فرهنگ مصادیق:صلح

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از صلح)
پرش به: ناوبری، جستجو
صلح

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ جنگ آمریکا با تروریسم بزرگترین دروغ قرن بیست و یکم
۲ صلح - ویکی پدیا
۳ صلح - ویکی فقه
۴ صلح و توسعه اجتماعی
۵ به سوی صلح توحیدی یا صلح پایدار

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ وفا به قرار داد صلح
۲ صلح با کفار
۳ صلح با مؤمنین

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط های بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

صلح و دوستی در تاریخ اسلام

صلح یعنی همزیستیمسالمت آمیز، سازش عادلانه و از بین بردن نفرت و دشمنی است و دوستی به معنای همنشینی و مهر و محبت میان دوست است و دوست کسی است که بتوان حاجت خود را به او گفت پیشگفتار:
موضوع صلح و دوستی یکی از مسائل مهمی است که اسلام بر آن تأکید دارد، چرا که جامعه بدون وجود صلح قابل تصور و زندگی نیست.
ایجاد صلح و دوستی در جامعه ابتدا از فرد و خانواده آغاز می‌شود و سپس در جامعه و بعد از آن درسطح بین المللی مطرح می‌شود که اسلام خواستار این است، و می‌خواهد که صلح و دوستی گسترهٔ جهانی پیدا کند.
اهمیت تحقیق در این زمینه بسیار زیاد بوده و این امر باعث افزایش آگاهی افراد جامعه نسبت به ارزش صلح و دوستی از نظر اسلام می‌شود و همچنین باعث شناساندن اثرات مؤثر صلح و دوستی در خانه، جامعه و جهان می‌باشد، که با آشنا شدن با این اثرات در صدد افزایش صلح در میان یکدیگر خواهند شد و این امر به افزایش اتحاد و یکپارچگی و کاهش درگیری و نزاع افراد جامعه و جهان کمک شایانی می‌کند.
هدف از انتخاب این موضوع کمک به افزایش صلح و دوستی، و همچنین تقویت فرهنگ زندگی عادلانه همراه با صلح و مسالمت و نشاط و شادی افراد جامعه است.
متأسفانه نبود منابع کافی از جمله مهمترین مرارت‌هایی بود که با آن روبرو شدم و این امر به نوبهٔ خود مشکلات فراوانی را پیش روی آورد. امید وارم که هرچه زودتر کتابخانهٔ شهر تجهیز شده و این مشکلات برای محققان بعدی از سر راه برداشته شود.

چکیده

صلح یعنی همزیستیمسالمت آمیز، سازش عادلانه و از بین بردن نفرت و دشمنی است و دوستی به معنای همنشینی و مهر و محبت میان دوست است و دوست کسی است که بتوان حاجت خود را به او گفت؛ صلح و دوستی و همدلی بین افراد جامعه و پرهیز از تفرقه و دشمنی، خواستهٔ اسلام بوده و مایهٔ وحدت جامعه است، اسلام مسلمانان را موظف کرده که درگیریهای کوچک و بزرگ موجود در جامعه و خانواده را برطرف کرده و به ایجاد صلح و دوستی بپردازند؛ صلح و دوستی با دیگران یکی از راه‌های اصلی انس و صمیمیت است و باعث مأنوس شدن انسان با دیگران و بیرون آمدن از تنهایی شده و همچنین به زندگی انسان نشاط و شادی می‌بخشد؛ صلح و دوستی در اسلام یک مسئلهٔ ریشه داری است که ارتباط ناگسستنی با طبیعت اسلام دارد و به طور کلی روح و محتوای فرهنگ دینی ما بر پایهٔ «ارتباط»، «صمیمیّت»، «تعاون»، «همدردی» و «عاطفه» استوار است وجلوه‌های این فرهنگ بالنده نیز در دستورالعمل‌های اخلاقی اسلام دیده می‌شود؛ اسلام به طور آشکار و صریح مسلمانان را به پذیرش صلح و دوستی دعوت کرده و به آنان افزایش ارتباط و صمیمیّت را توصیه می‌کند؛ خداوند صلح را بر جنگ ارج نهاده و قبل از آنکه مسلمانان را به جنگ با دشمنان فرا بخواند آنها را به صلح و دوستی فراخوانده است؛ اسلام مسلمانان را برادران دینی هم می‌داند و افراد غیر مسلمان را به عنوان همنوع مسلمین دانسته و صلح را تنها مخصوص مسلمانان نمی‌داند بلکه در مورد غیر مسلمانانی که هیچ ظلمی به مؤمنین نکرده و در عهد خود پای بند هستند نیز جایز می‌داند؛ ایجاد صلح و دوستی میان مردم از ارزش والایی برخوردار است، تا جایی که در روایتی از پیامبر این عمل بالاتر از نماز و روزه است و علت این امر این است که تیره شدن رابطهٔ مردم و از بین رفتن صلح و دوستی دین برنداز است.

مقدمه

وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ[۱]
... و صلح ( و سازش ) بهتر است؛ و ( لی ) بخل ( و گذشت نداشتن ) در نفوس، حضور ( و غلبه ) دارد...
در فرهنگ قرآن کریم، انسانها همه اعضای یک خانواده با یک پدر و مادرند: «اى مردم از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفتش را [نيز ] از او آفريد و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد پروا داريد و از خدايى كه به [نام] او از همديگر درخواست مى ‏كنيد پروا نماييد و زنهار از خويشاوندان مبريد كه خدا همواره بر شما نگهبان است»[۲]
در حدیثی از رسول خدا (ص) است که فرمودند :« مردم همه عیال و روزی خوار خدایند. از این روست که هر کس به عیال و خانواده خدا نفعش بیشتر باشد و دل آنها را بیشتر شاد کند نزد خدا محبوب تر است».
از این رو ایجاد و حفظ وحدت و یکدلی و هماهنگی بین افراد این خانواده بزرگ و پرهیز از تفرقه و گروه گرایی و دشمنی و کینه در بین آمار این خانواده مطلوب و محبوب و مأمور حضرت حق است. و اساساً یکی از مأموریت‌های انبیای الهی ایجاد صلح و دوستی در بین افراد این خانواده بوده است: «و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت‏ خدا را بر خود ياد كنيد آنگاه كه دشمنان [يكديگر] بوديد پس ميان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شديد»[۳].
و خداوند به ایجاد وحدت و الفت و دوستی بین قلبها امر کرده و نیز اصلاح بین مردم و بر قراری صلح و آتشی خواسته خداوند متعال و مسئولیت فرستادگان او و همهٔ مؤمنان به اوست. همه مأمورند که زمینه اختلافات و دیگری را ازمیان بردارند و سوءظن و حرص و طمع و دنیا خواهی را کنار بگذارند و به برقراری صلح و آشتی و آرامش در جامعه کمک کنند.
اگر صلح و صفا عالم بهشت استو گر جنگ وجدال دنیا جهنم
در این صورت چه نا بخردک نیمکه غمگین می‌کنیم این عیش خرّم
بیایید ازمحبّت این جهان رابه خود جنت کنیم و آن جهان هم[۴]
لذا در نزاعها و درگیریهای کوچک و بزرگ خانوادگی و اجتماعی، هم طرفین وظیفه دارند که به اختلاف پایان داده و با گذشت و اغماض زمینهٔ صلح و سازش را فراهم کنند و هم وظیفه سایرین است که به ایجاد صلح و دوستی بپردازند و به تعاون و همکاری در این عمل - که مصداق برّ و تقوا است - بپردازند و به شعله ور شدن آتش کینه و خصومت و نزاع دامن نزنند زیرا مصداق عدوال است.
امام علی (ع) می‌فرمایند: اگر در کاری عامل نزاع و خرابی تو بودی، خودت را اصلاح و عملت را جبران کن؛ و اگر احسان و نیکی کردی، خودت آن را به پایان برو تمام کن.[۵]
نیز فرمودند: «در مشورت‌ها و رایزنیها در بارهٔ اختلافات، بهترین راهنمایی و خیر خواهی اشاره به صلح و دوستی است ».[۶]
قرآن نیزفرموده:« در بسیاری از مواقع شما به خیر خویش آگاه نیستند و بعضاً از سر جهل به حقایق در پی شرّ خود می‌گردید ».[۷]
همین فرمان آسمانی، در مواقع اختلاف و مواضع نزاع، صلح و دوستی را بهترین راه پیش روی انسان معرفی کرده است.

صلح

واژه «صلح» در لغت به معنی مسالمت، سازش و از بین بردن نفرت و دشمنی میان مردم بوده و با جنگ و جدال در تضاد است و کلمات صلاح و صالح از همین واژه ریشه گرفته‌اند که به ترتیب به معنی مطابق با عدل و انصاف، شایسته و به دور از هرگونه فساد می‌باشند.
صلح از قدیمی‌ترین آرمان و نمادهای بشری است و به دلیل اینکه از بیشتر از هر ارزش دیگری در معرض تهدید و خطر بوده است، همواره انسان‌ها چه از نظر تئوریکی و چه به لحاظ راه‌حل‌های عملی مقطعی در تلاش چاره‌جویی برای رسیدن به آن بوده‌اند. دکتر بیگدلی در کتاب حقوق جنگ خود به نقل از یکی از حقوقدانان نوشته است؛ از ۳۴۰۰ سال تاریخ شناخته شده برای بشر، تنها ۲۵۰ سال بشریت در صلح عمومی به سر برده است. تاریخ سیاسی جهان که شامل عهدنامه‌ها و قراردادهای دو یا چندجانبه بین دولت‌هاست حاکی از فعالیت‌های بشری در راه برقراری صلح و همزیستی است. در حقیقت تلاش برای صلح همواره برای از بین بردن تجاوز وجنگ افروزی در روابط بین ملت‌ها ادامه داشته است.
همه آنهایی که دم از صلح می‌زنند و در عمل هیچ صلحی در کار نیست از این شعار ایده‌آل مفهوم واحدی ندارند. در حقیقت صلح مورد نظر سرمایه‌داری غرب با صلح مورد نظر کشورهای مسلمان، از زمین تا آسمان تفاوت دارد، صلح مورد علاقه یک قدرت بزرگ با صلحی که یک کشور ضعیف برای حفظ موجودیت و استقلال خودخواهان آن است فرق می‌کند.
صلح برای یک کشور قدرتمند به معنی آن است که منافع ملی آن در تمام نقاط عالم مورد تهدید قرار نگیرد، به آن کشور امکان استفاده از تمام منابع بالفعل و بالقوه را بدهد و در مجموع مفهومی وسیع و جهانی از صلح را مد نظر دارد. اما برای یک کشور ضعیف مانند منظور از صلح چیزی جز حفظ موجودیت و به مخاطره نیافتادن استقلال و حکومتش نمی‌باشد.
در فرهنگ‌های سیاسی هم صلح به معنای حالت آرامش در روابط عادی با کشورهای دیگر و فقدان جنگ و نیز فقدان نظام تهدید می‌باشد. همزیستی مسالمت آمیز در روابط میان کشورها با نظام‌های مختلف به معنای رعایت اصول حق حاکمیت، برابری حقوق، مصونیت، تمامیت ارضی هر کشور کوچک یا بزرگ، عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها و فیصله دادن به مسائل بین‌المللی است.
اسلام دین صلح و سلم و صفاست و خود نام اسلام از ریشه «سلم» مشتق است و بدین جهت متضمن معنای «سلامتی و آرامش» است. همچنین اسلام به معنی «تسلیم شدن به امر خدا» نیز ترجمه شده است.

دوستی

درتفسیرالمیزان درتوضیح کلمه " أَخِلاّء " دوستی چنین تعریف شده است " کلمه أخلاّء جمع خلیل به معنای دوست است. و اگر دوست را خلیل گفته‌اند بدان جهت است که آدمی، خُلّت یعنی حاجت خود را به او می‌گوید. و ظاهراً مراد از اخلاّء، مطلق کسانی است که به یکدیگر محبت می‌کنند. چه متقین و اهل آخرت که دوستی شان با یکدیگر به خاطر خداست( نه به خاطر منافع مادی) و چه اهل دنیا که دوستی هایشان به منظور منافع مادی است. "
در کتاب " المحجّه البیضاء"، دوستی چنین تعریف شده است: "دوستی یعنی همنشینی، معاشرت و گفتگوی انسان با افرادی که به آنها علاقه و محبت دارد، زیرا با غیر دوست معمولاً کسی قصد معاشرت ندارد. این دوستی و ارادت و محبت، یا لِذاته است (یعنی به خودی خود مطلوب است )و یا مجازی و واسطه‌ای است که انسان به وسیله آن به دوست حقیقی برسد. "
بنابراین دوستی‌ها ممکن است براساس منافع مادی وخواهش‌های نفسانی و اغراض و احساسات باشد و یا بر اساس یک انگیزه صحیح. با استفاده از آنچه گذشت، دوستی صحیح بر اساس معیارهای دینی را این چنین تعریف می‌شود :
محبت، علاقه، ارتباط روحی، حسن معاشرت و گفتگو میان دو فرد و یا بین افراد جامعه با ملاک صحیح و انگیزه‌های الهی، به طوری که دوستان بر اساس آن بتوانند نیازهای فردی و اجتماعی و احتیاجات دنیوی و اخروی خود را تأمین کنند.

دوستی حقیقی

این نوع از دوستی مخصوص اولیاء و مؤمنان واقعی است که تمام ارادت و انس و محبت خود را نسبت به خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام صرف نموده‌اند. آری اینان نخبگان عالم و کسانی هستند که از غیر دوست رسته، و به دوست پیوسته‌اند و آنچنان لذت این دوستی را چشیده‌اند که حاضر نیستند دنیا و آنچه در آن است را با لحظه‌ای انس و محبت و مناجات با خدای تعالی و ارادت به ساحت معصومین علیهم السلام عوض کنند. زیرا آنها خود مصداق واقعی این آیه هستند :
"وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ" [۸]
«آنان که ایمان دارند بیشترین محبت و عشقشان به خداست».

لذت دوستی

از قلمروهای انس و صمیمیت، دوستی بادیگران و داشتن دوست است که باعث بیرون آمدن انسان از تنهایی و شاد و با نشاط بودن زندگی او می‌شود. و همچنین علت بسیاری از نارضایتی‌های انسان را باید در فقدان روابط دوستی او بررسی کرد.
امام صادق (ع) می‌فرمایند :برای هر چیزی، چیز دیگری است که آسایش خود را در آن می‌جوید و همانا مؤمن، آسودگی خود را در برادر مؤمن خود می‌یابد؛ همانگونه که پرنده آسودگی خود را در نوع خود می‌یابد.[۹]
ارتباط و دوستی با هم نوع خود، بار غم و اندوه از انسان کنار می‌رود و این ارتباط باید ارتباط بین روحها و جانها باشد.
از امام کاظم (ع) در بارهٔ آن چه مایهٔ برتری زندگی دنیا است پرسیدند، امام پاسخ دادند: « وسیع تر بودن خانه و فراوان بودن دوستان »[۱۰]
همچنین امام صادق (ع) از پنچ چیز به عنوان عوامل آسایش وصلح در زندگی یاد می‌کند که چهارمین آن « مونس موافق » است. از ایشان پرسیدند مونس موافق چیست ؟ پاسخ دادند: « همسر صالح، فرزند صالح و دوست صالح » انسان باید قدر دوست‌های خوب را بداند و رابطهٔ خود را با آنان محکم تر کند و از آرامش و شادی که از بودن با آنها را به دست می‌آورد باید غنیمت شمارد دوست و دوست بودن ثروتی هستند که می‌توانند احساس خوشبختی را به انسان بر گردانند.

ماهیت صلح در اسلام

مسئلهٔ صلح در اسلام، مسئلهٔ اصیل و ریشه داری است که ارتباط و پیوند ناگسستنی و محکمی با طبیعت اسلام و نظریه عمومی و کلی آن در بارهٔ جهان و زندگی و انسان دارد.
اسلام عبارت است از دین همبستگی و وحدت و یگانگی و صلحو دوستی؛ وحدت بین تمام جزئیات عالم از اتم گرفته تا بالاترین مراحل زندگی، مرکب و به هم آمیخته است اسلام با نظر وسیع و جامع الاطرافی که نسبت به حیات و زندگی دارد، صلح و سازش را در دایرهٔ محدودی از شئون زندگی محدود نمی‌سازد، بلکه صلح بتمام معنی و همه جانبه‌ای را در جمیع شئون زندگی تحقق می‌بخشد، و یک پیوند ناگسستنی بین آن و ایدئولوژی کلی و مخصوص که نسبت به جهان و زندگی انسان دارد برقرار می‌سازد.
بنابراین صلحی که اسلام می‌خواهد، نسبت به آن معنائیکه اکنون در میان دولت‌ها متعارف است، فرق داشته و صلح اسلام دارای معنی عمیق تر و وسیع تری دارد و آن معنی عبارت است از: همزیستی و صلح و سازشی که « نام خدا » را که عبارت از عدالت اجتماعی و امنیت عمومی برای مردم است روی کره زمین بر قرار سازد، نه صرف خود داری از جنگ، به هر قیمتی که تمام شود... حتی، در حالیکه اهریمن ظلم و فساد، بال و پرش را روی مردم گسترده باشد.
البته هنگامی که اسلام می‌خواهد صلح عمومی و همه جانبه‌ای را طبق مبادی عالیه خود از راه برقرار ساختن نام خدا در جهان، تحقق بخشد، هیچگاه آن را در دائره صلح بین المللی محدود نکرده و از آنجا آغاز نمی‌نماید، بلکه می‌توان گفت که این مرحله، آخرین مراحل صلح اسلامی است، نه مرحله ابتدائی آن، و صلح بین المللی آخرین حلقه‌ای است که حلقه‌های زیادی به آن سبقت دارند.
اسلام پیش از همه چیز، صلح و دوستی را از خیر و باطن انسان شروع می‌کند سپس در محیط خانواده و بعد در محیط اجتماع و بعد از همه اینها در میدان بین المللی و میان ملتها...
اسلام صلح و آرامش را در ارتباط شخص به پروردگارش، شخص نسبت به خودش، فرد نسبت به اجتماع، طائفه‌ای نسبت به طوائف دیگر و مردم نسبت به حکومت بر قرار می‌سازد. و بعد از این همه گامها که در راه صلح و دوستی برداشته، آن وقت بعنوان برقراری آخرین مرحله صلح، قواعد و اصول بین المللی و جهانی را دفع می‌نماید.
اسلام برای تحقق بخشیدن به این هدف نهایی، راه طولانی و دور و درازی شروع می‌کند؛ از آرامش درون و صلح باطن عبور کرده بوی سازش و آرامش خانه، صلح اجتماع و صلح جهانی، پیش می‌رود.

صلح و دوستی از دیدگاه قرآن

واژه‌های «سلم» و «صلح ودوستی» به کرات در قرآن کریم مورد استفاده قرار گرفته؛ معانی عمیق داشته و از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. «سلم» در لغت به معنی برکنار بودن از آفات و بیماری‌های ظاهری و باطنی و «صلح ودوستی» به معنی زندگی همراه با مسالمت و آرامش وهمچنین سازش عادلانه است.
از نظر قرآن «صلح و دوستی» خیلی عالی و بهتر است و دوستی، سلامتی و آرامش و امنیت را به ارمغان می‌آورد؛ تا آنجا که طی یک جمله کوتاه و رسا می‌فرماید: «وَالصُّلْحُ خَيْرٌ[۱۱] » و صلح و آشتی بهتر است».
خداوند صلح را بر جنگ ارج نهاده است و پیش از آنکه مسلمانان را به جنگ فراخواند، آنان را به پذیرش صلح و دوستی با دشمنان فراخوانده است: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ».[۱۲]
«و اگر به صلح گراییدند تو[نیز] بدان گرای و بر خدا توکل نما که او شنوای داناست و اگر از فریب آنها بیم داری پس (بدان) خدا تو را کفایت می‌کند، او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان تقویت کرد و میان دلهای آنان الفت انداخته است»
قرآن مجید صلح و سازش را تنها مخصوص مسلمانان نمی‌داند، بلکه در مورد غیر مؤمنان که ظلم و تعدی به مسلمین نکرده و عهد و پیمانها را محترم شمرده‌اند، جایز می‌داند که مسلمانان با آنان دوستی و همزیستی نمایند:«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ[۱۳]» بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم، و بعضی از ما، بعض دیگر را - غیر از خدای یگانه - به خدایی نپذیرد. هر گاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم!»

جلب رحمت الهی از طریق ایجاد صلح و دوستی بین مؤمنان

قران کریم مؤمنان را برادران هم می‌داند و از آنان می‌خواهد که با رعایت تقوا با همدیگر در صلح و آرامش باشند :« حقیقاً مؤمنان باهم برادرند، پس میان برادرانتان را صلح و دوستی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید ».[۱۴]
تنظیم روابط اجتماعی و اصلاح تعاملات افراد جامعه با یکدیگر، که این خود متضمّن مسئلهٔ دیگری نیز هست و آن از بین رفتن دوری و اختلاف افراد بایکدیگر است. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «قهر کردن مسلمان با برادرش، همچون ریختن خون او زشت است».[۱۵]
در روایتی دیگر پیامبر (ص) خطاب به ابوذر می‌فرمایند: «ای ابوذر، از قهر کردن با برادرت بپرهیز که اعمالت قبول نخواهد شد. ای ابوذر، تو را از قهر کردن بر حذر می‌دارم و اگر ناچار به این کار شدی ( بیش از سه روز طول نکشد ) اگر بیش از سه روز باشد و در آن حال بمیرد به آتش سزاوارتر است ».[۱۶]
در حدیثی از امام صادق (ع) است که هیچ گاه دو شخص به قهر از یکدیگر جدا نشوند، مگر اینکه یکی از آن دو سزاوار بیزاری خدا و رسول از او و لعنت باشد و چه بسا که هر دوی آنها سزاوار این امر باشند. شخصی به نام مُعَتّب می‌گوید: عرض کردم: « خدا مرا فدایتان گرداند، این حرف برای طرف ظالم درست است اما مظلوم چرا ؟ حضرت فرمودند: برای آنکه برادرش را به آشتی با خود دعوت نمی‌کند و از سخن او چشم نمی‌پوشد. آن گاه امام (ع) فرمودند: شنیدم پدرم می‌فرمود: هر گاه دو نفر باهم ستیز کردند و یکی از آن دو بر دیگری چهره آید، باید آن که در حق او ستم شده نزد آن دیگری برود و به او بگوید: ای برادر، ستمکار و مقصر منم؛ و با این کار قهر و جدایی میان او و رفیقش بر طرف می‌شود؛ زیرا خداوند تبارک و تعالی را دری عادل است و حق ستمدیده را از ستمگر می‌ستاید».[۱۷]
آیات ۸۵ و ۱۱۴ سورهٔ نساء و ۱ سورهٔ انفال نیز بیانگر اهمیت ایجاد صلح بین مردم و دستور به انجام دادن این کار است. در حدیثی از رسول اکرم (ص) است که فرمودند: « آیا شما را از عملی بالاتر از نماز و روزه و صدقه خبر دهم ؟ آن چیز ایجاد صلح میان مردم است. زیرا تیره شدن رابطه مردم مُهلک و دین برانداز است».[۱۸]

صلح و دوستی در خانه

خانه، مسکن و مأوای انسان است در سایه آن دوران کودکی و کوچکی سر می‌رسد. اسلام، بموازات توجه به روح و دورن فرد... و محیط اجتماع بین المللی، می‌کوشد که بذر صلح را در خانه بپاشد و ریشه آنرا در آنجا محکم سازد زیرا همه اینها به مشابه زنجیر به هم پیوسته‌ای هستند که در بین آنها اتحاد و پیوند ناگسستنی وجود دارد.
اسلام نخست رابطه‌ای خانوادگی و داخلی را بصورت روشن و درخشانی تصویر می‌کند که از آن اشعهٔ؛ مهربانی، عاطفه، محبت و همکاری می‌تابد و بوی عطر می‌آید. از آنجایی که اسلام خانه را محیطی مناسب و آماده برای تشکیل خانواده و تربیت کودک می‌داند، پس خانه و خانواده شرایط مناسبی برای تربیت و پرورش صلح و دوستی به حساب می‌آید با افزایش مهر و محبت در خانه و درس افراد خانواده دوستی‌ها نیز در بین آنها مستحکتر می‌شود این دوستی موجبات صلح و آرامش را در جامع پا بر جا می‌کند. تا زمانی که صلحو دوستی در خانواده‌ها بوجود نباید. ایجاد جامعه‌ای مصلح غیر ممکن است.

صلح و دوستی در جامعه

در میان توده‌ای، مادامیکه امنیت عمومی و آرامش همه افراد عملی نزد صلح بر قرار شود. اسلام عوامل امنیت و آرامش فرد را در زندگی اجتماعی تأمین می‌کند تا بتواند آرامش و صلح در و جدل و فکر خود را گسترش دهد.
صلح و آرامش و دوستی در جامعه خود نگهدارندهٔ اجتماع است. فرد و جامعه از نظر اسلام دشمن و ضد همدیگر نیستند، بلکه آنها جسم و احدی در دو شکل مختلف هستند؛ در اسلام فرد برای جماعت و جماعت برای فرد قانون نمی‌گذارد. بلکه فرد و جماعت هر دو پای بند این قانون الهی هستند که همه را در نظر دارد.
هنگامی که این حقیقت روشن شد؛ امنیت و صلح هر شخص، بدول کوچکترین تضاد و تعارضی، همان امنیت و صلح جامعه است.
هر فردی در از یاد امنیت عمومی برای جماعت، سود مستقیم دارد، و این آرامش، به او فشار نمی‌آورد و در هدف صحیح و برنامه انسانی با او در جنگ ندارد. و جامعه هم هنگامی می‌تواند به صلح و آرامش دست یابد که نیروی فرد با افرادی که همه سالم و درستکارند هماهنگ سازد و دولتی ظالم و ستمگر بر آن حکومت نداشته باشد. و باید به پرچم واحد اسلام چنگ زند و وحدت و یکپارچگی مردم جامعه را بدست آورد و مردم را برای بدست آوردن امنیت و صلح و دوستی دعوت کند.

صلح و دوستی با ملل دیگر

در گذشته اجتماعات انسانی تحت نفوذ تمایلات ملی، زمینهٔ نژادی و عقاید دینی از یکدیگر جدا می‌زیستند. در موارد گوناگون همین عوامل همراه با منافع اقتصادی، اقوام و ملل را در برابر هم قرار می‌دادند و موجب پیدایش جنگ و ستیز میان آنها می‌شدند.
مدتهاست که رهبران کشورهای مختلف از همزیستی مسالمت آمیز و ایجاد صلح بین همدیگر صحبت می‌کنند؛ منشور ملل متحد نیز از این اصل حمایت می‌نماید. اسلام نیز نه تنها اصل همزیستی مسالمت آمیز، توأم با صلح و دوستی را توصیه می‌کند بلکه از این امر پا فراتر نهاده و ایجاد دوستی و محبت با اقوام و ملل مختلف را تشویق می‌کند: «خداوند شما را از دوستی با آنهایی که که در کار دین با شما جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه هایتان بیرون ننموده‌اند باز نمی‌دارد؛ بلکه به شما توصیه می‌کند که با آنها از روی عدالت رفتار کنید زیرا خداوند عادلان را دوست دارد».[۱۹]
در فرمان مالک اشتر، حضرت علی (ع) وقتی مالک اشتر را به ابراز محبت و مهربانی نسبت به مردم فرمان می‌دهد، میان مسلمانان که به عنوان برادران دینی تعبیرشده‌اند و افراد غیر مسلمان که برادران نوعی یا آنهایی که در خلقت با او یکسان هستند تفاوتی نگذارد.
در آیهٔ دیگر قران می‌فرماید: «ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را به صورت ملتها و قبیله‌ها درآوردیم تا یکدیگر را بشناسید یا باهم تفاهم داشته باشید».[۲۰]
از این آبات وروایات برمی آید که اسلام به طور صریح به همزیستی همراه با صلح و دوستی میان ملل مختلف را توصیه می‌کند و حسن ارتباط با دیگران را تشویق می‌نماید و این امر را مایهٔ اتحاد و یکپارچگی بین ملل مختلف می‌داند.

نتیجه گیری و پیشنهادات

اسلام دین صلح و صفاست و خود نام اسلام به معنای «سلامتی و آرامش» است.
در فرهنگ قران کریم انسانها همه از یک خانواده هستند و باید با همدیگرصلح داشته باشند.
صلح همواره در معرض خطر قرار داشته و به همین دلیل انسانها باید درحفظ آن کوشا باشند.
انسان با دوستی با دیگران، انس و الفت به دست می‌آورد و از تنهیی بیرون آمده و شاد با نشاط می‌شود.
صلح در اسلام ریشه دارد و اسلام بدون صلح بی معنی است.
منظور از صلح در اسلام، صلح و سازشی که « نام خدا » را که عبارت از عدالت و امنیت عمومی برای مردم است روی کره زمین بر قرار سازد.
قران صلح و دوستی را مایهٔ آرامش و امنیت می‌داند و خواستار برقراری آن توسط انسانها و بخصوص مسلمانان است.
خداوند قبل از جنگ با دشمنان، به صلح با آنان فرامی خواند.
ایجاد صلح و دوستی بین افراد باعث جلب رحمت الهی می‌شود.
صلح ابتدا باید از فرد شروع شده سپس در سطح وسیع گسترده شود.
اسلام به صلح و دوستی با سایر مللها تأکید داشته و خواستار افزایش ارتباط و دوستی با آنها است.

فهرست منابع

۱- قرآن کریم
۲- نهج البلاغه
۳- اسکندری حسین، آیه‌های زندگی، تهران، انتشارات سروش، ۱۳۸۵
۴- العکبری البغدادی محمد ابن محمدابن النعمان (شیخ المفید)، الاختصاص، ترجمه: علی اکبر الغفّاری، قم، انتشارات گنگرهٔ شیخ مفید، ۱۴۱۳ (ه ق)
۵- آمدی عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ترجمه: جلال الدین محمد خونساری، تهران انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۳، جلد هفتم
۶- پسندیده عباس، رضایت از زندگی، قم، انتشارات سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، ۱۳۸۶
۷- سیدقطب، ترجمه: سید هادی خسرو شاهی و زین العابدین قربانی، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی ۱۳۶۸
۸- شریعتمداری علی، تعلیم و تربیت اسلامی، تهران، انتشارات مؤسسهٔ امیر کبیر، ۱۳۸۵
۹- محدّثی جواد، اخلاق معاشرت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزهٔ علمیّهٔ قم، ۱۳۷۹
۱۰- محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ترجمه: علی اکبر الغفّاری، بیروت، انتشارات دارالصعب و دارالتعارف، ۱۴۰۱ (ه ق )
۱۱- محمدی ری شهری محمد، میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا مشایخی، انتشارات سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، ۱۳۷۷

پانویس

  1. نساء، آیه 128
  2. نساء 1
  3. آل عمران 103
  4. شهریار، دیوان اشعار
  5. غرر الحکیم
  6. غرر الحکیم
  7. بقره 216 «عَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ»
  8. سوره بقره آیه 165
  9. الاختصاص
  10. الکافی، جلد 6
  11. سورهٔ نساء آیهٔ 128
  12. سورهٔ انفعال آیات 61 - 62
  13. سورهٔ آل عران آیهٔ 64
  14. حجرات 10
  15. میزان الحکمه
  16. مکارم الاخلاق ج
  17. کافی، ج 2
  18. میزان الحکمه
  19. سورهٔ ممتحنه آیهٔ 8؛ لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ
  20. سورهٔ حجرات آیه ی13؛ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
منبع:پایگاه خبری ،تحلیلی سفیر مغان - تاریخ برداشت: ۹۵/۴/۱۲