فرهنگ مصادیق:دفاع از آبروی مسلمین

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از دفاع از آبروی مسلمین)
پرش به: ناوبری، جستجو
دفاع از آبروی مسلمین

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ آبرو
۲ آبرو-اهل البیت
۳ چرا دفاع از آبروی مؤمن واجب است؟
۴ حقوق شهروندی. حق دفاع از ابرو و شخصیت شهروندان
5 آبرو - حدیث نت

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ پیمان شکنی با مسلمین
۲ جاسوسی علیه مسلمین
۳ دفن کافر در گورستان مسلمین
۴ تحریم روابط اقتصادی علیه مسلمین
۵ اهتمام به امور مسلمین
۶ تعلیم علوم مورد نیاز مسلمین
۷ حفظ استقلال اقتصادی مسلمین
۸ حفظ استقلال سیاسی مسلمین
۹ حفظ استقلال علمی فرهنگی مسلمین
۱۰ حفظ ناموس مسلمین
۱۱ افشای عیب مسلمین
۱۲ رجوع به قاضی غیر مسلمان در دعاوی مسلمین
۱۳ حفظ آزادی مسلمین
۱۴ حفظ استقلال مسلمین
۱۵ حفظ آبروی مؤمن
۱۶ دفاع از جان مسلمین
۱۷ دفاع از مال مسلمین
۱۸ دفاع از اسلام
۱۹ دفاع سایبری
۲۰ دفاع از کشور
۲۱ دفاع از ناموس
۲۲ دفاع از نفس
۲۳ دفاع
۲۴ وکالت و دفاع از مجرمان
۲۵ فرار از دفاع
۲۶ سهل انگاری در دفاع و جهاد

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-21-12-95
کلید واژه: آبرو-عرض- حیثیت-شرف-سب-قذف-ماءالوجه-عزت-وجیه

مقدمه

آبرو بر حیثیّتى از انسان اطلاق مى شود که مورد ستایش یا سرزنش واقع مى گردد، خواه در خود او باشد یا در خانواده و کسانى که به گونه اى با او پیوند دارند. از آبرو به ناموس نیز تعبیر مى شود آبرو لفظ فارسی که معادل عربی آن عِرض و ماء الوجه است. این عنوان در باب هاى گوناگون فقهى مانند طهارت، صلات، حج، جهاد و تجارت مورد توجّه و موضوع احکامى قرار گرفته است. شریعت اسلام براى آبروى انسان همانند جان او ارزش ویژه اى قائل شده است؛ تا آنجا که دفاع از آن را واجب کرده و ریختن خون تجاوز کننده به آن را در بعضى موارد با شرایطى، جایز شمرده است و نیز ترک مهم ترین واجبات را در راستاى حفظ آن، روا دانسته است. براى مثال، رفتن به حج [۱] ، ادامۀ نماز [۲]، فراهم آوردن آب براى وضو و غسل [۳] و یا امر به معروف و نهى از منکر، اگر موجب به خطر افتادن آبروى انسان شود [۴] وجوب آنها ساقط می شود. امنیت در حقوق اسلامى تنها در مورد جان و مال و عمل و حقوق و آزادی هاى انسان صادق نیست بلکه شامل شخصیت و شرف و حیثیت وی مى باشد.
انسان چهار سرمایه دارد که همه آنها باید محفوظ باشد: جان، مال، ناموس و آبرو. تعبیرات آیات و روایات اسلامى نشان مى دهد که آبرو و حیثیت افراد همچون مال و جان آنها محترم بلکه از بعضى جهات مهمتر است! اسلام مى خواهد در جامعه اسلامى امنیت کامل حکم فرما باشد نه تنها مردم در عمل و با دست به یکدیگر هجوم نکنند، بلکه از زبان مردم، و از آن بالاتر از اندیشه و فکر ناروا درباره آنان نیز در امان باشند، و هر کس احساس کند که دیگرى حتى در منطقه افکار و اوهام خود تیر تهمت به سوى او نشانه گیرى نمى کند، و این امنیتى در بالاترین سطح است که جز در یک جامعه مذهبى و مؤمن امکان پذیر نیست.
دفاع از آبروی خود و سایر مسلمین مصداق معروف اجتماعی است که باید در جامعه ترویج شود. مسأله وجوب دفاع از آبرو از جمله مسائل حیاتى است که باید همگان توجه عمیق ترى نسبت به آن مبذول دارند. انسان در موضوع آبروی دیگران سه حالت دارد: 1. دفاع از آبروی دیگران 2. بی تفاوتی نسبت به آبروی دیگران 3. تجاوز و هجوم به شرف و آبروی دیگران. همانگونه که مسلمان در برابر جان و مال مسلمان مسئول است، در مساله آبرو هم وظیفه دارد. نه تنها به آبروی دیگران تجاوز نکند بلکه باید از شرف و شخصیت اجتماعی آنان دفاع نماید.

احترام در انسان

انسان ها از جهت احترام و عدم احترام و چگونگى آن دو دسته اند :
الف) برخى داراى احترام ذاتى و بالاصاله مى باشند و آن مسلمان مؤمن است .
ب) برخى انسان ها داراى احترام عَرَضى مى باشند؛ و این نوع احترام شامل کفاری مى شود که در سایۀ عقد ذمّه یا امان یا هدنه (آتش بس) براى آنها پدید می آید. [۵]
در عموم مسلمین سه چیز داراى احترام است: 1- جان، 2- عِرض (آبرو و ناموس)، 3- مال. [۶]
کسانى که داراى احترام ذاتى اند آسیب رساندن به آنها حرام است و همچنین حفظ و دفاع از جان و مال و آبروی آنها واجب است.
کسانى که احترامشان عارضى است قتل(و بردن آبروی) آنها جایز نیست و اگر به دست مسلمان کشته شوند یا جراحتى به آنها وارد آید دیه ثابت مى شود. [۷]
نتیجه:
1- آسیب رساندن به آبروی برخى انسان ها حرام و حفظ آنها از خطرات و دفاع از آنها واجب است و آن در کسانى است که مانند مؤمن داراى احترام ذاتى اند.
2- آسیب رساندن به آبروی برخى انسان ها حرام است ولى حفظ و دفاع از آنها واجب نیست و آن دربارۀ کسانى است که داراى احترام عارضى اند مانند اهل ذمه و معاهد. مگرمظلوم شناخته شود که دفاع از مظلوم در تفکر اسلامی در صورت توان واجب است.
3- آسیب رساندن و قتل برخی افراد با شرایطى واجب و حفظ و دفاع از آنها حرام است؛ مانند کافر حربى.
بنابراین انسان ها به دو قسم واجب الحفظ و الدفاع و واجب القتل تقسیم می شوند.

دفاع از آبرو از منظر قرآن

از منظر قرآن کریم آبرو در دنیا و آخرت و از نظر خدا و خلق از اهمیت بالای برخودار است تا جایی که در مورد حضرت عیسی(علی نبینا و آله و علیه السلام) می فرماید: إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَهٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجیهاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ؛ همانا خداوند تو را به کلمه اى از جانب خود (به فرزندى که به گفتار «کن» در رحم ایجاد شود) که نامش مسیح عیسى بن مریم است مژده مى دهد که صاحب آبرو (جلال و احترام) در دنیا و آخرت و از مقربان (درگاه خدا) است. [۸] همچنین در سوره احزاب می فرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَکُونُوا کَالَّذینَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ کانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجیهاً؛ اى کسانى که ایمان آورده اید، (درباره پیامبر) همانند کسانى نباشید که موسى را (به اتهام رابطه غیر مشروع یا کشتن هارون) آزردند، پس خداوند او را از آنچه گفتند تبرئه کرد، و او در نزد خدا آبرومند بود. [۹]
در این دو آیه خداوند سبحان دو نفر از انبیاء بزرگ و اولوالعزم خود را با صفت آبرومند توصیف می کند، و این آیات اهمیت و جایگاه بالای آبرو را می رساند، آبرو یکی از لوازم زندگی در دنیا است. آبرو منحصر به دنیا نیست بلکه قرآن کریم می فرماید دعای افراد خردمند در دنیا این است که: رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِکَ وَ لا تُخْزِنا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ؛ پروردگارا، و آنچه را که بر زبان فرستادگانت به ما وعده داده اى به ما عطا کن و در روز قیامت ما را خوار و رسوا(بی آبرو) مگردان، که تو هیچ گاه خلف وعده نمى کنى. [۱۰]
آیات دیگری هم باتوجه به احادیث بر حفظ و دفاع از آبرو دلالت دارد، قرآن کریم می فرماید: وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى مَیْسَرَهٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ و اگر (بدهکار) تنگدست بود پس (بر شماست) مهلت دادن او تا وقت توانایى. و صدقه دادن شما (گذشت از اصل بدهى) براى شما بهتر است اگر بدانید. [۱۱]
امام صادق علیه السّلام فرمود: معنای جملۀ «إن کنتم تعلمون» اینست که «إن کنتم تعلمون أنّه معسر». یعنى اگر بدانید که او تنگدست است، پس وام او را ببخشید[و از آبروی او دفاع کنید]، زیرا که آن براى شما بهتر است. (و شکّ نیست که حفظ حیثیّت و آبروى شخص مؤمن و آزاد کردن فکر او از اندیشۀ وام و بدهکارى براى شما نیز از دراهمى معدود سودمندتر است). [۱۲]

دفاع از آبروی مسلمین از منظر روایات

شمار زیادى از روایات دلالت دارند بر اینکه حفظ آبروی مسلمین واجب است و باید در مقابل کسی که شرف و حیثت مسلمین را هدف قرار داده از آبروی آنان دفاع کرد، به برخی از این روایات اشاره می کنیم:
روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خطاب به اصحاب خود فرمودند: فَأَیُّکُمُ الْیَوْمَ دَفَعَ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ؛ کدام یک از شما امروز از آبروی برادر دینی خود دفاع کرده؟ قَالَ عَلِیٌّ(علیه السلام) أَنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ مَرَرْتُ بِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ أُبَیٍّ وَ هُوَ یَتَنَاوَلُ عِرْضَ زَیْدِ بْنِ حَارِثَهَ فَقُلْتُ لَهُ اسْکُتْ لَعَنَکَ اللَّه؛ امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود یا رسول الله من از آبروی برارد خود دفاع کردم، هنگامی که بیرون از خانه بودم عبد بن ابی را دیدم که آبروی زید بن حارثه را می برد، به عبد الله بن ابی گفتم ساکت شو خدا لعنتت کند. [۱۳]
امام عسکری(علیه السلام) در ارزش و اهمیت دفاع از آبروی مسلمین می فرماید: وقتی کسی در جلسه ای حاضر شد که دیگران آبروی برادر دینی او را می برند، اگر از آبروی مؤمن دفاع کند، و نگذارد که آبروی او برود، فرشتگان بیت المعمور به نزد خداوند می روند و آن شخص را خیلی مدح می کنند و از خداوند تقاضا می کنند که مقام وجایگاه او را بالا ببر، خداوند می فرماید: به عدد هر فرشته ای به او درجه ای از کاخها، باغها، درختان و.......بهشت را می دهم که تمام خلق نمی توانند آنها را بشمارند. [۱۴]
در روایتی ابو درداء از پدرش نقل مى کند که مردى نزد پیغمبر(صلی الله علیه و آله) در باره شخص دیگر سخنى گفت. یکى از خویشاوندان آن شخص از او دفاع کرده و گفته آن مرد را ردّ کرد، آنگاه حضرت فرمود: مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ کَانَ لَهُ حِجَاباً مِنَ النَّار؛ اگر کسی از آبرو و حیثیّت برادرش دفاع کند مصون از آتش دوزخ خواهد بود. [۱۵]
همچنین امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّهُ الْبَتَّهَ؛ اگر کسی از آبروى برادر مسلمانش دفاع کند، بى شکّ بهشت برایش واجب مى شود. [۱۶]
پیغمبراکرم(صلی الله علیه و آله) در آخرین خطبه ای که در مدینه ایراد کردند فرمودند: َ مَنْ رَدَّ عَنْ أَخِیهِ غِیبَهً سَمِعَهَا فِی مَجْلِسٍ رَدَّ اللَّهُ عَنْهُ أَلْفَ بَابٍ مِنَ الشَّرِّ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ فَإِنْ لَمْ یَرُدَّ عَلَیْهِ کَانَ عَلَیْهِ وِزْرُهُ کَوِزْرِمَنِ اغْتَاب ؛ هر کس غیبت برادرش را در مجلسى بشنود و از او دفاع کند و جلو غیبت از او را بگیرد خدا هزار نوع شرّ را در دنیا و آخرت از او دور مى کند، و اگر جلو غیبت را نگیرد، بلکه خوشش هم بیاید، گناه و کیفرش به اندازه معصیت غیبت کننده خواهد بود. [۱۷]
در روایتی امام صادق(علیه السلام) فرمود: مَنِ اغْتِیبَ (اعیب) عِنْدَهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فَلَمْ یَنْصُرْهُ وَ لَمْ یَدْفَعْ عَنْهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ وَ عَوْنِهِ فَضَحَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ [۱۸].اگر پشت سر کسی غیبت یا عیب جویی می کنند، و برادر دینی او قادر به دفاع کردن باشد و دفاع نکند، خداوند او را در دنیا و آخرت بی آبرو می کند. همچنین حضرت فرمودند: ما مِنْ مُؤْمِنٍ یَخْذُلُ أَخَاهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ إِلَّا خَذَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ [۱۹]؛ اگر مومنی خوارشود و برادر دینی او قادر به دفاع از او باشد ولی دفاع نکند، خداوند او را در دنیا و آخرت خوار می کند.
پیغمبراکرم(صلی الله علیه و آله) در روایتی فرمودند: کُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ دَمُهُ وَ مَالُهُ وَ عِرْضُه ؛ خون و آبرو و مال مسلمان بر مسلمان حرام است. [۲۰]
امیرالمومنین(علیه السلام) در مورد حقوق متقابل دوستی فرمود: لَا یَکُونُ الصَّدِیقُ صَدِیقاً حَتَّى یَحْفَظَ أَخَاهُ فِی ثَلَاثٍ فِی نَکْبَتِهِ وَ غَیْبَتِهِ وَ وَفَاتِه [۲۱] دوست هنگامی دوست است که سه تا ویژگی داشته باشد، در هنگام بلا و سختی، پشت سر، بعد از مرگ حامی و دفاع کننده دوست باشد.
امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود: ِ إِنَّ أَفْضَلَ الْفِعَالِ صِیَانَهُ الْعِرْضِ بِالْمَالِ ؛ بهترین کارها حفظ آبرو با مال است!» [۲۲] و نیز مى فرماید: لَمْ یَذْهَبْ مِنْ مَالِکَ مَا وَقَى عِرْضَکَ؛ مالى که آبرویت را حفظ کند، از دست نرفته است.»همچنین مى فرماید: الْکَرِیمُ مَنْ صَانَ عِرْضَهُ بِمَالِهِ وَ اللَّئِیمُ مَنْ صَانَ مَالَهُ بِعِرْضِه ؛ از بزرگوارى است که انسان جان دهد و آبرویش را حفظ کند و از فرومایگى است که انسان مالش را نگه دارد و آبرویش را بریزد.» [۲۳]
در کتاب دعائم الاسلام از امام صادق علیه السلام روایت مى شود که فرمود: هرکس به چیزى از آبرو یا مال مسلمانى دستبرد زند، واجب است از حقّى که آن شخص برعهده وى دارد، از او درخواست حلالیت کند و از مسئولیت آن بیرون آید و پس از مرگ وى، نسبت به مال با وارثانش حساب خود را پاک کند و نسبت به کارهایى که با او انجام داده، باید در پیشگاه خداوند توبه کند تا پروردگار از پشیمانى و توبه و بیزارى وى از کارهاى گذشته اش بگذرد. [۲۴]
پیغمبراکرم(صلی الله علیه و آله) در روایتی فرمودند: مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ بِالْغِیبَهِ کَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَرُدَّ عَنْ عِرْضِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ؛ کسی که از آبروی برادر دینی خود هنگام غیبت دفاع کند، خداوند روز قیامت آبروی او را حفظ می کند. [۲۵]
پیغمبراکرم(صلی الله علیه و آله) در روایتی فرمودند: مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ کَانَ لَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ حِجَابٍ مِنَ النَّار؛ کسی که از آبروی برادر دینی خود دفا کند، هفتاد هزار مانع از آتش جهنم به نصیب او می شود. [۲۶]

اقسام آبرو

گاهی آبرو مربوط به دنیا است: مثلا اظهار فقر سبب بی آبرویی در دنیا می شود، قرآن کریم می فرماید حضرت لوط خطاب به قومش گفت: قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَیْفی فَلا تَفْضَحُونِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ؛ لوط گفت: اینان مهمانان منند، مرا (با کار ننگینتان) رسوا مکنید و از (عذاب) خدا پروا کنید و مرا خوار و سرافکنده [بی آبرو] نسازید. [۲۷]
گاهی آبرو مربوط به قیامت می شود: مثلا گناه در دنیا سبب بی آبرویی در قیامت می شود، قرآن کریم می فرماید حضرت ابراهیم دعا می کرد: وَ لا تُخْزِنی یَوْمَ یُبْعَثُونَ؛ و در آن روز که مردم برانگیخته مى شوند، مرا شرمنده و رسوا [بی آبرو] مکن! [۲۸]
آبرو در دنیا عبارت است از آبروی صادق و کاذب؛ یعنی بعضی مواقع در حقیقت آبرو کسب می کنیم که آبروی صادق است، ولی بعضی مواقع خیال می کنیم آبرو کسب می کنیم و در واقع آبرویی کسب نکرده ایم، بلکه توهم و خیال کرده ایم که آبرو داریم. گاهی هم خیال می کنیم آبروی ما از بین رفته ولی در حقیقت آبروی ما از بین نرفته است، باید توجه داشته باشیم که آبروی حقیقی کسب آبرو در محضر الهی است.
خالد طیالسى مى گوید: «محمد بن مسلم از توانگران کوفه و بزرگان و بلندپایگان آن شهر بود. نزد امام باقر(علیه السلام) مى رفت. امام علیه السلام به وى فرمود: بشارت باد بر فروتنان! تواضع و فروتنى پیشه کن! محمد بن مسلم با آن موقعیت اجتماعى طبق خرمایى برداشت و در کنار مسجد مشغول خرما فروشى شد. خویشاوندان وى [پس از آگاهى از این موضوع] نزد او آمدند و گفتند: ما را رسوا و بى آبرو کردى! محمد بن مسلم پاسخ داد: سرورم به من دستورى داده است و من از جاى خود حرکت نمى کنم تا این طبق خرما را بفروشم. آنان گفتند: اگر از این کار خود دست بردار نیستى، دست کم در بازار آسیاب گران بنشین! سپس آسیابى به وى دادند و محمد بن مسلم بر در مغازه اش مى نشست و آسیاب مى کرد.» [۲۹]
هدف محمد بن مسلم کسب آبروی صادق بود زیرا او به امر امام باقر(علیه السلام) و برای کسب آبرو در قیامت این کار را کرد، و حرف خویشاوندان او آبروی کاذب بود چون آنها خیال می کردند به صِرف اینکه یکی از بستگان آنها به بازار رود و مانند افراد عادی خرید و فروش کند آبروی آنها در دنیا رفته است.

عوامل کسب و کاهش آبرو

بعضی مواقع با تقید و تکلف های ساختگی می خواهیم برای خودمان آبرو و پرستیژ درست کنیم، در حالی که این آبروی کاذب است، و توهماتی بیش نیست. عواملی که از نگاه دین سبب آبرو واقعی می شوند عبارت اند از:
1. جهاد: جهاد و دفاع از مملکت اسلامی سبب آبروی مسلمین و نظام اسلامی در مقابل دشمنان می شود، حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام) در خطبه فدکیه که در آن فلسفه احکام نیز بیان شده است، فرمودند: الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَام .....؛ خداوند جهاد را واجب کرد، زیرا سبب عزت و آبروی اسلام می شود. [۳۰]
2. بی نیازی و استغناء از مردم: مردی خطاب به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) گفت که یا رسول الله به من چیزی یاد بده که خداوند و مردم مرا دوست داشته باشند، حضرت فرمود: ارْغَبْ فِیمَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبَّکَ اللَّهُ وَ ازْهَدْ فِیمَا عِنْدَ النَّاسِ یُحِبَّکَ النَّاسُ [۳۱]؛ به چیزهایی که نزد خداوند است رغبت داشته باش تا خداوند تو را دوست داشته باشد، و از چیزهایی که نزد مردم است دل نبند تا مردم تو را دوست داشته باشند.
3. انجام واجبات و ترک محرمات: اگر کسی بندگی کند، واجبات را انجام دهد و از معصیت دوری کند، خداوند او را در بین مردم با آبرو می کند. امیرالمومنین(علیه السلام) فرمودند: مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ [۳۲]؛ کسی که رابطه بین خود و خداوند را درست کند(به دستورات خداوند عمل کند)، خداوند رابطه بین او و مردم را درست می کند. همچنین امام باقر(علیه السلام) در روایتی فرمودند وقتی زلیخا حضرت یوسف را دید که عزیز مصر شده است گفت: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْعَبِیدَ مُلُوکاً بِطَاعَتِهِ، وَ جَعَلَ الْمُلُوکَ عَبِیداً بِمَعْصِیَتِه؛ حمد و سپاس مختص خدایی است که یک بنده به واسطه عبادت او به پادشاهی می رسد، و شاهان را به واسطه معصیت بنده می کند. [۳۳]
4. دعا و درخواست آبرو از خداوند: معروف بن خرّبوذ از یکى از دو امام- امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام- روایت کرده است که فرمود: در قنوت وتر این دعا را بخوان: اللّهمّ، إن رفعتنى فمن ذا الذى یضعنى، و إن وضعتنى فمن ذا الّذى یرفعنى؛ بارخدایا اگر تو مرتبۀ مرا بلند سازى کیست که مرا پست سازد؟ و اگر تو مرا پست و خوار سازى چه کسى تواند که مرا بلند گرداند؟ [۳۴]
5. پرهیز از تقلید و توهمات ساختگی: مثلا برخی از جوانان خیال می کند تقلید از فرهنگ غرب در پوشش و رفتار سبب آبرو می شود، یا برخی از زنان خیال می کنند با آرایش کردن و جلب توجه برای نا محرم آبرو کسب می کنند، همچنین بعضی از افراد خیال می کنند رعایت حدود الهی و تکالیف شرعی سبب کاهش آبرو می شود؛ مثلا در مجامع عمومی نماز نمی خوانند و نسبت به دستورات دین در مجامع عمومی بی تفاوتی می کنند.
6. صرف پول در جای درست، همچنین قناعت: امیرالمومنین(علیه السلام) فرمودند: «با بخشیدن اموالتان، آبرویتان را حفظ کنید. افزایش اموال با کاهش آبرو، پستى است.» [۳۵]
7. ارتباط با افراد شریف و با آبرو: امام صادق علیه السّلام فرمود: بپرهیزید از ارتباط با سفلگان و مردمان پست که عاقبتش به خیر نخواهد بود. [۳۶] بنابراین داشتن فرزندان صالح و خانواده آبرومند سبب آبروی انسان می شود.

دفاع از آبرو در منابع فقهی

دفاع از آبروی مسلمین از اهمیت بالایی برخوردار است که در منابع فقهی اهمیت آن بیان شده است. به برخی از اقوال علماء اشاره می کنیم:
در کتاب جواهر الکلام آمده است: آبرو و ناموس آدمى همچون جان او از حرمت ویژه اى برخوردار است. از این رو حفظ آن در برابر تعرض کنندۀ به آن، واجب است؛ خواه نسبت به آبروى خود انسان باشد [۳۷] یا آبروى مسلمانى دیگر [۳۸].
امام خمینی(رضوان الله علیه) در کتاب تحریر الوسیله در مورد حفظ و دفاع از آبرو می فرماید: در وقتى که نسبت به جان خود و یا جان محترم دیگر یا بر آبرو یا مالش که قابل توجّه باشد و مانند اینها، ترس داشته باشد، مى تواند نماز را قطع کند، بلکه در بعضى از این حالات قطع نماز واجب است. امّا اگر نماز را قطع ننماید گناه کرده ولى نمازش صحیح است. [۳۹] همچنین می فرماید: با داشتن توانایى عقلى انجام حج واجب است مگر آنکه انجام آن همراه حرج باشد یا موجب ضرر بر جان یا آبرو یا مال گردد و آن ضرر موجب حرج بر او باشد. [۴۰]
وجوب جهاد دفاعى در تمام اقسام آن (دفاع از مال، جان، آبرو و حیثیت اجتماعى مسلمانان) بدون تردید مشروط به حضور و اجازۀ امام نیست. [۴۱]
دفاع از آبروى خود و هر فرد محترم دیگرى در صورت ظنّ به سلامت جان، و نیز دفاع از ناموس در برابر تجاوزگر یا کسى که به انگیزۀ اطّلاع بر ناموس مسلمانى به درون خانۀ او سر مى کشد، واجب است؛ هر چند به کشتن تجاوزگر و نگاه کننده بینجامد. [۴۲]
حکم آبرو و مال انسان محترم، همچون حکم جان او است، یعنى تعرّض به آن ها حرام است؛ و نسبت به آبرو حفظ و دفاع از آن واجب است. [۴۳]
اسلام به مسأله امنیت مسکن اهمیت فوق العاده قائل است و بدون اجازه ورود به مسکن دیگران را ممنوع حتى نگاه کردن به داخل خانه و محل سکونت مستور مردم را از مجوزات دفاع مشروع مى شمارد تا آنجا که اگر شخص متجاوز به هنگام دفاع صاحب خانه کشته شود خونش هدر خواهد بود. [۴۴]

وظیفه حکومت در دفاع از آبروی مسلمین

حقوق رعیّت بر والى سه چیز است:
اول حفظ جان و مال و ناموس و عِرض (آبرو).
دوّم حفظ آزادى در روش و سلوک و آداب.
سوّم رسیدگى به ما یحتاج آنها از قبیل:سلامتى و صحّت و بهداشت و منزل و غذا و رفع فقر و مسکنت و عُسرت؛ و همچنین پاسداری از حقوق معنوى مثل سلامت روح و نفس و ایمان و حفظ معتقدات و خواهشهاى معنوى و روحى، و آزادی در معابد و مساجد و عبادات، و بطور کلّى تسهیل در دسترسى به فرهنگ اصیل اسلام و بر عهدۀ والى است که نسبت به رعیّت رعایت کند. [۴۵]
امّا حفظ و دفاع از اعراض نیز بر عهدۀ حاکم است. حاکم نباید بگذارد آبروى شخص مسلمان ریخته شود. در حکومت های غیر اسلامی حفظ اخلاق و عقیده و ایمان بر عهدۀ آنها نیست. فقط نسبت به حفظ مسائل مادی احساس مسئولیت می کنند.حاکم باید از بیت المال مسلمین به فقراء کمک کند و از صدقات آنها را بهره مند گرداند؛ و از هر ممرّى که مى تواند طبق قواعد و دستوراتى که از شرع و سنّت پیغمبر صلّى الله علیه و آله رسیده است باید مستمندان را محترمانه اداره کند. البته نه اینکه حاکم آنها را در منازل خود نشانده از کسب و کار بیندازد تا سربار جامعه شوند، بلکه همزمان با کسب و کار، کمبود ما یحتاج آنها را تأمین نماید. إسلام دین تن پرورى نیست. حاکم وظیفه دارد اداره اى تشکیل بدهد و به نیاز مردم رسیدگى کند. بسیارى از مردم نیازمندند و داراى شخصیّت و آبرو که حتّى برادر و اقوام نزدیک و همسایگان از حال آنها خبر ندارند و در عسرت زندگى مى کنند. بر عهدۀ حاکم است که به اینها رسیدگى کند و نیاز آنها را در سرحدّ کفایت، نه بیشتر تامین نماید. [۴۶]

گدایی

همانطور که دفاع از آبروی مسلمین واجب است، حفط آبرو توسط خود شخص هم واجب است و مؤمنین نباید کاری انجام دهند که آبروی آنها از بین برود، یکی از کارهایی که آبروی مؤمنین را از بین می برد، کار افرادى است که توانایی کار دارند، ولى خود را به تنبلى و گدائى مى زنند. حاکم شرع نباید به آنها چیزى بدهد، بلکه باید اینها را بگیرد و تعزیر کند تا دست از تکدّى بردارند؛ چون تکدّى در اسلام حرام است، در هر لباسى که باشد!
در خیلى از مواقع إنسان افرادى را مشاهده مى کند که نیازمند نیستند تکدّى مى کنند و آبروى خود و جامعه اسلامی را از بین مى برند و هیچ ابائى هم ندارند؛ و افرادى را هم انسان مى بیند که در نهایت عفّت و حیا از دنیا مى روند و پول ندارند به طبیب مراجعه کنند. این یکى از وظائف مهمّ حاکم است که به أعراض مردم رسیدگى کند [۴۷].
امام صادق(علیه السلام) فرمود: إِنَ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهَا وَ لَمْ یُفَوِّضْ إِلَیْهِ أَنْ یَکُونَ ذَلِیلًا أَمَا تَسْمَعُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ [۴۸] فَالْمُؤْمِنُ یَکُونُ عَزِیزاً وَ لَا یَکُونُ ذَلِیلًا ثُمَّ قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَعَزُّ مِنَ الْجَبَلِ إِنَّ الْجَبَلَ یُسْتَقَلُ مِنْهُ بِالْمَعَاوِلِ وَ الْمُؤْمِنَ لَا یُسْتَقَلُّ مِنْ دِینِهِ شَیْ ءٌ [۴۹]؛ خدا همه امور مؤمن را به خودش تفویض کرده است، لیکن اجازه نداده است که خوار و ذلیل باشد. آیا نشنیدى که خدا مى گوید:«وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ، عزت مخصوص خدا و پیامبر و مؤمنان است »؛ این است که مؤمن عزیز است و ذلیل نخواهد بود. آنگاه گفت: مؤمن عزیزتر و نیرومندتر از کوه است: از کوه با کلنگ مى توان چیزى کند، ولى از دین مؤمن هیچ چیز نمى توان کاست.
امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: الْمُؤْمِنُ حَرَامٌ کُلُّهُ عِرْضُهُ وَ مَالُهُ وَ دَمُهُ [۵۰]؛ خون و آبرو و مال مومن[بر خود او و دیگران] محترم است. [۵۱]
در دیوان منسوب به امیرالمومنین(علیه السلام) آمده است: لَنَقْلُ الصَّخْرِ مِنْ قُلَلِ الْجِبَالِ
أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ مِنَنِ الرِّجَالِ
یَقُولُ النَّاسُ لِی فِی الْکَسْبِ عَارٌ
فَقُلْتُ الْعَارُ فِی ذُلِّ السُّؤَال
حمل صخره ها از بالای کوهها پیش من بهتر از منت افراد است
مردم به من می گویند کسب و کار عار است، من می گویم عار و ذلت در درخواست کردن از دیگران است. [۵۲]
در منابع روایی احادیث فراوانی در مورد عزت نفس و دوری از ذلت آمده است.

آثار دفاع از آبرو مسلمین

با توجه به احادیث دفاع از آبروی مسلمین آثار زیادی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود.
1 محبوبیت بین مردم متدین: اگر مؤمنی از آبروی مسلمین دفاع کند، سبب محبوبیت آن مؤمن در بین متدینین می شود.
2 عزت و آبرومندی در جامعه: وقتی از آبروی مؤمنین دفاع شود، سبب عزت و آبرومندی مؤمنینی که از آنها دفاع شده است می شود، همچنین سبب آبرومندی شخص دفاع کننده می شود.
3 ورود به بهشت و دوری از جهنم: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: من ردّ عن عرض أخیه ردّ اللَّه عن وجهه النّار؛ کسی که از آبروی برارد دینی خود دفاع کند، خداوند صورت او را از آتش جنهم نجات می دهد. [۵۳]
4 کسب عزت و آبرو نزد خداوند: در روایات بیان شده کسی که از آبروی مؤمنی دفاع کند، خداوند به او عزت و آبرو می دهد، و کسی که آبروی مؤمنی را ببرد خداوند آبروی او را می برد. پیغمبراکرم(صلی الله علیه و آله) در روایتی فرمودند: مَنْ رَدَّ الْخَلَائِقَ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ بِالْغَیْبِ کَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أَنْ یَرُدَّ عَنْ عِرْضِهِ یَوْمَ الْقِیَامَه؛ هر کسی از آبروی برادر دینی خود (که در جلسه حاضر نیست) دفاع کند، خداوند در قیامت آبروی او را حفظ می کند(او را با آبرو می کند). [۵۴]
5 حفظ اتحاد اسلامی: وقتی مومنین از آبروی یکدیگر دفاع کنند دیگر کسی جرات ندارد آبروی مومنی را ببرد، و ریشه این منکر برچیده می شود، در نتیجه سبب وحدت و یکپارچگی بین آنها می شود.
6 تشکیل جامعه ای سالم: وقتی در جامعه افراد با ایمان از دیگر مومنین دفاع کنند، در این جامعه جان و مال و آبروی مومنین در امان است و جامعه ای سالم بدون بزه پدید می آید.

راهکارهای دفاع از آبرو مسلمین

به هر طریقی که دفاع از آبروی مسلمان امکان دارد باید از آبروی مسلمان دفاع کرد مثلا اگر آبروی مسلمان در رسانه یا محفل با زبان یا قلم برده می شود باید از آبروی او دفاع کنیم؛ پیغمبراکرم(صلی الله علیه و آله) در روایتی فرمودند: مَنْ سَمِعَ الْغِیبَهَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ کَانَ کَمَنِ اغْتَابَ؛ کسی که غیبت برادر دینی خود را بشنود و هیچ عکس العملی نشان ندهد، مثل غیبت کننده[گناه کار] است. [۵۵] اگر قادر به دفاع نیستم به قصد اعتراض و مخالفت از مجلس خارج شویم یا اگر می دانیم در آن مجلس آبروی مسلمانی برده می شود در آن حاضر نشویم؛ امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد در مجلسی که به امامی دشنام داده شود یا غیبت مسلمانی شود حاضر نمی شود [۵۶]. البته گاهی مواقع با سخنرانی یا نوشتن بیانیه و پیام در فضای مجازی و مطبوعات باید از آبروی مسلمان دفاع کرد، در برخی موارد با ساختن فیلم و عکس باید دفاع کرد، دفاع از آبروی مسلمین نسبت به مکان، زمان و شرائط افراد فرق می کند، ولی تکلیف ساقط نمی شود مگر اینکه جان انسان در خطر باشد.
دفاع از آبروی مسلمین به سه اقدام اجتماعی نیاز دارد:

تربیت اخلاقی

کسی که می خواهد از آبروی مسلمین دفاع کند، باید شخصی شجاع و نترس باشد ، شخص ترسو نمی تواند از آبروی مسلمین دفاع کند. امام کاظم(علیه السلام) فرمود: خداوند به پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) ده ویژگی عنایت فرمود، خودتان را امتحان کنید، اگر شما هم این ده ویژگی را داشتید خدا را شکر کنید، اگر نداشتید تلاش کنید و از خداوند بخواهید که به شما عطاء کند، این ده ویژگی عبارتند از: یقین، قناعت، بصیرت، شکر، حلم، حسن خلق، سخاوت، غیرت، شجاعت، مروت. [۵۷]
اگر کینه و اختلاف های شخصی کنار گذاشته شود، اولا کسی آبروی دیگری را نمی برد، ثانیا سایر افراد از آبروی دوستان خود دفاع می کنند. در روایتی امام رضا(علیه السلام) فرمودند: إیَّاکَ وَ الْخُصُومَهَ فَإِنَّهَا تُورِثُ الشَّکَّ وَ تُحْبِطُ الْعَمَلَ وَ تُرْدِی بِصَاحِبِهَا وَ عَسَى أَنْ یَتَکَلَّمَ بِشَیْ ءٍ لَا یُغْفَرُ لَهُ؛ از دشمنی و کینه دوری کنید که دشمنی سبب شک [در اعتقادات] و اعمال انسان را از بین می برد، در دشمنی ممکن است انسان حرفی را بزند که آمرزیده نشود. [۵۸] در این روایت حضرت تصریح می کنند، گاهی مواقع در دشمنی انسان حرفی علیه طرف مقابل می زند، که خداوند او را نبخشد، باید عادت کنیم که نسبت به دیگران دشمنی و کینه نداشته باشیم.

فعالیت فرهنگی

تبیین و تبلیغ وجوب دفاع از آبروی مسلمان؛ برخی از افراد نمی دانند که دفاع از آبروی مسلمان واجب است و نسبت به این حکم جاهل هستند، اگر این حکم تبیین و ترویج داده شود، مومنین در مقابل آبروی ریزی سکوت نمی کنند.

برنامه ریزی اجرایی

مسئولین باید از آبروی مسلمین دفاع کنند و همچنین خود آنها کاری نکنند که در جامعه آبروی مسلمین برده شود. مثلا رسانه های عمومی مثل صدا وسیما و مدیران گزینش ها و قضات باید هنگام صدور حکم و اطلاع رسانی و داوری کاملا هوشیارانه عمل کنند و مراقب آبروی مردم باشند. و مردم را در روش برخود با شایعات واکسینه کنند و اطلااعات سیاسی آنها را بالا ببرند.

فهرست منابع

1. قرآن کریم
2. نهج البلاغه( للصبحی صالح)-شریف الرضى، محمد بن حسین -ناشر: هجرت -مکان چاپ: قم
3. استفتاءات جدید - تبریزى، جواد بن على -مکان چاپ: قم- ایران
4. الأمالی( للصدوق)-ابن بابویه، محمد بن على -ناشر: کتابچى
5. الأمالی( للمفید)-مفید، محمد بن محمد-ناشر: کنگره شیخ مفید
6. بحار الأنوار( ط- بیروت)-مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى -ناشر: دار إحیاء التراث العربی -مکان چاپ: بیروت
7. تفسیر نور الثقلین-عروسى حویزى عبد على بن جمعه-قرن: یازدهم-ناشر: انتشارات اسماعیلیان
8. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال -ابن بابویه، محمد بن على -ناشر: دار الشریف الرضی للنشر
9. الخصال -ابن بابویه، محمد بن على -ناشر: جامعه مدرسین
10. جامع المسائل -گیلانى، فومنى، محمد تقى بهجت -ناشر: دفتر معظم له
11. الجعفریات( الأشعثیات)-ابن اشعث، محمد بن محمد-ناشر: مکتبه النینوى الحدیثه
12. دعائم الإسلام -ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى -ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام
13. العروه الوثقى فیما تعم به البلوى -یزدى، سید محمد کاظم طباطبایى ناشر: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
14. قرب الإسناد( ط- الحدیثه)-حمیرى، عبد الله بن جعفر-تاریخ وفات مؤلف: نیمه دوم قرن 3 ق -مؤسسه آل البیت
15. کافی-کلینى، ابو جعفر، محمد بن یعقوب -ناشر: دار الکتب الإسلامیه
16. مبانى فقهى حکومت اسلامى -مترجم: صلواتى، محمود و شکورى، ابو الفضل -ناشر: مؤسسه کیهان
17. مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسى)، 56 جلد، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ه‍ ق
18. من لا یحضره الفقیه -قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابویه -ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه
19. المؤمن -کوفى اهوازى، حسین بن سعید-تاریخ وفات مؤلف: قرن 3-ناشر: مؤسسه الإمام المهدی علیه السلام
20. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل -نورى، حسین بن محمد تقى -ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام
21. مجموعه ورّام،ترجمه تنبیه الخواطر-ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى - وفات مؤلف: 605 ق -آستان قدس
22. منابع فقه شیعه -بروجرى، آقا حسین طباطبایى- ناشر: انتشارات فرهنگ سبز
23. وسائل الشیعه-شیخ حر عاملى، محمد بن حسن -ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام
24. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت-جمعى ازپژوهشگران زیرنظر شاهرودى، سید محمود -دائره المعارف فقه
25. جواهر الکلام فی ثوبه الجدید -- نجفى، صاحب الجواهر، محمد حسن -ناشر: مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى
26. المکاسب المحرمه و البیع و الخیارات-دزفولى، مرتضى بن محمد امین انصارى -: کنگره بزرگداشت شیخ انصارى
27. المکاسب المحرمه -خمینى، سید روح اللّه موسوى -ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى قدس سره
28. تحریر الوسیله -خمینى، سید روح اللّه موسوى -ناشر: مؤسسه مطبوعات دار العلم
29. فقه سیاسى -زنجانى، عباس على عمید -ناشر: انتشارات امیر کبیر
30. ولایت فقیه در حکومت اسلام -تهرانى، سید محمد حسین حسینى -ناشر: انتشارات علامه طباطبایى

کتب و مقالات

1. آیات تمدن، آیه اول هتک حیثیت و آبروی اشخاص ممنوع-مراب داراب پور
2. پرواز به سوی آبرو-محمد رضا رجایی- ناشر: کیاراد اصفهان
3. حفظ آبرو-منصور کریمیان- ناشر: فارابی تهران
4. جرائم الاعتداء علی الشرف و الاعتبار بین الشریعه و القانون-عزت حنین
5. جرائم العرض و الحیاه العام-حامد ابراهیم طنطاوی
6. دفاع از جان، مال، آبرو-افشین طباطبایی- ناشر: کهن دژ اصفهان
7. راز آبرومندی-مهدی قربان زاده
8. عوامل حفظ آبرو-فاطمه حبیبی-قم
9. حفظ آبرو- محمد رضا گلپایگانی-مجله اصلاح و تربیت-تیر 75
10. حفظ آبروی مؤمنین-امیر گروسی

پانویس

  1. العروه الوثقى 1/ 34- 35.
  2. توضیح المسائل مراجع/ م 34.
  3. العروه الوثقى 1/ 180.
  4. العروه الوثقى 2/ 453.
  5. جواهر، ج 21، ص 81 و 277 و ج 4، ص 82؛ حدائق، ج 19، ص 264.
  6. جواهر، ج 27، ص 195.
  7. همان، ج 5، ص 114- 118.
  8. آل عمران/45
  9. احزاب/69
  10. نساء/194
  11. بقره/280
  12. من لا یحضره الفقیه - ج 2، ص: 364
  13. بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج 41 ؛ ص21
  14. وَ مَنْ حَضَرَ مَجْلِساً وَ قَدْ حَضَرَ فِیهِ کَلْبٌ- یَفْتَرِسُ عِرْضَ أَخِیهِ الْغَائِبِ وَ اتَّسَعَ جَاهُهُ فَاسْتَخَفَّ بِهِ، وَ رَدَّ عَلَیْهِ، وَ ذَبَّ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ الْغَائِبِ، قَیَّضَ اللَّهُ الْمَلَائِکَهَ الْمُجْتَمِعِینَ عِنْدَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ لِحَجِّهِمْ، وَ هُمْ شَطْرُ مَلَائِکَهِ السَّمَاوَاتِ، وَ مَلَائِکَهِ الْکُرْسِیِّ وَ الْعَرْشِ وَ مَلَائِکَهِ الْحُجُبِ، فَأَحْسَنَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ تَعَالَى مَحْضَرَهُ، یَمْدَحُونَهُ وَ یُقَرِّبُونَهُ وَ یَسْأَلُونَ اللَّهَ تَعَالَى لَهُ- الرِّفْعَهَ وَ الْجَلَالَهَ. فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى: أَمَّا أَنَا فَقَدْ أَوْجَبْتُ لَهُ بِعَدَدِ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْ مَادِحِیکُمْ- مِثْلَ عَدَدِ جَمِیعِکُمْ مِنْ دَرَجَاتٍ [وَ] قُصُورٍ، وَ جِنَانٍ، وَ بَسَاتِینَ، وَ أَشْجَارٍ، وَ مَا شِئْتُ، مِمَّا لَا یُحِیطُ بِهِ الْمَخْلُوقُونَ-التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام، ص: 82
  15. الأمالی (للمفید)، النص، ص: 338-مجالس پسر شیخ طوسى، ص 71.
  16. الجعفریات (الأشعثیات)، ص: 198- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 145
  17. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 285
  18. المؤمن، ص: 72-المستدرک: 2/ 108 ح 2.
  19. المؤمن، ص: 68- أخرجه فی البحار: 75/ 17 ح 1 عن أمالی الصدوق: ص 393 ح 16
  20. مجموعه ورام، ج 1، ص: 115
  21. نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: 494ح134
  22. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 4، ص: 49
  23. منابع فقه شیعه؛ ج 22، ص: 231
  24. منابع فقه شیعه؛ ج 23، ص: 1147
  25. مجموعه ورام ؛ ج 1 ؛ ص119
  26. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج 9 ؛ ص133
  27. حجر/68-69
  28. شعراء/87
  29. منابع فقه شیعه؛ ج 22، ص: 297
  30. من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص: 568
  31. الخصال، ج 1، ص: 61
  32. نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: 483 ح 89
  33. الأمالی (للطوسی)، النص، ص: 456
  34. من لا یحضره الفقیه - ج 2، ص: 186
  35. منابع فقه شیعه؛ ج 22، ص: 233
  36. من لا یحضره الفقیه - ترجمه؛ ج 4، ص: 219-در معنى سفله اخبار مختلف است پاره اى گوید: سفله آن کس است که مواظب حرفهاى خود نیست هر چه بخواهد مى گوید و هر چه در بارۀ او بگویند از آن باک ندارد، پاره اى گویند سفله آن کس است که طنبور مى نوازد، بعضى از اخبار گوید: سفله آن کس باشد که نیکى و احسان او را مسرور نکرده، بدى و شرّ نیز او را ناراحت نمى کند. بعضى اخبار هم گفته سفله شخصى است که ادّعاى امامت یا امانت دارى مى کند در حالى که اهلش نیست و اینها همه اوصاف سفله است بعض از آنها یا همه اگر در کسى باشد اجتناب از معاشرت با وى لازم است
  37. جواهر الکلام 21/ 371 و 41/ 365؛ حاشیه المکاسب( ایروانى) 1/ 35؛ ارشاد الطالب 1/ 192.
  38. جواهر الکلام 41/ 650- 660؛ کشف الغطاء 4/ 333؛ اسس الحدود/ 466. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام؛ ج 3، ص: 316
  39. تحریر الوسیله - ترجمه؛ ج 1، ص: 345
  40. تحریر الوسیله - ترجمه؛ ج 2، ص: 149
  41. مبانى فقهى حکومت اسلامى؛ ج 1، ص: 231
  42. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج 1، ص: 84
  43. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام؛ ج 1، ص: 264
  44. فقه سیاسى (عمید)؛ ج 1، ص: 573
  45. ولایت فقیه در حکومت اسلام؛ ج 4، ص: 112
  46. ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج 4، ص: 217
  47. ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج 4، ص: 217
  48. المنافقون 63- 8.
  49. وسائل الشیعه، ج 16، ص: 157
  50. المؤمن، ص: 72- عنه فی المستدرک: 2/ 109 ح 1.
  51. مجموعه ورام، ج 1، ص: 115
  52. دیوان أمیر المؤمنین علیه السلام، ص: 340
  53. نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله) ؛ ؛ ص769
  54. کشف الریبه ؛ ؛ ص19
  55. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج 9 ؛ ص133
  56. مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلَا یَجْلِسْ فِی مَجْلِسٍ یُسَبُّ فِیهِ إِمَامٌ أَوْ یُغْتَابُ فِیهِ مُسْلِمٌ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ الأنعام/ 68،. فی المستدرک: 2/ 387 ح 17 -البحار: 74/ 195 ح 24 عن السرائر: ص 491
  57. عن العالم ع أن الله جل و علا خص رسوله بمکارم الأخلاق فامتحنوا أنفسکم فإن کانت فیکم فاحمدوا الله و إلا فاسألوه و ارغبوا إلیه فیها قال و ذکرها عشره الیقین و القناعه و البصیره و الشکر و الحلم و حسن الخلق و السخاء و الغیره و الشجاعه و المروءه و فی خبر آخر زاد فیها الصدق و الحیاء و أداء الأمانه - فقه الرضا؛ ص: 353
  58. الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام ؛ ؛ ص384