فرهنگ مصادیق:روابط جنسی حرام

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از روابط جنسی حرام)
پرش به: ناوبری، جستجو
روابط جنسی حرام

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ تحلیلی بر روابط دختر و پسر
۲ جوانان و روابط
۳ روابط دختر و پسر
۴ روابط غیر اخلاقی دختران و پسران

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ انحرافات جنسی کدامند و راه‌های درمان آنها چیست؟
۲ چگونه می‌توان فردی راکه دچار انحرافات اخلاقی شده هدایت کرد؟
۳ علل وجود انحراف اخلاقی در جوانان – ویکی فقه

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ آرزوهای حرام
۲ اجاره به قصد کارحرام
۳ ارتباط حرام با نامحرم
۴ اشتغال در مراکز تولید کالای حرام
۵ اشتغال و کسب درآمد از کار حرام
۶ پخش موسیقی حرام در مراکز عمومی
۷ حرام خواری از اموال مردم
۸ خرید و فروش آبزیان حرام گوشت
۹ خرید و فروش حرام
۱۰ قوادی (دلالی برای روابط جنسی نامشروع)
۱۱ پرداخت خمس مال مخلوط به حرام
۱۲ پوشاندن عورت از نگاه حرام
۱۳ تبلیغ کارهای حرام
۱۴ تبلیغ کالای حرام
۱۵ ازدواج‌های حرام
۱۶ جنگ در ماه حرام
۱۷ حرام خواری از بیت المال
۱۸ حلال کردن حرام
۱۹ حمل و نقل کالای حرام
۲۰ خورانیدن اشیاء حرام به دیگران
۲۱ خوردن خون حیوان حرام گوشت
۲۲ تخوردن فراورده‌های حرام از حلال گوشت
۲۳ خوردن فراورده‌های حیوان حرام گوشت
۲۴ درمان به وسیله امور حرام
۲۵ دلالی برای فعالیت‌های حرام
۲۶ دلالی کالاهای حرام
۲۷ ورزش‌های حرام و استعماری
۲۸ راهنمایی فرزند به حلال و حرام
۲۹ انحراف جنسی
۳۰ ایجاد مراکز فساد جنسی
۳۱ صدور مجوز مراکز فساد جنسی

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

کلمات کلیدی ماشینی: پیش‌گیری، گناه، جنسی، ازدواج، قرآن، فساد، زن، مرد،

راهکارهای پیش گیری و مبارزه با گناهان (جنسی) - سید جواد حسینی

مقدمه

گناه و فساد از خطرهای همیشگی است که هم افراد و هم جامعه اسلامی را همواره تهدید کرده و در طول زمان این تهدید وجود دارد، عامل اصلی به انحراف کشیده شدن جوامع مخصوصاً جوامع اسلامی راهیابی گناهان در درون اجتماع است.
اگر جامعه بعد از پیامبر اکرم(ص) به انحراف کشیده شد، و اگر اموی‌ها و عباسی‌ها آنچنان ظلم و ستمگری کردند، و اگر تمدن و فرهنگ عظیم اسلامی در اندلس (اسپانیا) دچار شکست شد و اگر جوامع اسلامی در قرون اخیر مورد تاخت و تاز استعمارگران و قدرت طلبان قرار گرفته است و... همه و همه بر اثر گناهان و نافرمانی از دستورات الهی بوده است.
امروز جامعه ما را نیز این خطر به شدّت تهدید می‌کند چرا که عده‌ای تلاش دارند به هر نحوی میدان گناهان و فساد را گسترش دهند.
امام صادق(ع) فرمود: «هیچ خونی ریخته نمی‌شود و هیچ رنج و دردسر و بیماری نیست مگر به دلیل گناه» و این سخن خداوند عزّ و جلّ است که در کتابش می‌فرماید: «هیچ مصیبتی بر شما وارد نمی‌شود مگر به خاطر آنچه خود به دست آورده‌اید و خدا از بسیاری از آنچه خود فراهم کرده‌اید درمی گذرد.[۱][۲]
تنها مکتبی که می‌تواند انسان و بشریت را از منجلاب گناهان و فساد رهایی بخشد مکتب قرآن است.
قرآن طرح و برنامه خود را در این زمینه در دو بخش ارائه می‌دهد،[۳] بخش پیشگیری و جلوگیری از فساد و هجمه‌های فرهنگی و گناهان و طرح برداشتن و از بین بردن فساد موجود و هجوم‌هایی که انجام گرفته است و گناهانی که وجود دارد.

پیشگیری از فساد و گناه

پزشکان برای حفظ جان انسانها و سلامت جامعه، پیشگیری را مقدم بر درمان و عمل می‌دانند در دردها و امراض اجتماعی و فساد فرهنگی نیز جلوگیری و پیشگیری مهمتر از درمان و رفع فساد است. به همین جهت قرآن نیز برنامه‌هایی برای پیشگیری دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود.

کنترل فکر و اندیشه

زیر ساز و زیربنای هر عملی فکرو اندیشه و خیال پردازی آن عمل است، گناه و فساد نیز از این قانون استثنا نیست به همین جهت قرآن تلاش دارد با تقویت باورهای دینی از فکر گناه و دوست داشتن اشاعه فساد و بی بند و باری جلوگیری نماید، آیات فراوانی در این زمینه وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
۱ـ «قُلْ إِنْ تُخْفُوا مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛[۴] بگو اگر آنچه را در سینه‌های شماست، پنهان دارید یا آشکار کنید، خداوند آن را می‌داند، و (نیز) از آنچه در آسمانها و زمین است آگاه می‌باشد، و خداوند بر هر چیزی تواناست.»
آگاهی از فکر و اندیشه بشر در اختیار هیچ مأمور و سازمان اطلاعاتی نیست، ولی خداوند متعال از تمام افکار و اندیشه‌های انسان آگاهی دارد، این باور اگر در جامعه تقویت شود در پنهان‌ترین مکانها، و دور دست‌ترین جاه‌ها انسان را حتی از فکر گناه باز می‌دارد.
۲ـ گاه قرآن به صورت استفهامی و سؤال که بیشتر در ذهن‌ها جا می‌گیرد این حقیقت را بیان می‌دارد «أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ؛[۵]آیا خداوند به آنچه در سینه‌های جهانیان است آگاه تر نیست.»
۳ـ «إِنَّ اللَّهَ عَالِمُ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛[۶] خداوند از غیب (و پنهان) آسمان‌ها و زمین آگاه است و آنچه را در درون دلهاست می‌داند.»
امامان معصوم به عنوان مفسّران اصلی قرآن برای پیشگیری از گناه و فساد بر تقویت و تحکیم باورها و اندیشه‌ها تأکید می‌کردند فردی خدمت حضرت امام حسن(ع) (یا امام حسین(ع)) شرفیاب شد و گفت: من مرد گناه کاری هستم و نمی‌توانم گناه را ترک کنم. مرا پند دهید، حضرت فرمود: «پنج کار را انجام بده، آن گاه هرچه می‌خواهی گناه کن. از روزی خدا نخور و هرچه می‌خواهی گناه کن. از ولایت و حکومت خدا بیرون برو و هرچه می‌خواهی گناه کن. جایی را پیدا کن که خداوند تو را نبیند و هرچه می‌خواهی گناه کن. هنگامی که ملک الموت نزد تو می‌آید تا تو را قبض روح کند او را از خود دور کن، هنگامی که مالک (دوزخ) تو را به درون آتش می‌کند، در آتش نرو و هرچه می‌خواهی گناه کن.»[۷] این روایت کاملاً اندیشه سازی می‌کند که باور کنیم این جهان محضر خداوند است و جهان را پایانی به نام قیامت و در آن بهشت و جهنمی است.
۴ـ اشاعه گناه را دوست نداشته باشید.
ممکن است افرادی باشند که اهل گناه نباشند ولی به این مقدار که گناه و بی بندو باری در بین مردم و جامعه شایع گردد رضایت داشته باشند و شیوع گناه را دوست بدارند، قرآن چنین اندیشه را سخت مورد ملامت و سرزنش قرار داده است آنجا که فرمود: «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛[۸] کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است، و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید.»
در این آیه تهدید به عذاب آنهم در دنیا و آخرت بخاطر یک اندیشه خطا است که شخصی دوست می‌دارد زشتی‌ها و فساد در جامعه اسلامی شیوع یابد، از این آیه کسانی برخود بلرزند که دوست می‌دارند برای حفظ آراء و ماندن بر کرسی قدرت از ترویج نمودن زشتی‌ها نیز ابایی ندارند.

کنترل چشم و گوش

فکر و اندیشه انسان از حس او تأثیر می‌پذیرد، برای سلامت فکر و روان باید مجاری و راه‌های تغذیه آن دو را تطهیر نمود و چشم و گوش از مهمترین مجاری و راه‌ها است که باید تحت کنترل قرار گیرد.
قرآن و اسلام انسان را در برابر تمامی اعضای خود مسؤول می‌شمارد و سخت به او هشدار می‌دهد، که در برابر کارکرد هر یک از آنها باید جوابگو باشد، قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا؛[۹] از آنچه به آن آگاهی نداری پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل همه مسؤولند.»
و بشارت قرآن متوجه کسانی است که با گوش بهترین‌ها را انتخاب و پیروی می‌کنند و از سخنان فساد آور گناه آلود پرهیز می‌نمایند.[۱۰]
قرآن دربارهٔ چشم تأکید جداگانه دارد، چرا که استفاده نامطلوب از آن در جهت دامن زدن به آتش شهوت و تهییج نابجا و خطرناک غریزه جنسی، سخت خطر ساز و خطر آفرین است لذا قرآن می‌فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا؛[۱۱]ای پیامبر به مردان مؤمن بگو چشمهایشان را (از گناه به نامحرم) بپوشانند و دامان خویش را حفظ نمایند، که این موجب پاکی بیشتر آنان است، و خداوند از آنچه انجام می‌دهند آگاه است و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو بندند و دامنهایشان را حفظ کنند و زینتهایشان را ظاهر نکنند مگر آنچه که ظاهر است.» نکاتی در آیه قابل دقت است:
۱ـ خطاب مستقیم به زنها و مردان مؤمن نیست بلکه خطاب به شخص پیامبر است تا خوب مسأله را تبیین کند.
۲ـ با اینکه مسأله حرمت نگاه مشترک بین مردان و زنان است برای تأکید بیشتر دو خطاب جداگانه آمده یک بار خطاب به مردان و بار دیگر روی سخن با زنان است.
۳ـ خطاب اوّل به مردان است شاید رازش این باشد که تأثیر پذیری مردان از گناه بیشتر از زنان است.
و پاکی چشم مردان باعث کنترل آرایشها و عشوه گری‌های زنان که برای جلب نگاه مردان است، می‌شود.
و آخرین نکته این است که فلسفه این دستور پاکیزه شدن روح و روان انسان هاست «ازکی لهم» در منابع روائی از نگاه به نامحرم، تعبیر به زنای چشم، تیر مسموم شیطان، و... شده است.
از امام هفتم دربارهٔ این آیه «یا ابت استأجره...» سخن دختر شعیب که گفت: ای پدر! موسی را اجیر کن که بهترین اجیر، انسان قدرتمند و امینی است» فرمود: «حضرت شعیب به دخترش گفت: دخترم! قدرت موسی را از بلند کردن سنگ بزرگ دریافتی، امّا امانت وی را چگونه شناختی؟ دختر جواب داد: هنگامی که به طرف خانه می‌آمدیم در آغاز من جلو او راه می‌رفتم، ولی او از من خواست که پشت سرش راه بروم و گفت: هرگاه من راه را اشتباه رفتم به من تذکر بده؛ چرا که ما مردمی هستیم که به پشت سر زنان نگاه نمی‌کنیم»[۱۲] موارد ریز و جزئیات احکام نگاه در کتب فقهی، به تفصیل آمده لذا از بیان آن پرهیز می‌کنیم و فقط به ذکر حدیثی بسنده می‌کنیم. علی(ع) فرمود: «نِعمَ صارف الشهوات غض الابصار؛[۱۳] چشم پوشی از نگاه(به نامحرم) بهترین عامل بازدارنده از شهوات است.»

کنترل ارتباط و سخن

قرآن برای پاس داری از حریم پاکی و جلوگیری از انحرافات، رعایت ضوابطی را در روابط مرد و زن ضروری دانسته و آزادی مطلق و بدون قید و دوستی‌ها و عشق بازی‌های مصطلح امروزی را ناپسند و مردود شمرده است[۱۴] و همین طور ارتباط نامه‌ای و تلفنی نامناسب را روا نمی‌دارد. اسلام صحبت کردن زن و مرد را در موارد ضروری و در جریان رسیدگی به کارهای روزمره زندگی اجازه داده، امّا برای پیش گیری از پیامدهای سوء احتمالی سفارش نموده که با ناز و عشوه گری و طنّازی سخن نگویند، در این باره می‌خوانیم:
«فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا؛[۱۵] به گونه‌ای هوس انگیز (با مردان نامحرم) سخن نگویید تا بیمار دلی در شما طمع نکند، و به گونه‌ای شایسته و معمولی سخن بگویید.»
گاه جنایتهای بزرگ از یک سخن خوش طبعی و ارتباط نابجا بوجود می‌آید، پرونده‌های فراوانی در داخل کشور وجود دارد که یک عشوه گری و یا طنّازی حرف زدن باعث ارتباط نامشروع و سرانجام قتل شوهر و یا قتل‌های دیگر شده است.
در حدیثی می‌خوانیم: «کسی که به حرام دستش را به دست زنی برساند چون به صحرای محشر در آید، دستش بسته باشد و کسی که با زنان نامحرم خوش طبعی، شوخی و مزاح کند خداوند در عوض هر کلمه هزار سال او را در محشر حبس می‌کند، و اگر زنی راضی شود که مردی به حرام او را در آغوش بگیرد، ببوسد یا به حرام با او ملاقات نماید و یا با او خوش طبعی کند، بر آن نیز گناهی همانند آن مرد است.»[۱۶]

ازدواج یا بهترین راه پیشگیری

مسیحیت تحریف شده رابطه جنسی و ازدواج را نجس و پلید دانسته و ثمرات تلخ آن را نیز در غرب چشیدند و جهانیان نیز شاهد آن است. ولی قرآن نه تنها ازدواج را پلید نمی‌داند، بلکه آن را عملی عبادی و مطلوب و در برخی موارد واجب شمرده است. بدون تردید اگر در جامعه‌ای زمینه ازدواج و تشکیل خانواده به صورت آسان به همانگونه که اسلام خواسته فراهم شود، گناهانی برخاسته از غرائز جنسی ریشه کن خواهد شد و تنها کسانی به سمت و سوی جرائم جنسی و بی عفتی خواهند رفت که از سلامتی روانی برخوردار نباشند.
قرآن کریم اصرار فراوان بر این مسأله مهم دارد و برخی دغدغه‌هایی را که ممکن است بر اثر ازدواج پیش آید مردود شمرده است. به آیاتی در این زمینه اشاره می‌شود.

ازدواج عامل آرامش

«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛[۱۷] از نشانه‌های او این است که همسرانی از جنس خودتان به سود شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و رد میانتان مودت و رحمت قرار داد، در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکّر می‌کنند.»
در آیه فوق نکاتی قابل دقت است:
۱ـ زنان از جنس مردانند و هر دو انسان
۲ـ همسران باعث آرامش فردی و در نتیجه موجب آرامش روانی جامعه نیز می‌باشند.
۳ـ استحکام اصلی خانواده بر اساس زناشویی صرفاً عشقی جسمانی و شهوانی استوار نیست، بلکه بر پایه محبت و گذشت پی ریزی شده است.

همه نیاز به ازدواج دارند

ازدواج مخصوص دنیا زدگان نیست، حتی انسانهایی که در بالاترین رتبه معنوی قرار دارند و بریده از دنیا هستند نیز بی نیاز از این نمی‌باشند. لذا قرآن می‌فرماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً؛[۱۸] براستی ما فرستادگانی را قبل از تو فرستادیم و برای آنان زنان و فرزندانی قرار دادیم.»

ازدواج و توسعه اقتصادی

برخی افراد فقر و نداری را بهانه برای عدم ازدواج می‌دانند، قرآن این فرهنگ را غلط دانسته و با صراحت اعلام می‌دارد، هر کس پابه عرصه ازدواج و خانواده گزارد خداوند وضع اقتصادی او را نیز دگرگون می‌کند: «وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ؛[۱۹] و مردان و زنان بی همسر را همسر دهید، و همچنین غلامان و کنیزانی را که صلاحیّت ازدواج دارند، و اگر نیازمند و فقیر باشند خداوند از فضلش آنان را بی نیاز خواهد ساخت و خداوند گشایش دهنده و داناست.»

تعدد ازدواج

در اکثریت بودن بانوان در برخی جوامع، بی سرپرست شدن برخی خانواده‌ها بر اثر جنگ و حوادث ناگوار و... می‌طلبد که مرد گاهی تن به تعدد ازدواج دهد، وگرنه باعث به فساد کشیده شدن زنان بی همسر و بی سرپرست خواهد شد.
قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً؛[۲۰] پس ازدواج کنید با زنان پاک(در صورت نیاز) دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‌ترسید عدالت را رعایت نکنید به یک همسر اکتفا کنید.»
استاد مطهری دربارهٔ ازدواج می‌گوید: «به عقیده ما برای آرامش غریزه دو چیز لازم است: یکی ارضای غریزه در حدّ حاجت طبیعی و دیگر جلوگیری از تهییج و تحریک آن.»[۲۱]
اسلام برای ارضای صحیح مسائل جنسی، ازدواج و در صورت مهیّا نبودن شرایط آن، ازدواج مدّت دار و موقت را توصیه نموده است. اسلام اصرار فراوانی دارد که محیط خانواده برای کام یابی زن و شوهر از یکدیگر آمادگی کامل داشته باشد. زن یا مردی که از این نظر کوتاهی کند مورد نکوهش صریح اسلام قرار گرفته است. اسلام اصرار فراوانی به خرج داده است که محیط اجتماع بزرگ، محیط کار و عمل و فعالیت بوده و از هر نوع کام یابی جنسی در آن محیط خودداری شود. فلسفه تحریم نظربازی و تمتعات جنسی از غیر همسر قانونی و هم چنین فلسفه تحریم خودآرایی و تبرّج زن برای بیگانه همین است.[۲۲]
در روایات نیز تعبیرات زیبائی از ازدواج شده است که به یک نمونه اشاره می‌شود، تا روشن شود که ازدواج در پیشگیری از جرائم نقش مؤثر و کلیدی دارد.
حضرت امام صادق(ع) فرمود: «من تزوّج احرز نصف دینه؛[۲۳] آن کس که ازدواج نمود نصف دین خویش را حفظ کرد پس از خدا بترسد در حفظ نصف دیگر آن.»

ازدواج موقت

واقعیت امر این است که جوانان ما در زمان کنونی از سه جهت آماج مشکلات و گرفتاری‌ها می‌باشند. از طرفی ادامه تحصیلات تا سن بیست سالگی بلکه بالاتر امری است ضروری، و از سوی دیگر راه یافتن به بازار کار و آماده نمودن زمینه مالی ازدواج فرصت طولانی را می‌طلبد، مخصوصاً با توجّه به رسم و رسوم‌های سنگین کنونی جامعه، و از جانب سوم غریزه جنسی در دنیایی پر از تهییج و تحریم و فیلم و سی دی و اختلاط و... همه را در فشاری طاقت فرسا قرار می‌دهد، بهترین راه حل کوتاه مدت ازدواج موقت است، قرآن دربارهٔ ازدواج موقت می‌فرماید: «وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً؛[۲۴] و برای شما حلال است که با اموال خود آنان را اختیار کنید، در حالی که پاکدامن باشید و از زنا خودداری نمایید، و زنانی را که متعه (ازدواج موقت) می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید.»
اگر واقعاً آنچه را اسلام در مورد عقد موقت سفارش نموده بخوبی اجرا شود کسی دچار بی عفتی نخواهد شد.
علی(ع) فرمود: «لولا ما سبقنی به ابن الخطّاب ؛یعنی عمر مازنی الّا شقی؛[۲۵] اگر عمر سبقت نمی‌گرفت بر من (و ازدواج موقت را تحریم نمی‌کرد) هیچ کس مرتکب زنا نمی‌شد جز انسان شقی».
البته در ازدواج موقت شرائط و نکات فراوانی لازم است مراعات شود یکی از آن نکات این است که این امر بیشتر برای مجردها و مردهای بی همسر مطرح است نه مردانی که همسر و یا همسرانی قانونی دارد.
امام کاظم(ع) به برخی از شیعیان خود نوشت: «اصرار بر ازدواج موقت نورزید، آنچه لازم است بر شما تنها اقامه سنت رسول خدا (ص) است و به واسطه ازدواج موقت از همسران دائمی خویش غافل نشوید، که آنها را به کفران و بیزاری وادار کنید و آنان بر علیه کسی که به شما دستور داده است نفرین کنند و ما را لعنت نمایند.»[۲۶]

حجاب حافظ عفّت و پاسدار کرامت

بد حجابی و بی حجابی از دستآوردهای شوم استعمار جدید و حربه مهمّ تهاجم فرهنگی است، در مقابل حجاب و پاسداری از آن یکی از مهمترین عامل صلاح و سداد جامعه شمرده می‌شود هرجامعه که حجاب و عفاف خود را حفظ کرده دین و فرهنگ... خود را نیز نگهداشته است. و هر جامعه که حجاب در آنها کم رنگ و بی رنگ شده است به همان نسبت دین و فرهنگ و آداب رنگ باخته است، قرآن دربارهٔ حجاب دستورات اکیدی دارد که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود.
۱ـ «به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند. و روسریهای خود را بر سینه خود افکنند(تا گردن و سینه پوشیده شود) و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرشان یا پسر برادرشان یا پسر خواهرانشان یا زنان همکیششان یا بردگانشان (کنیزان) یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند و بهنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نکوبند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخالها به گوش رسد) و همگی به سوی خدا باز گردید تا رستگار شوید».[۲۷]
شأن نزول آیه فوق طبق سخن امام باقر(ع) مربوط به جوانی است که بر اثر چشم چرانی صورتش به استخوانی بیرون آمده از دیوار اصابت کرد و مجروح شد، و علّت جذب جوان مراعات نکردن حجاب از طرف آن زن بود.[۲۸]
۲ـ «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنات بگو، جلبابها(روسری‌های بلند) خود را بر خویش افکنند، که این کار برای این که (به عفت و حریّت) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است، و خداوند همواره غفور و رحیم است.»[۲۹]
در شأن نزول آیه فوق آمده که شب هنگام زنان برای نماز مغرب و عشاء به مسجد می‌رفتند برخی از جوانان هرزه بر سر راه آنها می‌نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار می‌دادند و مزاحم آنان می‌شدند، آیه نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را بطور کامل رعایت کنند تا بخوبی شناخته نشوند و کسی بهانه مزاحمت نداشته باشد.[۳۰]
دو نکته در آیه با توجّه به شأن نزول قابل دقت است: ۱ـ بجای جلوگیری از مزاحمت‌های خیابانی دستور حجاب کامل به زنان می‌دهد، هرچند آیه بعدی مزاحمان را نیز تهدید کرده است، معلوم می‌شود حجاب در ریشه کنی هرزگی و مزاحمت‌ها نقش دارد.
۲ـ علّت حجاب را این می‌داند که زنهای با حجاب با شخصیت و متدین شناخته می‌شوند لذا با عمل خود به هرزگان اجازه نمی‌دهد که به حریم حرمت آنها اهانت نمایند.
مسائل ریز حجاب و حد و حدود آن در جای خود مطرح شده است و در حوصله این مقال نیست، آنچه از آیات حجاب بدست می‌آید این است که برای پیشگیری و حتی دفع فساد حجاب نقش مهم و کلیدی دارد.

عوامل مشترک

قرآن برخی عوامل دیگری را طرح نموده که به صورت عمیق تر و با دوام بیشتر هم در پیشگیری و بازدارندگی نقش دارد و هم در رفع و برداشتن گناهان و آلودگی‌ها، جهت اختصار به صورت فهرست وار به آنها اشاره می‌شود.

عبادت و دعا

اعمال عبادی مانند نماز و روزه و حج و... نقش مهمی در بازدارندگی و رفع گناهان دارند، قرآن دربارهٔ نماز می‌فرماید: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ؛[۳۱] براستی نماز انسان را از زشتی‌ها باز می‌دارد.»
و دربارهٔ روزه فرمود: «تِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛[۳۲] روزه بر شما واجب شده... شاید پروا پیشه شوید.»
در یک کلام دربارهٔ هر عبادت و پرستش حق می‌گوید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛[۳۳] ای مردم پروردگارتان را عبادت کنید شاید پروا پیشه شوید.»

انتخاب الگوهای صحیح

انسان فطرتاً عاشق کمال و از نقص و عیب گریزان است، همین امر باعث می‌شود که به دنبال الگوی مطلوب و کاملی باشد الگوپذیری چون سازگار با فطرت انسان است، از مؤثرترین روشهای پیشگیری و رفع گناهان شمرده می‌شود در این روش انسان نمونه‌ای عینی را مطلوب خویش قرار می‌دهد و به شبیه سازی دست می‌زند و گام در جای او می‌نهد. به همین جهت قرآن الگوهایی را معرّفی می‌کند در یک آیه می‌فرماید: «لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛[۳۴]و مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی است». و همین طور ابراهیم(ع) و برخی افراد دیگر را به عنوان الگو معرفی می‌کند.[۳۵] که در رأس آن افراد ائمه اطهار(ع) قرار دارند.

دوری از دوستان ناباب

یکی از عوامل توسعه فساد و بی بند وباری مخصوصاً در بین قشر جوان رفقای ناباب و نامناسب است. قرآن برای جلوگیری از این عامل تذکراتی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

حسرت دائمی

«و (به خاطر آور) روزی را که ستمکار دست خود را (از شدّت حسرت) به دندان می‌گزد و می‌گوید: ای کاش با رسول (خدا) راهی برگزیده بودم ای وای بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم.»[۳۶]

دوستی با خوبان

«الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ؛[۳۷] دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند مگر پرهیزکاران».
نار خندان باغ را خندان کند صحبت مردانت از مردان کند
محبّت اهل بیت(ع)
از مهمترین و اساسی‌ترین روشهای سازندگی و تربیت و مقاوم سازی در مقابل تهاجم فرهنگی روش محبّت به پاکان و فرهیختگان خاصّه اهل بیت(ع) است روش محبّت بجهت سازگاری با فطرت آدمی و سرشت انسانی و به جهت میل درونی، بالاترین نقش را در تحوّل تربیتی انسان ایفا می‌کند و همچون اکسیر مس وجود انسان را به طلای ناب تبدیل نموده و در کوتاه‌ترین زمان تحوّلات سازنده شگرفی در انسان ایجاد می‌کند، امثال سلمان و ابوذر و مقداد، تربیت شدگان مکتب عشق و محبت به رسول خدا(ص) هستند چنانکه تحول عمیق در حر بن یزید، و زهیر بن قین و وهب و... بر اثر محبّت به امام حسین(ع) بود.
با توجّه به این تأثیر شگرف و وسیع است که قرآن آن را پاداش رسالت محبت اهلبیت(ع) و دوستی آنان دانسته[۳۸] و آن را به نفع و سود خود انسان می‌داند.

عوامل بازدارنده و از بین برنده گناه و فساد

این عوامل خود به سه دسته تقسیم می‌شوند:

عوامل فردی

عوامل فردی دوری از گناه و فساد و رها شدن از دام تهاجم فرهنگی متعدد است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

توبه و بازگشت

قرآن در بیش از ۹۰ آیه توبه را در قالب‌های مختلف مطرح و بیان نموده است و آن را مهمترین عامل رهائی از دام گناهان و فساد، و باعث رستگاری انسان می‌داند در آیه می‌خوانیم: «وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[۳۹] همگی به سوی خدا بازگردید ای مؤمنان تا رستگار شوید.»

یاد خدا و نعمت‌های او

یاد خدا و نعمت‌های او، با این دید که نعمت دهنده در همه جا حاضر است و تمام هستی حتّی خطورات قلبی و تخیّلات انسان را زیر نظر دارد انسان را از پلیدی و زشتی نگه می‌دارد و بخوبی و نیکی وامی دارد.
علی(ع) فرمود: «هر کس قلبش را به دوام یاد خدا آباد کند کردارش در نهان و آشکار نیکو گردد.»[۴۰]
در قرآن بیش از دویست بار کلمه «ذکر» و مشتقات آن به کار رفته است، از جمله می‌فرماید: «فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛[۴۱]بنابراین، نعمت‌های خدا را متذکر شوید، و در زمین به فاسد نکوشید» آیه می‌رساند که یاد نعمت‌ها جلو فساد را می‌گیرد و در آیه‌ای دیگر می‌فرمود: «وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ خدا را زیاد یاد کنید تا رستگار شوید.»

یاد مرگ و قیامت

عامل دیگر برای برخورد با گناه و فساد، یاد مرگ و قیامت است. علی(ع) می‌فرماید: «پس هرگاه شهوتها به شما روی آوردند، مرگ را بسیار یاد کنید که یاد مرگ برای پندآموزی کافی است و رسول خدا(ص) اصحاب خود را پیوسته به یاد مرگ سفارش می‌کرد و می‌فرمود: مرگ را بسیار یاد کنید که همانا مرگ نابود کننده لذّتها و جدا کننده شما از شهوتها است.»[۴۲]
حدود یک سوّم قرآن مربوط به بحث مرگ و قیامت و مسائل مربوط به آن است این نشان می‌دهد، که قیامت باوری در بازدارندگی از گناه و فساد و مقابله با آن نقش تعیین کننده دارد. از جمله فرمود: «فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا؛[۴۳] پس کسی که امید ملاقات پروردگارش را (در روز قیامت) دارد باید عمل صالح انجام داده و هرگز شرک به او نیاورد.»
حتی قرآن گمان به معاد را دارای آثار مهم باز دارندگی از گناه و فساد می‌داند.[۴۴]

عبرت گیری و پندآموزی

انسان با ملاحظه تاریخ و سرگذشت آنهایی که در فساد و بی بندی فرو رفتند و در مقابل تهاجم فرهنگی تسلیم شدند، و آبروی دنیا و آخرتشان را از دست دادند می‌تواند خود را از فرو رفتن در دام‌ها و تکرار خطاها و یا رها نمودن از آن، بیمه کند.
علی(ع) فرمود: «و هر کس عبرت گیرد خود را(از فرو رفتن در خطاها و فسادها) دور نگهداشته و هر کس خود را (از بدیها) دور نگهداشت سالم می‌ماند.»[۴۵]
قرآن در هشت آیه با صورتهای مختلف دستور به عبرت گیری داده است و گاه صریحاً فرمان داده است: «فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ؛[۴۶] پس عبرت بگیرید ای صاحبان بصیرت.»

عوامل خانوادگی

سهم بزرگی از مفاسد اجتماعی و پذیرش تهاجمات فرهنگی معلول سوء تربیت خانواده‌ها است، و چنانچه پدر و مادر خودشان وارسته و منزّه باشند، و به فرزندان خویش توجّه نموده و در تربیت آنان کوتاهی ننمایند، بدون تردید کمک شایانی به اصلاح جامعه بشری نموده‌اند، زیرا مفسدین و معتادان سارقین و قاتلها، منحرفین و شرابی‌ها...معمولاً ریشه خانوادگی دارند.
پیامبر اکرم(ص): «هر مولودی بر اساس فطرت(پاک و پاکیزه) متولد می‌شود تا این که پدر و مادر او را یهودی یا نصرانی می‌نمایند.»[۴۷]
قرآن با صراحت تمام به مردان و سرپرستان خانواده‌ها دستور می‌دهد که هم خود را و هم فرزندان خود را در مقابل گناهان و فساد و بی بند و باری نگهدارند و حفظ کنند.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ؛[۴۸] ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ هاست نگه دارید.»
آیه خطاب به مؤمنان است از این می‌فهمیم که خانواده‌های مؤمن و مسلمان همیشه در معرض تهاجمات گناه و فساد قرار دارند، باید به گونه‌ای برنامه ریزی شود که بتوان جلوی آن تهاجمات را گرفت.
و پیامبر اکرم(ص) فرمود: «خداوند هر مسؤولی را، از مسؤولیتی که به وی سپرده شده است، سؤال خواهد نمود، که آیا آن را بدرستی به انجام رسانید یا ضایع کرد حتی از مرد سؤال خواهد شد نسبت به خانواده اش.»[۴۹]
اما راهکارهای هدایت خانواده و فرزندان و جذب آنها در جای خود باید بررسی شود آنچه اینجا می‌توان گفت این است که پدر و مادر در مقابل رفتار فرزندان، رفقایی که دارند، و همین طور نوار مبتذل و یا سی دی‌های انحراف کننده که استفاده می‌کنند و یا نماز را که ترک کنند مسؤولیت دارند.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «همراهی و دقت و مراقبت کنید در امور فرزندانتان، و نیکو گردانید تربیت آنها را، چرا که اولاد شما هدیه‌های خداوند به شما می‌باشند.»[۵۰]

عوامل اجتماعی و دولتی

قرآن افراد جامعه را واحدهای جدا افتاده بی ارتباط به هم نمی‌داند، بلکه همگی را پیکری می‌شمارد که به همدیگر مرتبط و متصل و دارای ولایت بر یکدیگرند، لذا وظائفی بر عهده دارند که برخی از آنها از این قرار است:

امر به معروف و نهی از منکر

«مردان و زنان مؤمن برخی سرپرست برخی دیگرند، امر به معروف می‌کنند و از زشتیها باز می‌دارند، نماز را به پای داشته زکات می‌پردازند و خداوند و پیامبرش را اطاعت می‌کنند. ایشان هستند که خداوند برایشان رحمت می‌آورد و بدرستی که خداوند صاحب اقتدار و حکیم است.»[۵۱]
سخن بلندی دارد امام باقر(ع) که جای هرگونه توضیح را می‌گیرد آنجا که فرمود: «در آخرالزمان عدّه‌ای مورد اطاعت قرار می‌گیرند، که ریا کارند و به عبادت تظاهر می‌کنند ولی کم خردان و کوتاه فکرانند، آنان امر به معروف و نهی از منکر را واجب نمی‌شمارند، مگر آن هنگام که ایمن از هرگونه ضرری باشند. همواره به دنبال عذرتراشی و بهانه گیری و راه گریز از این واجب الهی هستند، به دنبال لغزش‌های علما و فساد عمل آنان می‌باشند. آنان به سوی نماز و روزه و هر عملی که ضرری مالی یا جانی را متوجه آنان سازد، آنها را ترک می‌گویند، همان گونه که برترین و شریف‌ترین واجبات، یعنی امر به معروف و نهی از منکر را ترک گفته‌اند. بدرستی که امر به معروف و نهی از منکر واجبی است که دیگر فرائض به واسطه آن به پا داشته می‌شود آنگاه که جامعه‌ای این گونه شد خداوند بر آنها غضب کرده و غضب وی عمومیّت خواهد یافت پس نیکانی که در جامعه همراه اشرارند، و نیز کوچکترها با بزرگترها هلاک خواهند شد بدرستی که امر به معروف راه همه انبیاست... پس با قلبهایتان به مخالفت گناه برخیزید و با زبانهایتان آنها را رد کنید. و ضربه‌های سخت خود را به پیشانی گنهکاران وارد سازید و در راه خداوند از سرزنش ملامت گران نهراسید.»[۵۲]

دولتمردان و حکومت اسلامی

حاکم و دولتمردان اسلامی در گام اول به عنوان الگوهای جامعه وظیفه دارند، کارها و رفتار خویش را اصلاح نمایند. چرا که مردم به رفتار و اعمال آنها اقتدا می‌کنند، در گام بعدی وظیفه دارند حدود تعزیرات اسلامی را برای جلوگیری از مفاسد اجتماعی قاطعانه و بدون ترس از اعتراض ابرقدرت‌ها و وابستگان آنها اجرا نمایند، قرآن اجرای حدود را باعث حیات جامعه انسانی می‌داند آنجا که فرمود: «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُو؛[۵۳] و برای شما در قصاص حیات و زندگی است، ای صاحبان خرد! شاید شما تقوا پیشه کنید.»
امام هفتم(ع) دربارهٔ این آیه «فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا؛ زنده می‌گرداند زمین را پس از مرگ آن» فرمود: «این آیه زنده شدن زمین به واسطه باران را نفرموده است، بلکه مقصود آیه این است که خداوند مردانی می‌انگیزد تا عدالت را زنده کنند و به واسطه زنده شدن عدالت و اقامه حدود، زمین، زندگی از سر می‌گیرد. هر مجازات اسلامی که در زمین اجرا شود نفع آن بیشتر از چهل روز باران است.»[۵۴]
نه تنها اجرای حدود برکاتی دارد و باعث جلوگیری و ریشه کنی فساد می‌شود، که اجرا نکردن آن از گناهان بس بزرگ است. علی(ع) هنگام اجرای یکی از حدود الهی فرمود:
«خدایا! تو به پیامبرت هنگامی که از دینت خبر می‌داد فرمودی: ای محمد هر کس یک حدّ از مجازاتهای مرا تعطیل کرده و اجرا نکند، با من دشمنی کرده و بدین وسیله خواستار مخالفت با من شده است.»[۵۵]

دولتمردان، صدا و سیما، روزنامه‌ها و نویسندگان

کلاً دستگاه‌های تبلیغاتی وظیفه دارند مردم و جوانان را از مفاسد و زیانهای گناه و فساد و تهاجم فرهنگی آگاه نمایند، چرا که امروز وسیله اصلی برای تهاجم فرهنگی به جوامع انسانی و اسلامی، همان تبلیغات وسیع و گسترده است.
تأسف و درد اینجاست که گاه برخی از قلم به دستان داخلی به جای مقابله و مبارزه با تهاجم فرهنگی و گناه، خود از مروجان معاصی و تهاجم فرهنگی اند!!

منبع

پاسدار اسلام - آذر ۱۳۸۴، شماره 288

پا نویس

  1. سوره شوری، آیه 30.
  2. کلینی اصول کافی، ج 2، ص 269، روایت 3.
  3. قابل یادآوری است که آنچه بیان می‌شود طبق فهم قاصر ما از قرآن و برخی روایات است. ممکن است قرآن سخنان عمیق تر و طرح جامع تری داشته باشد که فهم کم ژرف ما، به آن نرسیده باشد، و بر بزرگان عرصه تفسیر است که در این زمینه بیشتر کار کنند و طرح جامع قرآن را در این زمینه ارائه دهند.
  4. سوره آل عمران، آیه 29.
  5. سوره عنکبوت، آیه 10.
  6. سوره فاطر، آیه 38.
  7. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، ج 78، ص 126 باب 20، حدیث 7.
  8. سوره نور، آیه 19.
  9. سوره اسراء، آیه 36.
  10. سوره زمر، آیه 18.
  11. سوره نور، آیه 30 ـ 31.
  12. حر عاملی، وسائل الشیعه، داراحیاء التراث، ج 14، ص 145.
  13. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، مکتبه الاعلام الاسلامی، ج 1، ص 72.
  14. در مورد ازدواجهای عشقی به این تحقیق توجه کنید:
    دکتر «اسنل پنتی» کارشناس بزرگ آمریکایی در امر زناشویی این عبارت را منتشر کرد: بخاطر عشق ازدواج نکنید، ازدواج عشقی زهرآگین‌ترین نوع ازدواج است. این کارشناس که سی سال است منحصراً به پرونده‌های ازدواج و طلاق در شهرهای بزرگ و پرجمعیت آمریکا و دیگر کشورهای جهان رسیدگی می‌کند دربارهٔ علّت طلاق می‌گوید: افسانه عشق یکی از مخرّب‌ترین اختراعات بشر است. در آمریکا از هر صد ازدواج عشقی 93 تای آن با شکست روبرو شده‌اند، و در فرانسه وضع بدتر است، عمر متوسط ازدواج عشقی 5/3 ماه است در آمریکا از هر پنج فقره جنایت یک فقره اش محصول مرافعات کسانی است که به واسطه عشق ازدواج کرده‌اند.» علوم جنایی، ج 2، ص 1016 و فساد سلاح تهاجم فرهنگی، سید محمود مدنی، ص 300.
  15. سوره احزاب، آیه 32.
  16. علامه مجلسی، عین الحیوه، ص 140.
  17. سوره روم، آیه 21.
  18. سوره رعد، آیه 38.
  19. سوره نور، آیه 32.
  20. سوره نساء، آیه 3.
  21. مسئله حجاب، ص 113 ـ 114.
  22. مرتضی مطهری، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، قم انتشارات صدرا، ص 47.
  23. وسائل الشیعه همان، ج 14، ص 5.
  24. سوره نساء، آیه 24.
  25. وسائل الشیعه، همان، ج 14، ص 440.
  26. همان، ص 450.
  27. سوره نور، آیه 31.
  28. علامه طباطبائی، المیزان، ج 15، ص 116.
  29. سوره احزاب، آیه 59.
  30. تفسیر نمونه، ج 17، ص 426.
  31. سوره عنکبوت، آیه 45.
  32. سوره بقره، آیه 183.
  33. همان، آیه 21.
  34. سوره احزاب، آیه 21.
  35. سوره ممتحنه، آیات 6 و 4.
  36. سوره فرقان، آیه 28.
  37. سوره زخرف، آیه 67.
  38. سوره شوری، آیه 23، سوره فرقان، آیه 57 و...
  39. سوره نور، آیه 31.
  40. غررالحکم، چاپ دانشگاه تهران، ج 5، ص 387.
  41. سوره اعراف، آیه 74.
  42. حسن طوسی،، الامالی، نجف مطبعه الحیدریه، ج 1، ص27.
  43. سوره کهف، آیه 110.
  44. سوره مطففین، آیه 7 ـ 5.
  45. بحارالانوار، داراحیاء التراث، ج 78، ص 92.
  46. سوره حشر، آیه 2.
  47. شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج 2، ص 373.
  48. سوره تحریم، آیه 6.
  49. شرح رساله حقوق، ج 1، ص 524.
  50. همان، ص 582.
  51. سوره توبه، آیه 71.
  52. کافی، ج 5، ص 55.
  53. سوره بقره، آیه 179.
  54. وسائل الشیعه، ج 18، ص 308.
  55. همان، ص 309.
منبع: پرتال جامع علوم انسانی - تاریخ برداشت: 95/03/01