فرهنگ مصادیق:رای دادن به اشخاص ناصالح

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
رای دادن به اشخاص ناصالح

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:مهدی یزدانی
تهیه و تدوین:پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/2/4
کلید واژه: انتخابات ، رأی، اصلح ، ناصالح، معیار، ملاک

چکیده

رأی دادن به افراد ناصالح یکی از منکرات اجتماعی است که آثار و پیامدهای فراوانی برای انسان در زندگی شخصی و اجتماعی به دنبال دارد ، و منجر به منکرات متعدد دیگری می‌شود.ازاین رو برای جلوگیری از این منکر بهتر است اول درباره معیارهای فرد اصلح گفتگو شود تا اصلح ازصالح و غیر اصلح شناخته شود و به دنبال آن از نتایج رای به افراد ناصالح سخنی به میان می‌آید و در ادامه راهکارهایی برای جلوگیری از این منکر ذکر می‌شود و سپس اشاره‌ای به وظایف منتخبین، نامزدها ، ناظرین ومسئولین انتخابات می‌شود.
یکی از امور مهم در زندگی بشر اختیار و اراده اوست چرا که با این اختیار است ، که انسان از فرشته‌ها برتر می‌شود یا اینکه به خاطر استفاده ناصحیح از این نعمت الهی از حیوانات پست تر می‌شود. وبا همین نعمت الهی است که انسان مستحق مذمت یا مدح و کیفر وپاداش دنیوی و اخروی می‌شود .
واز فروع این نعمت الهی حق انتخاب است که گاه این حق در زندگی شخصی انسان جاری است و گاه در زندگی اجتماعی او؛ یعنی اینکه گاهی اوقات انسان انتخاب می‌کند که چه بخورد و چه بیاشامد و از چه رنگی در زندگی خود استفاده کند و... گاهی اوقات هم انتخاب می‌کند که چه کسی نماینده ومعرف اودر زندگی اجتماعیش باشد مانند انتخاب نماینده ی کلاس ، نماینده ی شورا ، نماینده شهر و ...
در بحث انتخاب فردی ، انسان با سوء انتخاب ضرر زیادی به افراد ومحیط خود نمی‌رساند گرچه گاهی اوقات به خاطر هنجار شکنیها ، بعضی از افراد پیرامون او دچار آسیب می‌شوند ولی این آسیب در مقابل آسیب انتخاب اجتماعی نادرست کم تر است.
در این مقاله سعی شده تا با بررسی انتخاب افراد ناصالح اهمیت موضوع را برای خوانندگان عزیز بیان کنیم تا با افزایش سطح آگاهی جامعه بشری از آسیب این منکر اجتماعی رهایی یابد.
از جمله اهداف مهم انقلاب اسلامی روی کار آمدن نظامی مردمی و اسلامی با نام جمهوری اسلامی بود تا زمینه‌های لازم برای تحقق مشارکت و رقابت سیاسی واقعی فراهم آید . امروزه هر فرد آگاهی ، آشکارا مشاهده می‌کند که در جمهوری اسلامی ایران، مردم بارها در انتخابات فراوان و همه پرسی‌ها مشارکت و رقابت سیاسی فعالی داشته‌اند. حضور پر ر نگ مردم در همه پرسی‌ها و انتخابات متعدد نشانگر اهمیت دادن مردم به تعیین سرنوشت خودشان و از سوی دیگر فراهم سازی امکانات لازم برای حضور عینی و ملموس مردم در صحنه‌های سیاسی به وسیله مسئولان نظام جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد .
بی گمان عوامل گوناگونی در رأی دادن افراد.مانند دین ، مکتب ، مذهب ، فرهنگ ، ویژگی‌های فردی و اجتماعی ؛ خانواده ، قومیت و نژاد اثر گذارند و اما قبل از ورود به بحث مقدماتی لازم است چند نکته یاد آوری شود:

محدوده انتخاب انسان

بحث اختیار یا اجباری بودن اعمال انسان یک بحث کلامی بین مسلمین است که از زمان معصومین علیهم السلام تا به کنون مطرح بوده و دارای سه نظریهء معروف است الف) مختار بودن انسان ب) مجبور بودن انسان ج) امر بین الامرین که نظریه معصومین علیهم السلام می‌باشد.
با توجه به نظریه معصومین علیهم السلام فهمیده می‌شود که انسان موجودی مختار، به شکل مطلق نیست بلکه بعضی از امور از تحت اختیار انسان خارج است مثل تولد و مرگ ، مشخصات ظاهری و اموری که انسان با کمک عقل تنها، نمی‌تواند به آنها دسترسی پیدا کند مانند اینکه خداوند را چگونه عبادت کنیم و یا مثلا در شبانه روز چند رکعت نماز بخوانیم و از جمله انتخاب افرادی که واسطه بین خالق و مخلوق هستند ، یعنی پیامبران و امامان علیهم السلام را انسان نمی‌تواند انتخاب کند بلکه آنها انتصابی واز طرف خداوند تبارک وتعالی به این منصب الهی منصوب می‌شوند.

مفهوم رای

رای به معنای نظر و گزینش و انتخاب شخص است؛رای افراد نتیجه معیار و ملاک انتخاب ایشان می‌باشد . یعنی ملاک و معیار شخص در انتخاب افراد ، همان رای فرد را در بر دارد ، مثلا کسی که منتخبین خود را به واسطه تخصص وتجربه زیاد داشتن بر می‌گزیند و به آنها رأی می‌دهد در اصل رأی آن به تخصص وتجربه فرد منتخب است .
ملاک انتخاب و گزینش با توجه به افراد، متغییر و گوناگون می‌باشد که در یک دسته بندی کلی می‌توان ملاکها را به دو دسته تقسیم نمود ۱- ملاک و معیار صحیح که باعث انتخاب افراد اصلح می‌شود ۲-ملاک و معیار نادرست که باعث انتخاب افراد ناصالح می‌گردد .البته در اینجا ذکر یک نکته در باب ارزش گذاری ملاکها لازم است، : گاهی اوقات یک ملاک در کنار بعضی از ملاکهای دیگر جزء ملاکهای ناصحیح می‌شود و در کنار برخی دیگر جزء ملاکهای صحیح ؛مثلا تخصص و تجربه در کنار بی ایمانی و بی تقوایی جزء ملاکهای ناصحیح قرار می‌گیرد چون فرد متخصص و با تجربه‌ای که ایمان ندارد بیشتر می‌تواند به دین و جامعه اسلامی ضرر بزند تا فرد بی ایمانی که تخصص و تجربه ندارد ؛ولی همین تجربه و تخصص در کنار ملاک دینداری و خدا محوری جزء بهترین ملاکها می‌شود .

عقل وانتخاب

انسان چون موجودی مختار است واز طرفی هم لازمه اختیار وجود گزینه‌های متضاد و متعدد است، بنابراین انسان معمولا بین گزینه‌های متضاد قرار دارد لذا انسان نیاز به چیزی دارد که او را در انتخاب مناسب و خوب کمک کند چرا که این مقتضای حکمت الهی است، بنابراین خداوند تبارک وتعالی عقل را به انسان ارزانی داشته وبه واسطه او بر انسان لباس خلیفه اللهی پوشانده و در روایات هم از عقل به عنوان رسول درونی نام برده شده؛عقل که وظیفه اش سنجش بین علوم و داده‌ها وانتخاب گزینه برتر وراه ومسیر صحیح است ، در هنگام انتخاب ، حکم می‌کند که افراد صالح را انتخاب کنیم و به آنها رأی دهیم البته نباید از سخن حضرت علی علیه السلام غافل بود که فرمودند : َ کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ [عِنْدَ] هَوَی أَمِیر [۱] چه عقلهایی که تحت هوای نفس اسیر باشند در نتیجه گاهی اوقات ، فرد انتخاب خود را عاقلانه می‌داند ولی در حقیقت عاقلانه نیست بلکه این فریب وخدعه نفس است، مانند آنجایی که فرد، مصلحت خود را بر مصلحت جامعه و افراد ترجیح بدهد.

معیارهای انتخاب اصلح

انتخاب یا انتصاب فرد تابع معیار و ملا ک منتخبین است وچون سلیقه و آراء افراد متفاوت است این معیارها وملاکها متفاوت می‌شوند، گاهی انسان به خاطر مغلوب شدن توسط هوای نفس ملاک ومعیار نادرست را در نظر می‌گیرد و به افراد ناصالحی رأی می‌دهد که باعث مشکلات متعددی برای جامعه و فرد می‌شود .از اینرو خداوند متعال در مورد امور خطیر مانند مقام نبوت و امامت، انسانهای لایق این مقام را انتصابی قرار داده است نه انتخابی تا هیچ کس در قیامت عذری برای گمراهی نداشته باشد .مثلادر جریان جانشینی حضرت طالوت ، بنی اسراییل فکر می‌کردند کسی که دارای مقام اجتماعی یا اقتصادی باشد یا که مسن‌ترین افراد باشد ، او شایسته مقام جانشینی است در صورتیکه خداوند متعال در قرآن کریم معیار و ملاک خود را اینگونه می‌فرماید: قَالُواْ أَنیَ یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَ نحَْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَهً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَئهُ عَلَیْکُمْ وَ زَادَهُ بَسْطَهً فیِ الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یُؤْتیِ مُلْکَهُ مَن یَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ [۲]
علامه طباطبایی در ذیل این آیه شریفه می‌فرمایید :غرض از تشکیل ملک و حکومت این است که صاحب حکومت امور جامعه را طوری تدبیر کند که هر فردی از افراد جامعه به کمال لایق خود برسد، و کسی و چیزی مانع پیشرفتش نگردد، و برای چنین حکومت چیزی که لازم است داشتن دو سرمایه است، یکی علم به تمامی مصالح حیات جامعه و مفاسد آن، و دوم داشتن قدرت جسمی بر اجرای آنچه که صلاح جامعه می‌داند، و این دو در طالوت هست:" وَ زادَهُ بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ".
و اما مساله پول داری، اگر کسی آن را هم دخیل در این مساله بداند، و از ارکان این کار بشمارد، از جهل و بی خبری است. [۳]
برای اینکه انسان در معیار و ملاک خود کمتر دچار اشتباه شود باید ملاک و معیار خود را با افرادوانسانهای الهی بسنجد وتابع آنها باشد تا در رای و نظر خود به اشتباه نرود، لذا ما به معیارهای معصومین علیهم السلام و امام خمینی قدس سره و رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد انتخاب فرد اصلح اشاره می‌کنیم .
به دلیل اینکه رئیس جمهور عالی‌ترین مقام رسمی کشور است که مردم مستقیما در انتخاب او نقش دارند ما بیشتر در مورد ملاک و معیارهای لازم برای یک فرد، که نامزد این جایگاه شده می‌پردازیم وبه تبع آن معیار و ملاک بقیه نامزدها در سایر پستها و مقامها هم مشخص می‌شود .هرچند که لابه لای مباحث با استناد به کلام امام خمینی و مقام معظم رهبری ، به برخی از ویژگیهای نمایندگان مجلس اشاره می‌شود.
در اصل یکصد و پانزده قانون اساسی آمده :
" رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی وسیاسی که واجد شرائط زیر باشند انتخاب گردد :
ایرانی الاصل ، تابع ایران ، مدیر و مدبر دارای حسن سابقه و امانت ، تقوی ، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور . "
البته بر کسی پوشیده نیست که این شرایط حداقل شرایطی است که یک رئیس جمهور باید داشته باشد یعنی با فقدان حتی یکی از این شرایط فرد مجاز به کاندید شدن برای ثبت نام ریاست جمهوری نیست .
اما غیر از این شرایط لازم ، شرایط و ویژگیهای دیگری هم ، درکلام معصومین علیهم السلام وامام خمینی قدس سره و مقام معظم رهبری آمده است تا مردم بتوانند فرد اصلح را انتخاب نمایند وبه او رأی دهند به این احادیث توجه کنیم .
عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صل الله علیه و آله وسلم لَا تَصْلُحُ الْإِمَامَهُ إِلَّا لِرَجُلٍ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَ حِلْمٌ یَمْلِکُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الْوِلَایَهِ عَلَی مَنْ یَلِی حَتَّی یَکُونَ لَهُمْ کَالْوَالِدِ الرَّحِیمِ. [۴]
رسول الله صل الله علیه و آله وسلم در این حدیث می‌فرمایند که امامت وپیشوایی ( ریاست بر مردم ) جز برای مردمی که در او سه خصلت باشد شایسته نیست : اول ورع و پارسایی است که او را از نافرمانی خدا باز دارد .دوم حلم و بردباری است که بتواند خشم خود را مهار کند . سوم حسن سلوک .
قال علی علیه السلام : .....أَنَّهُ لَا یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ الْوَالِی عَلَی الْفُرُوجِ وَ الدِّمَاءِ وَ الْمَغَانِمِ وَ الْأَحْکَامِ وَ إِمَامَهِ الْمُسْلِمِینَ الْبَخِیلُ فَتَکُونَ فِی أَمْوَالِهِمْ نَهْمَتُهُ وَ لَا الْجَاهِلُ فَیُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ وَ لَا الْجَافِی فَیَقْطَعَهُمْ بِجَفَائِهِ وَ لَا الْحَائِفُ لِلدُّوَلِ فَیَتَّخِذَ قَوْماً دُونَ قَوْمٍ وَ لَا الْمُرْتَشِی فِی الْحُکْمِ فَیَذْهَبَ بِالْحُقُوقِ وَ یَقِفَ بِهَا دُونَ الْمَقَاطِعِ وَ لَا الْمُعَطِّلُ لِلسُّنَّهِ فَیُهْلِکَ الْأُمَّه [۵]
و از امام علی علیه السلام نقل شده است که آن حضرت فرمود : کسی که زمامدار و سرپرست مسلمین است و مسؤولیت جان و مال و ناموس مسلمانان بر عهده او است و ضامن اجرای حدود واحکام الهی می‌باشد سزاوار نیست انسانی بخیل ( ومال دوست ) باشد که در جمع اموال مسامانان حریص باشد و نه جاهل ( وبی خبر از قانون خدا ) باشد که مردم را از مسیر اسلام واقعی منحرف سازد و آنها را گمراه کند و نه فردی ستمگر باشد که مردم را با ستمکاری خود مأیوس و ناامید نماید و نه اهل حیف و میل اموال باشد که یک عده را بدور خود جمع کند و دیگران را از خود دور سازد و نه رشوه خوار باشد که حقوق افراد را تضییع کند و نه سنت‌های خدا را تعطیل نماید که امت اسلامی را به هلاکت معنوی دچار سازد
بر حسب آنچه از سخنان رسول اکرم صل الله علیه و آله وسلم و امام علی علیه السلام به دست می‌آید زمامدار مسلمانان باید دارای این خصوصیات باشد :
۳-۱) پارسایی و پرهیز از گناه و دوری از نافرمانی خدا همراه با حلم و بردباری بطوری که بدون اعمال خشم وغضب بیجا، با مهربانی با مردم روبه رو شود .
۳-۲) آگاهی کامل از قوانین اسلام و احکام الهی : اگر زمامدار به احکام خدا آشنا نباشد و از دستوراتی که پیغمبر اسلام آورده است به خوبی اطلاع نداشته باشد و اسلام را از سرچشمه زلال گفتار ائمه معصومین علیهم السلام نگرفته باشد ، گرفتار افکار انحرافی و التقاطی می‌شود و بجای اینکه ملت را به اسلام دعوت کند بنام اسلام، آنها را به انحراف می‌کشاند و چه بسا باعث کفر و ارتداد عده زیادی از مسلمانان می‌گردد و آنها را به هلاکت می‌رساند .
۳-۳) سخاوت نفسانی و بی اعتنایی به ثروت دنیا : رئیس حکومت معمولا با قدرت است و در شرایطی قرار می‌گیرد که غالبا جمع مال وثروت اندوزی برای او میسور است ، ممکن است قسمتی از اموال بیت المال را بخود اختصاص دهد و در خارج یا در داخل کشور ذخیره کند و ملت در آتش فقر و گرسنگی بسوزند و ممکن است با وعده‌های اجانب وهدایای پر قیمت آنان راه نفوذ آنها را در کشور باز کند و دانسته یا ندانسته کشور را به استعمار و استثمار بکشاند .
۳-۴) اهل ظلم و ستم نباشد : زمامدار اسلامی باید در حد اعلای عدالت و حلم و بردباری باشد و بر احدی ستم روا ندارد ، با زور و قلدری بر مردم حکومت نکند ، تنها هدف او اجرای عدالت و رعایت ضوابط و قوانین باشد . اگر ملت اسلامی از رؤسای خود ستم دیدند و زور و خفقان بر آنها حاکم شد از عدالت مأیوس می‌شوند و کمترین زیان آن این است که حمایت و پشتیبانی خود را از آنها بر می‌دارند و هر دولت که از پشتیبانی ملت خود برخوردار نباشد به آسانی ساقط می‌شود و کشور دچار هرج و مرج می‌گردد .
۳-۵) بیت المال در نظر او اهمیت داشته باشد : اگر زمامدار به تقسیم بیت المال و و مصرف بودجه کشور اهمیت ندهد و از حیف و میل کردن آن باک نداشته باشد ، به تدریج فرصت طلبان و ثروت خواهان بدور او جمع می‌شوند و ثروت مسلمانان را بین خود تقسیم می‌نمایند و خود دارای ثروت و مکنت می‌گردند و توده مردم محروم می‌مانند و اختلاف عمیق طبقاتی بوجود می‌آید و قهرا انفجار بزرگی را بدنبال خواهد داشت .
۳-۶) زمامدار نباید رشوه خوار باشد : همیشه دشمن در کمین است که از نقاط ضعف دولتمردان استفاده کند، اگر زمامدار اهل رشوه باشد اجانب و اجنبی خواهان با دادن رشوه او را به طرف خود متمایل می‌سازند و با انعقاد قراردادهای استعماری ذخائر کشور را به غارت می‌برند و همیشه سرمایه داران زالو صفت با دادن رشوه خود را از پرداخت حقوق مردم معاف می‌دارند و تجارتهای پر سود را در انحصار می‌گیرند و حقوق مستضعفان را پایمال می‌کنند .
۳-۷) زمامدار باید در اجرای سنتهای مذهبی و دینی کوشا باشد : از وظائف بسیار مهم زمامدار این است که مردم را به خدا و معنویت دعوت کند و آنها را به انجام واجبات و مستحبات شریعت تشویق نماید و سنتهای اسلامی را رواج دهد . تجربه نشان داده است که مهمترین عامل انسجام و تحرک امت اسلامی توجه آنها بعبادات و معنویات است ، تنها مسائل مادی و عوامل اقتصادی نمی‌تواند عامل حرکت و رشد جامعه اسلامی باشد .
از ویژگیهایی دیگر که در کلام امام علی علیه السلام و بزرگان آمده می‌توان به این موارد اشاره کرد.
۳-۸) ورع و پارسایی
( کسی که در وادی اداره جامعه و مسائل سیاسی قدم می‌گذارد و می‌خواهد به مردم خدمت کند ، باید در هر شرایطی خدا باور و خدا محور باشد ؛چه ، قدرت و ریاست به طور طبیعی غرور آفرین است و از این رو ، سیاستمداران بیش از دیگران در معرض لغزش و سقوط قرار می‌گیرند . یاد خدا و توجه به او ، نیرویی است که همواره انسان را در لغزشگاه‌ها و خطرها حفظ می‌کند . حضرت علی علیه السلام بدین دلیل ، در دستور العمل خود به مالک اشتر فرمان می‌دهند :
وَ أَنْ یَنْصُرَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ [بِیَدِهِ وَ قَلْبِهِ‏] بِقَلْبِهِ وَ یَدِهِ وَ لِسَانِهِ فَإِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ قَدْ تَکَفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ وَ إِعْزَازِ مَنْ أَعَزَّه
خداوند سبحان را با قلب و دست و زبان یاری نما ؛ زیرا خدای بزرگ ، یاری و عزت کسی را که یاری اش کند و عزیزش بدارد ، تضمین کرده است. [۶] ) [۷]
۳-۹) پرهیز از غرور و خود بینی
(در میان صفات رذیله شاید کمتر صفتی به اندازه غرور زیان آور و مرگبار باشد.
پیامدهای غرور تمام زندگی انسان را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و دنیا و آخرت را تباه می‌کند. از میان آثار زیانبار غرور به امور زیر می‌توان اشاره کرد:
الف) غرور، حجاب ضخیمی بر عقل و فهم انسان می‌افکند و او را از درک حقایق بازمی دارد و به او اجازه نمی‌دهد خود و دیگران را آنچنان که هست و هستند بشناسد و حوادث اجتماعی را درست ارزیابی کرده در برابر آنها موضع صحیح بگیرد.
ب) غرور مایه شکست در زندگی و سبب عقب افتادگی است، یک لشکر مغرور به سادگی جنگ را می‌بازد، یک سیاستمدار مغرور به آسانی زمین می‌خورد، یک محصل مغرور در امتحانات رفوزه می‌شود، یک ورزشکار مغرور بازی را به حریف می‌بازد و بالاخره یک مسلمان مغرور خود را گرفتار قهر و غضب الهی می‌سازد. تعبیربه «قاتلات الغرور»درروایات اسلامی ممکن است اشاره به همین معنی باشد.
ج) غرور تکامل انسان را متوقف می‌سازد، بلکه مایه انحطاط و عقب گرد او می‌شود; زیرا هنگامی که انسان مغرور می‌شود نقایص خود را نمی‌بیند و کسی که احساس نقصان نکند به دنبال کمال نمی‌رود.
د) غرور مانع از عاقبت اندیشی است، چنانکه در حدیثی از امیرمؤمنان آمده است: «لم یفکر فی عواقب الامور من وثق بزور الغرور; کسی که اعتماد بر غرور و باطل کند از تفکر در عاقبت کارها باز می‌ماند » [۸] ) [۹]

۳-۱۰) حق مداری
( حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر برای انتخاب همکاران نزدیکش اینگونه دستور می‌دهند : َ ثُمَّ لْیَکُنْ آثَرُهُمْ عِنْدَکَ أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِ لَک
افراد حق گو را به خود نزدیک کن و از میان خواص خود، کسی را به خود نزدیکتر کن که در حق گویی - گرچه گفتار حق ، تلخ باشد -صراحت لهجه داشته باشد [۱۰]
همچنین درباره حق والی و رعیت می‌فرماید :
فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِیَّهُ إِلَی الْوَالِی حَقَّهُ وَ أَدَّی الْوَالِی إِلَیْهَا حَقَّهَا عَزَّ الْحَقُّ بَیْنَهُمْ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّینِ وَ اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلَی أَذْلَالِهَا السُّنَنُ فَصَلَحَ بِذَلِکَ الزَّمَانُ. [۱۱]
هرگاه رعیت حق والی و والی حق رعیت را ادا کند ، حق در بین آنها عزیز و قواعد دین استوار و روزگار اصلاح می‌شود
بنابراین یکی از صفات برازنده زمامدار ، حق گویی و حق مداری است که طبق کلام رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم : قل الحق و إن کان مرا "حق را باید گفت هر چند در ذائقه بعضی تلخ آید) [۱۲]
۳-۱۱) عدالت خواهی
(در زمان فتح بغداد در سال ۶۵۶ ه.ق که توسط هلاکوخان انجام گرفت وی دستور داد تا از علمای آن روز در مورد اینکه آیا سلطان مسلمان ستمکار افضل است یا سلطان کافر عادل سؤال شود در این باره سید ابن طاووس (قدس سره الشریف ) رای خود را مبنی بر برتری سلطان کافر عادل بر سلطان مسلمان ستمکار نوشت و متعاقب فتوای وی سایر علما که به خود شجاعت چنین رأیی را در حضور هلاکوخان نداده بودند با ایشان هم رأی شدند. [۱۳]
سراسر زندگی حضرت علی علیه السلام نشان دهنده اعتدال و اجرای عدالت در جامعه است ظلم ستیزی ایشان و مبارزه باظلم و ستم و بیداد گری ، چه در دوران حکوت و چه پیش از آن ، از ویژگیهای زندگی آن حضرت است ؛ چنان که دوست و دشمن بدان معترفند . حضرت علی علیه السلام در دستور العملهای سیاسی خود به فرمانروایان همواره بر رعایت انصاف و عدالت در بین مردم تاکید می‌کردند ؛ همان گونه که فرازهایی از عهد نامه مالک اشتر به این موضوع اختصاص یافته است : ٍ أَنْصِفِ اللَّهَ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ وَ مِنْ خَاصَّهِ أَهْلِکَ وَ مَنْ لَکَ [هَوًی فِیهِ‏] فِیهِ هَوًی مِنْ رَعِیَّتِک‏
مالک، انصاف و عدالت رابین خدا ومردم از یک سو و خود و نزدیکانت و هرکه هوای او را در سر داری از سوی دیگر مراعات کن [۱۴] ) [۱۵]
۳-۱۲) امانت داری
هرکه در هر پست و مقام که باشد ، امانتدار مردم است و باید در حفظ امانت بکوشد ؛ زیرا اموال ، ناموس ، حیثیت ، شرف و بسیاری از مسائل حیاتی مردم نزد کارگزاران دولت قرار داده شده ومدیر عالی مسئول نگهداری آنهاست حتی مقام و منصبی که به او واگذار شده ، امانت است و از این روی ، باید در ادای وظیفه اش تلاش کند، آنچه امروزه موجب مشکلات گوناگون در جوامع اسلامی شده این است که زمامداران و کارگزاران حکومتی افرادی صالح و امانتدار نیستند. [۱۶]
۳-۱۳) رنج دیدگی
امام خمینی قدس سره می‌فرمایند: وکلا ی مجلس باید از طبقه‌ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند ، نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدر نشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی‌توانند بفهمند. [۱۷]
۳-۱۴) ساده زیستی
زندگی زمامداران و بزرگان هر ملت سرمشق است و پیشوایان هر قوم، الگوی زنده‌ای برای آنها محسوب می‌شوند زیرا در هر انسانی میل همگونی و همسانی با انسانهای کامل وجود دارد و هر فردی می‌کوشد خود را همانند انسانهای کامل بسازد چون غالب انسانها به زندگی دنیا و مادیات توجه بیشتر دارند بزندگی رؤسا و فرمانروایان چشم می‌دوزند، جمله معروف ( الناس علی دین ملوکهم ) مردم بر روش پادشاهان خود هستند ، به همین حقیقت نظر دارد . اگر سران قوم به پاکی و سادگی و توجه به امور معنوی معروف شدند دیگران نیز به معنویت روی می‌نهند و اگر اهل عیاشی و خوش گذرانی و فساد اخلاق باشند مردم نیز به فساد کشانده می‌شوند . از مدارک اسلامی استفاده می‌شود که زمامداران باید ساده و بی آلایش زندگی کنند و بصراحت برخی از روایات می‌گوید :که باید زندگی خود را با طبقات ضعیف و محروم کشور همسان سازد .
از امام علی علیه السلام نقل شده که آن حضرت به مردی به نام عاصم ابن زیاد که تارک دنیا شده بود و زن و فرزند او در این باره غمناک بودند فرمود :آیا از همسرت حیا نداری و به فرزندت ترحم نمی‌کنی( که دنبال کار و کوشش نمی‌روی و خانواده خود را در سختی قرار داده‌ای ) تو فکر می‌کنی خدایی که غذاهای پاکیزه را بر تو حلال کرده است نمی‌پسندد که تو از آنها بهره مند شوی.عاصم گفت یا امیرالمؤمنین پس چرا شما لباس خشن بر تن دارید و غذای ساده و خشک می‌خورید ؟امام علیه السلام فرمود :وای بر تو ، خدای عزوجل بر پیشوایان عادل واجب فرموده که زندگی خودشان را با طبقه ضعیف مردم همسطح قرار دهند.( فَقَالَ وَیْحَکَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَی أَئِمَّهِ الْعَدْلِ أَنْ یُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَهِ النَّاسِ کَیْلَا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُهُ فَأَلْقَی عَاصِمُ بْنُ زِیَادٍ الْعَبَاءَ وَ لَبِسَ الْمُلَاءَ.) [۱۸]
۳-۱۵) آگاهیاز فقه اسلامی و داشتن بینش سیاسی
در صحیفه نور امام خمینی قدس سره می‌فرمایند :
انتخاب اصلح برای مسلمین ، یعنی انتخاب فردی که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد ، وهمه چیز را بفهمد و چون در مجلس ، اسلام تنها کافی نیست ، بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد و ممکن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد ، که اگر اصلح را انتخاب کردید ، کاری اسلامی می‌کنید و این محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید انتخاب برای اسلام است یا برای صلاح خودتان. [۱۹]
۳-۱۶) مسئولیت پذیری
قرآن مجید، دستور می‌دهد تا به عهد و پیمان خود پیوسته وفادار باشیم و بدانیم که در برابر خدا مسئولیم. : وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْوءُلاً. [۲۰]و در آیه دیگری هم آمده است:«وَ الَّذینَ هُمْ ِلأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ؛ آنان (مؤمنین) به امانت و عهد و پیمان خود وفادارند». [۲۱]
این دو آیه جایگاه پیمان را در قرآن روشن می‌سازد و اهمیت ویژه آن را بیان می‌کند.نادیده گرفتن پیمان‌ها، جز خودخواهی و بی اعتنایی به حقوق دیگران و سبک شمردن شخصیت آنها علتی ندارد و افراد خودخواه و پیمان شکن از دید پیامبر اکرم نکوهش شده‌اند. چنان که ایشان فرموده است: «لا دینَ، لِمَن لا عهدَ له؛ آن کس که به پیمان خود وفادار نیست، مسلمان نیست». [۲۲]
۳-۱۷) داشتن روحیه جهادی
به طور کلی افراد با انگیزه‌های متفاوت برای ریاست و زمامداری امور کشور نامزد می‌شوند که مهمترین انگیزه‌ها عبارتند از ۱- جاه طلبی وشهرت دوستی و ریاست را به خاطر ریاست خواستن مانند معاویه و ترامپ رئیس جمهور آمریکا و... ۲-رفاه طلبی برای خوش گذرانی و هوسرانی بیشتر، مانند عمربن سعد و رضا شاه و... ۳-انتخاب ریاست به عنوان شغل و راه درآمد زندگی ماننداوباماورییس جمهور کشورهای اروپایی ۴-خدمت به اجتماع و اداءو ظیفه و انجام مسئولیت اجتماعی مانند حضرت علی علیه السلام و شهید رجایی و... ما در اینجا فقط به ارزش یابی دو مورد آخر می‌پردازیم.
کسی که ریاست را به عنوان شغل وراه در آمد برای زندگی انتخاب می‌کند اگر با تقوی باشد و از جهات دیگر هم شایستگی داشته باشد شاید برای اسلام ضرر و زیانی نداشته باشد ولی غالبا افرادی که ریاست را شغل خود قرار داده‌اند و آنرا به دید راه و روش درآمد نگاه می‌کنند فقط تا حدی که به درآمد آنها ارتباط داشته باشد آنرا دنبال می‌نمایند ، تنها در زمانهایی رسمی (غیر تعطیل )به سر کار می‌روند و پس از تمام شدن زمان رسمی فورا به سمت امورشخصی خود می‌روند و دیگر به فکر این نیستند که چه مقدار از کارها انجام شده و چه مقدار از کارها باقی مانده و مملکت در چه شرایطی قرار گرفته است ، اگر کارها متراکم و روی هم انباشته شده باشد و مردم به انتظار نوبت روزها و ماه‌ها معطل باشند برای آنها مسئله‌ای نیست ولی کسی که ریاست را برای ادای وظیفه می‌خواهد بیشتر در فکر انجام کار است و اگر دید کارها مانده است با تلاش شبانه روزی کارها را ردیف می‌کند و ارباب رجوع را معطل نمی‌کند .
امام علی علیه السلام به اشعث ابن قیس حاکم آذربایجان می‌نویسند : وان عملک لیس بطعمه و لکنه فی عنقک امانه . [۲۳]
حکمرانی برای تو طعمه و خوراک نیست بلکه آن عمل ، بر گردن تو امانت است. [۲۴]
۱۸-۳) شجاعت و دل آوری
امام خمینی قدس سره می‌فرمودند :
کسانی را که انتخاب می‌کنید ، باید مسائل را خوب تشخیص دهند ، نه از افرادی باشند که اگر روس یا آمریکا یا قدرت دیگری تشری زد ، بترسند ؛ باید بایستند و مقابله کنند.

علل رای به افراد ناصالح

علل و انگیزه‌های رای دادن به افراد ناصالح در انسانها متفاوت است و بستگی به تفکر شخصی و فردی افراد دارد ؛مانند جهل به عواقب کار یا در نظر گرفتن مصلحت خود و عدم توجه به مصلحت جامعه و افراد ویا اینکه از روی تعصبات قومی و مذهبی رفتار نمودن ویا به خاطر حسادت و یا مقاصد حزبی و سیاسی و... ؛که می‌توان ریشه اصلی آنها را در جامعه اسلامی در دو امر دانست اول ، عدم توجه به جنبه تکلیف الهی بودن این رفتار اجتماعی ، بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۱۰/۴/۱۳۶۰در جمع روحانیون تهران فرمودند: (...قضیه، سپردن یک مملکتی است به دست یک کسی که اگر ناباب از کار درآید ، صدمه به اسلام می‌زند ، جمهوری اسلامی را از بین می‌برد .این یک مسأله حیاتی است برای شما ، برای اسلام و مسلمین . آسان این را نگیرید که ما دخالت نمی‌کنیم .یک دسته بگویند ، ما دخالت نمی‌کنیم از باب این که، امر سیاسی است ؛ به ما چه! این امر سیاسی به همه مربوط است . به اسلام مربوط است ، به حفظ اسلام مربوط است .) [۲۵] بعضی از افراد فکر می‌کنند که رأی دادن یک حق شخصی است و او آزاد است که هرکه را که می‌خواهد انتخاب نماید ویا با هر معیاری که خواست می‌تواند دست به گزینش افراد بزند ؛ غافل از اینکه مسئله انتخابات در حکومت اسلامی جدای از وظیفه اجتماعی یک وظیفه شرعی است وهمانطور که برخی از مجتهدین فرموده اندآن یک واجب عینی است : ودر بحث تکلیف الهی بحث اختیار و اراده افراد مطرح نیست تا انسان بتواند با هر گونه ملاک شخصی و فردی وسلیقه‌ای، دست به انتخاب افراد بزند بلکه انسان باید معیارهای خدایی و اسلامی را بشناسد و معیارهای خود را با معیارهای اسلام تطبیق دهد. و سپس مطابق آنها اقدام به گزینش افراد نماید ، هرچند که فردی را که معیارهای اسلامی تایید کرده نپسندد؛ ؛به دلیل اینکه رأی به افراد در حقیقت :تایید افراد وصلاحیت آنها برای در دست گیری زمام امورجامعه است ، ورای به افراد نا صالح ضمان آور است و انسان رامدیون افراد و جامعه خویش می‌گردانند همانگونه که در اسلام داریم هرکس معین و همیار وهمدست ستمکار باشد و او را در مسیر ظلم و جنایت کمک کند در گناه او شریک است .مگر نه این است که عامل اصلی به قدرت رسیدن زمامداران ظالم و ستمکار، آراء نادرست مردم بوده و افرد با انتخاب نادرست خود، آن شخص را در رسیدن به اهداف خود کمک و یاری کرده.اگر ما آن روایت را کنار روایتی بگذاریم که می‌فرماید هرکس که یک سنت سیئه بنا بگذارد به ازاء هر نفر که به آن عمل می‌کند در حق بدعت گذار، وزر و وبال آن نوشته می‌شود بدون اینکه چیزی از عقاب ، عمل کننده کم شود .نتیجه اش این می‌شود که اگر نامزدی ناصالح زمام امور کشور اسلامی را در دست بگیرد وسنتهای سیئه بنا بگذارد کسانی هم که او را در رسیدن به این منصب و مقام کمک کرده با او شریک خواهند بود البته کسانی که علم به غیر صالح بودن فرد داشته یا اینکه بدون تحقیق و بررسی به آن فرد رأی داده‌اند، نه افرادی که بعد از تحقیق و بررسی دچار اشتباه شده‌اند..برای توجه و آگاهی دو نمونه از آن روایات در ذیل آورده می‌شود .
در روایتی از رسول گرامی صل الله علیه وآله وسلم چنین آمده است " ایما داع دعی الی الهدی فاتبع، فله مثل اجورهم، من غیر ان ینقص من اجورهم شیئا و ایما داع دعی الی ضلاله فاتبع علیه، فان علیه مثل اوزار من اتبعه، من غیر ان ینقص من اوزارهم شیئا": [۲۶] ((هر کسی دعوت به هدایت کند و از او پیروی کنند، پاداشی همچون پاداش پیروانش خواهد داشت، بی آنکه از پاداش آنها چیزی کاسته شود. و هر کس دعوت به ضلالت کند و از او پیروی کنند همانند کیفر پیروانش را خواهد داشت، بی آنکه از کیفر آنها کاسته شود، و از امام باقر (علیه السلام) چنین نقل شده: من استن بسنه عدل فاتبع کان له اجر من عمل بها، من غیر ان ینتقص من اجورهم شیء و من استن سنه جور فاتبع کان علیه مثل وزر من عمل به، من غیر ان ینتقص من اوزارهم شیء: کسی که سنت عدلی ایجاد کند و از آن پیروی شود همانند پاداش کسانی را که به آن عمل می‌کنند خواهد داشت، بی آنکه از پاداش آنها کم شود و کسی که سنت ظلمی بگذارد و از آن پیروی شود همانند گناه کسانی که به آن عمل می‌کنند خواهد داشت، بی آنکه چیزی از گناهان آنها کاسته شود. [۲۷]
مهم‌ترین عامل بعدی راکه می‌توان نام برد همان غفلت از آثار و پیامدهای رأی دادن به افراد ناصالح یا رأی سفید دادن است :یعنی افراد به خاطر ندانستن پیامدها و آثار انتخاب خود ، نسبت به آن سهل انگاری می‌کنند و به آن اهمیت شایسته ولازم را نمی‌دهند. واین غفلت گاهی ازعدم آگاهی ازتاثیررای فردفرد؛ افراد جامعه در سرنوشت انتخابات ناشی می‌شود که می‌گویند یک رأی چه اثری دارد، غافل از اینکه نامزدها با همین رأیها انتخاب می‌شوند (قطره قطره جمع گردد ، وانگهی دریا شود )و گاهی غفلت ناشی از عدم علم به تاثیر نامزدها منتخب در وضعیت اقتصادی ، دینی، اخلاقی، سیاسی و کرامت افرادو جامعه است.لذا جهت آگاهی ، به برخی از آثار وپیامدهای انتخاب افراد ناصالح در زیر اشاره می‌کنیم .

آثار رای دادن به افراد ناصالح

گزینش خوب و آگاهانه، یک معروف و وظیفه همگانی است . عدم توجه به این معروف، عامل نفوذ بیگانگان و غیر خودی‌ها در ارکان حاکمیت می‌باشد . عده‌ای برای شکستن جمهوری اسلامی ، پا به عرصه انتخابات می‌گذارند تا با خرابکاری و تلاش به نفع اجانب ، راه نفوذ و استحاله را هموار سازند . دقت در برنامه‌ها و طرح‌های دشمن ، شناخت کاندیداهای مؤمن ، متعهد و معتقد به نظام اسلامی و ولایت فقیه و انتخاب کاندیدای اصلح از میان کاندیداها ، این راه را سد می‌کند و باعث تقویت پایه‌های حکومت دینی و عظمت کشور و مسلمین در سطح گیتی می‌شود .
از این روست که مقام معظم رهبری می‌فرمایند :
« باید مراقب باشید که آدمهای اهل سوء استفاده و بی اعتقاد به رسالت انقلابی و مسؤولیت نمایندگی و کسانی که می‌خواهند فقط وارد مجلس بشوند تا سوء استفاده بکنند و خدای نکرده خرابکاری انجام بدهند ، وارد مجلس نشوند . » [۲۸]
همچنین معظم له در تاریخ ۱۱/۲/۸۰ در جمع مردم رشت فرمودند :
مردم باید به فکر شناخت اصلح باشند ، چون چیز کوچکی نیست . مسأله انتخابات ، مسأله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است . سرنوشت مسایل اقتصادی ، مسایل فرهنگی ، روابط خارجی و مسایل گوناگون دیگر تا حدود زیادی به این قضیه وابسته است. [۲۹]
این هشدار بارها توسط امام بزگوارمان نیز داده شد . حضرت امام قدس سره در تاریخ ۱۷/۸/۵۸ فرمودند :
اگر چنانچه در این [ سوابق افراد ] دقت نشود و مردم توجه به این امر نکنند ، مسؤولند پیش خدا . اگر فردا یک گرفتاری برای ملت به واسطه اینها پیش بیاید ، ما که می‌خواهیم افراد را تعیین کنیم ، مسؤول هستیم . مسؤولیت ما بزرگ است . امروز وجاهت اسلام ممکن است در خطر باشد. [۳۰]
پس باید به شدت در انتخابات، مراقب نفوذی‌ها باشیم ، جلوی خرابکاری آنها را بگیریم و هرگز به آن مفسده جویان و مدافعان استکبار رأی ندهیم ودر انتخاب ، اصلح را نیز بر صالح مقدم داریم. [۳۱]

پیامد رأی دادن به افراد ناصالح

از آن جهت که رأی دادن به افراد ناصالح ، منکرات دیگری به دنبال دارد به برخی از آنها اشاره می‌شود تا اهمیت موضوع برای همگان آشکار گردد.
غارت و چپاول ذخایر ملی
سپردن کشور به دست بیگانگان
ایجاد اختلاف طبقاتی شدید
تنگ نمودن عرصه بر فقرا و تنگدستان
سلب اعتماد جمعی مردم به حکومت
ایجاد فضا و جو مطلوب برای استعمارگران
از بین بردن ارزشهای دینی و مذهبی
تشدید اختلافات خانوادگی
ازبین بردن اعتقادات دینی مردم
منزوی نمودن افراد دلسوز و متعهد
تضعیف روحیه خود باوری
تحقیر و کوچک نمودن مردم در سطح بین المللی
وموارد دیگر که با بررسی تاریخ زمامداران ؛مانند دوران ریاست جمهوری بنی صدر؛ می‌توان به آن پی برد . این آثار و پیامدها زنگ خطری است که اگر خدای ناخواسته فرد ناصالحی بر مسند ریاست تکیه زند اجتماع باید منتظر اینگونه پیشامدها واتفاقات باشد مگر اینکه با هوشیاری وآگاهی و عکس العمل‌های به موقع مردم جلوی این حوادث گرفته شود.

راهکارهای تقویت انتخاب صالحان

در بالابه دو عامل اصلی در سوء انتخاب افراد اشاره شد حال با توجه به آن دو ، راهکارهایی ارائه می‌شود :
۱-آگاهی مردم از عواقب شرعی و دینی آراء وانتخابشان در موردسرنوشت خود و جامعه.
۲- بالا بردن بینش وآگاهی و سطح فکری افراد نسبت به نقش آراء مردم در انتخاب افراد صالح.
۳- بالا بردن بینش وآگاهی و سطح فکری افراد نسبت به تاثیر گذاری نامزدها در برنامه‌های کشور
۴- بالا بردن بینش وآگاهی و سطح فکری افراد نسبت به چگونگی انتخاب اصلح و معرفی ملاکها و معیارهای افراد صالح
۵-فراهم نمودن جو و فضای مناسب از طریق رسانه ملی، مطبوعات و..برای بیان سوابق وپیشینه و عملکرد نامزدها .
۶- تشویق و ترغیب افراد برای مشورت با یکدیگر برای انتخاب فرد اصلح به جهت اینکه جلوی شکسته شدن آراء گرفته شود .
۷- جلوگیری از افتراء و تهمت وحرمت شکنی نامزدها درمورد یکدیگروهمچنین هواداران آنها نسبت به نامزدها وهمدیگر، چون این امور افراد جامعه را متحیر وسرگردان می‌کند و قدرت انتخاب را از مردم سلب می‌نماید.
۸- دوری و پرهیز از کسانی که از سوی دشمنان تایید و تمجید می‌شوند .

وظایف نامزد ها

مقام معظم رهبری درتاریخ ۱۵/۵/۱۳۸۲فرمودند: معمولا قبل از انتخابات جنجال‌هایی در کشور به وجود می‌آید که غالبا هم ماهیت تبلیغاتی دارد . من از همه قوای سه گانه خواهش می‌کنم سعی کنند فضای سیاسی کشور را متعادل نگه دارند تا مردم در یک فضای متعادل به موسم انتخابات برسند .......گفتگوی انتقادی اشکالی ندارد ؛ اما گفتگو باهای و هوی فرق دارد. در مردم سالاری اسلامی ، گفتگو با عربده کشی و چاقو کشی در بعضی از دموکراسی‌ها تفاوت دارد . اینجا گفتگگو می‌کنند ؛ به قول امام ، مثل مباحثه‌های طلبگی . در مجلس و جاهای دیگر مباحثه کنند ، حتی بر سر مسأله‌ای دعوا کنند ؛ اما کینه از هم به دل نگیرند ؛ بعد هم پهلوی همدیگر بنشینند و با هم صبحت کنند . نگذارند اختلاف نظرها به تنازع برسد . این تنازع موجب فشل و ضعف قوا خواهد شد .دروغ ، اهانت ، دستگاه‌ها یکدیگر را متهم کردن ، شایعه پراکنی، افتراء به رقیب ، تحریک عصبیت‌های گوناگون ؛ اینها هیچکدام با انتخابات اسلامی سازگار نیست این خطاب به همه ی جناح هاست...

وظایف مجریان

وظایف مجریان در سخنان مقام معظم رهبری درزمانهای مختلف اینگونه آمده:

وظایف همگانی مسؤلین انتخابات

حرکت در چار چوب قانون و نمایش پایبندی خود به آن ، حفظ و صیانت آراء مردم به طور کامل وبرگزاری انتخابات سالم ، همکاری و هماهنگی دستگاه‌های مسئول در انتخابات در جهت پاسداری از عرصه مقدس انتخابات ، رسیدگی به شکایت اشخاص با کمال دقت و اهتمام و احقاق حق کسانی که مورد ظلم واقع شده‌اند، مراقبت از مأموران زیر دست وعدم اغماض از هر تخلفی، جلوگیری از تأثیر برداشت‌های خطی، جناحی وگرایشهای گروهی در کار مسئولین انتخابات، جلوگیری از کوچکترین اختلال در امور انتخابات ، رسیدگی دقیق به گزارشهای بی ملاحظگی در مخارج تبلیغات و معرفی متخلفین به مراجع ذیربط برای تعقیب قانونی وارائه گزارش آن به رهبری ، غفلت نکردن از توطئه‌های دشمن د کار انتخابات ، متعادل ، منطقی و عقلایی نگه داشتن فضای سیاسی کشور ، سعی در محفوظ نگه داشتن اهمیت ، ارزش و عظمت انتخابات [۳۲]

وظیفه شورای نگهبان و هیئت نظارت

انجام انتخابات در حد مقدور با کمال دقت و رعایت حداکثر عدل و انصاف ، مراقبت با کمال دقت و امانت ازوقوع هر گونه تخلفی در انتخابات، انجام امور انتخابات با استدلال متین از لحاظ تکیه گاه قانونی ، حفظ ابهت ، احترام و حرمت شورای نگهبان ، نظارت بر انتخابات و تضمین صحت انتخابات [۳۳]

وظیفه وزارت کشور و استانداران

تلاش در بهتر برگزار شدن انتخابات نسبت به دوره‌های قبل ؛عمل بر طبق قانون ؛باز خوانی آراء مردم با کمال دقت و امانت ؛جلوگیری از خیانت به آراء مردم ؛حفظ سلامت انتخابات ، گرد آوری آراء مردم تا آنجا که وسع و قدرت دارند [۳۴]

وظیفه دستگاه‌های دولتی

حفظ و ایفای نقش داوری خود [۳۵]

وظایف رأی دهندگان

رأی دهندگان مسئولیت مهمی در برگزاری انتخابات دارند چون اگر آرائ آنها نبود انتخابات دیگر معنایی نداشت .لذا سهم عمده برگزاری یک انتخابات خوب بر عهده آنها است، غیر از اینکه باید سعی کنند که فرد اصلح را انتخاب نمایند و دیگران را در انتخاب اصلح با آگاهی دادن و..کمک نمایند بایدسعی کنند جو و فضای انتخابات هم سالم بماند و تا آجا که می‌تواند راه منکرات انتخاباتی را سد نماید همانگونه که مقام معظم رهبری در تاریخ ۱۵/۱۰/۸۶ فرمودند:
بد اخلاقی‌های انتخاباتی ، شایسته ملت ما نیست ؛تهمت زدن آدم‌های مؤمن را، مصونیت دار از لحاظ اسلامی وشرعی را ؛ در معرض هتک آبرو قرار دادن در شب نامه‌ها ، در مطبوعات ، در پایگاهای اینترنتی و غیره، اینها اصلا مصلحت نیست من به طور جد از همه کسانی که نسبت به نامزدهای مختلف علاقه مندی دارند ، درخواست می‌کنم ، اصرار می‌کنم که این علاقه مندی خودتان را از راه تخریب دیگران ، اهانت کردن به دیگران ، متهم کردن دیگران نشان ندهید هر چه می‌خواهید ، از نامزد مورد علاقه خودتان تمجید کنید ، تعریف کنید ؛ اما دیگران را تخریب نکنید . این علامت بدی است . بعضی جاها در دنیا معمول است اسرار خانوادگی یکدیگر را برملا می‌کنند ، عکس‌های پنهانی از هم می‌گیرند ، افشا می‌کنند. خوب، همان‌هایی هستند که وقتی هم رفتند مجلس سر یک مسئله‌ای می‌افتند به جان هم ، با مشت و لگد با هم رفتار می‌کنند اینکه امتیاز برای نماینده نیست آنچه که در مورد انتخابات باید به یاد مردم عزیز ما باشد ، آماده شدن برای حضور همه جانبه و گسترده در انتخابات و کوشش کردن برای شناسایی اصلح و مراعات کردن رفتارهای انتخاباتی است. [۳۶]

توبه راه بازگشت

امام خمینی قدس سره می‌فرمودند که انتخاب رئیس جمهور ، خواندن نماز و گرفتن روزه نیست که اگر همراه با شرایط نبود تنها باطل باشد و به صورت صحیح اعاده گردد. بلکه بی توجهی در انتخاب ، سرنوشت سوئی را برای دنیا و آخرت رأی دهندگان و شخص رئیس جمهور رقم خواهد زد ، از این رو باید مواظب باشیم انتخاب رئیس جمهور سیلی به اسلام نباشد ، بلکه با انتخاب خود سربازی فداکار را در صحنه دفاع از اسلام و منافع مسلمین وارد کنیم . [۳۷] همچنین علامه سید محمد حسین فضل الله (از مراجع ژرف اندیش شیعه در کشور اسلامی لبنان ) در باره آثار شرعی رأی افراد اینگونه می‌فرمایند: رأی دهنده مسئولیت کارها و اقدامات کاری نامزدی را که به او رأی داده - درصورت پیروزی - بر عهده دارد . بنابراین ، شرعا جایز نیست که انسان به کسی أی دهد که به سلامت خط فکری ، سیاسی، اقتصادی و فقهی او اطمینان نیافته است. چنان که جایز نیست انسان شخص یا شورایی را برگزیند که انتظار می‌رود حکمی بر خلاف احکام اسلامی در سیاست و اقتصاد و مسایل اجتماعی تصویب کند. [۳۸]
با توجه به مطالب بالا فهمیده شد که شخص رأی دهنده در صورت انتخاب فرد ناصالح ، با رأی خود در جرم وگناه نامزد منتخب شریک است.البته این در صورتی است که آگاهانه ، رأی به فرد ناصالح داده یا اینکه بدون تحقیق و تفحص و مشورت با متدینین رأی داده است.
خداوند متعال همیشه راه بازگشت وتوبه را برای افرادی که بعد از انجام منکرات نادم و پشیمان شده‌اند ، باز گذاشته و انسان می‌تواند تا لحظه آخر توبه کند. همانگونه که آیه شریفه می‌فرماید: قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ [۳۹]( بگو ای بندگانم که بر نفس خود ستم و اسراف کردید از رحمت خدا نومید مشوید که خدا تمامی گناهان را می‌آمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است [۴۰].) ولی از این نکته نباید غافل بود که شخص توبه کار فقط وظیفه اش استغفار نیست بلکه باید تا آنجا که می‌تواند جبران مافات نماید مثلا کسی که در اثر رأی ناصحیح صدمات زیادی به جامعه زده باید سعی نماید که در انتخابات بعدی با شناسایی اصلح و معرفی او به دیگران ، شخصی را برای اداره امور جامعه برگزینند که تا اندازه‌ای جبران مافات بشود

فتوای مراجع در مورد انتخابات

آیت الله مکارم شیرازی

با توجه به شرایط موجود و اینکه دشمنان ما اصرار بر عدم شرکت در انتخابات دارند، به نظر می‌رسد که شرکت کردن تمام افراد واجد شرایط، واجب است [۴۱]

آیت الله صافی گلپایگانی

وظیفه هر مسلمان است که در بهبودی امر و وضع معاش و اقتصادی مسلمانان اهتمام نماید که من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم . [۴۲]
ایشان همچنین در باره انتخاب اصلح اینگونه می‌فرماید؛ مسلمان اگر بتواند جامعه و مملکت را در مسیر اجرای احکام اسلام قرار دهد و احکام اسلام را اجرا سازد ، باید اقدام کند و واجب است با کسانی که این نیت را دارند ، همکاری و تشریک مساعی نماید. [۴۳]
ایشان در مورد نامزد شدن افراد ناصالح می‌فرمایند : کسانی که متدین و ملتزم به احکام اسلام نیستند و اهل نماز و روزه و وظایف شرعیه نمی باشندلیاقت عهده داری مشاغل اجتماعی اسلامی و مناصب عمومی را ندارند و اگر عهده دار شند ، غاصب و متجاوز به حقوق عمومی شناخته می‌شوند. [۴۴]

آیت الله ابراهیم امینی

شرکت در انتخابات یک وظیفه شرعی و ملی است . از این جهت شرعی است که بهترین وسیله است برای بقا و تداوم و اقتدار نظام اسلامی ، و حفظ نظام اسلامی بر همگان واجب است . و بدین جهت یک وظیفه ملی است که استقلال و عظمت کشور بدان بستگی دارد و عموم شهروندان از آن بهره می‌گیرند. [۴۵]

کتاب شناسی و مقاله شناسی

۱-انتخاب اصلح ، نیکنام ، احمد ، موسسه علمی فرهنگی بصیرت، بقیه العتره، اسفند 1386
۲-انتخابات و مردم ، شیرازی ، علی ، خادم الرضا علیه السلام ، آذر 1382
۳-انتخابات از نظر اسلام و قانون اساسی یحیی سلطانی، ماهنامه پاسدار اسلام آذر 1361
۴-نماینده شایسته ومجلس مقتدر از دیدگاه امام خمینی قدس سره، سعادتمند، رسول، تسنیم ، چاپ چهارم ، سال1390
۵-احکام انتخابات، نحوی، سید سیف الله، بهار دلها، 1394

مقالات

۱-ویژگیها و وظایف کارگزاران در نهج البلاغه ، پور طهماسبی ، سیاوش ، تاجور ، آذر ، پژوهش نامه علوی ، پاییز و زمستان۱۳۸۹، شماره ۲، صفحه ۲۱تا24
۲- نقش کار گزاران حکومتی در ثبات و کارایی نظامهای سیاسی از دیدگاه امیرالمومنین علی علیه السلام، تقوی رفسنجانی ، مهدی ، حقوق، پژوهشنامه حقوق اسلامی ، پاییز و زمستان ۱۳۸۱، شماره۸و۹، صفحه ۷۸تا83
۳-امام علی علیه السلام و کارگزاران ، امامزاده سید احمد ، صفری ، فاطمه، پژوهشهای نهج البلاغه ، شهریور ۱۳۸۸، شماره ۲۵و۲۶، صفحه ۹تا31
۴-انتخابات از نظر اسلام و قانون اساسی ، انتخاب افراد مسؤول ، سلطانی ، یحیی، پاسدار اسلام ، اسفند ۱۳۶۱، شماره ۱۵، صفحه ۵۱تا55
۵- انتخاب اصلح در استخدام کار گزار ، محسنی فاضل، مجله تحول اداری، پاییز۱۳۷۱، شماره ۱، صص۸۹تا93
۶- شرایط انتخاب اصلح ، مجله پاسدار اسلام ، سال یازدهم، شماره ۱۲۳، صص ۳۶تا46
۷-بررسی فقهی انتخاب اصلح و صالح مقبول، ابوالفضل امامی میبدی ، معرفت سیاسی ، سال ششم ، شماره اول ، بهار و تابستان ۱۳۹۳، صص۶۱تا81
۸-معیارهای نمایندگان صالح برای مجلس شورای اسلامی از دیدگاه امام خمینی ، مجله فرهنگ اصفهان ، زمتان ۱۳۷۳. بهار۱۳۷۵، شماره ۲و۳، از صفحه۴تا7
۹- نقش جریانهای سیاسی در انتخاب اصلح ، شعبانی ساروی، رمضان ، فرهنگ پویا، خرداد۱۳۸۸، شماره ۱۲، صص۶۱تا 64
۱۰-انتخاب اصلح یا صالح ، نبوی ، محمد حسن ، مجله مبلغان ، اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۲، شماره ۱۶۵، صص۳تا6

فهرست منابع

۱. قرآن کریم
۲. ابن طباطبا(ابن طقطقی )، محمد بن علی، تاریخ فخری ، محمد وحید گلپایگانی ، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، چاپ دوم ۱۲۶۰، )
۳. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم (مجموعه من کلمات و حکم الإمام علی علیه السلام)، ۱جلد، دار الکتاب الإسلامی - قم، چاپ: دوم، ۱۴۱۰ ق.
۴. خمینی ، روح الله، صحیفه امام ، موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی
۵. خمینی ، روح الله، صحیفه نور ، موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی
۶. دعایی، محمود ، روزنامه اطلاعات، 15/11/1374
۷. معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در نیروی زمینی سپاه، راهبردهای ولایت، ج5
۸. رجبی نیا، داوود، مجله طوبی شماره ۶ خرداد۱۳۸۵، (وفای به عهد وپیمان)
۹. سلطانی، یحیی، مقاله انتخابات از نظر اسلام و قانون اساسی ، مجله پاسدار اسلام ، اسفند ۱۳۶۱، شماره ۱۵ص۵۱تا55
۱۰. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ۱جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۴ ق.
۱۱. شیرازی ، علی ، انتخابات و مردم، انتشارات خادم الرضا ، 1382
۱۲. صدر الدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، شرح أصول الکافی (صدرا)، ۴جلد، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۳ ش.
۱۳. طباطبایی، سید محمد حسین، سید محمد باقر موسوی همدانی ، ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم‏
۱۴. فضل الله ، سید محمد حسین ، نشریه پرتو اندیشه ، مکتب الاعلامی ، شماره 8
۱۵. فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی، الوافی، ۲۶جلد، کتابخانه امام أمیر المؤمنین علی علیه السلام - اصفهان، چاپ: اول، ۱۴۰۶ ق.
۱۶. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، ۸جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
۱۷. گلپایگانی ، صافی توضیح المسائل،
۱۸. مهاجری ، مسیح ، روزنامه جمهوری اسلامی 2/6/1385
۱۹. نحوی، سید سیف الله، احکام انتخابات ، بهار دلها، 1394
۲۰. نیکنام ، احمد ، انتخاب اصلح، موسسه علمی فرهنگی بصیرت ، بقیه العتره ، 1386
۲۱. WWW.KHAMENEI.IR
۲۲. WWW.makaremshirazi.org
۲۳. www.saafi@saafi.Net

پانویس

  1. . ( نهج البلاغه ، للصبحی صالح ؛ ؛ ص506)
  2. .بقره 247
  3. ترجمه تفسیر المیزان ج‏2 435
  4. . (الکافی ؛ ج‏1 ؛ ص407)
  5. . ( نهج البلاغه (للصبحی صالح) ؛ ص189)
  6. . نهج البلاغه (للصبحی صالح) ؛ ؛ ص427
  7. .(ویژگیها و وظایف کارگزاران در نهج البلاغه ، پور طهماسبی ، سیاوش )
  8. . (غرر الحکم و درر الکلم ؛ ص565)
  9. .(ناصر مکارم شیرازی اخلاق در قرآن )
  10. . نهج البلاغه (للصبحی صالح) ؛ ص430
  11. . همان؛ ص333
  12. . الوافی ، ج26، ص 202
  13. . (ابن طباطبا(ابن طقطقی )، ، تاریخ فخری ، ص19)
  14. . نهج البلاغه (للصبحی صالح) ؛ص428
  15. . ویژگیها و وظایف کارگزاران در نهج البلاغه ، پور طهماسبی ، سیاوش)
  16. . (ویژگیها و وظایف کارگزاران در نهج البلاغه ، پور طهماسبی ، سیاوش)
  17. . (15/3/68 صحیفه امام ج21 وصیت نامه ، ص422)
  18. . ( اصول کافی ج1 ص411)
  19. .(صحیفه امام ج18، ص197)
  20. . (اسراء: 34)
  21. . (مؤمنون: 8)
  22. . (مجله طوبی شماره 6 خراد 1385، وفای به عهد وپیمان)
  23. . نهج البلاغه (للصبحی صالح) ؛ ص366
  24. . (سلطانی ، یحیی ، مقاله انتخابات از نظر اسلام و قانون اساسی )
  25. . (صحیفه امام ج15 ، صفحه 16)
  26. . ( الکافی ؛ ج1 ؛ ص35)
  27. . (وسائل الشیعه ؛ ج‏16 ؛ ص174)
  28. . (روزنامه اطلاعات 15/11/74 )
  29. .(راهبردهای ولایت ، ج5، ص152 )
  30. . ( صحیفه امام ج10، ص 251)
  31. . . ( انتخابات و مردم ، علی شیرازی )
  32. . نمودار، وظیفه مسئولان و مجریان انتخابات WWW.KHAMENEI.IR
  33. . همان
  34. .همان
  35. . همان
  36. . ( انتخاب اصلح، احمد نیکنام )
  37. .صحیفه نور ، ج11، ص249، 6/11/58
  38. . نشریه پرتو اندیشه، شماره 8 ، ص45
  39. الزمر : 53
  40. .ترجمه المیزان ، ج17 ، ص421
  41. . WWW.makaremshirazi.org
  42. .توضیح المسائل، مسئله2896
  43. . همان ، مسئله 2907
  44. .www.saafi@saafi.Net
  45. . روزنامه جمهوری اسلامی 2/6/1385