فرهنگ مصادیق:روزه

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از روزه)
پرش به: ناوبری، جستجو
روزه

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ احکام روزه
۲ چگونه روزه بگیریم

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ احکام روزه - پرسمان
۲ احکام روزه – زلال احکام
۳ روزه - احادیث
۴ روزه – دانشنامه اسلامی
۵ فواید روزه برای سلامت بدن
۶ کفاره روزه – سایت انهار
۷ احکام روزه – اسلام پدیا

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ پرداخت کفارات روزه
۲ روزه وصال
۳ باطل کردن روزه عمداً و از روی اختیار
۴ روزه عید قربان
۵ روزه عید فطر
۶ روزه سکوت

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین:پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-۹۵/۹/۲۳

مقدمه

یکی از معروفهای مهم عبادی، روزه نامیده می‌شود، روزه در لغت عبارت است از خودداری کردن از برخی کارها، و در اصطلاح عبارت است از اینکه انسان برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چیزهایی که روزه را باطل می‌کند خودداری نماید.[۱]
هدف از زندگی خوردن و خوابیدن و مسائل جنسی نیست، بلکه هدف طی کردن مراحل کمال، و لقاء الهی است، قرآن کریم می‌فرماید: الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ[۲]، خداوند مرگ و زندگی را (برای شما آدمیان) پدید آورد تا شما را بیازماید که چه کسی از شما بهتر (مخلص تر) است. یکی از اعمالی که موجب رشد و تعالی انسان در مسیر عبودیت می‌شود، روزه است.

اهمیت روزه

در اهمیت روزه همین بس که امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «بُنِیَ الْإِسْلامُ عَلی خَمْسَهِ أَشْیاء عَلَی الصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلایَهِ»[۳]«یعنی بنا گذاشته شده است اسلام بر پنج چیز؛ یعنی اسلام به این پنج چیز قائم است: نماز و زکات و زیارت خانۀ خدا و روزه و دوستی اهل بیت پیغمبر سلام اللّه علیهم. روزه به اندازه‌ای مهم و مفید است که در همه روزهای سال (به غیر از روزه‌های حرام و مکروه) روزه گرفتن مستحب است.
روزه عبادتی شخصی ولی دارای آثار اجتماعی است، گرسنگی روزه سبب می‌شود که متوجه گرسنگی فقراء بشویم، و به انها کمک کنیم، به همین خاطر در روایات به اطعام فقراء و افراد روزه دار سفارش شده است؛
امام صادق علیه السّلام فرمود: سدیر [یکی از اصحاب حضرت] در ماه رمضان آمد پیش پدرم [امام کاظم علیه السّلام]، پدرم به او فرمود: ای سدیر، آیا میدانی که این چه شبهائی است؟ سدیر گفت: آری، فدایت شوم، این شبهای ماه رمضان است، بفرما منظور چیست؟ پدرم به او فرمود: آیا می‌توانی در هر شبی از این شبها ده بنده از اولاد اسماعیل را آزاد سازی؟ سدیر گفت: پدر و مادرم به فدایت، مال من به این کار نمی‌رسد. پدرم همچنان از شمار آن بندگان کم می‌کرد، تا به یک بنده رسید، و سدیر در هر نوبت می‌گفت: توانائی آن را ندارم. پدرم به او فرمود: آیا توان آن را نداری که در هر شبی مرد مسلمانی را به افطار فراخوانی؟ گفت: آری، و حتی ده مرد را. آنگاه پدرم به او فرمود: منظور من همین بود ای سدیر، افطاری دادن به برادر مسلمانت با آزاد کردن بنده‌ای از اولاد اسماعیل علیه السّلام برابر است.[۴]

آیات روزه

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۵]
أَأَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ[۶]
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.[۷]
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما نوشته و مقرر شده همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند مقرر شد، شاید (روحتان نیرومند شود و از هواهای نفسانی) پرهیز کنید.
در روزهایی چند[کم]، پس هر که از شما مریض یا در سفر باشد تعدادی (به مقدار آنچه فوت شده) از روزهای دیگر (را روزه بدارد)، و بر کسانی که روزه طاقت فرسا باشد (مانند پیران و خردسالان و بیماران مزمن افطار جایز است و) دادن طعام به یک فقیر (یک مد به ازاء هر روز) کفاره و بدل آن است، و هر که بر خیر بیفزاید (و دو مد بدهد) برای او بهتر است، و روزه گرفتن (هر چند توان فرسا باشد) بهتر است، اگر بدانید.
ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن فرو فرستاده شده که راهنمای مردم و دلایلی روشن از هدایت و جدایی (بین حق و باطل) است. پس کسی که در این ماه حاضر باشد (در وطن باشد) باید آن را روزه بدارد، و کسی که بیمار یا در سفر باشد تعدادی از روزهای دیگر (را به مقدار آنچه فوت شده روزه بدارد). خداوند برای شما آسانی می‌خواهد و برای شما دشواری نمی‌خواهد، و (می‌خواهد) تا شماره معین (سی روز) را تمام کنید و خدا را به پاس آنکه شما را هدایت نموده تکبیر گویید و بزرگ شمارید، و شاید سپاس گزارید.

پیام‌های آیات روزه

۱. خطابِ زیبا، گامی برای تأثیر گذاری پیام است. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» در حدیثی از تفسیر مجمع البیان می‌خوانیم: لذّت خطاب «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» سختی روزه را آسان می‌کند. اگر والدین بخواهند که فرزندشان به سخنانشان گوش دهند، باید آنان را زیبا صدا زنند.
۲. از شیوه‌های تبلیغ آن است که دستورات مشکل، آسان جلوه داده شود. این آیه می‌فرماید: فرمان روزه مختص شما مسلمانان نیست، در امّت‌های پیشین نیز این قانون بوده است. و عمل به دستوری که برای همه امّت‌ها بوده، آسان تر از دستوری است که تنها برای یک گروه باشد. «كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»[۸]
۳. قرآن، فلسفه بعضی احکام همچون روزه را بیان داشته است. زیرا اگر مردم نتیجه ی کاری را بدانند، در انجام آن نشاط بیشتری از خود نشان می‌دهند لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۹]
۴. اسلام برای هر فرد در هر شرایطی، قانون مناسب دارد. در این آیه، حکم مسافران، بیماران و سالمندان بیان شده است. «فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ»[۱۰]
۵. شرایط نباید فلسفه کلّی حکم و آثار و منافع آن را تماماً از بین ببرد. اگر انسان مریض یا مسافر در شرایطی نمی‌تواند روزه بگیرد، باید در ایام دیگری قضا کند تا از منافع روزه برخوردار شود. «فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ»[۱۱]
۶. قصد سفر، به تنهایی مانع روزه نیست، در سفر بودن لازم است. «عَلی سَفَرٍ»
۷. قضای روزه، زمان خاصّی ندارد. «فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ»[۱۲]
۸. توانایی، شرط تکلیف است. «عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ»[۱۳]
۹. تغذیه ی فقرا، در متن احکام جاسازی شده است. «طَعامُ مِسْکِینٍ»
۱۰. عباداتی سبب رشد و قرب است که با علاقه و رغبت باشد. «فَمَنْ تَطَوَّعَ»
۱۱. دستورات الهی بگونه‌ای است که حد اقل را بر همه واجب کرده است و بیش از آن را به اختیار انسان می‌گذارد. در این آیه سیر کردن یک گرسنه واجب، ولی بیش از آن به عنوان عمل مستحبّی در اختیار خود انسان است. «فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ»[۱۴]
۱۲. انجام دستورات خداوند، آثار خوبی دارد که به خود انسان باز می‌گردد نه خدا أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ
۱۳. ارزش رمضان، به نزول قرآن است. ارزش انسان‌ها نیز می‌تواند به مقداری باشد که قرآن در آنها نفوذ کرده باشد. «الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»[۱۵]
۱۴. هدایت، دارای مراحلی است: یک مرحله ی عمومی است «هُدیً لِلنَّاسِ» و یک مرحله ی خاصّ است. «وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی »
۱۵. وجوب روزه، بعد از یقین به حلول ماه رمضان است. «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ»[۱۶]
۱۶. قضای روزه بر مریض و مسافر واجب است. «فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ»
۱۷. روزه ی قضا، مشروط به زمان خاصّی نیست. «أَیَّامٍ أُخَرَ»
۱۸. احکام خداوند بر اساس آسانی و مطابق طاقت انسان است. «يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ»
۱۹. عسر و حرج، واجبات را از دوش انسان برمی دارد. «وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»
۲۰. روزه ی قضا باید به تعداد روزهایی باشد که عذر داشته است. « وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ»
۲۱. هدایت و توفیق انجام عبادات، از طرف خداست. تکبیر، نشان بزرگداشت خدا و عدم توجّه به خود و دیگران است. «لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلی ما هَداکُمْ»
۲۲. روزه، زمینه ساز هدایت انسان و سپاسگزاری اوست. «وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»[۱۷]

نکته‌های آیات روزه

تسلیم فرمان خدا بودن، ارزش است. اگر دستور روزه گرفتن داد، باید روزه گرفت و اگر حکم به افطار کرد، باید روزه را شکست.
در تفسیر مجمع البیان آمده است: گروهی از اصحاب پیامبر حتّی در حال سفر روزه گرفته و مایل نبودند که روزه خود را بشکنند. رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله آنان را گناهکار خواندند.[۱۸] امام صادق علیه السلام فرمود:اگر کسی در سفر روزه بگیرد، من بر جنازه ی او نماز نمی‌گزارم.[۱۹] به هر حال اگر مسافر یا مریضی روزه گرفت، روزه اش باطل و باید قضای آن را به جا آورد. امام صادق علیه السلام فرمودند:حتّی اگر مادری نسبت به شیر کودک یا جنین نگرانی داشت، باید روزه خود را افطار نماید و این نشانه ی رأفت خداوند است.

رمضان

رَمَضانَ از ماده «رمض» به معنای سوزاندن است. البتّه سوزاندنی که دود و خاکستر به همراه نداشته باشد. وجه تسمیه این ماه از آن روست که در ماه رمضان، گناهان انسان سوزانده می‌شود.
ماه رمضان، ماه نزول قرآن می‌باشد و تنها ماهی است که نامش در قرآن آمده و شب قدر نیز در این ماه است. در تفسیر برهان از پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله نقل شده است که فرمودند: تمام کتاب‌های آسمانی، در ماه رمضان نازل شده‌اند. ماه رمضان، بهترین ماه خدا است.
آن حضرت در جمعه آخر ماه شعبان، خطبه مفصلی در عظمت ماه رمضان ایراد کرده‌اند که در بعضی از تفاسیر و کتب روایی آمده است. همچنین در صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام در وداع ماه رمضان مناجات جان سوزی دارند.
اسلام دین آسان و بنای آن بر سهولت و عدم سخت گیری است. هر کس مریض یا مسافر بود روزه نگیرد و قضای آن را انجام دهد. اگر وضو گرفتن مشکل است، تیمّم را جایگزین می‌کند. اگر ایستادن در نماز مشکل است، اجازه ی نشسته نماز خواندن را می‌دهد. که این قانون به نام «قاعده لا حرج» در فقه مشهور است.[۲۰] روزه در ادیان گذشته:
روزه در ادیان گذشته واجب بوده قرآن کریم می‌فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۲۱] ای کسانی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما نوشته و مقرر شده همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند مقرر شد، شاید (روحتان نیرومند شود و از هواهای نفسانی) پرهیز کنید. قرآن کریم بیان نفرمودند که روزه بر چه افرادی قبل از اسلام واجب بوده است.
از تورات و انجیل فعلی بر می‌آید که روزه در میان یهود و نصاری بوده و اقوام و ملل دیگر هنگام مواجه شدن با غم و اندوه روزه می‌گرفته‌اند، چنان که در" قاموس کتاب مقدس" آمده است:" روزه در تمام اوقات، در میان هر طائفه و هر ملت و مذهب، در موقع ورود اندوه و زحمت غیر مترقبه، معمول بوده است"[۲۲]
و نیز از تورات بر می‌آید که حضرت موسی چهل روز روزه داشته است "[۲۳]
و همچنین به هنگام توبه و طلب خشنودی خداوند، یهود روزه می‌گرفتند:
" قوم یهود غالبا در موقعی که فرصت یافته می‌خواستند اظهار عجز و تواضع در حضور خدا نمایند روزه می‌داشتند تا به گناهان خود اعتراف نموده بواسطه روزه و توبه، رضای حضرت اقدس الهی را تحصیل نمایند"[۲۴] روزه اعظم با کفاره، محتمل است که فقط روزه یک روز سالیانه مخصوص بود که در میان طائفه یهود مرسوم بود. البته روزه‌های موقتی دیگر نیز از برای یاد خرابی اورشلیم و غیره می‌داشتند"
حضرت مسیح نیز چنان که از" انجیل" استفاده می‌شود چهل روز روزه داشته:" آن گاه عیسی از قوت روح به بیابان برده شد تا ابلیس او را امتحان نماید ...پس چهل شبانه روز روزه داشته عاقبه الامر گرسنه گردید"
و نیز از انجیل" لوقا" بر می‌آید که حواریون مسیح نیز روزه می‌گرفتند
باز در قاموس کتاب مقدس آمده است:" بنا بر این حیات حواریون و مؤمنین ایام گذشته عمری مملو از انکار لذات و زحمات بی شمار و روزه داری بود"
به این ترتیب اگر قرآن می‌گوید"كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ"[۲۵] (همان گونه که بر پیشینیان نوشته شد) شواهد تاریخی فراوانی دارد که در منابع مذاهب دیگر- حتی بعد از تحریف- به چشم می‌خورد.[۲۶]

احادیث روزه

در منابع روایی احادیث زیادی پیرامون احکام، آداب، شرائط و فضیلت روزه آمده است، مثلا در کتاب وسائل الشیعه[۲۷] بیش از ۱۳۰۰ روایت پیرامون روزه آمده است؛
در حدیث نبوی آمده است که الصَّوْمُ جُنَّهٌ مِنَ النّارِ؛ یعنی روزه سپری است از آتش دوزخ».[۲۸] و نیز آن حضرت فرمودند «لِکُلِّ شَیْ ءٍ زَکاهٌ وَ زَکاهُ الْأَجْسامِ الصِّیامُ؛ یعنی روزه زکات بدن‌ها است».[۲۹] امام صادق (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل کردند که «الصّائِمُ فی عِبادَهِ اللّهِ وَ إِنْ کانَ نائِماً عَلی فِراشِهِ مالَمْ یَغْتَبْ مُسْلِماً؛ یعنی روزه دار در عبادت پروردگار است و اگرچه خوابیده باشد، مادامی که غیبت مسلمانی نکند».[۳۰] پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در روایت دیگری فرمودند «إِنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَکَّلَ مَلائِکَتَهُ بِالدُّعاءِ لِلصّائِمِینَ؛ یعنی ملائکه دعا می‌کنند به جهت روزه دار و دعای ایشان مستجاب است».[۳۱] پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لِلصّائِمِ فَرْحَتانِ: فَرْحَهٌ عِنْدَ فِطْرِهِ وَ فَرْحَهٌ یَوْمَ الْقِیامَهِ؛ یعنی روزه دار را دو خوشحالی است: یکی در وقت افطار و دیگری در قیامت.[۳۲] امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ صامَ للّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْماً فی شِدَّهِ الْحَرِّ فَأَصَابَهُ ظَمَأٌ وَکَّلَ اللّهُ بِهِ أَلْفَ مَلَکٍ یَمْسَحُونَ وَجْهَهُ وَ یُبَشِّرُونَهُ حَتّی إِذَا أَفْطَرَ. قالَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ: ما أَطْیَبَ رِیحَکَ وَ رَوْحَکَ؛ مَلائِکَتِی اشْهَدُوا أَنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُ؛ یعنی هر که در روز گرم روزه دارد و تشنگی او را دریابد، حقّ تعالی هزار فرشته را موکّل کند تا روی او را مسح کنند و او را بشارت دهند تا چون وقت افطار درآید، حقّ تعالی فرماید: چه خوش بو و چه خوش نسیمی! ای ملائکه! گواه باشید که من او را آمرزیدم».[۳۳]و نیز آن حضرت فرمود است که «إِذا رَأَی الصّائِمُ قَوْماً یَأْکُلُونَ أَوْ رَجُلًا یَأْکُلُ سَجَّتْ کُلُّ شَعْرَهٍ مِنْهُ یعنی چون روزه دار ببیند قومی را که چیزی را می‌خورند، هر مویی که در بدن او است تسبیح می‌کند »،[۳۴] امام صادق از امام باقر (علیهما السلام): «إِنَّ الرَّجُلَ لَیَصُومُ یَوْماً تَطَوُّعاً یُرِیدُ ما عِنْدَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَیُدْخِلُهُ اللّهُ بِهِ الْجَنَّهَ؛ یعنی هر که یک روزۀ مستحب بدارد، واجب شود او را بهشت».[۳۵] امام صادق (علیه السّلام) فرمود: خدای تبارک و تعالی به موسی علیه السّلام وحی فرستاد که چه چیز تو را از راز و نیاز با من باز می‌دارد؟ موسی گفت:پروردگارا تو را به علّت بوی نامطبوع دهن روزه دار از گفتن راز و نیاز برتر می‌دارم، پس خدای عزّ و جلّ به او وحی فرستاد که: ای موسی هر آینه بوی دهان شخص روزه دار نزد من از بوی مشک خوشتر است.[۳۶] در حدیث قدسی آمده است که «الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی بِهِ؛[۳۷] یعنی روزه مخصوص من است و دیگری را در آن، شریک نیست و من به خداوندی خود، جزای آن را می‌دهم. بعضی از عرفا گفته‌اند اینکه خداوند از میان عبادات روزه را به خود اختصاص داده این است که در روزه نسبت به سایر عبادات ریاء وجود ندارد(چون روزه گرفتن علنی نیست بر عکس نماز، زیارت و...).

شرائط وجوب روزه

۱. بلوغ.
۲. عقل.
۳. در حال حیض و نفاس نباشد[۳۸].
۴. سلامتی مکلف از هر گونه بیماری که روزه برای آن ضرر داشته باشد.
۵. حضور در وطن، یا قصد ده روز در شهر دیگری داشته باشد.
از جملۀ شرایط صحّت روزه، نیّت است.

مبطلات روزه

۱. خوردن و آشامیدن.
۲. جماع.
۳. استمناء.
۴. دروغ بستن به خدا و پیغمبر صلی اللّه علیه و آله و سلم و جانشینان پیغمبر علیهم السلام.
۵. رساندن غبار غلیظ به حلق.
۶. فرو بردن تمام سر در آب.[۳۹] ۷. باقی ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح.
۸. اماله کردن با چیزهای روان.
۹. قی کردن.[۴۰]

احکام روزه

۱. اگر روزه دار عمداً چیزی بخورد یا بیاشامد، روزۀ او باطل می‌شود، چه خوردن و آشامیدن آن چیز معمول باشد مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاک و شیرۀ درخت و چه کم باشد یا زیاد ، حتی اگر مسواک را از دهان بیرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد روزۀ او باطل می‌شود مگر آن که رطوبت مسواک در آب دهان به طوری از بین برود که رطوبت خارج به آن گفته نشود.
۲. جماع روزه را باطل می‌کند اگر چه فقط به مقدار ختنه گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید.
۳. اگر روزه دار استمناء کند یعنی با خود کاری کند که منی از او بیرون آید، روزه اش باطل می‌شود.
۴. اگر روزه دار به گفتن یا به نوشتن یا به اشاره و مانند اینها به خدا و پیغمبر صلی اللّه علیه و آله و سلم و جانشینان آن حضرت عمداً نسبت دروغ بدهد اگر چه فوراً بگوید دروغ گفتم یا توبه کند، روزۀ او باطل است و احتیاط واجب آن است که حضرت زهرا سلام اللّه علیها و سایر پیغمبران و جانشینان آنان هم در این حکم فرقی ندارند.
۵. رساندن غبار غلیظ به حلق روزه را باطل می‌کند چه غبار چیزی باشد که خوردن آن حلال است مثل آرد، یا غبار چیزی باشد که خوردن آن حرام است.
۶. احتیاط واجب آن است که روزه دار دود سیگار و تنباکو و مانند اینها را هم به حلق نرساند. ولی بخار غلیظ، روزه را باطل نمی‌کند، مگر این که در دهان به صورت آب درآید و فرو دهد.
۷. اگر روزه دار عمداً تمام سر را در آب فرو برد، اگر چه باقی بدن او از آب بیرون باشد، بنا بر احتیاط واجب باید قضای آن روزه را بگیرد. ولی اگر تمام بدن را آب بگیرد و مقداری از سر بیرون باشد، روزه باطل نمی‌شود.
۸. اگر جنب عمداً تا اذان صبح غسل نکند، یا اگر وظیفۀ او تیمم است عمداً تیمم ننماید، روزه اش باطل است.
۹. اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و عمداً غسل نکند، یا اگر وظیفۀ او تیمم است عمداً تیمم نکند روزه اش باطل است.
۱۰. اگر زن در بین روز خون حیض یا نفاس ببیند اگر چه نزدیک مغرب باشد، روزۀ او باطل است.
۱۱. اماله کردن با چیز روان اگر چه از روی ناچاری و برای معالجه باشد روزه را باطل می‌کند، ولی استعمال شیافهایی که برای معالجه است اشکال ندارد و احتیاط واجب آن است که از استعمال شیافهایی که برای کیف کردن است مثل شیاف تریاک یا برای تغذیه از این مجری است خودداری نمایند.
۱۲. هر گاه روزه دار عمداً قی کند اگر چه به واسطۀ مرض و مانند آن ناچار باشد روزه اش باطل می‌شود ولی اگر سهواً یا بی اختیار قی کند اشکال ندارد.
۱۳. لازم نیست انسان نیت روزه را از قلب خود بگذراند یا مثلًا بگوید: فردا را روزه می‌گیرم ، بلکه همین قدر که برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب کاری که روزه را باطل می‌کند انجام ندهد کافی است و برای آن که یقین کند تمام این مدت را روزه بوده، باید مقداری پیش از اذان صبح و مقداری هم بعد از مغرب از انجام کاری که روزه را باطل می‌کند خودداری نماید.
۱۴. روزی را که انسان شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان، واجب نیست روزه بگیرد و اگر بخواهد روزه بگیرد نمی‌تواند نیت روزۀ رمضان کند ولی اگر نیت روزۀ قضا و مانند آن بنماید چنانچه بعد معلوم شود رمضان بوده، از رمضان حساب می‌شود.
۱۵. اگر به واسطۀ ندانستن مسأله کاری انجام دهد که روزه را باطل می‌کند، چنانچه می‌توانسته مسأله را یاد بگیرد، بنا بر احتیاط واجب کفاره بر او ثابت می‌شود و اگر نمی‌توانسته مسأله را یاد بگیرد یا اصلًا ملتفت مسأله نبوده یا یقین داشته که فلان چیز روزه را باطل نمی‌کند، کفاره بر او واجب نیست.
۱۶. کسی که کفّارۀ روزۀ رمضان بر او واجب است، باید (یک بنده آزاد کند یا دو ماه روزه بگیرد، یا شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام یک مُد طعام (۷۵۰ گرم) یعنی گندم یا جو و مانند اینها بدهد و چنانچه اینها برایش ممکن نباشد هر چند مد که می‌تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد باید استغفار کند، اگر چه مثلًا یک مرتبه بگوید «استغفر اللّه» و احتیاط واجب در فرض اخیر آن است که هر وقت بتواند، کفاره را بدهد.
۱۷. کسی که می‌خواهد دو ماه کفارۀ روزۀ رمضان را بگیرد، باید سی و یک روز آن را پی درپی بگیرد و اگر بقیۀ آن پی درپی نباشد اشکال ندارد.
۱۸. اگر به چیز حرامی روزۀ خود را باطل کند ، چه آن چیز اصلًا حرام باشد مثل شراب و زنا، یا به جهتی حرام شده باشد، مثل نزدیکی کردن با عیال خود در حال حیض، بنا بر احتیاط کفاره جمع بر او واجب می‌شود یعنی باید یک بنده آزاد کند و دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند، یا به هر کدام آنها یک مد که تقریباً ده سیر است گندم یا جو یا نان و مانند اینها بدهد. و چنانچه هر سه برایش ممکن نباشد، هر کدام آنها که ممکن است باید انجام دهد.
۱۹. کسی که عمداً روزۀ خود را باطل کرده اگر بعد از ظهر مسافرت کند، یا پیش از ظهر برای فرار از کفاره سفر نماید ، کفاره از او ساقط نمی‌شود بلکه اگر قبل از ظهر مسافرتی برای او پیش آمد کند، بنا بر احتیاط کفاره بر او واجب است.
۲۰. اگر روزه دار در ماه رمضان، با زن خود که روزه دار است جماع کند، چنانچه به طوری زن را مجبور کرده باشد که از خود اختیاری نداشته باشد و در بین جماع، زن راضی شود، باید مرد دو کفاره و زن یک کفاره بدهد و اگر با اراده و اختیار عمل را انجام دهد اگر چه مجبورش کرده باشد مرد باید کفارۀ خودش و زن را بدهد.
۲۱. مضمضۀ زیاد برای روزه دار مکروه است و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است سه مرتبه آب دهان را بیرون بریزد.

قضاء بدون کفاره

در چند صورت فقط قضای روزه بر انسان واجب است و کفاره واجب نیست:
اول: آن که روزه دار در روز ماه رمضان عمداً قی کند.
دوم: آن که در شب ماه رمضان جنب باشد تا اذان صبح از خواب سوم بیدار نشود.
سوم: عملی که روزه را باطل می‌کند به جا نیاورد ولی نیت روزه نکند، یا ریا کند، یا قصد کند که روزه نباشد.
چهارم: آن که در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت یک روز یا چند روز روزه بگیرد .
پنجم: آن که در ماه رمضان بدون این که تحقیق کند صبح شده یا نه، کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده و نیز اگر بعد از تحقیق با این که گمان دارد صبح شده، کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده قضای آن روزه بر او واجب است (ولی اگر بعد از تحقیق گمان یا یقین کند که صبح نشده و چیزی بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده قضا واجب نیست بلکه اگر بعد از تحقیق شک کند که صبح شده یا نه و کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نیست.
ششم: آن که کسی بگوید صبح نشده و انسان به گفتۀ او کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.
هفتم: آن که کسی بگوید صبح شده و انسان به گفتۀ او یقین نکند، یا خیال کند شوخی می‌کند و کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.
هشتم: آن که به گفتۀ کس دیگر که عادل باشد افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است.
نهم: آن که در هوای صاف به واسطۀ تاریکی یقین کند که مغرب شده و افطار کند بعد معلوم شود مغرب نبوده است ولی اگر در هوای ابر به گمان این که مغرب شده افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نیست.
دهم: آن که برای خنک شدن، یا بی جهت مضمضه کند یعنی آب در دهان بگرداند و بی اختیار فرو رود، ولی اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد، یا برای وضو مضمضه کند و بی اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست.[۴۱]

آداب و مستحبات روزه

آداب روزه، آن است که چشم و گوش را از محرمات حفظ کند، و زبان را از دروغ و غیبت و سخن چینی و دشنام و فحش و جنگ و جدال و هرزه حفظ کند[۴۲]. و مشغولِ ذکر و تلاوت قرآن شود. و دست را نگاه دارد از زدن و آزردن و فعل حرام کردن. و پا را از رفتن به جایی که نباید رفت. و هم چنین سایر اعضا را از آنچه نباید کرد.
و از جملۀ آداب، سَحُور(غدایی که هنگام سحر می‌خورند برای روزه گرفتن.) است. امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کردند: «تَسَحَّرُوا وَ لَوْ بِجُرَعِ الْماءِ. أَلا صَلَواتُ اللّهِ عَلَی الْمُتَسَحِّرِینَ؛ خدا رحمت می‌فرستد بر سحور کنندگان».[۴۳] و اقلّش آب است. و هر چند به صبح نزدیک تر است بهتر است.
مستحب است روزه دار نماز مغرب و عشا را پیش از افطار کردن بخواند. ولی اگر کسی منتظر اوست یا میل زیادی به غذا دارد که نمی‌تواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است اول افطار کند ولی به قدری که ممکن است نماز را در وقت فضیلت آن به جا آورد. و مستحب است که با چیز شیرین افطار کند یا آبی نیم گرم، غذای زیاد نخورد، و قبل از سیری دست بکشد.
در ماه شعبان، مهیّای روزۀ ماه رمضان شود. و دعای وارده در وقت دیدن ماه را بخواند.[۴۴] و در این ماه مبارک زیاد صدقه بدهد و قرآن تلاوت کند و اعتکاف خصوصاً در ده روز آخر ماه رمضان را ترک نکند، و شعر نخواند در این ماه، مگر حکمتی و موعظه‌ای یا مناجاتی باشد.[۴۵]
و مستحب است روزه دار از اماله به چیز جامد نیز اجتناب کند و از چکاندن چیزی در بینی و چیزی در چشم کردن، که مَزۀ آن به حلق رسد و بوییدن چیزی که بوی غلیظ داشته باشد و نیز بوییدن گل‌های خوش بو؛ امّا غیر گل، از بوهای خوش اشکالی ندارد، بلکه در حدیث آمده که «الطِّیبُ تُحْفَهُ الصّائِمِ»؛[۴۶] یعنی بوی خوش، تحفۀ روزه دار است.[۴۷]

مکروهات روزه

۱. دوا ریختن به چشم و سرمه کشیدن در صورتی که مزه یا بوی آن به حلق برسد.
۲. انجام دادن هر کاری که مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف می‌شود.
۳. انفیه کشیدن اگر نداند که به حلق می‌رسد و اگر بداند به حلق می‌رسد جایز نیست.
۴. بو کردن گیاه‌های معطر.
۵. نشستن زن در آب.
۶. استعمال شیاف.
۷. تر کردن لباسی که در بدن است.
۸. کشیدن دندان و هر کاری که به واسطۀ آن از دهان خون بیاید.
۹. مسواک کردن به چوب تر.
۱۰. انسان بدون قصد بیرون آمدن منی زن خود را ببوسد، یا کاری کند که شهوت خود را به حرکت آورد و اگر به قصد بیرون آمدن منی باشد در صورتی که منی بیرون آید روزۀ او باطل می‌شود.[۴۸]

اقسام روزه

واجب: روزۀ ماه رمضان است و روزۀ کفّارات و روزۀ بدل هَدیْ[۴۹] و روزۀ روز سوم اعتکاف و روزه ای که به واسطه نذز و قسم بر خود لازم کرده باشد.
سنّت: روزۀ سه روز است در هر ماهی، که برابری می‌کند با روزۀ سال و بهترین روزه‌ها است بعد از روزه‌های واجب: پنج شنبۀ اوّل ماه و پنج شنبۀ آخر ماه و چهارشنبۀ میان ماه (چهارشنبۀ اوّل بعد از گذشت ده روز از ماه).
مستحب: روزۀ تمام روزهای سال، غیر از روزه‌های حرام و مکروه، مستحب است. برای بعضی از روزها بیشتر سفارش شده است که از آن جمله است: پنجشنبۀ اول و پنجشنبۀ آخر هر ماه و چهارشنبۀ اولی که بعد از روز دهم ماه است. و اگر کسی اینها را به جا نیاورد، مستحب است قضا نماید و چنانچه اصلًا نتواند روزه بگیرد، مستحب است برای هر روز یک مُد طعام یا (۶/ ۱۲) نخود نقره به فقیر بدهد. سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه. تمام ماه رجب و شعبان و بعضی از این دو ماه اگر چه یک روز باشد. روز عید نوروز، روز بیست و پنجم و بیست و نهم ذی قعده روز اول تا روز نهم ذی حجه «روز عرفه»، ولی اگر به واسطۀ ضعف روزه نتواند دعاهای روز عرفه را بخواند، روزۀ آن روز مکروه است. عید سعید غدیر « (۱۸) ذی حجه». روز اول و سوم محرم. میلاد مسعود پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم « (۱۷) ربیع الأول». روز مبعث حضرت رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم « (۲۷) رجب» و اگر کسی روزۀ مستحبی بگیرد واجب نیست آن را به آخر رساند، بلکه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت کند، مستحب است دعوت او را قبول کند و در بین روز افطار نماید.[۵۰]
مکروه: روزۀ روز عَرَفه است که نهم ذی حجه است برای کسی که به واسطۀ ضعف روزه نتواند دعاهای روز عرفه را بخواند ، یا شک داشته باشد از دیدن ماه زیرا ممکن است این روز، روز عید قربان باشد که روزه در آن، حرام است، و روزۀ مستحبِّ هر یک از میهمان و میزبان، بدون اذن آن دیگر، و روزۀ مستحبِّ فرزند بدون اذن پدر، و سه روزِ بعد از هر یک از عید فطر و قربان و روزۀ یوم الشک به نیّت شکّ و تردد؛ امّا اگر به نیّت شعبان بدارد، یعنی آن روز را از شعبان داند، هم چنان که شارع قرار داده، مثل سایر ایّام مستحبّه خواهد بود.
حرام: روزۀ عید فطر و عید قربان است و روزۀ یوم الشک است به نیّت رمضان. و روزۀ «ایّام تشریق» است (یعنی یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذی حجّه) برای کسی که در منی هست، و روزۀ مسافر و روزۀ سکوت (یعنی روزه ای که در آن، شرط کند که سخن نگوید)، و روزۀ وصال (یعنی روزه ای که در آن، افطار نکند[۵۱] تا سحر یا شب دیگر) و روزۀ مستحبّ زن بدون اذن شوهر و روزه برده بدون اذن آقا، همچنین روزه فرزند اگر سبب اذیت شدن پدر و مادر شود، و روزۀ در سفر، مگر سه روز بدل هَدیْ و هجده روز بدل بَدَنَه[۵۲].
تأدیب: که عبارت است از امساک بعضی از روز. مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نیستند از کاری که روزه را باطل می‌کند خودداری نمایند: اول: مسافری که در سفر، کاری که روزه را باطل می‌کند انجام داده باشد و پیش از ظهر به وطنش یا به جایی که می‌خواهد ده روز بماند برسد. دوم: مسافری که بعد از ظهر به وطنش یا به جایی که می‌خواهد ده روز در آنجا بماند برسد. سوم: مریضی که پیش از ظهر خوب شود و کاری که روزه را باطل می‌کند، انجام داده باشد. چهارم: مریضی که بعد از ظهر خوب شود. پنجم: زنی که در بین روز از خون حیض یا نفاس پاک شود. ششم: کافری که در روز ماه رمضان مسلمان شود.[۵۳]

آثار روزه

آثار فردی

مادی

ثمرات بهداشتی

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: صُومُوا تَصِحُّوا؛ روزه سبب صحت و سلامتی می‌شود[۵۴]، و نیز حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: ثَلاثٌ یُذْهِبْنَ الْبَلْغَمَ وَ یَزِدْنَ فی الْحِفْظِ: السِّواکُ وَ الصَّوْمُ وَ قِراءَ هُ الْقُرْآنِ؛ «سه چیز، بلغم را کم می‌کند و حافظه را زیاد می‌کند: مسواک کردن و روزه گرفتن و قرآن خواندن».[۵۵] در طب امروز و همچنین طب قدیم، اثر معجزه آسای" امساک" در درمان انواع بیماریها به ثبوت رسیده و قابل انکار نیست، کمتر طبیبی است که در نوشته‌های خود اشاره‌ای به این حقیقت نکرده باشد، زیرا می‌دانیم عامل بسیاری از بیماریها زیاده روی در خوردن غذاهای مختلف است، چون مواد اضافی، جذب نشده به صورت چربیهای مزاحم در نقاط مختلف بدن، یا چربی و قند اضافی در خون باقی می‌ماند، این مواد اضافی در لابلای عضلات بدن در واقع لجنزارهای متعفنی برای پرورش انواع میکربهای بیماری‌های عفونی است، و در این حال بهترین راه برای مبارزه با این بیماریها نابود کردن این لجنزارها از طریق امساک و روزه است!. روزه زباله‌ها و مواد اضافی و جذب نشده بدن را می‌سوزاند، و در واقع بدن را" خانه تکانی" می‌کند.
بعلاوه یک نوع استراحت قابل ملاحظه برای دستگاه‌های گوارشی و عامل مؤثری برای سرویس کردن آنها است، و با توجه به اینکه این دستگاه از حساسترین دستگاه‌های بدن است و در تمام سال به طور دائم مشغول کار است، این استراحت برای آنها نهایت لزوم را دارد.
بدیهی است شخص روزه دار طبق دستور اسلام به هنگام" افطار" و" سحور" نباید در غذا افراط و زیاده روی کند، تا از این اثر بهداشتی نتیجه کامل بگیرد، در غیر این صورت ممکن است نتیجه بر عکس شود.
الکسی سوفورین" دانشمند روسی در کتاب خود می‌نویسد:
درمان از طریق روزه فائده ویژه‌ای برای درمان کم خونی، ضعف روده‌ها التهاب بسیط و مزمن، دملهای خارجی و داخلی، سل، اسکلیروز، روماتیسم، نقرس، استسقاء، نوراستنی، عرق النساء، خراز (ریختگی پوست)، بیماریهای چشم، مرض قند، بیماریهای جلدی، بیماریهای کلیه، کبد و بیماریهای دیگر دارد. معالجه از طریق امساک اختصاص به بیماریهای فوق ندارد، بلکه بیماریهایی که مربوط به اصول سلامت جسم انسان است و با سلولهای جسم آمیخته شده همانند:سرطان سفلیس، سل و طاعون را نیز شفا می‌بخشد"! در حدیث نبوی آمده است که: المعده بیت کل داء و الحمیه راس کل دواء[۵۶] معده خانه تمام دردها است و امساک بالاترین داروها"!.[۵۷]

کم کردن شهوت

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: یا مَعْشَرَ الشَّبابِ! مَنِ اسْتَطاعَ مِنْکُمُ الْباهَ فَلْیَتَزَوَّجْ وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَلْیَصُمْ. فَإِنَّ الصَّوْمَ وِجاؤُهُ؛ یعنی ای گروه جوانان! هر کدام که توانایی ازدواج را دارید، ازدواج کنید، و اگر توانایی ازدواج ندارید روز ه بگیرید، روزه شهوت را می‌کوبد».[۵۸]

معنوی

۱. از فوائد مهم روزه این است که روح انسان را" تلطیف"، و اراده انسان را" قوی"، و غرائز او را" تعدیل" می‌کند. روزه دار باید در حال روزه با وجود گرسنگی و تشنگی از غذا و آب و همچنین لذت جنسی چشم بپوشد، و عملا ثابت کند که او همچون حیوان در بند اصطبل و علف نیست، او می‌تواند زمام نفس سرکش را به دست گیرد، و بر هوسها و شهوات خود مسلط گردد.
با محدودیتهای موقت روزه به روح و جان انسان مقاومت و قدرت اراده و توان مبارزه با حوادث سخت می‌بخشد، و چون غرائز سرکش را کنترل می‌کند بر قلب انسان نور و صفا می‌پاشد.
خلاصه روزه انسان را از عالم حیوانیت ترقی داده و به جهان فرشتگان صعود می‌دهد، جمله لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (باشد که پرهیزگار شوید) اشاره به همه این حقایق است[۵۹].
۲. دور کردن شیطان:
امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند شخصی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سوال کرد یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الَّذِی یُبَاعِدُ الشَّیْطَانَ مِنَّا قَالَ الصَّوْمُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ وَ الصَّدَقَهُ تَکْسِرُ ظَهْرَهُ وَ الْحُبُّ فِی اللَّهِ تَعَالَی وَ الْمُوَاظَبَهُ عَلَی الْعَمَلِ الصَّالِحِ یَقْطَعُ دَابِرَهُ وَ الِاسْتِغْفَارُ یَقْطَعُ وَتِینَه [۶۰]؛ یا رسول الله چه عملی سبب دوری شیطان می‌شود، حضرت فرمودند روزه صورت شیطان را سیاه می‌کند، صدقه پشت او را می‌شکند، محبت در راه خدا و مواطبت بر عمل صالح نسل او را قطع می‌کند و استغفار شاهرگ او را پاره می‌کند .
۳. استجابت دعاء:
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: أَرْبَعَهٌ لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَهٌ وَ یُفْتَحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ یَصِیرُ إِلَی الْعَرْشِ دُعَاءُ الْوَالِدِ لِوَلَدِهِ وَ الْمَظْلُومِ عَلَی مَنْ ظَلَمَهُ وَ الْمُعْتَمِرِ حَتَّی یَرْجِعَ وَ الصَّائِمِ حَتَّی یُفْطِرَ؛[۶۱] دعاء چهار نفر مستجاب می‌شود، و دربهای آسمان برای آنها باز می‌شود،اول: دعاء پدر برای فرزند، دوم: نفرین مظلوم بر ظالم، سوم: دعاء حاجی تا وقتی که در مکه است،چهارم: دعاء روزه دار تا موقعی که افطار نکرده است. امام سجاد علیه السلام فرمود: یُسْتَجَابُ دُعَاءُ الصَّائِمِ عِنْدَ الْإِفْطَارِ.[۶۲] دعاء روزه دار هنگام افطار مستجاب می‌شود.

۴. شادی در لقاء الهی:
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ فَرْحَهٌ عِنْدَ إِفْطَارِهِ وَ فَرْحَهٌ عِنْدَ لِقَاءِ رَبِّهِ.[۶۳] روزه دار دو بار خوشحال می‌شود، اول: هنگام افطار، دوم: هنگام لقاء خداوند. همچنین در حدیث قدسی خداوند سبحان می‌فرمایند: الصَّائِمُ یَفْرَحُ بِفَرْحَتَیْنِ حِینَ یُفْطِرُ فَیَطْعَمُ وَ یَشْرَبُ- وَ حِینَ یَلْقَانِی فَأُدْخِلُهُ الْجَنَّهَ.[۶۴]روزه دار دو مرتبه خوشحال می‌شود، یکی هنگام افطار دیگری هنگام قیامت است که من[خدا] را ملاقات می‌کند، و من او را وارد بهشت می‌کنم.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در جواب گروهی یهودی که از پاداش روزه سوال کردند، فرمودند: هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را بقصد قربت روزه بدارد، مگر آنکه خدای تبارک و تعالی هفت خصلت را بر او واجب می‌سازد:
۱. حرام را در بدنش ذوب می‌کند.
۲. آنکه او را به رحمت خدای تبارک و تعالی نزدیک می‌سازد.
۳. آنکه با این عمل خطای پدرش آدم را جبران می‌کند.
۴. آنکه فشارهای بیهوش کنندۀ جان دادن را بر او آسان می‌سازد.
۵. آنکه او را از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان می‌دارد.
۶. آنکه خدا برات آزادی از آتش جهنّم را به او عطا می‌کند.
۷. آنکه خدای عزّ و جلّ او را از غذاهای پاکیزۀ بهشت اطعام می‌نماید.[۶۵]

آثار اجتماعی

اطعام و کمک به فقراء

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در خطبه شعبانیه فرمودند: به واسطه گرسنگی و تشنگی روزه (گرسنگی و تشنگی فقراء را یاد کنید) و به فقراء و مساکین صدقه بدهید، هر کس از شما روزه دار با ایمانی را افطار دهد، مثل این است که بنده‌ای آزاد کرده است، و گناهان گذشته او پاک می‌شود، به حضرت عرض کردند یا رسول الله توانایی افطار دادن نداریم، حضرت فرمودند: افطار بدهید حتی اگر با یک عدد دانه خرما یا یک لیوان آب باشد.[۶۶] روزه درس مساوات و برابری در میان افراد اجتماع است، با انجام این دستور مذهبی، افراد متمکن هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس در می‌یابند، و با صرفه جویی در غذای شبانه روزی خود می‌توانند به کمک آنها بشتابند. البته ممکن است با توصیف حال گرسنگان و محرومان، سیران را متوجه حال گرسنگان ساخت، ولی اگر این مساله جنبه حسی و عینی به خود بگیرد اثر دیگری دارد، لذا امام صادق (علیه السلام) فرمود :انما فرض اللَّه الصیام لِيَسْتَوِيَ بِهِ الْغَنِيُّ وَ الْفَقِيرُ وَ ذَلِكَ لِأَنَّ الْغَنِيَّ لَمْ يَكُنْ لِيَجِدَ مَسَّ الْجُوعِ فَيَرْحَمَ الْفَقِيریعنی روزه به این دلیل واجب شده است که میان فقیر و غنی مساوات بر قرار گردد، و این به خاطر آن است که غنی طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق کند.[۶۷]

ایستادگی و مقاوت در مقابل تحریم‌های دشمنان

روزه به مسلمانان یاد می‌دهد که با کم کردن وعده‌های غذایی و دوری کردن از تمایلات شکم می‌توان زندگی کرد، و اگر دشمنان خارجی به مسلمانان فشار بیاورند و آنها را تحریم اقتصادی کنند، می‌توانند در مقابل تحریمهای دشمنان مقاومت کنند، چه زیباست این شعار خطاب به دشمنان که اگر قصد حمله نظامی دارید نحن ابناء المحرم(هیچ ترسی از جنگ نداریم)، اگر قصد تحریم اقتصادی دارید نحن ابناء الرمضان(با صرفه جویی مقاومت می‌کنیم).

فلسفه روزه

در اسلام روزه معامله و مبادله با خدا نیست، برای اینکه خدای عز و جل بزرگتر از آن است که در حقش فقر و احتیاج و یا تاثر و اذیت تصور شود، خدای سبحان بری از هر نقص است، پس هر اثر خوبی که عبادتها داشته باشد، حال هر عبادتی که باشد تنها عاید خود عبد می‌شود، نه خدای تعالی و تقدس، هم چنان که اثر سوء گناهان نیز هر چه باشد به خود بندگان برمی گردد "إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا (اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده‌اید، و اگر بدی کنید نیز به خود کرده‌اید.[۶۸]") این معنایی است که قرآن کریم در تعلیماتش بدان اشاره می‌کند، و آثار اطاعتها و نافرمانی‌ها را به انسان بر می‌گرداند انسانی که جز فقر و احتیاج چیزی ندارد، و باز قرآن در باره اش می‌فرماید:" یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ"
و در خصوص روزه، همین برگشتن آثار اطاعت به انسان را در جمله: (لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ) بیان کرده، می‌فرماید: فائده روزه تقوا است، و آن خود سودی است که عاید خود شما می‌شود،[۶۹] هشام بن حکم از امام صادق علیه السّلام در بارۀ علت روزه گرفتن سؤال کرد، آن حضرت فرمود: همانا که خدای عزّ و جلّ روزه را از آنرو واجب ساخت که غنی و فقیر بوسیلۀ آن در یک سطح قرار گیرند. و این بدان سبب است که غنی چنان نبود که اثر گرسنگی را احساس کند، تا بر فقیر رحم آورد، زیرا غنی هر زمان که چیزی می‌خواست بر آن قادر بود، از این رو خدای عزّ و جلّ اراده کرد تا میان افراد خلقش تساوی برقرار سازد، و رنج گرسنگی و درد را به غنی بچشاند، تا نسبت به ضعیف رقّت کند، و بر گرسنه رحم آورد.[۷۰]
امام رضا علیه السّلام ضمن جواب خود بر مسائل محمّد بن سنان، برای او نوشت: علّت تشریع روزه، شناختن اثر گرسنگی و تشنگی است، تا آدمی ذلیل و متضرّع و مأجور و اندوزندۀ ذخیرۀ عمل صالح و صابر گردد، و این سختیها برای او دلیلی بر سختی و شدائد آخرت شود، و علاوه بر خاصیّت شکستن صولت و سورت شهوات که در آن نهفته است، در عاجل دنیا برای او واعظی و بر آجل آخرت دلیلی باشد، تا از این رهگذر شدّت تأثیر آن سختیها را بر اهل فقر و مسکنت بفهمد، و در دنیا و آخرتش مؤثر افتد.[۷۱]
حمزه بن محمّد به امام ابو محمّد [امام حسن عسکری]علیه السّلام نوشت: خدا روزه را بر اساس کدام حکمت فرض فرموده است؟ در جواب چنین آمد: برای آنکه غنی اثر گرسنگی را بیابد، و از این رو دست احسان و انعام بر فقیر بگشاید أَنَّهُ کَتَبَ إِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ ع لِمَ فَرَضَ اللَّهُ الصَّوْمَ- فَوَرَدَ فِی الْجَوَابِ لِیَجِدَ الْغَنِیُّ مَسَّ الْجُوعِ- فَیَمُنَّ عَلَی الْفَقِیرِ.[۷۲].

راهکارهای اجرای این فریضه

راهکارهای فرهنگی

توجه به آثار روزه

دیدگاه خیلی از مردم نسبت به روزه عذاب و شکنجه است، که آنها را از خوردن و آشامیدن و سایر تمایلات نفسانی منع می‌کند، اگر مردم نسبت به آثار، برکات، فلسفه روزه آگاه شوند، نسبت به این فریضه کوتاهی نمی‌کنند.

عدم تنبلی و کسالت

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: از تنبلی دوری کنید، زیرا خداوند مهربان است و اعمال کم شما را قبول می‌کند، وقتی بنده‌ای دو رکعت نماز مستحبی می‌خواند، خداوند او را وارد بهشت می‌کند، اگر بنده‌ای یک درهم صدقه دهد خداوند او را وارد بهشت می‌کند، اگر بنده‌ای یک روز روزه مستحبی بگیرد خداوند او را وارد بهشت می‌کند[۷۳].

تمرین روزه (کله گنجشکی) برای فرزندان

امام صادق علیه السّلام فرمود: کودک چون به نُه سال رسید او را به اندازۀ طاقتش به روزه وامیدارند، پس اگر تا ظهر یا بعد از آن طاقت آورد، تا همان وقت روزه می‌گیرد، ولی چون گرسنگی یا تشنگی بر او چیره شد افطار می‌کند.[۷۴]

رعایت توصیه‌های پزشکی

اگر مردم به توصیه پزشکان توجه کنند و نکات پزشکی و بهداشتی را رعایت کنند، روزه گرفتن راحت می‌شود. اگر سحری خورده شود، و در طول روز فعالیت‌های سنگین انجام ندهند، تحمل روزه آسان می‌شود.

افطاری و سحری دادن به همسایگان

اگر در کوچه و محله همسایگان به همدیگر افطاری یا سحری بدهند، یا وقت سحر همسایگان را برای خوردن سحری بیدار کنند که خواب نمانند، سبب تشویق و ترغیب سایر همسایگان می‌شود. امام کاظم علیه السّلام فرمود: «فِطْرُکَ أَخاکَ الصّائِمَ أَفْضَلُ مِنْ صِیامِکَ». افطاری دادنت به برادر مسلمانت از روزه داشتنت افضل است.[۷۵] در روایتی امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ فَطَّرَ مُؤْمِناً کَانَ کَفَّارَهً لِذَنْبِهِ إِلَی قَابِلٍ- وَ مَنْ فَطَّرَ اثْنَیْنِ کَانَ حَقّاً عَلَی اللَّهِ أَنْ یُدْخِلَهُ الْجَنَّهَ.[۷۶] اگر کسی به روزه دار با ایمانی افطاری دهد، گناهان او آمرزیده می‌شود، و اگر کسی دو نفر را افطار دهد خداوند او را وارد بهشت می‌کند.
و نیز آن حضرت فرمود: مَنْ فَطَّرَ صَائِماً مُؤْمِناً وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ سَبْعِینَ مَلَکاً یُقَدِّسُونَهُ- إِلَی مِثْلِ تِلْکَ اللَّیْلَهِ مِنْ قَابِلٍ اگر کسی به روزه دار با ایمانی افطاری دهد، هفتاد فرشته او را تقدیس می‌کنند .[۷۷]

راهکارهای حکومتی

۱. جلوگیری ازتظاهر به روزه خواری: اگر در جامعه جلوی روزه خواری گرفته شود، و نگذارند که قبح روزه خواری در جامعه شکسته شود، همه مردم تشویق و ترغیب به روزه گرفتن می‌شوند.
۲. تبلیغ و تبیین فلسفه و آثار روزه: وظیفه متصدیان امور دینی، رسانه‌ها، ادارات حکومتی است که آثار و فلسفه روزه را برای مردم تبیین کنند، خیلی از افراد از آثار و برکات روزه غافل هستند.
۳. اطعام و افطاری دادن به فقراء: خیلی از افراد هستند که قادر به تهیه غذای مفید، مناسب، مغذی برای افطار و سحری نیستند، اگر به این افراد کمک شود، برای گرفتن روزه ترغیب می‌شوند.

منابع

۱. قرآن کریم
۲. الأمالی طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن ناشر دار الثقافه
۳. الکافی( ط- الإسلامیه)کلینی، ابو جعفر، محمد بن یعقوب ناشر: دار الکتب الإسلامیه
۴. المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی، ترجمه موسوی همدانی سید محمد باقرناشر: دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم
۵. تفسیر نور، قرائتی محسن ناشر: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن
۶. تفسیر نمونه مکارم شیرازی ناصر ناشر: دار الکتب الإسلامیه
۷. توضیح المسائل( محشّی)امام خمینی، سید روح اللّه موسوی ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
۸. تهذیب الأحکام طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن ناشر: دار الکتب الإسلامیه
۹. رسائل فیض کاشانی، کاشانی، فیض، محمد محسن ابن شاه مرتضی، ، ۲۴ جلد، مدرسه عالی شهید مطهری، تهران - ایران، اول، ۱۴۲۹ ه‍ق
۱۰. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه ناشر: دار الشریف الرضی للنشر
۱۱. وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه عاملی، حرّ، محمد بن حسن ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام
۱۲. مجمع البیان، طبرسی،
۱۳. من لا یحضره الفقیه-، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه- مترجم: غفاری، علی اکبر و محمد جواد و صدر بلاغی- نشر صدوق

کتب و مقالات برای مطالعه بیشتر

کتب

۱. به سوی ضیافت - مولف علی کورانی - ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی
۲. روزه درمان بیماری‌های روح و جسم - حسین موسوی راد لاهیجی - ناشر دفتر انتشارات اسلامی
۳. روزه عاشورا سنتی نبوی یا بدعتی اموی ، طبسی، نجم الدین- مترجم: داداش زاده، مصطفی ، چاپ: قم- ایران
۴. احکام روزه، امام خمینی (رضوان الله علیه) ناشر موسسه فرهنگی تبیان

مقالات

۱. تاثیر روزه رمضان بر عزت نفس، علی انصاری جابری، مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی، تابستان و پاییز 1380.
۲. اصول خوردن و آشامیدن در ماه مبارک، رضا ایلخانی، مجله طب سنتی اسلام و ایران، پاییز 93.
۳. خودسازی و رمضان، سید میر عظام حسینی مقدم، مجله حصون، مرداد و شهریور 91 .
۴. چگونگی معرفی نماز، روزه و.....در کتاب‌های درسی، محمد نوریان، مجله تربیت اسلامی، پاییز و زمستان 89.

پانویس

  1. المیزان، ج 2، ص: 8
  2. ملک/2
  3. (کافی، ج 2، ص 18، ح 5؛ بحارالأنوار، ج 65، ص 332، ح 10).
  4. قَالَ: دَخَلَ سَدِیرٌ عَلَی أَبِی ع فِی شَهْرِ رَمَضَانَ- فَقَالَ یَا سَدِیرُ هَلْ تَدْرِی أَیُّ اللَّیَالِی هَذِهِ- قَالَ نَعَمْ فِدَاکَ أَبِی- هَذِهِ لَیَالِی شَهْرِ رَمَضَانَ فَمَا ذَاکَ- فَقَالَ لَهُ أَ تَقْدِرُ عَلَی أَنْ تُعْتِقَ فِی کُلِّ لَیْلَهٍ مِنْ هَذِهِ اللَّیَالِی- عَشْرَ رِقَابٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ ع- فَقَالَ لَهُ سَدِیرٌ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی لَا یَبْلُغُ مَالِی ذَاکَ- فَمَا زَالَ یَنْقُصُ حَتَّی بَلَغَ بِهِ رَقَبَهً وَاحِدَهً- فِی کُلِّ ذَلِکَ یَقُولُ لَا أَقْدِرُ عَلَیْهِ- فَقَالَ لَهُ فَمَا تَقْدِرُ أَنْ تُفَطِّرَ فِی کُلِّ لَیْلَهٍ رَجُلًا مُسْلِماً- فَقَالَ لَهُ بَلَی وَ عَشَرَهً- فَقَالَ لَهُ أَبِی فَذَاکَ الَّذِی أَرَدْتُ یَا سَدِیرُ- إِنَّ إِفْطَارَکَ أَخَاکَ الْمُسْلِمَ یَعْدِلُ رَقَبَهً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ. وسائل الشیعه؛ ج 10، ص: 139.من لا یحضره الفقیه - ترجمه، ج 2، ص: 472
  5. سوره بقره؛ آیه 183
  6. سوره بقره؛ آیه 184
  7. بقره/185
  8. سوره بقره؛ آیه 183
  9. سوره بقره؛ آیه 183
  10. سوره بقره؛ آیه 184
  11. سوره بقره؛ آیه 184
  12. سوره بقره؛ آیه 184
  13. سوره بقره؛ آیه 184
  14. سوره بقره؛ آیه 184
  15. سوره بقره؛ آیه 185
  16. سوره بقره؛ آیه 185
  17. تفسیر نور، ج 1، ص: 289
  18. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص: 494
  19. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص: 494
  20. تفسیر نور، ج 1، ص: 289
  21. (بقره/183)
  22. قاموس کتاب مقدس صفحه 427.
  23. تورات سفر تثنیه فصل 9 شماره 9.
  24. قاموس کتاب مقدس ص 428.
  25. (بقره/183)
  26. تفسیر نمونه، ج 1، ص: 634
  27. وسائل الشیعه؛ ج 10، ص: 7
  28. کافی، ج 2، ص 18، ح 5؛ بحارالأنوار، ج 65، ص 332، ح 10.
  29. تهذیب، ج 4، ص 191، ح 6؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 395، ح 13674
  30. ثواب الأعمال، ص 50؛ بحارالأنوار، ج 93، ص 247، ح 2
  31. کافی، ج 4، ص 64، ح 11؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 396، ح 13675.
  32. امالی طوسی، ص 496، ح 1088؛ بحارالأنوار، ج 93، ص 248، ح 11.
  33. ثواب الأعمال، ص 52؛ بحارالأنوار، ج 93، ص 247، ح 5
  34. کافی، ج 4، ص 65، ح 16؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 155، ح 13098.
  35. کافی، ج 4، ص 63، ح 5؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 399، ح 13683.
  36. من لا یحضره الفقیه - ترجمه، ج 2، ص: 391
  37. کافی، ج 4، ص 63، ح 6؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 397، ح 13679.
  38. خونی که از زنان، پس از زاییدن خارج می‌شود.
  39. آیت الله سیستانی: فرو بردن تمام سر در آب روزه را باطل نمی‌کند ولی کراهت شدید دارد. مکارم: مسأله 1368 غوّاصان، اگر سر خود را در کلاهک پنهان کنند و با آن زیر آب روند، روزۀ آنها صحیح است.
  40. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 892 10.
  41. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 939
  42. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا صُمْتَ فَلْیَصُمْ سَمْعُکَ وَ بَصَرُکَ وَ جِلْدُکَ- وَ عَدَّدَ أَشْیَاءَ غَیْرَ هَذَا قَالَ وَ لَا یَکُونُ یَوْمُ صَوْمِکَ کَیَوْمِ فِطْرِکَ. وسائل الشیعه؛ ج 10، ص: 161
  43. تهذیب، ج 4، ص 198، ح 2؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 144، ح 13062.
  44. امام باقر علیه السلام: «کَانَ رَسُولُ اللّهِ إِذَا أَهَلَّ هِلَالَ شَهْرِ رَمَضَانَ اسْتَقْبَلَ الْقِبْلَهَ وَ رَفَعَ یَدَیْهِ فَقَالَ: اللّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلَامَهِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْعَافِیَهِ الْمُجَلِّلَهِ وَ الرِّزْقِ الْوَاسِعِ وَ دَفْعِ الْأَسْقَامِ. اللّهُمَّ ارْزُقْنَا صِیَامَهُ وَ قِیَامَهُ وَ تِلَاوَهَ الْقُرْآنِ فِیهِ. اللّهُمَّ سَلِّمْهُ لَنَا وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِیهِ». کافی، ج 4، ص 70، ح 1؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 321، ح 13509.
  45. رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-8، ص: 16
  46. کافی، ج 4، ص 113، ح 3؛ بحارالأنوار، ج 47، ص 54، ح 89.
  47. رسائل فیض کاشانی، ج-2رساله-8، ص: 13
  48. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 927
  49. هَدیْ نام آن حیوانی است که هدیه به خانۀ خدا می برنداز برای قربانی.
  50. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 968
  51. روزه‌ای که در آن، شرط کند که افطار نکند.
  52. بدنه، شتر قربانی را گویند» شتر و گاو قربانی که به مکّۀ معظّمه فرستند. (فرهنگ جامع)
  53. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 970
  54. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 93، ص: 256
  55. تهذیب، ج 4، ص 191، ح 9؛ بحارالأنوار، ج 73، ص 320، ح 4.
  56. بحار الانوار جلد 14
  57. تفسیر نمونه، ج 1، ص: 632
  58. (مکارم الأخلاق، ص 197؛ روضه الواعظین، ج 2، ص 374؛ بحارالأنوار، ج 100، ص 220، ح 20).
  59. تفسیر نمونه، ج 1، ص: 629
  60. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 93، ص: 256
  61. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 93، ص: 257
  62. وسائل الشیعه؛ ج 10، ص: 148
  63. وسائل الشیعه؛ ج 10، ص: 397
  64. وسائل الشیعه، ج 10، ص: 404
  65. عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع أَنَّهُ قَالَ: جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ص- فَسَأَلَهُ أَعْلَمُهُمْ عَنْ مَسَائِلَ فَکَانَ فِیمَا سَأَلَهُ أَنَّهُ قَالَ لَهُ- لِأَیِّ شَیْ ءٍ فَرَضَ اللَّهُ الصَّوْمَ- عَلَی أُمَّتِکَ بِالنَّهَارِ ثَلَاثِینَ یَوْماً - وَ فَرَضَ اللَّهُ عَلَی الْأُمَمِ أَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ- فَقَالَ النَّبِیُّ ص إِنَّ آدَمَ لَمَّا أَکَلَ مِنَ الشَّجَرَهِ- بَقِیَ فِی بَطْنِهِ ثَلَاثِینَ یَوْماً- فَفَرَضَ اللَّهُ عَلَی ذُرِّیَّتِهِ ثَلَاثِینَ یَوْماً- الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ- وَ الَّذِی یَأْکُلُونَهُ بِاللَّیْلِ تَفَضُّلٌ مِنَ اللَّهِ عَلَیْهِمْ- وَ کَذَلِکَ کَانَ عَلَی آدَمَ ع فَفَرَضَ اللَّهُ ذَلِکَ عَلَی أُمَّتِی- ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ- کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ- أَیّاماً مَعْدُوداتٍ قَالَ الْیَهُودِیُّ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ- فَمَا جَزَاءُ مَنْ صَامَهَا قَالَ فَقَالَ النَّبِیُّ ص- مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَصُومُ شَهْرَ رَمَضَانَ احْتِسَاباً- إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَهُ سَبْعَ خِصَالٍ- أَوَّلُهَا یَذُوبُ الْحَرَامُ فِی جَسَدِهِ- وَ الثَّانِیَهُ یَقْرُبُ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ الثَّالِثَهُ یَکُونُ قَدْ کَفَّرَ خَطِیئَهَ آدَمَ أَبِیهِ- وَ الرَّابِعَهُ یُهَوِّنُ اللَّهُ عَلَیْهِ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ- وَ الْخَامِسَهُ أَمَانٌ مِنَ الْجُوعِ وَ الْعَطَشِ وسائل الشیعه، ج 10، ص: 241 -من لا یحضره الفقیه - ترجمه، ج 2، ص: 388
  66. وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ- أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ کَانَ لَهُ بِذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَهٍ وَ مَغْفِرَهٌ لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ- فَلَیْسَ کُلُّنَا یَقْدِرُ عَلَی ذَلِکَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَهٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَهٍ مِنْ مَاءٍ. وسائل الشیعه، ج 10، ص: 314
  67. تفسیر نمونه، ج 1، ص: 631
  68. اسراء /7
  69. المیزان، ج 2، ص: 9
  70. انما فرض اللَّه الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر و ذلک ان الغنی لم یکن لیجد مس الجوع فیرحم الفقیر، و ان الغنی کلما اراد شیئا قدر علیه، فاراد اللَّه تعالی ان یسوی بین خلقه، و ان یذیق الغنی مس الجوع و الالم، لیرق علی الضعیف و یرحم الجائعمن لا یحضره الفقیه - ترجمه، ج 2، ص: 386
  71. عِلَّهُ الصَّوْمِ لِعِرْفَانِ مَسِّ الْجُوعِ وَ الْعَطَشِ- لِیَکُونَ الْعَبْدُ ذَلِیلًا مُسْتَکِیناً مَأْجُوراً مُحْتَسِباً صَابِراً- وَ یَکُونَ ذَلِکَ دَلِیلًا لَهُ عَلَی شَدَائِدِ الْآخِرَهِ- مَعَ مَا فِیهِ مِنَ الِانْکِسَارِ لَهُ عَنِ الشَّهَوَاتِ- وَاعِظاً لَهُ فِی الْعَاجِلِ- دَلِیلًا عَلَی الْآجِلِ لِیَعْلَمَ شِدَّهَ مَبْلَغِ ذَلِکَ- مِنْ أَهْلِ الْفَقْرِ وَ الْمَسْکَنَهِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ. وسائل الشیعه؛ ج 10، ص: 8من لا یحضره الفقیه - ترجمه، ج 2، ص: 387
  72. وسائل الشیعه؛ ج 10، ص: 8
  73. إیَّاکُمْ وَ الْکَسَلَ إِنَّ رَبَّکُمْ رَحِیمٌ یَشْکُرُ الْقَلِیلَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیُصَلِّی الرَّکْعَتَیْنِ تَطَوُّعاً یُرِیدُ بِهِمَا وَجْهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَیُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِمَا الْجَنَّهَ وَ إِنَّهُ لَیَتَصَدَّقُ بِالدِّرْهَمِ تَطَوُّعاً یُرِیدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَیُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّهَ وَ إِنَّهُ لَیَصُومُ الْیَوْمَ تَطَوُّعاً یُرِیدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ فَیُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّهَ ثواب الأعمال: 36. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 93، ص: 253
  74. من لا یحضره الفقیه - ترجمه، ج 2، ص: 454
  75. (کافی، ج 4، ص 68، ح 2؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 139، ح 13048).
  76. وسائل الشیعه؛ ج 10، ص: 141
  77. وسائل الشیعه؛ ج 10، ص: 141