فرهنگ مصادیق:یادگیری احکام اجتماعی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
یادگیری احکام اجتماعی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: سید فرید قهستانی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم -95/12/7

تعریف لغوی واژگان

یادگیری (تعلّم)

تَعلُّم به معنای یاد گرفتن و دانش آموختن است؛ چنان که تعلیم به معنای آموختن و آموزش دادن است [۱]. مشتقات واژه علم در قرآن کریم بسیار آمده است. در برخی آیات قرآن خداوند خود را معلم و آموزگار معرفی کرده است. به عنوان نمونه در آیه دوم سوره الرحمن می‌فرماید: «الرَحمَن عَلَّمَ القُرآنَ»؛ (خداوند رحمان، قرآن را آموزش و تعلیم داد.) و یا در سوره علق آیات چهارم و پنجم می‌فرماید «اِقرَء وَ رَبُّکَ الأَکرَم* الَّذِی عَلَّمَ بِالقَلَمِ عَلَّمَ الإنسانَ مَالَم یَعلَم»؛ (بخوان! و پروردگار تو بس گرامی است همان کسی که با قلم انسان را آموزش داد؛ به انسان چیزی را که نمی‌دانست، آموخت).
یادگیری بر چه کسی واجب است؟ یادگیری احکام اجتماعی به صورت عمومی بر همه آحاد مکلفان لازم است، اما در حوزه تخصصی و اجرایی تمامی مدیران و مسولان اجرایی نظام اسلامی موظف به یادگیری آن هستند. در حوزه راهبردی و کلان، مدیران ارشد جامعه باید به صورت اجتهادی به یادگیری آن اقدام نمایند.
احکام اجتماعی اسلام
فروع دین به دو دسته کلی فروع عبادی و غیر عبادی تقسیم می‌گردد. فروع غیر عبادی دین عبارت از فروعی است که متعلق به رابطه بین مخلوق با مخلوق بر حسب دستورات الهی است. فروع عبادی عبارت است از فروعی که به تنظیم رابطه مخلوق و خالق می‌پردازد.
در برخی تقسیمات، می‌توان فروع دین را به سه بخش تقسیم نمود:
۱- عبادات:۱-نماز۲-روزه۳-خمس۴-زکات۵-حج.
۲- معاملات شامل عقود:بیع- اجاره-رهن-امانت- نکاح-قرض-وصیت- عاریه-شرکت-وقف-وکالت-جعاله-مزارعه- مساقات-سلف-سلم-مضاربه.
و هم چنین ایقاعات: طلاق- سوگند- ایلاء.
۳- سیاسات :قصاص-حدود-تعزیرات-دیات-امر به معروف و نهی از منکر- جهاد.
در این مقاله منظور از احکام اجتماعی اسلام تمامی احکام غیر عبادی اسلام است که تنظیم کننده رابطه میان مخلوقات با یکدیگر است. به صورت مصداقی مورد ۲ و ۳ بالا، احکام اجتماعی اسلام است.
برای پیشرفت معنوی و اجتماعی لازم است انسان حقائق عالم، و هم نفس خود را، که مرتبط با حقایق و واقعیات عالم است بشناسد ...و اما در ناحیه عمل قوانین صالح اجتماعی را رعایت کند تا شؤون زندگی اجتماعیش صالح گردد، و مفاسد زندگی اجتماعی، او را از برخورداری از علم و عرفان باز ندارد، " قوانین اجتماعی اسلام مثل تکالیف عبادی، خود آنها مقصود اصلی نیستند، بلکه مقدمه برای معرفت خدا و آیات او است". در نتیجه کمترین اخلال یا تحریف یا تغییر دراحکام عبادی و احکام اجتماعی اسلام باعث بی اثر شدن ومحرومیت از مقام عبودیت و باعث اختلال معرفت الهی خواهد شد [۲].

راه شناخت احکام اجتماعی

الف: قرآن

برخی آیات شریفه قرآن، به صورت مستقیم ناظر به زندگی اجتماعی انسان است: مانند آیه شریفه «یَا ایهاالناسُ انا خلقنَاکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عند اللّه اتقیکم انّ اللّه علیم خبیر»( سوره حجرات، آیه ۱۲) (ای انسان ما شما را از زن و مرد آفریدیم و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید. با کرامت‌ترین شما نزد خدا باتقواترین شماست، و یا آیه شریفه «اهم یقیمون رحمه ربّک نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوه الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضاً سخریا و رحمه ربّک خیر مما یجمعون»( سوره زخرف، آیه ۳۲) (آیا آن‌ها رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند ، ما معیشت آنها را بین آنان در حیات دنیا تقسیم می‌کنیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم تا یکدیگر را تسخیر و با هم تعاون کنند و هم دیگر را خدمت نمایند. رحمت پروردگارت از تمام آن چه گردآوری می‌کنند برتر و بهتر است) و یا آیه «و هو الذی خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا»؛ «او کسی است که از آب بشری بیافرید و سپس او را خویشاوند تنی و نا تنی کرد.» (فرقان/ 54)

ب: سنت

یکی دیگر از راه‌های شناخت احکام اجتماعی اسلام مراجعه به روایات معصومین و بررسی احکام شرعی برای رفتار عینی و عملی آنان در جامعه است. ایشان تمامی عمر پر برکت خود را در راه اقامه احکام اجتماعی اسلام صرف نمودند که از مهم‌ترین آن‌ها توجه به اقامه حکومت دینی است که این امر چندان محقق نگردید. چرا که در ابتدا خلافت و حاکمیت غصب شد، تمامی شریان‌های اقتصادی که به آنان واگذار شده بود مصادره و ضبط گردید، و طاغوت‌های دوران تا توان داشتند به انحای گوناگون، مردم را از گرد ایشان با تطمیع و یا تهدید پراکنده می‌کردند. همان گونه که در قران کریم در سوره ذاریات آیه ۶۵ علت خلقت، عبادت ذات باری تعالی مطرح شده است، در آیه ۶۱ سوره هود از انسان خاکی طلب شده است که در زمین آبادانی ایجاد نماید.سنت و سیره اهل بیت سلام الله علیهم از طرفی با عبادت‌های متعارف مانند نماز و روزه بوده است و از طرفی دیگر آبادانی و احیای اموز عالم بوده است. اموری مانند کارو تلاش و بهداشت و خدمات عمومی وایجاد مراکز تولیدی و مزارع و ... . در این موضوع است که بارها تحریم ربا به عنوان یک عامل مخرب اقتصادی، در ردیف با جنگ با خدا مطرح شده است و نماز جماعت را که از ده ماموم بگذرد یا دست نوازش بر سر یتیم را، ثواب بی نهایت را برایش شمرده‌اند. برای شناخت دقیق تر از ابعاد گسترده عنایات معصومین علیهم السلام نسبت به امور اجتماعی، از صغیر و کبیرآن، می‌توان به کتاب ارزشمند«مفاتیح الحیاه» تالیف حکیم متاله، حضرت آیه الله جوادی آملی مراجعه نمود. برخی از مصادیق از این قبیل است: کار و تلاش، حوزه سلامت اجتماعی و محیط زیست، پوشش و لباس در جامعه، مسکن، تعامل انسان با هم نوعان، تفریحات سالم و ورزش، تعامل با بیگانگان، حقوق شهروندی و شهروندان، تعامل مردم و نظام اسلامی.

ج: عقل

انسان ذاتا موجودی است حق گرا و عدالت محور. این مخلوق متفکر با اندیشه ناب خویش، به جهان دانی، جهان داری و جهان آرایی می‌پردازد. از این رو وی حقوق، سیاست، جامعه شناسی، اقتصاد، مدیریت و صدها رشته علمی دیگر را به کار می‌گیرد تا بر اساس برهان و نقل معتبر، جامعه‌ای را بنا نهد. این بنای اعتباری باید هماهنگ با تکوین و خلقت الهی باشد، چرا که عدالت این است که هرچیز در جایگاه خودش قرار گیرد. هیچ کس هم چون خالق این عوالم نمی‌توان انسان را به اصول و قوانین زندگی در عالم آشنا نماید. از این رو یکی از اموری که موجب استحکام اساسی شیرازه جوامع می‌گردد شناخت دقیق این احکام و عمل بر طبق آن است. ذات باری تعالی است که جایگاه زن، مرد، همسایه، قبایل و .... را می داندو حداقل این است که بشر مکلف است در جایگاه شناسی خود، جایگاه مخلوقات را لحاظ نماید.

چیستی احکام اجتماعی

حکومت اسلامی

حکومت اسلامی، حکومتی است که علاوه برآنکه همه ی قوانین و مقررات اجرایی آن برگرفته از احکام اسلام است ، مجریان آن نیز مستقیماً از طرف خدا به اذن خاص یا عام معصوم منصوب شده‌اند.شریعت اسلام مجموعه‌ای هماهنگ با تمامی نیازهای فردی، اجتماعی، مادی و معنوی بشر و در گستره‌ای وسیع، شامل همه ابعاد روابط انسان با خدا، خود و دیگران و حتی با طبیعت است. تحقق یافتن اهداف شریعت بدون توجه به حکومت و ویژگی‌های ضروریِ آن، امکان پذیر نیست و احکام و قوانین حقوقی، قوانین اجتماعی، قوانین سیاسی و قوانین کیفری در یک جامعه تنها در پرتو اقتدار حکومتِ شایسته، جامه عمل می‌پوشد. سیره اجتماعی و سیاسی پیامبر اکرم نیز خود بهترین گواه بر اهمیت و ضرورت وجود حکومتِ شایسته در جامعه اسلامی است [۳]. احکامی که در زمینه حکومت اسلامی و مسائل پیرامونی آن است بسیار زیاد است و زیر بنای تمامی احکام اجتماعی اسلام است. یادگیری این مسائل غالبا متوجه متولیان امور و مدیران جامعه اسلامی است.

امر به معروف و نهی از منکر

در تعریف جامع امر به معروف و نهی از منکر می‌توان چنین گفت: ««واجبی عملی که متمم تمامی فرائض و پشتوانه و تشکیل بقای حکومت اسلامی است این قانون عبارت است از واکنش قلبی، زبانی و یدی نسبت به ترک طاعت و انجام معصیت فعلی. هدف از این واجب، احیای حق و اماته باطل در بعد فردی و اجتماعی است» [۴].

امر به معروف و نهی از منکر در احادیث

روایات ماثوره، فریضتین را، وسیله دعوت به اسلام، رد مظالم، تقسیم بیت المال و غنائم، جمع آوری صدقات و مصرف به حق آن [۵]، راه و روش انبیاء و صلحاء [۶]، برپادارنده واجبات دین، تامین کننده امنیت جامعه، عامل کسب و کار حلال و آبادانی زمین، انتقام گیرنده از دشمنان [۷] بالاترین، مهم‌ترین واجبات [۸]، عامل بقای حیات و تدبیر آن [۹]، سبب وفا[به عهد الهی] [۱۰]، متمم(تکمیل کننده) فرائض دین [۱۱]، علامت مومن [۱۲]، ستون بر پادارنده حکومت و فلسفه وجودی آن [۱۳]، صدقه جاریه [۱۴]، سیره مستمر متشرعه در طول تاریخ نزول وحی و ارسال کتب [۱۵]، معرفی شده است. در بعضی روایات غایت شریعت، اقامه فریضتین و نیز اجرای حدود ذکر شده است که ظاهرا اجرای حدود، ذیل فریضتین دیده نشده است. [۱۶] اولوالامر علاماتی در جامعه دارند که امر به معروف و نهی از منکر یکی از این نشانه هاست. [۱۷]شهادت ائمه معصوم (علیه السلام) هم در همین سیاق است [۱۸]، چرا که به طور کلی قوام امت‌ها [۱۹] و حکومت‌ها [۲۰]، به اقامه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان ضامن اجرای قوانین است؛ ضامنی که در قیاس با سایر واجبات، دریای مواج در مقابل آب دهان است. [۲۱]در پاره‌ای روایات، امر به معروف و نهی از منکر، زیر مجموعه جهاد تبیین شده است. [۲۲] هدف از این واجب بسیار مهم در بخش امر به معروف، اصلاح توده مردم [۲۳]، دلگرمی مومنان [۲۴]و در بخش نهی از منکر، جلوگیری از سفاهت سفیهان [۲۵]، به خاک مالنده بینی منافقان [۲۶] بیان شده است. این تعابیر نشان گر واجبی بسیار مهم و دارای ابعاد بسیار زیاد است که احتمالا ، با توجه به معرفی آن به عنوان فلسفه نظام اسلامی و وسیله برپادارنده دیانت و ...، سنخیتی متفاوت با سایر واجبات داشته باشد. [۲۷]

ضرورت و رکن دین و شعبه ایمان

در جوامع بشری، اگر علمای عامل، با دیدن انحرافات جوامع ، همان راه اصلاح نبوی را درپیش می‌گرفتند و به مبارزه با طاغوت و طاغوتیان ادامه می‌دادند، ضامن بقا و حیات اقوام بشری می‌شدند. اما با فاصله گرفتن روحانیان و داعیان الی الله از اصلاح جامعه، کم کم گناه هم چون سیل بنیان کن، راه خود را در پیش می‌گرفت و ارمغانی جز فنا و ناپیداری را به بار نمی‌آورد.
« إِنَّهُ إِنَّمَا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ حَیْثُ مَا عَمِلُوا مِنَ الْمَعَاصِی وَ لَمْ یَنْهَهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ ذَلِکَ وَ إِنَّهُمْ لَمَّا تَمَادَوْا فِی الْمَعَاصِی وَ لَمْ یَنْهَهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ ذَلِکَ نَزَلَتْ بِهِمُ الْعُقُوبَاتُ فَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ». [۲۸](همانا قبل از شما به این علت نابود شدند که زمانی که مرتکب گناهان می‌شدند علمای ربانی و قدیسان دانشمند اهل کتاب آن‌ها را نهی نمی‌کردند و هنگامی که به گناه آلوده می‌شدند، و علمای ربانی نهی از منکر نمی‌نمودند، مجازات‌های الهی نازل می‌شد پس امر به معروف و نهی از منکر نمایید....)

نظارت عمومی مردم بر مردم

بر عکس نظام‌های غیر دینی قیم مآبانه که حکومت، متکفل تمامی امر و نهی هاست، در دیدگاه دین اسلام، نقش نظارتی مردم در حکومت‌های دینی بسیار پر رنگ است: «تَعَاطَوُا الْحَقَّ بَیْنَکُمْ وَ تَعَاوَنُوا بِهِ دُونِی وَ خُذُوا عَلَی یَدِ الظَّالِمِ السَّفِیهِ وَ مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ». [۲۹] (بین خودتان به حق رفتار نمایید و با هم در این باره همکاری نمایید و ظالم بی خرد را از این امور بازدارید و امر به معروف و نهی از منکر نمایید)
این واجب مهم الهی دارای مراتب سه گانه قلبی، لسانی و یدی است که در مقاله امر به معروف و نهی از منکر بدان به صورت تفصیلی پرداخته شده است. یادگیری مراتب و شرایط این فریضه مهم یک معروف بزرگ است.

جهاد

شناخت احکام اجتماعی اسلام و عمل به آن ضامن تشکیل جامعه اسلامی است و جهاد یکی از مهم‌ترین احکام اجتماعی اسلام است که نقش پاسداری از آن را به عهده دارد. یادگیری احکام جهاد، اگر چه متوجه عموم مکلفان نیز می‌گردد، اما در اصل متوجه مدیران جامعه اسلامی است که در خط مقدم یادگیری این احکام قرار دارند.
در منابع جامع فقه شیعه ، گاه مباحث مربوط به جهاد در ضمن مباحث دیگر، مانند حدود و امر به معروف و نهی از منکر، مطرح شده است .
اقسام جهاد:
جهاد ابتدایی
جهاد ابتدایی به معنای جنگ با مشرکان و کفار برای دعوت آنان به اسلام و توحید و برقراری عدالت است .در این نوع از جهاد، که مسلمانان آغازگر نبرد اند، هدف ، از بین بردن سیطره کفر و فراهم آوردن امکان گسترش دین الهی است.
جهاد دفاعی:
عبارت است از پیکار با هدف دفاع از اسلام و سرزمین‌های اسلامی در برابر دشمن مهاجمی که اساس اسلام را تهدید می‌کند یا قصد استیلا بر سرزمین‌های اسلامی و ناموس و اموال مسلمانان و یا کشتن گروهی از مسلمانان را دارد. [۳۰]

حدود و تعزیرات

حدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است. حد از نظر اصطلاح به آن عقوبتی می‌گویند که برای آن در کتاب و سنت معین شده است. در مقابل آن اصطلاح دیگری به نام تعزیر وجود دارد. تفاوت حد و تعزیر در چند امر است: ۱- در «حدود» قسم معتبر نیست. ۲- حد کفالت بر نمی‌دارد. ۳- امام می‌تواند حد را عفو کند، منتها به شرط اینکه با بیّنه ثابت نشود بلکه با اقرار ثابت شود.
باتوجه به اهمیت موضوع حدود، در منابع جامع فقهی، معمولا مبحثی اصلی به حدود اختصاص دارد. علاوه بر این، فقها در ضمن دیگر مباحث فقهی (مانند لِعان ، شهادت ، اطعمه و اشربه ، امر به معروف و نهی از منکر )، به احکام حدود نیز پرداخته‌اند. حدود بسته به نوع جرائم، اشکال و انواعی دارد: سنگسار ( رَجم ) برای زنای مُحصَن یا محصنه (مرد یا زن متأهل)، صد ضربه تازیانه برای زنای غیرمحصن یا غیرمحصنه، هشتاد ضربه تازیانه برای قذف و شراب خواری (جَلْد)، به دار آویختن (صَلب) برای محاربه، بریدن انگشتان دست به جرم سرقت، و تبعید در پاره‌ای موارد مانند محاربه، قوّادی و زنای محصن. گاهی تکرارِ جرمِ مستوجبِ حد، موجب تغییر نوع حد می‌شود، مانند بریدن پای سارق در بار دوم، حبس ابد در بار سوم و قتل او در بار چهارم. در بیش تر موارد، تکرار جرمِ حدی در بار سوم یا چهارم، مشمول مجازات مرگ می‌گردد. [۳۱]
آموزش و تعلیم و تعلم این احکام نقش مهمی در امنیت و سلامت اقتصادی و اخلاقی جامعه اسلامی دارد.

خمس و زکات

اداره هر مجموعه‌ای هر چند کوچک، نیاز به پشتوانه اقتصادی دارد. این پشتوانه در برخی از نظام‌های اقتصادی صرفا با مالیات، در بسیاری از ممالک، همراه با فروش ذخایر طبیعی و یا خدمات اجتماعی است. دو برنامه اقتصادی عمده اسلام عبارت است از خمس و زکات.
خمس یکی از واجبات اقتصادی اسلامی است [۳۲]. خمس عبارت است از ثبوت حقّی به مقدار یک پنجم در اموال انسان که خداوند برای خود، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله، امامان معصوم علیهم السّلام و- به جای صدقه و زکات- برای مستحقان از بنی هاشم، بر بندگان واجب کرده است.عنوان خمس در قرآن کریم به کار رفته و در فقه بابی مستقل بدان اختصاص یافته که احکام آن به تفصیل در این باب آمده است. [۳۳] برای آگاهی از احکام خمس وزکات به رساله مراجع عظام به مقالات مربوط مراجعه کنید.
بنابراین شناخت احکام اقتصادی اسلام و تدریس وتحصیل آن از واجبات روشن در زندگی اجتماعی است.

یادگیری مشاغل مورد نیاز

اسلام مال و ثروت را به عنوان ستون فقرات جامعه انسانی می‌داند و فرد و گرهی که فاقد مال هستند، از آن جهت که فقیرند ستون اقتصادی آن‌ها را در هم شکسته می‌داند [۳۴]. چنین جامعه‌ای به راحتی مورد تحریم اقتصادی از سوی مستکبران قرار می‌گیرد و در هم شکسته می‌شود: «أموالَکُم الّتِی جَعَلَ اللهُ لکُم قیاماً»(نساء: ۵) (اموال شما که قوام و ایستادگی شما را خداوند به واسطه آن قرار داده است). به عبارت دیگر مال و تولید آن و مشاغل مولد ثروت در جامعه به منزله خون در عروق جامعه‌اند و با نابودی اقتصاد در حقیقت جامعه به خطر انقراض می‌افتد. از این روست که نباید سرنوشت اقتصادی جامعه را به دست سفیهان و بی خردان قرار داد: «و لا تُوتُوا السُّفهَاءَ اَمولَکُم التی جَعَلَ اللهُ لکُم قیاماً» (نساء: ۵) (و اموالتان را که خدانوند قوام و ایستادگی شمارا به واسطه آن قرار داده است به سفیهان و بیخردان ندهید).
رفاه اقتصادی جامعه در گرو دو عنصر اساسی است: کوشش در تولید و قناعت در مصرف. [۳۵] مقصود از تولید هر کوشش مقدسی بر تامین زندگی و پیشرفت اقتصادی است که شامل کشاورزی، دامداری و صنعت و مانند آن‌ها می‌شود. کار و کوشش برای کسب مال حلال به گونه عام و تولید به صورت خاص مورد توجه قرار گرفته است:
«عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ أَنَّهُ قَالَ رَآنِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ قَدْ تَأَخَّرْتُ عَنِ السُّوقِ فَقَالَ لِی اغْدُ إِلَی عِزِّک » [۳۶] (معلی بن خنیس می‌گوید امام صادق علیه السلام مرا دید که دیرتر به سمت کسب و کارم در بازار رفته‌ام. فرمود: بامدان به سوی عزت خود (محل کسب) برو!) هم چنین در روایت بر این تاکید شده است که فرآیند تولید امری مقدس و از ایمان است:«أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِصْلَاحُ الْمَالِ مِنَ الْإِیمَانِ» [۳۷](اصلاح و بهره آور ساختن مال از ایمان است)
از این رو است که امام با قر علیه السلام می‌فرماید: «هر که در دنیا برای بی نیازی خود از مردم و گشایش بر خانواده خویش و ابراز محبت به همسایه اش در جستجوی روزی باشد، خدای بزرگ اورا در روز قیامت در حالی دیدار می‌کند که چهره اش همانند ماه شب چهارده می‌درخشد».
(مَنْ طَلَبَ [الرِّزْقَ فِی ] الدُّنْیَا اسْتِعْفَافاً عَنِ النَّاسِ وَ تَوْسِیعاً عَلَی أَهْلِهِ وَ تَعَطُّفاً عَلَی جَارِهِ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَیْلَهَ الْبَدْرِ). [۳۸]
اجتهاد وتقلید فقط در احکام عبادی نیست در احکام اقتصادی و سیاسی و نظامی و فرهنگی و بهداشتی هم جریان دارد و تعلیم وتعلم آن مورد نیاز فرد وجامعه است.البته بسیاری از احکام اجتماعی واجب کفایی و در قلمرو وظیفه مدیران است نه واجب عینی.

احکام اسلام در باب نظافت، بهداشت

رسول خدا صل الله علیه وآله، نظافت را مانند تقوا وظیفه همگانی و همیشگی و همه جانبه مسلمانان توصیف می‌نماید. همان گونه که قرآن در باره تقوا فرموده است: تا می‌توانید از خدا پروا کنید (فاتقُواللهَ ما استَتطعتُم) (تغابن: ۱۶) آن حضرت در مورد نظافت می‌فرمود: «با هر ابزار که می‌شود، از نظافت و پاکیزگی پاسداری کنید زیرا بنیان اسلام بر نظافت و پاکیزگی پاسداری کنید، زیرا بنیان اسلام بر نظافت و بهشت برای فرد نظیف آماده شده است»
تنظّفوا بکلّ ما استطعتم فإنّ اللَّه تعالی بنی الإسلام علی النّظافه و لن یدخل الجنّه إلّا کلّ نظیف. [۳۹]
این احادیث در مورد بهداشت جامعه قابل توجه است:
اهمیت بهداشت محیط که به درخت و گیاهان بستگی دارد به حدی است که رسول خدا صل الله علیه و آله به گروهی که برای جنگ آنان را اعزام می‌نمود سفارش درختان را می‌کرد: (وَ لَا تَقْطَعُوا شَجَرَهً إِلَّا أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَیْهَا) [۴۰] (درختان را قطع نکنید مگر آن که مجبور گردید). رسول خدا صل الله علیه و آله می‌فرماید: کسی که مکان عمومی را آلوده کند ملعون است.( ثَلَاثٌ مَلْعُونَاتٌ مَلْعُونٌ مَنْ فَعَلَهُنَّ الْمُتَغَوِّطُ فِی ظِلِّ النُّزَّال ) [۴۱] . امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: (ُ لَا تَطِیبُ السُّکْنَی إِلَّا بِثَلَاثٍ الْهَوَاءِ الطَّیِّبِ وَ الْمَاءِ الْغَزِیرِ الْعَذْبِ وَ الْأَرْضِ الْخَوَّارَهِ) [۴۲] (زندگی در سرزمینی بدون این سه عامل حیاتی گوارا نیست: هوای پاک و تمیز، آب فراوان و گوارا، زمین حاصل خیز و کشت پذیر). رسول خدا صلی اللّه علیه وآله وسلّم«اکنسوا افنیتکم ولاتشبّهوا بالیهود» [۴۳] فضای جلو خانه خود را، جارو بزنید و تمیز کنید و مانند یهودیان کثیف نباشید.

اسلام و قانون گذاری

رکن اساسی آئین اسلام، توحید است. از دیدگاه اسلام، نه تنها خداوند متعال خالق هستی است (توحید در خالقیت) بلکه همو به تنهایی و بدون هیچ شریکی جهان را تدبیر می‌کند (توحید در ربوبیت تکوینی) و نیز قوانین حاکم بر شهروندان و جوامع بشری را وضع می‌کند(توحید در ربوبیت تشریعی) و شهروند مکلف است که تنها از دستورات و قوانین او اطاعت کند (توحید در عبودیت) . تا بتواند شهروندی نمونه برای باری تعالی بوده و با عمل به حقوق شهروندی که از طرف شارع مقدس وضع شده سعادت دنیا و آخرت خود را تضمین نماید.
سیستم حقوقی اسلام نیز از این قاعده مستثنی نیست و بنابراین قواعد حقوق شهروندی، همه به جعل و اعتبار الهی، اعتبار و مشروعیت پیدا می‌کنند، البته در جای خود ثابت شده است که جعل حکم و قانون توسط خداوند حکیم، علیم، هرگز گزاف نبوده و دستورات او بر اساس واقعیات جهان هستی و واقعیات انسان و شناخت کامل از حق و حقوق شهروند و نیز مصالح و مفاسد نفس الامری در جهت رسیدن به کمال مطلوب و حقیقی او است. واقعیات، مصالح و مفاسدی که جز خداوند، کسی بر آنها آگاهی کامل ندارد چرا که او خالق هستی و انسان است و به همین جهت جعل قانون هم اختصاص به او دارد. تا با جعل قوانین و مقررات شهروندی توسط قادر متعال و عمل نمودن به این قوانین توسط مخلوق هدف خلقت انسان محقق تا شهروندان بتوانند با کمال آرامش و رفاه و برابری در دنیا زندگی کرده و آخرت خود را نیز در سایه عمل به همین دستورات که دنیایشان آباد شده آخرتشان نیز آباد گردد.

ضرورت یادگیری

از دیدگاه عقل

انسان در درون خود احساسات اصیل نسبت به علم و آگاهی هرچه بیشتر در خود دارد. آیا ممکن است ما این نظام عجیب را در این جهان پهناور مشاهده کنیم و علاقه نداشته باشیم سرچشمه این نظام را بشناسیم؟ آیا ممکن است انسانی که سالیانی دراز را برای کشف خواص مواد طبیعی می‌گذارد و یا زحمات بسیاری برای یک اختراع می‌کند، شوق دانستن در او نباشد؟ آیا ممکن است انسان نخواهد سرچشمه اصلی دریای بی کرانی خلقت که از ازل تا ابد را فرا گرفته بشناسند؟
این‌ها انگیزه‌ها و گرایشاتی است که ما را به سوی «معرفه اللَّه» و «شناخت دین او» دعوت می‌کند، عقل ما را به این راه می‌خواند، عواطف ما را به این سو جذب می‌کند، و فطرت ما را به این سمت می‌راند.
بعد از مرحله شناخت، نوبت به مرتبه التزام عملی به دستورات خالق و رب فرا می‌رسد. از این رو ضرورت دارد که انسان بعد از شناخت اصول، به سراغ خواسته‌های مولی برود و اعمال و رفتار خود را مطابق با میل او تنظیم نماید. صد البته این احکام و آداب نیاز به یادگیری و تحصیل دارد که عقل حکم به ضرورت یادگیری آن می‌نماید. با توجه به اینکه مولی حکیم فقط عبادیات را از انسان نخواسته است و انسان نیز به ناچار به یک نظامنامه اجتماعی تن می‌دهد، نیاز به شناخت و تبعیت از احکام اجتماعی دین الهی دارد.

لزوم شناخت واقعیت

خداوند انسان را چنان آفریده است که او همواره در پی راه یافتن به حقیقت است و جز از این رهگذر ارضا نمی‌شود و بخشی از پیشرفت دانش انسانی وامدار این انگیزه است. حقیقت طلبی را «غریزه کنجکاوی» نیز می‌گویند که انسان را به شناخت آفریدگار جهان وامی دارد. قرآن نیز بر وجود این انگیزه در انسان اشاره کرده است و از آن برای هدایت او بهره می‌برد [۴۴].

شکر منعم

انسان ذاتاً مایل است هر کس را که بدو احسان می‌کند، سپاس بگزارد و نعمت را شکر کند. این انگیزه از انگیزه‌های توانمندی است که انسان را مجبور می‌سازد تا ولی نعمت خویش را بازشناسد. عالمان اسلامی نیز از دیرباز «شکر منعم» را از انگیزه‌های اصلی شناخت خدا دانسته‌اند [۴۵]. آیاتی از قرآن که نعمت‌های الهی را برمی شمارند، در حقیقت می‌خواهند این خواسته درونی انسان را بیدار سازند [۴۶]. از امام صادق (ع) نقل کرده‌اند: «چه زشت است که از عمر انسان هفتاد یا هشتاد سال بگذرد و در ملک الهی زندگی کند و از نعمت‌هایش بهره بَرَد؛ ولی خدا را، آن سان شایسته است، نشناسد. برترین فریضه انسان این است که خدا را بشناسد و به بندگی اش اقرار کند» [۴۷].

حس پرستش

هدف اصلی از عبادت، راه یافتن به جوار قرب آن کمال مطلق، و هستی بی پایان، و انعکاس پرتوی از صفات کمال و جمال او در درون جان است که نتیجه اش فاصله گرفتن از هوی و هوسها، و روی آوردن به خودسازی و تهذیب نفس است.
این هدف جز با عبادت «اللّه» که همان کمال مطلق است امکان پذیر نیست. [۴۸]که از قدیم‌ترین مورخان جهان مورد بررسی قرار گرفته، نشان می‌دهد که دینی در میان هیچ قومی وجود نداشته است، بلکه هر کدام به نوعی نسبت به یک مبدأ علم و قدرت در عالم هستی معتقد و مؤمن بوده‌اند و او را پرستش می‌کردند.
بعد چهارم روح انسانی که گاه از آن تعبیر به گرایش به کمال مطلق یا «بعد قدسی و یزدانی» می‌کنند همان است که انسان را به سوی مذهب دعوت می‌کند، و بی آنکه نیازی به دلیل خاصی داشته باشد به وجود آن مبدأ بزرگ مؤمن می‌شود. [۴۹]

از دیدگاه قرآن

از منظر قرآن مجید، یادگیری عقائد الهی و تعبد به دستورات الهی، اعم از احکام عبادی فردی و یا عبادی- اجتماعی ضرورتی است که بر تک تک مکلفان واجب بلکه ضروری است. آیات شریفه‌ای چون آیه نفر به این حقیقت اشاره می‌نماید: (وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ) (توبه/ ۱۲۲) (مؤمنان همگی نباید سفر کنند، چرا از هر گروه از ایشان دسته‌ای سفر نکنند تا در کار دین، دانش اندوزند، و چون بازگشتند قوم خویش را بیم دهند، شاید آنان بترسند)

از نگاه فقه اسلامی

از دیدگاه فقهی، یادگیری احکام اسلامی، اعم از عبادی و اجتماعی، اهمیت فوق العاده‌ای دارد. راه بدست آوردن و یادگیری احکام اجتماعی، هم چون احکام عبادی عبارت است از: اجتهاد، احتیاط، تقلید: « واجب است بر هر مکلفی که در عبادات و معاملات خود یا عمل به اجتهاد نماید و یا تقلید کند و یا عمل به احتیاط» [۵۰].
در احکام اجتماعی، یادگیری تقلیدی این احکام بر عموم مکلفان لازم است. اما یادگیری اجتهادی آن برای مدیران و تصمیم گیران اجتماعی لازم است.

الف: یادگیری از طریق تقلید

خداوند متعال، بر قاعده عقلائی سوال از جاهل از عالم در آیه شریفه (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) (از اهل ذکر(عالمان) اگر نمی‌دانید بپرسید)[ أنبیاء/ ۷، نحل/ ۴۳.] تاکید می‌ورزد. خدای حکیم انسان را بی هدف و رها و بدون برنامۀ مشخص در زندگی فردی و اجتماعی نیافریده است و با توجه به این نکته که دین برای هر یک از رخدادها و پدیده‌های زندگی فردی و اجتماعی موضع و حکم مشخصی دارد عقل حکم می‌کند که باید موضع دین را در هر یک از آنها بدست آورد. اما آیا هر کس با هر اندازه پشتوانه علمی و هر مقدار آگاهی از مبانی دین می‌تواند به این مهم نایل آید؟
بنابراین راه بدست آوردن نظرات دین چه در اصول و چه در فروع اجتماعی یا عبادی، مراجعه به منبع قرآن و عترت پیامبر (ص) است، و در زمان غیبت امام معصوم (ع) بنابر آنچه در توقیع شریف آمده است باید به حاملان علوم اهل بیت (ع) و روات احادیث مراجعه نمود: «و أما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلی رواه أحادیثنا»(در حوادث و اتفاقات، به راویان احادیث ما (عالمان دینی که درک صحیحی از منظومه قرآنی –روایی دارند) مراجعه کنید)[کمال الدین: ۲/ ۴۸۵]. جالب این است که اگر چه تعبیر «الحوادث الواقعه»، شامل احکام عبادی نماز، روزه و حج و ... می‌شود، اما ظهور بیشتری در احکام اجتماعی و حوادث مهم سطح جامعه اسلامی و حتی برون مرزی دارد. روش و سیرۀ عقلاء در هر علمی پرسش از دانشمندان و کارشناسان همان علم بوده و هست و این روش در عمل مورد تأیید و امضاء شارع نیز قرار گرفته است. ارجاع ائمه (ع) پرسش کنندگان را به اصحاب مورد وثوقی چون یونس بن عبد الرحمن، ابان بن تغلب، ابا بصیر و زکریا بن آدم، تثبیت این روش عقلائی است. در ضروریات نیازی به تقلید نیست، مثل وجوب نماز و روزه و مانند اینها و هم چنین در یقینیات. هر گاه از برای مکلف به آن یقین حاصل شود، و در غیر این دو واجب است تقلید، اگر مجتهد نباشد و احتیاط هم برای او ممکن نشود. و اگر احتیاط ممکن باشد، مخیر است ما بین آن و بین عمل به تقلید [۵۱].

ب: یادگیری از طریق اجتهاد [۵۲]

یکی دیگر از راه‌های یادگیری احکام اجتماعی اجتهاد است. فقهای شیعه از رهگذر دانش فقه و اصول، فروع دین را از متون دینی استخراج و استنباط می‌کنند و احکام عملی شریعت را به دست می‌دهند. دانش فقه و اصول، از دانش‌های اسلامی هستند که در قلمرو فروع دین، به پرسش‌های انسان پاسخ می‌دهند و وظایف او را مشخص می‌سازند. منابعی که فقها از آنها بهره می‌جویند عبارت اند از: کتاب (قرآن)، سنّت (حدیث)، اجماع و عقل [۵۳].
به طور دقیق تر اصطلاح اجتهاد در فقه اسلامی به معنای استنباط احکام شرعی با شروطی خاص از منابع فقه یا «استنباط احکام و وظایف عملی شرعی از ادله و اصول». کسی را که به توانایی اجتهاد رسیده است، مُجتهد گویند. اجتهاد نیازمند آموختن شاخه‌های مختلفی از علوم دینی و ادبی است و طُلاب علوم دینی برای رسیدن به اجتهاد سال‌ها در آموختن ادبیات عرب، اصول فقه، منطق، آیات الاحکام، رجال و درایه، نظریه‌های فقهای متقدم، تفسیر قرآن و جز آن تلاش می‌کنند. بنابر فقه شیعه، اجتهاد واجب تخییری است بدین معنا که هر مکلفی مخیر است یا اجتهاد کند یا به واسطه تقلید از مجتهد و یا با احتیاط، احکام شرعی خود را به دست آورد. از سویی دیگر، اجتهاد برای حفظ احکام شرعی از فراموشی و برای پاسخگویی به مسائل فقهی مسلمانان، واجب کفایی است [۵۴].
در مورد احتیاط و برخی از زوایای آن، نظر به این دو استفتا، خالی از لطف نیست، چرا که هم به چگونگی احتیاط و هم به مشکل بودن عمل به احتیاط اشاره می‌نماید:
س ۲: به نظر شریف حضرتعالی(حضرت آیه الله العظمی خامنه‌ای)، عمل به احتیاط بهتر است یا تقلید؟
ج: چون عمل به احتیاط مستلزم شناسایی موارد و چگونگی احتیاط و صرف وقت بیشتر است، بهتر آن است که مکلّف در احکام دین از مجتهد جامع الشرایط تقلید کند.
س ۳: قلمرو احتیاط در احکام دین در بین فتاوای فقها چه اندازه است؟ آیا رعایت آرای فقیهان گذشته نیز لازم است؟
ج: مراد از احتیاط در موارد آن، رعایت همه احتمالات فقهی است؛ به طوری که مکلّف مطمئن شود که به وظیفه خود عمل کرده است. [۵۵]

نتایج و آثار یادگیری

۱- جریان حس عبودیت در تمامی ابعاد زندگی
آدم آفریده شد تا خلیفه خداوند در زمین باشد و در فرایند جای گیری در این مقام در نخستین آزمون، از او اطاعت مطلق و بی چون و چرا خواسته شد، اما بی درنگ پس از نافرمانی از بهشت رانده می‌شود، تا این لغزش را با پیروی خود از هدایت‌های الاهی جبران نماید؛ و بدین سان، نسل وی در زمین به دو دستۀ مؤمن و کافر تقسیم می‌شوند. [۵۶]
در ادامۀ ماجرا پیامبران الهی پیاپی برای ابلاغ فرمان تعبد انسان در برابر خدا و تجدید عهد با وی برانگیخته می‌شوند. [۵۷]
این فرمان از معنایی ساده و روشن و در عین حال از گستره‌ای وسیع به اندازۀ تمام زندگی انسان برخوردار است و هیچ استثنا و تبصره‌ای نمی‌پذیرد؛ زیرا انسان همۀ هستی و هویت انسانی خود را از خداوند دارد و خود هیچ استقلالی در زندگی ندارد. [۵۸]
۲- تشکیل جامعه پاکیزه و متعالی
"همانطور که در صدر اسلام، اسلام آمد و چراغ علم و معنویت را در دنیا روشن کرد. اسلام آمد و به همان اندازه که جوامع فاتح صدر اسلام از معنویات برخوردار بودند، عدالت اجتماعی را در سطح عظیمی از دنیا مستقر کرد و در سطح دنیا به تربیت انسانها پرداخت". [۵۹]
۳- آرامش روانی فردی و اجتماعی
الا بذکر الله تطمئن القلوب (سوره رعد /آیه ۲۸)،از نظر روان پزشکان ،اضطراب با یک احساس منتشر و مبهم دلواپسی که اغلب ناخوشایند و بدون دلیل است مشخص می‌شود که معمولا با یک یا چند مشکل جسمی همراه است. اضطراب ،گاهی به شکل طبیعی در اشخاص سالم بروز می‌کند و گاهی به شکل بیمار گونه و دائمی در می‌آید که نیاز به درمان و مراقبت پزشکی دارد.با اینکه دلایل علمی گوناگونی از دیدگاه‌های مختلف به عنوان دلایل بروز اضطراب و تشدید آن ارائه شده است اما دور شدن از ایمان مذهبی،به عنوان یک عامل مهم در بروز اضطراب نقش غیر قابل انکاری دارد و به این ترتیب نقش پیشگیری کننده و حتی درمان کننده مذهب در مورد اضطراب قابل بررسی است نقش مذهب در اجتماع و سلامت آن همان نقش مذهب در حوزه فردی است. آرامش حاکم بر روح و روان و در نتیجه آن سلامت جسم اشخاص و جوامع مذهبی ،در مقایسه با آشفتگی روانی و جسمی و اضطراب لا مذهب‌ها از دیر باز مورد توجه پزشکان بوده است.

راهکار اجرایی این فریضه در زندگی اجتماعی

تدوین کتب جامع احکام اجتماعی

یکی از مهم‌ترین روش‌های تعمیق تفکر اسلام جامع نگر می‌توان به تدوین کتب جامع در زمینه‌های احکام اجتماعی اشاره نمود. در این کتاب‌های باید به این عناوین پرداخته شود:
عوامل بروز دیدگاه جدایی دین از سیاست، استعمار، مروّج جدایی دین از سیاست، دلایل حضور دین در سیاست و اقتصاد و ... تمدن کهن اسلامی و پایه ریزی شدن توسط احکام اسلامی

آموزش احکام اجتماعی در رسانه‌ها

بی تردید رسانه‌ها نقش مهمی در آموزش و تربیت کودکان و بزرگسالان ایفا می‌کنند، چرا که بخش زیادی از زندگی افراد جامعه، در کنار این وسایل سرشار از اطلاعات و داده‌ها سپری می‌شود. وسایل ارتباط جمعی، تمام جهات و ابعاد زندگی انسان‌ها، اعم از بی سواد و با سواد را پوشش می‌دهد. همه جا و به همه صورت، پیام وسایل ارتباط جمعی شنیده می‌شود و امواج این وسایل به همه روزنه‌ها و آنچه در تمامی تاریخ انسان حریم امن او تلقی می‌شد، رسوخ کرده است. این وسایل، اعم از مکتوب (مثل روزنامه‌ها ومجلات) و غیرمکتوب ( مثل رادیو وتلویزیون) بزرگترین سهم را درراه انتقال میراث فرهنگی و فکری و تربیت افراد جامعه به عهده دارند که تعالی فرهنگ و تربیت انسانی را موجب می‌شوند. [۶۰] باید خاطر نشان کرد که اگر چه انسان‌ها می‌توانند ازاین ابزارهای فرهنگی مدرن و جدید در راه رسیدن به تعالی و تربیت صحیح استفاده کنند، اما نباید ازاین نکته غفلت ورزند که این وسایل می‌تواند انسان‌ها را به انحراف، فساد و انحطاط سوق دهد. امام خمینی (ره) می‌فرماید: «این دستگاه‌ها که مربیان فرهنگی جامعه امروزند، باید وسیله تربیت ملت باشند، یعنی نه تنها نباید با اشاعه ابتذال مانع رشد فرهنگی وضد تربیتی شوند، بلکه باید مربی بوده و جامعه را تربیت کنند [۶۱]. امام خمینی (ره) که نه فقط به عنوان یک مرجع ومجتهد جامع الشرایط و فقیه اعلم در عصر حاضر، بلکه به عنوان یک فیلسوف ومربی بزرگ تعلیم و تربیت بشر مطرح، و افکار و اندیشه‌های او از جامعیت و ژرف اندیشی فراوانی برخوردار است، در مورد اهمیت تربیتی رادیو وتلویزیون نسبت به سایر رسانه‌های جمعی می‌فرماید:
«شما این را مثل سایر رسانه‌های گروهی حساب نکنید ، این یک وضعیت خاصی دارد که این بچه‌های دو سه ساله، سه چهارساله، به این نگاه می‌کنند و از این روح آنها اثر گذاشته می‌شود تا پیرمردها، تحت تأثیر واقع می‌شوند واین یک دستگاهی است که در خدمتگزاری می‌تواند بهترین دستگاه‌ها باشد و درخیانت می‌تواند بالاترین خیانت را بکند. از تمام دستگاه‌های تبلیغاتی الان، امروز نقش رادیو و تلویزیون از همه دستگاه‌ها بالاتر است. اگر این اصلاح بشود یک کشور را می‌تواند اصلاح بکند و اگر خدای نخواسته انحراف در این باشد یک کشور را می‌توان منحرف کند. اینهایی که سواد ندارند، خوب، فیلم‌ها را تماشا می‌کنند، حرف‌ها را هم می‌شنوند، آنها هم که سواد دارند خوب هست، اینطور نیست که این مخصوص به یک دسته‌ای باشد. بچه‌های کوچولو می نیشنند و این عروسک‌هایی که آنجا چه می‌شود مثلا تماشا می‌کنند و فیلم‌ها را تماشا می‌کنند، اگر انحراف در اینها باشد، آنها را از همان بچگی منحرف می‌کند. این از مدرسه‌ها بالاتر است، این مدرسه عمومی سرتاسری کشور است... لهذا مسئولیت این، یک مسئولیت بسیار بزرگی است و خدمت در اینجا هم یک خدمت ارزنده بسیار بزرگی است.» [۶۲]

اجرای احکام اجتماعی در نظام کشور

برای تعمیق یادگیری احکام اجتماعی باید به احیای فقه معاملات و فقه الاجتماع با این محورها روی آورد:
۱- موضوع شناسی اقتصادی برای پاسخ گویی به سؤالات فقهی
۲- استنباط احکام فقهی اقتصادی و مسائل مستحدثه در حوزه معاملات
۳- طراحی ابزارها و شیوه‌های معاملاتی مورد نیاز جامعه بر اساس فقه اسلامی
۴- تدریس ابواب مختلف فقه اقتصادی و دروس اقتصاد اسلامی
۵- تشکیل شورای فقهی در وزارتخانه‌ها و نهادهای اداری.
۶- انجام پژوهش­های نوین و تالیف کتب و مقالات تخصصی در حوزۀ فقه الاداره و فقه الاقتصاد و فقه روابط خارجی.

سایت‌

http://fa.wikishia.net/view/%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%AF

کتب

مجموعه آثار شهید مطهری، (مجلداتی که در مورد بخش‌های اجتماعی اسلام بیشتر بحث شده است: از جلد ۱۶ تا 25)
محمد(صلی الله علیه و آله) پیامبری برای همیشه، نام نوبسنده : استاد حسن رحیم پور ازغدیر، مجموعه گفتارهای طرحی برای فردا
مفاتیح الحیات، حضرت آیه الله العظمی جوادی آملی، نشر اسراء، قم

مقالات

http://rahimpour.ir/?siteid=505&pageid=42959
http://esra.ir/
http://www.leader.ir/fa/services/2/%D9%81%D9%82%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%B1%D8%B9%DB%8C

فهرست منابع

1 لغت نامه دهخدا، ، دهخدا، علی اکبر ، چاپ سیروس ، ۱۳۴۱ ، تهران .
2 الصحاح - تاج اللغه و صحاح العربیه، جوهری، اسماعیل بن حماد ، ۶ جلد، دار العلم للملایین، بیروت - لبنان، اول، ۱۴۱۰ ه‍ ق
3 آموزش عقاید، مصباح یزدی، محمد تقی، م : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره ) ‫، ۱۳۸۲‬‬‬‬‬
4 تلخیص المحصّل ، نصیرالدین طوسی، محمدبن محمد، دارالاضواء، بیروت، چاپ دوم ، 14-5
5 مجمع البحرین، طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین - تهران، چاپ: سوم، ۱۳۷۵ش.
6 فرهنگ علم کلام، احمد خاتمی، - تهران، چاپ: اول، ۱۳۷۰ ش.
7 فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ۳ جلد، مؤسسه دائره
8 فرهنگ معارف اسلامی، سجادی، سید جعفر، کومش، تهران، 1373
9 التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، حسن ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، ۱۳۶۸، تهران
10 فرهنگ شیعه، پژوهشکده تحقیقات اسلامی، قم، چاپ: دوم، ۱۳۸۶ ش.
11 آشنایی با علوم اسلامی ج ۳، استاد شهید مرتضی مطهّری، قم، انتشارات صدرا.
12 اصل الشّیعه و اصولها، اصل الشّیعه و اصولها، موسسه الاعلمی، بیروت،
13 تفسیر المیزان، علامه طباطبایی-سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، چاپ: پنجم، ۱۳۷۴ش.
14 موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، محمد علی تهانوی- بیروت، چاپ: اول، ۱۹۹۶م.
15 اصول کافی(ط - الإسلامیه) ، کلینی، محمد بن یعقوب، تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
16 سیدمحمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیرالمیزان، ج۱۵، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۳ ش،
17 بحارالانوار(ط - بیروت) ، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.
18 مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ابوعلی فضل بن حسن طبرسی، کتابفروشی اسلامیه، تهران، ۱۳۷۹ق.، ۱۰ جلد
19 پایان نامه سطح سه حوزه علمیه قم «مراتب امر به معروف و نهی از منکر در دیدگاه فقه»، نوشته قهستانی، 1395
20 طوسی، محمد بن الحسن (م ۴۶۰)، تهذیب الأحکام،۱۰جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
21 شعیری، محمد بن محمد(م قرن ۶)، جامع الأخبار(للشعیری)، ۱جلد، مطبعه حیدریه - نجف، چاپ: اول، بی تا.
22 ابن بابویه، محمد بن علی (م ۳۸۱)، من لا یحضره الفقیه، ۴جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: دوم، ۱۴۱۳ ق.
23 قطب الدین راوندی، سعید بن هبه الله (م ۵۷۳)، الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، ۱جلد، انتشارات مدرسه امام مهدی - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۷ق.
24 ورام بن أبی فراس (م ۶۰۵)، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر المعروف بمجموعه ورّام، ۲جلد، مکتبه فقیه - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۰ ق.
25 تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد (م ۵۵۰)، غرر الحکم و درر الکلم (مجموعه من کلمات و حکم الإمام علی %)، ۱جلد، دار الکتاب الإسلامی - قم، چاپ: دوم، ۱۴۱۰ ق.
26 شریف الرضی، محمد بن حسین، خصائص الأئمه (علیه السلام)، ۱جلد، آستان قدس رضوی - مشهد، چاپ: اول، ۱۴۰۶ ق.
27 ابن بابویه، محمد بن علی، الأمالی (للصدوق)، ۱جلد، کتابچی - تهران، چاپ: ششم، ۱۳۷۶ش.
28 مفید، محمد بن محمد؛ الأمالی (للمفید)، ۱جلد، کنگره شیخ مفید - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۳ق.
29 استرآبادی، علی،تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، ۱جلد، مؤسسه النشر الإسلامی - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۰۹ق.
30 تحریر الوسیله، خمینی، سید روح اللّه موسوی، تحریر الوسیله، ۲ جلد، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم - ایران، اول، ه‍ ق
31 جواهر الکلام، نجفی، صاحب الجواهر، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام،۴۳ جلد، دار إحیاء التراث العربی، بیروت - هفتم، ۱۴۰۴ ه‍ ق.
32 مستمسک العروه، حکیم، سید محسن طباطبایی، مستمسک العروه الوثقی، ۱۴ جلد، مؤسسه دار التفسیر، قم - ایران، اول، 1416
33 الحدائق الناضره، بحرانی، آل عصفور، یوسف بن احمد بن ابراهیم، الحدائق الناضره فی أحکام العتره الطاهره، ۲۵ جلد، انتشارات اسلامی، قم ، اول، 1405 .
34 مصباح الهدی، آملی، میرزا محمد تقی، مصباح الهدی فی شرح العروه الوثقی، ۱۲ جلد، مؤلف، تهران - ایران، اول، ۱۳۸۰ ه‍ ق
35 شیرازی، ناصر مکارم، رساله توضیح المسائل (مکارم)، در یک جلد، قم - ایران، پنجاه ودوم، ۱۴۲۹ ه‍ ق
36 معجم مقائیس اللّغه، ابو الحسین، احمد بن فارس بن زکریا، ۶ جلد، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، اول، 1404
37 پیام قرآن، پیام قرآن، آیه اللّه مکارم شیرازی و همکاران، مدرسه الامام امیر المؤمنین، چاپ اوّل، ۱۳۶۷ ش.
38 تفسیر نمونه، (آیه الله العظمی)ناصر مکارم شیرازی و دیگران، بی تا، بی چا، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
39 یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، آیت الله مکارم شیرازی، تهران، چاپ: چهارم، ۱۳۸۶ ش.
40 اسلام و محیط زیست، عبدالله جوادی آملی، مرکز نشر اسرا (تیر، 1394)
41 امام خمینی ، ولایت فقیه ، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، تهران
42 نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسسه آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۸ق.
43 طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی) ؛ ج ۲ ؛ ص۳۴۱، ۲جلد، نشر مرتضی - مشهد، چاپ: اول، ۱۴۰۳ ق.
44 پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی الله علیه و آله)، ۳۹۱، ۱جلد، دنیای دانش - تهران، چاپ: چهارم، ۱۳۸۲ش.
45 مکارم الاخلاق / تالیف رضی الدین ابی نصر الحسن بن الفضل الطبرسی ، مشخصات نشر : قم : الشریف الرضی ، ۱۴۱۰ق .
46 تفسیر نمونه، (آیه الله العظمی)ناصر مکارم شیرازی و دیگران، بی تا، بی چا، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
47 الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی، قمّی، محدث، شیخ عباس، الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی، ۲ جلد، منشورات صبح پیروزی، قم - ایران، اول، ۱۴۲۳ ه‍ ق
48 خامنه‌ای سید علی، اجوبه الاستفتائات، دفتر معظم له درقم، چاپ اول، ۱۴۲۴ ه ق.
49 امام خمینی،ر وح الله ، صحیفه نور، مرکز چاپ و نشر آثار امام خمینی، تهران

پانویس

  1. لغت نامه دهخدا جلد 4 ص 5971 و فرهنگ فارسی ج 1 ص 1103، الصحاح - تاج اللغه و صحاح العربیه؛ ج 5، ص: 1990
  2. علامه طباطبایی-سید محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 3 ؛ ص90 - قم، چاپ: پنجم، 1374ش.
  3. http://wikifeqh.ir/%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C
  4. برگرفته از پایان نامه سطح سه حوزه علمیه قم «مراتب امر به معروف و نهی از منکر در دیدگاه فقه»، نوشته قهستانی، ص 62
  5. «دُعَاءٌ إِلَی الْإِسْلَامِ مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ وَ مُخَالَفَهِ الظَّالِمِ وَ قِسْمَهِ الْفَیْ ءِ وَ الْغَنَائِمِ وَ أَخْذِ الصَّدَقَاتِ مِنْ مَوَاضِعِهَا وَ وَضْعِهَا فِی حَقِّهَا». بحار: 97/ 79/ 37
  6. کافی: 5 / 55/ 1 و تهذیب الاحکام: 6/ 180/ 372
  7. « بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَکَاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ وَ یُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ یَسْتَقِیمُ الْأَمْرُ »اهمیت احیا و اقامه .../ مقوم فرائض دین، کافی: 5 / 55/ 1 و ...
  8. «... أَسْمَی الْفَرَائِضِ وَ أَشْرَفَهَا .... الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَرِیضَهٌ عَظِیمَهٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ...» الکافی: 5 / 55/ 1 عده من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن خالد عن بعض أصحابنا عن بشر بن عبد الله عن أبی عصمه قاضی مرو عن جابر، تهذیب الاحکام عن الکافی: 6/ 180/ 372، وسائل عن الکافی: 16/ 119/ 21132-6 صدره و 16/ 131/ 21162-1 و 16/ 146/ 21201-1 ذیله
  9. بحار: 90/ 3
  10. علل الشرایع؛ 1/ 249/ 5، الخصال؛ 2/ 447/ 47
  11. من لایحضر: 4/ 387/ 5834
  12. جامع الاخبار للشعیری: 84
  13. بحار: 90/ 3 به نقل از تفسیر نعمانی
  14. دعوات للقطب الراوندی: 98/ 230 و بحار: 72/ 50/ 4 و 93/ 182/ 30، مجموعه ورام: 1/ 8
  15. الکافی: 8/ 283/ 424
  16. غرر الحکم و درر الکلم: 469/ 28، غرر الحکم: 504/ 104، خصائص الائمه: 72 و بحار: 22/ 482/ 30
  17. « اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ وَ ... أُولِی الْأَمْرِ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ الْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ». الکافی؛ 1/ 85/ 1، بدون بالامر: الامامه و التبصره من الحیره (ابن بابویه): 137 ، توحید (للصدوق): ا/ 285/ 3
  18. «فی وَصِیَّه الحسین ع لِأَخِیهِ مُحَمَّدٍ لما تَهَیَّأَ لِلْخُرُوجِ مِنَ الْمَدِینَه: ... وَ أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّهِ جَدِّی، أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ». بحار: 44/ 327/ 2
  19. بحار: 90/ 3 به نقل از تفسیر نعمانی
  20. بحار: 90/ 3 به نقل از تفسیر نعمانی
  21. « وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنْ الْمُنْکَرِ إِلَّا کَنَفْثَهٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ » نهج البلاغه: 541/ حکمت 374 و ... .
  22. «الْجِهَادُ عَلَی أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَی الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ». الکافی؛ 2/ 51/ 1 و با سند دیگر و اختلاف ناچیز در متن: الخصال؛ 1/ 232/ 74 و الامالی للطوسی؛ 38/ 40 و الامالی للمفید: 278
  23. « فَرَضَ اللَّهُ ... الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَهً لِلْعَوَامِّ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ» نهج البلاغه: 512/ حکمت 252،
  24. الکافی؛ 2/ 51/ 1 و با سند دیگر و اختلاف ناچیز در متن: الخصال؛ 1/ 232/ 74 و الامالی للطوسی؛ 38/ 40 و الامالی للمفید: 278
  25. « فَرَضَ اللَّهُ ... الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَهً لِلْعَوَامِّ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ» نهج البلاغه: 512/ حکمت 252،
  26. الکافی؛ 2/ 51/ 1 و با سند دیگر و اختلاف ناچیز در متن: الخصال؛ 1/ 232/ 74 و الامالی للطوسی؛ 38/ 40 و الامالی للمفید: 278
  27. تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره: 816 و بحار: 24/ 58/ 34)
  28. کلینی، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیه)، 8 جلد، ج 5، ص: 57، دار الکتب الإسلامیه، تهران - ایران، چهارم، 1407 ه‍ ق
  29. الکافی: 1 / 142/ 7، توحید للصدوق: 33، تمام حدیث در: دایره وجوب/ امر به معروف ... ظیفه‌ای همگانی یا گروهی.
  30. برای یادگیری بیشتر در مورد جهاد می‌توان به کتب مبسوط فقهی ذیل باب جهاد مراجعه کرد. برای بررسی مختصر تر :
    http://wikifeqh.ir/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF
  31. برای توضیحات بیشتر مراجعه شود به ابواب حدو دو تعزیرات کتب فقهی و یا برای توضیح مختصر تر:
    http://wikifeqh.ir/%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF
  32. تحریر الوسیله، ج1: ص 347
  33. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج 3، ص: 495
  34. اسلام و محیط زیست، ص 49
  35. تسنیم ، ج 17، ص 344
  36. من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص: 192
  37. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 5، ص: 87
  38. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 5 ؛ ص788جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
  39. پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی الله علیه و آله)، 391، 1جلد، دنیای دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.
  40. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 5، ص: 30
  41. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 2، ص: 292
  42. تحف العقول، النص، ص: 320
  43. مکارم الاخلاق، ص 145
  44. بقره/ 147 و 213؛ مائده/ 83
  45. قواعد المرام فی علم الکلام، 28؛ پیام قرآن، 2/ 35
  46. زخرف/ 14- 9
  47. بحارالانوار، 4/ 54
  48. تفسیر نمونه 27/ 446
  49. یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص: 53
  50. الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی، ج 1، ص: 7
  51. الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی، ج 1، ص: 7
  52. واژه مجتهد از کلمه «اجتهاد» مشتق شده است. اجتهاد در لغت به معنای تلاش و کوشش است
  53. اصل الشّیعه و اصولها، 114 و 115
  54. http://fa.wikishia.net/view/%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%AF
  55. خامنه‌ای سید علی، اجوبه الاستفتائات، ص 1، دفتر معظم له درقم، چاپ اول، 1424 ه ق.
  56. سوره بقره: 30- 39
  57. سوره بقره: 136 -138
  58. سوره انعام:18- 17
  59. سخنرانی در حرم مطهر رضوی، 15/1/1371.
  60. امام خمینی،ر وح الله ، صحیفه نور، ج16، ص 83.
  61. امام خمینی،ر وح الله ، صحیفه نور، ج16، ص 83.
  62. صحیفه نور، ج16، ص 83، بیانات امام در جمع گروهی از مسئولان واحد سیاسی و اخبار صدا و سیما.