فرهنگ مصادیق:پرخوری از غذای حلال

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از پرخوری از غذای حلال)
پرش به: ناوبری، جستجو
پرخوری از غذای حلال

نویسنده: اصغر صفرزاده

پرخوری پژوهشکده باقرالعلوم

مقدمه

بدون شک بدن برای سلامتی و نشاط خود به غذا نیاز دارد اما شکمبارگی، ضد آن را نتیجه می‌دهد. پرخوری یکی از مهمترین علل و عواملی است که مانع رشد فکری و ارتقاء روحی می‌گردد که چه از نقطه نظر علمی و چه از افق تعالیم اسلامی، هرگز در شأن یک انسان واقعی نبوده و نیست. حال به ذکر توضیحی در مورد این بیماری و صفت زشت می‌پردازیم:

معیار خوردن

براساس فرمایشات معصومین و افراد اهل فن باید قبل از غالب شدن اشتها و قبل از سیری دست از غذا کشید. بر اساس این مبنا کسانیکه از این محدوده تجاوز کنند مرتکب پرخوری شده‌اند و محدوده آن چنین است که معده را سه قسمت کنید: قسمتی برای غذا، ثلثی برای نوشیدن و ثلثی دیگر را برای نفس کشیدن. [۱]

آثار ظاهری پرخوری

طبع انسان همیشه خواهان سیری کامل است. از این رو شرع مقدس در مدح گرسنگی و کم خوری بسیار مبالغه کرده است تا میل پرخوری طبع انسان و منع شرعی با هم تلاقی کرده و از برخورد آنها اعتدال حاصل شود.
می‌توان گفت که سبب تمام امراض غیر از تب، [۲] پرخوری و ایجاد زائده‌هایی از اخلاط است که در اثر پرخوری در معده و رگها پیدا می‌شود.
ز کم خوردن کسی را تب نگیرد ز پرخوردن به روزی صد بمیرد
و سیری است که بیماریها را زیاد کرده [۳] انسان را بدبو می‌کند [۴] و معلوم است که مرض به انسان فرصت عبادت نمی‌دهد و چون سبب تشویش خاطر می‌شود یاد خدا و فرصت تفکر را از صاحبش می‌ستاند و او را به انواع درمان چون رگ زدن و حجامت و دکتر و دارو و صرف هزینه‌هایی در این راه محتاج می‌کند همانطور که دکتر لیندمر می‌گوید: یک سوم آنچه را می‌خورید به شما سود می‌رساند دو سوم دیگر معاش و خرجی طبیب و پزشک را تأمین می‌کند. [۵]
پس از بهبودی هم برای جبران آنها غالبا دچار خستگی و گناه می‌شود. [۶]

آثار باطنی پرخوری

در روایات معصومین(ع) آثار زیادی بر آن مترتب دانسته‌اند که فهرست وار به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم:
۱ـ تباهی پاکدامنی.امام علی (ع) می‌فرماید:
پرخوری بد همدمی برای پاکدامنی است. [۷]
۲ـ طغیان وسرکشی در بارگاه الهی. روایتی ازامام باقر(ع) هست که می‌فرماید:
شکم چون پر شود طغیان و سرکشی می‌کند. [۸]
۳ـ مبغوض‌ترین حالات مؤمن. [۹]
۴ـ میراندن قلب. چرا که قلوب مانند کشتزار هستند که با فراوانی خوراک و آشامیدن می‌میرند.[۱۰]
۵ـ کند و تنبل شدن بدن در فرمانبرداری از خدا [۱۱]. لقمان حکیم نیز در ضمن وصایای خود به پسر خویش چنین وصیت می‌کند: «ای فرزند چون معده پر شود قوه فکر می‌خوابد، و حکمت و دانائی گنگ می‌شود، و اعضاء و جوارح از عبادت باز می‌ایستد». [۱۲]
۶ـ اراده‌ها را از شنیدن اندرز ناشنوا ساخته، دیگر نصیحت و خیرخواهی در آنها اثرنمی کند. [۱۳]
۷ـ تباهی نفس و جلب ضرر و زیان. [۱۴]
۸ـ سرپوش گذاشتن بر روی تیزهوشی که نادانی را به همراه دارد. امام علی(ع) می‌فرماید:
پرخوری حجاب و پرده تیزهوشی است. [۱۵]
۹ـ آشفتگی در خواب. که بنا به فرمایش امام علی(ع):
هر کسی همدم پرخوری شود خوابهایش آشفته می‌شود. [۱۶]چرا که به تجربه رسیده است که وقتی شکم پر از غذا شد فکر کار نمی‌کند و چرت و خواب بر او مسلط می‌شود، دل و مغز میدان خیالات و اوهام می‌گردد و در نتیجه خوابهای وحشتناک و آشفته می‌بینند. [۱۷]
۱۰ـ ظلمت دل. که اگر شکم (حتی) از مباح پر شود دل از یافتن راه درست کور می‌گردد. [۱۸] اهمیت مسأله تا به آن اندازه است که در تورات آمده: «خدا عالِم فربه را دشمن دارد» [۱۹]. زیرا چاقی معمولاً دلالت بر غفلت و پرخوری می‌کند.

آثار اجتماعی پرخوری

پرخوردی باعث دو چیز می‌شود: یکی قساوت قلب و دیگری هیجان شهوت. [۲۰] زیرا به دنبال آن شهوت جنسی به هیجان آمده باعث روی آوردن به آمیزشهای بسیار می‌گردد و این دو شهوت (شهوت شکم وشهوت جنسی) میل و رغبت به جاه طلبی و مال جوئی را افزون می‌کند تا به خوراک و آمیزش بیشتر دست یابد و در پی آن انواع بیماریهای روانی در اجتماع از حسد و هم چشمی و ریا و تفاخر و عجب و کبر پدید می‌آید که اینان نیز به نوبه خود آبستن کینه و دشمنی در جامعه و گروه‌های مختلف اجتماعی هستند و این همه، آدمی را به انجام گناهان و ستم و تجاوز و منکرات و فحشاء می‌کشاند که ادامه آن جامعه را به سراشیبی سقوط و انحلال سوق داده، اجتماعی را پایه ریزی می‌کند که قانون جنگل در آن حکمفرما می‌باشد. [۲۱]

پرخوری از دیدگاه علم پزشکی

به علت محدود بودن شیره هاضمه از لحاظ کمیت و کیفیت و قدرت اثر، نه تنها پرخوری موجب اختلال در عمل هضم و یا ناقص ماندن آن می‌شود بلکه منجر به عدم هضم کامل و باقیماندن مقادیری از مواد غذائی اضافی در روده‌ها می-گردد که این مواد غذایی نیمه هضم شده و یا هضم نشده مسیر تخمیرات میکروبی روده‌ای را تغییر داده و در اثر تخمیر غیرطبیعی، تجزیه شده و به مواد سمی تبدیل می‌گردد. همچنین پرخوری یکی از علل عمده یبوست ( که می‌توان آن را مادر امراض دانست) معرفی شده است. بطور کلی در نتیجه پرخوری به علت اینکه همواره مقادیر زیادی از مواد غذائی در معده و روده انباشته می‌شود لذا برای هضم آنها کار معده و روده سنگین تر و طولانی تر است و طبعاً مدتهای طولانی جریان خون متوجه ناحیه شکم شده، به همان نسبت در سایر اعضاء نیز بعلت کم خونی عارضی، فعالیت عضو رو به کاهش می‌رود که مغز و مراکز مغزی از مهمترین و حساسترین اعضاء بدن در مقابل این تغییرات بوده و طبعاً بیشتر و جلوتر از تمام اعضاء از این کم خونی متأثر می‌شوند و در نتیجه از فعالیت مغزی کاسته شده و تفکر و تعقل قهراً رو به نقصان رفته و حتی در آن وقفه ایجاد می‌شود [۲۲]، حال به روشنی فرمایش امیرالمؤمنین واضح و آشکار می‌شود که پرخوری را پرده و حجاب تیزهوشی می‌شمارند.

خوردن پسندیده

در کتاب مصباح الشریعه از امام صادق علیه السّلام روایت شده است:
«خوردن تنها به چهار صورت پسندیده است. ضرورت، عُدّه، فتوح و قوت. خوردن به صورت ضرورت مخصوص برگزیدگان و عُدّه شیوه پرهیزکارانی است که امور مردم را به عهده دارند و فتوح روش متوکّلین و قوت برای مؤمنین است» [۲۳].
مرحوم علامه مجلسی در شرح این حدیث می‌فرماید: ممکن است منظور از ضرورت آن باشد که در مواد غذایی جز به هنگام ناچاری تصرف نکند و این طریقه برگزیدگان است، و مراد از عدّه این است که غذا را برای فقراء و ضعفاء ذخیره کند و این شأن گردانندگان امور خلق است که تقوی پیشه گرفته‌اند؛ زیرا آنان خیانت نمی‌کنند و آن را در موارد خود مصرف می‌کنند و فتوح آن است که چیزی را ذخیره نکند و منتظر باشد تا خدا چه می‌رساند آنگاه کم یا زیاد آن را مصرف کند و این رسم متوکّلین است و منظور از قوت آن است که به اندازه مصرف یکسالش ذخیره کند؛ زیرا این مقدار ذخیره برای مؤمن جایز است [۲۴].

درمان پرخوری

با توجه به معایبی که برای این خصلت ناروا بیان شد پس بر شکم پرستان لازم است که درصدد علاج خود برآیند و آیات و روایاتی که در مذمت پرخوری و فواید گرسنگی رسیده ملاحظه کنند. باید سیره و روش زندگانی انبیاء مرسلین و ائمه دین و علماء و دانشمندان بزرگ و عرفاء ره یافته را مطالعه و جستجو کنند و ببینند هر کس که به جائی و مقامی معنوی رسیده و مرتبه‌ای یافته، بدون گرسنگی نبوده است و در مقام مقایسه باشند که آیا خود را شبیه ملائکه آسمانها کردن بهتر است یا همخوانی و همنوائی کردن با حیوانات؟ زیرا ملائکه بی نیاز از غذا هستند در حالی که پرخوری روش چهار پایان است که به غیر از شکم، چیزی نمی‌دانند.
چو انسان نداند بجز خورد و خواب کدامش فضیلت بود بر دواب [۲۵]
باید ببینند چه فضیلت است در اینکه هر لحظه شکم را پر کنند و در مستراح تردد نموده آن را خالی نمایند و باز پر سازند و شب و روز خود را که مایه تحصیل سعادت ابدی است به آن صرف کنند
. برو اندرونی بدست آر پاک شکم پر نخواهد شد الا ز خاک‏
تنور شکم دمبدم تافتن مصیبت بود روز نایافتن
همچنین دعا خواندن قبل از غذا، و با حالت آرامش غذا خوردن سهم بسزایی در کاهش غذا دارد؛ زیرا در حالت عصبانیت و ناهماهنگی روحی، شخص برای تسلی و آرامش خاطر خود و خالی کردن عقده و بدون اینکه متوجه باشد به پرخوری مبتلا می‌شود. علاوه بر اینکه موجب سوء هاضمه و اختلالات گوارشی می‌شود.
مشخص کردن میزانی از غذا قبل از شروع آن و کاهش مقدار آن در طول دوره نسبتاً دراز و به آرامی، از جمله راهکارهای دیگری است که می‌تواند در کاهش مقدار غذا سهیم باشد. علاوه بر اینها خوب جویدن غذا هم موجب سیر شدن شخص می‌شود و هم کار گوارش بدن را آسان و سریع می‌کند.
در ضمنِ طی این مراحل نیز، خویشتن را از زیاده روی در خوردن نگاه دارد مخصوصا قبل از سیر شدن دست از غذا بکشد تا اعتدال و میانه‌روی در او عادت و نهادینه شود[۲۶].
خلاصه اینکه در باب تغذیه ملاک این است که انسان تا به چیزی چه خوردنی و چه نوشیدنی میل و اشتهاء پیدا نکند آن را مصرف نکند و هنگامی که به چیزی اشتهاء پیدا کرد یعنی گرسنه یا تشنه شد از خوردن و نوشیدن خودداری نکند، اما به اندازه چرا که «اندازه نگه دار که اندازه نکو است»
بنابراین باید به اندازه‌ای مصرف کند که سنگینی معده را احساس نکند و قبل از سیر شدن دست از غذا برچیند.

پا نویس

  1. قال رسول الله (ص):«لیس لابن آدم بدّ من أکله یقیم بها صلبه، فإذا أکل أحدکم طعاماً، فلیجعل ثلث بطنه للطعام، وثلث بطنه للشراب و ثلثه للنفس، ولاتسمنوا تسمن الخنازیر للذبح»، کلینی، یعقوب، کافی، تصحیح و تحقیق علی اکبر غفاری، مؤسسه دار الکتب الإسلامیه، 1377ق، ج6، ص269، حدیث 4.
  2. امام صادق علیه السلام:«هر دردی از تخمه و پرخوری پدید می‌آید مگر تب که ناگهان می‌رسد.» علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، مؤسسه الوفاء، بیروت، ج66، ص337، ح33.
  3. امام علی (ع) می‌فرماید:«الشبع یکثر الأدواء» عبد الواحد آمدی؛غررالحکم و دررالکلم، ترجمه محمد علی انصاری، تصحیح مهدی انصاری قمی، نشر مؤسسه انتشاراتی امام عصر(ع)، چاپ دوم، 1384ش، ح945.
  4. قال علی (ع): «کثره الأکل تذفر» همان ح7035.
  5. خلیلی، محمدعلی؛طب الصادق، نصیرالدین امیر صادقی، انتشارات عطائی، 1370ش، چاپ 12 ، ص142.
  6. جباران، سید محمد رضا؛ترجمه اخلاق، انتشارت هجرت، چاپ چهارم، 1378ش، جلد 1، ص 214.
  7. عبد الواحد آمدی؛غررالحکم و دررالکلم، ترجمه محمد علی انصاری، تصحیح مهدی انصاری قمی، نشر مؤسسه انتشاراتی امام عصر(ع)، چاپ دوم، 1384ش، ح4397.
  8. علامه مجلسی، محمد باقر؛بحارالأنوار، المکتبه الإسلامیه، 1389ق، ج66، ص336، ح23.
  9. همان، ج66، ص333، ح14.
  10. قال رسول الله(ص): «لاتمیتوا القلوب بکثره الطعام و الشراب، فإن القلوب تموت کالزرع إذا کثر علیها.» همان ج 66 ص331، ح7.
  11. همان ج77، ص182، ح10 وج103، ص27، ح40: قال رسول الله(ص):«یاکم و فضول الکلام، فإنه یسم القلب بالقسوه، و یبطئ بالجوارح عن الطاعه، و یصم الهمم عن سماع الموعظه».
  12. فیض کاشانی ، ملا محسن؛المحجه البیضاء، تصحیح و تعلیق علی اکبرغفاری، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ چهارم، 1417ق، ج5، ص151.
  13. علامه مجلسی، محمد باقر ؛بحارالانوار، المکتبه الإسلامیه، 1389ق، ج77، ص182، ح10.
  14. قال علی (ع):«کثره الأکل و النوم تفسدان النفس، و تجلبان الضره». ـ عبد الواحد آمدی؛غررالحکم و دررالکلم، ترجمه محمد علی انصاری، تصحیح مهدی انصاری قمی، نشر مؤسسه انتشاراتی امام عصر(ع)، چاپ دوم، 1384ش، ح7034.
  15. همان ح695.
  16. همان ح2638.
  17. خلیلی، محمدعلی؛طب الصادق، نصیرالدین امیر صادقی، انتشارات عطائی، 1370ش، چاپ 12 ، ص142.
  18. عبد الواحد آمدی؛غررالحکم و دررالکلم، ترجمه محمد علی انصاری، تصحیح مهدی انصاری قمی، نشر مؤسسه انتشاراتی امام عصر(ع)، چاپ دوم، 1384ش، ح4128.
  19. فیض کاشانی ، ملا محسن؛المحجه البیضاء، تصحیح و تعلیق علی اکبرغفاری، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ چهارم، 1417ق، ج5، ص148.
  20. منسوب به امام صادق؛مصباح الشریعه، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1400ق، ص 77، باب 34؛ ملکی تبریزی، میرزا جوادآقا؛اسرارالصلاه، مترجم رضارجب زاده، انتشارات پیام آزادی، چاپ هشتم، 1378ش، ص228.
  21. مجتبوی، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامی (جامع السعادات)، انتشارات حکمت، چاپ چهارم، 1377ش، ج3، ص13؛ نراقی، ملااحمد؛معراج السعاده، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، 1377ش، ص313.
  22. صبور اردوبادی، احمد؛راه‌های مبارزه با سموم میکروبی روده ها(در غرب و اسلام)، دانشگاه آذر آبادگان، چاپ اول، 1354ش، صص214 ـ218.
  23. منسوب به امام صادق؛مصباح الشریعه، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1400ق باب آداب خوردن، ص78.
  24. جباران، سید محمد رضا؛ترجمه اخلاق، انتشارت هجرت، چاپ چهارم، 1378ش، ج1، ص217.
  25. دواب جمع«دابه» بمعنای:چهارپا.
  26. نراقی، ملااحمد؛معراج السعاده، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، 1377ش، ص314.