فرهنگ مصادیق:فخر فروشی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از فخر فروشی)
پرش به: ناوبری، جستجو
فخر فروشی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط های بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان


با توجه به این آیات، آیا آرزوی قهرمانی در مسابقات ورزشی حرام نیست؟

سؤال:با توجه به آیات ۳۲ و ۱۱۹ و ۱۲۵ سوره نساء، آیا آرزوی قهرمانی در مسابقات ورزشی حرام نیست؟

پاسخ:

آیات مرتبط

«وَ لَا تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلیَ بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَ لِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ ممَّا اکْتَسَبنْ‌َ وَ سْئَلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکلُ‌ِّ شیَ‌ْءٍ عَلِیمًا»؛ برتری‌هایی را که خداوند برای بعضی از شما بر بعضی دیگر قرار داده آرزو نکنید!(این تفاوت‌های طبیعی و حقوقی، برای حفظ نظام زندگی شما، و بر طبق عدالت است؛ ولی با این حال،) مردان نصیبی از آنچه به دست می‌آورند دارند، و زنان نیز نصیبی(و نباید حقوق هیچ یک پایمال گردد). و از فضل(و رحمت و برکت) خدا، برای رفع تنگناها طلب کنید! و خداوند به هر چیز داناست.‏ [۱] «وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُم‏»؛ و آنها را گمراه میýکنم! و به آرزوها سرگرم می‌سازم!‏ [۲] «وَ مَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ محْسِن‏»؛ دین و آیین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کند، و نیکوکار باشد، و پیرو آیین خالص و پاک ابراهیم گردد؟ و خدا ابراهیم را به دوستی خود، انتخاب کرد. [۳]

برداشت از آیات

شما با توجه به این آیات، به این نتیجه رسیده‌اید که بر اساس تعالیم قرآن و دین اسلام، آرزو داشتن، مذموم و ناپسند است، و یک انسان دیندار بایستی در برابر اراده و قضای الهی، تسلیم باشد.
عرض بنده این است که آن قسمتی از بیانات شما که در مورد ارزشمندی و برتری تسلیم است، کاملا صحیح است؛ ولی قسمتی که مربوط به آرزو کردن است، به این کلیتی که شما بیان کرده‌اید نیست و نیاز به تفکیک دارد.
آیه ۳۲ سوره نساء، ناظر به تفاوت‌های واقعی و طبیعی است، مانند جنسیت انسان‌ها که برخی مرد و برخی زن هستند. یعنی پیام آیه این است که مردان آرزو نکنند که ای کاش زن بودند، و زن‌ها نیز آرزو نکنند که ای کاش مرد بودند. چنین آرزوهایی هیچ تغییری در واقعیت و وضع موجود ایجاد نمی‌کند و آرزویی باطل و ناصحیح است.
لذا آیه شریفه در مقام مردود دانستن هر آرزویی نیست؛ بلکه آرزوهای غیر واقعی و غیر طبیعی را مردود می‌داند.

آرزوهای مردود و ممنوع

علاوه بر مردود بودن آرزوهای غیر واقعی، آرزوهایی که موجب غفلت انسان از یاد خدا و توجه به معاد بشود، نیز مردود هستند.
چنین آرزوهایی انسان را سرگرم و مشغول دنیا نموده و از آخرت غافل کرده و موجب گمراهی او می‌شوند. همان طور که این آیه شریفه «وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُم‏» [۴]، به همین آرزوها اشاره دارد.
اگر به روایاتی که در این زمینه وارد شده است نیز مراجعه کنیم، می بینیم همه روایاتی که آرزو را مورد مذمت قرار داده‌اند، به خاطر این است که آرزوهای طولانی و واهی باعث فراموش شدن یاد آخرت، و به فراموشی سپردن مرگ، و غافل شدن انسان از تکامل واقعی، و به دنبال آن به وجود آمدن قساوت قلب ، و در نهایت دور شدن از خداوند است؛ از جمله، این روایات که:
۱. «الْأَمَلُ یُنْسِی الْأَجَل»؛ آرزو موجب به فراموشی سپردن مرگ می شود. [۵] ۲.«أَکْثَرُ النَّاسِ أَمَلًا أَقَلُّهُمْ لِلْمَوْتِ ذِکْراً»؛ یعنی آن انسان‌هایی که آرزوهای بیشتری دارند کسانی هستند که کمتر به یاد مرگ و آخرت می باشند. [۶] ۳. «طُولُ الْأَمَلِ یُنْسِی الْآخِرَه»؛ آرزوی طولانی موجب فراموشی آخرت می‌شود. [۷] ۴. «أَطْوَلُ النَّاسِ أَمَلًا أَسْوَؤُهُمْ عَمَلا»؛ آنهایی که آرزوهای طولانی تری دارند اعمال سوء و ناپسند آنها نیز از دیگران بیشتر است. [۸] ۵. «ثَمَرَهُ الْأَمَلِ فَسَادُ الْعَمَل»؛ نتیجه آرزو، داشتن اعمال ناپسند است. [۹] ۶. «یَا مُوسَی لَا تُطَوِّلْ فِی الدُّنْیَا أَمَلَکَ فَیَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ الْقَاسِی الْقَلْبِ مِنِّی بَعِید»؛ ای موسی! در دنیا آرزوهای طولانی نداشته باش، چرا که موجب قساوت قلب می شود و کسی که قسی القلب شده است از من دور است. [۱۰] قرآن کریم می‌فرماید: «یُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قالُوا بَلی وَ لکِنَّکُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَکُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْکُمُ الْأَمانِیُّ حَتَّی جاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَ غَرَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ»؛ آنها را صدا می‌زنند: «مگر ما با شما نبودیم؟!» می‌گویند: «آری، ولی شما خود را به هلاکت افکندید و انتظار(مرگ پیامبر را) کشیدید، و(در همه چیز) شکّ و تردید داشتید، و آرزوهای دور و دراز شما را فریب داد تا فرمان خدا فرا رسید، و شیطان فریبکار شما را در برابر(فرمان) خداوند فریب داد! [۱۱]

هر آرزویی ممنوع و مردود نیست

بدون شک، امید و آرزو، عامل حرکت چرخ‌های زندگی انسان‌ها است، به گونه‌ای که اگر یک روز این حالت از دل‌های مردم جهان برداشته شود، نظام زندگی به هم می‌ریزد و کمتر کسی انگیزه بر فعالیت و تلاش خود پیدا می‌کند.
رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «الْأَمَلُ رَحْمَهٌ لِأُمَّتِی وَ لَوْ لَا الْأَمَلُ مَا رَضَعَتْ وَالِدَهٌ وَلَدَهَا وَ لَا غَرَسَ غَارِسٌ شَجَرا»؛ یعنی این که امید و آرزو برای امت من رحمت است، و اگر امید نبود هیچ مادری به فرزندش شیر نمی‌داد و هیچ باغبانی درختی نمی‌کاشت. [۱۲] لذا نه تنها اسلام با داشتن امید و آرزو مخالف نیست، بلکه آن را ستوده و به عنوان "رحمت" از آن یاد کرده است، ولی آن چه که اسلام آن را مذموم دانسته و از آن نهی نموده، آن امید و آرزویی است که از حد معمول و معقول خارج شده و انسان را به عالم تخیل برده و او را دچار غفلت و عقب ماندگی و گمراهی نماید.

بنابراین:
آرزوها را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:
۱. آرزوهایی که از روح بلند انسان سرچشمه می گیرد و عاملی است برای حرکت، تلاش و سیر تکاملی انسان، مثل این که انسان آرزو کند، در دانش، تقوی، شخصیت و آبرو سرآمد جهانیان باشد.
روایات هم تشویق می کنند که انسان به سراغ آرزوهای خیر برود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «مَنْ تَمَنَّی شَیْئاً وَ هُوَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رِضًی لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی یُعْطَاه»؛ کسی که چیزی را آرزو کند که موجب رضای خداوند است، از دنیا بیرون نمی رود، مگر این که به آن برسد. [۱۳] و از برخی روایات استفاده می شود که هر گاه در دنیا به آن نرسد به ثواب و پاداش آن خواهد رسید.
۲. آرزوهایی که مایه غفلت و بی خبری و عقب ماندگی و گمراهی است، مانند آرزوی رسیدن به عمر جاویدان، در اختیار گرفتن همه اموال و ثروت‌ها، حکومت بر همه انسان‌ها و ...؛ که روایات، این دسته دوم آرزوها را مذمت کرده‌اند.
در روایات آمده: «اتَّقُوا بَاطِلَ الْأَمَل‏"، "اتَّقُوا خِدَاعَ الْآمَال» یعنی از آرزوهای باطل و آرزوهای فریبنده دوری نمایید. [۱۴]

تسلیم و رضا، از همه ارزشمندتر است

در این زمینه فقط به ذکر این مطلب بسنده می‌شود:
«أَنَّ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیَّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ ابْتُلِیَ فِی آخِرِهِ بِضَعْفِ الْهَرَمِ وَ الْعَجْزِ فَزَارَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْبَاقِرُ(ع) فَسَأَلَهُ عَنْ حَالِهِ. فَقَالَ أَنَا فِی حَالَهٍ أُحِبُّ فِیهَا الشَّیْخُوخَهَ عَلَی الشَّبَابِ وَ الْمَرَضَ عَلَی الصِّحَّهِ وَ الْمَوْتَ عَلَی الْحَیَاهِ. فَقَالَ(ع) أَمَّا أَنَا یَا جَابِرُ فَإِنْ جَعَلَنِیَ اللَّهُ شَیْخاً أُحِبُّ الشَّیْخُوخَهَ وَ إِنْ جَعَلَنِی شَابّاً أُحِبُّ الشَّیْبُوبَهَ وَ إِنْ أَمْرَضَنِی أُحِبُّ الْمَرَضَ وَ إِنْ شَفَانِیَ أُحِبُّ الشِّفَاءَ وَ الصِّحَّهَ وَ إِنْ أَمَاتَنِی أُحِبُّ الْمَوْتَ وَ إِنْ أَبْقَانِی أُحِبُّ الْبَقَاءَ»؛ جابر بن عبدالله انصاری ـ یار دیرین رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ـ بیمار و بستری شد، امام باقر(علیه السلام) به عیادت او رفتند و از حالش پرسیدند.
جابر عرض کرد: در حالی هستم که پیری را نسبت به جوانی دوست دارم، مرگ را نسبت به زندگی دوست دارم، به بیماری نسبت به سلامتی علاقمندم. [شاید به جهت این که در سختی و مشکلات، انسان بیشتر به یاد خداست، جابر چنین گفته است]
امام باقر(علیه السلام) به او فرمودند: اما من آن چه را خدا بخواهد دوست دارم، اگر پیری را بخواهد پیری را دوست دارم، و اگر جوانی را بخواهد، جوانی را دوست دارم، و اگر بیماری را بخواهد، بیماری را دوست دارم، و اگر شفا و سلامتی را بخواهد، شفا و سلامتی را دوست دارم، و اگر مرگ مرا بپسندد، مرگ را دوست دارم، و اگر زنده بودن مرا بپسندد، زنده بودن را دوست دارم. [۱۵]


پانویس

  1. نساء: 4/ 32.
  2. همان: 4/ 119.
  3. همان: 4/ 125.
  4. همان: 4/ 119.
  5. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص 51؛ محمدی ریýشهری، محمد، میزان الحکمه، ج 1، ص 103.
  6. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص 120؛ محمدی ریýشهری، محمد، میزان الحکمه، ج 1، ص 104.
  7. کلینی، محمد، الکافی، ج ‏1، ص 44، ح 1.
  8. لیثی واسطی، علی،عیون الحکم و المواعظ، ص 120؛ محمدی ریýشهری، محمد، میزان الحکمه، ج 1، ص 104.
  9. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص 209؛ محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج 1، ص 103.
  10. کلینی، محمد، الکافی، ج ‏2، ص 329، باب القسوه، ح 1.
  11. حدید: 57/ 14.
  12. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 74، ص 175.
  13. صدوق، محمد، الخصال، ج ‏1، ص 4، ح 7.
  14. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص 91؛ محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج 1، ص 102.
  15. عاملی، زین الدین، مسکن الفؤاد، مسکن الفؤاد، ص 87.
منبع: وبلاگ معارف دین -تاریخ برداشت:۹۵/۵/۵