقه - بخش اول: http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13941012000064
  28. احکام پزشکان و بیماران، ص 28.
  29. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 353، البته تا جایی که جسد کافر موجود باشد، نباید جسد مومن را تشریح نمود.
  30. تمامی این موارد از برنامه توسعه دوم، سوم، چهارم و پنجم کشور مصوب مجلس شورای اسلامی استخراج شده است و به صورت یک دست در قالب یک توصیه نامه وراهکار عمومی و فراگیر در این مقاله ارائه شده است.
  31. 1388/07/28 بیانات رهبری در دیدار جمعی از بانوان قرآن پژوه کشور
  32. http://www.ettelaat.com/etiran/?p=48450