فرهنگ مصادیق:کتمان شهادت

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از کتمان شهادت)
پرش به: ناوبری، جستجو
کتمان شهادت

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ ادای شهادت
۲ تحمل شهادت
۳ شهادت دروغ
۴ شهادت ناحق
۵ کتمان حق

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: مجتبی خواجوند عابدینی
تهیه و تدوین :پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر-۱۳۹۴/۱۱/۲۶
کلید واژگان: کتمان، قرآن، روایات، شهادت، افشاء، اظهار حق

مقدمه

شهادت دارای ارکان مختلفی اعم از شاهد، محکمه عدل، شاکی، متشاکی و موضوع شکایت، است که برای اثبات حق و یا ابطال حکمی بکار می‌رود. شهادت یکی از راه‌های اثبات حق قابل اجرا در محکمه عدل است که گاهی شاهد با حضورش در دادگاه به اثبات حق گواهی می‌دهد و گاهی با شهادت باطلش، سعی در منحرف کردن حکم قاضی کرده و گاهی با عدم شهادتش، جهت حکم را بر علیه فردی و نفع شخص دیگر رقم می‌زند.
از آنجایی که در کتمان شهادت معلوم نیست که چه حکمی بر نفع و یا علیه کسی رقم بخورد بنابراین خطری که در کتمان شهادت وجود دارد کمتر از شهادت باطل نخواهد بود. در این مقاله سعی شده تا ابعاد مختلف کتمان شهادت از جهت پیشینه، عوامل، آثار کتمان شهادت و ... مورد بررسی قرار بگیرد.

معنای لغوی و اصطلاحی

کتمان به معنی پنهان کردن[۱] و عبارت دیگر مخفی کردن در دل تا آنکه چیزی از آن ظاهر نشود.
کتمان شهادت آن است که کسی از ادای شهادت پیش قاضی نسبت به وقوع حادثه یا عملی که او حاضر بوده و دیده است خودداری کند که موجب تضییع حق گردد[۲]

آیات و روایات(آمار)

واژه کتمان در روایات متعدد کتاب وسایل الشیعه بیش از ده مورد و نیز در آیات متعدد بیش از پانزده بار در با مشتقات (یَکْتُم‏، تَکْتُمُون‏،یَکْتُمْها،تَکْتُمُونَه و غیره) استعمال شده و در موضوعات مختلفی از قبیل کتمان اوصاف پیامبر اکرم ص توسط علمای یهود آیه؛ أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ[۳] و نیز در مسأله طلاق، آیه؛ وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ[۴] و مسأله قرض و مال آیه؛ وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ[۵] و در بحث تقیه آیه؛ وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ[۶] بکار رفته است.

پیشینه کتمان شهادت

قرآن کریم کتمان حق را از خصایص بنی اسرائیل و یهود دانسته که با کتمان کردن حقایق در داستان گاو بنی اسرائیل اجمالاً و نیز خصوصیات پیامبر آخرین زمان صلی الله علیه وآله تفصیلاً سعی در انحراف افکار عمومی جامعه داشته‌اند. لذا قرآن کریم در داستان بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با تشبیه بسیار زیبا یَعْرِفُونَهُ کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ در آیه الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ[۷] ( کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده‌ایم، او [پیامبر] را همچون فرزندان خود می‌شناسند؛ (ولی) جمعی از آنان، حق را آگاهانه کتمان می‌کنند) از آن رفتار نادرست یاد می‌کند.
و در مذمت کتمان حق و تأکید بر اظهار شهادت، اهل کتاب را مورد خطاب قرار داده وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ [۸] و چه کسی ستمکارتر است از آن کس که گواهی و شهادت الهی را که نزد اوست، کتمان می‌کند؟! و خدا از اعمال شما غافل نیست.
اگر اظهار شهادت از اهمیت و اجر فراوانی برخودار است کتمان شهادت نیز به مثابه همان از گناهان بزرگ بشمار می‌رود. همانگونه که در شهادت بر قتل، اگر شاهد با اظهار شهادت خود فرد مظلومی را از هرگونه اتهامی حتی اتهام مرگ نجات می‌دهد از طرفی عدم شهادت چه بسا منجر به اتهام و اعدام شخص شود.
قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ ع: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ مَنْ سُئِلَ عَنْ عَلْمٍ فَکَتَمَهُ حَیْثُ یَجِبُ إِظْهَارُهُ، وَ یَزُولُ عَنْهُ التَّقِیَّهُ، جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مُلْجَماً بِلِجَامٍ مِنَ النَّارِ[۹]«اگر از کسی دربارهٔ علمی سؤال شود و او آن را مخفی کند در حالی که اظهار آن واجب است و او در حال تقیه نیست در روز قیامت با افساری از آتش محشور می‌گردد.

مصادیق کتمان

مصادیق کتمان با انگیزه‌های کتمان ارتباط تامّ دارد هر جایی که انگیزه‌های نفسانی و شیطانی مثل حبّ دنیا، عصبیّت، حسادت ظهور کند می‌تواند در کتمان حق و شهادت خود را نشان دهد. بنابراین مصادیق کتمان نه تنها در دادگاه و دعاوی بلکه در عقاید حقّه اسلامی، احکام اسلامی اعم از احکام تکلیفی و وضعی، حقوق اجتماعی و فردی صورت می‌پذیرد. مصادیقی مثل کتمان پیامبری اکرم صلی الله علیه و آله توسط اهل کتاب، کتمان فضائل اهل بیت علیهم السلام توسط مغرضان و دشمنان دین، کتمان احادیث نبوی و توجیه آن، کتمان اطلاعات، کتمان اداء امانت، کتمان معامله و پرداخت ثمن و مُثمن، کتمان وصیت، و نیز پرداخت دیون همگی از جمله مصادیق کتمان به شمار می‌آیند. بنابراین اگرچه دادگاه‌ها اعم از دادگاه اسلامی و یا کفر مصداق این کتمان شهادت بشمار می‌روند امّا کتمان شهادت منحصر در آن نبوده و می‌تواند کتمان حقیقت در یک محیط خانوادگی و نیز جمع دوستانه هم مصداق پکتمان شهادت صادق باشد.

وجوب ادای شهادت و حرمت کتمان

هرگاه شخص پس از استدعای حضور و مشاهده مطلبی، از وی مطالبه گواهی شود باید آنچه را دیده یا شنیده شهادت دهد و پوشیده داشتن آن گناه کبیره است و هرگاه بدون خواهش طرف، قهرًا بر امری گواه شد. مثل اینکه در مجلسی بود و دید که بین دو نفر معامله‌ای صورت گرفت، بدون اینکه طرفین معامله او را گواه بگیرند، یا در حال عبور، چیزیی را از کسی دید، یا حرفی را شنید و بعد از او مطالبه گواهی دادن بشود، اینجا حکمش مختلف است و دو صورت پیدا می‌کند:
۱.اگر بواسطه گواهی دادنش، از مسلمانی ضرری دفع می‌شود، یا بحقش می‌رسد و اگر گواهی ندهد به مسلمانی ضرری می‌رسد، یا حقش ضایع می‌شود، گواهی دادن آنچه را می‌داند واجب است، بلکه درصورتی‌که صاحب حق هم نمی‌داند که این شخص شاهد قضیه بوده، یا فراموش کرده، واجب است، خود را معرفی کند و آنچه را دیده و شنیده گواهی بدهد و چنانچه سکوت کند و حق مسلمانی ضایع یا ضرری باو برسد از کسانی است که کتمان شهادت کرده و کمک بمظلوم را ترک نموده و نهی از منکر عملی هم نکرده است.
۲.درصورتی‌که سکوت شخص شاهد، بدون اینکه او را گواه گرفته باشند سبب ضایع شدن حقی یا رسیدن ضرری به مسلمانی نباشد شهادت دادن بر او واجب نیست و اگر از او مطالبهٔ شهادت هم کنند باز می‌تواند گواهی ندهد چون او را گواه نگرفته بودند وگواهی ندادنش هم موجب تضییع حق یا مال کسی نمی‌گردد تا واجب شود. حضرت باقر ع می‌فرماید: اگر مردی چیزی را بشنود درحالیکه او را بر آن گواه نگرفته بودند اختیار با او است اگر بخواهد گواهی بدهد و اگر نخواهد می‌تواند ساکت باشد.و بالجمله اگر شاهدی که او را گواه نگرفته‌اند سکوت کند و از سکوتش ظلمی به مسلمانی نرسد، یا حقی ضایع نگردد، کتمان شهادت نیست.[۱۰]

علل کتمان شهادت (عوامل بیرونی)

کتمان شهادت همانند دیگر مفاسد اجتماعی دارای علل متعدد و زمینه‌های مختلفی هستند که به بعضی از علل و زمینه‌های آن اشاره می‌شود.

ضرر مالی یا جانی

از جمله موانع کتمان شهادت، متضرّر شدن شاهد به خاطر شهادت دادن است. اداء شهادت سبب می‌شود تا اشخاص محکوم و متضرّر، تصمیم به خسارت و ایجاد ضرر به جان و مال شاهد بگیرند و همین امر ایجاد خوف کرده و سبب می‌شود شاهد به کتمان شهادت روی بیاورد. عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ السَّائِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: کَتَبَ أَبِی فِی رِسَالَتِهِ إِلَیَّ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الشَّهَادَهِ لَهُمْ فَأَقِمِ الشَّهَادَهَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلَی نَفْسِکَ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ فَإِنْ خِفْتَ عَلَی أَخِیکَ ضَیْماً فَلا[۱۱]

حفظ مقام و منصب

حب ریاست در وجود بعضی به گونه‌ای راسخ می‌شود که برای رسیدن به آن و یا حفظ جایگاه خویش، حاضر به تضییع حقوق دیگران شده و از نردبانی که دیگران برای خود ساخته‌اند برای صعود استفاده می‌کند بگونه‌ای که تضییع حقوق دیگران را پلی برای ترقّی خویش قرار داده و با کتمان حق، سعی در وصول و یا حفظ جایگاه خویش دارند.

دشمنی با دیگران

زمانی که فرد با دیگری خصومت داشته باشد، در مواقعی که باید به نفع آن شخص شهادت دهد و حقیقت مطلبی را بیان کند، برای صدمه وارد کردن به آن شخص و یا دلیل دیگر، آن را کتمان کرده و از بیان واقعیت پرهیز می­نماید.[۱۲]

انگیزه کتمان (عوامل روحی روانی)

حسادت

بسیاری از رذایل اخلاقی، عامل سقوط انسان از انسانیت است در این میان حسادت از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است
صفت ناپسندی که اولین موجود مقرب الهی را از قُرب الهی تنزل داده است. آیات و اخبار متعددی مؤمنان را از آن به شدت برحذر داشته است. کتمان شهادت گاهی نشأت گرفته از حسادت انسان نسبت به فرد مظلوم است، باعث می‌شود با زیرپاگذاشتن حقایق و کتمان آن، در صدد ضربه زدن به شخص بر آید. قرآن کریم سابقه کتمان شهادت را از دوره یهودیان دانسته و علت آن را حسادت در برگزیده شدن پیامبر خاتم ص از نسل حضرت اسماعیل ع و نه حضرت اسحاق ع دانسته و کَانَتِ الیَهُودُ تَجِدُ نَعت مُحَمَد فی التُوراه [وَ یَسألونَ اللَّهَ‏] أنَ یَبعَثَه، فیُقاتلُونَ مَعه العَرب. فَلمَا جَاءَهُم مُحَمَدص کَفرُوا به حَسَداً، وَ قَالوا: إنَمَا کانَت الرُسُل من بَنی إسرائیل، فَمَا بَال هَذَا من بَنی إسمَاعیل؟[۱۳]
یهودیان اوصاف پیامبر آخر الزمان ص را در تورات یافتند و از خدای متعال درخواست می‌کردند که آن پیامبر ص را برانگیزاند تا در کنار او با عرب‌ها به مقاتله بپردازند. زمانی که پیامبر اکرم ص آمد از باب حسادت به وی کفر ورزیدند و گفتند: همانا همه پیامبران الهی از بنی اسرائیل بودند پس چرا این پیامبر از فرزندان اسماعیل است.

حب دنیا(طمع)

قرآن کریم از جمله عوامل کتمان شهادت یهود را اخذ ثمن قلیل(بهای اندک) دانسته است. أخذ چنین ثمنی وقتی در برابر حق قرار می‌گیرد اگر به هر مقدار افزونی یابد؛ ثمنی است قلیل؛ که جبران کننده امحاء و کتمان حق را ندارد. عملکردی که قرآن آن را نشأت گرفته از آیین تحریف شده یهود و ناشی از افعال قبیحانه علمای آنان دانسته يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ ... وَلَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ... وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ[۱۴] علاقه به مادیت و گرایش انسانی به غرایز حیوانی و اشباع نفسانیت سبب شده تا برای مبلغ اندک نه تنها دنیا بلکه آخرت خویش را فروخته و بجای آنکه گوینده حق، دافع ظلم و مدافع مظلوم باشند و به حدیث وَ قُولَا بِالْحَقِّ وَ اعْمَلَا لِلْأَجْرِ وَ کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنا [۱۵] عمل کنند، جانب ظلم را گرفته و عملاً به جنگ با باری تعالی بشتابند. تعبیر اشتراء که از کلمات اضداد بوده و به معنای خریدن و فروختن بکار می‌رود استفاده می‌شود که اخذ مبلغ برای کتمان حقایق بوده تا با پنهان کاری و سکوت بتوانند جامعه را به انحراف بکشانند همانگونه که بعضی افراد با کتمان حق سعی در انحراف دعاوی دارند. قرآن کریم در مذمت این افراد می‌فرماید آنان کسانی هستند که گمراهی را با هدایت و عذاب با مغفرت معامله کرده‌اند.إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ[۱۶]«اینانند که گمراهی را به جای هدایت، و عذاب را به عوض آمرزش خریده‌اند، شگفتا! چه شکیبایند بر آتش»

عصبیت

«این صفت ناپسند یا از عصبیت قومی که به معنی شدت ارتباط شخص به وطن، قوم، حزب و جناح خاص نشأت می‌گیرد و فرد چون با گفتن حقیقت، موقعیت خود یا افراد وچیزهایی که به آن وابستگی دارد را در خطر می­بیند، در کتمان و پنهان نمودن می‌کوشد. نمونه­های تاریخی فراوانی از جمله مسئله غدیر خم و انتخاب جانشینی حضرت علی علیه السلام بعد از وفات پیامبرصلی الله علیه و آله مصداقی از قبیل عصبیت‌های قومی و دنیاگرایی است.[۱۷]

ترس(حفظ آبرو)

حفظ شخصیت و از دست ندادن اعتبار در بین فامیل و آشنایان از جمله موانع شهادت در دادگاه به شمار می‌رود. گاهی اختلافات و دعاوی فامیلی سبب می‌شود تا یکی از آشنایان به عنوان شاهد برای اثبات حق در دادگاه حاضر شده تا با بیان حق و اداء شهادت، اساس اختلافات را بر طرف کند اما در این میان افراد ضعیف النفس هستند که به علت محکوم شدن در دادگاه، بغض و کینه شاهدان را در دل گرفته و در هر محفل و مجلسی، زبان به شماتت و طعنه نسبت به آنان می‌گشایند. همین امر سبب می‌شود تا شاهدان برای حفظ آبروی خویش به کتمان شهادت روی بیاورند. یکی از محققان می‌نویسد:
«از دیگر عواملی که سبب پیدایش این صفت (کتمان حقیقت) در افراد می­گردد، جبن است. جبن به معنای ترس بی­جا می­باشد، به­طوریکه شخص از چیزی که نباید بترسد، احتراز و دوری می­نماید. این صفت، منشأ صفات مذمومی مانند خواری نفس، ذلت و ناگواری زندگی می­شود. چنین شخصی در کارهای خود بی­ثبات، تنبل و راحت طلب است و نسبت به آنچه موجب ننگ و رسوایی است، بی­اهمیت بوده ... بنابراین، به طور حتم چنین شخصی در جایی که باید برای دفاع از خود و یا دیگران حقی را آشکار نماید، ترس مانع او شده و پنهان کاری می­ نماید.» [۱۸]

روش‌های کتمان ( گفتاری - عملی)

کتمان حق به شیوه‌های مختلفی گفتاری و عملی انجام می‌شود کتمان اگرچه بیان نکردن حق است و این امر-کتمان- در شیوه گفتاری شهرت پیدا کرده به گونه‌ای که از سخن گفتن حق صرف نظر کرده و سکوت را به جای تکلّم اختیار می‌کند. امّا کتمان حق، منحصر در گفتار نمی‌شود بلکه چه بسا شخصی با عملکرد خود به گونه‌ای وانمود کند که مستلزم کتمان حق شود مثل «اینکه شرایطی پیش می‌آید که فردی از مطلب و علمی آگاه نیست و نا آگاهی خود را کتمان می‌کند و طوری رفتار می‌کند که گویا در مورد هرچیز آگاه و توانمند است» [۱۹] و یا حضور نیافتن در مجلسی که برای احقاق حق برقرار گشته و همچنین خویشتن را به فراموشی زدن و نیز «سرگرم ساختن خلق خدا به مسائل جزئی و فرعی که سبب شود مسائل اصلی و حیاتی را فراموش کنند نیز نوعی کتمان حق است» [۲۰] همه موارد مذکور را می‌توان از جمله شیوه‌های عملی کتمان حق دانست. اگر در گذشته مغرضان و معاندان اسلام با شیوه حذف، تغییر و نیز تفسیر نابجای کتب آسمانی سعی در کتمان حقایق می‌کردند(مثل یهود و تحریف کتاب تورات) امّا امروزه این شیوه با گستردگی بیشتری و با شیوه‌های قویتری انجام می‌شود که مصادیق بارز این شیوه‌ها را می‌توان، رسانه‌ها (اعم از اینترنت، ماهواره، رادیو، تلویزیون) نام برد علاوه بر آنکه بزرگ کردن تیتر بعضی از موضوعات در روزنامه‌ها با هدف انحراف اذهان عمومی ، نگارش بعضی از متون و حذف بعض دیگر را می‌توان از جمله شیوه‌های امروزین کتمان دانست.

رجوع از کتمان شهادت

کتمان شهادت می‌تواند همیشگی و یا موقّت و در وقت حاجت صورت بپذیرد بنابر این اگر در زمانی که نیاز مُبرم به شهادت شاهد داشتیم اما پس از ارائه حکم دادگاه، شاهد از کتمان شهادت خویش اظهار ندامت کند و به بیان شهادت گواهی دهد دیگر شهادت وی مؤثر نبوده و نسبت به کتمان حقی که کرده ضامن خواهد بود جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السلام قَالَ: فِی الشُّهُودِ إِذَا رَجَعُوا عَنْ شَهَادَتِهِمْ وَ قَدْ قُضِیَ عَلَی الرَّجُلِ ضُمِّنُوا مَا شَهِدُوا بِهِ وَ غُرِّمُوا وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ قُضِیَ طُرِحَتْ شَهَادَتُهُمْ وَ لَمْ یُغَرَّمُوا الشُّهُودُ شَیْئاً [۲۱]

رابطه کتمان و تقیه

تقیه یعنی بیان نکردن حکم حقیقی یا عمل نکردن به دستور اولیه دین و یا اظهار گفتار و کرداری مخالف با آن برای حفظ اساس دین و نیز پیروان و حافظان آن و مصلحت‌هایی از این گونه که تشخیص موضع تقیه بر عهده مکلف است. شرط اصلی آن اضطرار واقعی مکلف است زُرَارَهَ قَالُوا سَمِعْنَا أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ التَّقِیَّهُ فِی کُلِّ شَیْ‌ءٍ یُضْطَرُّ إِلَیْهِ ابْنُ آدَمَ فَقَدْ أَحَلَّهُ اللَّهُ لَهُ [۲۲] امام باقر علیه السلام فرمود:خداوند تقیه را در هر چیزی که انسان ناگزیر از آن باشد برایش روا دانسته است. و و حد و حدود آن در جایی رواست که مصلحت آن بیش از مفسده کنار نهادن حکم اصلی باشد بنابر این مرز تقیه قتل مؤمن است که نمی‌توان به بهانه حفظ جان خود جان دیگری را به خطر انداخت. أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّمَا جُعِلَتِ التَّقِیَّهُ لِیُحْقَنَ بِهَا الدَّمُ فَإِذَا بَلَغَ الدَّمَ فَلَیْسَ تَقِیَّهٌ [۲۳]امام باقر علیه السلام فرمود: تقیه برای آن است که به وسیله اش از خونریزی پیشگیری شود پس اگر کار به ریخته شدن خون برسد دیگر تقیه روا نیست.[۲۴]اگرچه برای اثبات تقیه در قرآن به آیه کتمان مؤمن آل فرعون استناد می‌شود [۲۵]اما به نظر می‌آید که اگر کتمان را به دوقسم کتمان مثبت و منفی تعریف کنیم «شکل مثبت کتمان می‌شود تقیه»[۲۶]

کتمان شهادت در آینه فقه

احکام فقهی در موضوعات مختلفی ازقبیل روزه، زکات، خمس، معاملات، وکالت، مضاربه، قرض، اجاره، مصالحه و غیره است. در صورت اختلاف طرفین در یکی از موضوعات فوق و نیاز به شهادت شاهد برای رفع اختلاف، شاهد می‌تواند با کتمان شهادت خود، حق مظلومی را طرد کرده و جانب حق را به فرد ظالم دهد.

آثار دنیوی و اخروی کتمان شهادت

بسیاری از اختلافات، خواه مادی و یا معنوی؛ ریشه در کتمان حقایق دارد اگر دروغی گفته می‌شود ریشه در کتمان حق دارد اگر فرق انحرافی و عرفان‌های کاذب بوجود می‌آید اساسش کتمان حقایق است. بیشتر دعاوی قضایی نشأت گرفته از کتمان حقی است که یک طرف قضیه فرد صادق و طرف دیگرش فرد کاذب است و هر یک از طرفین دعوا برای اثبات ادعای خویش سعی در جمع آوری مدارک و شواهد داشته و طبیعی است که شخص کاذب برای بدست آوردن چیزی که مال خودش نبوده با کتمان کردن حقوق طرف مقابل به شاهدان کاذب و یا قسم‌های دروغ روی می آرود همانگونه که عرفان‌های کاذب و فِرَق انحرافی با کتمان کردن حقایق دین، شکاف‌هایی در دین ایجاد کرده و عامل گمراهی بسیاری از جوانان و سوق دادن جامعه به شرک و هواپرستی شده‌اند که بزرگترین خطر به شمار می‌روند. قرآن کریم برای کتمان کنندگان حق، پیامدهای دنیایی و کیفر شدید أخروی، بیان می‌کند که به بعضی از موارد آن اشاره می‌شود.

ضایع شدن حقوق دیگران

کتمان شهادت در حقیقت محروم کردن مخاطب از حق مسلّم خویش است. و این محرومیت گاه می‌تواند در مسائل مالی باشد که منجر به متضرّر شدن شخص شده و یا می‌تواند در دعاوی شخصی باشد که منجر به محکومیت شخص به حبس تعزیری و یا دیه شود و گاه می‌تواند در مسائل غیر مالی مثل حکومتی و حق جامعه باشد چنانچه کتمان شاهدان از اداء شهادت در مسأله غدیر در انکار ولایت حضرت امیر علیه السلام سبب شده تا جامعه اسلامی به مدت طولانی به انحراف کشیده شود و هنوز هم گرفتار باشد.
« کتمان حق، کتمان علم و کتمان هر گونه ارزشی، یکی ازعوامل فرهنگی زمینه ساز گناه است که موجب انحراف و برچیده شدن حق و ارزش‌ها در جامعه می­شود و قرآن شدیدا از آن نهی کرده است. زیرا از آنجایی که انسان طبعا خواهان حق و سعادت است، کسانیکه حق را کتمان می­کنند، در واقع جامعه بشریت را از سیر تکاملی فطری آن باز می­دارند. ولی اظهار و بیان حقایق می­تواند نسل­هایی را برای همیشه از ضلالت و گمراهی نجات دهد.» [۲۷]

لعن الهی

إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ[۲۸]
کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند.
چون کتمان حقّ، بر خلاف هدف إلهی بوده و سبب انحراف بندگان خدا می‌شود و در حقیقت عناد با نظم جهان و تدبیر پروردگار متعال می‌باشد قهراً سزای چنین شخصی دور شدن از رحمت إلهی می­باشد و معنای ملعون شدن همین است. [۲۹]

عدم تزکیه و عدم تکلم خدای تعالی در قیامت

إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ[۳۰]
کسانی که کتمان می‌کنند آنچه را خدا از کتاب نازل کرده، و آن را به بهای کمی می‌فروشند، آنها جز آتش چیزی نمی‌خورند؛ (و هدایا و اموالی که از این رهگذر به دست می‌آورند، در حقیقت آتش سوزانی است.) و خداوند، روز قیامت، با آنها سخن نمی‌گوید؛ و آنان را پاکیزه نمی‌کند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است.
انسانی که با بیان حق مخالفت کرده و مانع از إجرای حقّ شده قهراً زمینه‌ای در باطن او برای تمایل بحقّ نخواهد بود و در اینصورت تطهیر او از صفات و عقائد باطل بی­مورد بوده و ازآنجا که سخن گفتن، ابزار ایجاد ارتباط می­باشد، لذا عدم تکلّم به معنی نبود زمینه ارتباط است و انتخاب این مجازات به این علّت است که افرادی که کتمان "ما أنزل اللّه" می‌کنند،در حقیقت با اظهار مقاصد خداوند، مخالفت کرده، و از نشر آنها جلوگیری می‌کنند و لذا خداوند متعال از تکلم با آنان خودداری می­فرماید. [۳۱]

عذاب الیم

إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ[۳۲] کسانی که کتمان می‌کنند آنچه را خدا از کتاب نازل کرده، و آن را به بهای کمی می‌فروشند، آنها جز آتش چیزی نمی‌خورند؛ (و هدایا و اموالی که از این رهگذر به دست می‌آورند، در حقیقت آتش سوزانی است.) و خداوند، روز قیامت، با آنها سخن نمی‌گوید؛ و آنان را پاکیزه نمی‌کند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است.

بیمار بودن قلب

وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ[۳۳]
و اگر در سفر بودید و نویسنده‌ای [برای ثبت سند] نیافتید، وثیقه‌های دریافت شده [جایگزین سند و شاهد] است. و اگر یکدیگر را امین دانستید [وثیقه لازم نیست‏] پس باید کسی که امینش دانسته‌اند، امانتش را ادا کند. و از خدا پروردگار خود پروا نماید و [شما ای شاهدان!] شهادت را پنهان نکنید و هر که آن را پنهان کند، یقیناً دلش گناهکار است؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید داناست.

رسوایی در قیامت

امام باقر علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه آله نقل فرمود: کسی که شهادت را کتمان کند یا شهادتی بدهد که موجب هدر رفتن خون مسلمان یا به دست آوردن اموال او باشد، در روز قیامت سیمای او تاریک خواهد بود، باندازه‌ای که چشم می‌تواند ببیند در صورت او چندین خراش خواهد بود و مردم او را با اسم و نسبش می‌شناسند. [۳۴]مَنْ سُئِلَ عَنْ عِلْمٍ یَعْلَمُهُ فَکَتَمَهُ أُلْجِمَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِلِجَامٍ مِنْ نَارٍ»«یعنی هر گاه از کسی دربارهٔ علومی که می‌داند چیزی بپرسند و او کتمان کند و جواب نگوید روز قیامت بدهان او لجام آتشین زده خواهد شد» [۳۵]

موارد مطلوب بودن کتمان شهادت

کتمان حق اگرچه از نظر شرع مقدس و سیره عقلاء، مذموم است اما همانند غیبت و دروغ اگر مصلحت قویتری اقتضا کند نه تنها مذموم نیست بلکه ممدوح به شمار می‌آید. بنابراین کتمان اگر« مربوط به اسرار ایمانی باشد که با آشکار شدن آن جان انسانی به خطر بیافتد وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ یا اسرار متعلق به مردم باشد که در مسائل امنیتی و اطلاعاتی مورد توجه است و نیز با آشکار شدن حق، شرّ یا ضرری به نفس خود و یا غیر خودش - خواه مادی و یا معنوی- ایجاد کند؛ در همه موارد مذکور کتمان حقایق ممدوح و گاهی واجب شمرده شده است.» [۳۶] علاوه بر آنکه اگر شاهد معصیت فردی در خفاء باشد از مصادیق کتمان ممدوح به شمار می‌آید.

درمان کتمان حق

این رذیله اخلاقی همانند دیگر رذائل دارای درمان و چاره جویی است که قرآن کریم تنها درمان آن را توبه و تبیین مطالب حقه دانسته و در آیه ۱۶۰ بقره فرموده: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ[۳۷] کسانی که نشانه‌های روشن، و رهنمودی را که فرو فرستاده‌ایم، بعد از آنکه آن را برای مردم در کتاب توضیح داده‌ایم، نهفته می‌دارند، آنان را خدا لعنت می‌کند، و لعنت کنندگان لعنتشان می‌کنند. مگر کسانی که توبه کردند، و [خود را] اصلاح نمودند، و [حقیقت را] آشکار کردند، پس بر آنان خواهم بخشود؛ و من توبه‌پذیر مهربانم.

راهکارهای پیشگیری از کتمان شهادت

۱. بیان خطرات و پیامدهای منفی کتمان شهادت و آثار مثبت عدم کتمان توسط خطبا و علما در منابر
۲. تقویت ایمان در قلب که مستلزم عدم خوف از کتمان شهادت، دوری از هرگونه تعصبات قومی، حب دنیا و غیره می‌شود.
۳. ساخت فیلم‌های مستند و غیر مستند در آثار زیبانبار کتمان شهادت
۴. تمرین کردن و غلبه دادن نفس بر اوصاف ناپسند جُبن، عصبیّت. شخص پس از مدتی تمرین، مداومت، و مجبور ساختن نفس خود بر ضد این صفت (اظهار حق و عمل به آن)، در این امر موفق خواهد شد و کتمان حق در وی از بین می­رود. [۳۸]
۵. زمانی که انسان، خداوند را در همه حال ناظر بر اعمال و کردارش ببیند وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ‏[۳۹] و بداند که هیچ چیزی در عالم از خداوند پوشیده نیست، سعی در اصلاح و پاک نمودن نفس خود از صفاتی می­کند که مورد خشنودی خداوند نیست.[۴۰]

کتب برای مطالعه بیشتر

کتاب گناهان کبیره، (باب بیستم: گواهی ندادن) آیت الله شهید عبدالحسین دستغیب ره
پایان نامه (ترجمه و تحقیق آیات مربوط به شاهد و شهادت در قضا) عبدالرضا کارمزدی

مقالات

۱.مقاله کتمان ، محمد مؤذنی
۲.کتمان حق، سیده فاطمه جوادی زاویه، سایت تبیان
۳.کتمان حق ممنوع، زهرا اجلال، سایت تبیان
۴.شهادت و گواهی، مجتبی خواجوند عابدینی، سایت پژوهشکده امر به معروف


پا نویس

  1. قاموس القرآن، ج6، ص 90
  2. مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت علیهم السلام
  3. بقره/140
  4. همان/228
  5. همان/283
  6. غافر/28
  7. بقره/146
  8. بقره/140
  9. التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السلام ؛ ؛ ص402
  10. گناهان کبیره، آیت الله دستغیب، ص330
  11. کافی، ج 7، ص 381
  12. مقاله کتمان حق، سیده فاطمه جوادی زاویه، سایت تبیان
  13. اسباب نزول القرآن (الواحدی) ص 31
  14. بقره/42 و نیز در سوره بقره /176 با عبارتی دیگر بیان شده است
  15. نهج البلاغه، نامه /47
  16. بقره/ 174 و 175
  17. مقاله کتمان حق، سیده فاطمه جوادی زاویه، سایت تبیان
  18. مقاله کتمان حق، سیده فاطمه جوادی زاویه، سایت تبیان
  19. مقاله کتمان حق ممنوع، زهرا اجلال، سایت تبیان
  20. مقاله کتمان حق ممنوع، زهرا اجلال، سایت تبیان
  21. وسائل الشیعه؛ ج27، ص326
  22. الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج‏2 ؛ ص220
  23. الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج‏2 ؛ ص220
  24. آسیب شناسی حدیث، دکتر عبدالهادی مسعودی، ص36 درس سوم «تقیه»
  25. وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ غافر/28
  26. مقاله کتمان حق ممنوع، زهرا اجلال، سایت تبیان
  27. مقاله کتمان حق، سیده فاطمه جوادی زاویه، سایت تبیان
  28. بقره/159 و 160
  29. مقاله(چیستی و چرایی کتمان حق)، گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
  30. بقره/174
  31. مقاله(چیستی و چرایی کتمان حق)، گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
  32. بقره/174
  33. بقره/283
  34. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق،عقاب الشاهد بالزور و الکاتم الشهاده، ص225
  35. ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏2، ص: 137
  36. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏10، ص: 25 (با اندکی اضافه و تصرف)
  37. بقره/159 و 160
  38. مقاله کتمان حق، سیده فاطمه جوادی زاویه( با اندکی تصرف) ، سایت تبیان
  39. بقره/42
  40. مقاله کتمان حق، سیده فاطمه جوادی زاویه، سایت تبیان