فرهنگ مصادیق:نجات سانحه دیدگان

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از نجات سانحه دیدگان)
پرش به: ناوبری، جستجو
نجات سانحه دیدگان

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ احکام شرعی امداد و نجات
۲ چگونه در زمان وقوع حادثه یک امدادگر شویم؟

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ نجات زلزله زدگان
۲ نجات مشرف به مرگ
۳ نجات غریق

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

بررسی تأثیر آموزشهای امدادی بر دانش

نویسنده: اکرم حضرتی لیلان : دانشجوی دکترای مدیریت وبرنامه ریزی فرهنگی
عنوان کوتاه شده : تأثیر آموزشهای امدادی بر دانش، نگرش و عملکرد آموزش دیدگان در هلال احمر

چکیده

تحقیق حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش در دانش، نگرش و عملکرد داوطلبین و شرکت کنندگان در دوره‌های آموزشی امداد هلال احمر تبریز در سال ۱۳۹۰ صورت پذیرفته است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- مقایسه‌ای بود و اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع‌آوری گردیده، جامعهٔ آماری تحقیق کلیه شرکت کنندگان در دوره‌های تابستانی ۱۳۹۰ هلال احمر تبریز می‌باشد که تعداد آنان ۳۳۰۷ نفر می‌باشد و ۳۴۵نفر از این جامعه به روش تصادفی سیستماتیک و از طریق فرمول کوکران انتخاب و به پرسشنامه‌های تحقیق پاسخ دادند. برای اطمینان از پایایی آزمون از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده گردید که بدین ترتیب بودند (پایایی دانش ۸۹/۰، نگرش ۸۶/۰، عملکرد ۸۹/۰) و برای اطمینان از اعتبار آزمون از اعتبار صوری و محتوایی استفاده گردید و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم‌افزار spss ویرایش ۱۷ استفاده شد که نتایج تحقیق نشان داد:
دوره آموزشی در افزایش دانش، نگرش و عملکرد روشهای امدادی آموزش دیدگان اثربخش بوده است.
کلید واژه‌ها : دانش- نگرش- عملکرد- دوره‌های آموزش امداد.

مقدمه

هر ساله سوانح طبیعی یا ساختهٔ دست بشر قسمتهای مختلفی از جهان را گرفتار کرده و آسیب‌های جانی و مالی زیادی برجای می‌گذارد. انسانها همواره در تلاش برای مقابله و کاهش خطرهای محیط اطراف خود بوده‌اند. تنها دولتها نیستند که در اولین ساعات بروز سانحه، باید پاسخگوی ساکنان و مردم در انتظار دریافت کمک باشند بلکه می‌توان با ایجاد راهکارهای مناسب تمامی بخشهای دولتی و غیردولتی را در این امر خطیر مشارکت داد.در این میان قبل از رسیدن نیروهای امدادی ،مردم اولین وسیله برای کمک به آسیب دیدگان حادثه هستند که برای این کار نیاز به ایجاد آمادگی دارند.آموزش آمادگی برای مقابله با حوادث و مخاطرات، موجب ارتقای سطح آگاهی و توانایی مردم جهت پیشگیری و کاهش آسیب پذیری می‌شود، در نتیجه تعداد تلفات به حداقل رسیده و از تعداد آسیب دیدگان نیز کاسته می‌شود. یکی از راه‌های آمادگی، آموختن مهارتهای امدادی است که از مهمترین آنها کمکهای اولیه می‌باشد. با آموختن کمکهای اولیه، می‌توان بسیاری از آسیبها را که حتی گاه جان مصدومان را تهدید می‌کند، برطرف کرد و یا کاهش داد. جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران به عنوان موسسه‌ای امدادی و عام المنفعه که از تجربیات نزدیک به هشتاد سال فعالیت برخوردار است در امر قبل از حادثه، عمده فعالیت خود را به موضوع «آمادگی» و «آموزش کمکهای اولیه» متمرکز نموده است و معتقد است که چنانچه همهٔ مردم به این جمله «حادثه خبر نمی‌کند» باور کنند، آماده برای مقابله با حوادث و سوانح می‌شوند و در امر آمادگی به رعایت مقررات ایمنی و تذکر به دیگران به عنوان مصداق بارز امر به معروف و نهی از منکر، خود را مکلف می‌دانند و در امر آموزش کمکهای اولیه، خود مشتاق آموزش می‌شوند. شعار جمعیت هلال احمر آن است که «در هر خانواده ایرانی حداقل یک نفر آموزش دیده وجود داشته باشد». از آنجا که جوامع در برابر حوادث و مخاطرات طبیعی و انسان ساخت آسیب پذیر می‌باشند. آموزش آمادگی برای مقابله با حوادث و مخاطرات، موجب ارتقای سطح آگاهی و توانایی مردم جهت پیشگیری و کاهش آسیب پذیری می‌شود، در نتیجه تعداد تلفات به حداقل رسیده و از تعداد آسیب دیدگان نیز کاسته می‌شود. اعلام به موقع سوانح، هدایت ، کنترل و هماهنگی از عملکردهای ضروری در مرحلهٔ آمادگی و پاسخ به سوانح و فوریتها می‌باشند [۱].
هر چند کمکهای سازمان یافتهٔ همنوعان و سازمانهای مسئول امدادرسانی را نمی‌توان نادیده گرفت، چنانکه پس از بروز یک سانحهٔ بزرگ و مخرب مانند زلزله، مأموران محل و گروه‌های امداد می‌کوشند خود را به محل برسانند، اما تا رسیدن به تک تک افراد مصدوم، ممکن است ثانیه‌های طلایی نجات از دست برود و جان بسیاری کسان به خطر بیفتد. در این شرایط که نظم و هماهنگی در زندگی، تا حدودی از دست می‌رود، باید روشهایی به کار گرفت که بتوان با حداکثر آرامش و موفقیت به بهترین نتیجه رسید[۲] یکی از اهداف جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی، ارتقای سطح آگاهی مردم و آموزش آنان به منظور کاهش خطرات حوادث و مخاطرات طبیعی و انسان ساخت است[۳]. دانش نجات و روش علمی آن، ذخیرهٔ ارزان و بی قیمتی است که هیچ وسیلهٔ دیگری جای آن را نمی‌گیرد. هر چه مهارتهای لازم را بیشتر فرا گرفته باشیم، با اطمینان بیشتری می‌توانیم با یک وضعیت اضطراری از نظر جسمی و روانی برخورد کنیم .
بعضی فعالیتها تأثیر زیادی در بالا بردن آگاهی عموم مردم دارد. از این بابت که بدانند برای کاهش اثرات سوانح و پدیده‌های طبیعی چه می‌توانند بکنند و در همین زمان این تجربه را به مردم منتقل می‌کند. این فعالیتها و اقدامات فرمهایی از مانورها و تمرینهای آمادگی در برابر سوانح را شامل می‌شود که مشارکت مردمی را می‌طلبد و سوالهای بسیاری است که این اقدامات باید بتواند به آن جوابگو باشد تا موفقیت لازم را حاصل نماید. با توجه به اینکه آموزش به تنهایی در این مقوله کافی نمی‌باشد و لازم است آموزش بینندگان علاوه بر کسب دانش در نحوه کمک رسانی به آسیب دیدگان؛ نگرش شخصی اشان نیز مورد تحول قرار گرفته و با اعمال بهترین و مفیدترین عملکرد بتوانند در کمک رسانی به اسیب دیدگان مثمر ثمر واقع شوند؛ لذا جمعیت هلال احمر باید علاوه بر برنامه ریزی جهت آموزش به داوطلبان و بالا بردن دانش آنها به نحوه کمک رسانی، به ایجاد نگرش مثبت و همچنین بهبود عملکرد در ایشان اهتمام ورزد.
لیندی و همکاران (۱۹۸۱) در زمینهٔ روابط اجتماعی بازماندگان حوادث و ارائه خدمات حمایتی به آنها تئوری "پردهٔ تروما" را مطرح ساخته است. مطابق این دیدگاه قربانیان حوادث تروماتیک پس از حادثه، خود را در پشت پرده انزوا جویانه مخفی می‌کنند. با اینکه چنین اقدامی آنها را از تعدی و تجاوز احتمالی محافظت می‌کند اما این پردهٔ تروما باعث جدایی و فاصلهٔ قربانیها از مردم و خدمات تسکین و التیام می‌شود [۴].

استراتژیهای مداخله در بحران عبارتند از

آمادگی

غافلگیری ویژگی اصلی بحرانهای ناشی از حوادث است به نوعی که عبارت "حادثه خبر نمی‌کند" به عنوان ضرب المثل در بین عموم مردم مطرح است. غیر قابل پیش بینی بودن حوادث از یک سو موجب افزایش آسیب روانی در بازماندگان شده و از سویی دیگر فرصت و امکان برنامه ریزی و تدوین استراتژی مداخله ایی را از بین می‌برد. بنابراین لازم است برنامه ریزی و شیوه‌های مدیریتی و مداخلهٔ روانشناختی در بحران از پیش تدوین و آماده شود. همانگونه که می‌دانیم و به طور معمول عمل می‌شود تشکیل "گروه بحران" یا اصطلاحاً "اتاق بحران" در مقابله با هر بحرانی اولین قدم است. این امر وسیله‌ای برای کنترل و حل بحران است.
گروه بحران می‌تواند شامل مداخلات روانشناختی نیز باشد. علاوه بر این، داشتن یک برنامهٔ عملیاتی دقیق برای انواع بحرانهایی که در حوزهٔ فعالیت افراد رخ می‌دهد به همراه گروه‌های راهنمایی تاکتیکی و استراتژی می‌تواند اوضاع و شرایط بحران را بکلی تغییر دهد. این امر بهترین فرصت ممکن را برای مقابلهٔ سریع و قاطع با هر بحرانی که روی می‌دهد فراهم می‌آورد.
در تدوین برنامهٔ مداخلات روانشناختی در بحران باید به نکات زیر توجه داشت:
۱. برنامهٔ عملیات روانی در شرایط اضطراری بحران باید در راستای اهدافی باشد که با اهداف کلی جامعه و بهداشت روانی کشور منطبق باشد.
۲. در برنامه‌ها نه تنها مشاوران و روانشناسان متخصص بلکه نیمه حرفه ایهایی که آموزش دیده‌اند نیز جایگاهی داشته باشند.
۳. مسئولیت‌ها و وظایف تیم مداخله روانشناختی در بحران کاملاً مشخص و تعریف شده باشد.
۴. برنامه‌های مداخلهٔ روانشناختی در بحران باید با فرهنگ قومی، ارزشهای فرهنگی منطقه و فرصتهای شفا دهندگی جامعه سازگاری داشته باشد.

مدیریت زمان

غافلگیری اولین عامل مخرب در بسیاری از بحرانها است. غافلگیر شدن یا احساس غافلگیر بودن و فقدان پیش بینی مدت تداوم بحران، تقریباً تمامی افراد دچار حادثه را از نظر روانی آسیب پذیر می‌کند. بنابراین ۲۴ ساعت اول بحران در پیشگیری و کاهش آسیبها، ساعاتی تعیین کننده می‌باشد. اذهان عمومی، سبکهای شناختی، تصورات قالبی دربارهٔ حادثه بسیار سریع شکل می‌گیرد و شایعات آسیب زا که رنج حادثه را ناگوار و تحمل آن را دشوار می‌سازد به سرعت گسترش می‌یابد و پس از شکل گیری و گسترش آنها، ایجاد اصلاح و تغییر بسیار مشکل است. تمامی اینها در اولین روز بحران رخ می‌دهد.
از همان لحظه‌ای که حادثه رخ می‌دهد باید کار اتخاذ تصمیم و تصمیمات عمده و مهم شروع شود. تصمیمات باید از پیش تعیین شده، قاطع، منطقی و بدون تزلزل باشد. نوع، کیفیت و دقت این تصمیمات اثرات جانبی گسترده‌ای بر افراد دچار حادثه می‌گذارد. اولین کار در تصمیم گیریهای صحیح در بحرانها دسته بندی حقایق و واقعیت هاست. اینکه چه چیزی رخ داده است، چه اقداماتی لازم است صورت گیرد و آینده چگونه خواهد بود.

تشخیص و جداسازی

هر چند تمامی کسانی که در معرض حوادث قرار دارند به درجاتی از آن متأثر می‌شوند و علائم اولیهٔ بحران همچون سردرگمی، تنش، هراس و اضطراب همگانی است ولی همهٔ آنها دچار اختلال نمی‌شوند. بررسیها نشان داده است که عواملی از قبیل: نوع، چگونگی و روشهای بکارگیری استراتژیهای اول و دوم، چگونگی تجربهٔ حادثه و آسیب پذیری شخصی افراد بستگی دارد.
در حوادث و خطرات بزرگی همچون زلزله، سیل، آتشفشانی و جنگ که ممکن است میزان آسیب روانی بالایی داشته باشند نیاز خواهد بود تا افراد دچار آسیب روانی شناسایی شده و برای بکارگیری روشهای مشاوره و درمان مطابق اولویت جدا شوند. غربالگری و طبقه بندی افراد شیوه‌های اعمال مداخلات روانی در بحران را نیز تسهیل می‌کند. بازماندگان را می‌توان بر حسب میزان شدت آسیب از خفیف تا خیلی شدید طبقه بندی کرد. جداسازی بازماندگان براساس میزان شدت آسیب آنها، بهبودی آنها را تسریع می‌کند.

مشاوره و درمان

مداخلهٔ مشاوره‌ای و روان درمانی برای تمامی افراد در معرض بحران ضروری است. همچنین تحقیقات متعددی، سودمندی این مداخلات را نشان داده است. علاوه بر این دیده شده است که هر چقدر زمان ارائه خدمات درمانی برای آسیب دیدگان نزدیک به زمان حادثه باشد (بلافاصله پس از حادثه ارائه شود) اثرگذاری آن بیشتر است. علیرغم نیاز تمامی بازماندگان بحران به خدمات مشاوره و روان درمانی، این نوع خدمات بیشتر برای افرادی که علائم اختلال نشان می‌دهند و برای دریافت خدمات تخصصی ارجاع می‌شوند در نظر گرفته می‌شود.
مراحل کلی مداخله روانشناختی به ترتیب عبارتست از:
۱ـ پذیرش افراد دچار حادثه
۲ـ جداسازی و طبقه بندی افراد (غربالگری)
۳ـ ارزیابی و سنجش میزان و شدت آسیب و خطر
۴ـ تشخیص نوع آسیب
۵ـ تدوین برنامهٔ مداخله در بحران
۶ـ مشورت و رایزنی برای جایابی و جایگزینی افراد دچار آسیب
۷ـ مشاهده و ارزیابی میزان بهبودی و پیشرفت کار
۸ـ ارجاع به مراکز خدمات حمایتی و اجتماعی برای حمایتهای شغلی، تحصیلی و خانوادگی
۹ـ اتمام درمان و پیگیری[۵].
بر مبنای نظریه رفتاری، برنامه‌های آموزشی وقتی مفید و موثر است که میزان آزمایش و خطا در یادگیری را کاهش دهد. بنابراین، در طراحی برنامه‌های آموزشی باید به نکات زیر توجه شود: ۱ـ برنامه آموزشی به بخشها و اجزای کوچکتر تقسیم شود. یعنی یادگیری باید به تدریج آموخته شود.
۲ـ آموزش نباید به ارائه مجموعه‌ای از نقطه نظرهای انتزاعی منحصر شود، بلکه باید همراه با آزمایشها و تجربه‌های علمی باشد، طوریکه فرد فرصت آزمون نظریاتی که آموخته است را داشته باشد و خود به روشنی علتها را دریابد. یعنی فرد فقط شنونده نباشد و خود فعالانه در امر آموزش و یادگیری مشارکت کند.
۳ـ باید به فردی که آموزش می‌بیند فرصت داده شود تا مهارتهایی را که می‌آموزد، تمرین نماید. و هر چه میزان تمرین بیشتر باشد، هم عملکرد بعدی فرد در شغل بهتر خواهد بود هم حجم بیشتری از آنچه آموخته شده است در حافظه باقی خواهد ماند.
۴ـ فرد باید آنقدر مهارتهایی را که آموخته است، تکرار کند که عمل به آن به صورت عادت درآید و حالت غریزی بخود بگیرد. یعنی دانشها و مهارتهای آموخته شده تثبیت می‌شود و هر تغییر رفتاری ناشی از آن به صورت دائمی و همیشگی درمی آید[۶].
در طراحی برنامهٔ آموزشی بر مبنای نظریه یادگیری اجتماعی نکات زیر باید رعایت شود:
الف ـ برای کارآموز الگوی مناسبی انتخاب نمود و او را در موقعیتی قرار داد که شاهد پاداش گرفتن الگو، با رفتار مطلوبش باشد.
ب ـ باید کاری نمود تا کارآموز اعتماد به نفس پیدا کند، باید به یادگیرنده فرصت داد تا آنچه می‌آموزد بطور عملی انجام و تمرین کند.
ج ـ باید کارآموز را قانع نمود آنچه می‌آموزد، مهم است و عمل به آن نتایج سودمندی در بردارد .
رافائل معتقد است، عمومی‌ترین سطح مراقبتهای روانشناختی برای آسیب دیدگان، تشخیص و شناسایی رنج آنان است. این شناسایی می‌تواند شفاهی یا عملی صورت بگیرد. ضمن اینکه رافائل مراقبتهای روانی اجتماعی از قربانیان فاجعه‌ها را در یک الگوی مراقبتی ارائه نموده است (شکل ۱ ضمیمه). این الگوی مراقبتی به صورت یک چتر مراقبت و حمایت روانشناختی مشخص شده است. در رأس این چتر، شناخت و تشخیص نقاط ضعف و قوت قربانیان قرار دارد. بدنهٔ اصلی این چتر فراگردهای آموزش و مشاوره با قربانیان، امدادگران و اجتماع است که شامل اولویت بندی و کمکهای اولیهٔ روانشناختی، ارزیابی و مدیریت پیشگیرانهٔ گروه‌های در معرض خطر، تبادل نظر روانشناختی با امدادگران و سایرین، درمان اختلالات خاص توسط متخصصان مربوطه و مراقبتهای دراز مدت بهداشت روانی است[۷].
رهاننده (۱۳۸۵) دریافت، فراگیران دانش و صلاحیت مورد نیاز را کسب و نکات ایمنی امداد و نجات را در طول مدت آموزش به خوبی فرا گرفته و توانسته‌اند در مواقع اضطراری این آموزش را بکار گیرند[۸]. نتایج تحقیق صفابخش (۱۳۸۸) نشان داد، افزایش میزان آگاهی و اطلاعات عمومی نسبت به فرهنگ ایمنی و آمادگی،اعتماد به آسیب پذیری کشور در مقابل سوانح،افزایش میزان آگاهی از اهداف سازمان و اطلاع رسانی مناسب در خصوص لزوم مشارکت، رابطه معنی داری داشت[۹]. ثقفی نیا، دانیال، قمیان و حائریان (۱۳۸۸) دریافتند، میزان آگاهی افراد در تمام زمینه‌ها پس از مطالعه بروشورهای مربوطه تغییر کرد. میزان آگاهی پاسخگویان پس از ارائه جزوات آموزشی در بالاترین میزان ،مربوطه به آتشفشان و در پایین‌ترین رتبه مربوط به آتش سوزی بود[۱۰]. نتایج پژوهش‌های خالقی و همکاران (۱۳۸۹(الف)) نشان داد که جمعیت هلال احمر باید به افزایش پوشش آموزش کمکهای اولیه با ارائه روشهای آموزشی متکی بر افزایش مهارت و بازآموزیهای مستمر در کانونهای دانشجویی اقدام نماید. آموزش گروه‌های هدف مختلف، راهکارهای گوناگونی را ایجاب می‌کند[۱۱].

فرضیه‌های تحقیق

فرضیه اصلی

آموزشهای امدادی آموزش دیدگان در افزایش دانش، نگرش و عملکرد آنها اثربخش است.

فرضیه‌های فرعی

۱ـ آموزشهای امدادی آموزش دیدگان در میزان دانش آنها اثربخش است.
۲ـ آموزشهای امدادی آموزش دیدگان در نوع نگرش آنها اثربخش است.
۳ـ آموزشهای امدادی آموزش دیدگان در بهبود عملکرد آنها اثربخش است.

روش شناسی تحقیق

تحقیق حاضر از نظر کنترل شرایط پژوهش یک بررسی پیمایشی از نوع توصیفی و مقایسه‌ای است.

جامعه آماری، نمونه آماری و روش نمونه گیری

جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه شرکت کنندگان در کلاسهای آموزشی امداد هلال احمر در تابستان ۱۳۹۰ می‌باشند که طبق آمار مسئولان سازمان مربوطه تعداد شرکت کنندگاه برابر ۳۳۰۷ نفر در دوره‌های متفاوت می‌باشد که با استفاده ازفرمول کوکران ۳۴۵ نفر داوطلب با استفاده از نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب به طوری که پس از ثبت نام داوطلبین برای آموزش، به صورت تصادفی از روی لیست اسامی افراد شرکت کننده در کلاسهای مختلف افرادی انتخاب شدند و پس از تکمیل پرسشنامه‌ها با در دست داشتن اسامی افراد، پس از پایان یافتن دوره آموزشی مجدا پرسشنامه به همان افراد منتخب داده شد و پس از تکمیل به پرسشنامه اول (پیش تست) متصل شده و مورد سنجش قرار گرفت.

ابزارهای اندازه گیری

در این پژوهش جهت سنجش تک تک متغیرهای تحقیق، پس از مطالعه مبانی نظری و پیشینه‌های تجربی و شاخص سازی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. آموزشهای امدادی در این پژوهش عبارتند از؛ گذراندن دوره‌های تئوری و عملی کمکهای اولیه در مرکز جمعیت هلال احمر شهر تبریز که از ابعاد دانش ، نگرش و عملکرد مدیران مد نظر قرار گرفته است. منظور از دانش، میزان استفادهٔ آموزش دیدگان از رسانه‌های ارتباط جمعی، مطالعهٔ کتب و استفاده از سایتهای مختلف، درک اهمیت آموزش همگانی کمکهای اولیه، شرکت افراد در سمینارها و کنفرانسها و... می‌باشد. منظور از نگرش میزان آمادگی قبلی آموزش دیدگان برای مقابله با بحران، ایجاد و تقویت حس نوع دوستی و همیاری، انجام مانورها توسط خود آموزش دیدگان و ایجاد انگیزه و دلگرمی در آنها بود و منظور از عملکرد نیز استفاده از مربیان آموزش دیده و ماهر در زمینهٔ ارائه کمکهای اولیه، استفادهٔ بموقع از وسایل کمک آموزشی و وسایل امدادی و تأثیر این وسایل بر عملکرد آموزش دیدگان، استفاده از فرمهای جدول بندی شده برای ثبت علائم حیاتی که در مجموع تمامی شاخصها تشکیل دهنده اثربخشی آموزشهای امدادی در داوطلبین می‌باشد. تعداد سوالها و گویه‌های پرسشنامه تحقیق حاضر شامل ۲۵ گویه و سوال می‌باشد به طوری که با توجه به شاخص‌های برآمده برای هر متغیر گویه‌هایی در مقیاس ۵ گزینه‌ای طیف لیکرت برای هر متغیر طراحی گردید که به صورت خیلی زیاد- زیاد- متوسط- کم و خیلی کم که به ترتیب بیشترین نمره ۵-۴-۳-۲-۱ نمره گذاری گردید و گویه‌های هر متغییر با یکدیگر جمع بسته شده و به درصد تبدیل گردید و در واقع میزان هر یک از متغیرها بدست آمد. سوال‌های مربوط به کل اثربخشی آموزش‌های امدادی به داوطلبین: مجموع ۲۵ سوال موجود در مولفه‌های دانش، نگرش و عملکرد داوطلبین پس از گذراندن دوره‌های آموزشی می‌باشد.با توجه به اینکه در این پژوهش هدف تعیین اثربخشی آموزش دوره‌های امدادی در دانش، نگرش و عملکرد داوطلبین می‌باشد، لذا محقق در این تحقیق دو بار از یک پرسشنامه واحد در بین داوطلبین استفاده نمود به طوریکه ابتدا پس از مشخص نمودن افراد مورد مطالعه پرسشنامه (پیش تست) در بین آنها تکمیل و جمع آوری گردید و پس از اتمام دوره آموزشی مجدا در بین همان افراد پرسشنامه تکمیل شد و میزان افزایش دانش، نگرش و عملکرد آنها در ارتباط با کمک رسانی به آسیب دیدگان مورد سنجش قرار گرفت و در نهایت جهت مقایسه بین نمرات دانش، نگرش و عملکرد داوطلبین قبل و بعد از آموزش از آزمون t-test وابسته استفاده گردید. اعتبار سؤالات مربوط به متغیرها در این پژوهش ، از طریق روش تعیین اعتبار محتوایی انتخاب شدند. برای تعیین پایایی پرسشنامه تحقیق حاضر، از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار پایایی در مولفه اثربخشی آموزش در دانش داوطلبین ۸۹/۰، اثربخشی آموزش در نگرش داوطلبین ۸۶/۰، اثربخشی آموزش در عملکرد داوطلبین ۸۹/۰ و کل اثربخشی آموزش‌های امدادی به داوطلبین۹۱/۰ بدست آمد.

یافته‌ها

فرضیه ۱ : آموزشهای امدادی آموزش دیدگان در میزان دانش آنها اثربخش است.
با توجه به اینکه میزان دانش داوطلبیبن در دو زمان متفاوت قبل از برگزاری کلاسها و بعد از برگزاری کلاسها مورد مقایسه قرار گرفت تا اثربخشی آموزش مشخص شود، لذا از آزمون t وابسته استفاده شد که سطح معنی داری آزمون ۰۰۰/۰ = p و زیر ۰۵/۰ و مقدار ۹۶/۱۶ = t می‌باشد، پس فرضیه تأیید می‌شود و نمره میانگین دانش پاسخگویان بعد از آموزش ۶۶/۱۶ بیشتر از نمره میانگین آنها قبل از آموزش ۰۹/۱۲ می‌باشد و در واقع این دوره آموزشی در افزایش دانش آموزش دیدگان اثربخش بوده است (جداول شماره ۱ و ۲ ضمیمه).
فرضیه ۲ : آموزشهای امدادی آموزش دیدگان در نوع نگرش آنها اثربخش است.
با توجه به اینکه میزان نگرش داوطلبیبن در دو زمان متفاوت قبل از برگزاری کلاسها و بعد از برگزاری کلاسها مورد مقایسه قرار گرفت تا اثربخشی آموزش مشخص شود، لذا از آزمون t وابسته استفاده شد که سطح معنی داری آزمون ۰۰۰/۰ = p و زیر ۰۵/۰ و مقدار ۷۹/۷ = t می‌باشد، پس فرضیه تایید می‌شود و نمره میانگین نگرش پاسخگویان بعد از آموزش ۵۱/۳۴ بیشتر از نمره میانگین آنها قبل از آموزش ۷۶/۳۱ می‌باشد و در واقع این دوره آموزشی در ایجاد نگرش مثبت به آموزش دیدگان اثربخش بوده است (جداول شماره ۳ و ۴ ضمیمه).
فرضیه ۳ : آموزشهای امدادی آموزش دیدگان در بهبود عملکرد آنها اثربخش است.
با توجه به اینکه میزان عملکرد داوطلبیبن در دو زمان متفاوت قبل از برگزاری کلاسها و بعد از برگزاری کلاسها مورد مقایسه قرار گرفت تا اثربخشی آموزش مشخص شود، لذا از آزمون t وابسته استفاده شد که سطح معنی داری آزمون ۰۰۰/۰ = p و زیر ۰۵/۰ و مقدار ۷۸/۱۰ = t می‌باشد، پس فرضیه تأیید می‌شود و نمره میانگین عملکرد پاسخگویان بعد از آموزش ۵۷/۴۱ بیشتر از نمره میانگین آنها قبل از آموزش ۶۳/۳۵ می‌باشد. در واقع این دوره آموزشی در بهبود عملکرد آموزش دیدگان اثربخش بوده است (جداول شماره ۵ و ۶ ضمیمه).
فرضیه اصلی : آموزشهای امدادی آموزش دیدگان در افزایش دانش، نگرش و عملکرد آنها اثربخش است.
با توجه به اینکه آموزش داوطلبیبن در دو زمان متفاوت قبل از برگزاری کلاسها و بعد از برگزاری کلاسها مورد مقایسه قرار گرفت تا اثربخشی آموزش در دانش، نگرش و عملکرد آنها مشخص شود، لذا از آزمون t وابسته استفاده شد که سطح معنی داری آزمون ۰۰۰/۰ = p و زیر ۰۵/۰ و مقدار ۲۳/۱۳ = t می‌باشد، پس فرضیه تأیید می‌شود و نمره میانگین پاسخگویان بعد از آموزش‌های امدادی ۷۵/۹۲ بیشتر از نمره میانگین آنها قبل از آموزش ۴۸/۷۹ می‌باشد. در واقع، آموزشهای امدادی در شرکت کنندگان و نحوه امداد رسانی آنها از بعد دانش، نگرش و عملکرد اثربخش بوده است (جداول شماره ۷ و ۸ ضمیمه).

بحث و نتیجه گیری

تحقیق حاضر به بررسی اثربخشی آموزش‌های امدادی در دانش،نگرش و عملکرد داوطلبین پرداخته شد. نتیجه پژوهش نشان داد آموزش کمکهای اولیه امداد در دانش داوطلبین اثربخش بوده است. در واقع با برزگزاری کلاسهای آموزشی جمعیت هلال احمر در شهر تبریز، داوطلبین به دانش مورد نیاز جهت کمک رسانی به آسیب دیدگان احتمالی در آینده دست یافته‌اند. نتایج پژوهش رهاننده (۱۳۸۵) نیز نشان داد فراگیران دانش و صلاحیت مورد نیاز(عملکرد مناسب) را کسب و نکات ایمنی امداد و نجات را در طول مدت آموزش به خوبی فرا گرفته و توانسته‌اند در مواقع اضطراری این آموزش را بکار گیرند (۸). صفابخش (۱۳۸۸) در پژوهشی که انجام داد، به وجود رابطه بین افزایش میزان آگاهی و اطلاعات عمومی نسبت به فرهنگ ایمنی و آمادگی، افزایش میزان آگاهی از اهداف سازمان و اطلاع رسانی مناسب در خصوص لزوم مشارکت دست یافت (۹). نتایج تحقیقات ثقفی نیا و همکاران (۱۳۸۸) نشان داد، میزان آگاهی افراد در تمام زمینه‌ها پس از مطالعه بروشورهای مربوطه و پس از ارائه جزوات آموزشی در بالاترین میزان آگاهی رسید. با توجه به نتیجه حاصل از این فرضیه و نتایج تحقیقات قبلی می‌توان چنین برداشت نمود که اگر جمعیت هلال احمر بتواند با برگزاری کلاسهای مستمر به داوطلبیبن، و همچنین با تبلیغات گسترده جهت تعیین اهمیت یادگیری اینگونه آموزشها برای تمامی اقشار جامعه بتواند به اموزش صحیح تئوریکی و عملیاتی به داوطلبین اقدام نماید در نتیجه با توجه به اینکه کشور ایران و بالاخص شهر تبریز یکی از شهرهای زلزله خیز می‌باشد و در گذشته نیز شاهد ویرانی‌های بسیار بوده است، لذا در صورت بروز چنین آسیب‌های طبیعی شاهد نجات جان حادثه دیدگان بیشتری خواهیم بود. نتیجه فرضیه دیگر نیز نشان داد که آموزش در ایجاد نگرش مثبت در بین داوطلبین اثربخش بوده است (10).
نتایج پژوهش خالقی و همکاران (۱۳۸۹(الف)) نشان داد که جمعیت هلال احمر باید به افزایش پوشش آموزش کمکهای اولیه با ارائه روشهای آموزشی متکی بر افزایش مهارت و بازآموزیهای مستمر در کانونهای دانشجویی اقدام نماید تا دانش و نگرش و عملکرد شرکت کنندگان افزایش یابد (۱۱). همچنین نتیجه تحقیق خالقی و همکاران (۱۳۸۹(ب)) نشان داد که این جمعیت باید به افزایش پوشش آموزش کمکهای اولیه به دانش آموزان با بهره گیری از روشهای آموزشی متناسب و بازآموزی اقدام نماید. بنابراین می‌توان چنین برداشت نمود که قبل از توجه مسولین به امر آموزش صرف؛ باید به ایجاد تفکر و نگرش مثبت در بین داوطلبان و شرکت کنندگان در این گونه کلاسهای آموزشی توجه ویژه‌ای مبذول دارند زیرا این نوع آموزش با سایر آموزشها متفاوت است و با توجه به اینکه در این نوع حوادث با همنوعان خود که دچار حادثه شده‌اند روبرو می‌باشند، لذا باید حس انسان دوستی، دل رحمی و مسئولیت پذیری در کمک رسانان وجود داشته باشد تا در مواقع ضروری بتوانند با فداکاری و از خود گذشتگی به کمک آسیب دیدگان رفته و بدون از دست دادن توان روحی و وروانی خود و با کنترل خویش بتوانند در کمک رسانی به حادثه دیدگان مفید واقع شوند. بنابراین به نظر می‌رسد مسئولین جمعیت هلال احمر باید هنگام برزگرای کلاسهای آموزشی، با استفاده از روانشناسان و اساتید برگزیده به ایجاد نگرش مثبت در نحوه همکاری و کمک رسانی به آسیب دیدگان در بین داوطلبان اهتمام ورزند. نتیجه دیگر پژوهش نشان داد آموزش کمکهای اولیه امداد در عملکرد داوطلبین اثربخش بوده است[۱۲]. نظریه چتر اعتقاد به نحوهٔ آموزش و مشاوره به قربانیان دارد؛ لذا طبق این نظریه اگر مددکار و داوطلب کم به حادثه دیدگان به صورت منظم و حرفه‌ای آموزش دیده باشد، به صورت مؤثر می‌تواند به حادثه دیدگان در نحوهٔ کمک رسانی و کمک‌های اولیه و مدیریت پیشگیرانه به ایشان کمک نماید و اگر امدادگران خود به طور حرفه‌ای کلاس‌های آموزشی را گذرانده باشند، می‌توانند به حادثه دیدگان مشاوره بهتری ارائه دهند. بر اساس نتیجه حاصل از این فرضیه و با توجه به نظریه بیان شده می‌توان چنین استنباط نمود که نتیجه آموزش صحیح به داوطلبان در عملکرد آنها هنگام بروز حادثه در نحوه کمک رسانی به حادثه دیدگان عملکرد صحیح انها را نشان می‌دهد، بنابراین اگر مسئولان جمعیت هلال احمر می‌خواهند کمک رسانان بهتری را برای زمان‌های اضطراری آموزش دهند در واقع نتیجه کار آموزش در عملکرد آنها منعکس خواهد شد. لذا جهت عملکرد بهتر ابتدا باید دانش و نگرش آنها در این امر مورد اموزش قرار گیرد تا عملکرد فعالیشان نیز مثبت و مفید باشد. از آنجا که نتایج پژوهش نشان داد، آموزش کلاسهای امدادی در دانش، نگرش و عملکرد داوطلبین اثربخش می‌باشد و با توجه به زلزله خیز بودن کشور و احتمال وقوع حوادث غیرمترقبه (سیل- زلزله- طوفان و...) لذا پیشنهاد می‌شود میزان یادگیری و آموزش کمکهای اولیه تحت عنوان یک درس در مدارس مقطع متوسطه برای تمامی رشته آموزش داده شود در این راستا همکاری سازمان هلال احمر با آموزش و پرورش الزامی است. همچنین آموزشهای امدادی به حادثه دیدگان با تبلیغات گسترده و آموزش‌های منظم در مدارس آموزش و به صورت عملی و صحنه سازی، به آماده سازی دانش آموزان در مقابل اتفاقات احتمالی و حوادث غیر مترقبه اهتمام ورزند. در نهایت پیشنهاد می‌شود، در سازمان‌های دولتی و خصوصی نیز با اجرای دوره‌های کوتاه مدت به آشنایی و توانایی مقابله با حوادث غیرمترقبه به کارکنان آموزش داده شود.

ضمائم

شکل(۱): چتر حمایتی شناخت نقاط ضعف و قوت فرایند آموزش و مشاوره با امدادگران، قربانیان و افراد اجتماع
جدول شماره (۱) نتایج آزمون تفاوت میانگین برای متغیر دانش پاسخگویان قبل و بعد از آموزش
متغیرها متغیر تعداد میانگین انحراف
استاندارد اشتباه

معیار

دانش پاسخگویان قبل از آموزش 326 09/12 9/3 21/0
بعد از آموزش 326 66/16 87/3 21/0
جدول شماره (۲) نتایج آزمون یکنواختی واریانسها برای متغیر دانش پاسخگویان قبل و بعد از آموزش
متغیرها متغیر t درجه آزادی P (سطح معنی داری)
دانش پاسخگویان قبل از آموزش 96/16 325 000/0

بعد از آموزش

جدول شماره (۳) نتایج آزمون تفاوت میانگین برای متغیر نگرش پاسخگویان قبل و بعد از آموزش
متغیرها متغیر تعداد میانگین انحراف
استاندارد اشتباه

معیار

نگرش پاسخگویان قبل از آموزش 326 76/31 13/6 33/0
بعد از آموزش 326 51/34 22/5 28/0
جدول شماره (۴) نتایج آزمون یکنواختی واریانسها برای متغیر نگرش پاسخگویان قبل و بعد از آموزش
متغیرها متغیر t درجه آزادی P (سطح معنی داری)
نگرش پاسخگویان قبل از آموزش 79/7 325 000/0
بعد از آموزش
جدول شماره (۵)نتایج آزمون تفاوت میانگین برای متغیر عملکرد پاسخگویان قبل و بعد از آموزش
متغیرها متغیر تعداد میانگین انحراف
استاندارد اشتباه
معیار
عملکرد پاسخگویان قبل از آموزش 326 63/35 32/8 46/0
بعد از آموزش 326 57/41 96/7 44/0
جدول شماره (۶ نتایج آزمون یکنواختی واریانسها برای متغیر عملکرد پاسخگویان قبل و بعد از آموزش
متغیرها متغیر t درجه آزادی P (سطح معنی داری)
عملکرد پاسخگویان قبل از آموزش 78/10 325 000/0
بعد از آموزش جدول شماره (۷) نتایج آزمون تفاوت میانگین برای متغیر تأثیر آموزش‌های امدادی بر پاسخگویان قبل و بعد از آموزش
متغیرها متغیر تعداد میانگین انحراف
استاندارد اشتباه
معیار
آموزش‌های امدادی قبل از آموزش 326 48/79 83/14 82/0
بعد از آموزش 326 75/92 8/14 81/0
جدول (۸) نتایج آزمون یکنواختی واریانسها برای متغیر تأثیر آموزش‌های امدادی بر پاسخگویان قبل و بعد از آموزش
متغیرها متغیر t درجه آزادی P (سطح معنی داری)
آموزش‌های امدادی قبل از آموزش 23/13 325 000/0
بعد از آموزش

پا نویس

  1. ابراهیمی، ر؛ ع. ر. بابا محمودی و ا. ا. شجاعی. 1388. مرکز عملیاتهای فوریتی (EOC)، تهران: موسسه آموزش عالی علمی ـ کاربردی هلال ایران. ص 1 .
  2. ایوبیان، ز. 1387. کیف نجات خانواده، تهران: موسسه آموزش عالی علمی ـ کاربردی هلال ایران. صص 1 و 7 .
  3. پورحیدری، غ. ر؛ ا. س، موسوی؛ ز. ایوبیان و ف. فلاح. 1387. آمادگی برای مقابله با حوادث و مخاطرات طبیعی و انسان ساخت: اقدامات قبل، حین و بعد از آن، تهران: موسسه آموزش عالی علمی ـ کاربردی هلال ایران. ص 12 .
  4. Lindy، J.، Grace، M. Green، B. 1981. Survivors: Out reach of a reluctant population. American Journal of Otrhopsychiatry، 51: 465-478.
  5. احمدی، خ. ب. 1388. اصول و فنون مداخله روانشناختی در بحران، تهران: موسسه آموزش عالی علمی ـ کاربردی هلال ایران، چاپ اول. صص 78ـ75 .
  6. ادیب، م. 1385. مدیریت منابع انسانی، مجموعه مقالات سخنرانیهای جامع، میزگردها و کارگاه‌های سومین کنگره بین المللی بهداشت، درمان و مدیریت بحران در حوادث غیرمترقبه، تهران: موسسه آموزش عالی علمی ـ کاربردی هلال ایران، چاپ اول، ص 308 ـ 246 .
  7. خیراتی، ل. 1384. پیامدهای روانشناختی رویدادهای طبیعی و تکنیکهای حمایت از آسیب دیدگان، تهران: دبیزش، چاپ اول. ص 58 .
  8. رهاننده، م. 1385. بررسی تأثیر آموزش ایمنی امداد و نجات در پیشگیری از حوادث، مجموعه مقالات دومین همایش علمی ـ تحقیقاتی مدیریت امداد و نجات، تهران: موسسه آموزش عالی علمی ـ کاربردی هلال ایران، وابسته به جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، چاپ اول، ص394ـ380.
  9. صفا بخش،محسن.1388. عوامل موثر در جذب جوانان برای عضویت در جمعیت هلال احمر.فصلنامه امداد و نجات،دوره اول،شماره 2،تابستان 1388.
  10. ثقفی نیا، مسعود، دانیال، زهرا، قمیان، زهره و علی اصغر حائریان. 1388. تاثیر جزوه‌های آموزشی جمعیت هلال احمر در مقابله با سوانح طبیعی در افزایش آگاهی مردم. فصلنامه امداد و نجات،دوره اول،شماره 2،تابستان 1388.
  11. خالقی، م؛ ا. ضیایی؛ ص. آقامیری؛ ع. اردلان و ا. احمدنژاد. 1389(الف). آگاهی و نگرش داوطلبان کانونهای دانشجویی هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، دربارهٔ کمکهای اولیه و راهکارهای آموزش همگانی آن، فصلنامه پایش، سال نهم، شماره دوم، ص213ـ205.
  12. خالقی، م؛ ا. ضیایی؛ ص. آقامیری؛ ع. اردلان و ا. احمدنژاد. 1389(ب). ارزیابی آموزش کمکهای اولیه به داوطلبان کانونهای دانش آموزی جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، مجله تخصصی اپیدمیولوژی ایران، دوره ششم، شماره یک، ص17ـ10.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی دکتر اکرم حضرتی - تاریخ برداشت: 94/12/05