فرهنگ مصادیق:وفا به قرارداد جعاله

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از وفا به قرارداد جعاله)
پرش به: ناوبری، جستجو
وفا به قرارداد جعاله

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ البیع بررسی گسترده ی فقهی بیع ج۱
۲ البیع بررسی گسترده ی فقهی بیع ج۲
۳ البیع بررسی گسترده ی فقهی بیع ج۳
۴ البیع بررسی گسترده ی فقهی بیع ج۴

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ نمونه قرارداد جعاله
۲ جعاله - ویکی پدیا
۳ داد و ستدهای شرعی
۴ قرار داد جعاله - راسخون
۵ تعریف ساده جعاله و فرقش با اجاره
۶ جعاله چیست و چگونه می‌توان دریافت کرد؟
۷ جعاله چیست؟
۸ جعاله
۹ عقد جعاله
۱۰ عقد جعاله چیست؟
۱۱ جعاله چیست و چه تفاوتی با اجاره دارد؟
۱۲ وام جعاله چیست و چگونه پرداخت می‌شود؟
۱۳ جعاله و نحوه کاربرد آن در بانک‌ها و مقایسه آن با سایر عقود
۱۴ چند نکته کلیدی درباره عقد جعاله
۱۵ آشنایی با تسهیلات جعاله بانک مسکن
۱۶ جعاله، عقدی جایز در معاملات
۱۷ جعاله - بانک پاسارگاد
۱۸ احکام جعاله
۱۹ اوراق جعاله
۲۰ حذف وام خودرو، کالا و جعاله از بانک‌ها
۲۱ جعاله - پرتال انهار
۲۲ تعریف قرارداد جعاله
۲3 جعاله - ویکی فقه

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ وفا به قرار داد صلح
۲ عدم وفای به عهد
۳ وفا به عهد با خدا
۴ وفا به قرارداد تجاری
۵ وفای به نذر
۶ وفا به قرارداد حواله
۷ وفا به قرارداد رهن
۸ وفا به قرارداد ضمانت
۹ وفا به قرارداد کفالت
۱۰ وفا به قرارداد مزارعه
۱۱ وفا به قرارداد مسابقات مشروع
۱۲ وفا به قراردادها بین دولت و ملت
۱۳ وفا به قراردادهای اجتماعی مشروع
۱۴ وفای به عهد
۱۵ وفای به قسم
۱۶ غش در کالا

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:محمد نصاری
تهیه و تدوین :پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/3/30
کلیدواژه: جعاله، عقد، قرارداد، مسابقات، برد و باخت، پیمانکاری، کنترات

چکیده

امروزه جعاله در بین مردم، کارایی زیادی دارد؛ از اطلاعیه برای یافتن شخص یا شیئی که مفقود شده است گرفته تا مسابقات مختلف و برخی معاملات بانکی.
بنابراین توجه به احکام و شرایط خاص آن و وفای به قرارداد جعاله طبق توافق اولیه بین جاعل و عامل، لازم و ضروری است.
در این مقاله پس از تعریف جعاله و بیان احکام، شرایط و انواع آن، به لزوم وفای به آن طبق آیات و روایات پرداخته می‌شود.

مقدمه

جعاله یکی از معاملاتی است که می‌تواند بین مردم کارایی بسیاری داشته باشد. و نیازهای اقتصادی و اجتماعی طرفین را تامین نماید.
فقهای شیعه، کتب بسیاری در مورد معاملات خصوصا در مورد جعاله نوشته‌اند و بسته به ذوق فقهی و متناسب با معاملات رایج روزگار خود، مباحث و فروعی را مطرح نموده و گاهی به بیان چند مسئله اکتفا کرده‌اند.
از بهترین کتب فقهی نگاشته شده درباره جعاله می‌توان به کتاب الجعاله تذکره الفقهاء علامه حلی، مفتاح الکرامه محقق کرکی و جواهر الکلام مرحوم نجفی اشاره کرد. در این کتب فقهای عظام مطالبی در مورد ماهیت جعاله و مستندات آن و ارکان و شرایط جعاله و برخی از فروعات مبتلا به آن ذکر شده است .
با توجه به امکان استفاده جعاله در بسیاری از معاملات، توجه به جعاله و عمل به آن به صورت صحیح و طبق شرایط و احکام خاص آن لازم و ضروری است.

تعریف جعاله

جُعاله آن است که انسان قرار بگذارد که در مقابل کاری که برای او انجام می‌دهند مال معیّنی بدهد، مثلًا بگوید «هر کس گمشده مرا پیدا کند هزار تومان به او می‌دهم». به شخصی که این قرار را می‌گذارد «جاعل» و به شخصی که کار را انجام می‌دهد «عامل» می‌گویند. [۱]
و بنابر ماده ۶۶ آئین نامه فصل سوم قانون عملیات بانکی بدون ربا (بهره) (تصویب نامه شماره ۸۸۶۲۰ هیئت وزیران) جعاله عبارت است از التزام شخص ‹‹جاعل›› یا ‹‹کارفرما›› به ادای مبلغ یا اجرت معلوم (جعل) در مقابل انجام عملی معین، طبق قرارداد، طرفی که عمل را انجام می‌دهد، ‹‹عامل›› یا ‹‹پیمانکار›› نامیده می‌شود. [۲]

شرایط جعاله

در خصوص صحت جعاله، پنج شرط مطرح می‌شود که تحت عنوان شرایط جعاله در مسائل ۱۹۳۰ و ۱۹۳۱ رساله عملیه مراجع تقلید آمده است:
۱. جاعل باید بالغ و عاقل باشد
۲. جاعل باید از روی اراده و اختیار قرارداد ببندد
۳. جاعل باید شرعاً بتواند در مال خود تصرّف کند؛ بنابراین جعاله آدم سفیهی که مال خود را بیهوده مصرف می‌کند صحیح نیست.
۴. کار مورد قرارداد نباید حرام باشد؛ بنابراین اگر بگوید هر کسی فلان کار حرام را انجام دهد مثلا شراب بخورد، فلان مبلغ را به او می‌دهم این جعاله صحیح نیست.
۵. جعاله باید نتیجه عقلایی داشته باشد؛ ، بنابراین اگر بگوید هر کس در شب به جای تاریکی برود، فلان مبلغ را به او می‌دهم این جعاله صحیح نیست.

اقسام جعاله

بر اساس معلوم یا مجهول بودن عامل

جعاله ، بر اساس معلوم یا مجهول بودن عامل ، بر دو قسم خاص و عام می‌باشد :
در صورتی که مراد انشا کننده جعاله ، عامل معینی باشد، جعاله را خاص می‌گویند. در این نوع جعاله ، جاعل تنها در صورتی متعهد به پرداخت اجرت می‌شود که عمل مورد نظر او را شخص مزبور انجام دهد. اما در جعاله عام ، جاعل جعاله را برای عموم انشا می‌کند و فرد خاصی را در نظر نمی‌گیرد. در این صورت، آنچه از دیدگاه جاعل مهم است ، رسیدن به نتیجه مطلوب ، یعنی انجام یافتن کار، است .

بر اساس شخص حقیقی یا حقوقی بودن جاعل

جاعل می‌تواند فردی از افراد جامعه باشد که برای یافتن گمشده خود، انجام کاری خاص (کنترات) و ... فراخوان دهد. صورت دوم تحقق جعاله آن است که دولت، سازمان، اداره و یا نهادی خاص برای مطالعه کتابی خاص جهت آموزش آحاد جامعه، یافتن گمشده یا متهم، انجام طرح‌های خرد و کلان اقتصادی، فرهنگی، عمرانی و... فراخوان اعلام نماید. در این صورت، جاعل، حقوقی خواهد بود.

بر اساس نوع جعاله

جعاله انواع و اشکال مختلفی دارد؛ گاهی به جهت یافتن بچه گمشده در یک محله‌ای از یک شهری خاص صورت گیرد. و گاهی هم در سطح کلان بین المللی مثلا به جهت ارائه طرحی خاص برای مسئله خاصی انجام گیرد.
برگزاری مسابقات فرهنگی، علمی آموزشی، ورزشی، مذهبی و ... که با شرایط جعاله صورت می‌گیرد، قراردادهای مناقصه که با شرایط جعاله انجام می‌شود، کارهایی که به صورت پیمانکاری به شرکت‌ها و افراد واگذار می‌شود و... همگی انواع مختلف جعاله را تشکیل می‌دهند. در ادامه به برخی از انواع جعاله با تفصیل بیشتر، اشاره می‌شود:

کاربرد جعاله در بانکداری اسلامی

در ماده ۶۷ آیین نامه فصل سوم قانون عملیات بانکی بدون ربا مصوب ۱۲/۱۰/۶۳ و نیز ماده ۲ دستورالعمل اجرایی جعاله مقرر داشته است:
«بانک‌ها می‌توانند به منظور ایجاد تسهیلات لازم برای گسترش امور تولیدی، بازرگانی و خدمات با تنظیم قرارداد به عنوان عامل یا عندالاقتضا به عنوان جاعل مبادرت به جعاله نماید .» [۳]

کاربرد جعاله در بیمه

بیمه در لغت به معنای ضمانت و در اصطلاح فقها عقدی است که بین بیمه کننده و بیمه شده واقع می‌شود ؛ به این صورت که بیمه کننده ملتزم می‌شود خسارت احتمالی بیمه شده را در مقابل پرداخت مبلغی معین یا تعهد به پرداخت آن توسط بیمه شده به بیمه کننده جبران نماید. [۴]
با توجه به ماهیت جعاله، برخی فقها بر این باورند که می‌توان بیمه را بر جعاله منطبق نمود و مشروعیت آن را از باب جعاله تصحیح کرد . در مورد اندراج بیمه تحت عنوان جعاله گفته‌اند:
«بیمه می‌تواند به عنوان جعاله بین طرفین ایجاد شود به شرط اینکه دارای مقومات جعاله باشد؛ مثلا بیمه گر در قبال اخذ وجه بیمه کارهای ارزشمندی چون آموزش بیمه گزاران برای مقابله با بیماری‌ها و خطرات انجام دهد؛ در این صورت چنانچه متقاضی بیمه با بیمه گر یا نماینده آن، جعاله را به این گونه منعقد سازد و بگوید: اگر شرکت مذکور مرا بر سختی‌ها و حوادث روزگار کمک کند و خسارت‌هایی را که به واسطه عوامل زمینی و آسمانی و حوادث عمدی یا خطایی بر من وارد شود برای مدت معینی تضمین و جبران نماید، ماهانه فلان مبلغ را به او پرداخت می‌نمایم؛ در این صورت بدون شک بیمه در اصل جعاله شرعی ، مندرج می‌شود .» [۵]

کاربرد جعاله در پیدا کردن گمشده

یکی از کاربردهای رایج جعاله در جامعه امروزی پیدا کردن گمشده است و بیشتر فقها در هنگام مطرح کردن بحث جعاله، آن را به عنوان مثال مطرح کرده‌اند؛ مرحوم صاحب شرائع می‌گوید : «اما ایجاب جعاله آن است که جاعل بگوید: هرکس عبد یا گمشده مرا پیدا کند و به من برگرداند یا فلان کار را انجام دهد، پس فلان مبلغ برای اوست.» [۶]

کاربرد جعاله در ساخت و ساز

یکی از نیازهای افراد جامعه در زندگی اجتماعی، تهیه و ساخت اماکن مناسب در قالب ساختمان‌های مسکونی و اداری و تجاری است. در بسیاری از موارد، افراد جامعه، به دلیل فقدان تخصص یا هر دلیل دیگری مجبورند به متخصصان فن مراجعه کنند تا این کار را برای آنان انجام دهند. گاهی این ساخت و سازها به صورت جعاله (پیمانکاری) به شرکت‌های مربوطه واگذار می‌شود.

کاربرد جعاله در مسابقات ورزشی

مسابقه یکی از مسائلی است که در جامعه به صورت فراوان رخ می‌دهد و فقهای عظام در کتب فقهی خود درباره احکام و شرایط آن مفصل بحث کرده‌اند؛ روایات بسیاری نیز درباره جواز مسابقه صادر شده است. برای نمونه مرحوم صدوق از امام صادق علیه السلام روایت کرده:
«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام إِنَّ الْمَلَائِکَهَ لَتَنْفُرُ عِنْدَ الرِّهَانِ- وَ تَلْعَنُ صاحِبَهُ ما خَلَا الْحَافِرَ وَ الْخُفَّ وَ الرِّیشَ وَ النَّصْلَ- وَ قَدْ سَابَقَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله أُسَامَهَ بْنِ زَیْدٍ وَ أَجْرَی الْخَیْلَ.»
«فرشتگان از شرط بندی متنفرند و انجام دهنده آن را لعن می‌کنند، مگر در مورد اسب سواری، تیراندازی و شمشیربازی که فرشتگان در این موارد حاضر می‌شوند و حضرت رسول صلی الله علیه و آله با اسامه در مورد اسب سواری شرط بست.» [۷]
بهترین راه تصحیح مسابقات امروزی که انواع گوناگونی دارند و جزء اسب سواری، تیراندازی و یا شمشیر بازی نیستند، استفاده از جعاله است؛ به این معنا که مثلا شخص ثالث بگوید: هرکسی این وزنه را بلند کند فلان مبلغ اجرت می‌گیرد و در این صورت مسابقه او تحت عنوان جعاله صحیح خواهد بود؛ در این صورت لازم است شرایط جعاله رعایت شود، مثلا بایستی کار پیشنهاد شده دارای غرض عقلایی باشد و منع شرعی نداشته باشد. [۸]
ناگفته نماند که برخی مسابقات، دلیل و غرض عقلایی ندارد و ممکن است برگزاری آن مسابقات بنابر جعاله محل اشکال باشد. مثلا گفته شود: هرکس به قله اورست صعود نماید فلان میزان مبلغ به او پرداخت می‌شود.

کاربرد جعاله در جنگ

یکی از کاربردهای جعاله استفاده از آن در جنگ هاست. فقهای عظام مواردی را از نوع جعاله در جنگ برشمرده‌اند مانند: انعقاد جعاله جنگی در خصوص هلاک کردن جنگجوی دشمن و حفظ امنیت یک موسسه یا پادگان یا مرز خاص.

کاربرد جعاله در دلالی و فروش

دلالی حرفه‌ای است که توسط دلال انجام می‌شود و دلال عبارت است از کسی که در خرید و فروش واسطه می‌شود و بین مشتری و فروشنده وساطت می‌کند. [۹]
به اجماع علما، شغل دلالی، مشروع و گرفتن اجرت بر آن جایز است. [۱۰]
مرحوم شیخ طوسی به اسناد خود در تهذیب روایتی را از عبد الله بن سنان نقل می‌کند:
«عَنْ مُحَمَّدِ بنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلَهُ أَبِی وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ رُبَّمَا أَمَرْنَا الرَّجُلَ یَشْتَرِی لَنَا الْأَرْضَ أَوِ الدَّارَ أَوِ الْغُلَامَ أَوِ الْخَادِمَ وَ نَجْعَلُ لَهُ جُعْلًا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام لَا بَأْسَ بِهِ.»
«پدرم در حضور من از امام صادق علیه السلام سؤال کرد: بسیاری اوقات کسی را امر می‌کنیم که برای ما زمین یا فلان خانه یا غلامی را خریداری نماید و در عوض کارش برای او مزدی قرار می‌دهیم. حضرت فرمودند: اشکالی ندارد.» [۱۱]
بنابراین جعاله در دلالی کاربرد دارد.

تفاوت جعاله با برد و باخت و قمار

مسابقات به دو قسم مسابقات مشروع و مسابقات غیر مشروع تقسیم می‌شوند.
در مسابقات مشروع، شرط برد و باخت، وجود ندارد و کسانی که در مسابقه شرکت می‌نمایند، هزینه‌ای از این بابت نمی‌پردازند. اما در مسابقات غیر مشروع، افراد شرکت کننده در مسابقه با هدف برد و کسب جایزه با هم رقابت می‌نمایند البته جایزه‌ای که با هزینه مشترک، تهیه شده است.
در جعاله، عامل با هدف به دست آوردن جایزه یا اجرت، اقدام به انجام کار مورد نظر جاعل می‌نماید اما برای این کار، هزینه‌ای را نمی‌پردازد هرچند که در صورت انجام کار مورد نظر جاعل، استحقاق اجرت را پیدا می‌کند.
شیخ طوسی در کتاب المبسوط، تفاوت بین جعاله و برد و باخت را اینگونه بیان کرده‌اند:
«إذا قال لرجل: ارم هذا السهم فإن أصبت فلک عشره صح لأنها جعاله، و إن قال ارم به، فإن أصبت فلک عشره، و إن أخطأت فعلیک عشره، فهذا باطل. [۱۲]
«اگر به شخصی بگوید: این تیر را رها کن اگر به هدف اصابت کرد، ده سکه از آن تو خواهد بود، این صحیح می‌باشد زیرا جعاله است. اما اگر بگوید: این تیر را رها کن اگر به هدف اصابت کرد، ده سکه از آن تو خواهد بود و اگر به خطا رفت، ده سکه بر گردن تو خواهد بود، این باطل می‌باشد.»

تفاوت جعاله با اجاره

فرق میان «جعاله» و «اجیر کردن کسی برای انجام کاری» این است که در اجاره بعد از خواندن صیغه، اجیر باید عمل را انجام دهد و کسی هم که او را اجیر کرده اجرت را به او بدهکار است؛ ولی در جعاله عامل می‌تواند مشغول کار نشود، یا در وسط کار از آن دست بکشد و نیز تا کار را انجام نداده جاعل بدهکار نیست.
حضرت امام خمینی (ره) در کتاب تحریر الوسیله در بیان تفاوت بین اجاره و جعاله می‌نویسد:
«بین اجاره بر عمل و جعاله فرقهایی است از آن جمله اینکه: مستأجر در اجاره، عمل را بر اجیر، و اجیر، اجرت را بر مستأجر با خود عقد، مالک می‌شود. بخلاف جعاله؛ زیرا جعاله اثری ندارد جز اینکه عامل بعد از انجام عمل، جعلی را که قرار داده شده، بر جاعل مالک می‌شود.» [۱۳]
ایشان همچنین در رساله عملیه خود می‌نویسد:
«در اجاره بعد از خواندن صیغه، اجیر باید عمل را انجام دهد و کسی هم که او را اجیر کرده اجرت را به او بدهکار می‌شود، ولی در جعاله، اگر چه عامل شخص معیّن باشد، می‌تواند مشغول عمل نشود. و در جعاله تا عامل عمل را انجام ندهد، جاعل بدهکار او نمی‌شود.» [۱۴]

وفای به قرارداد جعاله در قرآن

در داستان حضرت یوسف (علیه السلام) و در برخود او با برادرانش به جعاله عمل کرد:
۱. قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِکِ وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعیرٍ وَ أَنَا بِهِ زَعیمٌ» [۱۵]
«گفتند: «پیمانه پادشاه را! و هر کس آن را بیاورد، یک بار شتر (غله) به او داده می‌شود؛ و من ضامن این (پاداش) هستم!»
این آیه عمده‌ترین دلیل برای صحت و مشروعیت جعاله است. در این آیه شریفه به لزوم وفای به عقد جعاله نیز اشاره شده است: «و أَنَا بِهِ زَعیمٌ» بیان حضرت یوسف (علیه السلام) است جهت اطمینان دادن به برادران خود در خصوص وفای به این جعاله می‌باشد.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در تفسیر این آیه می‌نویسد:
کارمندان گفته‌اند:" ما پیمانه پادشاه را گم کرده‌ایم"، و یوسف گفت: هر که آن را بیاورد یک بار شتر (طعام) به او می‌دهیم و من خود ضامن این قرارداد می‌شوم. و این جعاله می‌باشد.» [۱۶]
جعاله از قراردادهای اسلامی و شرعی است و وفای به آن لازم می‌باشد. بنابراین داخل در عمومیت لزوم وفای به عهد می‌باشد.
آیاتی که می‌توان بوسیله آنها بر لزوم وفای به عقود و قراردادهای اسلامی و من جمله قرارداد جعاله را اثبات نمود، آیات ذیل می‌باشد:
۲. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحیماً» [۱۷]
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است‏»
در این آیه شریفه از خوردن اموال دیگران از راه نامشروع، نهی شده است. فقهاء در لزوم عمل بر طبق توافق طرفین در معامله، به این آیه شریفه استناد می‌کنند. و از آنجایی که جعاله نیز یک قرارداد شرعی است، لزوم عمل بر طبق آن و وفای به آن از این آیه شریفه استفاده می‌شود.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه می‌نویسد:
«مجموع جمله‏" لا تأکلوا أموالکم بینکم" وقتی مقید شود بقید (بالباطل) نهی از معاملات ناقله، از آن استفاده می‌شود، یعنی معاملاتی که نه تنها مجتمع را به سعادت و رستگاریش نمی‌رساند، بلکه ضرر هم می‌رساند، و جامعه را به فساد و هلاکت می‌کشاند، و این معاملات باطل از نظر دین عبارتند از: امثال ربا و قمار و معاملات کتره‌ای که طرفین و یا یک طرف نمی‌داند چه می‌دهد و چه می‌گیرد، حدود و مشخصات کالا و یا بها مشخص نیست،- مانند معامله با سنگریزه و هسته خرما،- به اینگونه که سنگریزه یا هسته خرما را به طرف اجناس فروشنده پرتاب کنم، روی هر جنسی افتاد، با پرداخت مثلا پنجاه تومان، آن جنس مال من باشد و امثال این معاملات که اصطلاحا آن را غرری می‌گویند.
ممکن است توهم بشود که بطور کلی معاملات باعث انهدام ارکان مجتمع می‌شود، و اجزای جامعه را متلاشی و مردم را هلاک می‌کند. لذا پاسخ داد که نه، همه معاملات اینطور نیستند، بلکه یک نوع معامله وجود دارد که نه تنها آن مفاسد را ندارد، بلکه توانایی آن را دارد که پراکندگی‌های جامعه را جمع و جور کند، و جامعه را از نظر اقتصاد پای بر جا سازد، و استقامتش را حفظ نماید، و آن تجارتی است که ناشی از رضایت طرفین و هم از نظر شرع مقدس صحیح باشد، و این است آن تجارتی که حوایج جامعه را بر آورده خواهد کرد.» [۱۸]
۳. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ...» [۱۹]
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به پیمانها (و قراردادها) وفا کنید...»
این آیه شریفه بر وجوب وفای به کلیۀ عقدها اعم از بیع، نکاح، اجاره، جعاله و... دلالت دارد.
حضرت آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر این آیه شریفه می‌نویسد:
«با توجه به اینکه" العقود"- به اصطلاح-" جمع محلی به الف و لام"و مفید عموم می‌باشد، و جمله نیز کاملا مطلق است، آیه فوق دلیل بر وجوب وفا به تمام پیمانهایی است که میان افراد انسان با یکدیگر، و یا افراد انسان با خدا، بطور محکم بسته می‌شود، و به این ترتیب تمام پیمانهای الهی و انسانی و پیمانهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و تجاری و زناشویی و مانند آن را در بر می‌گیرد و یک مفهوم کاملا وسیع دارد که به تمام جنبه‌های زندگی انسان اعم از عقیده و عمل ناظر است. از پیمانهای فطری و توحیدی گرفته تا پیمانهایی که مردم بر سر مسائل مختلف زندگی با هم می‌بندند.
این آیه از جمله آیاتی است که در مباحث حقوق اسلامی در سرتاسر فقه به آن استدلال می‌کنند، و یک قاعده مهم فقهی که اصاله اللزوم فی العقود است از آن استفاده می‌گردد، یعنی هر گونه پیمان و معاهده‌ای در باره اشیاء و یا کارها میان دو نفر منعقد گردد لازم الاجراء می‌باشد، و حتی انواع معاملات و شرکتها و قراردادهایی که در عصر ما وجود دارد و در سابق وجود نداشته، و یا اینکه بعدا در میان عقلا بوجود میاید، و بر موازین صحیحی قرار دارد، شامل می‌شود، و این آیه پای همه آنها صحه می‌گذارد البته با در نظر گرفتن ضوابط کلی که اسلام برای قراردادها قائل شده است.» [۲۰]
۴. «وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتیمِ إِلاَّ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّی یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْؤُلاً» [۲۱]
«و به مال یتیم، جز به بهترین راه نزدیک نشوید، تا به سر حد بلوغ رسد! و به عهد (خود) وفا کنید، که از عهد سؤال می‌شود!»
حضرت آیه الله مکارم همچنین در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریفه می‌نویسد:
«بسیاری از روابط اجتماعی و خطوط نظام اقتصادی و مسائل سیاسی همگی بر محور عهدها و پیمانها دور می‌زند که اگر تزلزلی در آنها پیدا شود و سرمایه اعتماد از بین برود به زودی نظام اجتماع فرو می‌ریزد و هرج و مرج وحشتناکی بر آن حاکم می‌شود، به همین دلیل در آیات قرآن تاکید فراوان بر مساله وفای به عهد شده است.
عهد و پیمان معنی وسیعی دارد که هم شامل عهدهای خصوصی در میان افراد در رابطه با مسائل اقتصادی و کسب و کار و زناشویی و امثال آن می‌گردد، و هم شامل عهد و پیمانهایی که در میان ملتها و حکومتها برقرار می‌گردد، و از آن بالاتر شامل پیمانهای الهی و رهبران آسمانی نسبت به امتها و امتها نسبت به آنها نیز می‌شود.» [۲۲]

وفای به قرارداد جعاله در روایات

همانگونه که بارها گفته شد، جعاله، قرارداد و عقدی است که بین دو یا چند نفر رخ می‌دهد و عمل بر طبق آن لازم و ضروری است و تخلف از آن، نه تنها تخلف از عقد محسوب می‌شود بلکه خلاف عهد و پیمان نیز به شمار می‌آید. در روایات زیادی به وفای به عهد و پیمان و عمل بر وفق قراردادها سفارش شده است که به برخی از این روایات اشاره می‌شود:
۱. در نهج البلاغه در فرمان مالک اشتر چنین می‌خوانیم:
«لَیْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ شَیْ‌ءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَیْهِ اجْتِمَاعاً مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ وَ تَشَتُّتِ آرَائِهِمْ مِنْ تَعْظِیمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ وَ قَدْ لَزِمَ ذَلِکَ الْمُشْرِکُونَ فِیمَا بَیْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِینَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ» [۲۳]
«در میان واجبات الهی هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان- با تمام اختلافاتی که دارند- مورد اتفاق نیست بهمین جهت بت پرستان زمان جاهلیت نیز پیمانها را در میان خود محترم می‌شمردند زیرا عواقب دردناک پیمان شکنی را دریافته بودند»
۲. نیز از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«ان الله لا یقبل الا العمل الصالح و لا یقبل الله الا الوفاء بالشروط و العهود» [۲۴]
«خداوند چیزی جز عمل صالح از بندگان خود نمی‌پذیرد و جز وفای به شروط و پیمانها را قبول نمی‌کند»
۳. در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
«ثَلَاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَحَدٍ فِیهِنَّ رُخْصَهً أَدَاءُ الْأَمَانَهِ إِلَی الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کَانَا أَوْ فَاجِرَیْن‏» [۲۵]
«سه چیز است که خداوند به هیچ کس اجازه مخالفت با آن را نداده است: ادای امانت در مورد هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار، و وفای به عهد در باره هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار، و نیکی به پدر و مادر خواه نیکوکار باشند یا بدکار»
۴. همچنین در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است:
«الْمُؤْمِنُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ» [۲۶]
«مومنان به شرط‌های خود پایبند هستند»

لزوم وفای به قرارداد جعاله

با توجه به اینکه جعاله یک قرارداد شرعی است و با توجه به لزوم پایبندی به عهد و پیمان و عمل بر طبق قراردادهای شرعی و تاکید آیات و روایات بر این موضوع، وجوب وفای به قرارداد جعاله استفاده می‌شود.
وفای به قرارداد جعاله باعث می‌شود که عمل به جعاله در میان افراد جامعه بیش از پیش گردد و همانگونه که در بحث انواع جعاله گذشت، می‌توان در موارد زیادی از این قرارداد شرعی و اسلامی استفاده نمود.

راهکار تقویت این معروف

فواید گسترش فرهنگ عمل به جعاله بر کسی پوشیده نیست. امکان استفاده از این قرارداد در زندگی روزمره انسانها نیز مخفی نمی‌باشد.
بنابراین وفای به این قرارداد، باعث می‌شود که اعتماد بین جاعل و عامل ایجاد شده و مردم در بسیاری از کارهای خود به جعاله عمل نمایند.
در این خصوص، فرهنگ سازی توسط نخبگان جامعه و بیان کاربردهای جعاله در زندگی امروزی، کمک شایانی به گسترش میزان کاربرد این قرارداد در بین مردم می‌کند.
دولت اسلامی نیز باید با ترویج استفاده از این قرارداد در وزارتخانه‌ها، بانک‌ها، شرکت‌های بیمه‌ای، شرکت‌های تعاونی و ... نه تنها از برخی معاملات ربوی و غیر شرعی رهایی یابد بلکه اعتماد مردم در استفاده از این قرارداد در معاملات ریز و درشت خود را نیز جلب می‌نماید.
لازم به ذکر است که بیان لزوم وفای به عهد و پیمان، بیان لزوم عمل بر طبق قراردادهای شرعی بین دو طرف معامله و امتیازات فراوان فرهنگ اعتماد در بین آحاد مردم در گسترش میزان به کار گیری قرارداد جعاله و وفای به آن بسیار مؤثر می‌باشد.

منابع برای مطالعه بیشتر

۱. امام خمینی، ترجمه تحریر الوسیله، مترجم علی اسلامی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، چاپ ۲۱ ، ۱۴۲۵ ه‍ ق .
۲. آیه اللّه جعفر سبحانی، نظام المضاربه فی الشریعه الإسلامیه الغراء، مجموعه آثار آیه الله سبحانی.
۳. سیدمحمدرضا مدرسی طباطبایی یزدی، البیع بررسی گسترده فقهی بیع، دارالتفسیر، قم، 1393.
۴. سیدجعفر دیباجی، کارآیی جعاله در معاملات روز، مجله تا اجتهاد، بهار 1393.
۵. سید حسین میر معزی، صلح و جعاله بدیل‌های مناسب برای عقود بانکی، مجله فقه اهل بیت، پاییز و زمستان ۱۳۷۸، شماره ۱۹ و 20.
۶. آیین نامه فصل سوم قانون عملیات بانکی بدون ربا.

فهرست منابع

۱. قرآن کریم.
۲. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح) - قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق.
۳. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن‏. چاپ پنجم. قم دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم. ‏
۴. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه‏، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران‏، ۱۳۷۴ ش‏.
۵. مکارم شیرازی، ترجمه قرآن، دار القرآن الکریم(دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامی)، قم‏، ۱۳۷۳ ش‏، چاپ دوم.
۶. اکبر هاشمی رفسنجانی، فرهنگ قرآن‏، بوستان کتاب( انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، قم،‏ چاپ دوم‏، ۱۳۸۳ ش‏.
۷. آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی دام ظله، رساله توضیح المسائل.
۸. امام خمینی (ره)، رساله توضیح المسائل.
۹. نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۸ق.
۱۰. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق(۱۴۰۷ ق). الکافی. چاپ چهارم. ‏تهران: دار الکتب الإسلامیه.
۱۱. آیه اللّه جعفر سبحانی، نظام المضاربه فی الشریعه الإسلامیه الغراء، مجموعه آثار آیه الله سبحانی.
۱۲. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۹ ق.
۱۳. سیدمحمدرضا مدرسی طباطبایی یزدی، البیع بررسی گسترده فقهی بیع، دارالتفسیر، قم، 1393.
۱۴. امام خمینی، ترجمه تحریر الوسیله، مترجم علی اسلامی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، چاپ ۲۱ ، ۱۴۲۵ ه‍ ق .
۱۵. زین الدین، محمد امین بصری بحرانی، کلمه التقوی ، ناشر سید جواد وداعی، قم، چاپ سوم ، ۱۴۱۳ ه‍ ق .
۱۶. محقق حلّی، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام ، ناشر مؤسسه اسماعیلیان، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۸ ه‍ ق .
۱۷. شیخ حرّ عاملی، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه ، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ اول ، ۱۴۰۹ ه‍ ق .
۱۸. زبیدی واسطی، تاج العروس من جواهر القاموس ، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، بیروت- لبنان، چاپ اول ، ۱۴۱۴ ه‍ ق .
۱۹. علامه حلّی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب ، مجمع البحوث الإسلامیه، مشهد، چاپ اول، ۱۴۱۲ ه‍ ق .
۲۰. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم ، ۱۴۰۷ ه‍ ق .
۲۱. شیخ طوسی،المبسوط فی فقه الإمامیه ، المکتبه المرتضویه لإحیاء الآثار الجعفریه ، تهران، چاپ سوم ،۱۳۸۷ ه‍ ق .
۲۲. شیخ صدوق، ترجمه من لا یحضره الفقیه، مترجمین علی اکبر غفاری و محمد جواد و صدر بلاغی ، نشر صدوق، تهران، چاپ اول ، ۱۴۰۹ ه‍ ق .
۲۳. قمی، عباس، سفینه البحار - قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق.
۲۴. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح) - قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق.
۲۵. طوسی، محمد بن الحسن، الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۹۰ ق.
۲۶. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیه) - تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.
۲۷. ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (و المستطرفات) - قم، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ق.
۲۸. سبزواری، سید عبد الأعلی، مهذّب الأحکام فی بیان الحلال و الحرام ، مؤسسه المنار، قم، چاپ چهارم ، ۱۴۱۳ ه‍ ق .
۲۹. بروجردی، آقا حسین، جامع أحادیث الشیعه (للبروجردی) - تهران، چاپ اول، ۱۳۸۶ ش.
۳۰. آیین نامه فصل سوم قانون عملیات بانکی بدون ربا.
۳۱. حق جو، جعاله و نحوه کاربرد آن در بانک‌ها و مقایسه آن با سایر عقود، آدرس اینترنتی: www.haqjoo.ir
۳۲. سیدجعفر دیباجی، کارآیی جعاله در معاملات روز، مجله تا اجتهاد، بهار 1393.
۳۳. سید حسین میر معزی، صلح و جعاله بدیل‌های مناسب برای عقود بانکی، مجله فقه اهل بیت، پاییز و زمستان ۱۳۷۸، شماره ۱۹ و 20.

پانویس

  1. مسأله 1928 رساله توضیح المسائل مراجع تقلید
  2. آئین نامه‌های قانون عملیات بانکی بدون ربا (بهره)
  3. آیین نامه فصل سوم قانون عملیات بانکی بدون ربا
  4. امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 4، ص 447
  5. زین الدین محمد امین بصری بحرانی، کلمه التقوی، ج 5، ص67، مسأله 39
  6. محقق حلی، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج 3، ص126
  7. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 19، ص 251
  8. السبزواری ، مهذب الأحکام، ج 21، ص286، مسأله 10
  9. زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 14، ص241: و الدَّلَّالُ: کشَدَّادٍ الجامِعُ بینَ البیِّعَیْنِ - قالَ ابنُ دُرَیْدٍ : الدَّلَالَهُ بالفتحِ حِرْفَهُ الدَّلَّالِ.
  10. علامه حلی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج 15، ص 443، مسأله: و لا بأس بأجره الدلّال؛ لأنّه عمل مباح یحتاج إلیه، فجاز أخذ العوض عنه، کغیره من الأعمال المباحه و لا نعرف فیه خلافا
  11. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج 6، ص381
  12. شیخ طوسی، المبسوط فی فقه الإمامیه، ج 6، ص 315
  13. امام خمینی، ترجمه تحریر الوسیله، ج 2، ص 513
  14. توضیح المسائل (امام خمینی)، ص459
  15. یوسف، 72
  16. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج‏11، ص 306
  17. نساء، 29
  18. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج‏4، ص 500
  19. مائده، 1
  20. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏4، ص 244
  21. اسراء، 34
  22. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏12، ص 110
  23. نهج البلاغه، نامه 53
  24. شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج 6، ص 564
  25. کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 162
  26. شیخ طوسی، الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‏3، ص 232