فرهنگ مصادیق:گناهان صغیره - پرسمانی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
گناهان صغیره - پرسمانی

در قرآن کریم گناهان «صغیره» و «کبیره» با الفاظ جداگانه‌ای به کار رفته‌اند؟ ممکن است نمونه‌هایی از گناهان صغیره را معرفی کنید؛ چون ظاهرا گناهان کبیره به طور دقیق احصاء نشده‌اند.؟
«گناه» عملی است که با اراده و رضایت الهی در تضاد بوده و با ایجاد نوعی “ تاریکی معنوی در نفس انسان، آدمی را از خدای متعال که نور آسمانها و زمین است، دور می‌سازد و به عبارت دیگر، موجب بازماندن وی از کمال و قرب به خدای می‌گردد. تعیین اینکه چه چیزی گناه است و چه چیزی ثواب از طریق کتاب و سنت مقدور است، زیرا در بسیاری از موارد، گناه بودن عملی قابل تشخیص عقلانی نیست و خدای متعال است که این موارد را به اقتضای علم و حکمت مطلق خود، از طریق وحی و دین، برای بشر بیان نموده است.
اقسام گناه عالمان اسلامی گناهان را بر دو گونه تقسیم نموده‌اند: گناهان کبیره (بزرگ) و گناهان صغیره (کوچک). این تقسیم بندی از قرآن و روایات سرچشمه گرفته است ؛ در قرآن چنین می‌خوانیم : «ان تجتنبوا کبائر ماتنهون عنه نکفر عنکم سیئاتکم و ندخلکم مدخلا کریماً؛ اگر از گناهان کبیره‌ای که از آن نهی شده‌اید، اجتناب کنید، گناهان کوچک شما را می‌پوشانیم وشما را در جایگاه خوبی وارد می‌سازیم». بعضی از گناهان شدید و عظیم و برخی دیگر لمم می‌باشد.
گناهانی که مستقیما در قرآن کریم نسبت به آنها وعده عذاب داده شده گناه کبیره هستند مانند غیبت، زنا، کم فروشی، شراب خواری، نگاه به نامحرم، سوء ظن به خداوند و...
به مطالب ذیل توجه کنید :
۱- در قران کریم برخی گناهان به عنوان کبیره معرفی شده‌اند.در آیه ۳۱ نساء آمده است :
در این باره إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيمًا
اگر از گناهان کبیره‌ای که از آن نهی شده‌اید اجتناب کنید گناهان کوچک شما را می‌پوشانیم و در جایگاه خوبی شما را وارد می‌سازیم.
این آیه با صراحت می‌گوید: اگر گناهان کبیره‌ای که از آن نهی شده ترک گوئید سیئات شما را می‌پوشانیم و می‌بخشیم و در جایگاه نیکویی شما را وارد می‌کنیم.
از این تعبیر استفاده می‌شود که گناهان بر دو دسته‌اند، دسته‌ای که قرآن نام آنها را کبیره و دسته‌ای که نام آنها را سیئة گذاشته است، و در آیه ۳۲ سوره نجم به جای سیئة تعبیر به لمم نموده است، و در آیه ۴۹ سوره کهف در برابر کبیره، صغیره را ذکر فرموده است آنجا که می‌گوید: لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا (این نامه عمل هیچ گناه کوچک و بزرگی را فرو- گذار نکرده مگر اینکه به شماره در آورده است).
۲- از تعبیرات فوق بروشنی ثابت می‌شود که گناهان بر دو دسته مشخص تقسیم می‌شوند که گاهی از آن دو به کبیره و صغیره و گاهی کبیره و سیئه و گاهی کبیره و لمم تعبیر می‌شود.
۳- اکنون باید دید که ضابطه و میزان در تعیین صغیره و کبیره چیست؟
بعضی می‌گویند: این دو از امور نسبی هستند، یعنی به هنگام مقایسه- کردن دو گناه به یکدیگر آن یک که اهمیتش بیشتر است کبیره و آنکه کمتر است صغیره می‌باشد، و بنا بر این هر گناهی نسبت به گناه بزرگتر، صغیره، و نسبت به- گناه کوچکتر، کبیره است.
مرحوم طبرسی در مجمع البیان این عقیده را به دانشمندان شیعی نسبت داده در حالی که چنین نیست و بسیاری از دانشمندان ما عقیده دیگری دارند که شرح خواهیم داد.
ولی روشن است که این معنی به هیچ وجه با آیه فوق نمی‌سازد زیرا آیه فوق این دو دسته را از یکدیگر جدا کرده و در برابر هم قرار داده است و پرهیز از یکی را موجب بخشودگی دیگری می‌شمارد (دقت کنید).
ولی اگر به معنی لغوی کبیره بازگردیم، کبیره هر گناهی است که از نظر اسلام بزرگ و پر اهمیت است، و نشانه اهمیت آن می‌تواند این باشد که در قرآن مجید، تنها به نهی از آن قناعت نشده، بلکه به دنبال آن تهدید به عذاب دوزخ گردیده است، مانند قتل نفس و زنا و رباخواری و امثال آنها، و لذا در روایات اهل بیت ع می‌خوانیم:
الکبائر اللتی اوجب اللَّه عز و جل علیها النار

گناهان کبیره گناهانی است که خداوند مجازات آتش برای آنها مقرر داشته است مضمون این حدیث از امام باقر ع و امام صادق ع و امام علی بن موسی الرضا ع نقل شده است.

و بنا بر این بدست آوردن گناهان کبیره و شناخت آنها با توجه به ضابطه فوق کار آسانی است، و اگر ملاحظه می‌کنیم، در پاره‌ای از روایات تعداد کبائر، هفت و در بعضی بیست و در بعضی هفتاد، ذکر شده منافات با آنچه در بالا گفته شد ندارد، زیرا در حقیقت بعضی از این روایات اشاره به گناهان کبیره درجه اول و بعضی به- گناهان کبیره درجه دو و بعضی به همه گناهان کبیره اشاره می‌کند.
گناه صغیره گناهی است که مستقیم در قرآن وعده عذاب نیامده است و عقوبت و عذاب دردناک برای آن در نظر گرفته نشده است مانند رو به قبله قضای حاجت کردن، در نماز جماعت عمدا از امام جماعت جلو افتادن، سجده سهوی را عمدا به موقع انجام ندادن و بسیاری دیگر از خطاهایی که روزمره ممکن است همه درگیر آن بوده و جزء گناهان صغیره محسوب گردد.
در روایات داریم که انسان باید به عظمت خدایی که او را عصیان می‌کند نگاه کند نه به کوچکی و یا بزرگی گناه و از این دیدگاه هیچ گناهی کوچک نیست. برای آگاهی بیشتر ر.ک : گناهان کبیره، سید عبدالحسین دستغیب.
۴- نکته مهمی که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که گناهان صغیره، در صورتی صغیره هستند که تکرار نشوند و علاوه بر آن به عنوان بی اعتنایی و یا غرور و طغیان انجام نگیرند زیرا صغائر طبق آنچه از قرآن و روایات اسلامی استفاده می‌شود در چند مورد تبدیل به کبیره می‌گردد:
۱- در صورتی که تکرار گردد، همانطور که از امام صادق ع نقل شده که فرمود:
لا صغیرة مع الاصرار

هیچ گناهی با تکرار صغیره نیست.

۲- در صورتی که گناه را کوچک بشمرد و تحقیر کند، در نهج البلاغه می‌خوانیم:
اشد الذنوب ما استهان به صاحبه

شدیدترین گناهان آن است که مرتکبش آن را کوچک بشمرد.

۳- در صورتی که از روی طغیان و تکبر و گردنکشی در برابر فرمان پروردگار انجام شود، این موضوع را از آیات مختلفی اجمالا می‌توان استفاده کرد از جمله آیه ۳۷ نازعات: اما آنها که طغیان کنند و زندگی دنیا را مقدم بشمرند جایگاهشان دوزخ است.
۴- در صورتی که از افرادی سر بزند که موقعیت خاصی در اجتماع دارند و لغزشهای آنها با دیگران برابر محسوب نمی‌شود، چنان که قرآن در باره همسران پیامبر ص در سوره احزاب آیه ۳۰ می‌گوید: اگر شما کار زشتی انجام دهید مجازات آن را دو برابر خواهید دید. و از پیغمبر اکرم ص نقل شده که فرمود:
من سن سنة سیئة فعلیه وزرها و وزر من عمل بها لا ینقص من اوزارهم شیئا

هر کس سنت بدی بگذارد گناه آن بر او است و همچنین گناه تمام کسانی که به آن عمل کنند، بدون اینکه از گناه آنها چیزی کاسته شود!

۵- در صورتی که از انجام گناه خوشحال و مسرور باشد و به آن افتخار کند چنان که از پیغمبر اکرم ص نقل شده که فرمود:
من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک هر کس گناهی کند در حالی که خندان باشد در آتش وارد می‌شود در حالی که گریان است.
۶- در صورتی که عدم مجازات سریع خداوند را در برابر گناه خود دلیل بر رضایت خدا بشمرد و خود را مصون از مجازات و یا محبوب در نزد خدا بداند، چنان که قرآن در آیه ۸ سوره مجادلة از زبان بعضی از گنهکاران مغرور نقل می‌کند که آنها در پیش خود می‌گویند چرا خداوند ما را مجازات نمی‌کند و سپس قرآن اضافه می‌کند که آتش دوزخ برای آنها کافی است.

منبع

تفسیر نمونه، ج‏۳، ص: 359

منبع: پرسمان دانشجویی - تاریخ برداشت: 95/04/13