فرهنگ مصادیق:زکات غلات

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از زکات غلات)
پرش به: ناوبری، جستجو
زکات غلات

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ زکات
۲ زکات دام
۳ نپرداختن زکات مال
۴ زکات فطره
۵ نپرداختن زکات فطره
۶ زکات نقدین

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: مصطفی کوهی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم

محتویات

زکات غلّه در لغت

زکات غلّات، مرکّب از دو واژه زکات و غلّه است .
زکات در لغت به معنای رشد و فزونی است که از برکت دادن خدای متعال حاصل می‌شود[۱]
غلّات در لغت به معنای «در آمدی که از طریق زراعت باغداری، دامداری و اجاره و... حاصل می‌شود»[۲]
صاحب معجم الوسیط می‌گوید: «غلّه یعنی محصول زمین مانند گندم، جو، کشمش و ...»[۳]

زکات غلّه در اصطلاح

زکات در اصطلاح به مقدار معیّنی از گندم، جو، خرما و کشمش گفته می‌شود و آن یک دهم یا یک بیستم نصاب هاست که خدای بزرگ از صاحبان آن خواسته است در شرایط مخصوص در راه‌هایی که تعیین شده خرج کنند.

تاریخچه زکات در اسلام

از آیات مختلف قرآن از جمله آیه ۱۵۶ سوره «اعراف»، ۳ سوره «نمل»، ۴ سوره «لقمان»، و آیه ۷ سوره «فصلت» که همه از سوره‌های «مکّی» هستند، چنین استفاده می‌شود که: حکم وجوب زکات در «مکّه» نازل شده است، و مسلمانان موظف به انجام این وظیفه اسلامی بوده‌اند، ولی به هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به «مدینه» مهاجرت کرد، و پایه حکومت اسلامی را گذارد و طبعاً نیاز به تشکیل بیت المال بود، از طرف خداوند مأموریت یافت که، زکات را شخصاً از مردم بگیرد - نه این که خودشان به میل و نظر خود، در مصارف آن صرف کنند-. آیه شریفه «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً؛ از اموال آنها صدقه‌ای (بعنوان زکات) بگیر»[۴] در این هنگام نازل شد، و مشهور این است که این در سال دوم هجرت بود، سپس مصارف زکات به طور دقیق، در آیه مورد بحث، که آیه ۶۰ سوره «توبه» است بیان گردید[۵]

زکات غلّه در قرآن

در قرآن کریم کلمه زکات ۳۲ بار تکرار شده است.
به طور کلّی آیات مربوط به زکات در قرآن شامل موارد ذیل است:
۱. دسته‌ای از آیات، اصل زکات را مطرح کرده و آن را در ردیف نماز قرار داده‌اند و پرداخت زکات را مانند اقامه نماز واجب دانسته و از شعائر دینی و علایم ایمان به حساب آورده‌اند.
قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ؛ نماز به پا دارید و زکات دهید»[۶]
۲. آیاتی هستند که به دادن زکات امر نموده و آن را به عنوان معامله با خدا قلمداد نموده‌اند.
۳. برخی از آیات نشان دهنده تشریع اصل این فریضه عبادی و اقتصادی هستند و به طور کلی دربارهٔ این که چه مقداری گرفته شود و در چه موردی گرفته نشود، ساکت می‌باشند، که ظهور دارد در این که زکات در کل اموال لازم است؛
در الدر المنثور است که ابن جریر در تفسیر آیه: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ»[۷] از علی بن ابی طالب روایت کرده که فرمود: یعنی از طلا و نقره و در معنای جمله: «وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ»[۸] فرمود: یعنی از گندم و خرما و هر چیزی که زکات در آن واجب است[۹]
۴. برخی از آیات، مصارف زکات را به طور دقیق شمارش نموده‌اند و رهبری امت اسلامی باید زکات مأخوذه را در این مصارف به کار بیندازد.
قرآن می‌فرماید: «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛[۱۰] زکاتها مخصوص فقرا و مساکین و کارکنانی است که برای (جمع آوری) آن زحمت می‌کشند، و کسانی که برای جلب محبّتشان اقدام می‌شود، و برای (آزادی) بردگان، و (ادای دین) بدهکاران، و در راه (تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه این، یک فریضه (مهم) الهی است و خداوند دانا و حکیم است!»
۵. برخی از آیات کسانی را که زکات نمی‌دهند در ردیف کفار قلمداد کرده‌اند.
قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ، همانها که زکات را نمی‌پردازند، و آخرت را منکرند»[۱۱]

زکات در ادیان الهی

زکات نیز همانند نماز پیوسته از فرایض مهم و تالی تلو آن بوده است. تمامی انبیای الهی همان گونه که به اقامه نماز دعوت شده کرده‌اند و پرداخت زکات نیز از دستورات اکید و اولیه دین آسمانی آنان بوده است.
حضرت موسی (علیه السلام ) خطاب به بنی اسرائیل فرمود: «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ؛ نماز به پا دارید و زکات دهید»[۱۲]
قرآن دربارهٔ حضرت اسماعیل علیه السلام می‌فرماید: «وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ؛ او خانواده اش را به نماز و زکات فرمان می‌داد»[۱۳]

اهمیت زکات در اسلام

زکات، یکی از پایه‌های دین مبین اسلام شمرده شده و به عنوان درمان دردهای اقتصادی جامعه محسوب می‌شود.
زکات در دین مبین اسلام جایگاه والایی دارد به طوریکه در روایات اسلامی به قبول نماز وابسته به پرداخت زکات شده است .
پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: «لَا تَتِمُ الصَّلَاةُ إِلَّا بِزَکَاةٍ وَ لَا تُقْبَلُ صَدَقَةٌ مِنْ غُلُولٍ وَ لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَا زَکَاةَ لَهُ وَ لَا زَکَاةَ لِمَنْ لَا وَرَعَ لَهُ؛ نماز جز با پرداخت زکات، کامل نمی‌شود و صدقه از مال حرام قبول نمی‌شود، و کسی که زکات نمی‌دهد، نمازی ندارد و کسی که پارسایی ندارد، زکاتش قبول نمی‌شود»[۱۴]
در اهمیّت زکات همین بس که اگر مسلمانان زکات اموال خویش را به طور صحیح و کامل بپردازند، هیچ فرد فقیر و محرومی در سرتاسر کشور اسلامی باقی نخواهد ماند.
در حدیثی از امام صادق( علیه السلام ) می‌خوانیم: «لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوُا الزَّکَاةَ مِنْ أَمْوَالِهِمْ مَا بَقِیَ مُسْلِمٌ فَقِیراً مُحْتَاجاً .... وَ إِنَّ النَّاسَ مَا افْتَقَرُوا وَ لَا احْتَاجُوا وَ لَا جَاعُوا وَ لَا عَرُوا إِلَّا بِذُنُوبِ الْأَغْنِیَاء؛ اگر همه مردم زکات اموال خود را بپردازند، مسلمانی فقیر و نیازمند، باقی نخواهد ماند... و مردم، فقیر، محتاج، گرسنه و برهنه نمی‌شوند، مگر به خاطر گناه ثروتمندان!»[۱۵]

انواع غلّات

انواع غلّات عبارتند از:
۱. گندم
۲. جو
۳. کشمش
۴. خرما
۵. برنج
۶. ذرّت
۷. نخود
۸. خرما
۹. عدس
۱۰. لوبیا
۱۱. کنجد و غیره

نقش غلّات در زندگی انسان‌ها

غلات منبع انرژی برای انسان هستند. غلات حاوی هیدرات کربن، پروتئین، چربی، مواد معدنی و انواع ویتامین هستند .
غلات بیشترین شکل انرژی خود را به صورت نشاسته عرضه می‌کنند. استفاده از دانه کامل غلات، منبع خوبی برای فیبر گیاهی و اسیدهای چرب ضروری می‌باشد. از برنج به صورت پخته یا آرد برنج استفاده می‌شود. معمولاً غلات را برای استفاده تبدیل به آرد می‌کنند. گندم یکی از این غلات است که بیشتر آرد آن به کار می‌رود. از انواع غلات آرد شده در تهیهٔ نان و کلوچه و... استفاده می‌کنند.

دلیل حصر زکات غلّات در غلّات چهارگانه

منظور از زکات غلّات چهارگانه، گندم، جو، خرما و کشمش است . زکات غلّه در روایات اسلامی بر این چهار مورد (گندم، جو، خرما و کشمش ) واجب شده است و بین غلّات به استثنای این چهار مورد، زکات واجب نیست.
امام باقر «علیه السلام» می‌فرماید: «لَیْسَ فِی شَیْ ءٍ أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ مِنَ الذُّرَةِ وَ الْأَرُزِّ وَ الدُّخْنِ وَ الْحِمَّصِ وَ الْعَدَسِ وَ سَائِرِ الْحُبُوبِ وَ الْفَوَاکِهِ غَیْرِ هَذِهِ الْأَرْبَعَةِ الْأَصْنَافِ وَ إِنْ کَثُرَ ثَمَنُهُ زَکَاةٌ إِلَّا أَنْ یَصِیرَ مَالًا یُبَاعُ بِذَهَبٍ أَوْ فِضَّةٍ یَکْنِزُهُ ثُمَّ یَحُولَ عَلَیْهِ الْحَوْلُ وَ قَدْ صَارَ ذَهَباً أَوْ فِضَّةً فَیُؤَدِّی عَنْهُ مِنْ کُلِّ مِائَتَیْ دِرْهَمٍ خَمْسَةَ دَرَاهِمَ وَ مِنْ کُلِّ عِشْرِینَ دِینَاراً نِصْفَ دِینَارٍ؛ در هیچ یک از چیزهایی که از زمین می‌روید، مثل برنج، ذرت، ارزن، نخود، عدس و سایر حبوبات و میوه‌ها بجز این اشیای چهار گانه، زکات نیست، اگر چه قیمت آن زیاد باشد. جز آنکه به مالی تبدیل شود که به طلا و نقره فروخته شود و ذخیره شده و یک سال بر آن بگذرد. وقتی به طلا و نقره تبدیل شد، باید از هر دویست درهم، پنج درهم و از هر بیست دینار، نیم دینار پرداخت شود»[۱۶]
شهید مطهری در این زمینه می‌نویسد: «چرا گندم باید زکات داشته باشد و برنج نداشته باشد ؟ این مساله در سابق هم مطرح بوده [ در جواب ] گفته‌اند آن سادگی که در موراد زکات‌هست، در برنج نیست، یعنی به آن سادگی که گندم به دست می‌آید برنج به دست نمی‌آید، برنج کار زیادی می‌برد و مشقات و سختی‌های زیادی دارد و زکات در واقع به این علت‌است که یک مقدار از چیزی را که طبیعت به طور رایگان در اختیار انسان می‌گذارد، انسان به ب دیگران هم بدهد»[۱۷]

وجوب زکات غلّه

زکات غلّات اربعه ( گندم، جو، خرما و کشمش ) از واجبات عبادی و اقتصادی است؛ از این رو، هنگام ادای آن قصد تقرب به خدا شرط صحت است.
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أُنْزِلَتْ آیَةُ الزَّکَاةِ خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها فِی شَهْرِ رَمَضَانَ- فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص مُنَادِیَهُ فَنَادَی فِی النَّاسِ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ فَرَضَ عَلَیْکُمُ الزَّکَاةَ کَمَا فَرَضَ عَلَیْکُمُ الصَّلَاةَ ...؛ آیهٔ زکات «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ» در ماه مبارک رمضان نازل شده است . سپس رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) به مندی امر کرد که در میان مردم صدا بلند کند و بگوید: همانا خداوند تبارک و تعالی زکات را برشما واجب کرده است، همان گونه که نماز را برشما واجب کرده است...»[۱۸]
وجوب پرداخت زکات غلّات در دین اسلام از جمله فروعی است که تمام فِرق اصلی اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند.
زکات سایر غلّات ( برنج، نخود، عدس و ...) به عقیده فقهای شیعه مستحب است نه واجب .
در مقنعه شیخ مفید آمده است:
زکات سایر حبوباتی که از زمین می‌روید و قابل پیمانه است، به میزان یک دهم و یک بیستم، درست مانند زکات گندم و جو پرداخت می‌شود، ولی به عنوان مستحب مؤکّد، نه فریضه واجب[۱۹]

شرایط وجوب زکات غلّه

زکات در غلّات چهارگانه (گندم، جو، خرما و کشمش) در صورتی واجب است که دو شرط ذیل فراهم باشد :
۱.نصاب؛ یعنی ۸۴۷ کیلو و ۶۵۵ گرم
۲. مالکیّت؛ یعنی باید قبل از تعلّق زکات به محصول، اصل درختها یا زراعت ملک شخص باشد و تحقّق مالکیّت هم یا به واسطه کاشتن است، مانند کشت گندم و جو یا به وسیله نقل و انتقال مثل خریدن و هدیه گرفتن و مانند آن مثل اینکه کسی درخت خرما و تاک انگور را قبل‌از رسیدن خرما و انگور، بخرد وهمچنین اگر تنها میوه را بر روی درخت، (بدون خود درخت) قبل از وقت تعلّق زکات به آن بخرد، بازهم مالکیّت تحقّق پیدا می‌کند.

زمان وجوب زکات غلّه

بنابر قول مشهور فقیهان، زمان تعلّق زکات به گندم و جو هنگام بسته شدن دانه و به خرما هنگام زرد یا قرمز شدن و به انگور هنگام غوره شدن آن است . مقابل مشهور، قول برخی است که زمان تعلّق زکات را هنگام صدق عنوان گندم، جو، خرما و انگور دانسته‌اند[۲۰]

زمان تعیین نصاب

زمان تعیین نصاب و وزن کردن غلّات، هنگام خشک شدن آنهاست . پس اگر محصول، در حالیکه تَراست به حدّ نصاب رسیده باشد ولی بعد از خشک شدن از نصاب کمتر باشد، زکات ندارد.

زمان پرداخت زکات غلّه

مراد از زمان پرداخت زکات غلاّت، زمانی است که گردآورنده زکات در آن زمان مُجاز است از مالک مطالبه زکات کند و مالک با امکان پرداخت آن، چنانچه پرداخت نکند، ضامن خواهد بود[۲۱]
زمان پرداخت زکات غلّه ( گندم و جو ) پس از درو کردن و جداسازی آن از پوست و کاه می‌باشد و زمان پرداخت زکات خرما و کشمش پس از چیدن و خشک شدن است[۲۲]

مقدار زکات غلّه

مقدار زکات غلاّت در صورتی که با آب باران، نهر و مانند آن آبیاری شود، یک دهم و اگر با دَلو، ریسمان، شتر آب‌کش، دولاب، ماشین آلات و مانند آن آبیاری گردد، یک بیستم است و اگر به هر دو روش صورت گیرد، حکم روش بیشتر جاری است و در صورت تساوی دو روش، زکات آن یک دهم از نصف محصول و یک بیستم از نصف دیگر محصول خواهد بود[۲۳]

مستثنیات زکات غلّه

زکات در غلاّت پس از خارج کردن مقاسمه[۲۴] «در آمد حاصل از زمین‌های فتح شده با قهر و غلبه» از محصول و رسیدن باقی به حدّ نصاب واجب می‌شود[۲۵]
در اینکه خَراج ( مالیات زمین ) نیز حکم مقاسمه را دارد یا نه، اختلاف است که قول اول به مشهور فقهاء نسبت داده شده است[۲۶]
بنابر قول مشهور، مئونه «هزینه‌های انجام گرفته برای به دست آوردن محصول» نیز از آن خارج می‌شود؛ لیکن در اینکه آیا شرط تعلّق زکات به محصول، رسیدن آن به حدّ نصاب پس از کسر مئونه است یا قبل از آن، اختلاف نظر وجود دارد که مشهور گویند پس از کسر مئونه است[۲۷]

مصرف زکات غلّه

زکات غلّه در هشت مورد صرف می‌شود :
اول: فقیر، و او کسی است که مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد، ولی کسی که صنعت یا ملک یا سرمایه‌ای دارد که می‌تواند مخارج سال خود را بگذارند فقیر نیست.
دوم: مسکین، و او کسی است که از فقیر سخت تر می‌گذراند.
سوم: کسی که از طرف امام علیه السلام یا نائب امام مأمور است که زکات را جمع و نگهداری نماید، و به حساب آن رسیدگی کند و آن را به امام یا نائب امام یا فقرا برساند.
چهارم: کفّاری که اگر زکات به آنان بدهند، به دین اسلام مایل می‌شوند یا در جنگ یا غیر آن به مسلمانان کمک می‌کنند. و همچنین مسلمانانی که ایمان آنان به بعضی از آنچه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آورده‌اند ضعیف است، ولی چنانچه زکات به آنان داده شود موجب تقویت ایمانشان می‌گردد، یا مسلمانانی که ایمان به ولایت امیر مؤمنان علیه السلام ندارند، ولی اگر به آنان زکات داده شود به ولایت رغبت پیدا می‌کنند و به آن ایمان می‌آورند.
خریداری بنده‌ها و آزاد کردن آنان، به تفصیلی که در محل خود ذکر شده است. پنجم:
بدهکاری که نمی‌تواند قرض خود را بدهد. ششم:
هفتم: فی سبیل اللّه، یعنی کارهائی که نفعش به عموم مسلمین می‌رسد مثل ساختن مسجد، و مدرسه‌ای که علوم دینیّه در آن خوانده می‌شود، و تنظیف شهر و آسفالت راه‌ها، وتوسعه آنها و مانند اینها. ابن السبیل، یعنی مسافری که در سفر درمانده شده. هشتم: اینها مواردی است که زکات در آنها صرف می‌شود، ولی مالک نمی‌تواند زکات را بدون اذن امام علیه السلام یا نائبش، در دو مورد سوم و چهارم مصرف نماید، و در مورد هفتم نیز بنابر ـ احتیاط لازم ـ باید از حاکم شرع اذن بگیرد[۲۸]

شرایط مستحقّان زکات غلّه

ایمان

یکی از شرایط مستحقین زکات غلّه، ایمان مستحقّ است .
ایمان به خدا و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمّه دوازده‌گانه علیهم السلام، به اطفال یا دیوانگانی که از مسلمانان شیعه فقیر باشند می‌توان زکات داد، منتهی باید زکات را به دست ولی آنها بدهند، خواه به نیّت تملیک به طفل یا دیوانه باشد یا به قصد مصرف کردن دربارهٔ آنها و اگر به ولی دسترسی ندارد می‌تواند خودش یا به وسیله یک نفر امین زکات را برای احتیاجات آنها صرف کند[۲۹]
بنابراین، به کافر و نیز غیر مومن زکات داده نمی‌شود، مگر از سهم «مولفه القلوب» و «فی سبیل الله»[۳۰]

در راه معصیت صرف نمی‌کند

دادن زکات باید مایه کمک به گناه نشود، بنابراین زکات را به کسی که آن را در معصیت صرف می‌کند نمی‌توان داد[۳۱]
در زکات عدالت شرط نیست، همچنین عدم ارتکاب گناهان کبیره[۳۲]

واجب النفقه نبودن

زکات را نمی‌توان به فرزند و همسر و پدر و مادر داد، ولی اگر آنها بدهکار باشند و نتوانند بدهی خود را بپردازند زکات را به مقدار اداء دین می‌توان به آنها داد[۳۳]

هاشمی نباشد

زکات گیرنده از سادات نباشد، مگر این‌که زکات دهنده هم از سادات باشد، ولی اگر خمس و سایر وجوهات کفایت مخارج آنها را نکند و ناچار به گرفتن زکات باشند، می‌توانند از غیر سیّد زکات بگیرند، امّا احتیاط واجب آن است که فقط به مقدار مخارج روزانه بگیرند[۳۴]

اولویت در مصرف زکات غلّه

مستحب است در مصرف زکات غلّه، فقرای خویشاوند را در اولویت قرار داد.
پیامبر اکرم «صلّی الله علیه و آله و سلّم» می‌فرماید: «سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَیُّ الصَّدَقَةِ أَفْضَلُ قَالَ عَلَی ذِی الرَّحِمِ الْکَاشِحِ؛ بهترین صدقه آن است که به خویشاوندی که با تو دشمن است چیزی بدهی»[۳۵]
و سپس به همسایگان اختصاص داده شود .
«جیران الصدقة أحقّ بها؛ همسایگان به صدقه سزاوارترند»[۳۶]
ترجیح فقرای اهل علم و فضیلت بر غیر آنان در دادن زکات مستحب است[۳۷]
امام باقر( علیه السلام ) می‌فرماید: «إِنِّي رُبَّمَا قَسَمْتُ الشَّيْ‏ءَ بَيْنَ أَصْحَابِي أَصِلُهُمْ بِهِ فَكَيْفَ أُعْطِيهِمْ فَقَالَ أَعْطِهِمْ عَلَى الْهِجْرَةِ فِي الدِّينِ وَ الْعَقْلِ وَ الْفِقْه‏؛ عتبه می‌گوید: به امام باقر گفتم: من گاه چیزی را به عنوان هدیه میان یارانم توزیع می‌کنم شیوه آن، بهتر است چگونه باشد امام فرمود: آنان که برای دین، مهاجرت کرده و از خرد و فقاهت بیشتری برخوردارند، پیش دار»[۳۸]

آثار زکات غلّه

درآیات قرآن و روایات اسلامی برای زکات آثار و فوایدی بیان شده است.

سبب تطهیر نفوس و پرورش فرد و جامعه

زکات سبب تطهیر نفوس و پرورش فرد و جامعه است .
قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم «صلّی الله علیه و آله و سلّم» می‌فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا؛ از اموال آنها زکات بگیر که آنها را به وسیله آن، پاک کرده و پرورش خواهی داد»[۳۹]
آنان را از صفات زشتی همچون حرص، انحصارطلبی، بخل، امساک و دنیا پرستی پاک می‌کنی و نهال دوستی و حمایت از محرومان جامعه و سخاوت و ایثار و گذشت را در دل آنها می‌نشانی گذشته از این، آلودگیهای فراوان اجتماعی که از زندگی طبقاتی و محرومیت گروهی از جامعه ـ در حالی که گروه دیگری در نهایت رفاه هستند ـ سر چشمه می‌گیرد، در پرتو انجام این فریضه الهی تا حدّ زیادی بر طرف می‌گردد.
بنابراین، زکات، هم پاک کننده روح فرد است و هم قلب جامعه، و هم پرورش دهنده عالی‌ترین ارزشهای انسانی در فرد و اجتماع می‌باشد.

آرامش و امنیت

قرآن کریم می‌فرماید: «صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ؛ و (به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن که دعای تو، مایه آرامش آنهاست»[۴۰]
آیهٔ فوق ضمنا اشاره‌ای به اثر آرام بخش این فریضه بزرگ در مجتمع انسانی دارد که امروزه بیش از هر زمان دیگر برای ما روشن است؛ چرا که می‌دانیم بسیاری از جنگهای خانمان سوز و طوفانها و نابسامانیهای اجتماعی، به سبب به هم خوردن تعادل اقتصادی در میان قشرهای جامعه است و پرداخت مالیاتهای عادلانه به سود طبقات محروم، نقش مؤثّری در حفظ تعادل و جلوگیری از تکاثر و طغیان ثروت دارد.
کینه‌ها، حسادتها، عداوتها و موضع گیریهای خصمانه و نفرت انگیز در میان قشرهای جامعه، غالبا از همین رهگذر حاصل می‌شود، و پرداخت زکات می‌تواند گامی مؤثر و آرام بخش و امنیت آفرین محسوب شود.

باعث زیادی رزق و روزی

به مقاله زکات فطره رجوع شود .

حفظ و نگهداری اموال مشروع

از روایات بسیاری این نکته به خوبی اثبات می‌شود که زکات، نقش «حافظ و نگهبان» را برای اموال مشروع دارد و آن را «بیمه» می‌کند. تعبیرات زنده و جالبی در این زمینه در روایات اسلامی وارد شده است.
از پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» نقل شده که فرمود: «حَصِّنُوا أَمْوَالَکُمْ بِالزَّکَاةِ وَ دَاوُوا مَرْضَاکُمْ بِالصَّدَقَة؛ اموال خود را با زکات حفظ و بیماران خود را به وسیله کمک به نیازمندان درمان کنید»[۴۱]

رشد اقتصاد جامعه

اگر همه کسانی که در بخش کشاورزی و دامداری و دیگر بخشها مشغول به کار هستند، بر اساس برآوردهای شرعی، زکات و دیگر حقوق تعلق گرفته بر اموالشان را پرداخت نمایند بسیاری از نابسامانیهای اقتصادی جامعه سامان یافته و خانواده‌های بی بضاعتی که دچار فلاکت مالی هستند نجات می‌یابند. چه بناهای خیری که مورد نیاز جامعه است و می‌توان با سهم زکات آنها را احداث نمود. در زمانهای گذشته بناهای عمرانی در سطح شهر و روستا با اعتبار مالی زکات پا می‌گرفت؛ بناهای خیریه‌ای چون مساجد، تکایا، جادّه‌های روستایی، پل، آب انبارهای عمومی، حمامها، غسالخانه‌ها و غیره.

آداب پرداخت زکات

برای پرداخت زکات، آداب فراوانی ذکر شده است که مراعات آنها ارزش کار را بالا می برد، از جمله:

ادب روحی و روانی

پرداخت زکات باید برخاسته از رضایت قلبی و طیب خاطر باشد. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: «فَإِنَّ مَنْ أَعْطَی الزَّکَاةَ مِنْ مَالِهِ طَیِّبَةً بِهَا نَفْسُهُ، أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِ حَبَّةٍ مِنْهَا قَصْراً فِی الْجَنَّةِ مِنْ ذَهَبٍ وَ قَصْراً مِنْ فِضَّة...؛ هر کس زکات مال خود را عاشقانه بدهد در برابر هر دانه گندم و جوی که می پردازد، قصری در بهشت دریافت می کند...»[۴۲]

ادب اجتماعی

گر چه در ظاهر، زکات به شخص فقیر پرداخت می شود، ولی در حقیقت این خداوند است که زکات را دریافت می‌کند
قرآن کریم می‌فرماید: «أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ؛ آیا نمی‌دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد، و صدقات را می‌گیرد...»[۴۳]
علّامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌نویسد: «منظور از آن تشویق مردم است به دادن زکات، زیرا مردم اگر زکات می‌دهند بدین جهت می‌دهند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و یا عامل و مامور وصول آن حضرت از ناحیه خدا مامور به گرفتن آنست، لذا در این آیه به عنوان تشویق می‌فرماید: مگر نمی‌دانید که این صدقات را خدا می‌گیرد؟ و گرفتن رسول خدا (ص) گرفتن خداست، پس در حقیقت گیرنده آن خود خداست»[۴۴]
پیامبر، امام و فقیر، نماینده و دست خدا هستند و لذا باید کمال احترام به آنان گذاشته شود.
اگر بدانیم که فقیر مأمور الهی است تا مال ما را پاک کند و آن را برای قیامت حمل کند، با او برخورد کریمانه‌ای خواهیم داشت.

ادب زمانی

رسول خدا «صلی الله علیه وآله» به علی «علیه السلام» فرمود:
«إِنَّ مِنْ أَخْلَاقِ الْمُؤْمِنِینَ یَا عَلِیُّ.... الْمُسَارِعُونَ إِلَی الزَّکَاةِ؛ از اخلاق مؤمنین، سرعت در پرداخت زکات است»[۴۵]

پرداخت علنی

علاوه بر کمک‌های مخفیانه‌ای که نشانه اخلاص و حفظ آبروی گیرندگان است، باید گاهی از اوقات پرداخت‌ها آشکار باشد تا دیگران هم تشویق شده و کمک کردن به دیگران جزء فرهنگ جامعه شود و هم انسان به بخل و بی تفاوتی متهم نشود .
امام صادق «علیه السلام» فرمود: «فَکُلُّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْکَ فَإِعْلَانُهُ أَفْضَلُ مِنْ إِسْرَارِهِ وَ کُلُّ مَا کَانَ تَطَوُّعاً فَإِسْرَارُهُ أَفْضَلُ مِنْ إِعْلَانِهِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا یَحْمِلُ زَکَاةَ مَالِهِ عَلَی عَاتِقِهِ فَقَسَمَهَا عَلَانِیَةً کَانَ ذَلِکَ حَسَناً جَمِیلًا؛ هر چیزی را که خدا بر تو واجب کرده است، آشکار کردنش بهتر از پنهان داشتن آن است و هر امر مستحبی مخفی کردنش بهتر از آشکار نمودنش می‌باشد و اگر مردی زکات مالش را آشکار تقسیم کند، این برایش نیکوتر و زیباتر است»[۴۶]

پرداخت از مال مرغوب

قرآن می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از قسمتهای پاکیزه اموالی که (از طریق تجارت) به دست آورده‌اید، و از آنچه از زمین برای شما خارج ساخته‌ایم (از منابع و معادن و درختان و گیاهان)، انفاق کنید! و برای انفاق، به سراغ قسمتهای ناپاک نروید»[۴۷]

چه کنیم که مردم زکات غلّه را بپردازند

تقویت باورهای دینی و اعتقادی

به مقاله زکات فطره رجوع شود

بیان آثار سوء ترک زکات

ترک زکات، علاوه بر عقابی که در دنیای واپسین بدان وعده داده شده، موجب نزول بلای عمومی نیز می‌گردد؛ نظیر مرگ و میر احشام، قطع نزولات آسمانی، ازدیاد آفات کشاورزی، سیل، زمین لرزه، نزاعهای قومی و منطقه‌ای و... .
امام باقر (علیه السلام) فرمود: «إِذَا مَنَعُوا الزَّکَاةَ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَکَاتِهَا مِنَ الزَّرْعِ وَ الثِّمَارِ وَ الْمَعَادِن؛ هرگاه مردم از پرداخت زکات خودداری کنند، زمین برکات خود از زراعت و میوه‌ها و کانیها را دریغ می‌ورزد»[۴۸]

استفاده از رسانه‌های گروهی و اطلاع رسانی

امروزه با استفاده از وسایل ارتباط جمعی ـ به ویژه صدا و سیما ـ می‌توان مسائل مربوط به زکات یا هر مسئله شرعی دیگر را به نحو شایسته به اطلاع مردم رساند. این گونه برنامه‌ها در شبکه‌های استانی و شبکه‌های سراسری قابل اجراست. جا دارد مسئولان و ستادهای مربوط، میزان کشت و میزان دریافت زکات و موارد مصرف و بالاخره کلیه احکام مربوط به زکات را به طور روشن به اطلاع مردم برسانند.

قدردانی از مؤدیان زکات در رسانه‌ها

همگان اعتراف دارند که تبلیغ در هر مسئله اجتماعی، فرهنگی، تجاری، مذهبی و غیره تأثیر شگرفی بر افراد جامعه دارد. در دنیای امروز بیش‌ترین هزینه‌ها صرف تبلیغ و اطلاع رسانی می‌گردد.
به جاست که مسئولان و مبلّغان دینی به لحاظ تثبیت این واجب الهی و شناساندن مسائل آن از همین ابتکار به درستی بهره ببرند و خانوارهایی را که همه ساله زکات و خمس و دیگر وجوهات شرعی را می‌پردازند و کارهای عام المنفعه‌ای که در سایه پرداخت زکات و... در کشور انجام شده را به صورت گزارش، مصاحبه و بزرگداشت به مردم معرفی نمایند.
اگر چه این گونه انسانهای خدمتگزار و متدین به واسطه عفت نفسی که در آنان وجود دارد، راضی به معرفی خود در جامعه نیستند و شاید این عمل را منافی اخلاص خویش بدانند، لیکن مسئولان از باب سپاس و نیز ترغیب هر چه بیش تر دیگر مسلمانان وظیفه دارند چهره‌های خیّر و عامل به وظایف مذهبی را معرفی نمایند.

تخصیص اعتبار ویژه دولتی به مناطق مؤدی زکات

اجرای این طرح محسّناتی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
۱. باعث می‌گردد که مردم به انجام این فریضه الهی تشویق شوند؛
۲. این گونه عوامل تشویقی موجب می‌شود که این واجب الهی به صورت یک سنّت همیشگی در بین مردم جاودانه بماند و سالهای سال و نسل اندر نسل مردم به پرداخت زکات عادت کرده و بدان عمل نمایند؛
۳. مردم در سایه ادای یک واجب الهی به منافع مادّی آن نیز سریع و ساده دست یابند و به اصطلاح آثار پر برکت آن را لمس نمایند؛
۴. می‌تواند درس خوبی باشد برای روستاییان مناطق دیگر تا آنها نیز با قدم گزاردن در میدان ادای زکات در عمران و آبادانی مناطق خویش بکوشند.
در مورد اخیر، باید توجه داشت که اجرای چنین سیاستی موجب نشود که در برخی مناطق به جهت جذب اعتبارات عمرانی و تخصیص اعتبارات ویژه، نسبت به فقرا و خانواده‌های بی بضاعت مناطق دیگر اجحافی صورت گیرد و در پرداخت سهم آنها کاستی ای مشاهده گردد.

نقش حکومت و دولت در زکات

زکات، متعلق به حاکم اسلامی است. پس از زمان حضرت رسول اکرم «صلّی الله علیه وآله وسلّم» و امیرمؤمنان «علیه السلام» متولی امر زکات ائمه «علیهم السلام» بودند که به دلیل نداشتن حکومت، زکات می‌بایستی با اجازه آنها ادا می‌شد. در زمان غیبت، فقیه امین از امامیه از باب نیابت عامه، متصدی این مسند است.
باید حکومت مسئولینی برای دریافت زکات ایجاد کند تا با این عمل جامعه اسلامی را از فقر دور نموده و اقتصاد جامعه اسلامی را توسعه دهد.

توسعه موارد وجوب زکات بنابر صلاحدید حاکم اسلامی

به دلیل تغییر و تحوّل در منابع و موارد ثروت و احتیاجات جوامع بشری در زمانها و مکانهای مختلف، حاکم اسلامی می‌تواند به اقتضای مصلحت ونیاز جامعه اسلامی، موارد وجوب زکات را توسعه دهد.
برخی از فقهای معاصر؛ از جمله شهید سید محمد باقر صدر و مرحوم علامه محمد تقی جعفری، این نظریه را پذیرفته و یا آن را محتمل دانسته‌اند.
شهید سید محمد باقر صدر ضمن تقسیم احکام اسلام به احکام ثابت و متغیّر، اقدام حضرت علی(علیه السلام) در گرفتن زکات از اسب را از مصادیق احکام متغیّر می‌داند و می‌گوید:
این عنصر متغیّر در احکام اسلام، آشکار می‌سازد که زکات به عنوان یک نظریه اسلامی، به مال خاصی اختصاص ندارد، بلکه ولیّ امر مسلمین می‌تواند بر هر چه ضروری بداند، آن را انطباق دهد[۴۹]
علّامه جعفری نیز با انحصار زکات در اشیای نه گانه مخالفت کرده و می‌گوید: «اگر زکات موارد مزبور نتوانست احتیاجات جامعه را برطرف کند، حاکم و پیشوای اسلامی می‌تواند مواددیگری را مشمول مالیات قرار دهد و تعیین موارد و شرایط، مربوط به نظر او خواهد بود»[۵۰]

کتاب شناسی

۱. سخنی دربارهٔ زکات، سید هاشم رسولی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶ه ش.
۲. زکات مایه ثبوت دین و عزت مؤمنین، مباحث تفسیری سید محمد ضیاء آبادی، تهران، بهاران،۱۳۸۱ه ش.
۳. فلسفه و ارکان و شرایط نماز و روزه و زکات، محمد شیخ الاسلام، انتشارات کردستان، ۱۳۷۷ ه ش.
۴. زکات در اسلام، اکبر دهقان، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دفتر نشر اسلامی، ۱۳۷۸ ه ش.
۵. زکات در اسلام (فقهی، تربیتی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی)، احمد محسنی گرگانی، قم، پیام مهدی، ۱۳۷۷ ه ش.
۶. زکات در اندیشه‌ها، مجتبی کلباسی، تهران، ستاد اقامه نماز و احیای زکات، ۱۳۸۱ه ش.
۷. زکات سرمایه فقر زدایی، هدایت الله طالقانی، تهران، نشر مؤسسه توسعه روستایی ایران، ۱۳۷۹ ه ش.

مقالات مرتبط

۱. محمد اسماعیل توسلی، زکات و اثر آن بر رشد و توسعه اقتصادی، پژوهش گاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۶ ه ش..
۲. محمد مهدی عسکری، تحلیل نظری زکات و بررسی امکان تعمیم دامنه اموال مشمول زکات، دانشگاه امام صادق ( علیه السلام)، مطالعات اقتصاد اسلامی، ش ۳، تهران، ۱۳۸۸ ه ش.
۳. مهدی فتحی نیا، بررسی دیدگاه مشهور در حصر زکات، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، مجله فقه، ش۶۲، ۱۳۸۸ ه ش .

فهرست منابع

ـ امام حسن عسکری، تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، مدرسه املام مهدی، قم، ۱۴۰۹ ه ق.
ـ ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات، نشر النینوی، تهران، چاپ اول .
ـ ابن شعبه حرانی، تحف العقول، چاپ دوم، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴ ه ق
ـ ابن منظور، لسان العرب، چاپ سوم، دار الفکر، بیروت، ۱۴۱۴ ه ق .
ـ ابراهیم انیس، معجم الوسیط، چاپ اول، انتشاران اسلامی، قم، ۱۳۸۴ ه ش .
ـ ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام، ج۱، ص۲۴۷، چاپ دوم، موسسه آل البیت، قم، ۱۳۸۵ ه ق .
ـ ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ج۱، ص۳۷۰، چاپ اول، نشر سیدالشهداء، قم، ۱۴۰۵ ه ق .
ـ جلال الدین سیوطی، تفسیر الدر المنثور، چاپ اول، نشر کتابخانه مرعشی نجفی ( ره)، قم ۱۴۰۴ ه ق، ـراغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، چاپ اول، دار القلم، بیروت، ۱۴۱۲ ه ق .
ـ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، چاپ اول، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ ه ق
ـ طباطبایی یزدی، عروه الوثقی، چاپ اول، موسسه اعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹، تهران .
ـ سید محمد تقی مدرسی، احکام زکات و فقه صدقات،
ـ نجفی، جواهر الکلام، چاپ اول، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۹ ه ش .
ـ سید خوئی، توضیح المسائل .
ـ شیخ کلینی، کافی، چاپ چهارم، دارالاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ه ق .
ـ علامه حلی، تذکره الفقهاء، چاپ دوم، آل البیت، قم، ۱۴۱۴ ه ق .
ـ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، چاپ چهارم، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ه ق .
ـ شیخ طوسی، امالی، چاپ اول، دار الثقافه، قم، ۱۴۱۴ ه ق .
ـ شیخ طوسی، استبصار، چاپ اول، دار الکتب الاسامیه، تهران، ۱۳۹۰ ه ش .
ـ شهید مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، چاپ دوم، صدرا، قم، ۱۳۷۰ ه ش .
ـ علامه طباطبایی، سید محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۳۷۴ ه ش.
ـ ناصر مکارم شیرازی، توضیح المسائل، چاپ اول، مدرسه امام علی بن ابیطالب، قم، ۱۳۷۷ ه ش.
ـ ناصر مکارم، تفسیر نمونه، چاپ دوم، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ه ش .
ـ محمد تقی جعفری، رسائل فقهی، چاپ اول، تهذیب، قم ۱۳۸۰ ه ش .

پا نویس

  1. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، ج2، ص145 .
  2. ابن منظور، لسان العرب، ج11، ص504 .الغَلَّة: الدَّخْل الذی یحصل من الزرع و الثمر و اللبن و الإِجارة و النِّتاج و نحو ذلک».
  3. ابراهیم انیس، معجم الوسیط، ج2، ص 1419 .
  4. توبه /103.
  5. ناصر مکارم، تفسیر نمونه، ج8، ص19.
  6. بقره/43.
  7. بقره/267.
  8. بقره /267.
  9. جلال الدین سیوطی، تفسیر الدر المنثور ج 1، ص 341 .
  10. توبه /60.
  11. فصلت /7.
  12. بقره/43.
  13. مریم/55.
  14. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام، ج1، ص247.
  15. ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ج1، ص370 .
  16. شیخ طوسی، استبصار، ج2، ص6 .
  17. شهید مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، ج1، ص62 .
  18. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج9، ص53 .
  19. علی اصغر مروارید، ینابیع الفقهیه، ج5، ص34.
  20. طباطبایی یزدی، عروه الوثقی، ج4، ص64 .
  21. سید محمد تقی مدرسی، احکام زکات و فقه صدقات، ص58.
  22. نجفی، جواهر الکلام، ج15، ص220 .
  23. همان، ج15، ص236 - 238.
  24. خراج و مقاسمه دو نوع مالیات ارضی است که از طرف دولت اسلامی بر زمینهای مفتوحة عنوة؛ (یعنی زمینهایی که مسلمانان با جنگ و غلبه توانسته‌اند آنها را از دست کفار خارج سازند) تعیین می‌گردد و کسی که روی این زمینها کار می‌کرد، موظف بود هر سال مبلغی به عنوان مالیات ارضی به دولت بپردازد و چون این گونه اراضی از آن تمام مسلمانان است و قابل خرید و فروش نیست، باید منافع آن هم در مصالح عموم صرف شود.
    خراج و مقاسمه با این که هر دو مالیات ارضی است، ولی این دو عنوان با هم تفاوت دارند. خراج عبارت است از مالیات نقدی که از طرف دولت تعیین می‌گردد و کسانی که روی آن زمینها کار می‌کنند، موظف هستند هر سال همان مبلغ را به خزانه دولت واریز نمایند، مثلاً بر هر جریب زمین مبلغ ده دینار خراج بپردازند، ولی مقاسمه این است که خود دولت در محصول زمینهای خراجیه با کشاورزان سهیم باشد. مثلاً 3/1 یا 4/1 محصولات، مال دولت و بقیه آن مال کشاورزان باشد.
  25. همان، ج15، ص223.
  26. همان، ج15، ص225.
  27. همان، ج15، ص233.
  28. سید خوئی، توضیح المسائل، ج1، ص346، مسالهٔ 2664.
  29. ناصر مکارم شیرازی، توضیح المسائل، ج1، ص308، مسالهٔ 1654.
  30. نجفی، جواهر الکلام، ج15، ص377.
  31. ناصر مکارم شیرازی، توضیح المسائل، ج1، ص308، مسالهٔ 1655.
  32. همان، ج1، ص308، مسالهٔ 1656.
  33. همان، ج1، ص309، مسالهٔ 1657.
  34. همان، ج1، ص309، مسالهٔ 1661.
  35. شیخ کلینی، کافی، ج4، ص10.
  36. علامه حلّی، تذکره الفقهاء، ج5، ص401.
  37. نجفی، جواهر الکلام، ج15، ص542.
  38. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج4، ص101.
  39. توبه /103.
  40. توبه /103.
  41. ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات، ص53 .
  42. امام حسن عسکری، تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، ص524 .
  43. توبه /104.
  44. علامه طباطبایی-سید محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، ج9، ص513،، چاپ پنجم، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1374 ش.
  45. شیخ کلینی، کافی، ج2، ص232.
  46. همان، ج3، ص502.
  47. بقره/267.
  48. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص51 .
  49. شهید صدر، الاسلام یقود الحیاه، ص4325.
  50. محمد تقی جعفری، رسائل فقهی، ج1، ص66، تهذیب، قم 1380 ه ش .