فرهنگ مصادیق:معرفت نعمت های خدا

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از معرفت نعمت های خدا)
پرش به: ناوبری، جستجو
معرفت نعمت های خدا

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده : مصطفی آتشین عدل
تهیه و تدوین :پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/11/30

چکیده

در این تحقیق سعی شده به نمونه هایی از نعمت های الهی اشاره شود و از آثار و نتایج معرفت و شناخت آن بحث شود نعمت های که اگر انسان با وجدان به آنها توجه داشته باشد یکی از بهترین برهان های خداشناسی است انسان را به کمال و انسانیّت می رساند خداشناسی در گرو معرفت نعمت های الهی است و از آن طرف هم انسانیّت در گرو معرفت نعمت های اوست انسانی که توجه به نعمت های بی انتهای الهی نداشته باشد در حقیقت توجهی به خدا ندارد و با نعمت های الهی راحت گناه آنها را حیف و میل میکند.اساس این همه نعمت ها هدایت انسان است به سوی کمال و راه مستقیم ، تا آنجا که ما در همه نمازهایمان در هر وعده از خداوند متعال می خواهیم که ما را به راه نعمت داده شدگان هدایت کند نه راه دیگری.

مفهوم شناسی نعمت

راغب اصفهانی در مفردات خود [۱] گفته: نعمه - به کسرحرف اول و فتح دوم - به معنای حالت خوش است .و اما نعمه - به فتح حرف اول و سکون دوم - به معنای تنعم است ، و ساختمانش صیغه مره از فعل است ، مانند ضربه که به معنای یک بار زدن است و همچنین شتمه یک بار دشنام دادن و نعمت اسم جنس را باشد یعنی شامل کم و زیاد می شود . سپس اضافه می کند : انعام به معنای رساندن احسان به غیر است ، و به کار نمی رود مگر در موردی که آن شخص دریافت کننده انعام از جنس خردمندان( جن و انس و ملک ) باشد ، برای اینکه هیچ وقت گفته نمی شود که فلانی بر اسب خود انعام کرد ، ولی گفته می شود : انعمت علیهم. و کلمه نعماء در مقابل ضراء به معنای شداید است . و نعیم به معنای نعمت بسیار است ، و لذا خداوند بهشت را با این کلمه توصیف کرده و فرموده : فی جنات النعیم ، و تنعم به معنای تناول چیزی است که در آن نعمت و خوشی است ، گفته می شود : نعمه تنعیما فتنعم یعنی او را تنعیم کرد و متنعم شد ، و زندگیش فراخ و گوارا گردید . . بنابراین ، در همه مشتقات این کلمه بطوری که ملاحظه گردید یک معنی خوابیده ، و آن نرمی و پاکیزگی و سازگاری است و مثل اینکه ریشه این مشتقات نعومت باشد ، و اگر می بینیم که تنها در مورد انسان استعمال می شود برای این است که تنها انسان است که با عقل خود نافع را از ضار تشخیص داده ، از نافع خوشش می آید و از آن متنعم می شود ، و از ضار بدش می آید و آن را ملایم و سازگار با طبع خویش نمی بیند ، به خلاف غیر انسان که چنین تشخیصی را ندارد ، مثلا مال و اولاد و امثال آن برای یکی نعمت است و برای دیگری نقمت ، و یا در یک حال نعمت است و در حالی دیگر نقمت و عذاب.

نعمت ها برای هدایت انسانهاست

خداوند یگانه آغاز آفرینش را با نعمت حیات بر همه موجودات منت نهاده است وانسان با وجدان خود را دائماً در نعمت و رحمت الهی می بیند ،موضع انسان نسبت به نعمت های الهی از سه حالت خارج نیست ؛ ۱_ یاانکار میکند ۲- یا از آن غفلت دارد ۳- یا به نعمت های بیکران الهی اعتراف دارد و حمد و شکر آنها را به جا می آورد ، انسانی که از اندیشیدن در نعمت های الهی غافل است و آن را روال عادی طبیعت می داند در حقیقت درک صحیحی از شناخت خود در مرتبه اوّل و از شناخت عالم بیرون و خالقیت و ربوبیّت الهی در مرتبه بعدی ندارد ،چرا که همه این نعمت های الهی راه شناخت انسانیّت و کسب کمال می باشد . می توان گفت که یکی از بهترین راههای شناخت خداوند متعال و الله شناسی تدبّر در نعمت های الهی و کسب معرفت نسبت به آن هاست . ما باید از نعمت های الهی در مسیر رضایت خدا و کمک به بندگان خدا استفاده کنیم.
قرآن کریم عطایای الهی از قبیل مال و جاه و همسران و اولاد و امثال آن را نسبت به انسان نعمت علی الاطلاق نخوانده ، بلکه وقتی نعمت خوانده که در طریق سعادت و به رنگ ولایت الهی درآمده آدمی را به سوی خدا نزدیک کند . و اما اگر در طریق شقاوت و در تحت ولایت شیطان باشد البته نقمت و عذاب است ، نه نعمت ، و آیات دال بر این معنا بسیار است . بله ، اگر در جایی به خدا نسبت داده شود البته نعمت است و فضل و رحمت ، چون او خود خیر است و جز خیر از ناحیه او افاضه نمی شود ، و از موهبت خود نتیجه سوء و شر نمی خواهد ، و چگونه بخواهد با اینکه او رؤوف ، رحیم ، غفور و ودود است : وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَهَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا ؛ و اگر نعمت های خدا را بشمارید، هرگز نمی توانید آنها را احصا کنید. [۲]و این خطاب در آیه متوجه تمامی مردم است ، یعنی همه شما هم که دست به دست هم بدهید باز به انتهای نعمت های الهی نمی رسید، اگر انسان در ولایت خدا باشد تمامی اسبابی که برای ادامه زندگیش و رسیدن به سعادت بدانها تمسک می جوید همه نسبت به او نعمت هایی الهی خواهند بود ، و اگر همین شخص مفروض ، در ولایت شیطان باشد عین آن نعمتها برایش نقمت خواهد شد ، هر چند خداوند آنها را آفریده که نعمت باشند . حال اگر چنانچه اسباب و وسایل زندگی ناقص باشد و به جمیع جهات سعادت در زندگی وافی نباشد نعمت بودنش مثل کسی است که مالی دارد و لیکن به خاطر نداشتن امنیت و یا سلامتی نمی تواند از آن مال آنطور که می خواهد و هر وقت و هر جور که بخواهد استفاده کند ، و در این حال اگر چنانچه به آن امنیت و آن سلامت برسد می گویند نعمت بر او تمام شد.
پیامبر خدا (ص) در توجه دادن به این نعمت های معنوی فرموده است: من لم یر للّه عزّ و جلّ علیه نعمه الاّ فی مطعمٍ او مشربٍ او ملبسٍ فقد قصر عمله(علمه) و دنا عذابه؛ کسی که از نعمت های خدا درباره خودش جز خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی را نبیند و نشناسد، عملش کوتاه و عذابش نزدیک است. [۳]حدیث فوق شاید اشاره به این است که چنین غافلی از نعمت های غیر مادی خدا، وظیفه حق شناسی و سپاس گزاری نعمت را آن گونه که شایسته است انجام نمی دهد و به دلیل این قصور و کفران نعمت، دچار قهر خدا و سلب نعمت می شود. در روایات است که مردی از فقر و تنگ دستی به امام صادق علیه السلام شکایت کرد. حضرت فرمود: تو فقیر و بینوا نیستی. آن شخص تأکید کرد که فقیرم و چیزی در بساط ندارم، اگر می خواهی کسی را بفرست تا وضع زندگی مرا بررسی کند. حضرت فرمود: آیا حاضری این محبت و ولایتی را که به ما اهل بیت داری در مقابل مثلاً هزاران دینار از دست بدهی و از آن بیزاری بجویی؟ گفت: هرگز و به هیچ قیمت. امام فرمود: پس نگو فقیرم، چون از نعمتی برخورداری که حاضر نیستی آن را در برابر ثروت زیاد، از دست بدهی! [۴]این روایت نشان می دهد که نباید نعمت را فقط در مادیّات دید، بلکه باید نعمت های معنوی و ارزشی را هم شناخت و خدا را سپاس گزاری کرد.

معرفت نعمت ها و یادآوری آنها در قرآن

معرفت و یادآوری نعمت های بی نهایت خداوند سبحان آثار بسیاری برای فرد و جامعه دارد که همه این آثار در گرو شناخت دقیق نعمت ها دارد وقتی آن ها را شناختیم خود آن نعمت ها مسیر و راهی به سوی کمال و انسانیت خواهد شد و انسان را ازگناه ،ظلم ، ستم ، بدی ، حق خوری ، حرام ودیگر رذائل و پلیدیها به سوی لقاءالله میرساند. یکی از دلایل مهم معرفت نعمت های الهی تأکید پی در پی قرآن به یادآوری نعمت های الهی است. برخی از آیاتی که موضوع تذکر و به یاد داشتن نعمات خداوند را مورد تأکید قرار داده اند، عبارتند از: یَا أَیُّهَا النَّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ ؛ ای مردم! نعمتی را که خدا به شما داده است، متذکر شوید . [۵]دستورات مکرر خداوند متعال مبنی بر متذکر شدن به الطاف بیکران او، دلیل روشنی است بر اهمیت این روش در رشد معنوی انسان ها است .از آن آثار فراوان می توان به این چند مورد اشاره کرد ؛
پرهیز و اجتناب از فساد و فسادگری: فَاذْکُرُواْ آلاء اللّهِ وَلاَ تَعْثَوْا فِی الأَرْضِ مُفْسِدِینَ ؛ پس نعمتهاى خدا را به یاد آورید و در زمین سر به فساد برمدارید. [۶]
توجه به منشأ نعمت و حرکت در مسیر اهدافی که خداوند برای نعمت در نظر گرفته :اذْکُرُواْ نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ ؛ و به یاد آرید نعمت های خدا را بر خود. [۷]
تسبیح خداوند و تنزیه او از ناپاکی ها : ثُمَّ تَذْکُرُوا نِعْمَهَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَتَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا : نعمت پروردگار خود را یاد کنید و بگویید پاک است کسى که این را براى ما رام کرد. [۸]
تقواپیشگی : وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَیْکُمْ مِّنَ الْکِتَابِ وَالْحِکْمَهِ یَعِظُکُم بِهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ : نعمت خدا را بر خود و آنچه را که از کتاب و حکمت بر شما نازل کرده و به [وسیله] آن به شما اندرز مى دهد به یاد آورید و از خدا پروا داشته باشید. [۹]
رستگاری و خوشبختی : فَاذْکُرُواْ آلاء اللّهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ  : نعمتهاى خدا را به یاد آورید باشد که رستگار شوید . [۱۰]و مانند آن اشاره کرد که تفصیلاً در ادامه شرح و توضیح داده می شود.
نعمتِ الفت ومهربانی بین مسلمین ؛ وَ اذْکُرُواْ نِعْمَهَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ ؛ و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید که شما با هم دشمن بودید، پس خدا در دل های شما الفت و مهربانی انداخت. [۱۱]
البته می توان به صراحت گفت که تکرار دستور یادآورى نعمت و معرفت وشناخت آن ها براى فراوانى اسباب غفلت است. از این رو ذکر و فکر و شکر نعمت الهى مکررا بازگو مى شود تا زمینه هرگونه غفلت برطرف گردد،خداوند مهربان نعمت های بسیار گسترده ای به انسان عطا فرموده است، اما غفلت و فراموشی آفت بزرگی است که انسان به آن گرفتار می شود.یادآوری و کسب معرفت آن ها روش تربیتی بسیار مؤثری است که مربیان بزرگ بشریت یعنی انبیا و اولیا آن را به طور گسترده مورد استفاده قرار داده اند و سایر مربیان نیز میتوانند با الهام گرفتن از آنان این شیوه را به کار برند.

معرفت نعمت ها و یادآوری آن در احادیث

دلیل دیگری که اهمیت معرفت نعمت های الهی و یادآوری آن نشان می دهد روایات معصومین علیهم السلام است. حضرت علی علیه السلام یکی از اهداف اساسی بعثت پیامبران الهی را یادآوری نعمت های خدا برای مردم و کسب معرفت وشناخت به نعمت های بی نهایت الهی دانسته اند: فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیائه، لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکّروهم منسی نعمته ؛ و پی در پی رسولان خود را به سوی آنان فرستاد تا پیمان فطرت را از آنان مطالبه نمایند و نعمت های فراموش شده را به یاد آنها آورند. [۱۲] گویا موضوع تفکر و شناخت در مورد نعمت های الهی تا آنجا مهم است که خداوند برای انجام این رسالت خطیر فرستادگان خویش را مبعوث کرده است.
دلیل عمده توجه دادن اولیائ الهی و معصومین علیه السلام به نعمت های الهی، شناخت خالق والله ، سپاسگذاری و شکر خدا ، صرف نکردن نعمت های خداوند در مسیر گناه و تباهی ، صرف نعمت در راستای رضایت الهی ،غفلت نکردن از منعم ،و....می باشد در ذیل به بعضی از روایات حضرات معصومین علیه السلام دراین موارد می پردازیم:
امام على علیه السّلام فرمودند: وَ ایمُ اللّه ، مَا کانَ قَوْمٌ قَطُّ فِى غَضِّ نِعْمَهٍ مِنْ عَیْشٍ فَزالَ عَنْهُمْ اِلاَّبِذُنُوبٍ اِجتَرَحوها لاَنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَـلاّمٍ لِلْعَبیدِ؛ به خدا سوگند، هرگز نعمت گروهى که از زندگىِ خوش بهره مندند، از بین نمى رود، جز به وسیله گناهانى که مرتکب مى شوند؛ چرا که خداوند هرگز به بندگان ظلم نمى کند. [۱۳]
امام باقر علیه السّلام فرمودند: لا یَنْقَطِعُ الْمزَیدُ مِنَ اللّه ِ حَتَّى یَنْقَطِعَ الشُّکْرُ مِنَ الْعِبادِ؛ افزایش نعمت از طرف خداوند قطع نمى شود مگر به خاطر ناسپاسى بندگان. [۱۴]
امام صادق علیه السّلام فرمودند: اَیُّما عَبْدٍ اَنْعَمَ اللّه ُ عَلَْیهِ بِنِعمَهٍ فَعَرَفَها بِقَلبِهِ وَ حَمِدَ اللّه َ عَلَیْها بِلِسانِهِ لَمْ تَنْفَدْ حَتّى یَأْمُرَ اللّه ُ لَهُ بِالزِّیادَهِ؛ هر بنده اى که خدابه او نعمت داده، اگر نعمت را بشناسد و با زبانش خدارا بر آن نعمت ستایش کند، هنوز آن نعمت تمام نشده خدا فرمان مى دهد تا نعمت او زیادتر گردد. [۱۵]
امام على علیه السّلام فرمودند: وَ اَیْمُ اللَّهِ مَا کانَ قَوْمٌ قَطُّ فى غَضِّ نِعْمَهٍ مِنْ عَیْشٍ فَزالَ عَنْهُمْ اِلاَّ بِذُنُوبٍ اِجْتَرَحوهَا، لاَِنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَّلامٍ لِلْعَبیدِ. وَ لَوْ اَنَّ النّاسَ حینَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا اِلى رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نیّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلوبِهِمْ لَرَدَّ عَلَیْهِمْ کُلَّ شَارِدٍ وَ اَصْلَحَ لَهُمْ کُلَّ فَاسِدٍ؛ به خدا سوگند، هرگز ملتى در زندگىِ مرفّه و پر نعمتى نبوده اند و نعمت و رفاه از آنان زائل نشده است، مگر به سبب گناهانى که مرتکب شده اند، چرا که خداوند به بندگانش ظلم نمى کند. اگر مردم به هنگامى که بلاها و سختى ها بر آنان فرود مى آمد و نعمت ها از دستشان مى رفت، با نیت هاى خوب و دلى مشتاق به پروردگارشان پناه مى بردند، بى گمان هر از دست رفته اى به آنان باز مى گشت و هر فاسدى اصلاح مى شد. [۱۶]
امام علی علیه السّلام فرمودند: مِنْ کَمالِ النِّعْمَهِ التَّحَلِّی بِالسَّخاءِ وَ التَّعَفُّفِ. کمال نعمت الهی آراستگی به سخاوت و عفت و پاکدامنی است. [۱۷]
امام علی علیه السّلام فرمودند: فی صلهِ الرَّحِمِ حراسَهُ النِّعم؛ صله رحم، باعث پاسداری و حفظ نعمت ها است. [۱۸]
امام علی علیه السّلام فرمودند: المؤمِنُ دائم الذِّکرِ، کَثیرُ الفکرِ عَلیَ النّعماءِ شاکِرٌ وَ فِی البلاءِ صابرٌ؛ انسان با ایمان دائماً مشغول به ذکر خداوند، بیشتر اوقات در حال تفکّر بر نعمت های الهی، شاکر (بر نعمات) و در موقع بلاء و سختی نیز صبور و بردبار است. [۱۹]
امام کاظم علیه السّلام فرمودند: تعاهَدُوا عبادَ اللهِ نِعَمَهُ بِإِصلاحِکُم أنفُسَکُم تَزدادُو یقیناً، ... ؛ ای بندگان خدا، با اصلاح خود، نعمت های خداوند را پاس دارید، تا بر یقین شما افزوده شود و سودی با ارزش و گرانبها به دست آورید. [۲۰]
امام علی علیه السّلام فرمودند: إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکُم نِعمَهٌ مِنَ اللّه ِ عَلَیکُم فَاغتَنِمُوها وَ لا تَمَلُّوها فَتَتَحَوَّلَ نَقَما ؛ نیازمندى هاى مردم به شما نعمت خداست بر شما . آن را مغتنم بشمارید و از آن ملول نشوید که به نقمت بدل مى شود. [۲۱]
امام علی علیه السّلام فرمودند: اَحْسِنُوا صُحْبَهَ النِّعَمِ قَبْلَ فِراقِها فَاِنِّها تَزُولُ وَتَشْهَدُ عَلى صاحِبِها بِما عَمِلَ فیه؛ با نعمت ها قبل از جدا شدن از شما رفتار نیکو داشته باشید که آنها از بین مى روند و علیه صاحب نعمت ناسپاس که چطور با آنها رفتار کرده، گواهى مى دهند. [۲۲]
امام حسن علیه السّلام فرمودند: أللُؤْمُ أنْ لا تَشْکُرَ النِّعْمَهَ؛از علائم پستی شخص، شکر نکردن از ولی نعمت است. [۲۳]
امام على علیه السّلام فرمودند: شَرُّ النّاسِ مَنْ لا یَشْکُرُ النِّعْمَهَ وَ لا یَرْعَى الحُرْمَهَ؛بدترین مردم کسى است که نعمت را شکر نمى کند و حرمت را نگه نمى دارد. [۲۴]
امام على علیه السّلام فرمودند: شُکرُکَ لِنِعمَهٍ سالِفَهٍ یَقتَضى نِعمَهً آنِفَهً؛ شکر تو بر نعمت گذشته، زمینه ساز نعمت آینده است. [۲۵]

نعمت های ظاهری و باطنی

نعمت های الهی انواع بسیار متعدد و متنوعی داشته، غیرقابل شمارش می باشند؛ چراکه خدای متعال خود فرموده: وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَهَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا ؛ و اگر نعمت های خدا را بشمارید، هرگز نمی توانید آنها را احصا کنید.
ولی خداوند نعمت های بیکران خویش را به دو بخش نعمت های ظاهری و باطنی تقسیم کرده است: أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَ بَاطِنَهً ؛ آیا ندیدید خداوند آنچه را در آسمان و زمین است، مسخّر شما کرده و نعمت های ظاهری و باطنی خود را بر شما گسترده و افزون ساخته است؟ [۲۶] سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که منظور از نعمت های ظاهری و باطنی چیست که یادآوری هر دو قسم آن روشی مؤثر در تربیت اخلاقی و معنوی محسوب می شود؟ در روایات معصومان علیهم السلام به مصادیقی از این دو گونه نعمت برمی خوریم که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در سخنی با ابن عبّاس به توضیح نعمت های ظاهری پرداخته، فرمودند: ای فرزند عباس! اما نعمت ظاهری، اسلام و آفرینش نیکوی تو و رزقی است که خداوند روزی ات ساخته، و نعمت باطنی آن است که اعمال بد تو را پوشانده و تو را مفتضح نساخته است [۲۷] امام باقرعلیه السلام نیز در روایتی به بیان مصداقی دیگر از نعمت ظاهری پرداخته اند : نعمت ظاهری، پیامبر صلی الله علیه وآله و رهاوردهای او از قبیل شناخت خدای ـ عزّ و جلّ ـ و توحید او می باشد و نعمت باطنی، ولایت ما اهل بیت پیامبر و مودّت قلبی ما. [۲۸] امام کاظم علیه السلام ضمن بیانی دیگر ازمصادیق این تقسیم بندی، هر دو نوع نعمت را در حیطه امامت تفسیر کرده اند: نعمت ظاهری امام ظاهر ونعمت باطنی امام غایب است. [۲۹] در هر حال، همه موارد مزبور می توانند نمونه هایی از نعمت های ظاهری و باطنی به شمار آیند که یادآوری آنها تأثیرات تربیتی شگرفی بر متربّی بر جای خواهد گذاشت.علاوه بر تقسیم بندی نعمت ها به دو بخش ظاهری و باطنی، بر اساس تحقق آنها در فرد یا جامعه، می توان آنها را به نعمت های فردی و اجتماعی نیز تقسیم کرد.
نمونه یادآوری نعمت های فردی، آیاتی است که شخص پیامبرصلی الله علیه و آله را متذکر الطاف الهی به او می کند: أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیما فَآوَی وَ وَجَدَکَ ضَالّا فَهَدَی وَ وَجَدَکَ عَائِلاً فَأَغْنَی فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ ؛ آیا خدا تو را یتیمی نیافت که در پناه خود جای داد و تو را ره گم کرده یافت و راهنمایی کرد و تو را فقیر یافت و توانگر کرد، پس تو هم یتیم را هرگز میازار و فقیر سائل را به زجر مران، و اما نعمت پروردگارت را بازگو. [۳۰]
در حیات جمعی نیز یادآوری نعمت ها مصادیق متعددی دارد. آیه ذیل که جامعه اسلامی را متذکر نعمت وحدت و ثمره شیرین آن ساخته، از هرگونه اختلاف و تشتّت برحذر می دارد : وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَهَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانا وَ کُنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ؛ و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانه هاى خود را براى شما روشن مى کند باشد که شما راه یابید. [۳۱]
و از جمله نعمت های معنوی می توان به نعمت امام و ولایت ، نعمت اسلام ، نعمت اتحاد ، نعمت پیروزی بر کفران ، نعمت امنیت و موارد دیگر توان اشاره کرد.

انواع یادآوری نعمت ها

همچنان که نعمت از گونه های متعددی برخوردار است، یادآوری آن نیز به صورت های مختلفی امکان پذیر می باشد. برخی از آنها عبارتند از :

الف - یادآوری ذهنی

در این مرحله از یادآوری ، انسان با وجدان با تفکر در نعمت های خداوند و تدبّر در آن و با مرور ذهنی آن، از نتایج ارزشمندش که تفکر در آفرینش و قدرت لایزال الهی و وحدانیت خداوند وربوبیّت الهی است برخوردار می گردد.وانسان را به مسیر پاک و راه مستقیم هدایت می کند همانطور که امام علی علیه السلام تفکر مردم درباره نعمت ها را مفید و موجب فاصله گرفتن ایشان از گناه می دانند : و لو فکّروا فی عظیم القدره و جسیم النعمه لرجعوا الی الطریق و خافوا عذاب الحریق ؛ و اگر مردم در قدرت عظیم الهی و نعمت های بزرگ او می اندیشیدند، قطعا به راه صواب باز می گشتند و از عذاب جهنم نگران می شدند. [۳۲]
چراکه تفکر در نعمت های بیشمار الهی و تدبّر در آنها انسان را به مسیر معرفت ربوبیّت و خداشناسی و ایمان به الله و مسیر پاک انسانیّت می رساند.

ب - یادآوری گفتاری

یک روش دیگر یادآوری، با سخن گفتن از عطایای الهی همراه است و ذکر گفتاری نیز می تواند زمینه را برای ذکر قلبی فراهم سازد. خدای متعال در آیه پایانی سوره «ضحی» خطاب به فرستاده عزیز خویش می فرماید : وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ ؛ و اما نعمت پروردگارت را بازگو کن. مردی از امام حسین علیه السلام پرسید: این فرمایش الهی وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّث یعنی چه؟ حضرت فرمود: امره ان یحدث بما انعم اللّه به علیه فی دینه ؛ به فرستاده خود فرموده تا نعمت هایی که در دین بدو داده بر زبان جاری سازد و به مردم بگوید. [۳۳]
و در حدیث دیگر از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: حَدّث بما اعطاک الله و فَضَّلک و رَزَقَک و اَحسَنَ الیک و هَداکَ : آنچه را که خدا به تو بخشیده، و برتری داده، و روزی عطا فرموده، و نیکی به تو کرده، و به هدایت او هدایت یافته ای همه را برای دیگران بازگو کن. [۳۴]

ج - یادآوری رفتاری

منظور از یادآوری رفتاری آن است که فرد رفتاری از خود بروز دهد که نوعی یادآوری و تذکر به شمار آید؛ مانند آنکه نعمت های الهی را مورد استفاده قرار داده و آنها را آشکار سازد. امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه ای به حارث همدانی فرمودند: و استصلح کل نعمه انعمها اللّه علیک و لاتضیعنَ نعمه من نعم اللّه عندک و لیُرَعلیک اثرُ ما انعم اللّه به علیک ؛هر نعمتی که به تو داد، نیکو دار و هیچ نعمتی از نعمت ها را ضایع و تباه مساز و باید اثر نعمت هایی که خدا به تو داده در تو دیده شود. [۳۵]
همچنین امام صادق (علیه السلام در توضیح اهمیت آشکارسازی نعمت ها می فرمایند:اذا انعم اللّه علی عبده بنعمه فظهرت علیه سمّی حبیب اللّه محدّثا بنعمه اللّه و اذا انعم اللّه علی عبد بنعمه فلم تظهر علیه سمّی بغیض اللّه مکذبا بنعمه اللّه ؛ هر گاه خدا بر بنده اش نعمتی عطا کند و این نعمت بر او ظاهر شود، وی حبیب خدا و گوینده نعمت او نامیده می شود و هر گاه نعمتی بر بنده ای ارزانی دارد ولی بر او آشکار نشود، او دشمن خدا و تکذیب کننده نعمت او شمرده می شود. [۳۶]
آن حضرت در حدیثی دیگر می فرمایند:انی لاکره للرجل ان یکون علیه نعمه من اللّه فلا یظهرها ؛ من ناخشنودم از اینکه فردی از نعمتی الهی برخوردار باشد، ولی آن را ظاهر نسازد. [۳۷]
امام صادق علیه السلام : إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجْمِیلَ، وَ یَکْرَهُ الْبُؤْسَ وَ التَّبَاؤُسَ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدٍ نِعْمَهً أَحَبَّ أَنْ یَرَى عَلَیْهِ أَثَرَهَا.قِیلَ: وَ کَیْفَ ذَلِکَ قَالَ: یُنَظِّفُ ثَوْبَهُ، وَ یُطَیِّبُ رِیحَهُ، وَ یُجَصِّصُ دَارَهُ، وَ یَکْنُسُ أَفْنِیَتَهُ، حَتَّى إِنَّ السِّرَاجَ قَبْلَ مَغِیبِ الشَّمْسِ یَنْفِی الْفَقْرَ، وَ یَزِیدُ فِی الرِّزْق  : خداوند زیبایى و خودآرایى را دوست دارد و از فقر و تظاهر به فقر بیزار است. هرگاه خداوند به بنده اى نعمتى بدهد، دوست دارد اثر آن را در او ببیند. عرض شد: چگونه؟ فرمودند: لباس تمیز بپوشد، خود را خوشبو کند، خانه اش را گچکارى کند، جلوى در حیاط خود را جارو کند، حتى روشن کردن چراغ قبل از غروب خورشید فقر را مى برد و روزى را زیاد مى کند. [۳۸]
امام صادق علیه السلام : أَبْصَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص رَجُلًا شَعِثاً شَعْرُ رَأْسِهِ وَ سِخَهً ثِیَابُهُ سَیِّئَهً حَالُهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الدِّینِ الْمُتْعَهُ وَ إِظْهَارُ النِّعْمَهِ : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم مردى را دیدند که موهاى ژولیده و جامه اى چرکین و سر و وضع نامرتّبى داشت، فرمودند: بهره بردن از نعمت هاى خدا و آشکار ساختن نعمت جزء دین است. [۳۹]

اظهار نعمت آری،فخر فروشی هرگز

البته منظور حضرات معصومین علیهم السلام از بیان این احادیث شریف این نیست که خدای نکرده فرد صاحب ثروت با نشان دادن آثار ثروت دلهای فقراء را بدرد آورد و با تبختر و ناز در جامعه حضور پیدا کند و با رفتار متکبرانه اش موجبات دل آزاری افراد محروم را فراهم نماید بلکه منظور آن حضرت این است که هم استفاده کند و هم استفاده برساند. بسیاری از مردم از گفتن نعمت هایی که خداوند به ایشان داده، خودداری می کنند و گمان می کنند که بیان آنها به معنای تکبر و تفاخر است؛ درحالی که اگر کسی از نعمت های الهی که به او داده شده، سخن بگوید و حتی به دیگران بگوید که این نعمت را خداوند به او داده است، دیگران نیز متوجه یادآوری می شوند. خداوند می فرماید: واما درباره نعمت های پروردگارت سخن بگو.
بیان نعمت باید بدور از هرگونه تفاخر و فخر فروشی باشد و صاحب نعمت همه آنها را از خداوند و فضل او بداند و خود را دراین باره هیچ کاره محسوب کند.انسان باید همواره در اندیشه باشد که نعمت های الهی چنان بی حد و حصر است که نمی تواند آنان را به شمارش در آورد چه رسد که شکرگزار آن ها باشد؛ پس می بایست به گونه ای عمل کند که بهترین شکل استفاده از نعمت باشد و شخص و جامعه را به کمال شایسته و بایسته ای برساند و زمینه رشدی همگانی را فراهم آورد.

آثار و نتایج معرفت نعمت های الهی

شناخت و معرفت عطایای رُبوبی و نعمت های بیشمار الهی ، آثار و برکات ویژه ای دارد و به دلیل همین آثار گرانبهاست که این روش در زمره روش های بسیار سودمند تربیتی قرار گرفته است. در اینجا به اجمال برخی از این نتایج را مرور می کنیم:

حمد پروردگار

ستایش خدای متعال از نخستین آثار یادآوری و معرفت نعمت های او به شمار می رود. توجه کردن به نعمت های گسترده الهی موجب می گردد فرد بی اختیار زبان خویش را به حمد و ثنای پروردگار بگشاید و از خدای خویش به نیکی یاد کند. امام علی علیه السلام خطاب به مردم، ضمن توجه دادن ایشان به گوشه ای از نعمات فراگیر الهی، آنها را به حمد زیاد او فرا می خوانند: اوصیکم ایّها النّاس بتقوی اللّه و کثره حمده علی آلائه الیکم و نعمائه علیکم و بلائه لدیکم فکم خصّکم بنعمه و ندارککم برحمه اعورتم له فسترکم و تَعَرَّضتم لاخذه فَاَمهلکم : ای مردم! من شما را به تقوای خداوند و حمد فراوان بر نعمت ها و احسان و رحمتش که بر شما فرو باریده است، سفارش می کنم. چه بسیار نعمت هایی که ویژه شما قرار داد و شما را به رحمت خویش مورد عنایت خاص گردانیده؛ شما عیب های خود را آشکار کردید و او پوشاند، و خود را در معرض مؤاخذه او قرار دادید، اما به شما مهلت داد. [۴۰]

شکرگزاری

همچنان که غفلت و فراموشی نعمت ها زمینه را برای ناسپاسی فراهم می سازد، به خاطر آوردن الطاف بی شمار الهی نیز موجبات شکر و سپاس بنده از خدای خویش را مهیا می کند. «شکر» از نظر لغوی به معنای اظهار تقدیر و تجلیل در برابر نعمت ظاهری و معنوی است که از منعم به فرد برسد . امام خمینی قدس سره در کتاب چهل حدیث خود شکر را این گونه تعریف کرده اند: شکر عبارت از یک حالت نفسانیه است که در اثر معرفت منعم و نعمت، و اینکه آن نعمت از منعم است، به وجود می آید. [۴۱] استاد شهید مرتضی مطهّری نیز در توضیح دقیق معنای شکر می فرمایند: معنی شکر این است که انسان در مقابل فردی که از او چیزی به وی رسیده است اظهار قدردانی کند و مثلاً بگوید: من ممنون هستم. آیا معنی شکر خدا همین است که بگوییم: «الهی شکر»؟ این صیغه شکر است نه خود شکر. خود شکر چیز دیگری است. و آن یک معنای دقیقی دارد که عبارت است از: قدردانی، اندازه شناسی و حق شناسی. بنده اگر بخواهد قدرشناس و شاکر باشد باید قدر نعمت های خدا را بداند؛ یعنی هر نعمتی را بداند برای چه هدفی و منظوری است و در همان مورد مصرف کند؛ مثلاً، در مورد زبان، فهماندن مقاصد خود به دیگران، تعلیم، ارشاد و نصیحت، شکر زبان است نه اینکه با زبان دروغ بگوید، تهمت بزند، به مردم آزار رساند، دشنام دهد و اشاعه فحشا کند. [۴۲]
بنابراین، معنای شکر قدردانی، اندازه شناسی و حق شناسی در مورد نعمت های خداوند است. با مراجعه به سیره اهل بیت علیهم السلام مشاهده می کنیم که آن بزرگواران زیاد نعمت های الهی را یاد می کردند و آن را زمینه شکرگزاری از خداوند قرار می دادند. هشام بن احمر می گوید: در اطراف مدینه به همراه امام موسی کاظم علیه السلام حرکت می کردم که حضرت از مرکب خود به زیر آمد و به سجده افتاد. سجده به طول انجامید تا آنکه حضرت سر بلند کرد و سوار بر مرکب گردید. عرض کردم: فدایت شوم، چرا سجده شما طولانی شد؟ فرمود: انّنی ذکرت نعمه انعم اللّه بها علی فاحببت ان اشکر ربی: به یاد یکی از نعمت هایی افتادم که پروردگار ارزانی ام داشته بود، دوست داشتم شکر آن نعمت را به جای آورم. [۴۳] یاد نعمت ها زمینه شکر و قدرشناسی از آن را فراهم کرده و موجب می شود تا فرد بهتر بتواند گوشه ای از عطایای خداوند را به دیگران معطوف سازد. با توجه به همین تأثیر است که خدای سبحان الطاف خود را به یاد رسول برگزیده خویش آورده، می فرماید: بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ

محبت و عشق به خداوند

نگاه دقیق و عمیق به نعمات الهی که خداوند به بندگان خود ارزانی داشته برای انسان عاقل نوعی علاقه و ارتباط با خالق مهربان به وجود می آورد.انسان اهل فکر و تفکر با یاد آوری نعمتهای الهی و پی بردن به ذات احدیّت ، عشق و محبت به ذات او پیدا میکند،چون یکی از خصوصیات آدمی آن است که نسبت به لطف و احسان دیگران در حق او ، ایجاد نوعی محبت و علاقه در قلب خود نسبت به کرده و می پروراند و در پرتو آن، به صفات احسان کننده نزدیک میشود و سعی میکند تا با او انس و دوستی داشته باشد ، حال اگر این احسان کننده خدای متعالی باشد که نعمت حیات ، عقل، خانواده، سلامتی و بی نهایت نعمتهای که به ما لطف کرده است ؛ انسان با وجدان را عاشق و مطیع خود میکند و به طور ناخواسته در شخص عاشق تجلّی می یابد.بر این اساس، اگر فردی به موجودی با کمال محبت ورزد، کمال محبوب به وی تسّری می یابد و چنانچه محبت خود را معطوف به موجودی پست و عاری از کمالات ارزشمند سازد، در اندک زمانی تجلّی صفات وی را در خود احساس خواهد کرد. جابر جعفی از امام باقر(علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ فِیکَ خَیْرا فَانْظُرْ إِلَی قَلْبِکَ فَإِنْ کَانَ یُحِبُّ أَهْلَ طَاعَهِ اللَّهِ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ وَ یُبْغِضُ أَهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفِیکَ خَیْرٌ وَ اللَّهُ یُحِبُّکَ وَ إِذَا کَانَ یُبْغِضُ أَهْلَ طَاعَهِ اللَّهِ وَ یُحِبُّ أَهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فِیکَ خَیْرٌ وَ اللَّهُ یُبْغِضُکَ وَ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ ؛ هر گاه می خواهی بدانی در تو خیری هست به دلت نگاه کن، اگر بندگان مطیع خدا را دوست می دارد و معصیت کاران را از خود طرد می کند، در تو خیری وجود دارد و خداوند شما را دوست می دارد. اما از آن طرف، اگر مشاهده کردی دلت همواره با معصیت کاران می باشد و به آنها تمایل دارد و با دوستان خدا و اهل طاعت بغض و کینه نموده و آنها را دوست نمی دارد، بدان در تو خیری نیست و خداوند دشمن تو می باشد، و آدمی با کسی که دوست دارد محشور است. [۴۴]
عشق و محبت به خداوند متعال رمز آراسته شدن فرد به صفات الهی است و او می تواند با تقویت محبت خویش به خدا بدون احساس ملالت و دشواری، خود را مزیّن به صفات ارزشمند الهی سازد. چگونه می توان عاشق خدا شد و محبت واقعی او را در دل خود جای داد؟ این سؤالی است که پیامبران بزرگی همچون داود و موسی (علیهماالسلام) از خدای خویش پرسیده اند. آن گاه که خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد: احببنی و حبّبنی الی خلقی. قال موسی: یا ربّ انّک لتعلم انه لیس احدٌ احبّ الی منک، فکیف لی بقلوب العباد؟ فاوحی اللّه الیه: فذکّرهم نعمتی و آلایی فانّهم لایذکرون منّی الّا خیرا؛ مرا دوست بدار و مرا محبوب مخلوقاتم گردان. موسی گفت: پروردگارا تو می دانی که کسی محبوب تر از تو در نزد من نیست. اما چگونه دل بندگانت را متوجه تو سازم؟ پس خدا به او وحی کرد: نعمتم را به یاد ایشان آور که آنان مرا جز به خیر یاد نخواهند کرد. [۴۵] خداوند متعال در پاسخ به همین سؤال حضرت داود نیز رمز محبت خدا را خاطرنشان کردن نعمت ها برای مردم دانسته است: اذکرهم ایادی عندهم، فانّک اذا ذکرت ذلک لهم احبّونی ؛ نعمت های مرا به یاد ایشان آور؛ چراکه هر گاه چنین کنی مرا دوست خواهند داشت. [۴۶]
اینکه در ادعیه شورانگیزی همچون «مناجات شعبانیه»، دعای «عرفه»، دعای «کمیل» و دعای «ندبه» از این روش استفاده شده، دلیل بر اهمیت آن در جهت تشدید محبت الهی است.

عبادت

معرفت نعمت های خداوند زمینه را برای عبادت و بندگی او فراهم می سازد. از این رو، خدای متعال پس از متذکر شدن اعطای نعمت کوثر به پیامبر خویش، او را به انجام عباداتی همچون نماز و قربانی کردن فرامی خواند: اِءنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ؛ ما به تو کوثر [خیر و برکت فراوان] عطا کردیم! پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن!
عبادتی که با یاد نعمت های خداوند و به شکرانه آن تحقق یابد، برترین نوع عبادت محسوب می شود؛ چنان که امیرمؤمنان (علیه السلام)فرمودند: انَّ قَوْما عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْما عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْما عَبَدُوا اللَّهَ شُکْرا فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْأَحْرَارِ؛ گروهی در عبادت و اطاعت انگیزه رغبت و میل دارند و برای دست یابی به منافع اخروی خدا را عبادت می نمایند که این رقم عبادت، عبادت تجّار و بازرگانان است که هدفْ سودجویی است. گروهی دیگر به خاطر ترس از عذاب، خدا را عبادت می کنند، این هم عبادت بردگان است. گروهی هم از روی شکر و انگیزه سپاس از نعمت های فراوان خداوندی عبادت خود را انجام می دهند و این عبادت آزادمردان است. [۴۷]

تقوا

یاد نعمت های الهی حیایی ایجاد می کند که فرد را از ارتکاب گناه بازمی دارد. امام علی علیه السلام در بیان ارتباط یاد کردن نعمت ها و تقوا می فرمایند: فاتّقوا اللّه الّذی نفعکم بموعظته و وعظکم برسالته و امْتَنَّ علیکم بنعمته؛ پس بترسید از خدایی که شما را از موعظت خود بهره مند ساخت، و با فرستادن ـ پیامبرانش ـ پند داد، و با نعمت خود رشته منت به گردنتان انداخت. [۴۸]. در حدیثی دیگر، آن حضرت خودداری از گناه را کمترین حقی می دانند که فرد موظف به رعایت آن در برابر نعمت های الهی است: اقل ما یلزمکم اللّه الّا تستعینوا بنعمه علی معاصیه؛ کمترین چیزی که باید شما آن را ملاحظه کنید آن است که با نعمت های خداوند او را نافرمانی نکنید. [۴۹]
تأثیر به خاطر آوردن نعمات الهی در پیش گیری از گناه، به خوبی در داستان حضرت یوسف علیه السلام قابل مشاهده است. خداوند این ماجرا را چنین ترسیم می کند: وَ رَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَن نِفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ ؛ و آن زن که یوسف در خانه او بود، از او تمنّای کامجویی کرد؛ درها را بست و گفت: بیا (به سوی آنچه برای تو مهیاست!) (یوسف) گفت: پناه می برم به خدا! او صاحب نعمت من است؛ مقام مرا گرامی داشته؛ مسلّما ظالمان رستگار نمی شوند. [۵۰]. بنابراین، در موقعیتی که همه چیز برای ارتکاب گناه فراهم بود، یاد نعمت خدا که او را از قعر چاه به اوج رسانده بود، مانع انجام نافرمانی خدا شد.
امام علی علیه السلام در حدیثی بسیار دقیق می فرمایند : ما زالَتْ نِعمَهٌ و لا نَضارَهُ عَیشٍ إلاّ بذُنوبٍ اجتَرَحُوا ، إنّ اللّه َ لَیسَ بِظَلاَّمٍ لِلعَبیدِ : هیچ نعمتى و هیچ خرّمى زندگى اى زایل نشد، مگر به سبب گناهانى که مرتکب شدند ؛ زیرا خداوند به بندگان ستم نمى کند. [۵۱] امام صادق علیه السلام : ما أنعَمَ اللّه ُ على عبدٍ نِعمَهً فَسَلَبَها إیّاهُ حتّى یُذنِبَ ذَنباً یَستَحِقُّ بذلکَ السَّلبَ : خداوند هر نعمتى را که به بنده اى داد از او نگرفت مگر به سبب گناهى که سزاوار سلب آن نعمت شد. [۵۲]

امیدواری

فردی که متذکر نعمات گسترده الهی در سراسر عمر گذشته خویش است، دغدغه ای در مورد آینده نداشته و با کمال امیدواری به آینده می نگرد. امید به آینده که در پرتو یادآوری نعمت ها میسر می شود، منحصر به زندگی کوتاه دنیوی نیست و حیات جاودان پس از مرگ را نیز دربر می گیرد. بر این اساس، در ادعیه معصومان علیهم السلام مشاهده می کنیم که آن بزرگواران هرگونه نگرانی در مورد آینده را با نگاه به گذشته سرشار از لطف الهی، از دل می زدایند. برای مثال، ائمّه اطهار علیهم السلام در مناجات دلنشین «شعبانیه» چنین زمزمه می کنند: الهی لم یزل برّک علی ایّام حیوتی فلا تقطع برّک عنّی فی مماتی. الهی کیف آیس من حسن نظرک لی بعد مماتی و انت لم تُوَلّنی الّا الجمیل فی حیاتی؛ خدایا پیوسته در دوران زندگی نیکی تو بر من می رسد، پس نیکی ات را در هنگام مرگ از من مگیر. خدایا من چگونه مأیوس شوم از اینکه پس از مرگ مورد حسن نظر تو واقع گردم، در صورتی که در دوران زندگی ام جز به نیکی سرپرستی ام نکردی. [۵۳].

فلاح و رستگاری

ثمره نهایی یادآوری نعمت های خداوند متعال؛ فلاح است. «فلاح» به معنای نجات از شرور و ادراک خیر و صلاح است که معادل آن در فارسی، واژه «رستگاری» می باشد.آثار و برکات پیش گفته که در اثر به خاطر آوردن نعمت ها حاصل شده بود، زمینه موفقیت نهایی و نیل به سعادت را برای متربّی فراهم می سازد. از این رو، خداوند متعال به بندگان ذاکر بشارت می دهد و می فرماید: فَاذْکُرُواْ آلاء اللّهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛ پس نعمت های خدا را به یاد آورید، شاید رستگار شوید. چرا که انسان عاقل و باوجدان با دقت و تدبّر در نعمت های الهی قطعا مسیر زندگی الهی به رویش باز خواهد شد و همه چیز را نعمت از جانب خدا خواهد دید و این راه خداشناسی از بهترین راههای معرفت یکتا پرستی و ربوبیّت است.

نتیجه و ثمره

توجه و معرفت نعمت های الهی از بهترین معروف ها است
یکی از بهترین راه های خداشناسی توجه به نعمت های الهی است و ثمره این توجه و معرفت عبادت خدا و تقوا بود و گفته شد برای شکرگذاری حتما باید شناخت دقیقی از نعمت ها و منعم واقعی داشته باشیم وگفتیم که کفران نعمت به نشناختن منعم و استفاده نکردن نعمت هایت او در راستای فرمان و رضایت او می‌گوید باشد لذا کفران نعمت و نشناختن منعم حقیقی منکری بزرگ است که انسان را به ضلالت و گمراهی می کشاند همانطور که معرفت نعمت های الهی معروفی است که ما را به راه راست و مستقیم و راه نعمت یافتگان هدایت میکند پس لذا توجه به نعمت هایش الهی معروفی است که‌ ارزش والایی دارد چرا من خودش امر به خوبی و نیکی است و چه معروفی بهتر از شناخت حضرت حق.
اساس و ریشه امر به معروف و نهی از منکر شناخت الهی و دین الهی و رسیدن به کمال و انسانیت است تا در پرتو این همه انسان خودش زندگی راحت و الهی داشته باشد و همچنین اینکه در اجتماع منشا خوبی و انسانیت باشد

مقالات

ضرورت شکرگزارى از نعمت هاى معنوی : آیت اللّه علّامه محمّدتقى مصباح
روش تربیتی یادآوری نعمت ها : هادی حسین خانی نایینی
تفکر پیرامون نعمت های الهی :مجله معرفت، شماره ۵۰ ، مصباح یزدی
نعمت شناسی ، مجله معارف اسلامی شماره ۷۰

کتب

نعمت های الهی: استاد حسین انصاریان
توکل به خدا - نعمت های الهی: برگرفته از آیات قرآن کریم و برگزیده احادیث ۱۴ معصوم (ع) و مطالبی از صحیفه سجادیه .
مبانی شناخت خدا /محمدی ری شهری
تفسیر تسنیم ٬ آیت الله جوادی آملی آیات مرتبط با نعمت

فهرست منابع

قرآن کریم
نهج البلاغه
کافی جلد2
مفاتیح الجنان
مناجات شعبانیه
بحارالانوار جلد۶۷
آشنایی با قرآن جلد ۳
تحف العقول
فروع کافی جلد ۶
امالی طوسی
المفردات فی غریب القرآن جلد ۱
غررالحکم
نزههالناظر وتنبیه الخاطر
نورالثقلین جلد۴
تحف العقول

پانویس

  1. المفردات فی غریب القرآن جلد ۱ صفحه ۴۹۹
  2. سوره نحل آیه ۸۱
  3. - کافی جلد۲ صفحه ۳۱۶
  4. - بحارالانوار جلد ۶۴ صفحه ۱۴۷
  5. سوره فاطر آیه ۳
  6. - سوره اعراف آیه ۷۴
  7. سوره بقره آیات ۴۰،٬۴۷٬۱۲۲
  8. - سوره زخرف آیه۱۳
  9. - سوره بقره آیه ۲۳۱
  10. - سوره اعراف آیه. ۶۹
  11. - سوره ال عمران آیه ۳
  12. - نهج البلاغه خطبه ۱
  13. نهج البلاغه خطبه۱۷۸
  14. بحارالانوار جلد ۷۱ صفحه ۵۶
  15. - بحارالانوار جلد ۷۱ صفحه ۴۲
  16. - نهج البلاغه خطبه ۱۷۸
  17. - غررالحکم حدیث.۵۴۱۷
  18. - غررالحکم حدیث ۹۳۱۴
  19. - غررالحکم حدیث ۱۵۳۳
  20. - کافی جلد ۲ صفحه ۲۶۸
  21. - غررالحکم حدیث ۳۵۹۹
  22. - بحارالانوار جلد صفحه. ۵۱
  23. - کلمهالامام الحسن ع صفحه.۹۱۳
  24. - غررالحکم حدیث ۵۷۰۵
  25. - نزههالناظر وتنبیه الخاطر صفحه ۸۰
  26. - سوره لقمان آیه ۲۰
  27. - مجمع البیان جلد ۴ صفحه ۳۲۰
  28. - همان
  29. - نورالثقلین جلد۴ صفحه ۲۱۲
  30. - سوره ضحی ایات ۶_۱۱
  31. - ال عمران آیه.۱۰۳
  32. - نهج البلاغه خطبه ۱۸۵
  33. - تحف العقول صفحه ۲۴۷
  34. - مجمع البیان جلد ۱۰ صفحه ۱۵۰
  35. - نهج البلاغه نامه. ۶۹
  36. - فروع کافی جلد ۶ صفحه ۴۳۸
  37. - همان
  38. - امالی طوسی صفحه. ۲۷۵
  39. - کافی جلد ۶ صفحه ۴۳۹
  40. - نهج البلاغه خطبه ۱۸۸
  41. - چهل حدیث صفحه ۲۴۹
  42. - آشنایی با قرآن جلد ۳ صفحه ۱۲
  43. - بحارالانوار، جلد ۴۸ صفحه ۱۶۱
  44. - بحارالانوار جلد ۶۶ صفحه ۲۴۸
  45. - همان، جلد ۱۳ صفحه ۳۵۲
  46. - همان، جلد۱۴ صفحه ۳۸
  47. - بحارالانوار جلد۶۷ صفحه ۱۹۶
  48. - نهج البلاغه خ 198
  49. - نهج البلاغه، حکمت ۳۳۰
  50. - یوسف آیه ۲۳
  51. - خصال صفحه.۶۲۴
  52. - کافی جلد۲ صفحه ۲۷۴
  53. مفاتیح الجنان ، مناجات شعبانیّه.