بوستان:گلشن احکام ۴

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از گلشن احکام ۴)
پرش به: ناوبری، جستجو
گلشن احکام، جلد 4
گلشن احکام
IMAGE634139694821093750.jpg
مشخصات کتاب
نویسنده سید جعفر ربانی
زبان فارسی

محتویات

مقدمه

آیه مبارکه «  فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذينَ‏ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ كَثيراً  »[۱] دلالت می کند بر این که احکام الهی گرچه دائر مدار مصالح و مفاسد است ولی پی بردن به همه این ملاک ها برای بشر ممکن نیست ؛ زیرا ممکن است علت حرمت طیبات ، امری خارج از خود محرمات باشد.
نکته مزبور ، حامل این پیام است که حرام و حلال الهی به عقل بشری قابل دریافت نیست بلکه باید آن ها را از صاحب شریعت دریافت نمود.
امام صادق علیه السلام نیز خطاب به یکی از اصحاب خود به نام « ابان » هنگامی که می خواست یکی از احکام الهی ؛ یعنی « دیه اعضاء زن » را با فکر و اندیشه خود به دست آورد ، فرمودند : مَهْلًا يَا أَبَانُ‏ هَكَذَا حَكَمَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علی و آله و سلم إِنَّ الْمَرْأَةَ تُعَاقِلُ الرَّجُلَ إِلَى ثُلُثِ الدِّيَةِ فَإِذَا بَلَغَتِ الثُّلُثَ رَجَعَتِ الْمَرْأَةُ إِلَى النِّصْفِ ، يَا أَبَانُ إِنَّكَ أَخَذْتَنِي بِالْقِيَاسِ وَ السُّنَّةُ إِذَا قِيسَتْ مُحِقَ الدِّين ‏ . [۲] صبر کن ای ابان ( در بیان احکام عجله ننما ! ) ؛ این حکم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است که دیه زن تا وقتی به ثلث دیه مرد نرسیده با دیه مرد مساوی می باشد ولی پس از آن نصف خواهد بود.
آری درک فلسفه احکام الهی با عقول بشری ممکن نیست بلکه خدا است که حلال و حرام الهی ر ابه مُبَلّغان حقیقی دین ( انبیاء و اوصیاء عظام ) ابلاغ نموده و آنان نیز به نوبه خود همان احکام را بدون کم و کاست برای سایر افراد بشر نقل کرده اند .
پس از دوره معصومین علیهم السلام و در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، فقهای بزرگوار شیعه این مهم را بر عهده گرفتند وحلال و حرام الهی را از لابه لای کتاب و سنت استخراج نموده و در کتب فقه و احکام ثبت نموده اند و اینک بر ما است که این امانات خدا وند را درست بفهمیم و به مردم ابلاغ و نشر نماییم .
در این راستا ، سه جلد کتاب « گلشن احکام » که مشتمل بر احکام مبتلی به و مورد نیاز جامعه است را به زبان ساده و روان تقدیم نمودیم تا قدمی هرچند کوتاه در نشر احکام الهی برداشته باشیم .
خوشبختانه پس از انتشار این سه جلد ، استقبال شایانی صورت گرفت بدین سبب بر آن شدیم تابه خواست خداوند اقدام به نشر جلد چهارم این مجموعه نماییم.
لازم می دانیم از مسئولین « پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر » تشکر نموده آرزوی توفیقات بیشتر را برای دست اندر کاران این مؤسّسه محترم داشته باشیم .
امید آن که خداوند این اثر نا چیز را از ما قبول فرماید .
سید جعفر ربانی.
بهار ۱۳۹۵

احکام « بسم الله الرحمن الرحیم»

۱-مستحب است هر کاری با جمله «بسم الله الرّحمن الرّحیم » آغاز شود . [۳] ۲-اگرکسی در ركعت سوم و چهارم نماز به جای تسبیحات اربعه ، حمد بخواند بنا بر احتياط واجب بايد « بسم اللَّه الرحمن الرحیم  » آن را هم آهسته بگويد. [۴] ۳-همان طور که لازم است مردها حمد وسوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخوانند ، جمله « بسم الله الرحمن الرحیم » آن ها را نیز باید بلند بگویند.
۴-مردها مستحب است در ركعت اوّل و دوّم نماز ظهر و عصر، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را بلند بگويند. [۵] ۵-نماز احتياط ( نمازی که هنگام شک های صحیح واجب می شود ) سوره و قنوت ندارد و بايد نيت آن را به زبان نياورند و احتياط واجب آن است كه سوره حمد و « بسم اللَّه الرحمن الرحیم » آن را هم آهسته بگويند. [۶] ۶-وقتى کسی مى‏خواهد حیوانی را ذبح کند ، همين قدر كه بگويد «بسم اللَّه» كافى است‏. [۷] ۷-در نمازهایی مثل نماز غفیله که بعد از حمد ، چند آیه خوانده می شود چنانچه به قصد رجاء [۸]، « بسم الله الرّحمن الرّحیم » گفته شود اشکال ندارد.
۸-انسان نمی تواند در نماز های واجب ، یکی از چهار سوره ای که سجده واجب دارد [۹]را بخواند ؛ بسیاری از فقها می فرمایند  : حتی به صرف شروع در بسم الله آن سوره ، نمازش باطل می شود . [۱۰] ۹-سوره توبه ( برائت ) « بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد.
۱۰-سوره نمل دارای دو « بسم الله الرحمن الرحیم» می باشد.

پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، توجه به نکاتی لازم می باشد :
۱-درخطبه های نماز جمعه و عید ، لازم است نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت ایشان همراه با درود ، برده شود . [۱۱] ۲-مستحب است انسان قبل ازورود به حرم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نیز هنگام وداع با قبرمطهر ایشان غسل نماید. [۱۲] ۳-كافر كسى است كه منكر خدا است ، يا براى خدا شريك قرار مى‏دهد ، يا پيغمبرى حضرت خاتم الانبياء صلى اللَّه عليه و آله و سلم را قبول ندارد. [۱۳] ۴-انسان بايد رعايت ادب را بكند و جلوتر از قبر پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین عليه السلام نماز نخواند. [۱۴] ۵-مستحبّ است نماز گزار ، بعد از تمام شدن تشهد بگويد : «وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ» ؛ [۱۵]یعنی خدایا! شفاعت ایشان را قبول کن و درجه آن حضرت را بالا ببر.
۶-اگر روزه دار به گفتن ، نوشتن ، اشاره و مانند اينها به خدا و پيغمبر و جانشينان دوازده گانه ایشان ، عمداً نسبت دروغ بدهد اگر چه فوراً بگويد دروغ گفتم يا توبه كند، روزه او باطل است. [۱۶] ۷-گرچه منتسبين به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم از طرف مادر هم ازفرزندان آن حضرت محسوب مى‏شوند ، ولى ملاك ترتب برخی احکام فقهی همچون تعلق سهم سادات ، انتساب از طرف پدر است. [۱۷]

شهرمدینه

شهرمدینه دارای احکامی است :
۱-مسافر به مدینه اگر تصمیم بگیرد ده روز در آن شهر بماند باید مثل همه مکان های دیگر ، نماز ظهر و عصر و عشا را چهار رکعت بخواند ولی اگر تصمیم ماندن ده روز را در این شهر نداشته باشد به فتوای بیشتر فقها درحرم پیامبر [۱۸] صلی الله علیه و آله و سلم آزاد است که نماز ظهر و عصر و عشا را چهار رکعت بخواند یا دو رکعت . بلکه به فتوای بعضی از فقها در تمام مدینه انسان مخیر است بین دو و چهار رکعت خواندن آن سه نماز. [۱۹] ۲-روزه در سفرحرام است ولی انسان می تواند در شهرمدینه سه روز روزه حاجت بگیرد گرچه قصد ده روز نکرده باشد . و احتیاط این است که روز های چهار شنبه و پنجشنبه و جمعه باشد. [۲۰] ۳-شخصی که از مدینه عازم مکه است باید ازمسجد شجره که در حاشیه شهر مدینه واقع شده است مُحرم شود . [۲۱] ۴-مستحب است انسان قبل از ورود به شهر مدینه ، غسل کند و با غسل وارد مدینه شود. [۲۲]

امامزاده ها و حسینیه ها

احکامی که در مورد حرم امامان معصوم علیهم السلام گفته می¬شود ؛ مثل غسل و نماز زیارت و حرام بودن توقف جنب و حائض و نفسا در حرم ایشان ، شامل حرم امامزادگان نمی گردد ؛ گر چه حفظ حرمت امامزادگان نیز شایسته است بدلیل اینکه اولا آنها اشخاص بزرگواری بوده¬اند و ثانیا منتسب به ائمه معصومین علیهم السلام می¬باشند.
و همچنین احکامی که مربوط به مساجد است شامل حسینیه¬ها و نمازخانه ها نمی¬شود پس جنب و حائض و نفساء می¬توانند در آنجا بنشینند ؛ ولی حفظ شئونات آن اماکن شایسته است به اعتبار این که در بسیاری از حسینیه¬ها نماز جماعت و عزای سیدالشهداء و سائر ائمه علیهم السلام اقامه می¬گردد.

دین

دین ، دارای احکامی است :
۱-اصول دين تقليدى نيست‏ ؛ بلکه هرکسی لازم است خودش به باورهای اصول اعتقادی برسد . بر خلاف احكام فرعی دین که مکلف بايد مجتهد یا مقلد و یا احتیاط کننده باشد [۲۳]؛ ولی از آن جا که احتیاط ، امری تخصصی و غیر ممکن است ، مکلف باید یکی از دو گزینه باقی مانده ( اجتهاد و تقلید )را انتخاب نماید.
۲-انکار ضروریات دین مثل نماز و روزه منجر به کفر می شود و لذا یکی از اقسام كافر كسى است كه منكر یکى از ضروریات دين شود . [۲۴] ۳-نمازهاى روزانه‏اى كه در پنج نوبت خوانده مى‏شود ، از واجبات بسيار مهم شريعت اسلامى بوده و بلكه ستون دين می باشد و ترك يا سبك شمردن آن شرعاً حرام و سبب عذاب الهی است. [۲۵] ۴-شايسته است امام جمعه و عید در خطبه نماز ، مصالح دين و دنياى مسلمين را تذكر دهد و مردم را در جريان مسائل زيان بار و سودمند كشورهاى اسلامى قرار دهد .[۲۶] ۵-یکی از سهم های هشت گانه زکات ، ترویج دین است و نیز یکی دیگر از سهام زکات ، كافرهايى هستند كه اگر زكات به آنان داده شود متمایل به دین اسلام می گردند يا در جنگ به مسلمانان كمك مى‏كنند . [۲۷] ۶-اعانت ظلمه و كسانى كه با دين و احكام آن ، معاندت دارند و همراهى نمودن با آنها در ظلم و ستم ، تجاوز به حريم دين به شمار می آید وحرام است. [۲۸]

وضو

در مورد وضو به چند نکته توجه کنیم :
۱-مستحب است انسان همیشه با وضو باشد.
۲-نماز مستحبی هم مثل نماز واجب نیاز به وضو دارد و با امکان وضو ، نماز خواندن با تیمم باطل است ؛ در این حکم ، فرقی بین نماز واجب و مستحب نیست . [۲۹] ۳-اگر بين كارهاى وضو به قدرى فاصله شود كه وقتى مى‏خواهد جايى را بشويد يا مسح كند رطوبت جاهايى كه شسته يا مسح كرده ، خشك شده باشد وضو باطل است. [۳۰] ۴-لازم است در فواصل وضو ، شیر آب بسته شود و از اسراف خود داری گردد.
۵-خانمی که در حضور نامحرم آستین خود را بالا می زند و وضو می گیرد وضویش صحیح است ولی گناه کرده است. [۳۱] ۶- کمک کردن به دیگری در وضو ، بر دو گونه است :
الف) کمک در مقدمات : چنانچه شخصی در كف دست وضو گیرنده آب بریزد ولی وضو گیرنده ، خود اعضایش را بشوید و مسح نماید ، اشکال ندارد ولی ثواب وضو کم می شود ؛ زیرا فقها فرموده اند كمك كردن در مقدمات وضو مكروه است .[۳۲] ب) کمک در خود وضو : چنانچه شخصی در کار های وضو به دیگری کمک کند ، وضو باطل است ؛ مانند این که اعضای وضو گیرنده را بشوید یا مسح نماید.
تذکر : اگر وضو گیرنده ناتوان از شستن و مسح کردن است باید از دیگری کمک بگیرد .
۷-هیچ عبادتی وضو لازم ندارد ؛ مگر نماز و طواف . بله بعضی کارها عبادت نیست ولی وضو می خواهد ؛ مثل دست زدن به خط قرآن و اسم خدا که در این صورت با وضو بودن لازم است ؛ و همچنین دست زدن به نام پیامبر و معصومین علیهم صلوات الله بنا بر احتیاط. [۳۳] ۸-در حال وضو اگر آب دست به طرف آرنج برگردد اشکال ندارد. [۳۴] ۹-خانمی که وضو می گیرد اگر النگوهایش به طرف آرنج برگردد اشکال ندارد. [۳۵] ۱۰-در مسح پا لازم نیست حتماً مسح بر انگشت بزرگ پا باشد بلکه اگر بر هر یک از انگشتان پا ( تا مفصل ) می شود مسح کرد . [۳۶]

کارهای بدون وضو

انجام هیچ یک از واجبات ، وضو لازم ندارد مگر نماز وطواف . برخی موارد گمان می شود وضو در آنها لازم است در حالی که وضو شرط آن ها نیست ؛ مثلا :
نماز میت : با این که نماز میت ، واجب است ولی خواندن آن بدون وضو صحیح می باشد ؛ گرچه باوضو بودن در حال نماز میت ، بهتر است . [۳۷] سجده تلاوت : اگر کسی یکی از چهار آیه سجده را بخواند یابشنود لازم است در اولین زمان ممکن سجده نماید . این سجده با این که عبادت و واجب است ولی بدون وضو صحیح می باشد ؛ حتی اگر کسی غسل واجب برعهده اوست از آن جا که سجده تلاوت واجب فوری است ، باید قبل از انجام غسل ، سجده مزبور را بجا آورد. [۳۸] طواف مستحبی : وقتی محرم اعمال عمره یا حج را به جا آورد و از احرام خارج شد مستحب است هروقت وارد مسجد الحرام می شود هفت دور طواف کند و دو رکعت نماز بخواند در این طواف ، وضو لازم نیست ولی برای نمازطواف باید وضو داشته باشد. [۳۹] سجده شکر ، مستحب است وقتی خداوند به انسان نعمتی عنایت می کند یا مشکل او را بر طرف می کند یا انسان به یاد نعمت های خداوند می افتد ، سجده شکر به جا آورد ؛ در این سجده ، وضو لازم نیست .

فرق های وضو و غسل

بین وضو وغسل فرقهایی است :
۱-غسل بی علت و سبب باطل ولی وضوی بی علت و سبب صحیح است ؛ یعنی برای صحت غسل باید دستوری از طرف شارع وارد شده باشد اعم از استحبابی یا وجوبی مثل غسل جنابت ، حیض ، جمعه و.... ولی در وضو این امر شرط نیست بلکه همین که وضو را برای خدا بگیرد کافی است .
به عبارت دیگر ؛ در غسل « هدف» لازم است اما در وضو هدف لازم نیست ؛ فقط کافی است که وضو را برای خدا بگیرد . [۴۰] ۲-موالات (پی درپی بودن کارها ) درغسل شرط نیست ؛ یعنی می توان سر و گردن وسمت راست و چپ را با فاصله از یکدیگر شُست ؛ مثلا اگر صبح سر و گردن را بشوید و هنگام ظهر بقیه بدن را بشوید غسل صحیح است ؛ ولی در وضو موالات واجب می باشد ؛ یعنی نباید بین کارهای وضو به قدری فاصله شود که اعضای قبلی خشک گردد . [۴۱] ۳-در غسل لازم است تمام سروگردن وتمام سمت راست وچپ شسته شود ؛ ولی در وضو ، شستنی های آن ، باید به طور فراگیر شسته شود ؛ اما مسح کردنی های آن ، لازم نیست فراگیر باشد ؛ بلکه قسمتی از جلوی سر وقسمتی از روی پا که مسح شود کافی است . [۴۲] ۴-درغسل لازم نیست بدن قبل از غسل ، خشک باشد اما در وضو قسمت هایی که باید مسح شود مثل سر و پاها باید یا کاملا خشک باشد یا رطوبت کمی داشته باشد که اثر مسح مشخص گردد . [۴۳] ۵-در وضو واجب است عضو ها ، از بالا به پایین شسته شود ولی در غسل اگر اعضاء از پایین به بالا شسته شود اشکال ندارد . [۴۴]

سجاده

سجاده احکامی دارد :
۱-روی سجاده و قالیچه ای که آیات قرآن یا کلمه الله نوشته شده نماز خواندن جایز است؛ ولی نمی توان بر روی آن نوشته ها قرار گرفت بلکه باید طوری سجاده را پهن نمود که نوشته مزبور ، طرف دست ها و سر قرار گیرد ؛ در غیر این صورت ، مرتکب حرام شده نماز هم باطل می باشد .
۲-سجده کردن روی فرش و سجاده باطل است و انسان باید هنگام سجده پیشانی را بر زمین یا چیزی که گیاه باشد ( و قابل خوردن یا پوشیدن برای انسان نباشد ) قراردهد ، پس اگر سجاده حصیر باشد سجده برآن اشکال ندارد . [۴۵] ۳-نماز خواندن روی فرش و سجاده غصبی به فتوای بیشتر مراجع تقلید ، باطل است مثل این که فرش یا سجاده ر اسرقت نموده یا به زور از کسی گرفته یا نسیه خریده و تصمیم پرداخت پول آن را ندارد .
۴-نماز خواندن روی سجاده ابریشمی برای مردان و زنان اشکال ندارد . زیرا آن چه بر مردان حرام است « پوشیدن » ابریشم می باشد ؛ و قرار گرفتن روی فرش ، پوشش به شمار نمی رود .
۵-نماز خواندن روی سجاده نجس اگر خشک باشد اشکال ندارد . [۴۶]

مواردی که نباید اذان و اقامه گفته شود

با این که برای اذان واقامه بسیار سفارش شده (حتی فقها فرموده اند اگر کسی تصمیم بر گفتن اذان واقامه داشت ولی فراموش کرد و وارد نمازشد چنانچه تاقبل از رکوع یادش بیاید می تواند نماز را بر هم زند واذان واقامه را بگوید سپس مجددا نماز را شروع نماید. ) [۴۷]ولی با ید توجه داشت که اذان و اقامه مختص به نماز های پنجگانه یومیه است ؛ اعم از ادا و قضا . [۴۸] بنا بر این در این موارد نباید اذان و اقامه گفته شود : ۱-هنگام خواندن نماز مستحبی.
۲-هنگام خواندن نماز واجب غیر یومیه مثل نماز آیات و نماز طواف. [۴۹] ۳-در نماز جماعت ؛ زیرا یک اذان و اقامه که برای نماز جماعت گفته شود برای همه محسوب می گردد ؛ بر این اساس ، نباید مأموم برای خود اذان و اقامه بگوید گرچه هنگام اذان و اقامه حاضر نبوده است . [۵۰] بله مستحب است کسانی که صدای اذان را می شنوند به طور آهسته کلمات اذان را بازگو کنند که به آن ، « حکایة الاذان » گفته می شود. [۵۱] ۴-کسی که وارد مسجد شده و مشاهده می کند نماز جماعت تمام شده ولی هنوز صف ها به هم نخورده است ، نباید اذان و اقامه بگوید ؛ زیرا اذان و اقامه ای که برای نماز جماعت گفته شده برای فرد تازه وارد نیز محسوب می گردد . [۵۲] ۵-اگر نماز در حال قضا شدن است نباید اذان و اقامه گفته شود ؛ زیرا اذان و اقامه مستحب است و نماز ادا خواندن واجب .

وقت نماز

گاهی گفته می شود موقع نماز ظهر ، ساعت دوازده است .
این سخن اشتباه می باشد ؛ زیرا در بعضی ایام سال قبل از ساعت دوازده موقع اذان ظهر می شود و در بعضی ایام سال بعد از ساعت دوازده . در مورد نماز صبح و مغرب هم مساله همین است .
بر این اساس ، معیاردر وقت نماز ، ساعت نیست بلکه وقت حقیقی نماز است .
سؤال :
وقت حقیقی نماز های یومیه کدام است ؟
جواب :
وقت حقیقی نماز صبح از سپیده دوم است تا طلوع آفتاب . [۵۳] وقت حقیقی نماز ظهرو عصر از وقتی است که خورشید از وسط آسمان به طرف مغرب متمایل شود ؛ نشانه آن هم این است سایه شاخص شروع کند به حرکت به سمت مشرق. [۵۴] وقت حقیقی نماز مغرب وعشا از وقتی است که سرخیی که هنگام غروب در طرف مشرق به وجود می آید از بالای سر عبور کند ، تا نصف شب . [۵۵] نتیجه :
ساعت خاصی معیار برای وقت نماز ها نیست بلکه ملاک اصلی برای دخول وقت ، همان زمان هایی است که ذکر شد و این زمان ها را باید بر طبق همان مکانی که نماز در آن جا خوانده می شود ، ملاحظه نمود.

سَبُک شمردن نماز

نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالَم شود ، عبادتهاى ديگر هم قبول مى‏شود و اگر پذيرفته نشود اعمال ديگر هم قبول نمى‏شود.
سبک شمردن نماز مصادیقی دارد : ۱-آشکارترین نمونه سبُک شمردن نماز ، ترک عمدی نماز است گرچه برای یک بار.
۲-تأخیر نماز بدون عذر تا آخر وقت . بلکه فقها فرموده اند مستحب است نماز در اول وقت خوانده شودآن هم به جماعت . [۵۶] ۳-شرکت نکردن در نماز جماعت . مراجع تقلید فرموده اند شرکت نکردن در نماز جماعت از روی بی اعتنایی جایز نیست . [۵۷] ۴-نماز خواندن بدون آرامش وطمأنینه ، به طوری که رکوع وسجود کلمات و اذکار آن ، به صورت کامل انجام نشود .
روزى پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، در مسجد تشريف داشتند ؛ مردى وارد و مشغول نماز شد و ركوع و سجودش را كاملًا به جا نياورد ، حضرت فرمودند : « اگر او با این حال از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته است» ؛ پس انسان بايد مواظب باشد كه به عجله و شتاب زدگى نماز نخواند و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد. [۵۸] ۵-مستحب است پدر و مادر ، بچه مميز (بچه‏ اى كه خوب و بد را مى‏فهمد) را به نماز خواندن و عبادتهاى ديگر عادت دهند، البتّه نبايد اين كار به صورتى انجام گيرد كه موجب ناراحتى و بيزارى او از نماز گردد.

آنچه سهو و عمدش نماز را باطل می کند

بعضی از چیز ها نماز را باطل می کند ؛ سهوا انجام شود یا عمدا  :
۱- انجام کارهایی که صورت نماز را برهم می زند.مانند دست زدن وبه هوا پریدن و امثال این کار ها. [۵۹] ۲-چیزهایی که غسل ، وضو و تیمم را باطل می¬کند. [۶۰] ۳-اضافه یا کم شدن یکی از ارکان نماز. [۶۱] ۴- رو گرداندن از قبله ، البته تمایل اندک به طرف راست یا چپ اشکال ندارد به شرط آن که صدق انحراف از قبله نکند. [۶۲] ۵-خوردن و آشامیدن. [۶۳] ۶-گریه برای دنیا ، و خنده ای که همراه قهقهه باشد. [۶۴] ۷- اضافه شدن یک رکعت ، زیرا سبب اضافه رکن می گردد.

رکعت سوم و چهارم

رکعت سوم وچهارم دارای احکامی است :
۱-نماز گزار در رکعت سوم و چهارم نماز ، مخیر بین سه گزینه است  :[۶۵] الف) خواندن تسبیحات اربعه (سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر) سه مرتبه.
ب) خواندن تسبیحات اربعه یک مرتبه.
ج ) خواندن حمد بدون سوره .
تذکر : آهسته خواندن در هر سه صورت لازم است .[۶۶] پس این که فقها فرموده اند نمازصبح ومغرب وعشا لازم است بلند خوانده شود ، مربوط به دو رکعت اول نماز است نه دو رکعت آخر . [۶۷] ۲-در سفر و وطن ، نماز مغرب همان سه رکعت است وتغییر نمی کند ( رکعت سوم آن کم نمی شود ) بلکه فقط نماز های چهاررکعتی در سفر دو رکعت می شود . [۶۸] ۳-انسان می تواند در رکعت سوم یا چهارم امام جماعت اقتدا کند . البته اقتدا در رکعت سوم یا چهارم ، دارای دو حالت است :
الف : هنگامی که امام در حال خواندن تسبیحات اربعه است ؛ در این صورت لازم است حمدو سوره خوانده شود و در صورت احتمال عقب ماندن از رکوع امام ، فقط حمد را بخواند. [۶۹] ب : هنگامی که امام در رکوع است ، در این صورت اقتدا می کند و به رکوع می رود. [۷۰] تذکر : اقتدا کردن در حال رکوع امام بهتر می باشد ؛ چرا که ممکن است وقت کافی برای خواندن حمد وجود نداشته باشد . بلکه اگر مأموم بداند چنانچه اقتدا كند و حمد را بخواند به ركوع امام نمى‏رسد، بنا بر احتياط واجب بايد صبر كند تا امام به ركوع رود ، بعد اقتدا نمايد. [۷۱]

تشهد

تشهد نماز دارای احکامی است :
۱-جمله« و عجل فرجهم» جزء تشهد نیست ولی از آن جا که دعا محسوب می شود خواندن آن به قصد دعا اشکال ندارد .
۲- چنانچه تشهد فراموش شود ، لازم است قضای آن ، پس از نماز بجا آورده شود و بعد از آن یک جفت سجده سهو.
تذکر : در قضای تشهد ، بايد تمام شرايط نماز وجود داشته باشد ؛ مانند پاك بودن بدن و لباس ، رو به قبله بودن و شرطهاى ديگر . [۷۲] ۳-کسی که در نماز جماعت شرکت کرده لازم نیست در کلمات تشهد از امام جماعت پیروی نماید ؛ پس اگر مأموم به کلمات آخر تشهد رسیده در حالی که امام جماعت هنوز در اول تشهد می باشد اشکال ندارد ؛ زیرا تبعیت از امام در اذکار لازم نیست ( بجز تکبیرة الاحرام ) بلکه آنچه واجب است تبعیت در افعال نماز می باشد . [۷۳] ۴-اگر مأموم یک یا چند رکعت از امام عقب است ، هنگامی که امام به تشهد می رسد ، دو حالت وجود دارد :
الف) تشهد دوم امام است ، در این صورت مأموم پس از سر برداشتن از سجده دوم ، مخیر است بین این که به حالت تجافی [۷۴] بنشیندیا قصد فرادا نموده نماز را خود ادامه دهد.
ب) تشهد اول امام است ، در این صورت احتياط آن است كه هنگام خواندن تشهد امام ، به حالت تجافی نشسته تشهد را همراه امام بخواند و با امام جماعت نماز را ادامه دهد .[۷۵]

رکوع

رکوع دارای احکامی است :
۱- کسی که می خواهد در رکعت سوم یا چهارم امام جماعت اقتدا کند بهتر این است که صبر کند امام به رکوع رود آن گاه اقتدا کند ؛ زیرا اگر امام جماعت در حال خواندن تسبیحات اربعه است و مأموم در این حال اقتدا کند باید حمد و سوره یا حد اقل حمد را بخواند و ممکن است فرصت کافی برای خواندن حمد نداشته باشند ، واگر مطمئن است که در حالی که امام تسبیحات اربعه را می خواند به خواندن حمد نمی رسد موظف است صبر کند امام به رکوع رود سپس اقتدا نماید. [۷۶] ۲- قیام پس از رکوع نیز از واجبات نماز است ؛ بنا بر این چنانچه کسی با همان حالت خمیدگی به سجده رود نمازش باطل است. [۷۷] ۳- خود رکوع رکن است ولی ذکر آن ، واجب غیر رکنی می باشد ؛ پس اگر شخصی رکوع را انجام داد ولی سهوا ذکر رکوع را ترک کرد و پس از سر برداشتن از رکوع یادش آمد ، نمازش صحیح است. ولی اگر رکوع ترک شود سهوا یا عمدا نماز باطل است. [۷۸]

انجام دو رکوع در نماز جماعت

اضافه شدن رکوع در نماز جماعت به سه قسم تقسیم می شود :
۱-کسی که در نماز جماعت ، پس از این که با امام سر از رکوع برداشت سهوا به رکوع رود نمازش باطل است ؛ زیرا رکوع رکن است و اضافه کردن رکن چه سهوا و چه عمدا نماز را باطل می کند . در نماز جمعه هم به همین صورت است یعنی اگر کسی در رکعت دوم نماز جمعه پس از قنوت به رکوع رود نمازش باطل است گرچه سهوا به رکوع رفته باشد. ۲- اگر مأموم سهوا زود تر از امام جماعت به رکوع رود ، در این صورت بر می گردد و با امام به رکوع می رود و نمازش صحیح است ؛ زیرا رکوع دوم به علت تبعیت از امام انجام شده است . [۷۹] ۳- اگر مأموم سهوا زودتر ازامام سر از رکوع بردارد ، در این صورت به رکوع برمی گردد و با امام سر از رکوع بر می دارد و نمازش صحیح است ؛ زیرا رکوع دوم به قصد تبعیت از امام است. [۸۰] نتیجه : چنانچه اضافه شدن رکن در نماز جماعت عنوان « تبعیت » به خود بگیرد ؛ مانند صورت دوم و سوم ، در این صورت نماز صحیح است و اضافه کردن رکن ، نماز را باطل نمی کند . ولی اگر اضافه شدن رکن ، عنوان « تبعیت » به خود نگیرد ؛ مانند صورت اول ، در این صورت نماز باطل است. [۸۱]

مراتب انجام نماز واجب

تمام نماز های واجب باید ایستاده خوانده شود نه نشسته و خوابیده ؛ در این حکم فرقی نیست بین این که نماز واجب ، یومیه باشد یا غیر یومیه (مثل نماز طواف ، نمازآیات و....) بلکه تمام نمازهای واجب باید ایستاده و بدون تکیه بر چیزی یا کسی انجام شود . [۸۲] در کیفیت انجام نماز ، سلسله مراتبی است که باید رعایت شود :
۱-ایستاده بدون تکیه کردن.
۲-ایستاده همراه با تکیه کردن.
۳-نشسته بدون تکیه کردن.
۴-نشسته همراه با تکیه کردن.
۵-دراز کشیده به پهلوی راست.
۶-دراز کشیده به پهلوی چپ.
۷-خوابیده به پشت ، به طوری که کف پای نماز گزار به طرف قبله باشد .[۸۳] تذکر :
در مسأله مزبور این سلسله درجات باید حفظ شود و با توانایی بر حالت قبل ، منتقل به مرتبه بعد نشود. حتی شخصی که مثلا دو رکعت از نماز چهار رکعتی را می تواند ایستاده بخواند باید دو رکعت را ایستاده و در دو رکعت بعد که عاجز است را نشسته بخواند.

قیام در نماز

قیام در نماز ، دارای احکامی است : ۱-قیام در نماز دارای سلسله مراتبی است که در درس قبل بیان گردید. ۲-کسی که عاجز از قیام است و نمازش را نشسته می خواند نمی شود به اواقتدا کرد مگر این که ماموم (کسی که اقتدا کرده ) نیز ناتوان باشد ونماز را نشسته بخواند. [۸۴] ۳-شخصی را که برای نماز قضای میت اجیر می کنند باید بتواند نماز را ایستاده بخواند. [۸۵] ۴-قیام هنگام تکبیرة الاحرام برای افراد توانا ، واجب بلکه رکن می باشد. [۸۶] ۵-قیام قبل از رکوع هم به فتوای فقها واجب بلکه رکن است ؛ بدین معنی که اگر کسی رکوع را فراموش کرد و به طرف سجده آمد و لی قبل از سجده یادش آمد باید بایستد و پس از ایستادن به رکوع رود و اگر با همان حالت خمیدگی به رکوع رود نمازش باطل است ؛ زیرا قیام متصل به رکوع را انجام نداده است . [۸۷] ۶-قیام پس از رکوع هم واجب است ؛ یعنی پس از انجام رکوع باید بایستد و بعد به رکوع رود . پس کسانی که نماز را سریع می خوانند و قیام پس از رکوع را بجا نمی آورند نمازشان باطل است . [۸۸]

سُوَرِ عزائم

چهار سوره سجده واجب دارند که به آن ها « سُوَر عزائم » گفته می شود :
۱-سوره سجده ( الم ، تنزیل الکتاب لاریب فیه ...سوره ۳۲)
۲- سوره فصلت ( حم تنزیل من الرحمن الرحیم ....سوره ۴۱)
۳- سوره نجم (والنجم اذا هوی ....سوره ۵۳)
۴- سوره علق ( اقرأ باسم ربک الذی خلق ....سوره ۹۶)
این چهار سوره ، دارای احکامی هستند :
۱-در حرمت تلاوت این سوره ها برای جنب و حائض و نُفسا ، اجمالا بحثی بین فقها نیست .ولی دو نظریه در این جا مطرح است :
الف) برخی از فقها ، خواندن تمام این سوره ها را برای جنب و حائض و نفسا حرام می دانند ؛ حتی بسم الله الرحمن الرحیم این سوره ها را .
ب) برخی دیگر از مراجع تقلید ، فقط خواندن خود آیه سجده را حرام می دانند نه همه سوره عزیمت را . [۸۹]پس لازم است هر مکلفی در این زمینه به رساله مرجع تقلید خود ، مراجعه نماید.
تذکر : طبق نظریه اول ، چنانچه یک آیه از این سوره ها در لابلای دعا باشد آن قسمت از دعا نیز نباید خوانده شود مثل آیه أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ‏ ؛ [۹۰] که بخشی از سوره سجده است و در دعای کمیل ذکر شده. ۲-خواندن سوره های عزیمت ، در نماز واجب ، جایز نیست حتی اگر نماز گزار عمدا یکی از این سوره ها را بخواند به صِرف شروع ، نماز باطل است . [۹۱] ۳-اگر آیه سجده ، خوانده یا شنیده شود ، سجده واجب فوری است ؛ بدین معنی که در اولین فرصت باید سجده کرد .
۴-در سجده تلاوت ، وضو ، طهارت لباس و بدن ، رو به قبله بودن و ذکر لازم نیست ؛ بلکه همین قدر که انسان ، پیشانی را بر چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد کافی می باشد .[۹۲]

تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها

تسبیحات حضرت زهرا سلام الله عیها ، دارای احکامی است :
۱-بهترین سفارشی که پیامبر صلی الله علیه و آله ، به حضرت زهرا سلام الله علیها تعلیم فرمودند همین تسبیحات می باشد . [۹۳] ۲-در روایتی امام صادق علیه السلام فرمودند : دو رکعت نماز که بعد از آن ، تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها را بگویم نزد من بهتر است از هزار رکعت نمازی که این تسبیحات بعد از آن گفته نشود. [۹۴] ۳-با توجه به روایات وارد شده در مورد تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها ، فقها فرموده اند بهترین تعقیبات ، تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد ؛ بر این اساس ، شایسته نیست نماز گزاران بلافاصله پس از سلام نماز از جای خود بلند شده و به دنبال کار های روز مره بروند ، بلکه این تسبیحات را (که زمان زیادی نمی برد) از دست ندهند.
۴-تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها مشتمل است بر ۳۴ مرتبه الله اکبر ، ۳۳ مرتبه الحمد لله ، ۳۳ مرتبه سبحان الله. [۹۵] ۵-تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها مختص به تعقیب نماز واجب نبوده بلکه پس از انجام نماز های مستحبی نیز گفتن آن شایسته است .
بلکه فقها فرموده اند تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها یکی از بهترین ذکر ها می باشد و در هر زمان و مکان و در هر حال که گفته شود ثواب بسیار دارد ؛ گرچه تعقیب نماز نباشد.

نماز آیات

نماز آیات دارای احکامی است :
۱-نماز آیات ، هنگام خورشید یا ماه گرفتگی ، زلزله و هر امر آسمانی که سبب ترس بیشتر مردم شود مانند وزیدن بادهای زرد و سیاه واجب می شود.
۲-هرچه در نماز های واجب دیگر ، واجب یا مستحب است در نماز آیات نیز وجود دارد. به جز اذان و اقامه. [۹۶] ۳-از آن جا که نماز آیات واجب می باشد ، لازم است به طور ایستاده خواند شود ؛ مگر آن که انسان از ایستادن عاجز باشد.
۴-نماز آیات ، واجب فوری است. [۹۷] ۵-نماز آیات دو رکعت و یکی از روش های خواندن آن این است که بعد از حمد ، سوره به پنج قسمت تقسیم شود و بعد از هر قسمت ، یک بار رکوع همراه با ذکر آن انجام گیرد . بر این اساس ، پنج رکوع در رکعت اول است و پنج رکوع در رکعت دوم . ۶-احتیاط در این است که سوره ای که بدون بسم الله الرحمن الرحیم ، پنج آیه یا بیشتر دارد انتخاب شود (مانند سوره قدر) . [۹۸] و چنانچه کسی بخواهد جمله «بسم الله الرحمن الرحیم » را یک آیه مستقل به شمار آورد ، لازم است به رساله مرجع تقلید خود مراجعه نماید.
۷-نماز گزار در بلند یا آهسته خواندن نماز آیات ، مخیر است . [۹۹] ۸-در نماز آیات نباید اذان و اقامه گفته شود بلکه اگر به جماعت خوانده می شود ، سه بار « الصلاة » گفته شود. [۱۰۰] ۹-قبل از این که خورشید و ماه شروع به باز کردن کند لازم است نماز آیات خوانده شود. [۱۰۱] ۱۰-اگر در حال حيض يا نفاس زن، آفتاب يا ماه بگيرد و تا آخر مدتى كه خورشيد يا ماه باز مى‏شود ، زن در حال حيض يا نفاس باشد نماز آيات بر او واجب نيست و قضا هم ندارد. [۱۰۲] ۱۱-اگر در نماز آيات شك كند که در ركعت اول است یا دوم ، چنانچه پس از اندکی فکر ، به یک طرف یقین یا گمان پیدا کرد ، لازم است همان طرف را بگیرد و اگر در حالت شک باقی ماند ، نماز باطل است ؛ زیرا شک بین یک و دو ، مطلقا باطل کننده نماز است. [۱۰۳]

قاعده فراغ

فقها به پیروی از روایات معصومین علیهم السلام ، قانونی را بیان فرموده اند به نام «قاعده فراغ ». مفاد قانون مزبور این است که هر شخصی که عملی را انجام دهد و سپس شک در صحت و فساد آن نماید ، بنا بر صحت عمل گذاشته و لازم نیست به شک خود اعتنا کند.
چند تذکر پیرامون این قانون لازم است :
۱-در جریان دستور مزبور ، فرقی نیست بین این که بلا فاصله بعد از عمل شک کند یا این که مدتی گذشته باشد ؛ بر این اساس ، کسانی که در دوران پیری هستند و شک در صحت نماز و روزه های دوران جوانی خود دارند ، لازم نیست به شک خود اعتنا نموده و اعمال گذشته را قضا کنند.
۲-قاعده فراغ ، مربوط به شک در عمل می باشد ، نه یقین . پس اگر مثلا پس از نماز یقین کند نمازی که خوانده بدون وضو بو بوده نمازش باطل است ؛ ولی اگر پس از نماز شک کند نمازی که خوانده با وضو بوده یا بدون وضو ، نمازی که خوانده درست است ولی برای نماز بعدی باید وضو بگیرد .
۳-قاعده فراغ ، مربوط به موردی است که یک طرف آن « صحت » باشد مثل این که پس از نماز ظهر شک کند نمازش را سه رکعت خوانده یا چهار رکعت ، که در این صورت بنا می گذارد چهار رکعت خوانده و به شک خود اعتنا نمی کند .
یا این که شک کند چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت که یک طرف آن ( احتمال چهار رکعت ) صحیح بودن است.
اما اگر دو طرف آن باطل باشد این قانون جاری نیست مثل این که پس از نماز ظهر شک کند نماز را سه رکعت خوانده یا پنج رکعت در این صورت نماز باطل است ؛ زیرا نماز ظهر سه رکعتی یا پنج رکعتی وجود ندارد .
۴-قاعده فراغ هم در عبادات جاری می شود و هم در معاملات ؛ مثلا اگر انسان ، پس از انجام معامله یا خواندن صیغه عقد ، شک کند آن را به طور صحیح انجام داده است یا نه ، بنا می گذارد که آن را درست انجام داده و لازم نیست به شک خود اعتنا نماید.
۵-در قاعده فراغ فرقی نیست بین این که عمل انجام شده از نوع عبادات (اعمالی که شرط صحت آن ها قصد تقرب الی الله است ) باشد یا نه ؛[۱۰۴] بنا بر این چنانچه انسان پس از شستن لباس نجس ، شک کند آن را صحیح آب کشیده یا نه ، بنا می گذارد به طور صحیح آب کشیده است.

ماه رجب

ماه رجب دارای احکامی است :
ماه رجب از ماه های حرام است . ماه های حرام عبارت است از : ذی القعده ، ذی الحجه ، محرم و رجب . بر ماه های حرام احکام خاصی همچون افزایش دیه مترتب است.
۲-انجام عمره مفرده در ماه رجب ثواب بسیار دارد ؛ بلکه ثواب آن نزدیک به حج است. [۱۰۵] ۳-روزه در همه ماه رجب ثواب بسیار دارد مخصوصا بعضی از روز های آن [۱۰۶] ۴-زیارت امام حسین علیه السلام در ماه رجب ، فضیلت بسیار دارد . [۱۰۷] ۵-در ماه رجب ، اذکار و ادعیه و اعمال خاصی وارد شده. [۱۰۸] ۶-در ماه رجب غسل هایی وارد شده مانند غسل روز اول و پانزدهم و بیست و هفتم وآخرماه. [۱۰۹] ۷-شب اولین جمعه ماه رجب ، « لیلة الرغائب» نام دارد و دارای فضیلت بسیار می باشد و دعا ها و اعمالی در کتب ادعیه پیرامون این شب ذکر شده است .
۸-زیارت هریک از ائمه معصومین علیهم السلام در ماه رجب فضیلت دارد که در عرف متدینین به آن ، « زیارت رجبیه » گفته می شود . خوبست در هنگام ورود به مشاهد مشرفه و قبل از زیارت آن بزرگواران ، این دعا خوانده شود : َ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَشْهَدَنَا مَشْهَدَ أَوْلِيَائِهِ فِي رَجَب ... [۱۱۰]

ماه شعبان

ماه شعبان المعظم ، دارای احکامی است :
۱-روزه گرفتن در این ماه مستحب مؤ کد [۱۱۱]و روش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است ؛ که در ضمن « صلوات شعبانیه» به این مطلب تصریح شده . [۱۱۲] ۲-در مورد این ماه ، ادعیه و اعمالی وجود دارد که در کتب مربوطه وارد و انجام آن ها مستحب است .
۳-گذشت سی روز از شعبان ، ثابت کننده اول ماه رمضان است. [۱۱۳] ۴-در این ماه اعیاد و میلاد هایی است که بزرگداشت آن ها تعظیم شعائر الهی است.
۵-روزی که معلوم نیست آخر شعبان است یا اول ماه رمضان ، نمی شود آن روز را به نیت ماه رمضان روزه گرفت . بلکه باید به نیت روزه قضا یا مستحبی روزه گرفت و اگر بعدا معلوم شود اول ماه رمضان بوده خود بخود از ماه رمضان محسوب می گردد . [۱۱۴]

یوم الشک

روزی که معلوم نیست آخر شعبان است یا اول ماه رمضان « یوم الشک » نامیده می شود ؛ یوم الشک دارای احکامی است : ۱-روزه یوم الشک واجب نیست.
۲-اگر روزه یوم الشک را به نیت اول ماه رمضان بگیرد حرام و باطل است.
۳-چنانچه انسان بخواهد در یوم الشک نیت خود را مردد کند ( این گونه نیت کند که اگر ماه رمضان است روزه او از ماه رمضان باشد و اگر ماه شعبان است روزه قضا یا مستحبی با شد ) لازم است به رساله مرجع تقلید خود مراجعه نماید .
۴- در یوم الشک چنانچه روزه قضا دارد به نیت قضا و در غیر این صورت به نیت روزه مستحبی روزه بگیرد و اگر بعدا معلوم شود اول ماه رمضان بوده ، از ماه رمضان محسوب می گردد.
۵-اگر نیت قضا یا مستحب کند و در بین روز معلوم شود ماه رمضان است باید نیت را برگرداند به ماه رمضان . [۱۱۵]

تفاوت روزه مستحبی و واجب

بین روزه مستحبی و واجب چند فرق وجود دارد :
۱-روزه واجب را نمی شود باطل کرد اما روزه مستحبی را می شود برهم زد چه قبل از ظهر و چه بعد از ظهر.
۲-برای نیت روزه مستحبی تا لحظاتی قبل از غروب فرصت هست به شرط آن که کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد .
۳-کسی که روزه قضا دارد می تواند روزه واجب بگیرد ( مثل روزه نذری ) اما روزه مستحبی نمی تواند بگیرد. [۱۱۶] ۴-روزه واجب را نمی شود در سفر گرفت اما روزه مستحبی را می شود در سفر گرفت به شرط این که نذر کند روزه مستحبی را در سفر بگیرد. [۱۱۷] ۵-در روزه واجب ، رضایت پدر و مادر شرط نیست اما در روزه مستحبی اگر پدر و مادر ناراحتند نباید روزه مستحبی گرفت. [۱۱۸] ۶-در روزه واجب رضایت شوهر شرط نیست اما در روزه مستحبی اگر حق شوهر از بین برود و شوهر ناراضی باشد باید ترک شود. [۱۱۹] ۷-در روزه واجب رضایت مهمان شرط نیست اما در روزه مستحبی فقها فرموده اند خوب است هریک از مهمان و میزبان برای روزه مستحبی با یکدیگر هماهنگ باشند. [۱۲۰] ۸-کسی که روزه واجب گرفته اگر دعوت به خوردنی یا آشامیدنی شد نباید قبول کند ولی در روزه مستحبی ،مستحب است دعوت مؤمن را اجابت نموده به ثواب روزه نیز برسد. [۱۲۱]

فرو بردن سر در آب

فرو بردن سر در آب ، در سه مورد جائز نیست  :
۱-در حال روزه ؛ زیرا بیشتر فقها می¬فرمایند فرو بردن سر در آب ، روزه را باطل می¬کند و نیز فرموده¬اند اگر روزه دار با این که می¬داند روزه دارد غسل ارتماسی کند هم غسلش و هم روزه¬اش باطل است [۱۲۲] (البته بعضی از مراجع تقلید می¬فرمایند سر فرو بردن در آب روزه را باطل نمی¬کند).
۲-در حال احرام : کسی که محرم شده چه مرد و چه زن نباید سر را در آب فرو برد. [۱۲۳] ۳-در حال اعتکاف : شرط صحیح بودن اعتکاف ، داشتن روزه است. پس اگر معتکف در روز ، سر را در آب فرو برد ، روزه و اعتکافش باطل است.
چند تذکر:
۱-در مورد روزه مقصود از سر،تمام سر است پس اگر بخشی از سر را زیر آب برد اشکال ندارد . [۱۲۴] ۲-مقصود آبی است که دریک جا جمع شده مثل آب حوض ، پس رفتن زیر دوش وامثال آن اشکال ندارد .
۳-بنابر احتیاط در آنچه گفتیم فرقی بین آب و مایعات دیگر نیست. [۱۲۵]

نماز قضا

نماز قضا دارای احکامی است :
۱- واجب نيست نماز قضا فوراً به جا آورده شود، بلكه مى‏تواند هر اندازه بخواهد تأخير بيندازد ؛ مادامى كه سبك شمردن حكم خدا محسوب نگردد. [۱۲۶] ۲-اگر میت وصیت نکرده ، لازم نیست ورثه نمازها وروزه های قضای اورا بجا آورند یا کسی را اجیر کنند تا آن ها را بجا آورد زیرا ورثه در قبال واجبات « بدنی» میت ، تکلیف ندارند .
البته بر پسر بزرگتر واجب است قضای نماز ها و روزه های پدر را بجا آورد ولی در مورد خصوصیات این حکم باید به رساله فقها مراجعه شود . [۱۲۷] ۳-چنانچه میت در مورد نماز و روزه های قضای خود وصیت هم بکند فقط به مقدار ثلث مجاز است و در بیشتر از آن اجازه ورثه لازم می باشد . [۱۲۸] ۴-اگر از مسافرى كه بايد نماز را شكسته بخواند نماز ظهر يا عصر يا عشا قضا شود، بايد آن را دو ركعتى قضا نمايد، اگر چه بخواهد در وطن قضاى آن را به جا آورد. و اگر از كسى كه مسافر نيست يكى از آن سه نماز قضا شود، بايد چهار ركعتى قضا نمايد، اگر چه بخواهد در سفر آن را قضا نمايد. [۱۲۹] ۵-نماز قضا را با جماعت مى‏شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا ؛ و لازم نيست هر دو يك نماز را بخوانند مثلًا اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشكال ندارد. [۱۳۰]

ثبت نام برای حج و فوت

کسی که ثبت نام برای حج کرده و قبل از این که نوبتش برسد از دنیا رود ، به دو قسم تقسیم می شود : الف : آن شخص به صِرف این که مستطیع شد کوتاهی نکرده و برای حج ثبت نام کرد ولی قبل از این که نوبتش برسد از دنیا رفت . در این صورت لازم نیست ورثه شخصی را اجیر کنند تا از طرف میت حج بجا آورد ؛ زیر مردن او کشف از عدم استطاعتش می کند. بنا براین ، پولی که در بانک جهت ثبت نام گذاشته ، مال ورثه است.
ب : آن شخص مستطیع شده بود و کوتاهی نموده اقدامی برای رفتن به حج نکرد ، در این صورت ، حج بر او مستقر شده است ؛ پس بر او واجب است حج را انجام دهد و اگر از دنیا برود بر ورثه واجب است شخصی را اجیر کنند و به حج بفرستند. [۱۳۱] تذکر : باید توجه داشت که در صورت استقرار حج ، لازم است پول را از « اصل» مال بردارند ، نه « ثلث » ؛ زیرا حج ، جزء واجبات مالی به حساب می آید که لازم است از اصل مال برداشت شود. [۱۳۲]

خون

خون ، دارای احکامی است :
۱-خون بدن انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد ، نجس است .
۲-حیوانی که ذبح می شود اگربقدر متعارف خون ازبدنش خارج شود ، بقیه خون هایی که دربدن حیوان می ماند پاک است. [۱۳۳] ۳-در مورد خونی که داخل تخم مرغ دیده می شود ، فتاوا مختلف است ؛ بر این اساس هر مکلفی در این زمینه به رساله مرجع تقلید خود مراجعه نماید . فتوای برخی از فقها این است که این خون پاک بوده و چنانچه آن را به هم زنند [۱۳۴]خوردن آن تخم مرغ اشکال ندارد.
۴-اگرداخل دهان خونی و با آب دهان مخلوط شود و ازبین برود ، دهان پاک است ولازم به شستن داخل دهان نیست . البته این حکم درصورتی است که غذا یا دندان مصنوعی در داخل دهان نباشد .[۱۳۵] ۵-خون حشرات پاک است پس اگردربدن یا لباس ، خون حشرات دیده شود ، شستن آن لازم نیست .[۱۳۶]

خون های پاک

در چند مورد خون پاک می باشد :
۱-خون داخل بدن تا وقتی خارج نشده پاک است ؛ مثلا اگر داخل دهان خونی شود و با آب دهان مخلوط گردد و از بین رود ، لازم نیست داخل دهان را آب کشید به شرط این که غذا یا دندان مصنوعی در داخل دهان نباشد. [۱۳۷] ۲-خون حیواناتی که خون جهنده ندارند ؛ مثلا خون ماهی پاک است. ۳-خون حشرات ؛ پس اگر خون حشرات در بدن ولباس باشد پاک بوده و برای نماز هم اشکال ندارد . [۱۳۸] ۴-خون داخل تخم مرغ . البته این مورد محل اتفاق فقها نیست و باید به رساله آنان مراجعه شود.
۵-خونی که پس از ذبح حیوان در داخل بدنش می ماند ؛ مثلا وقتی گوسفند ذبح می شود ، خونی که خارج می شود نجس است ولی خونهایی که در رگ ها وغیر رگها می ماند پاک است. [۱۳۹] تذکر : خوردن خون حرام است گرچه پاک باشد.

بازار مسلمین

بازار مسلمان ها دارای احکامی است :
۱-لباس چرمی که ازبازار مسلمانها خریداری می شود ، پاک بوده و نماز در آن اشکال ندارد. ۲-کیف وکفش چرمی که ازبازارمسلمانان داخل ویاخارج کشور خریده شود پاک است واستفاده از آن ، مانع ندارد .
۳-گوشتی که ازبازارمسلمین خریده شود ، محکوم به طهارت وحلال بودن است.
تمام آنچه گفته شد به علت این است که فقها برای بازارمسلمین ارزش و اعتبار قائل می باشند . برخی از علما جزوه مستقلی در مورد « سوق المسلمین» نگاشته اند .
بنابراین به شکهایی که در مورد حلال بودن اجناس بازار مسلمین ، پدید می آید نبایدتوجه کرد مگراین که یقین به حرمت حاصل گردد.

ربا در معاملات

در مورد ربای معاوضی ، توجه به این نکات لازم است :
۱-فقها می فرمایند عوض کردن دو چیز هم جنس در صورتی که وزن کردنی یا پیمانه ای باشد و یک طرف کمتر باشد ، حرام است ؛ مثل فروختن ده کیلو خرما به دوازده کیلو ، یا ده کیلوشکر به نه کیلو. [۱۴۰]در این گونه موارد باید دو معامله مستقل صورت گیرد .
۲-این حکم شامل اجناس شمارشی نمی گردد ؛ مثلا فروختن دو فرش به یک فرش یا عوض کردن دو کتاب به یک کتاب ، یا مبادله دو منزل به یک منزل ، اشکال ندارد .[۱۴۱] ۳-اگر یکی از دو جنس ، اصل برای دیگری باشد ؛ یعنی یک جنس از جنس دیگر گرفته شده باشد ، جنس واحد به حساب می آیند و حکم معامله ربوی را داشته و باطل است ؛ مانند فروختن کنجد به ارده و یا شیر به مشتقات آن . بنا بر این فروختن ده کیلو شیر به پنج کیلو پنیر حرام است و همچنین مبادله ده کیلو کنجد به پنج کیلو ارده. [۱۴۲] ۴-گندم وجو گرچه عرفا دوجنس هستند ولی درمقام معاوضه و فروختن یکی به دیگری ، جنس واحد بحساب می آیند و نباید یکی کمتر و دیگری بیشتر باشد. بنابراین مبادله ده کیلو گندم به هشت کیلو جو نیز باطل است . [۱۴۳]

غِش در معامله

این موارد ، « غِشّ » در معامله محسوب می شود وحرام است :
۱-قرار دادن ابریشم را قبل از فروش ، در مکان سرد یا مرطوب ، تا رطوبت کشیده وسنگین شود .
۲-ریختن آب در شیر یا آب لیمو.
۳-مخلوط کردن جنس خوب وبد و فروختن آن ، به عنوان جنس خوب .
۴-قرار دادن مرغ ذبح شده را قبل از فروش ، در آب .
۵-دادن علوفه های خاص به گوسفند یا هر دام دیگر ، تا سنگین شود یا مشتری را به توهم چاق بودن حیوان اندازد .
تذکر : غش در معامله علاوه بر این که حرام است برکت را از زندگی می برد .
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : لیس منا من غش مسلما . [۱۴۴] کسی که در معامله با مسلمان غِش کند از ما نیست.

ناخالصی

برخی از اجناس ، ناگزیر همراه ناخالصی می باشد ، مانند بسته های بزرگ یا کوچک پنیر که مقداری آب در آن ها وجود دارد .
اینک سؤال این است که آیا ناخالصی های مزبور ، « عیب » یا « غِشّ » محسوب شده و معامله را دچار اشکال می کند یا نه ؟
پاسخ این است که نا خالصی های موجود به دو دسته تقسیم می گردد :
الف) ناخالصی به مقدار متعارف ؛ مانند این که در یک کیلو پنیر ، فلان مقدار آب لازم است ؛ در این صورت معامله به قوت خود باقی است و خدشه ای بر آن وارد نمی گردد .
ب) ناخالصی بیش از قدر متعارف ، در این صورت مشتری می تواند معامله را برهم زند یا تفاوت قیمت بگیرد .
پس قانون کلی این است که اگر درصد نا خالصی جنس خریداری شده بیش از حد متعارف و معمول آن جنس باشد مشتری می تواند معامله را به هم بزند یا تفاوت قیمت بگیرد ، ولی اگر به مقدار معمول باشد ؛ نمی تواند آن جنس را پس دهدو نه تفاوت قیمت بگیرد. [۱۴۵]

موارد عدم خیار غبن

اگر مشتری یا فروشنده در معامله ضرر کند ؛ یعنی فروشنده کمتر از قیمت بازار بفروشد ، یا مشتری گران تر از قیمت بازار بخرد ، می¬تواند معامله را بر هم بزند که در اصطلاح فقهی به آن ، « خیار غبن » گفنه می شود .
ولی در مواردی این حق وجود ندارد :
۱-مقداری که ضرر کرده ، اندک باشد بنحوی که عرفا قابل توجه نیست.
۲-بعد از تمام شدن معامله ، بازار ( قیمتها) ترقی یا تنزل کند . به عبارت دیگر ، در هنگام معامله ضرری در کار نبوده وبعد از آن ، ترقی یا تنزل قیمت صورت گرفته باشد.
۳-فروشنده یا مشتری ، حق اختیار فسخ معامله را اسقاط کنند .[۱۴۶]

انحصار در عمل

کسی که اجیر دیگری شده ، « کار» او ، منحصرا برای صاحب کار است نه شخص دیگر ؛ از این قانون چند نتیجه گرفته می شود :
۱-کار گری که قرار بسته مدتی را برای شخصی کار کند در آن مدت نمی تواند برای شخص دیگر کار کند مگر صاحب کار اجازه دهد.
۲-شخصی که اجیر شده برای دیگری ختم قرآن کند ، آن ختم قرآن را نمی تواند برای دیگری هم انجام دهد مگر این که با اجازه هر دو نفرباشد .
۳-اجیر نمی تواند در یک سال برای دو نفر حج بجا آورد بلکه در یک سال برای یک نفر می توان حج انجام داد.
۴-کسی که اجیر شده نماز یا روزه استیجاری بجا آورد ، فقط می تواند از طرف همان شخص بجا آورد و حق ندارد برای دیگری هم انجام دهد .
۵-جایز نیست کارمند در ساعت اداری از اداره خارج شده یا به کار دیگری مشغول شود.
پس قانون کلی این است که اگر اجیرقرار اجاره را با کسی منعقد نمود ، لازم است عمل خود را منحصرا برای همان شخص انجام دهد. [۱۴۷]

شب یلدا

سزاوار است در شب یلدا به نکاتی توجه شود :
۱-شب نشینی ، امری جائز بوده منعی در آن وجود ندارد ؛ بخصوص اگرصله ارحام یا احترام به بزرگترها در آن صورت گیرد.
۲-غیبت کردن و وارد حریم خصوصی دیگران شدن حرام است ؛ بدون تفاوت بین شب یلدا و غیر آن.
۳-لزوم رعایت مسائل محرم و نا محرم ، زمان بردار نبوده و تاریخ مصرف ندارد بلکه توجه به آن در همه ایام و لیالی ، شایان عنایت می باشد.
۴-خوردنی ها و نوشیدنی های حرام وارد مجالس نشود.
۴-اسراف مطلقا حرام است ؛ قرآن مجید می فرماید : إِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا إِخْوانَ‏ الشَّياطينِ‏ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً .[۱۴۸] اسراف كنندگان، برادران شياطينند؛ و شيطان در برابرپروردگارش ، بسيار ناسپاس بود!

شناسنامه

در مورد شناسنامه ، احکامی قابل تذکر است :
۱-کسی که با شناسنامه دیگری مرتکب جرم و جنایت می شود گناهش دوچندان است ؛ زیرا با کارهایی که انجام می دهد، دیگری را متهم می نماید.
۲-کسی که بچه ای را به عنوان فرزندخوانده انتخاب می کند نباید اسم او را در شناسنامه خود وارد کند زیرا جابجایی نسب ، جایز نیست علاوه براین که مسائلی مانند ارث و امثال آن مترتب می شود.
۳-کسی که سیّد نیست حق ندارد خود را در شناسنامه ، سیّد معرفی کند و همین طور بالعکس زیرا هریک از سیّد و غیر سیّد احکام خاص خود را دارند.
۴-جعل شناسنامه خلاف قانون بوده و به فتوای برخی از فقها کار خلاف قانون حرام است.

اجبار

در بیشتر موارد ، لازم است تصرفات و کار های انسان از روی اختیار باشد ؛ پس به عنوان نمونه ، « اجبار» در این موارد اثر ندارد : ۱-معاملات مانند خرید ، فروش ، اجاره ، رهن ، قرض و... از روی اجبار باطل و مجبور کردن دیگران به آن حرام است.
۲-شوهری که همسر خود را آزار و اذیت می رساند تا زنش مجبور شود مهریّه خود را ببخشد . این بخشیدن مهریّه فایده ندارد و مرد همچنان مهریّه را مدیون به زن خواهد بود ؛ زیرا بخشیدن مهریّه درصورتی مؤثّر است که از روی رضایت خاطر باشد .[۱۴۹] ۳-اگر شخصی را مجبور کرده اند قول نامه ای را امضا کند این امضا فایده ای ندارد ؛ زیرا معاملات باید از روی طیب نفس و رضایت باطن باشد.(به جز در موارد خاص ) [۱۵۰] ۴-اگر شخصی را تهدید کنند که اقرار کن این ملک مربوط به فلانی است یا اقرار کن به فلان شخص مدیون هستم ، اقرار مزبور ، تأثیری ندارد ؛ چرا که لازم است اقاریر از روی رضایت باشد. [۱۵۱] ۵-بیمه اجباری و خرید و فروش آن بدون رضایت دو طرف مجاز نیست .

حفظ جان مسلمان

درمورد وجوب حفظ جان مسلمان ، نکاتی قابل توجه است :
۱-حفظ جان مسلمان از واجبات کفایی است ؛ بدین معنی که بر همه مسلمانان واجب است ولی چنانچه بعضی اقدام بر نجات کنند از بقیه ساقط است . [۱۵۲] ۲- اگر نجات مسلمان بستگی به تصرف در ملک دیگران دارد ، این تصرف جایز است ؛ مثل این که کسی در حال غرق شدن است و از طرفی زمین یا استخرمال مردم است . در این صورت ، باید اقدام بر نجات شخص نمود گر چه نجات دهنده بی اجازه وارد ملک دیگران شود. [۱۵۳] ۳- اگر زن یا مردی در حال هلاکت است و نجات دهنده نا محرم است ، در این صورت نجات وی جایز، بلکه واجب خواهد بود ؛ گر چه نجات او ، سبب لمس نا محرم باشد . [۱۵۴] ۴-دروغ حرام است ولی دروغی که برای نجات جان مسلمان از هلاکت باشد جایز ، بلکه واجب است . [۱۵۵] ۵-اگر شخصی در حال تلف شدن است و نجات او بستگی دارد که به او نوشیدنی یا خوردنی حرام بدهیم این کار واجب است. [۱۵۶] ۶-چنانچه شخصی مشغول نماز باشد و مشاهده می کند جان دیگری در خطر است ، لازم است نماز را بر هم زده اقدام به نجات وی نماید ، و چنانچه بی اعتنایی کند و آن شخص تلف شود صحت نمازش محل اشکال است . [۱۵۷] تذکر: در ارتکاب حرام یا ترک واجب به جهت اضطرار ، لازم است به حد اقل ، قناعت شود ؛ زیرا فقها فرموده اند : الضرورات تتقدر بقدرها.

پول ها

پولها دارای احکامی هستند:
۱-خرید و فروش پول ایرانی به پول ایرانی با داشتن هدف عقلایی اشکال ندارد ؛ گرچه مثلا یازده هزار تومان تحویل و ده هزار تومان دریافت شود یا بعکس ؛ مشروط به اینکه قرض نبوده و در همان مجلس ، مبادله صورت گیرد ؛ زیرا ربای معاوضی در مکیل و موزون (چیزهای پیمانه¬ای یا وزن کردنی) صورت می گیرد نه در چیزهای شمارشی و حال این که پول، شمارشی است .[۱۵۸] ۲-معامله با پول تقلبی معامله باطل است .[۱۵۹] ۳-بر پولها زکات تعلق نمی¬گیرد. زیرا پولهای زمان ما طلا و نقره نیست. بلکه خمس تعلق می¬گیرد ؛ مشروط به این که از سرِ سال خمسی زیاد آمده و هزینه زندگی نشود .[۱۶۰] ۴-خرید وفروش انواع پولهای خارجی جایز است ؛ مانند خرید وفروش یورو ، مارک ، روپیه و امثال اینها . [۱۶۱]

برگرداندن پول

اگر پول یا مالی از راه غیر شرعی در اختیار انسان قرار گیرد لازم است به صاحبش برگردانده شود ؛ پس در این موارد باید پول را به صاحبش برگردانیم :
۱-چنانچه بسته اسکناسی از بانک ، مؤسسه یا هر شخص حقیقی و حقوقی دریافت شود و یک یا چند اسکناس اضافه در آن وجود داشته باشد ، باید مقدار اضافه بر گردانده شود. ۲- چنانچه خریدار متوجه شود که فروشنده کمتر از مقدار توافق شده پول دریافت کرد ، لازم است او را به اشتباهش آگاه نماید و مقدار باقی مانده را به وی برگرداند . و همچنین است اگر خریدار متوجه شود که فروشنده کالای بیشتر از مقدار توافق شده به او پرداخت نمود.
همین بحث متوجه فروشنده نیز می گردد.
۳-چنانچه دستگاه های پرداخت کننده ، پول یا مالی را اضافه پرداخت نماید ، لازم است مقدار اضافه به مؤسسه مربوطه برگردانده شود .
تمام موارد فوق به علت این است که قرآن می فرماید : وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ . [۱۶۲]اموال یکدیگر را بدون علت مشروع نخورید.

خواب

فقها برای خواب ، احکامی ذکر فرموده اند  :
۱-خوابی باطل کننده وضو و غسل است که نه چشم ببیند و نه گوش بشنود .[۱۶۳] ۲-بعضی عبادات با خواب باطل می¬شود مثل نماز، طواف و سعی بین صفا و مروه ،[۱۶۴] ولی بعضی عبادات با خواب باطل نمی¬شود مثل روزه ، احرام و اعتکاف .[۱۶۵] ۳-با خواب دیدن چیزی بر انسان واجب یا حرام نمی ¬شود بله اگر انسان خوابی ببیند و در « عالم واقعیت» از او منی خارج شود غسل جنابت واجب می گردد .[۱۶۶] ۴-کسی که در شب ماه رمضان جنب است اگر خوابش برد و با جنابت وارد اذان صبح شد روزه¬اش صحیح است به شرط آن که هنگام خواب ، احتمال دهد که بیدار شود و تصمیم بر غسل قبل اذان داشته باشد . اما اگر این اتفاق در خواب سوم بیفتد باید روزه آن روز را قضا کند و به فتوای برخی از فقها کفاره هم دارد. [۱۶۷] ۵-مستحب است انسان قبل از خواب وضو بگیرد و تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها را بگوید .[۱۶۸] ۶-مستحبّ است انسان پيش از نماز و پيش از خواب و پيش از جماع و بعد از بيرون آمدن منى، بول كند .[۱۶۹]

گُل ها و گلاب

گل ها دارای احکامی هستند:
۱-بوییدن گل در حال روزه کراهت دارد و ثواب روزه را کم می نماید ولی بوییدن عطر اشکال ندارد بلکه در روایت وارد شده که عطر ، تحفه روزه دار است ( الطیب تحفة الصائم) . [۱۷۰] ۲-بوییدن گلهای معطر در حال احرام و اعتکاف ، حرام است ؛ چرا که مطلق بوی خوش در این دو حالت ،حرام است . [۱۷۱] ۳-خریدن گل و هدیه بردن به مجلس ختم یا قرار دادن آن بر روی قبر میت هیچ نفعی به حال او ندارد ؛ پس بهتر است همان بودجه و هزینه را صرف کار خیر کنند و ثوابش را به روح میت هدیه نمایند ؛ به خصوص که گاهی هزینه های سنگینی در این جهت ، صرف می شود .
۴-وقف کردن گل برای مساجد و غیر آن اشکال ندارد چه گل طبیعی (به شرط آن که زمان قابل توجهی دوام داشته باشد ) و چه مصنوعی. [۱۷۲] ۵-وضو و غسل با گلاب باطل است ؛ زیرا آب محسوب نمی شود.
۶-گلاب پاک کننده چیز متنجس نیست .
۷-گلاب به صرف ملاقات با نجس ، متنجس می شود ( مگر این که از بالا روی چیز نجس بریزد که قسمت های بالای آن پاک است و فقط قسمتی که روی چیز نجس میریزد متنجس می شود ) ؛ گرچه به مقدار کر باشد ؛ زیرا گلاب جزء آب های مضاف به شمار می رود . [۱۷۳]

حقیقت یا تمرین

در برخی موارد بین آن چه به صورت حقیقی انجام می شود با آن چه به صورت تمرینی انجام می گیرد ، تفاوت وجود دارد ؛ به عنوان نمونه : ۱-فقها فرموده اند اذان گفتن قبل از وقت جایز نیست ؛ ولی بدیهی است که این حرمت ، مربوط به اذان حقیقی می باشد ؛ یعنی اذان برای اعلام دخول وقت نماز . اما اگر یک یا چند نفر قبل از وقت ، مشغول « تمرین اذان گفتن » هستند اشکال ندارد زیرا اذان آنان حقیقی نیست.
۲- نماز خواندن در ایام عادت ماهانه بر خانمها حرام است ؛ ولی بدیهی است که حرمت مزبور ، مربوط به نماز واقعی است ؛ یعنی خانمی بخواهد به قصد فرمان خداوند ، نماز بخواند . اما چنانچه خانمی مثلا بخواهد به دختر خود نماز یاد دهد و با او تمرین نماز کند اشکال ندارد ؛ زیرا این تمرین و صورت نماز است نه حقیقت آن .[۱۷۴] ۳- وضو گرفتن بعد از غسل جنابت حرام است ؛[۱۷۵] بدیهی است این در صورتی است که بخواهد وضوی واقعی بگیرد . اما چنانچه شخصی بخواهد بعد از غسل جنابت به فرزند خود وضو یاد دهد و وضو را با او تمرین کند اشکال ندارد ؛ زیرا این تمرین وضو است نه حقیقت آن. [۱۷۶] تذکر : آن چه گفتیم شامل همه موارد نمی شود ؛ مثلا غسل ارتماسی به صورت تمرینی هم در حال روزه جایز نیست ؛ زیرا به فتوای بسیاری از فقها مطلق فرو بردن سر در آب روزه را باطل می کند.

ترجمه

ترجمه احکامی دارد :
۱-ترجمه کردن کتاب و مقاله دیگران بدون اجازه از مؤلف ، محل اشکال است و نیاز به مراجعه به مراجع تقلید دارد تا حکم آن روشن شود.
۲- اگر ترجمه آیه سجده خوانده شود سجده واجب نمی شود زیرا فقها وجوب سجده را برای تلاوت خود آیه مطرح فرموده اند .
۳- دست بی وضو زدن به ترجمه آیات قرآن اشکال ندارد ؛ زیرا ترجمه قرآن ، قرآن محسوب نمی شود . [۱۷۷] فقها می گویند  : ترجمه قرآن به هر زبانی که باشد ، قرآن محسوب نمی شود ؛[۱۷۸] پس شخص بی وضو می تواند به ترجمه قرآن دست زند.
۴- نماز باید به عربی و آن هم عربی صحیح خوانده شود نه ترجمه آن . بله قنوت و همین طور اذکار مستحبی نماز را به فتوای بسیاری از فقها می شود به غیر عربی خواند . [۱۷۹] ۵- کسی که تلبیه ( لبیک در حج و عمره ) را نمی تواند به طور صحیح بگوید احتیاط در این است که هر طور می تواند آن را گفته ترجمه آن را نیز بگوید .[۱۸۰] تذکر : نام خدا به هر زبانی باشد لمس آن بدون طهارت حرام است .

حق دیگران

حق دیگران ، دارای احکامی است :
۱-شکستن قفل CD وکپی غیر مجاز از CD محل اشکال است و در این زمینه باید به فتوای مراجع تقلید مراجعه شود .
۲-امام جماعتی که به طور مرتب در مکانی مشغول نماز است[۱۸۱] و همچنین مؤذنی که به طور دائم در مکانی اذان می گویدحق اولویت دارد و کسی حق ندارد جای آنان را بگیرد مگر در شرایط خاص .[۱۸۲] ۳-هر کس در اماکن عمومی (مسجد ، بازار و هر مکانی که محل رفت و آمد عموم مردم است ) برای خود جا گرفته باشد ، اولویت داشته و شخص دیگر حق ندارد او را از آنجا بیرون کند ؛ اعم از این که خودش بخواهد بنشیند یا دیگری را بنشاند ؛ و نیز اعم از این که شخصی که جا گرفته کودک باشد یا بالغ .
۴-گرفتن حق دیگران ، در برخی موارد سبب بطلان عمل می گردد ؛ فقها فرموده اند اگر کسی در مسجد جا گرفته و دیگری جای او را بگیرد نمازش باطل است ؛ مگر این که جماعت شروع شده و هنوز شخصی که جا گرفته نیامده باشد . [۱۸۳]

ساختمان سازی

ساختمان سازی دارای احکامی است :
۱-کسی که مشغول ساختمان سازی است ، حق ندارد به ملک دیگری تعدی کند نه از زمین و نه از فضا . و اگر تعدی کند نمازش در آن مکان محل اشکال خواهد بود ، این همان عنوان « غصب » است که فقها بر حرمت آن تأکید نموده اند [۱۸۴] ۲-مهندسین و معماران محترم باید توجه داشته باشند که طوری ساختمان ها را بسازند که دستشویی ها (توالت ) رو به قبله یا پشت به قبله قرار نگیرد . ؛ زیرا تخلی رو به قبله یا پشت به قبله حرام است . [۱۸۵] ۳-اگر با مهندس و معمار قرار داد بسته شده که از مصالح خاصی استفاده کند ، باید از همان مصالح استفاده نماید ؛ ولی اگر چنین قراری منعقد نشده ، بر مهندس و معمار واجب است از مصالح متعارف که مطابق قواعد ساختمان سازی است استفاده شود ؛ بدیهی است چنانچه کمتر از متعارف را به کار گرفته شود ( چه از جهت کمیت و چه از جهت کیفیت ) مصداق کم فروشی بوده مدیون خواهند بود. [۱۸۶] ۴-شایسته است در ساختمان سازی ، اجزاء ساختمان طوری تعبیه شود که مراعات محرم و نا محرم بشود .

مُهیّا بودن

در مواردی « مُهیّا » و آمادگی ، موضوع حکم قرار داده شده :
۱-مستحب است انسان یک مرتبه وارد نماز نشود بلکه ابتدا مهیا گردیده و به وسیله اذان واقامه ودعا هایی که از معصومین علیهم السلام رسیده ، وارد نماز گردد. [۱۸۷] ۲-در نماز جماعت همین قدر که صفهای جلو تر آماده و مهیای اقتدا هستند صف های بعد می توانند اقتدا نمایند. [۱۸۸] ۳-کسی که هنوز در وطن است و مهیای سفر شده باید نماز خود را کامل بخواند و اگر ماه رمضان است نباید روزه را بخورد بلکه فقط در صورتی که حرکت کرد و به حد ترخص رسید می تواند نماز را دو رکعتی بخواند و روزه را برهم زند ؛ مشروط به این که قصد هشت فرسخ یا بیشتر داشته باشد. [۱۸۹] ۴-بر كسى كه مستطيع شده واجب است مهیای سفر شود ؛ یعنی مقدمات سفر از قبيل ثبت نام ، گرفتن گذرنامه ، تعيين كاروان و ديگر لوازم سفر را به موقع فراهم كند به نحوى كه بتواند در سال استطاعت ، مناسك حج ‏را در موقع خود انجام دهد .
تذکر این مطلب لازم است که در صورتى كه در تهیه مقدمات ، كوتاهى كند و در آن سال به حج نرسد ، وجوب حج بر او مستقر مى‏شود و بعدا به هر زحمتی که باشد لازم است حج را بجا آورد گرچه بدون استطاعت . [۱۹۰] ۵-گرچه کودکان تکلیف ندارند ولی باید کودکان را برای انجام تکالیف شرعی مهیا نمود و تمرین داد تا هنگامی که به حد تکلیف رسیدند انجام تکالیف شرعی برای آنان دشوار نباشد. [۱۹۱] ۶-فقها فرموده اند شایسته است انسان به وسیله تهیه کفن ، نوشتن وصیت نامه ، پرداخت حق الله و حق الناس برای سفر آخرت مهیا شود ؛ و چنانچه نشانه های مرگ برای انسان آشکار شود اقدام به پرداخت حقوق خدا و مردم واجب می شود و اگر ممکن نیست باید وصیت کند. [۱۹۲] ۷-بر مسلمین واجب است در مقابل خطراتی که از ناحیه کفار متوجه آنان است یا احتمال آن را می دهند آمادگی لازم را داشته باشند و از جهت نظامی ، عِدّه و عُدّه مناسب را تهیه نمایند. [۱۹۳]

مهمان

مهمان دارای احکامی است :
۱- مهمان داران قطار و هوا پیما باید نماز ها چهار رکعتی خود را کامل بخوانند و اگر ماه رمضان است روزه بگیرند ؛ زیرا آنان کثیر السفر محسوب می شوند . [۱۹۴] ۲- مهمانی که شب عید فطر و قبل از غروب وارد شده به فتوای بیشتر فقها فطره اش بر میزبان است. [۱۹۵] ۳- اگر مهمان نیاز به غسل پیدا کند باید خجالت را کنار گذاشته غسل کند و نمی تواند تیمم نماید ؛ زیرا خجالت کشیدن مجوز تیمم نیست. [۱۹۶] ۴- کسی که دیگری را برای حج مهمان کند ، آن شخص مستطیع به حساب می آید ؛ به چنین استطاعتی ، « استطاعت بذلی » گفته می شود. [۱۹۷] ۵-اگر صاحب خانه در حال غذا خوردن مهمان ها متوجه شود غذا نجس است، بايد به آنان اطلاع دهد اما اگر يكى از مهمانها بفهمد ، لازم نيست به ديگران خبر دهد ، بلکه لازم است فقط خودش دست از غذا بکشد ؛ ولى چنانچه طورى با آنان معاشرت دارد كه مى‏داند كه به واسطه نگفتن ، خود او هم متنجس مى‏شود بايد بعد از غذا به آنان اطلاع دهد. [۱۹۸] ۶-چنانچه میزبان برای مهمان جهت قبله را مشخص کند و با گفته او برای مهمان اطمینان حاصل شود ، مهمان می تواند به همان سَمت نماز بخواند. [۱۹۹] ۷-پولی که صرف بر گزاری مهمانی می گردد ، جزء خرج زندگی به حساب می آید و خمس ندارد به شرط این که در حد متعارف باشد از نظر کمیت و کیفیت. [۲۰۰] ۸-چنانچه کسی اقدام به برگزاری مهمانی حرام نماید ، لازم است خمس هزینه های انجام شده را به مجتهد جامع الشرائط بپردازد ؛ زیرا هزینه های به کار رفته در مسیر «حرام » ، جزء « مئونه » و خرج زندگی به شمار نمی رود.
۹- غذا خوردن در قهوه ‏خانه و مهمان خانه ‏هايى كه مردمان لا ابالى و كسانى كه پاكى و نجسى را مراعات نمى ‏كنند در آن جا غذا مى ‏خورند، اگر انسان يقين نداشته باشد غذايى را كه براى او آورده‏اند نجس است اشكال ندارد. [۲۰۱] ۱۰-شایسته است مهمان و میزبان در مورد روزه مستحبی گرفتن ، با یکدیگر هماهنگ باشند و از یکدیگر اجازه بگیرند.
۱۱-در روایت وارد شده کسی که بعد از نماز ، مشغول تعقیب شود تا نماز بعد ، در این مدت مهمان خداوند به حساب می آید [۲۰۲]ونیز انسان در ماه مبارک رمضان مهمان خداوند به شمار می رود. [۲۰۳]

استقرار حکم

مواردی که حکم مستقر شود ناگزیر باید به آن حکم عمل نمود :
مورد اول : کسی که مستطیع بود و می توانست حج برود و نرفت ، حج بر او مستقر می شود و باید به هر طور ممکن حتی با فقر ، به حج رود ؛ زیرا وجوب حج بر ا و مستقر شده است. [۲۰۴] مورد دوم : خانمی که بعد از داخل شدن وقت می توانست نماز بخواند و نخواند و بعد دچار عادت ماهانه شد باید آن نماز را قضا کند ؛ زیرا وجوب نماز بر او مستقر شده است. [۲۰۵] مورد سوم : کسی که خمس و زکات بر مال او تعلق گرفته گرچه آن مال را از ملک خود منتقل کند پرداخت خمس و زکات آن مال بر او واجب است ؛ حتی به فتوای برخی از فقها ، یک پنجم مال ، ملک آن شخص( منتقل الیه) نمی شود ؛ زیرا وجوب خمس و زکات مستقر شده است . [۲۰۶] مورد چهارم : گرچه از قاتلی که دیوانه باشد قصاص گرفته نمی شود ؛ لکن فقها فرموده اند چنانچه عاقلی دیگری را عمدا بکشد و بعدا دیوانه شود ، اولیای دم می توانند قصاص بگیرند گرچه او دیوانه شده ؛ زیرا حق قصاص قبلا مستقر شده است. [۲۰۷]

وجوب اکمال

در برخی موارد ، تا شروع به عمل نشده ، عمل واجب نیست ولی بعد از شروع ، تکمیل آن واجب است :
۱- انسان می تواند نذر نکند یا مال خود را وقف ننماید ولی اگر نذر شرعی کرد یا مال خود را وقف نمود موظف است به نذر و وقف خود عمل نماید .
۲- عمره مستحبی تا وقتی مستحب است که شروع به آن نکند ولی همین که به انجام عمره اقدام کرد ( لبیک را گفت ) باید اعمال ششگانه بعد آن را نیز انجام دهد و عمره را به پایان برساند . بنا بر این ، شروع عمره مستحب است ولی تکمیل آن واجب می باشد ، این نکته مورد اتفاق همه فقها است. [۲۰۸] ۳- حج مستحبی تا وقتی مستحب است که شروع به حج نشده باشد ولی کسی که شروع به حج مستحبی کرد ( لبیک را گفت) موظف است تمام اعمال حج را انجام داده آن را به پایان برساند ؛[۲۰۹] زیرا قرآن می فرماید : و اتموا الحج و العمرة لله. [۲۱۰] ۴ - اعتکاف مستحب است ولی استحباب آن تا وقتی است که دو روز از زمان اعتکاف نگذشته باشد ؛ اما اگر شخصی دو روز در اعتکاف ماند باید روز سوم را تا غروب در اعتکاف بماند.
دیدگاه برخی از فقها این است که هر دو روزی که شخص در اعتکاف بماند روز سوم آن واجب می شود ؛ مثلا اگر روز چهارم و پنجم هم در اعتکاف ماند باید تا غروب روز ششم در حال اعتکاف باقی بماند. [۲۱۱] ۵- اگر کسی در نماز ، سوره « قل هو الله احد» یا سوره « قل یا ایها الکافرون» را شروع کند نباید آن را رها کند بلکه لازم است آن را به پایان برساند ولی سوره های دیگر تا به نصف نرسیده می تواند آن را رها کند و سوره دیگری شروع کند. [۲۱۲]

ماهی ها

ماهی دارای احکامی است :
۱-چنانچه ماهی در آکواریوم بمیرد ، پاک است ؛ زیرا ماهی از آن دسته حیواناتی است که خون جهنده ندارد و مرده آن پاک می باشد .
۲-حلال بودن ماهی مشروط به دو چیز است :
الف) زنده از آب گرفته شود و بیرون آب جان دهد .[۲۱۳] ب) پولک داشته باشد. [۲۱۴] ۳-تخم ماهی پیرو ماهی است ؛ یعنی اگر ماهی از ماهی های حلال است تخم آن نیز حلال است و اگر از ماهی های حرام است تخم آن نیز حرام می باشد. [۲۱۵] ۴-كسى كه ماهى را صيد مى‏كند، لازم نيست مسلمان باشد ؛ ولى چنانچه مسلمان بخواهد ماهی را از او بگیرد ( به خریدن یا هر نحو دیگر ) در صورتی می تواند آن ماهی را بخورد که بداند كه کافر آن را زنده گرفته و در خارج آب مرده است. [۲۱۶] ۵-در موقع صید ماهی ، لازم نیست نام خدا برده شود .
۶-تمام آبزیان حرامند مگر ماهی های فلس دار (پولک دار ) و میگو . بنا بر این خرچنگ ، کوسه ، مار ماهی و... حرام خواهد بود. [۲۱۷]

سلامتی

سلامتی دارای احکامی است :
۱-کسی که آب برای سلامتی او ضرر دارد باید بجای وضو و غسل ، تیمم کند [۲۱۸]و همین طور کسی که روزه برای سلامتی او ضرر دارد نباید روزه بگیرد .[۲۱۹] این قانون معروف است به قانون « لا ضرر » و برخی از فقها در این زمینه رساله مستقل نگاشته اند. ۲-همان طور که برای وجوب حج ، توانایی مالی شرط است ، سلامتی و قدرت بدنی نیز بر انجام اعمال شرط است و این جزئی از استطاعت به شمار می رود. [۲۲۰] ۳-خوردن و آشامیدن و هر چیزی که سلامتی را از بین ببرد حرام است . قدر متیقن از این قانون ، مواردی است که منجر به تلف انسان شود یا ضرر کلی بر بدن وارد گردد اما در مورد کمتر از این مقدار باید به رساله فقها مراجعه شود. [۲۲۱] ۴-در زن و مردی که ازدواج کرده اند سلامتی از بعضی امراض و عیوب خاص [۲۲۲]شرط است ؛ پس اگر زن یا مردی که ازدواج کرده از این عیوب و مرض ها در طرف مقابل بی اطلاع باشد ، می تواند عقد را به هم بزند بدون این که نیاز به طلاق باشد. [۲۲۳] ۵-طبق روایات ، صدقه و صله رحم در سلامتی مؤثر است ؛ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:دَاوُوا مَرْضَاكُمْ بِالصَّدَقَةِ. [۲۲۴] مریض های خود را با صدقه درمان کنید.

یتیم

یتیم دارای احکامی است :
۱-گرچه در اسلام چیزی به نام فرزند خواندگی وجود ندارد ؛ ولی سرپرستی و پرداخت خرجی یتیم ثواب بسیار دارد . پیامر صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که دو انگشت اشاره و وسط خود را کنار یکدیگر قرار داده بودند ، فرمودند : أَنَا وَ كَافِلُ الْيَتِيمِ كَهَاتَيْنِ فِي الْجَنَّةِ . [۲۲۵]من و سرپرست یتیم در بهشت مانند این دو هستیم .
۲-کسانی که اموال یتیم در دست آنان است ، باید توجه داشته باشند که خوردن مال یتیم ، طبق بیان قرآن کریم ، خوردن آتش است. [۲۲۶] ۳-پرداخت خرجی یتیم سبب محرم شدن با او نمی شود ؛ زیرا سبب محرمیت منحصر است در سه چیز :
الف) نسب.
ب) ازدواج.
ج)شیر خوردن .
البته در هریک از موارد مذکور ، شرائط ، اقسام و لواحق خاصی وجود دارد .[۲۲۷] ۴-یکی از مصارف سهم سادات ، پرداخت آن است به یتیمی که سید بوده و مالی در بساط ندارد .
فقها می گویند : لازم است خمس ، دو قسمت شود : سهم سادات و سهم امام علیه السلام.
سهم سادات به سه بخش منشعب می گردد : یتیم ، فقیر و در راه مانده از فرزندان هاشم ، جد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم. [۲۲۸] تذکر : پرداخت خمس با هر دو قسم آن ، لازم است با اجازه مجتهد جامع الشرائط صورت گیرد.
۵-کودکی که یتیم می شود حضانت و سرپرستی او با مادرش است ولی ولایت بر اموال یتیم با جد پدری است و اگر او هم نباشد با مجتهد جامع الشرائط.

نوشتن

نوشتن دارای احکامی است :
۱-دست بی وضو زدن به نوشته های مقدس همچون نام خدا و آیات قرآن ( و به نظر برخی از فقها نام پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام ) جایز نیست . ولی دست زدن به رمزی که به جای نام خدا می نویسند مانند سه نقطه (...) اشکال ندارد .
۲-آرم جمهوری اسلامی ، عرفا کلمه « الله » به شمار می رود ؛ پس دست بی وضو زدن به آن جایز نبوده و حفظ حرمتش نیز واجب می باشد.
۳-نوشتن نام خدا و آیات قرآن و اسامی معصومین علیهم السلام بدون وضو اشکال ندارد. آن چه فقها فرموده اند این است که دست بی وضو نباید به خود نوشته بخورد. [۲۲۹] ۴-نوشتن صیغه عقد [۲۳۰]و طلاق [۲۳۱]سبب پیوند زناشویی و جدایی نمی شود ( مگر آن که جاری کننده صیغه قادر بر سخن گفتن نباشد ) بلکه صیغه عقد و طلاق باید بر زبان جاری شود آن هم به زبان عربی. ۵-وصیت ، با نوشتن نیز انجام می شود به شرط آن که معلوم باشد دستخط ، مربوط به وصیت کننده است و دلالت واضح بر مقصود او داشته باشد ، در این صورت ورثه موظفند به وصیتنامه عمل کنند. [۲۳۲] ۶-در مورد این که قسم ، نذر و عهد با نوشتن هم انجام می شود یا باید بر زبان جاری شود لازم است به رساله فقها مراجعه گردد.

پیشانی

فقها برای « پیشانی» احکامی را ذکر فرموده اند  :
۱-در سجده واجب است ، پیشانی بر چیزی که سجده بر آن صحیح است (مانند خاک) قرار داده شود .
۲-لازم است محل قرار گرفتن پیشانی نسبت به جایی که زانو ها در سجده قرار می گیرد ، صاف و مسطح باشد ؛ و اگر پستی و بلندی دارد باید بیشتر از چهار انگشت بسته پست تر و بلند تر نباشد. [۲۳۳] ۳-اگر بعد از سجده اول ، ُمهر به پیشانی بچسبد ، بر نماز گزار واجب است قبل از این که به سجده دوم برود ُمهر را از پیشانی جدا کند ؛ و اگر با همان حالت که ُمهر به پیشانی چسبیده به سجده دوم برود نماز اشکال دارد. [۲۳۴] ۴-در وضو لازم است طول صورت از بالای پیشانی تا آخر چانه شسته شود ، ولی اگر پیشانی شخصی به طور غیر متعارف است باید مثل افراد ی که صورت و پیشانی متعارف دارند صورت را در وضو بشوید. [۲۳۵] ۵-کسی که می خواهد تیمم کند اول باید دو کف دست را بر چیزی که تیمم بر آن صحیح است بزند ، سپس دو کف دست را از مچ بر بالای پیشانی قرار دهد و بکشد تا بالای بینی و بعد دست چپ را بر مچ دست راست قرار داده پشت دست راست را مسح نماید و بعد پشت دست چپ را مانند دست راست مسح کند. [۲۳۶] ۶-کسی که از دنیا رفته لازم است پس از غسل میت ، او را حنوط نمایند یعنی به پیشانی و دو کف دست و دو زانو و دو انگشت شصت پای او کافور بمالند . مگر این که در حال احرام از دنیا رفته باشد که در این صورت نباید او را حنوط کنند. [۲۳۷]

کف دست

« کف دست » ، دارای احکامی است :
۱-در هنگام وضو لازم است با کف دست ، سر و پاها را مسح نمود . لازم به ذکر است که انگشتان جزء کف دست به حساب می آید. [۲۳۸] ۲- اگر کسی در کف دست دیگری آب بریزد ولی وضو گیرنده خودش آب را بر اعضای وضویش می ریزد وضو صحیح است ولی اگر بر روی اعضای وضویش آب می ریزد وضو باطل است. [۲۳۹] ۳-اگر براى مسح ،رطوبتی در كف دست نمانده باشد نمى‏توان دست را با آب خارج از وضو ، خیس کرد بلكه بايد از اعضاى ديگر وضو رطوبت گرفت و با آن مسح نمود. [۲۴۰] ۴-کیفیت تیمم به این نحو است که اول دو کف دست به چیزی که تیمم بر آن صحیح است زده شود بعد دو کف دست به صورت کشیده شود تا بالای بینی و بعد با کف دست چپ ، پشت دست راست ازمچ ، مسح گردد تا سر انگشتان دست راست و بعد با کف دست راست پشت دست چپ از مچ مسح گردد تا سر انگشتان. [۲۴۱] ۵-هنگام قنوت نماز مستحب است کف دست به طرف آسمان و مقابل صورت باشد. [۲۴۲] ۶-شایسته است در رکوع ، کف دست ها ، روی زانوها قرار داده شود ؛ در حالی که انگشتان دست باز باشد. [۲۴۳] ۵-در سجده باید دو کف دست روی زمین قرار گیرد و اگر اندکی زیر کف دست پستی و بلندی داشته باشد [۲۴۴] اشکال ندارد بلکه همین که عرفا گفته شود کف دست روی زمین است کافی خواهد بود. [۲۴۵]

فراموشی و بطلان

گرچه که در برخی موارد در صورت فراموشی حکمی مترتب نمی شود ولی در برخی دیگر از موارد با وجود فراموشی نیز ( مانند عمد ) عمل باطل است  :
۱-اگر انسان فراموش کند وضو بگیرد و بدون وضو نماز بخواند نمازش باطل است. [۲۴۶] ۲-کسی که غسلی برعهده او بوده ( مثل غسل جنابت ، مس میت ، حیض و امثال اینها ) و غسل را فراموش کند و با همان حالت نماز بخواند ، نمازش باطل است. [۲۴۷]ولی در مورد این که آیا روزه هایش نیز باطل است یا نه باید به رساله فقها مراجعه شود.
۳-اگر کسی می دانست لباس و بدنش نجس است و فراموش کرد و با همان حالت نماز خواند نمازش باطل است. [۲۴۸] ۴-چنانچه شخصی فراموش کند مسافر است و نمازش را در سفر چهار رکعتی بخواند چنانچه در وقت یادش بیاید نمازش باطل است و باید دو رکعتی اعاده کند . [۲۴۹]و اگر بعد از وقت یادش بیاید ، در این صورت مسأله محل اختلاف فتاوی است و رجوع به رساله فقها لازم می باشد.
۵-ترک یکی از ارکان پنجگانه نماز (قیام ، نیت ، تکبیرة الاحرام ، رکوع ، سجود ) گرچه از روی فراموشی باشد ، سبب بطلان نماز است.و همچنین است اگر سهوا یکی از این ها را دو مرتبه انجام دهد. [۲۵۰] ( به استثنای نیت ) ۶- اگر در نماز کاری کند که صورت نماز را به هم بزند مثل دست زدن و به هوا پريدن و مانند اينها ، كم باشد يا زياد عمداً باشد يا از روى فراموشى ، نمازش باطل است ولى كارى كه صورت نماز را به هم نزند مثل اشاره كردن به دست اشكال ندارد. [۲۵۱]

احکام گریه

گریه دارای احکامی است :
۱-گریه کردن برای مرده اشکال ندارد همان گونه که پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم برای ابراهیم فرزند خرد سال خود که از دنیا رفت ، و نیز در شهادت جناب حمزه سید الشهدا علیه السلام گریه کردند. [۲۵۲] ۲-اگر انسان در حال نماز گریه کند چنانچه گریه او از خوف خدا و برای آخرت باشد نه تنها نماز را باطل نمی کند بلکه ثواب آن را بالا می برد ؛ چه گریه با صدا باشد یا بدون صدا و اما اگر گریه برای دنیا باشد نماز باطل است ؛ اعم از این که گریه او همراه صدا باشد یا بدون صدا. [۲۵۳] ۳-گریه در اندوه خاندان پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین ، تسبیح پروردگار به شمار می رود ؛ از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند : ُ نَفَسُ الْمَهْمُومِ لَنَا الْمُغْتَمِّ لِظُلْمِنَا تَسْبِيح. [۲۵۴]نَفَس اندوهگین برای ما و غمگین در ظلم ما ، تسبیح خداوند محسوب می شود.
۴- مستحب است گریه بر مصائب امام حسین علیه السلام ، و اگر شخص گریه اش نمی آید تباکی نموده خود را به حالت گریه کنندگان درآورد.
۵-مستحب است انسان درحال سعی بین صفا و مروه از خوف خداوند گریه کند و اگر گریه اش نمی آید خود را به گریه وا دارد و دعا بسيار كند و این دعا را بخواند : «اللَّهُمَّ إنّي أسألك حسن الظّنّ بك على كلّ حال و صدق النّيّة في التّوكّل عليك» .[۲۵۵] ۶-در این که گریه بر مصائب ائمه علیهم السلام در حال نماز ، آیا نماز را باطل می کند یا نه ، مسأله مورد اختلاف فتاوی است ؛ و لازم می باشد در این زمینه به رساله فقها مراجعه شود.

احکام خنده

خنده دارای احکامی است :
۱-خندیدن در حال نماز ، به سه دسته تقسیم می گردد :
الف : خنده با صدا ( قهقهه ) ، در این صورت به اتفاق همه فقها نماز باطل است.
ب : خنده بدون صدا (تبسم ) ، در این صورت به اتفاق همه فقها نماز را باطل نمی کند.
ج : خنده به این صورت که نماز گزار ، خود را کنترل کند ؛ به طوری که صورتش سرخ شود ، در این مورد باید به رساله مراجع تقلید مراجعه نمود. [۲۵۶] ۲-در حال طواف ، حرف زدن و خنده نمودن و شعر خواندن اشكال ندارد لكن كراهت دارد بلکه مستحب است در حال طواف ، مشغول دعا ، ذكر خدا و تلاوت قرآن باشند. [۲۵۷] ۳-خندیدن به مؤمن در صورتی که استهزاء و مسخره کردن او باشد حرام است . قرآن می فرماید : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ .[۲۵۸] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد مسخره شوندگان از مسخره کنندگان بهتر باشند . و نه زنانى زنان ديگر را مسخره نکنند ؛ شايد آنان بهتر از اينان باشند؛ و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد؛ و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند!
۴-در روایات وارد شده که مؤمن در برخوردش با دیگران ، خوشرویی او در صورتش و اندوه وی در دلش می باشد ؛ علی علیه السلام مطلب ذکر شده را به این بیان فرمودند : الْمُؤْمِنُ هُوَ الْكَيِّسُ الْفَطِنُ بِشْرُهُ فِي وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِي قَلْبِه. [۲۵۹] ۵-خندیدن در قبرستان کراهت دارد. [۲۶۰]

نیروی نظامی و انتظامی

کسانی که در نیروی نظامی و انتظامی خدمت می کنند لازم است توجه داشته باشند :
۱-چنانچه به سفر هشت فرسخ یا بیشتر می روند چه به صورت مأموریت و یا غیر آن باید نماز های چهار رکعتی خود را دو رکعتی بخوانند مگر آن که تصمیم بگیرند ده روز در یک مکان بمانند یا کثیر السفر به حساب آیند. [۲۶۱] ۲-دفاع از مملکت اسلامی مختص نیروهای نظامی و انتظامی نبوده بلکه بر همه واجب است چه زنان و چه مردان. [۲۶۲] ۳-موزیک هایی که هنگام رژه و امثال آن نواخته می شود اگر مناسب مجالس لهو و لعب نباشد اشکال ندارد. [۲۶۳] ۴-تحویل لباس ، کفش ، پتو و... به سربازان یا دیگر افراد خدمت کننده در نیروی نظامی و انتظامی ، به یکی از دو نحوه انجام می گیرد :
الف) تملیک و بخشش ؛ در این صورت آن چه تحویل آن ها گردیده ، مال خود آن ها است و پس از دوران خدمت می توانند آن ها را برای خود بردارند.
ب) امانت و عاریه ؛ در این صورت آن چه تحویل آن ها گردیده ، مال خود آن ها نیست و لازم است پس از دوران خدمت ، آن اموال را برگردانند .[۲۶۴]

رایانه

در هنگام استفاده از رایانه به نکاتی توجه کنیم  :
۱-کسی که آیات قرآن ، نام خدا و معصومین علیهم السلام به وسیله رایانه تایپ میکند لازم نیست با وضو باشد ؛ علت این نکته این است که دکمه های صفحه کلید نقش قلم حروف را دارند نه این که خود حروف باشند . تلفن همراه نیز همین حکم را دارد.
۲-دست زدن بدون وضو به آیات قرآن و نام معصومین علیهم السلام که در رایانه نقش بسته اشکال ندارد ؛ زیرا دست به خود آن نوشته ها برخورد نمی کند . تلفن همراه نیز همین حکم را دارد .
۳-شکستن قفل سی دی و کپی و تکثیر غیر مجاز آن چنانچه مو جب تضییع حقوق تولید کننده باشد جایز نیست ولی برای توضیحات بیشتر باید به فتاوای فقها مراجعه شود. ۴-ورود در سایت های مبتذل که سبب انحراف گردد جایز نیست زیرا فقها می فرمایند مقدمه حرام ، حرام است.

پدر

پدر دارای احکامی است :
۱-مدیریت اموال فرزندان نا بالغ ، بر عهده پدر است و در صورت نبود وی جد پدری . [۲۶۵]بنا بر این ، نا پدری ولایتی براموال کوکان ندارد.
۲-نفقه فرزندان بر پدر و مادر واجب است به شرط فقر فرزندان . [۲۶۶]براین اساس ، چنانچه فرزند ، مال دارد ، پدر می تواند از اموال فرزندش خرج خود او نماید .
۳-اذن و اجازه پدر در ازدواج دختر باکره شرط است. [۲۶۷] ۴-نماز ها و روزه های قضای پدر بعد از فوت او برعهده پسر بزرگتر است گرچه وصیت نکرده باشد. [۲۶۸] ۵-اگر پدر یا مادر یا هر دو مسلمان هستند فرزند متولد از آنها مسلمان به حساب می آید گر چه نا بالغ باشد. [۲۶۹] ۶-اگر خانمی بچه ای را با شرائط کامل شیر دهد ، در این صورت آن خانم مادر آن بچه و شوهرش پدر آن بچه به شمار می رود . لازم به ذکر است که رابطه فرزندی فقط به لحاظ محرمیت است نه ارث یا چیز دیگر. [۲۷۰] ۷-گرچه احترام همه سادات لازم است ولی سید از نظر فقهی کسی است که پدرش سید باشد و احکامی همچون خمس بر چنین سیدی مترتب می گردد [۲۷۱] ( مجموعه احکام سید را در جلد سوم مطرح کرده ایم ) ۸-چنانچه خدای نخواسته پدری فرزند خود را بکشد (گرچه عمدا ) گناه بزرگ مرتکب شده [۲۷۲]ولی حاکم شرع نمی تواند پدر را قصاص نماید بلکه پدر باید کفاره و نیز دیه بپردازد. [۲۷۳] ۹-پدر نمی تواند در اموال فرزند بالغ خود تصرف نماید مگر با رضایت و اجازه خود فرزند و اگر بدون اجازه تصرف کند موجب ضمان است. [۲۷۴] ۱۰-پدر نمی تواند اموال فرزند نابالغ خود را بردارد ، بلکه فقط می تواند اموال وی را مدیریت نماید ؛ مثل این که برای او سرمایه گذاری کند.
۱۱- در این که بر اموال کودکان خمس تعلق می گیرد یا نه و نیز در این که پدر می تواند خمس مال فرزند نابالغ خود را اخراج کند یا نه ، لازم است به رساله فقها مراجعه شود.

زن پدر

زن پدر دارای احکامی است :
۱-زن پدر بر فرزندان شوهر محرم است و فرزندان شوهر هم بر زن پدر محرمند.
دو تذکر :
الف) این محرمیت ، به صرف عقد شرعی محقق می شود و لازم نیست بین آن دو ،عروسی صورت گرفته باشد. [۲۷۵] ب) محرمیت مزبور برای همیشه باقی است ؛ اعم از این که ازدواج آن دو ( پدر و زنش ) باقی بماند یا منجرّ به طلاق شود ؛ و نیز اعم از این که پدر زنده باشد یا از دنیا برود. ۲-خواهر زن پدر ، خاله فرزندان شوهر محسوب نمی شود و بر فرزندان شوهر نا محرم است ؛ زیرا خاله کسی است خواهر مادر انسان باشد.
۳-مادر زن پدر ، مادر بزرگ فرزندان شوهر به حساب نمی آید و نامحرم است .
نتیجه  :
آن چه از این مبحث نتیجه گرفته می شود آن است که فقط خود زن پدر بر فرزندان شوهر محرم است و بقیه اقوام او نا محرمند.

ربیبه

خانمی که ازدواج کرده و دختر دار شده اگر از شوهرش جدا شود و ازدواج مجدد نماید چنانچه با شوهر دوم عروسی[۲۷۶] نماید دخترش با شوهر دوم محرم است گرچه شوهر دوم ، پدر این دختر نیست . در اصطلاح فقهی به این دختر « ربیبه» گفته می شود. [۲۷۷] عکس قضیه هم به همین نحو است یعنی اگر خانمی با مردی ازدواج نماید و بعد از او جدا شود و با مرد دیگری ازدواج نماید و از او دختر دار شود این دختر بر شوهر اول محرم است گرچه شوهر اول ، پدر این دختر نیست.
یادآوری :
فرق زن پدر و ربیبه از جهت حکم ، در این است که زن پدر به صرف عقد بر فرزندان شوهر محرم است ولی ربیبه در صورت عروسی با مادرش با شوهر مادر محرم است . [۲۷۸]

نقد ارزان ، نسیه گران

فروشنده می تواند جنس نسیه را گران و نقد را ارزان بفروشد ؛ علت مطلب این است که فقها می فرمایند : لِلأَجَلِ قِسطٌ مِنَ الثَّمَن . یعنی « زمان » در مقام معامله ارزش دارد .
بر این اساس ، فروشنده می تواند جنس نسیه ای یا اقساطی را گران تر بفروشد. ولی تذکر مهم این است که فروشنده و مشتری نمی توانند معامله را « مبهم » گذارند بلکه باید مشخص کنند که بنا دارند پول کالا نقدا پرداخت شود یا نسیه یا اقساط. [۲۷۹]

بیع فضولی

چنانچه شخصی مال دیگری را بدون اجازه بفروشد ، از اول معامله باطل نیست بلکه اگر مالک ، اجازه دهد معامله صحیح است ؛ و اگر قبول نکرد ، معامله باطل خواهد بود.
در اصطلاح فقهی به این مورد ، « بیع فضولی » گفته میشود. [۲۸۰]

شراب

در مورد شراب به چند نکته توجه کنیم :
۱-امامان معصوم علیهم السلام فرموده اند : کسی که شراب بنوشد تا چهل روز نمازش قبول نیست. [۲۸۱] ولی این بدان معنی نیست که ترک نماز در این چهل روز جایز است ؛ زیرا ترک نماز در هیچ حالی جایز نیست . پس سخن مزبور ، حاکی از عظمت گناه نوشیدن شراب می باشد.
۲-شراب در شمار یکی از نجاسات قرار دارد و لب و دهان را نجس می کند . لب و دهان مزبور تا وقتی شسته نشده ، به هر غذا یا نوشیدنی برسد آن را نیز متنجس می کند . [۲۸۲] ۳-عقوبت دنیوی نوشیدن شراب ، هشتاد ضربه شلاق است ؛ یعنی چنانچه به وسیله دو شاهد عادل ، نزد مجتهد جامع الشرایط ثابت شود که شخصی شراب خورده ، بر مجتهد واجب است هشتاد ضربه شلاق بر او بزند .[۲۸۳] ۴-نه تنها شراب حرام است بلکه هر چیزی که انسان را مست می کند نیز حرام می باشد ؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : کل مسکر حرام [۲۸۴]

راه رفتن

راه رفتن دارای احکامی است :
۱-راه رفتن در بين وضو اشكال ندارد ؛ پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح كند، وضوى او صحيح است .[۲۸۵] ۲-مستحب است تشییع کنندگان جنازه ، پشت سر جنازه یا کنار آن ، حرکت کنند نه جلوتر از آن . [۲۸۶] ۳-خواندن نماز واجب در حال راه رفتن و حرکت باطل است . بله جابه جا شدن در حال نماز واجب اشکال ندارد ؛ به شرط این که چهره و بدن از قبله منحرف نشود و نیز در حال حرکت ، کلمات واجب نماز گفته نشود. [۲۸۷] ۴-در حال طواف و سعی لازم است انسان به طور عادی حرکت کند . البته فقها فرموده اند مستحب است این حرکت همراه با وقار و طمأنینه باشد. [۲۸۸] بجز صد متر از سعی صفا و مروه که مستحب است مرد ها در آن قسمت هروله کنان ( به صورت نیمه دویدن ) حرکت کنند. [۲۸۹] ۵-نماز مستحبی را می توان در حال راه رفتن انجام داد ؛ البته در این صورت ، سه حکم مترتب می شود :
الف) رو به قبله بودن لازم نیست.
ب) آرامش بدن لازم نیست.
ج) رکوع و سجده با اشاره سر انجام می شود و مُهر لازم نیست .[۲۹۰] ۶-کسی که مکه مشرف شده نباید گیاهان مکه و حرم ( بیابان های خاص در اطراف مکه که علامت گذاری شده ) را بکند و لی اگر به نحو متعارف راه برود و گياهى از راه رفتن او قطع شود اشكالى ندارد. [۲۹۱]

کارگر

کار و کارگر ، دارای احکامی است :
۱-شخصی که کار گر را استخدام می کند لازم است اجرت او را مشخص کند و اگر مشخص نکرد و کار گر با در خواست کار فرما مشغول کار شد بر کار فرما واجب است اجرة المثل را به او بپردازد ؛ یعنی نرخ کار او را در بازار کار هرچه هست به او پرداخت نماید. لکن مکروه است بدون تعیین اجرت ، کار گر را به کار گیرد. [۲۹۲] ۲-اگر کار گر و کار فرما مدت زمان خاصی را معین کرده اند مثل این که قرار گذاشته اند کار گر از صبح تا ظهر کار کند ، برای کار گر جایز نیست در آن مدت از کار خود بزند یا برای دیگری کار کند ؛ [۲۹۳]مگر با اجازه صاحب کار . البته استراحت کردن ، غذا خوردن ، نماز خواندن به مقداری که متعارف است اشکال ندارد .[۲۹۴] ۳-اگر کار گر و کار مند ، گزارش غیر واقعی از کار خود بدهند آنچه در مقابل گزارش غیر واقعی خود می گیرند حرام است . [۲۹۵] ۴-مسلمان و کافر می توانند بین خود قرار داد کار گری و کار فرمایی منعقد نمایند ؛ مشروط بر این که موجب تسلط کافر بر مسلمان نشود ؛ در غیر این صورت ، قرار داد منعقد شده باطل است. [۲۹۶] لازم به ذکر است که مقصود این نیست که مسلمان باید کار فرما باشد بلکه مقصود این است که قرار داد باید « عزتمندانه » بوده سبب ذلت و تحقیر مسلمان نگردد.

رهن و ا جاره

کسانی که قرار داد رهن و اجاره امضا می کنند باید به این نکته توجه کنند که صورت صحیح شرعی رهن و اجاره این است که قرارداد اجاره بسته شود ولی در ضمن آن شرط گردد که مستأجر مقدار مشخصی به موجر قرض دهد.
مثال : مستأجر ، خانه ای را اجاره می کند ماهی صد هزار تومان و لی در این قولنامه شرط می شود که مستأجر پنج میلیون تومان به موجر قرض دهد .
تذکر : بعضی از فقها در این مورد می فرمایند اجاره نباید آنقدر کم باشد که به حسب عرف ، « رایگان » محسوب شود ؛ بلکه باید به مقداری باشد که گفته شود اجاره است .

زیاده روی در عقائد

افتخار پیامبران و ائمه معصومین به عبودیت و بندگی خداوند است ؛ بنا بر این ، نباید آن بزرگواران را از حدّ بندگی خداوند بالاتر بریم ؛ در غیر این صورت مرتکب «غلوّ» شده ایم .
سه تذکر :
الف) بیان غلو آمیز حرام است ؛ اعم از این که در ضمن شعر باشد یا نثر ، و نیز اعم از این که با نوشتار باشد یا گفتار یا عمل .
ب) ذکر فضائل ، معجزات ، علم غیب ، کرامات و... برای معصومین علیهم السلام ، غلو محسوب نمی شود ؛ ولی لازم است توجه داشته باشیم که آن بزرگواران به خاطر بندگی خدا به این مقامات رسیده اند .
ج) ذکر فضائل ، معجزات ، علم غیب ، کرامات و... باید از طریق مستندات و کتب معتبر باشد ؛ در غیر این صورت ، سخن به غیر علم خواهد بود که قرآن مجید و معصومین علیهم السلام ما را از آن باز داشته اند.

تعادل در رفتار

پیروی رفتاری از دستورات معصومین علیهم السلام و دوری نمودن از افراط و تفریط ، نشانه التزام عملی به اسلام است ؛ با این رویکرد ، نکاتی قابل ذکر می باشد :
۱-لازم است رعایت مسائل پاک و نجس بودن در همان حدی باشد که شرع بیان نموده است ؛ بر این اساس ، بی مبالاتی در امر طهارت و نجاست جایز نیست ، همان گونه که دچار شدن به وسوسه و اسراف هم خلاف دین محوری است.
۲-رعایت مخارج حروف در نماز ، امری لازم می باشد ؛ مثلا نباید حرف « ض » را مثل حرف « ز » تلفظ کنیم ؛[۲۹۷] ولی افراط گرایی در این زمینه و تکرار های بی مورد هم امری خلاف روش نماز معصومین علیهم السلام است. فقها فرموده اند نماز شخص وسواسی باطل می باشد ؛ چرا که او اطاعت از شیطان می کند.
۳-شخصی که جنایتی بر او وارد شده می تواند از جانی قصاص گیرد ؛ ولی حق ندارد بیش از مقدار جنایت اقدام نماید ؛ در غیر صورت ، جانی می تواند از وی تقاص گیرد.
۴-در مقام اجراء حدّ ، لازم است رعایت اندازه ای که شارع مشخص نموده است بشود مثلا حد نوشیدن شراب هشتاد ضربه شلاق است ؛ پس تعدی از این مقدار جایز نیست . و چنانچه مجری حد ، تعدی کند ، کسی که حد بر او جاری شده می تواند از مجری حد ، قصاص بگیرد.

صدقه مستحبی

صدقه مستحبی دارای احکامی است :
۱-اگر صدقه به سید ، همراه با تحقیر نباشد ، پرداخت آن به سید اشکال ندارد ؛ گرچه صدقه دهنده ، غیر سید باشد ؛ زیرا آنچه فقها می فرمایند ( که غیر سید نمی تواند به سید صدقه دهد ) در مورد صدقات واجب است ( مانند زکات و کفارات ) نه صدقات مستحبی .[۲۹۸] ۲-در مرض منجر به فوت ، بنا بر نظر برخی از فقها ، فقط انسان می تواند یک سوم اموال خود را صدقه دهد نه بیشتر ، مگر آن که ورثه اجازه دهند. [۲۹۹] ۳-در صدقه مستحبی ، لازم نیست صدقه گیرنده فقیر یا شیعه باشد. [۳۰۰] ۴-در صدقه مستحبی نیز مانند صدقه واجب ، قصد تقرب و رضای خدا لازم است؛ در غیر این صورت ، صدقه باطل می باشد. [۳۰۱] ۵-صدقه به فقرا و همسایه ها و خویشان ثواب بیشتر دارد. [۳۰۲] ۶-صدقه مستحبی ، چنانچه مخفیانه باشد ثواب بیشتر دارد و موجب خاموش شدن غضب پروردگار است؛ [۳۰۳]ولی در دو مورد صدقه مستحبی را آشکارا پرداخت نمودن بهتر است :
الف : کسی که مردم می گویند صدقه نمی دهد ؛ این شخص مستحب است صدقه را آشکارا بپردازد تا از خود دفع تهمت کند.
ب : کسی که در میان مردم نفوذ دارد ؛ چنین شخصی اگر صدقه مستحبی را در حضور دیگران بپردازد بهتر است تا مردم از او پیروی کنند. [۳۰۴] تذکر : کسی که محتاج نیست بسیار مکروه است که دست نیاز به طرف مردم دراز کند ؛ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند : هرکس ، دَرِ گدایی را به سوی خود باز کند خداوند دَرِ فقر را به سوی او باز خواهد کرد. [۳۰۵]

مؤجل و معجل

کسی که قرض مدت دار بگیرد با مردن مدیون ، مدت از بین می رود و باید قرض او به سرعت پرداخت شود ؛ مثلا : شخصی یک میلیون تومان قرض کرده و قرار گذاشته یک سال بعد آن را بپردازد ؛ چنانچه این شخص از دنیا برود ، بر ورثه مدیون واجب است فورا طلب طلبکار را بپردازند . آن ها نمی توانند ادعا کنند پدر ما یک سال فرصت داشت ؛ زیرا با مردن مدیون این مدت و فرصت از بین می رود و بر ورثه لازم است قبل از تقسیم ارث ، دین میت را بپردازند.
تذکر : این مطلب فقط در صورت مردن مدیون است ؛ اما اگر طلبکار از دنیا برود مدت به حال خود باقی است و ورثه طلبکار حق ندارند مدیون را وادار به پرداخت دین قبل از مدت مزبور نمایند بلکه باید تا آن مدت صبر نمایند مگر آن که خود مدیون بخواهد زود تر ، ادا نماید.

سایه

سایه دارای احکامی است :
۱-ظهر شرعی وقتی است که سایه شاخص به حد اقل خود رسیده شروع به حرکت به سمت مشرق کند . [۳۰۶] ۲-اگر شخصی در سایه درخت یا دیوار کسی بنشیند بدون این که وارد ملک آن شخص شود اشکال ندارد ؛ گرچه صاحب ملک بگوید راضی نیستم زیرا تصرف در ملک دیگران محسوب نمی شود. [۳۰۷] ۳-وقتی مردها مُحرم می شوند نباید در مسیر راه ، سایه برسر خود قرار دهند. [۳۰۸] ۴-وقف سایبان و درخت برای ایجاد سایه اشکال ندارد. [۳۰۹] ۵-در روز ۴خرداد و ۲۶ تیر هنگام ظهر در مکه مکرمه ، خورشید عمود بر کعبه است ؛ بنا بر این ، در هر شهری که باشیم جهت خورشید نشانگر قبله بوده و سایه شاخص نشانگر کعبه می باشد. [۳۱۰]

عدالت

در مواردی عدالت شرط است ؛ یعنی باید شخص اصلا گناه کبیره انجام ندهد و اصرار بر صغیره نورزد :
۱-امام جمعه و جماعت باید عادل باشند. [۳۱۱] تذکر : بین امام جمعه و جماعت در این زمینه فرقی وجود دارد و آن این که امام جماعت لا زم نیست خود را عادل بداند ؛ بر این اساس ، اگر امام حماعت خود را عادل نداند ولی دیگران او را عادل میدانند ، می توانند به او اقتدا کنند ولی امام جمعه خودش نیز باید خود را عادل بداند ؛ سرّ مطلب این است که امام جماعت در صورتی که خود را عادل نمی داند نیت فرادا می کند ؛ در حالی که شرط صحت نماز جمعه ، « جماعت » بودن است بنا بر این ، امام جمعه نمی تواند نیت فرادا نماید. [۳۱۲] ۲- شاهد باید عادل باشد و قاضی حق ندارد شهادت هر شاهدی را بپذیرد. [۳۱۳] ۳- عامل زکات (کسی که مسئول جمع آوری یا پخش زکات است )باید عادل باشد. [۳۱۴] ۴- قاضی باید عادل باشد ؛ پس قاضی غیر عادل حق ندارد در منصب قضاوت بماند. [۳۱۵] ۵-مرجع تقلید نیز باید عادل باشد پس تقلید از مرجع غیر عادل جایز نیست. [۳۱۶] تذکر : در صورت « توبه » ، صفت عدالت بر می گردد و اشتغال به منصب های فوق ، اشکال ندارد .

شاهد

درمورد شاهد ، نکاتی وجود دارد :
۱-شاهدی که می خواهد در دادگاه شهادت دهد باید عادل باشد ؛ پس کسی که مرتکب گناه کبیره می شود یا اصرار بر گناه صغیره می ورزد حق ندارد به عنوان شاهد در دادگاه حاضر شود و قاضی هم نباید به شهادت او توجه کند. [۳۱۷] ۲-شاهد باید آنچه را که می خواهد درمورد آن شهادت دهد با چشم خود دیده باشد ؛ پس اگر خودش ماجرا را ندیده ولی بخاطر حرف مردم یا اعتمادی که به مدعی دارد شهادت می دهد این شهادت او هم گناه دارد وهم باطل است. [۳۱۸] ۳-اگر شاهد شهادت دروغ بدهد و بدین سبب خسارتی به شخصی ( مدعی علیه ) وارد شود ، بر شاهد لازم است خسارت ها را جبران نماید ؛ مثلا فقها می فرمایند : اگر دو شاهد شهادت دروغ بدهند که فلانی قاتل است و قاضی از آن شخص قصاص بگیرد بعد معلوم شود شاهدها به دروغ شهادت داده اند ، اگر ولی دم تقاضا کند قاضی باید از آن دو شاهد قصاص بگیرد.( پس از رد کردن مقدار یک دیه ) [۳۱۹] ۴- اگر مدعی برای اداء شهادت از شاهد دعوت نماید ، شاهد نباید از شهادت دادن امتناع ورزد ؛ ولی احتیاط در این است که اگر شاهد مُحرِم است شهادت بر عقدازدواج ندهد گرچه وقتی که شاهد عقد بوده در حال احرام نبوده است . [۳۲۰]

جایگزین ها

در شریعت اسلامی تنزیلات و جایگزین هایی صورت گرفته بدون این که اثر فقهی بر آن ها مترتب باشد بلکه تشابه یا از جهت ثواب یا به لحاظ سایر مسائل است .
به برخی از آن ها اشاره می نماییم :
۱-سوره توحید : در روایات وارد شده تلاوت سه مرتبه سوره توحید مانند ختم قرآن است ؛ ولی باید توجه داشت شخصی که نذر نموده ختم قرآن کند یا اجیر شده برای ختم قرآن ، نمی تواند به تلاوت سه سوره توحید بسنده کند بلکه لازم است قرآن مجید را از اول سوره «فاتحة الکتاب» تا پایان سوره « ناس» بخواند. [۳۲۱] ۲-روزه در ایام خاص : در روایات برای روزه در برخی روز ها ، فضیلت خاصی در نظر گرفته شده بلکه معادل روزه چند ماه یا یک عُمر محاسبه گردیده است ؛ ولی لازم است توجه شود کسی کفاره عمد بر عهده اوست یا می خواهد روزه استیجاری بگیرد ، نمی تواند به یکی از آن روز ها قناعت نموده آن را معادل چند ماه یا کمتر و بیشتر حساب نماید بلکه باید دقیقاً به تعداد روزه هایی که بر عهده اوست به تکلیفش عمل نماید.
۳-شهید : در برخی روایات ، امواتی مانند شهید معرفی شده اند . مثلا در احادیث می خوانیم کسی که خدای نا خواسته بر اثر آوار فوت کند یا خانمی که در هنگام زایمان از دنیا برود شهید است ؛ ولی لازم است همگان توجه نمایند که این تنزیلات ، به لحاظ ثواب و امثال آن می باشد و گرنه مسلم است افرادی که با این گونه امور از دنیا می روند نیاز به غسل و کفن دارند . شهیدی که نیاز به غسل و کفن ندارد شخصی است که در معرکه به شهادت برسد آن هم با شرائط خاص . [۳۲۲] ۴- برادر : برای خواندن عقد اخوت مطلقا و به خصوص در عید سعید غدیر ، دستوراتی در روایات وارد شده است ؛ ولی لازم است توجه به این نکته شود که این امر ، یک حرکت نمادین استحبابی می باشد و هیچ حکم فقهی دیگر بر آن مترتب نمی گردد . بر این اساس ، دو نفری که عقد اخوّت بسته اند از یکدیگر ارث نمی برند ( مگر آن که اسباب شرعی ارث و جود داشته باشد ) و همچنین زن های یک طرف بر طرف مقابل محرم نمی شوند. ( مگر آن که اسباب محرمیتی که فقها مطرح فرموده اند پدیدآید )
۵-عمره رجبیه : در روایات وارد شده که عمره در ماه رجب ثواب بسیار دارد و حتی ثواب آن نزدیک به حج است ؛ ولی باید توجه داشت که مطلب مزبور به معنی این نیست که عمره گزار در ماه رجب ، حج تمتع را انجام داده است ؛ بر این اساس ، چنانچه شخصی عمره مفرده را در ماه رجب به جا آورده و پس از آن مستطیع شود ، موظف است برای حج اقدام نماید. [۳۲۳]

فهرست منابع

قرآن کریم إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان‌ ، علامه حلّى ( حسن بن يوسف بن مطهر اسدى‌ ، متوفای ۷۲۶ ه‍ ق‌) دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌ ، ۱۴۱۰ ه‍ ق‌.
إيضاح الفوائد في شرح مشكلات القواعد‌ ، فخر المحققين حلّى ، ( محمد بن حسن بن يوسف‌ ، متوفای ۷۷۱ ه‍ ق‌) مؤسسه اسماعيليان‌ ، ۱۳۸۷ ه‍ ق‌.
إقبال الاعمال ، سید بن طاوس ( ۵۸۹ - ۶۶۴ ) دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، ۱۳۶۷ هـ ، ش.
بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، علامه مجلسی( ۱۰۳۷-۱۱۱۰ ) مؤسسة الوفاء.
توضیح المسائل محشی ، امام خمینی ( سید روح الله ، متوفای ۱۴۰۹ ) دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، ۱۴۲۴ تحرير الوسيلة ، امام خمينى ( سيد روح اللَّه الموسوى ، متوفای ۱۴۰۹ ) ، مؤسسه دار العلم.
تذکرة الفقهاء ، علامه حلی ( حسن بن يوسف بن مطهر اسدى‌ ، متوفای ۷۲۶ ه‍ـ ، ق )‌ مؤسسه آل البيت عليهم السلام‌ ، ۱۴۱۴ ه‍ ق‌ توضيح المناسك‌ ، لنگرودى(سيد محمد حسن مرتضوى ، متوفای‌ ۱۴۲۶ ه‍ ق‌) ، دفتر حضرت آية الله‌ ، ۱۴۲۳ ه‍ ق‌ تحرير المجلة‌ ، نجفى، كاشف الغطاء (محمد حسين بن على بن محمد رضا‌ متوفای ۱۳۷۳ ه‍ ق‌) المكتبة المرتضوية‌ ، ۱۳۵۹ ه‍ ق.‌ جامع عباسی محشی ، شیخ بهایی(م۱۰۳۱) ، مؤسسه منشورات الفراهانی جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام ، محمدحسن نجفی ، داراحیاء التراث العربی الجامع للشرائع‌ ، حلّى (يحيى بن سعيد‌ ، متوفای ۶۸۹ ه‍ ق‌) مؤسسة سيد الشهداء العلمية‌ ، ۱۴۰۵ ه‍ ق‌ الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة‌ ، بحرانى (آل عصفور، يوسف بن احمد بن ابراهيم‌ ، متوفای ۱۱۸۶ ه‍ ق‌) دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌ ، ۱۴۰۵ ه‍ ق‌.
حاشية الإرشاد‌ ، شهيد ثانى (زين الدين بن على‌ ، متوفای ۹۶۶ ه‍ ق‌) انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌ ، ۱۴۱۴ ه‍ ق‌.
الخلاف‌ ، شیخ طوسى (ابو جعفر، محمد بن حسن‌ ، متوفای ۴۶۰ ه‍ ق‌ ) دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌ ، ۱۴۰۷ ه‍ ق‌ الدرة النجفية- الدرة البهية في الطهارة و الصلاة‌ ، بروجردى (سيد مهدى بحر العلوم‌ ، متوفای ۱۲۱۲ ه‍ ق‌) دار الزهراء‌ ، ۱۴۰۶ ه‍ ق‌.
دروس تمهيدية في الفقه الاستدلالي على المذهب الجعفري‌ ، ايروانى ( باقر‌ ) ۱۴۲۷ ه‍ ق‌.
الدروس الشرعية في فقه الإمامية‌ ، شهيد اول ( محمد بن مكى‌ ، شهید ۷۸۶ ه‍ ق‌) دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌ ، ۱۴۱۷ ه‍ ق‌ ذكرى الشيعة في أحكام الشريعة‌ ، شهيد اول (محمد بن مكى‌ ، شهید ۷۸۶ ه‍ ق‌) مؤسسه آل البيت عليهم السلام‌ ، ۱۴۱۹ ه‍ ق‌ الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة ، شهید ثانی ( زین الدین بن علی ، شهید سال ۹۶۶ هـ ، ق) کتاب فروشی داوری ، ۱۴۱۰ روض الجنان في شرح إرشاد الأذهان‌ ، شهيد ثانى ( زين الدين بن على‌ ، شهید ۹۶۶ ه‍ ق‌) انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌ ، ۱۴۰۲ ه‍ ق‌ رسائل الشهيد الثاني ، شهيد ثانى ( زين الدين بن على‌ ، شهید ۹۶۶ ه‍ ق‌) انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌ ، ۱۴۲۱ ه‍ ق‌.
رسائل و مسائل‌ ، نراقى ( مولى احمد بن محمد مهدى‌ ، متوفای ۱۲۴۵ ه‍ ق‌) كنگره نراقيين ملا مهدى و ملا احمد‌ ، متوفای ۱۴۲۲ ه‍ ق‌ روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه ، مجلسى اول ( محمد تقى‌ ، متوفای ۱۰۷۰ ه‍ ق‌) مؤسسه فرهنگى اسلامى كوشانبور‌ ، ۱۴۰۶ ه‍ ق‌.
السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی ، ابن ادریس حلی (متوفای۵۹۸ ) ، انتشارات جامعه مدرسین.
شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام‌ ، محقق حلّى ( نجم الدين جعفر بن حسن ، متوفای‌ ۶۷۶ ه‍ ق‌) مؤسسه اسماعيليان‌ ، ۱۴۰۸ ه‍ ق‌ صراط النجاة محشی ، شیخ انصاری(متوفای۱۲۸۱) ، کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری العروة الوثقی محشی ،سید محمد کاظم یزدی ، انتشارات جامعه مدرسین.
العمل الأبقى في شرح العروة الوثقى‌ ، شُبّر ( سيد على حسينى‌ ، متوفای ۱۳۹۳ ه‍ ق‌ ) مطبعة النجف‌۱۳۸۳ ه‍ ق‌.
الغایة القصوی فی ترجمة العروة الوثقی ، شیخ عباس قمی( م۱۳۵۹) ، انتشارات صبح پیروزی.
غاية المرام في شرح شرائع الإسلام‌ ، صيمرى ( مفلح بن حسن ، متوفای ۹۰۰ ه‍ ق)‌ دار الهادي‌ ۱۴۲۰ ه‍ ق‌.
غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع‌ ، ابن زهره ( حمزة بن على حسينى‌ ، متوفای ۵۸۵ ه‍ ق‌) مؤسسه امام صادق عليه السلام‌ ، ۱۴۱۷ ه‍ ق‌ الفوائد الطوسية‌ ، حرّ عاملی ( محمد بن حسن‌ ، متوفای ۱۱۰۴ ه‍ ق‌) چاپخانه علميه‌ ، ۱۴۰۳ ه‍ ق‌ كلمات سديدة في مسائل جديدة‌ ، محمد مؤمن‌ قمی ، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌ ، ۱۴۱۵ ه‍ ق‌.
کافی ، کلینی ( محمد بن یعقوب ، متوفای ۳۲۹ ) ج ۷ ، ص ۳۸۷ ، دار الاسلامیة .
كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الغراء ، نجفى ( جعفر بن خضر مالكى‌ ، متوفای ۱۲۲۸ ه‍ ق‌) انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌ ، ۱۴۲۲ ه‍ ق‌.
اللمعة الدمشقية في فقه الإمامية‌ ، شهيد اول (محمد بن مكى‌ ، متوفای ۷۸۶ ه‍ ق‌) دار التراث- الدار الإسلامية‌ ، ۱۴۱۰ ه‍ ق‌.
لوامع صاحبقرانى ، مجلسى اول (محمد تقى‌ ، متوفای ۱۰۷۰ ه‍ ق‌) مؤسسه اسماعيليان‌ ، ۱۴۱۴ ه‍ ق‌.
مباحث الأصول‏ ، شهید صدر ( شهید ۱۴۰۰ هـ ، ق ) مطبعة مركز النشر- مكتب الإعلام الإسلامى ، ‏۱۴۰۸ ق‏.
مصباح الفقاهة‌ ، آیة الله خويى (سيد ابو القاسم موسوى‌ ، متوفای ۱۴۱۳ ه‍ ق‌)
المهذب البارع في شرح المختصر النافع‌ ، حلّى ( جمال الدين احمد بن محمد اسدى‌ ، متوفای ۸۴۱ ه‍ ق‌) دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌ ، متوفای ۱۴۰۷ ه‍ ق‌)
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، محدث نورى ( ميرزا حسين‌ ، متوفای ۱۳۲۰ ه‍ ق‌) مؤسسه آل البيت عليهم السلام‌ ، ۱۴۰۸ ه‍ ق‌.
من لا یحضره الفقیه ، شیخ صدوق ( محمد بن علی ، متوفای ۳۸۱ ) دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌ ، ۱۴۱۳ هـ ، ق.
منهاج الصالحين ، آیة الله سيستانى (سيد على حسينى ) دفتر حضرت آية الله سيستانى ، ۱۴۱۷ هـ ، ق.
مدارك العروة‌ ، اشتهاردى ( على پناه‌ ، متوفای ۱۴۲۹ ه‍ ق‌ ) دار الأسوة للطباعة و النشر‌ ، ۱۴۱۷ ه‍ ق‌.
موسوعة الامام الخوئی ، سید ابوالقاسم خوئی (م۱۴۱۳) دار احیاء آثار الامام الخوئی .
مجمع الرسائل ، صاحب جواهر(م۱۲۶۶) ،مؤسسه صاحب الزمان علیه السلام مناسک محشی ، نشر مشعر.
نجاة العباد ، امام خمینی ( سید روح الله ، متوفای ۱۴۰۹) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره ، ۱۴۲۲ وسيلة النجاة‌ ، آیة الله اصفهانى (سيد ابو الحسن‌ ، متوفای ۱۳۶۵ ه‍ ق‌) مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى قدس سره‌ ، ۱۴۲۲ ه‍ ق‌.
وسائل الشیعة ، عاملی ( شیخ حر ۱۰۳۳- ۱۱۰۴ ) ، مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ۱۴۰۹ هـ ، ق

پا نویس

  1. نساء / 160 - به سبب ظلم یهودیان و نیز به علت این که بسیار راه خدا را سدّ کردند ، ( برخی از ) آنچه را که بر ایشان حلال بود حرام گردانیدیم .
  2. من لا یحضره الفقیه ، ج4 ، ص 119
  3. بحار الانوار ، ج 73 ، ص 305
  4. توضیح المسائل محشی ، ج1،ص557
  5. همان ،ص560
  6. همان ، ص660
  7. همان ،ج2 ، ص574
  8. مورد قبول واقع شدن
  9. نجم ، فصلت ، سجده و علق .
  10. زیرا برخی از فقها بسم الله را جزء سوره می دانند
  11. توضيح المسائل‏ محشى، ج‏1، ص 849
  12. هما ن ، ص362
  13. هما ن ، ص77
  14. هما ن ، ص 494
  15. هما ن ، ص598
  16. هما ن ، ص900
  17. هما ن ، ج2 ،ص98
  18. این تخییر در مسجد الحرام ، حرم امام حسین علیه السلام و مسجد کوفه نیز وجود دارد.
  19. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 728
  20. همان ، ص 953
  21. مناسک محشی ، ص 109
  22. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 362
  23. توضيح المسائل ‏محشى، ج‏1، ص: 11
  24. همان ، ص76
  25. همان ، ص436
  26. همان ، ص850
  27. نجا ة العباد ، ص 183
  28. توضیح المسائل محشی ، ج2 ، ص875
  29. زیرا فقها در نماز ها وضو را شرط دانسته اند بجز نماز میت
  30. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 173
  31. به دلیل قبل
  32. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 174
  33. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 185
  34. زیرا صدق شستن از انگشتان به طرف آرنج نمی کند . ر ، ک : وسیلة النجاة مع حواشی الامام الخمینی ، ص 23
  35. به دلیل قبلی
  36. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص157
  37. تحریر الوسیلة ، ج1 ، ص84
  38. همان ، ص 178
  39. مناسک محشی ، ص 299
  40. فقها در این زمینه چنین تعبیر می کنند : استحباب نفسی غسل ثابت نشده اما استحباب نفسی وضو ثابت شده است.
  41. تحریر الوسیلة ، ج1 ، ص 37
  42. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 156
  43. توضیح المسائل محشی ، ج! ، ص 158
  44. وسیلة النجاة ( مع حواشی الامام الخمینی ) ص 23 - 40
  45. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 585
  46. همان ، ص 494
  47. موسوعة الامام الخوئی ، ج 15 ، ص 523
  48. تحریر الوسیلة ، ج1 ، ص 153
  49. مجمع الرسائل ، ج‏1، ص: 227
  50. العروة الوثقی المحشی ، ج 2 ، ص 417
  51. الخلاف ، ج1 ، ص 285
  52. تحریر الوسیلة ، ج1 ، ص 154
  53. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 411
  54. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 401
  55. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 407
  56. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 399
  57. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 768
  58. همان ، ص 399
  59. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 628
  60. مجمع الرسائل ، ج1 ، ص330
  61. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص628 - ارکان نماز عبارت است از : قیام ، نیت ، تکبیرة الاحرام ، رکوع و سجود.
  62. مدارک العروة ، ج 12 ، ص 425
  63. همان
  64. منهاج الصالحین ، آیة الله سیستانی ، ج1 ، ص 236
  65. درنماز جماعت و فرادا ، زن و مرد.
  66. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 555
  67. توضیح المسائل محشی ، ج1، ص 556
  68. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 683
  69. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 787
  70. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 779
  71. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 786
  72. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 675
  73. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 796
  74. حالت نیم خیز
  75. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 785
  76. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 786
  77. همان ، ص 567
  78. وسیلة النجاة مع حواشی الامام ، ص 153
  79. همان ، ص 799
  80. العروة الوثقی المحشی ، ج3 ، ص 157
  81. وسیلة النجاة مع حواشی الامام ، ص 153
  82. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص540
  83. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 432
  84. صراط النجا ة ، ص 157
  85. الغاية القصوى في ترجمة العروة الوثقى، ج‏2، ص: 36
  86. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 536
  87. همان
  88. همان ، ص 567
  89. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 212
  90. سجده / 18
  91. توضیح المسئل محشی ، ج1 ، ص 545
  92. همان ، ص 592
  93. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 606- علامه بحر العلوم ( م 1212 ) در این مورد سروده است :
    افضله بمستفیض النقل تسبیحة الزهراء ذات الفضل ( الدرة النجفیة ص 153 )
  94. وسائل الشیعة ، ج 6 ، ص 444
  95. همان
  96. توضیح المسا ئل محشی ، ج1، ص 821
  97. تحریر الوسیلة ، ج1 ، ص 191
  98. انا انزلناه فی لیلة القدر - همان ، ص 820
  99. زیرا وجوب جهر و اخفات مربوط به نماز های یومیه است
  100. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 821
  101. همان ، ص 814
  102. همان ، ص 819
  103. همان ، ص 822
  104. به این گونه اعمال ، « توصلیات» گفته می شود.
  105. روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص: 79
  106. توضیح المسائل محشی ،ج1، ص968
  107. جامع عباسى ‏محشى ، ج‏2، ص: 165
  108. وسائل الشیعة ، ج 10 ، ص512
  109. همان ،ص359
  110. اقبال الاعمال ، ص 631
  111. اللمعة الدمشقية في فقه الإمامية، ص: 60
  112. وَ هَذَا شَهْرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِكَ شَعْبَانُ الَّذِي حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ الَّذِي كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَدْأَبُ فِي صِيَامِهِ وَ قِيَامِهِ فِي لَيَالِيهِ وَ أَيَّامِه.
  113. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص959
  114. همان ، ص 889
  115. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص889
  116. توضیح المسائل محشی ، ج1، ص885
  117. همان ،ص952 - مقصود ، نذر شرعی صحیح است ؛ مثل این که بگوید : برای خدا است بر من که در این سفر سه روز روزه بگیرم.
  118. همان ، ص965
  119. همان ، ص964
  120. الروضة البهیة ، ج2 ، ص 137
  121. همان ، ص985
  122. توضیح المسائل محشی ، ج1، ص907
  123. مناسک حج ، ص183
  124. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 905
  125. همان
  126. نجاة العباد ؛ ص : 123
  127. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص761
  128. همان ، ص838
  129. همان ، ص733
  130. همان ، ص757 (به شرط آن که بداند امام جماعت مشغول خواندن نماز یومیه است نه نمازقضای احتیاطی یا مستحبی )
  131. مناسک محشی ، ص 56
  132. الجامع للشرائع ، ص 174
  133. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 73
  134. تا صدق خوردن خون نکند.
  135. همان ، ص 129
  136. همان ، ص 73
  137. همان ، ص 74
  138. همان ، ص 73
  139. همان ، ص 73
  140. شرائع الاسلام ، ج2 ، ص 37
  141. همان
  142. ارشاد الاذهان ، ج1 ، ص 377
  143. همان
  144. من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 273
  145. الحدائق الناضره ، ج 19 ، ص 102
  146. الروضة البهیة ، ج 3 ، ص 464
  147. همان ، ج2 ، ص 7
  148. إسراء / 27
  149. تحریر المجلة ، ج2 ، ص 81
  150. غنیة النزوع ، ص 214
  151. جواهر الکلام ، ج 35 ، ص 104
  152. غایة المرام ، ج4 ، ص 145
  153. موسوعة الا مام الخویی ، ج 8 ، ص 281
  154. روض الجنان ، چاپ قدیم ، ص 98
  155. صراط النجاة ، ج 2 ، ص 420
  156. روض الجنان ، ج 1 ، ص 415
  157. روض الجنان ، ج2 ، ص 903
  158. توضیح المسائل محشی ، ج 2 ، ص 917
  159. همان ، ص 199
  160. الغایة القصوی ، ج 2 ، ص 199
  161. توضیح المسائل محشی ، ج 2 ، ص 197
  162. بقره / 188
  163. همان ، ج 1 ، ص 188
  164. مناسک محشی ، ص 532
  165. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 615
  166. همان ، ص 208
  167. همان ، ص 914
  168. لوامع صاحبقرانی ، ج1 ، ص 449
  169. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 65
  170. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 925
  171. مناسک محشی ، ص 164
  172. منهاج الصالحین ، آیة الله سیستانی ، ج 2 ، ص 461
  173. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 50
  174. مباحث الاصول ، ص 319
  175. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 227
  176. دلیل تمام موارد فوق این است که آن چه ذکر شد از عناوین قصدیه می باشند
  177. ترجمة القرآن ليست منه بأيّ لغة كانت فلا بأس بمسِّها على المحدث ( العمل الابقی فی شرح العروة الوثقی ، ج 2 ، ص 68- الواجبات فی الصلاة ، ص 237)
  178. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 592 - موسوعة الامام الخوئی ، ج 4 ، ص ، 489
  179. موسوعة الامام الخوئی ، ج 15 ، ص 385
  180. مناسک محشی ، ص 125
  181. ذکری الشیعة ، ج 4 ، ص 411
  182. جواهر الکلام ، ج 9، ص 132
  183. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 483
  184. الروضة البهیة ، ج 1 ، ص 532
  185. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 56
  186. کلمات سدیدة ، ص 220
  187. وسیلة النجاة ، ص 140
  188. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 775
  189. همان ، ص 708
  190. توضیح المناسک ، ص 13
  191. الکافی ، ج 6 ، ص 46- المناهل ، ص 83
  192. تحریر الوسیلة ، ج2 ، ص 93 - المسائل المنتخبة ، ص 503
  193. توضیح المسائل محشی ، ج2 ، ص 762
  194. همان ، ج 1 ، ص 702
  195. همان ، ج2 ، ص 171
  196. همان ، ج 1 ، ص 980
  197. مناسک محشی ، ص 32
  198. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 97
  199. همان ، ج 1 ، ص 434
  200. الروضة البهیة ، ج 1 ، ص 137
  201. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 85
  202. کشف الغطاء ، ج 3 ، ص 225
  203. وسائل الشیعة ، ج 10 ، ص 313
  204. مناسک محشی ، ص 17
  205. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 267
  206. همان ، ج 2 ، ص 13
  207. الروضة البهیة ، چاپ قدیم ، ج 10 ، ص 66
  208. نک : موسوعة الامام الخوئی ج ، 4 ، ص 472
  209. همان
  210. بقره / 196 - حج و عمره را برای خدا به پایان رسانید.
  211. تحریر الوسیلة ، ج 1 ، ص 305
  212. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 548
  213. توضیح المسائل محشی ، ج 2 ، ص 569
  214. همان ، ص 69
  215. جامع عباسی ، ج 2 ، ص 334
  216. همان ، ص 591
  217. دروس تمهیدیة ، ج 3 ، ص 117
  218. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 373
  219. الروضة البهیة ، ج 2 ، ص 105
  220. توضیح المسائل محشی ، ج 2 ، ص 185
  221. همان ، ص 599
  222. موارد عیب مجوز فسخ در رساله های عملیه بیان شده است.
  223. توضیح المسائل محشی ، ج 2 ، ص 460
  224. الکافی ، ج 4 ، ص 3
  225. مستدرک الوسائل ، ج 2 ، ص ، 474
  226. إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعيرا ( نساء / 10 )
  227. مثل محرمیت دختر متولد از زنا بر پدر . در این زمینه کتب فقهی به طور مفصل وارد بحث شده اند ؛ مانند الروضة البهیة .
  228. توضیح المسائل محشی ، ج 2 ، ص 59
  229. همان ، ج 1 ، ص 187
  230. تحریر الوسیلة ، ج 2 ، ص 246
  231. همان ، ص 329
  232. همان ، ص 94
  233. همان ، ص 573
  234. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 588
  235. همان ، ص 152
  236. همان ، ص 385
  237. همان ، ص 330
  238. رسائل الشهید الثانی ، ج 2 ، ص 1224
  239. همان ، ص 174
  240. همان ، ص 159
  241. مدارک الاحکام ، ج 2 ، ص 226
  242. الغایة القصوی ، ج 2 ، ص 8
  243. الروضة البهیة ، ج 1 ، ص 619
  244. مانند محل تلاقی دو فرش.
  245. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 569
  246. همان ، ص 450
  247. همان
  248. همان ، 448
  249. همان ، ص 729
  250. همان ، ص 630
  251. همان ، ص 628
  252. الکافی ، ج 3 ، ص 262
  253. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 627
  254. الکافی ، ج 2 ، ص 226
  255. مناسک محشی ، ص 340
  256. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 627
  257. مناسک محشی ، ص 248
  258. حجرات / 11
  259. الکافی ، ج 2 ، ص 226
  260. الغایة القصوی ، ج 1 ، ص 263
  261. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 718
  262. همان ، ج 2 ، ص 762
  263. همان ، ص 813
  264. همان ، ص 988- اجوبة الاستفتائات ، ص 481
  265. مصباح الفقاهة ، ج 5 ، ص 18
  266. ارشاد الاذهان ، ج 2 ، ص 37
  267. توضیح المسائل محشی ، ج 2 ، ص 458
  268. همان ، ج 1 ، ص 761
  269. جواهر الکلام ، ج 4 ، ص 85
  270. حاشیة الارشاد ، ج 3 ، ص 143
  271. موسوعة الامام الخوئی ، ج 24 ، ص 196
  272. و به تعبیر قرآن کریم مثل این است که جامعه ای را کشته باشد
  273. اللمعة الدمشقیة ، ص 270
  274. توضیح المسائل محشی ، ج 2 ، ص 258
  275. الروضة البهیة ، ج 5 ، ص 176
  276. دخول صورت گرفته باشد
  277. السرائر الحاوی ، ج 2 ، ص 522
  278. توضیح المسائل محشی ، ج2 ، ص464
  279. تحریر الوسیلة ، ج 1 ، ص 535
  280. منهاج الصالحین ، آیة الله خوئی ، ج 2 ، ص 18
  281. عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاةً أَرْبَعِينَ يَوْما ( الکافی ، ج 1،ص 401 )
  282. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 80
  283. الروضة البهیة ، ج 9 ، ص 203
  284. الکافی ، ج 1 ، ص 407
  285. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 174
  286. صاحبان جوامع روایی بابی تحت همین عنوان منعقد نموده روایات آن را ذکر فرموده اند.ر ، ک : وسائل الشیعة ، ج 3 ، ص 148
  287. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 538
  288. جواهر الکلام ، ج 19 ، ص 350
  289. شرائع الاسلام ، ج 1 ، ص 248
  290. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 432
  291. مناسک محشی ، ص 198
  292. العروة الوثقی ، ج 2 ، ص 625
  293. زیرا زمان کار فروخته شده به صاحب کار
  294. توضیح المسائل محسی ، ج 2 ، ص 988
  295. فقها از این گونه درآمد ها تعبیر می کنند به « اکل مال به باطل» . قران می فرناید : وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ ( بقره / 188 )
  296. ایضاح الفوائد ،ج 2 ، ص 251 . قران می فرماید : لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلا ( نساء / 141 )
  297. برای هر کدام ، طرز تلفظ خاصی بیان شده است.
  298. موسوعة الامام الخوئی ، ج 24 ، ص 189
  299. توضیح المسائل محشی ، ج 2 ، ص 680
  300. وسیلة النجاة ، با حواشی امام ، ص 554
  301. الروضة البهیة ، ج 3 ، ص 189
  302. وسیلة النجاة ، همراه با حاشیه امام ، ص 553
  303. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّب‏ ( الکافی ، ج 4 ، ص 7 )
  304. الروضة البهیة ، ج 3 ، ص 192
  305. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ اتَّبِعُوا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَإِنَّهُ قَالَ مَنْ فَتَحَ عَلَى نَفْسِهِ بَابَ مَسْأَلَةٍ فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ بَابَ فَقْر ( الکافی ، ج 4 ، ص 19 )
  306. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 401
  307. رسائل و مسائل ، ج 1 ، ص 88
  308. مناسک محشی ، ص 188
  309. مجمع المسائل ، ج 2 ، ص 363
  310. توضیح المسائل محشی ، ج 1 ، ص 440
  311. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 790
  312. سر این مطلب این است که امام جماعت لازم نیست خودش قصد جماعت کند ولی امام جمعه خود نیز باید قصد جماعت کند و گرنه نمازش باطل است
  313. ارشاد الاذهان الی احکام الایمان ، ج2 ، ص 155
  314. الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة ، ج2 ، ص 50
  315. الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة ، ج2 ، ص 65
  316. توضیح المسائل محشی ، ج1 ، ص 13
  317. ارشاد الاذهان الی احکام الایمان ، ج2 ، ص 155
  318. الروضه البهیه فی شرح اللمعة الدمشقیة ، ج3 ، ص 139
  319. المهذب البارع فی شرح المختصر النافع ، ج4 ، ص 572
  320. مناسک محشی ، ص 161
  321. الفوائد الطوسیة ، ص 301
  322. تذکرة الفقهاء ، ج 1 ، ص 375
  323. زیرا قرآن به طور مطلق می فرماید : وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبيلا ( آل عمران / 97 )
بازگشت به گلشن احکام