فرهنگ مصادیق:تبذیر در اموال شخصی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تبذیر در اموال شخصی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه‌ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: ابوالفضل شیرزاد
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم96/1/26

مقدمه

بی تردید ابتلا به تبذیر و ولخرجی ازمعضلات جوامع بشری است به گونه‌ای که امروزه به صورت عرف وعادت وگاه به عنوان یک ارزش درآمده وحال آنکه دین اسلام، آن را قبیح شمرده وازگناهان کبیره معرفی می‌کند .خداوند متعال نیز درقرآن کریم؛آیاتی را به نکوهش این امر اختصاص داده است .
دراین نوشتار ابتدامفهوم تبذیر وسپس فرق تبذیر واسراف بیان شده و درادامه بابررسی آیات وروایات تبذیر،به بیان حکم فقهی این مسئله می‌پردازیم و در پایان با ذکر پیامدهای فردی و اجتماعی تبذیر،راهکارهای مقابله با این گناه بیان خواهد شد.

مفهوم شناسی

۱) تبذیر:
تبذیردرلغت به معنای پراکنده کردن واصل آن پاشیدن بذراست و به کسی که مالش را ضایع می‌کند؛مبذّرگفته می‌شود [۱]. برخی ازلغویون؛ همانند صاحب لسان العرب تبذیر را به معنای از بین بردن مال وهزینه کردن آن به صورت اسراف گرفته‌اند. [۲]
بنابراین تبذیر ریشه در اسراف داشته واز مصادیق آن بحساب می‌آید. چراکه درتعریف اصطلاحی تبذیر نیزآن را به صرف کردن مال درمصارف غیرشرعی ؛ولخرجی کردن واسراف کردن دانسته‌اند. [۳]
۲) اسراف:
صاحب نظران معانی زیادی برای اسراف ذکرکرده‌اند، ولی اسراف درامور مالی؛ دومعنا بیشتر ندارد: تجاوز از حد؛ انفاق درمعصیت الهی. بعید نیست معنای دوم نیز به مفهوم اول بازگردد زیرا هرمعصیتی تجاوز از حد نیزهست. بنابراین معنای اصلی وریشه‌ای اسراف؛ تجاوز از حد است ودیگر معانی مصداق آن می‌باشند.

تفاوت تبذیرو اسراف

برای ماده افتراق بین تبذیر واسراف سخنان زیادی گفته شده؛که ذکر همه ی آن اقوال ازحوصله این نوشتار خارج است؛اما تفاوت اصلی بین این دو آن است که:
۱. تبذیردرخصوص مال کاربرد دارد اما اسراف هم درمال وهم درافعالی که ازانسان صادر می‌شود. مانند اینکه ولیّ مقتول علاوه برقاتل؛دیگری راهم بکشد.
۲. اسراف درمال ؛هزینه کردن آن بیش ازحد سزاوار است ولی تبذیر؛صرف مال درمسیری است که سزاوارنیست مانندهزینه کردن آن درراه معصیت. [۴]

تبذیر درآینه فقه

در کتب فقهی پیرامون مسئله اسراف؛ بحث مستقلی مطرح نشده است؛ بلکه مباحث مربوط به آن درضمن دیگر مباحث فقهی درباب‌های گوناگون ازجمله: ضمان، قصاص، خمس، حجر به مناسبت‌های مختلف مطرح شده است. البته برخی دراین خصوص؛رساله ی مستقلی نگاشته وازجهات مختلف آن رامورد بحث قرار داده‌اند.

حکم تکلیفی

اسراف وتبذیر؛حرام وازگناهان کبیره هستند. بلکه برخی حرمت آن را از ضروریات دین دانسته وبرخی دیگر درردیف گناهان کبیره شمرده‌اند. آیت الله مشکینی (ره) درکتاب مصطلحات الفقه موارد استدلال بر حرمت تبذیر واسراف را این چنین بیان می‌کند:
۱) ادعای اجماع شده برحرمت اسراف وتبذیر.
۲) حرمت آن دواز جمله ضروریات دین ومذهب شمرده شده است.
۳) آیات قرآن کریم ازجمله قول خداوند متعال درسوره ی اعراف آیه ی ۳۱: «كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»
وسوره ی اسراء آیه ی ۲۷ «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ»
۴)روایاتی از حضرات معصومین(ع) ازجمله قول پیامبراکرم(ص):
«إنَّ السرفَ أمرٌیبغضُه اللهُ تَعالی»». [۵]همانا اسراف مبغوض الهی است.
و روایتی ازامام صادق(ع)درکتاب جهادالنّفس وسائل الشیعه؛که حضرت درضمن بیان گناهان کبیره؛تبذیر واسراف رایکی از این گناهان معرفی می‌کند.
بنابراین ازنهی درآیه ی شریفه وتعبیر مبذّرین به عنوان برادران شیطان هستند واسراف وتبذیر مبغوض الهی است ازجهت اینکه درشمارگناهان کبیره خوانده شده پی به حرمت اسراف وتبذیر می‌بریم.

حکم وضعی

مهم‌ترین احکام وضعی مترتّب براسراف وتبذیر؛حجر وضمان است که به تناسب موارد ومصادیق درابواب گوناگون فقهی بدان اشاره شده است ازجمله: ضمان ولیّ یتیم؛ضمان حاکم یااجراءکننده حد؛ضمان پرداخت کننده خمس و....که دراین بخش به بیان برخی ازآنها می‌پردازیم:
۱)حجر:
ازجمله مهم‌ترین حکم فقهی تبذیر؛حجراست بدین معناکه تبذیر کننده ازنظرشرع؛سفیه وبه حکم حاکم ازتصرف درهمه یا بعض اموالش ممنوع می‌گردد [۶].اسباب حجر بسیار است که برخی از آنها باصرف وجود وبدون نیاز به حکم قاضی؛درشخص سبب محجوریت می گرددمانند: بالغ نبودن؛ دیوانگی و..ازطرفی برخی ازاسباب حجر فقط با حکم حاکم به حجر؛سبب تحقّق محجوریت می‌شوند مانند: سفاهت. [۷]
ازآنجایی که یکی ازپیامدها ونتایج ولخرجی وتبذیر؛ورشکستگی می‌باشد شخص مفلّس ازتصرف در اموالش محجور است.
تفلیس یعنی ممنوع کردن ورشکسته ازتصرف دراموالش. وبعداز حکم حاکم شرع به محجوریّت وممنوعیت او از تصرف؛شرعاً مفلّس نامیده می‌شود.
محجوریت مفلس تنها با حکم حاکم شرع تحقق می یابدوحکم حاکم به محجوریت؛مشروط به چهارشرط است:
الف)ثبوت بدهی فرد نزد حاکم
ب)عدم کفایت دارایی وی برای پرداخت دیون او
ج)رسیدن زمان ادای بدهی ها
د)درخواست حجرمفلس ازسوی همه یابعض طلبکاران. [۸]
۳)ضمان
درموارد بسیاری اسراف وتبذیرموجب ضمان است. برخی ازاین مواردممکن است ازجهتی کم اهمیت باشدولی از سوی دیگر توجه به موارد بسیار جزئی؛ نشانگرجامعیّت واهمیّت بحث است. از جمله:
الف)خرج کفن و دفن میّت
اگرشخص مسلمان بمیرد ومالی که باآن کفن تهیه شود؛ نداشته باشددر حد متعارف جائز است از زکات برایش کفن خریداری شود. ولی اگرخارج از متعارف باشد؛اسراف است وجائز نیست درنتیجه پرداخت کننده زکات؛ ضامن مال زکوی است.
آیت الله خویی(ره) می‌نویسد: کفن متعارف برای میّتی که مال ندارد از زکات پرداخت شود. [۹]
ب)مؤونه
در مبحث خمس درباره اینکه مؤونه سال شخص وافراد واجب النفقه؛ ازدرآمدمحسوب می‌شود فقهاگفته‌اند: اگرمخارج ازحد متعارف و اعتدال بیرون باشد از مؤونه بشمار نمی‌آید و نسبت به خمس آن ضامن است.
آیت الله سیدکاظم یزدی(ره) دراین باره می‌نویسد: اگرمؤونه زیادتر از شأن باشد به گونه‌ای که هزینه ی زیادتر درمورد او اسراف بشمار آید؛ ازمؤونه محسوب نمی‌شود [۱۰].(براین مسئله هیچ یک از محشّین برعروه؛حاشیه‌ای نزده وآن راتلقّی به قبول کرده‌اند.)
ج)تقسیم خمس
بسیاری ازفقها درچگونگی تقسیم خمس گفته‌اند: سهم سادات بایدبراساس اعتدال داده شودواگرهمراه اسراف وخارج از حد باشد؛مالک ضامن است.
شهیدثانی(ره) می‌نگارد: امام [۱۱]؛سهم سادات رابه طوایف سه گانه باید بر اساس کفایت واقتصاد تقسیم کند ومقصود ازکفایت؛مخارج سال ومقصود از اقتصاد؛حدّوسط درنفقه برحسب شأن است که به دور از اسراف وإقتار [۱۲] باشد. [۱۳]
درپایان چند إستفتاء از مراجع عظام تقلید درخصوص مسائلی که مورد ابتلای جامعه است؛مطرح واین بخش را به اتمام می‌رسانیم:
سؤال: آیاتجمّل گرایی در ادارات رابه عنوان آبروی مملکت می‌دانید؟
آیت الله مکارم: اگر تجمّل گرایی به معنای اسراف وتبذیر باشد،حرام است.واگر اسراف وتبذیر نیست،بهتر ترک آن است. [۱۴]
سؤال: استفاده از ترقّه وموادقابل انفجار وساخت وخرید وفروش آنها اعم ازاین که موجب اذیت وآزار بشوند یا خیر؟چه حکمی دارد؟
آیت الله خامنه‌ای: درصورتی که موجب اذیت وآزار دیگران باشد یا تبذیر مال محسوب شود ویا خلاف قانون ومقررات نظام جمهوری اسلامی باشد،جائز نیست. [۱۵]
سؤال: دربازی‌های سیرک وبندبازی پول دادن به بهای بلیط جهت تماشا جائز است یانه؟
آیت الله صافی: اتلاف مال وتبذیر است،جائز نیست. [۱۶]
سؤال: آیا دور انداختن اوراقی که دریکی از دو طرف آن چیزی نوشته نشده است؛اسراف محسوب می‌شود؟
آیت الله خامنه‌ای: اوراقی که امکان استفاده از آن در صنعت کارتن سازی ومانند آن وجود دارد ویابریک طرف آن نوشته شده است وطرف دیگر آن قابل استفاده برای نوشتن است؛سوزاندن ودورانداختن آنهابه علت شبهه ی اسراف؛خالی ازاشکال نیست. [۱۷]
سؤال: حجله‌هایی که برای اموات می‌گذارند وگلهای طبیعی که روی جنازه وقبر می‌ریزند،آیا مصداق تبذیر مال هست یا وجه شرعی دارد؟
آیت الله صافی: آنچه مسلّم است این است که اگر وجوهی که دراین راه هامصرف می‌شود، صرف خیرات ودادن صدقه برای میّت شود از جهات متعدد،مستحسن ومستحبّ وموجب انتفاع میّت می‌شود. [۱۸]
موارد إستثناء:
مطلب دیگری که حائز اهمیت وقابل توجّه می‌باشد این است که در بعضی از فتاوی وروایات دیده می‌شود که اسراف دربرخی از موارد حرام دانسته نشده ازجمله:
بوی خوش:
از امام صادق(ع) نقل شده که حضرت فرمودند: ما أنفَقت فی الطّیبِ فلَیسَ بِسَرَفٍ. [۱۹]
آنچه که از اموال درجهت بوی خوش وعطر مصرف شود،اسراف و ولخرجی نیست.
صدقه دادن:
در روایتی زیبا پیامبر اکرم(ص) نکاتی را به امیر المومنین(ع) سفارش می‌کنند تا جایی که
می‌فرمایند:
یاعلیُّ...أمّا الصَدقَه فجُهدَکَ حتّی تَقولَ قَدأسرَفتُ وَلَم تُسرِف. [۲۰]
یاعلی...امّا درصدقه دادن،آنقدر تلاش کن که(به خودت)بگویی اسراف کردم و(حال آنکه) اسراف نکردی.
روشنایی:
امام رضا(ع) فرمود: إسراجُ السِراجِ قَبلَ أن تَغیبَ الشَمسُ یَنفِی الفَقرَ. [۲۱]
یعنی روشن کردن چراغ قبل از غروب خورشید سبب از بین رفتن فقر خواهد شد.(باتوجه به اینکه قبل از غروب خورشید،هنوز تاریک نشده ونیازی به روشن کردن چراغ نیست اما امام (ع) دستور به روشنایی دادند.)
نکته اش دراین است که: مراد این روایات نفی حرمت نیست به گونه‌ای که اگر کسی در ودیوار خانه اش راگلاب پاشی کند یادر ودیوارخانه اش را بامشک وعنبر پرکندهرچند فقیر باشد؛اسراف وحرام نباشد بلکه منظور از نفی اسراف دراین موارد این است که کثرت بوی خوش وهمانند آن؛مطلوب وتجاوز ازحد فی الجمله(مختصری)بخشیده شده است.
ویااینکه: اگربپذیریم که اسراف دراین موارد جایزاست بایدبگوییم: روایات دالّ براین مطلب به منزله ی مخصِّص است واین موارد را از تحت عموم حرمت اسراف؛ إستثناء وخارج می‌کند. [۲۲]

تبذیر درآیات

۱)رعایت اعتدال درانفاق وبخشش
خدا درسوره اسراءآیه۲۶ می‌فرماید: «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا»
دراین آیه بخشی ازسلسله احکام اصولی اسلام دررابطه با ادای حق خویشاوندان ومستمندان ودرراه ماندگان وهمچنین انفاق رابه طور کلی؛به دور ازهرگونه اسراف وتبذیر بیان می‌کند.
نخست می‌گوید: حق ذی القربی ونزدیکان رابه آنها بده. «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ»
وهمچنین مستمندان ودر راه ماندگان را.«وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ»
ودرعین حال؛هرگز دست به تبذیر نیالای. «وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا»
خطاب به پیامبراکرم(ص)درجمله«آتِ»دلیل براختصاص این احکام به ایشان نیست زیرا سایر احکامی که دراین آیه واردشده مانند: نهی ازتبذیر یا مدارای باسائل ومستمند؛...همه به صورت خطاب به پیامبر(ص)ذکرشده؛درحالی که می‌دانیم این احکام جنبه اختصاصی ندارندو مفهوم آن کاملاً عام است.
توجه به این نکته نیزلازم است که نهی ازتبذیر بعد از دستور به ادای حقّ خویشاوندان و در راه ماندگان ؛ اشاره به این است که مبادا تحت تأثیرعواطف خویشاوندی ویا عاطفه نوع دوستی درمقابل مسکین وابن سبیل قراربگیرید وبیش ازحداستحقاقشان به آنها انفاق کنید وراه اسراف را بپویید که اسراف وتبذیر درهمه جانکوهیده است. [۲۳]
پیامهای آیه که مربوط به بحث ما می‌باشد:
۱)درانفاق بایداعتدال رارعایت کنیم واز حدنگذریم.« آتِ.....لاتُبَذِّر»
۲)ریخت وپاش ومصرف بی موردمال؛حرام است «لاتُبَذِّر»
۳)انسان درمصرف مال وثروت خودبه هرشکلی آزادنیست.«وَلاتُبَذِّرتَبذیراً» [۲۴]
۲)تبذیرکنندگان برادران شیاطین اند
خداوندمتعال درسوره اسراءآیه۲۷ می‌فرماید:
«إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا»
«تبذیرکنندگان برادران شیاطین اند؛وشیطان کفران نعمتهای پروردگارش راکرد.»
اینکه شیطان کفران نعمتهای پروردگار راکرد؛روشن است زیراخداوند نیرو وتوان وهوش واستعدادفوق العاده‌ای به او داده بود و اواین همه نیروها رادر غیرموردش یعنی درطریق إغوا وگمراهی مردم صرف کرد.
وامّا اینکه تبذیرکنندگان برادران شیاطین اند به خاطر آن است که آنهانیز نعمتهای خدادادی راکفران می‌کنند ودرغیر مورد قابل استفاده؛صرف می‌نمایند. [۲۵]
خداوندمتعال دراین آیه شریفه تبذیرکنندگان رابه برادران شیاطین معرفی می‌کند لذا شایسته است نکته‌ای درخصوص کلمه«أخ»بیان شود:
کلمه«أخ»درعربی هم به معنای برادر وهم به معنای ملازم وهمراه می باشدمثل«أخ السَّفَر»به کسی که پیوسته درسفرباشد و«أخُ الکَرَم»که به انسان کریم گفته می‌شود.برادری گاهی نسبی است؛ گاهی مسلکی ومرامی؛ تبذیرکنندگان برادران مسلکی شیطانند.یعنی کسانی که درمسیرشیطان وهمراه اویند.
درقرآن؛ پیوسته ازوسوسه یا ولایت شیطان برافراد؛سخن به میان آمده است؛امّاتنها موردی که«أخوان الشیاطین»آمده؛ این آیه است.یعنی تبذیرکنندگان همکارشیطانند نه تحت امر اوپس کار از وسوسه شدن گذشته وبه مرحله همکاری ومعاونت رسیده است.
تبذیرگرچه درمسائل مالی است ولی درمورد نعمتهای دیگر نیز وجود داردمانند: هدردادن عمروجوانی؛به کارگرفتن فکر؛چشم؛گوش وزبان درراه ناصحیح؛سپردن مسئولیّت‌ها به افرادناصالح؛پذیرش مسئولیّت بدون داشتن لیاقت وبیش ازحدّتوان وظرفیت؛آموزش وآموختن مطالب غیرضروری وغیرمفید وامثال اینها.
پیامهای آیه مربوط به بحث تبذیر:
۱)مصرف مال ودارایی درغیرموردآن؛کاری شیطانی ونوعی ناسپاسی است. «المُبَذِّرین....أخَوان الشیاطین.»
۲)مبذّر واهل ریخت وپاش بایدتحقیر شود نه آنکه موردتقدیر واحترام قرارگیرد. «أخَوان الشیاطین.»
۳)مؤمن با مؤمن برادراست«إنَّمَاالمُؤمِنُونَ إخوَه» وتبذیرکار باشیطان. «أخوان الشیاطین.»
۴)تبذیر؛نشانه کفر وناسپاسی است نه نشانه سخاوت وبخشندگی. «المُبَذِّرین.....لِرَبِّهِ کَفُورا.» [۲۶]
۳)مبذِّر؛ محبوب خدا نیست
خداوند درسوره بقره آیه۲۰۵می‌فرماید:
«وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ»
«چون(انسان ظاهرساز)ازتو دورشود؛درآن می کوشدکه درزمین فسادکند وکشت ونسل راازبین ببرد وخداوند فساد رادوست نمی‌دارد.»درحدیثی ازامام صادق(ع)رسیده است که: إنّ الحَرثَ فی هذا المُوضعِ الدّینُ وَ النَسلَ النّاسُ.
مقصوداز«حرث ونسل»دراین آیه دین ومردم هستند. [۲۷]
یعنی انسان‌های ظاهرساز بی اعتقاد می‌کوشند تا دین را ازمیان ببرند ومردم راتباه کنند. ودرحدیثی دیگر که ازامام صادق(ع)نقل شده به دست می‌آید که تبذیرکنندگان مشمول این آیه هستندوعامل فسادند که خداوندآن را دوست نمی‌دارد.
بشربن مروان می‌گوید: نزدامام صادق(ع)رفتیم؛دستورداد تاخرماآوردند یکی ازحاضران بعدازخوردن خرما؛هسته ی آن راپرت کرد؛امام دست اورا گرفت وفرمود: چنین مکن؛که این کارتبذیر به شمار می‌آید وخداوندفساد(ازجمله تبذیر) را دوست نمی‌دارد. [۲۸]

تبذیر درروایات

اهمیت موضوع تبذیر و مقابله با این، درگفتار وسیره عملی حضرات معصومین (ع) مشاهده
می‌شود و همانگونه که خود از انجام این امور پرهیز نموده ،سایر شیعیان و مسلمانان را نیز از ارتکاب این امر بر حذر می‌داشتند.در روایات بسیاری از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم (ع)، مقابله با گسترش تبذیر در جامعه و برخورد ایشان با این امر،تأکید شده که به برخی از آنها اشاره می‌نماییم.
یکی ازمسلمانان مدینه که دارای چندکودک وشش غلام بود دربستر مرگ قرارگرفت.وی قبل ازمرگ خود به خاطر جلب پاداش الهی؛شش غلامش را آزادنمود.پس ازآنکه از دنیا رفت؛ مسلمانان بعداز غسل وتکفین؛اورا به خاک سپردند.سپس ماجرای اورا درموردآزادسازی غلامان وفقرفرزندانش به پیامبر اکرم(ص)خبر دادند.حضرت فرمود: «اگرمن اطلاع می‌یافتم؛ نمی‌گذاشتم جنازه او را درقبرستان مسلمانان دفن کنید؛زیرا او کودکان خود را از ثروتش بی نصیب نمود وآنان را فقیر وبی پناه گذاشت؛تادست گدایی به سوی مردم دراز کنند.»
باتوجه به این روایت؛پیامبر(ص)درصدد این بودند که ازهرگونه تبذیر وزیاده روی درانفاق اموال جلوگیری کنند.واجازه نمی‌دادند تاشخصی به گونه‌ای رفتار کندکه مصداق تبذیر باشد.
در روایت دیگری از امام صادق(ع)آمده که ایشان درذیل آیه«وَلاتُبَذِّر تَبذیراً» و درپاسخ به سؤال کننده‌ای فرمودند:
«مَن أنفَقَ شیئاً فی غَیرِطاعهِ اللهِ فَهُوَمُبَذِّرٌ وَمَن أنفَقَ فی سَبیلِ اللهِ فَهُوَمُقتَصِدٌ»
کسی که درغیر اطاعت فرمان خدا مالی را انفاق کند؛ تبذیرکننده است وکسی که درراه خدا انفاق کند؛میانه رو است. [۲۹]
امیرمؤمنان علی (ع)می‌فرماید: «عَلَیکَ بِترک التَّبذیرِ وَالإسرافِ وَالتَّخَلُّق بِالعَدلِ وَالإنصافِ» [۳۰]
تبذیر واسراف راترک کن وبه خصلت عدل وانصاف متخلّق باش.
وهمچنین در روایتی دیگر حضرت می‌فرماید: «کُن سَمحاً وَلاتَکُن مُبَذِّرا؛ کُن مُقَدّراً وَلاتَکُن مُقَتِّرا»
بخشنده باش اما زیاده روی نکن؛ودرزندگی حسابگرباش ولی سختگیر مباش. [۳۱]
ویا امام صادق(ع)در روایتی که صفات مؤمن رابرمی شمارد؛می‌فرماید:
انسان مؤمن؛یکی از صفاتش این است که تبذیر نمی‌کند. [۳۲]

پیامدهای فردی و اجتماعی تبذیر

پیامدهای فردی

تبذیر؛گناه کبیره

امام صادق(ع)در حدیث قوانین ودستورات دین فرمود: (ارتکاب )گناهان کبیره حرام است وآنهاعبارتنداز:
شرک آوردن به خداوند؛وکشتن نفسی که خداوندآن را حرام ساخته؛وآزردن پدر ومادر و.........؛واسراف وتبذیر. [۳۳]
بنابراین انسان باید توجه داشته باشد که به سبب تبذیر و ولخرجی مرتکب گناه کبیره می‌شود که درپی آن عذاب الهی گریبان گیر او خواهد شد.

دوری کردن ازتبذیر؛نشانه عقل

عقل یکی ازپرارزش‌ترین نعمتهایی است که خداوند به انسان عطاکرده است و وجه تمییزبین انسانیّت وحیوانیّت قرارداده است.
یکی از نشانه‌های انسان عاقل این است که دست به ولخرجی ومصرف مال درغیر موردآن نمی‌زند. همانطورکه امیرالمؤمنین(ع)درروایتی فرمودند: «مِنَ العَقلِ مُجانِبَهُ التَّبذیرِ وَحُسنُ التَّدبیرِ»
«ازنشانه‌های عقل؛دوری کردن از تبذیر ونیکویی تدبیر در احوال معاش می‌باشد.» [۳۴]

فقر و ورشکستگی

ازبارزترین آثار اقتصادی تبذیر و ولخرجی؛فقرو ورشکستگی است.چراکه شخص دراثر مصرف ناصحیح هم خودش را وهم جامعه رابه فقر می‌کشاند.چنین فردی امکانات بیشتری راصرف خواسته‌های نفسانی خویش می‌کند درنتیجه به تهیدستی وشکست اقتصادی دچارمی شود.حضرت امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: «التَّبذیرُعُنوانُ الفاقَه» [۳۵]
«تبذیر و ولخرجی عنوان فقر واحتیاج است »یعنی مبدأ آن است وسبب فقر می‌گردد ویا دلیل برآن است که مبذّر؛زود فقیر ومحتاج خواهد شد.
ویا پیامبراکرم(ص)فرمودند: «مَن بَذَّرَ أفقَرَهُ الله» [۳۶]
یعنی هرکس تبذیر و ولخرجی کند؛خداوند او را فقیر خواهدکرد.
ویا در روایتی زیبا امیر مؤمنان علی (ع) می‌فرماید: «مَن إفتَخَرَبِالتَّبذیرِ؛ إحتَقَرَبِالإفلاس » [۳۷]
«هرکس به تبذیر وریخت وپاش افتخارکند؛باتهیدستی(ورشکستگی)کوچک وحقیر می‌شود»
یعنی اگر این ولخرجی ازحداعتدال تجاوز کند وفردمبذّر به ریخت وپاش خود افتخارکند ؛طولی نخواهد کشید که استخوانهای او زیرضربات سهمگین ورشکستگی مالی خوردشده به خاک مذلّت کشیده می‌شود.
درآمد زندگی به سان چشمه آبی است که دربستر رودی به جریان افتد؛این آب اگرمهار نشود به هدر می‌رود؛ولی اگر درجای مناسبی سد زده شود وبا محاسبه دقیق؛مقدار ورودی آن تعیین و برهمان اساس راه‌های خروجی اندازه گیری شود نه تنهاآبی هدر نمی‌رود بلکه می‌توان ازآن با برنامه ریزی صحیح؛استفاده خوبی برد ومقدارزیادی نیز ذخیره خواهد شد.

ازبین برنده شرافت

خصلت شرافت که فرد رادر اجتماع موردتکریم واحترام قرارمی دهد باولخرجی وتبذیر ازبین می‌رود.امیرمؤمنان علی(ع)فرمودند: «مِن أشرَفِ الشَّرَف؛الکَفُّ عَنِ التَّبذیر وَالسّرفِ.» [۳۸]
«ازشریف‌ترین شرافتها؛خودداری از تبذیر واسراف است.»
اگرفرد دست به اسراف وتبذیر بزند؛به دست خویش اسباب شرافت خود رااز بین می‌برد.

خواری در قیامت

وقتی امیرمؤمنان(ع)درعطایای بیت المال رعایت مساوات کردند؛عده‌ای ازخودخواهان برحضرت ایرادگرفته؛آن رابرخلاف سیاست دانستند.حضرت ضمن ایرادخطبه‌ای به آنهافرمودند:
«آگاه باشید که بخشیدن مال درغیرحقش تبذیر واسراف است.این کار دردنیا انجام دهنده آن رابالا می‌برد ولی درآخرت موجب سرافکندگی وی می‌گردد ودر میان مردم گرامیش می‌نماید ولی درنزد خداوند خوارش می‌سازد» [۳۹]

ترک تبذیر از صفات مؤمن

یکی از ویژگی‌ها وصفات مؤمن این است که؛دست به تبذیر نمی‌زند وسعی دررعایت حداعتدال درمصرف اموال را سرلوحه خودش قرار می دهدهمانطور که امام جعفرصادق(ع)در یک روایت طولانی که۵۰ خصال وصفات مؤمن را برمی شمارد؛می‌فرماید: یکی ازصفات مؤمن این است که ؛تبذیر واسراف نمی‌کند. [۴۰]

بخل

ازجمله صفات اخلاقی که مورد توجه دین واولیای الهی است واهل بیت(ع)آن را بخشی از سیره وروش خودقرار داده بودند؛جود وبخشش است .درروایتی ازامیرمؤمنان(ع)؛ولخرجی وافراط درمصرف؛یکی ازآفتهای این فضیلت اخلاقی بیان شده است: «آفَتُ الجُودِ؛التَّبذیرُ» [۴۱]یعنی تبذیر فردسبب می‌شود که شخص نتواند جود وبخشش داشته باشد و به این صفت اخلاقی عمل کند.

عامل پشت کردن روزگار

حضرت علی(ع) در روایتی چهارعامل راعلامت پشت کردن روزگار معرفی می‌کند:
«یُستَدَلُّ عَلَی الإدبارِ بِأربَعٍ: بِسوءِالتَّدبیرِ وَقُبحِ التَّبذیرِ وَقِلَّهِ الإعتبارِ وَکثرَهِ الإغتدارِ» [۴۲]
«چهارچیز نشانه پشت کردن روزگار است: تدبیربد؛تبذیر زشت؛عبرت آموزی اندک؛فریب خوری بسیار»

موجب زوال نعمت

یکی دیگر از پیامدهای تبذیر این است که نعمت‌های خداوند از انسان سلب می‌شود و ولخرجی سبب زوال و از بین رفتن نعمات الهی خواهد شد که این خودبه تنهایی خسرانی بس بزرگ است.
ازامام کاظم(ع)نقل شده که حضرت فرمودند: کسی که میانه روی وقناعت ورزد؛نعمتش باقی می‌ماند وآنکه تبذیر واسراف کند؛نعمتش زوال می‌پذیرد. [۴۳]

پیامدهای اجتماعی

سقوط اخلاق اجتماعی

ولخرجی وریخت وپاش ها؛انسان را از راه مستقیم و مسیرصحیح خارج کرده وبه ورطه فساد وتباهی می‌کشاند به گونه‌ای که به سایر همنوعان خود توجهی نکرده ودرد ورنج سایر افراد برای او اهمیتی ندارد.

زوال ونابودی حکومت‌ها

از دیگر پیامدهای اجتماعی تبذیر؛زوال حکومت‌ها است.ابن خَلدون که ازجمله دانشمندان جامعه شناس مسلمان است؛معتقد است: هرحکومتی که دچار اسراف وتبذیر شود موجبات فروپاشی و زوالش فراهم است. [۴۴]

راه‌های مقابله باتبذیر

رسیدن به ارزش‌ها واهداف متعالی تعیین شده ازطرف خداوندمتعال برای انسان؛ازطریق رفع نیازهای مادی ومعنوی انسان وجامعه امکان پذیر می‌باشد.که مهم‌ترین رمز رسیدن به این مهم؛حرکت درمسیراعتدال است وپیشرفت وتوسعه؛مرهون مبارزه باتبذیر وجلوگیری از ولخرجی وتضییع اموال می‌باشد.دین مبین اسلام برای هرمعضلی که درفرد یا جامعه بوجود می‌آید و بالتّبع پیامدهایی را هم به دنبال خواهد داشت؛راهکارهایی ارائه کرده که افراد به تناسب بادغدغه هایشان می‌تواننداز آن بهره مند شوند.تلاش شده تا دراین بخش راه‌های علمی و عملی جهت برون رفت ازتبذیر و ولخرجی را بیان کنیم:

راه علمی

الف)تفکر واندیشه درپیامدهای تبذیر:
دوراندیشی وتوجه به ترازوی عقل واندیشه؛عامل عمیق و اساسی برای درست عمل کردن و دوری ازبیهودگی است.فکرصاف وهوشیاری وعاقبت نگری چون آینه ی صاف؛زشتی‌ها وزیبایی‌ها را نشان می‌دهد وانسان رابه ترک زشتی‌ها وجلب زیبایی‌ها دعوت می‌کند.
ب)تقویت باورانسان به مبدأ ومعاد
ج)مطالعه کتاب باموضوعاتی همچون: تبذیر؛اعتدال؛الگوی صحیح مصرف
د)ترغیب به مبارزه جدّی باخودنمایی و هواپرستی و فخرفروشی

راه عملی

الف)امربه معروف ونهی ازمنکر:
نظارت همگانی بررفتار واعمال آدمی وتذکّرلسانی که درآموزه‌های دینی با تعبیر امربه معروف ونهی ازمنکر ازآن یاد می‌شود؛ازکارآمدترین شیوه‌های تثبیت ارزشها و مقابله با ضدّ ارزشها ومفاسد و انحراف هاست.امامان معصوم(ع)نیزگاهی بانهی صریح ومستقیم وگاهی هم با روش های؛ براجرای این موضوع اهتمام داشتند.
در روایتی بشربن مروان از امام صادق(ع) نقل کرده است:
نزدامام صادق(ع)رفتیم؛دستورداد تاخرماآوردند یکی ازحاضران بعدازخوردن خرما؛هسته ی آن راپرت کرد؛امام دست اورا گرفت وفرمود: چنین مکن؛که این کارتبذیر به شمار می‌آید وخداوندفساد(ازجمله تبذیر) را دوست نمی‌دارد. [۴۵]
ب)فرهنگ سازی اصلاح الگوی مصرف:
تغییرفکر؛نگاه واصلاح الگوی مصرف؛ازجمله مهم‌ترین راه‌های مقابله باتبذیر و ولخرجی است.دراین موردبایدانگیزه‌ها و اندیشه‌های غلط؛عادت‌ها وسنت‌های غیرشرعی؛ساختارهای اجرایی نامناسب ونیز روش‌های آموزشی منسجم با رویکرد سبک زندگی اسلامی؛اصلاح وبازنگری شوند.شیوه ی امام صادق(ع) دراین زمینه بهترین الگو است.امام صادق(ع)درپی اصلاح الگوی مصرف وتغییر اندیشه‌ها به سوی صرفه جویی بود. حضرت به أبان بن تَغلب فرمود: «آیا گمان می‌کنی خداوند به کسی که مال داده به سبب احترام اوست ؟ یابه کسی که نداده به واسطه ی حقارت وپستی اوست؟ این چنین نیست بلکه مال؛ مال خداست که آن رابه عنوان امانت نزدشخص قرار می‌دهد واذن داده که براساس میانه روی؛ رفع احتیاجاتش کند وزیاده آن مال را به فقرا برساند.پس هرکس به این دستور رفتار کندآنچه راخورده ،آشامیده و پوشیده و سوارشده و نکاح نموده؛ همگی برای او حلال است واگرچنین نکرده؛ تمام آن‌ها را برخود حرام کرده است.» [۴۶]
ج)تربیت صحیح خانوادگی:
خانواده تأثیر بسیار مهمی بر پرورش شخصیت وعملکردفردی واجتماعی انسان دارد.چنانچه بزرگسالان اهل تبذیر وریخت وپاش باشندخواه ناخواه این روحیه به فرزندان منتقل می‌شود.
د)دوری خواص ومسئولان از زندگی أشرافی:
یکی دیگر از راه‌های برون رفت ازتبذیر و ولخرجی؛دوری خواص وشخصیت‌های مهّم از زندگی أشرافی وتجمّلی است.زیرا شیوه زندگی آنان بر دیگران تأثیر می‌گذارد.از این رو حضرت علی(ع)حاکمان اسلامی رابه ساده زیستی سفارش نموده ومی فرمایند: «خداوندبر رهبران عدالت واجب کرده که زندگی خود رابا أقشار پایین یکسان سازند؛برای آنکه فقر وتهیدستی برفقیران دشوار نیاید» [۴۷]
ازمنظر امام؛ زمامداران اسلامی بایدمانند طبقات پائین جامعه زندگی کنند تا بتوانند مشکل آنها را درک ولمس نمایند.درزندگی کارگزاران ومسئولین حکومتی نبایدتجمّل گرایی دیده شود. همانطور که سیره ی حضرت علی (ع) این چنین بود.
ذ)رسانه ملی:
امروزه که به عصر الکترونیک ویا دهکده جهانی؛شهرت گرفته است تأثیرگذاری رسانه ملی وتبلیغات چه بر روی فرد وچه جامعه برکسی پوشیده نیست لذا ناگفته نماند که کنترل صحیح تبلیغات بازرگانی وپیشگیری از رشد روحیه مصرف گرایی درقالب برنامه ها؛ تأثیر بسزایی در جلوگیری از تبذیر دارد بنابراین توجّه به این مقوله نیز حائز اهمیت است.
نتیجه:
تبذیر و ولخرجی یکی از صفات شیطانی و جزء رذائل اخلاقی است که هم درقرآن کریم وهم در روایات معصومین(ع)از آن به شدت نهی شده است.بنابراین شایسته است هرانسان مؤمن وعاقلی به سبب پیامدهای مخرّبی که تبذیر در زندگی فردی واجتماعی؛ایجاد می‌کند از آن دوری کرده و راه قناعت ومیانه روی واعتدال راسرلوحه خویش قرار دهد.

مطالعه بیشتر

کتاب

۱)اسراف،تباهی سرمایه‌ها: محموداکبری،ناشر: فتیان،قم،1388
۲)مدیریت مصرف دراسلام: حسین اسحاقی،ناشر: نشرجهادکشاورزی،کرج،1388
۳)اسراف وتبذیر،پیمان برادری با شیطان: طاهره بنی اسد،ناشر: نور محبت،تهران،1391
۴)اسلام و الگوی مصرف: علی اکبر کلانتری،ناشر: بوستان کتاب،قم،1387
۵)اسراف و تبذیر ازدیدگاه قرآن وحدیث: حسن روحانی قمّی،ناشر: بضعه الرسول،قم،1386
۶)اصلاح الگوی مصرف،سیّدحسین میرمعزّی،ناشر: پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، تهران،1388
۷)اسراف بلای خانمان سوز،محمّدمهدی اشتهاردی،ناشر: انتشارات مطهّر،تهران،1379
۸)زندگی بدون اسراف،محمّدعلی انصاری،ناشر: سازمان تبلیغات اسلامی،تهران،1390
۹)مصرف مدبّرانه دراسلام،حسین اسحاقی،ناشر: بوستان کتاب،قم،1388
۱۰)اسراف درقرآن وحدیث،محمّدصادق غلام جمشیدی،ناشر: شرکت چاپ ونشر بین الملل، تهران،1388

مقالات

۱)اسراف وتبذیر یک آفت جهانی،داود الهامی،مجله: درسهایی از مکتب اسلام، تیر۱۳۷۶،شماره۴،صفحه15_22
۲)اسراف وتبذیر،سیّدجواد حسینی،مجله: فرهنگ کوثر،پائیز۱۳۸۹،شماره۸۳،صفحه86_95
۳)تبیین الگوی مصرف در اسلام،سیّدجمال الدین محسنی زنوزی و پریسا جوهری سلماسی، مجله: راهبرد توسعه،پائیز۱۳۹۱،شماره۳۱،صفحه199_218
۴)آثار و پیامدهای اسراف وتبذیر از منظر قرآن کریم،علی رضوانی،مجله: مهندسی فرهنگی،فروردین و اردیبهشت۱۳۹۰،شماره۵۱و۵۲،صفحه10_18
۵)بازخوانی فرهنگ قرآن در مبارزه هدفمند خانواده‌ها با اسراف وتبذیر،زهرا بلاغی،مجله: کوثر،پائیز و زمستان۱۳۸۸،شماره۳۳،صفحه65_71
۶)اسراف و تبذیر در قرآن وسنّت،محمّدرضا عطایی،مجله: مشکوه،بهار و تابستان۱۳۷۶،
شماره۵۴ و۵۵،صفحه193_213
۷)مصرف و مصرف گرایی از منظر اسلام و جامعه شناسی اقتصادی،سیّداکبر سیّدی نیا، مجله: اقتصاد اسلامی،تابستان۱۳۸۸،شماره۳۴،صفحه151_178
۸)آثار تخریبی اسراف و تبذیر،محمّدسبحانی ،مجله: مبلّغان،آبان وآذر۱۳۸۳، شماره۶۰،صفحه43_50
۹)موانع اصلاح الگوی مصرف از منظر قرآن و حدیث،سهراب مروّتی و فرحناز وحیدنیاء، مجله: پژوهشنامه علوم و معارف قرآن کریم،تابستان۱۳۸۸،شماره۳،صفحه163_191
۱۰)اسراف وتبذیر،ماهیت،عوامل و پیامدها،احمد فرامرزقراملکی و محسن جوادی و محمّد جداری عالی،مجله: پژوهش‌های اخلاقی؛تابستان۱۳۹۱،شماره۸،صفحه29_56

فهرست منابع

۱)قرآن کریم
۲)آقاجمال خوانساری،محمدبن حسین،شرح غررالحکم و دررالکلم،محقّق/مصحّح: جلال الدین حسینی،۷جلد،ناشر: دانشگاه تهران،چاپ چهارم،۱۳۶۶ه ش،تهران ـ ایران
۳)ابن بابویه،محمدبن علی،خصال،مترجم: محمدباقرکمره‌ای،۲جلد،ناشر: کتابچی،چاپ اول،۱۳۷۷ ه ش،تهرانـ ایران
۴)ابن شعبه حرّانی،حسن بن علی،تحف العقول،مترجم: صادق حسن زاده،۱جلد،ناشر: انتشارات آل علی،چاپ پانزدهم،۱۳۹۲ه ش،قم ـ ایران
۵)ابن منظور،محمدبن مکرم،لسان العرب،محقّق/ مصحّح: احمدفارس صاحب الجوائب ، ۱۵جلد، ناشر: دارالفکر للطباعه والنشر والتوزیع،چاپ سوم،۱۴۱۴ه ق،بیروت ـ لبنان
۶)اصفهانی،حسین بن محمدراغب،مفردات الفاظ قرآن،محقّق/ مصحّح: صفوان عدنان داودی، ۱جلد،ناشر: دارالعلم،چاپ اول،۱۴۱۲ه ق،بیروت ـ لبنان
۷)حکیمی،محمدرضا وحکیمی،محمدوحکیمی،علی،الحیاه،مترجم: احمدآرام،۶جلد،ناشر: دفتر نشرفرهنگ اسلامی،چاپ اول،۱۳۸۰ه ش،تهران ـ ایران
۸)خامنه‌ای،سیّدعلی حسینی،أجوبه الإستفتائات،۱جلد،ناشر: شرکت چاپ ونشر بین الملل،چاپ هفتاد و دوم، تابستان۱۳۹۰،تهران ـ ایران
۹)خوشرو،غلامعلی،شناخت انواع اجتماعات ازدیدگاه فارابی وابن خلدون،ناشر: نشر اطلاعات، چاپ اول ،۱۳۷۲ه ش،تهران ـ ایران
۱۰)خویی،سیّدابوالقاسم موسوی،التنقیح فی شرح شرائع الاسلام،مقرّر: میرزاعلی غروی،۶ جلد، ناشر: تحت اشراف آقای لطفی،چاپ اول،۱۴۱۸ه ق،قم ـ ایران
۱۱)دهخدا،علی اکبر،لغت نامه دهخدا،۱۵جلد،ناشر: انتشارات دانشگاه تهران،،۱۳۳۷ه ش، تهران ـ ایران
۱۲)سیّدیزدی،محمدکاظم طباطبایی،العروه الوثقی فیما تعمّ به البَلوی،۲ جلد،ناشر: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات،چاپ دوم،۱۴۰۹ه ق، بیروت ـ لبنان
۱۳)شاهرودی،سیّدمحمودهاشمی،فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)،محقّق/ مصحّح: محقّقان مؤسسه دایره المعارف فقه اسلامی، ۳جلد،ناشر: موسسه دایره المعارف فقه اسلامی برمذهب اهل بیت(ع)،چاپ اول،۱۴۲۶ه ق، قم ـ ایران
۱۴)شریف الرضی،محمدبن الحسین،نهج البلاغه،مترجم: محمد دشتی،۱جلد،ناشر: پیام مقدس،چاپ نهم ،۱۳۹۱ه ش،قم ـ ایران
۱۵)شهیدثانی،زین الدین بن علی عاملی،مسالک الإفهام الی تنقیح شرائع الإسلام ،محقّق/مصحّح: گروه پژوهش مؤسسه معارف اسلامی ، ۱۵جلد،ناشر: مؤسسه المعارف الاسلامیه،چاپ اول،۱۴۱۳ه ق،قم ـ ایران
۱۶)شیخ حرّعاملی،محمدبن حسن،جهادالنفس وسائل الشیعه،مترجم: علی افراسیابی،۱جلد، ناشر: انتشارات نهاوندی،چاپ یازدهم،زمستان۱۳۸۶،قم ـ ایران
۱۷)صاحب جواهر،محمدحسن نجفی،جواهرالکلام فی شرح شرائع الإسلام،محقّق/ مصحّح: عبّاس قوچانی ـ علی آخوندی،۴۳ جلد، ناشر: دار إحیاءالتراث العربی،چاپ هفتم،۱۴۰۴ه ق،بیروت ـ لبنان
۱۸)صافی،لطف الله،جامع الأحکام،۲جلد،ناشر: انتشارات حضرت معصومه(س)،چاپ چهارم، ۱۴۱۷ه ق،قم _ایران
۱۹)طبرسی،فضل بن حسن،مجمع البیان فی تفسیرالقرآن،محقّق: محمدجواد بلاغی،۱۰جلد، ناشر: انتشارات ناصرخسرو،چاپ سوم،۱۳۷۲ه ش،تهران ـ ایران
۲۰)قرائتی،محسن،تفسیر نور،۱۲جلد،ناشر: مرکزفرهنگی درسهایی از قرآن،چاپ یازدهم، ۱۳۸۳ه ش،تهران ـ ایران
۲۱)کلینی،محمدبن یعقوب،الکافی،محقق/مصحح: علی اکبر غفاری ومحمد آخوندی ، ۸جلد،ناشر: دارالکتب الاسلامیه،چاپ چهارم،۱۴۰۷ه ق،تهران_ایران.
۲۲)مجلسی دوم،محمدباقر بن محمدتقی اصفهانی،بحارالأنوار الجامعه لدررأخبارالأئمه الأطهار(ع) ،محقّق/ مصحّح: جمعی ازمحقّقان ،۱۱۱جلد، ناشر: دار إحیاءالتراث العربی،چاپ دوم،۱۴۰۳ه ق، بیروت ـ لبنان
۲۳)مشکینی،میرزاعلی،مصطلحات الفقه،۱جلد،ه ق،نرم افزار فقه اهل بیت(ع)2
۲۴)مکارم شیرازی،ناصر،تفسیر نمونه،۲۷جلد،ناشر: دارالکتب الإسلامیه،چاپ اول،۱۳۷۴ه ش، تهران ـ ایران
۲۵)مکارم شیرازی،ناصر،استفتائات جدید،۳جلد،ناشر: انتشارات مدرسه علی بن ابی طالب(ع)، چاپ دوّم،۱۴۲۷ه ق،قم_ایران
۲۶)نراقی،مولی احمدبن محمدمهدی،عوائدالأیام فی بیان قواعدالأحکام ومهمّات مسائل الحلال والحرام،۱جلد،ناشر: انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم،۱۴۱۷ه ق،چاپ اوّل، قم_ایران


پانویس

  1. ( مفردات الفاظ قرآن؛ ص113
  2. ) لسان العرب ؛ج4؛ص50
  3. ) لغت نامه دهخدا ؛ج13؛ص305
  4. ) فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)؛ج1؛ص478
  5. ) مصطلحات الفقه؛ص70
  6. ) جواهرالکلام ؛ج26؛ص52
  7. ) همان ؛ج26؛ص4
  8. ) همان ؛ج25؛ص279_280
  9. ) التنقیح ؛ج7؛ص404
  10. ) عروه الوثقی؛باب خمس؛مساله61
  11. ) مقصود ازامام؛اعم ازامام معصوم است.زیرا درعصرغیبت سهم سادات؛ازطریق مجتهدجامع الشرایط تقسیم می‌شود.
  12. )اقتاراین است که انسان باقدرت برتحصیل غذای گوارا،به نان ونمک اکتفاکند، و کمتر از اندازه نیازهزینه کند.جواهرالکلام،ج16ص63
  13. ) مسالک الافهام؛ج1؛ص471
  14. ) استفتائات جدید،ج3،ص630،س1809
  15. ) اجوبه الاستفتائات،ص243_244،س1106
  16. ) جامع الأحکام،ج1،ص288،س990
  17. ) اجوبه الاستفتائات؛ص31؛س163
  18. ) جامع الأحکام،ج1،ص53،س181
  19. ) الکافی،ج6،ص512،ح16
  20. ) همان،ج8،ص79
  21. ) همان،ج6،ص532،ح13
  22. ) عوائد الایام،ص637
  23. ) تفسیرنمونه ؛ج12؛ص86_88
  24. ) تفسیرنور ؛ج5؛ص45
  25. ) تفسیرنمونه؛ ج12؛ص88
  26. ) تفسیرنور ؛ج5؛ص45_46
  27. ) مجمع البیان؛ج2؛ص534
  28. ) بحارالانوار؛ج75؛ص303
  29. ) تفسیرنمونه؛ج12؛ص86
  30. ) شرح خوانساری برغررالحکم؛ج4؛ص293
  31. ) نهج البلاغه؛ح33
  32. ) خصال؛ج2؛ص354
  33. ) جهادالنفس وسایل الشیعه؛ص208
  34. ) شرح خوانساری برغررالحکم ؛ج6؛ص22
  35. ) همان؛ج1؛ص225
  36. ) الحیاه؛ج4؛ص323
  37. ) شرح خوانساری بر غررالحکم؛ج5؛ص433
  38. ) همان؛ج6؛ص42
  39. ) تحف العقول؛ص310
  40. ) خصال؛ج2؛ص354
  41. ) شرح خوانساری بر غررالحکم؛ج3؛ص111
  42. ) همان؛ج6؛ص449
  43. ) تحف العقول؛ص403
  44. ) شناخت انواع اجتماعات ازدیدگاه فارابی وابن خلدون
  45. ) بحارالانوار؛ج75؛ص303
  46. ) بحارالانوار؛ص305
  47. ) نهج البلاغه؛خ209