فرهنگ مصادیق:شناخت منافقان

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از شناخت منافقان)
پرش به: ناوبری، جستجو
شناخت منافقان

ویژگی‌های منافقین در کلام امام سجاد (ع)

به گزارش کردستان وب:
وجوب شناخت منافق از حیث مصداق و فراگیرشناسی و جریان شناسی، برای کسانی که ثروت و اعتبار و زمان بیت المال را در اختیار دارند بسیار لازم و ضروری است. زیرا عدم شناخت ابعاد وجودی منافق، راه را برای نفوذ ایشان در قلب و ذهن متصدیان قدرت باز می‌کند تا موجبات انحطاط سیاستهای کلان را میسر سازند.
«قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي:[۱]بگو این راه من است که من و پیروانم با بصیرت کامل همة مردم را بسوی خدا دعوت می‌کنیم».بصیرت ابعاد و گسترده‌ای دارد. خداشناسی، پیامبر و امام شناسی، معاد شناسی، وظیفه شناسی و.....دشمن شناسی از ابعاد برجستة بصیرت می‌باشد. زیرا در بسیاری از موارد در قرآن ، بلافاصله بعد یا قبل از دعوت به توحید و عبادت خداوند، سخن از کفر به طاغوت و کناره گیری از عبادت شیطانی آمده است. گاهی دشمن شناخته شده است. و علناً پرچم برافراشته که در این صورت گرچه برخورد و مبارزه همراه با رنج و مشکلات و سختی‌هاست ولی مشکل اغواگری و فریب وجود ندارد.اما گاهی خود را درهاله‌ای از آنچه جامعه آن را مقدس می‌داند می‌پوشاند که علاوه بر سختی‌ها دشواری دیگری دارد و آن عوامفریبی و تاثیرگذاری به جبهة خودی است.
هر زمان که حق قدرت می‌گیرد گروهی که توانایی مقابله فیزیکی ندارند در ظاهر به همراهی مردم و حکومت حق حرکت می‌کنند اما در خفا در جهت عکس حرکت می‌کنند و بدون اینکه متهم به مقابله و مبارزه با حکومت اسلامی باشندبه کارشکنی می‌پردازند به تعبیر قران هنگامی که با مومنان روبرو می‌شوند می‌گویند ما با ایمانیم و مسلمان وآنگاه که با دوستان شیطان خود خلوت می‌کنند می‌گویند ما با شماییم ما مؤمنان را مسخره می‌کنیم (سوره بقره آیه 14) در آیات قران و روایات اهلبیت این گروه به شدت خطرناک معرفی شده‌اند در آیه ۴ سوره منافقون که به طور کامل دربارهٔ این گروه نازل شده آمده : اینان دشمن واقعی هستند پس از اینان در حذر باش.
در اهمیت خطر این گروه همین بس که بزرگترین بلاهایی که از صدر اسلام بر سر مسلمانان امده است از دست این گروه بوده و هنوز هم منافقین ضربه‌های بزرگی بر پیکره امت اسلامی وارد میکنندرسول گرامی اسلام فرمود : سه خصلت از علامتهای منافق است اول هنگامی که خبری را می‌گوید دروغ می‌گوید دوم آنگاه که به او اطمینان شود خیانت می‌کند سوم وقتی وعده‌ای می‌دهد تخلف می‌کند در آیات قران وروایات اهلبیت نشانه‌هایی برای این دشمن خطر ناک بیان شده که دریک جمع بندی به دونوع نفاق می‌رسیم ۱-نفاق اخلاقی که نشانه‌های آن در احادیث دروغگویی خلف وعده وخیانت در امانت شمرده شده ۲-نفاق سیاسی که نتیجه و رشد یافته نفاق اخلاقی است.نفاق اخلاقی خود فرد و برخی اطرافیان را گرفتار انحراف می‌کند اما نفاق سیاسی که در آیات قران مکرر از آن یاد شده بخش زیادی از جامعه را دچار انحراف می کنداهمیت نکته‌ای که حضرت علی (ع) در نامه ۲۷ خود به محمد ابن ابی بکر (والی مصر) متذکر شد به قدری است که ایجاب می‌کند سازمان امر به معروف و نهی از منکر (که جایش در حکومت دینی،مانند سازمان حج و زیارت،خالی است) این نامه را از جهت تذکر و انذار، به دست کسانی که به تازگی به صدارت می‌رسند، برساند.حضرت امیر از زبان پیامبر اکرم (ص) متذکر می‌شوند که :"من از کفار و مشرکین بر امتم بیمناک نیستم، آن که من از او بر شما بیمناک هستم، منافق است." وجوب شناخت منافق از حیث مصداق و فراگیرشناسی و جریان شناسی، برای کسانی که ثروت و اعتبار و زمان بیت المال را در اختیار دارند بسیار لازم و ضروری است. زیرا عدم شناخت ابعاد وجودی منافق، راه را برای نفوذ ایشان در قلب و ذهن متصدیان قدرت باز می‌کند تا موجبات انحطاط سیاستهای کلان را میسر سازند.اما قبل از شناخت مسائل فوق که به فراخور حال تغییر می‌کند، دانستن ابعاد "نفاق"، لازمه درک خطر تبعات همکاری با منافق است که در اینجا به اختصار به بررسی ریشه کلمه نفاق، لوازم نفاق، آثار نفاق، ویژگی‌های نفاق و در نهایت، راه‌های شناخت منافق می‌پردازیم.

ریشه کلمه نفاق

ماده «ن ، ف ، ق» در لغت عرب برای دو معنای اصلی و چند معنای فرعی به کار رفته است. دو معنای اصلی آن، یکی «تمام و فنا شدن» و دیگری «پوشیده و پنهان داشتن» است. از معنای نخست ، استعمال‏ «نفق نفقة القوم» به معنای تمام شدن زاد و توشه است. در معنای دوم، واژه‌های «نفق» به معنای تونل و راه زیرزمینی و «نافقاء» در برابر «قاصعاء» به معنای یکی از دو سوراخ لانه موش صحرایی به کار رفته‌اند. قرآن با استخدام این لفظ برای کسی که کفر خود را پوشیده می‌دارد و اظهار ایمان می‌نماید ، به یکی از وجوه پنهان روح و بیماری‌های نهان انسان اشاره کرد بر اساس این تشبیه ساخته شده است که منافق نیز داخل «نفق» یا «نافقاء» می‌شود تا خود را پنهان بدارد و اگر بتواند بگریزد. با رواج این استعمال و کاربرد آن در دیگر مصداق‌ها، همچون انسان خیانتکار، ریاکار، توسعه معنایی نفاق افزون‌تر گشت. واژه نفاق به معنای مخفی کردن کفر و تظاهر به ایمان است. استعمال نفاق به این معنا برای اولین بار در قرآن آمده و عرب قبل از اسلام آنرا به این معنا بکار نبرده است. ابن اثیر می‌نویسد:و هو اسم لم یعرفه العرب بالمعنی المخصوص و هو الذی یستر کفره و یظهر ایمانه. در ترجمه نفاق به فارسی باید در کنار دورویی، پنهان کاری را نیز اضافه کرد. منافق کسی است که دورو بوده و این صفت خویش را پنهان می‌کند.

لوازم و ابراز نفاق

حضرت علی (ع) در نامه ۲۷ بیان می‌کنند که پیغمبر از دو چیز اظهار نگرانی کرده است: از نفاق و منافق؛ و دیگر این‌که از توده امت جاهل و نادان باشند. پیامبر اکرم می‌فرمایند: "إِنِّي لَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي‏ فقر و لکن أخاف علیهم سوء التدبیر؛ من از فقر و نداشتن ثروت بر امتم بیمناک نیستم، آن چیزی که من از آن نگران هستم سوء التدبیر است." به تعبیر شهید مطهری، "منظور از سوء التدبیر همان فقر معنوی و فکری و فقر اندیشه است." پس، از یک طرف متظاهر زیرک و ریاکار و از طرف دیگر مردم جاهل و نادان، از لوازمات پیشبرد اهداف منافق است.از این جهت است که اهمیت توصیه مقام معظم رهبری مبنی بر فراگیری "بصیرت" روشن می‌شود تا یکی از دو ابزار منافق یعنی جهل و نادانی، خنثی و فرصت پیاده کردن برنامه‌های شوم، از منافقین گرفته شود.

آثار نفاق

در این مرحله بایستی نفاق هم مانند بسیاری از مفاهیم، در مراتب مختلف بررسی شود. بالاترین مرتبه نفاق، نفاق با خدای متعال است و در مراتب پایین تر، نفاق با نظام، نفاق با یکدیگر و نفاق با خود را می‌توان متصور شد. از طرف دیگر، حضرت علی (ع) در حدیثی، فرایند تشکیل سرنوشت را این چنین تبیین می‌کنند: "مواظب افکارت باش که گفتارت را می‌سازد، گفتارت رفتارت را می‌سازد، رفتارت عادتت را می‌سازد، عادتت شخصیتت را می‌سازد و در نهایت، شخصیتت سرنوشتت را می‌سازد."پس افکار صادقانه یا افکار منافقانه (که منشاء آن کذب است) ؛ تاثیر مستقیم بر افکار و در نهایت سرنوشت خواهد داشت.

ویژگی‌های منافق

ابن رجب حنبلی می‌گوید: "نفاق از نظر شرعی دو گونه است: یکی نفاق اکبر و آن این است که انسان به ظاهر خود را مؤمن به خدا و پیامبران و روز قیامت نشان دهد. دوم نفاق اصغر یا نفاق عملی است و آن این است که انسان به ظاهر کاری کند و قصدش چیز دیگری باشد. که منظور همان ظاهرسازی و ریاکاری است؛به استناد آیات و احادیث، برخی ویژگی‌های منافق در نوع اکبر یا اصغر به شرح ذیل است؛

شک و تردید

امام علی علیه السلام می‌فرماید: "كُلُّ مُنَافِقٍ مُرِيب‏؛ تمام منافقین در شک و تردید هستند." مهم‌ترین ویژگی منافق از نوع اصغر، شک و تردید درونی و قلبی آنان است . چنین انسانی چون نتوانسته است به علم و یقین نایل آید و خود را از نظر فکری و روحی قانع سازد، در وادی حیرت و تردید باقی می‌ماند . به عبارتی منافق نمی‌تواند در بزنگاه‌های اجتماعی و رویدادهای سیاسی؛ موضع گیری متقنی صورت دهد و مرز خود را با عوامل فتنه روشن سازد.

چند رنگی

امام علی (ع) می‌فرماید:" عَادَةُ الْمُنَافِقِينَ تَهْزِيعُ الْأَخْلَاق‏؛ به تغییر همواره خلق و خوی خود عادت کرده است." چون منافق نمی‌تواند به رای و نظر خود استوار بماند و مجبور به موضع گیری‌های متناقض می‌شود، بایستی این توانایی را داشته باشد که به تغییر خوی خودش عادت کند وگرنه نمی‌تواند در مسیر نفاق موفق عمل کند.
امام علی (ع) فرمودند:" َ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُم‏ إذا تفقه لغیر الدین؛ ترسناک‌ترین چیزی که بر شما می‌ترسم ، آن است که برای غیر دین تفقه شود." از این رو، دنیاطلبی به بهانه امور اخروی، زشت‌ترین و زیانبارترین و خطرناک‌ترین گونه دنیاطلبی است. برای دنیا در دین تفقه می‌کنند و برای عمل نکردن می‌آموزند و سخن از آخرت را وسیله‌ای برای رسیدن به دنیا می‌کنند، و از این رو دیرتر از منافقان دیگر کشف و رسوا می‌شوند و از پس سال‌ها مراقبت دائمی و دقت کافی ، از پرده برون می‌افتند.بنا بر آیات و احادیث، از دیگر ویژگی‌های منافقین می‌توان به؛ چاپلوسی، خلف وعده، دروغ گویی، خیانت، ناشکری، خودبزرگ بینی، پرخوری، ظاهرسازی و .... اشاره کرد.

راه‌های شناخت منافق

لحن گفتار

امام علی (ع) می‌فرماید:" علی لِسانِ المُنافِقِ شَیطانٌ یَنطِقُ؛ بر زبان منافق، شیطانی است که سخن می‌گوید." لذا یکی از راه‌های شناخت منافق، دقت در سخنان ایشان است.

نحوه رفتار

امام علی (ع) می‌فرماید:" جز کافر و منافق، حق را از مستحقش دور نکرد." و همچنین فرمود:" تکلف از اخلاق منافقان است."از این منظر، با دقت در نوع رفتار فرد و تطبیق رفتار با ویژگی‌های منافق، می‌توان به نفاق افکنی و ناسازگازی گفتار و رفتار وی پی برد.

نشانه‌های نفاق سیاسی

آیات هشت تاچهارده سوره بقره به سیره رفتاری و گفتاری منافقین اشاره می‌کند الف : ادعای اصلاح در عین افسادصلاح و فساد هر فرد وجامعه‌ای بر طبق معیارهای آن جامعه تعیین می‌شود آنچه منافقین می‌کنند هر چند در نظر آنها اصلاح به حساب می‌آید اما با معیارهای اسلامی کاری جز فساد نیست همچون کسانی که در مقطعی از زمان به دنبال اصلاح جامعه اما مطابق با معیارهای غربی بودند وهنوز نیز هستند در حالیکه ادعای اسلام نیز می‌کنند کار این گروه مدعی اصلاحات جز افساد نبوده و نیست.
ب: تحقیر ایمان مردم و تضعیف اعتقادات آنان این گروه خود را صاحب عقل و اندیشه و خرد و دانش می‌دانند و مردم را به خاطر تبعیت و اطاعت از فرامین خدا و پیامبر سفیه می‌دانند اما قران خود این گروه را سفیه واقعی معرفی می‌کند که در تشخیص حق از باطل اینقدر ناتوانند سوره انفال آیه چهل ونه نیز اشاره‌ای به این معنا داردتوهین‌هایی که در چند سال گذشته به مقدسات و اعتقادات مردم می شدرا می‌توان نمونه‌های عینی رفتار منافقین دانست.
منافق نهی می‌کند و نهی نمی‌‏پذیرد و امر می‌کند به آنچه خود انجام نمی‌دهد و وقتی به نماز می‏‌ایستد “اعتراض” می‌کند و التفات و توجهش به غیر خداست.ابوحمزه ثمالی از امام چهارم زین‌العابدین علیه‌السّلام روایت کرده که فرمود: بدرستی که منافق نهی می‌کند و نهی نمی‌‏پذیرد و امر می‌کند به آنچه خود انجام نمی‌دهد و وقتی به نماز می‏‌ایستد “اعتراض” می‌کند. (التفات و توجهش به غیر خداست.) پرسیدم ای فرزند رسول خدا (ص) “اعتراض” چیست؟ فرمود:هنگامی که به رکوع می‌رود چون چهارپایان فرود می‌شود یعنی از رکوع چیزی درک نمی‌کند.روز را به شب می‌برد و همّش خوراک است با این که روزه نبوده است.در هر بامدادی فکری جز خوابیدن ندارد و همّش خواب است با این که شب بیدار نبوده است.اگر با تو سخن گوید، به تو دروغ می‌گوید.اگر به او امانت بسپاری، خیانت کند.و اگر از او پنهان و غایب شوی، غیبت تو را می‌نماید و اگر به تو وعده دهد، وفا نمی‌کند.
متن حدیث: إِنَّ الْمُنَافِقَ يَنْهَى وَ لَا يَنْتَهِي وَ يَأْمُرُ بِمَا لَا يَأْتِي وَ إِذَا قَامَ إِلَى الصَّلَاةِ اعْتَرَضَ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ مَا الِاعْتِرَاضُ قَالَ الِالْتِفَاتُ وَ إِذَا رَكَعَ رَبَضَ يُمْسِي وَ هَمُّهُ الْعَشَاءُ وَ هُوَ مُفْطِرٌ وَ يُصْبِحُ وَ هَمُّهُ النَّوْمُ وَ لَمْ يَسْهَرْ إِنْ حَدَّثَكَ كَذَبَكَ وَ إِنِ ائْتَمَنْتَهُ خَانَكَ وَ إِنْ غِبْتَ اغْتَابَكَ وَ إِنْ وَعَدَكَ أَخْلَفَك‏؛[۲]

منافقین و دوستی با بیگانگان

یکی از ویژگی‌های منافقین ارتباط و دوستی با دشمنان و بیگانگان است. این‌ها می‌روند با کسانی که خارج از جرگه اسلام هستند و با مؤمنین سرستیز دارند با این‌ها نرد دوستی می‌بازند، با این‌ها می‌روند دست می‌دهند، احوال‌پرسی می‌کنند، با آن‌ها بازی می‌کنند! بعد که می‌آیند این جا به آن‌ها می‌گوییم آقا شما چرا با کسانی که با ما در ستیز هستند، دشمن صریح ما هستند، با این‌ها چرا شما ارتباط دارید؟ «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ...» [۳] نه ما تفریحی داریم با آنها بازی می‌کنیم، ما کاری با این‌ها نداریم! ما زیر بیرق این‌ها نیستیم. «قل ابالله و آیاته و رسوله کنتم تستهزئون» شما دارید با خدا و رسول و آیات خدا بازی می‌کنید، دارید ما را مسخره می‌کنید! یعنی همین که شما با آنها ارتباط دارید و با آنها خوش و بش می‌کنید، خود این یعنی این که در خط آنها هستید، زیرا پرچم آنها هستید.
نمی‌شود یک مؤمنی که با رهبر اسلام با پیامبر اسلام دست بیعت داده، خوش و بشش را برود با کسانی که در برابر اسلام ایستاده‌اند داشته باشد. «لاتعتذروا» بی‌خود بهانه نیاورید که نه ما به خاطر فلان بود، مصلحت چی بود. اصلاً بهانه نیاورید «قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ... »[۴] بله شما یک زمانی مومن بودید، در جرگه ما بودید، در جرگه اسلام بودید، اما حالا کافر شده‌اید «قد کفرتم بعد ایمانکم ان نعف عن طائفه منکم» اگر ما از طایفه‌ای و گروهی از شما بگذریم که خیلی حالا در ماجرا نبودند و با جریان رفتند، اگر هم از این‌ها بگذریم «نعذب طائفه» ولی از یک گروه دیگر نمی‌توانیم بگذریم، آنهایی که عامدا" و با آگاهی کامل این خط را انتخاب کردند و در مسیر مقابل اسلام و رهبری اسلام ایستادند. از این‌ها دیگر نمی‌توانیم بگذریم، چرا «بِأَنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ»[۵] این‌ها مجرم هستند. «الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ... »[۶] فرقی هم نمی‌کند مرد باشید یا زن. «الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ»[۷] وقتی که پای نفاق، ایجاد شکاف، ایجاد تزلزل در جامعه به میان آمد، چه مرد و چه زن منافق، این‌ها از همدیگر هستند، «يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ»[۸] بیانیه‌اش، فرمانش، امرش همه برای منکر است.

نفاق در عصر حاضر

منافقین می‌خواهند بوسیله امر به منکرات وزشتی‌ها و نهی از خوبی‌ها، دین را از مردم بگیرند و به اصل دین حمله کنند. در ظاهر به مصادیق معروف و منکر امر و نهی می‌کنند. یعنی اینکه به چیزی امر می‌کنند با جلوه ظاهری خوب نشان دادن که در مصداق منکرات و بدیهاست نه مفهوم منکر. آنها مردم را به کارهایی دعوت می‌کنند که در واقع عین زشتی‌هاست سابقاً در جامعة ما بر خانم‌ها یک مفهوم ارزشی وجود داشت بنام (حیاء) همه خوب می‌دانیم که یکی از صفات خوب و ارزشمند برای زنان (حیاء) می‌باشد. البته حیاء برای مردها هم خوب است ولی برای خانم‌های یکی از صفات برجسته است ولی منافقان می‌آیند می‌گویند شرم حیاء همان خجالت است و انسان خجالتی در دنیا هیچ کاری نمی‌تواند بکند. لذا انسان خجالیتی یک انسان بی عرضه است و علم رواشناسی می‌گوید خجالت کشیدن بد است . صفرای غلط نتیجه غلط داد. پس به دیدگاه اینها اگر دختری از پسری خجالت بکشد بداست زیرا نمی‌تواند خواست خویش را به خوبی بیان کند اینها نقطه مثبت را با منفی قاطع کرده‌اند، پس نتیجه غلط گرفته‌اند که می‌گویند دختر و پسر را آزاد بگذارید تا با هم بروند و معاشرت کنند اینجا در واقع مصداق آیه یا مرون بالمنکر (امر به بدهی می‌کنند تحقق می‌یابد. خوبی‌هایی که اینها دعوت می‌کنند مساوی است با بدی‌ها و در واقع ترویج فساد در حالیکه قرآن کریم حیا را د رجای خود و به معنای اصلی خود یکی از شخصیت‌های برجسته خوانده و واژه‌ای که در مورد زن بکار می‌برد و واژة حیاء است.
منافق، در برابر رهبری می‌ایستد و در جامعه شکاف ایجاد می‌کندیکی از خطراتی که همواره اسلام را در طول دوران ۲۳ ساله پیامبر اعظم (ص) مورد تهدید قرار می‌داد، مساله نفاق بود. منافقین با قدرت یافتن اسلام، بر قدرت خویش افزودند و با شکل‌گیری اولین حکومت اسلامی در مدینه النبی، به عنوان مهمترین تهدید داخلی در برابر اسلام قد علم کردند. مروری بر آخرین سوره‌های نازل شده بر قلب مبارک پیامبر اکرم (ص) نشان از حجم بالای آیاتی دارد که به معرفی و تبیین ابعاد مختلف این خط انحرافی اختصاص یافته است.انقلاب اسلامی نیز امروز بطور جدی از ناحیه "خط نفاق" دچار تهدید شده است، و قضایای اتفاق افتاده بعد از انتخابات ۲۲ خرداد، نشان از اقدامات جدی این خط نفاق در جامعه دارد.

فهرست منابع

-تفسیر نمونه جلد ۲۴ ناصر مکارم شیرازی.
-تفسیر کاشف جلد ۲ دکتر سید محمد باقر حجتی.
-اخلاق عملی آیت الله مهدوی کنی بحث دورویی.
-آذرخش دیگر از آسمان کربلا بحث امر به معروف و نهی از منکر -نفاق یاکفر پنهانی محمد کاظم نیک نام.
-سیمای نفاق در قرآن آیت الله سید احمد خاتمی.

پا نویس

  1. سوره یوسف؛ آیه 108
  2. اصول کافی، جلد۴، صفحه۱۱۲
  3. توبه:65
  4. توبه:66
  5. توبه:66
  6. توبه:67
  7. توبه:67
  8. توبه:67
منبع:باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو - تاریخ برداشت:95/07/01