کتابخانه:پانصد حدیث اعتقادی و اخلاقی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو

الگو:تمیزکاری

پانصد حدیث اعتقادی و اخلاقی
مشخصات کتاب
Pansad hadis eteghadi va akhlaghi-ardestani.jpg
نویسنده احمد صادقی اردستانی
زبان فارسی
ناشر حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی
محل انتشارات قم
تاریخ نشر 75/12/22
قطع رقعی
شابک 964-7447-52-3

محتویات

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

غیر از((نهج البلاغه))و((صحیفه سجادیه))دو میراث عظیم امام علی (علیه السلام ) و زین العابدین (علیه السلام ) کتابهای : لمعة من بلاغة الحسین ، اثر گرانقدر استاد مصطفی آل اعتماد، و: بلاغة الامام علی بن الحسین (علیه السلام ) تاءلیف ارزشمند دانشمند محترم ، شیخ جعفر عباس ‍ حائری ، مجموعه خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات قصار امام حسین (علیه السلام ) و امام زین العابدین را در خود جای داده‌اند، و مؤ لفین عزیز از این ناحیه ، خدمات شایانی به فرهنگ درخشان اسلام نموده‌اند.

یعنی ، سیره پسندیده و اقدام بسیار مفید((سید رضی))و دیگران برای تنظیم((نهج البلاغه))و اینگونه آثار مورد توجه واقع شده ، و مثلا((عزالدین عبدالحمید بن ابی الحدید))- (۵۸۶ - ۶۵۵) غیر از((شرح نهج البلاغه))بزرگ خود((هزار کلمه امام علی (علیه السلام))) را پدید آورد،((ابن میثم بحرانی))، (وفات ۶۷۹)،((شرح صد کلمه))را بوجود آورد و آنگاه افرادی مانند: عبدالوهاب((شرح صد کلمه))و((رشید وطواط))کتاب((مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤ منین علی بن ابیطالب (علیه السلام))) از((جاحظ))را شرح و تفسیر نمودند، چنانکه محدث بزرگوار((شیخ عباس قمی))حکمة البالغة و ماءة کلمة جامعة ، را در شرح یکصد سخن امام علی (علیه السلام ) از((نهج البلاغه))برگزیده و شرحی بر آن نوشته ، و به هر حال هر کدام از این جهت نیز، از خود میراثی بجای گذاشته ، و با ارائه و تشریح سخنان آسمانی امام علی (علیه السلام ) برای دوستان آن بزرگوار خدمت شایسته‌ای انجام داده ، و آنان را با امام علی (علیه السلام ) و افکار بلند و الهی او آشنا ساخته‌اند.

پانصد حدیث :

مجموعه((پانصد حدیث))هم ، که اکنون پیش روی شماست ، بر اساس ‍ همان فلسفه از کلمات و سخنان حکیمانه پیشوایان معصوم پدید آمده ، و احادیث اعتقادی و اخلاقی و اجتماعی آن ، هر یک می‌تواند درس مهم زندگی بیاموزد، و حتی گاهی برخی از آنها این تاءثیر را دارد که ، سرنوشتی را از تباهی به صلاح و سربلندی تبدیل گرداند.

آری ، جمع آوری احادیث و منظوم نمودن ترجمه فارسی آنرا، آقای((عباس شیرین کلام))به عهده داشته ، و او چون اهل حال و معرفت است ، از روزگار جوانی تا کنون با زبان و توان خویش ، در راه آشنائی دیگران با معرفت اهل بیت (علیه السلام ) کوشش فراوان به خرج داده ، و در حد توان در این کار هم ، خواسته خود را تحقق بخشیده است ، اما چون همه احادیث مجموعه بدون ماءخذ و مدرک تنظیم شده بود، این جانب با بیش ‍ از یک ماه تلاش و کوشش ، مدرک احادیث را از کتابهای مختلف حدیثی یافته و در پاورقی قید کردم ، مطالب را تنظیم و عنوان بندی نمودم ، ترجمه‌های احادیث را برخی تجدید، و برخی اصلاح و روان کردم ، و مجموعه ، در قالبی جدید، بصورتی که اکنون ملاحظه خواهید کرد، در آمد.

انگیزه تاءلیف :

مؤ لف این اثر، بر اساس اخلاص و صفائی که یافته ، بر این باور است که ، همه ما در راه هدایت و روشنگری دیگران ، مسئولیت سنگینی به عهده داریم . و هر کسی چیزی را فراگرفته ، وظیفه دارد آن را به دیگران نیز بیاموزد، و خواسته این توصیه امام علی (علیه السلام ) را لباس عمل بپوشاند:

آن حضرت فرموده است :

ما اخذ الله سبحانه علی الجاهل ان یتعلم ، حتی اخذ علی العالم ان یعلم .[۱]

خدای سبحان از ناآگاهان چنین پیمانی را نگرفته که ، هر چه را نمی‌دانند بیاموزند، اما از عالمان پیمان گرفته و آنان را موظف ساخته که ، هر چه را خود فرا گرفته‌اند به دیگران نیز بیاموزند.

روی این حساب ، وی خواسته آموخته‌ها و اندوخته‌های خویش را به عنوان هدیه‌ای به خوانندگان تقدیم دارد، تا سفارش پیامبر عالی قدر اسلام را عملی ساخته باشد. زیرا آن بزرگوار فرموده است :

ما اهدی المسلم لاخیه هدیة افضل من کلمة حکمة تزیده هدی ، او ترده عن ردی .[۲]

شخص مسلمان ، هیچ هدیه‌ای به برادر مسلمان خود تقدیم نکرده ، که از سخن حکیمانه ایکه به هدایت او بیفزاید، یا او را از فلاکت و هلاکت باز دارد بهتر و باارزشتر باشد.

چنانکه در زمینه ارزش معنوی ، و کارآئی عملی سخن حکیمانه ، و توجه نمودن بدان هم ، پیامبر عالیقدر اسلام اینگونه فرموده است :

کلمة الحکمة یسمعها المؤ من خیر من عبادة سنة .[۳]

یعنی ؛ سخن حکیمانه ایراکه ، مؤ من بدان گوش فرا می‌دهد، برای او از عبادت یک سال بالاتر خواهد بود.

بنابراین ، کتابی را که پیش روی دارید، بر اساس این انگیزه‌ها، و از این گونه سخنان حکیمانه و آموزنده و سازنده تشکیل یافته ، و توجه دقیق به احادیث و مطالب آن ، می‌تواند در زندگی ، راهنما و راهگشای مؤ ثری واقع شود.

روحیه عرفان و معنویت :

در کنار انگیزه‌های یاد شده ، چیزی که برای این جانب جالب توجه بود، و بیشتر وادارم ساخت که کار پرزحمت تصحیح و تکمیل این کتاب را بعهده گیرم و به سامان برسانم ، روحیه عرفان و معنوی آقای((شیرین کلام))بود، زیرا وی در شعاع روحیه عشق و ارادت نسبت به خاندان عصمت و طهارت ، که آثار آن در اشعار این مجموعه و سایر اشعار او هم نمودار است ، از ارادت و توسل به خاندان پیامبر (ص ) بهره‌های فراوانی دریافت داشته ، که از جمله آن ، موضوع توسل به حضرت فاطمه معصومه (علیه السلام ) و شفا یافتن برادر او، در سال ۱۳۳۲ خورشیدی ، یعنی ۳۹ سال پیش از این است .

باری ، داستان از این قرار است که ، برادر مؤ لف ، آن روزگار در((تهران))به((فلج ستون فقرات))مبتلا می‌گردد، پزشکان از معالجه او قطع امید می‌کنند و ناچار وی برادر خود را به منظور شفا یافتن ، با سختی فراوان به شهر((قم))آورده ، به حضرت معصومه (علیه السلام ) متوسل می‌شود، و سلامت او را به دست می‌آورد، و همان روزها، بدین مناسبت ، این اشعار را می‌سراید:

دوش با جسمی برون از رنج و نطق عشق باری

خلوت دل را تهی دیدم ، کنار جویباری

مرغ فکرم همعنان گردید با کبک خیالم

طبع من سرمست شد، از باده عشق نگاری

داد توفیقم خداوند قدیم حی سرمد

تا کنم مدح مهین بانوی با عزو وقاری

شرح حال خویش می‌گویم ، که از بحر عمیسش

جرعه‌ای بخشید ما را، آنکه بودش اعتباری

عبد داعی یک برادر بودم ، اندر شهر((تهران))

گشت بیمار و نماند از بهر ما دیگر قراری

مدتی نزد طبیبان کثیری بردم او را

پولها دادم ، ولی نامد از ایشان هیچ کاری

عاقبت از((شهر تهران))سوی((قم))آوردم او را

در حریم دخت موسی ، با فغان و آه و زاری

چون شفیع آورد او را، نزد خلاق مبینش

از کرم او را شفا بخشید و ما را کرد یاری .[۴]

آری ، بدین جهات این((مجموعه حدیثی))تشکیل و تکمیل گردید، و خاصه مضامین و مفاهیم اعتقادی و اخلاقی و اجتماعی ، در((قالب شعر))هم ریخته شده ، تا ضبط و حفظ نمودن آن ، برای خوانندگان ارجمند، آسانتر و مؤ ثرتر واقع شود، و همگان بتوانیم در راه دریافت مکارم اخلاقی و نیل به تعالی انسانی خویشتن و جامعه ، بیش از پیش ، نقش عملی ایفا نمائیم .

بنابراین ، در مقدمه کتاب ، بیش از این شما را سرگرم نمی‌کنیم ، و شما را به مطالعه متن((پانصد حدیث))و ترجمه و اشعار آن که ، از سخنان حکیمانه و نورانی پیشوایان معصوم پدید آمده و مایه گرفته ، دعوت می‌کنیم .

قم : احمد صادقی اردستانی

۲۴/۶/۱۳۷۱

۱۷ ربیع المولود ۱۴۱۳

تیر زبان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

احذروااللسان فانه سهم یخطی .[۵]

از زبان بترسید به درستی که آن تیری است بسیار خطا رونده .

بفرمود از زبان خود حذر کن

زجان خویشتن دفع خطر کن

که آن باشد چو تیری بس خطاکار

تن و جانت کند ناگه گرفتار

نشانه‌های تقوی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ان للتقوی علامات : الخوف من الجلیل ، و العمل بالتنزیل ، و القناعة بالقلیل ، و الاستعداد لیوم الرحیل .[۶]

چهار چیز علامت تقوی است : خوف از خدا، عمل به قرآن ، قناعت به کم ، آمده بودن برای مرگ و روز رحلت .

علامتهای تقوی چهار چیز است

که بس نیکو بر اهل تمیز است

بقرآن عامل و خوف از جلیل است

به کم قانع مهیا بر رحیل است

انسان با انصاف

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

المنصف کریم و الظالم لئیم .[۷]

انسان با انصاف بزرگوار و کریم است ، و شخص ظالم پست و فرومایه است .

دیگر فرموده او منصف کریم است

کند ایثار اگر او را نعیم است

ولی ظالم لئیم است و تبه کار

گرش باشد ز دنیا مال بسیار

راستی رستگاری

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الصدق نجاح و الکذب فضاح .[۸]

راستگویی موجب نجات است و دروغگویی سبب رسوایی است .

دیگر گفتا سخن چون راست گوئی

نجات و رستگاری را بجوئی

واگر گوئی سخنهای دروغین

فضیحت آری و رسوا و ننگین

عزت علم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

العلم عز و الطاعة حرز.[۹]

علم عزت می‌آورد و اطاعت در پناه خدا بودن است .

سپس فرمود علم به عزت بیارد

بقلب خلق حبت را بکارد

بطاعت حرز جانت هست خلاق

زآفتها نیندیشی در آفاق

سربلندی قناعت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

عز من قنع ، ذل من طمع .[۱۰]

عزت در قناعت است و خواری در طمع است .

بگفت آنکس که شد قانع عزیز است

موقر در براهل تمیز است

کسی را کو طمع کاری مرام است

ذلیل و خوار نزد خاص و عام است

تواضع تعالی بخش

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

التواضع یرفع و التکبر یضع .[۱۱]

تواضع آدم را بالا می‌برد، و تکبر انسان را کوچک و پست می‌کند.

بگفتا کن تواضع با خلایق

بجاه و منزلت گردی تو لایق

تکبر گر کنی کوچک نمائی

بنزد خلق پست و بینوائی

عنایت توفیق

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

التوکل کفایة ، والتوفیق عنایة[۱۲]

کسی که توکل بر خدا کند خداوند او را کفایت می‌کند و به هر کس به خداوند عنایت فرماید توفیقش می‌دهد.

بگفتا هر که را باشد توکل

بس است او را خدا بنما تعقل

خدا چون با کسی دارد عنایت

دهد توفیق او را بی نهایت

عبادت اندیشه

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الشکر زیادة والکفر عبادة .[۱۳]

شکر نعمت روزی را زیاد می‌کند، و فکر خوب در صنع خداوند عبادت است .

بشکر حق شود رزق تو افزون

و اگر کفران کنی گردی پشیمان

تفکر گر کنی در صنع بازی

از این فکرت عبادت بهره داری

دافعه ترشروئی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

البشر مبرة ، العبوس معرة .[۱۴]

خوشروئی نیکوئی است در بین مردم ، و ترشروئی زشتی و باعث جدائی است .

بفرمود ار شوی خوشرو در عالم

ز قلب دوستان بیرون بری غم

ترش روئی اگر باشد شعارت

گریزان خلق باشد از کنارت

زیور عقل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

العقل زین والحمق شین .[۱۵]

عقل زینت آدم است ، و حماقت نادانی و زشتی است .

بگفتا هر که را عقل است در سر

مزین باشد و محبوب و رهبر

بر آن کوبا حماقت گشت مقرون

زنادانی و پستی هست مغبون

زینت انسان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

العقل زینة الانسان و الصدق امانه اللسان .[۱۶]

عقل زینت انسان ، و راستگوئی امانت زبان است .

بگفت عقلست زینت بهر آدم

که افضل شد ز مخلوقات عالم

کسی کوراست گفت اندر امانست

امانت صدق گفتار لسانست

سرچشمه عقل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

التواضع راءس العقل و التکبر راءس الجهل .[۱۷]

تواضع سرچشمه عقل است و تکبر سر منشاء جهل و نادانی .

تواضع گفته عقلت را بود سر

تن بی سر بود چون نخل بی بر

تکبر همچو سراندر تن جهل

بود در نزد جاهل این عمل سهل

عوامل سرزنش

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اربع تشین الرجل : البخل والکذب والشره وسو الخلق .[۱۸]

چهار چیز از صفات سرزنش آور آدم است : بخل ورزیدن ، دروغ گفتن ، حرص خوردن و بد خلقی .

بدی چهار است اندر مرد فرمود

که گر باشد کسی را هست مردود

بود بخل و دروغ و اکل بیحد

دیگر مردی که باشد خلق او بد

خیر دنیا و آخرت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اربع من اعطیهن فقد اعطی خیر الدنیا و الآخرة : صدق حدیث ، و اداء امانة ، و عفة بطن ، و حسن خلق .[۱۹]

چهار چیز را خدا به هر کسی عطا کند خیر دنیا و آخرت را به او عطا کرده است : راست گوئی ، ادا کردن امانت ، شکم را نگاه داشتن از غذاهای شبه ناک و اخلاق نیکو داشتن .

صفات خوب هم چهار است فرمود

گرت باشد عنایت کرده معبود

بود رد امانت ، صدق گفتار

عفاف بطن و حسن خلق بسیار بدنیا

گرنشان زین چهار داری

بفردای قیامت رستگاری

همین بس باشدت نزد خلایق

بمحشر سرفرازی نزد خالق

نتیجه عقل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

العاقل من عقل لسانه الا عن ذکر الله .[۲۰]

عاقل کسی است که زبان خود را مهار کند، مگر از ذکر خداوند.

بفرمود عاقل است آن کو زبانش

ببندد از سخن اندر دهانش

از او بند گران را بر نگیرد

مگر آندم که گوید ذکر سرمد

هوشمندی عاقل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

العاقل من لا یضیع له نفسا فیما لا ینفعه .[۲۱]

عاقل کسی است که ضایع نمی‌کند یک نفس از عمر خود را در چیزیکه نفع باو نمی‌دهد.

دگر عاقل کسی کو وقت خود را

نسازد ضایع در گفتار بیجا

چونفعش نیست اندر گفته خویش

نفس بیرون نسازد از دل ریش

بهترین عمل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الاخلاص خیرالعمل .[۲۲]

بهترین کارها خلوص نیت در عمل است .

خلوص نیت ار باشد چو در کار

قلیل او بود بهتر زبسیار

خلوص ار هست در آغاز و انجام

رسد آن کار با نیکی به اتمام

اسرار نابود کننده

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الاقتصاد ینمی اقلیل و الا سراف الجزیل .[۲۳]

میانه روی ، مال کم را زیاد می‌کند و اسراف مال زیاد را نابود می‌کند.

براه اقتصاد هر کس کند سیر

بنقد خویش مسرور است و لا غیر

در اسرافست اندر شخص نقصان

شود درویش با مال فراوان

کریم و لئیم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الکریم من صان عرضه بماله و اللئیم من صان ماله بعرضه .[۲۴]

کریم که شخصی با گذشت است مال را فدای آبروی خود می‌کند، و لئیم آبروی خود را فدای مال می‌کند

کریم آنکس که پوشد چشم از مال

برای آبرو در جمله افعال

لئیم آن کو بجمع مال کوشد

شرف در جمع مال آسان فرو شد

سزای متکبران

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ان المتکبرین یجعلون فی صور الذر یتوطا هم الناس حتی یفرق الله من الحساب .[۲۵]

اشخاص متکبر را روز قیامت خداوند بصورت مورچه محشر می‌کند و در زیر پای مردم لگدمال می‌شوند تا وقتی که خداوند از حساب مردم فارغ شود.

تکبر کن چو مور آید بمحشر

شود پامال خلق آندم مکرر

بدینسان هست تا آندم که خالق

شود از کار خلق الله فارغ

حیا و بی شرمی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الحیاء مفتاح کل خیر والقعة عنوان الشر.[۲۶]

حیاء برای انسان کلید هر گونه خیر، و بی شرمی و سرچشمه هر گونه شر است .

حیا باشد کلید خیر و خوبی

بود ساتر حیا بر هر عیوبی

ولی قبح است عنوان شرار است

تو را اندازد هر دم در مرارت

طاعت برادر

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اطع اخاک و ان عصاک وصله و ان جفاک ![۲۷]

اطاعت کن برادر مؤ من خود را اگر چه او به تو بدی کند، وصله رحم کن اگر چه او بتو جفا کند.

اطاعت کن برادرهای دینی

اگر از او بدی هر دم ببینی

تو با او کن صله گر او جفا کرد

تو او را جذب کن گر او رها کرد

مؤ من و فاجر

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

المؤ من من وقی دینه بدنیاه و الفاجر من وقی دنیاه بدینه .[۲۸]

مؤ من کسی است که حفظ می‌کند دین خود را با دنیای خود، و فاجر کسی است که حفظ می‌کند دنیای خود را با دین خود، یعنی دین را به دنیا می‌فروشد.

کند حفظ و حراست مؤ من از دین

دهد دنیا برای حفظ آئین

ولی فاجر فروشد دین به دنیا

بود مسرور از این افعال بیجا

ترس از خدا

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الخوف من الله من الدنیا یؤ من الخوف فی الاخرة منه .[۲۹]

کسیکه در دنیا از خدا بترسد در آخرت از خوف خدا مصون می‌ماند.

اگر خوف خدا باشد بدنیا

شوی ایمن زخوف دار عقبی

کسی گر از خدای خویش ترسد

دیگر از هیچ مخلوقی نترسد

نیکی در مقابل بدی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

احسن الی من اساء الیک واعف عمن جنی علیک .[۳۰]

نیکی کن با آن کس که بتو بدی می‌کند و عفو کن از کسیکه بتو جفا می‌کند.

تو نیکی میکن ای مرد خردمند

به آن کوبا تو بد کرده است هر چند

خیانت کار خود را عفو کن زود

رضای حق تو را گر هست مقصود

ادب و طلا

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

طالب الادب احزم من طالب الذهب .[۳۱]

کسی که دنبال ادب بر می‌گردد، احتیاط کارتر است از کسی که در جستجوی طلاست .

ادب ذیقیمت از هر باب باشد

که بهتر از طلای ناب باشد

طلایت گر نباشد غم نباشد

ادب گر نیست آن آدم نباشد

مصون از رسوائی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من قبل النصیحة سلم من الفضیحة .[۳۲]

کسی که نصیحت نصیحت کننده را قبول می‌کند، از رسوایی در جامعه سالم می‌ماند.

قبول ار می‌کنی پند و نصیحت

نمی‌گردی گرفتار فصیحت

هر آنکس پند دانایان نگیرد

به رسوایی و جهل آخر بمیرد

تلاش برای آخرت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اجعل همک وجدک لاخرتک .[۳۳]

کوشش و جدیت خود را برای آخرتت قرار بده .

اگر خواهی نباشی در ندامت

بکن جدیت از بهر قیامت

برای آخرت همت کن ای دوست

تجارت بهر خود بنما که نیکوست

دوست با انصاف

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

صدیقک من صدقک لا من صدقک .

رفیق واقعی تو آن است که بتو راست می‌گوید، نه آنکس که هر کاری می‌کنی ؛ عمل تو را تصدیق می‌کند!

رفیق خوب آن کور است گوید

طریق رستگاری را بپوید

نه آن کو می‌کند تصدیق کارت

بافعال بد و خوب است یارت

حفظ زبان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

احزن لسانک کما تحزن ذهبک و ورقک .[۳۴]

محفوظ بدار زبان خود را همچنانکه طلا و نقره و غنائم خود را حفظ می‌کنی .

لسانت راتو در مخزن نگهدار

باظهار زبانت باش بیدار

چنانکه مال و زر داری تو پنهان

کنی محفوظشان از خوف دزدان

حق و هوی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ارکب الحق و ان خالف هواک و لا تبع آخرتک بدنیاک .[۳۵]

پیرو حق باش ، اگر چه با هوای نفس مخالف کند، و هرگز آخرت خود را بدنیا نفروش .

زحق کن پیروی ای مرد دیندار

هوای نفس خود را واقع مگذار

بامر حق تو زیرک باش و باهوش

بدنیا آخرت را هیچ نفروش

اصلاح با عمل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اصلح المسی بحسن فعالک و دل علی الخیر بجمیل مقالک .[۳۶]

اصلاح کن گناهکاران و بدکاران را بعمل خود، و افراد را با سخن خوب به راه حق رهنمائی کن .

با عمالت بشو هادی به گمراه

بر غبت او نهد پا اندر این راه

بفعلت شو دلیل دین اسلام

زبان خویش را بربند در کام

علم و جهل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اطع العلم و اعصی الجهل تفلح .[۳۷]

از اعلم اطاعت کن و مخالفت جهل انجام بده آنگاه رستگار خواهی شد.

مطیع علم شو جان برادر

بنه تاج فضیلت را تو بر سر

خلاف جهل خود گر رهسپاری

بدنیا و بعقبی رستگاری

قبول نصیحت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اقبلوا النصیحة ممن اهداها الیکم .[۳۸]

نصیحت را از کسیکه بشما نصیحت می‌کند، بپذیرید.

زناصح کن قبول ای جان نصیحت

اگر هستی تو شخصی با فضیلت

گر او پندت دهد بپذیر از آن

کند او کار دشوار تو آسان

بشکرانه نعمت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اشتغل بشکر النعمة عن التطرب بها.[۳۹]

اشتغال به شکر نعمتهای خدا پیدا کن ، در حالی که هنوز مشغول عیش و طرب نشده باشی .

بشکر نعمت حق باش مشغول

بنزد منعمت هستی تو مسئول

بکن شکر نعیم ذات یکتا

پس آنگه عیش و نوشت کن مهیا

صبر در مصیبتها

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اشتغل بالصبر علی الرزیة عن الجزع لها.[۴۰]

صبر را پیشه خود قرار ده در مصیبتها، قبل از جزع و ناراحتی کردن .

بکن صبر ای برادر بر مصیبت

جزای خیر حق گردد نصیبت

جزع منما تو صابر باش در کار

که بر صبر تو پاداش است بسیار

صداقت و امانت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الزم الصدق و الا مانة فانهما سجیة الابرار.[۴۱].

ملازم راستگوئی و امانت داری باشید، که این دو کار از رویه نیکان است .

سخن را راستگو، رد کن امانت

امانت را مکن هرگز خیانت

اگر داری تو عقل و دین و ایمان

ملازم باش با افعال نیکان

علم و عمل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اخلصوا اذا عملتم و اعملوا اذا عملتم .[۴۲]

زمانیکه عمل می‌کنید خالص برای خدا کنید و ریا در آن نکنید و زمانیکه کاری را یاد گرفتید به آن عمل کنید و عالم بی عمل نباشید.

باعمالت خلوص نیت آور

بکن بهر رضای حی داور

بهر علمی که دانستی عمل کن

مباش همچون درخت بی بربن

دوست و دشمن

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله .[۴۳]

دوست و رفیق هر مردی عقل اوست ، و دشمن او جهل اوست .

رفیق مرد عقلش باشد ای دوست

رفاقت کردنت با دوست

ولی جهلش بود او را چو دشمن

زدشمن مرد عاقل نیست ایمن

وحدت و جماعت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الزموا الجماعة و اجتنبوا الفرقة .[۴۴]

همیشه ملازم جماعت و اجتماعات اسلامی باشید و از تنهائی و تفرقه جوئی دوری کنید.

بود خیر کثیر اندر جماعت

تو هم در اجتماع بنما شراکت

مکن از مسلمین دوری تو ای دوست

رفاقت کردنت با خلق نیکوست

ندای مرگ

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اسمعوا دعوة الموت اذانکم قبل ان یدعی بکم .[۴۵]

بشنوید ندای مرگ را بگوشهای خودتان ، قبل از اینکه مرگ شما را فرا خواند.

بگوش خود ندای مرگ برخوان

بگو ما اندر این داریم مهمان

تو قبل از داعی حق توشه برگیر

ندای مرگ ، برنا را کند پیر

آمادگی مرگ

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

استعدوا للموت فقد اظلکم .[۴۶]

آماده مرگ باشید، کارهای خود را اصلاح کنید به تحقیق که مرگ بر شما سایه می‌افکند.

مهیا بهر مرگ خویشتن باش

قدمردانه در این ره بیفراش

بغفلت خفته ، زیر سایه مرگ

تو هستی مرتحل کو توشه و برگ

نتیجه اخلاص

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

اخلص قلبک یکفیک القلیل من العمل .[۴۷]

قلب خود را از نیتهای غیر خدائی خالص بگردان ، عمل اندک هم برای تو کافی خواهد بود.

زیادی عمل گر شد تو را نغز

بود مانند جوزی خالی از مغز

خلوص نیت ار مقیاس باشد

قلیلش بهتر از الماس باشد

غنیمت فرصت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

انتهزوا فرص الخیر فانها تمر مرالسحاب .[۴۸]

فرصت‌های خوب را که آنان به سرعتی چون ساعت ابر می‌گذرند غنیمت بدارید.

زفرصتهای خوبت بهره برگیر

که اوقاتت کند هر لحظه تغییر

شتابان می‌رود چون ابر سیار

زفقدانش خوری افسوس بسیار

غنیمت عمر

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اکذبوا آمالکم و اغتنموا آجا لکم باحسن اعمالکم .[۴۹]

تکذیب کنید آرزوهای خود را و غنیمت بدارید عمر و اوقاترا باعمال خوب خود.

مکن از آرزوهایت حمایت

غنیمت دان تو عمر و کن سعایت

به نیکوکاری و حسن فعالت

مهیا توشه کن بهر قیامت

دوری از خواسته‌های نفسانی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اهجروا الشهوات فانها تقود کم الی ارتکاب الذنوب .[۵۰]

دوری کنید از خواسته‌های نفسانی ، بدرستی که آن شما را به ارتکاب گناهان می‌کشاند.

زخواهشهای نفسانی بشو دور

و الا چشم عقلت می‌کند کور

کشد سوی گناهت گاه و بیگاه

که تا سازد تو را یکباره گمراه

تبعات لذت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اذکروا عند المعاصی ذهاب اللذات و بقاء التبعات .[۵۱]

بیاد داشته باشید در موقع گناه کردن ، لذتهای زود گذر و مؤ اخذه و مسئولیت آن را که در پیشگاه خداوند عالم باقی می‌ماند.

چو خواهی مرتکب گردی گناهی

بدان حق می‌دهد بهرت گواهی

بکمتر وقت ، لذت گشته فانی

عذابش هست باقی گر بدانی

آگاه به آشکار و پنهان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اتقوا الله الذی ان قلتم سمع و ان اضمرتم علم .[۵۲]

خدا را در نظر داشته باشید، زیرا اگر حرفی را بگوئید او می‌شنود و بر ضمیر و درون دلهای شما هم آگاه است .

برای حق بپرهیزای خردمند

بداندر فکر و ذکرت هیچ مپسند

چو گفتی بشنود او از زبانت

وگر پنهان کنی داند نهانت

آه دل مظلوم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اتقوا دعوة المظلوم فانه یسل الله حقه .[۵۳]

بپرهیزید از دعا و آه مظلوم ، به درستی که طرفدار حق او خداوند است .

حذر کن از دعا و آه مظلوم

که باشد حامی او حی قیوم

اگر آهش برون از سینه تازد

بکوه آهن او روزن بسازد

به مظلوم بی پناه

قال علی ببن الحسین علیهما السلام :

ایاک و ظلم من لایجد ناصرا الا الله .[۵۴]

بر تو باد به دوری کردن از ظلم به کسی که یاری کننده‌ای غیر از خدا ندارد.

بترس ای ظالم از مظلوم بی یار

که او را حق بود یار و مدد کار

بپوشی گردوصد جوشن زفولاد

شود موم ، ار خدارا شب کند یاد

فقط امید به خدا

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اجعلوا کل رجائکم لله سبحانه و لا ترجوا احدا سواه.[۵۵] قرار دهید تمام امیدواری خود را به سوی خدا و به غیر خدا به هیچ کس ‍ امیدوار نباشید.

همه امید خود سوی خدا کن

حساب خلق و خالق را جدا کن

مدار از خلق عالم هیچ امید

که گردی از امید خویش نومید

موعظه عبرت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اتغطوا بالعبر و اعتبروا بالغیر.[۵۶]

از عبرتها پند بگیرید و از آثار گذشتگان و تغییرات ایام ، عبرت بیاموزید.

بگیر عبرت تو از ایام ماضی

بشو یکدم بنفس خویش قاضی

که از شاهان و از فرمانروایان

نمانده هیچ آثاری بدوران

دوست ظاهر و دشمن پنهان

قال مولانا جواد الائمه علیه السلام :

لا تکن ولیا لله فی العلانیة و عدوا له فی السر.[۵۷]

نباشید دوست خدا در ظاهر و دشمن خدا در پنهان .

مباش از دوستان حق بظاهر

چو در پنهان به حق باشی تو کافر

گرت باطن زظاهر هست بهتر

بود اعمال تو مرضی داور

حاکم شاهد

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اتقوا المعاصی فی الخلوات ، فان الشاهد هو الحاکم .[۵۸]

بپرهیز از گناه کردن در پنهان ، به درستی که شهادت دهنده خود حاکم یعنی خداوند می‌باشد.

بترسید از گنه کردن به پنهان

که باشد ذات بیچون شاهد آن

همان شاهد بود حاکم به محشر

ندانی چون شود الله اکبر

پرهیز از دوروئی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

احذر کل عمل یعمل فی السر و یستحبی منه فی العلانیة .[۵۹]

دوری کن از همه عملهائی که بجا می‌آوری در پنهان و حیا می‌کنی آن را در ظاهر انجام دهی

به پرهیز از عملهای نهانی

خدا می‌داند و خود هم بدانی

حیا داری که خلق آن را بدانند

تو را با آن عمل بیقدر دانند

همنشین خطرناک

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

احذر مجالسة قرین السوء فانه یهلک مقارنه و یردی مصاحبه .[۶۰]

دوری کنید از همنشین و رفیق بد، به درستیکه او همنشین و رفیق خود را فاسد و هلاک می‌کند.

بیا از همنشین بد حذر کن

مشو هم محضر و ترک سفر کن

که او آخر هلاکت می‌نماید

در زشتی برویت می‌گشاید

عمر از دست رفته=

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اخذروا ضیاع الاعمار لا یبقی لکم ففائتها لا یعود.[۶۱]

دوری کنید از ضایع کردن عمر در آن چیزی که سزاوار نیست ، زیرا مدت از دست رفته و فوت شده عمر بر نمی‌گردد.

بکن دوری مکن ضایع تو اعمار

به چیزی که تو را نبود سزاوار

چو عمرت رفت دیگر ناید او باز

نخواهی دید از انجامت آغاز

خطر بخل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

احذروا الشح فانه یکسب المقت و یشین المحاسن و یشیع العیوب .[۶۲]

دوری کنید از بخل ، زیرا بخل دشمنی ایجاد می‌کند و خوبیها را می‌پوشاند و عیوب را شایع می‌گرداند.

کنید از بخل دوری ای عزیزان

که نبود این صفت زاوصاف ایمان

کند بد حسن اعمالت دمادم

کند ظاهر عیوبت را در عالم

روز بازرسی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

احذروا یوما تفحص فیه الاعمال و تکثرفیه الزلزال و تشیب فیه الاطفال .[۶۳]

بترسید از روزی که بازرسی اعمال دقیق است ، زلزله‌های زیاد واقع می‌شوند! و از خوف بچه‌ها، پیر می‌شوند.

بترسید از قیام روز محشر

که تفتیش عمل گردد سراسر

کند خوف آنچنان بر خلق تاءثیر

که کودک اندر آن دم می‌شود پیر

بدبخت‌ترین افراد

قال علی علیه السلام :

اخسر الناس من رضی عن الدنیا عوضا عن الآخرة .[۶۴]

زیانکارترین مردم کسی است که خانه همیشگی را به خانه موقت بفروشد و بجای آخرت ، خود را بوسیله دنیا خوشنود گرداند.

به دنیا هر کسی باشد زیانکار

ولی آنکس زیانکار است بسیار

که بفروشد بدنیا دار عقبی

بمحشر آید او مانند اعمی

بهترین توشه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

خیر الزاد التقوی .[۶۵]

بهترین توشه برای سفر آخرت ، پرهیزکاری است .

نباشد توشه‌ای بهتر زتقوی

برای رفتن اندر دار عقبی

گناهان ترک کن ، واجب عمل کن

به دار خلد حوران را بغل کن

انسان آتشی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله لعلی یا علی :

من خاف الناس لسانه فهو من اهل النار.[۶۶]

یا علی کسی که مردم از زبانش بترسند، او از اهل آتش است .

هر آنکس خلق ترسد از زبانش

بود در آتش دوزخ مکانش

زبانت را، زبد گفتن نگهدار

تو خلق الله را با آن میازار

شرورترین

قال رسول الله صلی الله علیه و آله لعلی یا علی :

شر الناس من اکرمه الناس اتقاء فحشه (شره ).[۶۷]

شرورترین افراد کسی است که مردم از ترس بدزبانی او باو احترام بگذارند!

زشر هر که خلق الله ترسند

شوند از دوری او خلق خرسند

بنابر گفته نیکان و ابرار

کنندش احترام ، او باشد زاشرار

حرص زشت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ایاک و الحرص فانه شین الدین و بئس القرین .[۶۸]

بر تو باد باینکه دوری کنی از حرص و طمع ، زیرا حرص برای دین تو زشت و برای خودت هم بد رفیقی خواهد بود.

مباش ایجان حریص مال و امیال

که بد باشد برای دین و اعمال

زمؤ من حرص ورزیدن خلافست

رفیق ضد زهد و هم عفافست

جنون خشم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ایاک والغضب فاوله جنون و آخره ندم .[۶۹]

دوری کنید از غضب کردن ، زیرا اول آن دیوانگی و آخر آن پشیمانی است !

برون کن از سرت خوی غضب را

تو نصب العین کن حلم و ادب را

که چون دیوانه گردی اول آن

در آخرزآن عمل گردی پشیمان

لغزشهای پرحرفی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ایاک و الهذر فمن کثرت کلامه کثرت آثامه .[۷۰]

از پر حرفی پرهیز کن ، زیرا هرکس زیاد حرف بزند، لغزشها و گناهان او هم زیاد می‌گردد.

نزن حرف زیاد و باش هوشیار

بتطویل کلامت باش بیدار

سخن گر خارج از اندازه گوئی

طریق جرم و عصیان را بپوئی

پرخوری و بیماری

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ایاک و البطنه فمن لزمها کثرت اسقامه و فسدت احلامه .[۷۱]

بر شما باد به کم خوردن ، زیرا کسی که پربخورد زیاد می‌شود امراض او و خوابهای بد می‌بیند!

بکن دوری زاکل و شرب بسیار

که می‌گردد تن و روح تو بیمار

شوی از پر خوری رنجور و نالان

بشبها خوابها بینی پریشان

نشانه‌های ریا کاری

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ثلاث علامات للمرائی : ینشط اذا راءی الناس و یکسل اذا کان وحده و یحب ان یحمد فی جمیع اموره .[۷۲]

سه جیز از علامات ریاکاری است : موقع عمل در نزد مردم نشاط دارد و بهنگام عمل در تنهائی کسل است ، و دوست دارد که مردم او را در همه کارها مدح و ستایش کنند!

سه چیز آمد علامات ریاکار

نشاط اندر عمل در نزد انظار

کسل باشد به تنهائی در اعمال

به مدح خلق خوش باشد در افعال

ارزش خودشناسی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

رحم الله امرء عرف قدره و لم یتعد طوره .[۷۳]

رحمت خدا بر مردیکه بشناسد قدر خویش را و تجاوز از حدود خود نکند.

خدا رحمت کند آن مرد دانا

که بشناسد بدنیا قدر خود را

تجاوز از حدود خود نگیرد

براه حق بماند تا بمیرد

حسد بدن را می‌خورد

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

کما ان الصدی یاکل الحدید حتی یفنیه ، کذالک الحسد یکمد الجسد حتی یفنیه .[۷۴]

همچنانکه زنگ آهن را می‌خورد تا اینکه نابودش کند، حسد نیز بدن آدم را می‌خورد و بیمار می‌کند، تا از بین ببرد!

همانطوری که آهن را خورد زنگ

حسد جسمت کند بیمار و بی رنگ

تو از بخل و حسد جانا بپرهیز

مزن بر جسم و جانت حربه تیز

محبت و بغض

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لو ضربت خیشوم المؤ من علی ان یبغضنی ما ابغضنی ولو صببت الدنیا بجماتها علی المنافق علی ان یحبی ما احبی .[۷۵]

اگر بزنم بدماغ مؤ من برای اینکه دشمن من می‌باشد مؤ من هرگز با من دشمن نخواهد شد، و اگر تمام دنیا را در کف منافق بریزم که با من دوست شود، منافق با من دوست نخواهد شد!

زنم بر بینی مؤ من اگر من

که دشمن باشدم او نیست دشمن

دهم دنیا همه گر بر منافق

که گردد دوستم نبود موافق

راه چاره

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لکل هم فرج و لکل ضیق مخرج .[۷۶]

برای هر هم و غمی گشایشی است و برای هر تنگی و گرفتاری راه چاره‌ای خواهد بود.

بهر همی گشایش هست در کار

مشو ناراحت و کن صبر بسیار

جزع منمازتنگی ای برادر

که راهی می‌شود مفتوح آخر

توجه به نظر افراد

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لا تستفرن عندک الراءی الخطیر اذا اتاک به الرجل الحقیر.[۷۷]

نظریه مهمی را که شخص کوچکی نزد تو مطرح می‌کند کوچک مشمار، و از آن استفاده کن .

روا نبود به نزدت مرد دیندار

کنی تو راءی مردم کوچکی خار

که شاید گر بود کوچک به تصویر

بود در کارها با فکر و تدبیر

مهار خشم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لا تسر عن الی الغضب فیتسلط علیک بالعادة .[۷۸]

سرعت نکنید در غضب کردن ، زیرا اگر غضب مسلط بر شما بشود برای شما عادت می‌گردد.

مکن اندر غضب سرعت در ایام

که او گردد مسلط بر تو انجام

اگر باشد غضب بهر تو عادت

درخت آن دهد بار عداوت

رضایت حسود

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لا یرضی الحسود عمن یحسده الا بموته او بزوال النعمه عنه .[۷۹]

حسود راضی نمی‌شود از محسود خودش مگر اینکه آن طرف بمیرد یا نعمت از او سلب شود!

نمی‌گردد رضا حاسد ز محسود

مگر آندم که شد محسود مفقود

و یا آندم که نعمت شد از او سلب

رضای خاطر او کی شود جلب

امتحان و نعمت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لا یکمل ایمان المؤ من حتی یعد الرخاء فتنة والبلاء نعمة .[۸۰]

کامل نمی‌شود ایمان مؤ من تا اینکه وسعت را امتحان ، و بلا را نعمت بداند.

نشد کامل برای مؤ من ایمان

که ناید ظاهر این حالت بدیشان

که در حال فرح در امتحان است

بود نعمت بلایش گر بجان است

لذت مدارا

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لا ندم لکثیر الرفق ، لا عیش لسیی ء الخلق .[۸۱]

پشیمانی ندارد کسی که زیاد با مردم مدارا می‌کند و عیش و شادی ندارد کسی که با مردم بسوء خلق رفتار می‌کند.

پشیمانی ندارد هر که بسیار

بمردم با مدارا کرده رفتار

ندارد در مقابل عیش و شادی

هر آنکس سوء خلق آرد زیادی

سوءظن و حسن خلق

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لا ایمان مع سوء الظن و لا قرین کحسن الخلق .[۸۲]

ایمان نیست با داشتن گمان بد بخلق ، و رفیقی بهتر از اخلاق خوب نیست .

کسی اندر دلش ایمان ندارد

که سوءظن به خلق الله دارد

لزوم دوست اندر زندگانیست

رفیقی بهتر از خلق نکونیست

توشه سفر آخرت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من ایقن بالمعاد استکثر من الزاد.[۸۳]

کسی که یقین به قیامت دارد، توشه سفر آخرت تهیه می‌کند.

کسی کو را یقین باشد بعقبی

نماید توشه این ره مهیا

همانطوری که در دنیای امروز

هر آنکس توشه دارد هست پیروز

کفران نعمت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من استعان بالنعمة علی المعصیة فهو الکفور.[۸۴]

کسیکه نعمتهای خدا را در معصیت صرف نماید، کفران آن کرده است .

کنی گر نعمت حق صرف عصیان

زنعمتها، بدان کردی تو کفران

مهیا بهرت از کفران نعمت

عذاب دردناک اندر قیامت

ادعای مغرورانه

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من ادعی من العلم عایته ، فقد اظهر من اجهل نهایته .[۸۵]

کسی که ادعای رسیدن علم خود را به نهایت آن بنماید بتحقیق که نهایت جهل خود را اظهار کرده است .

هر آن کس گوید علمم هست افزون

زحد فضل پابنهاده بیرون

بدعوی خودار باشد مرتب

بدان او هست در جهل مرکب

هدف پست

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من کانت همته مایدخل بطنه کانت قیمته ما یخرج منه .[۸۶]

کسیکه تمام همت و کوشش خود را مصروف پر کردن شکم خود کند، قیمت ارزش آن همان چیزی است که از او خارج می‌شود.

هر آنکس همتش در خورد و خواب است

بنزد عارفان همچون دواب است

بود اندر حقیقت ارزش او

همان چیزیکه خارج گردد از او

شدیدترین گناه

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اشد الذنوب ما استخف به صاحبه .[۸۷]

شدیدترین گناهان آن است که شخص گناهکار آن را کوچک بشمارد.

بزرگست آن گناه تو زاعمال

که کوچک بشمری او را زافعال

چرا زان رو که باشی نزد خالق

تو کوچک دانیش نزد خلایق

آموزش جاهل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ما اخذ الله علی الجاهل ان یتعلم حتی علی العالم ان یعلم .[۸۸]

خداوند از نادان آن قدر پیمان نگرفته که یاد بگیرد، که از دانایان پیمان گرفته که ، علم خود را به دیگران بیاموزد.

زنادانان خدا نگرفته پیمان

که داند آنچه در او هست نادان

ولی بگرفته عهد از عالم اول

سپس پیمان به نادان شد محول

شخصیت پنهان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

المرء مخبوء تحت لسانه .[۸۹]

مرد در زیر زبانش پنهان است ، همینکه سخن گوید شناخته شود.

این سخن را علی (علیه السلام ) نموده بیان

مرد پنهان بود بزیر زبان

پایه و مایه اش بر ناظر

زسخن گفتنش شود ظاهر

تجارت با صدقه=

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اذا املقتم فتا جروا الله بالصدقه .[۹۰]

زمانیکه گرفتار فقر شدید بوسیله صدقه دادن با خدا معامله کنید.

اگر گشتی فقیر اندر زمانه

مگیر از این و آن هرگز بهانه

تجارت با خدا کن بهر اینکار

تصدق کن براه حق تو بسیار

حفظ آبرو

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ماء وجهک جامد یقطره السوال ، فانظر عند من ثقطره .[۹۱]

آبروی تو بجای خود ثابت و محفوظ است در موقع سؤ ال ببین نزد چه کسی آن را قطره قطره بر زمین می‌ریزی ؟!

همیشه آبرویت هست محفوظ

نباشی گر بخلق الله مقروض

ببین نزد که ریزی آبرویت

بیاید دست جود او بسویت

اعتماد به خداوند

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لا یصدق ایمان عبد حتی یکون بما فی یدالله سبحانه ، اوثق بما فی یده .[۹۲]

ایمان بنده درست و کامل نیست جز آن موقع که اطمینانش بآنچه در دست خداست بیشتر باشد، تا آنچه در دست خود اوست . چون آنچه در دست خداست باقی می‌باشد و آنچه در دست خود اوست فانی خواهد بود.

نباشد بنده را ایمان کامل

جز اندم کویقینش گشته حاصل

که دست حق زدست بنده اعلاست

امید بنده برحی تواناست

کاربرد علم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

قطع العلم عذرالمتعللین .[۹۳]

دانش راه بهانه جویان را می‌بندد، و فردای قیامت علماء نمی‌توانند بگویند ما نمی‌دانستیم !

بعالم بسته علم را بهانه

در آنها علم باشد چون نشانه

نبتواند بگوید نزد خالق

که من آگه نبودم از حقایق

پرده غرور=

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

بینکم و بین الموعظة حجاب من الغفلة ، العزة .[۹۴]

میان شما و پند و اندرز، پرده غرور غفلت است هر کس آن پرده را درید گوش دلش بگوهرهای مواعظ انبیا و بزرگان گرانباز می‌گردد.

میان دل و گوش و پند و اندرز

حجاب بین آنها هست چون مرز

هر آنکس این حجاب از بین گیرد

دل و گوشش زنیکان پند گیرد

گنجهای روزی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

فی سعة الاخلاق کنوز الارزاق .[۹۵]

در توسعه دادن حسن خلق گنجهایی است که کمک شایانی بروزی می‌کند.

بود در نیکی اخلاق بسیار

یکی گنجی نهفته پر زدینار

بحسن خلق اگر کردی تو احسان

برایت می‌شود روزی فراوان

شرط موعظه پذیری

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من لم یکن املک شی ءبه عقله لم ینفع بموعظة .[۹۶]

هر کس مسلطترین چیزی در امور دنیا و آخرتش تصرف می‌کند عقلش ‍ نباشد، بموعظه و پند سودمند نگردد.

بعقلت گر نیایی دین و دنیا

نمی‌گردی به پند غیر دانا

قوای فکر و عقلت بند در کار

بری نفع از مواعظها تو بسیار

قبل از اصلاح دیگران

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من لم یصلح نفسه لم یصلح غیره .[۹۷]

هر که خود را اصلاح نکند، دیگری را نتواند اصلاح نماید.

تو گر صالح بنفس خود نباشی

کجا مصلح بنفس غیر باشی

بکن اول تو نفس خویش را پاک

پس آنگه کن بصلح غیر ادراک

برای تندرستی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

صحة الجسد من قلة الحسد.[۹۸]

تندرستی انسان بخاطر کم رشک بردن نسبت به دیگران است .

اگر خواهی تن سالم مکرر

بپرهیز از حسد جان برادر

مبر بردیگران رشک فراوان

که تا جسمت نگردد چون علیلان

برای شادمانی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اعض علی القذی والا لم ترض ابدا.[۹۹]

خار و خاشاک ناگواریهای روزگار را نایده گیر وگرنه هیچگاه شادمان نخواهی بود.

غم و رنج جهان را وقع مگذار

واگرنه نیستی خوشدل در اعصار

المهای زمان نادیده برگیر

اگر خواهی نگردی زودتر پیر

پیشوای مؤ منین

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

انا یعسوب المؤ منین والمال یعسوب الفجار.[۱۰۰]

من پیشوای مؤ منین ، و مال پیشوای فاجران است ، مؤ منین دنبال من و بدکاران دنبال مال می‌باشند.

علی فرمود من یعسوب دینم

زعیم و پیشوای مؤ منینم

ولی یسعوب فاجر مال دنیااست

چه نحل اندر پی سلطان بهرجاست

تلخی حق

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ان الحق ثقیل مری و ان الباطل خفیف و بی ء.[۱۰۱]

حق سنگین و گوارا است و باطل سبک و آسان است .

بدان حق است سنگین و گوارا

ولی باطل سبک آرد و با را

به پیما راه حق گرهست سنگین

مگو باطل که گردی خار و ننگین

مرده میان زندگان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من ترک انکارا المنکر بقلبه و لسانه فهومیت بین الاحیاء.[۱۰۲]

کسی که ترک کند نهی از منکر را بقلب و زبان خود مثل مرده‌ای بین زنده هاست .

کسیکه نهی از منکر نگوید

بقلبش یا زبان ترکش بجوید

بمثل مرده بین زندگانست

بظاهر گرچه از خلق جهان است

فرزانه‌ترین

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

احکم الناس من فر من جهال الناس .[۱۰۳]

فرزانه‌ترین مردم کسی است که از مردمان نادان بگریزد.

بود دانا همان مرد نکو حال

که دوری جوید از افراد جهال

اگر دوری کنی از نزد جاهل

بعقل و دانشی در دهر کامل

شرم از خدا

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

افضل السخاء استحیاءک من الله .[۱۰۴]

برترین جوانمردی آن است که ، تو از خدا حیا کنی و دامن بناشایست نیالائی .

اگر هستی جوانمرد ای هنرمند

بپرهیز از گنه نزد خداوند

حیا کن از خدا، لختی بیندیش

نیالائی بزشتی دامن خویش

بهترین علم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

احسن العلم ما کان مع العمل .[۱۰۵]

بهترین دانش آن است که هم آهنگ با عمل باشد.

بود علم نکو آن کو در انجام

که مقرون با عمل باشد در ایام

بعلم بی عمل هر کس فروزد

چو نخل بی ثمر باید بسوزد

مؤ من واقعی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

المؤ من دائم الذکر، کثیر الفکر، علی النعماء شاکر و فی البلاء صابر.[۱۰۶]

مؤ من پیوسته بیاد خداست و زیاد می‌اندیشد، بسیار بر نعمتهای خداوند شاکر و در سختی‌ها و بلاها صابر است .

بذکر حق بود مؤ من شب و روز

کند فکر نعیم عالم افروز

بنعمتهای باری هست شاکر

بغمها و بلاها هست صابر

حکیم راهنما

قال السجاد علی بن الحسین علیهما السلام :

هلک من لیس له حکیم یرشده .[۱۰۷]

هلاک می‌شود کسی که نباشد برای او دانشمند پند دهنده و راهنمائی کننده‌ای .

حکیمی گر برایت نیست هر چند

که اندر کارها گوید تو را پند

شوی آخر هلاک اندر زمانه

نداری نزد حق فردا بهانه

برای پیوند دوستی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

العتاب حیاة المودة .[۱۰۸]

گله گذاری زنده کننده پیوند دوستی است ، برای اینکه دوست چون درد دلش را برای دوست گفت دوستش به او خوشبین می‌شود.

اگر با دوست راز دل بگوئی

ره حسن مودت را بجوئی

نمائی گر گله نزد رفیقت

رفیقت می‌شود یار شفیقت

جاذبه هدیه

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الهدیة تجلب المحبة .[۱۰۹]

ارمغان برای دوست بردن ، محبت او را جلب می‌کند.

چو بردی ارمغان بر دوستانت

شود شاداب ازین ره بوستانت

شود زدوستان جلب محبت

کند تجدید آثار مودت

قبر و فقر

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

القبر خیر من الفقر.[۱۱۰]

در قبر خفتن بهتر است تا با فقر و نادانی زندگی کردن .

بود در قبر خفتن بهتر از فقر

نباشد گر تو را بر فقر خود صبر

چو در فقر و قناعت صبرداری

تو داری در قیامت افتخاری

فریب غرور

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الجاهل من انخدع لهواه و غروره .[۱۱۱]

نادان کسی است که فریب آرزو و هوای نفسش را بخورد.

اگر گول هوای نفس خوردی

بدان نقدی زعمر خود سپردی

هر آنکس در هوای نفس کوشید

لباس جهل و نادانی بپوشید

شیوه نابخردان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الاستهتار بالنساء تسیمة النوکی .[۱۱۲]

دل بزنان سپردن شیوه گول خوردگان و احمقان است .

بزنها هر زمان گر دل سپاری

یقین دان عقل کامل را نداری

علی گفتا سپردن دل بزنها

ردیف احمقان باشد بدنیا

آسایش بزرگ

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الزهد فی الدنیا الراحه العظمی .[۱۱۳]

آسایش بزرگ در دنیا دل نبستن بدنیاست .

اگر گیری تو از دنیا کناره

بآسایش کنی عمری هماره

ببر از زهد و تقوی توشه خویش

مدار از سختی دنیا تو تشویش

اخلاق منافق

قال السجاد علی بن الحسین علیهما السلام :

المنافق ینهی و لا ینتهی ، یاءمر بما لا یاءتی .[۱۱۴]

منافق کسی است که مردم را نهی می‌کند و خود نهی نمی‌پذیرد و امر می‌کند بر مردم اما خود مرتکب خلاف می‌شود!

منافق می‌کند نهی خلایق

ولی خود نیست بالطفش موافق

بمردم امر بر نیکی نماید

ولی خود در ره نیکی نیابد

ایمان کامل

قال الباقر علیه السلام :

ان اکمل المؤ منین ایمانا احسنهم خلفا.[۱۱۵]

به درستی که کامل‌ترین مؤ منین از نظر ایمان ، کسی است که خلق نیکو داشته باشد.

زجمع مؤ منین ایمان کامل

هر آن کو حسن خلقش گشته حاصل

بحسن خلق هر کس شد مزین

مر او را کامل ایمانست و متقن

عفت نفس

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

طوبی لمن تحلی بالعفاف و رضی بالکفاف .[۱۱۶]

خوشا بحال کسیکه خود را بپا کدامنی و پرهیزکاری بیاراید و با روزی به اندازه کفاف ، بسازد.

خوشا آنکس که دامن پاک دارد

بپرهیز از گنه همت گمارد

زروزی آنچه حق بهرش رساند

قناعت ورزد، و راحت بماند

نیکی با بندگان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

طوبی لمن احسن الی العباد و تزود للمعاد.[۱۱۷]

خوشا به حال کسی که با بندگان خدا نیکی کند و برای روز باز گشتن توشه گرد آورد.

خوشا آن کو کند نیکی بمردم

بروی خلق بنماید تبسم

بجمع توشه بهر روز میعاد

شود مشغول و افزاید به تعداد

همنشینی دانشمندان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

مصاحبة ذوی الفضائل حیاة .[۱۱۸]

همنشینی با فضلا و دانشمندان سبب زندگی و روشنی دل است .

تو با اهل فضائل همنشین باش

به لذتهای عمر خود قرین باش

زدانش در سراجت ریز روغن

بود چشم و دلت همواره روشن

موجب قطع روزی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

مداومة المعاصی تقطع الرزق .[۱۱۹]

بگناهکاریها ادامه دادن موجب قطع روزی می‌گردد.

گناهت گر شود هر لحظه تکرار

بقطع رزق می‌گردی گرفتار

اگر از معصیت باشی گریزان

یقین دان روزیت گردد فراوان

سبب فساد اخلاق

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

مقارنه السفهاء تفسد الخلق .[۱۲۰]

به نادان و بیخردان نزدیک شدن خوی انسان را تباه می‌کند.

تو اگر باشی قرین و یار نادان

فساد خلق تو گردد نمایان

سفیهت گر جلیس و همنشین شد

بد اخلاقیت یار و هم قرین شد

ملاک زندگی سالم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

خالطوا الناس مخالطة ان متم معها بکوا علیکم ، و ان عشتم حنوا الیکم .[۱۲۱]

معاشرت کنید با مردم معاشرتی که اگر مردید در مرگ شما گریه کنند و در زندگی شما میل و رغبت به دوستی داشته باشند.

چنان با خلق آمیزش کن ای دوست

که این نزد خدا و خلق نیکوست

اگر مردی برایت اشک ریزند

به غبت از حیاتت بهره گیرند

حب و بغض برای خدا

قال الصادق علیه السلام :

من احب لله و ابغض لله و اعطی لله فهو ممن کمل ایمانه .[۱۲۲]

کسیکه دوستی کند برای خدا و دشمنی کند برای خدا و بخشش کند برای خدا، بکمال ایمان رسیده است .

کسی که حب و بغض و بخشش او

برای حق بود این کوشش او

بود ایمان او کامل به دنیا

شود خوشحال اندر دار عقبی

نشانه کمال عقلی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اذا تم العقل نقص الکلام .[۱۲۳]

زمانیکه انسان بکمال عقل برسد، گفتارش کم می‌شود.

زمانیکه شود عقل تو تکمیل

رود هر دم کلامت رو بتقلیل

چو هر کس عاقل است از گفته خویش

زگفتار و بیانش هست تشویش

زبان عاقل و منافق

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق و راء لسانه .[۱۲۴]

زبان عاقل بعد از قلبش است ، اول تعقل می‌کند، بعد می‌گوید، ولی نادان زبانش قبل از قلبش است اول می‌گوید بعد فکر می‌کند!

زبان عاقل است از بعد قلبش

تعقل می‌کند او قبل حرفش

ولی احمق زبانش هست اول

زند حرف و سپس فکری مطول

درندگی زبان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اللسان سبع ان خلی عنه عقر.[۱۲۵]

زبان چون درنده است که اگر از او غافل شوی تو را می‌گزد و مجروح می‌کند!

زبان باشد چو حیوان درنده

که کار او بود همچون گزنده

اگر غافل شوی از او زمانی

زند زخم فراوانت بآنی

صحبت نیکان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

صحبته الاخیار تکسب الخیر، کالریح اذا مرت بالطیب حملت طیبا.[۱۲۶]

همنشینی با نیکان کسب خیر می‌کند، مانند باد که چون بر گل خوش بو وزد بوی عطر می‌آورد.

ز صحبت کردن نیکان و اخیار

شود کسب کمال و خیر بسیار

چنانکه گر وزد باد از گلستان

رساند بوی گل بر شامه جان

معاشرات اشرار

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

صحبة الاشرار تکسب الشر کالریح اذا مرت بالنتن حملت نتنا.[۱۲۷]

همنشینی با اشرار و بدان کسب شر است مانند باد که به مزبله بوزد، بوی بد می‌رساند.

قرین با مردم اشرار بودن

بود کسب رذائل را نمودن

چو باد از مزبله خیزد دمادم

تعفن آورد از بهر آدم

خصلت مؤ من و منافق

قال موسی بن جعفر علیهما السلام :

المؤ من قلیل الکلام و کثیر العمل ، المنافق کثیر الکلام و قلیل العمل .[۱۲۸]

مؤ من حرفش کم است و عمل او زیاد است ، منافق حرفش زیاد است و عملش کم است .

کلامش کم بود مؤ من بدنیا

عمل دارد زیاد از بهر عقبی

ولی دارد منافق حرف بسیار

عمل در کار او نبود چو گفتار

بنده دو چهره

قال موسی بن جعفر علیهما السلام :

بئس العبد یکون عبد ذاوجهین و ذالسانین یطری اخاه اذا شاهده و یاءکله اذا عاب عنه .[۱۲۹]

بنده‌ای که دو صورت و دو زبان داشته باشد بد بنده‌ای است ، زیرا در حضور برادرش تعریف کند و در غیاب غیبت او را انجام می‌دهد.

بداست آن بنده کو اندر زمانه

زبان و صورتش باشد دو گانه

کند مدح کسی را پیش رویش

بود در غیبت او عیب جویش

توشه قبل از مرگ

قال حسن بن علی علیهما السلام لجناده یا جناده :

استعد لسفرک و حصل زادک قبل حلول اجلک .[۱۳۰]

مهیای سفر آخرت باشید و توشه تهیه کنید قبل از رسیدن مرگتان .

مهیا باش بهر مردن خویش

که داری پر خطر راهی تو در پیش

نما تحصیل زاد و توشه بسیار

که این ره بس خطرناک است و دشوار

شرط رفاقت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لایکون الصدیق صدیقا حتی یحفظ اخاه فی نکبته غیبته و وفاته .[۱۳۱]

رفیق خوب نیست مگر آن رفیقی که رفیق و برادر دینی خود را در مواقع تهی دستی و در غیاب و حتی پس از مرگ هم یاری کند و اسرار او را حفظ نماید.

رفیق خوب نبود در رفاقت

مگر آن کو کند اینسان حمایت

بفقر و تنگدستی باشدت یار

نگهدار بفوت و غیبت اسرار

بالاترین عبادت

قال الصادق علیه السلام :

ما عبدالله بشی ء افضل من اداء حق المؤ من .[۱۳۲]

عبادت کرده نشده خدا به چیزی که افضل و بالاتر باشد از اداء حق مؤ من .

عبادت کردن حق نیست اکمل

به آن چیزی که از این باشد افضل

که مؤ من را اداء حق نمائی

رضای حق به او ملحق نمائی

نتیجه تفکر

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

التفکر یدعو الی البر و العمل به[۱۳۳]

خوب فکر کردن انسان را دعوت می‌کند بسوی نیکی و خیر و عمل کردن به نیکی .

تفکر در جهان آفرینش

چو کردی می‌شوی از اهل بینش

چو فکر نیک در سر پرورانی

به میدان عمل چون پهلوانی

دین و یقین

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

حسن الدین من قوة الیقین[۱۳۴]

خوبی دین و به احکام آن عمل کردن ، از قوت یقین انسان است .

اگر در دین یقین گردید محکم

باعمال اندر آن باشی منظم

کسی را چون یقین سست است در کار

نهالش در عمل کی می‌دهد بار

بردباری و دانش

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

حسن الحلم دلیل وفور العلم .[۱۳۵]

حلیم بودن و خوبی آن دلیل فراوان داشتن علم انسان است .

اگر داری تو صبر و بردباری

نکردی در بدیها بیقراری

بدی از کس بحملت چو آسان

تو داری علم و دانش فراوان

جاذبه دلها

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

حسن الصحبة یزید فی محبة القلوب .[۱۳۶]

نیکو همنشینی نمودن و رفاقت کردن ، بر محبت دلهای مردم می‌افزاید.

چو نیکو همنشینی با خلق باشد

بدلها تخم حبت را بپاشی

نما نیکی به مردم در رفاقت

که تا مهرت فتد اندر رقابت

زینت حکمت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

علیک بالحکمة فانها الحلیة الفاخرة .[۱۳۷]

بر تو باد بآموختن حکمت ، زیرا حکمت لباس زیبائی است که شخص را سرافراز می‌دارد.

چو بتوانی برو حکمت بیاموز

که اندر کارها باشی تو پیروز

لباس دانش ار پوشی تو در بر

سرافرازی و تاج علم بر سر

رشته مودت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

علیک بالبشاشة فانها حبالة المودة .[۱۳۸]

بر تو باد بخوشروئی زیرا این خصلت ریسمان و وسیله دوستی با مردم است .

به مردم روبرو شو با بشاشت

بکن با خلق با نیکی رفاقت

که آن سررشته باشد بر مودت

بیارد دوستی را با محبت

زراعت پربرکت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

علیک بالاحسان فانه افضل زراعة و اربح بضائة .[۱۳۹]

بر تو باد به نیکی کردن با مردم ، که آن برترین زراعت و سودمندترین سرمایه است .

معاشر باش با مردم باحسان

بهر صورت طلب کن خیر آنان

چون از کشت و زرعت جود داری

یکی سرمایه پرسود داری

بهره شما از زمین

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

و انما حظ احد کم من الارض ذات الطول و العرض قید قده ، متعفرا علی خده .[۱۴۰]

این است و جز این نیست که حظ و بهره شما از زمین باندازه طول و عرض ‍ بدن شما است ، یعنی اگر قدتان بلند باشد، قبرتان دازتر خواهد بود، و اگر بدن شما پهنتر باشد قبرتان پهنتر است آن هم با گذاشتن صورتتان روی خاک قبر پس تا زنده‌اید غافل نباشید و بدنیا دل نبندید و برای آن کار کنید.

بگفتا سهمتان از این زمین شد

بحجم و طول و عرض قامت خود

بقدر قبر حظ و بهره دارید

دیگر هر گونه باشد می‌گذارید

گذاری سر بخاک آنهم بتعفیر

کند آن لحظه احوال تو تغییر

تو چون اینگونه ره در پیش داری

چرا پس حرص مال بیش داری

در هر چیز عبرتی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ان فی کل شی موعظة و عبرة لذوی اللب و الاعتبار.[۱۴۱]

براستی که از برای خردمندان و گیرندگان پند در هر چیز دنیا پند و عبرتی است .

به هر شیی ازین اشیاء عالم

گشاید دیده آن کوهست آدم

بگیرد پند اگر او هست عاقل

نماید خود بخود تحصیل حاصل

بهتر از هفتاد هزار عابد

قال الباقر علیه السلام :

عالم ینتقع بعلمه افضل من سبعین الف عابد.[۱۴۲]

عالمی که بعلم خود عمل کند و نفع ببرد، افضل است از هفتاد هزار عابد.

اگر عالم بعلمش گشت عامل

بود از هر جهت او شخص کامل

بارزش عالمی کوهست اعقل

زسبعین الف عابد، باشد افضل

حمایت زیانمند

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من نصر الباطل خسر[۱۴۳]

کسیکه باطل را یاری کند در فردای قیامت زیانکار و پشیمان است .

زباطل گر کنی یاری بدوران

زمانی آیدت ، افسوس و خسران

پشیمانی دیگر سودی ندارد

برایت ارمغان حسرت بیارد

عبادت واقعی

قال علی بن موسی الرضا علیهما السلام :

لیس العبادة کثرة الصیام و انما العبادة التفکر فی امر الله عزوجل .[۱۴۴]

نیست عبادت به زیادی نماز و روزه ، بلکه عبادت زیاد فکر کردن در کار خداوند متعال است .

زیادی نماز و روزه نبود

عبادت در طریق امر سرمد

تفکر گر کنی در صنع باری

ازین ره در قیامت بهره داری

عبادت برتر

قال الصادق علیه السلام :

افضل العبادة ادمان التفکر فی الله و فی قدرته .[۱۴۵]

بالاترین عبادت آن است که پیوسته درباره خداوند و قدرت او بیندیشی .

عبادت آنکه افضل باشد از دور

که پیوسته روی سوی تفکر

نظر در ذات حق و قدرت او

چو بنمائی ، بود بس کار نیکو

بیداری دل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

نبه بالتفکر قلبک و جاف عن اللیل جنبک و اتق الله ربک .[۱۴۶]

قلب خود را با تفکر بیدار کن و در شب خود را از رختخواب جدا کن و بعبادت بپرداز و پرهیزگار باش و خدا را در نظر بگیر.

بکن با فکر قلب خویش تنبیه

برایش کن قیامت را تو تشبیه

برون از رختخوابت شب بنه پا

به تقوای کوش بهر حق بهرجا

اخلاص کامل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

غایة الاخلاص الخلاص .[۱۴۷]

اگر در تمام امور به اخلاص کامل برسی از همه ناراحتیها خلاص ‍ می‌شوی .

اگر اخلاص در کار تو باشد

دیگر ناراحتی بهرت نباشد

خلاصی جوئی از هر رنج و زحمت

زافعال خودت باشی بعشرت

ترا می‌بیند

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اعبد الله کانک تراه فان کنت لا تراه ، فانه یراک .[۱۴۸]

عبادت کن خدا را مثل اینکه او را می‌بینی ، زیرا اگر تو او را نمی‌بینی او تو را می‌بیند.

چنان حق را عبادت کن که بینی

تو او را و بنزد او قرینی

نمی‌بینی بچشمت گر تو الله

تو را او بیند اندر گاه بیگاه

اراده خیر خدا

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اذا اراد الله بعبد خیرا فقهه فی الدین و زهده فی الدنیا، و بصره عیوبه .[۱۴۹]

آنگاه که خداوند اراده فرماید به بنده‌ای خیر برساند، او را در دین فقیه و دانا، نسبت بدنیا زاهد و بی اعتنا، و درباره معایب خودش بصیر و بینا می‌گرداند.

به عبد ار خیر خواهد حق زاحسان

فقیهش می‌کند در دین و ایمان

بدنیا زهد او را بیش سازد

بصیرش در عیوب خویش سازد

راه بهشت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من سلک طریقا یطلب فیه عما سلک الله به طریقا الی الجنة .[۱۵۰]

کسیکه راهی را برای فرا گرفتن علم برود خداوند راه بهشت را برای او آسان می‌گرداند.

کسی کو در طریق علم کوشد

لباس طالبان علم پوشد

خدا بهرش نماید سهل و آسان

بجنت خادمانش حور و غلمان

چشمه‌های حکمت دل

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من اخلص لله اربعین یوما فجرالله ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه .[۱۵۱]

کسی که چهل روز خود را برای خدا خالص کند، خداوند چشمه‌های دانش ‍ را از قلبش بزبانش جاری می‌کند.

اگر خالص کنی خود را چهل روز

برای حق در این راهی تو پیروز

شود بس چشمه‌های علم جاری

زقلبت بر زبان ، از لطف باری

شلاق برای آموزش

قال الصادق علیه السلام :

لوددت ان اصحابی ضربت رؤ سهم بالسیاط حتی یتقهوا.[۱۵۲]

هر آینه دوست دارم اصحابم را با تازیانه بر سرشان بزنند، تا اینکه دانش ‍ فراگیرند و علم احکام بیاموزند.

بتاءدیب ارزنند اندر زمانه

سر اصحاب من با تازیانه

خوشم تا آنکه باب فضل جویند

ره علم و فقاهت را بپویند

اینطور باش

قال الصادق علیه السلام :

اغدعا لما او متعلما اواحب اهل العلم و لا تکن رابعا فتهلک ببعضهم .[۱۵۳]

صبح کنید در حالیکه عالم باشید، یا مشغول فراگرفتن علم ، یا دوستدار اهل علم باشید، و از دسته چهارم نباشید که به وسیله یکی از آن سه دسته هلاک خواهید شد!

نما صبح ، آنکه اهل علم باشی

و یا مشغول کسب علم باشی

و یا باشی محب و یار آنان

اگر مرضی حق جوئی بدوران

دیگر از دسته چهارم بپرهیز

که بغض اهل علم است آتش تیز

نهایت کمال

قال الباقر علیه السلام :

الکمال کل الکمال التفقه فی الدین و الصبر علی النائبة و تقدیر المعیشة .[۱۵۴]

کمال و بکله همه کمال انسانیت در سه چیز است : دانا بودن در دین و احکام آن ، صابر بودن در ناراحتی‌های دنیا، و اندازه نگهداشتن در معاش .

بود کاملترین اهل عالم

بعلم دین هر آنکس هست اعلم

صبور است او بسختی زمانه

معیشت را رود راه میانه

عمل بدون علم

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من عمل علی غیر علم کان ما یفسد اکثر مما یصلح .[۱۵۵]

کسیکه عمل کند بدون علم ، فساد کارش زیادتر از اصلاح آن است !

عمل هر کس بدون علم دارد

بجز خسران از آن چیزی ندارد

فساد آن بود، از خیر آن بیش

بدین سرمایه ، او باشد چو درویش

معیار ارزش اشخاص

قال الصادق علیه السلام :

اعرفوا منازل الناس علی قدر روایتهم عنا.[۱۵۶]

مقام و منزلت مردم را باندازه نقل احادیث آنها از ما بشناسید.

شناسید آنچنان قدر خلایق

که در نقل روایاتند شائق

زما نقل احادیث و روایات

کنند البته ، با تطبیق آیات

گناه جلو چشم

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اذا اراد الله بعبد خیرا جعل ذنوبه بین عینیه ممثله ... و اذا اراد بعبد شرا انساه ذنوبه[۱۵۷]

زمانیکه اراده کند خداوند خیر به بنده اش برساند، گناهش را در مقابل چشمش قرار می‌دهد، و آنگاه که شر بنده اش را بخواهد گناه را فراموش او می‌کند.

خیر گر خواهد خدا بر بنده اش

بیند عصیان رفته و آینده اش

شرش ار خواهد زطغیان گناه

می‌برد از یادش آثار گناه

در حضور چه کسی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

لا تنظر الی صغر الخطیئة و لکن انظر الی من عصیت .[۱۵۸]

بکوچکی گناه نگاه مکن و لیکن ببین در حضور چه کسی گناه می‌کنی !

برگناه کوچکی منما نظر

تو مپنداری ندارد آن اثر

کن نظر نزد که بنمائی گناه

چون گناهت را خدا باشد گواه

شوخی نکن

قال حسن بن علی العسکری علیهما السلام :

لا تمار فیذهب بهائک و لا تمازح فیجتراء علیک .[۱۵۹]

جدال نکنید که قیمت و ارزش شما کم می‌شود، و شوخی نکنید که مردم بر شما جراءت پیدا می‌کنند!

تو مکن با مردم ای عاقل جدال

تا نگردد ارزشت کم ، از کمال

هیچ گه شوخی مکن از حد فزون

تا بتو جراءت نمایند از برون

ریشه شر را بکن

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

احصد الشرمن صدر غیرک بقلعه من صدرک .[۱۶۰]

بوسیله پاک کردن شر و بدی در سینه خود شر و بدی را از سینه دیگران پاک کنید.

سینه مردم ، زشر و بد بشوی

تا که آب رفته باز آید بجوی

شر و بد از سینه خود دور کن

صدر غیر از این سبب معمور کن

کارنیک پیوسته

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

قلیل مدوم علیه ارجی من کثیر مملول منه .[۱۶۱]

عمل خیر کمی که بر آن مداومت شود، بهتر از عمل زیاد خسته کننده است .

خیر کم دائم اگر شد بهتر است

از زیادیکه کسالت آور است

سهل باشد کار کم ، انجام آن

مشکل آید در کثیر اقدام آن

عبادت گناهکار

قال الصادق علیه السلام :

من اطاع رجلا فی معصیته فقد عبده .[۱۶۲]

کسی که از گناهکاری در معصیت خداوند پیروی کند، در واقع بندگی آن گناهکار را نموده است .

هر که بنماید اطاعت از کسی در معصیت

کرده او را بندگی و در گناهش ‍ تقویت

مشرک است و جای او در نار نیران جهیم

چونکه در دامان شیطان لعین شد تربیت

مؤ من و کوه

قال الصادق علیه السلام :

المؤ من اصلب من الجبل لان الجبل یستقل منه و المؤ من لا یستقل من دینه شی .[۱۶۳]

مؤ من در دین خود از کوه محکمتر است ، زیرا کوه ممکن است در اثر حوادثی مانند زلزله ، متلاشی شود، ولی مؤ من در دین سست نخواهد شد.

بود مؤ من به دین ، محکم تر از کوه

نه لغزد در حوادثهای انبوه

شود در کوه نقصان بلکه حاصل

ولی نقصان بمؤ من نیست شامل

بر پیشانی نوشته

قال الصادق علیه السلام :

من اعان علی مؤ من بشطر کلمة ، لقی الله عزوجل و بین عینیه مکتوب : ایس ‍ من رحمتی .[۱۶۴]

هر کسی علیه شخص مؤ منی کلمه‌ای بگوید، فردای قیامت خداوند متعال را ملاقات می‌کند که ، میان پیشانی او نوشته شده : این شخص از رحمت خداوند محروم گردیده است !

به مؤ من گر کسی توهین نماید

بروی خود در ذلت گشاید

به محشر بین چشمش این شعار است

که دور از رحمت پروردگار است

بخل و سلام

قال الصادق علیه السلام ، قال الله عزوجل :

البخیل من بخل بالسلام .[۱۶۵]

بخیل کسی است که در سلام کردن به دیگران بخل ورزد!

بخیل آنکو که بخلش در سلام است

بماقبل سلام ، او را کلام است

بود او ابخل از جمع بخیلان

بامر کرد گارش نیست ایمان

تکبر و عقده حقارت

قال الصادق علیه السلام :

ما من رجل تکبر او تجبر الا لذلة وجدها فی نفسه .[۱۶۶]

هیچ مردی نیست که تکبر کند و ظلم نماید، مگر بخاطر کوچکی و احساس ‍ حقارتی که در وجود خود سراغ دارد!

تکبر نیست در مردان هوشیار

بمردم کی نماید ظلم بسیار

مگر آنکس که پست است از اصالت

بقلبش عقده باشد از حقارت

تکبر و ذلت

قال الصادق علیه السلام :

ان فی السماء ملکین موکلین بالعباد، فمن تواضع لله رفعاه و من تکبر وضعاه .[۱۶۷]

به درستی که در آسمان دو ملک موکل بر هر بنده‌ای از بندگان خدا هست ، کسیکه بخاطر خدا تواضع کند خدا بلندش می‌کند و هر کس تکبر کند خداوند او را خوار می‌گرداند.

گل نوع بشر تا حق سرشته

موکل گشته زامرش دو فرشته

تواضع هر که کرد او شد رفیع جاه

تکبر هر که کرد افتاد در چاه

نشانه تواضع

قال الصادق علیه السلام :

ان من التواضع ان یجلس الرجل دون شرفه .[۱۶۸]

از علامات تواضع هر کس این است که پائین تر از مقام خود بنشیند.

تواضع گر تو داری نزد مردم

نسازی جای قدر خویش را گم

بهر مجلس درائی باش خوش بین

تو بنشین از مقام خویش پائین

سرمنشاء ایمان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

راءس الایمان حسن الخلق و التحلی بالصدق .[۱۶۹]

سرمنشاء و ریشه ایمان ، خلق خوش داشتن و خود را براستی آراستن است .

سر ایمان بود خلق نکویت

برغبت هر کسی آید بسویت

تو خود زینت نما با صدق گفتار

که گل باشی تو اما دور از خار

نیکی به مردم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

راءس الایمان الاحسان الی الناس .[۱۷۰]

سرچشمه ایمان ، نیکی کردن و خوش رفتاری نمودن با مردم و اهل ایمان است .

سرایمان بود نیکی به افراد

که خلق الله باشند از تو دلشاد

تو خوشرفتار اگر باشی در ایام

سرافرازی تو در آغاز و انجام

خوبی به فرومایگان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

راءس الرذائل اصطناع الاراذل .[۱۷۱]

ریشه زشتیها و ناکسیها با ناکسان نیکی نمودن و خوبی کردن است .

سربد کاری و زشتی همین است

که با ناکس زنیکیها قرین است

کسی چون ناکس و بی ریشه باشد

چو سنگ اندر وجود شیشه باشد

اعتماد به قضای الهی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الا تکال علی القضاء اروح .[۱۷۲]

بر قضای الهی تکیه زدن آسایش بخش تر است .

قضای حق اگر شد تکیه گاهت

باوضاع جهان نبود نگاهت

به آسایش گذاری عمر شیرین

نگردی از قضای دهر غمگین

تهذیب نفس

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الاشتغال بتهذیب النفس الصلح .[۱۷۳]

به پاکیزی نفس پرداختن شایسته تر است .

بپاکی کمال نفس خود کوش

بنه بر روی قبح نفس سرپوش

که باشد سازگار دین و دنیا

بود سرمایه ات در دار عقبی

مرگ سرخ

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الفقر مع الدین الموت الاحمر.[۱۷۴]

قرض داری همراه با ناداری مرگ سرخ است .

فقیری کو بود مقروض مردم

نماید دست و پای خویش را گم

بنزد دائن خود هست ننگین

بودمرگی بخون سرخ رنگین

از جا خیز

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اکرم ضیفک و ان کان حقیرا و قم عن مجلسک لابیک و معلمک و ان کنت امیرا.[۱۷۵]

مهمان را گرامی دار اگر چه کوچک باشد و از برای پدر و آموزگار خود از جا برخیز و احترام کن اگر چه امیر باشی .

بکن اکرام مهمان در سرایت

اگر کوچک آید از برایت

به پیش باب و هم آموزگاران

زجا خیز ار تو باشی از امیران

نیکی نا اهل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الکرامة تفسد من اللئیم بقدر ما تصلح من الکریم .[۱۷۶]

نیکی بهمان اندازه که از رادمرد موجب صلاح است از سوی نا اهل موجب فساد است . زیرا ناکس اگر کار خوبی هم بکند منت می‌گذارد و گاهی باعث آبروریزی می‌گردد.

کرامت از لئیم افساد دارد

چنان کو کز کریم احسان بیارد

زناکس خیر منت هست بسیار

بسا بر آبرو ریزی کشد کار

بیماری حماقت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الحمق داء لایداوی و مرض لا یبرء.[۱۷۷]

ابلهی درد بی درمانی است که دوا نپذیرد، و بیماری است که از سر انسان دست بردار نیست !

حماقت درد بیدرمان جان است

بهر جا پانهد آن را نشان است

یکی دردیست اندر ریشه جان

جدا هرگز نمی‌گردد زانسان

سنگ غصبی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الحجر الغصب فی الدار رهن لخرابها.[۱۷۸]

سنگ غصبی که در خانه باشد و یا مصالح دیگری که غصبی باشد، گرو خرابی آن خانه است و عاقبت خرابش خواهد کرد.

اگر سنگی بود غصبی بخانه

بود ویرانیش را آن نشانه

یکی خشت ار زغصبی در بنا بود

کند آن خانه را ویران و نابود

مصائب مساوی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

المصائب بالسویه مقسومة بین البریة .[۱۷۹]

مصیبتها به طور تساوی و یکسان میان مردم تقسیم شده و هر کس به اندازه توانائیش آن را تحمل کند.

از مصائب در میان بندگان

بالسویه کرده حق تقسیم آن

با توانائی هر کس آن حکیم

کرده قسمت چونکه او باشد علیم

اصالت شخصیت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

احتمال الدینة من کرم السجیة .[۱۸۰]

رنج و زشتی ناکسان را بر خویشتن هموار کردن ، از خوش سرشتی انسان است .

هر که رنج و زشتی از ناکس کشد

لب اگر نگشود نزد خود برد

او بود یک آدم نیکو سرشت

قابلیت دارد از بهر بهشت

سود معنوی و مادی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اخ تستفیده ، خیر من اخ تستزیده .[۱۸۱]

برادری که با عملش تو را سود رساند، بهتر از برادریست که مالش تو را افزون رساند.

آن برادر کز عمل سودت رساند

به از آن کوبر تو اموالی رساند

مالی فانی می‌شود، اما عمل

هست در کام تو هر دم چون عسل

نشانه همت بلند

قال امیرالمؤ منین علیه السلام

الفعل الجمیل ینبی ء عن علو الهمة .[۱۸۲]

کار نیک بجا آوردن نموداری از بلند همتی انسان است .

هر که نیکو کار باشد در جهان

از علو همتش باشد بدان

باشد او از مردم صاحب اثر

هست مانند درخت پرثمر

آقای بهشتیان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

سادة اهل الجنة الاتقیاء المتقون .[۱۸۳]

مهتر و آقای بهشتیان ، پرهیز کاران اندیشمند و خداترس هستند.

هست آقا در بهشت جاودان

هر که باشد متقی اندر جهان

هر که شد پرهیز کار اندیشناک

با دل خوش می‌رود در زیر خاک

آرام باش

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

سوف یاتیک ماقدرلک فخفض المکتسب .[۱۸۴]

بزودی آنچه برایت مقدر شده است بتو می‌رسد، بنابراین در کار و کسب آرام و بی طمع باش .

زود آید آنچه تقدیر تو هست

تو مشو در زندگی مغرور و مست

سرعت اندر کار و کسب خود مکن

آرزو بر کن زدل ، از بیخ و بن

سلامت دنیا

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

سالم الناس تسلم دنیاک .[۱۸۵]

با مردم صلح و سازش داشته باش تا در دنیایت به سلامت و رستگار باشی .

باش با خلق جهان در آشتی

نیست مقدور آنچه خود پنداشتی

خواهی ار باشی بدنیا رستگار

بغض مردم را زدل بیرون بیار

مهار شهوت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من لم یملک شهوته لم یملک عقله .[۱۸۶]

هر که شهوتش را مالک نگردد و در بند فرمانش نکشد، عقلش را مالک نخواهد شد.

هر که نتواند کند شهوت به بند

عقل او را می‌رسد هر دم گزند

هر کسی را عقل و ادراکست بیش

سر بکوبد از هوای نفس خویش

عمل برای آخرت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من لم یعمل للاخرة لم ینل امله .[۱۸۷]

هر که برای آخرت عمل نکند به آرزویش نرسد، چون منتهی آرزوی انسان آخرت است و آخرت هم جز بعمل بدست نیاید.

آنکه بهر آخرت در کار نیست

آرزویش هیچ با او یار نیست

چون نهایت آرزو عقبی بود

آرزوی بی عمل بیجا بود

عامل بزرگواری

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من لم یکن له عقل یزینه لم ینبل .[۱۸۸]

هر که عقلی که او را بیاراید نداشته باشد، راست و بزرگوار نگردد.

نباشد هر که عقلش زینت او

بجهل آلوده باشد طینت او

بزرگی را نیاید در زمانه

حماقت می‌شود او را بهانه

برای قبول عمل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من لم یصحب الاء خلاص عمله لم یقبل .[۱۸۹]

هر کس اخلاص و پاکی را با نیتش همراه نگرداند، عملش پذیرفته نخواهد شد.

خلوص نیت گر نیست در کار

درخت این عمل کی می‌دهد بار

نمی‌باشد قبول رب الارباب

مثال کوزه باشد خالی از آب

پناهگاه گرفتاری

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اجعل زمان رخائک عدة لایام بلائک .[۱۹۰]

روزگار آسایشت را پناهگاه دوران گرفتاریت قرار بده .

زمان راحتت را کن پناهگاه

برای روز رنج و محنت و آه

که دنیا نیست یکسان بهر انسان

اگر غافل شوی گردی پشیمان

خداترسی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اتق الله الدی لابد لک من لقائه و لا منتهی لک دونه .[۱۹۱]

از خدائیکه از دیدارش ناگزیری و پایان کارت هم جز بدو نیست باید واهمه داشته باشی .

بترس از آن خداوند کبیری

که از درک حضورش ناگزیری

تو را با او سرو کار است آخر

زاسرارت بود آگه سراسر

سخن خوب با مردم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من لم یجمل قلیلا لمن یسمع جمیلا.[۱۹۲]

هر کس با مردم نیکو سخن نگوید جواب نیکو نشنود.

سخن با خلق اگر نیکو نگوئی

طریق نیک خوئی را مجوئی

تو هرگز پاسخ نیکو نگیری

بجهل و سوء خلق آخر بمیری

صبر و پیروزی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الصبر اعون شئی علی الدهر.[۱۹۳]

در پیش آمدهای روزگار، صبر و بردباری بهترین یار و پشتیبان انسان است .

صبر را در کارها بنما شعار

بهترین یار است آن در روزگار

هر که را صبر است در هر خوب و بد

در دو عالم سود سرشاری برد

میوه درخت عقل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

العقل شجرة ثمرها السخاء و الحیاء.[۱۹۴]

خرد درختی که میوه آن شرم و جوانمردی و بخشش است .

عقل باشد چون درخت میوه دار

خرم و سبز است اندر هر بهار

میوه اش جود حیا و بخشش است

مثمر است آن تا جهان در گردش است

کار مداوم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

علیک بادمان العمل فی النشاط و الکسل .[۱۹۵]

برتو باد به همیشه انجام دادن کاری که در دست داری ، چون اگر فاصله شد طبع آدم از آن رمیده می‌شود.

دائم اندر کار خود پیگیر باش

کوش کن در کار و با تدبیر باش

گر کسل هستی از او یا در نشاط

فصل منما چون شود طبع تومات

پیوند دوستی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

علیک بالبشاشة فانها حبالة المودة .[۱۹۶]

بر تو باد به خوشروئی ، زیرا این رشته دوستی با مردم است .

باش با مردم به خوشروئی قرین

برنیار از سینه آه آتشین

رشته مهر است خوشروئی تو

می‌کند هر فرد دلجوئی تو

هدف مؤ من

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

غرض المؤ من اصلاح المعاد.[۱۹۷]

مرد با ایمان منظور و دلخواهش سر و سامان دادن بکار آخرتش ‍ می‌باشد.

هم مؤ من هست اصلاح معاد

این سخن را کی برد هرگز زیاد

تا سر و سامان دهد در کار خود

دلخوش است از دیده بیدار خود

نابینائی بهتر

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

عمی البصر خیر من کثیر من النظر.[۱۹۸]

نابینائی بهتر از نگاه کردن به نوامیس مردم و انجام محرمات خداوند متعال است !

کور باشد آدم از نور بصر

بهتر از آن کو که بنماید نظر

بر نوامیسی که می‌باشد حرام

پر کند چشم از حرام حق تمام

نماز کودکان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

عملوا صبیانکم الصلوة و خذوهم بها اذا بلغوا الحلم .[۱۹۹]

به کودکان خود نماز یاد دهید و همینکه آنها بحد بلوغ و احتلام رسیدند، آنها را به نماز وادار کنید.

علم آموزید بر اطفالتان

از نماز و روزه و احکامشان

چون رسند آنان بحد احتلام

گو کنند از بهر امر حق قیام

در راه حق

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الحق منجاة لکل عامل .[۲۰۰]

حق برای کسی که آن را بکار ببندد باعث رستگاری است .

هرکه راه حق رود در روزگار

باشد اندر هر دو عالم رستگار

باش در هر کار اندر راه حق

تا زتاریکی در آئی چون شفق

عزت گرسنگی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الجوع خیر من الخضوع .[۲۰۱]

گرسنگی بهتر است از فروتنی کردن در مقابل ناکسان روزگار.

گر بمیرد آدمی از فقر و جوع

به که نزد ناکسان آرد خضوع

گرسنه گر عمر را آری بسر

به که خم سازی بر ناکس کمر

شمشیر حق

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الحق سیف علی اهل الباطل .[۲۰۲]

حق شمشیری برنده می‌باشد برای اهل باطل .

حق چو شمشیریست بر اهل خلاف

تیز و بران چون در آید از غلاف

نزد باطل چونکه حق گردد بیان

می‌رود چون تیر در اعماق جان

اقتصاد مفید

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الاقتصاد نصف المعونة .[۲۰۳]

میانه روی در امور زندگی نصفی از اسباب مخارج است .

برو در زندگی راه میانه

که تا خوشحال باشی در زمانه

بود نصفی زاسباب مخارج

منه پا از گلیم خویش خارج

میهمانی و جوانمردی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الضیافة راءس المروة .[۲۰۴]

مهمانی کردن سرمنشاء مردانگی و جوانمردی است .

بکن مهمانی و مهمان نوازی

که نزد خلق و خالق سرفرازی

بود مردانگی را این عمل سر

اگر سر نیست بی قدر است پیکر

دوست خوب

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الصدیق اءقرب الاقارب .[۲۰۵]

دوست خوب نسبت به انسان ، نزدیکتر از خویشاوندان است .

تو را گر دوست باشد با حقیقت

که در شادی و غم باشد رفیقت

زخویشاوند بهتر باشد آن دوست

بسان مغز بادامیست باپوست

نیکی و بزرگواری

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الشرف اصطناع العشیرة .[۲۰۶]

بزرگواری انسان به خویشان نیکی کردن است .

چو نیکی می‌کنی با قوم و خویشان

نباشی زین عمل هرگز پشیمان

بزرگی و شرافت آرد اینکار

سرافرازی به پیش حی دادار

تاءثیر مال

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

المال یکرم صاحبه فی الدنیا و یهینه عند الله سبحانه .[۲۰۷]

مال صاحب خود را در دنیا ارجمند می‌دارد. اما در نزد خداوند سبحان خوار می‌سازد.

بدنیا صاحب مال ارجمند است

بر دنیا پرستان سربلند است

ولی در پیشگاه حی سبحان

بود بی ارزش و خوار و پریشان


مصونیت از ننگ

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

بملک الشهوة التنزه عن کل عاب .[۲۰۸]

با بدست گرفتن زمام شهوت ، انسان از هر ننگ و عیبی بر کنار خواهد ماند.

زمام شهوت ار بر دست گیری

به میدان جوانمردی دلیری

تو از هر عیب و ننگی بر کناری

دگر شرمندگی هرگز نداری

پیروزی حق

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

بلزوم الحق یحصل الاءستظهار.[۲۰۹]

با همراهی کردن بحق ، برای انسان پشتیبان پیدا می‌شود.

طرفداری کن از حق و حقیقت

که باشند عارفان حق رفیقت

تو چون کردی قیام ، او خود بداند

خدا بهر تو پشتیبانی رساند

رسیدن به آرزو

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

بحسن النیات تنجح المطالب .[۲۱۰]

انسان با نیات خوب داشتن ، به آرزوها و خواسته‌های خود دست پیدا می‌کند.

چو حسن نیتت گردید حاصل

به مطلوب خود آئی زود نایل

براه خیر و خوبی و صوابی

بخواهشهای نیک دست یابی

وسیله حفظ آبرو

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لم یذهب من مالک ما وقی عرضک .[۲۱۱]

آنچه از مالت که آبرویت را نگهدارد از دستت نرفته ، بلکه بهترین مالها همانست .

بده مال و نگهدار آبرویت

که باشد بهترین مال نکویت

چو مال از بهر عرض از دست دادی

بود مالیکه بر جایش نهادی

شکر نعمت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

النعمة موصولة بالشکر و الشکر موصولة بالمزید و هما مقرونان فلن ینقطع المزید من الله تعالی ، حتی ینقطع الشکر عن الشاکرین .[۲۱۲]

نعمت و شکر بهم پیوسته‌اند، در عین حال شکر پیوسته بفزونی است و این دو همواره با هم اند و هیچگاه رشته افزونی از سوی خدا قطع نمی‌شود تا اینکه رشته شکر از طرف شاکر بریده شود.

مزید نعمت و شکرند باهم

جدا هرگز نگردند این دو از هم

خدا بر بندگانش مهربان است

بسرها لطف او چون سایبان است

بفکر قطع نعمت حق نیفتد

مگر شاکر ز شکرش دور افتد

زیبائی قناعت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لم یتحل بالقناعة من لم یکتف بیسیر ما وجد.[۲۱۳]

حله قناعت را نپوشیده کسیکه بکمی که میابد اکتفا نمی‌کند.

نکرده جامه بر تن از قناعت

کسیکه با کم خود نیست راحت

بتن گر از قناعت جبه پوشی

ز شهد جام حریت بنوشی

اصلاح مال

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لم یکتسب مالا من لم یصلحه .[۲۱۴]

آن کس که مالش را اصلاح نکرد، آن را از راه حلال کسب نکرده است .

هر آنکس مال خود ناکرده اصلاح

نکرده سود او از جمع ارباح

حقوق واجب مال ارندادی

بود آتش که بهر خود نهادی

از خود راضی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الراضی عن نفسه مستور عنه عیبه ولو عرف فضل غیره لساه ما به من النقص ‍ و الخسران .[۲۱۵]

آنکه از خود راضی است عیبش از وی پوشیده است اگر این شخص ‍ شناسای فضل و برتری دیگران بود نقص و کمبود خود را جبران می‌کرد، ولی افسوس که آدم از خود راضی جز خودش کس دیگری را نمی‌شناسد.

هر آنکس راضی از خود هست و مغرور

بنزد خویش عیبش هست مستور

بفضل دیگران گر بود عارف

بعیب نقص خود می‌گشت واقف

ولی افسوس خود راضی ، چنین نیست

که درک و فهم و عقلش بیش از این نیست

نسازد دور از خود، خود سری را

بغیر از خود نبیند دیگری را!

آماده مرگ

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ترحلوا فقد جد بکم ، و استعدوا للموت فقد اظلکم .[۲۱۶]

بار بربندید که اینکار بر شما سخت است ، و آماده مرگ شودید که ، سایه خود را بر سر شما می‌گستراند.

بکوچیدن از جهان ، کاین راه دشوار

بود در پیش و کوچیدن بناچار

مهیا باش بر مرگت که آخر

تو را او سایه افکنده است بر سر

نشانه حماقت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

تعرف حماقة الرجل بالا شر فی النعمة وکثرة الذل فی المحنة .[۲۱۷]

نادانی مرد گاهی از اینجا شناخته می‌شود که ، در نعمت ناسپاسی کند و در گاه محنت و رنج بیتابی بسیار نشان می‌دهد.

دو چیز آمد نشان مرد احمق

که هر کس داشت ، شد نادان مطلق

نماید ناسپاسی گاه نعمت

کند بی تابی اندر وقت محنت

ترک بهشت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ترک الذنب شدید، واشد منه ترک الجنة .[۲۱۸]

از گناه گذشتن کار سختی است ، اما سختر از آن گذشتن از بهشت است !

گذشتن از گنه بسیار سخت است

هر آنکس بگذرد او نیک بخت است

ولیکن سخت تر ترک بهشت است

که نزد عاقلان بسیار زشت است

بدترین مال

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

شرالاموال مالم یخرج منه حق الله سبحانه .[۲۱۹]

بدترین مالها مالی است که حق خدای بزرگ از آن داده نشده باشد!

بدنیا بدترین مال است آنحال

که حق الله باشد اندر آن مال

هر آنکس حق مال خود نپرداخت

زآتش بهر خود فردا مکان ساخت

بدترین علم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

شرالعلم ما افسدت به رشادک .[۲۲۰]

بدترین دانشها دانشی است که راه رشد و هدایت را بوسیله آن تباه سازی برای خود.

هر آن عملی که زاید شر و افساد

رذالت می‌رساند جای ارشادبود

آن بدترین علم زمانه

بمثل علم باطل ای یگانه

بدترین مردم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

شرالناس من سعی بالاخوان و نسی الاحسان .[۲۲۱]

بدترین مردم کسی است که درباره برادران ببدی کوشد، و نیکی را نسبت به آنان فراموش نماید.

هر آنکس با برادرهای دینی

بکوشد در بدی و بد قرینی

بود او بدترین افراد مدهوش

کند نیکی هر کس را فراموش

هدف گرفتاریها

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

انکم هدف النوائب و دریئة الاسقام .[۲۲۲]

شما در دنیا هدف پیکانهای گرفتاریها و معبر بیماری‌ها هستید!

شما البته ، ای اهل زمانه

به پیکان گرفتاری نشانه

شما سوراخ بیماری رنجید

اگر این نکته را یکدم بسنجید

پاداش عمل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

انکم مدینون بما قدمتم و مرتهنون بما اسلفتم .[۲۲۳]

شما به آنچه که پیش فرستید جزا داده می‌شوید و در گرو آنچه کار زشت کرده‌اید، خواهید بود.

بهر چیزی فرستادید از پیش

جزا بینید از آن بس ، بی کم و بیش

گروگانید بر زشتی اعمال

برید آن بهره از کردار و افعال

با آتش خشم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الکاظم من امات اضغانه .[۲۲۴]

شخص فرو خورنده خشم کسی است که کینه‌ها را در سینه اش بکشد، و از بدی دیگران بگذرد.

هر آنکس کظم غیظ خود نماید

در صلح وصفا بر خود گشاید

کشد در سینه خود کینه غیر

کند در راه صلح و آشتی سیر

عاقل واقعی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

انما العاقل من وعظته التجارب .[۲۲۵]

به راستی خردمند کسی است که ، تجربه‌ها پندش دهد، و سرد و گرم روزگار پخته و اصلاحشان گرداند.

بتحقیق ور کسی باشد خردمند

بگیرد از تجارب‌های خود پند

زسرد و گرم دنیا پخته گردد

در این ره رخش همت در نوردد

جاهل واقعی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

انما الجاهل من استعبدته المطالب .[۲۲۶]

به راستی شخص بی خرد کسی است که خواسته‌های نفسانی او را بنده و برده خویش سازد.

بتحقیق آنکه نادانست و جاهل

بود افعال او بیقدر و باطل

بخواهشهای نفسش بنده باشد

بدلخواه خودش چون مرده باشد

دام دنیا

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

انما الدنیا شرک ، وقع فیه من لا یعرفه .[۲۲۷]

به راستی که جهان دامی است که هر که آن را نشناسد، در آن در افتد.

بتحقیق این جهان دامیست مستور

هرآنکس بی خبر گردید و مغرور

بیافتد ناگهان در دام صیاد

کشد بیهوده ، از دل داد و فریاد!

شرع و بدعت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

انما الناس رجلان ، متبع شرعة و مبتدع بدعة .[۲۲۸]

به درستی که مردم دو گروه‌اند: یکی پیرو راه شرعی ، و دیگری دنبال راه بی اساس است آنکه پیرو راه شرعی است ببهشت و آنکه زنده کننده بدعتی است بدوزخ خواهد رفت .

بتحقیق اهل دنیا برد و کارند

یکی شرعی ، یکی بدعت گذارند

رود شرعی بجنت شاد و خندان

رود آن دیگری در نار بران

ضرورت زن

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

المراة شر کلها و شر منها انه لابد منها.[۲۲۹]

عموما همه خویهای زن بد است و بدترین چیزیکه در اوست آن است که مرد را از وی گریزی نیست وجود او در زندگی مردان ضروری است .

بود خوی زنان بد لیک بدتر

از آن کو نیست بر مردان میسر

که با آنها گریز از زندگی نیست

وجودش بهر هر مردی ضروریست

حفظ اعتماد

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من ظن بک خیرا فصدق ظنه .[۲۳۰]

آنکه تو را نیک پندارد، گمانش را نسبت به خود حفظ کن ، با وی جز به راه نیکی مرو، که اگر رفتی اطمینان از میان مردم می‌رود.

هر آنکس ظن نیکو بر تو دارد

گمانش را براه راست آرد

تو جز نیکی مکن با او وگرنه

شد اطمینان مردم از میانه

الهام علم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اذا احب الله عبدا حظر علیه العلم .[۲۳۱]

هنگامی که خداوند بنده‌ای را دوست بدارد، علم و دانش را بخاطرش ‍ خطور می‌دهد تا با احکام الهی عمل کند و موجبات نیک بختی خود را فراهم سازد.

چو باشد بنده‌ای محبوب معبود

به قلبش دیده عملش شود جود

دگر توفیقش از علم و عمل هست

و اندر راه خوشبختی کند زیست

تکبیر چرا

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ما لابن آدم والفخر، اوله نطفة و آخره جیفة ، لا یرزق نفسه و لا یدفع حتفه .[۲۳۲]

اولاد آدم را چه جای افتخار و ناز است ؟ کسیکه اولش نطفه و منی و آخرش ‍ لاشه گندیده است ، و نمی‌تواند بخودش روزی رساند و نه مرگ را می‌تواند از خود بگرداند! باز هم فخر و نخوت دارد؟!

ز آدم زاده فخر و ناز تا چند

که اول نطفه ، آخر لاشه پرگند

نه بتواند بخود روزی رساند

نه دفع مرگ خود از خود نماید

کند گوش جهان ، از ما و من کر

لباس خودنمائی کرده در بر

نداند غفلت از خود بیش دارد

شب تار و خطر، در پیش دارد

انسان بیچاره

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

مسکین ابن آدم ، مکتوم الاءجل مکنون العلل محفوظ العمل تؤ لمه البقة تقتله الشرقه و تنتنه العرقة .[۲۳۳]

بیچاره فرزند آدم که اجلش پنهان ، و در درد و الم پیچیده شده و عملش ثبت است ، از نیش پشه در آزار است ، اگر آب در گلویش بماند می‌میرد عرق بدنش او را بد بو می‌کند، با این حال با خدا در جنگ و نافرمانی است !

بسی بیچاره این اولاد آدم

اجل پنهان و علتهاش مبهم

عمل ثبت و زنیش پشه رنجور

زآب مانده در حلق است در گور

عرق جسمش کند پر گند و بدبو

بدینسان با خدا جنگند زهر سو

نصف پیری

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

قلة العیال احد الیسارین ، و التودد نصف العقل و الهم نصف الهرم .[۲۳۴]

یکی از دو آسایش ، نانخوران کم داشتن ، دوستی با مردم نصف عقل ، و غصه خوردن نصف پیری است .

دوره آسایش و یک کم عیالیست

دگر زان خرج و دخل از راه مالیست

بمردم دوستی شد نصف دانش

غم رنج نیمی از پیری و کاهش

قاتل دانشمند

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

رب عالم قتلة عمله .[۲۳۵]

چه بسا دانشمندی که کردارش او را بکشتن دهد، چون بعملش عمل نکرده است .

چه بسیار عالمی کز علم خود زار

بدست قاتل خود شد گرفتار

بتن بس جامه زعلم بی عمل دوخت

در آتش چون درخت بی ثمر سوخت

بیگانه نزدیک

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

رب بعید اقرب من کل قریب .[۲۳۶]

چه بسا شخص غریب بیگانه‌ای که از هر قوم و خویش نزدیکی نزدیکتر است !

بسا بیگانگان دور و تفکیک

که باشد بهر تو نزدیک نزدیک

اگر چه از قرابت با تو دور است

زکردارش بچشمت همچو نور است

اعتراف بهتر از پوزش

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

رب جرم اغنی عن الاعتذار عنه الاقراربه .[۲۳۷]

چه بسا جرمی که اقرار کردن به آن شخص را از پوزش خواستن از آن گناه بی نیاز می‌سازد.

بسا جرمی که گر اقرار داری

دیگر مستغنی از هر اعتذاری

زاقرار ار کنی کسب اجازت

کند از عذر خواهی بی نیازت

فصل بهتر از وصل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

رب مواصلة خیر منها القطیعة .[۲۳۸]

چه بسا پیوند و وصلتی را بریدن بهتر از آن پیوند است .

بسا پیوند و وصلتهای ناجور

که دارد مردمی را زنده در گور

بریدن بهتر از پیوند باشد

اگر قومی از آن خرسند باشد

خیر ناگهانی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

رب خیر و افاک من حیث لا ترتقبه .[۲۳۹]

چه بسا خیر و خوبی که از جائی که چشم امید نداری بتو می‌رسد.

بسا خیریکه ناگه سویت آید

برویت باب خوشحالی گشاید

زجاهائیکه چشم از وی نداری

که آن را در حساب خویش آری

فریب فرساینده

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

غرور الامل ینفد المهل و یدنی الاجل .[۲۴۰]

فریب آرزوهای دور و دراز را خوردن ، دوران زندگانی را تمام می‌کند، و اجل را نزدیک می‌سازد.

چو در دل آرزوئی پرورانی

فریبی خورده‌ای در زندگانی

هنوز از آرزویت گل نچیدی

که کابوس اجل ناگه رسیدی

عقل پوشاننده

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

غطاء العیوب العقل .[۲۴۱]

عقل و خردمند پوشش و ساتر عیوب است .

عیوبت را بپوشد عقل و دانش

شود فعلت سزاوار ستایش

بود عقلت بهر عیب تو ساتر

عیوبت را کند جهل تو ظاهر

ساتر عیبها

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

غظوا معایبکم بالسخاء فانه ستر للعیوب .[۲۴۲]

عیوب خویش را با بخشش بپوشید، زیرا که بخشش پرده پوش عیبها است .

گشائی گر کف جود و سخارا

تو اندر پرده کردی عیبها را

چو آری دست بخشش را تو در کار

طرفدارت بهر جا هست بسیار

گفتگو با عالم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

غنیمة الا کیاس مدارسة الحکمة .[۲۴۳]

بهره غنیمت بردن افراد هوشمند، گفت و شنود مطالب علم و دانش ‍ است .

چو گنج زیرکان گفت شنود است

بمدرس بابی از حکمت گشوده است

اگر با او در صحبت گشائی

زنقد گنج او سهمی ربائی

میوه درخت نیکی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

عارس شجرة الخیر تجتینها احلی ثمره .[۲۴۴]

درخت نیکی را به نشان زیرا شیرین‌ترین میوه‌ها را از آن خواهی چید.

درخت خیر را هر جا تو بنشان

از این زرعت نمی‌گردی پشیمان

ثمرهای فراوان بهرت آرد

که شیرین تر زشیرین میوه دارد

راه راستگاری

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

فی العزوف عن الدنیا درک النجاح .[۲۴۵]

یافتن رستگاری و سعادتمندی ، در روی گردانیدن از مظاهر زیانمند دنیا است .

بگردان رو از این دنیای فانی

که اندر او نمانی جاودانی

براه رستگاری می‌کند سیر

هر آنکس رو بگرداند از این دیر

عبرت از گردش ایام

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

فی تصاریف الدنیا اعتبار.[۲۴۶]

در گردشهای دنیا و روزگار گذشته و آینده پند گرفتن هائی است .

بود در گردش ایام عبرت

بهوش آئید تا دارید فرصت

گذشت روزگار از بهر عاقل

بهر ساعت در او پندیست کامل

محبوب خداوند

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اذا احب الله عبدا بغض الیه المال و قصر منه الامال .[۲۴۷]

هنگامیکه خداوند بنده‌ای را دوست داشته باشد او را دشمن مال گرداند و آرزوهایش را کوتاه سازد.

خدا چون بنده‌ای را دوست دارد

بقلب بندگان حبش بکارد

کند او را زلطفش دشمن مال

شود اندر دلش کوتاه آمال

اصالت انسانی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اذا کرم اصل الرجل کرم مغیبه و محضره .[۲۴۸]

وقتیکه اصل و ریشه شخص خوب باشد، پیدا و پنهانش خوب است و ظاهر و باطنش نیکو می‌باشد.

هر آنکس ریشه و اصلش بود خوب

بنزد خالق خلق است محبوب

بود پیدا و پنهانش بیک سو

بظاهر یا که باطن هست نیکو

سرچشمه بینائی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

راءس الاستبصار الفکر.[۲۴۹]

اندیشه و تعقل در مصنوعات الهی ، سرچشمه و ریشه بینائی و دانش انسان است .

تفکر کن به مصنوعات عالم

که با اندیشه ، توحید است محکم

که این خود ریشه بینائی تو است

کمال حکمت و دانائی تو است

سرمنشاء حکمت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

راءس الحکمة لزوم الحق و طاعة المحق .[۲۵۰]

همراهی با حق و راستی سرچشمه حکمت و دانش و پیروی از شخص ‍ حقدار است .

بود همراهی از حق و حقیقت

سر دانش بدستور شریعت

که حق و راستی باشد سرتن

تن بی سر نمی‌ارزد به ارزن

عقل نیرومند

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

غزارة العقل تاءبی ذمیم الفعل .[۲۵۱]

فراوانی عقل انسان را از زشتکاریها باز می‌دارد و همیشه کار خوب انجام می‌دهد.

هر آنکس را بود عقل فراوان

زافعالش نمی‌گردد پشیمان

بگرد زشتکاریها نگردد

براه خوب توسن در نوردد

نشانه مروت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

غض الطرف من المروة .[۲۵۲]

دیده از حرام پوشانیدن از جوانمردی و تقوی هر شخص است .

کسی گر از محارم چشم پوشد

زشهد جام تقوی جرعه نوشد

جوانمرد است نفسش در لجام است

بهشت جاودان او را مقام است

محروم از مقام بلند

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

غیر مدرک الدرجات من اطاع العادات .[۲۵۳]

آنکه اسیر عادات بد است ، بدرجات بلند نائل شونده نیست .

چو باشی پیرو عادات مذموم

تو هستی در تمام عمر معدوم

مقام ارجمندی را نداری

چو اندر کار خود بی بند و باری

شکم پروری

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

البطنة تمنع الفطنة .[۲۵۴]

کسیکه بنده شکم خود باشد و همش پر کردن شکمش است از زیرکی و مزایای علم باز می‌ماند.

شکم پرور ندارد عقل کامل

هر آنکس پرخورد او هست جاهل

ز پر خوردن رود علم و فطانت

رود عمر عزیز اندر بطالت

فضیلت علم

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

فضل العلم احب الی من فضل العبادة .[۲۵۵]

فضیلت علم نزد من بیشتر از فضیلت عبادت است .

مقام علم افضل از عبادت

بود در نزد من در بینهایت

مثال علم اندر بین مردم

که باشد چون قمر در بین انجم

هر چه دوست داری

قال الصادق علیه السلام :

احبواللناس ما تحبون لانفسکم .[۲۵۶]

دوست داشته باشید، برای مردم آنچه را برای خودتان دوست دارید.

بخواه از بهر مردم از بد و خوب

بهر چه نزد خود داری تو محبوب

بدین دستور اگر رفتار کردی

تو هم آسوده و هم رادمردی

پول وسیله امتحان

قال الصادق علیه السلام :

مابلی الله العباد بشی ء اشد علیهم من اخراج الدراهم .[۲۵۷]

خداوند بندگان را بچیزی که سخت تر از خرج کردن پول و دارائی امتحان نکرده است .

برای بندگان باشد زافعال

نهایت امتحان بگذشتن از مال

براه حق اگر بگذشتی از پول

عملهایت مسلم گشته مقبول

مؤ اسات برادران

قال الصادق علیه السلام :

تقربوا الی الله بمواسات اخوانکم .[۲۵۸]

بمقام قرب خداوند با مواسات رفتار کردن با برادرهای دینی خود تقرب و نزدیکی برقرار کنید.

مقام قرب حق را گر بجوئید

ره اخلاص را باید بپوئید

مواسی کن تو با اخوان دینی

بآنان کن بنیکی همنشین

پیشگیری از فقر

قال الصادق علیه السلام :

ضمنت لمن اقتصد ان لا یفتقر.[۲۵۹]

ضمانت می‌کنم برای کسیکه میانه روی داشته باشد فقیر نشدن او را.

امام صادق مولای وفادار

شده ضامن کسی کو کرده اینکار

رود در اقتصاد اندر میانه

نگردد او فقیر اندر زمانه

وضو قبل از غذا

قال الصادق علیه السلام :

من اراد ان یکثر خیر بیته فلیتوض عند حضور طعامه .[۲۶۰]

کسیکه می‌خواهد خیر و برکت خانه اش زیاد شود، قبل از غذا خوردن وضو بگیرد.

هر آنکس می‌شود مسرور و شادان

که خیر خانه اش گردد فراوان

کند تطهیر در وقت طعامش

گوارا گردد آن نعمت بکامش

از صورت در آتش

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

و هل یکب الناس علی مناخرهم فی النار الا حصائد السنتهم ؟.[۲۶۱]

آیا مردم را چیزی غیر از محصول و آثار زبان آنان ، از صورت در آتش ‍ می‌اندازد؟!

جزا بر اهل نار است از زبانش

که او را افکند بر رو در آتش

زبان مر نوریان را نور بخشد

بهشت جاودان با حور بخشد

زبانیکه بود اینسان شعارش

رها هرگز مکن از کف مهارش

بدارین ار تو خواهی رستگاری

بکن مشغولش اندر ذکر باری

پائین مجلس

قال الصادق علیه السلام :

من التواضع ان ترضی من المجلس بدون شرفک .[۲۶۲]

از نشانه‌های تواضع انسان این است که راضی باشد در مجلس پائین تر از مقام خود بنشیند.

تواضع گر تو را باشد در ایام

فزون از حد قدر خود منه گام

چو مسروری از این حسن مرامت

معدن شر و غرور

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الدنیا معدن الشر و محل الغرور.[۲۶۳]

عموما جهان جایگاه بدی و مرکز مکر و فریب است .

بود دنیا چو معدن از بدی پر

اگر جوینده باشی می‌بری در

مقام و مرکز مکر و فریب است

سراسر پرفراز و پرنشیب است

اهل قرآن

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اهل القران اهل الله و خاصته .[۲۶۴]

اهل قرآن مردان خدا و برگزیدگان پروردگار عالم می‌باشند.

چو اهل الله باشند اهل قرآن

از این اهلیت آنان نی پشیمان

شوند از خاصان ذات بیچون

زفرمانش قدم ننهاده بیرون

وظیفه پدر

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

حق الولد علی الوالدان یحسن اسمه و ادبه ویضعه موضعا حسنا.[۲۶۵]

حق پسر بر عهده پدر آن است که اسم خوب برایش بگذارد و خوب ادبش ‍ کند و شغل و کار خوب برای او تهیه نماید.

پسر را بر پدر حق این چنین است

زدستورات پیغمبر همین است

کند او را ادب ، نیکش نهد نام

بشغل نیک بگمارد در ایام

حلم و علم

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

ما جمع شی ء الی شی ء افضل من حلم الی علم .[۲۶۶]

جمع نشده است دو چیزی که بهتر از حلم با علم باشد.

نگشته جمع اشیائی مکمل

زحلمی را که با علم است افضل

مسلم حلم باشد زینت علم

ندارد زیب و زینت علم بی حلم

خشم خدا را

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

من طلب مرضاة الناس بما یسخط الله کان حامده من الناس ‍ ذاما.[۲۶۷]

کسی که طلب کند رضایت خلق را بر غضب خداوند، قرار می‌دهد خدا همانکس را تا او را سرزنش کند.

هر که را مرضی خلقش مدعاست

لیک غافل از غضبهای خداست

قلب مردم را خدا سازد چنان

که همانها ذم کنندش بازبان

عالمترین مردم

قال الصادق علیه السلام :

سئل امیرالمؤ منین علیه السلام ، عن اعلم الناس قال : من جمع علم الناس ‍ الی عمله .[۲۶۸]

از علی علیه السلام ، از عالم‌ترین مردم سؤ ال شده ، فرمود: کسیکه جمع کند علم مردم را با علم خودش .

از امیرالمؤ منین شد، این سؤ ال

کیست عالم تر زمردم در کمال ؟

گفت آنکو علم مردم را بکار

ضم علم خود کند در روزگار

شرف دنیا و آخرت

قال موسی بن جعفر علیهما السلام :

مجالسة اهل الدنیا شرف الدنیا و الآخرة .[۲۶۹]

همنشینی با اهل دین و درستی موجب شرافت دنیا و آخرت است

همیشه همنشین با اهل دین باش

فضیلت خواه و با نیکان قرین باش

بدنیا و بعقبی سرفرازی

شرافتمند نزد اهل رازی

عاقبت بخیری

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

حقیقة السعادة ان یحتم الرجل عمله بالسعادة و حقیقة الشقاء ان یختم المرء عمله بالشقاء.[۲۷۰]

حقیقت سعادت این است که اعمال با عاقبت بخیری انجام شود و ثمره شقاوت و بدبختی این است که اعمال لحظه آخر عمر با بدبختی صورت گیرد.

سعادتمند آن مردی که آخر

رخ اعمال او گردد منور

ولی بدبخت آن مرد سیه فام

که عمرش در شقاوت گیرد انجام

احترام از ترس

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

من اکرمه الناس اتقاء شره فلیس منی .[۲۷۱]

کسیکه مردم او را از ترس شر و زبانش احترام کنند از ما نیست .

هر آن کس نخل ظلم در خود کند غرس

کنند اکرام خلق اللهش از ترس نباشد او زما در روز محشر

بود مغضوب نزد حی داور

زهد و رحمت

قال علی علیه السلام :

ازهد فی الدنیا تنزل علیک الرحمة .[۲۷۲]

در جهان زهد را پیشه کن تا باران رحمت خداوند بر تو سرازیر گردد.

بدنیا زهد را کن پیشه خویش

منه پا را زحد خویش در پیش

ببارد رحمت حق بر تو هر دم

سعادتمند گردی در دو عالم

سیر کردن گرسنه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

احب الاعمال الی الله سرور تدخله علی مؤ من تطرد عنه جوعته او تکشف عنه کربته .[۲۷۳]

بهترین اعمال نزد خداوند خوشحال نمودن مؤ منین و اقدام کردن در جهت رفع گرسنگی و گرفتاری آنهاست .

گرامیتر عملها نزد باری

که مؤ من را نمائی شاد و یاری

گرسنه گر بود سیرش نمائی

گره از هم و غم او گشائی

رفع حوائج

قال ابوالحسن الرضا علیه السلام :

ان لله عبادا فی الارض یسعون فی حوائج الناس هم الا منون یوم القیمة ، و من ادخل علی مؤ من سرورا فرح الله قلبه یوم القیمة .[۲۷۴]

بدرستی که خداوند بندگانی در زمین دارد که برای رفع حوائج مردم کوشش ‍ و تلاش می‌کنند. آنها خوف قیامت ندارند، پس کسی که مؤ منی را شاد کند خداوند او را شاد و مسرور می‌کند و در روز قیامت .

خدا را بندگانی هست در ارض

که بر خود کرده هم خلق را فرض

مر ایشانند ایمن در قیامت

ندارند از عملهاشان ندامت

هر آن کس مؤ منی را شاد سازد

مسرت را بقلبش چیره سازد

فرح بخشد خداوندش مکرر

نباشد خوف حزنش روز محشر

مجلس افسوس

قال علی علیه السلام :

ما من قوم قعدوا فی مجلس ثم قاموا و لم یذکروا الله الا کان حسرة علیهم یوم القیامة .[۲۷۵]

هر جمعیتی مجلسی تشکیل دهند، و آن مجلس را بدون ذکر خداوند به پایان برسانند، روز قیامت بخاطر غفلت و از دست دادن ذکر خداوند افسوس خواهند خورد.

ندارند اهل جنت حزن و اندوه

بچیزی از جهان زافعال ممدوح

که در دنیا بفکر خویش بودند

در رحمت بروی خود گشودند

پشیمانی ولی دارند از آنجا

که بر آنها گذشت از عمر دنیا

که از ذکر خدا بودند غافل

در آن اوقات باطل بوده حاصل

خار راه برداشتن

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

دخل عبد الجنة بغصن من شوک کان علی طریق المسلمین فاماطه عنه .[۲۷۶]

داخل بهشت می‌شود بنده‌ای بخاطر اینکه شاخه خاری را از سر راه مسلمان برداشته و راه عبور مردم را اصلاح کرده است .

رود اندر بهشت جاودانی

کسی او را بود این مهربانی

که خار از راه مردم پاک سازد

سمند اندر ره تقوی بتازد

چوگیری خار یا سنگ از سر راه

باصلاح آوری در راه اگر چاه

دهد پاداشت اندر روز محشر

بهشت جاودانی حی داور

بدی قیل و قال

قال ابوالحسن الرضا علیه السلام :

ان الله تعالی یبغض القیل و القال و اضاغة المال و کثرة السؤ ال .[۲۷۷]

به درستی که خداوند متعال مراء و جدال ، و ضایع کردن مال ، و کثرت سؤ ال را دشمن می‌دارد.

خدا را دوستی نبود بآنان

که قیل و قالشان باشد فراوان

دیگر آن را که ضایع کرده مالش

زیاد از خلق می‌باشد سئوالش

عابدترین مردم

قال علی بن الحسین علیهما السلام :

من عمل بما افترض الله فهو من اعبد الناس .[۲۷۸]

کسی که به واجبات خداوند عمل کند، از عابدترین مردم است .

به فرض الله هر کس گشت عامل

مسلم زاد رحلت کرده حاصل

بود او اعبد عباد عالم

ندارد خوف از محشر مسلم

پاداش مصاحفه

قال الباقر علیه السلام :

ان المؤ من اذا صافح المؤ من ، تفرقا من غیر ذنب .[۲۷۹]

به درستی که وقتی که مؤ من با مؤ من دیگری مصافحه می‌کند، از یکدیگر متفرق و جدا می‌شوند در حالیکه گناهانشان ریخته شده باشد.

مصافح مؤ من ار با مؤ منی کرد

شود نار غضبهاشان دیگر سرد

چو دست لطف گیرند آن دو باهم

گنه ریزد، مؤ دت گشته محکم

عالم و متعلم

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

الدنیا ملعونة ، ملعون ما فیها، الا عالما او متعلما او ذاکرا لله تعالی .[۲۸۰]

دنیا و هر چه در آن است ملعونست مگر عالم و کسی که علم فرا می‌گیرد، یا مشغول بذکر خدا باشد.

بود دنیا و دنیادار ملعون

هر آنکس دل به دنیا بسته مغبون

بغیر از عالم و پیرو بعالم

و یا ذاکر به حق با قلب سالم

مردم دو دسته‌اند

قال الصادق علیه السلام :

الناس اثنان : عالم و متعلم و سائر الناس همج و الهمج فی النار.[۲۸۱]

مردم دنیا دو گره‌اند، عالم و متعلم و بقیه بشکل پشه زیر و پا می‌باشند و سرانجام در آتش خواهند بود.

دو قسمت خلق عالم گشته تقسیم

یکی عالم یکی در تحت تعلیم

همج باشند باقی مانده آن

بود جای همج در نار نیران

سرمایه عقل

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

لا فقر اشد من الجهل و لا مال اعود من العقل .[۲۸۲]

هیچ فقری بدتر از جهل و نادانی نمی‌باشد و هیچ سرمایه و مالی پرفایده تر از عقل و خرد نخواهد بود.

نباشد هیچ فقری بدتر از جهل

برای مردم نادان و نااهل

نباشد هیچ مالی بهره ورتر

زعقل سالم ار داری تو در سر

ثروت عقل

قال الصادق علیه السلام :

لاغنی اخصب من العقل ولا فقر احظ من الحمق .[۲۸۳]

هیچ ثروتی بیشتر و نیکوتر از عقل و نیز هیچ فقر و تنگدستی ، بدتر و ذلت بارتر از حماقت و نفهمی نمی‌باشد.

نباشد ثروتی از عقل بهتر

مقام از عقل می‌گردد فراتر

چنانچه هیچ فقر و تنگدستی

نشد بدتر زنادانی و پستی

فریب نخورید

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

اذا راءیتم الرجل کثیر الصلوة کثیر الصیام لا تباهوا به حتی تنظروا کیف عقله .[۲۸۴]

هرگاه دیدید مردی زیاد نماز و روزه دارد، مباهات نکنید و مغرور نشوید تا اینکه بینید عقل و خردمندی او چگونه است .

اگر بینی تو مردی را در انظار

نماز و روزه او هست بسیار

به افعالش مباهات است باطل

مگر باشد مراو را عقل کامل

بی نیازی از مردم

قال علی بن الحسین علیهما السلام :

ما استغنی احد بالله الا افتقر الناس الیه .[۲۸۵]

کسیکه خود را محتاج خدا بداند و متکی بخداوند باشد، خداوند مردم را محتاج به او می‌گرداند.

چو مستغنی زخلقت کرد خالق

رجائت بر خدا گردید واثق

بتو محتاج سازد خلق را حق

بکار خیر گرداند موفق

بدبخت‌ترین افراد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

اشقی الاشقیاء من اجتمع علیه فقر الدنیا و عذاب الاخرة .[۲۸۶]

بدبخت‌ترین مردم کسی است که گرفتار فقر و تهیدستی دنیا و عذاب آخرت گردد.

هزاران بدتر از بد آن فقیر است

که با فقرش به بیدینی اسیر است

بدنیا با تهیدستی گرفتار

بعقبی باشد او مغضوب قهار

فقهاء و امراء

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی و اذا فسدا فسدت امتی ، قیل یا رسول الله ومن هما؟ قال : الفقهاء والامراء.[۲۸۷]

دو دسته از امت من هستند که اگر خوب باشند همه مردم خوب می‌شوند، و اگر بد باشند همه مردم فاسد و بد خواهند شد سؤ ال شد: آنان کیانند؟ فرمود: آنها فقها و امراء از امت هستند:

دو صنف از امتم اندر جهان است

مؤ ثر فعلشان بر دیگران است

چو خوبند آن دو، خوبند اهل عالم

وگر بد، بد شوند عالم مسلم

بگفتند آن دو از امت کیانند

که منشاء را اثر بر دیگرانند

بگفتا عالمانند و سلاطین

که خلق از آن دو بنمایند تمکین

موعظه از دیگران

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

العاقل من اتعظ بغیره .[۲۸۸]

عاقل کسی است که بوسیله دیگران پند و موعظه بگیرد.

هرآنکس عاقل است و مرد هوشیار

نباشد غافل از گفتار و کردار

زفعل دیگران او پند گیرد

مواعظ را زغیر خود پذیرد

گفت و گو با عالم

قال موسی بن جعفر علیهما السلام :

محادثه العالم علی المزابل خیر من محادثه الجاهل علی الزرابی .[۲۸۹]

صحبت کردن با عالم در مکان پست هم اگر باشد بهتر از صحبت کردن با جاهل ، در جایگاه‌های بسیار زیبا و سریرهای آراسته است .

چو با عالم بروی خار و خاشاک

کنی صحبت گرت فهم است و ادراک

بود به از قرین بودن به جاهل

بتخت زرنگار و حرف باطل

زکات علم

قال الصادق علیه السلام :

زکاة العلم ان یعلمه اهله .[۲۹۰]

زکاة علم آن است که به دیگران آن را بیاموزی .

زکاة علم آن باشد که آن را

بیاموزی مر از آن دیگران را

زکاتش را بخلق الله آدا کن

بگو لیک این عمل بهر خدا کن

حرمت مؤ من

قال الصادق علیه السلام :

المؤ من اعظم حرمة من الکعبه .[۲۹۱]

به درستی که مؤ من احترامش از کعبه بزرگتر و برتر است .

هر آنکس را که ایمان شد مرامش

زکعبه اعظم آمد احترامش

رعایت کن تو حق مؤ منین را

بکن خشنود رب العالمین را

مایه غم و اندوه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

الرغبة فی الدنیا تکثر الهم و الحزن و الزهد فی الدنیا یریح القلب و البدن .[۲۹۲]

رغبت زیاد بدنیا سبب زیادی هم و غم می‌شود، و زهد ورزیدن در دنیا باعث شادی قلب و آسایش بدن انسان است .

هر آن کس راغب دنیای دون است

مراو را هم و غم از حد فزون است

ولیکن زهد ورزیدن بدنیا

قلوب افرح در آسایش بدنها

نردبان ترقی

قال جواد الاءئمه علیهم السلام :

الثقة بالله تعالی ثمن لکل غال و سلم الی کل عال .[۲۹۳]

متکی بودن به خدای متعال ، قیمت همه چیزها و نردبان بسوی هر مقام عالی و منیع انسانی است .

تو را باشد وثوقت بر خداوند

بها اشیاء ذیقیمت بهر چند

مقام عالیت را نیز آن است

یقین دان نردبان آن مکان است

عظمت مؤ من

قال ابوجعفر الثانی جواد الاءئمه علیهم السلام :

عز المؤ من غناه عن الناس .[۲۹۴]

عزت مؤ من به این است که خود را از مردم بی نیاز گرداند.

خدا را مؤ من ار دانست رازق

شود مستغنی از جمع خلایق

معزز باشد او در نزد مردم

نگردد مورد سوء تفاهم

کمک بدشمن

قال جواد الاءئمه علیهم السلام :

من اطاع هواه ، اعطی عدوه مناه .[۲۹۵]

کسی که از هوای نفس خود اطاعت کند آرزوی دشمن خود را بر آورده ساخته است .

شوی گر پیرو این نفس عدو را

برآوردی زدشمن آرزو را

مکن از خواهش نفست اطاعت

میفکن خویش را اندر هلاکت

شریک ظلم

قال علی علیه السلام :

العامل بالظلم والمعین له و الراضی به شرکاء.[۲۹۶]

کسیکه ظلم کننده باشد بخلق و کسیکه ظالم را یاری کند و کسیکه راضی باشد بظلم ظلم کننده ، هر سه با هم در مجازات شریک می‌باشند.

در ظلم و ستم هر کس گشاید

هر آنکس یاری ظالم نماید

و هر کس شد رضا بر ظلم ظالم

شریکانند فردا نزد حاکم

شریک کار زشت

قال علی علیه السلام :

من استحسن قبیحا کان شریکا فیه .[۲۹۷]

کسیکه کار زشت و قبیح را دوست داشته و آن را ستایش کند، با زشتکار و خلافکار شریک خواهد بود.

زکار زشت هر کس هست خوشحال

گمان دارد که خیرش کرده اقبال

بتحقیق است ، خود از زشت کاران

شود از فعل خود روزی پشیمان

لذت دنیا و آخرت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

من اعطی اربع خصال فی الدنیا فقد اوتی خیر الدنیا و الاخرة و فاز بحطه منهما، الاول ورع یعصمه عن محارم الله و الثانی حلم یدفع به جهل الجاهل و الثالث حسن خلق یعیش به فی الناس و الرابع زوجة صالحة تعینه فی امر الدنیا و الاخرة .[۲۹۸]

کسیکه چهار خصلت را خدا باو داده باشد لذت دنیا و آخرت را دارد و به بهره آن نائل شده است ۱- پرهیز کاری از گناه ۲- حلیم بودن در برخورد با جهال ۳- حسن خلق در معاشرت با مردم ۴- زن صالحی که باو کمک کند در کار دنیا و آخرت .

بدنیا هر که دارد چهار خصلت

بدارین است او دارای نعمت

شود فاءیض بحظ و بهره خویش

ندارد در دو عالم هیچ تشویش

اول تقوی که بگریزد زعصیان

حلیم اندر بر جهال نادان

سوم خلق نکو سازد شعارش

زن صالح که در هر حال یاریش

امین خائنین

قال ابو جعفر الثانی جواد الاءئمه علیهم السلام :

کفی بالمرء خیانة ان یکون امینا للخونة .[۲۹۹]

برای خیانتکار بودن انسان همین بس ، که مورد اعتماد خیانتکاران قرار گیرد.

بود کافی خیانتکاری مرد

که باشد او میان خائنین فرد

امین خائنین باشد بهر کار

بنزد مؤ منین باشد زاغیار

ثابت بر ولایت

قال علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام :

من ثبت علی ولایتنا فی غیبة قائمنا اعطاه الله اجر الف شهید.[۳۰۰]

کسی که ثابت قدم باشد در ولایت و اطاعت دوستی خانواده ما، در زمان غیبت امام زمان (علیه السلام ) خداوند باو عطا می‌کند اجر و پاداش هزار شهید را.

هر آنکس پای برجا، در ولایت

بماند در زمان سخت غیبت

کند او را عطا خلاق منان

هزار اجر شهید از لطف و احسان

محبت و معصیت

قال ابوجعفر علیه السلام :

ما عرف الله من عصاه ، وانشد:

نشناخته است خدا را کسیکه معصیت خدا می‌کند، و آنگاه این اشعار را ایراد فرمود:

تعصی الاله و انت تظهر حبه

هذالعمرک فی الفعال بدیع

لو کان حبک صادقا لاطعته

ان المخب لمن احب مطیع .[۳۰۱]

خدا را کی شناسد معصیت کار

که روز و شب کند عصیان بکردار

بظاهر دوست دارد حی بیچون

بباطن معصیت را کرده افزون

کسی در دوستی گر راست گوید

ره ناامری حق را نپوید

سمند حب ایزد در نوردد

بگرد معصیت هرگز نگردد

ولایت با پرهیزگاری

قال ابوجعفر الباقر علیه السلام :

لا تنال و لایتنا الا بالعمل و الورع .[۳۰۲]

ولایت و دوستی ما بکسی نمی‌رسد مگر به عمل و تقوی و پرهیزکاری از گناه و فرمان برداری از خداوند.

کسی هرگز ولای ما نیابد

مگر آن کو در تقوی گشاید

عمل کن تا ولایت با تو باشد

زلفظ بی عمل سودی نباشد

اطاعت شیعه

قال ابوجعفر الباقر علیه السلام :

شیعتنا من اطاع الله .[۳۰۳]

شیعه کسی است که اطاعت امر خداوند متعال می‌کند.

شیعه ما در حقیقت پیرو امر خداست

گر نباشد پیرو امر خدا از ما جداست

بهر ما جز راه حق راه دیگر در پیش نیست

هر که باشد شیعه ما در دلش ‍ تشویش نیست

اهمیت امانت

قال علی علیه السلام :

ادوا الامانة و لو الی قتلة اولاد الانبیاء.[۳۰۴]

امانت را به صاحبش برگردانید اگر چه او قاتل فرزندان پیغمبران باشد!

بصاحب مال کن رد امانت

امانت را مکن هرگز خیانت

اگر چه باشد او در راه باطل

به نسل انبیاء گردیده قاتل

شرط برادری

شخصی خدمت امام باقر علیه السلام عرض کرد ما در شهر خود همه با هم مانند برادریم ، آنحضرت فرمود:

ایجیی ء احدکم الی اخیه فید خل یده فی کیسه فیاخذ حاجته ، فلا یدفعه ؟ فقلت ما اعرف ذلک فینا، فقال : فلا شی ء اذا،...[۳۰۵]

آیا کسی از شما نزد برادر خود می‌رود، و دست در جیب او می‌کند، و هرچه احتیاج دارد بر می‌دارد و دیگر آن را پس نمی‌دهد؟ گفتم : چنین کاری را سراغ ندارم ! فرمود: پس برادری واقعی وجود ندارد...!

یکی اندر حضور خسرو دین

امام باقر علم النبیین

بگفتا ما بشهر خود سراسر

همه هستیم مانند برادر

بگفتا می‌کند یک تن براحت

بجیب دیگری او دست حاجت

بگفتا راوی اینسان کی فتوت

بفرمودند: پس چون شد اخوت ؟

شعله نفاق

قال الباقر علیه السلام :

ایاکم و الحضومة فانها تشغل القلب و تورث النفاق .[۳۰۶]

از دشمنی بپرهیزید، زیرا خصومت قلب را فاسد می‌کند، و نفاق بوجود می‌آورد.

شوید از دشمنی با یکدیگر دور

که چشم قلبتان را می‌کند کور

بارث از بهرتان آرد دو روئی

نماند بین تان دیگر صفائی

فروشنده قسم خور

قال الصادق علیه السلام :

ان الله تعالی لیبغض المنفق سلعته بالایمان .[۳۰۷]

به درستی که خداوند متعال از فروشنده‌ای که جنس خود را با قسم بسیار به فروشنده می‌رساند خشمناک خواهد بود.

خدا را در غضب آرد از این کار

خورد هر کس قسم در بیع بسیار

قسم هرگز مخور در کسب و کارت

بصدق و راستی آور شعارت

دزدترین دزدها

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

اسرق السراق من سرق من صلاته یعنی لایتم رکوعها و سجودها.[۳۰۸]

دزدترین دزدها کسی است که از نماز خود می دزد، از رسول خدا سؤ ال شد چگونه از نماز می‌دزدد؟ فرمود: رکوع و سجود آن را تمام و کامل انجام نمی‌دهد.

زدزدان دزدتر باشد هر آنکس

بدزد از نماز آن دزد ناکس

بگفتندش چه کس دزد نماز است

که از الطاف خالق بی نیاز است

بگفت آنکو صلاتش نزد علام

رکوع و سجده اش ناید به اتمام

پس او را از نمازش جز ندامت

نباشد بهره فردای قیامت

اعلام جنگ با خدا

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

من آذی لی ولیا فقد ارصد لمحاربتی .[۳۰۹]

هر کس توهین و آزار به دوستان من بنماید، بتحقیق او آماده جنگ با من شده است .

کند بر دوستانم هر که توهین

زدستورات حق ننموده تمکین

شده آماده برجنگ با من

بتحقیق است او ما را چو دشمن

قهر بیش از سه روز

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

لایحل لمسلم ان یهجر اخاه فوق ثلاثة ایام ، والسابق یسبق الی الجنة .[۳۱۰]

حلال و جایز نیست برای مسلمان مؤ من که بیش از سه روز در اختلافات خود با برادران هم قهر باشند، و هر کس زودتر برای آشتی اقدام کند، وی زودتر وارد بهشت خواهد شد.

نباشد جایز از بهر مسلمان

که باشد اختلافی بین آنان

سه روز آن بیشتر یابد ادامه

که صلح و آشتی سازد اقامه

بصلح آن کس که سبقت برد در کار

بجنت زودتر آرد فرو بار

به دستورات پیغمبر عمل کن

عروس نیک بختی را بغل کن

اطاعت خداوند

قال ابوالحسن الثالث الامام علی النقی علیهما السلام :

من اءطاع الخالق لم یبال بسخط المخلوق .[۳۱۱]

کسیکه اطاعت اوامر خدا را بکند، دیگر از غضب مخلوق باکی نخواهد داشت .

هر آنکس پیرو امر خدا شد

رضای خالق او را مدعا شد

چه باکش از غضبهای خلایق

که باشد متکی بر ذات خالق

بازار سود و زیان

قال ابوالحسن الثالت الامام علی النقی علیه السلام :

الدنیا سوق ربح فیها قوم و خسر آخرون .[۳۱۲]

دنیا بازاری است که یکدسته از مردم فایده می‌برند و باقی گرفتار زیان و خسران خواهند شد.

بود دنیا چو بازار تجارت

خلایق اندر آن گرم سیاحت

گروهی برده در آن سود سرشار

گروه آخر اندر آن زیانکار

حب علی (علیه السلام )

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

عنوان صحیفة المؤ من حب علی بن ابی طالب .[۳۱۳]

سرلوحه نامه عمل مؤ من دوستی علی بن ابی طالب علیه السلام است .

بمؤ من شد ولا عنوان دفتر

محبت با علی در روز محشر

برای مؤ منین حب علی نغز

شد ایمان بی ولا بادام بیمغز

علی (علیه السلام ) و هارون

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

یا علی انت منی بمنزلة هرون من موسی الا انه لا نبی بعدی .[۳۱۴]

ای علی نسبت تو با من مانند هارون نسبت به موسی خواهد بود، با این تفاوت که پس از من دیگر از جانب خداوند پیامبری وجود نخواهد داشت .

تو با من منزلت داری بدینسان

که هارون داشت با موسی بن عمران

مگر اینکه نبیی بعد من نیست

تو را قرب مقام و جاه عالیست

علامت مؤ من و منافق

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

لا یحبنا اهل البیت الا مؤ من تقی و لایبغضنا الا منافق شقی .[۳۱۵]

دوست ما خانواده نیست مگر مؤ من با تقوا، و دشمن ما نسبت مگر منافق بدسرشت .

هر آنکس حب ما او را شعار است

بدان او مؤ من پروردگار است

نباشد بغض ما اندر دل کس

مگر آن کو منافق هست و ناکس

حب و بغض علی (علیه السلام )

لو ضربت خیشوم المومن بسیفی هذا علی ان یبغضنی ما ابغضنی ، و لو صبیت الدنیا بجما تها علی المنافق علی ان یحبنی ما احبنی ، وذلک انه قضی فانقضی علی لسان النبی الامی (ص ) انه قال : یا علی لایبغضک مومن ، و لایحبک منافق .[۳۱۶]

امام علی (علیه السلام ) فرمود اگر با شمشیر بر بینی مؤ من بزنم که با من عداوت ورزد، چنین نخواهد کرد. و اگر هر آینه دنیا و همه چیز آن را در گلوی منافق بریزم که مرا دوست بدارد، او هرگز مرا دوست نخواهد داشت . برای اینکه از رسول خدا شنیدم که فرمود: یا علی نیست دوست برای تو مگر مؤ من ، و کسی دشمن تو نیست مگر اینکه منافق باشد.

بذات حق چو دنیا بر منافق

دهندش نیست بر حبم موافق

دماغ مؤ من ار کوبم شمشیر

که باشد خصم او را نیست تاءثیر

که بشنیدم من از ختم رسولان

که او فرمود با من کی علی جان

محبت نیست الا مؤ من پاک

منافق بر شما باشد غضبناک

کنار حوض کوثر

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

اول من یرد علی الحوض اهل بیتی و من احبنی من امتی .[۳۱۷]

اولین کسیکه وارد می‌شود در نزد حوض کوثر فردای قیامت بر من ، اهل بیت من و کسانیکه دوست آنها باشند خواهند بود.

فرود آیند نزد حوض کوثر

تمام اهل بیت من سراسر

پس آنکس حب ایشان در دل اوست

مر ازامت که آنها رابود دوست

در آنجا چون دو انگشتند باهم

مودت بین آنها هست محکم

به مردم با اشارت داد تعلیم

سوی سبابتین از راه تفهیم

مثل کشتی نوح

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

مثل اهل بیتی مثل سفینة نوح ، من رکبها نجاومن تخلف عنها غرق .[۳۱۸]

مثل اهل بیت من مثل کشتی نوح است ، که هر کس در آن کشتی سوار شد نجات یافته ، و هر کس تخلف کند غرق می‌شود.

مثال اهل بیت من در این باب

مثال کشتی نوح است غرق آب

زموجش چون سوار است او چه باک است

تخلف جو در این دریا هلاک است

باب حطه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

مثل اهل بیتی فیکم مثل باب حطة فی بنی اسرائیل ، من دخله غفرله .[۳۱۹]

مثال اهل بیتم باشد اینجا

چو باب حطه اندر قوم موسی

چنان کوهر که داخل شد گنه پاک

تمسک جو بدیشان هست بی باک

همه بر حب علی (علیه السلام )

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

لواجتمع الناس علی حب علی بن ابیطالب لما خلق الله النار.[۳۲۰]

اگر مردم اجتماع می‌کردند در محبت و دوستی علی بن ابیطالب علیه السلام ، هرگز خداوند جهنم را خلق نمی‌کرد.

اگر خلق خدا بودند یکرنگ

بحب مرتضی یک سر زدی چنگ

خداوند کریم از راه احسان

نمی‌فرمود خلقت نارنیران

حب علی (علیه السلام ) و شهادت

قال الصادق علیه السلام :

من عرف هذا الامر ثم مات قبل ان یقوم القائم کان له مثل اجر من قتل معه .[۳۲۱]

کسیکه معترف بظهور امام زمان باشد و قبل از قیام امام (علیه السلام ) بمیرد اجر کسی را دارد که در رکاب ایشان در راه خدا جهاد کرده و کشته شده است .

دهد پاداش او را ذات بیچون

شهید راه حق غلطیده در خون

که جانش در رکاب شاه موعود

زتن بیرون شود در راه معبود

عذر و گناه

قال حسین بن علی سید الشهدا علیهما السلام :

ایاک وما تعتذر منه ، فان المؤ من لایسیی ء ولا یعتذر، والمنافق کل یوم یسیی ء و یعتذر.[۳۲۲]

بر تو باد بدوری کردن از کاری که به عذر خواهی ناچار شوی ، بدرستیکه مؤ من نه خلاف می‌کند و نه عذر می‌خواهد ولی منافق همه روزه هم بد می‌کند و هم عذر خواهی می‌نماید.

بپرهیز آنکه خواهی عذر بسیار

شما را این عمل نبود سزاوار

نه مؤ من بد کند نه عذر خواهد

منافق دائم از بد عذر خواهد

هفتاد پاداش

قال حسین بن علی سید الشهدا علیهما السلام :

للسلام سبعون حسنه ، تسع و ستون للمبتدی و واحدة للراد.[۳۲۳]

برای سلام کردن هفتاد ثواب است ، شصت و نه سهم آن متعلق به کسی است که سلام می‌کند، و یک سهم مال جواب دهنده است .

برای هر سلام هفتاد خیر است

بجمع رنج این ره راه سیر است

سلام از گفت شصت و نه ثواب است

یکی زان بهره صاحب جواب است

پرهیز از ظالم به مظلوم

قال حسین بن علی سیدالشهدا علیهما السلام :

ای بنی ! ایاک و ظلم من لایجد علیک ناصرا الا الله .[۳۲۴]

فرزندم ! بر تو باد بدوری کردن از ظلم در حق کسیکه حامی و یاری کننده‌ای غیر خداوند ندارد.

مکن ظلم ای پسر در حق مظلوم

خصوصا آنکه باشد زار و مغموم

هر آنکس را نباشد جز خدایار

مکن ظلم و ستم بر او تو زنهار

خوراک سگها

قال حسین بن علی سید الشهدا علیهما السلام :

لرجل اغتاب عنده رجلا، یا هذا کف عن الغیبه فانها ادام کلاب النار.[۳۲۵]

سید الشهدا علیه السلام به مردیکه در خدمت ایشان غیبت مردیرا کرد، گفت : ای مرد دوری کن از غیبت کردن زیرا غیبت کنندگان خوراک سگهای جهنم می‌باشند.

یکی اندر حضور شاه خوبان

حسین بن علی شاه شهیدان

زمرد دیگری بنمود غیبت

باو فرمود از راه نصیحت

که ایمرد اینکه از غیبت بپرهیز

که باشد حربه غیبت بسی تیز

بفردا نیست غیبت کن نجاتش

بود ماءکول سگها اندر آتش

برای اصلاح امت

قال حسین بن علی سید الشهدا علیهما السلام :

انی لم اخرج اشرا ولا بطرا ولا مفسدا ولا ظالما، وانما خرجت لطلب الاطلاح فی امه جدی (ص ) ارید ان امر بالمعروف وانهی عن المنکر.[۳۲۶]

به درستیکه من برای تجاوز و یا طغیان یا فساد یا ظلم قیام نکردم بلکه برای طلب اصلاح در امور امت جدم (ص ) قیام می‌کنم و اراده دارم امر به معروف و نهی از منکر نمایم .

نگشتم خارج از اوطان و سامان

که بنمایم تجاوز یا که طغیان

و یا افساد و ظلمی باشدم کار

که ما دوریم از این افعال بسیار

شوم خارج که آرم زامر فتاح

امور امت جدم باصلاح

بنهی از منکر و بر امر معروف

نمایم فکر و ذکر جمله معطوف

شفای تربت حسین (علیه السلام )

الباقر و الصادق علیهما السلام یقولان :

ان الله تعالی عوض الحسین (علیه السلام ) من قتله ان جعل الامامه فی ذریته والشفاء فی تربته ، واجابة الدعاء عند قبره ، ولا تعد ایام زائریه جائیا و راجعا من عمره .[۳۲۷]

بدرستیکه خداوند متعال عوض شهادت حسین (علیه السلام ) امامت را در ذریه او، شفاء را در تربت او، اجابت دعا رانزد قبر او قرار داده و ایام رفت و برگشت زیارتی او برای زائرانش از عمر آنها حساب نمی‌شود.

چون حسین در راه حق فرزند و مال و جان بداد

امتیازاتی خداداداش که بر هر کس نداد

برذراریش امام ، و تربت پاکش شفاست

نزد قبر او بمقرون اجابت هر دعاست

نیست ایام زیارت جزو عمر زائرین

از زمان آمد و رفتش با خلاص و یقین

گرشدی زائر بر او اندر رواقش با کمال

دیده حق بین ، تو بگشا و ببین جاه و جلال

می‌دهم شاها قسم اینک تو را بر مادرت

کن نظر از لطف تا((شیرین کلام))آید برت

غمناک برای ما

قال الصادق علیه السلام :

نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عبادة ، وکتمان سرنا جهاد فی سبیل الله .[۳۲۸]

نفس کشیدن در حال غمناک بودن به خاطر ظلمیکه بر ما شده ، ثواب تسبیح و غم غصه برای ما، ثواب عبادت دارد، و پوشیدن اسرار ما از دشمنان ما، جهاد در راه خداوند محسوب می‌شود.

چون کشی مهموم بر مظلومی ما هر نفس

هست تسبیحت دهد پاداش ‍ حی دادرس

هم و غم ما تو را چون می‌کند هر دم غمین

هست پاداش عبادت نزد رب العالمین

گر کنی اسرار ما از دشمنان ما نهان

چون مجاهد باشی اندر راه خلاق جهان

بر شما راه سعادت رانشاندایم ما

منکران را گوبرو اهل یقین را گوبیا

انتظار فرج

قال امیر المؤ منین علیه السلام :

الاخذ باءمرنا معنا غدا فی حظیره القدس والمنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله .[۳۲۹]

کسیکه او امر ما را بگیرد و بکار بندد و دارای ولایت و دوستی ما باشد در بهشت با ما خواهد بود. و کسیکه منتظر ظهور و فرج ما باشد مثل کسی است که ، در راه خدا شهید شده و به خون غلطیده باشد.

ولای ما بگیرد هر که در دل

بفرودس برینش هست منزل

بجنت نزد ما باشد مقامش

بمحشر هست محفوظ احترامش

هر آنکس منتظر بر امر ما شد

ظهور مهدی ما را رضا شد

چو آن کورخش همت در نوردد

براه حق بخون خویش غلطد

کشته اشک و عبرت

قال حسین بن علی علیهما السلام :

انا قتیل العبرة لایذ کرنی مؤ من الا بکی .[۳۳۰]

من کشته اشکم ، یاد نمی‌کند مؤ منی مرا، مگر اینکه اشک او جاری می‌گردد.

من اندر روز گارم کشته اشک

چوبر من برده‌اند اهل جهان رشگ

هر آن مؤ من کند یادم بزاری

شود از دیدگانش اشک جاری

با غم و شادی ما

قال ابوالحسن الرضا علیه السلام : یا بن الشبیب :

ان سرک ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان ، فاحزن لحزننا و افرح بفرحنا، و علیک بولایتنا فلو ان رجلا تولی حجرا لحشره الله معه یوم القیامة .[۳۳۱]

ای پسر((شبیب))! اگر مسرور می‌شوی با ما در درجات اعلای از بهشت باشی ، پس بخاطر اندوه ما غمناک و برای شادی ما شادباش و بر تو باد بدوستی و ولایت ما برای اینکه اگر حتی مردی سنگی را دوست داشته باشد، در قیامت با همان سنگ محشور خواهد شد.

اگر مسروری از این شادمانی

که باشی در بهشت جاودانی

بفردوس برین باشی تو با ما

باین دستور خود را کن مهیا

بحزن ما تو محزون باش و غمناک

بخوشحالی ما شاد و فرحناک

ولای ما بدل ثابت نگهدار

بحفظش جان و سر بنما تو ایثار

به دنیا سنگی آر دارد کسی دوست

به فردا، دان یقین محشور با اوست

خدایا جز ولای احمد و آل

برون کن از دل ما جمله آمال

یک قطره اشک

قال الصادق علیه السلام :

من ذکرنا عنده فخرج من عینیه مثل جناح الذباب غفرالله ذنوبه ولو کانت اکثر من زبد البحر.[۳۳۲]

کسیکه ذکر ما خانواده نزد او بشود، واشک او جاری شود، اگر چه اشک او باندازه بال مگسی باشد، گناه او اگر به قدر آب دریا باشد، آمرزیده می‌شود.

هر آنکس ذکر ما چشمش کند تر

بود آن اشک او گوگرد احمر

چو بال پشه ، گر باشد گنه را

خدایش بخشد ار باشد چو دریا

تقوای الهی

از وصایای علی به امام حسن علیهما السلام :

فانی اوصیک بتقوی الله ولزوم امره ، و عماره قلبک بذکره ، و الا عتصام بحبله ، و ای سبب اوثق من سبب بینک و بین الله ان انت اخذت به .[۳۳۳]

به درستیکه من وصیت می‌کنم ترا به پرهیزکاری و ترس از خدا و ملازمت امر او، و آباد داشتن دل خود به یاد خدا، و چنگ زدن به ریسمان اطاعت و پیروی او، آیا کدام رشته از رشته‌ها بین تو و خدا محکم تر می‌باشد اگر تو بدان چنگ بزنی ؟

علی اندر وصیت با حسن بود

ولی با مردمش روی سخن بود

بپرهیز و ببر فرمان ، پسر جان

بکن تعمیر قلب از یاد سبحان

بگیر آن ریسمان محکم حق

که از هر رشته‌ای آن هست اوثق

نباشد رشته‌ای نیکوتر از آن

بگیر و وصل کن با رشته جان

احیای قلب

از وصایای علی بامام حسن علیهما السلام :

احی قلبک بالموعظه ، و امته بالزهاده و قوه بالیقین ، و نوره بالحکمه و ذ لله بذکر الموت وقرره با الفناء.[۳۳۴]

قلبت را با موعظه و پند زنده کن ، و بمیران بزهد و بوسیله تقوی قوی کن یقین را و نورانی کن دل را بعلم و دانش ، و خوار کن آنرا به ذکر و یادآوری مرگ ، و دل را باقرار بفنا و نیست شدن دنیاوادار، تا نپنداری که سرای جاوید همین دنیاست .

به پند و موعظه دل زنده گردان

بزهد و پارسائیش بمیران

قوی گردان تو آنرا با یقینت

بکن نورانیش با نور حکمت

ذلیلش کن به ذکر موت هر دم

به اقرار فنایش کن مصمم

بداند کاین سرایش نیست جاوید

ببندد دل بر او با چشم امید

اصلاح جایگاه

من کلام له علیه السلام :

فاصلح مثواک ، و لا تبع آخرتک بدنیاک .[۳۳۵]

منزلگاه خود را به سبب کارهای خوب دنیا درست کن ، و آخرت خود را بدنیا مفروش .

تو از آرامگاه خویش کن یاد

زکار نیک بنما قبرت آباد

بدنیا آخرت مفروش عاقل

زکردارت مشو یک لحظه غافل

پاداش انتظار

قال الباقر علیه السلام :

ماضر من مات منتظرا لاءمرنا الایموت فی وسط فسطاط المهدی و عسکره .[۳۳۶]

ضرر نکرده است کسیکه بمیرد و منتظر امر فرج ما باشد، زیرا وضع او مانند کسی است که در وسط خیمه امام زمان و لشکریانش جان داده باشد.

ضرر ناکرده آن کو مرد زاخیار

که با مهدی ما بد عزم دیدار

چنان باشد که جان بسپرده آنگاه

میان خیمه و لشگر گه شاه

اهل امر بمعروف

از وصایای حضرت امیر علیه السلام به فرزندانش :

وامر باءلمعروف تکن من اهله ، وانکر المنکر بیدک و لسانک ، و باین من فعله بجهدک .[۳۳۷]

امر بمعروف کن تا اهل آن باشی ، و انکار منکر کن با دست و زبانت و دوری کن از کار زشت و از بدان تا قوه و طاقت داری .

بکن امر بمعروف و مکرر

بدست و با زبان انکار منکر

بحول و قوه شو از هر بدی دور

بدینسان چشم شیطان را بکن کور

آخرت را فراموش نکنید

قال علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام :

اصحابی ، اخوانی ، علیکم بدار الاخره ولا اوصیکم بدار الدنیا، فانکم علیها و بها متمسکون .[۳۳۸]

اصحاب من ! برادران من ، بر شما باد بخانه آخرت و آنرا فراموش ننمائید، وصیت نمی‌کنم شما را به خانه دنیا، زیرا شما در آن هستید و بآن تمسک جسته‌اید.

برادرها و یاران ! بر شما باد

که دار آخرت سازید آباد

بدنیاتان ندارم هیچ تاءکید

چو دل بستید بر آن با صد امید

خطر گناه

قال علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام :

عجبت لمن یحتمی من الطعام لمضرنه ، کیف لایحتمی من الذنب لمعرنه .[۳۳۹]

عجب دارم از کسیکه اهمیت می‌دهد و پرهیز می‌کند از غذا که مبادا ضرری باو برساند، اما از گناه که گرفتاری و جزای بد عاید او می‌گرداند، هرگز پرهیز و خودداری نمی‌کند!

عجب دارم از آنکس کاهتمامش

بود دفع مضرت از طعامش

چگونه از گناهش نیست پروا

که فردا می‌رساند آن ضررها

رفاقت با فاسق

قال علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام :

لا تسحبن فاسقا، فانه یبیعک باکله فما دونها.[۳۴۰]

با شخص فاسق رفاقت مکن که تو را تو را بلقمه‌ای یا کمتر از آن می‌فروشد! سؤ ال شد: کمتر از آن چیست ؟ فرمود: بامید لقمه‌ای که باو نمی‌رسد!

مکن با فاسق و فاجز رفاقت

بیک لقمه فروشندت به راحت

بیک لقمه فروشد، بلکه کمتر

بامیدش ، ولی ناید میسر

برای غذای روح

قال حسن بن علی علیهما السلام :

عجبت لمن یتفکر فی ماءکوله ، کیف لا فی ماکوله کیف لا یتفکر فی معقوله .[۳۴۱]

عجب دارم از کسیکه در خوراک خود دقت می‌کند، چگونه در غذای فکری و معارف دینی خود فکر نمی‌کند!

تعجب دارم از آنکس که تفتیش

کند اندر غذای خویشتن بیش

چگونه در معارفهای دینش

نباشد در پی تحقیق و بینش

مایه افتخار مؤ من

قال الصادق علیه السلام :

ثلاثة هن فخر المؤ من وزینة فی الدنیا والاخرة ، الصلاة فی آخر اللیل ، و یاءسه عما فی ابدی الناس و ولایة الامام من آل محمد صلی الله علیه و آله .[۳۴۲]

سه چیز است که مایه افتخار و زینت مؤ من در دنیا و آخرت می‌باشد: نماز در آخر شب ، و ناامیدی از مالی که در دست مردم است ، و ولایت و شناخت امامی از آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم می‌باشد.

سه چیز آمد به مؤ من فخر و زینت

در این دنیا و فردای قیامت

یکی زانها نماز آخر شب

بود خالص‌ترین با ذکر یارب

دیگر قطع امید، از خلق عالم

امیدت جز بحق نبود مسلم

دیگر آن کو که بشناسی امامت

زآل احمد (ص ) و باشد ولایت

اصلاح ذات البین

قال علی علیه السلام :

صلاح ذات البین افضل من عامه الصلواة والصیام .[۳۴۳]

اصلاح بین مرد و ایجاد دوستی و مودت بین خلق الله ، در پیشگاه خداوند متعال ، ثواب عبادت یکسال نماز و روزه گرفتن را دارد.

کنی اصلاح اگر بین خلایق

دهد از لطف ، پاداش تو خالق

نماز و روزه یکسال کامل

بکن اقبال ای انسان عاقل

موعظه عالم بی عمل

قال الصادق علیه السلام :

ان العالم اذا لم یعمل بعلمه زلت موعظته عن القلب ، کما یزل المطر عن الصفا.[۳۴۴]

عالم اگر به خود عمل نکند، موعظه اش مانند قطره بارانی که روی سنگ صاف ریخته می‌شود و به جای نمی‌ماند، موعظه هم در قلب افراد جایگزین نخواهد شد.

هر آن عالم به علمش نیست عامل

مواعظ خلق را ز آن نیست حاصل

اثر از حرف او در قلب یاران

بود چو سنگ صاف و آب باران

برای بنده متقی

قال امیر المؤ منین علیه السلام :

لو ان السموات والارض کانتا علی عبد رتقا ثم اتقی الله لجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب .[۳۴۵]

اگر آسمان و زمین بروی بنده بسته شود و بنده متقی باشد، خداوند برایش ‍ گشایش روزی را از جائیکه گمان نمی‌کرد قرار می‌دهد.

زمین و آسمان گیرد اگر تنگ

به راه بنده‌ای گر ریزد او سنگ

اگر او متقی باشد زاحسان

خدا راه خروجش سازد آسان

خدا روزی رساند بی حسابش

زجائی کو نگنجد در خیالش

زمخلوقات خود، حق نیست غافل

تو خود بنما توکل باش راحل

رضای ما رضای خدا

قال حسین بن علی سید الشهداء علیهما السلام :

رضی الله رضانا اهل البیت ، نصبر علی بلائه و یوفینا اجور الصابرین .[۳۴۶]

رضایت خداوند در رضایت ما اهل بیت است ، و ما بر بلاها صبر می‌کنیم و خداوند هم بما پاداش صابرین را خواهد داد.

بود مرضی حق ما را رضایت

نداریم از بلاها ما شکایت

صبوریم و ز حق هست این یقین را

دهد پاداش اجر صابرین را

پرهیز از منت

قال امیر المؤ منین علیه السلام :

ایاک والمن بالمعروف فان الامتنان یکدر الاحسان .[۳۴۷]

بپرهیز از اینکه برای انجام خوبیها بر افراد منت گذاری زیرا منت گذاردن برای انجام کار نیک وضع خوبیها را کدر و آلوده می‌سازد.

بپرهیزید از منت نهادن

ز خوبیها دم انجام دادن

اگر منت گذاری وقت احسان

شود آلوده احسانت بنفصان

قطع طمع از مردم

قال امیر المؤ منین علیه السلام :

اذا اراد احد کم ان لایسئل الله سبحانه شیئا الا اعطاه فلییاءس من الناس ولا یکن له رجاء الا الله سبحانه .[۳۴۸]

هرگاه کسی از شما بخواهد که از خداوند سبحان چیزی بخواهد و خداوند هم امید او را قطع نکند، باید بخداوند متعال امیدوار باشد.

شما را هر که چیز از حق بخواهد

خوش آید حاجتش ایزد برآرد

بپوشد از خلایق چشم امید

خدا او را نخواهد کرد نومید

شکر خداوند

قال امیر المؤ منین علیه السلام :

شکر الا له یدر النعم .[۳۴۹]

سپاسگذاری خداوند را انجام دادن ، موجب باریدن و گسترش نعمتها بر خویشتن است .

اگر گوئی سپاس خالق خویش

گرفتی راه خیر خویش در پیش

نمائی جلب نعمتهای ایزد

چو باران بر تو نعمتها بریزد

کودکان را دریابید

قال الصادق علیه السلام :

بادروااولاد کم بالحدیث ، قبل ان یسبقکم الیهم المرجئة .[۳۵۰]

احادیث مذهبی و معارف اسلامی را به فرزندانتان یاد دهید، قبل از اینکه مخالفین بر شما سبقت گیرند و دلهای آنها را با مطالب خلاف ، آلوده و منحرف سازند.

کنید اولاد خود را سخت الزام

احادیث از معارفهای اسلام

بیاموزند قبل از اینکه دو نان

بگمراهی کشند افکار آنان

تربیت فرزندان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

اکرموا اولاد کم و احسنوا آدابهم .[۳۵۱]

فرزندان خویش را احترام کنید، و با آداب و روش پسندیده و نیکو آنان را تربیت نمائید.

بفرزندان کنید اکرام معمول

سخن گوئید با آنها بمعقول

بآداب و نکوئیشان بکوشید

لباس علم بر آنها بپوشید

غفلت از بهشت و دوزخ

قال امیر المؤ منین علیه السلام :

الا و انی لم ارکالجنة نام طالبها ولا کالنار نام هاربها.[۳۵۲]

آگاه باش که من مانند این دو چیز ندیدم ، یکی بهشت و دیگری دوزخ زیرا جوینده بهشت و گریزنده از دوزخ ، هر دو در خواب غفلت می‌باشند!

بغیر از این دو نادیدم بدوران

بدان آن جنت است و نارنیران

بجنت طالب از دوزخ گریزان

بغفلت هر دو در خوابند آنان

غم دنیا مخور

قال امیر المؤ منین علیه السلام :

من اصبح علی الدنیا حزینا، فقد اصبح لقضاء الله ساخطا.[۳۵۳] کسیکه صبح کند و برای دنیا محزون باشد، بتحقیق شب را به صبح آورده در حالیکه مورد خشم قضای الهی قرار گرفت است !

کند صبح آنکه بر دنیاست محزون

نمی‌گردد بکامش از چه گردون

بکارش چون خدا باشد غضبناک

شود فردای محشر زار و غمناک

دلیل دانائی

قال امیر المؤ منین علیه السلام :

العالم من عرف قدره ، وکفی بالمرء جهلا ان لا یعرف قدره .[۳۵۴]

عالم کسی است که موقعیت و قدر خود را بشناسید و برای نادانی انسان همینکه قدر خود رانشناسد و از مقام انسانیت و علم خود استفاده نکند، کافی خواهد بود.

هر آن عالم که قدر خود بداند

بمیدان عمل توسن براند

بجهل مرد این اندازه کافی

بقدر خود ندارد علم وافی

یک لحظه هوسرانی

قال امیر المؤ منین علیه السلام :

کم من شهوة ساعة او رثت حزنا طویلا.[۳۵۵]

چه بسا شهوترانی کوتاه و نامشروعی که مایه غصه ، و اندوه فراوان در روزگار درازی می‌گردد.

بسا لذات نامشروع شهوت

که باقی نیست از آن جز ندامت

بسرعت رفته آن با وقت کوتاه

بجا بنهاده عمری غصه و آه

شکار دلها

قال امیر المؤ منین علیه السلام :

قلوب الرجال وحشیة ، فمن تاءلفها اقبلت علیه .[۳۵۶]

دلهای مردم رمیده است با هم انسی ندارند، اما هر کس آنها را با الفت و دوستی بدست آورد، مردم باو رو می‌آورند و پیوند برقرار خواهند کرد.

قلوب خلق چون وحشی صحرا

ندارند الفتی مریکدیگر را

به نیکی هر که الفت بین آنها

بیندازد بسویش هست دلها

اساس اسلام

قال الصادق علیه السلام :

لکل شی ء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل بیت .[۳۵۷]

برای هر چیزی اساس و پایه‌ای می‌باشد، و اساس و پایه اسلام هم دوستی و محبت ما اهل بیت است .

برای هر بنائی پایه باشد

بهر چیز اولین سرمایه باشد

ولای ما بود در دین اسلام

بنا و پایه اش زآغاز و انجام

دو گرسنه همیشه

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

منهومان لا یشبعان ، طالب علم و طالب دنیا.[۳۵۸]

دو گرسنه‌اند که هرگز سیر نمی‌شوند، یکی طالب علم و دیگری طالب دنیا، زیرا طالب علم هرچه بداند باز هم در تعقیب مجهول است ، و طالب دنیا هر چه بدست آورد در صدد افزودن آن است !

دو قومند اندر این عالم خورنده

که سیری باشد از آنها رمنده

یکی او طالب علمست ، از آنها

دیگر زان طالبان مال دنیا

گنج علم و عزت حلم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لا کنز انفع من العلم ، و لا عز انفع من الحلم .[۳۵۹]

هیچ گنجی از علم نفعش بیشتر نیست ، و هیچ عزتی هم بالاتر از بردباری و شکیبائی نخواهد بود.

نباشد هیچ گنجی بهتر از علم

و یا هر عزتی بالاتر از حلم

کلید گنج باشد علم عالم

بحلمت عزت است و جان سالم

رفع عیب از خود

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من نظر فی عیب نفسه اشتغل عن عیب غیره ، و من رضی برزق الله لم یحزن علی ما فاته .[۳۶۰]

کسی که در عیب خود دقت کند بعیب دیگران نمی‌رسد، و کسیکه راضی به قسمت روزی خدا باشد دیگر غصه نمی‌خورد و بر چیزیکه از دستش رفته یا باو نرسیده اندوه و افسوس نخواهد داشت .

نظر هر کس بعیب نفس خود داشت

نظر از عیب غیر خویش برداشت

برزق الله هر کس گشت راضی

نه محزون از مضارع شد نه ماضی

جوینده یابنده

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من طلب شیئا ناله او بعضه .[۳۶۱]

هر که چیزی رابجوید به تمام آن چیز یا بعض آن دست خواهد یافت .

بجوید هر که چیزی را در عالم

شود نائل به آن یا بیش یا کم

تمام گر نشد بهرش فراهم

ببعضی زآن رسد آخر مسلم

رنج برای ننگ جهل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من لم یصبر علی مضض التعلیم ، بقی فدل الجهل .[۳۶۲]

کسیکه وقت کمی را صبر نداشته باشد برای فراگرفتن علم ، در ذلت و خواری ابدی گرفتار خواهد ماند.

نباشد هر که صبرش کونشیند

بسختی ساعتی دانش گزیند

کشد سختی نادانی همیشه

برون نخل کمال آرد ز ریشه

قطع پیوند خویشی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

مازال الزبیر رجلا منا اهل البیت حتی نشاء ابته المشوم عبدالله .[۳۶۳]

همواره((زبیر))مردی از خویشان ما اهل بیت بود، تا وقتیکه پسر شوم او عبدالله پدید آمد و پیوند خویشاوندی بریده شد!

((زبیر))آن مرد خویشاوند ما بود

همیشه ، تا که پورش دیده بگشود

چو آمد پورش عبدالله مشئوم

زبس بد بود، خویشی گشت معدوم

ارزش خویشتن

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته .[۳۶۴]

هر کس نفس خود را ارزشمند و بزرگوار شمارد شهوتهایش نزد او خوار و بی ارزش می‌گردد، از آن پیروی نمی‌نماید تا بذلت و خواری نیفتد.

کریم النفس شد هر کس بدنیا

بزرگی داشت او توام بتقوی

هوای نفس و شهوت نزد او خوار

نگردد او بذلتها گرفتار

نظر در آفاق

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

ان الله رفع لی الدنیا فانا انظر الیها و الی ما هو کائن فیها الی یوم القیامة کما انظر الی کفی .[۳۶۵]

بدرستی که بامر خدا ظاهر شد برای من دنیا و نظر کردم بسوی آن و بسوی آنچه در آن ثابت بود تا روز قیامت ، مثل نظر کردن بکف دستم .

خدا دنیا برایم کرد ظاهر

شدم بر ثابت و سیار ناظر

جهان را تا قیامت بر رسیدم

بدینسان گو کف دستم بدیدم

علی (علیه السلام ) سید اوصیاء

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

انا سید النبیین ، و علی بن ابیطالب سید الوصیین ، وان اولیائی بعدی اثناعشر اولهم علی بن الیطالب و آخرهم القائم .[۳۶۶]

من سید انبیا هستم و علی سید اوصیاء، برای من دوازده جانشین است بعد از خودم ، که اول از آنها علی بن ابی طالب است و آخر آنها هم قائم آل محمد (ص ) می‌باشد.

سیادت حق من بر انبیاء شد

علی سید بجمع اوصیاء شد

ده و دو اوصیایم لازم آمد

علی (علیه السلام ) اول شد آخر قائم آمد

مرا یارب هیمن باشد یقینم

همینم مذهب و این است دینم

از آنها در دلم حب است بسیار

مرا دائم تو خود ثابت قدم دار

برای مزه ایمان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لایجد عبد طعم الایمان حتی یترک الکذب هزله وجده .[۳۶۷]

هیچ بنده‌ای مزه ایمان را نمی‌چشد، تا اینکه دروغ را چه از روی شوخی یا بصورت جدی باشد ترک نماید.

نیابد بنده هرگز طعم ایمان

نشد از کذب قولش گر پشیمان

بشوخی یا بجدی گوید آن را

بایمانش رسانده این زیان را

راضی به گناه دیگران

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الراضی بفعل قوم کالداخل فیه معهم و علی کل داخل فی باطل اثمان اثم العمل به ، و اثم الرضابه .[۳۶۸]

کسی که به کار و رفتار جمعیتی راضی باشد، مثل کسی است که با آنان در آن کار نزدیک و همواره بوده ، و برای مرتکب شونده هر خلافی هم دو گناه است ، یکی گناه مرتکب شدن به خلاف و دیگری گناه راضی بودن بآن خلاف .

بفعل قومی ار باشی تو راضی

چه در آینده باشد یا که ماضی

تو داخل اندر آن قومی در آنکار

بکیفرهای آن هستی گرفتار

بجا آرنده را باشد دو کیفر

دو باشد پس گناهش نزد داور

یکی بهر بجا آوردن کار

یکی راضی بفعل آن خطا کار

بغض اهل بیت (علیه السلام )

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

لا یبعضنا اهل البیت احد الا بعثه الله یوم القیامة الجذم .[۳۶۹]

دشمنی نمی‌کند احدی با ما اهل بیت (علیه السلام ) مگر اینکه فردای قیامت خداوند او را مجذوم محشورش می‌کند.

نباشد دشمن ما خانواده

مگر آنکس که بغضش شد زیاده

زخیر هر دو عالم هست محروم

بمحشر می‌شود محشور مجذوم

حق نمک نشناس

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من قضی من لا یقضی حقه فقد عبده .[۳۷۰]

هر که بجا آورد حق کسی را که او حقش را بجا نمی‌آورد و احترام نمی‌کند، در واقع او را بندگی کرده است !

هر آنکس را نمائی احترامش

که باشد بیش از حد مقامش

نکرد او احترام از خبث طینت

تو او را بنده گشتی در حقیقت

اولی الامر قرآن

قال ابو جعفر الباقر علیه السلام فی قول الله عزوجل :

یا ایهاالذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الاءمر منکم قال :

هم الائمة من ولد علی و فاطمة الی ان یقوم الساعة .[۳۷۱]

در تفسیر آیه فوق فرموده : منظور از اولی الامر، امامان از اولاد علی (علیه السلام ) و فاطمه (علیه السلام ) یکی پس از دیگری می‌باشد، تا روز قیامت .

زقول حق امام این در همی سفت

زتفسیر اولی الامر اینچنین گفت

که ایشانند هر یک پای برجا

امامان از علی باشند و زهرا

یکی بعد از دیگر تا روز محشر

همانها صاحب امرند یکسر

نباشد هر که در این قول کامل

عملهایش سراسر هست باطل

ستارگان آسمان ولایت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

انما مثل اهل بیتی فی هذه الامة کمثل نجوم السماء کلما عاب نجم طلع نجم آخر.[۳۷۲]

براستی داستان اهل بیت من در میان این امت مانند ستاره‌های آسمانست زیرا هرگاه ستاره‌ای غروب کند، ستاره دیگری بجای آن طلوع می‌کند.

مثال اهل بیت من چنانست

در این امت چو نجم آسمانست

یکی هرگاه سازد چهره پنهان

کند نجم دیگر صورت نمایان

رسوائی مغضوب خدا

قال الصادق علیه السلام :

اذا ارادالله بعبد خزیا اجری فضیحته علی لسانه .[۳۷۳]

هرگاه خداوند اراده کند بنده‌ای را در اثر کارهای زشت رسوا سازد، آثار رسوائی و فضیحت را بر زبان خود او جاری می‌کند!

چو باشد بنده بیش از حد خطا کار

خدا خواهد که او را سازدش خوار

زصنع خویش سازد ذات باری

فضیحت بر زبان بنده جاری !

مایه آرامش دل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ذکر الله جلاء الصدور و طماءنینة القلوب .[۳۷۴]

ذکر خدا سینه‌ها را جلا و روشنائی می‌بخشد و باعث اطمینان قلبهای افراد می‌گردد.

بذکر حق تو هر دم باش مسرور

که بخشد سینه است را جلوه نور

کند ذکر خدا قلب تو آرام

نداری خوف از آلام و اسقام

شفا، و درد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

علیکم بذکرالله فانه شفاء، و ایاکم و ذکر الناس فانه داء.[۳۷۵]

بر شما باد که پیوسته بیاد خدا باشید زیرا ذکر خداوند شفای هر دردی است ، و بپرهیزید از یاد مردم که آن درد تولید می‌کند.

بذکرالله هر دم بر شما باد

که این درد تو را خواهد شفا داد

ولی از ذکر مردم کن تو پرهیز

که سازد آتش درد تو را تیز

زبان در کام کش

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الکلام فی وثاقک ما لم تتکلم به ، فاذا تکلمت به صرت فی وثاقه ، فاخزن لسانک کما تحزن ذهبک و ورقک ، فرب کلمة سلبت نعمة .[۳۷۶]

سخن در قید بند تو می‌باشد تا آن را نگفته‌ای ، چون گفتی تو در بند آن هستی ، پس زبانت را نگاهدار چنانچه طلا و نقره و اوراق بهادار خود را حفظ می‌کنی و نگاه می‌داری ، زیرا گاهی گفتن یک کلمه نعمتی را از دست انسان می‌دهد و عذاب و گرفتاری پیش می‌آورد.

کلامت هست در قید تو آندم

که جایش در زبانت هست محکم

چو آن را از زبانت کردی تو عنوان

توئی دیگر بقید و بند ایشان

پس او را چون طلا و نقره ات دار

برون بیهوده از صندوق مگذار

بسا شد از کلامی سلب نعمت

بجای نعمت او بنهاد نقمت

ماءیوس نشوید

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

انتظروا الفرج ولا تیاءسوا من روح الله فان احب الاءعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج .[۳۷۷]

منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند ماءیوس نباشید، بدرستی که محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند متعال انتظار فرج است .

فرج را منتظر باشید هردم

باین امر خدا باشید محکم

زحق امر فرج گردیده تاءیید

نباشید از خدا ماءیوس و نومید

که باشد بهترین اعمال این کار

زبنده نزد ذات حی غفار

هر آنکس منکر این امر باشد

زاعمال خدا راضی نباشد

ضرربی اعتنائی به دین

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لایترک الناس شیئا من امر دینهم لاستصلاح دنیا هم الا فتح الله علیهم ما هو اضرمنه .[۳۷۸]

ترک نمی‌کنند مردم چیزی از دین خود را برای اصلاح دنیای خود، مگر اینکه خداوند برای آنها راهی را که پر ضررتر از آن باشد باز می‌کند.

نشد چیزی زمردم ترک از دین

برای امر دنیاشان زآئین

مگر با بی خدا بگشود از پیش

که ایشان را رساند از آن زیان بیش

سخاوت واقعی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

السخاء ما کان ابتداء، فاما ما کان عن مساءلة فحیاء وتذمم .[۳۷۹]

جود و بخشش آن است که بی درخواست باشد، اما آن چه از روی درخواست و شرمندگی و سرزنش مردم است ، جود و سخاوت نیست .

چو بی در خواست جود و بخشش آید

بمحتاجان بدون رنجش آید

و اگر بعد از سئوالش جود کردی

از او عز و شرف نابود کردی

کاروان خواب

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اهل الدنیا کرکب یساربهم وهم نیام .[۳۸۰]

اهل دنیا مانند کاروانی هستند که آن را حرکت می‌دهند در حالیکه آنان خوابند و ناگهان متوجه می‌شوند راهی طی شده و می‌گویند فرود آیید و بار بگشائید منادی راه آخرت آنها را اینگونه صدا می‌زند.

ماده تمایلات

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

المال مادة الشهوات .[۳۸۱]

مال و دارائی دنیا مایه شهرتها و خواهشهای نفسانی هر انسانی می‌باشد.

بدنیا جمع مال و ثروت تو

بود سرمایه بهر شهوت تو

بخواهشهای نفست مایه باشد

برای شهوت تو پایه باشد

مثل زن

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

المراءة عقرب حلوة اللسبة .[۳۸۲]

زن مانند عقرب است که می‌گزد ولی گزیدن او شیرین و لذت بخش ‍ است .

بود زن همچو عقرب باش آگاه

که جانت را گزد او گاه و بیگاه

ولی شیرین بود این نیش برجان

نداری چاره جز آمیزش آن

جنون تند خوئی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الحدة ضرب من الجنون ، لاءن صاحبها یندم ، فان لم یندم فجنونه مستحکم .[۳۸۳]

تند خوئی نوعی از دیوانگی است زیرا شخص تندخو از تندی خود پشیمان می‌شود و اگر پشیمان نشود در حقیقت دیوانگی او پا برجا و ریشه دار است .

صفات تند خوئی چون جنون است

پشیمانی پس از آن در درون است

پشیمان گر نشد در آخر کار

مسلم این جنونش کرده بیمار

یاد مرگ

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من تذکر بعد السفر استعد.[۳۸۴]

هر که دوری سفر آخرت را بیاد بیاورد برای آن آماده می‌شود، و تقوی و پرهیز کاری را شعار خویش قرار می‌دهد.

براه دور عاقل در سفرها

برآن ره توشه می‌سازد مهیا

گرت باشد یقین راه قیامت

مهیا توشه کن قبل از ندامت

مؤ من در عصر قائم (علیه السلام )

قال الصادق علیه السلام :

ان المؤ من فی زمان القائم و هو بالمشرق لیری اخاه فی المغرب ، وکذا الذی فی المغرب یری اخاه الذی بالمشرق .[۳۸۵]

بدرسیکه شخص مؤ من در زمان ظهور امام (علیه السلام ) اگر در مشرق باشد می‌بیند برادرش را در مغرب ، و همچنین اگر در مغرب باشد می‌بیند او را در مشرق .

بهنگام ظهور قائم ما

اگر مؤ من بود در مشرقش جا

بمغرب او برادر را به بیند

چنان کز مغرب او مشرق بیند

خوشابحال او

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

طوبی لمن ذکر المعاد و عمل للحساب ، وقنع بالکفاف ، ورضی عن الله .[۳۸۶]

خوشابحال کسیکه بیاد قیامت باشد و عمل کند برای روزی حساب ، و به داده خدا قناعت کند و همیشه در هر حالی هست از خداوند راضی باشد.

سعادتمند آنکس کو بدنیا

بود هردم بفکر دار عقبی

عمل بهر حساب روز محشر

به کم قانع رضا از حی داور

اهمیت واجبات

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لاقربة بالنوافل اذا اضرت بالفرائض .[۳۸۷]

عمل مستحبی که به اعمال واجب ضرر رساند، موجب تقرب و نزدیکی به رحمت خداوند را فراهم نمی‌آورد.

نباشد خیری اندر مستحبات

که این با قرب حق دارد منافات

چو کردی ترک واجب را تو هشدار

بود خالق از این فعل تو بیزار

با قلب خنک

قال الصادق علیه السلام :

من لعن قاتل الحسین (علیه السلام ) عند شرب الماء حشره الله یوم القیامة ثلج الفواد.[۳۸۸]

کسیکه لعن کند بر کشنده امام حسین (علیه اسلام ) در وقت خوردن آب ، خداوند او را در روز قیامت با قلب خنک و بدون حرارت محشور می‌کند.

بروح قاتلان شاه بی سر

کند لعن خدا هرکس مکرر

بوقت آب نوشیدن بدنیا

شود قلبش خنک در دار عقبی

دوستی علی (علیه السلام ) در قیامت

عن عمر بن الخطاب قال : قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

من احبک کان مع النبیین فی درجتهم یوم القیامة ، ومن مات ببغضک لا یبالی مات یهودیا اونصرانیا.[۳۸۹]

ای علی ! کسیکه دوست تو باشد در قیامت در درجات انبیا خواهد بود و هر کس با بغض و کینه تو بمیرد خداوند توجهی باو نمی‌کند که یهودی بمیرد یا نصرانی .

رسول هاشمی گفت : ای علی جان !

مقام دوستانت هست اینسان

که با پیغمبران در روز محشر

مکان و منزلت باشد برابر

ولی با دشمنانت وقت مردن

نمی‌باشد نظر در جان سپردن

که با دین یهودی یا نصاری

برون خواهند رفت از دار دنیا

خطر ضربه دین

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

یاتی علی الناس زمان لا یبالی الرجل ما تلف من دینه اذا سلمت له دنیاه .[۳۹۰]

زمانی برای مردم فرا می‌رسد، که اگر دین آنان نابود شود، در صورتیکه دنیای آنها سالم بماند نگرانی و باکی نخواهند داشت !

بیاید روزگاری بهر مردم

که گر مردی نماید دین خود گم

ندارد باکی ار باشد مسلم

برایش امر دنیایش منظم

ربای همگانی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

یاءتی علی الناس زمان لا یبقی احد الا اکل الربا، فان لم یاءکله ، اصابه من غباره .[۳۹۱]

زمانی برای مردم می‌آید که باقی نمی‌ماند احدی مگر این که ربا بخورد و اگر هم ربا نخورد غبار و گرد ربا و معصیت آن دامنگیرش می‌شود!

بمردم می‌رسد عصری زاعصار

که فردی نیست در آن جز رباخوار

هر آنکس هم زخوردن گوشه گیرد

غباری زان رهش دامن بگیرد

فرج پس از شدت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

عند تناهی الشدة تکون الفرجه ، و عند تضایق حلق البلاء یکون الرخاء.[۳۹۲]

هنگامی که سختی به منتهی درجه برسد، گشایش پدید آید، و چون حلقه‌های گرفتاری تنگ شود آسایش روی نماید.

بشدت هر کسی گردد گرفتار

گشایش از خدایش هست در کار

بلا بر هر که گیرد حلقه‌ها تنگ

بسویش می‌کند آسایش آهنگ

غربت اسلام

قال رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم :

ان الا سلام بداء غریبا و سیعود غریبا کمابدء، فطوبی للغرباء.[۳۹۳]

بدرستی که اسلام در آغاز امر غریب بوده و زود است که باز مثل اول غریب واقع شود بنابراین سعادتمند کسی است که دین خود را در آن روز محفوظ نگهدارد.

غریب آمد در اول دین اسلام

بغربت می‌گراید اندر انجام

سعادتمند آنانند و پیروز

که در دین استوارند اندر آن روز

محب ما از ماست

عن ابی عبیده ، عن ابی جعفر علیه السلام :

من احبنا فهو منا اهل البیت ، فقلت جعلت فداک منکم ؟ قال : منا والله ، آما سمعت قول ابراهیم علیه السلام : فمن تبعنی فانه منی ؟[۳۹۴]

کسیکه دوست داشته باشد ما را، از خانواده ما است ، راوی عرض کرد فدایت شوم از شما است ؟ فرمود: آری از ما است ، آیا نشنیدی سخن خدا را که در بیان ابراهیم علیه السلام فرمود: کسیکه پیروی از من بکند بدرستیکه او از من است ؟

هر آنکس حب ما اندر دل اوست

بود از ما و او را رتبه نیکوست

بگفتا راوی ای جانم فدایت

بود او از شما؟ هست این عنایت

بفرمود: آری ، از ما هست والله

تو نشنیدی مگر از قول الله

زحق از قول ابراهیم پیداست

که هرکس پیرو ما هست ، از ماست

گوشه گیری و سکوت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

یاءتی علی الناس زمان تکون العافیة فیه عشرة اجزاء، تسعة منها اعتزال الناس و واحدة فی الصمت .[۳۹۵]

روزگاری بر مردم می‌آید که ، عافیت و سلامتی ده جزء است ، نه جزء آن در کناره گیری از مردم و یک جزء آن در سکوت است .

بمردم روزگاری رخ نماید

که در آن عافیت ده قسمت آید

بود نه جزء آن در گوشه گیری

یکی صمت است اگر پندم پذیری

خصلت پیامبری سخاوت

قال الصادق علیه السلام :

السخاء من اخلاق الانبیاء، وهو عماد الایمان ، ولا یکون مؤ من الا سخی .[۳۹۶]

سخاوت از اخلاق انبیاء و ستون ایمان است و کسی مؤ من واقعی نخواهد بود مگر اینکه سخاوت و گذشت داشته باشد.

سخاوت خصلت پیغمبران است

ستون دین و ایمان در جهان است

ندارد مؤ من آن ایمان کامل

مگر آندم که دارد دست باذل

بگوید با تو رمزی از سخاوت

سخاوت هست مفتاح شجاعت

همیشه دست باذل هست بالا

مقامش هست نزد خلق والا

برادر خوب و پول حلال

قال الصادق علیه السلام :

یاءتی علی الناس زمان لیس فیه شی ء اعز من اخ انیس و کسب درهم حلال .[۳۹۷]

زمانی بر مردم می‌آید که چیزی از برادر دلخواه و رفیق و درآمد از کسب حلال کمیاب تر نمی‌باشد.

زمانی می‌رسد بر خلق دوران

نشد نایاب تر چیزی بر آنان

اخاه نیک نفس و خوشمقال است

دیگر پولی که از کسب حلال است

نشانه‌های سخاوت

قال الصادق علیه السلام :

ومن علامات السخاء ان لا تبالی من اکل الدنیا ومن ملکها، مؤ من او کافر، عاص او مطیع ، شریف او وضیع .[۳۹۸]

از علامتهای سخاوت این است که باکی نداشته باشی که ، چه کسی دنیا را می‌خورد و چه کسی مالک آن است مؤ من باشد یا کافر، مطیع باشد یا گنهکار، شریف باشد یا در مقام پائینی قرار داشته باشد.

سخاوتمند در حال یقین است

خصوصیات حالش این چنین است

ندارد باک و باشد فکر عقبی

نمی‌داند که برد و خورد دنیا

جهان در سلطه دارد یا منافر

همانا مؤ منند یا آنکه کافر

گنهکار است یا در قید طاعت

شریف است یا وضیع یا در ندامت

نماز بوقت

عن منصور بن حازم عن الصادق علیه السلام :

قال : قلت ای الاعمال افضل ؟ قال : الصلاة لوقتها، و بر الوالدین ، و الجهاد فی سبیل الله .[۳۹۹]

منصور بن حازم می‌گوید: بامام صادق علیه السلام عرض کردم ، که کدام از عملهای انسان افضل است ؟ فرمود: نماز اول وقت و نیکی کردن به پدر و مادر، و جهاد در راه خدا با دشمنان دین .

چو منصور بن حازم آن نکومرد

سئوال از حضرت صادق چنین کرد

که افضل از عملها گو کدامست

که مرضی خدا در هر مقامست

نماز اول وقتت فرمود

دیگر نیکی بباب و مادرت بود دیگر باشد جهان اندر ره حق

بقصد قرب حق باشد چو مطلق

مسئولیت فرزندان

عن موسی بن جعفر علیهما السلام ، قال :

ساءل رجل عن رسول الله صلی الله علیه و آله :

ما حق الوالد علی ولده ؟ قال . لایسمیه باسمه ، ولا یمشی بین یدیه ولا یجلس قبله ، و لا یستسب له .[۴۰۰]

مردی از پیغمبر (ص ) از حق پدر بر فرزند سئوال کرد، حضرت فرمود: از حقوق پدر بر فرزند این که به اسم او را صدا نزند و جلوتر از پدر راه نرود، و جلوتر از او در مجلس ننشیند، و در بین مردم باعث فحش و اهانت به پدر خود نگردد.

بگفتا حضرت موسی بن جعفر

که سائل گشت مردی از پیمبر

حقوق باب چون باشد بفرزند

بگفت او را باسمش گو نخوانند

چو در راه و چو در مجلس تقدم

نجوید از پدر در نزد مردم

اهانت بر پدر هرگز نجوید

ره حسن ادب همواره پوید

دعای بدون عمل

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الداعی بلا عمل کالرامی بلا وتر.[۴۰۱]

شخص دعا کننده از خدا بدون طاعت و بندگی ، مانند تیراندازی است که بخواهد با کمان بدون زه تیر خود را به هدف برساند.

زحق بی طاعت ار خواهی تو حاجت

یقین دان رفته‌ای راه سفاهت

چنان باشد دم تیر و نشانش

نمی‌باشد کسی زه در کمانش

مؤ من برادر مؤ من

قال الصادق علیه السلام :

المؤ من اخو المؤ من ، عینه و دلیله ، لا یخونه و لا یظلمه ولا یغشه ولا یعده عدة فیخلفه .[۴۰۲]

مؤ من برادر مؤ من است ، چشم و راهنمای اوست ، نباید باو خیانت کند، ظلم و ناروا به او روا ندارد، و وعده به او نمی‌دهد که خلاف آن رفتار کند.

بود مؤ من بهر مؤ من برادر

بود چشم و دلیلش بلکه رهبر

روا بر او نمی‌دارد خیانت

کند با او امانت را رعایت

از او ظلم و ستم را می‌کند دور

بغش اندر مقامش نیست مسرور

دهد چون وعده‌ای خلفش نیارد

بدل تخم محبت را بکارد

ثواب زیارت مؤ من

قال الصادق علیه السلام :

من زار اخاه فی الله ، قال الله عزوجل : ایای زرت و ثوابک علی ، و لست ارضی لک ثوابا دون الجنة .[۴۰۳]

هر کس زیارت کند برادر مؤ من خود را برای رضای خدا، خدای عزوجل می‌فرماید: مرا زیارت کرده‌ای ، ثواب آنهم بر عهده من است ، و برای پاداش ‍ آنهم من به چیزی از بهشت کمتر راضی نخواهم شد.

برادر را کند هر کس زیارت

رود بر دیدنش با قصد قربت

خدا گوید: مرا کردی زیارت

ثوابش بر من است آن هست جنت

دروغ می‌گویند

عن فضیل بن یسار، عن ابی جعفر الباقر علیه السلام :

هل لهذا لامر وقت ؟ فقال : کذب الوقاتون ، کذب الوقاتون ، کذب الوقاتون ![۴۰۴]

فضیل می‌گوید: از امام باقر (علیه السلام ) سئوال کردم : آیا وقت ظهور امام زمان تعیین شده است ؟ امام سه مرتبه فرمود: کسانیکه برای ظهور امام زمان وقت تعیین کرده‌اند دروغ می‌گویند.

فضیل از حضرت باقر (علیه السلام ) به پرسید

ظهور امر وقتش گشته تاءیید؟

بتکذیب او سه نوبت کرد تکرار

نداند وقت آن جز حی دادار

صلوات بر محمد (ص )

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

من صلی علی الله علیه وملائکته ، ومن شاء فلیقل و من شاء فلیکثر.[۴۰۵]

کسی که بر من صلوات بفرستد، خداوند و ملائکه بر او صلوات می‌فرستند حال هر کس می‌خواهد کم بفرستد و هر کس می‌خواهد زیاد بر من صلوات بفرستد.

رسول هاشمی این نکته برخواند

بموضوع درودش این سخن راند

که هر کس بر درودم لب گشاید

بسوی او درود از حق بیاید

درود آن دم فرستندش ملایک

رسد این بهره اش زآنها یکایک

بود اندر کم و بیشش مخیر

قلوب از این نوا باشد منور

دعای با صلوات

قال الصادق علیه السلام :

کل دعاء یدعی الله عزوجل به محجوب عن السماء، حتی یصلی علی محمد و آل محمد.[۴۰۶]

هر دعائیکه خدا با آن خوانده شود پوشیده است ، بالا نمی‌رود و بهدف اجابت نمی‌رسد، مگر اینک صلوات بر محمد و آل محمد همراه آن باشد.

خدا را چون بخوانی با دعاها

بود محجوب بین آسمانها

اجابت کی نماید ذات سرمد

مگر همره بود نام محمد (ص )

اشک از ترس خدا

قال الصادق علیه السلام :

ما من شی ء الا وله کیل و وزن الا الدموع ، فان القطرة بطفی بحارا من نار.[۴۰۷]

هر چیزی در عالم وجود دارد برای آن نزد خداوند اندازه و وزنی هست مگر اشک چشم ، زیرا یک قطره اشک چشمی که از خوف خدا جاری گردد دریاهای آتش را خاموش می‌کند و نزد خداوند پاداش بیحساب دارد.

نباشد شیئی از اشیاء تکوین

مگر اوزان و کیلش گشته تعیین

بغیر از قطره اشکی کاندر ایام

فرو ریزد زچشم از خوف علام

کند خاموش دریاهای آتش

نماید بنده را نیکو مقامش

خدایا! قلبم از خوفت بلرزان

که اندر دیده آرد اشک سوزان

پاداش ذکر خدا

عن ابی عبدالله علیه السلام :

ان الله عزوجل یقول : من شغل بذکری عن مساءلتی ، اعطیته افضل ما اعطی من ساءلنی .[۴۰۸]

خداوند عزوجل می‌فرماید: کسیکه ذکر من او را مشغول کند و از تقاضای حاجت خود غفلت کند من عطا می‌کنم باو بهتر و بیشتر از آنچه می‌خواست از من درخواست کند.

امام صادق (علیه السلام ) این در را چنین سفت

که حق بر بنده گان از لطف خود گفت

بذکر من هر آنکس گشت مشغول

بنزد من شود آن ذکر مقبول

بود افضل عطایم از سئوالش

چو من آگاه هستم از مآلش

بذکر من زحاجت بیخبر شد

عطایم از سئوالش بیشتر شد

دعا با غذای حلال

قال الصادق علیه السلام :

من سره آن یستجاب له فلیطب مکسبه .[۴۰۹]

کسیکه مسرور می‌شود باینکه مستجاب شود دعای او، حتما باید پاکیزه کند محل کسب و درآمد خود را از حرام و درآمد از راه نامشروع بدست آید.

کسی را کو سرور آید برایش

که گردد مستجاب از حق دعایش

کند پاکیزه راه کار خود را

حلال آرد زر و دینار خود را

صلوات نفاق را می‌برد

قال الصادق (علیه السلام ) قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

الصلاة علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق .[۴۱۰]

درود بر من و اهل بیت من نفاق و دوروئی را از بین جامعه و مسلمانها دور می‌کند.

بفرمود آن رسول الله اعظم

درود بر من و بر اهل بیتم

کند دور از میان اهل ملت

نفاق و خود پرستی و دوئیت

دزدهای سه گانه

قال الصادق علیه السلام :

السراق ثلاثة : مانع الزکاة ، و مستحل مهور النساء، و کذلک من استدان ولم ینوقضائه .[۴۱۱]

دزدان سه دسته می‌باشند: کسیکه زکاة مالش را نمی‌دهد و کسیکه مهریه زن را بر خود حلال می‌داند، کسیکه قرض می‌گیرد و قصد پرداختن آن را ندارد.

سه دزدند و یکی زآن هر سه بدحال

کند منع زکاة مال و اموال

حلال آن کو صداق زن بخود کرد

دیگر مدیون که دینش کرد پامال

مهلت به بدهکار

قال الصادق علیه السلام :

ان الله عزوجل یحب انظار المعسر ومن کان غریمه معسرا فعلیه ان ینظره الی میسره .[۴۱۲]

خداوند عزوجل مهلت دادن به بدهکار تهی دست را بسیار دوست می‌دارد، و کسیکه مدیون آن تهیدست باشد باید به او مهلت دهد تا بتواند بدهکاری خود را پرداخت کند.

بود محبوب نزد حی غفار

زمان مهلت شخص بدهکار

اگر غارم تهی دست و نداراست

در این صبر تو، راضی کرد گاراست

صلوات بلند

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

ارفعوا اصواتکم بالصلاة علی فانها تذهب النفاق .[۴۱۳]

صدای خود را بصلوات بر من بلند کنید، زیرا صلوات بلند نفاق را از وجود انسان دور می‌کند.

پیمبر گفت : ای مردم بدانید

درودم را جلی هر دم بخوانید

نفاق و کینه‌ها را می‌کند دور

بدینسان از دوئیت در امانید

چشمهای گریان

قال الصادق علیه السلام :

کل عین باکیة یوم القیامة الا ثلاثة ، عین غضت عن محارم الله ، و عین سهرت فی طاعة الله ، و عین بکت فی جوف اللیل من خشیة الله .[۴۱۴]

همه چشمها در روز قیامت گریان است مگر سه چشم : چشمی که از دیدن نامحرم پوشیده باشد، چشمی که در طاعت خدا شب بیدار باشد، و چشمی که در دل شب از خوف خداوند اشک فروریخته است .

دیده‌ها روز قیامت همه گریان باشد

جز سه چشمی که در آن مرحله شادان باشد

از حرام آنکه بود بسته به طاعت شب باز

وآنکه از خوف شبش اشک فروزان باشد

ایخوش آن دیده که بیدار بود در شب و روز

فکر خوف و خطر راه بدینسان باشد

بود این دیده بفردای قیامت پرنور

گرچه در عالم دنیا همه گریان باشد

گناه و دست تنگی

قال الباقر علیه السلام :

ان العبد لیذنب الذنب فیزوی عنه الرزق .[۴۱۵]

بنده خدا برای گناهیکه مرتکب می‌شود، از رزق و روزی خود دور می‌افتد و در تنگی معیشت قرار می‌گیرد!

گنه از بنده چون گردد صادر

خدایش هست در آن لحظه ناظر

بضیق رزق می‌گردد گرفتار

بهر کاری خداوند است قادر

عاقل پر تلاش

قال الصادق علیه السلام :

للعاقل ان لایکون شاخصا الا فی ثلاثه مرمة لمعاش او خطوة لمعاد، اولذة فی ذات غیر محرم .[۴۱۶]

برای هر شخص عاقلی شایسته است باینکه در یکی از این سه حال مشاهده شود: ۱- در تهیه معاش ، ۲- در راه ذخیره توشه آخرت ، ۳- و در حال لذت بردن در غیر حرام .

نیکو نبود برای عاقل که حضور

پیدا کند الا به سه مورد زامور

یا بهر معاش خود و یا زاد معاد

یا لذت خالی از حرام ماءجور

امام زاهد شما

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الا و ان لکل ماءموم اماما یقتدی به ویستضیی بنور علمه ، الا وان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه ، ومن طعمه بقرصیه .[۴۱۷]

آگاه باش برای هر پیروی کننده‌ای ، پیشوائی است که از او پیروی کرده و بنور دانش او روشنی می‌جوید، و تو نیز باید پیرو پیشوای خود باشی ، اما بدانکه پیشوای شما از دنیای خود بدو جامه کهنه ، و از خوراکش بدو قرص نان جهت افطار و سحر خود قناعت کرده است .

بدان از بهر هر ماءموم امامی است

که او را نزد ماءموم احترامی است

بنور دانش او می‌کند سیر

چه راه شر بود یا در ره خیر

من اینک پیشوا هستم شما را

که اینسان در جهان کردم مدارا

دو کهنه جامه دارم بهر انظار

دو قرص نان سحرگاه است افطار

شما نمی‌توانید

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الا و انکم لا تقدرون علی ذلک ، ولکن اعینونی بورع و اجتهاد، و عفة وسداد.[۴۱۸]

اما آگاه باشید، شما بر چنین رفتاری توانائی ندارید، بلکه شما مرا به وسیله پرهیزکاری و پاکدامنی ، و با تلاش و محکم کاری خود یاری کنید، و از کارهای ناپسند دوری گزینید.

بدانید اینچنین قدرت ندارید

طریق بندگی چون می‌گذارید

توانائی شما را نیست چون من

که در دل باشد اینسان خوب ذوالمن

ولی یاری کنید از من به اعمال

بتقوی و بکردار اندر افعال

زناشایسته ، گر دوری نمائید

علی را یار، و مرضی خدائید

حسابرسی جمعه

قال الصادق علیه السلام :

اف للرجل المسلم لا یفرغ نفسه فی الاسبوع یوم الجمعة لامر دینه فیساءل عنه .[۴۱۹]

وای بحال مردم مسلمانیکه در هفته ، یک روز جمعه خود را تعطیل و آزاد نگذارد تا بتواند بکار و مسائل دینی خود رسیدگی کند.

اف بر آن مرد مسلمانیکه شش روز تمام

بهر دنیایش تمامی کرده سعی و اتمام

جمعه ، فارغ بال نفس خویش را ننموده است

بهر امر دین ، که مسئول است ننماید قیام

مسافرت روز شنبه

قال الصادق علیه السلام :

من اراد سفرا فلیسافر یوم السبت ، فلو ان حجرا زال عن جبل فی یوم سبت لرده الله عزوجل الی مکانه .[۴۲۰]

کسیکه تصمیم سفری دارد، آن را روز شنبه انجام دهد، زیرا اگر روز شنبه سنگی از کوهی جدا شود، خدای عزوجل آن را بجای خود بر می‌گرداند.

هر که را برگ سفر، ساز آید

دوست دارد زسفر، باز آید

شنبه چون راه بگیرد در پیش

با توکل ، ننماید تشوق

شنبه گر سنگ زکوه افتد دور

باز گرداندش آن حی غفور

طبق دستور خدا کن رفتار

خیر در راه تو باشد بسیار

غم و اندوه آمرزنده

قال الصادق علیه السلام :

ان العبد اذا کثرت ذنوبه و لم یکن عنده من العمل ما یکفرها ابتلاه بالحزن لیکفرها.[۴۲۱]

اگر گناه بنده‌ای زیاد شود، و عمل نیکی انجام نداده باشد که آن گناه را محو و نابود گرداند، خداوند او را مبتلا به غم و غصه می‌کند، تا موجب نابودی و آمرزش گناهان او گردد.

هر بنده ، کزو گنه فراوان آید

وی را عملی نبد که جبران سازد

حزنی دهدش خدا زاحسان کان حزن

کفاره بروی آن گناهان باشد

سازمان ازدواج

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم :

مابنی فی الاسلام بناء احب الی الله عزوجل من التزویج .[۴۲۲]

در اسلام سازمانی تاسیس نگردیده که در پیشگاه خداوند متعال از ازدواج و تشکیل خانواده محبوبتر و مطلوبتر باشد.

بنائی نیست در اسلام بهتر

بنزد ذات حق حی داور

زامر ازدواج بندگانش

که سنت گشته در دین پیمبر

سرمایه جاودان قناعت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

القناعة مال لا ینفد.[۴۲۳]

قناعت سرمایه‌ای است که شکست و نابودی ندارد.

قناعت هست مالی بس فراوان

در آن ذیقیمت اشیاء است ارزان

هر آن کس داده حق را رضا بود

بدستش هر چه باشد هست خشنود

دو رکعت نماز همسردار

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

رکعتان یصلیهما متزوج افضل من سبعین رکعة یصلیهما غیر متزوج .[۴۲۴]

دو رکعت نماز از افرادی که ازدواج کرده‌اند، در پیشگاه خداوند از هفتاد رکعت نماز افراد عزب و بدون همسر، برتر و بالاتر خواهد بود!

شخص با همسر، دو رکعت گر که بگذارد نماز

با حضور قلب ، نزد ذات پاک بی نیاز

افضل هفتاد رکعت از نماز عازب است

گر بخواند او نمازش را بصد سوز و گداز!

برکت ازدواج

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم .[۴۲۵]

شما جوانان ، برای خود همسر برگزینید، زیرا خداوند عهده دار روزی و تاءمین زندگی شما خواهد بود.

سر سلسله رموز خلقت

میزان نه کفه رسالت

فرمود بگیر زن که دارد

در وسعت رزقتان دخالت

واسطه ازدواج

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح حتی یجمع الله بینهما.[۴۲۶]

بهترین شفاعتها، واسطه شدن در باب ازدواج بین دو نفر است تا بدین وسیله خداوند، زن و شوهری را بهم برساند.

بهترین وساطت و اصلاح

بین خلق خداست وقت نکاح

مرد چون با زنی کند تزویج

گشته دین نبی بحق ترویج

زیان ترک ازدواج

قال الصادق علیه السلام :

من ترک التزویج مخافة العیلة فقد اساء الظن بالله .[۴۲۷]

کسیکه بخاطر فقر و ناداری از ازدواج منصرف شود، براستی نسبت به روزی دادن خداوند، گمان بد بکار برده است !

هر کس زترس عائله ترک عیال کرد

رنج حیوة و مرگ بخود پس حلال کرد

داد به کردگار بتحقیق ظن بد

زین ره گناه و معصیت ذوالجلال کرد

خواستگار دین دار و خوش اخلاق

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

اذا جائکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه ، الا تفعلوه تکن فتنه فی الارض ‍ وفساد کبیر.[۴۲۸]

هرگاه کسی برای خواستگاری بخانه شما آمد، چنانچه از اخلاق و دینداری او رضایتمند بودید، او را زن دهید، واگر نه فتنه و فساد بزرگی در زمین بوجود می‌آید.

در انتخاب زوجه هر آنکس کند قیام

اخلاق و دینش ار که زخوبی بدی تمام

او را بهمسری بپذیرید ورنه خود

اندر فساد و فتنه نمودید اهتمام

ازدواج به مشروبخوار

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

من زوج کریمته من شارب خمر فقد قطع رحمها.[۴۲۹]

کسیکه دختر خود را به ازدواج شخص شرابخواری درآورد، براستی رابطه و پیوند خویشاوندی خود را با آن دختر قطع کرده است .

هر که دختر دهد بشارب خمر

کرده کسب گناه در این امر

رحمش قطع کرده با دختر

موجب کیفر است در محشر

دقت بی اندازه

قال الصادق علیه السلام :

لا تفتش الناس فتبقی بلا صدیق .[۴۳۰] از تجسس کردن در باطن مردم خودداری کن ، وگرنه در زندگی بدون دوست و رفیق خواهی ماند!

تجسس مکن از بطون خلایق

که باطن نباشد بظاهر موافق

زپنهانشان گر معایب بدانی

بدون رفیق صمیمی بمانی

ازدواج به خاطر دینداری

قال الصادق علیه السلام :

اذا تزوج الرجل المراة لجمالها اولمالها وکل الی ذلک ، واذا تزوجها لدینها رزقه الله المال والجمال .[۴۳۱]

هر گاه کسی با زنی برای مال و جمال او ازدواج کند، بهره او همان مال و جمال خواهد بود، اما چنانچه مردی با زنی بخاطر دینداری و پاکدامنی او پیوند زناشوئی برقرار سازد، خداوند مال و جمال را هم نصیب او می‌گرداند.

چو گیرد مرد زن بهر جمالش

کند تزویج یا از بهر مالش

همانا بهره اش ز آن زن همین است

نباشد بهره دیگر از آنش

ولی گر زن بگیرد بهر دینش

سعادت می‌شود زین ره قرینش

دهد هم حسن و هم مالش دو چندان

زلطف خود خداوند مبینش

خیر نیک رویان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

اطلبوا الخیر عند حسان الوجوه فان فعالهم احری ان یکون حسنا.[۴۳۲]

خوبیها را نزد اشخاص نیکو صورت جستجو کنید زیرا رفتار و کارهای آنها بخوبی سزاوارتر است .

طلب کن خیر نزد خوبرویان

که باشد فعلشان مقرون احسان

بخواه از نیک رویان حاجت خویش

که آنها را بحق بیش است ایمان

وظیفه اخلاقی

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم :

حق علی المسلم اذا اراد سفرا ان یعلم اخوانه و حق علی اخوانه اذا قدم ان یاءتوه .[۴۳۳]

برای هر مسلمانی شایسته است زمانی که به سفر می‌رود برادرهای دینی خود را آگاه سازد و آنها نیز وظیفه دارند وقتی او از سفر مراجعت می‌کند، به دیدن او بشتابند.

بود حق و ثابت به شخص مسلمان

دهد آگهی از سفر او باخوان

چو برگشت او از سفر حق چنین است

که بر دیدن او بیایند آنان

دو نعمت مجهول

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

یا اباذر! نعمتان مغبون فیهما کثیرمن الناس : الصحة والفراع .[۴۳۴]

ای اباذر! دو نعمت است که بسیاری از مردم نسبت بآن غافل می‌شوند، یکی نعمت سلامتی و دیگری فراغت و فرصتی است ، که برای انسان در ایام مناسب فراهم می‌شود!

دو نعمت که باشند چو در مکنون

کثیری زخلقند در آندو مغبون

یکی زان دو تا، جسم و جان سلامت

دیگر باشد از آن دو، وقت فراغت

سوغات سفر

قال الصادق علیه السلام :

اذا سافر احد کم فقدم من سفره فلیاءت اهله بما تیسیر ولو بحجر.[۴۳۵]

وقتی که یکی از شما بمسافرت می‌رود، با دست خالی بخانه باز نگردد بلکه هنگام بازگشت از سفر برای اهل و عیال خود هدیه‌ای بیاورد اگر چه در دست او سنگ ناچیزی باشد!

چون رود یک تن از شما به سفر

باز گردد چو او بسوی حضر

هدیه آرد برای اهل و عیال

قدر میسور اگر چه بود حجر

تسبیح فاطمه (علیه السلام )

قال الباقر علیه السلام :

تسبیح فاطمة علیها السلام فی کل یوم فی دبر کل صلاة احب الی من صلاة الف رکعة فی کل یوم .[۴۳۶]

تسبیح مادرم فاطمه علیهما السلام در هر روز، بعد از هر نماز بهتر است نزد من ، از هزار رکعت نماز در هر روز.

حضرت باقر (علیه السلام ) آن امام مبین

این خبر را بیان نمود چنین

گفته تسبیح مادرم زهرا (علیه السلام )

ز پس هر نماز در بر ما

افضل از یکهزار رکعت دان

ز نمازیکه مستحب است آن

زآنکه چیزی نبود از آن بهتر

که بزهراش داده پیغمبر

تعقیب نماز

قال الصادق علیه السلام :

الجلوس بعد صلاة الغداة فی التعقیب والدعاء حتی تطلع الشمس ابلغ فی طلب الرزق من الضرب فی الارض .[۴۳۷]

نشستن بعد از نماز صبح و مشغول بودن به تعقیب و دعا تا طلوع آفتاب برای برکت روزی شما، از مسافرت و تلاش برای کسب تجارت در روی زمین ، مؤ ثرتر و مفیدتر است .

بعد از نماز صبح نشستن پی دعا

تا خور طلوع کند، زسوی مشرق از سما

نزدیکتر بروزی روز شما بود

از آنکه سیر کرده زمین بهر مدعا

زهد حقیقی

قال الصادق علیه السلام :

لیس الزهد فی الدنیا باضاعة المال ، ولا بتحریم الحلال ، بل الزهد فی الدنیا ان لا تکون بما فی یدک اوثق بما فی یدالله .[۴۳۸]

پارسائی و زهد در دنیا، بضایع کردن مال و حرام کردن نعمتهای حلال خداوند نیست بلکه زهد در دنیا آن است که بآنچه در دست تو است اعتماد بیشتر از آنچه در تصرف خداوند است نداشته باشی .

زهد نبود آنکه در دنیا کسی تضییع مال

یا بروی خود ببندی درب اشیاء حلال

بلکه زاهد آنکه در دنیا بمال خویشتن

بیشتر نبود وثوق از مال دست ذوالجلال

برای شیرینی ایمان

قال الصادق علیه السلام :

حرام علی قلوبکم ان تعرف حلاوة الایمان حتی تزهد فی الدنیا.[۴۳۹]

قلب شما از چشیدن مزه و طعم ایمان محروم خواهد بود مگر اینکه در دنیا پارسا و زهد پیشه گردید.

حرام آمد شما را طعم ایمان

مگر باشید زاهد از دل و جان

بمازمرش یقین گردیده حاصل

چو زهدی نیست کو ایمان کامل

منافع بیماری

قال الرضا علیه السلام :

المرض للمؤ من تطهیر ورحمة ، وللکافر تعذیب ولعنة ، وان المرض لایزال بالمؤ من حتی لا یکون علیه ذنب .[۴۴۰]

درد و بیماری برای مؤ من موجب پاک شدن و از گناه از طرف خدا رحمت است ، و برای کافر سبب عذاب و دوری از خدا، پس درد از مؤ من زایل می‌شود در حالیکه برای او گناهی باقی نمانده است .

یارب اگر بخواهی ما را کنی تو بیمار

از لغزش و خطرها ما را تو خود نگهدار

در صبر و بردباری ما را بکن تو یاری

ما را بحق احمد (ص ) یکدم بخویش مگذار

بیماری و آمرزش

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

اذا مرض المسلم کتب له کاحسن ما کان یعمله فی صحته و تساقطت ذنوبه کمایتسا قط ورق الشجر.[۴۴۱]

هرگاه شخص مسلمانی مریض می‌شود، برای او ثواب اعمالی را که در حال تندرستی انجام می‌داد نوشته می‌شود، و گناهان او ریخته می‌شود، همچنانک در فصل خزان برگ از درختان فرو می‌ریزد.

چو مسلمانی شود بیمار و زار

فعل نیکویش نویسد کردگار

بهتر از اعمال روز صحتش

می‌شود زایل گناه و نعمتش

سلب می‌گردد ذنوبش زین اثر

همچون اوقات خزان برگ از شجر

ای خدا ما را اگر خواهی مریض

شرح صدر و صبر ما بنما عریض

پاداش عیادت مریض

قال الصادق علیه السلام :

من عاد مریضا شیعة سبعون الف ملک لیستغفرون له حتی یرجع الی منزله .[۴۴۲]

کسیکه بعیادت مریضی برود، هفتاد هزار فرشته الهی او را همراهی خواهند کرد، و تا بخانه خود بر می‌گردد، برای او دعا و درخواست آمرزش گناهان از خداوند می‌نمایند.

آنکس که عیادت مریض است فعال

هفتاد هزارش ملک آید دنبال

بهرش طلب مغفرت از حق دارند

بنموده سعادتش در این ره اقبال

تکمیل مکارم اخلاقی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

بعثت لاتمم مکارم الاخلاق .[۴۴۳]

من برای تتمیم و تکمیل مکارم اخلاقی مبعوث و برانگیخته شده‌ام .

کرد مبعوثم خداوند کریم ذوالجلال

تا کنم مخلوق را تتمیم اخلاق و کمال

هم به اوج عزت انسان رسانم خلق را

هم زحق ابلاغ سازم حکم تحریم و حلال

دعای شخص بیمار

قال الصادق علیه السلام :

اذا دخل احدکم علی اخیه عائدا له ، فلیسله یدعوله ، فان دعائه مثل دعائه الملائکة .[۴۴۴]

هرگاه یکی از شما برای عیادت مریضی برود، از او درخواست نماید تا برای وی دعا کند، زیرا دعای آن مریض مانند دعاء فرشتگان است ، قبول درگاه الهی واقع خواهد شد.

چوبنمائی مریضی را عیادت

بخواه از او که بنماید دعایت

دعایش چون دعا هست از ملایک

مسلم هست مقرون اجابت

دعای مستجاب مریض

قال الباقر علیه السلام :

من عاد مریضا فی الله لم یسئل المریض للعائد شیئا الا استجاب الله له .[۴۴۵]

کسی که مریضی را بخاطر خدا عیادت کند درخواست نمی‌کند مریض برای او چیزی را از خدا، مگر اینکه دعای او را خداوند مستجاب می‌کند.

هر که فی الله عیادت کند از بیمار

اجر و پاداش زیادش بنویسد باری

هر چه بیمار برایش زخدا کرده سئوال

باجابت رسد و حق کند او را یاری

زیان دوا خوردن

قال موسی بن جعفر علیهما السلام :

لیس من دواء الا ویهیج داء، ولیس شیی ء فی البدان انفغ من امساک الید الا عما یحتاج الیه .[۴۴۶]

هیچ دوائی نیست مگر اینکه درد دیگری را تحریک می‌کند، و چیزی هم برای بدن مفیدتر نیست که ، انسان کمتر دست بطرف غذا دراز کند، کم بخورد، و در حد احتیاج و ضرورت غذا میل نماید.

هیچ داروئی نباشد از دواهای زمن

جز کند تحریک درد دیگری اندر بدن

نیست نافعتر وجودت را زامساک دواء

غیر اکل و شرب کومحتاج آنها هست تن

خوشحالی مرده

قال الصادق علیه السلام :

ان المیت لیفرح بالترحم علیه و الاستغفار له ، کما یفرح الحی بهدیة تهدی الیه .[۴۴۷]

بدرسیکه مرده شاد می‌شود به ترحمی که بوسیله صدقه و استغفار و طلب رحمت برای او انجام می‌دهند همچنانکه افراد زنده بخاطر تحفه‌ها و هدیه هائی که به آنها می‌رسد، شاد و خرسند می‌گردند.

مرده گان از ترحم افراد

خرم و خوشدل اند روز معاد

همچنانی که زنده‌ها باشند

از هدایا و تحفه‌ها دلشاد

مسواک قبل از نماز

قال الصادق علیه السلام :

رکعتان بسواک افضل من سبعین رکعة بغیر سواک .[۴۴۸]

دو رکعت نماز کسی که مسواک کرده باشد از لحاظ ثواب با ارزشتر است از هفتاد رکعت نماز کسیکه بدون مسواک کردن نماز بخواند.

گر کنی مسواک اندر صدر اوقات نماز

با دهان شسته و خوشبو کنی راز و نیاز

اجر و پاداش دو رکعت نماز اینچنین

افضل از هفتاد رکعت از نماز غیر این

زین سبب تاءکید این دستور فرمود آن امام

تا نباشد انزجار از صحبت هر خواص و عام

هر که باشد پیرو دستور اسلام ای عزیز

در همه اوقات سازد جسم و جانش را تمیز

تفاوت ایمان و اسلام

قال علی علیه السلام :

الایمان ما وقر فی القلوب و صدقته الاءعمال ، والاسلام ماجری علی اللسان و حلت به المنا کحة .[۴۴۹]

ایمان چیزی است که ، ثابت و استوار در قلب باشد، و اعمال انسان هم آن را تصدیق و اعلام کند، اما اسلام صرفا با گفتن شهادتین برای انسان حاصل می‌شود، بوسیله آن انسان طاهر می‌گردد، و ازدواج او هم حلال و اصلاح می‌شود.

ثابت اندر قلب هر کس گوهر ایمان بود

شاهد صادق عمل در ظاهر و پنهان بود

مؤ منین را شاهد ایمان بود اعمال و بس

همچو طیری در مقام بنده گی اندر قفس

لیک احکام مسلمانی بود اندر زبان

قول و حدانیت حق و نبوت از لسان

هست در قانون اسلام از طهارت بهره ور

جزو قانون نکاح ، و مال و جانش ‍ بیخطر

اول برای چهل مؤ من

قال الصادق علیه السلام :

من قدم اربعین من المؤ منین ثم دعا استجیب له .[۴۵۰]

کسی که بهنگام دعا برای خود چهل نفر از مؤ منین را بر خود مقدم بدارد و اول در حق آنها دعا کند، دعای او در حق خودش هم مستجاب می‌شود.

کسیکه چهل تن از مؤ منین بوقت دعا

بداد حق تقدم زخود به نزد خدا

کند اجابت آن را خدا به لطف عمیم

برای آنکه دعا کرده از طریق وفا

دعا با وجود پاک

قال الصادق علیه السلام :

اذا اراد احدکم ان یستجاب له فلیطب کسبه ولیخرج من مظالم الناس وان الله لا یرفع الیه دعاء عبد و فی بطنه حرام ، اومظلمة لاحد من خلقه .[۴۵۱]

هرگاه کسی از شما بخواهد دعایش مستجاب شود، باید کسب و درآمد خود را پاک کند، و مظالم و حقوق مردم را پرداخت نماید، زیرا دعای شخصی که در شکم او غذای حرام است و بر ذمه او دین و حق دیگران قرار دارد، بالا نمی‌رود، و مورد توجه و استجابت خداوند قرار نمی‌گیرد.

هرکه خواهد از خدا گردد دعایش مستجاب

کسب خود طاهر کند از رنج اموال خراب

حق خلق الله را خارج کند از مال خویش

تا نترسد از معاد و از حساب و از عقاب

کی رود بالا دعاء بندگانی کز حرام

بطن خود پرکرده از مال خلایق بی حساب

گر تو بنمائی سلوک اندر مقام بنده گی

وعده ادعونی از حق ثابت است اندر کتاب

دعا برای دیگران

قال الصادق علیه السلام :

من دعا لاخیه بظهر الغیب ناداه ملک من السماء الدنیا، یا عبدالله و لک مائة الف ضعف ما طلبت لاخیک .[۴۵۲]

هر کس عقب سر برادر دینی خود برای او دعا کند، فرشته‌ای از آسمان او را ندا می‌دهد: ای بنده خدا! صد هزار برابر آنچه برای برادر مؤ من خود درخواست کردی ، خداوند بخودت پاداش می‌دهد.

خدا را هر که خواند بهر اخوان در غیاب آن

ندا آید زعرش کبریائی در جواب آن

که پاداش تو باشد صدهزار همچون دعای خود

ببین تا چند ذات حق کند بربنده گان احسان

سبب بی کسی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

فقد الاحبة غربة .[۴۵۳]

از دست دادن دوستان موجب تنهائی و غربت انسان می‌گردد.

دوستان را اگر زکف دادی

چون بغربت غریب افتادی

همچنانیکه دوری از وطنت

نیست شاداب لاله در چمنت

دعای پشت سر

قال الصادق علیه السلام :

ان دعاء المؤ من لاخیه بظهر الغیب مستجاب ، و یدر الرزق و یدفع المکروه .[۴۵۴]

دعای برادر مؤ من برای برادر دینی خود در پشت سر او مستجاب است ، و نیز سبب زیاد شدن روزی و دفع مکروهات و گرفتاریها می‌شود.

دعای مؤ منی اندر غیاب مؤ من دیگر

کند او را اجابت از برایش حضرت داور

بیاید وسعت رزق و شود مکروه او زایل

زآثار دعایش می‌شود هر لحظه نیکوتر

غیرت زن و مرد

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

غیرة المراءة کفر، وغیرة الرجل ایمان .[۴۵۵]

غیرت بخرج دادن زن موجب کفر است ، و غیرت نشان دادن مرد عین ایمان است ، زیرا غیرت زن در مورد مرد. مخالفت با تعدد زوجات است که ، آن را خداوند مجاز شمرده ، و غیرت مرد درباره تعدد همسر برای زن ، موافق با دستور خداوند، و مانع اعمال منافی عفت و فساد است .

غیرت زن کفر باشد چونکه آرد التزام

زوجه دیگر برای مرد را داند حرام

این تعدد را خدا بنموده بر مردان حلال

کفر آرد چونکه زن این حکم پندارد حرام

(ایضا)

غیرت مرد بر زن ایمان است

چونکه این حکم حی سبحان است

زآنکه بر زن دو شوهر است حرام

این غیوری به نص قرآن است

خنده و گریه گناهکار

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

من اذنب ذنبا و هو ضاحک ، دخل النار و هو باک .[۴۵۶]

کسیکه گناه می‌کند و در حال گناه کردن خندان است ، داخل در آتش ‍ می‌شود در حالیکه چشمهای او گریان می‌باشد!

هر که در وقت گنه خرم و خندان باشد

او سزاوار مکافات بنیران باشد

دوزخش جای و معذب به عذاب آبدیست

سوزد از آتش و با دیده گریان باشد

عاجزترین افراد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

ان اعجز الناس من عجز عن الدعاء و ان ابخل الناس من بخل بالسلام .[۴۵۷]

ناتوان‌ترین مردم کسی است که نتواند دعا بکند، و بخیل‌ترین افراد کسی است که در مورد سلام کردن بدیگران بخل بورزد.

ناتوان تر از او کسی نبود

که دعا نزد ذات حق نکند

ابخل الناس آنکه در اسلام

بخل ورزد بخلق وقت سلام

درخواست از خداوند

قال الباقر علیه السلام :

ما من شیئی احب الی الله من ان یسل و یطلب ما عنده .[۴۵۸]

در نزد خداوند چیزی بهتر و بافضیلت تر از آن نیست که بنده حاجات و مطلوب خود را از پیشگاه خداوند درخواست کند.

نیست چیزی بهتر و محبوبتر نزد خدا

زآنکه بنمائی سئوال از پیشگاه کبریا

حاجت خود را تو بنمائی سئوال از ذات حق

دست حاجت را بر آری زآستین بهر دعا

غیرت و جوانمردی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ما زنی غیور قط.[۴۵۹]

هرگز شخص جوانمرد و غیرتمند، دامن به زنا و عمل منافی عفت نمی‌آلاید، زیرا همانطور که چنین تجاوزی را نسبت به ناموس خود نمی‌پسندد، هرگز آن را درباره دیگران هم روا نمی‌دارد.

زافعال زنا کردن بدورند

جوانمردان عالم چون غیورند

چو غیرتمند باشد بیحیا نیست

زنا با اهل خود را چون رصا نیست

خدا دوست می‌دارد

قال الصادق علیه السلام :

ان الله یعلم حاجتک و ما ترید ولکن یحب ان تبث الیه الحوائج .[۴۶۰]

بدرسیکه خداوند حاجت بنده و اراده او را می‌داند و از آن آگاه است اما دوست می‌دارد که بنده اش بدرگاه او دعا و عرض حاجت کند.

ذات خداست از همه اشیاء با خبر

از حاجت و اراده افراد بوالبشر

لکن همی خوش آیدش آن ذات بی نیاز

آندم که بنده دست حوائج کند دراز

دعا در همه حال

قال الصادق علیه السلام :

من سره ان تستجاب له فی الشدة فلیکثر الدعا فی الرخاء.[۴۶۱]

کسیکه خوشحال می‌شود به اینکه دعای او در موقع گرفتاریها و سختیها مستجاب شود در موقع رفاه و آسایش نیز باید از دعا کردن زیاد غفلت نداشته باشد.

هر آنکه وقت گرفتاریش زنزد خدا

خوش آیدش که از او مستجاب گشته دعا

مداومت کند اندر دعا همه اوقات

که آشنا شود او با خدا بوقت رخا

حتما دعا کنید

قال الصادق علیه السلام :

یا مسیر! ادع و لا تقل : ان الامرقد فرغ منه ، ان عندالله عزوجل منزلة لا تنال الا بمسلة .[۴۶۲]

ای میسر! پیوسته دعا کن و نگو که امر خداوند مقدر شده ، زیرا نزد خدای عزوجل منزلتی می‌باشد که بنده بآن نمی‌رسد مگر بوسیله دعا و درخواست حاجت نمودن .

با مسیر گفت این مطلب امام راستین

کن دعا هرگز نگو امر قدر بگذشت ازین

نزد ذات پاک حق باشد مقام و منزلت

بنده نائل کی شود جز در دعا و مسئلت ؟

دعا بهنگام بلا

قال الصادق علیه السلام :

هل تعرفون طول البلاء من قصره ؟ قلنا: لا، قل : اذا الهم احد کم الدعاء عند البلاء، فاعلموا ان البلاء قصیر.[۴۶۳]

آیا طولانی و کوتاه بودن مدت بلا را می‌دانید؟ عرض کردم : نه ، فرمود: زمانیکه بیکی از شما حالت دعا کردن و الهام شد بدانید که مدت بلا کوتاه است .

زطول و قصر بلا چون نمودن استفهام

جواب((لا))زمخاطب شنید چونکه امام

بگفت : یک زشما ملهم از دعا ببلاست

بدان زمان بلا کوته است تا اتمام

عجله نکنید

قال علی علیه السلام :

التثبت خیر من العجلة الا فی فرص البر.[۴۶۴]

ثابت بودن و صبر داشتن در کارها بهتر از شتاب کردن است ، اما برای بهره برداری از فرصتهای خوب و مناسب ، باید عجله به خرج داد.

ثبوت و ساکت اندر فعل و گفتار

بود خیرش فزون از حرف بسیار

مگر جائیکه نیکوئیست منظور

که ساکت بودن آنجا هست منفور

قطره‌ای که خدا دوست دارد

قال الباقر علیه السلام :

ما من قطرة احب الی الله تعالی من قطرة دموع فی سواد اللیل مخافة من الله لا یراد بها غیره .[۴۶۵]

هیچ قطره‌ای در پیشگاه خداوند، از قطره اشکی که در تاریکی شب از خوف خدا ریخته می‌شود، و منظور از آن غیر خدا نیست ، بهتر و محبوبتر نیست .

نباشد قطره نزد حی دادار

گران قیمت تر از اشک شب تار

که از خوف خدا ریزی بدامن

نه بهر خلق ، بل از خوف ذوالمن

رنج پیروان حق

قال الصادق علیه السلام :

ان اهل الحق لم یزالوا منذ کانوا فی شدة ، اما ان ذلک الی مدة و عافیة طویلة .[۴۶۶]

پیروان و طرفداران حق همیشه در سختی و گرفتاری بوده‌اند، اما این سختی و ناراحتی مدت کوتاهی است ، و خوشی و عافیت آن مدت طولانی خواهد داشت .

خدا جویان بسختی بوده زاول

گرفتاری دنیاشان مسلسل

ولی سختی دنیاشان قلیل است

بعقبی کامرانیشان طویل است

ذلت روز و غصه شب

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

ایاکم والدین فانه هم باللیل و ذل بالنهار.[۴۶۷]

از زیر بار قرض رفتن بپرهیزید، زیرا دو ناراحتی دارد یکی غم و غصه در شب ، و دیگری ذلت و شرمساری روز در میان مردم !

بپرهیزید از مقروض بودن

بروی خود در محنت گشودن

بشب مقروض مهموم است افکار

بروز او خار باشد اندر انظار

نکبت گناه

قال الباقر علیه السلام :

ما من نکبة تصیب العبد الا بذنب ، وما یعفوالله عنه اکثر.[۴۶۸]

هیچ نکبت و گرفتاری به بنده‌ای روی نمی‌آورد مگر بواسطه گناهی که از او سرزده است ، در عین حالیکه آنچه را خداوند عفو می‌فرماید، بیشتر است از آنچه باقی مانده است !

نگردد نکبتی بر بنده و اصل

مگر آن از گناهش گشته حاصل

از آنها آنچه می‌بخشد خدایش

نماند بیشتر چیزی برایش

پرتلاش‌ترین افراد

قال العسکری علیه السلام :

اورع الناس من وقف عند الشبهة ، اعبدالناس من اقام علی الفرائض ازهد الناس من ترک الحرام ، اشدالناس اجتهادامن ترک الذنوب .[۴۶۹]

پارساترین مردم کسی است که توقف کند نزد کار شبهه ناک ، عابدترین مردم کسی است که بپا دارد واجبات خدا را، زاهدترین مردم کسی است که ترک کند حرامهای خدا را، و بالاخره از همه مردم فعالتر و پرتلاشتر کسی است که از گناهان و لغزشها دست بردارد.

زمردم پارساتر آنکه در کار

توقف دارد اندر شبه بسیار

دگر عابدترین خلق آنمرد

که امر واجباتش را ادا کرد

بود زاهدترین آنکو شعارش

کند ترک حرام از هر فعالش

زمردم کوشش و سختی کند بیش

هر آنکس از گناهان کرده تشویش

مردم خوابند

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الناس نیام فاذا ماتوا، انتبهوا.[۴۷۰]

مردم دنیا خوابند زمانیکه مردند بیدار می‌شوند، اما دیگر کار از دست رفته است ، چون روز عمل گذشته و آنروز روز حساب است !

مردم دنیا بخواب غفلتند

مردگان بیدار و اندر حسرتند

گرم دنیا مست خواب شام تار

مرد چون بیدار و رفت از دست کار

ایخوش آنکو در جهان هشیار زیست

وقت بیداری پشیمانیش نیست

ایخدا هشیار بنما خاص و عام

کن نظر از لطف بر((شیرین کلام))

خود و خداشناسی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من عرف نفسه فقد عرف ربه .[۴۷۱]

کسیکه نفس خویشتن را بشناسد، بتحقیق پروردگار خود را شناخته است ، زیرا آثار وجودی مصنوع برای پی بردن و شناختن قدرت صانع است .

هر که بشناسد بهر اندازه نفس خویشتن

تا همان حد گشته عارف بر وجود دوالمنن

گر بخواهی خوب بشناسی خدای خویش را

باز کن تا می‌توانی دیده تفتیش را

هر چه در مصنوع صنع ریزه کاری بنگری

بیشتر در قدرت صانع بحق پی می‌بری

تا تو را نیکو شناسد ایخدا((شیرین کلام))

خودشناسش کن بحق حضرت خیرالانام

عقل ، و شرافت انسان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

انما الشرف بالعقل والادب ، لا بالمال والحسب .[۴۷۲]

شرافت و بزرگواری انسان بعقل و ادب اوست ، نه بمال و دارائی و نه بحسب و نسب .

بزرگواری انسان بود بعقل و ادب

بزرگ زاده نگردد کسی بحسب و نسب

هر آنکه علم و کمال و ادب کند تحصیل

میان خلق جهان است صاحب تفضیل

اگر یک روز نمانده باشد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

لو لم یبق من الدهر الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج رجلا من اهل بیتی ، یملاء الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا.[۴۷۳]

اگر باقی نمانده باشد از عمر دنیا مگریکروز، خداوند آن روز را آنقدر طولانی می‌کند، تا اینکه مردی از اهل بیت من بیاید و پرکند زمین را از عدل و داد، در حالیکه پر شده باشد از ظلم و جور.

زعمر دهر نماند اگر بجز یک روز

چنان زقدرت حق می‌شود طویل آن روز

زاهل بیت گرامم برون شود مردی

که گشته مطلع نور رخش جهان افروز

زعدل و داد زمین را چنان کند آباد

زبعد آنکه شد از ظلم و جور آتش سوز

الهی از ره احسان وجود خود، ما را

بزیر سایه مهدی (علیه السلام ) زلطف کن پیروز

شخصیت زیر زبان

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

المرء مخبوء تحت لسانه .[۴۷۴]

شخصیت انسان در زیر زبانش پنهان است .

تا مرد سخن نگفته باشد

عیب و هنرش نهفته باشد

مرد پنهان است در زیر زبان خویش

می‌شود ظاهر ز گفتارش بنزد مرد و زن

خوب گر گوید لبیبش می‌شناسند اجتماع

زشت گر گوید سفاهت ظاهر آید از سخن

دردناک‌ترین درد

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الجهل ادوء الداء.[۴۷۵]

هیچ درد و بلائی سخت تر و بدتر و کشنده تر، از جهل و نادانی برای انسان نیست !

نیست درد بی داوئی بدتر از جهل بشر

آدم از این درد بی درمان شود خاکش بسر

بهر دور افتادن از جهل و پی تحصیل علم

می‌سزد گر روز و شب هر دم کشی رنج سفر

بزرگترین فقیر

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

ان اغنی الغنی العقل ، و اکبر الفقر الحمق .[۴۷۶]

بالاترین ثروت و دارائیها برای انسان عقل است ، و فقیرترین و بیچاره‌ترین افراد جامعه کسی است که احمق و نادان باشد.

بالاترین ثروت هر فرد عقل اوست

هر کس ره خطا نرود عقل او نکوست

احمق فقیرتر بود از هر فقیر چون

نشناسد از حماقت خود دشمنش ز دوست

نصیب نمک نشناس

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

من منع المال من یحمده ، ورثه من لایحمده .[۴۷۷]

هر کس از احسان و صرف مال در موارد لازم ، و اشخاص مستحق خودداری کند، مال و زندگی او بدست وارثهائی افتاد، که نسبت باو هیچگونه ستایش ‍ و نمکنشناسی نخواهند داشت !

بخیلان را بشارت باد در مال

که بیرون نیست خرج مال از این حال

شود خرج بلا و رنج حادث

و یا بعد وفاتش برد وارث

بزرگترین اصالت

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اکرم النسب حسن الخلق .[۴۷۸]

گرامی‌ترین نسب و بزرگترین افراد کسی است که اخلاقش در بین مردم نیکو بوده ، و در رفتار و کردار خود از حدود الهی تجاوز نکند.

بود بالاترین انساب آدم

که خوش خلقی کند با اهل عالم

هر آنکس نیکجوئی شد شعارش

فزون باشد زانساب اعتبارش

در خیمه قائم (علیه السلام )

قال الصادق علیه السلام :

من مات منکم و هو منتظر لهذا الامر کمن هو مع القائم فی فسطاطه .[۴۷۹]

هر کس از شما در حال انتظار امر (ظهور) حضرت مهدی (علیه السلام ) بمیرد همچون کسی است که در خیمه قائم در حال جهاد با حضرتش ‍ باشد.

هر که کشد اتنظار مهدی زهرا (علیه السلام )

گر که بمیرد بخانه یا که بصحرا

همچو کسی باشد او که هست مجاهد

داخل اندر خیام قائم (عج ) و مولا

توجه بعقل افراد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

اذا رایتم الرجل کثیر الصلاة و کثیر الصیام فلا تباهوا به حتی تنظروا کیف عقله .[۴۸۰]

بمحض اینکه ببینید شخصی نماز و روزه زیاد دارد، مغرور نشوید و باو نبالید تا میزان عقلش را ملاحظه کنید، و ببینید رفتار او چقدر عاقلانه است .

اگر دیدی کسیرا در عبادت

نماز و روزه اش باشد زیادت

باو هرگز ننازی تا بدانی

که عقل او چسان دارد شهادت

خودبینی احمقانه

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اعجاب المرء ینفسه دلیل علی ضعف عقله .[۴۸۱]

خودبینی و خودخواهی انسان نسبت به خویشتن ، دلیل ضعف و نارسائی عقل اوست .

اگر دیدی که مردی هست خودبین

زغیر از خود ندارد هیچ تمکین

خرد سست است و باشد این دلیلش

که نبود دانشش در دین و آئین

پستی احمق

قال الصادق علیه السلام :

لاغنی اخصب من العقل ، ولا فقر احط من الحمق ، ولا استظهار فی امر باکثر من المشورة فیه .[۴۸۲]

امام صادق (علیه السلام ) فرموده : هیچ ثروتی فراوانتر از خردمندی و هیچ فقری بدتر از حماقت نیست ، چنانکه هیچ پشتیبانی هم در زندگی مانند مشورت کارساز نیست .

فراوان ثروتی بیش از خرد نیست

که فقری از حماقت پست تر نیست

تو پشتیبان خود را خوب بشناس

فزونتر هیچ چیز از مشورت نیست

مرز بین ایمان و کفر

قال الصادق علیه السلام :

لیس بین الایمان والکفر الا قلة العقل ، قیل و کیف ذلک یابن رسول الله ؟ قال : ان العبد یرفع رغبته الی مخلوق ، فلو اخلص نیته لله لا تاه الذی یرید فی اسرع من ذلک .[۴۸۳]

میان ایمان و کفر همان کم عقلی فاصله است ، عرض شد: چطور یابن رسول الله ؟ فرمود: خدا روی دل بمخلوق کند و از او نیازی جوید اگر بنده با اخلاص روی دل بخدا کند، آنچه خواهد در نزدیکترین وقت باو بدهد.

جدائی در میان کفر و ایمان

همان کم عقلی آمد بین آنان

بخدمت عرض شد، چون گفت زین سوق

خدا روی دل آرد سوی مخلوق

ازو جوید نیازی گاه و بیگا!

نیاید چونکه قلبش نیست آگاه

کند سوی خدا گر دل باخلاص

خدایش زود می‌بخشد باشخاص

علامت قبول

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

الطاعة بعد الطاعة علامة قبول الطاعة والمصیة بعد الطاعة علامة رد الطاعة ، والطاعة بعد المیعصة علامة غفران المعصیة ، و المعصیة بعد المعصیة علامة خذلان العبد.[۴۸۴]

اطاعت انجام دادن بعد از اطاعت ، نشانه قبول شدن اطاعت است ، و گناه انجام دادن بعد از اطاعت ، نشانه مقبول واقع نشدن اطاعت است ، و اطاعت پس از معصیت نشانه آمرزش گناهان است ، و معصیت انجام دادن بعد از معصیت ، علامت گمراهی و هلاکت بنده است !

بعد طاعت گر بطاعت باز بنمودی قیام

این بود رمز قبول طاعتت ای نیکنام

ور پس از طاعت قدم بگذاشتی در معصیت

این رموز رد طاعت هست و بد باشد صفت

بعد عصیان گر پشیمان باشی و طاعت کنی

قلب خود زآمرزش آن معصیت راحت کنی

بعد عصیان باز اگر با معصیت گشتی قرین

بنده خذلان و گمراهی برجان آفرین

این علامتها زگفتار رسول اکرم است

آنکه اندر بارگاه قدس ایزد محرم است

زین نشانها برشناسائی خود بنما قیام

گول نفس خود مزن بشنو تو از((شیرین کلام))

لشکر شیطان

قال الصادق علیه السلام :

لیس لابلیس جند اشد من النساء والغضب .[۴۸۵]

برای شیطان هیچ لشگری پرقدرت تر از زنها و غضب نیست .

قوی تر لشگری از بهر شیطان

نباشد جز غضب یا جمع نسوان

خدایا حرمت نیکان و ابرار

زشر این دو، ما را خود نگهدار

تا گرسنه نشوی

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لا تجلس علی اطعام الا وانت جائع ، ولا تقم عن الطعام الا وانت تشتهیه ، وجود المضع ، و اذا نمت فاعرض نفسک علی الخلاء.[۴۸۶]

بر سفره غذا منشین مگر آنکه گرسنه باشی ، و از غذا دست مکش مگر آنکه هنوز میل به غذا داشته باشی ، غذا را خوب نرم کن و بخور، و چون وقت خواب شد برای قضای حاجت برو، و بعد بخواب تا از امراض مصون باشی .

گرسنه تا که نباشی مخور غذا هوشدار

هنوز تا که تو را اشتهاست دست بدار

خوراک نرم نما و مخور غذا بشتاب

قضای حاجت خود کن ادا بموقع خواب

باین روش تو اگر بسته عهد و پیمان را

نمی‌کشی تو دگر منت پزشکان را

بگفته‌های علی (علیه السلام ) گر عمل کنی تو بدان

مهم هر دو جهان بر تو می‌شود آسان

نزدیکترین امت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

ان اقربکم منی غدا فی الموقف ، اصدقکم للحدیث ، و اداکم للامانة ، و اوفا کم بالعهد، و احسنکم خلقا، و اقربکم من الناس .[۴۸۷]

فردای قیامت نزدیکترین افراد بمن کسانی هستند، که در سخن راستگوتر، و در اداء امانت کوشاتر، و در عهد و پیمان باوفاتر، و در حسن خلق نیکوتر، و در رفتار با مردم گرم تر باشد.

نزدیکترین فرد بمن روز قیامت

باشند کسانی که چنین کرده رعایت

صادق بسخن گفتن و در عهد وفادار

خوش خلق و بشر دوست ادا کرده امانت

یارب بمقامات همان خمسه اطهار

توفیق عمل کن تو بما جمله عنایت

تا آنکه بمحشر بر سولت شده نزدیک

زین حسن قرابت کند از لطف شفاعت

بینی روی مهر

قال الصادق علیه السلام :

لا صلاة لمن لم یصب انفه ما یصیب جبینه .[۴۸۸]

برای کسیکه بینی خود را بآن چیزیکه پیشانی را بر آن گذاشته ، نگذارد، نماز کاملی انجام نشده است .

تا بخاک سجده نگذاری تو بینی در نماز

نیست کامل آن نمازت نزد حق بی نیاز

دیده‌ای غالب کند مغلوب را چون بیمناک

دم بدم گوید که مالیدم دماغش را بخاک

گر تو می دانیکه خود مغلوبی و غالب خداست

پس بخاک سجده بینی را رسانیدن بجاست

کیست پرقدرت تر از ذات خدای لامکان

بشنو از((شیرین کلام))این نکته ، ای آرام جان

پس بنه بر خاک ذلت چهره نزد ذوالجلال

تا که شرط بنده گی آری بسر حد کمال

زهد در قرآن

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الزهد کله بین کلمتین من القرآن ، قال الله سبحانه : لکیلا تاءسوا علی ما فاتکم ، ولا تفرحوا بما آتیکم .[۴۸۹]

زهد در دو جمله از قرآن بیان شده است ، در سوره حدید آیه ۲۲، آمده : انسان اگر باین مرحله برسد، که اگر تمام دنیای او از او گرفته شود غم زده نشود، و اگر تمام دنیا هم یکمرتبه باو داده شود شادی زنده نگردد او زاهد واقعی خواهد بود.

علی فرموده زاهد هست اینسان

که حق فرموده معیارش بقرآن

اگر دنیا زدستش رفت یکسر

نگردد قلب او یکجو مکدر

وگر دنیا سراسر شد بکامش

اثر نگذاشت شادی در مرامش

هر آنکس این چنین شد هست زاهد

باحوالش خدایش هست شاهد

توکل بر خدایش هست و لاغیر

در عالم زاهد اینسان می‌کند سیر

خوشرفتاری با خانواده

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

خیرکم خیرکم لاهله ، ما اکرم النساء الا کریم و ما اهانهن الا لئیم .[۴۹۰]

بهترین افراد شما، خوشرفتارترین شخص با همسر و خانواده خویش است ، زنان را محترم نمی‌شمارد مگر شخص بزرگوار و خوار نمی‌شمارد مگر افراد پست و فرومایه .

بهترین از امتم آن کو در اخفا و عیان

نیک رفتاری کند با همسر خود در جهان

زن بود با احترام اندر بر مرد کریم

مرد پست و بی اصالت نیست با زن مهربان

سه نشانه عاقل

امیرالمؤ منین علیه السلام کان یقول :

ان من علامة العاقل ان یکون فیه ثلاث خصال : یجیب اذا سئل ، و ینطق اذا عجز القوم عن الکلام ، و یشیر بالراءی الذی فیه صلاح اهله ، فمن لم یکن فیه من هذه الخصال الثلاث شی ء فهو احمق .[۴۹۱]

از جمله علامتهای شخص عاقل این است که سه خصلت در او باشد:

۱- چون چیزی از او پرسند جواب دهد.

۲- چون مردم از سخن باز مانند سخن گوید.

۳- اظهار نظری نماید که بمصلحت همگان باشد.

آنوقت کسیکه هیچ یک از این صفات را ندارد احمق است !

علی فرمود این گفتار کامل

سه خصلت باشد اندر شخص عاقل

سئوال ار شد ازو پاسخ بگوید

وگرنه راه خاموشی بپوید

شدند ار دیگران عاجز بگفتار

بگوید او سخن در جمع حضار

دگر چون گوید او از رطب یابس

بگوید بر صلاح اهل مجلس

نشد گر عاقل اینسان هست الحق

بنزد اهل دانش باشد احمق

کاملترین عقل

قال الصادق علیه السلام :

اکمل الناس عقلا، احسنهم خلقا.[۴۹۲]

کاملترین انسانها از نظر عقل و خردمندی کسی است ، که اخلاق نیکتر اجتماعی داشته باشد.

هر که را عقلست کامل در جهان

حسن خلق او بود هر دم عیان

سوء خلق از عاقلان ناید پدید

هست با مخلوق عالم مهربان

غصه برگذشته

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

اضاعة الفرصة غصة .[۴۹۳]

از دست دادن فرصت و اقدام ننمودن بکار در وقت مناسب ، باعث غم و اندوه است .

فرصت نیکو بهر کاریکه رفت از دست تو

رفته آن مانند تیری بیهدف از شصت تو

غصه و اندوه آرد بعد از این بهرت ببار

نیست زافسوس گذشته حاصلی در دست تو

حاجت بر آورده

قال الباقر علیه السلام :

والله لایلح عبد مؤ من علی الله عزوجل فی حاجته الا قضاها له .[۴۹۴]

بخدا سوگند الحاح و التجا نمی‌کند بنده مؤ من بدرگاه خداوند برای گرفتن حاجت خود، مگر اینکه آن حاجت برآورده است .

قسم بذات خدا بنده بهر حاجت خویش

نکرده کوشش و اصرار سخت با دل ریش

مگر زرحمت حق حاجتش روا گردد

چنانکه هر که بکوبد دری سرآید پیش

وقت تقسیم روزی

قال الصادق علیه السلام :

ان الله یقسم الا رزاق ما بین طلوع الفجر الی طلوع الشمس فایاکم و تلک النومة .[۴۹۵]

خداوند روزی بندگان را در ساعت ما بین طلوع فجر تا طلوع آفتاب تقسیم می‌کند بنابراین ، از خوابیدن در آن ساعت خودداری کنید.

حق کند ارزاق را تقسیم بین بندگان

از طلوع فجر تا روشن نماید خور جهان

بر حذر باشید از این خواب غفلت بار چون

می‌رساند او برزق بندگان هر دم زیان

غم روزی مخور

قال العسکری علیه السلام :

لا یشغلک رزق مضمون عن عمل مفروض .[۴۹۶]

مواظب باشید روزیئی که خداوند ضامن آن است ، از اعمال واجب که مورد سئوال خواهید بود، شما را بخود مشغول نسازد.

روز مقسوم مشغولت نسازد هوشدار

ضامن است آن روزیت را ذات پاک کردگار

از فرانض دور اگر افتی زیان کردی بدان

در حقیقت نزد ذات حق نداری اعتبار

نتیجه توکل

قال الباقر علیه السلام :

من توکل علی الله لا یغلب ومن اعتصم بالله لا یهزم .[۴۹۷]

کسی که بر خدا توکل کند هیچگاه مغلوب نمی‌شود، و کسیکه چنگ بزند بر ریسمان محکم خداوند هیچگاه شکست نمی‌خورد.

هر که توکل کند بذات خداوند

نامده مغلوب و هست یکسره خرسند

هر که زند ریسمان محکم حق چنگ

نیست شکستش دیگر زهر که و هر چند

پس تو بکن بر خدای خویش توکل

غیر خدا از کسی مجوی توسل

چونکه تو را بس بود عنایت بیچون

کن تو بافعال خویش نیک تعقل

اگر دری بسته شود

قال الصادق علیه السلام :

ما سد الله عزوجل علی مؤ من باب رزق الا فتح الله له هو خیر منه .[۴۹۸]

خدای عزوجل بربنده مؤ من خود درب رزقی را از باب حکمت نمی‌بندد. مگر اینکه درب دیگری را از باب رحمت خود که بهتر از آنست بروی او باز می‌گشاید.

خدا از باب حکمت مؤ منی را گر دری بندد

زلطفش بندگان او بسختی هیچ مپسندد

کند مفتوح باب دیگری از رحمتش چندان

که از تکثیر نعمتهای حق هر لحظه می‌خندد

خواست خداوند

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

لایجد رجل طعم الایمان حتی یعلم ان ما اصابه لم یکن لیخطئه ، و ما اخطاءه لم یکن لیصیبه .[۴۹۹]

بنده مزده ایمان را نمی‌چشد تا اینکه بداند هر چه باو رسیده خطا نبوده و خواست خدا بوده است ، و آنچه خطا رفته و باو نرسیده آن هم خواست خداوند بوده است .

طعم ایمان را نیابد بنده تا آنگه که داند

هر چه بر او می‌رسد ذات خدایش می‌رساند

گر خطا رفت و بسوی بنده نامد چیز دیگر

آنهم از سوی خدا بود است چون او می‌تواند

پس خدا قدرت نمائی می‌کند بر هر چه خواهی

کی تواند بنده درک خیر و شر خود نماید

دوست مهربانتر

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

الکرم اعطف من الرحم .[۵۰۰]

دوست جوانمرد، از خویشاوند مهربانتر است ، زیرا مهربانی او طبیعی است و مهربانی خویشاوند گاه باشد که از روی تکلیف و رنج است .

جوانمردی تو را گر دوست شد نیک

بود بهتر زخویشاوند نزدیک

چواو را مهربانی همچو گنج است

ولی خویشان گهی تکلیف و رنج است

روز داد خواهی مظلوم

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

یوم المظلوم علی الظالم اشد من یوم الظالم علی المظلوم .[۵۰۱]

روز دادخواهی (قیامت ) برای ستمگر، سخت تر است از روزیکه بر مظلوم ستم شده است !

روز مظلومی که از ظالم کند احقاق حق

سخت تر باشد زظلم ظالم اندر ماسبق

پس بیا ظالم تو چشم از خواب غفلت باز کن

چونکه روز عدل حق نزدیک باشد از شفق

نعمت حسن خلق

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

کفی بالقناعة ملکا، و بحسن الخلق نعیما.[۵۰۲]

با قناعتمندی می‌توان پادشاهی نمود، و با نیکخوئی می‌شود بنعمت و مکنت فراوان دست یافت .

گر قناعت کنی تو خود شاهی

چونکه از دخل و خرجت آگاهی

تو چو خوش خلق و نیکخو باشی

صاحب ناز و نعمت و جاهی

مانند بچه شتر

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :

کن فی الفتنة کابن اللبون لا ظهر فیرکب ولا ضرع فیحلب .[۵۰۳]

در زمان فتنه و تباهکاری ، مانند ابن اللبون (بچه شتر نر که دو سالش تمام شده و مادرش بچه‌ای را پس از آن زائیده و شیر می‌دهد) باش که نه کمر سواری دارد، و نه پستانی که شیر آن بدوشند!

گر تو را آمد زمان فتنه‌ای اندر جهان

باش مانند دو ساله اشتری نر آنچنان

تا نباشد قدرتت بهر سواری در کمر

نی تو را شیری به پستان تا بدوشند آن زمان

پایان

۶/۶/۱۳۷۱


پانویس

  1. غررالحکم ، ج ۲، ص ۷۴۹
  2. سفینة البحار، ج ۲، ص ۷۰۰
  3. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۷۲
  4. زندگانی حضرت معصومه (علیه السلام ) از سید محمد صحفی ، ص ۴۹، چاپ پانزدهم
  5. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۴۱
  6. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۴۱۴
  7. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۸۳
  8. غررالحکم ، ج ۱، ص ۸
  9. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۶۳
  10. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۲۸
  11. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۴۰۵
  12. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۴۱۷، ص ۴۰۸
  13. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۷۷
  14. فهرست غررو درر آمدی ص ۳۳
  15. فهرست غررو درر آمدی ، ص ۲۵۵
  16. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۹۹
  17. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۴۰۵
  18. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۰۲
  19. غررالحکم ، ج ۱ ص ۱۰۲
  20. غررالحکم ، ج ۱، ص ۷۲
  21. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۰۳
  22. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۹۱
  23. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۵۹ - ۳۲۳
  24. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۴۷
  25. بحارالانوار ج ۷۰، ص ۲۱۹
  26. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۸۶
  27. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۷
  28. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۶
  29. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۹۷
  30. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۷۰
  31. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۱
  32. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۸۲
  33. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۴
  34. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۳۱
  35. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۱۱
  36. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۱۱
  37. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۱۲
  38. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۷، ص ۲۹۲ خ ۱۲۰
  39. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۷۷
  40. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۹۱
  41. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۰۰
  42. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۹۲ و ۲۷۸
  43. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۷۴
  44. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۰۵
  45. غررالحکم ، ج ۱ ص ۱۳۱
  46. نهج البلاغه ، خ ۶۴
  47. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۷۵
  48. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۳۲
  49. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۳۲
  50. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۳۲
  51. غررالحکم ، ج ۱ ص ۱۳۲
  52. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۳۲
  53. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۳۲
  54. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۸
  55. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۳۳
  56. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۳۴
  57. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۶۵
  58. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۳۴
  59. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۴۲
  60. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۴۲
  61. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۴۴
  62. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۴۶
  63. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۴۶
  64. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۸۸
  65. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۱۴
  66. نهج الفصاحه ، ص ۶۲۰
  67. نهج الفصاحه ، ص ۳۸۰
  68. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۴۷
  69. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۴۷
  70. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۴۷
  71. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۴۷
  72. بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۲۸۸
  73. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۰۸
  74. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۷۲
  75. غررالحکم ، ج ۲، ص ۶۰۳
  76. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۷۷
  77. غررالحکم ، ج ۲، ص ۸۰۸
  78. غررالحکم ، ج ۲، ص ۸۰۹
  79. غررالحکم ، ج ۲، ص ۸۴۹
  80. غررالحکم ، ج ۲، ص ۸۴۹
  81. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۴۶ و ۹۴
  82. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۹۴
  83. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۴۸
  84. غررالحکم ، ج ۲ ص ۶۵۶
  85. غررالحکم ، ج ۲، ص ۷۲۰
  86. غررالحکم ، ج ۲ ص ۶۸۶
  87. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۶۴
  88. غررالحکم ، ج ۲، ص ۷۴۹
  89. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۳۰
  90. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۱۲
  91. غررالحکم ، ج ۲، ص ۷۸۷
  92. غررالحکم ، ج ۲، ص ۸۵۲
  93. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۷۰
  94. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۴۵
  95. غررالحکم ، ج ۱، ص ۵۱۴
  96. غررالحکم ، ج ۲، ص ۷۰۲
  97. غررالحکم ، ج ۲، ص ۷۰۲
  98. نهج البلاغه فیض حکمت ۲۴۸، ص ۱۱۹۰
  99. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۱۲
  100. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۱۲
  101. نهج البلاغه فیض حکمت ، ۳۶۸، ص ۱۲۵۵
  102. نهذیب ، ج ۶، ص ۱۸۱
  103. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۹۰
  104. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۹۱
  105. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۹۰
  106. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۲۳
  107. منتهی الامال ، ۲، ص ۱۴
  108. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۵
  109. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۵
  110. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۷
  111. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۶
  112. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۷
  113. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۷
  114. بحارالانوار ج ۶۹، ص ۲۰۵
  115. بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۸۹
  116. غررالحکم ، ج ۲، ص ۴۶۶
  117. غررالحکم ، ج ۲، ص ۴۶۶
  118. غررالحکم ، ج ۲، ص ۷۶۰
  119. غررالحکم ، ج ۲، ص ۷۶۰
  120. غررالحکم ، ج ۲، ص ۷۶۰
  121. نهج البلاغه فیض حکمت ۹، ص ۱۰۸۲
  122. اصول کافی ، ج ۲ ص ۱۲۵
  123. بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۲۹۰
  124. نهج البلاغه حکمت ۳۹، ص ۱۰۶۹
  125. نهج البلاغه حکمت ۵۷، ص ۱۱۰۴
  126. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۹۶
  127. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۹۶
  128. بحارالانوار، ج ۷۵، ۳۱۲
  129. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۱۰
  130. منتهی الامال ، ج ۱، ص ۲۳۳
  131. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۱۲۹، ص ۱۱۴۰
  132. اصول کافی ، ج ۲، ص ۱۷۰
  133. بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۲۲
  134. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۷۶
  135. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۷۷
  136. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۷۷
  137. غررالحکم ، ج ۲، ص ۴۷۷
  138. غررالحکم ، ج ۲، ص ۴۷۹
  139. غررالحکم ، ج ۲، ص ۴۷۹
  140. نهج البلاغه فیض ، خطبه ۸۱، ص ۱۹۸
  141. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۳۰
  142. اصول کافی ، ج ۱، ص ۳۳
  143. غررالحکم ، ج ۲، ص ۶۱۳
  144. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۳۵
  145. نوادر رواندی ، ج ۱، ص ۴۰
  146. اصول کافی ، ج ۲، ص ۵۴
  147. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۰۳
  148. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۴
  149. کنزالعمال ، ج ۱۰، ص ۱۳۷
  150. بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۶۴
  151. بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۴۹
  152. اصول کافی ج ۱، ص ۳۱
  153. بحارالانوار، ج ۱ ص ۱۹۵
  154. اصول کافی ، ج ۱، ص ۳۲
  155. کافی ج ۱، ص ۴۴
  156. کافی ج ۱، ص ۵۰
  157. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۷
  158. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۷
  159. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۷۰
  160. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۱۱
  161. نهج البلاغه فیض حکمت ۲۷۰ ص ۱۲۱۲
  162. بحارالانوار ج ۲، ص ۳۹۸
  163. کافی ج ۲، ص ۲۴۱
  164. اصول کافی ، ج ۲، ص ۳۶۸
  165. بحار ج ۷۳، ص ۵
  166. کافی ج ۲، ص ۳۱۲
  167. کافی ج ۲، ص ۱۲۲
  168. کافی ج ۲ ص ۱۲۳
  169. غررالحکم ، ج ۱ ص ۴۱۲
  170. غررالحکم ، ج ۱ ص ۴۱۱
  171. غررالحکم ، ج ۱ ص ۴۱۲
  172. غررالحکم ، ج ۱ ص ۴۷
  173. غررالحکم ، ج ۱ ص ۴۷
  174. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱ و ۳۱۱
  175. غررالحکم ، ج ۱ ص ۱۱۴
  176. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۴۷
  177. غررالحکم ، ج ۱ ص ۷۲
  178. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۹۱
  179. غررالحکم ، ج ۱ ص ۴۷
  180. غررالحکم ، ج ۱ ص ۴۹
  181. غررالحکم ، ج ۱ ص ۴۹
  182. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۴۲۳
  183. غررالحکم ، ج ۱ ص ۴۳۴
  184. غررالحکم ، ج ۱ ص ۴۳۴
  185. غررالحکم ، ج ۱ ص ۴۳۵
  186. غررالحکم ، ج ۲ ص ۷۰۲
  187. غررالحکم ، ج ۲ ص ۷۰۲
  188. غررالحکم ، ج ۲ ص ۷۰۳
  189. غررالحکم ، ج ۲ ص ۷۰۳
  190. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۱۸
  191. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۱۹
  192. غررالحکم ، ج ۲ ص ۷۰۳
  193. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۹۰
  194. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۵۶
  195. غررالحکم ، ج ۲ ص ۴۸۰
  196. غررالحکم ، ج ۲ ص ۴۷۹
  197. غررالحکم ، ج ۲ ص ۵۰۹
  198. غررالحکم ج ۲ ص ۴۹۹
  199. غررالحکم ، ج ۲ ص ۴۹۹
  200. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۷۴
  201. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۴۹
  202. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۷۴
  203. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۲۳
  204. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۱۱
  205. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۰۳
  206. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۷۴
  207. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۷۵
  208. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۸۶
  209. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۳۸
  210. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۳۸
  211. غررالحکم ، ج ۱، ص ۶۰۰
  212. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۷۷
  213. غررالحکم ج ۲، ص ۶۰۰
  214. غررالحکم ج ۲، ص ۶۰۰
  215. غررالحکم ، ج ۱، ص ۹۵
  216. غررالحکم ج ۱، ص ۳۵۰
  217. غررالحکم ج ۱، ص ۳۵۰
  218. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۵۰
  219. غررالحکم ج ۱، ص ۴۴۵
  220. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۴۴
  221. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۴۵
  222. غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۹۰
  223. غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۹۰
  224. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۴۹
  225. غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۹۷
  226. غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۹۷
  227. غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۹۷
  228. غررالحکم ج ۱، ص ۲۹۶
  229. غررالحکم ، ج ۱، ص ۷۹
  230. غررالحکم ، ج ۲، ص ۶۳۲
  231. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۱۸
  232. نهج البلاغه ، فیض ، حکمت ۴۴۵، ص ۱۲۹۴
  233. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۴۴۱، ص ۱۲۸۲
  234. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۱۲۵ ص ۱۱۵۳
  235. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۱۵
  236. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۱۷
  237. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۱۷
  238. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۱۸
  239. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۱۹
  240. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۱۰
  241. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۱۰
  242. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۱۰
  243. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۱۰
  244. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۱۰
  245. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۱۱
  246. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۱۱
  247. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۱۹
  248. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۲۷
  249. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۱۱
  250. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۱۲
  251. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۰۶
  252. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۰۶
  253. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۰۷
  254. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۶
  255. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۴۴
  256. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۲۵
  257. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۳۹
  258. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۹۱
  259. فروع کافی ، ج ۴، ص ۵۳
  260. بحارالانوار، ج ۶۳، ص ۳۵۵
  261. اصول کافی ، ج ۲، ص ۳۰۳
  262. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۷۷
  263. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۱۰۶
  264. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۲۰
  265. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۸۵
  266. بحارالانوار، ج ۲، ص ۴۶
  267. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۹۲
  268. بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۶۷
  269. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۱۳
  270. بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۶۴
  271. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۲۷۹
  272. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۱۰
  273. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۹۶
  274. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۳۲
  275. وسائل الشیعه ، ج ۴، ص ۱۱۸۰
  276. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۴۹
  277. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۳۵
  278. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۳۹
  279. اصول کافی ، ج ۲، ص ۱۸۲
  280. کنزالعمال ، ج ۳، ص ۱۸۶
  281. بحارالانوار، ج ۶۴، ص ۱۷۶
  282. بحارالانوار، ج ۱، ص ۹۴
  283. اصول کافی ، ج ۲، ص ۲۹
  284. اصول کافی ، ج ۱ ص ۲۶
  285. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۴۲
  286. کنزالعمال ، ج ۶، ص ۴۹۲
  287. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۳۳۶
  288. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۴۰۷
  289. اصول کافی ، ج ۱، ص ۳۹
  290. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۴۷
  291. بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۱۶
  292. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۹
  293. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۶۴
  294. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۶۷
  295. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۶۴
  296. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۸۱
  297. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۸۲
  298. المواعظ العددیه ، ص ۱۲۳
  299. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۶۴
  300. حق الیقین شبر، ج ۱، ص ۲۲۸
  301. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۴
  302. صفات الشیعه ، ص ۵۵
  303. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۸۶
  304. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۱۱۵
  305. اصول کافی ، ج ۲، ص ۱۷۴
  306. اصول کافی ، ج ۲، ص ۳۰۱
  307. امالی صدوق ، ص ۴۸۳
  308. بحارالانوار، ج ۸۱، ص ۲۶۴
  309. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۱۴۶
  310. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۱۸۹
  311. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۶۶
  312. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۶۶
  313. کنزالعمال ، ج ۱۱، ص ۶۰۱
  314. کنزالعمال ، ج ۱۱، ص ۵۹۹
  315. فضائل الخمسة ، ج ۲، ص ۸۷
  316. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۴۲، ص ۱۱۰۹
  317. کنز العمال ، ج ۱۲، ص ۱۰۰
  318. کنزالعمال ، ج ۱۲، ص ۹۵
  319. کنزالعمال ، ج ۱۱، ص ۶۰۳
  320. بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۳۰۵
  321. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۳۱
  322. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۲۰
  323. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۲۰
  324. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۸
  325. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۷
  326. مقتل خوارزمی ، ص ۸۸
  327. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۲۱
  328. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۷۸
  329. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۳
  330. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۷۹
  331. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۶
  332. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۲
  333. نهج البلاغه فیض ، نامه ۳۱، ج ۲، ص ۹۰۰
  334. نهج البلاغه فیض ، نامه ۳۱، ج ۲ ص ۹۰۰
  335. نهج البلاغه فیض ، ص ۹۰۱
  336. اصول کافی ، ج ۱، ص ۳۷۲
  337. نهج البلاغه فیض ج ۲، نامه ۳۱، ص ۹۰۱
  338. منتهی آلامال ، ج ۲، ص ۱۲
  339. ناسخ جدید، ج ۱، ص ۱۴۱
  340. منتهی آلامال ، ج ۲، ص ۱۴
  341. سفینة البحار، ج ۲، ص ۸۴
  342. وسائل الشیعه ج ۶، ص ۳۱۴
  343. نهج البلاغه فیض ، ج ۲، نامه ۴۷، ص ۹۶۸
  344. اصول کافی ، ج ۱، ص ۴۴
  345. غررالحکم ، ج ۲، ص ۶۰۶
  346. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۶۷
  347. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۵۰
  348. غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۲۱
  349. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۴۱
  350. فروع کافی ، ج ۶، ص ۴۷
  351. بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۹۵
  352. غررالحکم ، ج ۱، ص ۱۶۱
  353. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۲۱۹، ص ۱۱۷۷
  354. نهج البلاغه فیض ، خطبه ۱۰۲، ص ۲۹۵
  355. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۵۱
  356. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۴۷، ص ۱۱۰۱
  357. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۶
  358. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۴۴۹، ص ۱۲۸۶
  359. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۷۲
  360. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۳۴۰، ص ۱۲۳۹
  361. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۳۷۹، ص ۱۲۶۰
  362. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۷۱
  363. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۴۴۴، ص ۱۲۸۴
  364. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۴۴۱، ص ۱۲۸۳
  365. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۴۴۱، ص ۱۲۸۳
  366. بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۲۴۳
  367. اصول کافی ، ج ۲، ص ۳۴۰
  368. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۱۴۶، ص ۱۱۵۴
  369. ثواب الاعمال ، ص ۲۴۳
  370. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۱۵۵، ص ۱۱۵۶
  371. تفسیر نورالثقلین ، ج ۱، ص ۴۹۹
  372. بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۲۴
  373. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۲۸
  374. غررالحکم ، ج ۱، ص ۴۰۴
  375. تنبه الخواطر، ص ۷
  376. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۳۷۳ ص ۱۲۵۸
  377. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۳
  378. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۱۰۶، ص ۱۱۲۵
  379. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۵۰، ص ۱۱۱۲
  380. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۶۱، ص ۱۱۱۵
  381. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۵۵، ص ۱۱۱۳
  382. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۵۸، ص ۱۱۱۴
  383. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۲۴۷، ص ۱۱۸۹
  384. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۲۷۲، ص ۱۲۱۲
  385. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۹۱
  386. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۴۱، ص ۱۰۹۸
  387. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۳۸، ص ۱۰۹۵
  388. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۰۳
  389. الکوکب الدری ، ص ۱۲۵
  390. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۵۷
  391. مجمع البیان ، ج ۲، ص ۳۹۱
  392. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۳۴۳، ص ۱۲۴۱
  393. شرح نهج البلاغه حدید، ج ۷، ص ۱۹۱
  394. تفسیر نور الثقلین ، ج ۲، ص ۵۴۸
  395. بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۱۱۰
  396. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۶۹
  397. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۵۱
  398. همان
  399. اصول کافی ، ج ۲، ص ۱۵۸
  400. اصول کافی ، ج ۲، ص ۱۵۹
  401. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۳۳۰، ص ۱۲۳۵
  402. اصول کافی ، ج ۲ ص ۱۶۶
  403. اصول کافی ، ج ۲، ص ۱۷۶
  404. اصول کافی ، ج ۱، ص ۳۸۶
  405. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۹۲
  406. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۹۳
  407. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۸۱
  408. اصول کافی ، ج ۲، ص ۵۰۱
  409. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۸۶
  410. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۹۲
  411. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۲
  412. سفینة البحار، ج ۱، ص ۴۷۷
  413. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۹۳
  414. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۸۲
  415. اصول کافی ، ج ۲، ص ۲۷۰
  416. وسائل الشیعه ، ج ۱۲، ص ۴۰
  417. نهج البلاغه فیض ، نامه ۴۵، ص ۹۵۷
  418. نهج البلاغه فیض ، نامه ۴۵، ص ۹۵۷
  419. وسائل الشیعه ، ج ۸ ص ۲۵۲
  420. وسائل الشیعه ، ج ۸، ص ۲۵۳
  421. اصول کافی ، ج ۲ ص ۴۴۴
  422. بحارالانوار، ج ۱۰۰ ص ۲۲۲
  423. نهج البلاغه فیض حکمت ۴۵، ص ۱۱۰۳
  424. بحارالانوار، ج ۱۰۰ ص ۲۱۹
  425. بحارالانوار، ج ۱۰۰ ص ۲۱۷
  426. روضة المتقین ، ج ۸ ص ۱۱۲
  427. روضة المتقین ، ج ۸، ص ۹۳
  428. وسائل الشیعه ، ج ۱۴، ص ۵۱
  429. وسائل الشیعه ، ج ۱۴، ص ۵۲
  430. اصول کافی ، ج ۲، ص ۶۵۲
  431. وسائل الشیعه ، ج ۱۴، ص ۳۰
  432. وسائل الشیعه ، ج ۱۴، ص ۳۷
  433. وسائل الشیعه ، ج ۸، ص ۳۲۹
  434. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۵
  435. وسائل الشیعه ج ۸ ص ۳۳۷
  436. اصول کافی ، ج ۲ ص ۵۳۳
  437. الوافی ، ج ۲، ص ۱۱۸
  438. بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۳۱۰
  439. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۴۹
  440. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۸۳
  441. بحارالانوار، ج ۷۸ ص ۱۸۴
  442. فروع کافی ، ج ۳، ص ۱۲
  443. محجة البیضاء، ج ۳، ص ۲۸۴
  444. فروع کافی ، ج ۳، ص ۱۱۷
  445. وسائل الشیعه ، ج ۲، ص ۶۳۸
  446. بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۶۸
  447. وسائل الشیعه ، ج ۲، ص ۶۵۵
  448. بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۱۳۳
  449. بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۰۸
  450. بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۳۱۷
  451. بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۳۲۱
  452. بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۳۹۰
  453. غررالحکم ، ج ۲، ص ۵۱۶
  454. بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۳۸۳
  455. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۱۱۹، ص ۱۱۳۴
  456. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۵۷
  457. بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۲۹۴
  458. بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۲۹۴
  459. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۲۹۷، ص ۱۲۲۲
  460. اصول کافی ج ۲ ص ۴۷۶
  461. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۷۲
  462. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۶۷
  463. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۷۱
  464. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۲۳۴
  465. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۸۲
  466. اصول کافی ، ج ۲، ص ۲۵۵
  467. سفینة البحار، ج ۱، ص ۴۷۷
  468. اصول کافی ، ج ۲، ص ۲۶۹
  469. منتهی آلامال ، ج ۲، ص ۲۷۳
  470. لئالی الاخبار، ج ۴، ص ۲۵۴، معاد، ج ۲، ص ۶۱
  471. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۸۷، حدید ۲۰ ص ۲۹۲
  472. فهرست غرر و درر آمدی ص ۱۱
  473. بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۴
  474. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۱۴۰، ص ۱۱۴۹
  475. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۵۲
  476. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۳۷، ص ۱۰۹۴
  477. فهرست غرر و درر آمدی ، ص ۳۰
  478. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۳۷، ص ۱۰۹۴
  479. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۶
  480. اصول کافی ، ج ۱، ص ۲۶
  481. بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۶۰
  482. اصول کافی ، ج ۱، ص ۲۹
  483. اصول کافی ، ج ۱، ص ۲۸
  484. ؟؟؟؟
  485. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۴۶
  486. خصال صدوق ص ۲۲۹
  487. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۶۷
  488. وسائل الشیعه ، ج ۴، ص ۹۵۵
  489. نهج البلاغه ، دکتر صبحی ، حکمت ۴۳۹، ص ۵۵۳
  490. وسائل الشیعه ، ج ۱۴، ص ۱۲۲، کنزالعمال ، ج ۱۶، ص ۳۷۱
  491. اصول کافی ، ج ۱، ص ۱۹
  492. اصول کافی ، ج ۱، ص ۲۳
  493. نهج البلاغه فیض ، حکمت ۱۱۴، ص ۱۱۳۱
  494. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۷۵
  495. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۷۸
  496. تحف العقول مترجم ، ص ۵۱۹
  497. بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۱۵۱
  498. وسائل الشیعه ج ۱۲، ص ۳۳
  499. تحف العقول مترجم ، ص ۲۰۵
  500. نهج البلاغه فیض حکمت ۲۳۹، ص ۱۱۸۵
  501. نهج البلاغه فیض حکمت ۲۳۳ ص ۱۱۸۳
  502. نهج البلاغه فیض حکمت ۲۲۰، ص ۱۱۷۸
  503. نهج البلاغه فیض حکمت ۱ ص ۱۰۷۸