فرهنگ مصادیق:عبادت خدا

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از عبادت خدا)
پرش به: ناوبری، جستجو
عبادت خدا

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ ادعای خدائی
۲ استهزاء خدا
۳ اعراض از یاد خدا
۴ انکار وجود خدا
۵ ایمن دانستن خود از مکر خدا
۶ بازداشتن از راه خدا
۷ بی اعتمادی به خدا
۸ تشبیه خدا به خلق
۹ تهمت به خدا، پیامبران و امامان
۱۰ تولی دشمنان خدا
۱۱ دروغ بستن بر خدا
۱۲ سوء ظن به اولیاء خدا
۱۳ سوء ظن به خدا
۱۴ شرک در ذات خدا
۱۵ شرک در صفات خدا
۱۶ شرک در عبادت خدا
۱۷ شرک در مالکیت خدا
۱۸ شکایت از خدا
۱۹ عهد شکنی با خدا
۲۰ غفلت از آیات خدا
۲۱ غفلت از خدا
۲۲ کفر به خدا
۲۳ محاربه با خدا ، رسول خدا و امام
۲۴ منت گذاری بر خدا و رسول(ص)
۲۵ نا امیدی از یاری خدا
۲۶ یأس از رحمت خدا
۲۷ خیرخواهی نسبت به خدا
۲۸ ذکر خدا
۲۹ شکر خدا
۳۰ حمد خداوند
۳۱ معرفت آیات خدا
۳۲ معرفت خدا
۳۳ معرفت صفات خدا
۳۴ معرفت نعمت های خدا
۳۵ وفا به عهد با خدا
۳۶ یاری رسول خدا (ص)
۳۷ اطاعت از خدا
۳۸ اقرار به گناه نزد خدا
۳۹ امید به فضل خدا
۴۰ ایمان به خدا
۴۱ ایمان به یگانگی خدا
۴۲ توکل بر خدا
۴۳ حسن ظن به خدا
۴۴ تسبیح خداوند

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:مصطفی کوهی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم

محتویات

تعریف عبادت

واژه «عبادت» از ریشه «عَبَدَ» به معنای «نهایت خضوع و تذلّل در مقابل مولی همراه با اطاعت و فرمانبرداری» گرفته شده است.[۱]
بر اساس تعریف لغت دانان، «عبادت» خود را مقابل موجود دیگر خاضع، پست و کوچک قرار دادن است همراه با فرمانبرداری.
عبادت در اصطلاح اینگونه تعریف شده است: «عبادت همان عملی است که از خضوع انسان در برابر کسی حکایت کند که او را خدای خود گرفته باشد، تا از این راه، حقّ برتری او را از جهت داشتن مقام (الوهیّت) ادا نماید یا به عنوان این که او نمودی از خداست، برایش خضوع کند».[۲]

وجوب عبادت در شرع

دین مبین اسلام، عبادت خدای سبحان را شرعا واجب می‌داند و به همین خاطر یک سری تکالیف مخصوص و معین (مثل اعمالی همچون نماز، روزه، حجّ و غیره) را واجب نموده است.
قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ، بگو: «نماز و تمام عبادات من، و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است. همتایی برای او نیست و به همین مأمور شده‌ام و من نخستین مسلمانم!»[۳]

دلیل وجوب عبادت خدا

انسان‌ها باید خالقِ مدبّر عالَم را عبادت کنند. خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ؛[۴] این است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش کنید! آیا متذکّر نمی‌شوید؟» قرآن کریم در آیات متعددی به انسان‌ها تذکر می‌دهد چون خدای متعال خالق، ربّ و منعم آنهاست باید او را عبادت و پرستش کنند و به غیر از خدای متعال کسی صلاحیت معبود واقع شدن را ندارد.

توحید در عبادت

توحید در عبادت یعنی تنها باید خدا را پرستش کرد وغیر او کسی شایسته عبودیّت نیست.
قرآن کریم در آیات متعددی، عبادت و پرستش را مخصوص خدای متعال می‌داند و به تمام انسانها تذکر می‌دهد که معبود واقعی فقط خدای متعال است و غیر او کسی صلاحیت و شایستگی معبود واقع شدن را ندارد. خداوند در این باره میفرماید:إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ؛ (پروردگارا!) تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم»[۵]

عبادت در ادیان الهی

از آنجائی که خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خداگرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است که مظهر و نمود عینی آن عبادت در ادیان الهی در نماز تجلّی یافته است
یکی از مهمترین مسائل در بین همهٔ ادیان الهی، مسالهٔ عبادت و پرستش خدای متعال است و در همهٔ ادیان الهی، خدای متعال را عبادت و پرستش می‌کنند. به عنوان مثال یهودی‌ها در کنیسه‌های خود، نماز جماعت اقامه می‌کنند یا مسیحیان در کلیساهای خود با خدا مشغول نیایش می‌شوند.

زمینه‌ها و علل عبادت خدا

فطری بودن عبادت

پرستش، جزئی از وجود و کشش فطری انسان است. این روح پرستش، که در انسان فطری است، گاهی در مسیر صحیح قرار گرفته و انسان به «خدا پرستی» می‌رسد، گاهی انسان به دلیل جهل یا انحراف، به پرستش سنگ و چوب و خورشید و گاو و پول و ماشین و همسر و پرستش طاغوت‌ها کشیده می‌شود.
امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً ص بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَهِ الْأَوْثَانِ إِلَی عِبَادَتِه؛ خداوند، محمد صلّی الله علیه و آله و سلم را به حق فرستاد، تا بندگانش را از بت پرستی، به خدا پرستی دعوت کند»[۶] بیشتر آیات مربوط به عبادت در قرآن، دعوت به توحید در عبادت می‌کند، نه اصل عبادت. زیرا روح عبادت در انسان وجود دارد. مثل میل به غذا که هر کودکی هست، ولی اگر راهنمایی نشود به جای غذا، خاک می‌خورد و لذّت هم می‌برد ! اگر رهبری انبیا نباشد، مسیر این غریزه منحرف می‌شود و به جای خدا، معبودهای دروغین و پوچ پرستیده می‌شود.
شهید مطهری در شرح این بیت از ابیات حاجی ملا هادی سبزواری:
«مسلمان گر بدانستی که بت چیست یقین کردی که دین در بت پرستی است»
می‌گوید: «این یک طنزی به این مطلب است، نه اینکه بخواهد بت‌پرستی به این مفهوم کثیفش را تأیید کند. می‌خواهد بگوید آن بت‌پرست هم در واقع خداپرست است، یعنی آن حس پرستش واقعی خداست که او را به این طرف و آن طرف کشانده، منتها خدا را گم کرده، معبود واقعی خودش را گم کرده، حقیقت را گم کرده، به مجاز چسبیده اما علت چسبیدنش به مجاز، آن حس واقعی است که او را به دنبال حقیقت روان کرده است.»[۷]

احساس فقر و وابستگی

طبیعت انسان چنین است که وقتی خود را نیازمند و وابسته به کسی دید، در برابرش خضوع می‌کند.
وجود ما بسته به ارادهٔ خداست و در همه چیز، نیازمند به اوییم. این احساس عجز و نیاز، انسان را به پرستش خدا وا می‌دارد.
قرآن کریم می‌فرماید: «ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ؛ و هنگامی که ناراحتی به شما رسد، فقط او را می‌خوانی»[۸]
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌نویسد «بی تردید انسان، هر چند پیرو دینی نباشد، به هنگام هجوم سوانح سنگین و قطع امید از کارایی اسباب ظاهری، به سوی خدا استغاثه و تضرع دارد...»[۹]

توجّه به نعمت‌ها

انسان، همواره در برابر برخورداری از نعمت‌ها، زبان ستایش و بندگی دارد. یادآوری نعمت‌های بیشمار خداوند، می‌تواند قوی‌ترین انگیزه برای توجه به خدا و عبادت او باشد. در مناجات‌های امامان معصوم، معمولاً ابتدا نعمت‌های خداوند، حتی قبل از تولّد انسان، به یادآورده می‌شود و از این راه، محبت انسان به خدا را زنده می‌سازد آنگاه درخواست نیاز از او می‌کند.
خداوند هم می‌فرماید: «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ، الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ؛ پس (بشکرانه این نعمت بزرگ) باید پروردگار این خانه را عبادت کنند، همان کس که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ترس و ناامنی ایمن ساخت».[۱۰]

رسیدن انسان به کمال

دین مبین اسلام برای افرادی که شرایط تکلیف دارند، انجام مجموعه‌ای از عبادت‌ها مانند (نماز، روزه، حجّ و... ) را واجب کرده تا در سایهٔ عمل به آن، به رشد و کمال برسند. آنچه عبادت را واجب کرده است امر خداوند متعال به عبادت می‌باشد. خداوند هیچ نیازی به عبادت انسان و دیگر موجودات ندارد؛ ولی از آنجا که بندگانش را دوست دارد، و می‌خواهد این بنده فقیر و گرفتار را نجات بخشیده و آنان را به کمال برساند، به آنها دستور داده تا عبادت او را به جا آوردند، و اگر بنده این دستور را به خوبی و درستی انجام دهد هیچ منتی بر خدا ندارد، بلکه این خداست که چون او را از مواهب و کمالات بهره‌مند کرده است بر او منت دارد. همان‌گونه که اگر پزشک متخصص داروی شفا بخشی را برای مریض تجویز نماید و مریض به دستور پزشک عمل کند و سلامتی خود را باز یابد، هیچ منتی بر پزشک نخواهد داشت، بلکه این پزشک است که بر او منت دارد.

اهمیت عبادت

عبادت، هدف خلقت

طبق آیات قرآن، انسان در این عالم بدون هدف آفریده نشده است. در قرآن هدف از خلقت‏، عبادت، ذکر شده است؛ آن جا که می‌فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛[۱۱] من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند». پس هدف از خلقت جهان و بعثت پیامبران، عبادت خدا بوده است.
از برخی آیات دیگر استفاده می‌شود که عبادت هدف نهایی از خلقت جنّ و انس نیست، بلکه هدف دیگری بالاتر از آن هست که آن رسیدن به مقام یقین است؛ آن جا که می‌فرماید: «وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ؛ و دائم پروردگارت را عبادت کن، تا یقین تو را فرا رسد».[۱۲]
روشن است که خدای متعال، نیازی به عبادت ما ندارد چرا که قرآن کریم می‌فرماید: «فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ؛ خداوند از شما بی‌نیاز است.»[۱۳] پس بی تردید سود عبادت، به خود پرستندگان بر می‌گردد.
علامه طباطبایی می‌فرماید: «خدای تعالی انسان را آفرید تا پاداش دهد، و معلوم است که ثواب و پاداش عاید انسان می‌شود، و این انسان است که از آن پاداش بهره‌مند می‌گردد، نه خود خدا، زیرا خدای عز و جل بی نیاز از آن است»[۱۴]
بنابراین هدف از عبادت و پرستش نیاز خدای سبحان نیست، بلکه هدف به کمال رسیدن انسان است.
به قول مولانا:
من نکردم خلق تا سودی کنم // بلکه تا بربندگان جودی کنم

عبادت، هدف بعثت پیامبران

از منظر قرآن کریم، هدف نهایی بعثت انبیاء الهی، همان عبادت وپرستش خدای واحد است. چنان که می‌فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ... ؛ ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: «خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.»[۱۵]

انگیزه‌های عبادت

در روایات اسلامی انگیزهٔ عبادت از سه حال خارج نیست یا از ترس جهنم است یا به طمع بهشت یا به دلیل عشق و محبّتی که عابد به خدا دارد که انگیزهٔ سوم از همه برتر است.
امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْأَحْرَارِ وَ هِیَ أَفْضَلُ الْعِبَادَهِ.»[۱۶]
قرآن کریم و امامان معصوم (علیهم السلام)، روشهای عبادت را بیان کرده‌اند که آنها عبارتند از:

عبادت آگاهانه

امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «رَکْعَتَانِ مِنْ عَالِمٍ خَیْرٌ مِنْ سَبْعِینَ رَکْعَهً مِنْ جَاهِل‏؛ دو رکعت نماز عالم، بهتر از هفتاد رکعت نماز جاهل است.»[۱۷]
عبادت آگاهانه آنست که انسان بداند چه می‌کند، چه می‌گوید، با که صحبت می‌کند، حضور قلب و توجّه به خدا داشته باشد.

عبادت عاشقانه و با نشاط

آنگونه که بیمار، از غذای لذیذ، لذّت نمی‌برد، عبادت کنندگان بی شوق هم، لذّتی از پرستش نمی‌برند. عبادت باید همراه محبت و عشق و نشاط و لذّت باشد، نه همراه کسالت و بیحالی و افسرده دلی.
نشاط در عبادت، امتیازی است که انسانهای شیفته دل از آن برخوردارند. پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله و سلّم) فرمودند: «أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَه؛ با فضیلت‌ترین مردم کسی است که به عبادت کردن عشق می‌ورزد».[۱۸] زمینهٔ آن را هم باید با معرفت و توجّه بدست آورد. عبادت زوری و تحمیلی، بی نتیجه است.
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «لَا تُکَرِّهُوا إِلَی أَنْفُسِکُمُ الْعِبَادَهَ؛ عبادت را به خودتان تحمیل نکنید». [۱۹]
آنگونه که برای دیدار یک شخصیت محبوب و بزرگ، نشاط و شوق می‌یابیم، برای دیدار با خدا و پرستش در آستان او هم باید قلبی مشتاق و با نشاط بیابیم.

عبادت خالصانه

از منظر قرآن کریم در عبادت‏، اخلاص شرط است: «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ‏؛ و به آنها دستوری داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالی که دین خود را برای او خالص کنند»[۲۰]
گوهر خلوص، به عبادت‌ها ارزش و اعتبار می‌بخشد و عبادتی که خالص برای خدا نباشد و ریا، نفاق و شهرت طلبی و عوام فریبی باشد، فاقد ارزش است و نزد خداوند هم پذیرفته نیست.
قرآن می‌فرماید: «لا یُشْرِک بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً؛ و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکن».[۲۱]

عبادت خاشعانه

خشوع، آن توجّه قلبی به پروردگار و داشتن حالتی است که مناسب با عظمت خداوند است. پرستش خدا باید همراه با قلبی سرشار از احساس عظمت خدا و کوچکی و نیاز در مقابل او باشد.
قرآن، در وصف مؤمنان رستگار، «خاشع بودن در نماز» را بیان می‌کند: «الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ؛ آنها که در نمازشان خشوع دارند» [۲۲]
راه بدست آوردن آن، اینست که نمازگزار، چنان عبادت کند که گویا خدا را می‌بیند و ذلت و کوچکی خویش را در برابر قدرت و عظمت او حسّ کند.
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله و سلّم) فرمودند: «اعْبُدِ اللَّهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ‏؛ خدا را چنان عبادت کن که گویا او را می‌بینی.»[۲۳]

آفات عبادت

ریا

ریا دراصطلاح به معنی این است که انسان کار خوبی انجام دهد و قصدش تظاهر و نشان دادن به مردم باشد نه برای خدا، خواه این کار عبادی باشد مانند نماز و خواه غیر عبادی باشد.
امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «آفَهُ الْعِبَادَهِ الرِّیَاءُ؛ آفت عبادت ریاست‏ »[۲۴]
خداوند در قرآن می‌فرماید:«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ، الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ، الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ؛ پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خودسهل‌انگاری می‌کنند، همان کسانی که ریا می‌کنند»[۲۵]
اگر کسی واقعاً خدا را شناخته باشد و بداند که همه عوالم و امور در دست اوست، دیگر به دست دیگران، چشم طمع نمی‌دوزد.

سستی در انجام عبادت

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله و سلّم) فرمودند: «آفَهُ الْعِبَادَهِ الْفَتْرَه؛ آفت عبادت، سستی در انجام دادن آن است.»[۲۶]
عبادتی که بدون نشاط انجام گیرد، نه تنها بهره فراوانی در پی نخواهد داشت بلکه چه بسا زیان‌هایی از جمله کم توجهی و خستگی در عبادت را در پی می‌آورد. پس برای درک شیرینی عبادت‌ها به این کلام امیرالمؤمنین باید گوش جان سپرد که: «خَادِعْ نَفْسَکَ فِی الْعِبَادَهِ وَ ارْفُقْ بِهَا وَ لَا تَقْهَرْهَا وَ خُذْ عَفْوَهَا وَ نَشَاطَهَا؛ با نفس خود مدارا کن و به زور به عبادت وادارش مساز و از اوقات فراغت، نشاط و سرخوشی برای عبادت بهره‌گیر»[۲۷] و به همین دلیل است که در انجام واجبات اگر خستگی و کسالت و یا سستی حاصل از پرخوری به انسان روی آورد و وقت انجام عبادت باقی باشد امر به انجام عبادت با تأخیر شده که عبادت با نشاط انجام گیرد.

عُجب

عُجب، بزرگ شمردن عمل خود است، در حالی که از خود و عملش راضی بوده به نحوی که خود را مقصّر نداند، بلکه برای ایمان و عمل صالح که دارد، بر خدای بزرگ، منّت گذارد.
امام سجاد (علیه السلام) در دعای مکارم الاخلاق می‌فرمایند: «عَبِّدْنِی لَکَ وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِی بِالْعُجْب‏؛ خدایا مرا به بندگی خود گیر و عبادتم را با عجب، باطل مگردان.»[۲۸]
آدمی که دچار عُجب و خودپسندی شده باشد، خود را در بالاترین درجات بندگی احساس می‌کند، میان خود و دیگران فاصله می‌اندازد و دیگران را به دیده تحقیر می‌نگرد. چنین انسانی هم از ثواب خدا محروم می‌ماند و هم از عبارتش بهره‌ای نمی‌برد.
راه علاج عجب این است که شخص دربارهٔ خویش و ابتدا و انتهای خود بیندیشد و ببیند از کجا آمده و سرانجام کارش به کجا منتهی می‌گردد. از طرف دیگر، به عظمت و قدرت نامتناهی حضرت حق، نظری افکنده و به عجز خود در همه زمینه‌ها بیندیشد. ضمن اینکه باید به دنبال علل و عوامل این صفت برود و در صدد رفع آنها بر آید. اگر انسان از کثرت عبادتش، عُجب پیدا کرد، به خود بگوید: تو هر چه عبادت کنی، به پای شیطان نمی‌رسی، زیرا او شش هزار سال خدا را عبادت کرد ولی به دلیل یک تکبر بیجا، همه آن عبادتها را یکجا باطل نمود و مورد لعن حضرت باریتعالی قرار گرفت.

منّت و اذیت

آفت دیگری که قرآن کریم به آن تصریح می‌کند منّت گذاشتن و آزار نمودن دیگران به خاطر برخی عبادات است:
قرآن کریم در آیه ۲۶۴ سوره بقره می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى... ؛[۲۹] ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخشش‌های خود را با منّت و آزار باطل نسازید».
در این آیه، منّت و آزار، آفت صدقه (واجب یا مستحب) شمرده شده است.
وقتی انسان موفقّ می‌شود به دیگران کمک کند، باید خدای مهربان را سپاسگذار باشد پس از انجام صدقات و احسان به دیگران، بر آنان منّت بگذارد و خود را سبب اصلی رهایی و نیکبختی ایشان معرّفی کند، چه رفتار زشتی نسبت به خلق و خالق انجام داده است.
اذیّت و آزار مردم به خاطر انجام عبادت نیز موجب بی‌ارزش شدن آن می‌شود. در احکام عبادی نمودهای متعدّدی از اذیّت دیگران را که آفت عبادت محسوب شده می‌توان یافت مانند عبور غیر مجاز از زمین و زراعت مردم برای زودتر رسیدن به مقصد، نماز، قرآن و دعا خواندن با صدای بلند در زمان استراحت دیگران،نماز خواندن در محل عبور مردم،ایجاد مزاحمت برای عبادت دیگران و... . که اینها نمونه‌ها و مصادیق بارزی از این اذیّت هاست.

عدم پذیرش ولایت اولیاء الله

امام، ولی خدا، منصوب از طرف او و موجب اتّصال بنده با مولا و زمین با آسمان است و معرفت امام و پذیرش ولایت او از اساسی‌ترین شروط صحّت و قبول عبادت است. عبادت بدون ولایت به درگاه خدا پذیرفته نمی‌شود.
امام جعفر صادق علیه السلام در این باره می‌فرماید: «لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَیْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِیعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِیعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ یَعْرِفْ وَلَایَهَ وَلِیِّ اللَّهِ فَیُوَالِیَهُ وَ یَکُونَ جَمِیعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ لَهُ عَلَیْهِ مَا کَانَ لَهُ عَلَی اللَّهِ حَقٌّ فِی ثَوَاب؛ اگر کسی همه شب‌هایش را به نماز بگذارند و همه روزهایش را روزه بدارد و همه ثروتش را انفاق کند و همه عمرش را به حج برود، ولی ولایت خدا را نشناسد، حق پاداش او بر خداوند ندارد».[۳۰]

مصادیق عبادت

از نظر اسلام هر کار خیر و مفیدی اگر با انگیزه پاک خدایی توام باشد عبادت است. لذا درس خواندن، کار و کسب کردن، فعالیت اجتماعی کردن اگر لله و فی الله باشد عبادت است.
دین مبین اسلام یک سری افعال را در قالب احکام شرعی و به عنوان عبادت وضع و تشریع کرده که از آنها به عنوان واجب تعبّدی (عبادی) که در آنها قصد قربت شرط است، یاد می‌شود. به عنوان نمونه به مهمترین آنها اشاره می‌کنیم:

نماز

از مهم‌ترین عباداتی که تمام پیروان ادیان توحیدی به آن مکلف شده‌اند نماز است. نماز تا آنجا اهمیت دارد که در هیچ دین الهی از آن غفلت نشده است و اگر گوهر اصلی ادیان را عبادت بدانیم «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛[۳۱] من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند ». نماز بارزترین مصداق این عبارت است. اهمیت این نوع عبادت تا حدی است که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمود: «الصَّلَاهُ عَمُودُ الدِّین، نماز پایه اساسی خیمه دین است».[۳۲]
در حدیثی امام رضا (علیه السلام) می‌فرماید: «الصَّلَاهُ قُرْبَانُ کُلِ تَقِی؛ نماز مایه تقرب هر انسان پرهیزکار است.»[۳۳]نماز ارتباط میان عبد و معبود است نماز موجب تقرب به خداست و هیچ چیز دیگر جای نماز را نمی‌تواند بگیرد و بدیل آن شود.

دعا

در آیات بسیاری، دعا به معنای پرستش و عبادت آمده است و مهم‌ترین موید آن، استفاده عبادت به جای دعا است. قرآن کریم می فرمایدو «َوَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ‏؛ پروردگار شما گفته است: مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبّر می‌ورزند به زودی با ذلّت وارد دوزخ می‌شوند»[۳۴]

روزه

روزه از اعمال مهم عبادی دین اسلام و به این معناست که فرد مکلّف برای انجام فرمان خدا از اذان صبح تا اذان مغرب از برخی کارها از جمله خوردن و آشامیدن خودداری کند. روزه از فروع دین اسلام است و در سایر ادیان نیز صورت‌هایی از آن واجب بوده است. قرآن کریم می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ ای افرادی که ایمان آورده‌اید! روزه بر شما نوشته شده، همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد تا پرهیزکار شوید».[۳۵]

حجّ

حجّ، عملی عبادی در اسلام و به معنای سفر به شهر مکّه و زیارت خانه کعبه و انجام اعمال عبادیِ مخصوص این سفر است.
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:«أَمَا إِنَّهُ لَیْس شَیْ‌ءٌ أَفْضَلَ مِنَ الْحَجِّ إِلَّا الصَّلَاه؛ با فضیلت تر از حجّ چیزی نیست مگر نماز».[۳۶] به عقیدهٔ دین اسلام هر عمل مجاز و غیر حرامی که با قصد قربهٔ الی الله صورت بگیرد آن فعل، عبادت محسوب می‌شود.

اعتکاف

اعتکاف، عملی عبادی در اسلام و به معنای توقف سه روز یا بیشتر در مسجد به قصد قربت و با شرایط مخصوص اعتکاف و به شخص به جا آورندهٔ اعتکاف، معتکف گویند.
از آیات قرآن برمی‌آید که اعتکاف پیش از این در میان پیامبران و شرایع پیشین نیز وجود داشته است. چنانچه قرآن گزارش می‌کند که خداوند به حضرت ابراهیم علیه‌السلام پس از بنیان‌گذاری کعبه دستور می‌دهد تا آن را برای طواف کنندگان و معتکفین آماده سازد: «عَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ؛ از ابراهیم و اسماعیل پیمان گرفتیم تا خانه خدا (کعبه) را برای طواف کنندگان و معتکفین پاک و تطهیر نمایند».[۳۷]
عبادت خدای متعال علاوه بر این موارد، مصادیق فروانی دارد به عنوان نمونه می‌توان به نذر، انفاق در راه خدا، قربانی، نمازهای مستحبی، ذکر و غیره اشاره کرد.

آثار عبادت

آثار دنیوی عبادت

آرامش روحی

اوّلین اثـر ارزنـده عـبـادت، آرامـش روحی و سلامت جسم و جان است. باید توجّه داشت که یکی از عـوامـل بـیماری روحی و جسمی از نظر اسلام و روان شناسان، تشویش خاطر و غم و غصه است. تـشـویـش خـاطـر نـاشـی از دوری از خـدا و مـعـنـویـت اسـت. قرآن مجید، درمان افسردگی و اندوه دل را در سایه ذکر خدا که روح عبادت است مُیَسّر دانسته، چنین فرموده است: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد.»[۳۸]

سلامت جسم

از جمله آثار دنیوی عبادت، سلامت جسمی عابد است به طوری که برخی عبادت‌ها تاثیر مستقیمی روی سلامت عابد دارد، به عنوان مثال رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «صُومُوا تَصِحُّوا؛ روزه بگیردید تا سالم شوید».[۳۹]
رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «یَا أَنَسُ أَکْثِرْ مِنَ الطَّهُورِ یَزِدِ اللَّهُ فِی عُمُرِک‏ ؛ ای انس: سعی کن طاهر و با وضو باشی که خداوند بر طول عمرت می‌افزاید»[۴۰]
با پیشرفت علم و آزمایش‌های علمی تجربی در عصر حاضر فواید خیلی از عبادتها مثل وضو، غسل، نماز و. .. بر سلامت جسمی به اثبات رسیده است.

مصونیت در برابر گناه

اثـر دیگر عبادت، محفوظ ماندن از گناهان است، چون انسان هر چه به خدا نزدیک تر شود به همان مـقـدار از انـحـراف و گناه فاصله می‌گیرد و وسوسه‌های شیطانی در او بی اثر خواهد بود. با توجه به این حقیقت، قرآن مجید می‌فرماید: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ؛ همانا نماز از زشتی و منکرات باز می‌دارد».[۴۱]
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌نویسد:«آنچه از سیاق آیه برمی‌آید؛ این است که اگر دستور داده‌اند که مردم نماز بخوانند، برای این است که نماز آنان را از فسق و فجور بازمی‌دارد، و این تعلیل می‌فهماند که نماز عملی است عبودی که به جا آوردنش صفتی در روح آدمی پدید می‌آورد که آن صفت -به اصطلاح معروف- پلیسی است غیبی، و صاحبش را از فحشاء و منکرات بازمی‌دارد، و در نتیجه جان و دلش را از قذارت گناهان و آلودگی‌هایی که از اعمال زشت پیدا می‌شود، پاک می‌نماید.
پس معلوم می‌شود مقصود از نماز رسیدن به آن صفت است؛ یعنی صفت بازداری از گناه پیدایش این صفت اثر طبیعی نماز است، اما به نحو اقتضاء، نه به نحو علیت. به عبارت دیگر، بازداری از گناه اثر طبیعی نماز است؛ چون نماز توجه خاصی است از بنده به سوی خدای سبحان، اما این اثر تنها به مقدار اقتضاء است، نه علیت تامه، تا تخلف نپذیرد، و نمازگزار دیگر نتواند گناه کند. نه این‌گونه نیست، بلکه اثرش به مقدار اقتضاء است؛ یعنی اگر مانع و یا مزاحمی در بین نباشد نماز اثر خود را می‌بخشد، و نمازگزار را از فحشاء بازمی‌دارد، ولی اگر مانعی و یا مزاحمی جلو اثر آن‌را گرفت، دیگر اثر نمی‌کند، در نتیجه نمازگزار آن کاری که انتظارش را از او ندارند می‌کند».[۴۲]
هر چه (عابد) بیشتر در درگاه الهی سر بساید، به او نزدیکتر شده، عظمت او را بیشتر درک می‌کند. در نتیجه، ابهت و خوف از خدا دلش را پر می‌کند و به انجام وظایف دینی پرداخته، از کارهای حرام دوری می‌کند.

روزی فراوان

برخی از عبادتها سبب گشایش در زندگی و روزی فراوان می‌شود.
امام سجادعلیه السلام دربارهٔ حجّ و عمره نیز چنین فرمود:« حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُکُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُکُم‏؛ حـج و عـمـره بـه جـا آورید تا روزی تان فراوان شود و ایمانتان اصلاح گردد و مخارج مردم و خانواده‌های شما تأمین شود»[۴۳]
قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ؛ و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می‌گشودیم».[۴۴]
یکی از بزرگترین عوامل ایجاد تقوا، عبادت است.

آثار اخروی عبادت

ورود به بهشت

در بسیاری از آیات و روایات وارد شده که بهشت، مزد اهل عبادت و به خصوص اهل تقوا و پرهیزکاری است و بدون عبادت و اطاعت از حق و مراعات تقوا، توقع بهشت داشتن، عین بی‌انصافی و معلول عدم دقت و تدبر وتفکر در آیات الهی است. در این زمینه به نمونه‌ای از معارف بلند آسمانی توجه کنید
«وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، اهل بهشت‌اند و در آن جاودانه‌اند»[۴۵]

جلب رضایت خدای متعال

قرآن کریم می‌فرماید: «وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ؛ ولی خشنودی خدا از همه برتر است». [۴۶]
امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «رِضَا اللَّهِ سُبْحَانَهُ مَقْرُونٌ بِطَاعَتِهِ‏؛ خشنودی خداوند سبحان، قرین طاعت اوست»[۴۷]

راهکار تقویت انگیزهٔ عبادت

معرفت و شناخت خدا

بهترین راه کار برای رشد عبادت در جامعه، مسالهٔ خداشناسی است. چرا که طبق فرمایش معصومین (علیهم السلام) نخستین مرحله در عبادت، شناخت خداست. امام رضا (علیه السلام) می‌فرماید: «أَوَّلُ عِبَادَهِ اللَّهِ مَعْرِفَتُهُ وَ أَصْلُ مَعْرِفَهِ اللَّهِ تَوْحِیدُه‏؛ سرآغاز عبادت خدای تعای شناخت اوست و اصلی‌ترین معرفت به خدا توحید است»[۴۸]
بنابراین برای ایجاد یک جامعه‌ای که عابد زیاد داشته باشد باید معرفت، شناخت و ایمان خود را نسبت به خدای سبحان افزایش دهیم.
به عقیدهٔ قرآن کریم و بزرگان دین برای به دست آوردن معرفت و شناخت خدای متعال باید دربارهٔ نشانه‌های او در آسمان و زمین، نظم عالم و صفات خدای متعال تفکّر و تعقّل کرد و به همین خاطر است که امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «تَفَکُّرُ سَاعَهٍ خَیْرٌ مِنْ عِبَادَهِ سَنَهٍ یک ساعت فکر کردن‌از یک سال عبادت کردن افضل است».[۴۹]
در روایات اسلامی ارزش انسان به معرفت وی ارزیابی شده است وافضل از سایراعمال شناخته شده است واعمال آن گاه ازارزش خاص خود برخورداراست که همراه با آگاهی و معرفت باشد و آنهم بدون تفکر و تدبر حاصل نیابد. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:«بَعْضُکُمْ أَکْثَرُ صَلَاهً مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُکُمْ أَکْثَرُ حَجّاً مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُکُمْ أَکْثَرُ صَدَقَهً مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُکُمْ أَکْثَرُ صِیَاماً مِنْ بَعْضٍ وَ أَفْضَلُکُمْ أَفْضَلُکُمْ مَعْرِفَهً؛ برخی نمازشان بیشتر و برخی حج و برخی صدقه و برخی روزه ولی برترین شما آن کسی است که شناخت و معرفت اوافزون تر باشد.»[۵۰]

توجه به جوانان در مسجد

مسجد به عنوان مهمترین پایگاه برای عبادت و پرستش خدای متعال است. به همین خاطر برای جذب جوانان به عبادت و پرستش خدای متعال، باید جوانان را به مسجد جذب کنیم. برای جذب جوانان راه‌های مختلفی است که از جمله آنها می‌توان در مسجد به جوانها توجه خاص و ویژه‌ای داشت. به عنوان مثال، امام جماعت مسجد یا بزرگان مسجد با جوانها رفتار مناسبی داشته باشند یا در بیرون از مسجد به جوانها ی آن محلّ توجه و احترام خاصّی داشته باشند تا به مسجد جذب و در مسجد مشغول عبادت شوند.

ایجاد نشاط در عبادت

برای اینکه مردم را به ویژه جوانان را جذب مساجد کنیم، باید مراسم‌های عبادت را طولانی برگزار نکنیم و با نشاط مراسم را انجام بدهیم.
استاد شهید مطهری در این زمینه می‌گوید: «باید اعتراف کنیم که ما راه عبادت را نیز نمی‌دانیم، یعنی ما از نظر عبادت نیز قادر به اداره خود به نحو صحیح نیستیم. غالباً خیال می‌کنند که چون عبادت خوب است پس هر چه بیشتر بهتر؛ فکر نمی‌کنند که عبادت آنگاه اثر خود را می‌بخشد که جذب روح شود و روح از آن به طور صحیح تغذیه نماید. همان طور که معنی استفاده از غذای خوب این نیست که هر چه بیشتر بهتر، معنی استفاده از عبادت نیز آن نیست. عبادت باید با نشاط روح توأم باشد. مقصودم این نیست که قبلًا باید نشاطی وجود داشته باشد تا عبادت شروع شود. بسا افرادی که هیچ‌وقت نشاط پیدا نکنند. خود نشاط تدریجاً با عبادت و انس با ذکر خدا پیدا می‌شود. اگر روی اصول صورت گیرد تدریجاً انس و علاقه و نشاط پیدا می‌شود. پیامبراکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) خطاب به جابر بن عبد اللّه انصاری فرمودند: «إِنَّ هَذَا الدِّینَ لَمَتِینٌ‏، فَأَوْغِلْ فِیهِ بِرِفْقٍ، وَ لَا تُبَغِّضْ إِلَی نَفْسِکَ عِبَادَهَ اللَّه؛ یعنی دین اسلام دینی است متین و محکم و منطقی و مبتنی بر ملاحظات دقیق روانی و اجتماعی، علی‌هذا با مدارا بران و عبادت را مبغوض و منفور نفس خودت قرار مده، یعنی طوری عمل نکن که نفست عبادت را دشمن بدارد بلکه طوری عمل کن که نفس، عبادت را دوست بدارد و به آن با میل و رغبت اقبال نماید و در خود جذب نماید.»[۵۱]

عوامل ایجاد نشاط در عبادت

ترک گناه

شخصی به امیرالمومنین علیه‌السلام عرض کرد من برای نماز شب موفق نیستم و از آن محرومم، حضرت فرمود: «أَنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَیَّدَتْکَ ذُنُوبُک؛ مردی هستی که گناهانت، تو را در بند کرده است.»[۵۲]
از این رو اگر انسان، گناه بکند، در انجام عبادات موفق نمی‌شود. پس ممکن است یکی از عوامل طولانی شدن بی نشاطی، گناهان باشد.
به طور کلّی یکی از بزرگترین عواملی که باعث می‌شود، انسان اعمال عبادی را ترک کند ارتکاب گناهان کبیره است چرا که با انجام گناه شیرینی عبادت از بین می‌رود و وقتی شیرینی عبادت از بین رفت موجب این خواهد شد که انسان به سمت عبادت نرود و آن را ترک کند.

طولانی نبودن عبادت

در روایات اسلامی به ائمه جماعات در نماز سفارش شده نماز را طولانی اقامه نکنند تا نشاط در عبادت از بین نرود.
امام صادق (علیه السلام) داستانی نقل می‌کنند: مردی بود مسلمان و عابد، همسایه‌ای داشت مسیحی. با او رفت و آمد می‌کرد تا کم کم تمایل به اسلام پیدا کرد و به دست او مسلمان شد. بعد این آدم به خیال خودش خواست او را خیلی مسلمان کند و خیلی به ثواب برساند. آن بیچاره که تازه مسلمان شده بود و فردا روز اول اسلامش بود، یک وقت دید که قبل از طلوع صبح کسی درِ خانه‌اش را می‌زند. کیستی؟ من همسایه مسلمان توام. چه کاری پیش آمده؟ من آمده‌ام که با همدیگر برای عبادت به مسجد برویم. بیچاره بلند شد وضو گرفت و به مسجد رفت. [پس از خواندن نمازهای نافله‏] گفت: تمام شد؟ گفت: نه، نماز صبحی هم هست. نماز صبح را هم خواند. تمام شد؟ نه، بگذار نافله بخوانیم، مستحب است. آنقدر نافله بخوانیم که بین الطلوعین بیدار باشیم. آفتاب طلوع کرد. گفت: یک مقدار بعد از آفتاب هم [عبادت کنیم‏]. ظهر هم او را برای نماز نگه داشت و تا عصر نیز نگاه داشت و بعد گفت: تو که غذا نخورده‌ای، نیت روزه هم بکن، و خلاصه او را تا دو ساعت از شب گذشته رها نکرد. فردا صبح که رفت درِ خانه‌اش را زد، گفت: کیستی؟ گفت: برادر مسلمانت. برای چه آمده‌ای؟ آمده‌ام برویم برای عبادت‏. گفت: این دین برای آدمهای بیکار خوب است، ما استعفا دادیم، رفتیم به دین اول. بعد امام صادق (علیه السلام) فرمود: که این‌طور نباشید. این شخص انسانی را مسلمان کرد و بعد به دست خودش مرتد و کافر کرد.[۵۳]

فهرست منابع

آلاء الرحمن، محمد جواد بلاغی، چاپ اول، بنیاد بعثت، قم، ۱۴۲۰ ه ق.
اختصاص، شیخ مفید، چاپ اول، الموتمر العلمی لالفیه الشیخ المفید، قم، ۱۴۱۳ ه ق.
امالی، شیخ مفید، چاپ اول، کنگره شیخ مفید،، قم، ۱۴۱۳ ه ق.
بحار الانوار، علامه مجلسی، چاپ دوم، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ه ق.
تحف العقول، ابن شعبه حرانی حسن بن علی، چاپ دوم، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴ ه ق.
توحید، شیخ صدوق، چاپ اول، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۹۸ ه ش.
ترجمه تفسیر المیزان، علامه محمد حسین طباطبایی، سید محمد باقر موسوی همدانی، چاپ پنجم، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۳۷۴ ه ش.
التحقیق فی کلمات القرآن، حسن مصطفوی، چاپ اول، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۶۸ ه ش.
دعائم الاسلام، نعمان بن محمد ابن حیّون، چاپ دوم، موسسه آل البیت، قم، ۱۳۸۵ ه ش.
صحیفه سجادیه، امام سجاد (علیه السلام).
عیون الحکم و المواعظ، علی بن محمد لیثی، چاپ اول، دار الحدیث، قم، ۱۳۷۶ ه ش.
کافی، شیخ کلینی، چاپ جهارم، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ه ق.
قاموس المحیط، محمد بن یقوب فیروز آبادی، چاپ اول، دار الفکر، قم، ۱۳۷۸ ه ش.
مجموعه آثار شهید مطهری، شهیدمرتضی مطهری، چاپ دوم، صدرا، تهران، ۱۳۸۹ ه ش.
المیزان، علامه محمد حسین طباطبایی، چاپ پنجم، نشر اسلامی، قم، ۱۴۱۷ ه ق.
محاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، چاپ دوم دارالکتب الاسلامیه،، قم، ۱۳۷۱ ه ق.
نهج البلاغه، محمد بن حسین شریف الرضی، چاپ اول، هجرت، قم، ۱۴۱۴ ه ق.
نزهه الناظر و تنبیه الخاطر،حسین بن محمد حلوانی، چاپ اول، مدرسه الامام المهدی، قم، ۱۴۰۸ ه ق

پا نویس

  1. قاموس المحیط، فیروز آبادی، ص 268؛ التحقیق فی کلمات القرآن، مصطفوی، ج8، ص13.
  2. آلاء الرحمن، بلاغی، ج1، ص57.
  3. انعام /162ـ 163.
  4. آل عمران/51.
  5. حمد/5.
  6. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص204.
  7. مجموعه آثار شهید مطهری، ج4، ص45.
  8. نحل/53.
  9. المیزان، علامه طباطبایی، ج12، ص 394.
  10. قریش /3ـ4.
  11. ذاریات / 56.
  12. حجر/ 99.
  13. زمر / 7.
  14. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، موسوی همدانی، ج18، ص 579.
  15. نحل /36.
  16. «همانا قومی خداوندگار را از سر رغبت و طمع درنعمت‌هایش عبادت می‌کنند، این عبادت تجّار است؛ گروهی دیگر، آفریدگار خویش را برای ترس از عقاب و عذاب پرستش و ستایش می‌نمایند که این هم عبادت بردگان است؛ و اما برخی برای شکرگزاری و شایستگی ذات اقدس الهی، رخت عبادت برتافته‌اند و زبان به حمد و مدح او گشوده‌اند که این است عبادت آزادگان که برترین عبادت‌هاست.» (تحف العقول، ابن شعبه حرانی ،ص246).
  17. اختصاص، مفید، ص245.
  18. کافی، کلینی، ج2، ص 83.
  19. کافی، کلینی، ج2، ص86.
  20. بیّنه /5.
  21. کهف / 110.
  22. مؤمنون / 2.
  23. کافی، کلینی، ج3، ص134.
  24. عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص182.
  25. ماعون /4ـ5ـ6.
  26. توحید، صدوق، ص 376.
  27. نهج البلاغه، صبحی صالح ،460.
  28. صحیفه سجادیه، امام سجاد (علیه السلام)، ص93.
  29. سوره بقره، آیه ۲۶۴
  30. محاسن، برقی، ج1، ص287.
  31. ذاریات / 56.
  32. محاسن، برقی، ج1، ص286.
  33. کافی، کلینی، ج 6، ص 10.
  34. غافر/60.
  35. بقره/183.
  36. کافی، کلینی، ج4 ،ص254.
  37. بقره/125.
  38. رعد /28.
  39. دعائم الاسلام، نعمان بن محمد ابن حیّون، ج1، ص342.
  40. امالی، مفید، ص60.
  41. عنکبوت / 45.
  42. المیزان، علامه طباطبایی، ج16، ص133.
  43. کافی، کلینی، ج4، ص 252.
  44. اعراف/96.
  45. بقره/ 82.
  46. توبه / 72.
  47. عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص269.
  48. توحید، صدوق، ص 34.
  49. بحار الانوار، مجلسی، ج66، ص293.
  50. بحار الانوار، مجلسی ،ج3، ص14.
  51. نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، حسین بن محمد حلوانی، ص20.
  52. کافی، کلینی، ج3، ص450.
  53. مجموعه آثار شهید مرتضی مطهری، ج16، ص159.