فرهنگ مصادیق:پرداخت نفقه همسر

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از پرداخت نفقه همسر)
پرش به: ناوبری، جستجو
پرداخت نفقه همسر

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ نفقه زوجه در دوران عقد، حق حبس زوجه و تأثیر آن در نفقه - استفتائات
2 نفقه زن – مرکز فرهنگ و معارف قرآن

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ پرداخت بدهی به طلبکار
۲ پرداخت حق کارگر
۳ پرداخت حق همسر در شیر دادن کودک
۴ پرداخت خسارت وارده سهوی
۵ پرداخت خمس زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد
۶ پرداخت خمس غنائم
۷ پرداخت خمس غوص
۸ پرداخت خمس گنج
۹ پرداخت خمس مال مخلوط به حرام
۱۰ پرداخت خمس معدن
۱۱ پرداخت خمس منفعت کسب
۱۲ پرداخت خمس نقدین
۱۳ پرداخت خمس
۱۴ پرداخت دیه
۱۵ پرداخت دِین
۱۶ پرداخت غرامت
۱۷ پرداخت کفارات روزه
۱۸ پرداخت کفاره نقض قسم
۱۹ پرداخت کفاره
۲۰ پرداخت مهریه هنگام مطالبه
۲۱ پرداخت نفقه به جد و جده فقیر
۲۲ پرداخت نفقه به اولاد
۲۳ تاخیر در پرداخت بدهی
۲۴ پرداخت ربا
۲۵ پرداخت رشوه
۲۶ امتناع از پرداخت حق الناس
۲۷ پرداخت کفاره نقض عهد
۲۸ پرداخت کفاره نقض نذر
۲۹ ازدواج با دختر همسر (ربیبه)
۳۰ نپرداختن مهریه همسر

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: کاظم شمس الهی
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-18-11-95

معنای لغوی و اصلاحی «نفقه»

نفقه در لغت به معنای، هزینه یا خرج و اخراجات مالی است. قاموس قرآن در تعریف آن می نویسد: «اصل نفق به معنای خروج است، و در ذیل آیه 3 سوره بقره می فرماید، انفاق، اخراج مال است. «انفق ماله» یعنی مالش را از ملک خویش خارج کرد... و نفقه: آنچه خرج و مصرف می شود» [۱] اما در اصطلاح به آن مال و هزینه ای می گویند که برای امورات زندگی استفاده خواهد شد و از شخص توانا به شخص ضعیف و ناتوان تعلق خواهد گرفت. دهخدا در لغتنامه خود می نویسد « آنچه صرف هزینه عیال و اولاد کنند، هزینه زندگی زن و فرزندان، روزی و مایحتاج معاش» [۲] مثلا بر عهده مرد است که نفقه همسر و فرزندان خویش را که نوعا توان کسب مال ندارند بپردازد و همچنین بر عهده فرزند است که نفقه پدر پیر خویش را در صورت عدم توانایی مالی، پرداخت نماید.

آیات «نفقه» همسر در قرآن کریم

آیات چندی در قرآن کریم به نفقه همسر، مستقیما یا بالملازمه [۳] دلالت دارند. شاید صریح ترین آیه ای که به وجوب پرداخت نفقه همسر دلالت می کند، آیه 34 سوره نساء باشد: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ بِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ» مردان امور زندگی زنان شان را به دست دارند به این دلیل که خدا بعضی را بر بعضی دیگر برتری بخشیده است و بخاطر اینکه از اموالشان به همسران خود نفقه می دهند. در این آیه شریفه ولایت و سرپرستی مرد را به خاطر پرداخت نفقه بیان نموده است. یعنی این حقی که مرد بر گردن همسر خود دارد و تبعیتش بر او واجب است به خاطر حق دیگری است که متقابلا زن به عهده مرد گذاشته است و آن مخارج زندگی و نفقه همسر می باشد.
آیه شریفه ای که در مورد زنان می فرماید « عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» [۴] با آنان به نیکی و خوبی زندگی و معاشرت کنید. نوعی از نیکی زندگی کردن، پرداخت نفقه و مخارج زندگی ایشان است در مقابل وظائفی که به عهده دارند.
آیات دیگری که به ملازمت وجوب نفقه را بر عهده مرد قرار می دهند، آیاتی است که دلالت بر وجوب پرداخت آن در زمان عده دارند. زمانی که نفقه در عدّه ی طلاق واجب باشد به قطع در زمان زندگی عادی هم واجب است. «أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لاَ تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاَتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتَّى یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى» [۵] آنان را در همانجایی که خودتان هستید اسکان دهید و به آنان ضرر و زیان نرسانید تا عرصه را به ایشان تنگ کنید و اگر حامله هستند نفقه آنان را تا زمانی که وضع حمل کنند پرداخت کنید و اگر شیردهی نوزادتان را هم پذیرفتند اجور آنان را بدهید و با یکدیگر به نیکی تعامل و تبادل کنید و اگر این کار برای تان دشوار است پس شخص دیگری را برای شیردادن به نوزاد انتخاب کنید. در این آیه شریفه هر دو وجه عده رجعی و عده زنان باردار را مشمول این قاعده می داند و پرداخت نفقه را حتی در صورت ادامه شیردهی نیز واجب می شمارد. که در آیه 233 سوره مبارکه بقره هم مفصلا در مورد این مطلب بحث شده است و ما در نفقه فرزند به آن اشاره کردیم.
آیات دیگری نیز که به ملازمت چنین حکمی از آنان برداشت می شود، آیاتی است که دلالت بر پرداخت متاع و هدیه به زنانی که طلاق داده می شوند می کند. و می فرماید: «وَ لِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ» [۶] و برای زنانی که طلاق می دهید، هدیه ای شایسته معین است، و این حقی بر گردن پرهیزگاران می باشد. در ذیل این آیات شریفه روایاتی [۷] است که حتی پرداخت نفقه به مطلقه را تا زمانی که از جای دیگری تأمین گردد شرط مروَّت و مردانگی و تقوا دانسته است. و البته این هدیه، چیزی غیر از مهریه و نفقه است. [۸] پس چگونه ممکن است چنین امری در زمان طلاق و حتی بعد از پایان عدّه از اوصاف محسنین و متقین دانسته شود ولی در زمانی که زندگی به صورت عادی جریان دارد لزومی نداشته باشد! یعنی در زمانی که در خانه هستند چیزی به آنان تعلق نگیرد، اما بعد از طلاق علاوه بر مهریه ای که گرفته اند، هدیه هم دریافت کنند!؟
آخرین آیه ای که می توان در این زمینه استفاده کرد، آیه 3 سوره نساء است. «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَ ثُلاَثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَوَاحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذٰلِکَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُوا» [۹] و اگر ترسیدید که نتوانید عدالت را در مورد یتیمان مراعات کنید ( پس با آنان ازدواج نکنید) با زنانی دیگر که برای تان لذت بخش و حلال هستند ازدواج کنید، دو زن یا سه زن یا چهار زن. اما اگر از برقراری عدالت در میان آنان هم خوف دارید، پس به یک زن بسنده نمایید یا از کنیزان خود بهره ببرید، که این امر برای عیال وار نشدن و ( به مشقت نیفتادن ) شما نزدیک تر است. تعلیلی که خداوند برای اکتفاء به یک همسر دائم بیان می نماید و توصیه می کند که به جای تعدد زوجات از کنیزان بهره مند شوید، خوف از عدم برقراری عدالت است. و علت ناتوانی از برقراری عدالت را برخی در انتهای آیه دانسته اند؛ آنجا که می فرماید « ذلک أدنی ألّا تعولوا». «تعولوا» دو معنا می تواند داشته باشد، یکی عدالت ورزیدن و دیگری عیال وار شدن و کثرت زن و فرزند. [۱۰] مطابق معنای دوم سخن این دسته از مفسران صحیح است. زیرا کثرت زن و فرزند و سختی تأمین معاش ایشان باعث می شود که شخص نتواند همواره عدالت را بین تمام آنان برقرار کند. و بالملازمه این نکته نیز استنباط می شود که نفقه و خرجی زندگی زنان به عهده مرد واجب است، و خوف از این است که این شخص نتواند این واجب را عادلانه اداء نماید.

فلسفه و حکمت نفقه همسر چیست؟

وجوب نفقه همسر به عهده مرد، حق متقابلی است که خداوند به عهده مرد نهاده است، و بر عهده زن نیز وجوب اطاعت از شوهر خویش را قرار داده است. جنس زن، نوعا قادر به کسب و کار و درآمد افزایی نیست و نمی تواند در این وادی با مردان رقابت نموده و همکار شود. و نیز اگر بخواهد خودش به امور معاش خود مشغول شود، طبیعتا و به مرور زمان لطافت و زیبایی خویش را از دست می دهد؛ لطافتی که باعث گرایش مرد و روی آوردن او به زن می باشد.
از طرفی نیز مشاهده می کنیم که زنان شاغلی که درآمدهای قابل توجهی دارند، دیرتر ازدواج می کنند و در صورت ازدواج نیز اگر به شغل خود ادامه دهند، از وظیفه مادری خود کوتاهی خواهند کرد و قطعا مانند مادرانی که تمام وقت خود را در کنار فرزندان سپری می کنند، موفق نخواهند بود. به همین خاطر همّت شارع بر این بوده است که در ساختار خانواده، زن فارغ از هر گونه همّ و غمّ مالی، به امور خانه و فرزندان رسیدگی کند و نیز لطافت و طراوت خویش را برای همسر خود آماده نگه دارد تا مایه سکونت و آرامش یکدیگر باشند.
نکته دیگری که می توان به عنوان حکمت این مسأله دانست این است که اگر زن خود را مسئول تأمین معاش خویش بداند، و بخواهد هم دوش مردان در جامعه و فضای کسب و کار ظاهر شود، دلیلی نمی بیند که ازدواج کند تا مجبور به تبعیت و اطاعت از همسر خود گردد. او نیز می تواند به جای تحمل مشقت های زندگی و وظایف خانه داری، از روابط دوستانه و آزاد و بدون هیچ مسئولیتی بهره مند شود و این سرآغاز انحراف و اضمحلال نظام خانواده خواهد بود. و اضمحلال خانواده یعنی نابودیِ تدریجی جامعه.

تفاوت های نفقه همسر با نفقه اقارب چیست؟

نفقه همسر، با نفقه اقارب تفاوت هایی دارد که بیان آن باعث روشن تر شدن مطلب می باشد.

اولویت دارد

اولین تفاوتی که می توان برای آن ذکر کرد، تفاوت در اولویت است. یعنی مرد بعد از قُوت روزانه خود، اولا باید نفقه همسر خویش را تأمین نماید و بعد از آن نوبت به سایر اقارب می رسد.

تملیک است

نفقه همسر، به نوعی به ملکیت درآوردن مال برای اوست. یعنی زن مالک آن چیزی است که شوهرش برای او خرج می کند یا پولی که جهت معاش به وی می دهد. البته در مواردی که انتفاع منجر به نابودی و استهلاک آن شیء می شود ( چه به صورت یک باره مانند غذا و چه به صورت تدریجی نابود گردد، مانند لباس) بر خلاف نفقه اقارب که امتاع است، یعنی فقط جهت انتفاع و بقاء زندگی به آنان پرداخت می شود.

دِین است

خاصیت تملیک این است که اگر یک روز نفقه را پرداخت نکند، چه از روی اکراه و چه بخاطر اعسار و ناتوانی، نفقه به ذمه مرد خواهد بود و موظف به پرداخت آن می باشد. حتی اگر سالیان متمادی بر آن بگذرد. زیرا دین ساقط شدنی نیست مگر به اداء آن، و حتی در صورت فوت زن نیز باید به ورثه او پرداخت گردد. برخلاف نفقه اقارب که اگر مرد قادر به پرداخت نبود، نفقه معوقه ندارد.

با ثروت مندی، زن ساقط نمی شود

یعنی اگر زنی خودش ثروت و درآمد داشت باعث سقوط حق نفقه از ذمّه مرد نمی گردد. برخلاف اقارب که در صورت اعسار فقط حق مطالبه ی نفقه دارند.

نفقه ی معاوضه است

نفقه همسر به گونه ای است که در مقابل تمکین و اطاعت از شوهر قرار داده شده است. به همین خاطر بر سایر نفقات اولویت دارد. بر خلاف نفقه اقارب که در مقابل امر دیگری نیست و صرفا به خاطر قرابت و خویشاوندی بر گردن مرد واجب گردیده است. [۱۱]

شرائط وجوب نفقه همسر

نفقه همسر بعد از عقد زوجیت، یک شرط دارد و آن تمکین و در اختیار شوهر بودن است. یعنی نفقه ی زمان نامزدی و زمانی که همسر از اطاعت شوهر خود استنکاف نموده است واجب نیست.
اما هر عقد زوجیتی نیز موجب نفقه نمی باشد. بلکه زوجیت دائم، علت وجوب نفقه است و در عقد موقت نفقه لازم نیست، مگر در ضمن عقد با یکدیگر شرط نمایند.
یکی از موارد تمکین، تمکین در امور زناشویی است. اما اگر زنی به صورت مادرزادی و دائمی از این صورت تمکین ناتوان باشد، مثلا رتقاء [۱۲] یا قرناء [۱۳] باشد، مرد می تواند او را طلاق دهد، لکن اگر از طلاق او صرف نظر کرد، واجب است که تمام مصادیق نفقه را برای او پرداخت نماید. اما اگر عدم تمکین به علت صغیر السن بودن مرد، یا عادات ماهانه زن، یا مریضی او یا نماز و روزه واجب، یا اعتکافی که به اذن همسر است یا مسافرت واجب مانند حج، یا مسافرتی که به اذن همسر است باشد، نفقه ساقط نمی شود. به طور کلی می توان گفت، نفقه زن فقط در صورتی ساقط می شود که قادر به تمکین بوده است لکن از آن اجتناب می نماید. [۱۴]

مصادیق نفقه (ضابط إنفاق)

نفقه همسر، شامل تمام مواردی است که برای یک زندگی سالم نیاز است. روشن است که نیازهای یک زن غیر از نیازهای معمول فرزند یا دیگر اقارب می باشد. چون زن برای حفظ زنانگی خود اموری را می طلبد که دیگران از آن مستغنی اند. در هر صورت آنچه ملاک و معیار نفقه همسر است، متعارف زندگی جامعه می باشد که در هر عصر و زمان و با شرایط جغرافیایی مناطق مختلف، فرق می کند. اهمّ مصادیق نفقه همسر را می توان در این امور خلاصه کرد:

مسکن

محل سکونت را مرد باید تعیین نماید. [۱۵] ولی زن می تواند منزل مستقلی را درخواست کند که با دیگران شریک نباشد. اما اینکه در کدام شهر باشد به اختیار مرد است. اما باید نوع مسکن وی به گونه ای باشد که شأن و مقام اجتماعی آن زن رعایت شود و پست تر از منزل پدری او نباشد. مثلا یک دختر تحصیل کرده از یک خانواده مرفه و متمکن را نمی توان در یک منزل محقر در پایین شهر سکنی داد و او می تواند از سکونت در این منزل استنکاف کند تا شوهرش منزلی در شأن او تهیه نماید.
همچنین اسباب و اثاثیه لازم جهت زندگی در این منزل، اعم از فرش و پرده و ملحفه و متکا و .... به طوری که در شأن آن زن هست باید تهیه نماید و در اختیار او قرار دهد.

خوراک

این نیز باید با نگاه متعارف انجام گیرد، و با شأن زن که در خانواده پدری داشته است سازگار باشد. روایات زیادی حد متعارف را در زمان خود اهل بیت علیهم السلام تبیین نموده اند که البته متناسب با همان شرایط است. چیزی که مسلّم است اینکه خوراک باید به مقداری باشد که اولا گرسنگی را برطرف نماید و ثانیا مواد پروتئینی و ویتامین های لازم را در فصول متفاوت سال تأمین نماید. و در هر فصل باید از میوه همان فصل برای خانواده تهیه کرد.
در کنار این مصداق، مورد دیگری را ذکر کرده اند به نام «إدام»، یعنی آنچه بر سر سفره در کنار غذای اصلی میل میشود یا در طول روز و در میان وعده های غذایی، مانند چای و قهوه مصرف می گردد، یا امثال آن زن در آن شهر و دیار به مصرف آن عادت کرده اند. امام خمینی در تحریر الوسیله می گوید: « و آنچه که عادت به آن کرده به طورى که به ترک آن متضرر مى شود. و اما خورش از نظر مقدار و جنس مانند طعام آنچه که براى امثال آنها در شهرش متعارف است و مناسب مزاجش مى باشد و آنچه که عادتش است رعایتش لازم است حتى اگر عادت امثال او و مناسب مزاج آنها مثلا دوام گوشت باشد واجب مى شود. و همچنین به چیز خاص از خورش عادت داشته باشد که به ترک آن متضرر مى شود بلکه ظاهر آن است که رعایت آنچه که براى امثال او به طور عادى متعارف است از غیر طعام و خورش مانند چاى و تنباکو و قهوه و مانند اینها لازم است. و از این بهتر این است که مقدار لازمى از میوه هاى تابستانى که خوردن آنها در هواى گرم مانند چیز لازم جزو نفقه است. بلکه و همچنین است آنچه که از میوه هاى مختلف در فصل ها براى مثل او متعارف است. » [۱۶]

پوشاک

لباس زن نیز باید متناسب با لباس متعارف جامعه در بیرون و در داخل منزل تهیه گردد. فصول متفاوت سال لباس مناسب خود را می طلبد. و لباس های زینتی را نیز باید برای او تهیه کرد اگر امثال او از آن لباس ها استفاده می کنند.

وسائل بهداشتی

بهداشت و نظافت نیز از مسائل اصلی زندگی است که باید توسط مرد برای همسر تهیه شود. در زمانهای قدیم به فراخور امکانات محدودی که در اختیار داشتند و امروز نیز باید متناسب با امکاناتی که در اختیار هست، جهت رعایت بهداشت فردی، وسائل مورد نیاز را تهیه نماید.
تهیه وسائل آرایشی نیز اگر مرد از همسر خود توقع آرایش دارد، به عهده خود او می باشد. اما به صورت اولیه واجب نیست. مگر به حدی که همراه لباس مجلسی و زینتی استفاده شده و جزء پوشاک به حساب می آید.

خادم

اگر شأن زن به گونه ای است که در منزل پدری خادم و ندیمه در اختیار داشته است، بر شوهر نیز واجب است که خادمی در اختیار او قرار دهد یا خودش خدمت به او را به عهده بگیرد به نحوی که نیازی به خدمتکار نباشد. و اگر زن ندیمه خود را به همراه بیاورد مرد باید نفقه یا اجرت آن را بپردازد.
اینها مواردی است که در کتب فقهی مانند مفاتیح الشرایع و عروه الوثقی و جواهر الکلام برای نفقه همسر ذکر کرده اند که البته شخص متتبّع به موارد دیگری نیز برخواهد خورد که امروزه در جامعه ما وجود ندارد. آنچه شاخص اصلی و ضابط در إنفاق به همسر است، این است که شأن اجتماعی او در خانه شوهرش مراعات گردد.

آیا هزینه تحصیل همسر هم از مصادیق نفقه است؟

در زندگی های امروزی که اکثر دختران مشغول به تحصیل می باشند و تا زمان ازدواج نوعا به تحصیل ادامه می دهند، آیا هزینه تحصیل ایشان بعد از ازدواج به عهده همسرشان واجب است و از مصادیق نفقه به حساب می آید یا خیر؟
اگر بخواهیم بر اساس قاعده کلیه ای که شأن خانوادگی و اجتماعی دختر را ملاک قرار می دهد قضاوت کنیم، باید بگوییم که در فرد به فرد جامعه می تواند متفاوت و متغیر باشد. اما اگر به صورت نوعی نگاهی به سطح جامعه بیندازیم، تحصیل همسر به نوعی می تواند مزاحمتی برای تمکین او ایجاد کند و شوهر می تواند از این جهت با آن مخالف باشد، و به طور اولیه اقتضاء عدم وجوب دارد. اما حتی در صورت عدم مزاحمت نیز، تحصیل مسأله ای نیست که بتوان از جمله مسائل مهمّه زندگی برای همسر قلمداد نمود. در این صورت همه چیز تابع شروط ضمن عقد طرفین است. اگر همسر شرط کند که به تحصیل خود ادامه دهد مرد باید زمینه آن را فراهم آورد. اما آیا باز هم مخارج آن از نفقه به حساب می آید یا خیر؟ بعید به نظر می رسد که چنین باشد. ( فرق است بین اجازه تحصیل و پذیرش هزینه های تحصیل)
قاعده کلیه ای که می توان به آن استناد کرد این است که تحصیل دختر تا مقطعی ضرورت دارد که موجب وهن و بی سوادی آن شخص در جامعه نگردد. بر فرض مثال اگر دختری در سن نوجوانی ازدواج کند به صورت متعارف باید تحصیل خود را تا مقطع راهنمایی ادامه دهد و بیشتر از آن واجب نیست. و این می تواند به اقتضاء متعارف جامعه، تا سطح دبیرستان هم ادامه پیدا کند. اما به طور قطع تحصیلات عالیه مانند دانشگاه از مصادیق نفقه نمی باشد.

شرائط اسقاط نفقه همسر

نشوز

در روایتی امام صادق علیه السلام می فرماید « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَیُّمَا امْرَأَهٍ خَرَجَتْ مِنْ بَیْتِهَا بِغَیْرِ إِذْنِ زَوْجِهَا فَلَا نَفَقَهَ لَهَا حَتَّى تَرْجِعَ.» [۱۷] پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمودند هر زنی که از منزل خود بدون اذن شوهرش خارج گردد، نفقه ای ندارد تا زمانی که باز گردد.
نشوز و سرپیچی از اطاعت شوهر تنها ساقط کننده نفقه همسر است و هدف از آن بازگرداندن همسر به دامان شوهر و اطاعت از او می باشد. یکی از مصادیق نشوز، خروج از منزل و ترک خانه است. اما ممکن است زن در منزل همسر خود بماند لکن از او اطاعت نکند، یا در روابط زناشویی تمکین ننماید. در این صورت نیز ناشزه به حساب آمده و نفقه او ساقط است.
در وسائل الشیعه حدیثی را از کتاب تحف العقول چنین نقل می کند: « عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ فِی خُطْبَهِ الْوَدَاعِ‏ إِنَّ لِنِسَائِکُمْ عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیْهِنَّ حَقّاً حَقُّکُمْ عَلَیْهِنَّ أَنْ لَا یُوطِئْنَ‏ [۱۸] فُرُشَکُمْ وَ لَا یُدْخِلْنَ بُیُوتَکُمْ أَحَداً تَکْرَهُونَهُ إِلَّا بِإِذْنِکُمْ وَ أَنْ لَا یَأْتِینَ بِفَاحِشَهٍ فَإِنْ فَعَلْنَ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذِنَ لَکُمْ أَنْ تَعْضُلُوهُنَّ وَ تَهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَ تَضْرِبُوهُنَّ ضَرْباً غَیْرَ مُبَرِّحٍ فَإِذَا انْتَهَیْنَ وَ أَطَعْنَکُمْ فَعَلَیْکُمْ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ. » [۱۹] پیامبر اکرم در خطبه وداع خود فرمودند که زنانتان بر گردن شما حقی دارند و شما هم بر گردن آنان حقی دارید. حق شما بر ایشان این است که احدی را به منزل شما بدون إذن تان راه ندهند، ( زیرا از عادات اعراب چنین بوده است که مردان غریبه به داخل منزل می آمدند و در غیاب همسر با زنان سخن می گفتند و عرب این را ننگ نمی دانست تا آیات حجاب نازل شد) و کسی را که کراهت دارید به منزل داخل نکنند مگر به إذن شما، و مرتکب فاحشه ( فساد اخلاقی یا خیانت) نشوند، و اگر مرتکب شدند خداوند به شما اجازه داده است که ایشان را حبس کنید و در بستر آنان را تنها گذارید و ( اگر باز هم اطاعت نکردند و اصلاح نشدند) آنان را به گونه ای بزنید که شدید نباشد، پس در این زمان اگر دست برداشتند و از شما اطاعت کردند بر شماست که رزق و پوشاک آنان را به شایستگی عطا کنید.
در تمام این موارد هدف از اسقاط نفقه، اجبار زن به اطاعت و تمکین از همسر خود می باشد، زیرا زن اگر احساس استقلال و بی نیازی از همسر خود داشته باشد، به خاطر روحیه حساس و غلبه احساسات او بر عقل، خیلی سریع به فکر جدایی و قطع رابطه می افتد و کانون خانواده از هم گسسته می شود.
اگر تمکین نکردن زن به علت درخواست مهریه باشد نفقه ساقط است یا خیر؟
در دادگاه ها با زنانی مواجه می شویم که درخواست مهریه دارند و از تمکین سر باز می زنند. سوال این است که آیا این شخص می تواند درخواست نفقه داشته باشد یا خیر؟
در پاسخ گفته اند که اگر عدم تمکین قبل از اولین مباشرت جنسی باشد و زن بگوید تا مهریه اش را دریافت نکند، تمکین نخواهد کرد، در این صورت نفقه ساقط نمی باشد. اما اگر تمکین نموده است و بعدا می خواهد مهریه را مطالبه نماید، نمی تواند از تمکین خودداری کند و اگر چنین کرد از نفقه محروم خواهد بود. [۲۰]

طلاق و قطع رابطه زوجیت

دومین دلیل برای اسقاط نفقه، قطع رابطه زوجیت است که تحت عنوان بعدی مطرح خواهد شد.

نفقه مطلّقه

اسقاط نفقه در زمان زوجیت فقط به دلیل اجبار زن به بازگشت به کانون خانواده و تمکین از همسر است. به همین دلیل اگر طرفین تصمیم به طلاق و جدایی از یکدیگر گرفتند، نفقه زن در زمان عده ساقط نمی باشد؛ البته در صورتی که نوع طلاق، رجعی باشد. [۲۱] اما اگر طلاق بائن باشد، [۲۲] زن نفقه ای ندارد، و فقط از هدیه ای که در آیه 241 سوره مبارکه بقره ذکر شد بهره مند می گردد.
در ایام عده نفقه زن شامل تمام موارد و مصادیقی که ذکر گردید، أعم از مسکن و خوراک و پوشاک و وسائل تنظیف را شامل می شود. و زن باید در خانه شوهری خود سکونت نماید. چون صراحتا قرآن می فرماید نه آنان را از منزل خارج کنید و نه خودشان خارج شوند. «لاَ تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لاَ یَخْرُجْنَ  » [۲۳] و هدف از این احکام این است که این دو هنوز امید به زندگی مشترک داشته باشند، و پرداخت نفقه زن نیز موجب تألیف و نرمی قلب او می شود.

نفقه حامله

در زمان طلاق، اگر زن حامله باشد، نفقه ی او تا زمان وضع حمل ادامه دارد. در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل می کنند که حضرت فرمودند « فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حُبْلَى قَالَ أَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا وَ عَلَیْهِ نَفَقَتُهَا حَتَّى تَضَعَ حَمْلَهَا. » [۲۴] در مورد مردی که همسر خویش را طلاق می دهد در حالی که او حامله است، عدّه ی او تا زمانی است که وضع حمل نماید و تا آن زمان نفقه اش به عهده شوهر می باشد.

نفقه مُرضِعه (شیرده)

بعد از وضع حمل، عده زن تمام می شود و می تواند با شخص دیگری ازدواج کند و نفقه اش هم به عهده شوهرش نیست، مگر اینکه پدر فرزند از او بخواهد که شیردهی نوزاد را به عهده بگیرد. در این صورت به دلالت آیه 233 سوره بقره [۲۵]، باید نفقه مادر را نیز در طیّ دوران شیردهی بپردازد.

نفقه مطلّقه در فرض حضانت از کودک

بعد از مدت شیردهی نوزاد، اگر پدر بخواهد مادر فرزند، از او نگهداری کند آیا واجب است نفقه مادر را هم در کنار نفقه فرزند بپردازد؟ روشن است که مادر در این مورد نفقه ای ندارد ولی برای حضانت از کودک می تواند درخواست اجرت نماید. مانند دایه هایی که در قدیم کودکان را نگهداری می کردند و در قبال آن اجرت می گرفتند.

نفقه زنی که شوهرش فوت کرده است

نفقه ی متوفَی عنها زوجُها (زنی که شوهرش فوت کرده است)، مسأله ای است که اتفاقا دست آویز معاندین و مستشکلین به مکتب اسلام شده است. زیرا به اتفاق فقهاء، چنین زنی نفقه ندارد، و از آنچه شوهرش برجای گذاشته است، فقط مالک سهم خود از میراث خواهد بود.
در حکمت این مسأله، باید گفت که نفقه مادامی واجب بود که منفعت خاصه ای به مرد از جانب زن می رسید. یعنی یا خانه و کاشانه ی او را زینب می بخشید یا امید به بازگشت او به زندگی داشت یا برای او فرزندی به دنیا می آورد و نگه داری می کرد. اما در صورتی که تمام این مسائل منتفی باشد، مانند طلاق بائن، یا موردی که شوهر فوت کرده است، دیگر دلیلی بر إنفاق وجود ندارد. زیرا زن مالک ارثیه خود می باشد. در روایتی محمد بن مسلم نقل می کند که « مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا أَ لَهَا نَفَقَهٌ قَالَ لَا یُنْفَقُ عَلَیْهَا مِنْ مَالِهَا. » [۲۶] از امام ( باقر یا صادق علیهما السلام) در مورد زنی که شوهرش فوت کرده است سوال کردم آیا نفقه ای دارد؟ حضرت فرمودند نخیر، بلکه از مال و ارثیه خودش به او إنفاق می گردد.
حتی در صورتی که این زن حامله نیز باشد نفقه ای به خودش اختصاص ندارد، بلکه از مال فرزند به او نفقه پرداخت می شود. آن هم در صورتی که خودش مالی که کفایتش را بنماید نداشته باشد. امام صادق علیه السلام فرمودند: «الْمَرْأَهُ الْحُبْلَى الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا یُنْفَقُ عَلَیْهَا مِنْ مَالِ وَلَدِهَا الَّذِی فِی بَطْنِهَا.» [۲۷] زن حامله ای که همسرش فوت نماید، از مال (سهم الارث) فرزندی که در شکم دارد به او إنفاق می گردد. و این به خاطر وجوب نفقه مادر بر فرزند است. ( یعنی از قسم نفقه اقارب به حساب می آید و ربطی به نفقه همسر ندارد.)

در صورت استنکاف مرد از پرداخت نفقه، چه برخوردی با او می شود؟

اگر مردی از پرداخت نفقه به هر دلیلی امتناع ورزد، مرتکب حرام شده و نفقه به صورت دین بر ذمّه او خواهد بود؛ حتی اگر زن درخواست نفقه ننماید. اما در صورتی که ناتوان از پرداخت آن باشد، فعل حرامی انجام نداده است ولی زن می تواند از او طلاق بگیرد. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ‏ [۲۸]- قَالَ إِذَا أَنْفَقَ الرَّجُلُ عَلَى امْرَأَتِهِ مَا یُقِیمُ ظَهْرَهَا مَعَ الْکِسْوَهِ وَ إِلَّا فُرِّقَ بَیْنَهُمَا.» [۲۹] امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه فوق فرمودند، مرد باید آنچه مایه قوام و زندگی زن است به همراه پوشاک او بپردازد و در غیر این صورت، از یکدیگر جدا می شوند. یعنی زن می تواند به حاکم شرع و قاضی مراجعه کند و قاضی در صورت امتناع مرد از پرداخت نفقه چه از روی ناتوانی و چه به دلائل دیگر، حکم به طلاق زن می نماید.
اما اگر مرد به خاطر بخل، از پرداخت نفقه به طور کامل امتناع ورزید، راه حلّ آن این است که ابتداءً به حاکم شرع مراجعه کنند و اگر حاکم شرع در آن شهر و دیار نبود، به مومنین عادل مراجعه نماید و از آنان استمداد کند و اگر مومن عادلی هم نبود، به عامّه مومنین مراجعه کند و از آنان طلب کمک و نصیحت شوهر خود را بنماید. بعد از این مرحله زن می تواند بدون اذن شوهر، از مال او برای خود و فرزندانش بردارد و مصرف کند. در روایتی از پیامبر اکرم نقل می کنند که هند همسر ابوسفیان به خدمت حضرت آمده و از شوهرش گلایه می کند. «أنّ هند امرأه أبی سفیان جاءت إلى رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم فقالت: إن أبا سفیان شحیحٌ لا یعطینی ما یکفینی و ولدی إلا ما آخذ منه سراً و هو لا یعلم، فهل علیّ من ذلک شی ء؟ فقال: خذی ما یکفیک و ولدک بالمعروف». [۳۰] او می گوید که شوهرش شخصی بخیل است و آنچه مایه کفایت او و فرزندانش باشد به آنها نمی دهد مگر آنکه خود هند مخفیانه از اموال ابوسفیان چیزی بردارد به طوری که او نفهمد و نداند، آیا چیزی به گردن هند هست ( و گناهی مرتکب شده)؟ حضرت فرمودند، آن مقدار که کفایت تو و فرزندانت را به طور متعارف می کند بردار ( و گناهی بر تو نیست ).

نفقه از منظر اخلاق

در آداب و احکام اسلامی آنچه همواره به چشم می خورد، رعایت اخلاق در اجرای احکام شرعی است. یعنی اسلام دینی نیست که یک مجموعه قواعد خشک و بی انعطاف برای اداره جامعه عرضه کرده باشد، بلکه همواره در کنار این قوانین، دستوراتی دارد که جامعه را از لطافت اخلاقی بهره مند می سازد. اسلام به حقیقت اعمال و تأثیری که بر روح و جان آدمی می گذارد بیشتر توجه می کند تا آنچه ظاهر خارجی اعمال است. به همین خاطر در کنار تمام روایاتی که احکام و ضوابط إنفاق را بیان نموده اند و به اقتضاء بیان قوانین، از حداقل ها سخن گفته اند، روایات زیادی را داریم که تشویق به توسعه به زندگی و رفاه اهل و عیال نموده است. روایتی از امام سجاد علیه السلام نقل می کند: « قَالَ: أَرْضَاکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَسْبَغُکُمْ‏ [۳۱] عَلَى عِیَالِهِ.» [۳۲] مرضی ترین شما در نزد خداوند کسی است که سخاوتمند ترین شما بر اهل و عیال خود باشد. در این روایت امام سجاد رضایت خداوند را در جود و بخشش به زن و فرزند گره می زند. یعنی ارزش نفقه دادن در این حد است که هرچه بیشتر و با دست بازتری باشد، موجب رضایت بیشتر خداوند می شود. همین حضرت در حدیث دیگری می فرمایند: « لَأَنْ أَدْخُلَ السُّوقَ وَ مَعِی (دِرْهَمٌ أَبْتَاعُ بِهِ) [۳۳] لَحْماً لِعِیَالِی وَ قَدْ قَرِمُوا [۳۴] أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ نَسَمَهً. » [۳۵] اینکه داخل بازار شوم در حالی که درهمی با من است و با آن تکه گوشتی برای عیال خود تهیه کنم و آنان به آن گوشت احتیاج داشته باشند برای من نیکوتر از این است که بنده ای را آزاد گردانم.
در کنار این روایاتی که فضیلت انفاق بر زن و فرزند و توسعه دادن به آنان کرده است، روایاتی نیز هستند که مومن را تشویق به مراعات ادب الهی نموده اند. یعنی آنچه خداوند برای او مقدر کرده است، اگر دستش باز است پس باید به زن و فرزند خود هم با دست باز روزی دهد و اگر خداوند بر او تنگ گرفته است، پس باید صبر کند و به همان مقدار که خداوند برایش مقدّر کرده، به خانواده خود نفقه دهد. پیامبر اکرم می فرمایند: « إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَأْخُذُ بِآدَابِ‏ اللَّهِ إِذَا وَسَّعَ اللَّهُ عَلَیْهِ اتَّسَعَ وَ إِذَا أَمْسَکَ عَنْهُ‏ أَمْسَکَ. » [۳۶] همانا مومن از آنچه خداوند برایش مقدّر کرده است تبعیت می کند، زمانی که به او وسعت دهد او نیز دست باز می گیرد و اگر از او دریغ کند، او نیز نفقه خانواده را محدود خواهد کرد. نکته ای که بنده باید به آن ملتزم باشد، این است که از آنچه خدا روزی او کرده است، کم یا زیاد، با دست باز و روی گشاده در اختیار خانواده خود قرار دهد. زیرا در روایات زیادی به این نکته اشاره شده است که خداوند روزی زن و فرزند را به دست مرد به آنان می رساند، پس آنچه به دست مرد می رسد، برای او نیست بلکه رزق خانواده ی اوست و اگر مرد این رزق را از خانواده اش دریغ کند، خداوند از دست او خواهد گرفت. « إِنَّ عِیَالَ الرَّجُلِ أُسَرَاؤُهُ فَمَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِنِعْمَهٍ فَلْیُوَسِّعْ عَلَى أُسَرَائِهِ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ أَوْشَکَ أَنْ تَزُولَ‏ النِّعْمَهُ. » [۳۷] به درستی که خانواده مرد، اسرای او هستند، پس هر کس را خداوند به وسیله نعمتی به او توسعه داد، باید به اسرای خویش توسعه دهد، و الا بعید نیست که نعمت از دست او زائل گردد.
نکته دیگری که در اخلاق نفقه دادن حائز اهمیت است، این است که همواره باید میل و خواسته زن و فرزند بر خواست خود مرد، مقدم داشته شود و این از صفات مومنین دانسته شده است. پیامبر اکرم فرمودند: « الْمُؤْمِنُ یَأْکُلُ بِشَهْوَهِ عِیَالِهِ‏ وَ الْمُنَافِقُ یَأْکُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ.» [۳۸] یعنی شخص مومن میل و رغبت عیال خود را در انتخاب غذا ملاک قرار می دهد و منافق اهل او باید مطابق میل او غذا بخورند.

معرفی مقالات و سایتها

1) مقاله نفقه همسر ( قسمت اول) نوشته سید حمیدمشکات

2) مقاله نفقه همسر (قسمت دوم) همان نویسنده
3) مسأله نفقه از دیدگاه اسلام، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
4) نفقه زن از دیدگاه قانون مدنی و شریعت اسلام

5) «نفقه»، ویکی فقه
6) نظر اسلام درباره نفقه زن چیست؟
7) حقوق و تکالیف زن از دیدگاه اسلام

معرفی کتب

1) نظام حقوق زن در اسلام. نوشته شهید مرتضی مطهری
2) نفقه و تمکین در حقوق خانواده، نوشته علی شریف، انتشارات بشارت، 1376
3) نفقه زوجه در حقوق ایران، انگلستان و هند، نوشته علی یار ارشدی، انتشارات بوستان توحید، 1379
4) بررسی احکام نفقه زوجه و اولاد از دیدگاه مذاهب خمسه و قوانین موضوعه ایران، نوشته محمد رجایی زاده هرندی و دیگران
5) احکام و آثار نفقه زوجه در فقه امامیه و جایگاه آن در حقوق خانواده نوشته فخر السادات علوی.
6) الرسالتان فی الارث و نفقه الزوجه، نوشته آیه الله شیخ محمد علی اراکی

فهرست منابع

1. قرآن کریم
2. وسائل الشیعه. جلد 21
3. اصول کافی ج 3
4. تهذیب الاحکام جلد 8
5. جواهرالکلام جلد 31
6. ترجمه تحریر الوسیله جلد 3 و 4
7. التحقیق فی کلمات القرآن ج 7،
8. قانون مدنی جمهوری اسلامی

پانویس

  1. قاموس قرآن. ج 7. ص 97
  2. دهخدا، ج15، ص 673
  3. دلیل التزامی دلیلی است که مقصود اولیه گوینده نیست، لکن اقتضاء کلام او، پذیرش و تسلیم آن است. مثلا خدای کریم در قرآن مدت زمان مجموع حمل و شیردهی نوزاد را سی ماه بیان می کند. از طرفی می گوید زمان شیردهی، دوسال کامل است یعنی 24 ماه. و از طرفی هم اکثر زمان حمل نه ماه است. از مجموع این بیانات می توان نتیجه قطعی گرفت که اقلّ زمان حمل، شش ماه است. اگرچه شارع در هیچ کدام از بیاناتش چنین مطلبی را قصد نکرده است. لکن به ملازمت از مجموع احکام، این نکته استنتاج شده است.
  4. نساء آیه 19
  5. طلاق آیه 6
  6. بقره، آیه 241
  7. تهذیب الاحکام. جلد 8 صفحه 141
  8. التحقیق فی کلمات القرآن ج 7، صفحه 112
  9. نساء آیه 3
  10. مصباح المنیر. واژه «عول»
  11. ترجمه تحریر الوسیله، جلد 3، صفحه 559
  12. زنی که دریچه واژن او بسته است و قابلیت جماع ندارد
  13. زنی که در محل واژن خود مانعی دارد که هنگام مباشرت مرد را آزار می دهد.
  14. ترجمه تحریر الوسیله، جلد 3، باب نفقات
  15. همان
  16. ترجمه تحریر الوسیله. جلد چهار
  17. وسائل الشیعه. ج 21. 27732
  18. ( 6)- فی المصدر زیاده- أحدا.
  19. وسائل الشیعه ج 21. حدیث 27733
  20. مجله پیام زن. آذر 1383. شماره 153
  21. طلاق رجعی، یعنی طلاقی که مرد در زمان عده حق رجوع به عقد را دارد و نیازی به عقد مجدد نیست. این زمان، در حقیقت برزخی است تا طرفین طعم جدایی از یکدیگر را بچشند و برای ادامه تصمیم خود آگاهانه رفتار کنند نه از روی احساسات و عواطف.
  22. یعنی مرد حق رجوع به همسر خود را در زمان عده نداشته باشد. و این در دو صورت است، یا طلاق خلع است که زن با بخشیدن مهریه از شوهر خود طلاق میگیرد یا طلاق سوم است.
  23. طلاق آیه 1
  24. وسائل جلد 21 حدیث 27734
  25. والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین لمن اراد أن یتمّ الرضاعه...
  26. وسائل الشیعه جلد 21 حدیث 27755
  27. وسائل الشیعه جلد 21 حدیث 27757
  28. ( 5)- الطلاق 65- 7.
  29. وسائل الشیعه جلد 21. حدیث 27725
  30. جواهر الکلام، جلد 31. صفحه 302
  31. ( 7)- فی نسخه- أوسعکم( هامش المخطوط).
  32. وسائل الشیعه جلد 21 حدیث27806
  33. ( 4)- فی نسخه- دراهم أبتاع بها( هامش المخطوط).
  34. ( 5)- القرم- شده شهوه اللحم( الصحاح للجوهری 5- 2009)، و فی نسخه زیاده- إلیه( هامش المخطوط).
  35. وسائل الشیعه جلد 21 حدیث27817
  36. وسائل الشیعه جلد 21 حدیث27808
  37. وسائل الشیعه جلد 21 حدیث 27811
  38. وسائل الشیعه جلد 21 حدیث 27814