فرهنگ مصادیق:دفاع از مال مسلمین

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از دفاع از مال مسلمین)
پرش به: ناوبری، جستجو
دفاع از مال مسلمین

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ قوانین ایران در مورد حق دفاع در برابر متجاوز
2 دفاع مشروع و اعمال در حکم دفاع مشروع

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ پیمان شکنی با مسلمین
۲ جاسوسی علیه مسلمین
۳ دفن کافر در گورستان مسلمین
۴ تحریم روابط اقتصادی علیه مسلمین
۵ اهتمام به امور مسلمین
۶ تعلیم علوم مورد نیاز مسلمین
۷ حفظ استقلال اقتصادی مسلمین
۸ حفظ استقلال سیاسی مسلمین
۹ حفظ استقلال علمی فرهنگی مسلمین
۱۰ حفظ ناموس مسلمین
۱۱ افشای عیب مسلمین
۱۲ رجوع به قاضی غیر مسلمان در دعاوی مسلمین
۱۳ حفظ آزادی مسلمین
۱۴ حفظ استقلال مسلمین
۱۵ دفاع از آبروی مسلمین
۱۶ دفاع از جان مسلمین
۱۷ دفاع از اسلام
۱۸ دفاع سایبری
۱۹ دفاع از کشور
۲۰ سهل انگاری در دفاع و جهاد
۲۱ دفاع از ناموس
۲۲ دفاع از نفس
۲۳ دفاع
۲۴ وکالت و دفاع از مجرمان
۲۵ فرار از دفاع
۱۲۶ حفظ مال
۲۷ پرداخت خمس مال مخلوط به حرام
۲۸ عجب به مال و ثروت
۲۹ اتلاف مال
۳۰ اکل مال به باطل
۳۱ قبول تقسیم مال مشترک
۳۲ تصرف در مال سفیهان
۳۳ تصرف در مال و حق ضعیفان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/1/21
کلید واژه: دفاع-حفظ-مال-ثروت-دارایی

مقدمه

چند چیز است که اسلام به حفظ آن زیاد اهمیت داده است حتی جنگ و دفاع را در راه حفظ آنها لازم کرده و تضییع آنها را حرام کرده است:
۱- حفظ خون مسلمان و جان خود شخص که بسیار با اهمیت است و در قرآن کریم با تأکید فراوان یاد شده است، «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمِیعاً؛ هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته است». [۱]
۲- حفظ «آبروی» مؤمن، زیرا که هتک عرض مؤمن حرام و حفظ آن واجب است؛ امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّهُ الْبَتَّهَ؛ اگر کسی از آبروی برادر مسلمانش دفاع کند، بی شکّ بهشت برایش واجب می‌شود. [۲]
۳- مورد سوم مال مؤمن است که حفظ آن بر صاحب مال لازم و تضییع آن حرام است حتی دفاع از آن و لو با کشتن مهاجمین، جایز و کشته شدن در راه حفظ آن اجر شهادت دارد. [۳]
اگر کسی در راه دفاع از مال خویش و حفظ آن به قتل رسد شهید محسوب می‌گردد و کسی که در حال تجاوز به مال غیر و سرقت و غصب آن به مقاومت صاحب مال کشته شود خون وی هدر است و کسی که در تحصیل معاش خویش و آنان که نفقه ایشان به عهده او است کوشا باشد هم چون مجاهد در راه خدا است. [۴]
انسان نسبت به مال خود سه حالت دارد، کسب مال، دفاع از مال، خرج و هزینه کردن مال، دفاع از مال یکی از مصادیق معروف نظامی، اقتصادی است که در این مقاله ادله و احکام آن را بیان می‌کنیم.
دفاع در اصطلاح فقهی دارای معانی گوناگونی است، زیرا گاهی به معنای جهاد به کار رفته، مانند موقعی که دشمنان حمله کنند و مردم ناچار گردند که از جان و مال و عرض خود و دیگران دفاع نمایند.
حضرت امام قدس اللّه نفسه الزکیه در کتاب وزین تحریر الوسیله پیرامون دفاع فرموده است:
دفاع از حوزه اسلام: اگر کشورهای اسلامی و یا مرزهای آنها از طرف دشمن مورد حمله قرار گیرد، به گونه‌ای که مجتمع اسلامی در معرض خطر باشد، دفاع بر همه واجب است و سپس این امر را به تلاش دشمن برای استیلاء سیاسی و اقتصادی نیز تعمیم داده و می‌فرمایند: اگر روابط تجاری با دشمنان اسلام حوزه اسلام و بلاد مسلمین را از نظر سیاسی در خطر قرار دهد، بر همه مسلمانان واجب است از چنین روابطی خودداری نمایند؛ و اگر بعضی از دولتهای اسلامی و یا نمایندگان مجلس از نظر سیاسی و یا اقتصادی موجب آن گردند که اجانب از نظر سیاسی و اقتصادی در کشورهای اسلامی نفوذ پیدا کنند، چنین کسانی خائن محسوب شده و باید از مقامشان معزول گردند. [۵]

دفاع از مال از منظر قرآن کریم

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در آغاز رسالت خود، تنها مأمور به تبلیغ اسلام و صبر در برابر آزار کفار و منافقان بود. اما زمانی که تصمیم قریش برای کشتن رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) قطعی و عملی گردید، دستور هجرت و نیز دفاع از جان و مال مسلمانان و اسلام صادر شد. [۶]
امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: وقتی خداوند پیامبر را مبعوث به پیامبری کرد، به ایشان امر کرد فقط تبلیغ و دعوت کن و این آیه را نازل کرد: وَ لا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ وَ کَفی بِاللَّهِ وَکیلا ؛ و از کافران و منافقان (در هیچ پیشنهادی) اطاعت مکن، و (فعلا) به اذیت و آزار آنها اعتنایی مکن، و بر خدا توکل نما، و خداوند در تکفّل امور و کارسازی (بندگان) کافی است. [۷] ولی وقتی قصد قتل پیامبر را کردند ایشان را امر به هجرت و جهاد و دفاع کردند و این آیه نازل شد: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُواوَ إِنَّ اللَّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ [۸]؛ به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند و خدا بر یاری آنها تواناست. [۹]
قرآن کریم در سوره آل عمران می‌فرماید: وَ لِیَعْلَمَ الَّذینَ نافَقُوا وَ قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتالاً لاَتَّبَعْناکُمْ هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإیمانِ یَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَیْسَ فی قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما یَکْتُمُونَ؛ و تا معلوم بدارد کسانی را که نفاق ورزیدند و (چون) به آنها گفته شد بیایید در راه خدا بجنگید یا (از حریم خود) دفاع کنید، گفتند: اگر ما آشنا به جنگ بودیم حتما از شما پیروی می‌کردیم! آنها به کفر در آن روز نزدیکتر بودند تا ایمان آنها همواره به دهان‌های خود چیزی را می‌گویند که در دل هایشان نیست، و خدا به آنچه کتمان می‌کنند داناتر است. [۱۰]
یکی از آثار جنگ احد، این بود که صفوف مؤمنان و منافقان از هم مشخص شود و افراد با ایمان، از سست ایمان باز شناخته گردند بطور کلی در حادثه احد، سه گروه مشخص در میان مسلمانان، پیدا شدند:
گروه اول افراد معدودی بودند که تا آخرین لحظات، پایداری نمودند و در برابر انبوه دشمنان، تا آخرین نفس ایستادگی به خرج دادند، بعضی شربت شهادت نوشیدند و بعضی جراحات سنگین برداشتند.
گروه دیگر تزلزل و اضطراب در دلهای آنها پدید آمد و نتوانستند تا آخرین لحظه، استقامت کنند و راه فرار را پیش گرفتند.
گروه سوم، گروه منافقان بودند که در اثناء راه، به بهانه‌هایی از شرکت در جنگ، خودداری کرده و به مدینه بازگشتند، که آنها عبد اللَّه بن ابی سلول و سیصد نفر از یارانش بودند. اگر حادثه سخت احد نبود هیچگاه صفوف به این روشنی مشخص نمی‌شد و افراد هر کدام با صفات ویژه خود در صف معینی قرار نمی‌گرفتند و هر کس ممکن بود، خود را بهترین فرد با ایمان.
در آیه فوق می‌فرماید: لِیَعْلَمَ الَّذِینَ نافَقُوا (تا کسانی که نفاق ورزیدند شناخته شوند) و نمی‌فرماید لیعلم المنافقین (تا منافقان شناخته شوند) و به عبارت دیگر، نفاق بصورت" فعل" ذکر شده نه بصورت" وصف" این تعبیر گویا بدان جهت است که نفاق، هنوز در همه آنان بصورت صفت ثابتی در نیامده بود و لذا در تاریخ اسلام می‌خوانیم که بعضی از آنان، بعدها موفق به توبه شدند و به صف مؤمنان پیوستند.
سپس قرآن گفتگویی که میان بعضی از مسلمانان و منافقین، قبل از جنگ رد و بدل شد به این صورت بیان می‌کند: وَ قِیلَ لَهُمْ تَعالَوْا قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا: بعضی از مسلمانان (که طبق نقل ابن عباس" عبد اللَّه بن عمر بن حزام" بوده است) هنگامی که دید" عبد اللَّه بن ابی سلول" با یارانش خود را از لشگر اسلام کنار کشیده و تصمیم بازگشت به مدینه دارند گفت: بیائید یا بخاطر خدا و در راه او پیکار کنید و یا لا اقل در برابر خطری که وطن و خویشان شما را تهدید می‌کند دفاع نمائید.
ولی آنها به یک بهانه واهی دست زدند و گفتند: لَوْ نَعْلَمُ قِتالًا لَاتَّبَعْناکُمْ؛ ما اگر می‌دانستیم جنگ می‌شود بی گمان از شما پیروی می‌کردیم، ما فکر می‌کنیم این غائله بدون جنگ و خونریزی پایان پذیرد.
و بنا به تفسیر دیگر منافقان گفتند: اگر ما این را،" جنگ" می‌دانستیم با شما همکاری می‌کردیم، ولی بنظر ما این جنگ نیست بلکه یک نوع انتحار و خودکشی است زیرا با عدم توازنی که میان لشگر اسلام و کفار دیده می‌شود، جنگ کردن با آنها عاقلانه نیست. بخصوص اینکه لشکرگاه اسلام در نقطه نامناسبی قرار گرفته است.
اینها بهانه‌ای بیش نبود، هم وقوع جنگ حتمی بود و هم مسلمانان در آغاز پیروز شدند و اگر شکستی دامنگیرشان شد، بر اثر اشتباهات و خلافکاری-های خودشان بود، خداوند می‌گوید: اینها دروغ می‌گفتند: هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِیمانِ: آنها در آن روز به کفر نزدیکتر از ایمان بودند- ضمنا از این جمله استفاده می‌شود که کفر و ایمان دارای درجاتی است که بعقیده و طرز عمل انسان بستگی دارد. [۱۱]
جملۀ «أَوِ ادْفَعُوا» به معنای این است: اگر در راه خدا نمی‌جنگید، دست کم از حریم خودتان دفاع کنید از آنجا که این جمله مطلق است، دفاع از جان، مال، ناموس و سرزمین را شامل می‌شود. [۱۲]
در این مقاله مقصود از دفاع از مال دفاع در برابر غاصب و ظالم است و دفاع و جهاد در برابر هجوم سازماندهی شده دشمن ومربوط به باب دفاع است که مقالات ویژه‌ای برای آن نگاشته شده است.

دفاع از مال از منظر روایات

روایات زیادی از شیعه و سنی نقل شد است که دفاع از مال را لازم و آن را کاری مقدس می‌شمارند، در روایات زیادی پاداش مدافع ازمال را پاداش شهید فی سبیل الله معرفی کرده‌اند. مثلا در کتاب شریف کافی ابوابی هست با عنوان مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلِمَتِهِ ؛ کشته شدن مظلومانه[در دفاع از جان، مال، آبرو] [۱۳]، کشتن دزد؛ قَتْلِ اللِّصِّ. [۱۴]. در اینجا به بخشی از احادیث اشاره می‌کنیم:
امام صادق(علیه السلام) به نقل از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ بِمَنْزِلَهِ الشَّهِید؛ هرکس در راه حفظ مالش کشته شود پس او به منزله شهید است، از حضرت سؤال کردند جنگ با مهاجم بهتر است، حضرت فرمودند: أَمَّا أَنَا لَوْ کُنْتُ لَمْ أُقَاتِلْ وَ تَرَکْتُهُ؛(ظاهراً این جمله از امام است) اگر من باشم مال را ترک می‌کنم و جنگ نمی‌کنم (این معنی را در احادیث مکرری امام صادق علیه السلام گوشزد می‌فرمایند و ممکن است به جهت کمی عدد شیعه در آن وقت بوده، از این جهت امام در آن وقت ترجیح داده‌اند که خود را به کشتن ندهند). [۱۵]
شخصی به امام باقر(علیه السلام) عرض کرد: اگر دزد وارد خانۀ من شود و قصد جان و مال مرا کرده باشد چه باید بکنم؟ حضرت فرمود: اقْتُلْهُ فَأُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَنْ سَمِعَ أَنَّ دَمَهُ فِی عُنُقِی؛ او را بکش، خدا را شاهد می‌گیرم و هرکس را که می‌شنود که خونش به گردن من است. [۱۶]
امام سجاد(علیه السلام) فرمودند:: مَنِ اعْتُدِیَ عَلَیْهِ فِی صَدَقَهِ مَالِهِ فَقَاتَلَ فَقُتِلَ فَهُوَ شَهِید؛ هرکس که بر او تعدی شود در صدقۀ مالش(عامل زکات بخواهد از او زیاده از حق بگیرد) پس جنگ بکند و کشته شود شهید است. [۱۷]
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: مَنْ فَتَکَ بِمُؤْمِنٍ یُرِیدُ نَفْسَهُ وَ مَالَهُ فَدَمُهُ مُبَاحٌ لِلْمُؤْمِنِ فِی تِلْکَ الْحَالِ؛ هرکس حمله کند به مؤمن برای اینکه جانش را یا مالش را از بین ببرد پس خون آن(حمله کننده) برای این مؤمن در این حال مباح است. [۱۸]
شخصی پیش امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمد و سؤال کرد یا امیر المؤمنین به درستی که دزدی وارد شد بر زن من و زیور او را دزدید، حضرت فرمودند: إِنَّهُ لَوْ دَخَلَ عَلَی ابْنِ صَفِیَّهَ- لَمَا رَضِیَ بِذَلِکَ حَتَّی یَعُمَّهُ بِالسَّیْفِ؛ آگاه باش اگر بر پسر صفیه وارد می‌شد او به این (کار) راضی نمی‌شد مگر اینکه او را از دم شمشیر بگذراند. [۱۹]
شخصی پیش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آمد و سؤال کرد؛ اگر مردی برای گرفتن مال من آمد، ... و کسی از مسلمانان نیست(تا مرا کمک کند) و(دزد) ناگهانی حمله کرده(در آن صورت چه باید بکنم)؟ حضرت فرمودند: فقاتل حتی تحرز مالک أو تقتل فتکون فی شهداء الآخره؛ جنگ بکن تا مال خود را حفظ کنی یا کشته شوی و در آخرت جزء شهدا باشی. [۲۰]
نکته‌های روایات
از احادیثی که فریقین(شیعه و سنی) نقل کرده‌اند چند مطلب استفاده می‌گردد:
۱- روایات دلالت دارد که در مقام دفاع از مال خویش کشتن دزد یا محارب جایز است، روایات دیگری نیز هست که در کتاب وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص: ۱۱۹آمده است.
۲- اگر انسان در مقام دفاع از مال خود کشته شود شهید است کما اینکه غالب روایات به این معنی دلالت می‌کرد و یا به منزلۀ شهید است کما اینکه در بعض روایات آمده است.
۳- در بعضی احادیث آمده است که اگر انسان از مال خود بگذرد و جنگ نکند نیز اشکال ندارد کما اینکه فرموده است «و لو کنت انا ترکت المال و لم اقاتل علیه» و لیکن از روایت ابی بصیر استفاده می‌شود که ترک مال افضل نیست زیرا راوی از افضل بودن قتال می‌پرسد، حضرت می‌فرماید:«ان لم یقاتل فلا بأس» که فقط عدم باس را بیان می‌کند، پس در این حدیث دفاع افضل است و لیکن به جهتی حضرت آن را مسکوت گذاشته است، مخصوصاً با وجود روایات مطلق زیاد که ظاهرش ترغیب در دفاع و حفظ مال است و صاحب شرایع می‌فرماید جایز است که دفاع نکند. و اما اینکه فرمود: اگر من بودم ترک می‌کردم به علت شرایطی بوده است که ترک مقاتله را ترجیح داده است.
۴- در بعضی از روایات «دون ماله مظلوما» یا «دون مظلمته» و «ارید ماله ظلما» نقل شده است زیرا ممکن است که کسی در حفظ مال خود ظالم باشد در این صورت شهید نیست بلکه عاصی و یاغی محسوب می‌شود، مثلًا کسی مانع زکات و خمس باشد یا کسی در قحطی برای سد رمق خود از کسی نان می‌خواهد که بخورد و نمیرد یا محتکری از بیع متاع خود امتناع می‌کند و ... خلاصه در مواردی که شارع، دادن مال را واجب کرده ولی شخص امتناع می‌کند و با مأمورین حکومت اسلامی یا با ذی حق جنگ می‌کند و کشته می‌شود شهید نیست بلکه معذب خواهد بود.
۵- در بعضی از روایات آمده است: «من اعتدی علیه فی صدقه ماله» که این حدیث حکم حفظ مال را توسعه داده تا جایی که نشان می‌دهد در برابر دریافت مالیات ظالمانه باید مقاومت کرد، یعنی در اعتداء و ظلم فرقی میان افراد نیست خواه مأمور دولت باشد یا کس دیگری زیرا غرض روایات این است که انسان از حق خود دفاع کند و ظالم هم هر شخصی باشد در حکم دفاع فرقی ندارد. [۲۱]

دفاع از مال در فتاوای مراجع تقلید

در فتاوای مراجع عظام تقلید آمده است که کشتن شخص دیگر حرام و از گناهان کبیره است، اما برای دفاع از مال می‌توان با شخص متجاوز در گیر شد و اگر این درگیری منجر به قتل شخص متجاوز شود، شخص مدافع ضامن نیست و واجب نیست دیه پرداخت کند، و نیز شکستن نماز واجب حرام است اما برای دفاع از مال می‌توان نماز واجب را شکست، همچنین جستجوی آب برای کسی که می‌خواهد وضو یا غسل بگیرد واجب است، اما اگر دفاع از مال با جستجو منافات داشته باشد، جستجو لازم نیست.
امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) می‌فرماید: اگر به مال شخصی یا مال عیالش کسی هجوم آورد ، دفع او به هر وسیلۀ ممکنی برایش جایز است و لو اینکه به قتل مهاجم، منتهی شود. بناء بر احتیاط واجب است که از مرتبۀ پائین تر اقدام به دفاع کند و به مرتبۀ شدیدتر از آن برسد، الاسهل فالاسهل؛ پس اگر با آگاه نمودن و یک نوع اخطاری، مانند اح اح نمودن مثلا، دفع می‌شود باید همان را انجام دهد، و اگر جز با داد زدن و تهدید ترس آور، دفع نمی‌شود باید همین کار را انجام داده و به آن اکتفا نماید. و اگر بجز با دست دفع نمی‌شود باید به آن اکتفا نماید. و یا با عصا دفع می‌شود به آن اکتفا نماید. و یا به شمشیر دفع می‌شود، در صورتی که دفع او، با ایجاد جراحت در او ممکن باشد باید به همان اکتفا نماید. و اگر دفع او جز با کشتن ممکن نیست به هر وسیلۀ کشنده، (قتل او) جایز است و البته مراعات ترتیب در صورتی واجب است که ممکن باشد و فرصت داشته باشد و ترسی از غلبۀ مهاجم نباشد، بلکه اگر با رعایت ترتیب ترس فوت وقت و غلبه دزد داشته باشد، (رعایت ترتیب) واجب نیست و وسیله قرار دادن چیزی که قطعا او را دفع می‌نماید جایز است.اگر از حدّ لازم تجاوز نکند و بر مهاجم نقص مالی یا بدنی یا قتل واقع شود ، هدر می‌باشد و ضمانی بر مدافع نیست. [۲۲]
و نیز می‌فرماید: شکستن نماز واجب از روی اختیار حرام است، ولی برای حفظ مال و جلوگیری از ضرر مالی یا بدنی مانعی ندارد. [۲۳]
استفتاء: کشتن دزد در حال دزدی چه صورت دارد اگر او را نکشند به انسان صدمه می‌رساند، آیا انسان در مقابل آن قصاص می‌شود و یا باید دیه بدهد و یا هیچ کدام؟
جواب: اگر دفاع از مال موجب قتل متجاوز می‌شود و بدون آن هم دفاع ممکن نیست اشکال ندارد. [۲۴]
استفتاء: عده‌ای از سارقین به محلّی آمده و غارت کرده‌اند و عده‌ای از اهالی محلّ ایشان را تعقیب نموده که اموال را بگیرند، یکی از تعقیب کنندگان تیری رها کرده یک نفر از سارقین کشته شده ولی مقتول مسلّح نبوده اگر چه سارقین مجموعا سلاح داشته‌اند در این صورت چون مقتول اسلحه نداشته کشتن او برای قاتل چه حکمی دارد؟
جواب: در فرض سؤال اگر موردی باشد که صدق دفاع از مال محسوب شود و دفاع به غیر این طریق ممکن نشود قاتل ضامن نیست. [۲۵]
استفتاء: اگر حیوان کسی وارد منزل یا باغ و زراعت شخصی شد و چندین بار هم به صاحب حیوان تذکر داده باشد، اما او بی توجه باشد و صاحب زراعت یا منزل و باغ در باغ یا زراعت سم بریزد و حیوان بمیرد و یا پای حیوان را بشکند یا حیوان را زخمی کند، چه حکمی دارد؟ و اگر چنین حیوانی از بین برود، حکم مسأله چه می‌شود؟
جواب: فردی که اقدام بر کشتن یا مجروح نمودن حیوان نموده، ظاهراً ضامن است؛ مگر این که در آن مورد دفاع از مال صادق باشد و راه دفاع هم در مجروح یا کشتن حیوان منحصر باشد که ضامن نیست و حلّ اختلاف نزد حاکم شرع می‌شود. [۲۶]
استفتاء: پس از بیرون رفتن استعمار انگلستان از شبه قاره هند و تقسیم آن به ایالت مسلمان نشین جامو و کشمیر، بر خلاف مقرّرات تقسیم و خواست مسلمانان، این منطقه در نتیجه زورگویی و لشکرکشی زیر سلطه هند درآمد. مسلمانان برای حفظ مذهب، فرهنگ، ناموس و آزادی خود علیه متجاوز، قیام کرده‌اند و در این مبارزه به بدترین مصائب از جمله قتل عام، شکنجه، اسارت و غارت و حتی ... گرفتار شده‌اند، آیا کشته شدگان مسلمانان در این مبارزه شهیدند و این حرکت جهاد محسوب می‌شود؟
جواب: مادام که برای دفاع از جان و مال و ناموس مسلمین و اساس اسلام و مذهب اهل بیت (علیهم السلام) تلاش می‌کنند عمل آنها جهاد است و آنها که در این راه کشته می‌شوند شهیدند، امّا باید سعی کنند از مجتهد یا نماینده مجتهدی دستور بگیرند. [۲۷]
استفتاء: مدّت سه ماه قبل در قریه‌ای نزاع واقع شد، و در نتیجه یک نفر به قتل رسید، مأمورین دولتی جهت ممانعت از درگیری مجدّد، متّهمین به قتل را با خانه و زندگی به دو فرسخی قریه بردند. پس از چند روز أولاد مقتول و بستگان او مسلّحانه دور خانۀ متّهمین را محاصره کرده و أحشام آنان را شبانه به غارت بردند. افراد غارت شده در همان شب به تعقیب غارت کنندگان رفتند و در نتیجه سه نفر از صاحبان أحشام به دست غارت کنندگان مهاجم به قتل رسیدند، مهاجمین تعدادی از گاو و گوسفندان را هم که به سرقت برده بودند با تفنگ کشتند و یک نفر نیز از مهاجمین و غارت کنندگان کشته شد. آیا دیۀ غارت کنندۀ مقتول بر عهدۀ مال باختگان است یا خود مهاجمین؟
جواب: کسی که به قصد غارت أموال محترم شخص دیگر هجوم کرده و در دفاع صاحب مال از جان و مال خود کشته شده دیه ندارد. و نزاع و احیاء حقّ شرعی ورثۀ مقتول أوّل باید در دادگاه مطرح و بررسی شود. [۲۸]
استفتاء: فرضا مسلمانی در یکی از کشورهای اسلامی یا غیر اسلامی سکونت دارد جنگی از قبیل جنگهای امروزی که جنبۀ سیاسی و اقتصادی دارد رخ می‌دهد وظیفۀ این فرد مسلمان مخصوصا موقعی که الزام به شرکت در آن باشد چیست؟.
جواب: جنگ با مسلمین- مگر در مقام دفاع از نفس یا عرض یا مال- جائز نیست. [۲۹]
استفتاء: در موارد عدم جواز برخورد با جانی یا سارق، حکم قتل جانی یا سارق توسّط مدّعی دفاع چیست؟
جواب: باید ثابت شود که شخص مدّعی دفاع واقعاً در مقام دفاع از خویشتن سارق را کشته، و برای حفظ جان یا مال خود راه دیگری نداشته است. [۳۰]

قتل متجاوز در دفاع از مال

به اتفاق فقهای شیعه و اهل سنت چنانچه کسی درمقام دفاع از نفس، مال و عرض خود یا دیگری مرتکب قتل شود، در صورتی که دفاع متوقف برقتل باشد، خون مهاجم هدر است و اصطلاحاً مهاجم نسبت به کسی که درمقام دفاع و با رعایت شرایط دفاع اقدام به قتل کرده، مهدورالدم است.
نویسندۀ کتاب «التشریع الجنائی» با بیان این که دلیل عمده در لزوم دفاع در مقابل مهاجم دستور خداوند متعال است که می‌فرماید: فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی عَلَیْکُمْ، [۳۱] می‌نویسد: در این که دفع مهاجم جهت دفاع از جان خود یا دیگری و یا مال و عرض خود یا دیگری تشریع شده، اختلافی میان فقهای اهل سنت نیست. اما از دو جهت اختلاف دارند: یکی ماهیت دفاع و این که آیا دفاع واجب است یا جایز؟ در صورت تجاوز به عرض، اتفاق بر وجوب دارند و در دفاع از نفس، قول راجح درمذاهب اهل سنت، وجوب است و قول ضعیفی مبنی برجواز دفاع از نفس در بعضی فرق اهل سنت مطرح است و در دفاع از مال، اغلب فقها آن را جایز می‌دانند.
جهت دوم اختلاف، دفاع در برابر صبی و دیوانه و حیوان است که نظر مالک و شافعی و احمد حنبل این است که اگر درمقام دفاع در برابر صبی یا دیوانه یا حیوانی مرتکب قتل آنها شود، مسؤولیت مدنی و کیفری ندارد. اما ابوحنیفه و اصحابش (به جز ابویوسف) معتقدند: دفاع کننده درموارد مذکور مسؤولیت مدنی در پرداخت دیۀ صبی و مجنون و قیمت حیوان دارد و دلیل آنها این است که دفاع جهت جلوگیری و مقاومت دربرابر جرایم تشریع شده و عمل صبی ومجنون و حیوان، جرم نیست. [۳۲]
از نظر فقهای شیعه نیز دفاع از نفس و مال و آبرو واجب و خون مهاجم هدر است.
محقق حلی درکتاب شرایع الاسلام می‌نگارد: برای انسان دفاع از نفس و حریم و مال درحد توان جایز است و واجب است به قدر ضرورت اکتفاء کند ... و خون مهاجم درموارد قتل و یا ضرب و جرح هدر است. [۳۳]
صاحب جواهر الکلام در شرح عبارت محقق حلی با ذکر احادیثی از ائمۀ طاهرین(علیهم السلام) و با تأیید کلام مرحوم محقق حلی با استناد به اجماع و اصل عملی می‌فرماید: درجواز دفاع به صورت مطلق اشکالی نیست؛ بلکه در کتاب کشف اللثام [۳۴] آمده است که اگر قادر بردفاع از غیر باشد، درصورت ایمن بودن از ضرر، دفاع واجب است. [۳۵]
درخصوص وجوب یا جواز دفاع درموضوع دفاع از نفس وعرض قول مشهور و قوی نزد فقهای امامیه، وجوب است و درخصوص مال، دفاع را جایز می‌دانند. شهید ثانی درکتاب مسالک الافهام دراین خصوص می‌نویسد: قول قوی، وجوب دفاع از نفس و حریم است و تسلیم شدن جایز نیست و اگر از دفاع عاجز بوده و امید به سلامت از طریق فرار داشته باشد، فرار واجب است. اما درخصوص مال اگر مضطر باشد و احتمال قوی بدهد که کشته نمی‌شود، دفاع از مال واجب است والا واجب نیست. [۳۶]
شیخ حر عاملی: در کتاب وسائل الشیعه روایات دفاع از مال را آورده و می‌گوید: جنگ با محارب، دزد، ظالم، و دفاع از جان، ناموس، مال(هرچند که کم باشد، حتی اگر احتمال کشتن دهد) جایز است، ولی ترک دفاع از مال مستحب است. [۳۷]
بنابر این، وقتی دفاع در برابر مهاجم شرعاً واجب یا جایز باشد، درصورت قتل یا ضرب و جرح، دفاع کننده ضامن نیست و خون مهاجم هدر است و مباح بودن خون مهاجم فقط نسبت به مهاجم شونده است یا شرعاً دفاع برای او واجب یا جایز بوده است و به عبارت دیگر مهدورالدم بودن مهاجم، نسبی است. [۳۸]

نظر اسلام راجع به مال و ثروت

آیا دفاع از مال دنیا پرستی است؟
در اسلام مال و ثروت هیچ وقت تحقیر نشده است، نه تولیدش، نه مبادله اش، نه مصرف کردنش؛ بلکه همه اینها تأکید و توصیه شده است و برای آنها شرایط و موازین مقرر شده است و هرگز ثروت از نظر اسلام دور افکندنی نیست بلکه دور افکندنش (اسراف، تبذیر، تضییع مال) حرام قطعی است. اشتباه از آنجا ناشی شده که اسلام با هدف قرار دادن ثروت، با این که انسان فدای ثروت شود مخالف است و سخت مبارزه کرده است؛ به عبارت دیگر پول پرستی و اینکه انسان برده پول باشد محکوم کرده است.
حالت حرص و آز در فرهنگ اسلام محکوم و کسی که پول را فقط برای پر کردن شکم و عیاشی و بیکاری و ولگردی بخواهد نام آن شهوترانی است. در این حالت پول با دنائت و پستی و محو شخصیت انسانی همراه است.
نقطه مقابل، این است که انسان پول را به عنوان یک وسیله برای فعالیت و عمل و تسهیل و تولید بخواهد. در این صورت پول تابع آن هدف کلی است که انسان پول را برای آن هدف می‌خواهد.
حدیثی است از رسول اکرم: نِعْمَ الْمالُ الصّالِحُ لِلرَّجُلِ الصّالِحِ؛ چه قدر خوب است مال صالح برای شخص صالح. [۳۹]
مولوی مضمون این حدیث را به نظم آورده می‌گوید:
مال را گر بهر دین باشی حَمول
نِعمَ مالٌ صالحٌ خواندش رسول
آب در کشتی هلاک کشتی است
ور بود در زیر کشتی پشتی است
تشبیه ثروت و انسان به دریا و کشتی از آن نظر که در یک وضع او را غرق می‌کند و در خود محو می‌کند و شخصیت او را محو می‌سازد و در صورت دیگر نه تنها ضربه به شخصیت او نمی‌زند، وسیله‌ای منحصر است برای رسیدن به مقصد و تکمیل او شخصیت خود را، فوق العاده تشبیه خوبی است. [۴۰]

آثار دفاع از مال

دفاع از مال آثار معنوی و امنیتی و اقتصادی فراوان دارد:

آثار معنوی

دفاع از مال، کاری مقدس و همانند جهاد فی سبیل الله است، یعنی اگر کسی در راه دفاع از مال خود کشته شود همانند مجاهد فی سبیل الله، اجر و پاداش شهید را دارد و جایگاه او بهشت خواهد بود، در روایات متعددی به این امر اشاره شده است. در روایتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)می‌فرمایند:«من قتل دون ماله مظلوما فله الجنه»؛ هرکس در راه مال خود مظلوم کشته شود اهل بهشت است. [۴۱]

آثار اقتصادی

کسی که از اموال خود دفاع می‌کند، از منافع شخصی خود و منابع اقتصادی دفاع می‌کند، و سبب کار و تولید و افزایش ثروت عمومی می‌شود.

آثار امنیتی

اگر مسلمین در برابر دزد و غاصب از اموال خود دفاع کنند، سبب امنیت عمومی مسلمین می‌شود، و با قوی شدن مسلمین در جامعه، نظام اسلامی قوی و حفظ می‌شود.
اگر دفاع از مال در جامعه فرهنگ شود، و همه افراد از مال خود تا پای جان دفاع کنند، دیگر هیچ ستمگری به فگر تجاوز به ممالک اسلامی نخواهد افتاد، زیرا می‌داند با مقاومت مسلمین مواجه می‌شود.

راهکار اجرای این فریضه اجتماعی

تربیت اخلاقی جامعه

۱. شجاعت و غیرت
کسی که می‌خواهد از اموال خود دفاع کند، باید شخصی شجاع و نترس باشد، شخص ترسو نمی‌تواند از جان مال و آبروی خود در مقابل غاصب و متجاوز دفاع کند.امام کاظم(علیه السلام) فرمود: خداوند به پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله) ده ویژگی عنایت فرمود، خودتان را امتحان کنید، اگر شما هم این ده ویژگی را داشتید خدا را شکر کنید، اگر نداشتید تلاش کنید و از خداوند بخواهید که به شما عطاء کند، این ده ویژگی عبارتند از: یقین، قناعت، بصیرت، شکر، حلم، حسن خلق، سخاوت، غیرت، شجاعت، مروت. [۴۲]

۲. توجه به تذکرات و راهنمایی‌های نیروی انتظامی، آتش نشانی
برای دفاع و محافظت از اموال منقول باید نکات امنیتی را رعایت کنیم، مثلا از قفل و کشیدن دیوار غفلت نکنیم، از گاو صندوق استفاده کنیم، کارتهای عابر بانک خود را در دسترس دیگران قرار ندهیم، همچنین رمز کارت خود را به دیگران نگوییم، هنگام مسافرت فلکه گاز و آب خانه را ببندیم.
۳. مقاوم سازی ساختمان ها
برای اینکه خانه، مغازه و اموالی که قابل جابجایی نیستند از بلاهای طبیعی و آسمانی در امان باشند و بتوانیم از آنها در مقابل سیل، زلزله، حریق دفاع کنیم، باید آنها را مقاوم بسازیم و از مصالح خوب و مهندسی روز استفاده کنیم.

آموزش فرهنگی

۱. تببین صحیح مبانی دینی:
برخی از افراد خیال می‌کنند زهد و دل نبستن به دنیا به این معنا است که از اموال خودت دفاع نکنند، در حالی که دین می‌گوید به اموالت دل نبند، اما اگر اموال وسیله‌ای باشد برای رسیدن به خدا، دفاع از اموال همانند جهاد فی سبیل الله است.
۲. آموزش روش صحیح استفاده و نگهداری از اموال:
برای دفاع از اموال باید روش صحیح استفاده از اموال را آموزش دهیم، همچنین چگونگی رسیدگی و نگهداری به اموال را آموزش دهیم، مثلا استفاده از روغن برای ماشین و وسایل الکتریکی، تعویض ابزار فرسوده در حفظ و نگهداری وسایل مهم هستند.

اقدامات اجرایی

۱. آموزش اقدامات پیشگیری از دزدی
برای دفاع از اموال باید آموزش داده شود چگونه از اموال منقول و غیر منقول خود و دیگران دفاع کنیم.
۲. حفظ امنیت جامعه و پیشگیری از دزدی و گشت نیروی انتظامی از مهمترین وظایف نیروی انتظامی است.
۳. برخورد قاطع توسط قوه قضائیه، مثلا قطع کردن دست دزد از دیگر روش‌های دفاع از اموال مسلمین است.

فهرست منابع

۱. قرآن کریم.
۲. استفتاءات -امام خمینی(رضوان الله علیه)، سید روح اللّه موسوی -ناشر: انتشارات اسلامی حوزه علمیه قم
۳. استفتاءات جدید -شیرازی، ناصر مکارم -ناشر: انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام
۴. استفتاءات -گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت -ناشر: دفتر حضرت آیه الله بهجت
۵. تحریر الوسیله- ترجمه -خمینی، سید روح اللّه موسوی- مترجم: اسلامی، علی -ناشر: انتشارات اسلامی قم
۶. تفسیر نمونه-ناصر مکارم شیرازی-
۷. توضیح المسائل( محشّی)- امام خمینی(رضوان الله علیه)، ، سید روح اللّه موسوی -ناشر: انتشارات اسلامی قم
۸. جهاد در آینه روایات -جمعی از محققان در پژوهشگاه تحقیقات اسلامی -ناشر: انتشارات زمزم هدایت
۹. جهاد در آینه قرآن -جمعی از محققان در پژوهشگاه تحقیقات اسلامی -ناشر: انتشارات زمزم هدایت
۱۰. جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام -نجفی، صاحب الجواهر، محمد حسن -ناشر: دار إحیاء التراث العربی
۱۱. رسائل فقهی -تبریزی، جعفری، محمد تقی -ناشر: مؤسسه منشورات کرامت
۱۲. شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام -حلّی، محقق، نجم الدین، جعفر بن حسن -ناشر: مؤسسه اسماعیلیان
۱۳. فقه و حقوق( مجموعه آثار)-نویسنده: مطهری، شهید مرتضی -مکان چاپ: قم- ایران
۱۴. الکافی-محمد بن یعقوب کلینی-اسلامیه
۱۵. کشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحکام -اصفهانی، فاضل هندی، محمد بن حسن -ناشر: انتشارات اسلامی
۱۶. مالکیت خصوصی در اسلام -میانجی، علی احمدی -ناشر: نشر دادگستر
۱۷. مجله فقه اهل بیت علیهم السلام -:جمعی از مؤلفان -ناشر: مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت
۱۸. مجمع المسائل -گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی -ناشر: دار القرآن الکریم
۱۹. مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام -عاملی، شهید ثانی، زین الدین بن علی - مؤسسه المعارف الإسلامیه
۲۰. من لا یحضره الفقیه-محمد بن علی بن حسین بابویه قمی-
۲۱. وسائل الشیعه-شیخ حر عاملی-آل البیت

کتب و پایان نامه‌ها

۱. دفاع از خود-افشین طباطبایی-ناشر: کهن دژ
۲. استیلاء بر مال غیر در حقوق ایران-محمد عی احمدی دارائی-قم
۳. آخرت و دنیا-مال و ثروت-سمانه خالقی-قم
۴. اتلاف و تخریب مال-الهام خباز فینی-کاشان
۵. وجوب دفاع از جان مال ناموس- مصلح الدین خداپرست-مشهد

مقالات

۱. بررسی قلمرو دفاع مشروع از مال در حقوق جزای اسلامی-مسعود ربانی-مجله فقه و تاریخ تمدن ملل اسلامی-تابستان 89
۲. ضرورت دفاع از اموال خصوصی در برابر اخذ آنها از سوی دولت برای نفع عمومی-رحیم پیلوار-مجله مطالعات حقوق تطبیقی- بهار و تابستان 93
۳. گستره و قلمرو دفاع مشروع از دیدگاه مذاهب فقهی اسلامی-یعقوب علی برجی-مجله پژوهشنامه حکمت و فلسفه اسلامی-زمستان 84
۴. بررسی فقهی شرط تناسب دفاع و تعدی در دفاع مشروع-عادل ساریخانی-مجله حقوق اسلامی-پاییز 90
۵. مشروعیت دفاع-مجله دانشگاه انقلاب-دی 61

پانویس

  1. سوره مائده آیه 32.
  2. الجعفریات (الأشعثیات)، ص: 198- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 145
  3. مالکیت خصوصی در اسلام؛ ص: 87
  4. رسائل فقهی (علامه جعفری)؛ ص: 128
  5. تحریر الوسیله - ترجمه؛ ج 2، ص: 327
  6. جهاد در آینه روایات؛ ج 2، ص: 160
  7. الأحزاب 33- 48.
  8. الحجّ 22- 39.
  9. وسائل الشیعه، ج 15، ص: 85
  10. آل عمران/167
  11. تفسیر نمونه، ج 3، ص: 166
  12. جهاد در آینه قرآن؛ ج 1، ص: 172
  13. الکافی (ط - الإسلامیه)؛ ج 5، ص: 52: بَابُ مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلِمَتِهِ .
  14. الکافی (ط - الإسلامیه)؛ ج 7، ص: 296: بَابُ قَتْلِ اللِّصِّ.
  15. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 5، ص: 52-فقیه، ج 4، ص 95 و وسائل، ج 18، ص 585 و مستدرک الوسائل، ج 3، ص 249.
  16. وسائل، ج 18، ص 588- از فروع کافی، ج 7، ص 297 و ج 11، ص 92.
  17. الکافی (ط - الإسلامیه)؛ ج 5، ص: 52-وسائل، ج 11، ص 93- از عیوم، ص 267.
  18. مستدرک الوسائل، ج 3، ص 242.
  19. وسائل ج 11، ص 91- از تهذیب ج 2، ص 52 و فروع کافی ج 1، ص 341.
  20. مسند احمد، ج 5، ص 295 و مصنف عبد الرزاق، ج 10، ص 16.
  21. مالکیت خصوصی در اسلام؛ ص: 93
  22. تحریر الوسیله - ترجمه، ج 2، ص: 333
  23. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 631
  24. مجمع المسائل (للگلبایگانی)؛ ج 3، ص: 236
  25. مجمع المسائل (للگلبایگانی)؛ ج 3، ص: 240
  26. استفتاءات (بهجت)؛ ج 4، ص: 352
  27. استفتاءات جدید (مکارم)، ج 1، ص: 348
  28. استفتاءات (امام خمینی)؛ ج 3، ص: 465
  29. مجمع المسائل (للگلبایگانی)؛ ج 1، ص: 538
  30. استفتاءات جدید (مکارم)؛ ج 3، ص: 353
  31. بقره، آیۀ 94.
  32. عوده، عبدالقادر، همان، ج 1، ص 476.
  33. محقق حلی، جعفربن حسن، شرایع الاسلام ، ص 189.
  34. کشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحکام -مولف: اصفهانی، فاضل هندی، محمد بن حسن
  35. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام ، ج 41، ص 651.
  36. وألاقوی وجوب الدفع عن النفس و الحریم مع الامکان و لایجوز الاستسلام، فإن عجز ورجا السلامه بالکف أو الهرب وجب. أما المدافعه عن المال، فإن کان مضطرّاً إلیه و غلب علی ظنه السلامه وجب وإلا فلا. مسالک الافهام، قم، مؤسسۀ معارف اسلامی، چاپ اول، 1419 ق، ج 15، ص 50.
  37. وسائل الشیعه؛ ج 15، ص: 119بَابُ 46 جَوَازِ قِتَالِ الْمُحَارِبِ وَ اللِّصِّ وَ الظَّالِمِ وَ الدِّفَاعِ عَنِ النَّفْسِ وَ الْحَرِیمِ وَ الْمَالِ وَ إِنْ قَلَّ وَ إِنْ خَافَ الْقَتْلَ وَ اسْتِحْبَابِ تَرْکِ الدِّفَاعِ عَنِ الْمَالِ
  38. مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، ج 22، ص: 185
  39. مجموعه ورام، ج 1، ص: 158
  40. فقه و حقوق (مجموعه آثار)، ج 20، ص: 405
  41. مسند احمد، ج 2، ص 223.
  42. عن العالم ع أن الله جل و علا خص رسوله بمکارم الأخلاق فامتحنوا أنفسکم فإن کانت فیکم فاحمدوا الله و إلا فاسألوه و ارغبوا إلیه فیها قال و ذکرها عشره الیقین و القناعه و البصیره و الشکر و الحلم و حسن الخلق و السخاء و الغیره و الشجاعه و المروءه و فی خبر آخر زاد فیها الصدق و الحیاء و أداء الأمانه - فقه الرضا؛ ص: 353