فرهنگ مصادیق:فحش دادن به مؤمنین

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از فحش دادن به مؤمنین)
پرش به: ناوبری، جستجو
فحش دادن به مؤمنین

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه‌ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده : مصطفی اژدری
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/2/30
کلید واژه‌ها :سب ، دشنام ، ناسزا ، بد زبانی ، شتم ،فحش

چکیده

در ابتدای این مقاله کلمات کلیدی عنوان در لغت و اصطلاح ذکر و بررسی شده است و در ادامه ناسزا گویی از منظر قران و روایات مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است.سپس به عنوان مقدمه بحث به عوامل و آثار و عواقب دشنام گویی اشاره اجمالی صورت گرفته که بعضی از راه‌های معالجه این مشکل هم ذکر شده است.در ادامه آثار و پیامدهایی که در ابعاد مختلف اجتماعی و فردی بواسطه این منکر پدید می‌آید مورد مطالعه قرار می‌گیرد و اشاره‌ای به عذاب‌های آخرتی دشنام دهنده شده است در ادامه فتوای مراجع در این زمینه ذکر شده و موارد استثنا از حکم حرمت دشنام هم بطور مختصر بیان شده است

تعریف لغوی دشنام

دشنام در حقیقت به معنای نام زشت است که با تحقیر به کسی داده می‌شود؛ زیرا این واژه مرکب از دش= دژ، بد+نام) به معنی نام بد است دژخیم به معنای بد خیم نیز از همین واژه است. در زبان پهلوی، دوشنام، به معنی نام بد، شهرت بد به کار می‌رفته است. در کاربردهای امروزی زبان فارسی دشنام به معنای فحش دادن و نیز نام کسی را به زشتی بردن، عیب کسی را گفتن و ناسزا گفتن آمده است [۱] در فرهنگ زبان فارسی دشنام و فحش دادن، به معنای نام کسی را به زشتی بردن، عیب کسی را برشمردن، ناسزا گفتن است. البته دشنام در تعریف عام، شامل گفتن عیب دیگران نیز است؛ ولی در اینجا مراد همان «سب» در فرهنگ عربی و قرآنی است که نوعی خاص از دشنام است. در قرآن برای این مفهوم غیر از واژه «سب»، واژه‌های دیگری چون «راعنا»، «تهجرون» و «عتل» «تنابز» و مانند آنها نیز استفاده شده است. در فرهنگ زبان عربی، ضد واژه «سب»، واژه «ثناء» و «مدح» است که به معنای ستایش و ستودن است.ومفاهیم مشابهی هم دلالت بر این معنا می‌کند از جمله واژه سب که در معجم مقاییس اللغه اینچنین امده السَّبّ: الشتم [۲]
و در توضیح واژه مشابه دیگر آنها در لغت نامه این چنین معنا شده است الشتم: السب، بأن تصف الشی ء بما هو إزراء و نقص [۳]

تعریف اصطلاحی دشنام

سب ودشنام در جایی است که کسی را به امر قبیحی بنامند که در آن اهانتی وجود دارد، یا او را بدان خطاب کنند یا عمل زشتی را به او نسبت دهند؛ مثل بعضی فحاشی‌ها که در آنها قصد نسبت دادن عمل زشت به صورت جدی نیست تا مصداق قذف باشد، اما کسی را به عمل یا صفتِ قبیحی منسوب می‌کنند؛ مثلا به کسی نسبت بخل یا خساست می‌دهند. یا او را به پستی منتسب کرده و مثلا "گدازاده" می نامند، یا او را به نام حیوانی صدا می‌کنند، یا در صورتی که به نقص جسمانی مبتلا باشد، به شکل زشتی بیان کنند؛ مثلا او با به نام کور یا چلاق صدا می‌زنند. چنانچه این تعبیرات در عرف، شتم و تحقیر محسوب شود، سب و دشنام است. [۴]

نسبی بودن امور قبیحه

قبح امری نسبی است؛ یعنی در شرایط مختلف متفاوت است؛ مثلا در عرف ما گفتن سگ، دشنام بزرگی است. اما نسبت به کسانی که سگ را با خودشان به حمام می‌برند و می‌شویند و با آنان هم -خواب و همسفره می‌شوند، ممکن است سب نباشد.

برخی مصادیق دشنام

نسبتهای زشت به مؤمن دادن و کلمات ناروا به او گفتن، در اصطلاح فقها نسبت زنا و حرامزادگی را قذف می‌گویند، که در باب اول ذکر شد. و نسبتهای زشت دیگر را سب می‌گویند. مانند، ای رباخوار، شرابخوار، ملعون، خائن، الاغ، سگ، ای خوک، فاسق، فاجر و مانند اینها که متضمن خوار کردن و سبک نمودن مخاطب است.

دشنام به چه کسی؟

دشنام به موارد مختلفی تعلق می‌گیرد گاهی به خداوند متعال واولیای الهی تعلق می‌گیرد که در مقالات قبل در این مورد بطور مبسوط بحث شد . گاهی متعلق دشنام مومنین هستند یعنی مسلمانانی که اقرار به ولایت بلا فصل امیر المومنین (ع ) بعد از پیامبر اکرم (ص) را دارند که این بحث هم در این مقاله مورد بررسی قرار می‌گیرد .
انواع دیگر دشنام هم در مقالات آینده بررسی خواهد شد از جمله : دشنام به کفار، فاسقین، حیوانات ،پدیده‌های طبیعی و...

دشنام گویی و بددهانی از منظر قرآن


در فرهنگ عربی و قرآنی، فحش و دشنام با واژگانی چون «سب ، »راعنا»، «تهجرون» و «عتل» بیان و از آن نهی شده است. خداوند به صراحت در آیه ۱۱ سوره حجرات، دشنام و القاب زشت دادن به مومنان را موجب قرار گرفتن در زمره ستمگران دانسته و از آن نهی کرده است.
در فرهنگ قرآنی از سب به معنای دشنام و ناسزاگویی، نهی شده است. واژه سب در کاربردهای قرآنی همان مفهوم فحش و فحاشی در زبان فارسی را می‌رساند که به عنوان یکی از آفات زبانی در حوزه علم، اخلاق و اصول تربیتی و هنجاری از آن بحث می‌شود. در این جا دیدگاه قرآن نسبت به دشنام و ناسزاگویی تحلیل و تبیین خواهد شد.
خداوند در قرآن می‌فرماید: «و لاتسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم کذلک زینا لکل امه عملهم ثم الی ربهم مرجعهم فیبنهم بما کانوا یعملون» [۵] (معبود کسانی را که غیر خدا را می‌خوانند دشنام ندهید مبادا آنها (نیز) از روی ظلم و جهل خدا را دشنام دهند، این چنین برای هر امتی عملشان را زینت دادیم سپس بازگشت آنها به سوی پروردگارشان است و آنها را از آنچه عمل می‌کردند آگاه می‌سازد (و پاداش و کیفر می‌دهد)
در تفسیر نمونه آمده است: هیچگاه بتها و معبودهای مشرکان را دشنام ندهید، زیرا این عمل سبب می‌شود که آنها نیز نسبت به ساحت قدس خداوند همین کار را از روی ظلم و ستم و جهل و نادانی انجام دهند.
به طوری که از بعضی روایات استفاده می‌شود جمعی از مؤمنان بر اثر ناراحتی شدید که از مسئله بت پرستی داشتند، گاهی بتهای مشرکان را به باد ناسزا گرفته و به آنها دشنام می‌دادند، قرآن صریحا از این موضوع، نهی کرد و رعایت اصول ادب و عفت و نزاکت در بیان را، حتی در برابر خرافی‌ترین و بدترین ادیان، لازم شمرد.
دلیل این موضوع، روشن است، زیرا با دشنام و ناسزا نمی‌توان کسی را از مسیر غلط باز داشت، بلکه به عکس، تعصب شدید آمیخته با جهالت که در اینگونه افراد است، سبب می‌شود که به اصطلاح روی دنده لجاجت افتاده، در آئین باطل خود راسختر شوند، و براحتی زبان به بدگوئی و توهین نسبت به ساحت قدس پروردگار بگشایند، زیرا هر گروه و ملتی نسبت به عقاید و اعمال خود، تعصب دارد همانطور که قرآن در جمله بعد می‌گوید ما این چنین برای هر جمعیتی عملشان را زینت دادیم (کذلک زینا لکل امه عملهم).
نکته‌ای که در تفسیر شریف المیزان به آن اشاره شده نهی از هر نوع کلام زشتی است باتوجه به عموم تعلیل ذکر شده در آیه که مرحوم علامه می‌فرمایند:
«از عموم تعلیلی که جمله" کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ" آن را افاده می‌کند نهی از هر کلام زشتی نسبت به مقدسات دینی استفاده می‌شود» [۶]

دشنام گویی از منظر روایات

در روایات اسلامی نیز منطق قرآن درباره ترک دشنام به گمراهان و منحرفان، تعقیب شده و پیشوایان بزرگ اسلام به مسلمانان دستور داده‌اند همیشه روی منطق و استدلال تکیه کنند و به حربه بی حاصل دشنام نسبت به معتقدات مخالفان، متوسل نشوند
- امام علی علیه السلام: انی اکره لکم ان تکونوا سبابین و لکنکم لو وصفتم اعمالهم و ذکرتم حالهم کان اصوب فی القول و ابلغ فی العذر( امام علی علیه السلام شنید که گروهی از یارانش به شامیان ناسزا می‌گویند، فرمود: من خوش ندارم که شما ناسزاگو باشید بلکه اگر اعمال و رفتار و موقعیت (باطل) آن‌ها را خاطرنشان کنید، مؤثرتر و در بیان عذر و حجت رساتر و قانع کننده تر باشد.) [۷]
- حضرت علی علیه السلام به قنبر که خواست به کسی که بدو ناسزا گفته بود، ناسزا گوید، فرمود: آرام باش قنبر! دشنام گوی خود را خوار و سرشکسته بگذار تا خدای رحمان را خشنود و شیطان را ناخشنود کرده و دشمنت را کیفر داده باشی. قسم به خدایی که دانه را شکافت و خلایق را بیافرید، مؤمن پروردگار خود را با چیزی همانند بردباری و گذشت خشنود نکرد و شیطان را با حربه‌ای چون خاموشی به خشم نیاورد و احمق را چیزی مانند سکوت در مقابل او کیفر نداد. [۸]
- رسول مکرم اسلام می‌فرمایند : إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجـَنَّهَ عَلَی کُلِّ فَحَّاشٍ بَذِیٍّ قَلِیلِ الْحَیاءِ لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَلَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّکَ إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِغَیَّهٍ أَوْ شِرْ کِشَیْطَان .
خـداوند بهشت را بر هر فحّاش بی آبرو و کم شرمی که باکی از آنچه گوید و آنچه به او
گویند ندارد حرام کرده است ، زیرا اگر درباره او کنجکاوی و بازرسی کنی یا از زناست یا شیطان در نطفه او با پدرش شریک شده است [۹]
به بیان امیر المؤمنین علی (علیه السلام) :سُنَّهُ اللِّئامِ قُبْحُ الْکَلامِ
سنت و منش انسانهای پست بدگویی و بد زبانی است [۱۰]
پیامبر اعظم اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) می‌فرماید :
إِیَّاکُمْ وَالْفُحْشَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَا یُحِبُّ الْفَاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ
از فحش بر حذر باشید زیرا خدای تعالی ناسزا و بدگویی را دوست ندارد [۱۱]
. وباز حضرت می‌فرماید :الْجنَّهُ حرامٌ علی کُلِّ فاحِشٍ انْ یدخُلها .
دخول در بهشت بر فحّاش حرام است [۱۲]
. و حضرت فرمودند : سِبابُ المُسْلِمِ فُسُوقٌ و قِتالُهُ کُفرٌ .
بد گفتن به مسلمان فسق و جنگ با او کفر است [۱۳] .
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْحَیِیَّ الْحَلِیم ... أَلَا وَإِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الْفَاحِشَ الْبَذِیَّ ...
خـداوند بنده با حیای بردبار و ... را دوست دارد ، و فحش گوی بی شرم و ... را دشمن دارد [۱۴].
پـیامبر مکرم اسلام حضرت محمد ابن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) در وصیتی که به مردی از بنی تمیم دارند می‌فرمایند :لاَ تَسُبُّوا النّاسَ فَتَکْتَسِبُوا الْعَدَاوَهَ بَیْنَهُمْ .
به مردم دشنام مدهید زیرا باعث می‌شود که از آنها کسب عداوت و دشمنی کنید [۱۵] .
در جای دیگر امام علیه السلام می‌فرماید :سُوْءُ الْمَنْطِقِ یُُزْرِی بِالْقَدرِ وَیُفْسِدُ الاُخُوَّهَ
بدگویی و هرزه گویی قدر و منزلت انسان را پایین می‌آورد و اخوت (برادری و دوستی) را از بین می‌برد . [۱۶]
و همچنین در وصیت مولای متقیان علی (علیه السلام) آمده است که :
وَ لَا تَتَکَلَّمُوا بِالْفُحْشِ فَإِنَّهُ لَا یَلِیقُ بِنَا وَلَا بِشِیعَتِنَا وَإِنَّ الْفَاحِشَ لَا یَکُونُ صَدِیقاً
در کلامتان از فحش استفاده نکنید چرا که فحش و بدزبانی زیبنده ما خاندان و شیعیان ما نیست و انسان فحاش شایستگی و لیاقت دوستی را ندارد [۱۷].

عوامل دشنام گویی

عوامل مختلف محیطی و شرایط روحی و روانی افراد می‌تواند در بروز رفتارهای نامناسب و گفتار ناصحیح موثر باشد
روان شناسان اجتماعی با بررسی شخصیت اجتماعی افراد برای این پدیده نابهنجار و کاربرد آن از سوی افراد، دلایلی را برشمرده‌اند که می‌توان به چند عامل عمده آن اشاره کرد. برخی از این عوامل عبارتند از:
- دشنام دادن به خاطر یک اتفاق دردناک و غیرمنتظره مانند اصابت سر به یک جسم محکم و یا خوردن چکش به انگشتان دست هنگام کوبیدن میخ؛
- دشنام گویی به منظور برقراری هویت گروهی و عضویت در یک گروه خاص و حفظ مرزهای آن گروه؛ ابراز همبستگی، اتحاد و همدردی با دیگران؛ ابراز صمیمیت و اعتماد (به ویژه ناسزاگویی زنان در حضور زنان دیگر)؛
در اکثر موارد تجربه نشان داده افراد هر میزان در جمع دوستان خود احساس صمیمیت و راحتی کنند، بیشتر دشنام می‌دهند. این عمل آنان بیانگر آن است که: "من در این جمع راحت و آزاد هستم و هر چه دلم بخواهد می‌توانم بگویم."
- دشنام گویی از روی غضب: وقتی شخصی از فردی ناراحت و خشمگین می‌شود و قصد آزار و اذیت او را داشته باشد به او ناسزا و دشنام می‌دهد.
- دشنام گویی برای افزایش شوخ طبعی، تأکید و یا غافلگیرکنندگی؛
- ناسزاگویی برای مستور ساختن ترس‌ها و ناامنی‌های فردی؛
- دشنام گویی از روی عادت
- دشنام گویی به منظور برانگیختن خشم دیگران و تحریک آنها و درحقیقت به عنوان ابزاری برای تحقیر،توهین و یا ارعاب،
- دشنام دادن به منظور جلب توجه، خودنمایی و یا خودشیرینی
- دشنام گویی به منظور قدرت نمایی
- دشنام گویی گاهی به عنوان شیوه کنار آمدن با استرس و تنش و تخلیه خشم و تسکین استرس.

آثار و پیامدها و عواقب دشنام گویی

برای دشنام گویی و ناسزا و بددهانی آثاری را می‌توان بیان کرد که از نگاه به آثار فردی و اجتماعی تقسیم می‌شود

الف) آثار و عواقب اجتماعی

۱. کاهش اعتبار و ارزش اجتماعی از مهم‌ترین آثار دشنام است. به ویژه اگر دشنام گویی در شخص به عنوان عادت درآید و شخص نتواند خود را مهار نموده و احساسات و هیجانات خویش را کنترل کند.
۲. گسترش فرهنگ دشنام در جامعه افزون بر نشانه جهل، کم سوادی و نافرهیختگی، نشانه انحطاط فرهنگی در جامعه نیز می‌باشد؛ زیرا دشنام گویی نشانه ی افراد بی تمدن، ناپخته و بی نزاکت است که آثار آن در فروپاشی اجتماعی و ایجاد تضاد و درگیری‌ها خود را نشان می‌دهد و موجب بروز خشونت در جامعه می‌گردد و گسترش و تداوم آن شرایط اجتماعی جامعه را بحرانی تر می‌سازد.
۳. دشنام گویی موجب آزار روحی و توهین است و بی توجهی به حقوق دیگران محسوب می‌گردد.
۵. فحش دادن و هرزه گویی باعث می‌شود که خوبان و نیکان از فحش دهنده تنفر پیدا کنند و در نتیجه از او دوری گزینند. امیر مومنان در این رابطه می‌فرماید:ازهر کلام زشت و سخن ناروا پرهیز کن زیرا با گفتن آن افراد پست به تو روی می‌آورند و افراد محترم از تو می‌گریزند [۱۸]
۶. دشنام به عنوان فرهنگ عمومی، سبب فساد و به ابتذال کشیده شدن زبان رسمی کشور می‌شود به گونه‌ای که واژه‌های اصیل، رسا و گوش نواز به فراموشی سپرده شده و واژه‌های رکیک، عامیانه و دشنام‌ها جای آنها را پر می‌کنند.
۷. در محافل علمی دشنام و ناسزا، بحث‌ها را به مشاجره تبدیل می‌سازد. چنان که می‌تواند موضوع بحث آنها را تغییر دهد و از هدف مناظره علمی دور سازد.

ب) آثار و عواقب فردی


۱. دشمن تراشی : پیامبر اکرم(ص) فرمودند : به مردم ناسزا مگویید که با این کار در میان آن‌ها دشمن پیدا می‌کنید. [۱۹]
۲. سلب عدالت : پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله: ناسزا گفتن به مؤمن فسق است و جنگیدن با او کفر و خوردن گوشت او (غیبت کردن از وی) معصیت خداست. [۲۰]
۳. عدم تعادل شخصیتی : کسانی که دشنام و ناسزاگویی به شکل عادت در آنان درآمده است، می‌بایست خود را درمان کنند؛ زیرا نشان دهنده عدم تعادل شخصیتی فرد و غلبه احساسات و عواطف بر عقل است. دشنام گویی نشان دهنده آن است که شخص روی رفتار و هیجانات خود کنترلی ندارد. این به معنای عدم خویشتنداری و ضعف شخصیتی و نیز عدم بلوغ هیجانی شخص می‌باشد که می‌بایست اصلاح و درمان گردد.
۴. چیره شدن اراذل : حضرت علی (ع) فرمودند : هیچ گاه دو نفر به یکدیگر ناسزا نگفتند مگر این که آن یکی که پست تر است، چیره گشت. [۲۱]
۵. نشانه ستمکاری: امام موسی کاظم علیه السلام: دو مرد را دید که به یکدیگر ناسزا می‌گویند، فرمود: آغازکننده ستمکارتر است و گناه طرف مقابل نیز به گردن اوست، تا زمانی که ستم دیده، زیاده روی نکند [۲۲]
۶. کسب نفرت الهی: الامام باقر( ع ) : اِنَّ اللهَ یَبغِضُ الفاحِشَ المُتَفَحُّشَ
امام باقر(ع) : خداوند شخص ناسزاگوی بد دهن (یا دشنام شنو) را دشمن دارد
۷. نفرت اجتماعی : پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله): إنّ مِن شَرِّ عِبادِ اللَّهِ مَن تُکرَهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحشِهِ؛ بدترین بندگان خدا کسی است که از ترس فحش او، هم نشینی با او را خوش ندارند [۲۳]
۸. نزدیک شدن به نفاق: امام صادق علیه السلام:الفُحشُ والبَذاءُ والسَّلاطَهُ مِن النِّفاقِ؛ دشـنـامـگویی و بـد زبانی و دریـدگـی از (نشانه‌های) نفاق است. [۲۴]
۹.محرومیت برکت زندگی :
امام صادق علیه السلام:مَنْ فَحُشَ عَلَی أَخـِیهِ الْمُسْلِمِ نَزَعَ اللَّهُ مِنْهُ بَرَکَهَ رِزْقِهِ وَوَکَلَهُ إِلَی نَفْسِهِ وَأَفْسَدَ عَلَیْهِ مَعِیشَتَهُ. کسی که به برادر دینی اش فحش دهد خداوند برکت را از روزی او برمی دارد و او را به حال خود رها می‌نماید وزندگانی را بر او تنگ می‌گیرد [۲۵] .

کیفر اخروی بد دهانی

خـداوند متعال انسانهای بدگو و فحش دهنده رادر آخرت به عذابهای دردناکی مبتلا خواهد نمود همانگونه که پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله می‌فرمایند : (أَرْبَعَهٌ یَزِیدُ عَذَابُهُمْ عَلَی عَذَابِ أَهْلِ النَّارِ إِلَی أَنْ قَالَ وَرَجُلٌ یَسْتَلِذُّ الرَّفَثَ وَالْفُحْشَ فَیَسِیلُ مِنْ فِیهِ قَیْحٌ وَدَمٌ) چهار نفرند که عذاب آنها سبب زیاد شدن عذاب دوزخیان می‌شود ... و یکی از آنها مردی است که بافحش (بدزبانی) دنبال لذت جویی است که پیوسته چرک از دهان او در جهنم روان و سبب زیاد شدن عذاب دوزخیان می‌شود [۲۶].

و امام صادق علیه السلام فرمودند :الْبَذَاءُ مِنَ الْجَفَاءِ وَالْجَفَاءُ فِی النَّار
بد زبانی از جفا کاری است ، و جفا کاری در آتش است [۲۷] .
و در جای دیگر فرمودند :مَنْ خَافَ النَّاسُ لِسَانَهُ فَهُوَ فِی النَّار
هر که مردم از زبان او بترسند در آتش خواهد بود [۲۸] .
فتاوای مراجع معاصر درباره دشنام به مومنین
سؤال: آیا فحّاشی و توهین به دیگران در صورت عادت اشکال دارد؟
جواب از آیت الله بهجت: حرام است. [۲۹]
سؤال: فحاشی و ناسزا گویی نسبت به یکدیگر چه صورت دارد؟
مقام معظم رهبری: فحاشی جایز نیست.
آیت الله تبریزی : فحاشی و سَباب مؤمن حرام است.
آیت الله مکارم شیرازی: سخنان رکیک و فحاشی شایسته انسان مؤمن نیست و در بسیاری از موارد مصداق محرّمات است .
آیت الله فاضل لنکرانی: اخلاق اسلامی باید در تمام موارد رعایت شود .
آیت الله سیستانی: فحاشی و ناسزا گویی اگر به مؤمن باشد، جایز نیست. [۳۰]
مسأله: آیت الله سیستانی: هِجاء مؤمن حرام است و مراد از آن بیان نواقص و معایب او و بدگویی و مذمّت اوست چه به صورت نثر باشد و چه به صورت شعر ذکر گردد و بدگویی و مذمت مطلق مردم غیر از مؤمن کار نیکویی نیست مگر زمانی که مصلحت عامه‌ای این امر را اقتضاء نماید و گاهی در این هنگام بدگویی و مذمت واجب می‌شود مانند بدگویی و مذمّت از فرد فاسق بدعتگزار تا مردم به بدعتش گرایش پیدا نکنند. آیات عظام خویی، تبریزی، وحید خراسانی: هِجاء مؤمن و بدگویی و مذمّت از او حرام است ولی بدگویی و مذمّت از مخالف و همچنین فرد فاسق بدعتگزار جایز است تا مردم به بدعتش گرایش پیدا نکنند [۳۱]

شوخی از طریق فحّاشی

سؤال : آیا فحش دادن حرام است؟ اگر غرض از فحش دادن ، شوخی با مخاطب باشد چه حکمی دارد؟
آیت الله سیستانی: حرام است .
آیت الله بهجت : فحش دادن به اهل ایمان حرام است مگر در صورت مزاحمت با مصلحت لازمه راجحه بر مفسده سَبّ و شَتْم. [۳۲]
- توضیح: یعنی برای دفع مفسده بزرگ تری متکلم مجبور شود به فرد مقابل فحش و ناسزا بگوید. فرض کنید کسی قصد حمله یا تجاوز به خانمی را داشته باشد و... مصادیق دیگر مانند آن.
مقام معظّم رهبری : فحش دادن حرام است .
آیت الله مکارم شیرازی : فحش دادن حرام است و از فحش دادن به صورت شوخی هم بپرهیزید .
آیت الله سید محمد شاهرودی: فحش دادن به مؤمن حرام است چه به شوخی باشد یا جدّی، ولی گاهی شوخی طوری است که معلوم می‌شود قصد فحش ندارد، در این صورت اگر هتک مؤمن نباشد ، اشکال ندارد. سؤال: آیا گفتن ناسزا بدون حضور مخاطبی که آن را بشنود گناه محسوب می‌شود ؟
آیات عظام خویی، تبریزی: بله گناه بر آن مترتّب می‌شود و این عمل حرام است. [۳۳]

موارد استثناء از حکم حرمت

۱- بدعت گذار؛ چه بدعت گذار در اصول باشد و چه در فروع:
الف) در صورتی که دشنام به این افراد، سبب منزوی شدن آنها شود، به گونه‌ای که نتوانند در ایمان مؤمنان اثر بگذارند، دشنام و سب آنها واجب است.
ب) اگر در جایی سب این افراد اثر عکس گذارد، این سب حرام است؛ مانند اینکه به بدعت گذاری دشنام دهند و او در مقابل، منشِ مظلومانه به خود بگیرد و باعث شود عده‌ای بگویند که این دشنام از بی منطقی است. ۲. دشنامی که دشنام گیرنده به عنوان جواب و از باب تقاص به دشنام دهنده می دهد؛ به شرطی که همان دشنام یا مثل آن دشنام داده شود، نه بیشتر یا غلیظ تر.
۳. اهانت و دشنام دادن متجاهر به فسق، در همان فسقی که به آن تجاهر می‌کند؛ به شرطی که به قصد نهی از منکر باشد؛ یعنی دشنام می‌دهد تا به این وسیله او را از آن منکر باز دارد [۳۴].

راه درمان و معالجه بیماری دشنام گویی

در روایات و اصول اسلامی راهکارهایی برای درمان این بیماری بیان شده است که عبارتند از:
۱- انسان از مقدمات پیدایش غضب اجتناب کند تا نسبت به مؤمنان به خشم نیاید.
۲- غضب خود را با شیوه‌های علمی و عاقلانه فرو نشاند و بر اعصاب خود مسلط شود.
۳- از معاشرت با اهل فسق و فساد پرهیز نماید تا بتواند زبان خود را از فحش باز دارد.

راهکارهای پیشگیری از این منکر

۱- یکی از ریشه‌های دشنام گویی، به فرهنگ نادرست بازمی گردد که در جوامع رایج است. انسان نباید در جوامع با تنوع و اختلاف فرهنگی، از اصطلاحات و واژگان و یا حتی رفتاری استفاده کند که موجب سوءاستفاده می‌شود. باید در جوامع با اختلافات و تنوع فرهنگی از فرهنگ برتر با زیرکی و هوشیاری استفاده کرد و فرصت و زمینه به دست دیگران نداد تا به دشنام و ناسزاگویی رو آورند.

۲- کنترل شوخی : انسان به طور طبیعی از شوخی و مزاح و مداعبه خوشش می‌آید؛ زیرا شوخی بجا و زیبا موجب نشاط و سرزندگی آدمی می‌شود؛ اما به شرط آنکه مراعات حرمت‌ها شود و گرایش به زشتی و پستی پیدا نکند. امام باقر(ع) می‌فرماید: خداوند عز و جل دوست دارد کسی را که در میان جمع شوخی کند به شرط آنکه ناسزا نگوید. [۳۵] پس نباید کاری کرد که شوخی بستری برای دشنام گویی و زشت گویی شود
۳- انسان از مقدمات پیدایش غضب اجتناب کند تا نسبت به مؤمنان به خشم نیاید.
۴- غضب خود را فرو نشاند و بر اعصاب خود مسلط شود.
۵- انس با ذکرها و دعاها، همنشینی با افراد خوب و دوری از افراد بددهن و فحاش
۶- یکی دیگر از راهکارهای ترک بددهنی و فحاشی خود تنبیهی است به این منظور که هرگاه فرد مرتکب فحش و بددهنی شد خودش را جریمه کند، مثلاً خود را از رفتن به میهمانی دلخواه خود محروم سازد.همچنین فرد می‌تواند با خود پاداش دهی رفتار زشت بددهنی و فحاشی را در خود اصلاح کند به این شکل که هرگاه دیدید که توانسته‌اید در موقعیت‌های تحریک زا و فشارآور خودتان را کنترل کنید به خود پاداش دهید مثلاً ترتیب رفتن به خانه بهترین دوست خود را در قبال آن بدهید.
۷- والدین در برابر حرف‎های رکیک فرزند خردسالشان باید واکنش مناسب داشته باشند، نه عصبانی شوند و نه لبخند بزنند بلکه معنی کلمه و آثار بد آن را برای کودک بیان کنند.

منابع جهت مطالعه بیشتر

کتابشناسی : آفات زبان (سید محمد امین )، ص173
المحجه البیضاء، ج۵، ص2

فهرست منابع

۱- قرآن کریم
۲- نهج البلاغه
۳- ابو الحسین، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقائیس اللغه، ۶ جلد، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، ۱۴۰۴ ه‍ ق
۴- اصفهانی، مجلسی دوم، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوار، ۳۳ جلد، مؤسسه الطبع و النشر، بیروت - لبنان، اول، ۱۴۱۰ ه‍ ق
۵- خمینی، سید روح اللّه موسوی، تحریر الوسیله، ۲ جلد، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم - ایران، اول، ه‍ ق
۶- دهخدا، لغت نامه؛ واژه دشنام
۷- طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ۶ جلد، کتابفروشی مرتضوی، تهران - ایران، سوم، ۱۴۱۶ ه‍ ق
۸- عاملی، حرّ، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۰۹ ه‍ ق
۹- کلینی، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیه)، ۸ جلد، دار الکتب الإسلامیه، تهران - ایران، چهارم، ۱۴۰۷ ه‍ ق
۱۰- نجفی، صاحب الجواهر، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ۴۳ جلد، دار إحیاء التراث العربی، بیروت - لبنان، هفتم، ۱۴۰۴ ه‍ ق

پانویس

  1. دهخدا، لغت نامه؛ واژه دشنام
  2. معجم مقاییس اللغه ج 3 ص63
  3. مجمع البحرین؛ ج 6، ص: 98-
  4. رساله آموزشی ایت الله العظمی خامنه‌ای درس شانزدهم
  5. (انعام آیه.108)
  6. ترجمه المیزان، ج 7، ص: 43
  7. نهج البلاغه/ خطبه 206
  8. امالی مفید/ 118
  9. بحار الانوار ج60 ص207
  10. غررالحکم ص223
  11. بحارالانوار ج76 ص110
  12. مجموعه ورام ج1 ص110
  13. بحارالانوار ج71 ص246
  14. بحارالانوار ج93 ص156
  15. الکافی ج2 ص360
  16. غررالحکم ص223
  17. مستدرک الوسائل ج12 ص82
  18. . غرر الحکم، ف5، ح91
  19. کافی/ 2/ 36
  20. بحار/ 75/ 148
  21. غررالحکم/ 9602
  22. . تحف العقول/ 4126.
  23. الکافی: ج 2، ص 325، ح 8 (میزان الحکمه: ج 2، ص 1422)
  24. (بحار الأنوار، ج 79، ص 113، ح 14 - منتخب میزان الحکمه، ص 442
  25. الکافی ج2 ص326
  26. مستدرک الوسائل ج12 ص82
  27. بحارالا نوار ج1 ص149
  28. الکافی ج2 ص327
  29. استفتائات از محضر آیت الله بهجت ج 4 ص 564 س 6485
  30. مسائل جدید ج1 ص 191 و192
  31. منهاج الصالحین آیت الله سیستانی ص16م33 منهاج الصالحین آیت الله خویی ص9م30 منهاج الصالحین آیت الله تبریزی ص13 م30 منهاج الصالحین آیت الله وحید خراسانی ص15م30
  32. جامع المسائل ج2 س 472
  33. صراط النجاه ج2 مسائل متعلقه بحیاه الانسان المعاصر ص410س1361
  34. رساله آموزشی ایت الله العظمی خامنه‌ای درس شانزدهم
  35. کافی، ط- الاسلامیه، ج 2، ص 663، ح 4