فرهنگ مصادیق:سوء ظن

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از سوء ظن)
پرش به: ناوبری، جستجو
سوءظن

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ بدبینی و جلو گیری از آن

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: سیدعلینقی میرحسینی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم

انواع سوء ظن و بایدها و نبایدها

مقدمه

«ظن» در لغت به معنای پنداشت، گمان، حدس، گمان بردن،[۱]متهم کردن،[۲] ظن غالب،[۳] احتمال، تردید، توهم، زعم، شک، گمانه، ضد یقین،[۴] شک و یقین(یقین غیر عیان و غیر قطعی)،[۵] اعتقاد غیر جازم و غیر قطعی،[۶] اعتقاد ضعیف و غیر مستدل(اعتقاد به حق یا باطل)،[۷] احتمال قوی و شک تساوی الطرفین[۸] و نیز به معنای اسم خاص برای چیزی[۹]می‌باشد. بنابراین، «السوء» که جمع آن «أسواء» است، از ماده «ساءَه» به معنای بد، آفت، شر و فساد و تباهی می‌باشد.[۱۰] «الظن» یعنی «گمان» و «خیال قوی به احتمال خلاف آن» است. ترکیب آن «سوء الظن» به معنای «گمان و نیت بد» است.[۱۱]
افزون بر این، گاهی کلمه «سوء» با کلمات دیگری نیز ترکیب می‌شود که در هر حال، به معنای «بدی، آفت و فساد» است. از جمله: «سُوءُ الحَظّ» یعنی بدشانسی؛ «سُوءُ البخت» یعنی بدبختی؛ «لِسُوءِ الحَظّ» یعنی از بدشانسی و با کمال تأسف؛ «سُوءُ الفَهْمِ» یعنی نادانی و نافهمی؛ «سُوءُ التَّفَاهُم» یعنی سوء تفاهم؛ «سُوءِ نِیَّه» یعنی نیّتِ بد؛ «سُوءُ الاسْتِعْمَال» یعنی زیاده‌روی، سوء استفاده و تجاوز از حق؛ «سُوءُ المَعَامَلَه» یعنی بدرفتاری؛ «سَوءُ السلُوک» یعنی بد روشی و ناهنجاری؛ «سَوءُ الإدَاره» یعنی فساد اداری[۱۲]؛ «حُسْنُ الظّنّ‏» یعنی گمان و نیت خوب که ضد عبارت «سوء الظن» است و دقیقا در مقابل آن قرار دارد.[۱۳]
از آنچه گذشت، معنای اصطلاحی «سوء ظن» روشن می‌شود. در یک نگاه کلی، هرگاه از فردی، کاری سربزند که هم قابل «تفسیر صحیح» باشد و هم «تفسیر غیرصحیح»؛ و ما جانب «غیر صحیح» را گرفته و آن را به صورت نادرست تفسیر نماییم، سوءظن می‌گویند. کسی که دارای این خصلت زشت و نکوهیده شد، نسبت به خود، یا دیگری بدبین و بدگمان می‌شود و در زندگی خود و دیگران چالش ایجاد می‌کند. و همین گمان بد، زمینه ساز مخالفت‌ها، درگیری‌ها، بدبینی‌ها، دشمنی‌ها و خیلی از گناهان بزرگ دیگر می‌شود. به همین دلیل، «سوء الظن» در آیات الهی و روایات معصومان(ع) از رذایل اخلاقی شمرده شده و دارنده آن مورد نکوهش و مذمت قرار گرفته است. تا آنجا که خدای متعال «سوء الظن» را از شیوه‌های رفتاری کفار دانسته[۱۴]؛ و از گناهان بزرگ برشمرده و آن را نکوهش کرده است.[۱۵] رسول اکرم(ص) نیز آن را زمینه ساز برخی از گناهان بزرگ دانسته است.[۱۶] همین طور، علی(ع) نیز آن را از آفات و بلایای دین و دینمداری برشمرده؛[۱۷] و از عدم جمع «ایمان و بدگمانی» سخن به میان آورده است.[۱۸] و...
‏با توجه به آنچه گذشت، می‌توان به میزان اهمیت، ضرورت و جایگاه «سوء الظن» پی برد. موضوعی به ظاهر ساده که در صورت عدم شناخت و تحلیل و توجه به آن، می‌تواند عامل خیلی از مشکلات و گرفتاری‌های فردی، اجتماعی، روحی، جسمی و اخروی انسان باشد و سبب سقوط و دخول او به دوزخ گردد. بنابراین، می‌طلبد که آن را بشناسایی کرده و با حساسیت لازم، آن را در زندگی فردی و اجتماعی خود، مورد دقت و تأمل و توجه قرار دهیم تا گرفتار عوامل منفی و زیانبار آن در دنیا و آخرت نشویم.

انواع و اقسام

در یک نگاه کلی، سوء ظن و یا بدگمانی را می‌توان به چهار قسم تقسیم کرد که عبارتند از:

سوء ظن به خدا

یکی از امور ناپسند و حرام، داشتن «سوء ظن» به خداوند است. سوء ظن به خدا یعنی بدگمانی نسبت به ذات پاک خدای بی همتا و لایزال. در این مورد خداوند از زبان حضرت یعقوب(ع) فرموده است: «يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ؛[۱۹] ای پسران من، بروید و یوسف و برادرش را بجویید و از رحمت خدا مأیوس مشوید، زیرا تنها کافران از رحمت خدا مأیوس می‌شوند.» و نیز در سوره آل عمران، وقتی سخن از جنگ «احد» به میان می‌آورد، از سوءظن برخی مسلمانان به خداوند پرده بر می‌دارد و این نوع حوادث و اتفاقات را یک نوع امتحان الهی بر می‌شمارد.[۲۰] از سرنوشت دردناک جنگ احد دانسته می‌شود که ممکن است، سوءظن به خدا در زمان‌های بحرانی و خطرزا، و توسط افراد ضعیف الایمان صورت می‌گیرد.
راه علاج این بیماری، حسن ظن به خداست. در این مورد سخنانی زیبا از معصومان(ع) رسیده است. از جمله آنها این سخن ارزشمند پیامبرخاتم(ص) است که فرمود: «... وَ الَّذِی لا اِلهَ اِلاّ هُوَ لایَحْسُنُ ظَنُّ عَبْد مُؤمِن بِاللّهِ اِلاّ کانَ اللّهُ عِنْدَ ظَنَّ عَبْدِهِ الْمُؤمِنِ لَنَّ اللّهَ کَرِیْمٌ بِیَدِهِ الْخَیْراتُ یَسْتَحْیِی اَنْ یَکُونَ عَبْدُهُ الْمُؤمِنُ قَدْ اَحْسَنَ بِهِ الظَّنِّ ثُمَّ یُخْلِفُ ظَنَّهُ وَ رَجائَهُ فَاَحْسِنُوا بِاللّهِ الظَّنَّ وَ ارْغَبُوا اِلَیْهِ؛ قسم به خدایی که معبودی جز او نیست هرگاه بنده مؤمنی حسن ظن به خدا داشته باشد خدا نزد گمان بنده مؤمن خویش است زیرا خداوند کریم است وتمام نیکی‌ها به دست او است، حیا می‌کند از این که بنده مؤمنش حسن ظن به او داشته باشد، سپس او گمان و امید او را ناکام کند، بنابراین حسن ظن به خدا داشته باشید و به سوی او رغبت کنید».[۲۱] در حدیثی از امام علی(ع) می‌خوانیم که از حضرت داود پیامبر(ع) چنین نقل می‌کند: «یَا رَبِّ مَا آمَنَ بِکَ مَنْ عَرَفَکَ فَلَمْ یُحْسِنِ الظَّنَّ بِکَ؛ پروردگارا! کسی که تو را بشناسد و حسن ظن به تو نداشته باشد، به تو ایمان نیاورده است.»[۲۲] و نیز فرمود: «مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللَّهِ فَازَ بِالْجَنَّه؛ هر که گمانش به خدا نیکو باشد، با بهره مندی از بهشت، پیروز و رستگار گردد.»[۲۳]
امام رضا(ع) نیز فرمود: «أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنِ بِی إِنْ خَیْراً فَخَیْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّا؛ به خداوند خوش گمان باش، زیرا خدای عزوجل می‌فرماید: من نزد گمان بنده مؤمن خویش هستم، اگر به من خوش گمان باشد، به خوبی با او رفتار می‌کنم و اگر به من بدگمان باشد، به بدی با او رفتار می‌کنم.»[۲۴]
در یک نگاه کلی، بد گمانی نسبت به خداوند ممکن است ناشی از «گناه زیاد»، «عدم شناخت خداوند»، «تزلزل ایمان»، «داشتن برخی صفات رذیله اخلاقی از جمله بخل»[۲۵]، «نا امیدی از رحمت الهی»، «عدم اطمینان به وعده‌های خداوند»، «انتظار خوشی و رفاه کامل در زندگی»، «توقع استجابت فوری دعا» و... باشد. بدون تردید، این نوع سوء ظن، یک امر باطل و ناپسند است و از گناهان بزرگ، و از صفات کافران شمرده شده و است. به همین دلیل، به هیچ عنوان شایسته نیست بنده خدا نسبت به خالقش سوء ظن داشته باشد. بنابراین، خوب است که انسان اموری که موجب این نوع سوء ظن می‌شود را شناسایی کرده و از آن پرهیز نماید تا در زندگی فردی و اجتماعی زمینه خوش بینی نسبت به خالق هستی فراهم گردد.
بنابراین، این نوع سوءظن، از بدترین انواع و اقسام سوءظن است که موجب می‌شود انسان در دنیا همواره در عذاب فکری و روحی باشد و در آخرت نیز معذب به عذاب الهی. در مورد پیامدهای اخروی سوء ظن به خدا، از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: «وَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَا یُعَذِّبُ اللَّهُ مُؤْمِناً بَعْدَ التَّوْبَهِ وَ الِاسْتِغْفَارِ إِلَّا بِسُوءِ ظَنِّهِ بِاللَّهِ وَ تَقْصِیرِهِ مِنْ رَجَائِهِ وَ سُوءِ خُلُقِهِ وَ اغْتِیَابِهِ لِلْمُؤْمِنِینَ؛ به خدایی که معبودی جز او نیست سوگند که خداوند هیچ مؤمنی را بعد از توبه و استغفار عذاب نمی‌کند مگر به خاطر سوءظن به خداوند و کوتاهی در امیدواری به ذات پاک او و بداخلاقی و غیبت مؤمنین.»[۲۶]

سوء ظن به خود

خود شناسی رمز پیروزی و رستگاری انسان است. چون کسی که از یک سو، استعداد و توانایی‌های خود را بشناسد، و از سوی دیگر ضعف‌ها و نارسایی‌هایی خود را بداند، بهتر می‌تواند از فرصت‌ها و موقعیت‌های پیش آمده استفاده کند و خود را به اهداف عالی برساند. سوء ظن، اگر به تضعیف استعدادهای انسان منجر شود و عامل رکود و حرکت او گردد، قطعا پسندیده نیست. شاید مهم‌ترین پیامد این نوع بدبینی، آن باشد که انسان را از حرکت باز می‌دارد یا با چشمان بسته حرکت وا می دارد. بدیهی است، کسی که حرکتی ندارد و یا با چشمان بسته حرکت می‌کند، در زندگی، راه به جای نخواهد برد و نتیجه‌ای جز شکست و تنهایی نخواهد داشت. اما اگر در امور معنوی باشد و عامل موفقیت و فیض و بهره بیشتر، یک ارزش است و در متون روایی، نسبت به آن توصیه فراوان شده است. رسول خدا(ص) و علی(ع) در این مورد فرموده‌اند: «وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یُمْسِی وَ لَا یُصْبِحُ إِلَّا وَ نَفْسُهُ ظَنُونٌ عِنْدَه‏...؛ بدانید که نفس مؤمن در شب و روز در نزد او محل شک و تردید است، و مؤمن همواره نفس خود را سرزنش می‌کند و از آن عیب‌جوئی می‌نماید و خیر زیاد از او می‌خواهد.»[۲۷] و نیز لقمان به فرزندش گفت: «یَا بُنَیَّ مَنْ یُرِدْ رِضْوَانَ اللَّهِ یَسْخَطْ نَفْسَهُ کَثِیراً وَ مَنْ لَا یَسْخَطْ نَفْسَهُ لَا یرضی [یُرْضِ‏] به [رَبَّهُ‏] وَ مَنْ لَا یَکْظِمْ غَیْظَهُ یُشْمِتْ عَدُوَّهُ؛ لقمان به فرزندش گفت: ای پسرک من! هر کس طالب رضوان خدا باشد، با نفس خود دشمنی می‌کند؛ و هر کس با نفس خود مبارزه نکند، رضایت خدا را به دست نمی‌آورد.‍»[۲۸] امام رضا(ع) نیز در ضمن سخنی کوتاه، بی مهری، و نارضایتی دیگران را از پیامدهای خوش بینی انسان نسبت به خود برشمرده است: «مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَیْه‏؛ کسی که از نفس خود راضی باشد افراد ناراضی از او زیاد خواهند شد.»[۲۹]
بنابرین، در امور اخلاقی و معنوی انسان باید نسبت به خود بدبین باشد و در کسب ارزشهای اخلاقی و انسانی حریص و خستگی ناپذیر باشد و همواره خود را چنان پندارد که از فضایل و کمالات به اندازه مطلوب بهره جسته و کوتاه کرده است. فایده این نگرش، شوق و ذوق و بهره مندی بیشتر از فضایل و کمالات اخلاقی و انسانی است که در پرتو سوء ظن به خود فراهم آمده است. این نوع سوءظن را علی(ع) برای صاحبان تقوا و فضیلت لازم و ضروری می‌داند: «وَ یَقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِیمٌ لَا یَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمَالِهِمُ الْقَلِیلَ وَ لَا یَسْتَکْثِرُونَ الْکَثِیرَ فَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُونَ إِذَا زُکِّیَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا یُقَالُ لَهُ فَیَقُولُ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِی مِنْ غَیْرِی وَ رَبِّی أَعْلَمُ بِی مِنِّی بِنَفْسِی اللَّهُمَّ لَا تُؤَاخِذْنِی بِمَا یَقُولُونَ وَ اجْعَلْنِی أَفْضَلَ مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لِی مَا لَا یَعْلَمُون[۳۰]؛ (متقین) از اعمال اندک خود راضی نیستند، و به نظرشان هرچه کنند کم کرده‌اند، پیوسته خود را متهم می‌دانند، و ازکردار خود بیمناکند. اگر کسی زبان به تعریف یکی از آنان بگشاید از گفته او می‌هراسد و می‌گوید: «من خود را بهتر از دیگران می‌شناسم، و پروردگارم مرا بهتر از خودم می‌شناسد. خدایا، مرا مگیر به آنچه آنان می‌گویند، و مرا برتر از آن قرار ده که در باره‌ام می‌پندارند و ببخشای آن گناهانم را که آنان نمی‌دانند.»
بنابراین، شناخت خود باید واقع بینانه و متعادل و بر اساس واقعیت‌ها باشد و از هر نوع افراط و تفریط و شعاری و احساس به دور باشد تا زمینه پیروزی و رستگاری انسان را فراهم سازد. بعید نیست که در غیر این صورت، باعث شکست و سقوط و تباهی انسان در دنیا و آخرت گردد. از بین انواع و فروعات سوءظن، تنها «سوءظن» به خود است که مورد ستایش دین و دینمداران قرار گرفته و موجب رشد و کمال و ترقی انسان می‌شود.

سوء ظن به دشمنان

سوء ظن به دشمن، یکی از امور پسندیده و ممدوح است و باعث می‌شود تا انسان لحظه‌ای از مکر و حیله آنان نسبت به خود، دین و کشور اسلامی غافل نماند و همواره در مقابل آنان بیدار و هوشیار و محتاط باشد. زیرا چه بسا یک لحظه غفلت و بی توجهی نسبت به آنان، دشمن را حریص سازد و اندیشه خدعه و فریب بر سر بپروراند و بدین منظور، ممکن است از در دوستی وارد شود و حتی ظاهری خیر خواهانه و صلح جویانه به خود بگیرد و دست دوستی دراز کند، اما باطن، در صدد مکر و ضربه زدن باشد. براین اساس است که نباید به سخنان و حرکات دشمنان خوش بین بود و آنان را به عنوان دوست برگزید. زیرا خدای متعال دوستی آنان را نهی کرده و فرموده است: «لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ؛ نباید مؤمنان، کافران را به جای مؤمنان به دوستی برگزینند. پس هر که چنین کند او را با خدا رابطه‌ای نیست. مگر اینکه از آنها بیمناک باشید. و خدا شما را از خودش می‌ترساند که بازگشت به سوی اوست.»[۳۱]
امام علی (ع) نیز خطاب به مالک اشتر فرموده است: «... وَ لَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِی ذَلِکَ حُسْنَ الظَّن؛ ولی پس از قبول صلح کاملا از دشمنت برحذر باش، زیرا بسا که دشمن خود را نزدیک می‌کند تا غافلگیر نماید. پس دور اندیشی را از دست مده و در این راه خوش بینی را ناروا شمار...»[۳۲]
از مجموع آنچه در این باب گذشت، چنین به دست می‌آید که باید در مقابل دشمنان، هوشیار، بیدار، حساس و در یک کلام سوء ظن داشت تا مورد فریب و خدعه و مکر آنان قرار نگرفت.

سوء ظن به مردم

سوء ظن به مردم که همان سوءظن به نزدیکان، دوستان و مؤمنان است، یک امر نسبی و بینابین است و به طور مطلق نمی‌توان «سوءظن» یا «حسن ظن» را پذیرفت و در مورد آن یک قطعی صادر کرد. زیرا تصمیم در این خصوص، بستگی به جامعه دارد. و در واقع، این جامعه است که به انسان سمت و سو می‌دهد و جهت زندگی او را مشخص می‌سازد. برای اینکه نوع رفتار خود را با این گونه افراد مشخص ساخته و موضع شفاف و گویا اتخاذ نماییم، ناگزیریم جامعه را به دو نوع تقسیم کنیم:

جامعه سالم

جامعه سالم و متخلق، جامعه‌ای است که اساس و بنیان آن را عدالت و نفی ظلم و معصیت تشکیل می‌دهد. اگر انسان در چنین جامعه‌ای زندگی می‌کند، باید خوش گمان باشد و از بدگمانی و سوء ظن نسبت به نزدیکان، دوستان و مؤمنان باید خود داری کند و اصل را بر اعتماد، اطمینان و حسن ظن بگذارد. زیرا در جامعه‌ای که بر اساس اعتماد بنا شده باشد، باید اعتماد نمود و از هر نوع بی اعتمادی و کلاه برداری و دروغ و سوء ظن خود داری کرد. زیرا خدای متعال در این مورد فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ...؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از گمان فراوان بپرهیزید. زیرا پاره‌ای از گمانها در حد گناه است.»[۳۳]
خداوند در این آیه شریفه، انسان را به رعایت سه اصل اخلاقی مهم ملزم کرده است. این اصول، که رعایت آن، موجب اخوت و برادری دینی می‌شود، عبارتند از: «حرام و ممنوع بودن بدگمانی نسبت به دیگران»، «حرام و ممنوع بودن کنجکاوی در امور شخصی دیگران» و «حرام و ممنوع بودن غیبت زبانی و قلبی».
ناگفته نماند که بر اساس رأی و نظر مفسران، مراد از اجتناب و دوری از «ظن» که در آیه فوق مطرح شده، بدگمانی نسبت به مسلمان و حفظ آبروی او است.[۳۴] و این مهم، بدان خاطر است که اسلام به آبروی شخص مسلمان احترام خاص قائل شده و دیگران را از گمان بد نسبت به او نهی نموده است. این سخن بدان معناست که انسان مسلمان، باید اعمال دیگران را حمل بر درستی و صحت نماید، هرچند در ظاهر نادرست به نظر رسد و حملش بر کارهای درست دشوار باشد. در این مورد، روایتی از رسول خدا(ص) و امام علی(ع) نقل شده که راهگشای زندگی مسلمانان است: «اطْلُبْ لِأَخِیکَ عُذْراً فَإِنْ لَمْ تَجِدْ لَهُ عُذْراً فَالْتَمِسْ لَهُ عُذْراً؛ برای گفتار و کرداری که از برادرت سر می‌زند، عذری بجوی و اگر نیافتی عذری بتراش.»[۳۵] در غیر این صورت، جامعه به سمت و سویی نا امنی و بی اعتمادی کشیده می‌شود و گروه‌های دوستی، از هم می‌پاشند و به اصطلاح آجری روی آجر بند نمی‌ماند. علی(ع) به این نکته اشاره داشته و فرموده است: «مَنْ غَلَبَ عَلَیْهِ سُوءُ الظَّنِ لَمْ یَتْرُکْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلِیلٍ صُلْحاً؛[۳۶] کسی که بدگمانی بر او غالب شود، هیچ دوستی برای خود نگه نمی‌دارد.».
در مجموع، سوء ظن به دیگر مؤمنان و مسلمانان، ممکن است در امور اعتقادی، اخلاقی، عبادی، شرعی، عرفی و حتی امور عادی زندگی باشد که هیچکدام قابل تأیید و پذیرش نیست و از نظر دین مقدس اسلام مردود می‌باشد. یکی از بارزین‌ترین نمونه‌های سوء ظن، در تاریخ اسلام «داستان افک» است که جریانش مفصل است و شدیدا مورد نکوهش خداوند قرار گرفته است.[۳۷]

جامعه ناسالم

عکس جامعه سالم، جامعه ناسالم است که مبانی و اصول آن را عوامل و صفات غیر دینی و غیر اخلاقی تشکیل می‌دهد. حال، اگر بیشتر مردمان جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، ناسالم و اساس و بنیان آن را ظلم و ستم و بی عدالتی تشکیل داده باشد و مردمان آن، اهل گناه و معصیت باشند، بدیهی است که در چنین جامعه‌ای اصل بر عدم اعتماد و بدگمانی است. انسان در چنین محیطی باید کاری کند که به دامن گناه و معصیت سقوط نکند و به اصطلاح کلاه خودش را محکم نگهدارد. در این مورد از امام هادی(ع) نقل شده که فرمود: «هر گاه روزگاری بود که در آن بیداد بر دادگری غالب شد نباید به کسی گمان نیک برد، مگر این که خوبی او بر تو معلوم شود.»
افزون بر آنچه گذشت، می‌توان سوءظن را از حیث فقهی نیز تقسیم بندی کرد. با این فرض، سوءظن به خدا را حرام، سوءظن به خود را مباح و پسندیده، سوءظن به دشمنان را واجب و لازم، و سوءظن به مردم را یک امر نسبی دانست که در اندکی موارد جایز و در بیشتر موارد حرام است.

مراتب و مراحل

سوءظن، در آغاز ممکن است بی اختیار حاصل شود و اندک اندک و به مرور زمان رشد و نما یابد. اگر در این مرحله انسان بتواند آن را مهار کند و مانع ماندگاری و اثرپذیری آن گردد و جلو رشد و گسترش آن گرفته شود، حرمت و پیامد و زیانی ندارد. زیرا به مرحله عمل و اثرگذاری نرسیده و یا اثرات آن بسیار محدود است. چون گمان بدی که به ذهن انسان خطور کرده و بدون اختیار و ناخودآگاه بوده و خود شخص نیز از این حالت ناراحت است و هرگز آن را در رفتار و گفتارش نشان نمی‌دهد؛ بلکه در صدد رفع آن است. این قسم از سوءظن قطعا حرام نیست؛ چون چنین حالت و خطوری برای ذهن غیراختیاری است و نهی کردن از امر غیراختیاری قبیح است.[۳۸] ولی اگر انسان به آن سوء ظن ذهنی و خطوری خود، در عال خارج ترتیب اثر داد و اثرات منفی آن در دل و جان آدمی تأثیر گذار شد، گناه به حساب آمده و دارای حرمت و زیان‌های روحی و روانی خواهد بود. در این صورت، دارای مراتب و مراحلی است که بر می‌شماریم:

مرحله قلبی

انسان در این مرحله گمان بدش را در قلب و درون خود تصدیق می‌کند و نسبت به انکار و نفی آن اقدامی انجام نمی‌دهد. معنای این سخن آن است که انسان قلبا گمان سوء به وجود آمده را صحیح دانسته و حتی در مورد آن احتمال خطا و خلاف نمی‌دهد و در نهایت تسلیم آن گمان سوء شده و قلب و درون خود را جولانگاه آن قرار می‌دهد. علمای اخلاق این مرحله را غیبت قلبی نامیده و آن را حرام می‌دانند. در این مورد از رسول اکرم(ص) نقل شده که فرمود: «به هرکس بدگمان شوی، آن را تصدیق و باور مکن.»[۳۹] علی(ع) نیز فرمود: «مَنْ سَاءَ ظَنُّهُ سَاءَ وَهْمُهُ؛ هرکس بد گمان شود، بد اندیش گردد.»[۴۰]

مرحله زبانی و عملی

در این مرحله، انسان گمان بدی که قبلا در دلش ایجاد شده را در خارج ظهور و بروز می‌دهد. حال، این ظهور و بروز، گاهی ممکن است زبانی باشد؛ یعنی انسان آنچه از گمان سوء در قلبش ایجاد شده را با زبانش بیان کند. گاهی نیز ممکن است، فراتر از زبان، به مرحله عمل برساند که در هردو صورت، دارای آثار و عواقب خطرناک است و انسان را گرفتار خشم الهی می‌سازد و در نهایت، انسان زجر و عذاب گمان بدی که به مرحله زبان و عمل رسانده را باید تحمل کند. در این مورد خدای متعال فرموده است: «... وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا؛ پندار بدی داشته‌اید و مردمی سزاوار هلاکت بوده‌اید.»[۴۱] علت این موضع گیری تند و شدید آن است که انسان با عمل کردن و اجرایی نمودن پندارهای درونی خود، به آبرو و حیثیت دیگران خدشه وارد می‌سازد. در این مورد از ابن عباس نقل شده که گفت: «نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِلَی الْکَعْبَهِ فَقَالَ: مَرْحَباً بِکِ مِنْ بَیْتٍ مَا أَعْظَمَکِ وَ مَا أَعْظَمَ حُرْمَتَکِ وَ اللَّهِ إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَعْظَمُ حُرْمَهً عِنْدَ اللَّهِ مِنْکِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی حَرَّمَ مِنْکِ وَاحِدَهً وَ حَرَّمَ مِنَ الْمُؤْمِنِ ثَلَاثاً دَمَهُ وَ مَالَهُ وَ أَنْ یُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوْء؛ رسول خدا (ص) به کعبه نگاهی کرد و فرمود: «مرحبا به تو ای خانه! چه قدر با عظمتی و چه قدر احترام داری! به خدا سوگند که حرمت مؤمن نزد خدا از حرمت تو بیشتر است، زیرا خداوند نسبت به تو یک چیز را حرام کرده است امّا از مؤمن سه چیز را: خون، مال و بدگمانی به او را.»
بنابراین، سوءظن دارای مراتب و مراحلی است که نخستین آن مرحله قلبی و خطرناک‌ترین آن مرحله عملی است؛ که مرحله عملی، گاهی در زبان ظاهر می‌شود و گاهی در نفس عمل. به دیگر عبارت، تا زمانی که مرحله قلبی به وجود نیامده، مرحله عملی به وجود نمی‌آید. بنابراین، باید مواظب بود تا سوء ظن و بدگمانی در دل نقش نبندد و ریشه ندواند. با این حال، آنچه از بدگمانی در قلب خطور کند، مشمول تکلیف و عقاب و عذاب نیست؛ چون از اختیار انسان خارج است؛ ولی آنچه از آن نهی شده، مربوط به زبان و عمل است و قطعا عقاب و عذاب الهی را در پی خواهد داشت.[۴۲]

عوامل و انگیزه‌ها

سوء ظن، بسان خیلی از صفات و رذایل اخلاقی دیگر، نیازمند زمینه و بستر است. یک سلسله عوامل و دلایلی وجود دارد که بستر لازم را برای به وجود آمدن سوء ظن فراهم می‌کند. برخی از مهم‌ترین این عوامل و دلایل عبارتند از:

آلودگی اخلاقی

یکی از عوامل و دلایل ایجاد سوء ظن، آلودگی انسان به انواع و اقسام گناهان است. به دیگر عبارت، کسی که از نظر اخلاقی مشکل داشته و به اصطلاح درون و بیرون خود را آلوده ساخته باشد، دیگران را نیز مانند خود آلوده می‌پندارد و همین آلودگی اخلاقی، بستر لازم را برای ایجاد سوء ظن در او فراهم می‌سازد.

همنشینی با بدان

از دیگر عوامل و دلایل سوء ظن و بدگمانی، همشینی با افراد ناشایست و ناصالح است. یکی از آثار سوء نشست و برخاست و تعامل با بدان، فراهم شدن بستر لازم برای سوءظن و بدگمانی و بد پنداری است. کسی که نسبت به همنشینان خود بی توجه است و صفات و ویژگی‌های اخلاقی آنان برایش مهم نیست، قطعا اخلاق زشت برخی از همنشینان ناصالح، ناپاک، ناسالم و نامتعادل بر او تأثیر گذاشته و زمینه بدگمانی او را فراهم می‌سازد. زیرا تحقیقات روانشناسنانه ثابت کرده که انسان بر اثر هم نشینی با این گونه افراد، از ویژگی‌های اخلاقی آنان تأثیر پذیرفته و کم کم به افراد خوب و مثبتی که با او هم رنگ و هم عقیده نیستند، بدبین می‌شود.
افزون براین، تأثیر همنشینان بد، در آیات و روایات نیز انعکاس یافته است. از جمله اینکه: خداوند سرنوشت دردناک کسانی که در دنیا گرفتار دوستان ناباب شده را در قیامت چنین بیان می‌کند: «يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا؛ وای بر من، کاش فلان را دوست نمی‌گرفتم.»[۴۳] و نیز یکی از دعاهای پیامبر گرامی اسلام(ص) همواره این بود: «اللهمّ انّی اعُوذُ مِن صاحب غَفلهِ و قرینِ سوء؛ بار خدایا! به تو پناه می‌برم از یار غافل و همنشین بد».[۴۴] و نیز می‌فرمود: «مَثَلُ الجلیس الصّالح مَثَلُ العطّار، إن لم یُعطکَ مِن عِطرِهِ أصابَکَ مِن ریحِهِ، و مَثَلُ الجلیسِ السَّوءِ مثلُ القَین، إن لم یُحرِقُ ثَوبَکَ أصابَکَ مِن ریحِهِ؛ همنشین شایسته، مانند عطر فروش است. اگر از عطرش به تو ندهد، بوی عطرش به تو خواهد رسید. و همنشین بد، مانند آهنگر است. اگر لباست را نسوزاند، از بویش به تو می‌رسد.»[۴۵]
علی(ع) نیز فرموده است: «صُحْبَهُ الْأَشْرَارِ تَکْسِبُ الشَّرَّ کَالرِّیحِ إِذَا مَرَّتْ بِالنَّتْنِ حَمَلَتْ نَتْناً؛ همنشینی با بدان، بدی به دنبال می‌آورد؛ همان گونه که باد اگر بر چیز گندیده بوزد؛ با خود، بوی گند می‌برد.»[۴۶] و نیز در حدیثی از آن حضرت آمده است: «صُحْبَهُ الْأَشْرَارِ تُوجِبُ سُوءَ الظَّنِّ بِالْأَخْیَارِ؛ همنشینی با بدان سبب بدگمانی به نیکان می‌شود.»[۴۷] و نیز فرمود: «مُجَالَسَهُ الْأَشْرَارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِ بِالْأَخْیَار؛ بدگمانی به نیکان، ثمرهٔ همنشینی با بدان می‌باشد.»[۴۸]
بنابراین، نقش دوستان ناصالح و همنشینان سوء در زندگی انسان بسیار شاخص و برجسته است و ممکن است منشأ خیلی از تحولات فکری، اخلاقی و اعتقادی انسان شود. این مهم، از دید شاعرانه و خیال انگیز سعدی شیراز نیز پنهان نمانده است:
پسر نوح با بدان بنشت / خاندان نبودتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند / پی نیکان گرفت و مردم شد[۴۹]

محیط تربیتی

یکی از عوامل ایجاد کننده سوء ظن و بدگمانی، زندگی در محیط‌های فاسد و گناه آلود و غیر اخلاقی است. کسانی که به هر دلیل در این نوع محیط‌های فاسد و گناه آلود زندگی می‌کنند، به دلایل مختلف، نسبت به دیگران دچار بدگمانی و سوءظن می‌شوند. مثال معروف «کافر همه را به کیش خود پندارد.» در این مورد بسیار گویاست و بیانگر این نوع سوء ظن و بدگمانی است. بنابراین، باکمترین تأمل، می‌توان دریافت که محیط تربیتی انسان در ایجاد سوءظن و بدبینی او تأثیرگذار است. به همین دلیل است که توصیه شده نسبت به محیط زندگی خود دقت و توجه بیشتر داشته باشیم.

عقده گشایی‌هایی شخصی

کسی که در زندگی و بنا به دلایل مختلف، گرفتار خود کم بینی شده و یا از سوی دیگران مورد تحقیر واقع شده باشد، در زندگی خود گرفتار سوء ظن و بد گمانی می‌شود. چنین شخصی، سعی می‌کند دیگران را نیز بسان خود حقیر و آلوده و گناهکار به حساب آورد تا اندکی از بار عقده خود بکاهد و آرامش کاذبی برای خویش به وجود آورد که به این عمل «عقده گشایی» می‌گویند که یکی از عوامل و انگیزه‌های «سوء ظن» می‌باشد.

حسادت، کینه توزی و تکبر

از دیگر عوامل و انگیزه‌های سوءظن مجموعه رذایل اخلاقی چون: «حسد»، «کینه توزی»، «تکبر» و «غرور» است. زیرا افرادی که به این رذایل اخلاقی آلوده و گرفتارند، می‌خواهند از این طریق، ماهیت درونی خود را اعمال نمایند. همین طور، افراد متکبر و مغرور نیز برای تحقیر دیگران متوسل به سوء ظن می‌شوند تا آنها را به پندار خود، در جامعه پست و حقیر جلوه دهند و یک نوع عقده گشایی کنند.
افزون براین، مواردی چون: «شک و تردید»[۵۰]، «ترس و ضعف نفس»، «حس انتقام جویی»، « خود خواهی و خود محوری»، «قوم گرایی و گروه گرایی و جناح گرایی»، « شتاب در داوری و قضاوت»، «برخی امور سیاسی و حکومتی»، «القائات شیطان» و... می‌توانند از عوامل و موجبات سوءظن باشند که بررسی این امور، در این مختصر نمی‌گنجد.

عدم یاری و مساعدت دیگران

گاهی افرادی که مشکل مالی دارند، از برخی افراد دیگر انتظار کمک و مساعدت از خیرات و صدقات و غنائم و... را دارند، و چه بسا با همین انگیزه نزد این گونه افراد بروند و حتی اظهار فقر و طلب مساعدت نمایند. در این صورت، اگر آن شخص، مساعدتی کرد که خوب، ولی اگر به هر دلیل مساعدتی نکرد، آن فرد مساعدت خواه نسبت به فرد مساعدت کننده سوءظن و بدگمانی پیدا می‌کند و چه بسا کینه و کدورت او را به دل بگیرد. علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش به اسناد خود از «اسحاق بن غالب» روایتی از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود: «... یَا إِسْحَاقُ کَمْ تَرَی أَهْلَ هَذِهِ الْآیَهِ «فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ‏»[۵۱] قَالَ: ثُمَّ قَالَ هُمْ أَکْثَرُ مِنْ ثُلُثَیِ النَّاسِ؛ ای اسحاق! اهل این آیه را چه قدر می‌بینی؟ «پس اگر داده شوند از صدقات، راضی و خشنود شوند، و اگر داده نشوند از آن، ناگاه ایشان خشم گیرند و ناخشنود باشند». اسحاق می‌گوید که: پس حضرت فرمود که: «ایشان، از دو ثلث از مردمان، بیشترند».»[۵۲]
نکته مهمی که از روایت فوق به دست می‌آید، کثرت افرادی مبتلا به سوء ظن است. شگفت آنکه: بنا به فرموده امام صادق(ع) دو سوم مردم به این مرض مبتلا هستند. بنابراین، نباید بیماری سوء ظن را نا دیده گرفت و یا نسبت به درمان آن کم توجهی کرد. زیرا بیماری خطرناکی است که همگان را تهدید می‌کند و چه بسا دل‌های فراوانی را تسخیر کند و قلب‌های بی شماری را با ویرس نامرئی خود آلوده سازد.

آثار و زیانها

گفته شد که سوء ظن و بدگمانی یکی از رذایل اخلاقی است. کسی که این صفت منفی را در وجود خود فراهم کرده و به این صفت آلوده شده باشد؛ سوء ظن یک سلسله آثار و عواقب و زیان‌های نسبت به او دارد که در ذیل سه محور «فردی»، «اجتماعی» و «اخروی» بر می‌شماریم:

آثار و زیان‌های فردی

همان طوری که گذشت، سوءظن در زندگی فردی انسان نقش منفی داشته و آثار و زیان‌های فراوانی برای او دارد که موارد زیر از جمله آنهاست:
۱. مایه افسردگی و نشانه بیماری روحی و روانی
یکی از آثار شوم سوء ظن آن است که موجب افسردگی و بیماری روحی و روانی انسان می‌شود. انسان شاداب و با طراوت، وقتی گرفتار این خصلت کشنده شد و دیگر شادابی و طراوت خود را از دست می‌دهد و با ناامیدی و یأس و درماندگی قرین و همراه می‌گردد و روح و روان او را بیمار و آسیب پذیر می‌سازد. در این مورد روایتی از امام علی(ع) نقل شده که بسیار گویا و روشن است. حضرت فرموده است: «مَنْ لَمْ یُحْسِنْ ظَنَّهُ اسْتَوْحَشَ مِنْ کُلِّ أَحَدٍ؛ هرکس که گمانش نیک نباشد، از هرکس وحشت دارد.»[۵۳] و نیز آن حضرت به ضد سوءظن که «حسن ظن» باشد اشاره کرده و آن را زداینده غم و اندوه برشمرده است.[۵۴] و نیز آن حضرت حسن ظن را موجب «آرامش دل» و «سلامت بدن»[۵۵] و در جای دیگر «سلامت دین»[۵۶] بیان داشته که در مجموع بیان کننده نقش سوءظن در ایجاد نا امنی جسمی و روحی انسان است.
۲. باطل کننده عبادات و فاسد کننده کارها
یکی از آثار و زیان‌های سوء ظن و بدگمانی تباهی عبادات انسان است. بدیهی است که وقتی عبادت انسان از بین رفت، برای او نه دینی باقی می‌ماند و نه ایمانی. در این مورد علی(ع) فرموده است: «إِیَّاکَ أَنْ تُسِی‌ءَ الظَّنَّ فَإِنَ سُوءَ الظَّنِ یُفْسِدُ الْعِبَادَهَ وَ یُعَظِّمُ الْوِزْرَ، برحذر باش از اینکه بد گمان شوی، زیرا بدگمانی، عبادت را از بین می‌برد و گناهان را بزرگ می‌سازد.»[۵۷] افزون بر این، سوءظن کارهای مفید انسان را فاسد ساخته و ریشه آنها را می‌خشکاند. فاسد ساختن کارها دو معنا دارد. یکی اینکه انسان کاری انجام می‌دهد ولی نتیجه مثبت و ارزشی ندارد. دیگر اینکه اصلا فکر و توان کارخیر و ارزشی از انسان سلب می‌شود. وقتی می‌گوییم: سوءظن کارها را فاسد می‌کند، شامل هردو نوع می‌شود. وقتی سوء ظن آمد، اولا خیری ندارد و انسان به مطلوب خود نمی‌رسد؛ ثانیا مخ و مغز آدمی تعطیل می‌شود و میل و رغبتی به کار خیر ندارد. یعنی پایان هردو مسیر، به تباهی و فساد امور می‌انجامد. وقتی انسان رغبتی به امور خیر نداشت، طبیعی است که به سوی امور بد متمایل شده و بدان سو کشیده خواهد شد. روایتی نورانی زیر مؤیید همین تحلیل است. در این روایت، علی(ع) فرمود: «سُوءُ الظَّنِ یُفْسِدُ الْأُمُورَ وَ یَبْعَثُ عَلَی الشُّرُورِ؛ بدگمانی، کارها را فاسد می‌کند و انسان را به بدی‌ها بر انگیزاند.»[۵۸]
بنابراین، یکی از آثار زیانبار سوءظن، این است در صورت دارا بودن این خصلت رذیله، عبادات انسان باطل و کارهای خیر او فاسد می‌شود. هرکس که با سوءظن به مخالفت و مبارزه کند، در حقیقت در راستای حفظ و نگهداری و سلامت افعال و اعمال خود کوشیده است.
۳. رشد و نمای برخی گناهان و معاصی
از دیگر آثار شوم سوءظن و بدگمانی، رشد و نمای برخی خصائص و رذایل اخلاقی چون: «ترس»، «بُخل»، «حرص»، «دروغ» و... در نفس انسان است. موضوعاتی که هرکدام منشأ ضلالت و گمراهی و تباهی انسان در دنیا و آخرت است. جالب اینکه سوء ظن در روایات اسلامی، زمینه ساز این گناهان و معاصی معرفی شده است. یکی از سفارشات رسول خدا(ص) به علی(ع) همین بود که فرمود: «یَا عَلِیُّ أَنَّ الْجُبْنَ وَ الْبُخْلَ وَ الْحِرْصَ غَرِیزَهٌ وَاحِدَهٌ یَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ؛ یا علی! همانا ترس و بخل و حرص یک غریزه‌اند که بدگمانی، آنها را فراهم می‌آورد.»[۵۹]
و نیز در همین راستا نقل شده که پیامبر خاتم(ص) فرمود: «اِیّاکُمْ وَ الظَّنُّ فَاِنَ الْظَنَّ اَکْذَبُ الْکِذْبِ؛از گمان بد بپرهیزید که گمان بد، بدترین نوع دروغ است.»[۶۰]
در مجموع، از این روایت نورانی استفاده می‌شود که ریشه برخی از گناهان و معاصی، سوءظن و بدگمانی است. بنابراین، یکی از آثار و زیان‌های شوم سوءظن و بدگمانی، ایجاد، و ترویج و رشد و نمای گناهانی چون «بخل» و «حرص» و... است.
۴. ایجاد توهم و تفکر انحرافی
از آنجایی که سوء ظن یک تفکر انحرافی است، ممکن است تدریجاً در سایر افکار انسان نیز تأثیر بگذارد. افزون براین، تحلیل‌های انسان مظنون از حوادث و اتفاقات نادرست و ناپخته می‌شود. در این صورت، چه بسا، از رسیدن به واقعیت‌ها که زمینه رشد، پیشرفت و موفقیت است، باز می‌ماند. در حدیثی از امیرمؤمنان علی(ع) آمده است: «مَنْ سَاءَ ظَنُّهُ سَاءَ وَهْمُهُ؛ کسی که سوءظن داشته باشد، تفکر او خراب می‌شود.»[۶۱] وقتی نوع تفکر انسان آسیب دید و از مسیر صحیح به دور افتاد، یک نوع اختلال در طرز تفکر او به وجود می‌آید و کم کم شخصیت انسان را به همان سو می‌کشاند و شکل تازه می‌بخشد که به جای خودش مهم و مخرب و غیر قابل جبران است.
افزون براین، مواردی چون: «عدم تکامل و رشد فکری انسان»، «عدم درک صحیح واقعیات»، «تیره کننده قلب» «فاسد کردن ضمیر»، «تهدید و زوال امنیت زندگی دیگران» و... از دیگران آثار، پیامدها و زیانýهای فردی و شخصیتی سوءظن به حساب می‌آید که در نوع، میزان و چگونگی شخصیت فرد مظنون تأثیرگذار است.

آثار و زیان‌های اجتماعی

سوءظن علاوه براین که به لحاظ فردی وشخصیتی، دارای آثار و زیان‌های متعدد است، از بعد اجتماعی و در سطح کلان اجتماع نیز دارای آثار و پیامدهای منفی و مخرب می‌باشد، که در ذیل به مواردی از آن اشاره می‌کنیم:
۱. ظلم و بی عدالتی اجتماعی
یکی از آثار شوم اجتماعی سوء ظن، از بین رفتن عدالت در زندگی فردی و اجتماعی است. در مقابل عدل و عدالت، ظلم قرار دارد. کسی که عدالتش زائل شود، ظالم و ستمکار محسوب خواهد شد. مفهوم و پیامد آن، نوعی خداگریزی و سقوط در دامن گناهان و معاصی است. افزون بر این، اصل سوء ظن در روایات اهل بیت(ع) از بدترین گناهان و زشت‌ترین ستم‌ها شمرده شده است. در این مورد روایتی کوتاه از امام علی(ع) نقل شده که فرمود: «سُوءُ الظَّنِ بِالْمُحْسِنِ شَرُّ الْإِثْمِ وَ أَقْبَحُ الظُّلْمِ؛ بدگمانی نسبت به نیکوکار، بدترین گناه و زشت‌ترین ستم است.»[۶۲] بنابراین عدالت عامل نگهداری انسان در خط مستقیم و مسیر الهی است. این مسأله زمانی به اوج خود می‌رسد که انسان بر اساس سوءظنی که دارد، به قضاوت و داوری بپردازد. قضاوتی که بر اساس قطع و یقین نباشد، چه بسا طومار زندگی دنیوی و اخروی انسان را تباه سازد. در این مورد علی(ع) فرموده است: «لَیْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَی الثِّقَهِ بِالظَّن‏؛ قضاوت بر اساس اعتماد کردن به ظن و گمان، از عدالت به دور است.»[۶۳]
۲. سلب اعتماد و اطمینان جمعی
یکی از آثار مخرب سوءظن در جامعه سلب اعتماد و اطمینان در بین مردم است. اعتماد مهم‌ترین سرمایه یک جامعه محسوب می‌شود. جامعه‌ای که مردم آن به یکدیگر اعتماد و اطمینانی نداشته باشند، دچار مرگ تدریجی و زودرس می‌شود. زیرا قوام و استحکام جامعه به ارتباطات اجتماعی و اطمینان و اعتماد مردم نسبت به یکدیگر است. وقتی این اطمینان و اعتماد با سوء ظن، از بین رفت؛ شیرازه جامعه از هم می‌پاشد. زمینه ساز این بی اعتمادی و تزلزل و عدم اطمینان، در روایات نورانی اهل بیت(ع) بیان شده است. آن بزرگواران، یکی از ریشه‌های این «سلب اعتماد» را «سوءظن» مردم به یکدیگر دانسته‌اند. در این مورد امام علی(ع) فرموده است: «شَرُّ النَّاسِ مَنْ لا یَثِقُ بِأَحَدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ وَ لَا یَثِقُ بِهِ أَحَدٌ لِسُوءِ فِعْلِهِ؛ بدترین مردم کسی است که به خاطر بدگمانیش، به کسی اعتماد نداشته باشد و هیچ کس هم به خاطر بدگمانیش، نسبت به خود او اطمینان نداشته باشد.»[۶۴]
و در جای دیگر فرمود: «الرَّجُلُ السُّوءُ لَا یَظُنُ بِأَحَدٍ خَیْراً لِأَنَّهُ لَا یَرَاهُ إِلَّا بِوَصْفِ نَفْسِهِ؛ مرد بد اندیش، به هیچ کس گمان نیک نمی‌برد، برای اینکه آنها را مانند خود می‌بیند.»[۶۵]
و نیز در وصف انسان‌های شریر فرمود: «الشَّرِیرُ لَا یَظُنُ بِأَحَدٍ خَیْراً لِأَنَّهُ لَا یَرَاهُ إِلَّا بِطَبْعِ نَفْسِهِ؛ انسان شریر و بدکار، به هیچ کس گمان نیک نمی‌برد؛ زیرا آنها را جز مانند خود نمی‌بیند.»[۶۶]
همین طور فرمود: «مَنْ سَائَتْ ظُنُونُهُ اعْتَقَدَ الْخِیَانَهَ بِمَنْ لَا یَخُونُهُ؛ هرکس که بد گمان شود، معتقد به خیانت کسی می‌شود که خائن نیست و خیانت نمی‌کند.»[۶۷]
بنابراین، ریشه این بی اعتمادی به نوع نگاه و گمان سوء کسی بر می‌گردد که نسبت به دیگران سوء ظن و گمان بد دارد. در مجموع، از این روایات نورانی استفاده می‌شود که یکی از آثار شوم و کشنده سوءظن، سلب اعتماد، ریشه گیری نفاق و تزویر و عداوت در بین مردم است که طراوت و پویایی و حیات را از جامعه می‌گیرد و آن را دچار مرگ تدریجی و فنا و زوال می‌سازد.
۳. ایجاد نزاع‌ها و سلب آرامش جامعه
از دیگر آثار ویرانگر اجتماعی سوءظن، ایجاد کدورت، اختلاف و انواع و اقسام نزاع‌ها و درگیری‌ها در سطح جامعه است. اختلافات و نزاع‌هایی که جامعه را به سمت و سویی نا امنی و تنش و آشوب می‌کشاند و آرامش و سلامتی و سعادت را از آن می‌گیرد. وقتی به بررسی ماهیت این موضوع دقت می‌کنیم و به شناسایی ریشه‌های آن می‌پردازیم، می‌بینیم که ریشه و منشأ همه این مشکلات، همان «سوء ظن» به ظاهر ساده و بدون خرج و هزینه است. عاملی که به صورت ناپیدا، جامعه را از درون متلاشی می‌کند و تار و پود آن را از هم جدا می‌سازد و دوستی‌ها را به کینه‌ها و دشمنی‌ها، و شیرینی‌ها را به تلخی‌ها و تلخ کامی‌ها تبدیل می‌سازد. در این مورد سخنی از مولایمان علی(ع) بسیار ارزشمند و در عین حال، تکان دهنده است که فرمود: «مَنْ غَلَبَ عَلَیْهِ سُوءُ الظَّنِ لَمْ یَتْرُکْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلِیلٍ صُلْحاً؛ هرکس که بدگمانی بر او حاکم شود، میان او و دوستش صلح و آرامش برقرار نمی‌شود.»[۶۸]
بنابراین، یکی از آثار و زیان‌های سوءظن، سلب آرامش و ایجاد تنش از جامعه است. کسی که سوءظن دارد، از همه وحشت دارد و ممکن است تصور کند که همه مردم بر ضد اویند و بر ضد او گام بر می‌دارند. به همین دلیل دائماً باید حالت دفاعی به خود بگیرد. در این صورت است که انسان مظنون به سرعت دوستان خود را از دست می‌دهد و چه بسا نزدیک‌ترین افراد، او را تنها بگذارند و در نتیجه او در بین جمع غریب باشد و تنها. و این تنهایی، بزرگ‌ترین ضربه بر پیکر این انواع افراد محسوب می‌شود. حال، وقتی این مسأله را در مقیاس بالاتر، مد نظر قرار می‌دهیم، یقین پیدا می‌کنیم که سوءظن نه تنها عامل زایل کننده آرامش فرد است، که عامل مهم سلب آرامش جمعی و اجتماعی است. و زمانی که سوء ظن جنبه ناموسی به خود می‌گیرد، چه بسا عامل ریزش خون‌ها، قتل‌ها، کشتارها و خیلی از فجایع دیگر شود! به همین دلیل است که علی(ع) فرمود: «سُوءُ الظَّنِ یُفْسِدُ الْأُمُورَ وَ یَبْعَثُ عَلَی الشُّرُورِ؛ بدگمانی، کارها را فاسد می‌کند و انسان را به بدی‌ها بر انگیزاند.»[۶۹]
علاوه براین، مواردی چون: «تجسس و عیب جویی»، «کنجکاوی»، «خیانت»، «شایعه سازی و شایعه پراکنی»، «غیبت و بدگویی»، «هتک حرمت و آبروی دیگران» و... را می‌توان در شمار آثار، پیامدها و زیان‌های اجتماعی سوءظن به حساب آورد.

آثار و زیان‌های اخروی

آنچه در مورد آثار و پیامدهای سوءظن گفته شد، دنیایی بود. اما برای این خصلت منفی، آثار، پیامدها و زیان‌های برشمرده شده که بر اساس وعده‌های پیشوایان، محل تحقق و اجرای آن عالم آخرت است و انسان آلوده به بدگمانی، بعد از مرگ و عالم آخرت آن را می‌یابد. این آثار اخروی در قالب «عقاب و عذاب» خودش را نشان می‌دهد. زیرا فردی که در دنیا گرفتار سوء ظن شده، به دلیل گناهی که انجام داده و حق النّاسی که تضییع نموده، سزاوار عقاب و عذاب است. حکمت و عدالت الهی حکم می‌کند که در صورت عدم توبه و فراهم کردن رضایت مردم، باید عقاب و عذاب شود تا نتیجه عملکرد منفی خود را ببیند. در این مورد، از علی(ع) نقل شده که فرمود: «وَاللَّهِ لَا یُعَذِّبُ اللَّهُ مُؤْمِناً بَعْدَ الْإِیمَانِ إِلَّا بِسُوءِ ظَنِّهِ وَ سُوءِ خُلُقِهِ؛ به خدا قسم، خداند هیچ مؤمنی را بعد از ایمان، عذاب نمی‌کند، مگر به خاطر سوء ظن و بد اخلاقی او.»[۷۰] و نیز فرمود: «مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ فَازَ بِالْجَنَّه؛ هر که گمانش نیکو باشد، با بهره مندی از بهشت، پیروز و رستگار گردد.»[۷۱]

راه‌های درمان و علاج

در این نوشتار، اجمالا با سوء ظن، شرایط، عوامل و آثار آن آشنا شدیم. برای تکمیل بحث، خوب است که به «راه‌های درمان و علاج» آن نیز اشاره کنیم. برای درمان بیماری بدگمانی، در متون حدیثی و روایی، به راه‌هایی نظری و عملی اشاره شده که موارد زیر از جمله آنهاست:

شناسایی بیماری

بنا به حکم عقل، گام اول در درمان هر بیماری، شناسایی آن است. زیرا شناخت بیماری، نیمی از درمان آن به حساب می‌آید. این یک قاعده کلی است که شامل بیماری سوءظن نیز می‌شود. بنابراین، اگر کسی صفت ناپسند «بدگمانی» را شناخت و معنا و آثار و مضرات آن را به صورت کامل و دقیق دانست، در صدد معالجه آن برخواهد آمد. ولی اگر نوع بیماری شناخته نشد و متخصصان امر، آن را تشخیص نداد، بیماری به آسانی علاج نمی‌یابد و چه بسا مدت‌ها همراه و همزاد انسان باشد و او را رنج دهد و به مرور زمان، تأثیرات منفی خود را بر جسم و روان آدمی بگذارد؛ و کار به جایی رسد که دیگر قابل درمان نباشد. بنابراین، اولین گام در درمان بیماری، شناسایی و تشخیص آن است.

مراجعه به اطباء و عمل به دستورات آنها

بعد از شناسایی، نوبت به درمان می‌رسد. برای درمان هر بیماری، باید اول نزد اطباء متخصیص رفت و داروهای آنان را بر اساس نسخه‌های داده شده به دقت عمل کرد تا مرض مورد نظر علاج یابد و بهبودی پیدا کند. در اینجا نیز برای درمان این بیماری، باید نزد اطباء متخصیص رفت که همان خدای متعال و پیشوایان دینی هستند. آنان داروهای درمان این بیماری را در نسخه‌های ارسالی خود قرار داده‌اند که اکنون در اختیار ماست. این نسخه‌های متبرک و شفاء بخش، همان قرآن کریم و احادیث نورانی پیشوایان معصوم(ع) می‌باشند که بحمد الله اکنون در اختیار ما قرار دارند. هرچه بیشتر و بهتر از این داروها، بهره ببریم و بر اساس دستورات آنها عمل کنیم، بهتر و زودتر از شرّ این بیماری خلاص می‌شویم. بنابراین، برای رهایی و نجات از بیماری کشنده بدگمانی، مطالعه آیات، احادیث و اخباری که در مذمت سوء ظن آمده و نیز کتاب‌هایی که بر اساس آیات و روایات نگاشته شده، لازم و ضروری است.

تفکر و تدبر به آثار مخرب و مضرات بیماری

نکته دیگری که در درمان هر بیماری، ما را کمک می‌کند، توجه و تفکر به آثار و مضرات آن است. یکی از این امراض، بیماری سوءظن است که با آثار و ضررهای آن در این نوشتار آشنا شدیم. اگر خواسته باشیم رذایلی چون: ترس، بخل، حرص و... را از خود دور سازیم و زندگی هایمان خالی از این اوصاف منفی باشد، باید با سرچشمه آنها که سوء ظن است، مبارزه کنیم. زمانی نخواهد گذشت که این مخالفت و مبارزه قطعی و دائمی با سوءظن، ریشه‌های بدگمانی را از زندگی انسان بر می‌کند و عامل زوال آن می‌شود.
افزون براین، انسان می‌تواند با تفکر روی مسائل مختلف، گمان بد را از خود دور سازد و در مورد حمل بر صحت «قول» یا «فعل» دیگران بیندیشد و زمینه غلبه بر گمان بد را در وجود خود فراهم سازد. زیرا قوه عقل و تفکر، این بستر را در وجود انسان فراهم می‌کند تا او بتواند قول و فعل دیگران را ارزیابی کند و راه برتر و عقل مدارانه را انتخاب نماید.

تقویت حسن ظن

از دیگر راه‌های علاج بیماری سوء ظن، تقویت «حسن ظن» در زندگی است. توصیه شده که هرگاه انسان به کسی سوء ظن پیدا کرد، در مقام عمل، هیچ گونه تأثیر و نقشی به آن ندهد و هیچ گونه اعتنایی به آن نکند؛ بلکه برعکس، سعی کند با فردی که مورد سوء ظن واقع شده، رفتاری آمیخته با حسن ظن داشته باشد. یعنی هرگاه گمان بدی نسبت به شخصی مسلمان در ذهن انسان پیدا شد، در مقام عمل نباید کوچک‌ترین اعتنایی به آن بکند. به دیگر عبارت، نحوه تعامل خود را از همان حالت مثبت نگری که داشته(حسن ظن) به منفی نگری(سوءظن) تغییر ندهد. زیرا حسن ظن نسبت به دیگران ارزش است و مایه جلب دوستی و روابط دوستان بین افراد می‌شود. در یک روایت نورانی امام علی(ع) فرمود: «هر کسی که نسبت به مردم حسن ظن داشته باشد، محبّت و دوستی آنها را به سوی خود جلب می‌کند.»[۷۲]
بنابراین، کسی که دچار بیماری سوء ظن شده، در صورتی که بتواند پایه‌های حسن ظن را در وجود خود تقویت کند، می‌تواند خوی ناپسند بدگمانی را از دل و جان خود بیرون کند و به درمان آن بپردازد. زیرا با تقویت حسن ظن، بدگمانی رو به تضعیف رفته و کم کم از بین می‌رود. البته در صورتی که شرایط دیگر فراهم باشد.

استمداد از خدای متعال

از دیگر راه‌های علاج بیماری بدگمانی، طلب کمک از خدای متعال و استغفار و پناه بردن به آن ذات پاک است. زیرا یقین داریم که بدون توفیق و مدد الهی، به هیچ موفقیتی دست نمی‌یابیم. اگر دوست داریم از رنج و عذاب این بیماری نجات یابیم، بهترین گزینه استمداد و استعاذه به خدای متعال است. چون همان طوری که هیچ دردی بدون اذن او به وجود نمی‌آید، بدون اذن او نیز علاج نمی‌یابد. در این مورد از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل شده که فرمود: «إِذَا وَسْوَسَ الشَّیْطَانُ إِلَی أَحَدِکُمْ فَلْیَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ وَ لْیَقُلْ: آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ؛ هرگاه شیطان یکی از شما را وسوسه کند باید به خدا پناه برد، و بگوید: به خداوند ایمان آوردم، و دین خود را برای او خالص می‌کنم.»[۷۳]
افزون براین، «کنترل مجاری ادراکاتی چون چشم و گوش»[۷۴]، «توجه به فواید و آثار ارزشمند حسن ظن»[۷۵]، «بی اعتنایی به گمان‌های بد»، «تلاش در راستای سلامتی و نشاط جسمی و روحی»، «تقویت پیوندهای محبت و دوستی»، «تلاش در کاهش غم‌ها و اندوه‌ها از زندگی»، «مثبت نگری و تلقین خوش بینی»، «دقت و تأمل در نوع رفتار با دیگران»، «پرهیز از قضاوت زودهنگام در باره دیگران»، «به تعویق انداختن برخی از تصمامیم نسنجیده و نا اصواب» و... از دیگر راه‌های علاج درمان بیماری سوء ظن است که توضیح بیشتر این امور، مطلب را به داراز می‌کشد.

پا نویس

  1. لغت نامه دهخدا، ذیل واژه ظن، (واژه یاب).
  2. فرهنگ معین، ذیل کلمه ظن.
  3. فرهنگ فارسی عمید، ذیل کلمه ظن.
  4. فرهنگ واژگان مترادف و متضاد، فرج الله خداپرستی، ذیل کلمه ظن.
  5. لسان العرب، ابن منظور، ج 13، ص 272(دار صادر، بیروت، سوم، بیروت، 1414ق)؛ کتاب العین، خلیل بن احمد فراهیدی، ج 8، ص 151(هجرت، دوم، قم، 1410 ق).
  6. لغت نامه دهخدا، ذیل واژه ظن، (واژه یاب).
  7. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، حسن مصطفوی، ج‏7، ص 180. (بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1360 ش.).
  8. قاموس قرآن، ج 4، ص 273.
  9. المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ص 539.
  10. فرهنگ ابجدی، ص 504.
  11. همان، ص 590.
  12. همان، ص 504.
  13. فرهنگ ابجدی، ص 590.
  14. «وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ؛ و بیشترشان (کفار) جز از گمان پیروی نمی‌کنند [ولی‏] گمان به هیچ وجه [آدمی را] از حقیقت بی‌نیاز نمی‌گرداند. آری، خدا به آنچه می‌کنند داناست.» (یونس / 36).
  15. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید که پاره‌ای از گمانها گناه است.» (حجرات / 12).
  16. رسول خدا(ص): «إِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرِیزَهٌ وَاحِدَهٌ یَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّن‏؛ به راستی که ترس و بخل و حرص، یک غریزه‌اند که بدگمانی، آنها را فراهم می‌آورد. (دعائم الاسلام، ابن نعمان مصری، ج 1، ص 355).
  17. علی(ع): «آفَهُ الدِّینِ سُوءُ الظَّنِّ»، (غررالحکم، ص 278).
  18. علی (ع): «لا إِیمَانَ مَعَ سُوءِ ظَنٍّ». (غررالحکم، ص 770).
  19. یوسف/ 87.
  20. آل عمران / 153 و 154.
  21. الکافی، ج 2، ص 71، باب حسن الظنّ باللَّه، ح 2؛ وسائل الشیعه، ج 15، ص 229، ح 20350؛ سلیمانی آشتیانی، مهدی و درایتی، محمد حسین، مجموعه رسائل در شرح احادیثی از کافی، ج 2، ص 217، (قم، چاپ: اول، 1387ش).
  22. جامع الأخبار، محمد بن محمد شعیری، ص 99.
  23. غرر الحکم، ص 641.
  24. الکافی، کلینی، (ط-الاسلامیه) ج 2، ص 72.
  25. امام رضا(ع) از پدرانش نقل کرد که رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: «یَا عَلِیُّ لَا تُشَاوِرَنَّ جَبَاناً فَإِنَّهُ یُضَیِّقُ عَلَیْکَ الْمَخْرَجَ وَ لَا تُشَاوِرَنَّ بَخِیلًا فَإِنَّهُ یَقْصُرُ بِکَ عَنْ غَایَتِک وَ لَا تُشَاوِرَنَّ حَرِیصاً فَإِنَّهُ یُزَیِّنُ لَکَ شَرَّهَا وَ اعْلَمْ أَنَّ الْجُبْنَ وَ الْبُخْلَ وَ الْحِرْصَ غَرِیزَهٌ یَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ؛ یا علی هرگز با ترسو مشورت نکن که او راه بیرون شدن از کار را برای تو مشکل می‌کند، و با بخی مشورت مکن، او هم تو را از مقصود باز می‌دارد، و با حریص مشورت نکن او نیز شر و فساد موضوع را برای تو آرایش می‌کند. و بدان که ترس و بخل، و حرص‌غرایزی هستند که از سوء ظن تولید می‌شوند. (من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 409)
  26. الکافی، ح 2، ص 72.
  27. بحارالانوار، ج 67، ص 78؛ غرر الحکم، ص 227.
  28. همان.
  29. نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، حسین بن محمد بن حسن بن نصر حلوانی (قرن 5)، ص، 138. و...
  30. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 184، ص 611.
  31. آل عمران / 28.
  32. نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 53.
  33. حجرات / 12.
  34. دیدگاه مفسران در ذیل آیه 12 سوربه مبارکه حجرات.
  35. خصال، شیخ صدوق، ج 2، ص 622؛ بحارالانوار، ج 65، ص 200، ج 72، ص 194.
  36. غرر الحکم، ص 650.
  37. ر.ک: نور / آیات 11 - 26. و نیز کتب تفاسیر، ذیل این آیات که همه داستان افک اشاره کرده و آن را بیان کرده‌اند.
  38. المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه 12 سوره حجرات.
  39. نقطه‌های آغاز در اخلاق اسلامی، مهدوی کنی، ص 165.
  40. عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، ص 430. (دارالحدیث، قم، 1376 ش)
  41. فتح / 12.
  42. ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مترجمان، تحقیق: رضا ستوده، ج‏23، ص 218. (انتشارات فراهانی، اول، 1360، تهران).
  43. فرقان / 28.
  44. الزهد، ابن مبارک، ص 303، ح 875.
  45. کنز العمال، ج 9، ص 22، ح 24736.
  46. غرر الحکم و دررالکلم، ص 420.
  47. عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، ص 302.
  48. امالی، صدوق، 446.
  49. گلستان، سعدی، باب اول.
  50. علی(ع): «الرّیبه توجب الظّنّه؛ شک، موجب گمان می‌شود.»(غرر الحکم، ص 30).
  51. توبه / 58.
  52. الکافی، کلینی، ج 2، ص 412. (طبع الاسلامیه).
  53. غررالحکم، ص 660.
  54. علی(ع): « حُسْنُ الظَّنِ یُخَفِّفُ الْهَمَّ وَ یُنْجِی مِنْ تَقَلُّدِ الْإِثْم‏، حسن ظن، اندوه را می‌کاهد و کسی را که در بند گناه است، نجات می‌دهد.» (غرر الحکم، ص 344).
  55. علی(ع): «حُسْنُ الظَّنِ رَاحَهُ الْقَلْبِ وَ سَلَامَهُ الْبَدَن‏.»؛ (عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، ص 229).
  56. علی(ع): «حُسْنُ الظَّنِ رَاحَهُ الْقَلْبِ وَ سَلَامَهُ الدِّین‏.»؛ (غرر الحکم، ص 344).
  57. غرر الحکم، ص 171.
  58. غرر الحکم، ص 399.
  59. الخصال، شیخ صدوق، ج 1، ص 102.
  60. تفسیر نور الثقلین، عروسی حویزی، ج‏5، ص 92.
  61. عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، ص 430. (دارالحدیث، قم، 1376 ش).
  62. غرر الحکم، ص 399.
  63. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 507.
  64. عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، ص 295؛ غرر الحکم، ص 412.
  65. غرر الحکم، ص 126.
  66. غرر الحکم، ص 104.
  67. غرر الحکم، ص 641.
  68. غرر الحکم، ص 650.
  69. غرر الحکم، ص 399.
  70. عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، ص 506.
  71. غرر الحکم، ص 617.
  72. علی(ع): «مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِالنَّاسِ حَازَ مِنْهُمُ الْمَحَبَّه»؛ (غرر الحکم، ص 641).
  73. الخصال، شیخ صدوق، ج 2، ص 624(جامعه مدرسین، قم، 1403 ق.)؛ تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی، ج 2، ص 111.
  74. خداوند در این مورد فرمود: «وَلا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً؛ از پی آنچه ندانی که چیست مرو، زیرا گوش و چشم و دل، همه را، بدان بازخواست کنند.» (اسراء / 36).
  75. علی(ع): «أَفْضَلُ الْوَرَعِ حُسْنُ الظَّنِ، برترین پرهیزگاری حسن ظن است.»؛ (غرر الحکم، ص 195).