کنترل اجتماعی غیررسمی از منظر آیات و روایات

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
کنترل اجتماعی غیررسمی از منظر آیات و روایات

نویسنده: غلام حیدرکوشا
کلید واژه‌ها: کنترل اجتماعی، کنترل‌غیررسمی، مراقبت، امربه‌معروف، نهی‌ازمنکر، همنوایی.

چکیده

این تحقیق درصدد بررسی کنترل اجتماعی غیررسمی در متون دینی است. بر اساس این تحقیق، دین مبین اسلام کنترل غیررسمی را به عنوان یک اهرم کنترلی کارآمد مورد توجه قرار داده است. از منظر دین، آمال و آرزوها در نحوة رفتار تأثیر می‌گذارد و باورهای دینی نظیر ثواب و عقاب اخروی زمینة همنوایی افراد جامعه را فراهم می‌نماید. نیز اهرم‌های کنترلی نظیر حیاء، ترس، تمجید و مذمّت، مراقبت و امر به معروف و نهی از منکر سبب کاهش کجروی و هدایت شدن افراد می‌گردد.

درآمد

انسان‌ها به لحاظ روانی مطابق انگیزش‌ها، کشش‌ها، خواسته‌ها و گرایش‌های درونی رفتار می‌کنند. عوامل درونی و بیرونی سبب می‌شود که در برخی موارد رفتار نادرست، قبیح و برخلاف آداب، سنت و هنجارهای متعارف و متداول جامعه از انسان سر بزند. به همین دلیل، در قرآن به انسان «طغیانگر» و «زیانکار» خطاب شده[۱] و یادآوری گردیده که تمایلات نفسانی، انسان‌ها را به رفتار کجروانه و نادرست وا می‌دارد.[۲] ویژگی پیش‌گفتة انسان می‌طلبد که خواسته‌ها، تمایلات و گرایش‌های گوناگون او، تحت کنترل قرار گرفته و از این طریق زمینة هدایت، تکامل و انجام رفتار درست او فراهم شود. در دین اسلام، کنترل و نظارت انسان‌ها مورد توجه ویژه بوده است، به گونة که نظارت کامل، دقیق و مداوم بر رفتار، کردار و نیات انسان‌ها از سنت‌های ثابت الهی و معیاری برای سنجش، ارزیابی رفتار و اعطای ثواب و عقاب در نظر گرفته شده است.[۳] در این تحقیق تلاش شده است یکی از سازوکارهای کنترلی تأثیرگذار مورد بررسی قرار گرفته و نظر دین در مورد آن جست‌وجو شود. «کنترل غیررسمی از منظر آیات و روایات» عنوانی است بیانگر کاوش در نظریه کنترلی دین از خلال آیات و روایات به عنوان یکی از متون معتبر دینی؛ هرچند قرآن کریم کتابی نیست که در حوزه‌های علوم متداول امروزی نظریه‌پردازی کرده باشد. دلیل آن نیز روشن است؛ چراکه در متون دینی هرآنچه برای هدایت انسان لازم است ذکر شده است. با این حال، می‌توان با مطالعة آیات و روایات و کنار هم چیدن آنها، پاسخی برای سؤالات خود به دست آورد. و در مواردی نظریه‌ای را بر اساس آنها سامان داد.

تبیین موضوع

کنترل اجتماعی از مباحث محوری در حوزه جامعه‌شناسی کجروی است. در مباحث کنترل اجتماعی، کنترل غیررسمی از اهمیتی بیشتری برخوردار است. بیشتر بودن اهمیتش بدین دلیل است که کنترل غیررسمی نوعاً هنجارشکنی‌هایی را تحت پوشش قرار می‌دهد که از قلمرو تسلط نظارت‌های رسمی خارج است. بررسی کنترل غیررسمی در جوامع دینی که فرهنگ آنها خاستگاه دینی دارد این بحث را ضرورت می‌بخشد که دین به عنوان بنیاد فرهنگی جوامع دینی چه تدبیری برای جلوگیری از شکستن هنجارهای دینی در نظر گرفته است. هم کنترل‌های رسمی و هم کنترل‌های غیررسمی را می‌توان از منظر دین بحث کرد؛ اما به تناسب موضوع تحقیق، مسئله اصلی پژوهش پیش‌رو این خواهد بود که نظر دین راجع به کنترل‌های غیررسمی چیست؟ این پرسش به نوبه خود دو سؤال فرعی دیگری به دنبال خواهد داشت که در طول تحقیق سعی می‌گردد پاسخی برای آنها به دست آید: یکی اینکه کنترل غیررسمی به عنوان یک اهرم کنترلی، اصلاً مورد تأکید دین بوده است یا خیر؟ و دیگر اینکه در صورت مثبت بودن جواب پیشین سازوکاری که دین در قالب کنترل غیررسمی پیشنهاد می‌کند کدام است؟

مفهوم شناسی

«کنترل غیررسمی» در مقابل «کنترل رسمی» مطرح می‌گردد. کنترل رسمی مجموعه اقداماتی است که منابع اقتدار از آنها در مسیر مقابله با وقوع جرم و کجروی در جامعه استفاده نموده و نوعاً با اجبار و الزام‌های برخاسته از ضمانت‌های اجرایی دولتی همراه است.[۴]کنترل‌های رسمی بر عنصر حقوقی و قانونی مبتنی است[۵] و صرفاً هنجارهای رسمی را تحت پوشش قرار می‌دهد. از این‌رو، کنترل غیررسمی سازوکارهایی را تحت پوشش قرار خواهد داد که کنترل اجتماعی را نه از خلال قوانین کیفری و سازمان‌های رسمی، بلکه از طریق تکیه‌کردن بر اصول اخلاقی و ارزش‌ها و هنجارهای متعارف ممکن ساخته و متغیرهایی نظیر: «ترس از پذیرفته‌نشدن رفتار در جامعه»، «نگرانی از طردشدن توسط نزدیکان» و «طرد و تمسخر و سرزنش دیگران» را مورد توجه قرار دهد.[۶]

پیشینة تحقیق

بررسی مسئلة کنترل اجتماعی از منظر دین و یا نقش کنترلی دین از انحرافات اجتماعی سابقة دیرینه دارد. اولین تحقیق در این زمینه به نام دورکیم به ثبت رسیده است. او بی‌هنجاری را معلول ضعف کنترل دانسته و جوامع سنتی را سرشار از همبستگی مکانیکی و برخوردار از قواعد اخلاقی قدرتمند می‌داند که یکپارچگی را تقویت نموده و در نهایت زمینه‌های بی‌هنجاری را نابود می‌کند.[۷]تحقیقات دیگری که نقش کنترلی دین را برجسته نموده و دین را به عنوان یک نیروی بازدارنده از انواع کجروی‌های اجتماعی معرفی کرده‌اند، تحقیق ایوانز.تی. دیوید با عنوان «بررسی مجدد رابطه دین و جرم»[۸]و تحقیق استارک و سیمز بن بریج تحت عنوان «دین، کجروی و کنترل اجتماعی»است.[۹]در هر دو تحقیق، اهرم‌های کنترلی غیررسمی دین نظیر باورهای دینی و مناسک مذهبی مورد بررسی قرار گرفته است.
در زمینة کنترل دینی با تمرکز بر آموزه‌های اسلامی و با استفاده از منابع معتبر دینی در اسلام، می‌توان به کتاب‌های همنشینی و کجروی[۱۰] و کتابپیشگیری وضعی از بزهکاری با نگاهی به سیاست جنایی اسلام[۱۱] اشاره کرد که مولفان در ذیل بحث‌های کنترل اجتماعی، به کاویدن این مهم از منظر آیات و روایات همت گمارده و نگاه دینی را در این موضوع به بحث گرفته‌اند.

نظریه کنترل غیررسمی در جامعه‌شناسی

نظریات مطرح در حوزة کنترل اجتماعی، نظریة «بی‌هنجاری» دورکیم و نظریة «خودکنترلی» هیرشی است. دورکیم نابهنجاری اجتماعی را معلول گسست نظم و ضعف کنترل در جامعه می‌دانست و نظریه بی‌هنجاری خود را بر این مبنای انسان‌شناختی که انسان‌ها موجودی آمیخته با تمایلات است، استوار ساخته بود. همین مبنا بود که از نظر دورکیم نظارت اخلاقی و اجتماعی و همچنین ضروت انضباط در جامعه را توجیه می‌کرد.[۱۲]او معتقد بود: «هرگاه شیرازه تنظیم‌های اجتماعی از هم گسیخته گردند، نفوذ نظارت‌کنندة جامعه بر گرایش‌های فرد دیگر کارایی‌اش را از دست خواهد داد.»[۱۳]در نهایت، با ضعف نظارت و یا نفوذ بازدارندة جامعه، بی‌هنجاری در جامعه شکل خواهد گرفت.
هیرشی نیز در نگاه اول بر این باور بود که دلبستگی فرد به دیگران، پذیرش نقش یا درگیرشدن در فعالیت‌های اجتماعی و همچنین اعتقاد به ارزش‌های اخلاقی و هنجارهای فرهنگی می‌تواند فرد را از کجروی باز داشته و به سمت رفتار بهنجار هدایت کند.[۱۴]اما در نظریة خود کنترلی تأکید داشت که افراد برخوردار از خودکنترلی قوی بیشتر در معرض جرم و کجروی قرار دارند و خودکنترلی قوی احتمال درگیر شدن در جرم را به حداقل می‌رساند.[۱۵]

همنوایی

همان‌گونه که در نمودار شماره ۱ اشاره شده است. هر دو نظریه رابطة وجود اهرم‌های کنترلی و بازدارندگی را مثبت قلمداد نموده و بر این ایده تأکید می‌کنند که هرگاه اهرم‌های کنترلی در جامعه فعال و نیرومند باشد همنوایی با هنجارها بیشتر میسور است. وانگهی، اگر نظام کنترلی در جامعه رو به ضعف گراید، همنوایی به حداقل رسیده و زمینه‌های ارتکاب جرم و کجروی فعال و تحقق جرم در جامعه بیشتر خواهدشد.

چارچوب نظری دینی

بررسی رابطه کنترل و همنوایی از منظر دین، وابسته به این است که ابتدا به عناصر اساسی دین توجه نموده و سپس رویکرد دین را نسبت به کنترل با تفکیک قلمرو کنترل‌های دینی از غیر دینی مشخص کرد؛ یعنی برای رسیدن به یک چارچوب نظری دینی در باب کنترل، سه گونه مواجهه با دین ضروری است: اول اینکه مشخص گردد آن دسته از عناصر اساسی دین که هم هنجارهای اجتماعی را دسترس‌پذیر می‌سازد و هم بازخورد نظارتگرانه به همراه دارد چیست؟ ثانیاً با بررسی محتوای دین، نقش‌های کنترلی عناصر دینی را جست‌وجو کرد و در گام سوم عناصر کنترلی غیردینی را از چشم‌انداز دین پویید.
دین در نگرش اسلامی به «مجموعه عقاید، احکام و اخلاق داری خاستگاه قدسی و وحیانی» تعریف می‌شود.[۱۶]بر اساس این تعریف، دین بر سه عنصر کلیدی استوار است. هر سه عنصر به صورت مرکب حیات دینی انسان‌ها را شکل می‌بخشند. حیات دینی انسان که تأمین کنندة اهداف دینی و انسانی اوست، در بستر قلمروهای دینی سامان می‌یابد. قلمروهای دینی، سازگار با عناصر دینی طراحی و تسهیل کنندة تحقق نقش‌های محوری عناصر دینی به شمار می‌روند. قلمرو ایمان و باور(حوزة عقاید دینی)، قلمرو رفتار (حوزة اخلاق) و قلمرو تشریع (حوزة احکام و فقه) قلمروهای سه‌گانه نظام معیشتی دینی است که هرکدام از آنها ظرفیت‌هایی را در اختیار انسان می‌گذارد تا انسان‌ها در زندگی اجتماعی و فردی به کمال مطلوب برسند.
متناسب با بحث کنترل غیررسمی، لازم است اهرم‌های کنترلی غیررسمی در سه حوزة دینی مورد بررسی قرار گیرد. بازخورد دین نسبت به هنجارشکنی از هنجارهای حاکم در جامعه در هرسه قلمرو ذکرشده و در دو سطح هنجارسازی و نظارت‌گری قابل مطالعه و بررسی است. همان‌گونه که در نمودار شمارة۲ نیز بیان گردیده است، می‌توان قلمرو شریعت (احکام فقه) را به عنوان سطح هنجارساز و قلمرو اعتقاد و ایمان را به عنوان سطح نظارتی دین مطرح نمود. فقه و شریعت، هم هنجارهای دینی را در جامعه معرفی می‌کند و هم سازوکارهای رسمی همچون «حدود»، «دیات»، «قصاص» و «تعزیرات شرعی» و غیررسمی نظیر امر به معروف و نهی از منکر را برای تثبیت و تحکیم هنجارها به خدمت می‌گیرد.[۱۷]ایمان و باروهای دینی نظیر ایمان به علم خداوند، ایمان به روز حساب و کتاب و ایمان به آثار و پیامدهای رفتار باعث به وجود آمدن سازوکار کنترلی غیررسمی می‌گردد و از این طریق افراد را با هنجارهای مطرح‌شده از سوی دین همنوا می‌سازد.
در میان دو قلمرو ذکرشده، قلمرو رفتار قرار دارد. قلمرو رفتار نقطه تلاقی دو سطح هنجارساز و نظارت‌گری است. در قلمرو رفتار، عنصر اخلاقی دین نقش ایفا نموده و با فراهم‌سازی انگیزه‌های لازم برای رفتار و دسترس‌پذیر ساختن ضمانت‌های اجرایی برای رفتارهای بهنجار دینی، نظام پاداش و تنبیه کارآمد شکل گرفته و در نتیجه همنوایی صورت می‌گیرد.
طرح این چارچوب به ما کمک خواهد کرد که اهرم‌های کنترلی دینی را بررسی نموده و بر همین اساس، دسته‌بندی کنیم.

کنترل غیررسمی از منظر دین

برای بررسی کنترل غیررسمی از منظر آیات و روایات، باید به دو پرسش اساسی پاسخ گفته شود. اول اینکه آیا کنترل غیررسمی به عنوان یک اهرم کنترلی کارآمد مورد توجه دین بوده است یاخیر؟ در صورت مثبت بودن پاسخ. نوبت به دومین پرسش می‌رسد و آن اینکه سازوکار کنترلی که دین به عنوان کنترل غیررسمی پیشنهاد می‌نمایند کدام است؟ چه خصوصیاتی دارد؟ و آیا سازوکار مطرح‌شده در آیات و روایات ظرفیت فراهم‌سازی یک سیاست کنترلی در کنار سیاست‌های مرسوم در جهان را دارد؟

کنترل غیررسمی و سیاست کنترلی دین

دین در سیاست کنترلی خود، هم به کنترل‌های رسمی توجه داشته است و هم به کنترل‌های غیررسمی. و از سویی سازوکارهای کنترلی دین بگونه‌ای طراحی شده است که سازوکارهای رسمی و غیررسمی به صورت همسو عمل می‌نماید و این مسئله یکی از نقاط قوت سیاست کنترلی دین به شمار می‌رود؛ زیرا کنترل‌های غیررسمی اهرم‌ها و سازوکارهای درونی را در خود جای داده و کنترل‌های رسمی و بیرونی هنگامی کارآمد خواهد بود که با اهرم‌های درونی همساز باشد.[۱۸] از متون دینی شواهد مختلفی مبنی بر توجه دین به کنترل‌های غیررسمی به دست می‌آید. دین هم به واکنش‌های روانی افراد نسبت به بازدارنده‌های غیررسمی توجه داده است و هم میزان بازدارندگی بازدارنده‌های غیررسمی را به نمایش گذاشته و هم روحیة «پاداش‌خواهی» و «تنبیه‌گریزی» انسان را مورد تأکید قرار داده است.

انسان و تأثیر پذیری از کنترل‌های غیر رسمی

از بسیاری آیات و روایات چنین بر می‌آید که رفتار انسان‌ها به طرز قابل توجهی متأثر از کنترل‌های غیررسمی است. به عبارت دیگر، انسان‌ها به اهرم‌های کنترلی غیررسمی سریعتر واکنش نشان می‌دهند. در احادیث، نحوة تأثیر دیگران بر رفتار در ذیل عنوان «حیاء» مطرح گردیده است. حضرت امام صادق(ع) در روایتی انجام بسیاری از امور واجب دینی را متاثر از حیاء برشمرده و می‌فرمایند: «إِنَّ کَثِیراً مِنَ الْأُمُورِ الْمُفْتَرَضَةِ أَیْضاً إِنَّمَا یُفْعَلُ لِلْحَیَاءِ فَإِنَّ مِنَ النَّاسِ مَنْ لَوْ لَا الْحَیَاءُ لَمْ یَرْعَ حَقَّ وَالِدَیْهِ ... وَ لَمْ یَعِفَّ عَنْ فَاحِشَةٍ؛ همچنین بسیاری از امور واجب بخاطر حیاء انجام می‌پذیرند. به درستی اگر مردم حیاء نداشته باشند حق والدین خود را مراعات نکرده ...و از رفتار زشت خودداری نخواهند کرد».[۱۹] در قرآن‌کریم میزان تأثیر کنترل غیر رسمی بر رفتار افراد را می‌توان از آیه ۶۳ «مائده» استنباط کرد. در این آیه شریفه، خداوند خطاب به علمای یهود و نصارا می‌فرماید: «لَوْلاَ یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ؛ چرا علمای نصارا و یهود ملت خود را از گفتارهای گناه‌آلود و رشوه‌خواری باز نمی‌دارند؟!» لحن آیه گویای این امر است که اگر علمای نصارا و یهود نهی می‌کردند، آنان از گفتن حرف‌های آلوده و رشوه‌خواری خودداری ورزیدند. از این‌رو، از لحن عتاب‌گونة قرآن‌کریم می‌فهمیم که افراد از نهی‌کردن اطرافیان به خصوص افراد ذی‌نفوذ، تأثیر می‌پذیرند.

روحیه پاداش‌خواهی و تنبیه‌گریزی انسان

انسان‌ها طبعاً پاداش‌ها، تشویق‌ها و به دست آوردن منفعت‌های مادی و معنوی را خوشایند می‌دانند و در مقابل، از تنبیه‌ها، مجازات‌ها و مذمت‌ها گریزانند و بر همین اساس، رفتارهای عادی و حتی رفتارهای دینی خود را سامان می‌بخشند.[۲۰]در دین، به خصوصیت روحی انسان توجه شده و سازوکار کنترلی اسلام بر نظام پاداش و تنبیه استوار گردیده است. پاداش و تنبیه‌هایی که دین در نظر گرفته است، از سنخ پاداش‌های فوری و زود گذر دنیوی نیست، بلکه آمیزه‌ای از پاداش‌های دنیوی و پاداش‌ها و تنبیه‌های جاویدان اخروی است.
شواهد قرآنی و روایی زیادی بر ادعای مذکور وجود دارد که از باب اختصار به مواردی از آنها اشاره می‌شود.

تأثیر بیم و امید بر رفتار انسان

در احادیث این مسئله مورد توجه قرار گرفته است که آرزوها و ترس در نحوة رفتار انسان نقش دارد و انسان‌ها می‌کوشند رفتارخود را به گونه‌ای انجام دهند که آرزوهایشان برآورده شده و از پیامدهای خوفناک رفتار برحذر باشند. حضرت امام صادق(ع) به این خصوصیت عمومی انسان اشاره داشته و می‌فرمایند: «مَنْ رَجَا شَیْئاً عَمِلَ لَهُ وَ مَنْ خَافَ مِنْ شَیْ‌ءٍ هَرَبَ مِنْهُ؛ کسی‌که امید چیزی را داشته باشد برای رسیدن به آن عمل می‌کند و کسی‌که از چیزی می‌ترسد از آن گریزان است».[۲۱] امام سجاد(ع) در ذیل تذکر به خوف از خداوند و توجه نمودن به عقاب‌هایی که خداوند وعده داده است، فرموده‌اند: «فَإِنَّهُ مَنْ خَافَ شَیْئاً حَذِرَهُ وَ مَنْ حَذِرَ شَیْئاً نَکَلَهُ؛ به درستی کسی‌که از چیزی خوف داشته باشد از آن دوری می‌کند و کسی‌که از چیزی دوری کند دیگر سراغش نمی‌گیرد».[۲۲]

تأثیر ثواب و عقاب بر رفتار

برخی از دلایل قرآنی و روایی حاکی از این است که ثواب و عقاب و بهشت و جهنم بر رفتار انسان تأثیر گذاشته و انسان‌ها سعی می‌کنند آن‌گونه عمل کنند که به ثواب‌های اخروی دست یافته و از عقوبت‌های اخروی در امان بمانند. حضرت پیامبر(ص) مشتاقان بهشت را پیشی‌گیرنده به کارهای خیر و خائفان از جهنم را تارک شهوات می‌دانند:
«مَنِ اشْتَاقَ إِلَی الْجَنَّةِ سَارَعَ فِی الْخَیْرَاتِ وَ مَنْ خَافَ النَّارَ تَرَکَ الشَّهَوَاتِ؛ کسانی به بهشت علاقه‌مندند به کارهای نیک می‌شتابند و کسانی که از آتش جهنم می‌ترسند از رفتار شهوانی دوری می‌گزینند».[۲۳] احادیثی دیگری قریب به مضمون فوق از معصومان(ع) نقل شده است؛ نظیر «مَنْ أَحَبَّ الدَّارَ الْبَاقِیَةَ لَهِیَ عَنِ اللَّذَّاتِ؛ یعنی کسی که سرای جاوید را دوست دارد از لذت‌ها دوری می‌کند».[۲۴]و یا «مَنْ خَافَ الْعِقَابَ انْصَرَفَ عَنِ السَّیِّئَاتِ؛ کسی که از عقاب می‌ترسد از گناهان رویگردان است».[۲۵] از شواهد ذکرشده چنین استفاده می‌شود که از نظر دین، رفتار افراد تحت تأثیر پاداش و تنبیه ماورایی به عنوان کنترل غیررسمی است. توجه اکید به ثواب و عقاب به عنوان نتایج افعال و تأکید بر اینکه خداوند در قیامت برای درستکاران پاداش و برای بدکاران عذاب در نظر گرفته است، گویای اهمیت نقش کنترلی ثواب و عقاب به عنوان کنترل غیررسمی و کارآمد بودن آن در هدایت افراد است. البته ذکر کارآمدبودن کنترل غیررسمی به معنای عدم توجه دین به کنترل رسمی نیست. چنان‌چه مرحوم مجلسی هم اشاره نموده‌اند، کتاب و سنت بازدارنده‌هایی از جمله حدود، تعزیرات، مذمّت و وعدة عقاب، و همچنین تشویق‌هایی از جمله مدح و ثنا در دنیا و بهشت و نعمت‌های بهشتی در قیامت را در خود جای داده است.[۲۶]

عناصر تشکیل‌دهنده سازوکار کنترلی غیررسمی

در تعریف کنترل غیررسمی به صورت کلی پذیرفتیم که کنترل غیررسمی در برابر کنترل رسمی، و فاقد ضمانت اجرای دولتی است و به برخی عناصری که جامعه‌شناسان برای کنترل غیررسمی در نظر گرفته بودند نیز اشاره گردید؛ اما متناسب با عنوان بحث لازم است که عناصر موثر در کنترل غیررسمی از منظر دین بررسی شده و نظام کنترلی دین طرح و بیان شود.
در آیات و روایات، برخی عناصر کنترلی به صراحت ذکر شده‌اند و برخی دیگر تلویحاً یادآوری گردیده‌اند. عناصری که در منابع دینی به آنها اشاره شده است، دارای این ویژگی مشترک هستند که در هدایت افراد به سمت رفتار شایسته و درست و همچنین در باز داشتن آنها از رفتار ناهمسو با هنجارهای اجتماعی جامعه دینی کمک می‌کنند.

مدح وذم

یکی از اهرم‌های کنترلی غیررسمی، تعریف و تمجید درستکاران و ملامت و مذمّت و دوری از گنهکاران در جامعه است. اگر در جامعه درستکاری تمجید شود و بی‌بندباری و گنهکاری مورد ملامت همگان قرار بگیرد، افراد از ترس ملامت اطرافیان از کارهای زشت خودداری خواهند کرد. یکی از شیوه‌های انبیاء(ع) برای هدایت افراد، استفاده از همین اهرم بوده است. پیامبران به نحوة رفتار درستکاران و بدکاران واکنش تمجیدگونه و یا ملامت‌گونه نشان می‌دادند. از این‌رو، اگر این سنت حسنة پیامبران در جوامع نهادینه شود قطعاً به هدایت افراد به کارهای درست کمک خواهد کرد. حضرت امیرالمومنین(ع) درمورد شیوة هدایت پیامبران چنین می‌فرمایند: «[هم] بِمَنْزِلَةِ الْأَدِلَّةِ فِی الْفَلَوَاتِ مَنْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا إِلَیْهِ طَرِیقَهُ وَ بَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ وَ مَنْ أَخَذَ یَمِیناً وَ شِمَالًا ذَمُّوا إِلَیْهِ الطَّرِیقَ وَ حَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَکَةِ وَ کَانُوا کَذَلِکَ مَصَابِیحَ تِلْکَ الظُّلُمَاتِ وَ أَدِلَّةَ تِلْکَ الشُّبُهَات؛ پیامبران به منزلة راهنمایان در بیابان‌ها هستند که هر کس راه درست و صحیح می‌پیمود راه او را می‌ستودند و او را به نجات بشارت می‌دادند؛ چون پایان راه راست نجات است. و هر کس که طریق اعوجاج پیش می‌گرفت و به چپ یا راست منحرف می‌شد راه او را مذمّت می‌کردند و او را از هلاکت بر حذر می‌داشتند. و آنها با این اوصاف، چراغ‌های این تاریکی‌ها و راهنمای این شبهه‌ها بودند.»[۲۷] در دین اسلام واکنش‌های تأییدی و یا احترازی صرفاً به واکنش‌های کلامی ختم نمی‌شود، بلکه واکنش‌های عملی و برخوردهای رفتاری را نیز شامل می‌گردد. یکی از شیوه‌های درست واکنش رفتاری که بازدارنده نیز هست، انس نگرفتن و ترش‌رویی با بدکاران است. حضرت امام صادق(ع) در تفسیر آیه‌های ۷۸ و ۷۹ سوره مبارکه «مائده» که در آن خداوند بنی اسرائیل را لعن کرده و دلیلش را نهی از منکر نکردن از یکدیگر می‌خواند، چنین می‌فرمایند: «أَمَا إِنهُمْ لَمْ یَکونوا یَدْخُلُون مَدَاخِلَهُمْ وَ لایَجْلِسُون مَجَالِسَهُمْ وَ لَکن کانوا إِذَا لَقُوهُمْ ضَحِکوا فِی وُجُوهِهِمْ وَ أَنسُوا بِهِمْ؛ آنها چنین نبودند که با گنهکاران معاشرت و مجالست نکنند، بلکه رفتار آنها بگونه‌ای بود که هرگاه فرد منحرف را می‌دیدند با آنها می‌خندیدند و انس می‌گرفتند.»[۲۸] این حدیث نشان می‌دهد که انس نگرفتن و ترش‌رویی و نخندیدن با افراد منحرف و کجرو سبب می‌شود که آنان از معصیت و منهیات دوری گزینند.

مراقبت

دومین عنصر از عناصر مورد نظر دین در حوزه کنترل غیررسمی عنصر مراقبت است. دین، هم خود سازوکارهای مراقبتی و نظارتی برای انسان‌ها در نظر گرفته و هم توصیه‌هایی در باب لزوم مراقبت انسان مطرح نموده است. عمده تأثیر مراقبت‌های دینی راجع به همنوایی افراد با هنجارهای متداول این است که افراد را به نیروی خودکنترلی مجهز می‌سازد و از سوی دیگر دستورات دینی در مورد کنترل افراد جنبه‌های بیرونی کنترل غیررسمی را مورد تأکید قرار می‌دهد.
در دین اسلام، یکی از کارکردهای باورهای دینی نظیر باور به خداوند روز قیامت و حسابرسی بازدارندگی آن ذکر شده است. حضرت امام رضا(ع) در مورد کارکرد اقرار به خداوند می‌فرمایند: «فَلَوْلَا الْإِقْرَارُ بِاللَّهِ وَ خَشْیَتُهُ بِالْغَیْبِ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ إِذَا خَلَا بِشَهْوَتِهِ وَ إِرَادَتِهِ یُرَاقِبُ أَحَداً فِی تَرْکِ مَعْصِیَةٍ وَ انْتِهَاکِ حُرْمَةٍ وَ ارْتِکَابِ کَبِیرَة؛ اگر اقرار به خداوند و ترس از عالم غیب نباشد، کسی نخواهد بود که افراد را هنگام خلوت‌های شهوانی و نفسانی از ترک معصیت، هتک حرمت و انجام گناه کبیره بازدارد.»[۲۹] در حدیث مذکور حضرت امام رضا(ع) تصریح می‌نمایند که اقرار به خداوند و ترس از روز قیامت به عنوان یک عنصر مراقبتی فعال نقش بازدارنده ایفا می‌کند.
دستورات دینی نیز بر این مهم اهتمام ویژه مبذول داشته و به افراد توصیه نموده‌اند که از دیگران مراقبت کنند و یا حتی‌المقدور سعی کنند از منظر عموم مردم دور نباشند تا از این طریق به دام گناهان و انحرافات نیفتند. از توصیه‌های اکید اسلام این است که رئیس خانواده مراقب باقی اعضای خانواده باشد و نگذارد که آنها به گناهانی که سزاوار آتش جهنم است آلوده شوند. در آیه ۶ سوره مبارکه «تحریم» خداوند می‌فرمایند: «قُوا أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا؛ خود و خانوادة خود را از آتش جهنم حفظ کنید».
حفظ خانواده از آتش اشاره به این است که فرد نگذارد اعضای خانواده‌اش گناه کنند و به تعبیر دیگر، مراقب آنها باشد. علاوه بر مورد ذکر شده، در روایات ذکر شده است که مرد و زن بیگانه دور از چشمان دیگران خلوت نکنند. دستورات پیامبر(ص) که گاهی می‌فرمودند: بیعت من با زنان این است که از خلوت با مرد نامحرم به گونه‌ای که دیگران نمی‌بینند پرهیز کنند، و یا اینکه کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد در جایی که صدای نامحرم را می‌شنود نخوابد،[۳۰]بیانگر این حقیقت است که حضور دیگران و همچنین نظارت و مراقبت دیگران در دوری از آلودگی و گناه تأثیر دارد.

حیاء

«حیاء» واکنش درونی فرد به حضور و توجه دیگران و یا به تعبیر مرحوم مجلسی، «ملکه نفسانی است که باعث خودداری از امور قبیح، تنفر از رفتار خلاف آداب و ترس از ملامت دیگران می‌گردد.»[۳۱]از این‌رو، همان‌گونه که در روایات ذکرشده است، حیاء یکی از عناصر مهمی است که اغلب رفتارهای شخصی و اجتماعی متأثر از آن است.
«حیاء» به معنای دور نگه‌داشته شدن نفس از بدی‌ها[۳۲] و وادار شدن به ترس از انجام کارهای زشت و دوری از مذمّت و ملامت،[۳۳]سومین عنصر مؤثر در کنترل غیررسمی افراد به شمار می‌رود. حیاء از طریق سامان‌دهی نیروی مراقبتی زمینة همنوایی را فراهم می‌کند؛ بدین صورت که سبب ایجاد مراقبت می‌گردد و وجود آن در میان دو فرد یا افراد متعدد سبب می‌شود که هرکدام از آنها دیگری را مراقب و مترصد رفتاری خود دانسته؛ بگونه‌ای که گویا از جمیع حالات همدیگر باخبرند.[۳۴]از این‌رو، حیاء به دلیل آنکه توقع مراقبت و نظارت را به همراه دارد کنترل‌کننده خواهد بود.
در احادیث معصومان(ع) تعبیرات گوناگونی راجع به حیاء به کار برده شده است که جمعاً بُعد بازدارندگی آن را به عنوان یک سازوکار کنترلی اجتماعی تقویت و تأیید می‌کند. مجموع احادیث ذکرشده دربارهٔ حیاء را در سه دسته می‌توان قرار داد:
الف. احادیث بیان‌کننده تأثیر حیاء بر رفتار: از برخی احادیث چنین به دست می‌آید که حیاء، چه از همنوعان و معاشران و چه از موجود فراانسانی بر رفتار تأثیر می‌گذارد؛ مثل حدیثی که قبلا نیز یادآوری گردید و در آن تأکید شده بود که افراد نه تنها رفتار عادی، بلکه رفتار دینی خود را نیز از روی حیاء انجام می‌دهند و اگر حیاء نبود مردم از گناه دوری نمی‌کردند.[۳۵] ب) احادیث تاکیدکننده بر نقش کنترلی حیاء: دستة دیگر از احادیث ذکرشده پیرامون حیاء، به کارکرد بازداندة حیاء توجه نموده و آن را یک عنصر هدایت‌کننده و حفظ‌کننده نام برده است. امام صادق(ع) بعد از اینکه رابطه متقابل ایمان و حیاء را بازگو می‌نمایند چنین می‌فرمایند: «الْحَیَاءُ بِالْإِیمَانِ وَ الْإِیمَانُ بِالْحَیَاءِ وَ صَاحِبُ الْحَیَاءِ خَیْرٌ کُلُّهُ وَ مَنْ حُرِمَ الْحَیَاءَ فَهُوَ شَرٌّ کُلُّهُ؛ حیاء در گرو ایمان و ایمان در گرو حیاء است. فردی برخوردار از حیاء همیشه در مسیر خیر، و فرد محروم از حیاء همیشه در مسیر شر گام برمی‌دارد.»[۳۶] «خیر» و«شر» نماد رفتار درست و نادرست در جوامع است. از این‌رو، در مسیر خیر و شر بودن گویای این امر است که برخورداری و عدم برخورداری از حیاء سبب رفتن به سمت رفتارهای درست و نادرست است.
در احادیثی دیگر، تصریح شده است که «حیاء از انجام رفتار قبیح باز می‌دارد»[۳۷]و «کسی‌که از حیای کمتری برخوردار است از ورع [دوی از محرمات] کمتری برخوردار خواهد بود»[۳۸]و « ثمرة حیاء پاک‌دامنی است».[۳۹]همچنین « کسی‌که حیاء ندارد هرکاری که دلش بخواهد ممکن است انجام دهد».[۴۰]در تمام احادیث ذکرشده تأثیر حیاء بر دوری از گناهان و رفتار نادرست به خوبی نشان داده شده است.
ج) احادیث بیان‌کننده مصداق حیاء: در سومین دسته احادیث، حیاء و شرم از انسان‌های دیگر به عنوان یکی از مصادیق بارز آن ذکر شده است. حضرت امیر المؤمنین علی(ع) در مورد کارکرد رفتن به مسجد که یکی از اماکن تجمع مسلمانان است، چنین می‌فرمایند: «منِ اخْتَلَفَ إِلَی الْمَسْجِدِ أَصَابَ إِحْدَی الثَّمَانِ أَخاًمُسْتَفَاداً فِی اللَّهِ أَوْ .... أَوْ یَتْرُکَ ذَنْباً خَشْیَةً أَوْ حَیَاء؛ کسی‌که به مسجد برود به یکی از امور هشت‌گانه نایل می‌شود؛ برادری که در راه خدا قابل استفاده باشد نصیبش می‌شود یا...یا گناهی را از روی خشیت یا حیاء ترک می‌کند.» روشن است که یکی از وجوه مهم تأثیر مسجد رفتن بر ترک گناه از باب حیاء این است که در زمان ائمه(ع) مسجد محل عبادت، آموزش، معارفه و مشورت‌های جمعی بوده است؛ از این‌رو، انسان‌ها در مساجد با دیگران آشنا می‌شدند و این امر سبب می‌شد که فرد در بیرون مسجد به خاطر شرم حیاء از دیگران، از کارهای ناپسند خودداری کند.
در برخی احادیث دیگر به تاثیرگذاری حیاء از مردم اشاره شده و تأکید گردیده است که تأثیر حیای انسان‌ها از همدیگر موثرتر از حیاء از امور ماورایی است. حضرت امام حسن عسکری(ع) در این زمینه می‌فرمایند: «مَنْ لَمْ یَتَّقِ وُجُوهَ النَّاسِ لَمْ یَتَّقِ اللَّه؛ کسی‌که به خاطر مردم از چیزی پرهیز نکند به خاطر خدا پرهیز نخواهدکرد».[۴۱] به همین مضمون، روایت‌هایی از حضرت امیرالمؤمنین(ع) نقل گردیده است که حضرت تصریح می‌نمایند: «اگر انسان از مردم حیاء نکند از خداوند حیاء نخواهد کرد».[۴۲]آنچه که در این بخش بحث اهمیت دارد توجه به این نکته است که از منظر دین، حیاء بازدارنده است و حیاء از افراد دیگر به عنوان یکی از مصادیق بارز حیاء در منابع دینی مطرح است.

خوف و خشیت

از جمله عناصر مهم کنترلی که جنبه‌ای غیررسمی داشته و در دین نیز مورد تأکید قرار گرفته است خوف و خشیت است. شیخ طوسی تفاوت خوف و خشیت را چنین بیان نموده است: «خوف، ترس نفس از انجام رفتار نادرست و عقاب مترتب بر منهیات... است؛ اما خشیت حالت درونی است که ریشه در توجه به عظمت و هیبت خداوند دارد.»[۴۳]طبق بیان‌های دینی، هم خوف بازدارنده و هدایت‌کننده است و هم خشیت زمینه‌ساز دوری از کارهای زشت و انجام رفتار درست است.
خوف هم شامل ترس از خداوند و عذاب و عقاب می‌شود و هم شامل ترس از مردم، رسوانشدن و نرفتن آبرو. از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، ترس الهی و اخروی یک اهرم تنبیهی مورد انتظار است، در حالی‌که ترس از مردم یک اهرم زودبازده و فوری است. ایشان در این مورد چنین بیان می‌دارند: «جَعَلَ خَوْفَهُ مِنَ الْعِبَادِ نَقْداً وَ مِنْ خَالِقِهِمْ ضَمَاناً وَ وَعْداً؛ افراد ترس خود از بندگان خدا را امر فوری و ترس از خداوند را وعده و ضمان تحقق یافتنی می‌پندارند».[۴۴] تعابیر دیگری نیز وجود دارد که بیانگر بازدارندگی خوف وخشیت است؛ نظیر اینکه «کسی‌که از عقاب می‌ترسد از گناه خودداری می‌کند»[۴۵]«اگر قلب انسان از خشیت خدا سیراب شود گناهانش مانند برگ درخت پاییزی فرو می‌ریزد»،[۴۶]«کسی‌که از قصاص بترسد از ظلم بر مردم باز داشته می‌شود»[۴۷]«انسان به میزان ترس خود از گناه خودداری می‌کند»،[۴۸]«اگر خوف در دل جای گیرد موقعیت‌های رفتار شهوت‌زا خنثا می‌گردد»[۴۹]و «خوف زندان نفس از حیث گناه و بازدارنده آن از معاصی است».[۵۰] در روایات ذکرشده عنصر خوف به عنوان یک اهرم کنترل درونی فعال ذکر شده است که شامل خوف از خدا، خوف از عذاب، خوف از مجازات و خوف از توجه مردم و نرفتن آبرو می‌شود. و آنچه که از حدیث امیرالمؤمنین(ع) در مورد قصاص به دست می‌آید، گویای این حقیقت است که در اسلام حتی کنترل‌های رسمی و مجازات‌های غیررسمی به خاطر تقویت اهرم کنترلی درونی افراد است. به عبارت دیگر، در دین کنترل‌های رسمی ازجمله مجازات‌های شرعی به طور ضمنی قرین کنترل‌های غیررسمی است.

امربه معروف و نهی از منکر

نظارت همگانی در دین اسلام از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. وجوب امر به معروف ونهی از منکر، مکلّف بودن به احساس مسئولیت در قبال دیگران و موظف بودن به مراقبت از دیگران اموری است که در حوزة فقه و شریعت اسلامی مطرح شده و بنای اسلام بر این است که در جوامع دینی و انسانی این مهم به عنوان یک هنجار در آمده تا از این طریق، سیاست کنترلی اسلام به نقطه رفیع و ایده‌آل خود هدایت شود.
حضرت پیامبراکرم(ص) همة افراد جامعه را کارگزار کنترل معرفی نموده و نظارت، مراقبت و کنترل از یکدیگر را از وظایف افرد برمی‌شمارند.ایشان در باب نظارت همگانی می‌فرمایند: «همه شبان و مسئول زیردستان خود هستید. رهبر شبانی است که باید از رعایای خود مراقبت کند و بزرگ خانواده در قبال باقی اعضای خانه مسئول است و زن نسبت به خانه شوهر مسئولیت دارد.»[۵۱] همچنین در آیه ۲۵۱ سوره مبارکه بقره اشاره شده است که انسانها از طریق نظارت برهمدیگر مانع فاسد شدن جامعه می‌گردند. در این آیه آمده است که «َ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ» یعنی اگر خداوند افراد توسط همدیگر دفع نکرده بود زمین به فساد کشیده می‌شد. یکی از وجوه دفع انسان‌ها توسط همدیگر این است که « بعضی از مردم جلو فساد بعض دیگر را می‌گیرند»[۵۲]همچنین مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر فساد می‌پذیرند که منظور از فساد زمین، فساد جامعه انسانی است.[۵۳]بنابراین انسانها با امر به معروف و نهی از منکر می‌توانند جلو فساد در جامعه را گرفته و از این طریق هنجارشکنی‌های اجتماعی را کنترل نمایند.

مناسک دینی

از عناصر تأثیرگذار در کنترل افراد، مناسک و مراسم‌های مذهبی و دینی است. شواهد و تحقیقات تجربی تأثیر کنترل‌کنندة غیررسمی دین را تایید نموده وخود دین نیز به آن اشاره دارد. از منظر آیات و روایات نماز به عنوان یکی از شعایر مهم دینی بازدارنده است. چنان‌که در قرآن کریم اشاره شده است: «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ؛ نماز را برپا دارید، به درستی که نماز فرد را از فحشا و منکرات بازمی‌دارد».(عنکبوت: ۴۵)
در این آیه شریفه یادآوری شده است که برپایی نماز باعث می‌شود که در جامعه فحشا و منکرات کاهش یافته و افراد از انجام چنین اعمالی باز داشته شوند.
در آیة «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ» (هود: ۱۱۴) نماز در زمرة حسناتی برشمرده شده است که سبب از بین رفتن رفتارهای بد می‌شود. و همچنین در روایات معصومان(ع) از کارکردهای مهم مراسم شعایری حج ممانعت از تحقق فساد ذکرشده است. حضرت امام رضا(ع) در مورد تشریع حج می‌فرمایند: «أَنَّ عِلَّةَ الْحَجِّ ... وَ حَظْرُ الْأَنْفُسِ عَنِ الْفَسَادِ؛ علت و جوب حج ...و بازداشتن نفس از فساد است».[۵۴] شواهد و مطالعات تجربی که در مورد کارکرهای مناسک و مراسم‌های مذهبی و دینی انجام شده است، بر کارکرد کنترلی مناسک دینی تأکید کرده‌اند. ایوانز تی دیوید در پژوهشی که در آن رابطه دین و جرم را به آزمون کشیده شده بود، به نتایجی از جمله اینکه حضور در مراسم مذهبی کنترل‌کننده است، نائل آمد.[۵۵]پژوهش دیگری که به همین موضوع پرداخته است تحقیق استارک و بن بریج تحت عنوان «دین، کجروی و کنترل اجتماعی» است. در این تحقیق، هرچند رابطة رابطه مثبت و معنادار باورهای دینی و کنترل مورد انکار قرار گرفت، اما این مسئله تأیید شد که شرکت در مراسم دینی و مذهبی افراد را از آلوده شدن و ارتکاب جرائم و رفتار کجروانه باز می‌دارد.[۵۶]

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

مباحث مطرح شده راجع به نظریه کنترلی دین را می‌توان بدین صورت جمع‌بندی کرد:
۱. دین کنترل‌غیر رسمی را یکی از راه‌کارهای کنترلی فعال در نظر داشته است. در منابع دینی، هم به میزان تأثیر کنترلی غیررسمی گوشزد شده است و هم سازوکار کنترلی و عناصر کنترل‌کننده و بازدارنده و نیز کارگزاران آن بیان شده است.
۲. دین اهرم‌های کنترلی مورد نظر خود را هم در فقه، هم در سطوح اعتقادی و هم در حوزه‌های رفتاری مطرح نموده است. در قلمرو فقه، که در آن احکام شرعی بیان می‌گردد، امر به معروف ونهی از منکر و همچنین ضرورت احساس مسئولیت در قبال افراد جامعه تشریع و از هنجارمند شدن کنترل غیررسمی سخن به میان می‌آید. در حوزة رفتار انگیزه‌هایی برای رفتار درست و بازدارنده‌های برای دوری از رفتار ناپسند در نظر گرفته می‌شود و در حوزه باور، باورهای دینی به عنوان اهرم‌های کنترلی لحاظ می‌گردد.
۳. از منظر آیات و روایات، حیاء از افراد دیگر، عامل درونی ترس چه ترس از خداوند، چه ترس از رفتن آبرو و رسواشدن و... همنواساز، کنترل‌کننده و هدایت کننده است.
۴. باورهای دینی نیز باور به حضور خداوند، باور به علم و مراقبت همیشگی او و باور روز حساب‌رسی و قیامت عناصری است که شدیداً رفتار افراد را تحت تأثیر قرار داده و فرد را به سمت رفتار شایسته هدایت می‌کند.
۵. در منابع دینی، هم عناصر ماورایی به عنوان کارگزار کنترل ذکر شده است و هم انسان‌ها. مدح و ذّم و به تعبیر دیگر، پاداش و تنبیه، اهرم‌هایی است که کارگزار آن اغلب افراد جامعه است. بر همین اساس، امر به معروف و نهی از منکر اهرمی است که تمام افراد جامعه نسبت به همدیگر اعمال می‌نمایند. از سوی دیگر، خوف و خشیت و مراقبت کنترل‌های است که هم در سطح انسانی مطرح است و هم در سطح ماورایی.
۶. دین، برای ایجاد همنوایی بیشتر با هنجارهای حاکم در جامعه‌دینی، کنترل‌های غیررسمی موازی با کنترل‌های رسمی مورد توجه قرار می‌دهد. در دین کنترل‌های غیررسمی از توانمندی‌های درونی تا برخوردهای عملی توسط افراد جامعه را دربرمی‌گیرد؛ رفتاری نظیر روی‌برتافتن، اخم کردن و تایید نکردن و در مواردی تذکر دادن.
۷. بر اساس آیات و روایات، از جمله تأثیرات مناسک دینی و مراسم مذهبی، حفظ انسان از آلودگی به گناه و انحرافات و کجروی‌های رفتاری است.

منابع

احمدی، حبیب، «تحلیل نظریه‌های مربوط به کجروی‌های اجتماعی»، روانشناسی و علوم تربیتی،ش۴۰، ص۶۰-۶۱.
استارک، رادنی و سیمز بن بریج، ویلیام، «دین کجروی و کنترل اجتماعی»، ترجمه علی سلیمی، حوزه و دانشگاه، بهار ۱۳۷۹، ش ۲۲، ص۱۷۰-۱۹۳.
استونز، راب، متفکران بزرگ جامعه شناسی، ترجمه مهرداد میردامادی، چ چهارم،تهران، مرکز، ۱۳۸۴.
ایوانز تی دیوید، «بررسی مجدد رابطه دین و جرم»، ترجمه علی سلیمی، حوزه و دانشگاه، شه ۲۳، تابستان ۱۳۷۹، ص۱۴۲-۱۷۸.
آرون، ریمون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، باقر پرهام، چ هشتم، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶.
آمدی، عبدالواحد بن محمد تمیم، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۶.
جوادی آملی، عبدالله، شریعت در آینهٔ معرفت، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجا، ۱۳۷۳.
حرانی، ابن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول(ص)، قم، جامعه مدرسین، دوم، ۱۴۰۴ق.
خدمتی، ابوطالب، «نظارت و بازرسی در اسلام»، معرفت، زمستان ۱۳۷۷، ش ۲۷، ص۴۶-۵۷.
دیلمی، شیخ حسن، ‏إرشاد القلوب إلی الصواب‏، قم، شریف رضی، ۱۴۱۲، جلد۱.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالعلم، اول۱۴۱۲ق.
ستوده، هدایت‌الله، آسیب‌شناسی اجتماعی، چ شانزدهم، تهران، آوای نور، ۱۳۸۵.
سلیمی، علی و محمد داوری، جامعه‌شناسی کجروی، چ چهارم قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۷.
سلیمی، علی، و همکاران، همنشینی و کجروی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۸.
سیدرضی‏، نهج البلاغه، تحقیق محمد عبده، قم، هجرت، ۱۴۱۴ق.
شعیری، تاج‌الدین، جامع الأخبار، قم، رضی، ۴۰۵ ق.
شیخ صدوق‏، أمالی‏، چ پنجم، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۰.
ـــــ ، علل الشرائع، نجف، مکتبة الحیدریه، ۱۹۹۶م.
ـــــ ، عیون اخبار الرضا(ع)، تهران، جهان، ۱۳۷۸، جلد۲.
طبرسی، فضل ابن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چ سوم، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲.
عاملی، شیخ حر، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، آل‌البیت(ع)، ۱۴۰۹،جلد۱۶، جلد۲۰.
علامه حلی، الألفین‏، چ دوم، قم‏، هجرت، ۱۴۰۹ ق.
فرانک پی ویلیامز و مالین دی مک شین، نظریه‌های جرم‌شناسی، حمیدرضا ملک محمدی، تهران، میزان، ۱۳۸۳.
کوذر، لوئیس، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، محسن ثلاثی، چ یازدهم، تهران، علمی، ۱۳۸۳.
گیلانی‏، عبدالرزاق، مصباح الشریعه، تهران، پیام حق، ۱۳۷۷.
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، چ دوم، بیروت، موسسه الوفا، ۱۴۰۳، ج۱؛ ۶۷ـ۶۹؛ ۷۴ـ۷۵.
مفضل بن عمر جعفی کوفی، توحید المفضل،قم، مکتبة الداوری، ۱۹۶۹م.
میرخلیلی، سیدمحمود، پیشگیری وضعی از بزهکاری، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، ۱۳۸۸.
________________________________________

  • کارشناسی ارشد جامعه شناسی. دریافت: ۲۰/۱۰/۸۹ ـ پذیرش: ۲۳/۱۱/۸۹ Gh.koosha@hotmail.com

پانویس

  1. «إِنَّ الإِنْسَانَ لَفِی خُسْرِ»(عصر: ۲)؛ «کَلَّا إِنَّ الإِنْسَانَ لَیَطْغَی» علق: ۶.
  2. «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» یوسف: ۲۳؛ «إِنَّمَا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ» بقره: ۱۶۹.
  3. ابوطالب خدمتی، «نظارت و بازرسی در اسلام»، معرفت، ش ۲۷، ص۴۶-۵۷.
  4. علی سلیمی و محمد داوری، جامعه‌شناسی کجروی، ص۵۰۱.
  5. هدایت‌الله ستوده، آسیب شناسی اجتماعی، ص۱۴۲.
  6. علی سلیمی و محمد داوری، همان، ص۵۰۷.
  7. راب استونز، متفکران بزرگ جامعه شناسی، ترجمه مهرداد میردامادی، ص۷۹-۸۱.
  8. ر.ک. همان.
  9. رادنی استارک و ویلیام سیمز بن بریج، «دین کجروی و کنترل اجتماعی»، ترجمه علی سلیمی، حوزه و دانشگاه، ش ۲۲، ص۱۷۰-۱۹۳.
  10. ر.ک: علی سلیمی و همکاران، همنشینی و کجروی.
  11. سیدمحمود میرخلیلی، پیشگیری وضعی از بزهکاری، ص۳۰۵-۳۴۶.
  12. ریمون آرون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، ترجمه باقر پرهام، ص۳۸۸.
  13. لوئیس کوذر، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، ص۱۹۲.
  14. حبیب احمدی، «تحلیل نظریه‌های مربوط به کجروی‌های اجتماعی»، روانشناسی و علوم تربیتی، ش ۴۰، ص۶۰ـ۶۱.
  15. فرانک پی ویلیامز و مالین دی مک شین، نظریه‌های جرم‌شناسی، ترجمه حمیدرضا ملک محمدی، ص۲۱۲.
  16. عبدالله جوادی‌آملی، شریعت در آینهٔ معرفت، ص۹۳.
  17. هرچند مواردی ذکرشده جنبهٔ کنترل رسمی دارد اما به صورت غیر رسمی ذهنیت خدشه ناپذیری هنجارهای دینی را در افراد القاء می‌کند که همین مسئله سبب می‌شود همنوای صورت بگیرد.
  18. ر.ک: سلیمی، علی و محمد داوری، جامعه‌شناسی کجروی،
  19. مفضل بن عمر جعفی کوفی، توحید المفضل، ص۷۹.
  20. حضرت امیر المومنین(ع) می‌فرمایند:« إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اَللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْکَ عِبَادَةُ اَلتُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اَللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبَادَةُ اَلْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اَللَّهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبَادَةُ اَلْأَحْرَارِ » نیز برنظام پاداش و تنبیه توجه نموده‌اند.
  21. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۳۵۷.
  22. شیخ صدوق‏، أمالی، ص۵۰۵.
  23. محمدباقر مجلسی، همان، ج ۷۴، ص ۹۶.
  24. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص۸۹.
  25. همان
  26. محمدباقر مجلسی، همان، ج۶۹، ص۲۶۵.
  27. نهج البلاغه، ص۳۴۲.
  28. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۱۶، ص۳۶۹.
  29. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۹۹-۱۰۰.
  30. شیخ حر عاملی، همان، ج ۲۰، ص۱۸۵.
  31. محمدباقر مجلسی، همان، ج ۶۸، ص۳۲۹.
  32. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۲۷۰.
  33. علامه حلی، الألفین‏، ص۱۵۹.
  34. محمدباقر مجلسی، همان، ج۱، ص۱۰۶.
  35. ر.ک: مفضل بن عمر جعفی کوفی، توحید مفضل، ص۷۹.
  36. عبد الرزاق گیلانی‏، مصباح الشریعه، ص۵۶۹.
  37. عبدالواحد بن محمد تمیم آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۵۷.
  38. ر.ک. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۹۹. «ورع» در تاج العروس به معنای دوری از محرمات ذکرشده است.
  39. عبدالواحد بن محمد تمیم آمدی، همان، ص۲۵۷.
  40. محمدباقر مجلسی، همان، ج۶۸، ص۳۳۶.
  41. همان، ص ۳۲۶
  42. عبدالواحد بن محمد تمیم آمدی، همان، ص۲۵۷.
  43. محمدباقر مجلسی، همان، ج ۶۷، ص۳۶۰.
  44. عبدالواحد بن محمد تمیم آمدی، همان، ص۱۹۱.
  45. همان، ص ۱۴۶.
  46. ر.ک: تاج الدین شعیری،‏ جامع الأخبار، ص۹۸.
  47. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۱۶.
  48. ر.ک: محمدباقر، همان، ج۷۵، ص۳۶۵.
  49. ر.ک: شیخ حسن دیلمی، ‏إرشاد القلوب‏، ج۱، ص۱۰۷.
  50. ر.ک: عبدالواحد بن محمد تمیم آمدی، همان، ص۱۹۰.
  51. شیخ حسن دیلمی، همان، ج ۱، ص۱۸۴.
  52. فضل ابن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، جلد۲،ص۶۲۱.
  53. سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، جلد۲،ص۲۹۳.
  54. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۲، ص۴۰۴
  55. ایوانز تی دیوید، «بررسی مجدد رابطه دین و جرم»، ترجمه علی سلیمی، حوزه و دانشگاه، ش ۲۳، ص۱۴۲ـ۱۷۸.
  56. ر.ک: رادنی استارک و ویلیام سیمز بن بریج، همان.
منبع: خبرگزاری فارس - تاریخ برداشت:1395/3/18
بازگشت به مقالات