فرهنگ مصادیق:قضاء حوائج مسلمین

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از قضاء حوائج مسلمین)
پرش به: ناوبری، جستجو
قضاء حوائج مسلمین

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ اهتمام در ثواب قضای حوائج مسلمین و اعانت بر ایشان
۲ انواع حوائج و آثار کوتاهی در رفع آن
۳ چهل حدیث « کارگشایی »
۴ مقامات العلیه
۵ فضایل اخلاقی
۶ کارگشائی و خدمت به مردم
۷ روابط مؤمنین با یکدیگر در کتاب اصول کافی

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ پرداخت خمس زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد
۲ پرونده سازی (ثبت و نگهداری عیوب مسلمان)
۳ تخریب قبر مسلمان
۴ تشریح بدن مسلمان
۵ دروغ بستن بر غیر مسلمان
۶ دروغ بستن بر مسلمان
۷ دریافت ربا از مسلمان
۸ دفن مسلمان در گورستان کفار
۹ رجوع به قاضی غیر مسلمان در دعاوی مسلمین
۱۰ زنا با مسلمان
۱۱ سرزنش مسلمان
۱۲ نبش قبر مسلمان
۱۳ ازدواج دائم مرد مسلمان با بهائی
۱۴ ازدواج دائم مرد مسلمان با فرق انحرافی
۱۵ ازدواج دائم مرد مسلمان با کفار
۱۶ ازدواج زن مسلمان با کفار
۱۷ ازدواج زن مسلمان با نواصب
۱۸ بی اعتنایی به قرآن
۱۹ پیمان شکنی با دولت‌های غیر مسلمان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

برآوردن حوائج مسلمین

ضد رذیله مذکور روا کردن حوائج مسلمین و سعی در برآوردن مقاصد و مهمات آنهاست. و این از بزرگترین موارد و مصداقهای خیرخواهی (نصیحت) است، و ثواب بجاآوردن آن بیحد است.


رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «من قضی لاخیه المؤمن حاجة، فکانما عبد الله دهره»

«هر که حاجت برادر مؤمن خویش بر آورد، چنانست که در همه عمر خود خدا را عبادت کرده است» .

و فرمود: «من مشی فی حاجة اخیه ساعة من لیل او نهار، قضاها او لم یقضها، کان خیرا له من اعتکاف شهرین» «هر که در راه حاجت برادر مؤمنش ساعتی از شب یا روز گام بردارد، خواه آن حاجت را برآورد یا نه، برای او از اعتکاف دو ماه بهتر است» .

و امام باقر علیه السلام فرمود: «خدای عز و جل به موسی علیه السلام وحی کرد: بعضی از بندگان من با حسنه‌ای به من تقرب جوید و من بهشت را در اختیار او می‌گذارم، موسی پرسید: پروردگارا آن حسنه کدام است؟ فرمود همراه برادر مؤمنش در راه بر آوردن حاجت او گام بردارد، خواه آن حاجت برآورده شود یا نشود» .

و فرمود: «هر که در راه حاجت برادر مسلمان خود گام بردارد، خداوند سایه ۷۵ هزار فرشته را بر او خواهد افکند، و هیچ قدمی برنمی دارد مگر خدا برای او حسنه‌ای می‌نویسد، و سیئه‌ای را از او می‌زداید، و درجه او را بلند می‌گرداند، و چون از حاجت او فارغ شود خدای عز و جل اجر حج و عمره برای او ثبت می‌کند» .

و فرمود: «ان المؤمن لترد علیه الحاجة لاخیه فلا تکون عنده فیهتم بها قلبه، فیدخله الله تبارک و تعالی بهمه الجنة» «گاهی مؤمن حاجتی از برادرش به او آورده می‌شود و نمی‌تواند روا کند ولی دل او به آن مشغول می‌شود و در اندیشه آن است، خدای تبارک و تعالی او را به سبب همین اندیشه و اهتمام به بهشت می‌برد» .

و امام صادق علیه السلام فرمود: «هر که حاجتی از برادر مؤمن خود را برآورد خدای تعالی در روز قیامت صد هزار حاجت او را برمی آورد که نخستین آنها بهشت است، و یکی دیگر این است که خویشان و آشنایان و برادران او را داخل بهشت

می‌کند، بشرط آنکه ناصبی (دشمن اهل بیت) نباشند» .

و فرمود: «ان الله تعالی خلق خلقا من خلقه انتجبهم لقضاء حوائج فقراء شیعتنا لیثیبهم علی ذلک الجنة، فان استطعت ان تکون منهم فکن» .

«خدای تعالی از مخلوق خود گروهی را آفریده و آنان را برای بر آوردن حوائج شیعیان فقیر ما برگزیده تا برای این کار بهشت را به ایشان پاداش دهد. پس اگر توانی از آنها باش» .

و فرمود: «قضاء حاجة المؤمن خیر من عتق الف رقبة، و خیر من حملان الف فرس فی سبیل الله» «برآوردن حاجت مؤمن از آزاد کردن هزار بنده و بار کردن هزار اسب در راه خدا برای جهاد بهتر است» .

و فرمود: «لقضاء حاجة امری ء مؤمن احب الی الله تعالی من عشرین حجة، کل حجة ینفق فیها صاحبها مائة الف» «برآوردن حاجت مؤمنی در نزد خدا محبوبتر است از بیست حج که صاحب آن در هر حجی صد هزار [دینار یا درهم] خرج کند» .

و فرمود: «هر که این خانه (کعبه) را طواف کند شش هزار حسنه برای او نوشته می‌شود و شش هزار سیئه از او محو می‌گردد و شش هزار درجه بالا می‌رود و چون نزدیک ملتزم رسد هفت در بهشت بر او گشوده می‌شود» ، عرض کردم:

فدایت شوم! این همه فضیلت برای طواف است! فرمود: «بلی! ترا به بهتر از این خبر دهم: بر آوردن حاجت مسلمانی افضل است از طوافی و طوافی و طوافی تا به ده طواف رسد» .

و فرمود: تنافسوا فی المعروف لاخوانکم، و کونوا من اهله، فان للجنة بابا یقال له المعروف، لا یدخله الا من اصطنع المعروف فی الحیاة الدنیا، فان العبد لیمشی فی حاجة اخیه المؤمن، فیوکل الله عز و جل به ملکین، واحدا عن یمینه و آخر عن شماله، یستغفران

له ربه، و یدعوان بقضاء حاجته» . . . ثم قال: «و الله لرسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اسر بقضاء حاجة المؤمن اذا وصلت الیه من صاحب الحاجة» در نیکی به برادران خود با یکدیگر مسابقه گذارید، و اهل نیکی باشید، که بهشت را دری است به نام معروف (نیکی) که جز کسی که در زندگی دنیا نیکی کرده داخل آن نمی‌شود، و چون بنده در راه برآوردن حاجت برادر مؤمن خود گام بردارد خدای عز و جل دو فرشته بر او می‌گمارد، یکی در جانب راست و دیگری در طرف چپ او، که برایش از پروردگار آمرزش خواهند و برای روا شدن حاجت او دعا کنند» . . . آنگاه فرمود: «به خدا قسم وقتی مؤمن به حاجتش رسد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خود او خوشحال تر است» .

و فرمود: «ما قضی مسلم لمسلم حاجة الا ناداه الله تعالی: علی ثوابک، و لا ارضی لک بدون الجنة» «هیچ مسلمانی حاجت مسلمانی را روا نمی‌کند مگر اینکه خدای تعالی به او خطاب می‌کند که: ثواب تو به عهده من است، و به غیر از بهشت چیزی را برای تو نمی‌پسندم» .

و فرمود: «ایما مؤمن اتی اخاه فی حاجة فانما ذلک رحمة من الله ساقها الیه و سببها له فان قضی حاجته کان قد قبل الرحمة بقبولها، و ان رده عن حاجته و هو یقدر علی قضائها فانما رد عن نفسه رحمة من الله عز و جل ساقها الیه و سببها له، و ذخر الله تلک الرحمة الی یوم القیامة حتی تکون المردود عن حاجته هو الحاکم فیها، ان شاء صرفها الی نفسه، و ان شاء صرفها الی غیره»

«هر مؤمنی که برای حاجتی نزد برادر خود رود رحمتی است که خدا آن را به سوی او فرستاده و برای او سبب ساخته است، پس اگر آن حاجت را برآورد رحمت را قبول کرده است، و اگر حاجت او را رد کند، با وجود اینکه می‌تواند برآورد، رحمتی را که خدای عز و جل به سوی او فرستاده و برای او سبب ساخته رد کرده است، و خدای عز و جل آن رحمت را تا روز قیامت ذخیره کند تا کسی که

حاجتش رد شده دربارهٔ آن حکم کند، اگر خواهد آن را به خود برگرداند و اگر خواهد به دیگری واگذار کند» .

سپس امام به راوی فرمود: «به نظر تو چون روز قیامت شود، این شخص رحمتی را که از جانب خدا برایش روا گشته به چه کسی وا می‌گذارد؟» راوی گفت:

گمان دارم آن را به خود برمی گرداند، فرمود: «گمان مبر! بلکه یقین داشته باش، که هرگز آن رحمت را از خود نمی‌گرداند» .

و فرمود: «من مشی فی حاجة اخیه المؤمن یطلب بذلک ما عند الله حتی تقضی له کتب الله عز و جل له بذلک مثل اجر حجة و عمرة مبرورتین، و صوم شهرین من اشهر الحرم و اعتکافهما فی المسجد الحرام، و من مشی فیها بنیة و لم تقض، کتب الله له بذلک مثل حجة مبرورة، فارغبوا فی الخیر» «هر که در راه حاجت برادر مؤمنش برای خدا گام بردارد تا آن را بر آورد، خدای عز و جل ثواب حج و عمره مقبول و روزه دو ماه حرام و اعتکاف آن دو ماه در مسجد الحرام را برای او می‌نویسد. و هر کس به نیت روا کردن اجت برادر خود گام بردارد و آن حاجت بر آورده نشود ثواب یک حج مقبول برایش می‌نویسد، پس در کار خیر رغبت کنید» .

و فرمود: «لان امشی فی حاجة اخ لی مسلم احب الی من ان اعتق الف نسمة، و احمل فی سبیل الله علی الف فرس مسرجه ملجمة» «این را که در راه بر آوردن حاجت برادر مسلمانم گام بردارم دوستتر دارم از اینکه هزار بنده آزاد کنم و هزار اسب زین و لجام کرده در راه خدا (یعنی به جهاد) بفرستم» .
و فرمود: «هر که برای خدا در راه حاجت برادر مسلمانش بکوشد، خدای عز و جل برای او هزار هزار حسنه نویسد، که به سبب آن خویشان و همسایگان و برادران و آشنایانش آمرزیده شوند، و اگر کسی در دنیا به او نیکی کرده باشد روز قیامت به او گویند: به آتش در آی و هر که را که در دنیا به تو نیکی کرده یافتی به اذن خدای عز و جل بیرون آر، مگر اینکه ناصبی باشد» .

و امام موسی بن جعفر علیهما السلام فرمود: «ان لله عبادا فی الارض یسعون فی حوائج الناس، هم الامنون یوم القیامة. و من ادخل علی مؤمن سرورا، فرح الله قلبه یوم القیامة»

«برای خدا در زمین بندگانی است که در حاجات مردم می‌کوشند، اینان در روز قیامت ایمنند. و هر که مؤمنی را شاد سازد خدا روز قیامت دلش را شاد و خوش گرداند» .

و اخباری که با این مضامین رسیده بسیار است، و آنچه ذکر کردیم برای تشویق و ترغیب طالبان برآوردن حوائج مؤمنان کافی است. و از چیزهائی که بر مدح و شرافت آن دلالت دارد اخباری است که در ثواب اطعام و سیراب کردن مؤمن و پوشاندن او وارد شده است، چنانکه خواهد آمد.

و از آنهاست:
۳. این حدیث را با «وسائل»: کتاب امر به معروف، باب استحباب قضاء حاجت مؤمن تصحیح کردیم.. ملتزم، قسمتی است از دیوار خانه کعبه. این احادیث را با «اصول کافی»: باب بر آوردن حاجت مؤمن، و باب سعی در حاجت مؤمن، تصحیح کردیم

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت: 95/05/20