فرهنگ مصادیق:ریا در عبادات

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از ریا در عبادات)
پرش به: ناوبری، جستجو
ریا در عبادات

نویسنده: مصطفی کوهی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم
کلید واژه:ریا، اخلاص، شرک خفی، سمعه، نفاق، اعمال عبادی.

محتویات

ریا (شرک خفی)

ریا در لغت

ریا در لغت بمعنی تظاهر و نشان دادن انجام کاری به غیر است .[۱]

ریا در اصطلاح

معنای اصلی ریا، عبارت است از آنکه انسان بخواهد با ارائه و نشان دادن کارهای نیک خود، مقام و منزلتی در دل مردم پیدا کند و این مطلب گرچه در همهٔ کارهای خوب امکان دارد ولی نام « ریا» در اصطلاح شرعی مخصوص است به این که آدمی در انجام عبادت چنین قصدی را داشته باشد. بنابراین تعریف ریا چنین است : « ریا عبارت است از انجام دادن عبادت الهی و کار نیک به منظور کسب موقعیت ومنزلت در دل مردم .»[۲]

حرمت ریا

ریا یکی از بزرگترین مصادیق گناهان و شرک خفی است. ریا این است که انسان عبادت خدا را برای خشنودی مخلوق او انجام دهد و یا هدف او از عبادت هم خدا و هم خلق خدا باشد خواه عبادت او مانند نماز و روزه و حج و زکات واجب باشد و یا مانند صدقه و احسان به مردم و صله رحم و احترام به والدین و استاد و بزرگتر مستحب باشد. در هر صورت، عبادت اگر خالصا برای خدا نباشد ریا محسوب می‌شود و عمل ریاکار، شرک خفی و باطل و ضایع است و نفس ریا نیز یک عمل حرام است و در آیه آخر سوره کهف خداوند آن را شرک نامیده است.
و در سوره ماعون می‌فرماید:
«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ، الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ، الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ؛ پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل انگاری می‌کنند، آن کسانی که در اعمالشان ریا می‌کنند»[۳]
کلمه ویل در این سوره یا نوعی از عذاب‌های سخت دوزخ است و یا به معنای وای و اعلان خطر می‌باشد. در هر صورت، از آیات فوق حرمت ریاکاری ظاهر و روشن است.

ریا در قران کریم

واژهٔ ریا در قرآن پنج مرتبه تکرار شده است که سه مرتبه بصورت مصدر و دو بار بصورت فعلی و معنای آن به همان معنای اصطلاحی می‌باشد.
به چند آیه از آیاتی که در باب ریا نازل شده اشاره می‌کنیم :

ریا در انفاق

قران کریم در آیهٔ ۲۶۴ سوره بقره می‌فرماید :
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لَا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ؛ ای آنان که ایمان آوردید تباه نکنید تصدقهای خود را به منّت و آزار مانند آنکه انفاق کند مال خویش را برای ریای (خودنمایی) مردم و ایمان نیارد به خدا و روز جزا پس مثَل او مانند سنگی است لغزان که بر آن باشد خاکی و رسیده باشدش بارانی سخت که بازگذاردش لغزنده قدرت ندارند بر چیزی از آنچه فراهم آوردند و خدا هدایت نکند گروه کافران را.»

ریا در جهاد

قران کریم در آیهٔ ۴۷ سوره انفال می‌فرماید :
«وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَاللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ؛ و مثل کسانی نباشید که از روی سرمستی و خودنمایی و غرور و ریا در برابر مردم، از خانه‌های خود (به سوی جبهه) خارج شدند و مردم را از راه خدا بازمی داشتند و حال آنکه خداوند، به آنچه انجام می‌دهند احاطه دارد.»

ریا در نماز

قران کریم درآیات ۵ و۶ سوره ماعون می‌فرماید :
«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ، الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ، الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ؛ پس وای به حال نمازگزاران آنان که از نمازشان غافل و به آن بی اعتنایند آنان که ریاکاری می‌کنند.» قران کریم در آیهٔ ۱۱۰سوره کهف می‌فرماید :
«فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا؛ پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند.»
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه روایتی از کتاب الدر المنثور نقل می‌کند و می‌نویسد :
« در الدر المنثور است که احمد و ابن ابی الدنیا و ابن مردویه و حاکم (وی حدیث را صحیح دانسته) و بیهقی از شداد بن اوس روایت کرده‌اند که گفت: من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم ) شنیدم که فرمود: هر کس نماز بخواند و ریاء کند شرک کرده و هر که روزه بگیرد و ریاء کند شرک ورزیده و هر که صدقه دهد و ریاء کند شرک ورزیده آن گاه این آیه را خواند: "فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ ..." »[۴] بنابراین در روایات اسلامی، ریا شرک محسوب می‌شود ولی از نوع شرک خفی.

ریا در روایات

در روایات اسلامی ریا را شرک خفی و تشخیص آن را هم امری مشکل و سخت دانسته‌اند.
پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
« بیشترین ترس من برای شما از شرک کوچکتر است! عرض کردند: شرک کوچکتر چیست؟ فرمود: ریا! خداوند بزرگ روز قیامت - وقتی که به بندگانش اجر و پاداش اعمالشان را می‌دهد- می‌گوید: بروید، به سمت آن کسانی که در دنیا ریاکار بودند، و ببینید آیا آنها پاداشی دارند .» [۵]
سرّ خطرناک بودن شرک خفی این است که همچون بیماری ناشناخته کمتر کسی به فکر درمان آن است، لذا رسول‌اکرم (صلی الله‌علیه وآله و سلم ) از شیوع آن بین مسلمانان هراسناک بود.
امام صادق ( علیه السلام) می‌فرماید : «کل ریاء شرک؛ هر نوع ریا کاری شرک است.»[۶]
امام علی ( علیه السلام ) می‌فرماید : «ای بندگان خدا بدانید که اندک ریا، شرک است .»[۷]
از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم » پرسش شد که فردا نجات در چیست؟ فرمود: «نجات در اینست که خدا را گول ندهید تا شما را گول دهد که هر که خدا را گول دهد خدا او را گول زند و ایمان از او ببرد و اگر بفهمد خود را هم گول زده است، عرض شد چگونه خدا را گول زند، فرمود بدستور خود عمل کند و منظورش دیگری باشد از خدا پرهیزید و از ریاء کناره کنید که آن شرک بخداست ریا کار روز قیامت بچهار نام خوانده شود ای کافر، ای فاجر، ای غادر، ای خاسر عملت حبط شد و اجرت باطل گردید و امروز آبروئی نداری مزد خود را از آن کس بطلب که برایش کار می‌کردی.»[۸]
حضرت صادق (علیه السلام ) فرمود:
« ریاء مکن به عمل خود در مقابل مخلوقی که قدرت ندارد کسی را زنده کند و یا بمیراند، و هیچ گونه توانایی ندارد که تو را از چیزی بی نیاز کند. و ریاء درختی است که میوه و نتیجه آن شرک پنهانی است، و ریشه و منشأ آن نفاق است، و روز قیامت به شخص منافق که ریا کار است گفته می‌شود: اجر و مزد خود را از کسی بگیر که برای او عمل کردی. پس هنگام عبادت و طاعت متوجه خود باش که برای که عبادت می‌کنی و که را می‌خوانی و به که امیدوار هستی و از که می‌ترسی. و بدان که تو نمی‌توانی چیزی را از ضمیر و فکر خود از پروردگار متعال پنهان بداری، و از آنچه در دل بگیری خداوند آگاه است، و تو خودت خود را فریب می‌دهی و خداوند هرگز غفلت نکرده و گول نمی‌خورد. خداوند متعال می‌فرماید: منافقین خدعه می‌کنند با خدا و مؤمنین و نمی‌دانند که آنان خود را خدعه کرده و خود را فریب می‌دهند.»[۹]
یکی از اصحاب می‌گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله را گریان دیدم، عرض کردم: چرا گریه می‌کنید؟ فرمود: «انی تخوفت علی امتی الشرک، اما انهم لایعبدون صنما و لا شمسا و لا قمرا و لا حجرا، و لکنهم یرائون باعمالهم؛ من بر امتم از شرک و چند گانه پرستی بیمناکم! بدانید آنها بت نخواهند پرستید و نه خورشید و ماه و قطعات سنگ را، ولی در اعمالشان ریا می‌کنند و از این طریق وارد وادی شرک می‌شوند.»[۱۰]
بنابراین طبق فرمایشات ائمه معصومین ( علیهم السلام ) ریا از مصادیق اصلی و اتم شرک خفی محسوب می‌شود.

اخلاص در روایات

اخلاص عبارت است از خالص کردن و صاف و پاک نمودن نیت و قصد است از نیات سوء و قصدهای مختلف و غرضهای گوناگون، و به طور کلی از هر نیتی که مربوط به غیر خداوند متعال باشد.[۱۱]
در روایات اسلامی اخلاص در عمل را به عنوان ملاک ارزش اعمال معرفی کرده‌اند.
امام صادق ( علیه السلام می‌فرماید ) :
«عملی که سالم و بی عیب و توأم با اخلاص است اگر چه کم باشد بهتر است.»[۱۲]
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرموده است که: «پناه می‌برم به خدا از عملی که نافع نباشد، و آن عملی است که همراه اخلاص نبوده و بلکه بر خلاف اخلاص نتیجه دهد.[۱۳]
امام باقر (علیه السلام ) می‌فرماید :
«میان اخلاص و ریا [چیزی ]جز کم خردی نیست. عرض شد : چگونه، ای زاده رسول خدا؟ فرمود : آدمی کاری را که رضای خدا در آن است، برای غیر خدا انجام می‌دهد، در صورتی که اگر آن را محض رضای خدا انجام می‌داد، خداوند او را به هدفی که از آن کار داشت زودتر می‌رساند.»[۱۴]
سیف تمّار از امام صادق علیه السّلام روایت کرده است:
«کسی که حج را از روی اخلاص (و نیّت پاک) بجای آورد و منظورش (خشنودی) خدا باشد و (عمل حج او) برای نشان دادن به مردم و شهرت و آلوده به ریا نباشد، خداوند متعال حتما او را مورد آمرزش خود قرار می‌دهد.»[۱۵]
یکی از اصلی‌ترین مواردی که در اعمال عبادی باید رعایت کرد، اخلاص در اعمال است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید :
« پروردگارم مرا به نه چیز توصیه کرده: اخلاص در نهان و عیان، عدالت در حال آرامش و غضب، میانه روی در فقر و غنا، عفو از آنکه بر من ستم کرده و پیوند با آنکه از من بریده، فکر هنگام سکوت، ذکر در وقت گفتار و عبرت در حال نگاه.»[۱۶]

احکام ریا

بطلان عبادت به واسطه ریا

اخلاص شرط صحّت عبادت و ریا در آن حرام و موجب بطلان عمل است.[۱۷]
بطلان عبادت با ریا به چند گونه متصور است:
۱. عبادت تنها به قصد خودنمایی و نشان دادن به دیگران انجام گیرد.
۲. عبادت هم به قصد امتثال امر خدا و هم به قصد خودنمایی انجام گیرد؛ بدین گونه که هریک از ریا و امتثال در عبادت دخیل باشد و محرّک عبادت کننده هر دو امر، توأمان باشد.
۳. هریک از ریا و امتثال امر، انگیزه‌ای مستقل برای عبادت باشد؛ به گونه‌ای که هر کدام بدون ضمیمه دیگری برای صدور عبادت از فرد کافی باشد؛ هرچند هر دو در عبادتی جمع شده‌اند.
۴. امتثال و انجام دادن، انگیزه‌ای مستقل باشد؛ به گونه‌ای که به تنهایی در صدور عبادت از فرد کافی باشد؛ لیکن ریا انگیزه‌ای تبعی باشد؛ به گونه‌ای که به تنهایی محرّک شخص بر عبادت نگردد.
قول به عدم بطلان در دو صورت آخر به سید مرتضی از قدما نسبت داده شده است.
در بطلان عبادت به ریا فرقی بین ریا در تمامی عبادت یا جزئی از آن، اعم از اجزای واجب و مستحب نیست.[۱۸]
برخی، ریا در جزء مستحب، مانند قنوت را موجب بطلان عبادت ندانسته‌اند.[۱۹]

ریا در مقدمات عبادت

ریا در مقدمات عبادت، مانند رفتن به مسجد جهت گزاردن نماز و یا پس از عبادت و یا در اعمال خارج از ماهیّت عبادت، مانند تحت الحنک انداختن در نمازموجب بطلان عبادت نیست، مگر آنکه ریا ـ در صورت آخر ـ به ریا در نماز گزاردن با تحنّک برگردد، که در این صورت موجب بطلان آن می‌شود.[۲۰]

ریا بعد از عبادت

ریاء بعد از عمل عبادی مبطل نیست.[۲۱]

ریا در خصوصیات اعمال عبادی

ریا در خصوصیات عمل [ونه اصل آن ] مانند ریا در گزاردن نماز در مسجد یا اول وقت یا با جماعت نیز [بنابر قول برخی ] موجب بطلان عبادت می‌شود. برخی در بطلان عمل به آن اشکال کرده‌اند.[۲۲]

منشاء و عوامل ریا

ریا و تظاهر و دوروئی مانند سایر رذایل اخلاقی دارای علل و اسباب است. در روایات اسلامی و کتب اخلاقی در باره علت ریاکاری توضیحات زیادی داده‌اند که ما باختصار به آنها اشاره می‌کنیم. بدیهی است که اگر مبتلایان به صفت ریا در صدد معالجه خود برآیند، لازم است آن علّت‌ها را بشناسند و برای رفع این بیماری با علتهای آن مبارزه کنند.

نفاق

امام صادق ( علیه السلام ) می‌فرماید :
«الرِّیَاءُ شَجَرَهٌ لَا تُثْمِرُ إِلَّا الشِّرْکَ الْخَفِیَّ وَ أَصْلُهَا النِّفَاق ؛ ریا و ظاهرسازی درختی است که میوه‌ای جز شرک پنهانی ندارد و ریشه آن نفاق است.»[۲۳]
بنابراین، اصل ریا و منشأ ریا، نفاق است. چرا که نفاق، عدم توافق باطن است با ظاهر و چون غیر خدا را در آن عمل، دخیل و سهیم کرده است، پس با خدای خود نفاق کرده است.

دنیا پرستی

ابن فهد حلی بر کتاب عدهٔ الداعی در زمینه ریشه و منشا ریا می‌گوید :
بدان که اصل ریا، دنیادوستی و فراموشی آخرت و فکر نکردن در اجر و پاداشهای الهی و فکر نکردن در آفت‌های دنیا و در نظر نگرفتن عظمت نعمت‌های آخرت است، و ریشه همه اینها دوستی دنیا و شهوات است و این ریشه همه بدیها و منبع هر گناهی است، زیرا وقتی عبادت برای خدا باشد از هر نوع شائبه‌ای خالی است و جز برای خدا و دار آخرت عبادت را نمی‌خواهد.[۲۴]

حبّ مقام

یکی از ریشه‌های اصلی ریاکاری حبّ جاه و مقام است که اگر آن را تشریح کنیم به سه اصل باز می‌گردد: علاقه به ستایش مردم، فرار از مذّمت و نکوهش آنها، و طمع ورزیدن به آنچه در دست مردم است. سپس مثالی برای آن در مورد جهاد فی سبیل اللّه می‌زنند که انسان گاه به جهاد می‌رود برای این که مردم از شجاعت و قهرمانی او سخن بگویند، و گاه به جهاد می‌رود تا او را به ترس و جُبن متّهم نسازند، و گاه به خاطر به چنگ آوردن غنائم جنگی قدم در میدان می‌گذارد! تنها کسی می‌تواند از جهادش بهره بگیرد که برای عظمت آئین حق و دفاع از دین خدا پیکار کند.
مسئولین نظام و کارمندان و مدیران ادارات باید خیلی مراقب باشند که به خاطر ارتقاء مقام اداری، در نماز جمعه و جماعت و مراسم عبادی شرکت نکنند.
البته این به این معنا نیست که مسئولین اداری در نماز جمعه شرکت نیابند بلکه باید در این مراسم به ویژه نماز جمعه حضور یابند ولی مراقب خطر ریا هم باشند.
شایان ذکر است که در نظام اسلامی باید مسئولین محترم و مقامات کشوری در پی شناخت نیروهای صادق و درست کار باشند تا نظام اداری کشور دچار اشکال و نقص نشود.

ضعف ایمان به توحید افعالی

یکی از بزرگترین عوامل به وجود آمدن ریا در اعمال، ضعف اعتقاد به توحید افعالی است.
توحید افعالی، یعنی هر فعل وحرکت واثری که در جهان هستی است همه از اراده ومشیّت خدا سرچشمه می‌گیرد.
به عبارت دیگر:توحید افعالی عبارت است از این که موثر حقیقی و مستقل در عالم، ذات مقدّس خداوند است و جز او، هیچ موجود دیگری فاعلیّت تام و مستقل ندارد واین همان گوهر توحید افعالی است.[۲۵]
ریا کار مانند هر فرد دیگری اعمال اختیاری خود را به انگیزه جلب منفعت و یا دفع ضرر انجام می‌دهد. فرد ریاکار می‌خواهد در ذهن وقلب مردم دارای منزلت بالایی باشد. او برای جلب نظر و رضایت مردم رضایت خداوند را نادیده می‌گیرد و گویی مردم را بر خداوند مقدم می‌شمارد او دو خطای بزرگ دارد: اولا غافل است که قضاوت مردم دربارهٔ او به خواست و اراده الهی بستگی دارد و تأثیری آن اعمال در خوش آمد یا تنفر مردم به دست خداوند است. اگر خدا بخواهد آن اعمال موجب جلب نظر و قضاوت خوب مردم نسبت به او می‌شود و اگر نخواهد همان اعمال موجب تنفر مردم از وی می‌شود پس ریاکار در اعتقاد به توحید افعالی دچار تزلزل و گمراهی شده است. ثانیا ریاکار گمان می‌کند مردم در رساندن سود یا دفع ضرر از او مستقل هستند و توجه ندارد که تاثیر اعمال مردم در رساندن سود و جلوگیری از ضرر به اراده خداوند وابسته است و آنان در تأثیر اعمال خود مستقل نیستند. این غفلت و بی توجهی نیز به معنای بی توجهی به توحید افعالی است که موجب می‌شود فرد ریاکار به دایره شرک پا گذارد.

انواع ریا

مرحوم ملا احمد نراقی (ره ) در کتاب ارزنده معراج السعاده در باره اقسام وانواع ریا می‌فرماید:
ریا بر چند قسم است :

ریای در اصل ایمان

ریا در ایمان عبارت است از اظهار شهادتین به زبان با انکار در دل؛ و این قسم کفر و نفاق است و در ابتدای اسلام شیوع داشت و در این زمان کم تر یافت می‌شود.
صاحب کتاب « بحثی پیرامون ریا و عجب » در رابطه با این نوع ریا از امام خمینی ( رحمهٔ الله علیه ) نقل می‌کند که ایشان می‌فرماید :
« بدان که ریا در اصول عقاید و معارف الهیه از جمیع اقسام ریاها سخت تر و عاقبتش از همه بدتر و ظلمتش از تمام ریاها بیشتر و بالاتر است....»[۲۶]

ریای در عبادات

اما قسم دوم که ریای در عبادات است بر چند قسم است :
۱. با وجود اعتقاد به خدا و پیامبر در اصل عبادات واجب خود ریا کند؛ مثل این که در خلوت نماز و روزه و زکات را ترک کند ولی در میان مردم نماز بخواند و روزه بگیرد. این فرد هر چند کافر محسوب نمی‌شود ولی بدترین مسلمان و نزدیکترین آنها به کفر است.
۲. در عبادات واجب ریا نمی‌کند ولی در عبادات مستحب ریا کار است؛ مثلا در خلوت نوافل شبانه روز و نماز شب و روزه‌های مستحب را به جا نمی‌آورد و بلکه در حضور مردم رغبت به این اعمال و عبادات دارد و نیز مانند بلند گفتن تسبیح و ذکر در مجالس به قصد ریا.
۳. ریا در وصف عبادات نه در اصل آنها؛ مثل این که رکوع و سجود و سایر افعال نماز را در حضور مردم به قصد حصول اعتبار بهتر به جا آورد از آن چه در خلوت می‌کند و مثل این در تعزیه یا ذکر حدیثی گریه به او دست دهد اشک خود را پاک نکند به قصد آن که مردم او را ببینند و امثال اینها.

ریای در مباحات

اما قسم سوم که ریای درمباحات؛ یعنی کسی عمل مباحی را مرتکب شود یا ترک کند به جهت تحصیل جاه و اعتبار در نزد مردم یا دفع مذمت و ناخوش آمدن ایشان، مثل این که از چرکینی جامه خود مضایقه نداشته باشد و لیکن به جهت این که مردم او را پاکیزه و نظیف بدانند جامه خود را نظیف کند و از این قبیل است تزیین لباس به جهت حضور در مجامع و مانند آن. این قسم از ریا مباح و جایز است و گاه ممدوح می‌گردد .[۲۷]
در روایت آمده روزی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) می‌خواست در بین اصحاب خود حاضر شود، به درون خم آبی نگاه می‌کرد و عمامه و موهای مبارک خود را می‌آراست. شخصی حضرت را در این حال دید و پرسید : شما نیز چنین می‌کنید ؟ فرمود : بله، به درستی که خدا دوست دارد که بنده هنگام رفتن به نزد برادران خود برای آنها زینت کند .[۲۸]

آثار ریا

حبط اعمال

از مهم‌ترین آثاری که خداوند برای عملی ریایی بیان می‌کند اموری چون حبط عمل و از میان رفتن طاعات و نتایج اعمال نیک انسان است.
قران کریم در آیهٔ ۲۶۴ سوره بقره می‌فرماید :
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لَا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ؛ ای آنان که ایمان آوردید تباه نکنید تصدقهای خود را به منّت و آزار مانند آنکه انفاق کند مال خویش را برای ریای (خودنمایی) مردم و ایمان نیارد به خدا و روز جزا پس مثَل او مانند سنگی است لغزان که بر آن باشد خاکی و رسیده باشدش بارانی سخت که بازگذاردش لغزنده قدرت ندارند بر چیزی از آنچه فراهم آوردند و خدا هدایت نکند گروه کافران را.»
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند :
« ِنَّ اللَّهَ لَا یَقْبَلُ عَمَلًا فِیهِ مِثْقَالُ ذَرَّهٍ مِنْ رِیَاء؛ خداوند عملی را که ذره‌ای از ریا در آن باشد قبول نمی‌کند!»[۲۹]
امام محمد باقر (علیه السلام ) فرمود:
« باقی ماندن بر عمل، از خود عمل سخت تر است». راوی عرض کرد که: باقی ماندن بر عمل چیست؟ فرمود که: «مردی به بخششی با کسی پیوند می‌کند، و به جهت رضای خدای تنها که او را شریکی نیست، نفقه‌ای را صرف می‌کند، پس از برایش ثواب نهان نوشته می‌شود. بعد از آن، آن را ذکر می‌کند، پس محو می‌شود و از برایش ثواب آشکار نوشته می‌شود. بعد از آن، آن را ذکر می‌کند، پس محو می‌شود و از برایش ریا نوشته می‌شود.»[۳۰]
به قول شاعر:
عبادت به اخلاص نیّت نکوست
و گرنه چه آید زِ بی مغز پوست

عدم استجابت دعا

در روایات اسلامی آمده است که دعای ریا کار مستجاب نمی‌شود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید :
« زمانی برای مردم پیش آید که برای طمع دنیا باطنشان پلید و ظاهرشان زیبا باشد، و از ظاهر خویش ثواب خدا را مقصود نداشته باشند، دینشان ریا باشد و ترس از خدا بآنها آمیخته نشده باشد: خدا آنها را مجازاتی همگانی کند، سپس مانند کسی که غرق می‌شود، دعا کنند و خدا مستجاب نکند.»[۳۱]

از بین رفتن اعتماد

ریا علاوه بر فرد براجتماع هم اثر سوء و بدی می‌گذارد؛ زیرا بنیاد اعتماد را بر باد می‌دهد و در جامعه‌ای که اعتماد از آن سلب می‌شود، جنگلی می‌شود که قانون خاص خود را دارد زیرا هیچ کس به قول عامیانه حتی به خودش هم اعتماد ندارد.
اثر دیگری که ریا بر جامعه دارد این است که هنگامی که جامعه‌ای عادت به ریاکاری و تظاهر کند، همه چیز او از محتوا تهی می‌شود، فرهنگ و اقتصاد و سیاست و بهداشت و نظم و نیروهای دفاعی همه تو خالی و تهی می‌گردد. همه جا به ظاهر سازی قناعت می‌کنند، دنبال خیر و سعادت جامعه نیستند، بلکه به سراغ چیزی می‌روند که ظاهر جالبی داشته باشد، و این طرز کار، ضربات هولناکی بر جامعه وارد می‌کند که بر هوشمندان مخفی و پنهان نیست.[۳۲]

عذاب الهی

ریا موجب عذاب الهی در قیامت می‌شود.
قران کریم در این زمینه می‌فرماید :
«وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا، وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا، ما برای کافران عذابی خوارکننده آماده کرده‌ایم و همان کسانی که اموالشان را به ریا و برای نشان دادن به مردم انفاق می‌کنند و به خدا و به روز واپسین ایمان ندارند. و هر که شیطان قرین و همدم او باشد (بداند که) او بد همدمی است »[۳۳]

عدم ورود به بهشت

پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید :
«إنّ اللَّه تعالی حرّم الجنّه علی کلّ مراء ؛خداوند بهشت را بر ریا کار حرام کرده است.»[۳۴]

نشانه‌های ریا کار

نفوذ ریا در عمل بسیار مرموز و مخفی است، چه بسا انسان سالها عملی را انجام می‌دهد بعداً می‌فهمد که عمل او ریائی بوده است، مثل داستان معروفی که دربارهٔ یکی از مؤمنین پیشین نقل می‌کنند که نماز جماعت سالیان دراز را قضا کرد، و دلیلش این بود که همه روز در صفّ اوّل می‌ایستاد، یک روز دیر به جماعت آمد و در صفوف آخر ایستاد احساس کرد از این جریان ناراحت است، چرا که مردم او را در صفوف آخر می‌بینند، باید همیشه در صف اوّل باشد!
علمای اخلاق با استفاده از احادیث فراوان علائم و نشانه‌هایی برای ریا بیان کرده‌اند که انسان می‌تواند بوسیله آنها اعمال ریایی و غیر ریایی را از هم بخوبی تشخیص دهند و خود را از مهلکه ریا نجات دهند.
الف. در حدیثی از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می‌خوانیم که فرمود: «اَمّا عَلامَهُ الْمُرائِی فَاَرْبَعَهٌ: یَحْرُصُ فَی الْعَمَلِ لِلّهِ اِذا کانَ عِنْدَهُ اَحَدٌ وَ یَکْسِلُ اِذا کانَ وَحْدَهُ وَ یَحْرُصُ فی کُلِّ اَمْرِهِ عَلَی الْمَحْمِدَهِ وَ یُحْسِنُ سَمْتهُ بِجُهْدِهِ؛ امّا علامت ریاکار چهار چیز است:
۱ـ هنگامی که کسی نزد اوست تلاش می‌کند اعمال الهی انجام دهد.
۲ـ هنگامی که تنها شد در انجام عمل کسل است!.
۳ـ در تمام کارهایش اصرار دارد مردم از او مدح و ستایش کنند.
۴ـ وسعی می‌کند ظاهرش را در نظر مردم خوب جلوه دهد.[۳۵]
ب. در حدیث دیگری همین معنی با تعبیرات جالب دیگری از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نقل شده است فرمود:
لِلْمُرائِی اَرْبَعُ عَلامات: یَکْسِلُ اِذا کانَ وَحْدَهُ، وَ یَنْشُطُ اِذا کانَ فی النّاسِ، وَ یَزیدُ فی الْعَمَلِ اِذا اُثْنِیَ عَلَیْهِ، وَ یَنْقُصُ مِنْهُ اِذا لَمُ یُثْنی عَلَیْهِ؛ ریا کار چهار علامت دارد:
۱ـ اگر تنها باشد اعمال خود را با کسالت انجام می‌دهد
۲ـ اگر در میان مردم باشد بانشاط انجام می‌دهد.
۳ـ هرگاه او را مدح و ثنا گویند بر عملش می‌افزاید
۴ـ هرگاه ثنا نگویند از آن می‌کاهد.[۳۶]
در روایات اسلامی آمده است که اگر انسان عملی انجام دهد و مردم از آن با خبر شوند و از آن مسرور گردد در حالی که انگیزه او از آغاز ارائه به مردم نبوده ضرری به قصد قربت و عمل الهی او نمی‌زند.
زراره می‌گوید: از امام باقر (علیه السّلام) پرسیدم راجع به مردی که کار خیری می‌کند و شخصی او را می‌بیند و او خوشش می‌آید، فرمود: عیب ندارد، هر کس دوست دارد خوبیش میان مردم نمایان شود بشرط آنکه عمل را به آن قصد انجام ندهد.[۳۷]

راه درمان ریا

برای درمان ریا راه‌های متعددی وجود دادرد که به چند نمونه اشاره می‌شود :
۱ـ یکی از اساسی‌ترین راه‌های درمان ریا این است که فرد آلوده به ریا، پیرامون عمل ریایی و عمل از روی اخلاص، اندیشه کند و تفاوت بین آن دو را دریابد. قرآن کریم از این راه برای تربیت انسان استفاده کرده است و می‌فرماید:
«مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ؛ کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه، یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می‌کند و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همه چیز) داناست.»[۳۸]
بنابراین مثل کسانی که برای خدا انفاق می‌کنند و انگیزهٔ خودنمایی ندارند، همانند کشاورزی است که دانه‌ای را در زمین حاصل خیز بیافشاند و به موقع آبیاری کند تا این دانه سبز و از آن هفت خوشه بیرون آید که هر خوشه‌ای صد دانه و بلکه بیش ا زهفتصد دانه بار آورد. پس کار سالم و خالص چنین برکاتی را به دنبال دارد.
اما کار ریایی مثل این است که کسی روی سنگ صاف، قصد زراعت داشته، منتظر بازده آن باشد. زمانی که باران بر این صخره ببارد، همان دانهٔ افشانده شده را نیز از بین خواهد برد. به دیگر سخن پس از مدتی در می‌یابد که تمام زحماتی که کشیده است، حتی همان سرمایهٔ اولیه - دانه - را نیز از دست داده است.
تفاوت این دو عمل تنها به نیت و انگیزهٔ فرد است. عمل خارجی دانه است و بارانی که آسمان می‌آید. این دانه (عمل) در جای مناسبی (قلب پاک) قرار می‌گیرد، رشد می‌کند و صدها برابر نتیجه می‌دهد. اما وقتی نیّت پاک نباشد مثل زراعت روی صخره صاف است که پس از مدتی آن دانه (عمل) پوسیده می‌شود و از بین می‌رود. تصور کنید که اگر انجام عملی مانند حج با آن همه مقدمات و شرایط ویژه و زحمت بسیار، به هنگام عمل یا پس از عمل به ریا آلوده شود، آیا جبران آن به سادگی ممکن خواهد بود؟!
توجه به این نکته ضروری است: فردی که در نماز ریا می‌کند، افزون بر این که نمازش باطل می‌شود (مثل کسی که نماز نخوانده) برای این نوع عبادت مجازات هم می‌شود. بنابراین چرا انسان عملش را برای خدا خالص نکند، تا از این همه برکات محروم شود.
۲ـ از مرحوم آیت الله بهجت ( رحمهٔ الله علیه ) در بارهٔ علاج و درمان ریا پرسیده شد، فرمودند :
« ریا در عبادات است و عبادتی که ریا دارد حرام است و بعضی گفته‌اند، ریا مبطل عبادات هم هست. در غیر عبادات، ریا اشکال ندارد، ولی خود ریا می‌تواند راه چاره و علاج ریا باشد، به این صورت که با تاملات صحیح ریا را بالا ببرد. مثلا گاهی انسان می‌خواهد پیش رئیس شهربانی احترامی پیدا کند و توجه او را به خودش جلب کند، پیش پاسبانی می‌رود و سعی می‌کند نظر او را جلب کند وسپس او را بین خود و رئیس شهربانی واسطه قرار دهد. در اینجا انسان خوب است با خود بگوید: این پاسبان که تنها واسطه است و اگر هم کاغذی بنویسد و وساطتی کند باز دست آخر خود رئیس شهربانی باید پای ورقه را امضا کند. پس خوب است مستقیما نظر خود رئیس شهربانی را جلب کنم که مقام بالاتری است و اصلا کار خوب و عمل نیک را مثلا به خود رئیس شهربانی نشان دهم. یعنی برای مقام بالاتر ریا کنم! همچنین اگر انسان عاقل باشد و توجه پیدا کند که مقامی بالاتر از رئیس شهربانی (مثل وزیر، نخست وزیر و رئیس جمهور) وجود دارد، می‌گوید: خوب است کار خیر و عمل نیک خود را به وزیر یا به نخست وزیر و بالاخره به مقام بالاتر نشان دهم! یعنی همیشه انسان باید ریا را برای مرتبه اقوی انجام دهد. اگر چنین باشد، در واقع می‌توان گفت ریا علاج ریا می‌شود.
بنابراین، اگر در عبادات نیز نسبت به اقوی و بالاترین موجود یعنی خداوند ریا کنیم اشکال ندارد و علاج ریا می‌شود.»[۳۹]
درجواب دیگری فرمودند :
«با عقیده کامل اکثار «حوقله». (یعنی زیاد بگوید: لاحول و لا قوه الا بالله) ».[۴۰]
۳ـ آیت الله مکارم شیرازی در باب علاج و درمان ریا می‌نویسد :
« راه مبارزه با ریا کاری، مانند همه اخلاق و اعمال مذموم و ناپسند، دو چیز است:
نخست توجّه به علل و ریشه‌های آن برای خشکانیدن و نابود کردن آنها، و سپس مطالعه در پیامدهای آن برای آگاه شدن از عواقب دردناکی که در انتظار آلودگان به این اخلاق مذموم است.
ریشه ریا همان «شرک افعالی» و عدم توجّه به حقیقت توحید است.
اگر پایه‌های توحید افعالی در درون جان ما محکم شود و بدانیم عزّت و ذلّت و روزی و نعمت به دست خداست و دلهای مردم نیز در اراده و اختیار اوست هرگز به خاطر جلب رضای این و آن اعمال خود را آلوده به ریا نمی‌کنیم! اگر به یقین بدانیم کسی که با خداست همه چیز دارد، و کسی که از او جداست فاقد همه چیز است، و به مصداق «إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ؛ اگر خداوند شما را یاری کند هیچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد و اگر دست از یاری شما بر دارد هیچ کس نمی‌تواند شما را یاری کند.»[۴۱]
و اگر به این حقیقت قرآنی توجّه کنیم که تمام عزّت نزد خدا و به دست خداست «الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا؛ آیا کسانی که با دشمنان خدا طرح دوستی می‌ریزند می‌خواهند عزّت و آبرو نزد آنها کسب کنند، با این که همه عزّتها از آن خداست»[۴۲]
آری! اگر ایمان به این امور در اعماق جان مستقر شود دلیلی ندارد که انسان برای جلب توجّه مردم و کسب وجاهت و آبرو یا جلب اعتماد آنها خود را آلوده به اعمال نفاق آلود کند!
این از یک سو، و از سوی دیگر، هنگامی که انسان به آثار مرگبار ریاکاری بیندیشد که:
ریا همچون آتش سوزانی است که در خرمن اعمال انسان می‌افتد و همه را خاکستر می‌کند؛ نه تنها عبادات و طاعات انسان را بر باد می‌دهد بلکه گناه عظیمی است که مایه روسیاهی صاحب آن در دنیا و آخرت است.
ریا همچون موریانه‌ای است که ستون‌های کاخ سعادت انسان را از درون تهی می‌کند و بر سر صاحبش ویران می‌سازد.
ریا کاری نوعی کفر و نفاق و شرک است.
ریاکاری شخصیّت انسان را در هم می‌کوبد و آزادگی و حریّت و کرامت انسانی را از او می‌گیرد و بدبخت‌ترین مردم در قیامت ریاکارانند!
توجّه به این حقایق، اثر باز دارنده مهمّی بر ریاکاران دارد.
این نکته نیز قابل توجّه است که پنهان کردن نیّتهای آلوده به ریا، برای مدّت طولانی ممکن نیست، و ریاکاران غالباً در همین دنیا شناخته و رسوا می‌شوند و از لا به لای سخنان و رفتار آنها آلودگی نیّت آنها فاش می‌شود، و ارزش خود را نزد خاصّ و عام از دست می‌دهند؛ توجّه به این معنی نیز اثر باز دارنده مهمّی دارد.
لذّتی که از عمل خالص و نیّت پاک به انسان دست می‌دهد با هیچ چیز قابل مقایسه نیست، و همین امر برای خلوص نیّت کافی است.
بعضی از علمای اخلاق گفته‌اند: یکی از طرق درمان عمل ریا این است که انسان تلاش برای پنهان نگاه داشتن عبادات و حسنات خود کند و به هنگام عبادت در را بر روی خود ببندد، و هنگام انفاق و کارهای خیر دیگر سعی بر کتمان آن نماید تا تدریجاً به این کار عادت کند.
ولی این به آن معنا نیست که از شرکت در جمعه و جماعت و مراسم حج و اعمال دسته جمعی دیگر خودداری نماید که آن نیز ضایعه‌ای بزرگ است .[۴۳]

راهکار مبارزه با ریا در جامعه

برای این که یک جامعه از صفت زشت ریا در مصون باشد، راه‌های مختلفی است که به چند نمونه اشاره می‌شود:
۱ـ ریا ریشه‌های فرهنگی دارد. آموزش و فرهنگ‌سازی بزرگ‌ترین و کارآمدترین دارویی است که می‌توان تجویز کرد. کودک از همان دوران ابتدایی باید بداند ریا و ریاکاری ذاتا نامطلوب است و در صورت استفاده از آن، برچسب یک انسان منحرف و نامطلوب تا ابد بر پیشانی و پشتش حک خواهد شد.
معلمین در مدارس و اساتید در دانشگاه‌ها می‌توانند همچون مبارزه با دروغ به عنوان یک گناه، در مورد ریاکاری نیز صحبت کنند و نقش درمانی و آموزشی مهم و مطلوبی برعهده بگیرند. برگزاری سخنرانی، تهیه فیلم و تیزر و انواع روش‌های تبلیغاتی مدرن و سنتی در درازمدت و میان مدت می‌تواند ما را امیدوار کند تا در سالیانی نه چندان دور دیگر هیچ پدری و مادری به فرزندانشان نگویند: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!.
۲ـ مردم نشانه‌های ریا کاران را که در آیات قران و روایات اسلامی بیان شده، را یاد بگیرند تا بتوانند تا حدودی شخص مخلص و ریاکار را بشناسند.
مسلمانان به این مساله توجه داشته باشند که آنچه در روایات اسلامی ملاک برای تشخیص انسان‌های مخلص از ریا کار تعیین شده است، راستگویی و امانت داری است.
شخصی خدمت امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: آقا فلانی خیلی نماز می‌خواند و خیلی روزه می‌گیرد. امام صادق(علیه السلام) فرمودند :
«لَا تَنْظُرُوا إِلَی طُولِ رُکُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِکَ شَیْ ءٌ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَکَهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِکَ وَ لَکِنِ انْظُرُوا إِلَی صِدْقِ حَدِیثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِهِ؛ [برای شناخت نیکی و درستکاری کسی] به رکوع و سجده طولانی او نگاه نکنید زیرا چه بسا این رکوع و سجده طولانی، چیزی است که آن شخص به آن اعتیاد پیدا کرده است. در این صورت اگر آن را ترک نماید،[به دلیل ترک عادت] وحشت زده [ و پریشان حال] گردد. اما [برای شناخت نیکی و درستکاری]، به راستگویی و رعایت حقوق دیگران و ادای امانت اش نگاه کنید [و آن را معیار و ملاک قرار دهید.]»[۴۴]
امام صادق (علیه السلام) فرموده‌اند، طولانی بودن رکوع و سجده را نمی‌توان نشانه قطعی دینداری و ایمان کسی دانست و درمقابل، دو نمونه دیگر یعنی راستگویی و ادای حقوق دیگران(صدق الحدیث و اداء الامانه) را به عنوان نمونه‌هایی که می‌توان آنها را نشانه دینداری و ایمان حقیقی به شمار آورد.
البته این نکته را فراموش نکنیم که اهل بیت (علیهم السلام) نفرموده‌اند که نماز نخوانید. در حقیقت ائمه (علیهم السلام) می‌خواهند نمازی که برای ریا و خودنمایی کردن است را رد کنند.

تفاوت ریا وسُمعه

«ریا» آن است که عمل را طوری انجام دهد که دیگران ببینند و از این طریق کسب وجاهت و موقعیت برای عمل کننده حاصل شود، ولی « سمعه » آن است که عمل نیکی دور از چشم مردم انجام دهد به این هدف که بعداً به گوش مردم برسد و موقعیتی در جامعه برای او فراهم شود. بنابراین هر دو عمل انگیزه غیر الهی دارد، امّا یکی از طریق مشاهده به اطّلاع مردم می‌رسد و دیگری از طریق شنیدن و اشتهار؛ در واقع هیچ تفاوتی از نظر فساد و بطلان عمل و فقدان قصد قربت و آلودگی نیّت در میان این دو نیست.
ولی اگر سمعه را این چنین تفسیر کنیم که فاعل در حین انجام عمل قصد قربت داشته است، امّا بعداً که مردم از آن آگاه می‌شوند و او را می ستایند شاد و خوشحال می‌شود، این حالت به یقین موجب بطلان عمل نخواهد شد.
و هرگاه عملی را با قصد قربت انجام دهد و بعد به این فکر بیفتد که انجام آن را اینجا و آنجا بازگو کند تا کسب موقعیّت کند - این کار را ریای بعد از عمل می‌نامند - موجب بطلان عمل نمی‌گردد هرچند ارزش کار او را بسیار پائین می‌آورد و از نظر اخلاقی موجب انحطاط است.[۴۵]

موارد جوازتظاهراعمال

دین مبین اسلام برخی از امور را سفارش کرده که آشکارا انجام دهند تا اشاعهٔ معروفات و کارهای نیک باشد.
به چند مورد اشاره می‌شود :

پرداخت زکات

در روایات اسلامی، دادن زکات به طور آشکارا و خواندن نماز به طور جماعت تحسین شده است.
امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید:
« کلّما فرض الله علیک فَاِعْلانُه افضل من اِسراره، و کلّما کان تطوّعاً فاِسراره افضل من اعلانه، و لو انّ رجلا حمل زکات ماله علی عاتقه و علانیه کان ذلک حسناً جمیلا و قال فی قوله تعالی «وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ» هی ما سوی الزکات، فانّ الزکات علانیه غیر سرّ؛ ابراز و اظهار پرداخت حقوق واجب الهی، افضل است از پنهان کردن آن؛ ولی هر چیزی که مستحبّی باشد پرداخت آن در خفا و پنهانی افضل است، و اگر کسی زکات مالش را روی دوش بگیرد و آشکارا بپردازد، کار نیک و به جایی کرده، و حضرت فرمود: آیهٔ قرآن که می‌فرماید: اگر صدقات را به صورت پنهان بدهید بهتر است، مقصود غیر از زکات است؛ چون زکات واجب است و باید آشکارا باشد، نه مخفیانه. »[۴۶]
در مورد نماز نیز از روایات استفاده می‌شود که نماز واجب را باید به جماعت و آشکارا بخوانیم، ولی [نماز نافله مستحبی] بهتر است در خانه و پنهانی خوانده شود.
بنابراین بهتر است به منظور ترغیب و تشویق دیگران، زکات و خمس و صدقه آشکارا داده شود؛ البته در صورتی که موجب ریا یا خجالت فقیر نشود.

تباکی برای امام حسین ( علیه السلام )

تباکی به معنای آن است که انسان به خود حالت گریه بگیرد؛ چرا که گاه ممکن است برخی از علاقمندان به سبب پاره‌ای از شرایط، اشک از چشمانشان جاری نشود، ولی این نباید سبب عدم شرکت در محافل و مجالس حسینی گردد، زیرا در این صورت می‌توان با « تباکی » و حالت غم و اندوه و گریه به خود گرفتن، به خیل عزاداران پیوست و از پاداش معنوی آن نیز برخوردار شد. در این کار نیز نشانه ظلم ستیزی و مبارزه با ظالمان است؛ چرا که هدف امام حسین(علیه السلام) چیزی جز این نبود.
در روایتی در ارتباط با گریه بر مظلومیّت اهل بیت(علیهم السلام) می‌خوانیم:
... مَنْ بَکی وَ أَبْکی واحِدَاً فَلَهُ الْجَنَّهُ، وَ مَنْ تَباکی فَلَهُ الْجَنَّهُ؛ هر کس بگرید و (حتّی) یک تن را بگریاند، پاداشش بهشت است و هر کس حالت اندوه و گریه به خود بگیرد پاداش او بهشت است.[۴۷]

نشان دادن خود به صاحبان عزا در مراسم عزاداری

یکی از رفتارهای اجتماعی که از طرف اسلام، تأکید فراوانی بر آن شده و به نوعی در زمره عبادات قرار گرفته است، تسلیت گفتن به صاحبان عزا است که یکی از اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند.
طبیعی است که هر چه تعداد تسلا دهندگان بیشتر باشد و هر چه دوستان و آشنایان بیشتری در مراسم ختم شرکت کنند، آرامش خاطر بیشتری نصیب مصیبت دیدگان خواهد شد؛ به همین دلیل، سزاوار است که انسان تنها به شرکت مخفیانه در مراسم ختم بسنده نکند، بلکه تلاش داشته باشد تا خود را به نحوی به صاحبان عزا نشان دهد و آنها را از همدردی خود آگاه کند. چنین رفتاری به دلیل آن که نوعی عبادت اجتماعی است، هیچ منافاتی با خلوص نیت نداشته و از مصادیق ریاکاری به شمار نمی‌آید، بلکه در روایات نیز بر آن تأکید شده است.
امام صادق (علیه السلام) در این باره می‌فرماید:
« التَّعْزِیَهُ الْوَاجِبَهُ بَعْدَ الدَّفْنِ وَ قَالَ کَفَاکَ مِنَ التَّعْزِیَهِ أَنْ یَرَاکَ صَاحِبُ الْمُصِیبَهِ ؛تسلیت دادن به خانواده مردگان که واجبی دینی است؛ باید بعد از دفن مرده انجام شود و کمترین مقدار تسلیت آن است که (در مجلسی حاضر شوی تا) صاحب عزا تو را ببیند.»[۴۸]

حضور در تظاهرات و راهپیمایی

از جمله مراسمی که لازم است انسان در آن حضور آشکار داشته باشد، راهپیمایی برای اعلام حمایت از حقّ و مظلوم و اعلام برائت از باطل و ظالم است.

کتاب شناسی

۱ـ جواد محدثی، اخلاص و ریا، چاپ اول، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد ،۱۳۹۳ ه ش.
۲ـ علی میرزا رضایی، اخلاص و ریا در قران و نهج البلاغه، چاپ اول، انتشارات مشهور، قم، ۱۳۸۳ ه ش.
۳ـ عباس خدایی، بازگشت از ریا به اخلاص، چاپ اول، موسسه‌تحقیقاتی‌فرهنگی‌جلیل، تهران، ۱۳۷۶ ه ش.
۴ـ احمد فهری، بحثی پیرامون ریا، چاپ چهارم، نهضت زنان مسلمان، تهران، ۱۳۵۹ ه ش.
۵ـ دس‍ت‍غ‍ی‍ب، سیدع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن، ‫اخلاص و انفاق، چاپ اول، دار البلاغه، بیروت، ۱۳۷۶ ه ش.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
۶ـ اخ‍لاص در ک‍ار و ع‍ب‍ادت، م‍ول‍ف م‍وس‍س‍ه ع‍ل‍م‍ی ف‍ره‍ن‍گ‍ی طل‍ی‍ع‍ه م‍ن‍طق؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده دف‍ت‍ر ف‍ره‍ن‍گ‍ی وزارت ک‍ار و ام‍ور اج‍ت‍م‍اع‍ی‌چاپ اول، نشروثوق، ۱۳۷۹ ه ش.
۷ـ محمد جواد مرادی نیا، اخلاص، چاپ اول، نشر زیبا، تهران، ۱۳۸۷ ه ش.
۸ـ م‍ح‍س‍ن س‍ع‍ی‍دی‍ان، تق‍وی، ع‍دال‍ت، اخ‍لاص، س‍ه رک‍ن ای‍م‍ان، چاپ دوم، منیر ‫، ته‍ران، ۱۳۸۶ ه ش.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

مقاله شناسی

۱ـ مژگان سرشار، شرک و اخلاص در قرآن و مرز بین آن دو در قرآن کریم، رشد آموزش قرآن، ۱۳۸۲ه ش، شماره 2.
۲ـ محمد نصیری، حقیقت اخلاص و توکل از نظر عرفا و حضرت امام خمینی رحمه الله علیه، کنگره اندیشه‌های اخلاقی- عرفانی امام خمینی.
۳ـ افسانه قارونی، ریا و اثرات سوء آن، بشارت، سال سیزدهم مرداد و شهریور ۱۳۸۹، شماره 78.
۴ـ محمدباقر شریعتی سبزواری، توحید و شرک و ریا، معارف اسلامی، آذر و دی و بهمن و اسفند ۱۳۸۱، شماره 53.
۵ـ محمدحسن فوادیان، از علی آموز اخلاص عمل (مناقب علوی در مثنوی مولوی)، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران زمستان ۱۳۸۲ و بهار ۱۳۸۳ شماره ۱۶۸ و 169.

فهرست منابع

ـ قران کریم
ـ احمد فهری، بحثی پیرامون ریا، چاپ چهارم، نهضت زنان مسلمان، تهران، ۱۳۵۹ ه ش.
ـ علی اکبر قرشی، قاموس قران، چاپ ششم، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۱۲ ه ق.
ـ ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، چاپ اول، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، مشهد ف ۱۳۶۹ ه ش.
ـ ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول، مترجم حسن زاده، چاپ اول، نشر آل علی ( علیه السلام )، قم، ۱۳۸۲ ه ش.
ـ محمد بن علی ابن بابویه، امالی، مترجم کمره‌ای، چاپ ششم، کتابچی، تهران، ۱۳۷۶ ه ش.
ـ منسوب به جعفر بن محمد علیه السلام، مصباح الشریعه ترجمه مصطفوی، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۰ش.
ـ ابن بابویه، محمد بن علی، پاداش نیکیها و کیفر گناهان، ترجمه ثواب الأعمال؛ مجاهدی، محمد علی، ترجمه ثواب الأعمال، انتشارات سرور، قم، چاپ اول، ۱۳۸۱ش.
ـ ابن فهد حلی، عدهٔ الداعی، چاپ اول، نشر کیا، تهران، ۱۳۸۱ ه ش.
ـ محمد سعیدی مهر، آموزش کلام اسلامی، چاپ نوزدهم، نشر طه، قم، ۱۳۹۴ ه ش، ج۱، ص101.
ـ نهج الفصاحه (کلمات قصار حضرت رسول صلی الله علیه و آله)، دنیای دانش - تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۲ش.
ـ موسسه فرهنگی انتشاراتی انصاری، فریادگر توحید، چاپ اول، انصاری، قم.
ـ شیخ کلینی، تحفه الأولیاء (ترجمه أصول کافی)، دار الحدیث، قم، چاپ اول، ۱۳۸۸ ش.
ـ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، موسسه آل البیت، چاپ اول، قم، ۱۴۰۹ ه ق.
ـ آیت الله ناصر مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(علیهما السلام)، قم، چاپ اول، ۱۳۷۷ ه ش.
ـ موسسه فرهنگی انتشاراتی انصاری، فریادگر توحید، چاپ اول، انصاری، قم.
ـ شیخ صدوق، إعتقادات الإمامیه، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.

پا نویس

  1. علی اکبر قرشی، قاموس قران، ج3، ص35 .
  2. احمد فهری، بحثی پیرامون ریا و عجب، ص6.
  3. ماعون /4 ـ5 ـ6.
  4. علامه طباطبایی، المیزان، ج13، ص599 .
  5. ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ص349 .
  6. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج72، 281.
  7. ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول، ص 251 .
  8. محمد بن علی ابن بابویه، امالی، ص582 .
  9. منسوب به جعفر بن محمد علیه السلام، مصباح الشریعه ترجمه مصطفوی، ص 209 .
  10. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج2، ص179، چاپ اول، مرعشی نجفی، قم، 1404 ه ق .
  11. منسوب به جعفر بن محمد علیه السلام، مصباح الشریعه، ترجمه مصطفوی، ص 337.
  12. همان، ص336.
  13. همان، ص336.
  14. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج3، ص338.
  15. ابن بابویه، محمد بن علی، پاداش نیکیها و کیفر گناهان، ترجمه ثواب الأعمال؛ ص143.
  16. ابن شعبه، حسن بن علی، مترجم جنتی، احمد، تحف العقول، ص196، مؤسسه امیر کبیر، تهران، چاپ اول، 1382ش.
  17. نجفی، جواهر الکلام، ج9، ص187.نجفی، جواهر الکلام، ج9، ص187.
    یزدی، عروه الوثقی، ج1، ص409.
  18. جواهر الکلام، ج9، ص187.
  19. یزدی، عروه الوثقی، ج2، ص442.
  20. همان، ج2، ص444.
  21. شیخ عباس قمی، الغایهٔ القصوی، ج1، ص109، مساله 30.
  22. نجفی، جواهر الکلام، ج4، ص211.
  23. منسوب به امام صادق ( علیه السلام )، مصباح الشریعه، ص32 .
  24. ابن فهد حلی، عدهٔ الداعی، ج1، ص184.
  25. محمد سعیدی مهر، آموزش کلام اسلامی، ج1، ص101.
  26. احمد فهری، بحثی پیرامون ریا و عجب، ص25.
  27. احمد نراقی،، معراج السعاده، صفت 21، ریا، ص158.
  28. فیض کاشانی، محجه البیضاء، ج6، ص 153 .
  29. مجموعه ورام؛ ج 1؛ ص187، مکتبه فقیه، قم، چاپ اول، 1410 ق.
  30. شیخ کلینی، تحفه الأولیاء (ترجمه أصول کافی)؛ ج 3؛ ص709.
  31. شیخ کلینی، أصول الکافی، ترجمه مصطفوی؛ ج 3؛ ص404.
  32. ناصرمکارم شیرازی ،اخلاق در قرآن، ج 1، ص 289.
  33. نساء /37ـ 38.
  34. نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی الله علیه و آله)؛ ؛ ص294.
  35. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی ،محقق/ مصحح: غفاری، علی اکبر، تحف العقول، ص 22.
  36. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج2، ص180.
  37. شیخ کلینی، الکافی، ترجمه مصطفوی، ج 3، ص405.
  38. بقره/261.
  39. موسسه فرهنگی انتشاراتی انصاری، فریادگر توحید، ص78 .
  40. به سوی محبوب، ص70.
  41. آل عمران /160.
  42. نساء/39.
  43. آیت الله ناصر مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن،، ج 1، ص 293.
  44. شیخ کلینی، کافی، ج2، ص105.
  45. همان، ج1، ص 296.
  46. شیخ کلینی، کافی، ج3، ص501.
  47. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 44، ص 288.
  48. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه؛ ج 3؛ ص217 .