فرهنگ مصادیق:چشم چرانی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از چشم چرانی)
پرش به: ناوبری، جستجو
چشم چرانی

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ تربیت جنسی ج1
۲ تربیت جنسی ج2
۳ چشم چرانی-کتاب

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ چشم چرانی و هرزه چشمی
۲ چشم چرانی و خیانت چشم
۳ چشم چرانی ، آثار و راهکارهای درمان
۴ درمان چشم چرانی

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: سید علی نقی هاشمی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم

معنای چشم چرانی

چشم چرانی، یکی از گناهان بزرگ است که قلب را بیمار و انسان را به عادتی ناپسند گرفتار می‌کند. عادتی که رهایی از آن بسیار سخت بوده و بهبود و سلامت قلب در آن تقریبا محال خواهد بود.
چشم چرانی در قرآن کریم، در مقابل چشم پوشی (غض بصر) به کار رفته است.[۱]
این آیه [۲] به جای اینکه از چشم چرانی نهی کند، امر به پوشیدن چشم کرده و فرقی ندارد، آن امر این نهی را هم افاده می‌کند.[۳]
چشم چرانی به معنای نگاه خیره و با قصد لذت به جنس مخالف است.[۴]
در معنای عام آن نیز می‌توان آن را نوعی خیانت دانست که در مقابل امانت قرار می‌گیرد.
این گناه در زیرمجموعه‌های زیر نیز قرار می‌گیرد: بی حیایی، بی عفتی، بی غیرتی
آنچه از روایات فهمیده می‌شود این است که چشم چرانی دارای این ویژگیهاست:
نگاه بعد از نگاه، قصد لذت، خیره شدن، ناسازگاری با فطرت، حسرت و پشیمانی

چشم چرانی گناهی مردانه یا زنانه؟

با نگاه اولیه و عرفی به چشم چرانی می‌توان آن را گناهی مردانه تلقی کرد اما باتوجه به آیات قرآن درمی یابیم که این گناه در بین زنان نیز بروز می‌کند. قرآن کریم هم خطاب به مردان دستور چشم پوشی می‌دهد و هم نسبت به زنان.
به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه کردن به زنان نامحرم و آنچه نظر افکندن بر آن حرام است) فرو گیرند، و دامان خود را حفظ کنند (قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ).[۵]
و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را فرو گیرند (و از نگاه کردن به مردان نامحرم خودداری کنند) و دامان خود را حفظ نمایند (وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ).[۶]
و به این ترتیب «چشم چرانی» همانگونه که بر مردان حرام است بر زنان نیز حرام می‌باشد، و پوشانیدن عورت از نگاه دیگران، چه از مرد و چه از زن برای زنان نیز همانند مردان واجب است.[۷]
مفاد این آیات نشان می‌دهد که هر مسلمان، چه مرد و چه زن، باید از چشم چرانی و نظربازی اجتناب کند.[۸]

اهمیت نگهداری چشم

الف: اگر کسی به خاطر خداوند نگاه شهوت آلود را ترک کند، خداوند نیز طعم ایمان را به او می‌چشاند؛ و جالب این است که این پاداش الهی بسیار نقد است چرا که شخص نگهدارنده چشم، بلافاصله حلاوت و شیرینی این خویشتنداری را در قلب خود احساس می‌کند.
رُوِیَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عُقْبَهَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع النَّظْرَهُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ مَنْ تَرَکَهَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا لِغَیْرِهِ أَعْقَبَهُ اللَّهُ إِیمَاناً یَجِدُ طَعْمَهُ.[۹]
عقبه بن خالد- یا علی بن عقبه- گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: چشم چرانی یکی از تیرهای شیطان است و آن مسموم است، و هر کس برای خداوند عزّ و جلّ آن را ترک کند نه برای غیر خدا، خداوند ایمانی که مزه آن را شخص درک کند جایگزین آن ترک نظر خواهد فرمود.[۱۰]
قَالَ النَّبِیُّ ص النَّظَرُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ فَمَنْ تَرَکَهَا خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ إِیمَاناً یَجِدُ حَلَاوَتَهُ فِی قَلْبِهِ.[۱۱]
چشم چرانی تیری مسموم از تیرهای شیطان است، هر کس از روی ترس از خدا آن را ترک کند، خدا ایمانی را به او عطا می‌کند که شیرینی اش را در قلبش احساس می‌کند.
ب: پوشاندن چشم از محرمات الهی باعث دیدن عجائب می‌گردد.
قال النبی (ص): غضوا أبصارکم ترون العجائب.[۱۲]
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: چشم از محرمات بپوشانید تا امور عجیب مشاهده کنید.[۱۳]
ج: چشم پوشی از گناهان باعث راحتی و آسایش قلب است. کسیکه چشم از حرام می‌پوشاند، دلش دنبال دیگری نیست و همین باعث راحتی روح و روان او خواهد بود و به او آرامش و سکون خواهد داد. امام علی (علیه السلام):من غضّ طرفه أراح قلبه.[۱۴]
هر که پائین اندازد چشم خود را آسایش دهد دل خود را.[۱۵]
د: پوشاندن چشم از نامحرم، باعث رسیدن به پاداش الهی در بهشت (حورالعین) می‌شود.
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: مَنْ نَظَرَ إِلَی امْرَأَهٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ إِلَی السَّمَاءِ أَوْ غَمَّضَ بَصَرَهُ لَمْ یَرْتَدَّ إِلَیْهِ بَصَرُهُ حَتَّی یُزَوِّجَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ.[۱۶]
و امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس دیده اش بر زنی افتد و چشم بسوی آسمان بالا برد و یا آن را رویهم گذارد، دیده بر هم ننهد مگر آنکه خداوند یکتن از حوران بهشتی را به همسری وی در آورد.[۱۷]
برای اهمیت دوری از چشم چرانی به داستانی از داستان راستان اشاره می‌کنیم:
سمره بن جندب یک اصله درخت خرما در باغ یکی از انصار داشت. خانه مسکونی مرد انصاری که زن و بچه اش در آنجا به سر می‌بردند همان دم در باغ بود.
سمره گاهی می‌آمد و از نخله خود خبر می‌گرفت یا از آن خرما می‌چید؛ و البته طبق قانون اسلام «حق» داشت که در آن خانه رفت و آمد نماید و به درخت خود رسیدگی کند.
سمره هر وقت که می‌خواست برود از درخت خود خبر بگیرد، بی اعتنا و سرزده داخل خانه می‌شد و ضمنا چشم چرانی می‌کرد.
صاحبخانه از او خواهش کرد که هر وقت می‌خواهد داخل شود، سرزده وارد نشود. او قبول نکرد. ناچار صاحبخانه به رسول اکرم شکایت کرد و گفت: «این مرد سرزده داخل خانه من می‌شود. شما به او بگویید بدون اطلاع و سرزده وارد نشود، تا خانواده من قبلا مطلع باشند و خود را از چشم چرانی او حفظ کنند.».
رسول اکرم سمره را خواست و به او فرمود: «فلانی از تو شکایت دارد، می‌گوید تو بدون اطلاع وارد خانه او می‌شوی، و قهرا خانواده او را در حالی می‌بینی که او دوست ندارد. بعد از این اجازه بگیر و بدون اطلاع و اجازه داخل نشو.» سمره تمکین نکرد.
فرمود: «پس درخت را بفروش.» سمره حاضر نشد. رسول اکرم قیمت را بالا برد، باز هم حاضر نشد. بالاتر برد، باز هم حاضر نشد. فرمود: «اگر این کار را بکنی، در بهشت برای تو درختی خواهد بود.» باز هم تسلیم نشد. پاها را به یک کفش کرده بود که نه از درخت خودم صرف نظر می‌کنم و نه حاضرم هنگام ورود به باغ از صاحب باغ اجازه بگیرم.
در این وقت رسول اکرم فرمود: «تو مردی زیان رسان و سختگیری، و در دین اسلام زیان رساندن و تنگ گرفتن وجود ندارد.» بعد رو کرد به مرد انصاری و فرمود: «برو درخت خرما را از زمین درآور و بینداز جلو سمره.».
رفتند و این کار را کردند. آنگاه رسول اکرم به سمره فرمود: «حالا برو درختت را هر جا که دلت می‌خواهد بکار».[۱۸]
با توجه به این داستان می‌توان نتیجه گرفت که پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) برای اینکه هر دو طرف از این گناه خانمانسوز به دور باشند حاضر شد آن درخت را به قیمت بالایی خریداری کنند که سمره آن را نفروخت. سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور قطع آن درخت را دادند.

علل چشم چرانی

الف: عوامل درونی

شهوترانی

یکی از مهمترین علل چشم چرانی، ارضای غریزه جنسی و شهوت است. کسانیکه دنبال چشم چرانی هستند، بیمارانی هستند که به دنبال ارضای نیاز جنسی خود در کوچه و خیابان هستند.
در آیه ۳۱ سوره نور خداوند، خطاب به زنان باایمان می‌فرماید: و به زنان باایمان بگو که چشمان خود را (از نگاه به عورت غیر و بدن مرد اجنبی) فرو بندند و عورت‌های خود را (تمام بدن را غیر از صورت و دست‌ها، از اینکه در معرض دید اجنبی قرار گیرد) حفظ کنند، و زیور و زینت خود و جاهای آن را (مانند، گردن، سینه، موهای سر، بازوان و ساق‌های پا) آشکار نسازند، جز آنچه (بر حسب ضرورت عرفی) پیداست (مانند لباس‌های رو و صورت و دست‌ها)، و باید روسری‌های خود را بر روی گریبان‌ها بزنند (تا گردن و سینه پوشانده شود)، و زیور (و جاهای زیور) را بر کسی آشکار نسازند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زن‌های همجنس خودشان یا برده‌های ملکی شان یا مردان عقب مانده تابع خانواده که نیاز شهوانی ندارند یا کودکانی که نیروی آمیزش با زن‌ها را ندارند، و (زنانی که خلخال در پا دارند) پاهای خود را (محکم) به زمین نزنند تا زینت‌هایی که پنهان می‌دارند معلوم گردد؛ و همگی شما- ای مؤمنان- به سوی خدا (در تمام ابعاد انسانی) بازگردید، باشد که رستگار شوید.[۱۹]
در این آیه زنان مومنه از آشکارساختن زینت خود نهی شده‌اند و فقط مجاز هستند در برابر دوازده گروه، آزادانه عمل کنند. آنچه در این قسمت مورد توجه است، این است که دو گروه از افراد یادشده، مردان سفیه و کودکان هستند که بدون شهوت هستند. با دقت در افرادی که استثناء شده‌اند، می‌توان دریافت که عدم پوشش زنان باعث تحریک شهوت در مردان و در نتیجه چشم چرانی می‌شود. یعنی مردان برای اینکه قوهٔ شهوت خویش را ارضاء کنند به چشم چرانی روی می‌آورند.

محرومیت‌های جنسی

علت عمده این گشت و گذار چشمی، محرومیت‌های جنسی است.
مردانی که در رابطه زناشویی خود به ارضائ کامل نرسند، به مانند گرسنگانی هستند که با حرص و ولع دنبال طعمهٔ خویش می‌گردند؛ و هیچگاه سیر نمی‌شوند؛ و کمبود جنسی خود را در جای دیگر می‌طلبند.

ضعف ایمان

از دیدگاه یک فرد مؤمن واقعی، تمام عالم محضر خدا است، و همه کارها در حضور او انجام می‌گیرد، همین شرم و حضور برای دوری از گناهان کافی است.[۲۰] حال کسی که چشم چرانی می‌کند در واقع احساس حضور خدا در او کم رنگ است. در واقع ما هرچقدر خدا را بیشتر احساس کنیم کمتر گناه خواهیم کرد. امام خمینی در این باره می‌فرماید:عالم محضر خداست در محضر خدا گناه نکنید.

ب: عوامل بیرونی

پوشش‌های نامناسب

شاید مهمترین عامل در چشم چرانی پوشش‌های نامناسبی است که در دو حوزه خانواده و جامعه دیده می‌شود.
۱-خانواده
یکی از مسائلی که باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرد، توجه به حریم هاست، حریمهایی که‌امروزه در بعضی خانواده‌ها بدان توجهی نمی‌شود، وعده‌ای با این ادعا که فرزندان یا پدر، مادر، برادر یا حتی دیگر محارم، چون محرم هستند می‌توان با هر پوششی در برابر آنها قرار گرفت.
در اسلام حریم جنسی، فقط دربارهٔ همسران برداشته شده و در بقیه روابط باید به رعایت آن توجه جدی داشت. به عنوان مثال نظر شما را به مسأله استیذان (اجازه گرفتن) که در قرآن آمده جلب می‌کنیم، در قرآن، در دو آیه می‌خوانیم: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید باید بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده‌اند، در سه وقت از شما اجازه (ورود به خانه) بگیرند:
۱- قبل از نماز فجر (آغاز وقت نماز صبح) ۲-در نیمروز هنگامی که لباس‌های (معمولی) خود را بیرون آورده‌اید. ۳-و بعد از نماز عشاء. این سه وقت خصوصی برای شما است، اما بعد از این سه وقت گناهی بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید (و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایید) این گونه خداوند آیات را برای شما بیان می‌کند، و خداوند دانا و حکیم است».[۲۱]
توضیح این که در دو آیه مذکور، دو حکم اسلام در مورد آداب ورود به جایگاه و خانه خصوصی پدر و مادر بیان شده است: کودکان نابالغ باید هنگامی که به اطاق پدر و مادر وارد می‌شوند، در سه وقت اجازه ورود بگیرند: ۱-قبل از نماز صبح. ۲-حدود ظهر ۳-بعد از نماز عشاء، زیرا معمولا مردم (از جمله پدر و مادر) در این سه وقت مقید به پوشانیدن خود، همانند سایر وقت‌ها نیستند، و آنها در این سه وقت یک حالت خصوصی دارند؛ بنابراین اولیای اطفال باید کودکان نابالغ خود را به انجام این برنامه وادار کنند، و این سنت را روش همیشگی و معمولی خود قرار دهند. اطلاق آیه شامل دختر و پسر می‌شود: همچنین ظاهر آیه بیانگر آن است که بردگان مرد و زن نیز باید این برنامه را اجرا کنند؛ ولی نوجوانان و جوانان بالغ در هر ساعت از ساعت‌های روز که به خانه پدر و مادر وارد می‌شوند، لازم است قبل از ورود، به آنها اطلاع داده و اجازه ورود بگیرند، البته این حکم مخصوص مکانی است که پدر و مادر در آنجا استراحت می‌کنند، وگرنه برای وارد شدن در اطاق عمومی (اگر اطاق عمومی داشته باشند) به ویژه به هنگامی که دیگران هم در آن جا حاضرند، و هیچ گونه مانعی وجود ندارد، اجازه گرفتن لزومی ندارد.
این دستور قرآنی حاکی از این است که برای حفظ چشم و دامن، باید از اموری که زمینه ساز و عوامل بازدارنده است استفاده کرد. روایت شده: که مردی خدمت پیامبر عرض کرد:(برای ورود به خانه مادرم) از مادرم هم اجازه بگیرم؟
فرمود: آری. گفت: او بجز من خادمی ندارد. آیا باید از او اجازه بگیرم؟ فرمود:
آیا میل داری او را عریان ببینی؟ مرد جواب داد: نه. فرمود: پس اجازه بگیر.[۲۲]
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا[۲۳]
ای مردم مؤمن داخل خانه‌های دیگران نشوید، مگر اینکه اجازه بگیرید.
برخی گویند: یعنی آشنایی بدهید و خود را معرفی کنید.
ابو ایوب انصاری گوید: پرسیدم یا رسول اللَّه، مقصود از استیناس چیست؟
فرمود: اینکه انسان تسبیح و حمد و تکبیر بگوید و تنحنح کند که اهل خانه متوجه او شوند.
سهل بن سعد گوید: مردی در یکی از حجره‌های رسول خدا نگاه کرد. حضرت در حالی که ابزاری در دست داشت و سر را اصلاح می‌کرد، فرمود: اگر می‌دانستم نگاه می‌کنی، این را به چشمت می‌زدم.
بسیاری از اختلالات جنسی که‌امروزه در بین نوجوانان دیده می‌شود، ناشی از عدم توجه والدین به حفظ حریمها و عدم رعایت پوشش درست از سوی آنها در خانواده است.
یکی از مهمترین این اختلالات، بلوغ زودرس است. بلوغی که اختلالات زیادی را تا آخر عمر با دارنده آن به همراه خواهد داشت.
در پیشگیری اینگونه اختلالات، پوشش پدر و مادر در جلوی فرزندان بسیار موثر است.
۲-جامعه:
بیشترین عامل بروز بیماری چشم چرانی در مردان حس خودنمایی زنان است. اگر می‌بینیم که وظیفه «پوشش» به زن اختصاص یافته است از این جهت است که ملاک آن مخصوص زن است. چنانکه قبلًا هم یادآوری کردیم زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است. قهراً به زن باید بگویند خود را در معرض نمایش قرار نده نه به مرد. لهذا با اینکه دستور پوشیدن برای مردان مقرر نشده است عملًا مردان پوشیده تر از زنان از منزل بیرون می‌روند، زیرا تمایل مرد به نگاه کردن و چشم چرانی است نه به خودنمایی، و برعکس تمایل زن بیشتر به خودنمایی است نه به چشم چرانی. تمایل مرد به چشم چرانی، بیشتر زن را تحریک به خودنمایی می‌کند و تمایل به چشم چرانی کمتر در زنان وجود دارد، لهذا مردان کمتر تمایل به خودنمایی دارند؛ و به همین جهت «تبرّج» از مختصات زنان است.[۲۴]
با توجه به مطالب بالا می‌توان فهمید که چشم چرانی مردان در خودنمایی زنان، و بالعکس خودنمایی زنان در چشم چرانی مردان تاثیر مستقیم دارد.
برهمین اساس در اسلام بسیار بر حفظ حریم تاکید شده است، تا جایی که حیا نصف ایمان شمرده شده است.

اختلاط‌ها

یکی دیگر از عوامل موثر در چشم چرانی، اختلاط زن و مرد در یک محیط است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند:
آنکه به خدا و روز جزا ایمان دارد نباید در جایی توقف کند که صدای نفس زن نامحرم شنیده می‌شود.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ): مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ، فَلَا یَلْبَثْ فِی مَوْضِعٍ تَسْمَعُ نَفَسَهُ امْرَأَهٌ لَیْسَتْ لَهُ بِمَحْرَمٍ.[۲۵]
اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتی باشند که کسی در آنجا نباشد و دیگری هم نمی‌تواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بیفتند باید از آنجا بیرون بروند.[۲۶]
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دراین باره از هم کلامی با زنان نامحرم و خلوت آنان با یکدیگرنهی کرده و می‌فرمود: (مردان با زنان نامحرم خلوت نکنند. مردی با زنی خلوت نمی‌کند مگر اینکه نفر سوم آنها شیطان است)
وَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) أَنَّهُ نَهَی عَنْ مُحَادَثَهِ النِّسَاءِ یَعْنِی غَیْرِ ذَوَاتِ الْمَحَارِمِ وَ قَالَ لَا یَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرَأَهٍ فَمَا مِنْ رَجُلٍ خَلَا بِامْرَأَهٍ إِلَّا کَانَ الشَّیْطَانُ ثَالِثَهُمَا.[۲۷]
مطالعات دانشمندان تربیتی نیز نشان داده، مدارسی که در آن دختر و پسر با هم درس می‌خوانند، و مراکزی که مرد و زن در آن کار می‌کنند و بی بند و باری در آمیزش آنها حکمفرما است، کم کاری، عقب افتادگی، و عدم مسئولیت به خوبی مشاهده شده است.[۲۸]

مشاهده تصاویر وفیلم‌های ناهنجار

مشاهده فیلم‌ها و تصاویر ناهنجار نیز باعث تحریک شدید غرایز انسان گشته و عطش شهوت را در او روشن نگه می‌دارد.

بالارفتن سن ازدواج

یکی دیگر از عواملی که به چشم چرانی در آقایان، دامن می‌زند، بالارفتن سن ازدواج است. می‌توان گفت میان ازدواج و چشم چرانی ارتباط مستقیم وجود دارد. چرا که شهوت در جوان مجرد به نقطهٔ اوج خود می‌رسد و باید به گونه‌ای تخلیه گردد، اما با بالارفتن سن ازدواج این کوره، جوشان تر می‌شود؛ و هر لحظه جوان را به گناه چشم چرانی نزدیکتر می‌کند؛ و رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله در این باره فرمود: ای گروه مردم، نگاه کردن به نامحرمان از وسوسه‌های شیطان است، پس برای هر کس چنین وضعی پیش آید، نزد همسرش برود و از او کام گیرد.[۲۹]

آثار چشم چرانی

الف:روشن شدن قوای شهوانی و افتادن در دام شیطان:
چشم چرانی باعث بیداری قوای شهوانی می‌شود. چشم چرانی باعث روییده شدن شهوات می‌شود و انسان را وادار به اعمال زشت دیگر می‌کند. شاید بتوان گفت محرک شهوت جنسی، چشم چرانی ست، چرا که هرچه را دیده بیند دل کند یاد؛ و هر چه «دل» در اینجا یعنی هوس‌های سرکش بخواهد، به هر قیمتی باشد به دنبال آن می‌رود، و به این ترتیب هر روز دل، به دلبری می‌بندد و با دیگری وداع می‌گوید.[۳۰]
با توجه به فرمایش امام صادق علیه السلام، همین نگاه کافیست تا انسان را در ورطهٔ گناهان دیگر بیندازد.
امام صادق علیه السلام: النَّظْرَهُ بَعْدَ النَّظْرَهِ تَزْرَعُ فِی الْقَلْبِ الشَّهْوَهَ وَ کَفَی بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتْنَهً.[۳۱]
در قرآن کریم نیز از قرارگرفتن در دام شیطان به مومنین هشدار داده شده است؛ و خداوند خطاب به اهل ایمان می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید از گامهای شیطان پیروی نکنید، و هر کس از گامهای شیطان پیروی کند به انحراف و گمراهی و فحشاء و منکر کشیده می‌شود چرا که شیطان دعوت به فحشاء و منکر می‌کند" (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ).[۳۲][۳۳]
وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ.[۳۴] و از گامهای شیطان پیروی نکنید، که او دشمن آشکار شما است".
خطوات" جمع" خطوه" (بر وزن قربه) به معنی گام و قدم است و خطوات شیطان گامهایی است که شیطان برای وصول به هدف خود و اغواء مردم بر می‌دارد.
جمله" خطوات الشیطان" (گامهای شیطان) گویا اشاره به یک مساله دقیق تربیتی دارد، و آن اینکه انحرافها و تبهکاریها غالبا به تدریج در انسان نفوذ می‌کند، نه به صورت دفعی و فوری، مثلا برای آلوده شدن یک جوان به مواد مخدر و قمار و شراب معمولا مراحلی وجود دارد: نخست به صورت تماشاچی در یکی از این جلسات شرکت می‌کند و انجام اینکار را ساده می‌شمرد.
گام دوم شرکت تفریحی در قمار (بدون برد و یا باخت) و یا استفاده از مواد مخدر به عنوان رفع خستگی و یا درمان بیماری و مانند آن است.
گام سوم استفاده از این مواد به صورت کم و به قصد اینکه در مدت کوتاهی از آن صرفنظر کند.
سرانجام گامها یکی پس از دیگری برداشته می‌شود و شخص به صورت یک قمار باز حرفه‌ای خطرناک و یا یک معتاد سخت و بینوا در می‌آید.
وسوسه‌های شیطان معمولا به همین صورت است، انسان را قدم بقدم و تدریجا در پشت سر خود به سوی پرتگاه می‌کشاند، این موضوع منحصر به شیطان اصلی نیست، تمام دستگاه‌های شیطانی و آلوده برای پیاده کردن نقشه‌های شوم خود از همین روش" خطوات" (گام به گام) استفاده می‌کنند، لذا قرآن می‌گوید: از همان گام اول باید به هوش بود و با شیطان همراه نشد.[۳۵] اگر در دام شیطان بیفتی و اولین نگاه را انجام دهی قطعا به دنبال آن گناهان دیگر را نیز انجام خواهی داد. امام صادق علیه السلام دربارهٔ نگاه بعد از نگاه که گام شیطان است و انسان را در ورطهٔ نابودی می‌اندازد، اینگونه بیان می‌فرمایند: «نگاه اول برای توست و نگاه دوم بر ضرر توست نه برای تو و نگاه سوم در آن نابودی است».[۳۶]
ب: حسرت و پشیمانی:
در قرآن کریم برای وسوسه‌های شیطان از واژهٔ وحی استفاده شده است. همانطور که از واژه" وسوسه" هم استفاده می‌شود تاثیر شیطان در وجود انسان یک نوع تاثیر خفی و ناآگاه است که در بعضی از آیات از آن تعبیر به" ایحاء" شده است در آیه ۱۲۱ سوره انعام می‌خوانیم: "وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ":[۳۷]
"شیاطین به دوستان خود و کسانی که آماده پذیرش دستورات آنها هستند وحی می‌کنند! همانطوری که می‌دانیم" وحی" در اصل همان صدای مخفی و مرموز و احیانا تاثیرهای ناآگاهانه است.
منتهی انسان بخوبی می‌تواند" الهامات الهی" را از" وسوسه‌های شیطانی" تشخیص دهد زیرا علامت روشنی برای تشخیص آن وجود دارد، و آن اینکه:
الهامات الهی چون با فطرت پاک انسان، و ساختمان جسم و روح او آشنا است، هنگامی که در قلب پیدا می‌شود یک حالت انبساط و نشاط به او دست می‌دهد.
در حالی که وسوسه‌های شیطان چون هماهنگ با فطرت و ساختمان او نیست به هنگام ایجاد در قلبش، احساس تاریکی، ناراحتی و سنگینی در خود می‌کند و اگر تمایلات او طوری تحریک گردد که در هنگام انجام گناه، این احساس برای او پیدا نشود بعد از انجام عمل برای او دست می‌دهد، این است فرق بین الهامات شیطانی و الهامات الهی.
حسرت و پشیمانی حالتی ست که قطعا بعد از گناه به سراغ انسان می‌آید، البته گاهی این حسرت بلافاصله است و گاهی در آخرت است.
نگارنده روزی در مشهد سوار تاکسی شد، هنگام پیاده شدن، راننده گفت: «بنشیند با شما کار دارم»
من نشستم، کمی جلوتر که رفت، گفت: «حاج آقا، من زنی دارم که زندگی مرا به جهنم تبدیل کرده، نمیدونم چکار کنم؟ به من بدبینه، هرجا می‌روم مواظبمه، حتی نمیتونم با مادر و دخترم بیرون برم، حتی منو متهم به رابطه با محارم کرده، حرفهایی می زنه که نمیتونم بگم.»
بعد که سوال کردم از نحوهٔ ازدواج آنها، فهمیدم ازدواج آنها خیابانی بوده و این بندهٔ خدا با یک نگاه عاشق این خانم شد بوده، و...
آنجا معنای این حدیث شریف برایم کاملا ملموس شد، امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: تیر نگاه مسموم است و از کمان شیطان پرتاب می‌شود. چه بسیار نگاه کوتاه که حسرت طولانی ببار آورده است.[۳۸]
امام صادق (علیه السلام) النظر سهم من سهام إبلیس مسموم، و کم من نظره أورثت حسره طویله.[۳۹] این روایت نیز بیانگر این واقعیت است که این حسرت و پشیمانی تا قیامت ادامه دارد، امام صادق علیه السلام همهٔ چشمها را قیامت گریان هستند، مگر چشمانی که در دنیا اهل چشم چوشی از محرمات الهی بوده‌اند. از اشاره به اینکه چشمانی که از محارم الهی در دنیا چشم پوشی کرده‌اند، می‌توان فهمید که آنچه در این کلام نورانی ظهور بیشتری دارد، گناه چشم چرانی ست؛ و فرد چشم چران در آخرت، چشمانی گریان خواهد داشت.
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام، قَالَ: «کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَهٌ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِلَّا ثَلَاثَهً: عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ، وَ عَیْنٌ سَهِرَتْ فِی طَاعَهِ اللَّهِ، وَ عَیْنٌ بَکَتْ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ».[۴۰]
ج: کوچک شدن خدا در برابر انسان چشم چران:
در هنگام چشم چرانی، نفس اماره به میدان می‌آید و انسان را به چشم چرانی دعوت می‌کند، در این هنگام نفس لوامه نیز پا به میدان گذاشته و می‌خواهد که انسان را از ارتکاب آن کار بازدارد. در این لحظه یا انسان متنبه شده و از ادامه گناه منصرف می‌شود، یا در مقام پاسخگویی به نفس لوامه این جوابها را ارائه می‌دهد؛ که هنوز زندگی ادامه دارد و می‌توان توبه کرد، یا اینکه معلوم نیست قیامتی باشد و...
در واقع در این لحظه انسان سعی می‌کند که خدا و قیامت را از یاد ببرد و قطعا در این لحظه انسان اگر عظمت خدا را در یاد داشته باشد، مرتکب خطا نمی‌شود. از مفهوم مخالف روایت زیر این نکته برداشت می‌شود که چشم چران، عظمت خدا را در نظر نمی‌گیرد؛ و خداوند در چشم و نظر او جایگاهی ندارد.
قال الصادق (ع): ما اغتنم أحد بمثل ما اغتنم. بغض البصر، لان البصر لا یغض عن محارم اللَّه الا و قد سبق الی قلبه مشاهده العظمه و الجلال، سئل امیر- المؤمنین (ع) بما ذا یستعان علی غض البصر؟ فقال بالخمود تحت سلطان المطلع علی سرک و العین جاسوس القلب.[۴۱]
حضرت صادق (ع) فرمود: استفاده و غنیمت نمی‌برد کسی به مانند آنچه از چشم پوشیدن استفاده می‌کند، زیرا که چشم از محرمات پوشیده نمی‌شود مگر آنکه جلوه عظمت و جلال پروردگار متعال در قلب مشاهده شود. از حضرت امیر المؤمنین (ع) پرسیدند: به چه وسیله استمداد می‌شود برای موفق شدن به پوشیدن چشم؟ فرمود: به وسیله خضوع و اطمینان پیدا کردن در تحت سلطنت و حکومت کسی که آگاه است بر باطن تو.[۴۲]

درمان چشم چرانی

الف:درک عظمت خداوند و احساس حضور او:
مهمترین راه درمان گناهان، توجه نسبت به ناظر حاضر، خداوند باری تعالی ست. اگر انسانها در هر لحظه متوجه باشند که درتحت نظارت خداوند هستند، گناه نمی‌کردند. این جمله امام خمینی اشاره به همین نکته دارد. ایشان می‌فرماید: آن وقتی که می‌خواهید تکلم کنید بدانید که زبان شما، قلب شما، چشم شما، گوش شما در محضر خداست. عالم محضر خداست. در محضر خدا معصیت خدا نکنید.[۴۳] هم برهان است و هم همه انبیا گفته‌اند «وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ» قرآن است، او با شماست. هر جا هستید او با شماست. ما این را از قرآن شنیده‌ایم. به برهان هم ثابت است، لکن به قلب ما نرسیده است... تا اگر بخواهیم یک غیبت بکنیم، یک تهمت بزنیم، یک کار زشت بکنیم ببینیم محضر خداست. محضر احترام دارد. انسان در محضر یک بزرگی که در نظر خودش بزرگ است، احترام می‌کند از آن محضر. اگر یک شخصی که در نظرتان بزرگ است پیش شما باشد، در محضر او کار خلاف نمی‌کنید، چه رسد به اینکه در محضر او به او خلاف بکنید. کار خلاف مطلقاً آدم نمی‌کند در محضر یک کسی که ادراک کرده است که این بزرگ است، محترم است. چه رسد به این که در محضر آن محترم به خود آن محترم خلاف احترام بکند. محضر، محضر خدای تبارک و تعالی است. عالم محضر است. تمام عالم محضر او است. معصیت مخالفت با خود اوست.[۴۴]
از حضرت امیر المؤمنین (ع) پرسیدند: به چه وسیله می‌توان بر کنترل چشم موفق شد؟ فرمود: به وسیله اطمینان پیدا کردن به نظارت خداوندی که بر کار انسان مسلط و از درون او آگاه است.[۴۵] می‌گویند: یکی از علمای بزرگ پس از پایان تحصیلات خود در حوزه علمیه نجف هنگامی که می‌خواست به کشورش باز گردد ضمن خدا حافظی با استادش از او تقاضای پند و موعظه‌ای کرد، او گفت: بعد از تمام این زحمتها آخرین اندرزم کلام خدا است، این آیه را هرگز فراموش مکن أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى:" آیا انسان نمی‌دانست که خدا همه چیز را می‌بیند".[۴۶]
آری از دیدگاه یک فرد مؤمن واقعی، تمام عالم محضر خدا است، و همه کارها در حضور او انجام می‌گیرد، همین شرم و حضور برای دوری از گناهان کافی است.[۴۷]حضرت صادق علیه السلام فرمود: استفاده و غنیمت نمی‌برد کسی به مانند آنچه از چشم پوشیدن استفاده می‌کند، زیرا که چشم از محرمات پوشیده نمی‌شود مگر آنکه جلوه عظمت و جلال پروردگار متعال در قلب مشاهده شود.[۴۸]
ب: توجه به پاداشهای الهی:
امام صادق علیه السلام فرمود: «هرکس به زنی نگاه کند آن گاه چشمش را به آسمان اندازد و یا ببندد پلک به هم نمی‌زند مگر آن که خداوند متعال از حور العین به او تزویج می‌کند».[۴۹]
یکی از کارهایی که برای در امان ماندن از وسوسه‌های شیطان و چشم چرانی مورد تاکید در قرآن و روایات است، غض بصر است. غض بصر به معنای فروپوشاندن چشم است.
قاموس قرآن غض را به معنای کم کردن صدا و کم کردن نگاه چشم آورده است و می‌نویسد:
عبارت راغب چنین است: «الْغَضُ: النُّقْصَانُ مِنَ الطَّرْفِ وَ الصَّوْتِ ...» در مجمع البیان فرموده:
اصل غضّ بمعنی نقصان است گویند: «غضّ مِنْ صَوْتِهِ وَ بَصَرِهِ» یعنی از صدا و نگاهش کاست. در اقرب الموارد تخفیف و نگهداری و شکستن صدا و نگاه گفته است در قاموس تخفیف نگاه آمده است در نهایه نقل شده: «کَانَ إِذَا عَطَسَ غَضَ صَوْتَهُ» یعنی چون عطسه می‌کرد صدایش را آرام می‌نمود.
مقصود از نقل اقوال این است که غضّ بصر بمعنی بستن چشم نیست که هیچ چیز را نبیند بلکه کوتاه کردن چشم است و بعبارت دیگر ورانداز نکردن است در نهج البلاغه خطبه ۱۱ در ضمن دستور حمله بمحمد حنفیّه چنین فرموده: «... ارْمِ بِبَصَرِکَ أَقْصَی الْقَوْمِ وَ غُضَ بَصَرَکَ ...» نگاهت را به انتهای قوم بیفکن و همه حرکاتشان را زیر نظر بگیر و نگاهت را بخوابان.
پیداست منظور آن نیست که چشمت را ببند و با چشم بسته حمله کن بلکه از نگاه بکثرت و سلاح آنها که باعث سستی می‌شود چشم برگیر.[۵۰]
به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه کردن به زنان نامحرم و آنچه نظر افکندن بر آن حرام است) فرو گیرند، و دامان خود را حفظ کنند" (قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ).[۵۱]
"یغضواً از ماده" غض" (بر وزن خز) در اصل به معنی کم کردن و نقصان است و در بسیاری از موارد در کوتاه کردن صدا یا کم کردن نگاه گفته می‌شود، بنا بر این آیه نمی‌گوید مؤمنان باید چشمهاشان را فرو بندند، بلکه می‌گوید باید نگاه خود را کم و کوتاه کنند، و این تعبیر لطیفی است به این منظور که اگر انسان به راستی هنگامی که با زن نامحرمی روبرو می‌شود بخواهد چشم خود را به کلی ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن برای او ممکن نیست، اما اگر نگاه را از صورت و اندام او بر گیرد و چشم خود را پائین اندازد گویی از نگاه خویش کاسته است و آن صحنه‌ای را که ممنوع است از منطقه دید خود به کلی حذف کرده.
قابل توجه اینکه قرآن نمی‌گوید از چه چیز چشمان خود را فرو گیرند (و به اصطلاح متعلق آن فعل را حذف کرده) تا دلیل بر عموم باشد، یعنی از مشاهده تمام آنچه نگاه به آنها حرام است چشم برگیرند.
اما با توجه به سیاق آیات مخصوصا آیه بعد که سخن از مساله حجاب به میان آمده به خوبی روشن می‌شود که منظور نگاه نکردن به زنان نامحرم است، شان نزولی را که در بالا آوردیم نیز این مطلب را تایید می‌کند.
مفهوم آیه فوق این نیست که مردان در صورت زنان خیره نشوند تا بعضی از آن چنین استفاده کنند که نگاه‌های غیر خیره مجاز است، بلکه منظور این است که انسان به هنگام نگاه کردن معمولا منطقه وسیعی را زیر نظر می‌گیرد، هر گاه زن نامحرمی در حوزه دید او قرار گرفت چشم را چنان فرو گیرد که آن زن از منطقه دید او خارج شود یعنی به او نگاه نکند اما راه و چاه خود را ببیند و اینکه" غض" را به معنی کاهش گفته‌اند منظور همین است (دقت کنید).[۵۲]
د: دستورالعملی از امام علی علیه السلام:
امام علی علیه السلام دستورالعملی را در این زمینه بیان می‌فرمایند که بسیار کارگشاست. ایشان می‌فرمایند: چون یکی از شما زنی را دید که از او خوشش آمد با همسر خود هم بستر شود؛ چه او نیز همان چیزی را که دیده در همسر خود وجود دارد و به هیچ عنوان اجازه ندهد شیطان به دل او راه یابد و باید دیده خود را از آن زن بیگانه بگرداند و اگر همسر ندارد، دو رکعت نماز گزارد و خدا را ستایش فراوان نماید.[۵۳]

احکام نگاه کردن

۲۴۳۳- نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد حرام است ولی اگر بدون قصد لذت باشد مانعی ندارد و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام می‌باشد و نگاه کردن به صورت و بدن و موی دختر نابالغ اگر به قصد لذت نباشد و به واسطه نگاه کردن هم انسان نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد، ولی بنابر احتیاط باید جاهایی را که مثل ران و شکم معمولا می‌پوشانند نگاه نکند.
۲۴۳۴- اگر انسان بدون قصد لذت به صورت و دستهای زنهای اهل کتاب مثل زنهای یهود و نصارا نگاه کند در صورتی که نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد.
۲۴۳۵- زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند بلکه احتیاط واجب آن است که بدن و موی خود را از پسری هم که بالغ نشده ولی خوب و بد را می‌فهمد و به حدی رسیده که مورد نظر شهوانی است بپوشاند.
۲۴۳۶- نگاه کردن به عورت دیگری حرام است اگر چه از پشت شیشه یا در آئینه یا آب صاف و مانند اینها باشد و احتیاط واجب آن است که به عورت بچه ممیز هم نگاه نکنند؛ ولی زن و شوهر می‌توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.
۲۴۳۷- مرد و زنی که با یکدیگر محرمند اگر قصد لذت نداشته باشند می‌توانند غیر از عورت به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.
۲۴۳۸- مرد نباید با قصد لذت به بدن مرد دیگر نگاه کند و نگاه کردن زن هم به بدن زن دیگر با قصد لذت حرام است.
۲۴۳۹- عکس برداشتن مرد از زن نامحرم حرام نیست، ولی اگر برای عکس برداشتن مجبور شود که حرام دیگری انجام دهد مثلا دست به بدن او بزند یا نظرش به صورت زینت شده او یا به سایر بدن او بیافتد، نباید عکس او را بردارد؛ و اگر زن نامحرمی را بشناسد، در صورتی که آن زن متهتک نباشد نباید به عکس او نگاه کند.
۲۴۴۰- اگر در حال ناچاری زن بخواهد زن دیگر، یا مردی غیر از شوهر خود را تنقیه کند، یا عورت او را آب بکشد باید چیزی در دست کند که دست او به عورت نرسد و همچنین است اگر مرد بخواهد مرد دیگر دیگری، یا زنی غیر زن خود را تنقیه کند یا عورت او را آب بکشد.
۲۴۴۱- اگر مرد برای معالجه زن نامحرم ناچار باشد که او را نگاه کند و دست به بدن او بزند اشکال ندارد، ولی اگر با نگاه کردن بتواند معالجه کند نباید دست به بدن او بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه کند نباید او را نگاه کند.
۲۴۴۲- اگر انسان برای معالجه کسی ناچار شود که به عورت او نگاه کند، بنابر احتیاط واجب باید آئینه را در مقابل گذاشته و در آن نگاه کند ولی اگر چاره‌ای جز نگاه کردن به عورت نباشد اشکال ندارد.[۵۴]

فهرست منابع

قرآن کریم
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ش
مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، قم، ۱۳۸۸ش
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دارإحیاءالتراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ق
مصطفوی، حسن، ترجمه مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ۱۳۷۸ش
کلینی، محمدبن یعقوب بن اسحاق، الکافی تحقیق غفاری-آخوندی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ق
کلینی، محمدبن یعقوب بن اسحاق، الکافی تحقیق دارالحدیث، قم، ۱۴۲۹ق
بهبودی، محمدباقر، گزیده کافی، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۶۳ش
بروجردی، آقاحسین، منابع فقه شیعه-ترجمه جامع احادیث شیعه، انتشارات فرهنگ سبز، تهران
ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الاسلام، تحقیق فیضی، موسسه آل البیت علیهم السلام، قم، ۱۳۸۵ق
طوسی، محمدبن الحسن، الامالی، تحقیق موسسه البعثه، دارالثقافه، قم، ۱۴۱۴ق
خمینی، روح الله، توضیح المسائل، موسسه نشرآثار امام خمینی، تهران۱۳۸۷ش
ابن بابویه، محمدبن علی، کتاب من لا یحضره الفقیه، تحقیق غفاری، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق
تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، تحقیق رجائی، سید مهدی، دار الکتاب الإسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق
طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق ستوده، رضا، فراهانی، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۰ش
ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول / ترجمه حسن زاده، ۱جلد، انتشارات آل علیّ علیه السلام - قم، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
قرشی بنایی، علی اکبر، قاموس قرآن، ۷جلد، دار الکتب الاسلامیه - تهران، چاپ ششم، ۱۴۱۲
آقا جمال خوانساری، محمد بن حسین، تحقیق حسینی ارموی محدث، جلال الدین / شرح آقا جمال خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم /۷جلد/ دانشگاه تهران/ تهران /۱۳۶۶ش
برقی، احمد بن محمد بن خالد، تحقیق: محدث، جلال الدین/ المحاسن / دار الکتب الإسلامیه/قم/۱۳۷۱ق
مشکینی، علی/ترجمه قرآن کریم/الهادی/قم/۱۳۸۱ش

پا نویس

  1. سوره نور، آیه30.
  2. نور، آیه۳۰
  3. تفسیر المیزان، ج15، ص155.
  4. به نقل از سایت ویکی فقه.
  5. سوره نور30، تفسیرنمونه، ج14، ص436.
  6. سوره نور31، همان، ج14، ص438.
  7. همان.
  8. مجموعه آثاراستادشهیدمطهری، ج 19ص466.
  9. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص18.
  10. همان، تحقیق غفاری، ج5، ص330.
  11. بحارالانوار، ج101، ص38.
  12. مصباح الشریعه / ترجمه مصطفوی، متن، ص:174.
  13. همان.
  14. غرر الحکم و درر الکلم، ص663.
  15. شرح آقاجمال خوانساری بر غررالحکم و درر الکلم، ج5، ص450.
  16. کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص474.
  17. همان ترجمه غفاری، ج5، ص145.
  18. مجموعه آثاراستادشهیدمطهری، ج 18، ص 259.
  19. ترجمه آیت الله مشکینی.
  20. تفسیرنمونه، ج20، ص65.
  21. سوره نور آیات 95 و 85.
  22. ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 17، ص 123.
  23. سوره نور، آیه 27.
  24. مجموعه آثاراستادشهیدمطهری، ج 19، ص478.
  25. الأمالی شیخ طوسی، النص، ص688.
  26. توضیح المسائل امام خمینی، مسئله 2445.
  27. دعائم الإسلام؛ ج 2، ص214.
  28. تفسیرنمونه، ج14، ص445.
  29. کتاب من لایحضره الفقیه، ترجمه غفاری و.. ، ج5، ص332.
  30. تفسیر نمونه، ج 14، ص 475.
  31. المحاسن للبرقی، ج1، ص110.
  32. نور؛ آیه 21
  33. تفسیر نمونه، ج14، ص412.
  34. سوره بقره آیه،168.
  35. تفسیرنمونه، ج1، ص572.
  36. منابع فقه شیعه - ترجمه جامع أحادیث الشیعه-، ج 25، ص 595.
  37. انعام؛ آیه 121
  38. گزیده کافی، ج 5، ص181.
  39. الکافی ط - الإسلامیه؛ ج 5، ص559.
  40. الکافی ط -دارالحدیث، ج4، ص330.
  41. مصباح الشریعه، ص173.
  42. همان.
  43. صحیفه امام، ج13، ص461.
  44. همان، ج11، ص383.
  45. مصباح الشریعه، ترجمه مصطفوی، ص 174
  46. سوره، آیه علق14.
  47. تفسیر نمونه، ج 20، ص 65.
  48. مصباح الشریعه، ترجمه مصطفوی، ص173.
  49. منابع فقه شیعه، ترجمه جامع أحادیث الشیعه، ج 25، ص 599.
  50. قاموس قرآن، ج 5، ص، 105.
  51. نور؛ آیه 30
  52. تفسیر نمونه، ج 14، ص، 437.
  53. تحف العقول، ترجمه حسن زاده، ص205.
  54. توضیح المسائل امام خمینی؛ احکام نگاه کردن.