فرهنگ مصادیق:وضو گرفتن

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از وضو گرفتن)
پرش به: ناوبری، جستجو
وضو گرفتن

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ وضو در قرآن – پرسمان دانشجویی
۲ اسرار و حکمتهای وضو گرفتن به شیوه شیعیان
۳ اختلاف شیعه و سنی در مساله وضو – پایگاه حوزه
۴ احکام جامع وضو
۵ آثار و برکات وضو گرفتن
۶ احکام وضو
۷ طهارت
۸ وضو
۹ وضو-سایت آوینی
۱۰ وضو-ویکی پدیا
۱۱ وضو-اسلام پدیا

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ لمس خط قرآن بدون وضو

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-۹۵/۹/۱۸

مقدمه

طهارت در تشریع اسلامی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لاصلاه إلّا بطهور[۱]»؛ نماز بدون طهارت صحیح نیست.
قرآن مجید می‌فرماید: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ[۲]؛ یعنی خداوند افراد توبه کننده و افراد پاکیزه(طاهر) را دوست دارد. و نیز پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ النَّظافَهَ»[۳]؛ یعنی خداوند تمیزی را دوست دارد. و نیز فرمودند: «الطَّهُورُ نِصْفُ الْإِیمانِ»[۴]؛یعنی پاکیزه بودن (طهارت)، نصف ایمان است.
طهارت از اعمال تعبدی است، یعنی اخلاص در آن شرط است و اگر به قصد قربت همراه نباشد، نماز قبول نمی‌شود. اولیاء و بزرگان اهمیت زیادی به طهارت می‌دادند، و سفارش می‌کردند همیشه و در همه حال طهارت داشته باشید.
البته طهارت منحصر به ظاهر نیست، طهارت باطن یک نوع از انواع طهارت است، طهارت باطن از طهارت ظاهر مهمتر است. طهارت دارای اقسامی است، وضو در میان طهارات معنوی سه گانه(وضو، غسل، تیمم) جایگاه ویژه‌ای دارد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «َ الْوُضُوءُ شَطْرُ الْإِيمَان‏»؛[۵] وضو جزء ایمان است. در روایت دیگری حضرت فرمودند: الصَّلَاهُ ثَلَاثَهُ أَثْلَاثٍ- ثُلُثٌ طَهُورٌ وَ ثُلُثٌ رُکُوعٌ وَ ثُلُثٌ سُجُودٌ.[۶] نماز سه بخش مهم دارد؛ طهارت، رکوع، سجده. در روایتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: افْتِتَاحُ الصَّلَاهِ الْوُضُوءُ- وَ تَحْرِیمُهَا التَّکْبِیرُ وَ تَحْلِیلُهَا التَّسْلِیمُ.[۷]نماز با وضو شروع می‌شود، با تکبیره الاحرام بعضی چیزها بر نمازگزار حرام می‌شود، و با سلام آن محرمات حلال می‌شود (نماز تمام می‌شود). در روایت دیگری حضرت فرمودند: خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ یَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِی- وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ- وَ لَمْ یُصَلِّ رَکْعَتَیْنِ فَقَدْ جَفَانِی- وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّی رَکْعَتَیْنِ وَ دَعَانِی- وَ لَمْ أُجِبْهُ فِیمَا سَأَلَنِی مِنْ أَمْرِ دِینِهِ وَ دُنْیَاهُ- فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جَافٍ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ یَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِی وَ ذَکَرَ الْحَدِیثَ نَحْوَهُ [۸]
اگر وضوی کسی باطل شود و وضو نگیرد بر من جفا کرده است، و اگر وضوی کسی باطل شد و مجددا وضو گرفت ولی دو رکعت نماز نخواند بر من جفا کرده است، و اگر وضوی کسی باطل شود و مجددا وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند و بعد از نماز دعا کند، اگر من [خدا] دعای او را مستجاب نکنم بر او جفا کرده‌ام، ولی من پروردگاری جفا کار نیستم.
در منابع روایی روایات بسیاری پیرامون وضو آمده است، مثلا در کتاب وسائل الشیعه أَبْوَابُ الْوُضُوءِ[۹] ۳۳۹ روایت و در أَبْوَابُ نَوَاقِضِ الْوُضُوء ِ[۱۰] ۱۵۳ روایت آمده است. و در کتاب شریف کافی ج ۳ روایات بسیاری پیرامون وضو آمده است. البته بین مسلمانان(شیعه و سنی) در کیفیت وضو اختلاف وجود دارد، مسلمانان قبل از حکومت خلیفۀ سوم، در مسئلۀ وضو اتفاق نظر داشته، در مورد مسح پاها یا شستن آن، اختلاف نظر بارزی نداشتند، اما از روایاتی که از عثمان در بیان کیفیت وضو نقل شده، استفاده می‌شود، آغاز اختلاف در این زمینه در دورۀ خلافت این خلیفه آغاز شده است. مسلم در صحیحش[۱۱] برخی از این اخبار را نقل می‌کند[۱۲].
حال که جایگاه وضو در تشریع اسلامی چنین است، بر هر مسلمانی واجب است که از اجزا، شرایط، احکام و مبطلات آن، آگاه شود.

فلسفه وضو

در روایتی از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می‌خوانیم که حضرت درباره ی فلسفه وضو می‌فرماید:
برای این دستور وضو داده شده و آغاز عبادت با آن است که بندگان هنگامی که در پیشگاه خدا می‌ایستند و با او مناجات می‌کنند پاک باشند، و دستورات او را بکار بندند، از آلودگیها و نجاستها بر کنار شوند، علاوه بر این وضو سبب می‌شود که آثار خواب و کسالت از انسان برچیده شود و قلب برای قیام در پیشگاه خدا نور و صفا یابد.
انما امر بالوضوء و بدء به لان یکون العبد
۱. طَاهِراً إِذَا قَامَ بَيْنَ يَدَيِ الْجَبَّار»، زمینه پاکی هنگام ایستادن در برابر خداست.
۲. مُطِيعاً لَهُ فِيمَا أَمَرَه‏»، نشانه ی بندگی و اطاعت است.
۳. نَقِيّاً مِنَ الْأَدْنَاسِ وَ النَّجَاسَة»، عامل دوری از آلودگی‌ها و نجاست است.
۴. ذَهَابِ الْكَسَلِ وَ طَرْدِ النُّعَاس‏»، مایه ی دوری از کسالت و خواب آلودگی است.
۵. و تَزْكِيَةِ الْفُؤَادِ لِلْقِيَامِ »، آماده سازی و رشد روحی برای نماز است.[۱۳]
امام رضا (علیه السلام) در روایتی می‌فرمایند: فلسفه شستن صورت و دو دست و مسح سر و دو پا، در وضو این است که وقتی عبد در نماز مقابل خداوند می‌ایستد، با صورت در مقابل خداوند خضوع می‌کند، و با دست [در قنوت] از خداوند طلب حاجت می‌کند، و با سر سجده انجام می‌دهد، و با دوپا قیام و قعود می‌کند.
حضرت فرمودند شستن صورت و دستها واجب شده، چون که رکوع و سجود(عبادت‌های بزرگ) به وسیله صورت و دست است. مسح سر و پاها واجب شده(شستن آنها واجب نشده، ونیز مسح بعضی از انها لازم است نه همه آنها)، چون که همیشه شستن سر و پاها مقدور نسیت، گاهی مواقع هوا سرد است یا شخص مسافر یا مریض است، ولی شستن صورت و دست آسان تر است، علت دیگر آن این است که سر و پا معمولا به واسطه کلاه و جوراب پوشیده است[البته علت و حکمت‌های فراوانی دارد، حضرت به برخی از آنها اشاره کردند].[۱۴]
پیامبر اکرم در جواب عده‌ای از یهودیان که از فلسفه وضو سوال کردند، فرمودند:
وقتی شیطان حضرت آدم را وسوسه کرد، آدم نزدیک درخت نهی شده شد، به درخت نگاه کرد آبروی او از بین رفت، وقتی به سوی درخت حرکت کرد، اولین گامی که به سوی خطاء برداشت این قدم بود، با دست از آن درخت خورد، و زیبایی‌ها او از بدنش بیرون رفت، آدم دست خود را روی سرش گذاشت وشروع به گریه کردن کرد و توبه کرد، وقتی خداوند توبه او را پذیرفت بر او و فرزندان او واجب کرد که این مواضع را تطهیر کنند، پس خداوند امر کرد در وضو صورت شسته شود، چون آدم به درخت نگاه کرد، خداوند امر کرد دستها شسته شود، چون آدم با دست از درخت خورد، خداوند امر کرد سر را مسح کنید، چون آدم دست بر سر گذاشت و پشیمان شد، خداوند امر کرد به مسح پا، چون آدم با پاها به سوی درخت رفت.[۱۵]

آیه وضو

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدیکُمْ مِنْهُ ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُریدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ[۱۶] .
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون برای نماز برخیزید (و وضو نداشتید) پس صورت‌ها و دست هایتان را تا آرنج بشویید، و بر سرتان و روی پاهاتان تا برآمدگی روی هر دو پا مسح کنید، و اگر جنب بودید شستشو نمایید (غسل کنید)، و اگر بیمار یا در سفر بودید و حال آنکه یکی از شما از قضای حاجت آمده یا با زنان همبستر شده و آبی نیافتید، پس به سراغ خاکی پاک روید و از آن خاک (پس از آنکه کف هر دو دست بر آن زدید) به صورت و دست هایتان بکشید (تیمم کنید). خداوند هرگز نمی‌خواهد برای شما مشقت درست کند و لکن می‌خواهد شما را پاک نماید و نعمت خود را بر شما تمام سازد، شاید سپاس گزارید.

نکته‌های آیه وضو

در آیه ی ۴۳ سوره نساء، درباره غسل و تیمّم سخن می‌گوید، در اینجا علاوه بر آن دو، به مسأله ی وضو هم اشاره شده است.
واژه ی «قیام»، هر گاه با حرف «إِلَی» همراه شود، به معنای اراده کردن است. «إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ» یعنی هر گاه تصمیم به نماز خواندن گرفتید.
کلمه ی «جُنُباً»، به زن و مرد، مفرد و جمع، بطور یکسان اطلاق می‌شود. شاید در این آیه، مراد از جنب شدن، تنها احتلام و منظور از لمس زنان، آمیزش جنسی.
مراد از فرمان «فَاطَّهَّرُوا» انجام غسل است. به قرینه اینکه در آیه ی ۴۳ نساء به جای «فَاطَّهَّرُوا»، «تَغْتَسِلُوا» فرموده است.
قید «إِلَی الْمَرافِقِ»، برای بیان محدوده ی شستن است، نه جهت شستن. از آنجا که کلمه ی «یَد»، هم به دست، از انگشتان تا مچ و هم به دست، از انگشتان تا آرنج و هم به دست، از انگشتان تا کتف، اطلاق می‌شود این آیه می‌فرماید: در وضو، دست تا آرنج را بشویید، نه کمتر و نه بیشتر[۱۷].
در تیمّم، روح بندگی نهفته است، چون دست به خاک زدن و مالیدن آن به پیشانی که بلندترین عضو بدن است همراه با قصد قربت، نوعی تواضع و خاکساری در برابر خداست.
آن گونه که آب آلودگی را برطرف می‌کند، خاک پاک هم خاصیّت میکروب کشی دارد. چون در معرض تابش آفتاب و ریزش باران است.
صعید از «صعود» به معنای زمین بلند است. امام صادق علیه السلام در تفسیر «صَعِیداً طَیِّباً» فرمودند: زمین بلندی که آب از آن سرازیر شود.[۱۸] آری، زمین گودی که آب آلوده در آن جمع می‌شود، برای تیمّم مناسب نیست، زیرا شرط تیمّم، خاک پاک است.
در حدیث می‌خوانیم: «لَا صَلَاةَ إِلَّا بِطَهُور»[۱۹] ، نماز جز با طهارت (وضو یا غسل یا تیمم) صحیح نیست.
در حدیث می‌خوانیم: «ابدأ بما بدء الله»[۲۰] از همانجا آغاز کن که خداوند در قرآن آغاز نموده است. همان گونه که در قرآن اوّل شستن صورت، بعد دست‌ها و بعد مسح سر و بعد مسح پا آمده است، ترتیب وضو نیز همین گونه است.
از امام سؤال شد که چرا در وضو بخشی از سر مسح می‌شود؟ فرمودند: «لمکان الباء» به خاطر حرف «باء» در کلمه ی «بِرُؤُسِکُمْ» زیرا معنای آن قسمتی از سر است و اگر آیه «و امسحوا رؤسکم» بود در آن صورت باید همه ی سر را مسح می‌کردیم.[۲۱]
امام صادق علیه السلام فرمود: مراد از «لامَسْتُمُ»، آمیزش جنسی است، ولی خداوند آن را پوشانده و پوشاندن اموری را دوست دارد، لذا آن گونه که شما نام می‌برید، نام نبرده است[۲۲]

پیام‌های آیه وضو

۱. نظافت و طهارت، لازمه ی ایمان است. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا») ... «فَاغْسِلُوا» ... «فَاطَّهَّرُوا»
۲. طهارت، شرط نماز است. «فَاغْسِلُوا»
۳. هم چنان که تماس با قرآن مخصوص پاکان است،[۲۳] ارتباط با خدا هم نیاز به طهارت دارد. «فَاغْسِلُوا»
۴. آلودگی جسم، مانع قرب به خداست. «إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا»
۵. اصل در کلام، رعایت حیا و عفّت و ادب است، خصوصاً در مسائل زناشویی.لامَسْتُمُ النِّساءَ» البتّه در مسائل حقوقی، برای این که حقّی ضایع نشود، قانون روشن و بی پرده بیان می‌شود. مثل آیه «دَخَلْتُمْ بِهِنَّ» «۱» که در مورد مهریّه است، یا جمله ی «أَحْصَنَتْ فَرْجَها» «۲» که در مورد رفع اتهام از حضرت مریم است.
۶. شرایط و مقدّمات نماز، تخفیف بردار هست، ولی تعطیل بردار نیست. «فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا»
۷. برای پیدا کردن آبِ وضو و غسل باید تلاش کرد، اگر پیدا نشد آن گاه نوبت به تیمّم می‌رسد. «فَلَمْ تَجِدُوا» در جایی است که انسان تلاش کند ولی نیابد.
۸. با آب یا خاک آلوده، نمی‌توان با خدای پاک، ارتباط برقرار کرد. «صَعِیداً طَیِّباً»
۹. هم خوردنی‌ها باید طیّب باشد، که در دو آیه قبل به آن اشاره شد، هم تیمّم باید به خاک طیّب باشد. «صَعِیداً طَیِّباً»
۱۰. در احکام دین، حرج و دشواری نیست. « ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَج »
۱۱. هدف از وضو و غسل و تیمم، طهارت معنوی و آمادگی برای ارتباط با خداوند است. «لِیُطَهِّرَکُمْ»
۱۲. تکالیف الهی، برای انسان نعمت است. «لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ»
۱۳. انجام تکلیف، یکی از مصادیق شکر خداست. «لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»[۲۴]
توضیحی در مورد قید" إِلَی الْمَرافِقِ":
و اما کلمه" إلی" این کلمه بطوری که استعمال آن به ما می‌فهماند در مورد افعال دارای امتداد حرکت استعمال شودو حد نهایی آن حرکت را معین می‌کند، (وقتی می گوئیم من تا فلان جا رفتم، معنایش این است که نقطه نهایی عمل من که همان رفتن باشد فلان جا است و اما اینکه خود آن نقطه هم حکم ما قبل از کلمه" الی تا" را داشته باشد و یا حکم آن را نداشته باشد مطلبی است که از معنای این کلمه خارج است) (مثلا وقتی گفته شود" من ماهی را تا سرش خوردم" کلمه" تا" دلالت نمی‌کند بر اینکه سر آن را هم خورده‌ام، و یا نخورده‌ام) بنا بر این حکم شستن خود مرفق از کلمه" إلی" استفاده نمی‌شود، آن را باید سنت بیان کند.[۲۵]

اقسام طهارت

طهارت بر دو قسم است: اوّل، طهارتِ باطن؛ که عبارت است از پاک شدن از معاصی و اخلاق بد و دوری از غفلت و یاد خداوند. طهارت باطن، به وسیله توبه و عمل به تکالیف الهی، حاصل می‌شود.
غوطه در اشک زدم، کاهل طریقت گویند: پاک شو اوّل و پس دیده بر آن پاک انداز[۲۶]
به گفته بعضی از بزرگان طهارت باطن مهمتر از طهارت ظاهر است[۲۷]، به همین دلیل قبل از طهارت ظاهر، باطن باید طهارت پیدا کند.
دوم، طهارت ظاهر: پاک شدن از خَبَث(نجاسات، پلیدی) و حَدَث( آنچه که وضو و نماز را باطل کند).
طهارت ظاهر، با به کار بردن آب و خاک و از بین بردن نجاسات حاصل می‌شود.[۲۸]
پاک و پاکیزه شو که دین حنیف خواسته پاکی از وضیع و شریف

طهارت ظاهر به دو طریق انجام می‌شود

طهارت با آب

در قرآن مجید آمده: وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً [۲۹]؛ یعنی فرو فرستادیم از آسمان، آب پاک کننده را. و جای دیگر می‌فرماید: وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ [۳۰]؛ یعنی فرو می‌فرستد خدای تعالی از آسمان، آبی تا پاک گرداند شما را بدان و ببرد از شما وسواس شیطان؛ یعنی جنابت [را].
الف. غسل: اسبابی که موجب وجوب غسل می‌شود حدث اکبر نام دارند.
ب. وضو: اسبابی که موجب باطل شدن وضو می‌شود حدث اصغر نام دارند.

طهارت با خاک : تیمم

اقسام وضو

۱. ترتیبی:
۲. دراین روش به ترتیب اول صورت بعد دستها شسته می‌شود، بعد مسح سر بعد مسح پاها انجام می‌گیرد.
۳. ارتماسی:
وضوی ارتماسی آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ لیکن برای این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، بایستی در شستن ارتماسی دستها، قصد وضو، هنگام بیرون آوردن دستها از آب باشد و یا این که مقداری از دست چپ را، باقی گذارد، تا آن را با دست راست، ترتیبی، بشوید.[۳۱]

۴. جبیره‌ای:
چیزی که با آن زخم و شکسته را می‌بندند و دوایی که روی زخم و مانند آن می‌گذارند جبیره نامیده می‌شود.
اگر در یکی از جاهای وضو زخم یا دُمل یا شکستگی باشد، چنانچه روی آن باز است و آب برای آن ضرر ندارد، باید به طور معمول وضو گرفت.
اگر زخم یا دُمل یا شکستگی در صورت و دستها است و روی آن باز است و آب ریختن روی آن ضرر دارد، اگر اطراف آن را بشوید کافی است، ولی چنانچه کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد، بهتر آن است که دست تر بر آن بکشد و بعد پارچۀ پاکی روی آن بگذارد و دست تر را روی پارچه هم بکشد. و اگر این مقدار هم ضرر دارد یا زخم نجس است و نمی‌شود آب کشید، باید اطراف زخم را به طوری که در وضو گفته شد، از بالا به پایین بشوید و بنا بر احتیاط مستحبّ پارچه پاکی روی زخم بگذارد و دست تر روی آن بکشد و اگر گذاشتن پارچه ممکن نیست شستن اطراف زخم کافی است و در هر صورت تیمم لازم نیست.[۳۲]


شرائط صحیح بودن وضو

۱. آب وضو پاک باشد.
۲. آب وضو مطلق باشد.
۳. وضو گرفتن مستلزم تصرف غاصبانه نباشد.
۴. ظرف آب وضو مباح باشد (غصبی نباشد).
۵. ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.
۶. اعضای وضو موقع شستن و مسح کردن پاک باشد.
۷. وقت برای وضو و نماز کافی باشد.
۸. به قصد قربت یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم وضو بگیرد.
۹. ترتیب.
۱۰. موالات.
۱۱. مباشرت در اعمال وضو.
۱۲. استعمال آب ضرر نداشته باشد.
۱۳. در اعضای وضو مانعی از رسیدن آب نباشد و تفصیل اینها در رساله عملیه فقهاء عظام ذکر شده است.[۳۳]

مبطلات وضو

۱. خروج بول:[۳۴]:
۲. خروج غائط:
۳. باد معده و روده که از مخرج غائط خارج شود:
۴. خوابی که به واسطۀ آن چشم نبیند و گوش نشنود، ولی اگر چشم نبیند و گوش بشنود وضو باطل نمی‌شود.
۵. چیزهایی که عقل را از بین می‌برد، مانند دیوانگی و مستی و بی هوشی.
۶. استحاضۀ زنان.
۷. کاری که برای آن باید غسل کرد مانند جنابت[۳۵].

وضوهای واجب

برای برخی کارها وضو گرفتن واجب است:
۱. برای نمازهای واجب غیر از نماز میّت:
۲. برای سجده و تشهّد فراموش شده، اگر بین آنها و نماز، حَدَثی از او سر زده مثلًا بول کرده باشد:
۳. برای طواف واجب خانۀ کعبه:
۴. اگر نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که وضو بگیرد:
۵. اگر نذر کرده باشد که جایی از بدن خود را به خطّ قرآن برساند:
۶. برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده یا بیرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتی که مجبور باشد دست یا جای دیگر بدن خود را به خطّ قرآن برساند، ولی چنانچه معطّل شدن به مقدار وضو، بی احترامی به قرآن باشد باید بدون این که وضو بگیرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد، یا اگر نجس شده آب بکشد و تا ممکن است از دست گذاشتن به خطّ قرآن خودداری کند[۳۶].
۷. برای مس اسماء خدا و نیز اسماء معصومین(علیه السلام) احتیاط در گرفتن وضو است[۳۷].

وضوهای مستحب

(وضو گرفتن برای هر کاری و در هر حالی مستحب است، ولی برای برخی کارها تاکید، یا سفارش شده است مجددا وضو گرفته شود):
۱. بقاء بر طهارت؛ مستحب است انسان در همه حال با وضو باشد:
۲. زیارت قبرِ معصومین- صلوات اللّه علیهم- به جهت تعظیم معصومین:
۳. طواف مستحبی و همچنین تجدید وضو از برای هر طواف مجدّد، مستحبّ است (خواه واجب باشد یا مستحب):
۴. سایر اعمال از مناسک حج که طهارت در آن شرط نشده:
۵. دخول در مسجد و آماده بودن برای نماز واجب قبل از دخول وقت آن:
۶. خواندن و نوشتن و حمل قرآن.
۷. خواندن نماز میت، غسل دادن میّت، کفن و دفن میت، همچنین برای کسی که غسل مس میت وظیفه اوست، قبل از غسل مس میت، و نیز برای زیارت قبور مؤمنین:
۸. مجامعت و نزدیکی(نزدیکی با زن، بوسیدن از روی شهوت، مس فرج):
۹. خوابیدن:
۱۰. زن حایض اگر بخواهد در وقت نماز ذکر خدا بگوید.
۱۱. اگرشخص جنب بخواهد در حال جنابت بخورد یا بیاشامد یا بخوابد یا دوباره آمیزش کند:
۱۲. کسی که متعمّداً درنماز قهقهه کند.
۱۳. طلب حاجت(از خداوند):
۱۴. کسی که وضو داشته و مدتی از وضویش گذشته:
۱۵. کسی که در حال داشتن وضو خون از بینی اش آمده و یا قی نموده است:
۱۶. برای آنچه که بعد از استبراء از مرد خارج می‌شود:
۱۷. خواندن بیش از چهار خط از اشعار باطل:
۱۸. سجده شکر:
۱۹. سعی در حاجت مؤمن:
۲۰. وضو از برای استخاره درجمیع انواع استخارات مستحبّ است [۳۸].

مستحبات وضو

۱. مسواک زدن:
۲. از دست راست شروع نمودن.(این غیر از افعال و مقدمات واجب وضو است).
۳. آب وضو در کمال پاکی و تمیزی باشد.
۴. مضمضه(آب در دهان ریختن) و استنشاق(آب در بینی ریختن) از مستحبات وضوء است و هر یک از این دو مستحب است که سه مرتبه انجام بگیرد و مضمضه را بر استنشاق مقدم باشد:
۵. در حال شستن صورت چشم‌ها را باز نگه دارد و دعائی که در این زمینه رسیده قرائت کند:
۶. بر هر عضوی که آب می‌ریزد دست بکشد و موی صورت را با سر انگشتان از هم باز کند:
۷. مرد ابتدا روی ذراع آب بریزد و زن به پشت (داخل) ذراع آب بریزد:
۸. هنگام شستشوی اعضاء با ریختن آب بر هر عضو و جاری ساختن آب بر آن عضو را بشوید کند، اولی اینست که با ریختن دو مشت آب بر هر عضو وضو را کامل نماید.
۹. هم چنین مستحب است در تهیۀ مقدمات وضو از دیگری کمک نگیرد.
۱۰. از آب آلوده و آبی که از آفتاب گرم شده و نیم خوردۀ زن حایضی که خیلی مواظب طهارت و نجاست نیست و نیم خوردۀ یهودی و نصرانی و مشرک و ناصبی و ولد الزنا- بنابر قول به طهارت و آبی که قورباغه و یا مار و عقرب بر آن گذشته، استفاده نکند.
۱۱. آب اندکی که نجاست بدان رسیده ولی نه بحدی که از طهارت بیفتد.
۱۲. آب چاهی که می‌بایست برای پاک شدنش مقدار معینی از آب آن کشیده شود و این عمل انجام نگرفته.
۱۳. آبی که انسان با آن غسل جنابت نموده بنابر قول بجواز وضوء با آنکه همین هم اقوی است اجتناب کند، البته همۀ این امور در صورت اختیار است.
۱۴. صرف کردن مقدار یک مُدّ از آب(۷۵۰ گرم).[۳۹]
۱۶. دعا در هنگام وضو و مقدماتش:
در حدیث صحیح از امیرالمؤمنین علیه السّلام رسیده که آن حضرت آب طلب نمود؛
ابتدا مشتی آب با دست راست بر دست چپ ریخت و فرمود: «بسم اللّه و الحمد للّه الّذی جعل الماء طهورا و لم یجعله نجسا»
سپس استنجا(طهارت کردن با آب) نمود و فرمود: «اللهمّ حصّن فرجی و اغضه و استر عورتی و حرّمنی علی النّار»
سپس مضمضه نمود و فرمود: «اللهمّ لقّن حجّتی یوم القاک و اطلق لسانی بذکرک»
سپس استنشاق نمود و فرمود: «اللّهم لا تحرّم علیّ ریح الجنّه و اجعلنی ممّن یشمّ ریحها و روحها و ریحانها»
سپس به شستن صورت خود پرداخت و فرمود: «اللّهمّ بیّض وجهی یوم تبیضّ فیه الوجوه و لا تسوّد وجهی یوم تسوّد فیه الوجوه»
سپس دست راست خود را شست و فرمود: «اللّهمّ اعطنی کتابی بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری و حاسبنی حسابا یسیرا»
سپس بدست چپ پرداخت و فرمود: اللّهمّ لا تعطنی کتابی بشمالی و لا تجعله مغلوله إلی عنقی و اعوذ بک من مقطّعات النّیران»
سپس به مسح سر پرداخت و فرمود: اللّهمّ غشّنی برحمتک و برکاتک و عفوک.
سپس به مسح پا پرداخت و فرمود: «اللّهمّ ثبّت قدمی علی الصّراط یوم تزلّ فیه الاقدام و اجعل سعیی فیما یرضیک عنّی یا ارحم الرّاحمین»
سپس به فرزندش محمد که راوی حدیث است فرمود ای محمد هر کس چنین وضو بگیرد و آنچه را من گفتم بگوید خداوند از هر قطرۀ آبی ملکی بیافریند که تا روز قیامت تقدیس و تسبیح و تکبیر گویند و ثواب آن برای آن وضو گیرنده ثبت شود.
و در تفسیر امام علیه السّلام آمده است که هر کس در آخر وضوء و غسل خود بگوید:
«سبحانک اللّهمّ و بحمدک اشهد ان لا إله الاّ أنت استغفرک و اتوب إلیک و اشهد انّ محمّدا عبدک و رسولک و اشهد انّ علیّا ولیّک و خلیفتک بعد نبیّک و انّ اولیائه خلفائک و اوصیائک».
گناهانش همچون برگ درخت فرو ریزد و خدا به تعداد هر قطره از آب وضوء یا غسل او ملکی بیافریند که تسبیح و تهلیل و تقدیس و تکبیر حق تعالی گویند و بر پیامبر و آل پاک او درود فرستند و ثواب آن برای آن وضوء گیرنده خواهد بود، و در کتاب «من لا یحضره الفقیه» روایت شده که زکات وضو اینست که در هنگام وضوء گفته شود:
اللّهمّ انّی اسئلک تمام الوضوء و تمام الصّلوه و تمام رضوانک و الجنّه.[۴۰]

واجبات وضو

۱. نیت: قصد قربت در وضو واجب است.
۲. شستن صورت:
شستن صورت و دستها مرتبۀ اوّل واجب و مرتبۀ دوّم جایز[۴۱] و مرتبۀ سوّم و بیشتر از آن، حرام می‌باشد[۴۲] و اگر با یک مشت آب، تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بریزد یک مرتبه حساب می‌شود چه قصد بکند یک مرتبه را، یا قصد نکند[۴۳].
باید صورت را بنا بر احتیاط واجب از بالا به پایین شست اگر از پایین به بالا بشوید وضو باطل است و دستها را باید از مرفق به طرف سر انگشتان بشوید.
اگر پوست صورت از لای مو پیدا باشد باید آب را به پوست برساند و اگر پیدا نباشد شستن مو کافی است و رساندن آب به زیر آن لازم نیست.
صورت را باید از بالای پیشانی جایی که موی سر بیرون می‌آید تا آخر چانه شست و پهنای آن به مقداری که بین انگشت وسط و شست قرار می‌گیرد باید شسته شود و اگر مختصری از این مقدار را نشوید وضو باطل است و برای آن که یقین کند این مقدار کاملًا شسته شده باید کمی اطراف آن را هم بشوید[۴۴].
۳. شستن دو دست:
بعد از شستن صورت باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشتها بشوید.
اگر دست را تر کند و به صورت و دستها بکشد، چنانچه تری دست به قدری باشد که به واسطۀ کشیدن دست، آب کمی بر آنها جاری شود کافی است[۴۵].
۴. مسح سر:
مسح، در لغت، کشیدن دست بر چیزی است و در شرع، کشیدن دست تر بر سر و پاست در وضو.
اهل سنت، در مسح پا، شست و شوی آن را لازم می‌دانند و در مسح سر، کشیدن دست تر بر آن را. اما امامیه، اتفاق نظر دارند که در وضو، بایستی مقداری از سر و پا مسح شود و شست و شو را درست نمی‌دانند.[۴۶]
بعد از شستن هر دو دست باید جلوی سر را با تری آب وضو که در دست مانده مسح کند. و لازم نیست با دست راست باشد یا از بالا به پایین مسح نماید[۴۷].
یک قسمت از چهار قسمت سر که مقابل پیشانی است جای مسح می‌باشد و هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح کند کافی است اگر چه احتیاط مستحبّ آن است که از درازا به اندازۀ درازای یک انگشت و از پهنا به اندازۀ پهنای سه انگشت بسته، مسح نماید.[۴۸]
۵. مسح روی دو پا: بعد از مسح سر باید با تری آب وضو که در دست مانده روی پاها را از سر یکی از انگشتها تا برآمدگی روی پا مسح کند[۴۹].
مسح کردن از روی جوراب و کفش باطل است، ولی اگر به واسطۀ سرمای شدید یا ترس از دزد و درنده و مانند اینها نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد، مسح کردن بر آنها اشکال ندارد و اگر روی کفش نجس باشد، باید چیز پاکی بر آن بیندازد و بر آن چیز مسح کند.
اگر رطوبت کف دست فقط به اندازۀ مسح سر باشد، می‌تواند سر را با همان رطوبت مسح کند و برای مسح پاها از اعضاء دیگر وضو رطوبت بگیرد[۵۰].

احکام وضو

۱) اگر پیش از وقت نماز به قصد این که با طهارت باشد وضو بگیرد یا غسل کند صحیح است، و نزدیک وقت نماز هم اگر به قصد مهیّا بودن برای نماز وضو بگیرد اشکال ندارد.
۲) اگر انسان مرضی دارد که بول او قطره قطره می‌ریزد یا نمی‌تواند از بیرون آمدنِ غائط خودداری کند، چنانچه یقین دارد که از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پیدا می‌کند، باید نماز را در وقتی که مهلت پیدا می‌کند بخواند و اگر مهلت او به مقدار کارهای واجب نماز است، باید در وقتی که مهلت دارد فقط کارهای واجب نماز را به جا آورد و کارهای مستحبّ آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترک نماید.
۳) اگر بعد از نماز شک کند که قبل از نماز وضوی او باطل شده یا بعد از نماز، نمازی که خوانده صحیح است.
۴) اگر در بین نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نماز او باطل است و باید وضو بگیرد و نماز را بخواند.
۵) اگر بعد از نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نماز او صحیح است، ولی باید برای نمازهای بعد وضو بگیرد.
۶) کسی که می‌داند وضو گرفته و حَدَثی هم از او سر زده، مثلًا بول کرده، اگر نداند کدام جلوتر بوده ، چنانچه پیش از نماز است باید وضو بگیرد و اگر در بین نماز است باید نماز را بشکند و وضو بگیرد و اگر بعد از نماز است باید وضو بگیرد و باید نمازی را که خوانده دوباره بخواند.
۷) کسی که شک دارد وضو گرفته یا نه، باید وضو بگیرد.
۸) اگر شک کند که وضوی او باطل شده یا نه، بنا می‌گذارد که وضوی او باقی است، ولی اگر بعد از بول استبراء نکرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتی از او بیرون آید که نداند بول است یا چیز دیگر، وضوی او باطل است.
۹) کسی که در کارهای وضو و شرایط آن مثل پاک بودن آب و غصبی نبودن آن خیلی شک می‌کند باید به شک خود اعتنا نکند.
۱۰) اگر وضوی بعضی از اعضاء را ارتماسی و بعضی را غیر ارتماسی انجام دهد اشکال ندارد.
۱۱) کسی که پیش از شستن صورت دستهای خود را تا مچ شسته، در موقع وضو باید تا سر انگشتان را بشوید و اگر فقط تا مچ را بشوید وضوی او باطل است.[۵۱]
۱۲) لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد بلکه بر موی جلوی سر هم صحیح است. ولی کسی که موی جلوی سر او به اندازه‌ای بلند است که اگر مثلًا شانه کند به صورتش می‌ریزد ، یا به جاهای دیگر سر می‌رسد ، باید بیخ موها را مسح کند (یا فرق سر را باز کرده پوست سر را مسح نماید و اگر موهایی را که به صورت می‌ریزد یا به جاهای دیگر سر می‌رسد جلوی سر جمع کند و بر آنها مسح نماید، یا بر موی جاهای دیگر سر، که جلوی آن آمده مسح کند باطل است.
۱۳) اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند بلکه باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.
۱۴) در مسح سر و روی پا باید دست را روی آنها بکشد و اگر دست را نگهدارد و سر یا پا را به آن بکشد وضو باطل است ولی اگر موقعی که دست را می‌کشد سر یا پا مختصری حرکت کند اشکال ندارد.
۱۵) پهنای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است ، ولی بهتر، بلکه أحوط آن است با تمام کف دست، روی پا را مسح کند.
۱۶) جای مسح باید خشک باشد. و اگر به قدری تر باشد که رطوبت کف دست به آن اثر نکند مسح باطل است. ولی اگر تری آن به قدری کم باشد که رطوبتی که بعد از مسح در آن دیده می‌شود بگویند فقط از تری کف دست است اشکال ندارد.


آثار وضو

آثار معنوی

۱. دل را نورانی می‌کند:
امام صادق (علیه السلام)َ فرمودند: وضو سبب نورانیت دل می‌شود، و کسی که وضو دارد اگر دوباره وضو بگیرد نورانیت دل بیشتر می‌شود؛ أنَّ الْوُضُوءَ عَلَی الْوُضُوءِ نُورٌ عَلی نُورٍ. [۵۲]
۲. سبب آمرزش گناهان می‌شود:
در روایتی امام باقر علیه السلام به نقل از پیامبر اکرم فرمودند: وقتی با آب دستهایت را می‌شویی گناهانی که با دست کردی آمرزیده می‌شود، وقتی آب به صورت می‌زنی، گناهانی که با چشم انجام دادی بخشیده می‌شود، وقتی پاها را مسح می‌کنی، گناهانی که با پاهایت انجام دادی بخشیده می‌شود.[۵۳]
امام کاظم (علیه السلام)َ فرمودند: کسی که برای نماز مغرب وضو می‌گیرد، این وضو کفاره گناهان صغیره او در طول روز است، وضو برای نماز صبح گناهان صغیره شب را از بین می‌برد؛ مَنْ تَوَضَّأَ لِلْمَغْرِبِ کَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِکَ- کَفَّارَهً لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ فِی نَهَارِهِ مَا خَلَا الْکَبَائِرَ- وَ مَنْ تَوَضَّأَ لِصَلَاهِ الصُّبْحِ کَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِکَ کَفَّارَهً- لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ فِی لَیْلَتِهِ مَا خَلَا الْکَبَائِرَ.[۵۴]
امام صادق (علیه السلام)َ فرمودند کسی که وضو دارد و مجددا وضو می‌گیرد، تجدید وضو در حکم توبه است (گناهان او بخشیده می‌شود)؛ مَنْ جَدَّدَ وُضُوءَهُ مِنْ غَیْرِ حَدَثٍ آخَرَ جَدَّدَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تَوْبَتَهُ مِنْ غَیْرِ اسْتِغْفارٍ.[۵۵]
۳. فایده اخلاقی:
از نظر اخلاقی و معنوی چون با قصد قربت و برای خدا انجام می‌شود اثر تربیتی دارد مخصوصا چون مفهوم کنایی آن این است که از فرق تا قدم در راه اطاعت تو گام بر می‌دارم مؤید این فلسفه اخلاقی و معنوی وضو است[۵۶].
۴. مقدمه عبادت و مُهّیا شدن برای نماز.

آثار مادی

۱. زیاد شدن عمر:
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خطاب به یکی از اصحاب خود فرمودند: همیشه طهارت داشته باش، که سبب طولانی شدن عمر می‌شود، و اگر شب با طهارت بخوابی، و هنگام خواب بمیری ثواب و اجر شهید را داری؛ یَا أَنَسُ أَکْثِرْ مِنَ الطَّهُورِ یَزِیدُ اللَّهُ فِی عُمُرِکَ- وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَکُونَ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ عَلَی طَهَارَهٍ فَافْعَلْ- فَإِنَّکَ تَکُونُ إِذَا مِتَّ عَلَی طَهَارَهٍ مِتَّ شَهِیداً.[۵۷]

۲. زیاد شدن رزق و روزی:
در روایتی آمده است که فردی از کمی روزی اش به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شکایت کرد. حضرت به او فرمود: «همواره با طهارت و وضو باش تا پیوسته روزی بر تو ببارد. آن مرد به این دستور عمل کرد و روزی اش گسترش یافت.».[۵۸]

۳. فایده بهداشتی:
از نظر بهداشتی شستن صورت و دستها پنج بار و یا لا اقل سه بار در شبانه روز، اثر قابل ملاحظه‌ای در نظافت بدن دارد، مسح کردن بر سر و پشت پاها که شرط آن رسیدن آب به موها یا پوست تن است، سبب می‌شود که این اعضا را نیز پاکیزه بداریم، و نیزتماس آب با پوست بدن اثر خاصی در تعادل اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک دارد.[۵۹]

راهکارهای ترویج وضو

۱. راهکار فرهنگی(علمی): خیلی از افراد نسبت به آثار و فلسفه وضو آگاه نیستند، و دیدگاه آنها نسبت به وضو این است که وضو مقدمه نماز است، اگر مردم نسبت به وضو معرفت پیدا کنند، برای هر کاری و در هر حالی وضو می‌گیرند.
۲. راهکار اخلاقی: مومنین باید تمرین صبر و بردباری کنند، و به بهانه این که هوا سرد است، حال ندارم، بعدا وضو می‌گیرم و.......خود را از این عبادت بزرگ محروم نکنند.
۳. راهکار اجرایی: وظیفه دولت وخانواده آن است که به همه مناطق آب رسانی کند، امکانات گرم کردن آب در اختیار مردم قرار دهد، وقتی آب گرم در دسترس مردم باشد، برای وضو گرفتن وغسل کردن مشکلی ندارند، و به راحتی طهارت حاصل می‌کنند.

منابع

قرآن کریم
أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، تبریزی، ملکی میرزا جواد - مترجم: رجب زاده، رضا، در یک جلد، انتشارات پیام آزادی، تهران - ایران، چهارم، ۱۴۲۰ ه‍ق
تهذیب الأحکام ، طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن ، جلد: ۱۰ ، دار الکتب الإسلامیه
توضیح المسائل (محشّی - امام خمینی)، خمینی، سید روح اللّه موسوی، ۲ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، ۱۴۲۴ ه‍ق
رسائل فیض کاشانی، کاشانی، فیض، محمد محسن ابن شاه مرتضی، ۲۴ جلد، مدرسه عالی شهید مطهری، تهران - ایران، اول، ۱۴۲۹ ه‍ق
عوالی( غوالی) اللئالی العزیزیه ، احسایی، ابن ابی جمهور، محمد بن علی ، جلد: ۴ ، دار سید الشهداء للنشر
الکافی( ط- الإسلامیه) ، کلینی، ابو جعفر، محمد بن یعقوب ، جلد: ۸ ، دار الکتب الإسلامیه
معانی الأخبار ، قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه ، جلد: ۱ ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
من لا یحضره الفقیه ،قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه ، جلد: ۴ ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
منابع فقه شیعه، بروجری، آقا حسین طباطبایی - مترجمان: حسینیان قمی، مهدی - صبوری، م، ۳۱ جلد، انتشارات فرهنگ سبز، تهران - ایران، اول، ۱۴۲۹ ه‍ق
المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، محمد حسین طباطبایی، مترجم موسوی همدانی سید محمد باقر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم
مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، جمعی از مؤلفان، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ه‍ق
وسائل الشیعه، عاملی، حرّ، محمد بن حسن، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۰۹ ه‍ق
نمونه، تفسیر، مکارم شیرازی ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، مکان چاپ: تهران
نور، تفسیر، قرائتی محسن، ناشر: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، مکان چاپ: تهران

کتب

وضو النبی من خلال ملابسات التشریع، ناشر:سازمان حج و زیارت-مشعر
وضو در کتاب و سنت، آیت الله جعفر سبحانی، مرکز تحقیقات قائمیه
تاریخ عبادات اسلامی-محمود کدخدائیان-مشهد-انتشارات شعله

مقالات

شکل واقعی وضو در کتاب و سنت، جغفر سبحانی، دانشنامه موضوعی قرآن
وضو از نگاه فقه القرآن شیعه، محمد فاکر میبدی، مجله شیعه شناسی، زمستان ۸۷، شماره ۲۴
وضو از دیدگاه مذاهب اسلامی، حمید حسینی،مجله مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، پاییز ۸۸، شماره ۱۷
بررسی فقهی مسح در وضو از دیدگاه مذاهب اسلامی، عباس علی کیاسالاری، مجله پژوهشهای فقه و حقوق اسلامی، بهار۸۶، شماره۷
بررسی تطبیقی آیین وضو، محمد رضا رضوان طلب، مجله فقه و مبانی حقوق اسلامی، پاییز و زمستان ۸۸، شماره ۱

پانویس

  1. تهذیب، ج 1، ص 49
  2. بقره، آیۀ 222.
  3. المعرفه و التاریخ، ج 3، ص 408.
  4. عوالی اللئالی، ج 1، ص 115، ح 33.
  5. الکافی (ط - الإسلامیه) ج 3 باب النوادر ..... ص : 69
  6. وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 366
  7. وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 366
  8. وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 382
  9. وسائل الشیعه ج 1، ص: 365
  10. وسائل الشیعه ، ج 1، ص: 245
  11. صحیح مسلم به شرح نووی، ج 3، ص 115، شماره 229.همان، شمارۀ 230.
  12. مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج 38، ص: 7
  13. وسائل، ج 1، ص 367
  14. عَنِ الرِّضَا ع إِنَّمَا وَجَبَ الْوُضُوءُ عَلَی الْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- وَ مَسْحُ الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ لِأَنَّ الْعَبْدَ إِذَا قَامَ بَیْنَ یَدَیِ الْجَبَّارِ- فَإِنَّمَا یَنْکَشِفُ مِنْ جَوَارِحِهِ- وَ یَظْهَرُ مَا وَجَبَ فِیهِ الْوُضُوءُ- وَ ذَلِکَ أَنَّهُ بِوَجْهِهِ (یَسْتَقْبِلُ وَ) یَسْجُدُ وَ یَخْضَعُ- وَ بِیَدِهِ یَسْأَلُ وَ یَرْغَبُ- وَ یَرْهَبُ وَ یَتَبَتَّلُ وَ بِرَأْسِهِ یَسْتَقْبِلُهُ فِی رُکُوعِهِ وَ سُجُودِهِ- وَ بِرِجْلَیْهِ یَقُومُ وَ یَقْعُدُ- وَ إِنَّمَا وَجَبَ الْغَسْلُ عَلَی الْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- وَ الْمَسْحُ عَلَی الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ لَمْ یُجْعَلْ غَسْلًا کُلُّهُ- وَ لَا مَسْحاً کُلُّهُ لِعِلَلٍ شَتَّی- مِنْهَا أَنَّ الْعِبَادَهَ الْعُظْمَی إِنَّمَا هِیَ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ- وَ إِنَّمَا یَکُونُ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ بِالْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- لَا بِالرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ مِنْهَا أَنَّ الْخَلْقَ- لَا یُطِیقُونَ فِی کُلِّ وَقْتٍ غَسْلَ الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ یَشْتَدُّ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ فِی الْبَرْدِ- وَ السَّفَرِ وَ الْمَرَضِ وَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ- وَ غَسْلُ الْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ أَخَفُّ مِنْ غَسْلِ الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَیْنِ- وَ إِنَّمَا وُضِعَتِ الْفَرَائِضُ عَلَی قَدْرِ أَقَلِّ النَّاسِ طَاقَهً مِنْ أَهْلِ الصِّحَّهِ- ثُمَّ عُمَّ فِیهَا الْقَوِیُّ وَ الضَّعِیفُ-وَ مِنْهَا أَنَّ الرَّأْسَ وَ الرِّجْلَیْنِ- لَیْسَ هُمَا فِی کُلِّ وَقْتٍ بَادِیَانِ- وَ ظَاهِرَانِ کَالْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ- لِمَوْضِعِ الْعِمَامَهِ وَ الْخُفَّیْنِ وَ غَیْرِ ذَلِکَ. وسائل الشیعه، ج 1، ص: 395
  15. وَ فِی الْعِلَلِ بِإِسْنَادِهِ قَالَ: جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ص- فَسَأَلُوهُ عَنْ مَسَائِلَ- وَ کَانَ فِیمَا سَأَلُوهُ أَخْبِرْنَا یَا مُحَمَّدُ- لِأَیِّ عِلَّهٍ تُوَضَّأُ هَذِهِ الْجَوَارِحُ الْأَرْبَعُ- وَ هِیَ أَنْظَفُ الْمَوَاضِعِ فِی الْجَسَدِ- فَقَالَ النَّبِیُّ ص لَمَّا أَنْ وَسْوَسَ الشَّیْطَانُ إِلَی آدَمَ ع- دَنَا مِنَ الشَّجَرَهِ فَنَظَرَ إِلَیْهَا- فَذَهَبَ مَاءُ وَجْهِهِ ثُمَّ قَامَ وَ مَشَی إِلَیْهَا- وَ هِیَ أَوَّلُ قَدَمٍ مَشَتْ إِلَی الْخَطِیئَهِ- ثُمَّ تَنَاوَلَ بِیَدِهِ مِنْهَا مَا عَلَیْهَا- وَ أَکَلَ فَتَطَایَرَ الْحُلِیُّ وَ الْحُلَلُ عَنْ جَسَدِهِ- فَوَضَعَ آدَمُ یَدَهُ عَلَی أُمِّ رَأْسِهِ وَ بَکَی- فَلَمَّا تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَرَضَ (اللَّهُ) عَلَیْهِ وَ عَلَی ذُرِّیَّتِهِ- تَطْهِیرَ هَذِهِ الْجَوَارِحِ الْأَرْبَعِ- (فَأَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ) بِغَسْلِ الْوَجْهِ لِمَا نَظَرَ إِلَی الشَّجَرَهِ- وَ أَمَرَهُ بِغَسْلِ الْیَدَیْنِ إِلَی الْمِرْفَقَیْنِ لِمَا تَنَاوَلَ بِهِمَا- وَ أَمَرَهُ بِمَسْحِ الرَّأْسِ لِمَا وَضَعَ یَدَهُ عَلَی أُمِّ رَأْسِهِ- وَ أَمَرَهُ بِمَسْحِ الْقَدَمَیْنِ لِمَا مَشَی بِهِمَا إِلَی الْخَطِیئَهِ. وسائل الشیعه، ج 1، ص: 396
  16. (مائده/6)
  17. تفسیر نور، ج 3، ص: 36
  18. معانی الاخبار، ص 283
  19. تهذیب، ج 1، ص 49
  20. تفسیر نور الثقلین
  21. کافی، ج 3، ص 30
  22. کافی، ج 5، ص 555
  23. لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ». واقعه، 79.
  24. تفسیر نور، ج 3، ص: 38
  25. المیزان، ج 5، ص: 358
  26. دیوان، حافظ شیرازی- ره- و در آن: «غسل در اشک زدم- إلخ».
  27. أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، ص: 57
  28. رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-4، ص: 7
  29. فرقان، آیۀ 48.
  30. انفال، آیۀ 11.
  31. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 160
  32. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 189
  33. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 162
  34. آیت الله مکارم: مسّ میّت نیز یکی از مبطلات وضو است.
  35. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 189
  36. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 186
  37. أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)؛ ص: 988.
  38. رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-4، ص: 27 - مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج 27، ص: 242- أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، ص: 99
  39. رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-4، ص: 27 15.
  40. أسرار الصلاه (ملکی تبریزی)، ص: 44
  41. آیات صافی، سیستانی، بهجت: مرتبۀ دوّم مستحب ..
  42. آیت الله صافی: اگر به قصد این که سه مرتبه بشوید، سه مرتبه آب بریزد، مرتبۀ سوّم آن حرام است.
    آیت الله مکارم: مسأله برای وضو، شستن صورت و دستها مرتبۀ اوّل واجب است و احتیاط واجب، ترک مرتبۀ دوّم است و امّا سوّم و بیشتر حرام است، منظور از مرتبۀ اوّل آن است که تمام عضو را بشوید خواه با یک مشت آب باشد یا چندین مشت، وقتی که تمام شد یک مرتبه حساب می‌شود.
  43. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 155
  44. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 153
  45. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 154
  46. مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج 6-5، ص: 229
  47. آیت الله مکارم: احتیاط واجب آن است که با دست راست مسح نماید، و بهتر این است که از بالا به پایین دست بکشد، ولی عکس آن یعنی از پایین به بالا نیز اشکال ندارد).
  48. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 158
  49. صافی: و احتیاط واجب آن است که تا مفصل را هم مسح نماید.
    6. مکارم: و احتیاط مستحبّ این است که تا مفصل مسح نماید. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 157
  50. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 159
  51. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 161
  52. (کتاب من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 41، ح 82؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 377، ح 996).
  53. مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یُحَدِّثُ النَّاسَ بِمَکَّهَ فِی حَدِیثٍ- أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لِلثَّقَفِیِّ قَبْلَ أَنْ یَسْأَلَهُ- أَمَا أَنَّکَ جِئْتَ تَسْأَلُنِی عَنْ وُضُوئِکَ- وَ صَلَاتِکَ وَ مَا لَکَ فِیهِمَا- فَاعْلَمْ أَنَّکَ إِذَا ضَرَبْتَ یَدَکَ فِی الْمَاءِ- وَ قُلْتَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ- تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی اکْتَسَبَتْهَا یَدَاکَ- فَإِذَا غَسَلْتَ وَجْهَکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ- الَّتِی اکْتَسَبَتْهَا عَیْنَاکَ بِنَظَرِهِمَا- وَ فُوکَ بِلَفْظِهِ- فَإِذَا غَسَلْتَ ذِرَاعَیْکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ عَنْ یَمِینِکَ وَ شِمَالِکَ- فَإِذَا مَسَحْتَ رَأْسَکَ وَ قَدَمَیْکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ- الَّتِی مَشَیْتَ إِلَیْهَا عَلَی قَدَمَیْکَ- فَهَذَا لَکَ فِی وُضُوئِکَ- فَإِذَا قُمْتَ إِلَی الصَّلَاهِ- وَ تَوَجَّهْتَ وَ قَرَأْتَ أُمَّ الْکِتَابِ- وَ مَا تَیَسَّرَ لَکَ مِنَ السُّوَرِ- ثُمَّ رَکَعْتَ فَأَتْمَمْتَ رُکُوعَهَا- وَ سُجُودَهَا وَ تَشَهَّدْتَ وَ سَلَّمْتَ- غُفِرَ لَکَ کُلُّ ذَنْبٍ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الصَّلَاهِ- الَّتِی قَدَّمْتَهَا إِلَی الصَّلَاهِ الْمُؤَخَّرَهِ- فَهَذَا لَکَ فِی صَلَاتِکَ. وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 393
  54. وسائل الشیعه، ج 1، ص: 377
  55. (کتاب من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 41، ح 82؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 377، ح 996).
  56. تفسیر نمونه، ج 4، ص: 292
  57. وسائل الشیعه؛ ج 1، ص: 383
  58. منابع فقه شیعه؛ ج 22، ص: 135
  59. تفسیر نمونه، ج 4، ص: 292