فرهنگ مصادیق:غیبت مسلمان

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از غیبت مسلمان)
پرش به: ناوبری، جستجو
غیبت مسلمان

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه‌ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:سید مجید پور بهشت
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/1/26
کلید واژه: غیبت، اغتیاب، عیب جویی، افشاگری،

مقدمه

در لغت عرب الغَیْبَه؛ یعنی حاضر نشدن، مُرادف (الغَیْبُوبَه) است، و الغِیبَه؛ یعنی سخن چینی، مُرادف (الاغْتِیَاب) است. [۱] غیبت در اصطلاح عبارت است از آنچه در غیاب شخص بدگوئی می‌شود که اگر به گوش او برسد بدش بیاید و به آن راضی نباشد، و اگر آن عیب در او نباشد تهمت نامیده می‌شود و اگر رو برو گفته شود آنرا شتم (فحش) گویند. [۲] امام صادق (علیه السلام) می‌فرمودند: الْغِیبَهُ أَنْ تَقُولَ فِی أَخِیکَ مَا سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ أَمَّا الْأَمْرُ الظَّاهِرُ فِیهِ مِثْلُ الْحِدَّهِ وَ الْعَجَلَهِ فَلَا وَ الْبُهْتَانُ أَنْ تَقُولَ فِیهِ مَا لَیْسَ فِیهِ ؛ غیبت عبارت است از اینکه عیب پنهان برادر دینی ات را افشاء کنی، اما اگر چیزی را بگویی که دیگران می‌دانند غیبت نیست، اگر به دروغ چیزی را به او نسبت بدهی تهمت است [۳]
در حرمت غیبت فرق نمی‌کند که آن بدی در جسم او باشد مانند این که بگویی فلان کس کور است، یا کر، یا لنگ، یا کوتاه قد، یا بلند، یا سیاه، یا زرد، یا مثل خرس، یا مثل قلیان، یا مثل تریاکی‌ها و بنگی‌ها است. یا در نسب او باشد مانند این که درباره کسی بگویی او پسر فلان فاسق، یا پسر فلان حمّال، یا پسر فلان نانجیب است و مانند این‌ها. یا در صفات و افعال و اقوال او باشد مانند این که بگویی فلانی بداخلاق است، یا بخیل، یا متکبّر، یا جبّار و ظالم، یا ریاکار، یا ریاست طلب، یا دزد، یا کم فروش، یا پرگو، یا پرخور است، یا بی وقت به خانه مردم می‌رود و مانند این‌ها. و یا در چیزی باشد که متعلّق به او است از لباس و یا خانه، مانند این که بگویی خانه فلان شخص مانند خانه یهودی‌ها است، و یا لباس او مانند لباس فقرا است، و یا کلاه او مثل کلاه شیطان است، و همچنین در سایر اموری که منسوب به او باشد و به بدی یاد شود که اگر بشنود بدش بیاید. [۴]
در حرمت غیبت فرقی نمی‌کند که با صراحت یا با کنایه ، با گفتار و نوشتار یا تصویر باشد، درروایتی نبوی آمده است که: رُوِیَ عَنْ عَائِشَهَ أَنَّهَا قَالَتْ دَخَلَتْ عَلَیْنَا امْرَأَهٌ فَلَمَّا وَلَّتْ أَوْمَأْتُ بِیَدِی أَیْ قَصِیرَهٌ قَالَ ص اغْتَبْتِیهَا؛ روزی زنی بر عایشه وارد شد چون بیرون رفت عایشه به دست خود اشاره کرد که این کوتاه قد است، حضرت رسول (صلی اللّه علیه و آله) فرمود: غیبت او را کردی. [۵]
بیان عیب دیگران چند حالت دارد: ۱) هدف اصلاح غیبت شونده است! ۲) خود نمایی نزد دیگران. ۳) آبروریزی نزد دیگران. هرکدام از این اهداف راه و روش ویژه‌ای دارد.

آیات غیبت

از قرآن کریم استفاده می‌شود غیبت یکی از مصادیق منکر و از گناهان کبیره است، و پرهیز از آن واجب است.
آیه اول: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسی أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظّالِمُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید نباید مسخره کنند قومی، قومی را شاید که قوم مسخره شده بهتر از ایشان بوده باشند و نه زن‌ها مسخره کنند زن‌ها را شاید که مسخره شدگان بهتر از ایشان باشند. و عیب گیری نکنید از مؤمنان که آن‌ها به منزله خود شما هستند. و کسی را به لقب‌های زشت و بد صدا نزنید، زشت و بد است صدا زدن مؤمن را به لقبی که کافر به آن لقب صدا زده می‌شود (مانند اینکه به کسی که ایمان آورده بگویند ای یهودی یا ای نصرانی یا ای بهائی یا ای فاسق) و کسی که این گناهان را انجام دهد و توبه نکند در ردیف ستمکاران درآید و از آن‌ها شمرده شود (زیرا به خود ظلم و ستم کرده است). [۶]
خدای متعال در این آیه از سه چیز نهی فرموده است:
اول: استهزاء و مسخره کردن. دوم: غیبت و بدگوئی کردن. سوم: مؤمنان را به لقب‌های زشت و بد صدا زدن.
آیۀ دوم: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ تَوّابٌ رَحِیمٌ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است! [۷]
در این آیه شریفه خدای متعال از سه چیز نهی کرده است:
اوّل: گمان بد بردن به مؤمنان. دوم: تجسس کردن از کارهای مؤمنان. سوم: غیبت کردن و بدگوئی پشت سر مؤمنان.
آیه سوم: وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ؛ وای بر هر عیبجوی مسخره کننده‌ای!. [۸]
صاحب تفسیر نمونه می‌گوید: "همزه" و" لمزه" هر دو صیغه مبالغه است اولی از ماده" همز" در اصل به معنی" شکستن" است و از آنجا که افراد عیبجو و غیبت کننده شخصیت دیگران را درهم می‌شکنند به آنها" همزه" اطلاق شده. و" لمزه" از ماده" لمز" (بر وزن رمز) در اصل به معنی غیبت کردن و عیبجویی نمودن است. از مجموع کلمات ارباب لغت استفاده می‌شود که این دو واژه به یک معنی است، و مفهوم وسیعی دارد که هر گونه عیبجویی و غیبت و طعن و استهزاء به وسیله زبان و علائم و اشارات و سخن چینی و بدگویی را شامل می‌شود. [۹]
آیه چهارم: لا تُطِعْ کُلَّ حَلّافٍ مَهِینٍ هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَمِیمٍ مَنّاعٍ لِلْخَیْرِ وَ لا تُطِعْ کُلَّ حَلّافٍ مَهِینٍ؛ و از کسی که بسیار سوگند خور و فرومایه است فرمان مبر، و از کسی که سخت عیبجو و بدگو و گام بردارنده به سخن چینی است، و نیز از کسی که بسیار بخیل و بازدارنده از خیر، تجاوزگر و گناه پیشه است. [۱۰]
از این آیه شریفه استفاده می‌شود که کسی که غیبت می‌کند نباید با او موافقت کرد و بدگویی‌های او را گوش داد بلکه باید دفاع کرد به این طور که به غیبت کننده بگوید: شاید شما که غیبت می‌کنید اشتباه کرده‌اید و شاید مطلب غیر از این بوده است. حاصل آن که برادر مؤمن خود را تا می‌تواند یاری کند و نگذارد از او غیبت کنند
آیه پنجم: إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛ کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید! [۱۱] امام صادق (علیه السلام) فرمود: مَنْ قَالَ فِی مُؤْمِنٍ مَا رَأَتْهُ عَیْنَاهُ وَ سَمِعَتْهُ أُذُنَاهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ؛ اگر کسی چیزهایی را که در مورد مؤمنی دیده یا شنیده است (ودیگران نمی‌دانند)، افشاء کند مصداق این آیه است . [۱۲]

روایات غیبت

در روایات زیادی پیرامون احکام و آثار غیبت بحث شده است، مثلا در کتاب کافی باب مستقلی با عنوان بَابُ الْغِیبَهِ وَ الْبَهْتِ (غیبت و تهمت). [۱۳] آمده است، و همچنین در کتاب وسائل الشیعه بابهای مستقلی با موضوع حرام بودن غیبت، و احکام آن آمده است که بیش از ۶۰ روایت در بردارند. [۱۴] به بخشی از این روایات اشاره می‌کنیم.
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نهی از عیب جوئی مردم در نهج البلاغه فرمود: به کسانی که گناه ندارند و از سلامت دین برخوردارند رواست که به گناهکاران ترحّم کنند، و شکر این نعمت گزارند، که شکرگزاری آنان را از عیب جویی دیگران باز دارد، چرا و چگونه آن عیب جو، عیب برادر خویش گوید؟ و او را به بلایی که گرفتار است سرزنش می‌کند؟ آیا به خاطر ندارد که خدا چگونه او را بخشید و گناهان او را پرده پوشی فرمود؟ چگونه دیگری را بر گناهی سرزنش می‌کند که همانند آن را مرتکب شده! یا گناه دیگری انجام داده که از آن بزرگ تر است؟ به خدا سوگند! گر چه خدا را در گناهان بزرگ عصیان نکرده و تنها گناه کوچک مرتکب شده باشد، اما جرأت او بر عیب جویی از مردم، خود گناه بزرگ تری است. ای بنده خدا، در گفتن عیب کسی شتاب مکن، شاید خدایش بخشیده باشد، و بر گناهان کوچک خود ایمن مباش، شاید برای آنها کیفر داده شوی! پس هر کدام از شما که به عیب کسی آگاه است، به خاطر آنچه که از عیب خود می‌داند باید از عیب جویی دیگران خود داری کند، و شکر گزاری از عیوبی که پاک است او را مشغول دارد از اینکه دیگران را بیازارد. [۱۵]
رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) فرمودند: الْغِیبَهُ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ لِمَ ذَاکَ قَالَ صَاحِبُ الزِّنَا یَتُوبُ فَیَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ صَاحِبُ الْغِیبَهِ یَتُوبُ فَلَا یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِ حَتَّی یَکُونَ صَاحِبُهُ الَّذِی اغْتَابَهُ یُحِلُّه؛ شما از بدگوئی کردن عقب سر مؤمنین اجتناب کنید؛ زیرا که گناه غیبت و بدگوئی نمودن بزرگتر است از گناه زنا کردن به علت اینکه مرد زنا می‌نماید پس بعد از پشیمان شدن توبه می‌کند، خدا هم توبۀ او را قبول می‌فرماید امّا به درستی که غیبت کننده آمرزیده نمی‌شود مگر اینکه غیبت شده از او راضی شود. [۱۶]
نوف بکالی نقل می‌کند نزد حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) شرفیاب شدم در حالی که حضرت در صحن مسجد کوفه نشسته بود سلام کردم حضرت جواب دادند، به حضرت عرض کردم مرا موعظه کن حضرت فرمود ای نوف نیکی کن تا خداوند به تو نیکی کند، عرض کردم بیشتر موعظه کن، حضرت فرمود از غیبت دوری کن که خورشت سگهای جهنم است، ای نوف دروغ می‌گوید کسی که غیبت می‌کند و خیال می‌کند حلال زاده است. [۱۷]
در روایتی نبوی آمده است که نام زنی برده شد عایشه گفت: او دامن بلند است حضرت فرمود: بیفکن از دهان خود پس پاره گوشتی از دهان او افتاد. [۱۸]
در روایتی رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) فرمودند: یَأْتِی الرَّجُلُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ قَدْ عَمِلَ الْحَسَنَاتِ فَلَا یَرَی فِی صَحِیفَتِهِ مِنْ حَسَنَاتِهِ شَیْئاً فَیَقُولُ أَیْنَ الَّتِی عَمِلْتُهَا فِی دَارِ الدُّنْیَا فَقَالَ لَهُ ذَهَبَتْ بِاغْتِیَابِکَ لِلنَّاسِ وَ هِیَ لَهُمْ عِوَضُ اغْتِیَابِهِم ؛ در روز قیامت برخی از افراد که کارهای خوب انجام داده‌اند عمل صالحی در پرونده آنها نیست، سؤال می‌کنند اعمالی که در دنیا انجام داده‌ام کجاست؟ در جواب او می‌گویند به خواطر غیبت کردن اعمال تو از بین رفت و حسنات و خوبیهای تو برای آنها است عوض غیبت کردن از آنان. [۱۹]
خدای تعالی به حضرت موسی (علیه السّلام) وحی فرمود: مَنْ مَاتَ تَائِباً عَنِ الْغِیبَهِ فَهُوَ آخِرُ مَنْ یَدْخُلُ إِلَی الْجَنَّهِ وَ مَنْ مَاتَ مُصِرّاً عَلَیْهَا فَهُوَ أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ النَّار؛ کسی که بمیرد در حالیکه توبه کرده است از بدگوئی کردن پشت سر مؤمنین پس او آخر کسی است که داخل بهشت می‌شود و کسیکه بمیرد در حالیکه اصرار دارد بر بدگوئی کردن پس او اوّل کسی است که داخل آتش می‌شود. [۲۰]
رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) فرمودند: أَنَّ الْحَفَظَهَ تَصْعَدُ بِعَمَلِ الْعَبْدِ وَ لَهُ نُورٌ کَشُعَاعِ الشَّمْسِ حَتَّی إِذَا بَلَغَ السَّمَاءَ الدُّنْیَا وَ الْحَفَظَهُ تَسْتَکْثِرُ عَمَلَهُ وَ تُزَکِّیهِ فَإِذَا انْتَهَی إِلَی الْبَابِ قَالَ الْمَلَکُ الْمُوَکَّلُ بِالْبَابِ اضْرِبُوا بِهَذَا الْعَمَلِ وَجْهَ صَاحِبِهِ أَنَا صَاحِبُ الْغِیبَهِ أَمَرَنِی رَبِّی أَنْ لَا أَدَعَ عَمَلَ مَنْ یَغْتَابُ النَّاسَ یَتَجَاوَزُنِی إِلَی رَبِّی ؛ به درستیکه ملک مستحفظ در موقعی که عمل بنده را بالا می‌برد؛ از برای آن عمل، نوری است مثل نور خورشید؛ تا اینکه این نور بآسمان به دنیا می‌رسد و آن ملک این عمل را بسیار می‌داند و علاوه آن عمل را خالص می‌پندارد، وقتی به دری که باید عمل از آنجا بگذرد می‌رسد دربان می‌گوید: این عمل را به صورت صاحبش بزنید من مامور کنترل غیبت هستم؛ پروردگارم مرا أمر کرده است به اینکه نگذارم عمل غیبت کننده به آسمان رفته یعنی: عمل غیبت کننده از پیش من به طرف پروردگار بالا نرود. [۲۱]
رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) فرمودند: مَرَرْتُ لَیْلَهَ أُسْرِیَ بِی . عَلَی قَوْمٍ یَخْمِشُونَ وُجُوهَهُمْ بِأَظْفَارِهِمْ فَقُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ یَغْتَابُونَ النَّاسَ وَ یَقَعُونَ فِی أَعْرَاضِهِم ؛ شبی که مرا به معراج بردند عبور کرده و گذشتم به قومی که صورت خود را با ناخن می‌خراشیدند، من به جبرئیل گفتم: اینها چه کسانی هستند؟ گفت: اینها کسانی هستند که غیبت مردم را می‌کنند و در آبروی مردم واقع می‌شوند (یعنی آبروی مردم را می‌برند). [۲۲]

احکام غیبت

استفتاء: لطفا مسألۀ غیبت را کامل شرح دهید، چه برای غیبت کننده و چه برای غیبت شونده و یک مثال بزنید که چه سخنی غیبت می‌شود؟
جواب: اگر صفتی- ناروا- در شخص باشد یا کاری انجام داده باشد- که خلاف است- که دیگران از آن بی اطلاعند و دوست ندارد کسی آن را برای دیگران بازگو کند، بازگو کردن آن در غیاب او پیش دیگران غیبت است که چنین کاری برای گوینده و شنونده حرام است، حتی اگر آن شخص راضی باشد بازگو شود. [۲۳]
استفتاء: هر گاه کسی غیبت کسی را کرد و حلیّت از آن شخص طلبید، بعد از چند وقت دعوایی کردند، آن شخص که غیبت او کرده شده می‌گوید که: من تو را به جهت آن غیبتی که پیش از این کرده بودی حلال نخواهم کرد، آیا آن شخص غیبت کننده به جهت آن غیبت سابقه معاقب است یا نه؟
جواب: غیبت از جملۀ حقوق النّاس است، و لیکن نظر به نهی الهی از آن متضمّن حقّ اللّه نیز هست، پس عقاب بر آن به دو جهت است، یکی از جهت حقّ اللّه و سقوط عقاب از این جهت موقوف به توبه است، و بعد از توبه عقاب آن ساقط می‌گردد، و دیگری از جهت حقّ النّاس، و آن چه از اخبار و کلمات علمای اخیار مستفاد می‌شود آن است که سقوط عقاب از این جهت موقوف به استرضای از مغتاب است، و بعد از گذشتن او و حلال کردن حقّ او ساقط می‌شود، و آن چه ساقط شد دیگر عود نمی‌کند، اگر چه آن شخص تصریح کند به ندامت از عفو. [۲۴]
استفتاء: آیا غیبت بچه نابالغ ممیّز یا غیر ممیّز جایز است؟
جواب: در بچه ممیز جایز نیست. [۲۵]
استفتاء: اگر کسی غیبت کرد و نتوانست رضایت طرف را- که مورد غیبت واقع شده- بخواهد آیا چیزی بر او واجب است یا توبه کفایت می‌کند؟
جواب: توبه کفایت می‌کند. [۲۶]
استفتاء: آیا کسی که نماز نمی‌خواند غیبت او جایز است یا نه؟
جواب: اگر آشکار نمی‌کند که نماز نمی‌خواند جایز نیست غیبت او. [۲۷]
استفتاء: نسبت دادن عیبی به بیشتر اهل یک شهر و یا عیب غیر مؤمن را گفتن، همچنین تعریف کردن که صاحبش راضی نباشد، چه صورت دارد؟
[جواب] باسمه تعالی؛ نسبت عیب به غالب اهل یک بلد، داخل عنوان غیبت نیست، و چنانچه داخل عنوان افترا و قول به غیر علم نباشد، مانعی ندارد؛ و همچنین عیب غیر مؤمن و مدح و تعریف کردن شخص که صاحبش راضی نباشد، مانعی ندارد، و الله العالم . [۲۸]
استفتاء: نشستن در مجلس غیبت یا جشن بدون شنیدن چه صورتی دارد؟
[جواب] باسمه تعالی؛ در مجلسی که از علمای دین غیبت می‌شود، نباید بنشیند؛ و نیز اگر غیبت دیگران باشد، باید رد کند [۲۹]؛ و مجلس جشن که مجلس شراب نباشد و استماع نکند، مانعی ندارد، و الله العالم. [۳۰]
استفتاء: هنگامی که پدر و مادر غیبت شخصی را می‌نمایند، وظیفه فرزند در برخورد با والدین چیست؟
جواب: آن‌ها را منع کند و اگر ادامه دادند، فرزند باید به وظیفه ی خود مثل سایر موارد تحقق غیبت رفتار کند، هم چون دفاع از فرد غیبت شونده و ترک مجلس غیبت و مانند آن. [۳۱]
استفتاء: آیا قطع رابطه با خویشاوندان و اقوامی که اهل غیبت و افترا زدن به مردم هستند و نهی از منکر در آن‌ها تأثیر ندارد، جایز است؟
جواب: اگر رَحِم هستند، به طور کلّی با آن‌ها قطع نکند هر چند با سلام رساندن به آن‌ها. [۳۲]
استفتاء: اگر کسی بگوید که «من از هر که غیبتم را بکند راضی هستم»، آیا غیبت او جایز می‌شود؟
جواب: خیر، چون عاقل این کلام را به قصد جدّی نمی‌گوید. [۳۳]
استفتاء: نقد و بررسی نامزدهای انتخاباتی- با توجه به این مطلب که آنان خود با علم به چنین مباحثی پیرامون خویش نامزد می‌شوند-، آیا حکم غیبت یا تهمت پیدا می‌کند؟و در صورت اشکال، آگاه کردن دیگران از عدم قابلیت یک نامزد انتخاباتی، چگونه باید انجام پذیرد؟
جواب: تهمت جایز نیست و ذکر واقعیاتِ دخیل در مسئولیتی که درصدد آن است، مانعی ندارد و غیر این موارد را نباید افشا کند. [۳۴]
استفتاء: در برخی مزاح‌ها، برخی از اقوام و طوایف مثل ترک‌ها، عرب‌ها و ... مورد استهزا قرار می‌گیرند، چنین مزاح‌هایی عناوینی هم چون: غیبت، دروغ، استهزاء حرام یا ... پیدا می‌کند؟
جواب: اگر مقصود بعض غیر معین از آن‌ها باشد، حرام نیست. [۳۵]
استفتاء: غیبت کردن درباره کافر چه حکمی دارد؟
جواب: فقط غیبت مؤمنین حرام است. [۳۶]

موارد جواز غیبت

در مواردی غیبت را فقهای عظام به دلایل خاص مجاز دانسته‌اند که به فهرستی از این موارد اشاره می‌شود:
اوّل: اگر به شخصی ظلمی شده باشد؛ جایز است مظلوم «به کسی که می‌تواند حقّ او را از ظالم به او برگرداند و یا او را کمک نماید» شکایت نماید. به شرط اینکه مظلوم زبان خود را آزاد نگذارده و عیبهای دیگر ظالم را نگوید بلکه فقط به ظلمی که به خودش شده اکتفاء نماید. مثلا: اگر شخصی دیگری را کتک بزند، مضروب می‌تواند این ظلم ضارب را به کسی که جلوی او را بگیرد، شکایت نموده و بگوید که «فلانی مرا این طور مضروب نمود» و یا مثلا «تمام بدن مرا مجروح کرد»
دوّم: اگر از شخصی «در امر جایزی» راجع به دیگری مشورت شود آن شخص باید هر عیبی که راجع به آن موضوع سؤال کننده می‌داند بگوید. مثلا اگر کسی بپرسد: «دخترم را به فلان جوان بدهم؛ و یا اینکه با فلانی شرکت نمایم و یا معامله و رفاقت و مذاکرات علمی با فلانی بنمایم؟ جایز است آن شخص عیوبی را که مدخلیّت در آن موضوع دارد بگوید؛ به شرطی که احتیاج به ذکر آن عیب باشد امّا اگر احتیاج نباشد و به همین قدر گفتن که من این کار را برای تو صلاح نمی‌دانم و مانند آن اکتفا شود باید به همین اندازه اکتفا کرده و تصریح به عیب آن شخص ننمود.
سوّم: راهنمائی و نصیحت مؤمنی که با فاسقی هم نشینی نماید و از احوال او مطلّع نباشد و گمان این رود که أعمال بد او به رفاقت در این مؤمن سرایت کند، در این صورت جایز است؛ عیوبی که در این مطلب، مدخلیّتی دارد اظهار نماید.
چهارم: اظهار کردن عیب‌های مخفی مریض نزد طبیب برای معالجه.
پنجم: گفتن عیب شاهد یا راوی حدیث (به جهت اینکه شهادت و یا حدیث او قبول نشود) به دو شرط جایز می‌باشد.
۱- به قدری که جرح او شده و شهادت و حدیث او ردّ گردد کفایت شود.
۲- عیب را به شخصی بگوید که می‌خواهد به شهادت و یا به حدیث او عمل نماید.
ششم نفی کمال: اگر شخصی خود را معروف نمود به این که مثلا من عالم هستم به کسی که حال او را سؤال می‌نماید به چهار شرط جایز است بگوید فلانی عالم نیست:
۱- در صورتی که حکم مخالفی از آن شخص صادر شده باشد.
۲- در صورتی که علم داشته باشیم به اینکه آن شخص عالم نیست.
۳- مردم در کارها به او مراجعه کنند.
۴- گوینده قصد کوچک نمودن او را نداشته باشد.
هفتم: اگر شخصی به لقبی مشهور باشد که دلالت بر عیبی از او نماید مثلا: «لنگ» و یا «کچل» و یا «کوتاه»، شناساندن او به آن لقب جایز است؛ به شرطی که شناساندن او به روش دیگر ممکن نباشد و از شنیدن آن حرف بدش نیاید. امّا هرگاه خوشش نیاید و یا به روش دیگر بدون ذکر آن لقب ممکن باشد این شخص را معرّفی نموده و شناسانید گفتن آن لقب جایز نیست.
هشتم: اگر کسی عیبش علنی و ظاهر باشد مثلا: در أنظار مردم شراب می‌خورد و یا مست در خیابان‌ها عبور می‌نماید و یا ریش خود را می‌تراشد غیبت این شخص نسبت به همین معصیت جایز است.
نهم: شهادت دادن در جایی که باید شهادت داد نزد حاکم شرع چه در حقوق مردم، و چه در حقوق خدای متعال؛ در این مورد هم هرچند طرف خوشش نمی‌آید که بر ضررش شهادت داده شده و عیبش گفته شود امّا چون مصلحت نوعی دارد لذا شارع مقدّس بدادن شهادت أمر فرموده و کتمان آنرا نهی نموده است.
دهم: بیان کردن حالات کسانی که اهل بدعت و گمراهی اند.
یازدهم: غیبت کفّار و کسانی که مخالف مذهب إثنی عشریه‌اند که اقوی جواز غیبت آنها است.
دوازدهم: کسی که خود را منسوب به دیگری معرّفی نماید؛ در صورتی که منسوب نباشد، ردّ کردن نسبت حرام نیست مثلا اگر کسی إدّعا نماید که من پسر فلان عالم یا سیّد هستم و من می‌دانم که دروغ می‌گوید؛ جایز است بگویم این شخص با فلانی منسوب نمی‌باشد.
سیزدهم: غیبت کسی را که دیگران او را نمی‌شناسند، حرام نیست مثلا اگر بگوید: شخصی را دیدم با اینکه پسر عالم یا مرد متدیّنی است قمار می‌کرد یا مثلا گفته شود: امروز گرفتار شخص فاسق و یا احمقی شدم.
امّا اگر عیب شخصی را طوری بگوئی که به واسطۀ نشانه هائی او را بشناسند جایز نبوده و حرام می‌باشد. [۳۷]

انگیزه‌های غیبت کردن

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: أَصْلُ الْغِیبَهِ یَتَنَوَّعُ بِعَشَرَهِ أَنْوَاعٍ شِفَاءِ غَیْظٍ وَ مَسَاعَدَهِ قَوْمٍ وَ تَصْدِیقِ خَبَرٍ بِلَا کَشْفِهِ وَ تُهْمَهٍ وَ سُوءِ ظَنٍّ وَ حَسَدٍ وَ سُخْرِیَّهٍ وَ تَعَجُّبٍ وَ تَبَرُّمٍ وَ تَزَیُّن؛ [۳۸] ریشه اصلی غیت عبارت است از:
اول: از بین بردن خشم، وقتی کسی انسان را عصبانی کرد، شخص برای اینکه عصبانیت خود را خاموش کند عیب‌های مخفی او را افشاء می‌کند، گاهی مواقع نمی‌تواند عصبانیت خود را خاموش کند و تبدیل به کینه می‌شود و همیشه غیبت او را می‌کند.
دوم: گاهی مواقع دوستان و آشنایان انسان غیبت سائر مؤمنین را می‌کنند، اگر انسان با آنها غیبت نکند دوستانش او را طرد می‌کنند به همین خاطر این شخص هم شروع به غیبت می‌کند.
سوم: پخش و ترویج یک خبر بدون تحقیق.
چهارم: به انسان تهمتی می‌زنند، برای اینکه رفع تهمت کند غیبت دیگران می‌کنند.
پنجم: برای اینکه سوء ظن را از خودش برطرف کند و مقام خودش را بالا ببرد، غیبت می‌کند.
ششم: گاهی مواقع نسبت به دیگران حسادت می‌کند، زیرا نمی‌تواند تحمل کند که مردم نسبت به دیگری محبت داشته باشند و او را مدح کنند، به همین خاطر غیبت او را می‌کنند.
هفتم: مسخره کردن و کوچک کردن دیگران.
هشتم: غیبت دیگران را می‌گوید تا دیگران تعجب کنند، بگویند چه داستان عجیبی تعریف کردی.
نهم: گاهی مواقع شخص برای اینکه خود را جلوی دیگران خوب نشان دهد، شروع می‌کند به غیبت کردن.
دهم: گاهی مواقع به خاطر دل سوزی غیبت دیگران می‌کند، مثلا برای شخصی که عیبی دارد از روی دل سوزی عیب او را افشاء می‌کند و می‌گوید من برای فلانی خیلی ناراحت هستم. [۳۹]

آثار غیبت

آثار اجتماعی

۱. بی آبرو شدن افراد
وقتی مؤمنین غیبت همدیگر را بکنند و آبروی همدیگر را ببرند، مؤمنین بی آبرو می‌شوند، و زندگی بی آبرو در اجتماع خیلی دشوار خواهد بود، چون انسان موجودی اجتماعی است، و آبرو لازمه زندگی در اجتماع است.
رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) فرمودند: یَا مَعْشَرَ مَنْ آمَنَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ یُؤْمِنْ بِقَلْبِهِ لَا تَغْتَابُوا الْمُسْلِمِینَ وَ لَا تَتَّبِعُوا عَوْرَاتِهِمْ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْرَهَ أَخِیهِ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ یَفْضَحْهُ وَ لَوْ فِی جَوْفِ بَیْتِه ؛ ای جماعتی که به زبان ایمان آورده و به دل ایمان نیاورده‌اید، بدگوئی مسلمانان را نکنید، و جستجو و عیب جوئی از عیبهای مؤمنین ننمائید پس به تحقیق کسی که از برادر مسلمانش عیب جوئی کند، خدای عالم از عیبهای او پی جوئی می‌نماید و کسی که خدا از عیب او پی جوئی نماید او را مفتضح نموده و آبرویش را می‌ریزد؛ و لو داخل خانۀ خود پنهان شود. [۴۰]
۲. اختلاف اجتماعی
جامعه‌ای که غیبت در آن شیوع دارد، وحدت در این جامعه از بین می‌رود، و بر اثر اختلاف به هرج و مرج مبتلا می‌شود.

آثار اخروی

۱. قبول نشدن اعمال
رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) فرمودند: مَنِ اغْتَابَ مُسْلِماً أَوْ مُسْلِمَهً لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ صَلَاتَهُ وَ لَا صِیَامَهُ أَرْبَعِینَ یَوْماً وَ لَیْلَهً إِلَّا أَنْ یَغْفِرَ لَهُ صَاحِبُهُ؛ اگر شخصی غیبت مرد یا زن مسلمان را بنماید خدا نماز و روزۀ او را تا چهل روز قبول نمی‌کند مگر اینکه غیبت شده غیبت کننده را ببخشد و حلال نماید. [۴۱] همچنین امیرالمؤمنین (علیه السلام) در وصیت به امام حسن (علیه السلام) فرمود: إِیَّاکُمْ وَ الْغِیبَهَ فَإِنَّهَا تُحْبِطُ الْأَعْمَالَ؛ از غیبت دوری کنید که اعمال خوب را از بین می‌برد. [۴۲]
۲. جهنمی شدن
در روایتی رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) فرمودند: تَحْرُمُ الْجَنَّهُ عَلَی ثَلَاثَهٍ عَلَی الْمَنَّانِ وَ عَلَی الْمُغْتَابِ وَ عَلَی مُدْمِنِ الْخَمْر؛ سه گروه هستند که وارد بهشت نمی‌شوند؛ کسی که منت می‌گذارد، کسی که غیبت می‌کند، کسی که شراب می‌خورد. همچنین پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله) در روایت دیگری فرمودند: مَنْ مَشَی فِی غِیْبَهِ أَخِیهِ وَ کَشْفِ عَوْرَتِهِ کَانَتْ أَوَّلُ خُطْوَهٍ خَطَاهَا وَضَعَهَا فِی جَهَنَّمَ وَ کَشَفَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ عَلَی رُءُوسِ الْخَلَائِقِ فَإِنْ مَاتَ وَ هُوَ کَذَلِکَ مَاتَ وَ هُوَ مُسْتَحِلٌّ لِمَا حَرَّمَ اللَّه؛ کسی که آبروی مؤمنین را می‌برد اولین گامی که در قیامت بر می‌دارد در جهنم است، و خداوند آبروی او را در قیامت جلوی مردم می‌برد، و اگر باهمین حال بمیرد(بدون اینکه توبه کند) در حالی که حدود الهی را حلال دانسته مرده است. [۴۳]

راهکارهای مبارزه با غیبت

۱. دفاع از شخص غیبت شده [۴۴]
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: السَّامِعُ لِلْغِیبَهِ أَحَدُ الْمُغْتَابِین؛ کسی که به غیبت گوش می‌دهد جزء غیبت کنندگان است. [۴۵] همچنین رسول الله (صلی الله علیه و آله) در روایت دیگری فرمودند: مَنْ تَطَوَّلَ عَلَی أَخِیهِ فِی غِیبَهٍ سَمِعَهَا عَنْهُ فِی مَجْلِسٍ فَرَدَّهَا عَنْهُ رَدَّ اللَّهُ عَنْهُ أَلْفَ بَابٍ مِنَ الشَّرِّ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ إِنْ هُوَ لَمْ یَرُدَّهَا وَ هُوَ قَادِرٌ عَلَی رَدِّهَا کَانَ عَلَیْهِ کَوِزْرِ مَنِ اغْتَابَهُ سَبْعِینَ مَرَّه؛ اگر کسی در مجلسی که غیبت مؤمنی می‌شود از آن مؤمن دفاع کند، خداوند هزار درب از شرهای دنیا و آخرت را از او دفع می‌کند، و اگر قادر به دفاع از آبروی مؤمن باشد ولی دفاع نکند، گناه او مانند کسی است که هفتاد بار غیبت کرده است. [۴۶]
۲. بی اعتنایی به سخن غیبت کننده، و پخش نکردن آنها
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در پرهیز از شنیدن غیبت فرمودند: أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَ مِنْ أَخِیهِ وَثِیقَهَ دِینٍ وَ سَدَادَ طَرِیقٍ فَلَا یَسْمَعَنَّ فِیهِ أَقَاوِیلَ الرِّجَالِ أَمَا إِنَّهُ قَدْ یَرْمِی الرَّامِی وَ تُخْطِئُ السِّهَامُ وَ یُحِیلُ الْکَلَامُ وَ بَاطِلُ ذَلِکَ یَبُورُ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ وَ شَهِیدٌ أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ إِلَّا أَرْبَعُ أَصَابِع؛ ای مردم! آن کس که از برادرش، اطمینان و استقامت در دین و درستی راه و رسم را سراغ دارد، باید به گفته مردم در باره او گوش ندهد. آگاه باشید! گاهی تیر انداز، تیر افکند و تیرها به خطا می‌رود، سخن نیز چنین است، در باره کسی چیزی می‌گویند که واقعیّت ندارد و گفتار باطل تباه شدنی است، و خدا شنوا و گواه است. بدانید که میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست . [۴۷]
۳. حفظ زبان
یکی از عوامل اصلی غیبت زبان است، خیلی از گناهان توسط زبان انجام می‌شود، متاسفانه خیلی از افراد از کنترل زبان خود عاجز هستند، به همین دلیل مرتکب گناهان زیادی می‌شوند؛ امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: مَنْ کَثُرَ کَلَامُهُ کَثُرَ خَطَؤُهُ وَ مَنْ کَثُرَ خَطَؤُهُ قَلَّ حَیَاؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَیَاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ وَ مَنْ مَاتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النَّار؛ هر که گفتارش فراوان شد خطایش فزونی گرفت، و هر که خطایش بسیار گشت حیایش اندک شد، و هر که حیایش اندک شد پارساییش کم شود، و هر که پارساییش کم شد دلش می‌میرد، و هر که دلش بمیرد وارد آتش می‌شود. [۴۸]
۴. پرهیز از کینه و انتقام
برخی از غیبت‌ها به خاطر کینه و اختلافات شخصی است، مثلا برای اینکه از کسی که کینه دارد انتقام بگیرد، عیوب مخفی او را جمع افشاء می‌کند، امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: الْغِیبَهُ جُهْدُ الْعَاجِز؛ غیبت کردن تلاش افراد ناتوان است . [۴۹] همچنین در روایتی امام رضا (علیه السلام) فرمودند: إیَّاکَ وَ الْخُصُومَهَ فَإِنَّهَا تُورِثُ الشَّکَّ وَ تُحْبِطُ الْعَمَلَ وَ تُرْدِی بِصَاحِبِهَا وَ عَسَی أَنْ یَتَکَلَّمَ بِشَیْ ءٍ لَا یُغْفَرُ لَهُ؛ از دشمنی و کینه دوری کنید که دشمنی سبب شک [در اعتقادات] و اعمال انسان را از بین می‌برد، در دشمنی ممکن است انسان حرفی را بزند که آمرزیده نشود. [۵۰] در این روایت حضرت تصریح می‌کنند، گاهی مواقع در دشمنی انسان حرفی علیه طرف مقابل می‌زند، که خداوند او را نبخشد، باید عادت کنیم که نسبت به دیگران دشمنی و کینه نداشته باشیم. و با حسن معاشرت و تقویت اخلاق اجتماعی در کاهش کینه‌ها بکوشیم.
۵. طلب حلالیت و استغفار
امام صادق (علیه السلام) فرمود: از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سؤال شد کفاره غیبت چیست؟ حضرت فرمود تَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِمَنِ اغْتَبْتَهُ کُلَّمَا ذَکَرْتَهُ ؛ هر وقت یاد غیبت شده می‌افتد برای او از درگاه خداوند طلب توبه کند. [۵۱] همچنین رسول الله (صلی الله علیه و آله) در روایت دیگری فرمودند: مَنْ کَانَتْ لِأَخِیهِ عِنْدَهُ مَظْلِمَهٌ فِی عِرْضٍ أَوْ مَالٍ فَلْیَسْتَحْلِلْهَا مِنْهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لَیْسَ هُنَاکَ دِینَارٌ وَ لَا دِرْهَمٌ یُؤْخَذُ مِنْ حَسَنَاتِهِ فَإِنْ لَمْ تَکُنْ لَهُ حَسَنَاتٌ أُخِذَ مِنْ سَیِّئَاتِ صَاحِبِهِ فَیَزِیدُ عَلَی سَیِّئَاتِه؛ هر کسی به برادر خود نسبت به آبرو یا مال او ظلمی کرده است طلب حلالیت کند، قبل از اینکه بمیرد، زیرا در قیامت درهم و دینار نیست تا با آن طلب حلالیت کند بلکه از اعمال خوب او بر می‌دارند و به طلبکار می‌دهند، و اگر کار خوب نداشته باشد از اعمال بد طلبکار بر می‌دارند و به حساب شخصی که آبرو یا مال دیگری را برده می‌گذارند. [۵۲]
۶. روشنگری غیبت شونده، یا افراد امین دیگر.
شخص غیبت شده وظیفه دارد برای روشن شدن ذهن مسلمانان از آبروی خود دفاع کند.همچنین افراد دیگری که در جریان غیبت قرار می گیرندباید نسبت به مسائل مطرح شده روشنگری و از مسلمان مورد هجوم دفاع کنند.

برای مطالعه بیشتر

کتب

غیبت و گناه چیست-عزالدین رضانژاد-ناشر: معارف
کشف الریبه عن احکام الغیبه-شهید ثانی-ناشر: دارالمرتضوی
گناه، توبه....غیبت-کارون مطلبی-ناشر: نسیم حیات

مقالات

اخلاق اسلامی مبحث غیبت و اسباب آن-مهدوی کنی-مجله تربیت-خرداد 69
تحلیل و نقد ادله جواز غیبت مخافان مذهبی-علی محمدیان، محمدتقی فخعلی-مجله پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی –زمستان 94
طرق مبارزه با غیبت-حسین حقانی زنجانی-مجله درسهایی از مکتب اسلام-تیر 64
غیب در قرآن-حسین حقانی- مجله درسهایی از مکتب اسلام-فروردین 64

فهرست منابع

۱. قرآن کریم
۲. نهج البلاغه
۳. استفتاءات (امام خمینی)، خمینی، سید روح اللّه موسوی، ۳ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، پنجم، ۱۴۲۲ ه‍ ق
۴. استفتاءات (بهجت)، گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت، ۴ جلد، دفتر حضرت آیه الله بهجت، قم - ایران، اول، ۱۴۲۸‍ ق
۵. استفتاءات جدید (تبریزی)، تبریزی، جواد بن علی، دو جلد، قم - ایران، اول، ه‍ ق
۶. جامع المسائل (بهجت)، گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت، ۵ جلد، دفتر معظم له، قم - ایران، دوم، ۱۴۲۶ ه‍ ق
۷. تفسیر نمونه-آیت الله مکارم شیرازی-
۸. تفسیر مجمع البیان-شیخ طبرسی-
۹. الخصال -ابن بابویه، محمد بن علی -وفات مؤلف: ۳۸۱ ق -محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر-موضوع: اخلاق -زبان: عربی -تعداد جلد: ۲-ناشر: جامعه مدرسین -مکان چاپ: قم
۱۰. رسائل و مسائل (للنراقی)، نراقی، مولی احمد بن محمد مهدی، ۳ جلد، کنگره نراقیین ملا مهدی و ملا احمد، قم - ایران، اول، ۱۴۲۲ ه‍ ق
۱۱. سه رساله، تهرانی، احمد بن محمد باقر مجتهدی، در یک جلد، در راه حق، قم - ایران، ششم، ۱۴۲۳ ه‍ ق
۱۲. تاج العروس من جواهر القاموس -حسینی زبیدی، محمد مرتضی -وفات مؤلف: ۱۲۰۵ ق -محقق / مصحح: علی، هلالی و سیری، علی -موضوع: لغتنامه -زبان: عربی -تعداد جلد: ۲۰-ناشر: دارالفکر-مکان چاپ: بیروت
۱۳. فرهنگ ابجدی -بستانی، فؤاد افرام -وفات مؤلف: ۱۹۰۶ م -مترجم: مهیار، رضا-موضوع: لغتنامه -زبان: عربی- فارسی -ناشر: انتشارات اسلامی -مکان چاپ: تهران
۱۴. الکافی( ط- الإسلامیه)-کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق -وفات: ۳۲۹ ق -محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد-موضوع: کتب اربعه -زبان: عربی -تعداد جلد: ۸-ناشر: دار الکتب الإسلامیه-مکان چاپ: تهران
۱۵. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل -نوری، حسین بن محمد تقی -وفات: ۱۳۲۰ ق -محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم السلام -موضوع: جوامع روایی -زبان: عربی -تعداد جلد: ۲۸-ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام -مکان چاپ: قم
۱۶. علل الشرائع -ابن بابویه، محمد بن علی -وفات: ۳۸۱ ق -زبان: عربی -تعداد جلد: ۲-ناشر: کتاب فروشی داوری -مکان چاپ: قم
۱۷. وسائل الشیعه-شیخ حر عاملی، محمد بن حسن -وفات: ۱۱۰۴ ق -محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم السلام -زبان: عربی -تعداد جلد: ۳۰-ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام -مکان چاپ: قم
۱۸. إرشاد القلوب إلی الصواب( للدیلمی)-دیلمی، حسن بن محمد-وفات: ۸۴۱ ق -موضوع: اخلاق -زبان: عربی -تعداد جلد: ۲-ناشر: الشریف الرضی -مکان چاپ: قم
۱۹. کشف الریبه-شهید ثانی، زین الدین بن علی-وفات: ۹۶۶ ق -موضوع: اخلاق -زبان: عربی -تعداد جلد: ۱-ناشر: دار المرتضوی للنشر
۲۰. بحار الأنوار( ط- بیروت)-مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی -وفات: ۱۱۱۰ ق -موضوع: جوامع روایی -زبان: عربی -تعداد جلد: ۱۱۱-ناشر: دار إحیاء التراث العربی -مکان چاپ: بیروت
۲۱. مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبیه الخواطر-ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی -وفات: ۶۰۵ ق -مترجم: عطایی، محمد رضا-موضوع: اخلاق -زبان: فارسی -تعداد جلد: ۱-ناشر: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی -مکان چاپ: مشهد
۲۲. إرشاد القلوب إلی الصواب( للدیلمی)-دیلمی، حسن بن محمد-وفات: ۸۴۱ ق -موضوع: اخلاق -زبان: عربی -تعداد جلد: ۲-ناشر: الشریف الرضی -مکان چاپ: قم
۲۳. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال -ابن بابویه، محمد بن علی -وفات: ۳۸۱ ق -موضوع: اخلاق -زبان: عربی -تعداد جلد: ۱-ناشر: دار الشریف الرضی للنشر-مکان چاپ: قم
۲۴. دعائم الإسلام -ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی -وفات: ۳۶۳ ق -محقق / مصحح: فیضی، آصف -موضوع: فقه -زبان: عربی -تعداد جلد: ۲-ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام -مکان چاپ: قم

پانویس

  1. حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس ؛ ج 2 ؛ ص297- بستانی، فؤاد افرام، فرهنگ ابجدی ؛ متن ؛ ص648
  2. حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس ؛ ج 2 ؛ ص297- قرشی بنایی، علی اکبر، قاموس قرآن ؛ ج 5 ؛ ص137
  3. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 2، ص: 358
  4. الأربعین شیخ البهائی قدّس سرّه - سه رساله، ص: 97
  5. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 72، ص: 224
  6. سوره حجرات آیه 11.
  7. سوره حجرات آیه 12.
  8. سوره همزه آیه 1.
  9. تفسیر نمونه، ج 27، ص: 309
  10. سوره قلم آیه 10-12.
  11. سوره نور آیه 19.
  12. الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص357
  13. الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص356
  14. وسائل الشیعه ؛ ج 12 ؛ ص33- ص278- ص288- ص290- ص291- ص294- ص297
  15. وَ إِنَّمَا یَنْبَغِی لِأَهْلِ الْعِصْمَهِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَیْهِمْ فِی السَّلَامَهِ أَنْ یَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِیَهِ وَ یَکُونَ الشُّکْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَیْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ فَکَیْفَ بِالْعَائِبِ الَّذِی عَابَ أَخَاهُ وَ عَیَّرَهُ بِبَلْوَاهُ أَ مَا ذَکَرَ مَوْضِعَ سَتْرِ اللَّهِ عَلَیْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ الذَّنْبِ الَّذِی عَابَهُ بِهِ وَ کَیْفَ یَذُمُّهُ بِذَنْبٍ قَدْ رَکِبَ مِثْلَهُ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ رَکِبَ ذَلِکَ الذَّنْبَ بِعَیْنِهِ فَقَدْ عَصَی اللَّهَ فِیمَا سِوَاهُ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنْهُ وَ ایْمُ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ یَکُنْ عَصَاهُ فِی الْکَبِیرِ وَ عَصَاهُ فِی الصَّغِیرِ [لَجُرْأَتُهُ ] لَجَرَاءَتُهُ عَلَی عَیْبِ النَّاسِ أَکْبَرُ یَا عَبْدَ اللَّهِ لَا تَعْجَلْ فِی عَیْبِ أَحَدٍ بِذَنْبِهِ فَلَعَلَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ وَ لَا تَأْمَنْ عَلَی نَفْسِکَ صَغِیرَ مَعْصِیَهٍ فَلَعَلَّکَ مُعَذَّبٌ عَلَیْهِ فَلْیَکْفُفْ مَنْ عَلِمَ مِنْکُمْ عَیْبَ غَیْرِهِ لِمَا یَعْلَمُ مِنْ عَیْبِ نَفْسِهِ وَ لْیَکُنِ الشُّکْرُ شَاغِلًا لَهُ عَلَی مُعَافَاتِهِ مِمَّا ابْتُلِیَ [غَیْرُهُ بِهِ ] بِهِ غَیْرُه-نهج البلاغه (للصبحی صالح) ؛ ؛ ص197 خ 140
  16. ابن بابویه، محمد بن علی، علل الشرائع ؛ ج 2 ؛ ص557
  17. عَنْ نَوْفٍ الْبِکَالِیِّ قَالَ: أَتَیْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ هُوَ فِی رَحْبَهِ مَسْجِدِ الْکُوفَهِ- فَقُلْتُ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ- وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ فَقَالَ وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ یَا نَوْفُ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ فَقُلْتُ لَهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عِظْنِی فَقَالَ یَا نَوْفُ أَحْسِنْ یُحْسَنْ إِلَیْکَ إِلَی أَنْ قَالَ قُلْتُ زِدْنِی قَالَ اجْتَنِبِ الْغِیبَهَ فَإِنَّهَا إِدَامُ کِلَابِ النَّارِ ثُمَّ قَالَ یَا نَوْفُ- کَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ وُلِدَ مِنْ حَلَالٍ وَ هُوَ یَأْکُلُ لُحُومَ النَّاسِ بِالْغِیبَهِ الْحَدِیثَ-شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ؛ ج 12 ؛ ص283
  18. عَائِشَهَ أَنَّهَا قَالَتْ إِنِّی قُلْتُ لِامْرَأَهٍ وَ أَنَا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّ هَذِهِ لَطَوِیلَهُ الذَّیْلِ فَقَالَ الْفِظِی الْفِظِی فَلَفَظْتُ بَضْعَهً مِنْ لَحْم - مجموعه ورام، ج 1، ص: 118
  19. ارشاد القلوب دیلمی ص 157 چاپ مرکز نشر کتاب.
  20. إرشاد القلوب إلی الصواب (للدیلمی)، ج 1، ص: 116
  21. کشف الریبه ص 53.
  22. مجموعه ورام، ج 1، ص: 115
  23. استفتاءات (امام خمینی)؛ ج 2، ص: 618
  24. رسائل و مسائل (للنراقی)؛ ج 2، ص: 58
  25. استفتاءات (امام خمینی)؛ ج 2، ص: 620
  26. استفتاءات (امام خمینی)؛ ج 2، ص: 620
  27. استفتاءات (امام خمینی)؛ ج 2، ص: 620
  28. استفتاءات جدید (تبریزی)؛ ج 1، ص: 209
  29. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّهُ الْبَتَّهَ؛ اگر کسی از آبروی برادر مسلمان خود دفاع کند، بهشت برای او واجب است. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 145
  30. استفتاءات جدید (تبریزی)؛ ج 1، ص: 210
  31. استفتاءات (بهجت)؛ ج 4، ص: 130
  32. استفتاءات (بهجت)؛ ج 4، ص: 222
  33. استفتاءات (بهجت)؛ ج 4، ص: 560
  34. استفتاءات (بهجت)؛ ج 4، ص: 560
  35. استفتاءات (بهجت)؛ ج 4، ص: 571
  36. استفتاءات (بهجت)؛ ج 4، ص: 563
  37. سه رساله، ص: 134 ؛ احمد بن محمد باقر مجتهدی تهرانی- جامع المسائل (بهجت)؛ ج 2، ص: 467- استفتاءات جدید (تبریزی)، ج 1، ص: 210
  38. شهید ثانی، زین الدین بن علی، کشف الریبه ؛ ؛ ص23
  39. شهید ثانی، زین الدین بن علی، کشف الریبه، ص: 27
  40. کشف الریبه ص 53.
  41. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 72، ص: 258
  42. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، 2جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق. ج 2 ؛ ص351
  43. شهید ثانی، زین الدین بن علی، کشف الریبه ؛ ؛ ص10
  44. در مقاله‌ای با عنوان دفاع از آبروی مسلمین مفصلا دفاع از آبرو مطرح شد.
  45. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 72، ص: 226
  46. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 72، ص: 226
  47. نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: 198
  48. نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: 536ح 349
  49. نهج البلاغه (للصبحی صالح) ؛ ؛ ص556 ح 461
  50. الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام ؛ ؛ ص384
  51. الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص357
  52. شهید ثانی، زین الدین بن علی، کشف الریبه، ص: 73