فرهنگ مصادیق:قبول داوری قرآن در اختلافات علمی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
قبول داوری قرآن در اختلافات علمی

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ج۱
۲ پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ج۲
۳ پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ج۳

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ اعراض از قرآن
۲ اهانت به قرآن کریم
۳ بی اعتنایی به قرآن
۴ تبلیغ علیه قرآن
۵ تحریف لفظی قرآن
۶ تحریف معنوی قرآن کریم
۷ تردید در عقاید قرآنی
۸ تفسیر قرآن به رای
۹ رد احکام قرآن
۱۰ شرط خلاف قرآن در معاملات
۱۱ لمس خط قرآن بدون وضو
۱۲ لمس خطوط قرآن بدون غسل واجب
۱۳ تدبر در قرآن
۱۴ تلاوت قرآن
۱۵ حفظ قرآن (غیر از یادسپاری)
۱۶ سجده واجب قرآن
۱۷ قبول داوری قرآن در اختلافات حقوقی
۱۸ قبول اموال مجهول المالک از سلطان جائر
۱۹ قبول یاری دیگران در امور واجب
۲۰ قبول مسئولیت از طرف دولت های ظالم
۲۱ قبول احکام تکلیفی
۲۲ قبول احکام وضعی
۲۳ قبول تقسیم مال مشترک
۲۴ قبول جزیه از اهل کتاب
۲۵ قبول حکم حکومتی
۲۶ قبول خواستگار مناسب
۲۷ قبول داوری قرآن در اختلافات حقوقی
۲۸ قبول قاضی منصوب امام

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:صالح دیانت
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم -95/11/14
کلیدواژه :پذیرش، داوری، قرآن، حاکم، قضاوت، طاغوت، اختلاف

محتویات

مقدمه

اختلاف و کشمکش، از اولین پدیده ها و پیامدهای زندگی گروهی و جمعی انسان هاست. تفاوت استعدادها و توانمندی های انسان ها از یک سو و غریزه برتری جویی افراد و سلطه طلبی آن ها از سوی دیگر، بستر مشاجرات را فراهم می سازد. پیدایش نزاع و اختلاف، اگرچه در ابتدا ناخواسته و در مواردی طبیعی است، اما حل اختلاف امری مطلوب و خواست باطنی عموم انسان هاست. [۱]
دراختلافات آنچه مهم می نماید مراجعه به یک مرجع برای حل کشمکش هاست. برای نمونه در اختلافات حقوقی و کیفری به دادگاه و قاضی مربوط مراجعه می شود، در درگیری های خانوادگی به دادگاه خانواده و... . حال پرسش این است که برای گشودن گره ها و حل نزاع های علمی چه باید کرد و به کجا باید مراجعه نمود؟
پاسخ اینست که اگر آن مساله جزء مباحث عقلی بود، به عقل و اگر جزء مباحث حسی و تجربی بود، به حواس و تجربه و آزمایشگاه مراجعه می شود. اما اگر جزء هیچ کدام از این مباحث نبود، وظیفه چیست؟ به شهادت آیات قرآن، در این گونه موارد، کتاب خدا بهترین مرجع خواهد بود [۲].

تعریف اختلاف

در یک دسته بندی کلی می توان اختلافها را به دو دسته تقسیم نمود:
1- اختلافهای حقوقی: که مرجع آن دادگاه است و طرفین باید به دادگاه و قاضی مراجعه کنند.
2- اختلافهای علمی: همانند اختلاف در مباحث اعتقادی، علوم تجربی و همانند آن. در این نوشته اینگونه اختلاف مورد بحث قرار می گیرد.

جامعیت قرآن درپاسخگویی علمی

آیا تمام حقایق جهان، دانش ها و معارف تجربی، ریاضی، کلامی، فلسفی، عرفانی و مانند آن در قرآن به طور مفصل بیان شده است و قرآن در همه این علوم می تواند مرجع حل اختلاف باشد، یا اینکه تنها دسته ای از مباحث علمی را مورد توجه قرار داده است؟
در مورد معنای جامعیت قرآن در مباحث علمی بین بزرگان اختلاف است. [۳] بر اساس ظاهر برخی آیات و روایات قرآن جامع همه ما یحتاج انسانهاست. از این رو برخی گمان کرده اند که قرآن در بر دارنده همه علوم - حتی علوم ریاضی و... – می باشد.
از امام رضا علیه السلام نقل است که فرمودند: خدای عزوجل قرآن را بر پیامبرش نازل کرد. در آن از همه چیز به طور کامل پرده برداشته، حلال و حرام و حدود و احکام و همه ما یحتاج انسانها به طور کامل بیان گردیده، (همانگونه که) خدای بزرگ فرمود: ما هیچ چیز را در این کتاب، فرو گذار نکردیم. [۴]
اما برخی دیگر بر این باورند که قرآن برای ارائه برنامه هایی نازل شده است که در پرتو عمل به آنها، بشر زندگی کاملی خواهد داشت. قرآن جامع است اما در مورد اصول معارف و احکام و اخلاق بشر. قرآن در جایگاه آن دسته از علوم بشری نیست که انسانها با خرد و عقل خویش به آن دست می یابند. [۵] هرچند در برخی موارد بنابر حکمتی، به پاره ای از مسائل علوم بشری اشاره می فرماید.
و دسته ی سومی قائلند: اگر مقصود از "کتاب مبین"، حقیقت اُمّ الکتاب قرآن است یا مقصود از آن، تفسیر و تأویل قرآن است که نزد اهل بیت سلام الله علیهم است، این مطلب که هر علمی ولو آنکه مربوط به سعادت بشر نباشد، در کتاب مبین است، سخن درستی است ولی چنین مطلبی از بحث کنونی خارج است؛ زیرا سخن در این است که در مرحله نازل قرآن که عربی مبین است، آیا علم به همه چیز وجود دارد به نحوی که بتوانیم با اجتهاد عادی و تفسیر بشری آن را به دست بیاوریم؟ پاسخ منفی است. [۶]
در یک جمع بندی کلی می توان گفت: مدلول الفاظ قرآن این مطلب را نمی رساندکه این کتاب الهی پیرامون همه علوم _ حتی فرمولهای ریاضی و فیزیک و شیمی _ سخن گفته باشد. اما در صورت پذیرفتن این ادعا باید اذعان کرد که دلالت قرآن بر همه علوم، از طریق دلالت لفظی نخواهد بود؛ بلکه با اشاراتی است که فهم متعارف مخاطبان از آن محروم است. [۷] بنابراین جامعیت مطلق قرآن در علوم الهی با توجه به تفسیر پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل البیت علیهم السلام پذیرفتنی است. [۸]

وجوب قبول داوری قرآن

دستور صریح و شفاف قرآن است

قرآن کریم به مومنان دستور می دهد که از خدا و رسولش و اولی الامر اطاعت کنید. و اگر در چیزی نزاع کردید، آن را به خدا و پیامبرش ارجاع دهید (و از آنها داوری بخوابید) اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید... . [۹] در همه اختلافها مرجع خداست. [۱۰]

علوم بشری ناقص و ناکار آمد است

علوم بشری چون به عقل انسان، حس و تجربه او وابسته است، افق محدودی خواهد داشت. قرآن کریم در این باره می فرماید: خداوند بحقّ داورى مى کند، و معبودهایى را که غیر از او مى خوانند هیچ گونه مبنایی برای داورى ندارند، خداوند شنوا و بیناست! [۱۱]
علوم بشری برای جهان پس از مرگ و جزئیات آن یا سخنی ندارد و یا بسیار محدود خواهد بود. اما قرآن کریم پیرامون آن تا حد نیاز سخن رانده است.
همچنین یکی از دعواهای بشر اینست که آیا در ورای این امور ظاهری، باطن و غیبی هم وجود دارد یا خیر؟ قرآن کریم به این نزاع پایان می دهد و می فرماید: « الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ» [۱۲] یعنی متقین کسانی هستند که به غیب ایمان دارند.

هدر رفتن توانها و فرصتها

در صورت حل نشدن اختلاف نیروهای انسانی و توانهای مالی به جای اینکه در راستای پیشرفت و اتحاد صرف شود، برای گشودن نزاع های علمی هدر خواهد رفت. در حالی که با مراجعه به سخن قرآن، می توان اختلافات را با زمان کمتر و متقن تر حل و فصل نمود.
با این حساب چگونه می توان غیر خدا را حاکم و داور قرار داد، در حالی که قرآن کریم به طور مفصل مباحث مورد نیاز را بیان فرموده و حتی غیر مسلمان هم به بزرگی آن پی برده اند. پس شایسته نیست که احدی از مسلمین نسبت به آن شک و تردید داشته باشد. [۱۳]

اهداف آیات علمی قرآن

خدای متعال حکیم است. در همه افعالش هدفی را دنبال می کند. بهترین غرضی که خدای حکیم دارد شناساندن خود به بندگانش می باشد. حتی در آیه ای می فرماید که آفرینش آسمانها و زمین (با این عظمت) و اختلاف زبانها و رنگها (با این ظرافت) از نشانه های خداست (که با آنها می توان خدا را یافت). [۱۴]

توحید در پرتو طبیعت شناسی [۱۵]

قرآن در بیش از 750 آیه به پدیده های طبیعی اشاره دارد؛ در بیشتر این آیات به تدبر و مطالعه کتاب آفرینش سفارش شده است.
نزول این آیات، برای پی بردن به عظمت خالق و در نتیجه نزدیک شدن به اوست. چون پدیده های طبیعی آیات و نشانه های خداوند هستند و شناخت آنها به منزله آیت شناسی تلقی می شود و ما را به آفریننده آیات رهنمون می شوند.
قرآن وارد مسائل هستی شناسی شده در درجه نخست، برای پی بردن به عظمت و قدرت خالق این آثار است. علامه طباطبایی ره می فرماید: «آری، قرآن مجید به این علوم (طبیعی) دعوت می کند به این شرط که به حق و حقیقت رهنما گردند ... وگرنه علمی که انسان را سرگرم خود ساخته، از شناختن حق و حقیقت باز دارد، در قاموس قرآن با جهل مرادف است.» [۱۶]

پی بردن به معجزه بودن این کتاب

یعنی آنگاه که دانشِ روز مطالب بیان شده در قرآن را از لحاظ علمی ثابت کند و یا برای نتایج علمی بدست آمده مویدی از قرآن بیابد، چنین نتیجه می گیرد که قرآن کتابی آسمانی است؛ زیرا با اینکه سخنان او مربوط به 14 قرن پیش می باشد، اما مطالب دقیق علمی را مطرح نموده؛ و اگر ساخته و پرداخته بشر بود هرگز نمی توانست چنین نکاتی را بیان نماید.

اثبات معاد [۱۷]

بخش عمده ای از آیات علمی قرآن اشاره دارد به اینکه دنیا با همه مظاهرش، مزرعه آخرت است. آیات قرآن در آیات متعددی به گذرا بودن و زوال دنیا اشاره می فرماید تا کسی بدان دل نبندد و لذاتش را ماندنی نپندارد. برای نمونه می فرماید: « فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ * خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ * یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِب * إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِر» [۱۸]

بهره بردن از نعمتهای طبیعی

در برخی از آیات که از پدیده های طبیعی سخن گفته، اشاره ای به فایده های آن نیز داشته که نشان می دهد خداوند آنها را برای استفاده بندگانش قرار داده است. برای نمونه می فرماید:
«هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فیهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ» [۱۹]
«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» [۲۰]
در این آیات هم برای همسر گزینی تعبیر "لِتَسکُنُوا" آورده شده و هم برای شب. این نکته درخور توجه است که وجه اشتراک همسر و شب در چیست که خدای متعال برای هردو از تعبیر واحدی استفاده کرده است؟

کشف نظم و هدف داری طبیعت [۲۱]

در بسیاری از آیات قرآن وجود نظم و انسجام و هدف داری در طبیعت به عنوان دلیلی بر وجود خالق حکیم ذکر شده است. «وَ یَتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ» [۲۲]

حجیت آیات علمی قرآن

ادله حجیت

تحدی

از آنجایی که مسلمانان آسمانی بودن قرآن را پذیرفته اند، همه آیات برای آنها حجت است. اما اگر یکی از طرفین یا هر دو مسلمان نباشند باید ابتدا الهی بودن این کتاب برای او ثابت گردد.
برای این منظور می توان از آیات تحدی کمک گرفت. این آیات می فرمایند اگر در آسمانی بودن قرآن شک و تردید دارید، همانند آن را بیاورید. [۲۳] با این حساب روشن می شود که قرآن دست نوشته بشر نیست. پس سخنانش حکیمانه و عالمانه می باشد.
البته در آیاتی که با برهان عقلی همراه است می توان از تحدی هم کمک نگرفت؛ چرا که می شود با تعقل و تفکر به حقانیت و صحت آن آیه پی برد. همانند آنچه که خدای متعال برای اثبات توحید می فرماید: لَوْ کانَ فیهِما آلِهَهٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا. [۲۴] یعنی اگر در آسمان و زمین، جز «اللَّه» خدایان دیگرى بود، فاسد مى شدند (و نظام جهان به هم مى خورد)!
این سخن یک قیاس استثنایی [۲۵] است با این تقدیر: اگر در آسمانها و زمین به غیر الله خدایان دیگری بودند نظام جهان به هم می خورد. ولی چون نظام جهان پابرجاست قطعا خدایان دیگری وجود ندارند.

باطل و اشتباه در آن راه ندارد

خدای متعال می فرماید: هیچ گونه باطلى، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى آید چرا که از سوى خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است! [۲۶]
در تفسیر جمله" هیچ باطلی به سراغ آن نمی آید" مفسران سخنان بسیار گفته اند که جامعتر از همه آنها این است" هیچگونه باطل، از هیچ نظر، و از هیچ طریق، به سراغ قرآن نمى آید" یعنى:
نه تناقضى در مفاهیم آن است. نه چیزى از کتب و علوم پیشین بر ضد آن مى باشد، و نه اکتشافات علمى آینده با آن مخالفت خواهد داشت. نه کسى مى تواند حقایق آن را ابطال کند، و نه در آینده منسوخ مى گردد. نه در معارف و قوانین و اندرزها و خبرهایش خلافى وجود دارد و نه خلافى بعدا کشف مى شود. نه آیه و حتى کلمه اى از آن کم شده، و نه چیزى بر آن افزون مى شود، و به تعبیر دیگر دست تحریف کنندگان از دامان بلندش کوتاه بوده و هست. [۲۷]

معجزات علمی قطعی و اثبات شده [۲۸]

وجود این گونه مطالب در قرآن، نوعى اخبار غیبى و معجزه است. مثل اشارات قرآن به نیروى جاذبه [۲۹] ؛ مراحل خلقت انسان [۳۰] ؛ لقاح ابرها و گیاهان [۳۱] و زوجیت عام موجودات [۳۲]. در قرآن کریم بیش از هزار آیه به کیهان شناسى، زیست شناسى، زمین شناسى، علوم پزشکى و ... اشاره دارد که براى فهم و تفسیر آنها نیازمند علوم تجربى هستیم. [۳۳]
در اینجا به نمونه هاى از آیات و موضوعات علمى ذکر شده در قرآن اشاره مى شود:
1. ترکیب خاص نباتات. [۳۴]
4. حرکت وضعى و انتقالى زمین. [۳۵]
5. وجود یک قاره دیگر غیر از قاره هاى شناخته شده آن روز. [۳۶]
6. اصل کروى بودن زمین. [۳۷]
7. ارتباط بین پدیده هاى جوى [۳۸]. [۳۹]
برای دیدن برخی از مطالب علمی بیان شده در قرآن، به کتاب "علوم قرآنی" اثر آیت الله محمد هادی معرفت، فصل هفتم: اعجاز در قرآن مراجعه شود.

آیا آیات قرآن برای همه انسانها قابل فهم است؟

پیرامون این مساله در مقاله تدبر در قرآن سخن گفته ایم، در اینجا به بیان چند جمله ای بسنده می کنیم: [۴۰]
قرآن کریم می فرماید: «خداوند آیات را براى شما تبیین مى کند و خداوند آگاه و حکیم است» [۴۱] هرچند آیات قرآن دارای معارف عمیق و بلندی است، اما همه انسانها می توانند با مراجعه به تفاسیری که در دسترس همگان است از معارف پایین تر بهره مند گردند. بدیهی است که همین مرتبه از معارف اختلافات زیادی را حل می کند.

آثار پذیرش حاکمیت قرآن

ارتقای ایمان

قرآن کریم در این باره می فرماید: «به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نکنند و کاملا تسلیم باشند.» [۴۲] یعنی مومن بودن، در پذیرفتن داوری رسول خدا و تسلیم بودن نسبت به نتیجه داوری منحصر شده است.

کامل شدن دانش

از آنجایی که قرآن جامع علوم است [۴۳] آنگاه که در اختلافها مرجع قرار گیرد و مورد تدبر واقع شود، ابعاد پوشیده آن پیدا می شود. و به مرور زمان علوم کامل تر و دقیق تر می گردند.

اتحاد دلها و مکتبها

یکی از مهمترین علل عدم اتحاد، اختلاف در باورهاست. دور بودن اندیشه ها موجب تفاوت عملکردها و موضع گیری ها خواهد بود. حال برای ایجاد اتحاد و نزدیک شدن دلها، باید اندیشه ها و باورها را به هم نزدیک کرد. با این حساب اگر در اختلافها مرجع واحدی وجود داشته باشد تا طرفین حق و حقیقت را از آن طلب کنند، این مهم اتفاق خواهد افتاد.
و اگر آن مرجع، کتابی الهی باشد دلها و مکتبهای پراکنده به سمت الهی شدن حرکت می کنند و رو به اتحاد می روند.

دست یابی به حقیقت

در یکی از آیات قرآن، خداوند هدف از نزول قرآن را تبیین و پایان دادن به اختلافات و هدایت و رحمت برای مومنین بیان می کند. [۴۴] که مومنین با دل دادن به آموزه های قرآن و از جمله پذیرفتن داوری آن هدایت می شوند.
اما اینکه چرا خداوند قرآن را مایه هدایت مومنین می داند و نه مایه هدایت برای همه مردم، اینست که تنها مومنین از قرآن بهره می برند نه اینکه قرآن نتواند موجب هدایت همگان باشد.

نکته

البته برخی از پژوهشگران در نوشته هایشان این مبحث را مطرح نموده اند که اصولا قرآن متنی است که اختلاف پذیر می باشد؛ یعنی ممکن است دو شخص با دیدگاه مخالف به آیه ای مراجعه کنند و هر دو آن آیه را دلیل یا موید خود بدانند. [۴۵]
شهید مطهری ره نیز می فرماید: این از خصایص و معجزات قرآن است که گاهى تعبیراتش را به گونه ای مى آورد که مى توان آن را به چند صورت معنى کرد و همه چند وجهش هم درست است. [۴۶]
وقتی امام علی(ع) ابن عباس را برای مذاکره به سوی خوارج فرستاد فرمود: «به قرآن با خوارج به جدل مپرداز، زیرا قرآن داراى دیدگاه کلّى بوده، و تفسیرهاى گوناگونى دارد، تو چیزى مى گویى، و آنها چیز دیگر، لیکن با سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم با آنان به بحث و گفتگو بپرداز، که در برابر آن راهى جز پذیرش ندارند. [۴۷] »، یعنی قرآن کلیاتی است که صورت های مختلف (معنایی و لفظی) دارد، تو برداشتی را مطرح می کنی و آنان برداشت دیگری را مطرح می کنند و در مقام احتجاج، آنها چیزی را مصداق می گیرند و به آن استدلال می کنند و تو چیز دیگری را. [۴۸]
بنابراین، تفاوت برداشت ها از قرآن و نیز سنت همواره مطرح بوده و مورد انکار احدی نیست. پرسش مهمی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا قرآن مجید اختلاف بردار و تأویل پذیر است؟
برای دانستن پاسخ این پرسش به مقالات مربوطه مراجعه شود. [۴۹]

پذیرش داوری طاغوت

هرحکمی غیر حکم خدا، حکم جاهلی است

از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود: حُکم دو گونه است: یا حکم خدا است یا حکم جاهلیت. و هر کس حکم خدا را رها کند به حکم جاهلیت تن در داده است. [۵۰]

اختلاف در کتب الهی

برخی از انسانها نسبت به پذیرفتن حق سنگین بار هستند. چنین افرادی در همه دوره های تاریخ وجود دارند. یکی از دشوارترین مرحله تبلیغ انبیا علیهم السلام متقاعد کردن چنین انسانهایی بوده است. قرآن کریم پیرامون برخی از این انسانها می فرماید: «اگر قوم تو در باره قرآن اختلاف و بهانه جویى مى کنند، ناراحت نباش زیرا ما به موسى کتاب آسمانى (تورات) را دادیم و در آن اختلاف کردند، بعضى پذیرفتند و بعضى منکر شدند». [۵۱]

علت نپذیرفتن داوری خدا

در بخش لوازم پذیرش داوری قرآن به این نکته پرداخته ایم؛ در اینجا به تفسیر یک آیه بسنده می کنیم:
بر اساس آیات قرآن، انسانها (در آغاز) همه به صورت امتی واحد و متحد بودند. و در آن روز تضادى در میان آنها وجود نداشت، زندگى بشر ساده بود، فطرتها دست نخورده، و انگیزه هاى هوى و هوس و کشمکش در میان آنها ناچیز بود، این دوره احتمالا فاصله میان زمان آدم و نوح را پر مى کرد.
سپس زندگى انسانها شکل اجتماعى به خود گرفت. ولى به هنگام ظهور اجتماع، اختلافها به وجود آمد، چه از نظر ایمان و عقیده و چه از نظر عمل و تعیین حق و حقوق؛ در اینجا بشر تشنه قوانین و هدایت هاى انبیاء گردید تا به اختلافات او در جنبه هاى مختلف پایان دهد. به همین خاطر خداوند پیامبران را برانگیخت تا مردم را رهبری کنند.
انسانها برای دریافت تعلیمات پیامبران آمادگى پیدا کردند. و به این ترتیب ایمان به انبیاء، آتش اختلافات را خاموش ساخت.
ولى کم کم وسوسه هاى شیطانى و هواى نفس کار خود را کرد و با تفسیرهاى نادرست تعلیمات انبیاء، پرچم اختلاف را بار دیگر برافراشتند. سرچشمه اختلافات پیشین جهل و بى خبرى بود اما سرچشمه این اختلافات ستمگرى و لجاجت و در یک کلمه"بغى" بوده است. [۵۲]- [۵۳]

پیامدهای پذیرش داوری طاغوت

سقوط اعتقادی

بدیهی است که یکی از دلایل نپذیرفتن داوری قرآن، نداشتن اعتقاد نسبت به آنست. وگرنه کسی که بداند قرآن حق و حقیقت را تبیین نموده و راه را از چاه نشان داده، به جز کفر (عملی یا اعتقادی) هیچ توجیهی برای نپذیرفتن سخنان قرآن نخواهد داشت.
خدای متعال در آیه ای از قرآن در ضمن توبیخ افرادی که در کتاب آسمانی اختلاف کردند، می فرماید علت این اختلاف ظلم و ستم است؛ و در پایان می افزاید هرکس به آیات خدا کفر ورزد (خداوند به حساب او خواهد رسید).
نکته اینجاست که خدای سبحان برای افرادی که در آیات خداوند اختلاف کردند تعبیر "یَکفُر" به کار می برد! [۵۴] . و در آیه ای دیگر به صورت صریح می فرماید: «وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ» [۵۵]
علامه طباطبایی ذیل آیه 59 سوره نساء [۵۶] می فرماید:
جمله « إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ» اشاره است به این که مخالفت این دستور از فسادی که در مرحله ایمان باشد ناشی می گردد، معلوم می شود این دستور ارتباط مستقیم با ایمان دارد، و مخالفت آن کشف می کند از این که شخص مخالف اگر تظاهر به صفات ایمان به خدا و رسولش می کند، برای این است که کفر باطنی خود را بپوشاند، و این همان نفاق است که آیات بعدی بر آن دلالت دارد. [۵۷]

نفوذ شیطان

رجوع کنندگان به طاغوت برای حکمیت، تحت سیطره و نفوذ شیطان هستند. قرآن کریم در این باره می فرماید: «.... مى خواهند براى داورى نزد طاغوت و حکّام باطل بروند! ... شیطان مى خواهد آنان را گمراه کند، و به بیراهه هاى دور دستى بیفکند.» [۵۸]
این جمله دلالت دارد بر اینکه تحاکم این گونه افراد در نزد طاغوت ریشه اش القای شیطان و اغوای او است و غرض شیطان از این القائات این است که پیروانش به ضلالتی دور از نجات، گرفتار شوند. [۵۹]

گرفتاری به عذاب الهی

قرآن کریم می فرماید: [اى اهل ایمان!] مانند کسانى نباشید که پس از آنکه دلایل روشن براى آنان آمد، پراکنده و گروه گروه شدند و [در دین ] اختلاف پیدا کردند، و برای آنان عذابى بزرگ است. [۶۰]

حسرت و پشیمانی

دستورات و احکام از جانب خداوند آمده تا انسانها با عمل کردن به آنها فرصتها را از دست ندهند و دریغ و افسوس نخورند. [۶۱]

معصیت و گمراهی

خدای سبحان در مضمون آیه ای می فرماید: «هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش امرى را لازم بدانند، اختیارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر کس (در این مسائل خودسرانه عمل کند خدا و پیامبرش را معصیت کرده و به گمراهی آشکار گرفتار شده است!» [۶۲]

دوری از حق و حقیقت

سخن خداوند و هرچه که به آن برمی گردد، حق و عین واقعیت بوده و غیر از سخن خدا همه چیز ناحق و غیر واقعی است. قرآن در این باره می فرماید: «خداوند بحقّ داورى مى کند، و معبودهایى را که غیر از او مى خوانند هیچ گونه داورى ندارند خداوند شنوا و بیناست!» [۶۳]

پیدایش فرقه های جدید

اگر در اختلافهای علمی، سخن وحدت آفرین خداوند پذیرفته نشود و هرکس از طرفین بخواهند سخن خود را مبنا قرار دهد موجب تفرقه و پیدایش مذهب های گوناگون می شود.
مثلا اگر اختلاف در یک مساله کلامی باشد، نپذیرفتن دیدگاه قرآن موجب پیدا شدن مذاهب مختلف خواهد شد. [۶۴] همانگونه که امروز ادیان متفاوتی وجود دارد؛ و در هر دینی مذاهب زیادی هستند که همگی خود ر ا به حق می دانند.
فلسفه پیدایش دیگر مذاهب _ مانند مذاهب فلسفی، سیاسی و همانند آن_ نیز در همین نکته نهفته تر است. [۶۵]
آنگاه نتیجه این اختلافها جنگ و خونریزی و تکفیر خواهد بود که امروزه میلیونها انسان را به کام مرگ کشانده است.

موانع پذیرش داوری قرآن

در راستای پذیرفتن سخن قرآن کریم لغزشگاه هایی دیده می شود که لازم است به صورت گذرا به آنها اشاره گردد.

سختی پذیرش حق

پذیرش سخن حق و پا گذاشتن بر هوا و هوس همواره کاری دشوار است. امام باقر علیه السلام می فرماید: « زمانی که شهادت پدرم فرارسید، مرا به سینه چسباند و فرمود: فرزند عزیزم! برحق صبر کن (و آنرا بپذیر) حتی اگر تلخ باشد. [۶۶]

استناد به آیات متشابه

قرآن کریم دو نوع آیات دارد: محکم و متشابه. [۶۷] محکمات آیاتی هستند که معنای آن روشن و بدون نیاز به تاویل است. اما متشابهات آیاتى هستند که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى رود ولى با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار مى گردد. [۶۸] حال اگر کسی بدون رجوع به محکمات به آیات متشابه استناد کند، بر لبه پرتگاه گام نهاده است.

تفسیر به رای

یعنی یکی از طرفین برای اثبات سخن خود، آیاتی که با دیدگاهش ناسازگار است را طبق رأی خود تفسیر و تبیین کند.

پیامدهای تمسک به متشابهات قرآنی

بنا به نقل طبری هنگامی که نزد ابن عباس در مورد خوارج و برداشت های سوء آنان از قرآن، سخن به میان آمد، وی اظهار داشت که این گروه به محکمات قرآن ایمان دارند، لیکن هلاکت آنها در متشابهات است. [۶۹] مکاتب معتزله و اشاعره نیز هرکدام به نوبه خود برای توجیه باورهای خود هر کدام به نوعی به قرآن تمسک می کردند. [۷۰]

لوازم پذیرش داوری قرآن

ایمان قوی و محکم

در مضمون آیه ای از قرآن آمده است: "عیسی برای (هدایت) قومش دلایل روشن و حکمت آورد و به آنها گفت: من می خواهم اختلافات شما را حل و فصل کنم، پس تقوا داشته باشید و از من اطاعت نمایید." [۷۱] گاهی سخنان قرآن و کتب آسمانی بر خلاف انتظار طرفین است. به همین دلیل پذیرفتن آن دشوار تر است و به ایمان و خدا ترسی نیاز دارد.
تسلیم و رضایت [۷۲]
اگر انسان تسلیم حق باشد، وقتی حق بر او عرضه گردد با آن جدال نمی کند. آنچه انسان را در عرصه های گوناگون به انحراف می کشاند، موضع گیری در مقابل حق و حقیقت است. حتی برخی سعی می کنند حق را باطل جلوه دهند تا مجبور به پذیرش آن نباشند.
در قرآن کریم آمده است: «زمانى را (به خاطر بیاور) که کفار گفتند: «پروردگارا! اگر این حق است و از طرف توست، بارانى از سنگ از آسمان بر ما فرود آر! یا عذاب دردناکى براى ما بفرست!» [۷۳]
خدای متعال به مؤمنان سفارش می کند که به داوری عادلانه ی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ گردن نهند و کمترین ناراحتی نه تنها در ظاهر، که در باطن هم نداشته باشند، و حق و عدالت را هر چند تلخ باشد با جسم و جان پذیرا شوند. [۷۴]
و نیز می فرماید: «سخن مؤمنانی که به سوی خدا و رسولش دعوت می شوند تا میان آنان داوری کند تنها این است که می گویند شنیدیم و اطاعت کردیم و اینها همان رستگاران واقعی هستند.» [۷۵]

صبوری در پذیرش حق

صبر انواعی دارد که یکی از آنها صبر در برابر حق است. یعنی آنگاه که حق به انسان عرضه شد، بپذیرد و صبوری کند و سختی های آن را به جان بخرد. قرآن کریم در چند آیه پیامبرش را در برابر حکم خود به صبر دعوت می کند. [۷۶]

ارتقای علمی طرفین

یکی دیگر از لوازم پذیرش داوری قرآن این است که طرفین اهل علم باشند تا بتوانند دیدگاه قرآن را به طور صحیح استخراج کنند به انحراف ، تفسیر به رأی و همانند آن دچار نشوند. و اگر خود اهل علم نیستند به کسی که توان این کار را داشته باشد مراجعه نمایند.

مراجعه به مفسران واقعی قرآن

از امیرالمومنین علیه السلام نقل است که فرمود: ما افراد را حَکَم قرار ندادیم، تنها قرآن را به حکمیت انتخاب کردیم؛ ولی این قرآن خطوطی است که در میان جلد پنهان است، با زبان سخن نمی گوید و نیازمند به ترجمان است و تنها انسان ها می توانند از آن سخن بگویند. [۷۷]
آیات قرآن اساساً این طور نازل شده که گاهى یک، دو، سه معنىِ درست- و حتی بیشتر- از آن استنباط مى شود. [۷۸] از این رو مراجعه به مفسران واقعی قرآن از ضروریات مراجعه به قرآن است.
معتصم خلیفه عباسى از امام جواد علیه السلام تقاضا نمود که براى اظهار نظر و فتوائى در مجلس مخصوصى حضور یابد. پس از طرح مسأله که درباره قطع دست سارق بود، علماء اقوالى را مطرح کردند، که از آرنج و یا از بند دست باید قطع شود پس از اینکه علمای وقت دیدگاه های خود را اظهار نمودند، معتصم از امام جواد علیه السلام کسب نظر و فتوا نمود. امام بر حسب ظاهر و صورت فرمود که علما فتواهای خود را اظهار نمودند (دیگر نیازی نیست که من فتوای خود را بگویم). معتصم سوالش را تکرار کرد. امام علیه السلام فرمود: فقط باید انگشتان دست قطع شود و کف دست باقى بماند. علما اعتراض کردند و دلیل خواستند. امام علیه السلام با یک روایت و یک آیه [۷۹] اثبات نمود که کف دست و انگشت ابهام باید باقى و سالم بماند زیرا که مسجد است و به وسیله آن باید سجده نمود و نباید مورد عقوبت قرار گیرد. [۸۰]
در این روایت مشاهده می شود که بدون مراجعه به اهل بیت علیهم السلام گاهی در فهم قرآن دچار مشکل خواهیم شد.
مرحوم کلینی نیز به منظور اثبات نیاز ضروری به حجّت و مفسر واقعی قرآن روایتی را ذکر می کند: [۸۱]
به امام جعفر صادق(ع) عرض کردم که به برخی از مخالفان گفتم: بعد از رسول خدا چه کسی حجت خدا بر خلقش می باشد؟ آنان پاسخ دادند: قرآن. اما من در قرآن نظر کردم و دیدم مرجئیان، قدریان [۸۲] و حتی کفاری که ایمانی بدان ندارند برای مباحثه و غلبه بر دیگران به آن استدلال می کنند، پس دانستم که قرآن بدون قیم [سرپرستی که تفسیر واقعی آن را بداند] حجت نمی باشد و آن قیّم هر چه نسبت به قرآن بگوید حق است، پس به ایشان گفتم: قیّم قرآن کیست؟ گفتند ابن مسعود قرآن را می دانست، عمر هم می دانست، حذیفه هم می دانست، گفتم: تمام قرآن را؟ گفتند: نه [به آنها گفتم] من کسی را جز علی علیه السلام ندیدم که درباره او گفته شود همه قرآن را می داند، ... حضرت فرمود خدا تو را رحمت کند. [۸۳]

فهم کوتاه بدون مراجعه به ائمه علیهم السلام

مسلمانان قرن نخست و معاصران وحی با اینکه از مخاطبان مستقیم قرآن بودند و در فهم لغات و الفاظ و دلالت های زبانیِ قرآن توفیق بیشتری داشتند، اما شواهد متعددی موجود است که آنان و حتی افرادی همانند ابن عباس نیز، در فهم واژگان و مراد واقعی آیات مشکل داشتند. داستان چگونگی فهم بعضی از صحابه از حکم تیمّم و تشخیص راه شناخت سپیده دم با توجه به آیه «حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْر» [۸۴] شاهد این مدعاست. [۸۵]
جناب عمر بن خطاب (خلیفه دوم) در بسیاری از مسائل و پاسخ به پرسشهای مردم، دست به دامان امیرالمومنین علیه السلام می شد. و بارها و بارها عباراتی شبیه « لَولَا عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَر» [۸۶] ، « عَجَزَتِ النِسَاءُ أن تَلِدَ مِثلَ عَلِیِّ بنِ أبِی طَالِب» [۸۷] و « لَا عِشتُ فِی اُمَّهٍ لَستَ فِیهَا یَا أبا حَسَن» [۸۸] می گفت. [۸۹]

پرسش و پاسخ

1- عدم دسترسی به بطون قرآن
از آنجایی که بخش عمده معارف قرآن در باطن آن است، چگونه می توان این کتاب را داور قرار داد، و حال آنکه همه انسانها به باطن دسترسی ندارند؟
اول اینکه ظاهر قرآن کریم برای صاحب نظران قابل فهم است.
دوم، محتوای ظاهری او اگر تخصیص یا تقییدی {نداشته باشد}، حجّت است. [۹۰]
سوم، برای حَکَم قرار دادن قرآن لازم نیست که طرفین خودشان مفسر قرآن باشند؛ بلکه می توانند به یک مفسر مراجعه کنند.
و چهارم، چنانچه در بخش لوازم پذیرش داوری قرآن گذشت که رجوع به مفسران واقعی قرآن یکی از ارکان داوری قرآن است.
2- وجود پیشرفت های علمی و عدم نیاز به قرآن!
آیا با وجود پیشرفت هایی که بشر در علوم مختلف داشته است، باز هم به قرآن نیاز دارند تا اختلاف های خود را با آن حل کنند ؟
پیشرفت های بشر در علوم تجربی و انسانی و در کشف طبیعت و قوانین حاکم بر آن و شناخت شئون انسان نمی تواند او را از هدایت و معارف قرآن بی نیاز سازد، بلکه هر چه انسان در شناخت طبیعت بیشتر پیش می رود، حقّانیّت وحی و قرآن را بیشتر درک می کند و اگر پاسخ برخی از سؤالات خود را درباره انسان و جهان می یابد، پرسشهای دقیقتر و ظریف تری را پیش روی خود می بیند که کشف پاسخ آنها را بدون الهام از وحی و معارف قرآن کریم ممکن نیست و بهترین شاهد و دلیل بر این سخن، گرایش روز افزون مردم کشورهای متمدّن جهان به سوی اسلام و قرآن کریم یا معارف فراطبیعی مکاتب دیگر است. [۹۱]
همچنین پیشرفتهای علمی دنیا تنها به صورت عرضی است؛ یعنی فقط ابعاد مادی و دنیایی را پوشش می دهد. اما معارف قرآن به این بخش خلاصه نمی شود؛ بلکه مسائل فراطبیعی از قبیل عوالم مختلف وجود، معاد، حساب، صراط و...، همچنین مباحث نبوت و امامت و... را نیز دربرمی گیرد.
3- سازگاری قرآن با علوم جدید
آیا معارف قرآن با نتایجی که در علوم روز بدست می آیند سازگار و هم سو می باشد؟
اول اینکه هرگونه پندار ناسازگاری قرآن با علم، تاریخ و ادب نارواست زیرا خود قرآن می فرماید: «قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ» [۹۲] قرآنى است فصیح و خالى از هر گونه کجى و نادرستى.
دوم اینکه نباید نتایج علمی را قطعی و صحیح دانست، و سپس قرآن را با آن سنجید. بلکه با پذیرفتن الهی بودن این کتاب باید همه معارفش را پذیرفت و آن را محور قرار داد و سپس علوم روز را با آن تطبیق کرد. چه بسا مطالب علمی روز اشتباه باشند؛ همانگونه که بارها دیدگاه دانشمندان پیرامون مساله ای تغییر می کند و خودشان سخنان پیشین را نادرست می دانند. و یا در مساله ای دیدگاههای مختلفی ارائه می دهند که این خود دست کم دلیل نادرستی برخی از آنهاست. در ادامه برخی از مسائلی را که باعث شده پندار ناسازگاری قرآن با علوم پدید آید، بیان کرده و پاسخ می دهیم.
1- زوج بودن عموم پدیده ها
قرآن کریم می فرماید «وَ مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» [۹۳] در صورتی که برخی موجودات، ازقبیل حیوانات ابتدائی، تک سلولی هستند. دسته ای از کرمها از راه تقسیم، تکثیر می شوند و نیز برخی از درختان بدون گرد افشانی ثمر می دهند. آیه فوق چگونه با واقعیتهای بیان شده سازگار می باشد؟
این شبهه بر اثر برداشت نادرستی است که از تعبیر "زوجین" داشته اند و آن را به معنای نر و ماده پنداشته اند؛ در صورتی که "زوج" در این قبیل آیات به معنای "صنف" و دلیل مثنی آمدن آن مطلق تعدد و تکثر است. بدین معنا که از هر چیزی، اصناف و انواع متعددی آفریدیم؛ از قبیل انواع سیب، گلابی و غیره که از هرکدام انواع گوناگونی آفریده شده است. [۹۴]
2- کرات شناور
خداوند در قرآن می فرماید: «لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغی لَها أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ کُلٌّ فی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ» [۹۵] پرسش اینست که آیا تعبیر "فلک" فرضیه بطلمیوس را تایید نمی کند؟
خیر؛ "فلک" یک واژه کهن عربی است که بر هر شیئ حلقوی و گرد اطلاق می شود. همانگونه که آسمان حتی در شکل ظاهری اش گرد است پس هر چیزی که در فضای آن در گردش است، در یک مسیر دایره ای حرکت می کند. به همین دلیل استعاره این لفظ درست است.
دلیل استعاره بودن لفظ "فلک" اینست که برای شب و روز نیز به کار رفته است. و معنای آیه چنین می شود: هر پدیده ای دارای بستری ویژه و نظام مند است که از آن تجاوز نمی کند. [۹۶]

برای مطالعه بیشتر

1- راهنمای پژوهش در قرآن و علوم روز(1) قرآن و علوم طبیعی؛ محسن عباس نژاد؛ موسسه انتشاراتی بنیاد پژوهشهای قرآنی حوزه و دانشگاه
2- نقد شبهات پیرامون قرآن کریم، محمد هادی معرفت، ترجمه کتاب: شبهات و ردود حول القرآن الکریم (مترجمان: حسن حکیم باشی، علی اکبر رستمی، میرزا علیزاده، حسن خرقانی)
3- الحقائق العلمیه المعاصره عن الانسان و الکون فی القرآن الکریم؛ السید فتحی عبد الشافی، سعد احمد المنسوب محمد الشیخ؛ دار الکلمۀ للنشر و التوزیع؛ مصر
4- الاشارات القرآنیۀ للسرعۀ العظمی و النسبیۀ؛ دکتر منصور محمد حسب النبی؛ دار المعارف؛ القاهره
5- تفسیر قرآن و علوم جدید؛ حسن پویا، سید رضا نیازمند؛ تهران؛ باز؛ 1380
6- پژوهشی در اعجاز علمی قرآن؛ 2 جلد؛ محمد علی رضایی اصفهانی؛ رشت؛ کتاب مبین؛ 1380
7- مقایسه ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم؛ موریس بوکای، مترجم ذبیح الله دبیر؛ تهرانغ دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ 1364

مقالات

1- سیامک آقازینی؛ مقاله قرآن و اشتقاق قاره ها؛ بینات، 76
2- اکبر توحید لو؛ مقاله علوم از دیدگاه قرآن؛ انتخاب؛ 80؛ اسفند
3- تارنمای خبرگزاری فارس- مقاله داوری قرآن کریم نسبت به سخنان منافقان با تکیه بر آرای آیت الله جوادی آملی

فهرست منابع

1- قرآن کریم
2- شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.
3- شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه / ترجمه دشتى، 1جلد، مشهور - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1379ش.
4- بحرانى، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، 5جلد، مؤسسه بعثه - قم، چاپ: اول، 1374 ش.
5- شریف الرضى، محمد بن حسین، ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الإسلام)، 2جلد، مؤسسه چاپ و نشر تألیفات فیض الإسلام - تهران، چاپ: پنجم، 1379 ش.
6- منسوب به جعفربن محمد علیه السلام، امام ششم علیه السلام، مصباح الشریعه، 1جلد، اعلمى - بیروت، چاپ: اول، 1400ق.
7- معرفت، محمد هادی، نقد شبهات پیرامون قرآن کریم، ترجمه کتاب: شبهات و ردود حول القرآن الکریم (مترجمان: حسن حکیم باشی، علی اکبر رستمی، میرزا علیزاده، حسن خرقانی)، چاپ امیران، قم، چاپ دوم 1388ش
8- حسینى همدانى نجفى، محمد، درخشان پرتوى از اصول کافی، 6جلد، چاپخانه علمیه قم - قم، چاپ: اول، 1363ش.
9- کراجکى، محمد بن على، التعجب من أغلاط العامه فی مسأله الإمامه، 1جلد، دار الغدیر - قم، چاپ: اول، 1421ق.
10- گردآورنده: عباس نژاد، محسن؛ راهنمای پژوهش در قرآن و علوم روز (1) قرآن و علوم طبیعی؛ موسسه انتشاراتی بنیاد پژوهشهای قرآنی حوزه و دانشگاه؛ مشهد؛ چاپ اول 1384
11- محمدی ری شهری، شناخت نامه قرآن بر پایه قرآن و حدیث (فارسی - عربی)، موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، چاپ اول 1391 خورشیدی
12- ابنا بسطام، عبد الله و حسین، طبّ الأئمه علیهم السلام، 1جلد، دار الشریف الرضی - قم، چاپ: دوم، 1411 ق.
13- قطب الدین راوندى، سعید بن هبه الله، الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، 1جلد، انتشارات مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) - قم، چاپ: اول، 1407ق.
14- کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، 8جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
15- معرفت، محمدهادی؛ علوم قرآنی؛ انتشارات تمهید؛ چاپ: یاران قم؛ چاپ دهم 1388
16- صالح قنادى، دفتر پنجم(قرآن شناسى) پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: دهم، 1389.

پانویس

  1. - ویکی فقه؛ دانشنامه حوزوی؛ www.wikifeqh.ir
  2. - پیداست که این سخن با وجود مباحث عقلی، تجربی و... در قرآن هیچ منافاتی ندارد. چرا که در صورت وجود اینگونه مباحث در قرآن، می توان گفت سخن این کتاب الهی در واقع از باب راهنمایی به همان حکم عقل و تجربه می باشد.
  3. - جهت مطالعه بیشتر ر.ک شناخت نامه قرآن بر پایه قرآن و حدیث؛ ج 2؛ صص 93-99
  4. - رَفَعَهُ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: کُنَّا مَعَ الرِّضَا ع بِمَرْوَ .... قَالَ: یَا عَبْدَ الْعَزِیزِ ..... إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ..... أَنْزَلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنَ، فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ ءٍ، بَیَّنَ فِیهِ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ الْحُدُودَ وَ الْأَحْکَامَ وَ جَمِیعَ مَا یَحْتَاجُ إِلَیْهِ النَّاسُ کَمَلًا، فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ ءٍ. الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 1 ؛ ص198- از نرم افزار جامع الاحادیث موسسه نور.
  5. - راهنمای پژوهش در قرآن و علوم روز(1) قرآن و علوم طبیعی، ص257
  6. - ر.ک قرآن در قرآن؛ صفحه 225
  7. - المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج12؛ ص325 – از نرم افزار جامع التفاسیر (نور)
  8. - شناخت نامه قرآن بر پایه قرآن و حدیث؛ ج 2؛ ص99
  9. - یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْ ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً. النساء : 59
    همچنین: فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً. النساء : 65
  10. - وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فیهِ مِنْ شَیْ ءٍ فَحُکْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذلِکُمُ اللَّهُ رَبِّی عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنیبُ. الشورى : 10
  11. - وَ اللَّهُ یَقْضی بِالْحَقِّ وَ الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا یَقْضُونَ بِشَیْ ءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ. غافر 20
  12. - بقره 3
  13. - أَ فَغَیْرَ اللَّهِ أَبْتَغی حَکَماً وَ هُوَ الَّذی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرینَ. الأنعام : 114
  14. - وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْعالِمینَ. روم 22-نیز ر.ک آیات 21 و 24 روم
  15. - راهنمای پژوهش در قرآن و علوم روز(1) قرآن و علوم طبیعی؛ ص259
  16. - قرآن در اسلام؛ ص94؛ به نقل: راهنمای پژوهش در قرآن و علوم روز (1) قرآن و علوم طبیعی، ص258
  17. - راهنمای پژوهش در قرآن و علوم روز(1) قرآن و علوم طبیعی؛ ص 197
  18. - انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است؟ * از یک آب جهنده آفریده شده است، * آبى که از میان پشت و سینه ها خارج مى شود! * مسلّماً او [خدایى که انسان را از چنین چیز پستى آفرید] مى تواند او را بازگرداند! طارق 5-8 و نیز ر.ک آیات دیگر
  19. - یونس 67 . او کسى است که شب را براى شما آفرید، تا در آن آرامش بیابید و روز را روشنى بخش قرار داد (تا به تلاش زندگى پردازید) در اینها نشانه هایى است براى کسانى که گوش شنوا دارند!
  20. - روم 21 . و از نشانه هاى اوست اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه هایى است براى گروهى که تفکّر مى کنند!
  21. - راهنمای پژوهش در قرآن و علوم روز(1) قرآن و علوم طبیعی؛ ص 88
  22. - در اسرار آفرینش آسمانها و زمین مى اندیشند (و مى گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده اى! منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار. آل عمران191 و آیات فراوان دیگر
  23. - وَ إِنْ کُنْتُمْ فی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ. بقره 23
  24. - انبیاء 22
  25. - برای فهم دقیق تر قیاس استثنایی ر.ک کتاب منطق نوشته محمود منتظری مقدم.
  26. - لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمیدٍ. فصلت : 42
  27. - تفسیر نمونه؛ ج20؛ ص 298 از نرم افزار جامع التفاسیر (نور)
  28. - برای دیدن منابع مطالعاتی بیشتر پیرامون این مبحث به بخش منابع مطالعاتی مراجعه شود.
  29. - اللَّهُ الَّذِى رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیرِْ عَمَدٍ تَرَوْنهََا ثمُ اسْتَوَى عَلىَ الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کلُ یجَْرِى لِأَجَلٍ مُّسَمًّى یُدَبِّرُ الْأَمْرَ یُفَصِّلُ الاَْیَاتِ لَعَلَّکُم بِلِقَاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ. رعد 2
    همچنین لقمان10.
  30. - ... فَإِنَّا خَلَقْنَاکمُ مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَهٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَهٍ مخَُّلَّقَهٍ وَ غَیرِْ مخَُلَّقَهٍ لِّنُبَینِ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فىِ الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى ثمُ نخُْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُواْ أَشُدَّکُمْ .... حج 5
    و نیز مؤمنون 23، آیه 12.
  31. - وَ أَرْسَلْنَا الرِّیَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَیْنَاکُمُوهُ وَ مَا أَنتُمْ لَهُ بخَِزِنِین. حجر 22
  32. - وَ مِن کُلّ شىَ ءٍ خَلَقْنَا زَوْجَینْ لَعَلَّکمُ تَذَکَّرُونَ. ذاریات، آیه 49.
  33. - پرسشها و پاسخهای دانشجویی، دفتر پنجم (قرآن شناسى) ؛ ص104- نرم افزار پرسشها و پاسخهای دانشجویی (نور)
  34. - وَ الْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَ أَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسىِ وَ أَنبَتْنَا فِیهَا مِن کلُ شىَ ءٍ مَّوْزُون. حجر 19
  35. - طه 53
  36. - رَبُّ المَْشْرِقَینْ وَ رَبُّ المَْغْرِبَینْ . الرحمن 17
  37. - فَلَا أُقْسِمُ بِرَبّ المَْشَارِقِ وَ المَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُون. معارج 40
  38. - وَ اخْتِلَافِ الَّیْلِ وَ النهََّارِ وَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن رِّزْقٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتهَِا وَ تَصْرِیفِ الرِّیَاحِ ءَایَاتٌ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُون. جاثیه 5
    بقره 164
  39. - نرم افزار پرسشها و پاسخهای دانشجویی (نور)، دفتر پنجم (قرآن شناسى) ؛ ص 114
  40. - ر.ک پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر؛ فرهنگ مصادیق؛ مقاله تدبر در قرآن
  41. - وَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیاتِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ. النور : 18
  42. - فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً. النساء : 65
  43. - پیش از این گفته شد که مراد از جامعیت علمی قرآن چیست؟
  44. - وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فیهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ. النحل : 64
  45. - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی- مرکز فرهنگ و معارف قرآن- دانشنامه موضوعی قرآن- مقاله: اختلاف پذیری قرآن و دسته بندی مسلمانان- نویسنده:علی آقانوری.http://www.noormags.com
  46. - نرم افزار مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى تولیدی موسسه نور؛ ج 26؛ ص486؛ بحث: ایمان، شرط قبول عمل – با کمی تصرف و ویرایش به زبان نوشتاری
  47. - ؛ نهج البلاغه / ترجمه دشتى ؛ ؛ ص619 لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ یَقُولُونَ ... وَ لَکِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّهِ فَإِنَّهُمْ لَنْ یَجِدُوا عَنْهَا مَحِیصا. نهج البلاغه (للصبحی صالح) ؛ ؛ ص465 - نرم افزار جامع الاحادیث
  48. - تفصیل این بحث در بخش لوازم پذیرش داوری قرآن، با عنوان مراجعه به مفسران واقعی خواهد آمد.
  49. - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی- مرکز فرهنگ و معارف قرآن- دانشنامه موضوعی قرآن- مقاله: اختلاف پذیری قرآن و دسته بندی مسلمانان- نویسنده:علی آقانوری. http://www.noormags.com
  50. - عن الصادق ع: الْحُکْمُ حُکْمَانِ حُکْمُ اللَّهِ وَ حُکْمُ الْجَاهِلِیَّهِ فَمَنْ أَخْطَأَ حُکْمَ اللَّهِ حَکَمَ بِحُکْمِ الْجَاهِلِیَّهِ. نرم افزار جامع الاحادیث؛ الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 7 ؛ ص407
  51. - نرم افزار جامع التفاسیر؛ تفسیر نمونه؛ ج9؛ ص255 . وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فیهِ وَ لَوْ لا کَلِمَهٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفی شَکٍّ مِنْهُ مُریبٍ. هود : 110
  52. - کانَ النَّاسُ أُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فیهِ إِلاَّ الَّذینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ. البقره : 213
  53. - نرم افزار جامع التفاسیر؛ تفسیر نمونه، ج 2، ص: 94
  54. - إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَریعُ الْحِسابِ. آل عمران : 19
  55. - المائده : 44 . یعنی: کسانى که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داورى نکنند، هم اینانند که کافرند. نرم افزار جامع التفاسیر؛ ترجمه حسین انصاریان
  56. - یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْ ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً.
  57. - ترجمه المیزان، ج۴، ص۶۴۰-۶۴۱ -فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله « قبول داوری محمّد صلی الله علیه و آله ».
  58. - یُریدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَ یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعیداً. نساء 60
  59. - ترجمه تفسیر المیزان، ج۴، ص۶۴۳
  60. - وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ. آل عمران : 105
  61. - أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرینَ. الزمر : 56 - « تا مبادا کسى بگوید: دریغ و افسوس بر اهمال کارى و تقصیرى که درباره خدا کردم، و بى تردید [نسبت به احکام الهى و آیات ربّانى ] از مسخره کنندگان بودم.»
  62. - وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً. الأحزاب : 36
  63. - وَ اللَّهُ یَقْضی بِالْحَقِّ وَ الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا یَقْضُونَ بِشَیْ ءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ. غافر : 20
  64. - ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ الَّذینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکِتابِ لَفی شِقاقٍ بَعیدٍ. البقره : 176
    آنها که در آن اختلاف مى کنند، (و با کتمان و تحریف، اختلاف به وجود مى آورند،) در شکاف و (پراکندگى) عمیقى قرار دارند.
  65. - .... فَأَمَّا الَّذِینَ فىِ قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَهِ وَ ابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ..... آل عمران 7. یعنی: اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه انگیزى کنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسیر (نادرستى) براى آن مى طلبند.
  66. - قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع : لَمَّا حَضَرَتْ أَبِی عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع الْوَفَاهُ ضَمَّنِی إِلَى صَدْرِهِ وَ قَال : ... یَا بُنَیَّ اصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ إِنْ کَانَ مُرّاً. الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص91
  67. - هُوَ الَّذِى أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ ءَایَاتٌ محُّْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَات... آل عمران 7
  68. - برگفته از نرم افزار جامع التفاسیر(نور)؛ ترجمه قرآن آیت الله مکارم شیرازی. آیه 7 آل عمران
  69. - تفسیر طبری، ج 6 ؛ ص 198. و نیز زهدی جارالله، معتزله، ص 95-107
  70. - رک: زهدی جارالله، معتزله، ص 59-112
  71. - وَ لَمَّا جاءَ عیسى بِالْبَیِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَهِ وَ لِأُبَیِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذی تَخْتَلِفُونَ فیهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطیعُونِ. الزخرف : 63
  72. - موسسه امام خمینی ره- سامانه نشریات: http://marifat.nashriyat.ir/node/2112 - خانه معرفت شماره 096، آذر 1384
  73. - وَ إِذْ قَالُواْ اللَّهُمَّ إِن کاَنَ هَاذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنَا حِجَارَهً مِّنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِیم. انفال 32
  74. - فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً. نساء 65
  75. - إِنَّما کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
  76. - الطور : 48 - القلم : 48 - الإنسان : 24
  77. - «إِنّا لم نحَکِّم الرجال وإِنّما حَکّمنا القرآن، هذا القرآن إِنّما هو خطّ مستور بین الدَّفّتین لاینطق بلسانٍ و لا بد له من تَرجُمان و إِنّما ینطق عنه الرجال». نهج البلاغه، خطبه 125، بند 1. قرآن در کلام امام علی(علیه السلام) - صفحه 68 - نرم افزار مجموعه آثار آیت الله جوادی آملی
  78. - مجموعه آثاراستادشهید مطهرى (نور)؛ ج 26 ، ص421
  79. - وَ أَنَ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً. جن 18
  80. - نرم افزار جامع الاحادیث (نور)؛ درخشان پرتوى از اصول کافى ؛ ج 2 ؛ ص346
    و نیز ر.ک وسائل الشیعه ؛ ج 28 ؛ از ص252 : ... إِنَّ سَارِقاً أَقَرَّ عَلَى نَفْسِهِ بِالسَّرِقَهِ وَ سَأَلَ الْخَلِیفَهَ تَطْهِیرَهُ بِإِقَامَهِ الْحَدِّ عَلَیْهِ فَجَمَعَ لِذَلِکَ الْفُقَهَاءَ فِی مَجْلِسِهِ وَ قَدْ أَحْضَرَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ ع ... .
  81. - عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع : ..... قُلْتُ لِلنَّاسِ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ هُوَ الْحُجَّهَ مِنَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ؟ قَالُوا بَلَى. قُلْتُ: فَحِینَ مَضَى رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ کَانَ الْحُجَّهَ عَلَى خَلْقِهِ؟ فَقَالُوا: الْقُرْآنُ. فَنَظَرْتُ فِی الْقُرْآنِ فَإِذَا هُوَ یُخَاصِمُ بِهِ الْمُرْجِئُ وَ الْقَدَرِیُّ وَ الزِّنْدِیقُ الَّذِی لَا یُؤْمِنُ بِهِ، حَتَّى یَغْلِبَ الرِّجَالَ بِخُصُومَتِهِ؛ فَعَرَفْتُ أَنَّ الْقُرْآنَ لَا یَکُونُ حُجَّهً إِلَّا بِقَیِّمٍ، فَمَا قَالَ فِیهِ مِنْ شَیْ ءٍ کَانَ حَقّاً. فَقُلْتُ لَهُمْ: مَنْ قَیِّمُ الْقُرْآنِ؟ فَقَالُوا ابْنُ مَسْعُودٍ قَدْ کَانَ یَعْلَمُ، وَ عُمَرُ یَعْلَمُ، وَ حُذَیْفَهُ یَعْلَمُ. قُلْتُ کُلَّهُ؟ قَالُوا لَا.
    فَلَمْ أَجِدْ أَحَداً یُقَالُ إِنَّهُ یَعْرِفُ ذَلِکَ کُلَّهُ إِلَّا عَلِیّاً ع، ..... فَأَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً ع کَانَ قَیِّمَ الْقُرْآنِ وَ کَانَتْ طَاعَتُهُ مُفْتَرَضَهً وَ کَانَ الْحُجَّهَ عَلَى النَّاسِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَنَّ مَا قَالَ فِی الْقُرْآنِ فَهُوَ حَقٌّ. فَقَالَ: رَحِمَکَ اللَّهُ. نرم افزار جامع الاحادیث؛ الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، صص: 168و 169- باب الاضطرار الی الحجه
  82. - مُرجِئَه گروهی از مسلمانان هستند که معتقدند اگر کسی ایمان داشته باشد، معصیت هیچ ضرری به حالش ندارد! (المرجئه فرقه من فرق الإسلام یعتقدون أنّه لا یضر مع الایمان معصیه)
    قدریه گاهی بر قائلین به جبر و گاهی بر قائلین به تفویض اطلاق می شود. (و القدرى قد یطلق على الجبرى و على التفویضى. )
    و الزندیق هو النافى للصانع أو الثنوى.
  83. - ترجمه از: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی- مرکز فرهنگ و معارف قرآن- دانشنامه موضوعی قرآن- مقاله: اختلاف پذیری قرآن و دسته بندی مسلمانان- نویسنده : علی آقانوری
  84. - بقره 187
  85. - برخی از این شواهد را بنگرید: شاطبی، الموافقات، ج2، صص57-58 ** احمد امین، فجر الاسلام، ص 196-197 ** سیوطی، الاتقان، ج1 ، صص 354-355 – به نقل: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی- مرکز فرهنگ و معارف قرآن- دانشنامه موضوعی قرآن- مقاله: اختلاف پذیری قرآن و دسته بندی مسلمانان- نویسنده:علی آقانوری.http://www.noormags.com
  86. - اگر علی نبود قطعا عمر هلاک می شد.
  87. - زنها نا توانند که همانند علی را بزایند.
  88. - (خدا نکند) در میان مردمی که علی در میان آنها نیست زنده باشم!
  89. - لقد قال الخلیفه الثانی مثل هذا مرارا و فی مواقف کثیره و بألفاظ شتّى: "اللّهمّ إنّی أعُوذُ بِکَ مِن عَضِیهَهٍ لَیسَ لَها عَلِیٌّ عِندِی حاضِراً، اَلَلّهُمَّ لَا تُبقِنِی لِمُعضِلَهٍ لَیسَ لَهَا ابنُ أبِی طَالِبٍ، عَجَزَتِ النِسَاءُ أن تَلِدَ مِثلَ عَلِیِّ بنِ أبِی طَالِب، کُلُّ الناسِ أفقَه مِنکَ یَا عُمَر، لَا عِشتُ فِی اُمَّهٍ لَستَ فِیهَا یَا أبا حَسَن، لَا عِشتُ لِمُعضِلَهٍ لَا یَکُونُ لَهَا أبو حَسَن، لَولَا عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَر، و ... . نرم افزار جامع الاحادیث؛ التعجب من أغلاط العامه فی مسأله الإمامه ؛ ؛ ص62 - و نیز رجوع کنید البرهان فی تفسیر القرآن ؛ ج 1 ؛ ص373
  90. - قرآن در کلام امام علی(علیه السلام) - صفحه 67 – نرم افزار مجموعه آثار آیت الله جوادی
  91. - قرآن در قرآن؛ صفحه 307 - نرم افزار مجموعه آثار آیت الله جوادی
  92. - زمر 28
  93. - ذاریات 49 : و از هر چیز دو زوج آفریدیم، شاید متذکّر شوید.
  94. - نقد شبهات پیرامون قرآن کریم؛ ص 389
  95. - یس40 یعنی: نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشى مى گیرد و هر کدام در مسیر خود شناورند.
    و نیز: انبیاء 33
  96. - پرسش و پاسخ از کتاب نقد شبهات پیرامون قرآن کریم؛ ص 407
    برای دیدن پرسشها و پاسخهای بیشتر ر. ک کتاب مذکور