فرهنگ مصادیق:وفا به قرار داد صلح

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از وفا به قرار داد صلح)
پرش به: ناوبری، جستجو
وفا به قرار داد صلح

صلح

تعریف صلح

صلح واژه‌ای است عربی و به معنای سازش می‌باشد. صلح در معارف اسلامی به عنوان یک امر مطلوب و پسندیده مطرح شده است، در برخی از آیات قرآن حکمت تشریح صلح رفع تنازع عنوان شده است: «فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَن یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحاً وَالصُّلْحُ خَیْرٌ»[۱]، «إِن یُرِیدَا إِصْلَاحاً یُوَفِّقِ اللّهُ بَیْنَهُمَا» [۲]، «وَ إِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا». [۳]
روایات نیز بر مطلوبیت، مشروعیت و صحت صلح دلالت دارند. چنان که مرحوم کلینی به اسناد خودش از امام صادق علیه السلام روایت می‌کند که آن حضرت فرمود: «الصُّلْحُ جائِزٌ بَیْنَ الْمُسْلِمینَ الّا صُلْحاً احَلَّ حَراماً أَوْ حَرَّمَ حَلالًا».[۴] محقق حلی در شرایع اسلام در تعریف صلح می‌نویسد: «صلح عبارت است از عقدی که برای پایان دادن تنازع تشریع شده است و متفرع بر غیرش نیست اگر چه فایده آن را افاده می‌کند».[۵] صاحب جواهر در شرح عبارت مرحوم محقق حلی می‌نویسد: «اگر چه صلح در اصل، برای پایان دادن به خصومت و نزاع بین متخاصمین تشریع گردیده است ولی برای تحقق صلح وجود این حکمت همواره ضروری نمی‌باشد...» بنابراین مراد از لفظ صلح که در ایجاب عقد واقع می‌شود انشاء رضایت نسبت به آن چیزی است که متصالحین توافق و تسالم در مورد آن نموده‌اند نه این که منظور از آن، خصوص صلحی باشد که مسبوق به خصومت است.[۶] امام خمینی در زمینه تعریف صلح می‌نویسد: «صلح عبارت از تراضی و تسالم بر امری از قبیل تملیک عین یا منفعت یا اسقاط دین یا حق و غیر این موارد می‌باشد و این که مسبوق به نزاع باشد شرط نیست و انجام آن بر هر امری به جز موارد استثناء شده جایز است».[۷] مرحوم میرزا حسن بجنوردی در کتاب «القواعد الفقهیه» در تعریف صلح می‌نویسد: «حقیقت صلح عبارت از تراضی و تسالم بر امری است اعم از این که آن امر کالا باشد یا از اقسام نقود، یا از اعمال یا غیر این‌ها؛ انشاء این تسالم به صیغه عقد صلح باشد یا غیر آن، و فرقی نمی‌کند که صلح مسبوق به خصومت باشد یا ملحوق به آن باشد یا خصومت امری است که حصول آن متوقع می‌باشد، بنابراین در تمامی مواردی که ذکر گردید اطلاق صلح به آنها حقیقتاً نه به نحو عنایت و مجاز صحیح می‌باشد».[۸] قانون مدنی در ماده ۷۵۲ به پیروی از نظریه فقهای امامیه در تعریف صلح آورده است: «صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود یا جلوگیری از تنازع احتمالی در مورد معامله و غیر آن واقع گردد» از مجموعه تعریف‌های ارائه شده می‌توان دریافت که وجود نزاع سابق در تحقق عقد صلح ضروری نمی‌باشد اگر چه اصل تشریع صلح برای رفع خصومت و نزاع بوده است.[۹]

شرایط صلح

۱- قرارداد صلح لازم الإجرا است و آن را جز با اقاله (فسخ عقد از دو طرف) یا اختیار فسخ نمی‌توان از میان برد.[۱۰]۲- عقد صلح، نیاز به ایجاب و قبول دارد و با هر لفظی که مفید مصالحه طرفین باشد، درست است.[۱۱] ۳- دو نفری که چیزی را با یکدیگر صلح می‌کنند، باید بالغ و عاقل باشند و کسی آن‌ها را مجبور نکرده باشد و قصد صلح داشته باشند.[۱۲]

احکام صلح

۱- صلح، تنها برای حقوقی که قابل نقل و اسقاطند، صحیح است ولی برای حقوقی که قابل نقل و اسقاط نیستند صحیح نیست مانند حق مطالبه دَیْن و حق رجوع در طلاق رجعی.[۱۳] ۲- دو نفر که بر سر چیزی نزاع دارند، جایز است به گونه‌ای با یکدیگر صلح کنند ولی این صلح، ظاهری و برای رفع دعواست و نمی‌تواند حقیقتی را که پنهان است تغییر دهد. بنابراین، کسی که می‌داند ادعا یا انکارش باطل است، شرعاً ذمه اش به دیگری مشغول خواهد بود، مگر این که شخص دیگر واقعاً با رضایت خاطر صلح کند.[۱۴][۱۵]

پا نویس

  1. سوره نساء، آیه 128
  2. سوره نساء، آیه 35
  3. سوره حجرات، آیه 9
  4. وسائل الشیعه، ج 13، باب 3؛ احکام صلح، حدیث 1 و 2، ص 164
  5. محقق حلی، شرایع الاسلام، ج 2، ص 121.
  6. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام، ج 26، ص 271.
  7. تحریرالوسیله، ج 1، ص 561.
  8. قواعد فقهیه، ج 5، ص 9.
  9. بررسی مبانی بیمه در اسلام، ص 146.
  10. تحریرالوسیله، ج 1، ص 516، م 4.
  11. همان، م 2 و 3.
  12. همان، ص 517، م 9
  13. همان، م 8.
  14. تحریرالوسیله، ج 1، ص 519، م 17.
  15. احکام اقتصادی (ج 2)، نعمت الله حصارکی ، ص 73.
منبع:دانشنامه ی اسلامی - تاریخ برداشت:95/04/24