فرهنگ مصادیق:یأس از رحمت خدا

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
یأس از رحمت خدا

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ نا امیدی از رحمت خدا
۲ نا امیدی از رحمت خداوند
۳ تا خدا هست جایی برای نا امیدی نیست
۴ چرا یاس از رحمت الهی از بزرگترین گناهان کبیره است؟

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ ادعای خدائی
۲ استهزاء خدا
۳ اعراض از یاد خدا
۴ انکار وجود خدا
۵ ایمن دانستن خود از مکر خدا
۶ بازداشتن از راه خدا
۷ بی اعتمادی به خدا
۸ تشبیه خدا به خلق
۹ تهمت به خدا، پیامبران و امامان
10 تولی دشمنان خدا
۱۱ دروغ بستن بر خدا
۱۲ سوء ظن به اولیاء خدا
۱۳ سوء ظن به خدا
۱۴ شرک در ذات خدا
۱۵ شرک در صفات خدا
۱۶ شرک در عبادت خدا
۱۷ شرک در مالکیت خدا
۱۸ شکایت از خدا
۱۹ عهد شکنی با خدا
۲۰ غفلت از آیات خدا
۲۱ غفلت از خدا
۲۲ کفر به خدا
۲۳ محاربه با خدا ، رسول خدا و امام
۲۴ منت گذاری بر خدا و رسول(ص)
۲۵ نا امیدی از یاری خدا
۲۶ حمد خداوند
۲۷ خیرخواهی نسبت به خدا
۲8 ذکر خدا
29 شکر خدا
30 عبادت خدا
31 معرفت آیات خدا
32 معرفت خدا
33 معرفت صفات خدا
34 معرفت نعمت های خدا
35 وفا به عهد با خدا
36 یاری رسول خدا (ص)
37 اطاعت از خدا
38 اقرار به گناه نزد خدا
39 امید به فضل خدا
40 ایمان به خدا
41 ایمان به یگانگی خدا
42 توکل بر خدا
43 حسن ظن به خدا
44 تسبیح خداوند

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نا امیدی و امید احمقانه به خدا؛ راه‌هایی برای نفوذ شیطان - تبیان

نویسنده: روح الله رستگار صفت
تألیف: 92/4/24

مقدمه

از آنجا که قرآن برای همه زمانها و همه مردم نازل شده است، به همه حالتهای اساسی انسانی توجه کرده است. حالت یأس و ناامیدی یکی از این حالات است که دربارهٔ آن باید از قرآن درس بگیریم .در اینجا می‌خواهیم آن را به عنوان یکی از راه‌های نفوذ شیطان معرفی کنیم. در ادامه می‌خوانیم که نقطه مقابل آن یعنی امید کاذب هم راه دیگری از شیطان برای نفوذ در انسانهاست.
در آن هنگام که پیری به سراغ ابراهیم علیه السلام آمده بود و همسرش هم نازا بود، فرشتگان خدا به او مژده پسری بردبار را به او دادند. او بعد از کمی صحبت با فرشتگان گفت:قَالَ وَمَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمَهِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ[۱] گفت: «چه کسی- جز گمراهان- از رحمت پروردگارش نومید می‌شود؟»
با این جمله، ابراهیم علیه السلام به خدا گفت که من از رحمت تو هیچ گاه مأیوس نیستم ، هرچند دربارهٔ اموری باشد که خیلی احتمالش کم است.
ضالون و ضالین از یک ریشه هستند که معنای آن برای همه ما روشن است زیرا روزانه ده بار در نمازهای خود می‌گوییم: غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ؛ همواره از راه گمراهان به خدا پناه می‌بریم.
با کنار گذاشتن این آیه و جمله‌ای که ابراهیم علیه السلام فرمود، روشن می‌شود که هر کس که جزو ضالین نباشد ، حتماً به رحمت خدا امید دارد؛ بنابراین ما روزانه در نمازهای خود به خدا اعلام می‌کنیم که به رحمت خدا امید داریم و هرگز از آن قطع امید نکرده‌ایم.
با این حال، رفتار عمومی انسانها به گونه دیگری است. خدا در قرآن به ما گوشزد کرده است که عموم انسانها مراقب حالت امید خود نیستند. به سبب ظاهربینی گاه به رحمت خدا امیدوارند و گاه ناامید: وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَهً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَیَئُوسٌ کَفُورٌ [۲]
و اگر از جانب خود رحمتی به انسان بچشانیم، سپس آن را از وی سلب کنیم، قطعاً نومید و ناسپاس خواهد بود.
از اینجا می‌فهمیم که یأس جزو حالات احساسی شایع در میان انسانهاست و بنابراین لازم است دربارهٔ آن هرچه بیشتر بدانیم.
اگر بخواهیم در قرآن کریم به دنبال معادل معنایی ناامیدی باشیم، به دو کلمه "یأس" و "قنوط " بر می‌خوریم.
در قرآن می‌خوانیم که انسان همواره از خدا خیر را می‌خواهد و اگر شری به او برسد ناامید می‌شود: لَا یَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَیْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَیَۆُوسٌ قَنُوطٌ[۳]
در عین اینکه مأیوس بودن از رحمت خدا جزو صفات عمومی انسانهاست، خدا آن را برای بندگان خود حتی بندگان گنهکار خود نمی‌پسندد.
خدا به گنهکارترین افراد هم وعده داده است که اگر توبه واقعی کنند، توبه شان را می‌آمرزد به آن حد که هیچ گناهی برایشان باقی نماند.(إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعا)
از اینجا واضح می‌شود که امیدوار بودن به رحمت خدا از نشانه‌های ایمان است و همانطور که قبلاً گفتیم تنها گمراهان هستند که از رحمت خدا مأیوس هستند.
از طرف دیگر می‌دانیم که شیطان برای گمراه کردن ما از هیچ تلاشی فروگذاری نمی‌کند. یکی از حربه‌های او همان است که ما را از رحمت خدای مهربانمان ناامید کند. پس از آن دیگر هر کاری از ما ممکن است سر بزند. این در حالی است که اولیای دین هرگز مردم را از رحمت خدا مأیوس نمی‌کرده‌اند حتی برای کسانی که گناهان بزرگی انجام داده باشند.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله دربارهٔ گناهان بزرگ به این مضمون نقل شده است که در صورتی که گناهکاری توبه کند و دیگر به سوی گناه باز نگردد و خدا هم از قلبش بشناسد که او دیگر به سوی گناه بر نمی‌گردد، توبه اش را قبول می‌فرماید و گناهش را عفو می‌کند.[۴]
علاوه بر اینها که گفتیم، ناامیدی جزو سپاهیان جهل است. در حدیث مشهور جنود عقل و جهل می‌خوانیم که امیدواری و طمع به خدا جزو لشگریان عقل هستند اما ناامیدی و یأس جزو لشگریان جهل هستند.(کافی، ج۱، ص20)

حمله شیطان از پشت سر

خلاصه آنچه تاکنون گفتیم آن بود که هیچ گاه در رحمت الهی را بر روی خود بسته نبینیم تا شیطان نتواند از راه ناامیدی بر ما نفوذ کند؛ اما شیطان دشمنی کهنه کار است. دشمن بودن او را خدا به ما گوشزد کرده تا از خود در مقابلش مراقبت کنیم.
اگر در صحنه جنگ، دشمنی نتواند از پیش رو نتواند حمله کند، همواره گوشه نظری هم به عقب دارد، شاید بتوانند از پشت بر حریف خود شبیخون بزند. همین مسأله دربارهٔ شیطان هم صادق است. اگر از راه یأس نتواند بر بندگان خدا نفوذ کند، به دنبال نقطه مقابل آن یعنی امید می‌رود؛ شاید از راه امید افراطی بتواند به هدف خود برسد.
منظور ما کسانی هستند که بدون اعمال شایسته، خود را مستحق رحمت خدا می‌دانند. در مقابل، خدا با آنها مکر می‌کند و با آنها به گونه‌ای رفتار می‌کند که خیال کنند مورد رحمت خاص الهی هستند. امکانات مادی و حالت‌های خوش روانیشان را نشانه لطف ویژه خدا می‌گیرند؛ اما همه اینها برای این است که به شکل خطرناکی تحت قانون فریب الهی قرار گرفته‌اند و سرانجامشان بسیار وخیم خواهد بود.
به عبارت دیگر همانگونه که ناامیدی خطرناک است، امید داشتن بی مبنا و از خوش خیالی هم خطرناک است. قرآن نام این حالت را "مکر خدا" گذاشته است .
به عبارتی عده‌ای از مردم در خوش خیالی، خود را مشمول رحمت خدا می‌دانند در حالی که ایمان و اعمال آنها شایستگی رحمت خدا را ندارد. این حس امنیت کاذب، ایمنی از مکر خدا است. قرآن می‌فرماید که تنها "خاسران" دچار این حالت می‌شوند.
به عبارت دیگر آنها که سرمایه‌های حقیقی خود را می‌بازند همانها هستند که نسبت به مکر خدا احساس امنیت می‌کنند؛ غافل از اینکه مشمول مکر خدا هستند. بعدها متوجه می‌شوند که سرمایه‌های خود را در ازای دریافت هیچ بهایی از دست داده‌اند.

دین شناسان واقعی را بشناسیم

از اینجا معلوم می‌شود که راه درست زندگی نه آن است که دچار ناامیدی از رحمت خدا شویم و نه آنکه امیدمان به خدا از نوع امیدهای کاذب باشد. ماندن در حالت میانه همانی است که مورد رضایت خداست.
راه مبلغان دین هم در اینجا باریک و ظریف است. دین شناسان واقعی کسانی هستند که مراقبند با گفتار خود مردم را در همین حالت میانه نگهدارند.
این نوشته را با کلامی از امیرالمومنین در معرفی دین شناسان به انتها می‌رسانیم:
دین شناس واقعی کسی است که مردم را از رحمت خدا و قدرت خدا ناامید نکند و نیز به آنان دربارهٔ مکر خدا احساس امنیت کاذب نبخشد.
الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ وَ لَمْ یُۆْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ لَمْ یُۆْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللَّهِ[۵]

پا نویس

  1. حجر، 56
  2. هود، 9
  3. فصلت، 49
  4. مستدرک الوسائل، ج 12، ص131
  5. نهج البلاغه، بخش کلمات قصار، شماره 90.