فرهنگ مصادیق:غسل حیض

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از غسل حیض)
پرش به: ناوبری، جستجو
غسل حیض


نویسنده : سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی ازمنکر قم-95/11/11

مقدمه

یکی از واجبات شرعی که به عنوان معروف بر بانوان رعایت آن لازم است غسل حیض می باشد.
حیض خونى است که غالباً در هر ماه چند روزى از رحم زنها خارج مى شود و زن را در موقع دیدن خون حیض، حائض مى گویند. در معجم مقاییس اللغه، آمده است که این واژه، در اصل به معنى خارج شدن آب قرمز از درختى است به نام سمره، (سپس به عادت ماهیانه زنان اطلاق شده است) [۱] ولى در تفسیر" فخر رازى" آمده که حیض در اصل به معنى سیل است، و لذا هنگامى که سیل جریان پیدا کند، گفته مى شود حاض السیل، و حوض را نیز به همین مناسبت حوض مى گویند که آب به سوى آن جریان پیدا مى کند.
ولى از گفته راغب در مفردات عکس این استفاده مى شود که این واژه در اصل به معنى همان خون عادت است (سپس به معانى دیگر اطلاق شده). [۲]
زنان در ماه یک بار حیض می شوند که حداقل 3 روز و حد اکثر 10 روز طول می کشد، در هنگام عادت ماهانه نزدیکی و دخول حرام است، بعد از پاک شدن زن از خون حیض بر او واجب است که برای انجام عبادات(نماز، روزه،...) غسل حیض انجام دهد، وجوب غسل حیض وجوب غیری است یعنی چون مقدمه عبادت است واجب می شود. انجام دادن غسل حیض یکی از مصادیق معروف است که در صدد بیان آیات، اخبار، احکام، آثار، فلسفه آن هستیم.

آیات غسل حیض

1) وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحیضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ [۳]
و از تو درباره عادت زنانه مى پرسند، بگو: آن نوعى آزار و ناراحتى است. پس از (آمیزش با) زنان در زمان عادت کناره گیرى نمایید و تا پاک نشوند به آنها نزدیک نشوید و چون (از عادت) پاک شدند (یا غسل کردند) از همان جا که خدا دستور داده با آنان آمیزش نمایید، همانا خداوند کسانى را که زود و زیاد توبه مى کنند و کسانى را که کوشا در پاکى اند دوست دارد.
شأن نزول آیه:
شیخ طبرسی (رضوان الله علیه) در تفسیر مجمع البیان می گوید: درباره شأن نزول این آیه کریمه بعضى مثل(حسن- قتاده و ربیع) معتقدند که در زمان جاهلیت رسم چنین بود که با زنان در ایام عادت غذا نمى خوردند و از مجالست با آنها دورى مى جستند تا از رسول اکرم(ص) درباره این مطلب سؤال کردند و این آیه نازل شد. مجاهد میگوید: جمعى نزد رسول اکرم (ص) آمده و میخواستند حکم آمیزش زنان را در ایام عادت بفهمند و همین مطلب را سؤال کردند و آیه نازل شد. ولى در نظر ما قول اول صحیح تر است. [۴]
نکته های آیه حیض:
درباره برخورد با زنان در ایام حیض، یهود بسیار سخت گیر و مسیحیان سهل گیر بودند. در تورات مى خوانیم:
هر کس بدن زن را در حال حیض لمس کند، تا شام نجس است. رختخواب آن زن نجس و هر کجا بنشیند نجس است. هر کس بستر او را لمس کند باید لباس خود را بشوید. و هر کس با چیزى که او بر آن نشسته تماسی داشته باشد باید خود را بشوید و تا شام نجس است. و اگر مرد با او هم بستر شود تا هفت روز نجس است. و اگر روزهاى بیشتر از قاعده خون ببیند، نجس است. [۵]
در مقابل این حکمِ سخت تورات، مسیحیان حتّى آمیزش جنسى را در ایّام حیض جایز مى دانند.
امّا اسلام، راه میانه و اعتدال را برگزیده و در ایّام حیض، تنها آمیزش جنسى را ممنوع دانسته است، و هر گونه معاشرت و نشست و برخاست با زنان را بدون اشکال می داند.
اسلام، دین جامعى است و براى سؤال هاى زندگى بشرى پاسخ دارد. در آیات قبل بارها با جمله ى «یَسْئَلُونَکَ» سؤالات مردم از رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله را نقل و پاسخ هاى آن را بیان نمود. گاهى سؤال از جنگ است و گاهى از قمار و شراب، و گاهى از انفاق. و در این آیه نیز سؤال از مسائل زنان. این نشانه ى جامعیّت یک مکتب است که حتّى در مورد روابط جنسى، احکام دارد و مى فرماید: «مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ».
زن در ایام حیض به لحاظ جسمى، آمادگى آمیزش جنسى ندارد و او را نسبت به آمیزش بى نشاط مى سازد. همچنین در این ایام که رحم زن در حال تخلیه خون است، آمادگى پذیرش نطفه را ندارد و طبق اظهار نظر دانشمندان، ممکن است انتقال آلودگى هاى خون از مجراى مرد، او را براى همیشه عقیم سازد. [۶]
در روایات نیز آمده است: اگر فرزندى در این ایام نطفه اش منعقد شود، به لحاظ جسمى و روحى مشکلاتى خواهد داشت. [۷]
شیخ طبرسی (رضوان الله علیه) در تفسیر مجمع البیان می گوید: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ» (خدا توبه کنندگان و پاکان را دوست دارد، اصحاب ما در تفسیر آیه معتقدند که مراد از «متطهرین» پاکیزگان در اثر استفاده از آب و شستشوى با آن است. ولى سعید بن جبیر میگوید منظور پاک شدگان از گناه است. بعض دیگر دو کلمه «توّابین و متطهرین» را چنین معنا کرده اند: توبه کنندگان از گناه کبیره و پاکان از گناه صغیره. [۸]

پیام های آیه حیض

از این آیه شریفه نکاتی بدین شرح استفاده می شود:
انبیا، مرجع و پاسخ گوى سؤالات مردم هستند. «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ»
در سؤال کردن، حیا بى معنا است. «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ»
بیان دلیل و فلسفه احکام، در پذیرش آن مؤثر است. در این آیه ابتدا دلیل حرمت مقاربت را بیان فرموده و سپس دستور به عدم نزدیکى مى دهد. «هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ»
احکام الهى بر اساس حفظ مصالح و دفع مفاسد مى باشد. «هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ»
قاعدگى، دوره اى سخت براى زن است. «هُوَ أَذىً»
کسب لذّت از همسر هم حدّ و مرزى دارد. «فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ»
همسر باید مراعات همسر را بکند. اکنون که او در ناراحتى است، شما کام گیرى نکنید: فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی....
آمیزش جنسى باید همراه با رعایت بهداشت باشد. «حَتَّى یَطْهُرْنَ»
در آمیزش با همسر، باید احکام الهى مراعات شود. «فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ»
اگر مقاربتى انجام گرفت و توبه کردید، خداوند شما را مى بخشد. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»
توبه و برگشت از لغزش، راه محبوبیّت نزد خداوند است. «یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»
علاقه و محبّت خود را نسبت به نادمان و توبه کنندگان اظهار کنیم. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ» [۹]
توبه به تنهایی کافی نیست، بلکه توبه باید همراه طهارت باشد یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ

جمله" یطهرن" به گفته بسیارى از مفسران به معنى پاک شدن زنان از خون حیض است، و اما جمله" فَإِذا تَطَهَّرْنَ" را بسیارى به معنى غسل کردن گرفته اند، بنا بر این طبق جمله اول، به هنگام پاک شدن از خون، آمیزش جنسى جایز است هر چند غسل نکرده باشد و طبق جمله دوم، تا غسل نکند جایز نیست . [۱۰]
بنابراین آیه خالى از ابهام نیست، ولى با توجه به اینکه جمله دوم تفسیرى است بر جمله اول و نتیجه آن- لذا با فاء تفریع عطف شده- به نظر مى رسد که تطهرن نیز به معنى پاک شدن از خون است، بنا بر این با پاک شدن از عادت، آمیزش مجاز است، به خصوص اینکه در آغاز آیه هیچ سخنى از وجوب غسل در میان نبود و این همان قولى است که فقهاى بزرگ نیز در فقه به آن فتوا داده اند که بعد از پاک شدن از خون حتى قبل از غسل، آمیزش جنسى جایز است، ولى بدون شک، بهتر این است که این رابطه بعد از غسل کردن باشد. [۱۱]

2) وَ اللاَّئی یَئِسْنَ مِنَ الْمَحیضِ مِنْ نِسائِکُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَهُ أَشْهُرٍ وَ اللاَّئی لَمْ یَحِضْنَ وَ أُولاتُ الْأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْراً [۱۲]
و از زنان شما آنهایى که از دیدن خون حیض مأیوسند، اگر شک کردید، (که براى سن یأس است یا عوارض دیگر) عدّه آنها سه ماه است و هم چنین زنانى که (با وجود اقتضاى سن) حیض ندیده اند. و زن هاى باردار مدت عده آنها وضع حمل آنهاست. و هر که از خدا پروا کند خدا براى او در کارهایش آسانى قرار مى دهد.

3) وَ امْرَأَتُهُ قائِمَهٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ یَعْقُوبَ [۱۳]
و زن او ایستاده بود پس (براى آنکه مهمان هاى ناشناخته فرشتگان درآمدند) از شادى بخندید و حایض شد، پس او را به (پسرى به نام) اسحاق و پشت سر اسحاق به (نوه اى به نام) یعقوب بشارت دادیم.
کلمه ضحکت از ماده ضحک است که به معناى حیض شدن زنان است، مؤید این معنا هم این است که بشارت را با حرف فاء متفرع بر آن کرده و فرموده:
فبشرناها ... یعنى به مجرد اینکه حیض شد ما او را به اسحاق بشارت دادیم و این حیض شدن نشانه اى بود که باعث مى شد همسر حضرت ابراهیم (ع) زودتر بشارت را باور کند و بپذیرد و خود معجزه اى بود که دل او را آماده مى کرد به اینکه به راستى و درستى بشارت آنان اذعان کند و اما اینکه چرا از ایستادن او خبر داد و اینکه این خبر چه دخالتى در مطلب داشته است؟
جوابش این است که قرآن با ذکر این خبر خواسته است بفهماند که او آن چنان مایوس از حامله شدن بود که حتى تصورش را هم نمى کرد که در ایام پیرى بار دیگر حیض شود، ایستاده بود تماشا مى کرد ببیند بین شوهرش و میهمانان تازه وارد چه چیزهایى گفتگو مى شود.
و معناى آیه این است که ابراهیم (ع) داشت با میهمانان صحبت مى کرد و میهمانان راجع به خوردن و نخوردن غذا با آن جناب بگو مگو مى کردند در حالى که همسر آن جناب ایستاده بود و آنچه را که بین ابراهیم و میهمانان جریان مى یافت تماشا مى کرد و هرگز چیز دیگرى را تصور نمى کرد و در باره چیز دیگرى نمى اندیشید، در همین حال ناگهان حالت حیض به او دست داد و بلا فاصله فرشتگان او را به فرزند دار شدن بشارت دادند. [۱۴]

روایات حیض

در منابع روایی احادیث زیادی پیرامون حیض و غسل حیض آمده است، مثلا در کتاب وسائل الشیعه بیش از 260 روایت [۱۵] در مورد غسل حیض آمده است.
امام صادق علیه السّلام فرمود: غُسْلُ الْحَیْضِ وَاجب [۱۶]غسل حیض واجب است.
امام صادق علیه السّلام فرمود: إِنَّ اللَّهَ حَدَّ لِلنِّسَاءِ فِی کُلِّ شَهْرٍ مَرَّهً. [۱۷]خداوند سبحان معین کردند که زنان در ماه یک مرتبه حیض شود.
امام صادق علیه السّلام فرمود: أَوَّلُ دَمٍ وَقَعَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ دَمُ حَوَّاءَ حِینَ حَاضَتْ؛ نخستین خونى که بر روى زمین ریخت خون حوّا بود (همسر آدم ابو البشر) در آن هنگام که حائض شد. [۱۸]
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: إِنَّ فَاطِمَهَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا لَیْسَتْ کَأَحَدٍ مِنْکُنَّ إِنَّهَا لَا تَرَى دَماً فِی حَیْضٍ وَ لَا نِفَاسٍ کَالْحُورِیَّهِ؛ همانا فاطمه (صلوات اللّه علیها) مانند هیچ یک از شما زنان نیست، چون او در حیض و نفاس خون نمیبیند یا خون حیض و نفاس نمیبیند همانند حوریّه بهشت. [۱۹]
از امام صادق علیه السّلام سؤال شد: در بارۀ فرمایش خداى عزّ و جلّ: «لهم فیها أزواج مطهّره» یعنى مؤمنان را در بهشت همسران پاکیزه خواهد بود. آن حضرت فرمود: آن همسران پاکیزه اند که حیض نمى بینند و حدثى از آنان سر نمیزند. [۲۰]
در روایت دیگری آمده است که غسل جنابت و حیض از لحاظ کیفیت یکى است و براى حائض جایز نیست حنا ببندد زیرا از وسوسۀ شیطان بر او باید ترسید (که مبادا زینت کردن موجب میل شوهر به او گردد.) [۲۱]
امام صادق علیه السّلام فرمود: أَقَلُّ مَا یَکُونُ الْحَیْضُ ثَلَاثَهُ أَیَّامٍ- وَ أَکْثَرُهُ مَا یَکُونُ عَشَرَهُ أَیَّامٍ. [۲۲]حداقل ایام حیض سه روز و حداکثر ده روز است.
امیر المومنین علیه السلام فرمودند: زنان ناقص الایمان هستند زیرا در هنگام حیض نماز و روزه نمی توانند بگیرند، همچنین ناقص الحظ(لذت) هستند زیرا ارث آنها نصف ارث مردان است، و نیز ناقص العقل هستند. [۲۳]

ویژگی های حیض

خون حیض در بیشتر اوقات، غلیظ و گرم و رنگ آن سرخ مایل به سیاهى یا سرخ است و با فشار و کمى سوزش بیرون مى آید.
شخصی پیش امام صادق علیه السلام آمد و از حضرت در مورد کیفیت حیض سوال کرد، حضرت در جواب فرمودند: إِنَّ دَمَ الْحَیْضِ حَارٌّ عَبِیطٌ أَسْوَدُ- لَهُ دَفْعٌ وَ حَرَارَهٌ- وَ دَمُ الِاسْتِحَاضَهِ أَصْفَرُ بَارِدٌ- خون حیض گرم، غلیظ، سیاه، و با فشار و سوزش بیرون می آید، و خون استحاضه زرد، سرد است. [۲۴]
زنهاى سیّده، بعد از تمام شدن شصت سال یائسه مى شوند یعنى خون حیض نمى بینند و زنهایى که سیّده نیستند، بعد از تمام شدن پنجاه سال یائسه مى شوند. [۲۵]
امام صادق علیه السّلام فرمود: إِذَا بَلَغَتِ الْمَرْأَهُ خَمْسِینَ سَنَهً لَمْ تَرَ حُمْرَهً- إِلَّا أَنْ تَکُونَ امْرَأَهً مِنْ قُرَیْشٍ، یعنی زن هنگامى که به پنجاه سالگى رسید دیگر حیض نمیبیند مگر آنکه زنى از قریش باشد. [۲۶]

محرمات، مکروهات، مستحبات حائض

انجام عبادتهایى مانند نماز که باید با وضو یا غسل یا تیمّم به جا آورده شود بر حائض حرام است، ولى به جا آوردن عبادتهایى که وضو و غسل و تیمّم براى آنها لازم نیست، مانند نماز میّت، مانعى ندارد.
تمام چیزهایى که بر جنب حرام است بر حائض هم حرام است.
جماع کردن در فرج، که هم براى مرد حرام است و هم براى زن، اگر چه به مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بیرون نیاید، بلکه احتیاط واجب آن است که مقدار کمتر از ختنه گاه را هم داخل نکند و در دبر[مقعد] زن حائض، وطى کردن، کراهت شدیده دارد.
جماع کردن در روزهایى هم که حیض زن قطعى نیست ولى شرعاً باید براى خود حیض قرار دهد حرام است. پس زنى که (بیشتر از ده روز خون مى بیند و) باید روزهاى عادت خویشان خود را حیض قرار دهد، شوهرش نمى تواند در آن روزها با او نزدیکى نماید.
خواندن و همراه داشتن قرآن و رساندن جایى از بدن به حاشیه براى حائض مکروه است.
و ما بین خطهاى قرآن و نیز خضاب کردن به حنا و مانند آن براى حائض مکروه است.
طلاق دادن زن در حال حیض، باطل است.
اگر زن بگوید: حائضم یا از حیض پاک شده ام، باید حرف او را قبول کرد. [۲۷]
در روایات آمده است که مستحبّ است زن حائض در وقت نماز، خود را از خون پاک نماید و پنبه و دستمال را عوض کند و وضو بگیرد و اگر نمى تواند وضو بگیرد تیمم نماید و در جاى نماز رو به قبله بنشیند و مشغول ذکر و دعا و صلوات شود. [۲۸]

کفاره آمیزش هنگام حیض

هنگامی که زن در عادت ماهیانه است حرام است که مرد با او دخول کند و اگر دخول کرد باید کفاره دهد، ولی استمتاع و لذت جنسی غیر از دخول حلال است.
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر گاه مردى با زنى که حائض است و در ابتداى حیض قرار دارد جماع کرد باید یک دینار بعنوان صدقه بدهد و اگر زن در نیمه حیض است نصف دینار و اگر در پایان حیض است باید یک چهارم دینار بعنوان صدقه و کفّاره بپردازد. [۲۹]
بنا بر فتاوای مراجع عظام تقلید [۳۰] اگر شمارۀ روزهاى حیض زن به سه قسمت تقسیم شود و مرد در قسمت اول آن، با زن خود در قُبُل جماع کند، بنا بر احتیاط واجب باید هیجده نخود طلا کفّاره به فقیر بدهد و اگر در قسمت دوم جماع کند، نه نخود و اگر در قسمت سوم جماع کند، باید چهار نخود و نیم بدهد. مثلًا زنى که شش روز خون حیض مى بیند، اگر شوهرش در شب یا روز اوّل و دوم با او جماع کند باید هیجده نخود طلا بدهد و در شب یا روز سوم و چهارم نه نخود و در شب یا روز پنجم و ششم باید چهار نخود و نیم بدهد.
لازم نیست طلاى کفّاره را از طلاى سکه دار بدهد، ولى اگر بخواهد قیمت آن را بدهد باید قیمت سکه دار بدهد.
اگر کسى هم در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم در قسمت سوّم حیض، با زن خود جماع کند، باید هر سه کفّاره را که روى هم سى و یک نخود و نیم مى شود بدهد.
اگر انسان بعد از آن که در حال حیض جماع کرده و کفّارۀ آن را داده دوباره جماع کند باز هم باید کفّاره بدهد.
اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده، باید فوراً از او جدا شود و اگر جدا نشود بنا بر احتیاط واجب باید کفّاره بدهد.
کسى که نمى تواند کفّاره بدهد (بهتر آن است که صدقه اى به فقیر بدهد و اگر نمى تواند) بنا بر احتیاط واجب باید استغفار کند، و هر وقت توانست باید کفاره را بدهد. [۳۱]

نماز و روزه حائض

قضاء نمازهایی که در حالت قاعدگی فوت شده لازم نیست، اما قضاء روزه های فوت شده واجب است. امام صادق علیه السلام خطاب به ابوحنیفه (اهل قیاس) فرمودند: أیُّهُمَا أَعْظَمُ الصَّلَاهُ أَمِ الصَّوْمُ قَالَ الصَّلَاهُ- قَالَ فَمَا بَالُ الْحَائِضِ تَقْضِی الصِّیَامَ وَ لَا تَقْضِی الصَّلَاهَ- فَاتَّقِ اللَّهَ وَ لَا تَقِسْ؛ نماز مهمتر است یا روزه، ابوحنیفه گفت نماز مهمتر است، حضرت در جواب فرمودند اگر نماز مهمتر است پس چرا قضاء روزه بر حائض واجب است ولی قضاء نماز واجب نیست، ای ابوحنیفه از خداوند بترس و قیاس نکن. [۳۲]
اگر زن در بین نماز حائض شود، نماز او باطل است. [۳۳]
اگر زن در بین نماز حائض شود، واجب است براى نماز و عبادتهاى دیگرى که باید با وضو یا غسل یا تیمم به جا آورده شود، غسل کند. و دستور آن مثل غسل جنابت است، ولى براى نماز باید پیش از غسل یا بعد از آن وضو هم بگیرد. و اگر پیش از غسل وضو بگیرد بهتر است.
هر گاه وقت نماز داخل شود و بداند که اگر نماز را تأخیر بیندازد حائض مى شود، باید فوراً نماز بخواند.
اگر زن بعد از اذان صبح از خون حیض یا نفاس پاک شود، یا در بین روز خون حیض یا نفاس ببیند اگر چه نزدیک مغرب باشد، روزۀ او باطل است. [۳۴]
امام رضا (علیه السلام) در مورد حکمت قضاء روزه توسط حائض و عدم وجوب قضاء نماز در حالت حیض فرمودند: علتهای گوناگونی دارد:
1) روزه مانع انجام وظایف زن (خدمت به شوهر، کارهای خانه) نمی شود بر عکس نماز، زیرا نماز در شبانه روز چندین مرتبه واجب می شود ولی روزه در سال یک ماه.
2) روزه دوری کردن از خوردن و آشامیدن است و سبب مشغول شدن اعضاء و جوارح نمی شود، بر عکس نماز که اعضاء و جوارح انسان در آن مشغول می شود.
3) نماز همیشه و هر روز واجب است، بر عکس روزه که در بعضی اوقات واجب می شود. [۳۵]

اقسام زنان حائض

1. صاحب عادت وقتیه و عددیه؛ زنى که دو ماه پشت سر هم «در وقت معیّن» خون حیض ببیند و شمارۀ روزهاى حیض او هم در هر دو ماه یک اندازه باشد، مثل آن که دو ماه پشت سر هم از اول ماه تا هفتم خون ببیند.
2. صاحب عادت وقتیه؛ زنى که دو ماه پشت سر هم «در وقت معیّن»، خون حیض ببیند، ولى شمارۀ روزهاى حیض او در هر دو ماه یک اندازه نباشد مثلًا دو ماه پشت سر هم از روز اول ماه خون ببیند ولى ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هشتم از خون پاک شود.
3. صاحب عادت عددیه؛ زنى که شمارۀ روزهاى حیض او در دو ماه پشت سر هم به یک اندازه باشد ولى وقت دیدن آن دو خون یکى نباشد مثل آن که ماه اول از پنجم تا دهم و ماه دوم از دوازدهم تا هفدهم خون ببیند.
4. مضطربه؛ زنى که چند ماه خون دیده، ولى عادت معیّنى پیدا نکرده یا عادتش به هم خورده و عادت تازه اى پیدا نکرده است. اگر بیشتر از ده روز خون ببیند و همۀ خونهایى که دیده یک جور باشد چنانچه عادت خویشان او هفت روز است باید هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و اگر کمتر است مثلًا پنج روز است باید همان را حیض قرار دهد. و بنا بر احتیاط واجب، در تفاوت بین شمارۀ عادت آنان و هفت روز، که دو روز است، کارهایى را که بر حائض حرام است ترک نماید و کارهاى استحاضه را به جا آورد، یعنى به دستورى که براى زن مستحاضه گفته شد عبادتهاى خود را انجام دهد و اگر عادت خویشانش بیشتر از هفت روز مثلًا نه روز است، باید هفت روز را حیض قرار دهد و بنا بر احتیاط واجب در تفاوت بین هفت روز و عادت آنان، که دو روز است، کارهاى استحاضه را به جا آورد و کارهایى را که بر حائض حرام است ترک نماید. [۳۶]
5. مبتدئه؛ زنى که دفعۀ اوّل خون دیدن اوست، اگر بیشتر از ده روز خون ببیند و همۀ خونهایى که دیده یک جور باشد، باید عادت خویشان خود را (به طورى که در وقتیه گفته شد) حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد. [۳۷]
6. ناسیه: زنى که عادت خود را فراموش کرده است اگر بیشتر از ده روز خون ببیند باید روزهایى که خون او نشانۀ حیض را دارد تا ده روز، حیض قرار دهد و بقیه را استحاضه قرار دهد و اگر نتواند حیض را به واسطۀ نشانه هاى آن تشخیص دهد، بنا بر احتیاط واجب باید هفت روز اول را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد. [۳۸]
زنانی که عادت وقتیه و عددیه دارند:
1. زنى که دو ماه پشت سر هم «در وقت معین »، خون حیض ببیند و در وقت معین هم پاک شود، مثلًا دو ماه پشت سر هم از روز اول ماه، خون ببیند و روز هفتم پاک شود که عادت حیض این زن از اول ماه تا هفتم است.
2. زنى که از خون پاک نمى شود ولى دو ماه پشت سر هم چند روز معین مثلًا از اول ماه تا هشتم خونى که مى بیند نشانه هاى حیض را دارد، یعنى غلیظ و سیاه و گرم است (و با فشار و سوزش بیرون مى آید.) و بقیۀ خونهاى او نشانه هاى استحاضه را دارد که عادت او از اول ماه تا هشتم مى شود.
3. زنى که دو ماه پشت سر هم در وقت معین، خون حیض ببیند و بعد از آن که سه روز یا بیشتر خون دید یک روز یا بیشتر پاک شود و دوباره خون ببیند و تمام روزهایى که خون دیده با روزهایى که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود و در هر دو ماه همۀ روزهایى که خون دیده و در وسط پاک بوده روى هم یک اندازه باشد که عادت او به اندازۀ تمام روزهایى است که خون دیده و در وسط پاک بوده است و لازم نیست روزهایى که در وسط پاک بوده در هر دو ماه به یک اندازه باشد، مثلًا اگر در ماه اول از روز اول ماه تا سوم خون ببیند و سه روز پاک شود و دوباره سه روز خون ببیند و در ماه دوم بعد از آن که سه روز خون دید، سه روز یا کمتر یا بیشتر پاک شود و دوباره خون ببیند و روى هم از نه روز بیشتر نشود، همه حیض است و عادت این زن نه روز مى شود. [۳۹]

عادت وقتیه

1. زنى که دو ماه پشت سر هم «در وقت معین»، خون حیض ببیند و بعد از چند روز پاک شود ولى شمارۀ روزهاى آن در هر دو ماه یک اندازه نباشد، مثلًا دو ماه پشت سر هم روز اول ماه خون ببیند ولى ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هشتم از خون پاک شود، که این زن باید روز اول ماه را عادت حیض خود قرار دهد.
2. زنى که از خون پاک نمى شود ولى دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون او نشانه هاى حیض را دارد یعنى غلیظ و سیاه و گرم است و با فشار و سوزش بیرون مى آید و بقیۀ خونهاى او نشانۀ استحاضه را دارد و شمارۀ روزهایى که خون او نشانۀ حیض دارد، در هر دو ماه یک اندازه نیست مثلًا در ماه اول، از اول ماه تا هفتم و در ماه دوم از اول ماه تا هشتم، خون او نشانه هاى حیض و بقیه نشانۀ استحاضه را داشته باشد، که این زن هم باید روز اول ماه را روز اول عادت حیض خود قرار دهد.
3. زنى که دو ماه پشت سر هم در وقت معین، سه روز یا بیشتر خون حیض ببیند و بعد پاک شود و دو مرتبه خون ببیند و تمام روزهایى که خون دیده با روزهایى که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود ولى ماه دوم کمتر یا بیشتر از ماه اول باشد، مثلًا در ماه اوّل هشت روز و در ماه دوم نه روز باشد که این زن هم باید روز اول ماه را روز اول عادت حیض خود قرار دهد. [۴۰]

عادت عددیه

1. زنى که شماره روزهاى حیض او در دو ماه پشت سر هم یک اندازه باشد، ولى وقت خون دیدن او یکى نباشد که در این صورت هر چند روزى که خون دیده عادت او مى شود. مثلًا اگر ماه اول از روز اول تا پنجم و ماه دوم از یازدهم تا پانزدهم خون ببیند، عادت او پنج روز مى شود.
2. زنى که از خون پاک نمى شود ولى دو ماه پشت سر هم چند روز از خونى که مى بیند نشانۀ حیض و بقیه نشانۀ استحاضه را دارد و شمارۀ روزهایى که خون نشانۀ حیض دارد در هر دو ماه یک اندازه است، اما وقت آن یکى نیست، که در این صورت هر چند روزى که خون او نشانۀ حیض را دارد، عادت او مى شود. مثلًا اگر یک ماه از اول ماه تا پنجم و ماه بعد از یازدهم تا پانزدهم، خون او نشانۀ حیض و بقیه نشانۀ استحاضه را داشته باشد، شمارۀ روزهاى عادت او پنج روز مى شود.
3. زنى که دو ماه پشت سر هم سه روز یا بیشتر خون ببیند و یک روز یا بیشتر پاک شود و دو مرتبه خون ببیند و وقت دیدن خون، در ماه اول با ماه دوم فرق داشته باشد، که اگر تمام روزهایى که خون دیده و روزهایى که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود و شمارۀ روزهاى آن هم به یک اندازه باشد، تمام روزهایى که خون دیده با روزهاى وسط که پاک بوده عادت حیض او مى شود و لازم نیست روزهایى که در وسط پاک بوده در هر دو ماه به یک اندازه باشد. مثلًا اگر ماه اول، از روز اول ماه تا سوم خون ببیند و دو روز پاک شود و دوباره سه روز خون ببیند و ماه دوم، از یازدهم تا سیزدهم خون ببیند و دو روز یا بیشتر یا کمتر پاک شود و دوباره خون ببیند و روى هم از هشت روز بیشتر نشود، عادت او هشت روز مى شود.

فلسفه حیض

خونى که هنگام عادت ماهیانه دفع مى شود، خونى است که هر ماه در عروق داخلى رحم، براى تغذیه جنین احتمالى جمع مى گردد، زیرا مى دانیم رحم زن در هر ماه تولید یک تخمک مى کند، و مقارن آن عروق داخلى رحم به عنوان آماده باش براى تغذیه نطفه مملو از خون مى شود، اگر در این موقع که تخمک وارد رحم مى شود، اسپرم که نطفه مرد است در آنجا موجود باشد، تشکیل نطفه و جنین مى دهد و خونهاى موجود در عروق رحم صرف تغذیه آن مى شود، در غیر این صورت، بر اثر پوسته پوسته شدن مخاط رحم، و شکافتن جدار رگها، خون موجود خارج مى شود و این همان خون حیض است، و از اینجا دلیل دیگرى براى ممنوع بودن آمیزش جنسى در این حال به دست مى آید، زیرا رحم زن در موقع تخلیه این خونها هیچ گونه آمادگى طبیعى براى پذیرش نطفه ندارد و لذا از آن صدمه مى بیند. منشا پیدایش خون حیض، مربوط به احتقان و پر خون شدن عروق رحم، سپس پوسته پوسته شدن مخاط آن، و جریان خونهاى موجود است، ترشح خون مزبور، ابتداء نامنظم و بى رنگ است، ولى بزودى سرخ رنگ و منظم مى شود و در اواخر کار بار دیگر کم رنگ و نامرتب مى گردد . [۴۱]
سلمان فارسى- رحمه اللّه علیه- از امیر المؤمنین علیه السّلام پرسید دربارۀ روزى طفل در شکم مادرش، آن حضرت فرمود: همانا خداى تبارک و تعالى خون حیض را حبس میکند و آن را روزى او در شکم مادرش قرار میدهد. [۴۲]
امام باقر علیه السّلام فرمود: همانا حیض نجاستى است براى زنان که خداى عزّ و جل ایشان را بدان مبتلا ساخته است، زنان در زمان حضرت نوح علیه السّلام چنین بودند که هر زنى در سال یک بار حائض می شد تا اینکه جمعى از زنان از پنهانگاه و محلّ ستر و حجاب خود خارج شدند و ایشان هفتصد زن بودند که براه افتادند و کارشان این شد که لباسهاى رنگین و زرد پوشیدند و زینت و زیور آویختند و بوى خوش بکار بردند، سپس از محلّ و شهر خود خارج شدند و در شهرها پراکنده شدند، با مردان نشست و برخاست کردند و همراه آنان در عیدها و جشنها حضور مییافتند و در صفهاى مردان تنگاتنگ آنان مى نشستند، پس خداى عزّ و جلّ واین گروه زنان ولگرد را با حیض در هر ماه گرفتار ساخت، پس خون ریزی ماهانه آنان زیاد شد و مردان آنان را از بین خود بیرون کردند، خداى تعالى با حیض و شکست و کاستى آوردن در شهوت شان آنان را مشغول و گرفتار ساخت. ولى زنان عفیف که همانند آنان رفتار نکرده بودند در هر سال فقط یک بار عادت می شدند، بعدها پسران این دو گروه با هم وصلت نمودند و آن قوم در هم آمیختند، اولاد و نسل زنانى که در هر ماه یک بار حائض می شدند بسبب برخوردارى از استقامت مزاج که ناشى از حیض است رو به افزونى گذاشت و زیاد شد و نسل آنان که در سال یک بار حیض می دیدند رو به کاهش گذاشت و فرمود: در نتیجه نسل این گروه که صاحب عادت ماهانه بود بسیار و نسل آن گروه که سالانه حائض میشدند کاهش یافت. [۴۳]

حکم شرعی جلو گیری از حیض

استفتاء از امام خمینی(رضوان الله علیه): بعضى از خانمها در سفر حج براى پیشگیرى از عادت ماهانه، قرص مى خورند، گاهى با خوردن قرص بازهم عادت مى شوند امّا به وسیلۀ آمپول از ادامۀ آن جلوگیرى مى کنند. آیا با جلوگیرى به وسیلۀ آمپول حکم طهارت از حیض بر آنها مترتب مى شود و مى توانند اعمالى که متوقف بر طهارت از حیض است انجام دهند؟ و پس از جلوگیرى از ادامۀ عادت به چه عنوان باید غسل کنند؟
جواب: اگر سه روز متوالى خون نبیند، حکم حیض مترتب نیست و نماز و روزه صحیح است و کمتر از سه روز حکم استحاضه دارد. [۴۴]
استفتاء از آیت الله مکارم: خانمى براى آن که بتواند اعمال حج را انجام دهد، از قرص استفاده کرده است. لیکن در ایّام عادت یا خارج از آن ایّام خون دیده، و نمى داند که جریان خون تا سه روز ادامه پیدا مى کند یا نه؟ یا احتمال مى دهد که تا سه روز ادامه پیدا نکند، در فرض داشتن صفات یا نداشتن صفات حیض، تکلیف او چیست؟
جواب: در فرض مسأله به محض مشاهدۀ خون احکام حائض را رعایت مى کند، ولى چنانچه تا سه روز ادامه پیدا نکند، حیض نیست و باید نماز آن چند روز را قضا کند. [۴۵]

فلسفه اجتناب از آمیزش

قرآن کریم می فرماید: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحیضِ قُلْ هُوَ أَذىً، در حقیقت جمله «هُوَ أَذىً»، فلسفه حکم اجتناب از آمیزش جنسى زنان را در حالت قاعدگى که در جمله بعد آمده است بیان مى کند، زیرا آمیزش در چنین حالتى، علاوه بر اینکه تنفرآور است، زیانهاى بسیارى به بار مى آورد که طب امروز نیز آن را اثبات کرده، از جمله احتمال عقیم شدن مرد و زن، و ایجاد یک محیط مساعد براى پرورش میکرب بیماریهاى آمیزشى (مانند سفلیس و سوزاک) و نیز التهاب اعضاء تناسلى زن و وارد شدن خون آلوده به داخل عضو تناسلى مرد و غیر اینها که در کتب طب آمده است، لذا پزشکان، آمیزش جنسى با چنین زنانى را ممنوع اعلام مى کنند.
زن در ایام حیض به لحاظ جسمى، آمادگى آمیزش جنسى ندارد و کسالت و اختلال مزاج که براى زن پیش مى آید، او را نسبت به آمیزش بى نشاط مى سازد.
از قدیمترین ایام، زن در حال حیض مورد استفاده مرد قرار نمیگرفت نفرت و انزجارى که در این حال مانع مقاربت میشد یکى از راهنمائیهاى طبیعت بود که مردم را بسوى آنچه خیر و صلاحشان بود دلالت و از آنچه مصلحتشان نبود باز میداشت در همه ادیان و مذاهبى که در دنیا پیدا شده آمیزش مرد با زن در حال قاعدگى ممنوعست زیرا قوانین آسمانى همان نوامیس فطرى طبیعى است پرهیز از آمیزش با زن در حال قاعد گى از مسلمیات تمام مردم روى زمین حتى قبایل وحشى و دور از تمدن است. [۴۶]

آثار انجام این فریضه

آثار جسمی

بهداشت بدن و جلو گیری از بیماریهای متعدد:
دکتر هانا استون و دکتر ابراهام استون امریکائى در کتاب خود (بحث در ازدواج) میگویند ممنوعیت اعمال غریزه جنسى در حال قاعده گى خالى از مصلحت نیست جز اینکه در بعضى از قبایل دور از تمدن این پرهیز بحد افراط رسیده مثلا زن را در حال حیض نجس میدانند و او را در اطاقى حبس میکنند ولى امروز این کارها جزء خرافات محسوب مى شود ولى آمیزش در این موقع سبب طولانى شدن دوره حیض و ایجاد درد و سوزش ناراحتى هاى بعدى مى شود و ممکن است بدستگاه تناسلى زن صدمه بزند و موجب نفوذ حیض بآلت تناسلى مرد شده مقدمات بیماریهائى را فراهم کند فساد دستگاه تناسلى مرد و زن روى فرزند تأثیر دارد زیرا نطفه سالمى را نمیتواند برحم تحویل دهد و رحم نیز نمیتواند نطفه را سالم در خود بپروراند. [۴۷]
در این ایام که رحم زن در حال تخلیه خون است، آمادگى پذیرش نطفه را ندارد و طبق اظهار نظر دانشمندان، ممکن است انتقال آلودگى هاى خون از مجراى مرد، او را براى همیشه عقیم سازد. [۴۸]
در روایات نیز آمده است:
اگر فرزندى در این ایام نطفه اش منعقد شود، به لحاظ جسمى و روحى مشکلاتى خواهد داشت. [۴۹]
پیامبر (ص) فرمود: کُرِهَ أَنْ یَغْشَى الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حَائِضٌ- فَإِنْ فَعَلَ فَخَرَجَ الْوَلَدُ (مَجْذُوماً أَوْ أَبْرَصَ) فَلَا یَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ. [۵۰]هر کس با زن خود نزدیکى کند و او حائض باشد اگر فرزندى بوجود آید که به خوره و پیسى مبتلا باشد هیچ کس را ملامت نکند جز خویشتن را.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد: در مورد کسانى که عیبى در خلقت و ساخت بدنى ایشان است، آن حضرت فرمود: آنان همان کسانى هستند که پدرانشان با مادر ایشان در حال حیض نزدیکى کرده اند. [۵۱]

آثار روحی

وقتی که زن عادت ماهیانه می شود، تا موقعی که خون می بیند از نظر روحانی و معنوی در مقام خیلی پایینی قرار دارد، به همین دلیل نمی تواند اعمال عبادی را انجام دهد، ولی هنگامی که خون قطع شد و غسل حیض انجام داد به حالت اول بر می گردد.
امام رضا علیه السلام فرمودند: إِذَا حَاضَتِ الْمَرْأَهُ فَلَا تَصُومُ وَ لَا تُصَلِّی- لِأَنَّهَا فِی حَدِّ نَجَاسَهٍ- فَأَحَبَّ اللَّهُ أَنْ لَا یُعْبَدَ إِلَّا طَاهِراً- وَ لِأَنَّهُ لَا صَوْمَ لِمَنْ لَا صَلَاهَ لَهُ الْحَدِیثَ [۵۲] هنگامی که زن حیض می شود نماز و روزه نگیرد، زیرا به خاطر حیض مثل نجس است، و خداوند دوست دارد بندگان هنگامی که طاهر هستند خدا را عبادت کند.
امام کاظم علیه السلام در جواب شخصی که سوال کرد اگر کسی در حال احتضار باشد، حضور حائض در کنار او اشکال دارد، فرمودند: فَإِذَا خَافُوا عَلَیْهِ وَ قَرُبَ ذَلِکَ فَلْتَتَنَحَّ عَنْهُ وَ عَنْ قُرْبِهِ- فَإِنَّ الْمَلَائِکَهَ تَتَأَذَّى بِذَلِکَ [۵۳] هنگامی که محتضر نزدیک به مرگ شد، حائض را از او دور کنید، زیرا ملائکه از وجود حائض اذیت می شوند.

آثار در نسل

آسیب های دوران قاعدگی منحصر به همسر و شوهر نیست، بلکه اگر نطفه ای در این دوران منعقد شود از نظر روحی و جسمی ضررهای غیر قابل جبران متوجه فرزند می شود.
امام صادق علیه السّلام فرمود: لَا یُبْغِضُنَا إِلَّا مَنْ خَبُثَتْ وِلَادَتُهُ- أَوْ حَمَلَتْ بِهِ أُمُّهُ فِی حَیْضِهَا [۵۴] هیچ کس نسبت به ما أهل بیت کینه توزى و دشمنى نمیکند مگر کسى که ولادتش ناپاک و غیر مشروع باشد، یا هنگامی که مادر او حائض بوده، نطفه او منعقد شده است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) خطاب به حضرت امیرالمومنین(علیه السّلام) فرمودند: لَا یُحِبُّکَ إِلَّا مُؤْمِنٌ- وَ لَا یُبْغِضُکَ إِلَّا مُنَافِقٌ أَوْ وَلَدُ زِنْیَهٍ- أَوْ مَنْ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَ هِیَ طَامِثٌ [۵۵] فقط مومنین دوستدار تو می شوند، و هر کس دشمن تو شد یا منافق است، یا زنازاده است، یا حیض زاده(هنگامی که مادر او حائض بوده، نطفه او منعقد شده است) است.

راهکارهای ترویج این فریضه

راهکار فرهنگی

شناخت و آگاهی نسبت به احکام و آثار حیض، اگر بانوان نسبت به آثار و آسیب های حیض آگاهی پیدا کنند، احکام حیض را با میل و رغبت انجام می دهند.

تعلیم احکام در مدارس دخترانه

با توجه به اینکه دختران در سن نه سالگی به سن تکلیف می رسند، لازم است که در کتب درسی آموزش و پرورش احکام و آثار غسل حیض بیان شود.

پذیرش و همکاری شوهر

زن در حالت قاعدگی فشار روانی زیادی را تحمل می کند، شوهر در این حالت باید همدرد همسر باشد، و اسباب پرخاشگری او را فراهم نکند، همچنین بر شوهر حرام است تا موقعی که همسر از حیض پاک نشده است، با همسر خود آمیزش و نزدیکی داشته باشد، و تا هنگامی که زن غسل نکرده نمی تواند با او نزدیکی کند، بعد از اینکه همسر از خون حیض پاک شد شوهر به همسر خود یادآوری کند که غسل حیض را انجام دهد، و امکانات مناسب را فراهم کند.

همکاری مدیران اجرایی

وظیفه مسئولین است که در مراکز اجتماع و اماکن متبرکه، برای انجام غسل محل هایی را تهیه کنند تا افرادی که مسافر هستند و عذر شرعی دارند، به راحتی بتوانند تکلیف خود را انجام دهند.

راهکار طب اسلامی

حجامت از میان دو کتف و حجامت ساقها دردهاى مزمن که در رحم پیدا مى شود تخفیف میدهد، خون حیض را روان میگرداند ولی بدن را کمى ضعیف و لاغر میکند [۵۶]. سیاه دانه خون حیض را باز و قاعدگى را منظم میسازد [۵۷]. برای رفع بسته شدن حیض: بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، بِسْمِ اللّهِ الْمُبارَکِ الْعَظِیمِ» را با مشک و زعفران بنویسد و بیاشامد[یعنى به جاى استفاده از جوهر یا مرکّب، از مُشک و زعفران استفاده کند و پس از خشک شدن آنرا شسته و آب شویه را بنوشد]. [۵۸]

کتاب شناسی

1. الحیض والنفاس روایه و درایه-ابی عمر دبیان محمد الدبیان-داراصداءالمجتمع-عربستان
2. الحیض والنفاس والاستحاضه-احمد عبدالکریم الظهار-جامعه ام القری مکه
3. فلسفه وضو غسل تیمم-اسدالله محمدی نیا- ناشر: سبط اکبر-قم
4. احکام وضو، غسل، تیمم- سید مجتبی حسینی- نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری
5. الطهاره-امام خمینی (رضوان الله علیه)-موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)

مقالات

1. احکام روزه بانوان-عبدالرحیم موگهی-مجله مبلغان آذر 81
2. تاثیر حیض بر بزهکاری-ابراهیم یاقوتی-مجله فقه و تاریخ تمدن زمستان 91
3. طلاق در ایام حیض و نفاس-جعفر سبحانی-مجله فقه اهل بیت پاییز و زمستان 89
4. فلسفه و حکمت احکام، علی اصغر دریایی- مجله مبلغان- خرداد 88

فهرست منابع

1. قرآن کریم
2. نهج البلاغه
3. استفتاءات -امام خمینى، سید روح اللّه موسوى -ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه
4. استفتاءات جدید -شیرازى، ناصر مکارم -ناشر: انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب علیه السلام
5. توضیح المسائل محشّى امام خمینى- ناشر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
6. تفسیر نور-قرائتى محسن-ناشر: مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن
7. تفسیر نور الثقلین-عروسى حویزى عبد على بن جمعه-ناشر: انتشارات اسماعیلیان
8. جامع الأحکام -گلپایگانى، لطف الله صافى -ناشر: انتشارات حضرت معصومه سلام الله علیها
9. تفسیر نمونه-مکارم شیرازى ناصر-ناشر: دار الکتب الإسلامیه
10. رسائل فیض کاشانى- --کاشانى، فیض، محمد محسن ابن شاه مرتضى --ناشر: مدرسه عالى شهید مطهرى
11. طبّ الرضا علیه السلام / ترجمه امیر صادقى على بن موسى، امام هشتم علیه السلام مترجم: امیر صادقى
12. الکافی( ط- الإسلامیه)کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق ناشر: دار الکتب الإسلامیه
13. مجمع البیان فى تفسیر القرآن-طبرسى فضل بن حسن-ناشر: انتشارات ناصر خسرو
14. مفردات ألفاظ القرآن- راغب أصفهانى، حسین بن محمد ناشر: دار القلم- الدار الشامیه
15. من لا یحضره الفقیه ، صدوق، محمّد بن على بن بابویه ناشر: انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین
16. معجم مقاییس اللغه-ابن فارس، أحمد بن فارس -ناشر: مکتب الاعلام الاسلامی
17. المیزان فی تفسیر القرآن-محمد حسین طباطبایی-مترجم موسوى سید محمد باقر-ناشر: دفتر انتشارات اسلامى
18. وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه- حرّ عاملى، محمد بن حسن- ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام

پانویس

  1. معجم المقاییس اللغه، ج 2، ص: 125
  2. مفردات ألفاظ القرآن، ص: 265
  3. بقره/222
  4. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص: 307
  5. تورات، سفر لاویان، از جمله نوزدهم تا بیست و نهم.
  6. تفسیر نور، ج 1، ص: 353
  7. وسائل، ج 2، ص 568. تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 178.
  8. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص: 309
  9. تفسیر نور، ج 1، ص: 354
  10. دومى مفهوم شرط، و اولى مفهوم غایت است.
  11. تفسیر نمونه، ج 2، ص: 140
  12. طلاق/4
  13. هود/71
  14. المیزان، ج 10، ص: 483
  15. وسائل الشیعه، ج 2، ص: 272
  16. وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 271
  17. وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 292
  18. من لا یحضره الفقیه ؛ ج 1، ص: 119
  19. من لا یحضره الفقیه ؛ ج 1، ص: 121
  20. من لا یحضره الفقیه ؛ ج 1، ص: 121
  21. من لا یحضره الفقیه ؛ ج 1، ص: 123
  22. وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 294
  23. مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِیمَانِ- نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ- فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ- فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاهِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ- وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ- فَشَهَادَهُ الِامْرَأَتَیْنِ مِنْهُنَّ کَشَهَادَهِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ- وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ- فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ-نهج البلاغه- وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 344
  24. عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ قَالَ: دَخَلَتْ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع امْرَأَهٌ فَسَأَلَتْهُ عَنِ الْمَرْأَهِ- یَسْتَمِرُّ بِهَا الدَّمُ فَلَا تَدْرِی حَیْضٌ هُوَ أَوْ غَیْرُهُ- قَالَ فَقَالَ لَهَا فَإِذَا کَانَ لِلدَّمِ حَرَارَهٌ وَ دَفْعٌ وَ سَوَادٌ- فَلْتَدَعِ الصَّلَاهَ قَالَ فَخَرَجَتْ- وَ هِیَ تَقُولُ وَ اللَّهِ أَنْ لَوْ کَانَ امْرَأَهً مَا زَادَ عَلَى هَذَا-وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 275
  25. آیت الله نورى: ولى این مطلب محل تأمل است و براى حقیر ثابت نیست و لذا احتیاط واجب آن است که زنهاى سیده در صورتى که پس از گذشتن از سن پنجاه سالگى در ایام عادت خود، یا با نشانه هاى حیض، خون ببینند؛ میان اعمالى که زن مستحاضه انجام مى دهد از قبیل خواندن نماز با کیفیتى که ذکر مى شود و چیزهایى که حائض باید ترک کند از قبیل داخل شدن در مسجد الحرام و مسجد مدینه و مکث در مساجد دیگر تا سن شصت سالگى جمع کند.
    آیت الله مکارم: مسأله زنان سیده و غیر سیده هر دو بعد از تمام شدن پنجاه سال یائسه مى شوند، یعنى اگر خونى ببینند خون حیض نیست، مگر زنانى که از قبیلۀ «قریش» محسوب مى شوند که آنها بعد از تمام شدن شصت سال یائسه مى شوند.
  26. وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 335-من لا یحضره الفقیه ج 1، ص: 124
  27. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج 1
  28. زُرَارَهَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا کَانَتِ الْمَرْأَهُ طَامِثاً فَلَا تَحِلُّ لَهَا الصَّلَاهُ- وَ عَلَیْهَا أَنْ تَتَوَضَّأَ وُضُوءَ الصَّلَاهِ عِنْدَ وَقْتِ کُلِّ صَلَاهٍ- ثُمَّ تَقْعُدَ فِی مَوْضِعٍ طَاهِرٍ فَتَذْکُرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ تُسَبِّحَهُ وَ تُهَلِّلَهُ وَ تُحَمِّدَهُ کَمِقْدَارِ صَلَاتِهَا- ثُمَّ تَفْرُغُ لِحَاجَتِهَا- وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 345.
  29. أَنَّهُ یَتَصَدَّقُ إِذَا کَانَ فِی أَوَّلِهِ بِدِینَارٍ- وَ فِی وَسَطِهِ نِصْفِ دِینَارٍ وَ فِی آخِرِهِ رُبُعِ دِینَارٍ- قُلْتُ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُ مَا یُکَفِّرُ- قَالَ فَلْیَتَصَدَّقْ عَلَى مِسْکِینٍ وَاحِدٍ- وَ إِلَّا اسْتَغْفَرَ اللَّهَ وَ لَا یَعُودُ- فَإِنَّ الِاسْتِغْفَارَ تَوْبَهٌ وَ کَفَّارَهٌ- لِکُلِّ مَنْ لَمْ یَجِدِ السَّبِیلَ إِلَى شَیْ ءٍ مِنَ الْکَفَّارَهِ- وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 327-من لا یحضره الفقیه - ؛ ج 1، ص: 128
  30. آیت الله مکارم: مستحبّ است کفّاره دهد؛احکام بانوان (مکارم)؛ ص: 55 -آیت الله صافی: مستحب بلکه احوط است -جامع الأحکام (صافى)؛ ج 2، ص: 31
  31. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج 1
  32. وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 351
  33. آیت الله زنجانى: و ادامه دادن آن حرام مى باشد.
    آیت الله سیستانى: حتى اگر حیض بعد از سجده آخر و قبل از آخرین حرف سلام باشد بنا بر احتیاط واجب.
  34. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج 1، ص: 919
  35. الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: إِنَّمَا صَارَتِ الْحَائِضُ تَقْضِی الصِّیَامَ- وَ لَا تَقْضِی الصَّلَاهَ لِعِلَلٍ شَتَّى- مِنْهَا أَنَّ الصِّیَامَ لَا یَمْنَعُهَا مِنْ خِدْمَهِ نَفْسِهَا وَ خِدْمَهِ زَوْجِهَا- وَ إِصْلَاحِ بَیْتِهَا وَ الْقِیَامِ بِأُمُورِهَا- وَ الِاشْتِغَالِ بِمَرَمَّهِ مَعِیشَتِهَا- وَ الصَّلَاهُ تَمْنَعُهَا مِنْ ذَلِکَ کُلِّهِ- لِأَنَّ الصَّلَاهَ تَکُونُ فِی الْیَوْمِ وَ اللَّیْلَهِ مِرَاراً- فَلَا تَقْوَى عَلَى ذَلِکَ وَ الصَّوْمُ لَیْسَ هُوَ کَذَلِکَ- وَ مِنْهَا أَنَّ الصَّلَاهَ فِیهَا عَنَاءٌ وَ تَعَبٌ وَ اشْتِغَالُ الْأَرْکَانِ- وَ لَیْسَ فِی الصَّوْمِ شَیْ ءٌ مِنْ ذَلِکَ- وَ إِنَّمَا هُوَ الْإِمْسَاکُ عَنِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ- فَلَیْسَ فِیهِ اشْتِغَالُ الْأَرْکَانِ- وَ مِنْهَا أَنَّهُ لَیْسَ مِنْ وَقْتٍ یَجِی ءُ- إِلَّا تَجِبُ عَلَیْهَا فِیهِ صَلَاهٌ جَدِیدَهٌ فِی یَوْمِهَا وَ لَیْلَتِهَا- وَ لَیْسَ الصَّوْمُ کَذَلِکَ- لِأَنَّهُ لَیْسَ کُلَّمَا حَدَثَ عَلَیْهَا یَوْمٌ وَجَبَ الصَّوْمُ- وَ کُلَّمَا حَدَثَ وَقْتُ الصَّلَاهِ وَجَبَتْ عَلَیْهَا الصَّلَاهُ الْحَدِیثَ- وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 350.
  36. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج 1، ص: 289
  37. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج 1، ص: 289
  38. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج 1، ص: 271
  39. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج 1، ص: 271
  40. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج 1، ص: 271
  41. اقتباس از اعجاز قرآن، صفحه 55 و 56.
  42. من لا یحضره الفقیه ؛ ج 1، ص: 123
  43. إِنَّ الْحَیْضَ لِلنِّسَاءِ نَجَاسَهٌ رَمَاهُنَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا- وَ قَدْ کُنَّ النِّسَاءُ فِی زَمَنِ نُوحٍ- إِنَّمَا تَحِیضُ الْمَرْأَهُ فِی السَّنَهِ حَیْضَهً- حَتَّى خَرَجَ نِسْوَهٌ مِنْ مَحَارِیبِهِنَّ وَ کُنَّ سَبْعَمِائَهِ امْرَأَهٍ- فَانْطَلَقْنَ فَلَبِسْنَ الْمُعَصْفَرَاتِ مِنَ الثِّیَابِ وَ تَحَلَّیْنَ وَ تَعَطَّرْنَ- ثُمَّ خَرَجْنَ فَتَفَرَّقْنَ فِی الْبِلَادِ فَجَلَسْنَ مَعَ الرِّجَالِ- وَ شَهِدْنَ الْأَعْیَادَ مَعَهُمْ وَ جَلَسْنَ فِی صُفُوفِهِمْ- فَرَمَاهُنَّ اللَّهُ بِالْحَیْضِ عِنْدَ ذَلِکَ فِی کُلِّ شَهْرٍ- یَعْنِی أُولَئِکَ النِّسْوَهَ بِأَعْیَانِهِنَّ- فَسَالَتْ دِمَاؤُهُنَّ فَأُخْرِجْنَ مِنْ بَیْنِ الرِّجَالِ- فَکُنَّ یَحِضْنَ فِی کُلِّ شَهْرٍ حَیْضَهً- إِلَى أَنْ قَالَ وَ کَانَ غَیْرُهُنَّ مِنَ النِّسَاءِ- اللَّوَاتِی لَمْ یَفْعَلْنَ مِثْلَ مَا فَعَلْنَ- یَحِضْنَ فِی کُلِّ سَنَهٍ حَیْضَهً- قَالَ فَتَزَوَّجَ بَنُو اللَّوَاتِی یَحِضْنَ فِی کُلِّ شَهْرٍ حَیْضَهً- بَنَاتِ اللَّوَاتِی یَحِضْنَ فِی کُلِّ سَنَهٍ حَیْضَهً- فَامْتَزَجَ الْقَوْمُ- فَحِضْنَ بَنَاتُ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ فِی کُلِّ شَهْرٍ حَیْضَهً- وَ کَثُرَ أَوْلَادُ اللَّوَاتِی یَحِضْنَ فِی کُلِّ شَهْرٍ حَیْضَهً- لِاسْتِقَامَهِ الْحَیْضِ- وَ قَلَّ أَوْلَادُ اللَّوَاتِی یَحِضْنَ فِی کُلِّ سَنَهٍ حَیْضَهً لِفَسَادِ الدَّمِ- قَالَ فَکَثُرَ نَسْلُ هَؤُلَاءِ وَ قَلَّ نَسْلُ أُولَئِکَ- وسائل الشیعه، ج 2، ص: 293 -من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص: 120
  44. استفتاءات (امام خمینى)؛ ج 1، ص: 71
  45. استفتاءات جدید (مکارم)؛ ج 3، ص: 124
  46. طب الرضا علیه السلام / ترجمه امیر صادقى، ص: 243
  47. طب الرضا علیه السلام / ترجمه امیر صادقى، ص: 243
  48. تفسیر نمونه، ج 2، ص: 144
  49. وسائل، ج 2، ص 568. تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 178- تفسیر نمونه، ج 2، ص: 144.
  50. وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 318- من لا یحضره الفقیه ج 1، ص: 129
  51. من لا یحضره الفقیه ؛ ج 1، ص: 129
  52. وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 344
  53. وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 357
  54. وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 318- من لا یحضره الفقیه ؛ ج 1، ص: 129
  55. وسائل الشیعه؛ ج 2، ص: 319
  56. طب الرضا علیه السلام / ترجمه امیر صادقى، ص: 65
  57. طب الرضا علیه السلام / ترجمه امیر صادقى، ص: 267
  58. رسائل فیض کاشانى؛ ج-1رساله-13، ص: 50