فرهنگ مصادیق:فریب و تدلیس در ازدواج

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
فریب و تدلیس در ازدواج

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ مطالعه تطبیقی غرر در معامله در حقوق اسلام

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ ارکان تدلیس
2 تدلیس چیست؟
3 تدلیس در فقه و حقوق
4 تدلیس در معاملات
5 تدليس و فريب
6 تفاوت خیار عیب و خیار تدلیس
7 مفهوم و آثار تدلیس در ازدواج
8 تدلیس-ویکی فقه

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: مصطفی کوهی
تهیه وتدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم- 95/6/8
کلمات کلیدی:تدلیس، ازدواج، معاملات، ماشطه، کتمان عیب، فریب کاری، فسخ، مدلّس، دروغ گویی، جراحی پلاستیک.

محتویات

تدلیس در لغت و اصطلاح

تدلیس ، از ریشه دَلَس و دُلْسَه به معنای ظلمت و تاریکی ، در لغت به معنای کتمان کردن و پوشاندن است.[۱] و مُدلِّس کسی است که با اقداماتی، واقع را از نظرها می‌پوشاند، آن چنانکه تاریکی، چشم را از دیدن مانع می‌شود.[۲]
عبارت تدلیس در ازدواج در کلمات فقهای شیعه به معنای فریبکاری در ازدواج است.
تدلیس در اصطلاح، اخفای عیب مورد عقد (معاملات و نکاح) است به عمد و آگاهی، یا اظهار وصف کمال آن است تا رغبت طرف انگیخته شود در اقدام به عقد. سکوت از اظهار عیب از روی علم و عمد هم تدلیس است. به بیان دیگر، تدلیس عبارت است از تظاهر خدعه آمیز، اغفال و فریب کاری در عقود.[۳]
صاحب جواهردرتعریف تدلیس می‌گوید:«و هوبالمخادعه، والدلسَ محرکاً الظلمه، فَکانَ المدلَّسَ لَمّا دلسً وَ خدعَ اظلمَ علی المخدوع؛ و آن به معنای ظلم کردن می‌باشد به این معنی که گویا تدلیس کننده زمانی که تدلیس می‌کند وحقه و نیرنگ بکارمی برد در این حال برتدلیس شده ظلم می‌کند.»[۴]
صاحب الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه می‌گوید: «تدلیس عبارتست ازاینکه شخص با علم وآگاهی ازعیبی که خارج از خلقت اصل است، درمورد آن سکوت کند وچیزی نگوید یا صفت کمالی را در زن ادعا کند با آنکه اوفاقد آن است».[۵].

عناصر تدلیس

عناصر تدلیس عبارتند از:

عنصر مادی

وجود نقص و یا فقدان وصف کمال در معقودٌ علیه، و اغفال یکی از متعاقدان توسط طرف دیگر به هر وسیله ممکن که موجب کتمان حقایق گردد.

عنصر معنوی

اغفال همراه با قصد فریب (سوء نیت).

مقدمه

تدلیس (یا فریب در ازدواج)، یکی ازمباحث مهم و قابل توجه در حقوق خانواده می‌باشد. هرچند بحث فریب درنکاح ازمسایل مستحدثه نبوده ولی متأسفانه امروزه این معضل اجتماعی و منکر دینی، ابعاد وسیعتری پیدا کرده وپرونده‌های موجود دردادگاه‌های خانواده دراین زمینه، مُبیِّن این حقیقت تلخ است که متأسفانه ازدواجهای فراوانی به دلیل عدم صداقت یکی ازطرفین و فریب طرف دیگر منجربه طلاق می‌شود. تدلیس ممکن است از ناحیه یکی ازطرفین عقد نسبت به طرف دیگر یا توسط شخص ثالث انجام پذیرد. این عمل دارای دوجنبه حقوقی و کیفری می‌باشد و ضرر و زیان‌های مادی و معنوی هم درحین دعوای فسخ و یا بطورجداگانه قابل مطالبه خواهد بود.

انواع تدلیس در ازدواج

تدلیس در ازدواج را به چند نوع می‌توان تقسیم کرد:
۱. اخبار دروغ بر عدم وجود عیب. چنین خبری یقیناً تدلیس است.
۲. کتمان عیب آشکار؛ مانند استفاده از عینک یا چشم مصنوعی برای کتمان کوری و یا استفاده از کلاه گیس برای مخفی کردن عیب سر و مانند آن. چنین کاری نیز قطعاً تدلیس است.
۳. ابراز نکردن عیب مخفی. مانند این که مرد یا زن از مرض مبتلا به آن (مثل بواسیر) چیزی نگوید. در این گونه موارد، در صورتی تدلیس صادق است که آن عیب از نظر عقلا با توجه به اصل سلامت، در افراد سالم منتفی باشد.
۴. سکوت در باره عیب آشکار بدون مخفی نمودن آن و علت مخفی ماندن عیب، کوتاهی طرف مقابل در بررسی باشد. روشن است که در این جا تدلیس صدق نمی‌کند.
۵. عیبی که بر هر دو طرف مخفی باشد؛ مانند آن که مرد یا زن در باره عقیم بودن یا بیماری روانی خود بدون آگاهی از آن سکوت کند و بعد از تمام شدن عقد، آن عیب آشکار شود. عدم صدق تدلیس در این جا نیز واضح است.

تدلیس در قرآن کریم

کلمه تدلیس درقرآن به کارنرفته است.
ازمعانی تدلیس، پوشاندن حق بردیگری می‌باشد که همان تلبیس است. این حکم درقرآن درچندین مورد بکار رفته است و آن پوشاندن حق با باطل است. درحقیقت این نوعی فریب می‌باشد وپوشاندن حقیقت وکتمان است.
قرآن کریم در این زمینه چنین می‌فرماید:«وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ و حق را با باطل نیامیزید! و حقیقت را با اینکه می‌دانید کتمان نکنید!»[۶] تدلیس در ازدواج نوعی کتمان حقیقت محسوب می‌شود.

تدلیس در روایات اسلامی

پیشوایان معصوم(علیهم السلام)، فریب کاری را امری مذموم و به شدّت از آن نهی کرده‌اند.
پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) در این زمینه فرمود:
«لَیْسَ مِنَّا مَنْ مَاکَرَ مُسْلِما؛ از ما نیست کسی که با مسلمانی نیرنگ کند.»[۷] پیامبر عظیم الشان اسلام فریب کار و متقلّب را فردی ملعون می‌داند و می‌فرماید: «ملعون من ضار مؤمنا أو مکر به؛ کسی که به مومنی ضرری رساند یا مکر و حیله‌ای بر او ببندد ملعون است.»[۸]
امیرالمومنین علی(علیه السلام) فرمود:
«لَوْ لَا أَنَّ الْمَکْرَ وَ الْخَدِیعَهَ فِی النَّارِ لَکُنْتُ أَمْکَرَ النَّاس؛ اگر نبود که مکر و فریبکاری در آتشند من مکر اندیش‌ترین مردمان بودم»[۹]
و در جای دیگر می‌فرماید: « إِیَّاکَ وَ الْخَدِیعَهَ فَإِنَّهَا مِنْ خُلُقِ اللَّئِیمِ؛ از نیرنگ بازی بپرهیزید که این کار اخلاق مردم پست است.»[۱۰]
امام رضا(علیه السلام) از پیامبر گرامی اسلام نقل می‌کند که فرمود:« مَنْ کَانَ مُسْلِماً فَلَا یَمْکُرُ وَ لَا یَخْدَعُ فَإِنِّی سَمِعْتُ جَبْرَئِیلَ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْمَکْرَ وَ الْخَدِیعَهَ فِی النَّارِ ثُمَّ قَالَ علیه السلام لَیْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً وَ لَیْسَ مِنَّا مَنْ خَانَ مُسْلِماً...؛ هر که مسلمانست نه مکر کند و نه گول زند که من شنیدم جبرئیل می‌گفت: مکر و خدعه در دوزخ است سپس فرمود: از ما نیست کسی که دغلی کند با مسلمانی، و از ما نیست آنکه خیانت کند با مسلمانی...»[۱۱]
و در باب مسائل و آثار حقوقی تدلیس و فریب در ازدواج به چند روایت اشاره می‌شود.
حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمود: در کتاب امیرالمومنین علی (علیه السّلام) آمده است:
«مَنْ زَوَّجَ امْرَأَهً فِیهَا عَیْبٌ دَلَّسَهُ وَ لَمْ یُبَیِّنْ ذَلِکَ لِزَوْجِهَا فَإِنَّهُ یَکُونُ لَهَا الصَّدَاقُ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا وَ یَکُونُ الَّذِی سَاقَ الرَّجُلُ إِلَیْهَا عَلَی الَّذِی زَوَّجَهَا وَ لَمْ یُبَیِّنْ؛ هر کس زنی را به عقد دیگری در آورد، در حالی که در آن زن عیبی وجود دارد و برای شوهرش بیان نکند و آن را بپوشاند، زوج می‌تواند آن مقدار از مهر را که بابت این کتمان، اضافه پرداخته است، پس بگیرد و ضمان به عهده کسی است که عیب را بیان نکرده است.»[۱۲]
در روایت دیگر چنین آمده است:
«سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَهٍ دَلَّسَتْ نَفْسَهَا لِرَجُلٍ وَ هِیَ رَتْقَاءُ قَالَ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا وَ لَا مَهْرَ لَهَا؛ از او [امام هفتم] درباره زنی که دارای عیب رتق بوده وخودش را برای مردی تدلیس کرده، سؤال کردم. فرمود: بین‌زن و شوهر جدایی انداخته می‌شود و زن مهریه‌ای‌ندارد.[۱۳]
رفاعه بن موسی می‌گوید از امام صادق(علیه السلام) در باره زنی که پیسی دارد سؤال کردم. حضرت فرمود: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع الْمَحْدُودُ وَ الْمَحْدُودَهُ هَلْ تُرَدُّ مِنَ النِّکَاحِ قَالَ لَا قَالَ رِفَاعَهُ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْبَرْصَاءِ فَقَالَ قَضَی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی امْرَأَهٍ زَوَّجَهَا وَلِیُّهَا وَ هِیَ بَرْصَاءُ أَنَّ لَهَا الْمَهْرَ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا وَ أَنَّ الْمَهْرَ عَلَی الَّذِی زَوَّجَهَا وَ إِنَّمَا صَارَ الْمَهْرُ عَلَیْهِ لِأَنَّهُ دَلَّسَهَا وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا تَزَوَّجَ امْرَأَهً وَ زَوَّجَهَا رَجُلٌ لَا یَعْرِفُ دَخِیلَهَ أَمْرِهَا لَمْ یَکُنْ عَلَیْهِ شَیْ‌ءٌ وَ کَانَ الْمَهْرُ یَأْخُذُهُ مِنْهَا؛ امیرالمؤمنین(علیه السلام) در باره زنی که پیسی داشت و ولیش او را شوهر داده بود، چنین قضاوت کرد: زن به خاطر تمتعی که از او برده شده مهریه دارد و مهریه بر عهده کسی است که او را شوهر داده است؛ زیرا او در مورد زن تدلیس نموده است. و اگر کسی زنی را به عقد مردی در آورد که از وضعیت درونی زن آگاه نباشد، چیزی بر آن فرد نیست و مرد فقط از زن مهریه می‌گیرد.»[۱۴]

احکام تدلیس

حرمت تدلیس در ازدواج:

فریب در ازدواج(تدلیس در ازدواج) حرام و از منظر شرع و عقل امری مذموم است؛ زیرا یکی از مصادیق غش در معاملات و قراردادهاست. مثالی که در منابع فقهی از آن یاد می‌شود، آرایشگری است که در مورد زنی که قصد ازدواج با او دارند تقلّب می‌کند. یعنی به وسیله تغییرات ظاهری بر روی زنی که قصد ازدواج با او دارند سعی می‌کند که به دروغ او را زیبا نشان دهد، به گونه‌ای که عیبهایش برای فریب مردی که قصد ازدواج با او را دارد پنهان شود. مانند تغییر رنگ صورت یا پوشاندن طاسی سر به وسیله ی گذاشتن موی مصنوعی، یا پنهان کردن عیبهای صورت یا چشم به وسیله ی پودرها وکرمهای زیبایی.
بنابراین تدلیس هر عملی است که برای پنهان کردن ومخفی نمودن عیبهای یک شئ ونشان دادن آن به گونه‌ای خلاف واقع، انجام شود.
در حرمت این عمل، اگر با قصد فریب دادن انجام شود، هیچ شکّی نیست، زیرا از آشکارترین مصداقهای غِش یافریب است که حرام می‌باشد.[۱۵]

پنهان نمودن نقص

استفتاء: خواهشمند است نظر خود را راجع به تدلیس در ازدواج به طور مشروح بیان فرمایید. آیا پنهان نمودن نقص، مانند کچلی کلّی، یا موضعی، کم پشت، یا خالی بودن قسمتی از موهای سر، در زن موجب حقّ فسخ برای مرد می‌شود؟
جواب: هرگاه در موقع خواستگاری معایب خود را عمداً بپوشاند، و خود را غیر از آنچه هست نشان دهد، مصداق تدلیس است، و شوهر پس از اطّلاع حقّ فسخ دارد.[۱۶]

رجوع به مدلّس

استفتاء نخست: اگر زوجه، یا بستگان زوجه، در ازدواج تدلیس کنند و پس از روشن شدن مسأله، نکاح (بعد از نزدیکی) فسخ شود، آیا زوج باید مهر زن را بدهد؟ اگر قبلا پرداخت کرده باشد، می‌تواند بازپس بگیرد؟
جواب: زوج باید تمام مهر را بدهد و می‌تواند به مُدلِّس رجوع کند.[۱۷]
استفتاء دوم: در صورتی که داماد به خاطر عدم بکارت نکاح را فسخ کند، چه مقدار از مهریّه را باید بپردازد و در صورت تدلیس، از چه کسی می‌تواند بگیرد؟
پاسخ: اگر در عقد شرط بکارت نشده یا عقد مبنی بر شرط سابق نبوده حقّ فسخ ندارد. فقط اگر معلوم شد زوال بکارت قبل از عقد شده بوده می‌تواند تفاوت بین مهر المثل و مهر مسمّی را کم کند و در صورت شرط و فسخ قبل از دخول، مهر ثابت نیست و پس از دخول مهر مسمی ثابت است و رجوع به مدلّس می‌نماید و اگر زن مدلّس بوده، استحقاق مهر ندارد.[۱۸]

شرط بر صحت کامل زوجین

استفتاء نخست: جوانی دختر باکره‌ای را، مشروط بر صحّت کامل طرفین، به عقد ازدوج دائمی خود درآورده است. در اوّلین فرصت بعد از ازدواج، که زوجین با هم تنها شده‌اند، زوجه متوجّه می‌شود که ناحیه فوقانی بدن شوهر دچار ناراحتی مادرزادی، قیفی شکل، ناموزون و غیر طبیعی است. بدین جهت مواقعه‌ای صورت نگرفت. در این صورت:
۱. آیا زوجه اختیار فسخ نکاح را دارد؟
۲. در فرض جواز فسخ نکاح، و با توجّه به این که زوجه مدخول بها نیست، آیا می‌تواند نصف مهریّه و دیگر خسارات، از قبیل هزینه میهمانی و مانند آن، را از زوج مطالبه کند؟
جواب: این عیب از عیوب فسخ نکاح نیست؛ مگر این که قبلا شرط صحّت کامل کرده باشند. در این صورت زن حقّ فسخ از باب خیار تدلیس دارد، ولی در فرض مسأله که مُواقعه صورت نگرفته مهر به او تعلّق نمی‌گیرد. امّا اگر خساراتی متحمّل شده، می‌تواند آن را از زوج بگیرد.[۱۹]
استفتاء دوم: مردی در ازدواج با دختری تدلیس کرده و خود را عوضی معرفی کرده است.
مثلا خود را دکتر یا مهندس معرفی کرده، که اگر خود را اینگونه معرفی نمی‌کرد حتما دختر راضی نمی‌شد، آیا به خاطر ندانستن موضوع، برای دختر اختیار فسخ عقد هست یا نه؟
جواب: در صورتی که در عقد ازدواج شرط دکتر یا مهندس بودن زوج شده باشد، یا به نحوی توصیف کرده که عقد مبنی بر آن وصف واقع شده، که به منزلۀ شرط ضمنی بوده، و بعد تخلف وصف ظاهر و واضح شده است، زن اختیار فسخ عقد را دارد. و چنانچه قبل از دخول فسخ کند، حق مهر ندارد. و اگر بعد از دخول فسخ کند، حق مهر دارد.[۲۰]

عیبی که با جرّاحی رفع می‌شود

استفتاء: زنی که دارای عیب قَرَن است؛ امّا با عمل جرّاحی می‌تواند رفع عیب کند، آیا شوهر در این صورت هم می‌تواند عقد را فسخ کند؟
پاسخ: ظاهرا می‌تواند.(آیت الله بهجت، استفتائات، سؤال303)

ترمیم پرده بکارت

ترمیم پرده بکارت تدلیس است و تدلیس در ازدواج جایز نیست.[۲۱]

اجرت مدّلس آرایشگر

آرایش کردن زن یا کنیز به گونه‌ای که زشتی وی را پنهان کند و او را برخلاف واقع، زیبا نشان دهد تا خواستگاران یا خریداران به ازدواج یا خرید وی رغبت نشان دهند، تدلیس و حرام است که در فقه از آن به تدلیس ماشطه (آرایشگر) تعبیر می‌شود. دریافت مزد نیز در قبال چنین عملی باطل است.[۲۲]

خالکوبی

خال کوبی زن برای شوهرش جایز، بلکه بنابر تصریح برخی، مستحب است.
برخی، خال کوبی زن را برای زیبا جلوه دادن خود دربرابر خواستگاران یا خریداران در کنیز، از مصادیق تدلیس برشمرده و آن را حرام دانسته‌اند. در مقابل، برخی، صرف زینت کردن جهت ترغیب را مصداق تدلیس ندانسته‌اند. [۲۳]

صور مختلف عیوب زن

در خصوص عیوب زن سه حالت متصوّر است که احکام هر یک به ترتیب بیان می‌گردد:
۱. چنانچه در حال عقد موجود باشد تردیدی نیست که موجب خیار برای مرد است، و همانطور که دیدیم اجماع و نصوص واصله بر آن دلالت دارد.
۲. چنانچه پس از عقد و انجام نزدیکی ایجاد گردد، فقهاء به اتّفاق آراء معتقدند که موجب خیار نخواهد بود؛ زیرا که اوّلا وطی بمنزله تصرّف بوده که مانع از ردّ به جهت عیب است، ثانیا عقد به صورت لزوم انجام گرفته، و مقتضای استصحاب بقاء آنست، ثالثا روایت عبد الرّحمن از امام صادق (علیه السلام) بر این امر تنصیص دارد.
۳. چنانچه پس از عقد و قبل از نزدیکی عیبی از عیوب زن ایجاد گردد، نسبت به پیدایش حقّ خیار برای مرد بین فقها دو نظر است. اقلیّت قائل به خیار، و مشهور فقها با تمسّک به اصل لزوم و استصحاب نظر به عدم خیار داده‌اند.[۲۴]
و در قانون مدنی چنین بیان شده است: «عیوب زن در صورتی موجب حقّ فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته باشد».[۲۵] ظ) نازائی:
اعم از آنکه ناشی از زن باشد یا مرد موجب خیار نخواهد بود.[۲۶]

عیوب موجب خیار فسخ و تدلیس

در تحریر الوسیله آمده است:
«عیوب موجب خیار فسخ و تدلیس دو قسم است: مشترک میان زوج و زوجه و مختص به هرکدام. اما مشترک میان آن دو، جنون است و آن عبارت است از اختلال در عقل؛ اما بیهوشی و بیماری صرع که موجب بروز حالت خاصی برای فرد در برخی اوقات می‌شود، جنون به شمار نمی‌آید.
هریک از زوجین، به سبب جنون همسرش، اختیار فسخ نکاح را دارد. این حکم در مورد مرد مطلق است، خواه جنونش قبل از عقد باشد (در فرض جهل زوجه)، خواه پس از عقد و قبل یا بعد از آمیزش عارض شده باشد. حکم یاد شده در جنونی که پس از عقد پدید آمده، اگر در حدّ عدم تشخیص اوقات نماز نباشد، محل تأمل و اشکال است، بنابراین احتیاط ترک نشود. اما جنون زن، در صورتی موجب فسخ است که قبل از عقد بوده و مرد هم جاهل به آن باشد.».[۲۷]

جنون ادواری

در جنون موجب فسخ میان جنون دائم و ادواری ـ هر چند عقد در دورۀ افاقه انجام گرفته باشد ـ فرقی نیست؛ همچنین ظاهر این است که در این حکم تفاوتی میان ازدواج دائم و موقت نیز نیست. خیار فسخ، برای هریک از زوج و زوجه، فوری است. بنابراین هرگاه هر کدام از آن دو به عیب آگاه باشد و به فسخ مبادرت نکند، عقد لازم می‌شود. بله، ظاهر این است که جهل به خیار فسخ و جهل به فوری بودن آن، عذر محسوب می‌شود، بنابراین در صورت جهل به هریک از این دو مورد، اگر مبادرت به اعمال خیار صورت نگیرد، خیار ساقط نمی‌شود.[۲۸]

تدلیس و مقتضیات زمان

گاهی چیزی در یک زمان تدلیس نیست و در زمان دیگر تدلیس است، به عنوان مثال اعور (یک چشمی بودن) شاید در زمان‌های گذشته تدلیس شمرده نمی‌شده، ولی اگر در زمان ما یک چشمی باشد، آن را عیب و کتمان این عیب را تدلیس می‌دانند همچنین کتمان ابتلا به موادّ مخدّر را تدلیس می‌دانند و یا اگر محکوم به زندان طویل المدّت باشد و یا گرفتار وسواس شدید باشد و کتمان کنند، اینها هم تدلیس است و همه از اموری است که اگر اظهار نکنند تدلیس محسوب می‌شود.[۲۹]

تقلب در ملّیت

استفتاء: مردی در ازدواج با دختری تدلیس نموده و خود را عوضی معرفی کرده مثلا افغانی و بدون شناسنامه بوده خود را ایرانی و دارای شناسنامه ایرانی معرفی کرده و اگر قبلا این وضع را گفته بود حتما دختر راضی نمی‌شد آیا به خاطر ندانستن موضوع، برای دختر اختیار فسخ عقد هست یا نه لطفا جواب مرقوم فرمائید؟
جواب: در صورتی که در عقد ازدواج شرط ایرانی بودن زوج شده باشد یا به نحوی توصیف نموده که عقد مبنی بر آن وصف واقع شده که به منزله شرط ضمنی بوده و بعد تخلف وصف ظاهر وواضح شده زن اختیار فسخ عقد را دارد و چنانچه قبل از دخول فسخ کند حق مهر ندارد و اگر بعد از دخول فسخ کند حق مهر دارد و در نزاع موضوعی مرافعه شرعیه(رجوع به حکم شرع) لازم است.[۳۰]

مصادیق تدلیس در ازدواج

برخی از شایع‌ترین مصادیق تدلیس عبارتند از:

تدلیس در شخص طرف قرارداد

در جایی که مثلاً طرف مقصود در ازدواج با برادر یا خواهر دو قلوی او که به جهاتی با او شباهت دارد، جایگزین شده باشد.

تدلیس در ویژگی‌های فیزیکی

اظهار یا کتمان نابجا در خصوص ویژگی‌های جسمی همچون تصویرسازی مصنوعی و نمایش‌های غیرواقعی از چهره ظاهری فرد، مخفی سازی یا ترمیم عیب‌ها و کاستی‌های مشهود، وضعیت سلامت و بیماری (همچون استفاده از موی مصنوعی یا رنگ مو، دندان مصنوعی، سمعک، عینک، جراحی پلاستیک یا ابتلای به دیابت، ایدز، بیماری‌های ریوی، کلیوی، پوستی و...)، دوشیزگی، عادت‌ها و شرطی شدن‌های غیر معمول (مثل اعتیاد به دخانیات، مواد مخدر و مشروبات الکلی).

تدلیس در ویژگی روحی روانی

اظهار یا کتمان نابجا در خصوص وضعیت روحی روانی فرد، استعدادها و توانمندی‌ها (همچون هوشمندی یا بلاهت و کودنی) بیماری‌ها و ابتلائات دماغی و عصبی(همچون صرع، میگرن، روان پریشی، جنون).

تدلیس در ویژگی‌های تربیتی و اخلاقی

اظهار یا کتمان نابجا در خصوص اوصاف و ویژگی‌های تربیتی مثبت و منفی (سوء ظن/ حسن ظن، خوش بینی/ بدبینی، سخاوت/ بخل، صدق/ کذب، درون گرا/ برون گرا، خشن/ نرمخو، شجاع/ ترسو، مؤدب/ گستاخ، منظم/ بی نظم.)

تدلیس در هویت تاریخی

اظهار یا کتمان نابجا در خصوص سن، سوابق و وضعیت‌های پیشین زندگی فرد.

تدلیس در وضعیت فرهنگی

اظهار یا کتمان نابجا در خصوص مذهب (و احیاناً دین)، سطح تحصیلات، رشته تحصیلی، بینش‌ها و عقاید، ارزش‌ها و آرمان‌ها، نمادها و علایم ظاهری (الگوی آرایش، پوشش و...)، آثار و فعالیت‌های فرهنگی.

تدلیس در وضعیت اجتماعی

اظهار یا کتمان نابجا در خصوص قومیت (به ویژه در جایی که طرف مقابل در خصوص آن حساسیت داشته باشد)، محل تولد و زندگی، موقعیت و وضعیت خانوادگی و شبکه خویشان و بستگان، ازدواج پیشین یا فرزندان ناشی از ازدواج پیشین، وضعیت نقش‌ها و فعالیت‌های اجتماعی.

تدلیس در وضعیت اقتصادی

اظهار یا کتمان نابجا در خصوص طبقه و جایگاه اقتصادی، نوع شغل، رتبه سازمانی، سابقه اشتغال، سطح درآمد، میزان ثروت و دارایی، محل سکونت و...

تدلیس در وضعیت سیاسی

اظهار یا کتمان نابجا در تعلق حزبی، وابستگی گروهی، پیشینه و سوابق سیاسی، فعالیت‌های سیاسی، روابط با ارباب قدرت.

علل و زمینه‌های فردی و اجتماعی تدلیس

به چند مورد از عوامل تدلیس اشاره می‌شود:

اختلالات شخصیتی

برخی از روانشناسان، انحراف رفتاری را به ویژه در برخی سطوح از وجود درجاتی از کاستی‌ها و محدودیت‌های شخصیتی ناشی می‌دانند. عدم احساس همدلی با دیگران، ضعف پذیرش هنجارها و ارزش‌های اجتماعی، فقدان حس مسئولیت، ضعف وجدان اخلاقی، عدم توجه به انتظارات و ملاحظات اجتماعی، تمایل زیاد به ستیز با جامعه و تمرّد از قواعد پذیرفته شده، اشتهای وافر به رفتارهای هیجانی و ایذایی، عدم احساس فشار درونی (ناشی از تعهد اجتماعی) و فشار بیرونی (ناشی از همبستگی و نظارت اجتماعی)، قابل پیش بینی نبودن واکنش‌های عاطفی و رفتاری؛ از بارزترین ویژگی‌های شخصیتی این افراد در یک تیپ سازی ذهنی است که ایشان را به ارتکاب رفتارهای غیرمتعارف برمی انگیزاند. لذا برخی از موارد می‌توان وقوع تدلیس و فریب در ازدواج را به عنوان رفتاری خلاف انتظار، با ارجاع به این سنخ نقصان‌های شخصیتی تبیین نمود. [۳۱]

ضعف تعلقات دینی

برای همه ما کم و بیش به تجربه اثبات شده است که برخورداری از تعلیم و تربیت دینی و پایبندی و تعهدآگاهانه به اصول و آموزه‌های اعتقادی و تعالیم و دستورات مذهبی، به ویژه در ادیان الهی، نقش بسیار مهمی در مهار و کنترل بینش‌ها، نگرش‌ها، گرایش‌ها، احساسات و رفتارهای مومنان دارد و آنها را از درغلطیدن به کجروی و متابعت از هواهای شیطانی در عرصه‌های مختلف فردی و اجتماعی به میزان زیاد مصونیت می‌بخشد. صراحت و وضوح این سنخ تأثیرات در سطح خُرد و قلمرو زندگی فردی، ناباورترین افراد را به قبول متقاعد می‌سازد. در سطح کلان نیز، جامعه شناسان غالباً بر نقش بی بدیل نهاد دین در حمایت از اصول و معیارهای اخلاقی و حقوقی جامعه انسانی تا آنجا که با روح کلی تعالیم آن مسانخت دارد تأکید و تصریح کرده‌اند.
تردیدی نیست که افراد به میزان برخورداری از تعلیم و تربیت دینی و درجه التزام و پای بندی به وظایف عملی منبعث از عقاید خود، در زندگی اجتماعی نیز جهت گیری رفتاری و کنشی همسو با اقتضائات بینشی خود را دارند و به میزان فرهیختگی از گرایش به انحرافات و آلودگی‌ها به ویژه انحرافات آشکار و توجیه ناپذیر برکنارند یا دست کم ضریب لغزش آنها در مقایسه با دیگران بسیار پایین است.
ازدواج نیز به عنوان یکی از فرازهای خطیر و سرنوشت ساز زندگی، از آغازین مرحله تا انتها تحت تأثیر بینش‌ها، نگرش‌ها، حساسیت‌ها، ارزش‌ها، انتظارات، آرمان‌ها و قواعد مذهبی مورد احترام طرفین و خانواده‌های آنها خواهد بود. علاوه اینکه بر طبق شواهد آشکار، برخی ادیان همچون اسلام برای خانواده حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند و به انحاء طرق، این نهاد مقدس را مورد حمایت و پشتیبانی قرار داده‌اند. برخی آسیب شناسان با ارجاع به تجارب عینی و با استناد به نقش باورهای دینی در سلوک کلی مؤمنان، سوق یابی به انواع انحراف از جمله تدلیس را در مراحل مقدماتی ازدواج بیش از هرچیز ناشی از ضعف یا فقدان تعلقات دینی افراد ناشی می‌دانند.[۳۲]

تعلق خاطر افراطی

عشق و تعلق خاطر افراطی افراد در شرف ازدواج به یکدیگر نیز از پیش زمینه‌هایی است که اعمال خردورزی‌های دقیق و کنجکاوی‌های هوشیارانه را تا شعاعی با مشکل مواجه می‌سازد. عشق و شیفتگی عاطفی یا شهوانی که در مراحل اولیه و غالباً تحت تأثیر جاذبه‌های مشهود حاصل می‌شود، در گرایش افراد به ازدواج نقش محوری دارد و معمولاً در شعاع تلألو آن هر چیز وضع دیگری می‌یابد. رابطه عاشقانه و پیامدهای مسحور کننده آن همه نقایص و کاستی‌های محتمل را ترمیم کرده و همه حجاب‌ها و موانع را از میان می‌برد. از منظری آسیب شناسانه، عشق به رغم اهمیت و جایگاه بی بدیل آن در فرآیند زناشویی مانع نفوذ ناپذیری در مسیر درک حقایق و راهیابی به واقعیات محسوب می‌شود. از شواهد عینی چنین برمی آید که عشق و علاقه به ویژه در صورت یکسویه بودن آن زمینه بسیار مناسبی برای اغوای طرف و ترغیب او به ازدواج به رغم همسانی و کفویت و بالاتر از آن به رغم کاستی‌ها و موانع بازدارنده فراهم می‌سازد. کم نیستند دخترانی که تحت تأثیر جاذبه‌های زیباشناختی و عشق‌های خیابانی مشتاقانه به ازدواج با افراد متأهل، فاقد تحصیلات مناسب، عاری از اخلاق و تدین همسان، فاقد شغل یا دارای موقعیت خانوادگی متنازل تن داده‌اند و علی رغم علم و آگاهی از عواقب ناخوشایند این قبیل تصمیم‌ها، سرنوشت خویش را رقم زده و کورکورانه خود را در گرداب‌های سهمگین بلا گرفتار ساخته‌اند. تردیدی نیست که آمادگی روحی روانی ناشی از این فضای غبارآلود، خود را در معرض کامجوئی‌های ظالمانه و بهره کشی‌های فرصت طلبانه قرار می‌دهد و تدلیس نیز در چنین حال و هوایی به راحتی با کمترین هزینه اتفاق می‌افتد. پرواضح است که در چنین شرایطی، توصیه به عقل مداری و خردورزی و در پرانتز نهادن موقتی عشق، در مقام اتخاذ تصمیم به ازدواج، برای کسانی که واقعاً در دام آن گرفتار آمده‌اند، چندان شنیدنی نیست.[۳۳] راهکارهای جلوگیری از تدلیس برای حفظ خویش و دورماندن از ابتلا به عمل ناپسند فریب و تدلیس راهکارهایی وجود دارد که اهمّ این راهکارها و تدابیر عبارتند از:
۱. ایجاد زمینه‌های مناسب برای تعلیم و تربیت مطلوب و درون ریزی ارزش‌ها، هنجارها، قواعد و الگوهای(دینی) پذیرفته شده اجتماعی در ساختار شخصیت افراد.
۲. تقویت بنیان‌های اخلاقی به ویژه اخلاقیات اجتماعی و ایجاد زمینه برای شیوع و ارجاع مستمر به آنها توجه دادن مستمر به تعهدات و مسئولیت‌های اجتماعی افراد در قبال یکدیگر.
۳. توجه دادن مستمر و مکرر به تبعات سوء و پیامدهای منفی فردی و اجتماعی این سنخ اقدامات در سطح وسیع.
۴. طراحی و تصویب قوانین مناسب و کارآمد و تلاش برای اجرای درست آن در جهت برخورد قاطع با کجروان و متخلفان و افرادی که از اعتماد دیگران به نفع خویش سوءاستفاده می‌کنند.
۵. آموزش مناسب به ویژه آموزش‌های حقوقی برای کاهش و جبران هزینه‌های ناشی از وقوع این نوعی انحرافات در سطوح فردی.
آگاه نمودن زنان از ماده ۱۱۲۸قانون مدنی[۳۴]؛ زیرا اکثر مردم به خصوص زنان نسبت به این ماده قانونی آگاهی ندارند، لذا در اکثر موارد تخلف از وصف مشروط و تدلیس، زنان جهت پیگیری حقوق خویش، تقاضای طلاق می‌دهند و سعی می‌کنند از ماده ۱۱۳۰ ق.م. که جواز طلاق را وابسته به اثبات عسروحرج در دوام زوجیت می‌داند، بهره ببرند تا از شوهر خویش جدا شوند، اما به جهت آن که اثبات عسروحرج در دوام زندگی مشترک معمولاً دشوار است، نمی‌توانند از حقوق خویش بهره مند شوند. واضح است که همه باید سعی کنند، این آگاهی بدین جهت باشد تا پسران و دختران با توجه به تبعات حقوقی کتمان عیوب یا ابراز صفات کمال دروغین، از برخورد غیرصادقانه در امر ازدواج پرهیز کنند.» ۶. اجباری شدن ثبت اوصاف مشروط توسط زوجین در فرمýهای مخصوص؛ لازم است قبل از ثبت ازدواج برگه‌هایی تهیه شود و طرفین موظف باشند تا به پرسش‌های آن پاسخ دهند. این برگه باید به گونه‌ای تنظیم شود که لزوماً هر یک از طرفین اظهارات مکتوب طرف دیگر را مطالعه نمایند. در این پرسشنامه سئوالاتی در مورد اوصاف اساسی فرد از جمله: نام و نام خانوادگی، سن، میزان تحصیلات، نوع شغل، ملیت، مذهب، سابقه ازدواج (و در مورد مردان وضعیت تأهل)، تعداد فرزندان، ابتلا به بیماری خاص و نوع آن، حتی عکس هر دو نیز در آن برگه الصاق شود تا در آینده ادعایی در زمینه فریب مربوط به مشخصات ظاهری مطرح نگردد و پس از پاسخ به سئوالات مذکور، زوج و زوجه برگه‌های یکدیگر را مطالعه نمایند و در انتها آن را امضا نمایند. این امر، اقدامی عملی جهت کاهش فریب در ازدواج خواهد بود.
۷. تلاش افراد و خانواده‌های آنها در جهت انجام مطالعات دقیق مقدماتی و بهره گیری از همه مجاری اطمینان بخش در خصوص افراد متقاضی ازدواج به ویژه افرادی که سابقه آشنایی با آنها وجود ندارد.
۸. بهره گیری مناسب افراد در شرف ازدواج از تجارب والدین، خویشاوندان، دوستان، همکاران، مشورت با کارشناسان و متخصصان و مراجعه به مراکز و کلینیک‌های ارشادی و توجه أکید به حساسیت‌های محیطی.
۹. شناسایی و اطلاع رسانی دقیق در خصوص شگردهای انحرافی رایج و راه‌های مصونیت از آن (به ویژه از طریق رسانه‌ها و مراکز آموزش فرهنگی)
۱۰. گرفتن مهریه از عامل تدلیس؛ بنابرآنچه که در فقه آمده، در صورتی که تدلیس در نکاح، پس از رابطه زناشویی مشخص شود و نکاح فسخ گردد، فرد فریب خورده می‌تواند به عامل فریب مراجعه نموده و مهریه پرداختی به زوجه را از او بگیرد که مبتنی بر این قاعده مشهور فقهی است «المغرور یرجع الی من غرّه» است. از آنجا که این نظریه فقهی در قانون مدنی لحاظ نشده است، توصیه می‌شود، به ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی که بیان می‌دارد: «هرگاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد، مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است».

کتابشناسی

۱. محمّدجعفر جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق ، کتابخانه گنج دانش، چ دوم، ۱۳۸۱ه ش.
۲.ها دی تشکری، اثر تدلیس و تخلف از شروط در عقد نکا ح در فقه اما میه و حقوق موضوعه ، دانشگا ه آزاد اسلامی واحد قم ، ۱۳۹۱ ه ش.
۳. بهرام درویش ، تدلیس، نگا ه بینه ، تهران، ۱۳۸۴ ه ش.
۴. مسعود آذرنگی، تدلیس خصوصی، کتا ب آمه، تهران، ۱۳۹۴ ه ش.

مقاله شناسی

۱. سید حسین شرف الدین، فریب در ازدواج از نگاه روان شناسی اجتماعی، مجله مطالعات راهبردی زنان، پاییز ۱۳۸۳ ـ شماره 25.
۲. زهرا آیت اللهی، آثار فقهی- حقوقی فریب در ازدواج، مجله مطالعات راهبردی زنان، بهار ۱۳۸۲ - شماره 19.
۳. محمد انصاری عربانی، تدلیس در ازدواج از ناحیه زوجه، مجله دادرسی، خرداد و تیر ۱۳۸۳ - شماره 44.
۴. بی بی گل کیانی، تدلیس در نکاح از منظر فقه و حقوق ایران، پایگاه تخصصی نشر مقالات حقوقی،حق گستر، پایگاه اطلاع رسانیwww.haghgostar.ir.
۵. محمد نبی پور، جرم فریب در ازدواج (موضوع ماده ۶۴۷ قانون مجازات اسلامی)، مجله علوم انسانی و اجتماعی شمال، بهار ۱۳۸۵ - شماره 2.

فهرست منابع

قرآن کریم
امام خمینی(رحمه الله علیه)، تحریرالوسیله، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۸۳ ه ش.
آیت الله مکارم شیرازی، کتاب النکاح (مکارم)، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم ، اول، ۱۴۲۴ ه‍ ق.
جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم ، اول، ۱۴۲۶ ه‍ ق.
سید حسین شرف الدین، فریب در ازدواج از نگاه روان شناسی اجتماعی، مجله مطالعات راهبردی زنان، پاییز ۱۳۸۳ ـ شماره 25
شیخ صدوق، امالی، کتابچی، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۶ ه ش.
شیخ کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ه ق.
شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ: اول، ۱۴۰۹ ق.
محمّدجعفر جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق ، کتابخانه گنج دانش، چ دوم، ۱۳۸۱ه ش.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، دار الحدیث، قم، ۱۴۲۰ ه ق.

پانویس

  1. ابن منظور، لسان العرب، ج4، ص378
  2. محمّدجعفر جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق ، ج 2، ص 177
  3. محمّدجعفر جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق ، ج 2، ص 177.
  4. شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج30، ص362
  5. شهید ثانی، جبعی عاملی، الروضه البهیه فی شرح المعه الدمشقیه، ج5، ص88
  6. بقره/42
  7. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏2، ص337.
  8. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج4، ص2913
  9. همان، ج4، ص37
  10. همان، ج8، ص24
  11. شیخ صدوق، امالی، ص270.
  12. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، ج‏21 ؛ ص214.
  13. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، ج21، ص214.
  14. شیخ کلینی، کافی، ج5، ص407
  15. سید محمد تقی مدرسی، احکام معاملات، ج1، ص265
  16. آیت الله مکارم، احکام بانوان، ج1، ص155، سؤال 539
  17. مکارم شیرازی، احکام بانوان، ج1، ص154، سؤال 536
  18. آیت الله بهجت، استفتائات، سوال299
  19. همان، ج1، ص155، سؤال 540
  20. لنکرانی، محمد فاضل موحدی، جامع المسائل (فارسی - فاضل)، ج 1، ص: 397، سوال1502، انتشارات امیر قلم، قم - ایران، یازدهم
  21. لنکرانی، محمد فاضل موحدی، احکام پزشکان و بیماران (فاضل)، ص: 131 ،
  22. جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج 2، ص 424
  23. همان، ج3، ص419
  24. یزدی، سید مصطفی محقق داماد، بررسی فقهی حقوق خانواده ـ نکاح و انحلال آن، ص357
  25. همان، ص356، مادّه 1124 قانون مدنی
  26. همان، ص355
  27. امام خمینی(رحمه الله علیه)، تحریرالوسیله، ج2، ص261، مساله4.
  28. امام خمینی(رحمه الله علیه)، تحریرالوسیله، ج2، ص261، مساله4.
  29. شیرازی، ناصر مکارم، کتاب النکاح (مکارم)، ج 5، ص 122.
  30. سید محمد رضا موسوی گلپایگانی، مجمع المسائل، ج 2 ، صفحه202، س 566
  31. سید حسین شرف الدین، فریب در ازدواج از نگاه روان شناسی اجتماعی، مجله مطالعات راهبردی زنان، پاییز 1383 ـ شماره 25
  32. همان
  33. همان
  34. ماده 1128 قانون مدنی بیـان می‌دارد: «هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده، برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد».