فرهنگ مصادیق:دعا کردن

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از دعا کردن)
پرش به: ناوبری، جستجو
دعا کردن

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ دعاکردن ظالمان
۲ ترک دعا از روی تکبر

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: سید علی موسوی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم

مقدمه

دعا ومناجات از نیازهای ضروری وفطری انسان است. همان طور که خدا جویی امری سرچشمه گرفته از فطرت آدمی است وانسان خواهان گفت و گو با خدا ودر یافت نیاز از اوست.
ضرورت دعا وقتی مشخص می‌شود که بدانیم دعا تنها یک وظیفه شرعی محض نیست بلکه یک نیاز ضروری برای روح انسان است وانسان بوسیله دعا کردن به منبع کمال وقدرت وآرامش متصل می‌شود لذا هرانسان دارای قلب وروح واحساس نیاز به دعا دارد.
خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ[۱]. یعنی: ای پیامبربه مردم بگو اگر دعایتان نبود هیچ توجهی به شما نمی‌کردم.ازاین آیه به روشنی فهمیده می‌شود که عامل نزول فیض و رحمت الهی دعای بنده است.
دین مبین اسلام اهمیت خاصی به دعا داده شده است ونیز یکی از توصیه‌های علمای دین وعرفای الهی به دیگران خصوصا شاگردانشان انس با دعا ومناجات خصوصا ادعیه ما ثوره است که این امر حاکی از اهمیت زیاد دعا وتاثیر به سزای آن در تکامل روح است.دراین مقاله دعا به عنوان یک معروف بزرگ وفریضه اعتقادی وعملی مورد توجه قرار گرفته وبه مباحث جانبی آن نیز توجه شده است مثلا:
اینکه چگونه دعا کنیم؟ وآداب دعا چیست؟
ازمنظر دین شرایط وموانع اجابت دعا کدامند؟ وازخداوند متعال چه چیزی را در مناجات‌ها مسئلت کنیم؟

تاریخچه دعا

اگربخواهیم پیشینه دعا را بررسی کنیم باید آن را از زمان خلقت اوّلین مخلوق خداوند متعال دانست زیرا همهٔ مخلوقات اظهار فقر به درگاه الهی دارند وهرلحظه بازبان استعدادشان تمنای کمک ودرخواست فیض از پروردگارشان داردند
دعا از زمان خلقت حضرت آدم علیه السلام نیز بوده است.
بعد از اینکه حضرت آدم علیه السلام وحوا از شجرهٔ ممنوعه تناول می‌کنند از درگاه خداوند طلب غفران می‌کنند: قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ[۲] خداهم دعایش را مستجاب کرد غفران ورحمت خود را نصیب اوکرد.
حضرت نوح علیه السلام نیز زندگی اش سراسر نوحه وناله ودعا بود لذا نوح علیه السلام نامیده شد.[۳] اوبعداز اینکه ۹۵۰سال مردم را به خدا دعوت کرد جزتعداد انگشت شماری بقیه کافر بودند اواز خداوند می‌خواهد که همه کافران را روی زمین بردارد: رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا[۴].خداهم دعایش را مستجاب کرد واو وپیروانش را داخل کشتی نجات می‌دهد وهمه کافران غرق شدند.
این پیشینه و قدمت مناجات حاکی ازپیوند ناگسستنی رابطه میان انسان و دعا است وبنی آدم هیچ گاه از دعا بی نیاز نبوده و نخواهد بود.

معنای دعا

دعا از ریشه دعو گرفته شده است و لغت به معنای طلب کردن[۵]، و یا فرا خواندن چیزی به خود است. [۶]
و در اصطلاح به معنای خواندن خدا و طلب حاجت از اوست. مصباح المنیر می‌نویسد: دعوتُ الله: اِبتَهَلتُ الیه بالسوّال و رَغبتُ فیما عندَه من الخیر [۷]
واژه دعا و مشتقات آن ۲۱۵ بار در قرآن کریم آمده است
البته دعا قالب‌های متعددی دارد: دعا گاهی به صورت جمله امری است مثل: اللهم ارزقنی...اغفرلی-وگاهی به صورت نهی است مثل: اللهی لاتکلنی الی نفسی...لاتُواخذِنی... وگاهی به صورت جمله خبریه مثل: غَفرَالله لک... رَحمکَ الله ...میاید

دعا در ابواب فقه

تقریبا می‌توان گفت اکثر باب‌های فقه در کتب فقهی بزرگان مزین به دعا هستند وفقها در همهٔ ابواب فقه دعاهای وارده متناسب با آن باب را آورده‌اند.از جمله بابهای طهارت، وضو، تخلی، احکام اموات و دفن میت، باب روزه، باب صلات، حتی در ابوابی چون ختنه و خرید وفروش و...

عدم نیازمندی دعا به مکان خاص، زمان خاص، لسان خاص

در مفهوم دعا هیچ یک از عناصر زبان،لحن،ادبیات،زمان،مکان وحالت دعا کننده دخیل نیست. مفهوم دعا فقط خواندن دعا ویا درخواست حاجت از خداست که یک مفهوم کلی و عام است ومقید به مکان وزبان وحالت و لغت خاصی نیست. پس هرخواندنی که خواندن خدا باشد دعا نام دارد چه فارسی باشد چه عربی،چه مأثور باشد چه غیر مأثور،خواه به شعر باشد خواه به نثر، آنچه در دعا مطلوب است «خواندن خداست.»
پس حالت خاصی نیاز ندارد: لذا حضرت موسی علیه السلام به خداوند متعال عرض کرد: یاربّ انّی أکونُ فی حالٍ اجِلُکَ أن اذکُرَکَ فیها: ای پروردگار من گاهی من در موقعیتی هستم که درآن وقت تو را برتر از آن می‌دانم که یادت کنم
خداوند متعال خطاب به موسی فرمود: یا موسی اُذکُرنی علی کلَّ حالٍ..ای موسی مرادر هرحالی (که باشی) یاد کن[۸].بااین بیان که دعا یکی از مصادیق یاد وذکر خداست پس دعا نیز حالت خاصی ندارد.
دعا زمان خاصی هم ندارد لذا قرآن کریم می‌فرماید: وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا[۹]یعنی صبح وعصر (کنآیه از همیشه ) خدا را تسبیح کنید
مکان خاصی هم ندارد لذا حضرت زکریا علیه السلام در کنار محراب مریم علیها السلام دعا می‌کند: هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ[۱۰]
حضرت یوسف علیه السلام در چاه ودر زندان خدای را می‌خواند.
حضرت یونس علیه السلام در شکم ماهی خدای را می‌خواند خداوند دراین باره می‌فرماید: فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ، لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ[۱۱] یعنی اگر یونس از تسبیح کنندگان نبود همانا تا روز قیامت در شکم ماهی می‌ماند بااین بیان که تسبیح یونس علیه السلام در شکم ماهی طبیعتا خالی از دعا نبوده است
ویا می‌توان در قالب اشعار خداوند را خواند:
گر جرعه‌ای زجام محبت چشانیم ای پیر می فروش زغم می‌رهانیم
مست جمال یارم ومخمور چشم دوست از جام وصل کی صنما میچشاییم
می‌بینیم که قالب، قالب شعر است اما محتوا، اظهار فقر به در گاه خدا ودر خواست نظرو هدایت از خداوند است.

انواع دعا

آیت الله جوادی آملی در تفسیرآیه ۱۸۶ سوره بقره بیان لطیفی در مورد درجات دعا دارند ایشان در کتاب تفسیر تسنیم ج۹ص۴۰۵می‌فرمایند:
دعا سه درجه دارد: دعا به زبان استعداد-دعا به زبان حال-دعا به زبان مقال

دعا به زبان استعداد

اگر موجودی استعداد دریافت کمال وفیض را در خود ایجاد کرد ونقصی در قبول قابل نبود،فاعل که خداوند سبحان است بخل وامساکی در فیض ندارد واو هرموجودی را که به استعدادی مجهز شود به مقصدی می‌رساند.لذا دعا به زبان استعداد قطعا اثر می‌کند ودلیلش هم در قرآن آیه«رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى[۱۲]»است یعنی خداوند متعال طبق استعداد هر موجودی انرا قدم به قدم به پیش می‌برد.
همچنین آیه«يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ[۱۳]»هرآنچه در آسمانها وزمین است از خداوند در خواست می‌کنند مراد از این در خواست،در خواست به استعداد است .لذا اگر کسی در مسیر هدایت قرار گیرد وتمام تلاش خودرا برای هدایت انجام دهد به طوری که همه وجودش ،زبان وقلبش خواهان هدایت الهی شود خداوند متعال چون این استعداد را در او می‌بیند حتما به او توفیق برداشتن قدم‌های هدایت را یکی بعد از دیگری عنایت می‌کند.

دعا به زبان حال

زبان حال نازل تر وپایین تر از زبان استعداد است زیرا استعداد همیشگی ومستمر است اما حالّ منقطع وگذارا است. اما دعای حال نیز مثل دعای به زبان استعداد است در اینکه دعای لفظی در کار نیست بلکه بنده بخاطر توجهی که به خدا می‌کند وحالی که برای او پیدا می‌شود این حال ایجاد شده تقاضای دریافت کمالی را دارد واین را دعا به زبان حال می‌گویند

دعا به زبان مقال

اینکه انسان خواسته‌هایش لسانی ولفظی باشد؛ اینگونه دعا کردن در تأثیر مانند دو قسم سابق نیست ممکن است بر آورده نشود

فلسفه دعا

انسان در پرتو دعا نیاز وفقر و حاجتش به در گاه الهی را درک می‌کند وهمین ادراک است که عامل ترقی ورشد وکمال انسان خواهد شد- يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ[۱۴]
دعا ونیایش با حضرت حق است که انسان را به منبع کمال وقدرت متصل می‌کند ودرسآیه آن به ارامش غیر قابل وصفی نایل می‌کند.لذا فلسفه دعا را باید در همین ادراک فقر واتصال به منبع کمال جستجو کرد مردمی که دعا را فراموش کنند با عکس العمل‌های نامطلوب روانی واجتماعی مواجه خواهند شد.کسانی که ازحقیقت دعا به دوراند وخود را اسیر این زندگی مادی کرده‌اند همانا لذت اتصال به منبع کمال را از روح خود دریغ کرده‌اند و بزرگترین ظلم را به خود کردند.

آداب دعا

درروایات اسلامی برای دعا آدابی وارد شده است،که ازجمله آن:

بسم الله گفتن درآغازدعا

حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: "دعایی که با بسم الله آغاز شود برگردانده نمی‌شود[۱۵]

مدح وستایش خداوند متعال

قبل ازدرخواست ازخداوند باید خدای متعال رامدح کرد امام صادق علیه السلام می‌فرماید: درکتاب امیرالمومنین علیه السلام آمده است که قبل ازدرخواست چیزی ازخداوند باید او را ستود پس هرگاه خدای عزوجل راخواندی اورا تمجید کن.راوی می‌گوید: عرض کردم چگونه تمجیدش کنم؟
حضرت فرمود: می‌گویی: ای کسی که از رگ گردن به من نزدیک تراست،ای کسی که میان انسان ودلش حائل می‌شود،ای کسی که در بالاترین چشم انداز است وای کسی که مانند ندارد .[۱۶]

صلوات فرستادن بر محمد J وخاندانش

امام صادق علیه السلام فرمود: هرکه خواسته‌ای از خدا وند متعال دارد ابتدا بر محمد وآلش درود بفرستد سپس حاجت خود را بخواهد ودر پایان بر محمد وآلش درود بفرستد زیرا خداوند متعال کریم تر از ان است که اغاز وپایان دعا را بپذیرد اما وسط را رها کند [۱۷]

اعتراف به گناه

امام صادق علیه السلام فرمود: (در دعا کردن) ابتدا باید خدارا ستود سپس به گناه اعتراف کند وبعد ا ز آن حاجت بخواهد [۱۸]

تضّرع و ابتهال

قال الله تعالی لعیسی: یا عیسی ادعُنی دُعاءَ الحَزینِ الغَریقِ الّذی لیسَ لهُ مُغیث ولا تَدعُنی اِلّا مُتَضَرعاٌ ألیّ.. [۱۹]
یعنی: ای عیسی مرا بخوان مانند خواندن شخص غمگین در حال غرق شدن که هیچ فریاد رسی ندارد ومخوان مرا مگر وقتی که تضرع به سوی من داری...

حسن ظن داشتن به اجابت

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه دعا می‌کنی چنین خیال کن که حاجتت پشت در خانه است [۲۰]
همچنین از آداب دعاست با طهارت بودن[۲۱]،روبه قبله بودن[۲۲]،دست هارا بلند کردن[۲۳] ذکر حاجت واعتماد به غیر خدا نداشتن؛[۲۴] از اداب دعا هستند.

شرایط استجاب دعا

از کلام الهی وکلام اولیاء الهی شرایطی برای استجابت دعا فهمیده می‌شود که اگر دعا همراه ان شرایط باشد وموانع هم برسر راه نباشد استجابت دعا قطعی است.
شرایطی مثل:
۱.اینکه دعا حقیقی باشد
بدین معنا است که دعا کننده مصلحت خود را از خداوند متعال بخواهد اما اگر دعا کننده چیزی را بخواهد که به مصلحت او نیست بلکه هلاکت او در ان باشد این دعا حقیقی نیست بلکه ظاهری است.مثلا اگر کسی از خداوند طلب فرزندمیکند اگر فرزند دارشدن او موجب کفر وگمراهی پدر شود این دعا به مصلحت پدر نیست ودعای حقیقی نیست ومستجاب نمی‌شود چه بسا اموری که انسان به ظاهر خیال میکندبرای او مفید است اما خداوند متعال علم دارد که به مصلحت اونیست خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «عَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»[۲۵]
یعنی چه بسا شما چیزی را نمی‌پسندید اما ان چیز به مصلحت ونفع شماست وچه بسا اموری را دوست می‌دارید در حالیکه ان امور به ضرر شماست واین به خاطر این است که خداوند حکیم علم دارد (به مصالح ومفاسد) اماشما علم ندارید»[۲۶]
۲. چه بسا دعایی که می‌کنیم به مصلحت فردی ما نباشد وچه بسا دعایی که ما می‌کنیم به مصلحت دیگران نیست وبا مصالح ومنافع دیگران در تعارض است.به قول اوحدی:
گردعا جمله مستجاب شدی هردمی عالمی خراب شدی
پس مهترین شرط اجابت دعا به مصلحت بودن ان است.
۳. اخلاص وتنها از خدا خواستن:
«خداوند متعال به حضرت عیسی فرمود: سَلنی ولا تَساُل غیری: تنها از من طلب کن واز دیگری مخواه. ودر آیه ۱۸۶سوره بقره می‌فرماید: (...اذا دعانِ...) یعنی من دعای بنده را اجابت می‌کنم اگر مرا بخواند نه اینکه دیگری را بخواند یا هم من را وهم دیگری را بخواند»۱.تنها در صورتی دعا مستجاب است که دعا کننده از همه خلائق واسباب قطع امید کرده با شد و بفهمد که تنها خدااست که مسبّب الاسباب است وتنها اوست که می‌تواند حاجتش را بر اورده کند وتنها به فضل او امیدوار باشد حتی دعای خود رانیز نبیند
۴. معرفت:
دعا کننده باید به خداوند متعال واوصاف او معرفت داشته باشد.عده‌ای از امام صادق علیه السلام پرسیدند: چرا ما دعا می‌کنیم اما مستجاب نمی‌شود؟
حضرت فرمود: لاّنَکُم تَدعونَ مَن لا تَعرِفونَه: زیرا کسی رامیخوانید که او را نمی‌شناسید.
۵. عمل:
دعا کننده باید در راستای دعایش از تلاش وکوشش ظاهری دریغ نکند.
پس اگر در خانه بنشیند واز خدا طلب روزی کند دعایش مستجاب نمی‌شود حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: الداعی بِلاعَمَل کالرّامی بلا وَتر: دعا کننده بدون عمل مثل تیر انداز بدون تیر است[۲۷]
باز امد او بهوش اندر دعا لیس للانسان الاّما سَعی(مولوی)

موانع اجابت دعا

ممکن است دعا همراه همه شرایط باشد اما چون موانعی برسر راه است اجابت نشود. دراینجا به سه تا از موانع که از روایات بدست می اید اشاره می‌شود:

أ)گناه

در دعای کمیل می‌خوانیم اللهُمّ اغفرلی الذنوب الّتی تحبس الدعا: خدایا ببخش گناهانی را که باعث شده دعایم مستجاب نشود.امام باقر علیه السلام می‌فرماید: بنده از خدا حاجتی می‌خواهد واز شأن خداست که انرا در اینده‌ای نزدیک یا با تأخیر براورده سازد اما بنده مرتکب گناه می‌شود پس خداوند تبارک وتعالی به فرشته می‌گوید: حاجت او را برمیاور واو را از ان محروم گردان زیرا که او خودرا در معرض خشم من نهاد ومستوجب محرومیت از سوی من شد.»[۲۸]

ب)ظلم به بندگان خدا

امام علی علیه السلام می‌فرماید: خداوند متعال به عیسی بن مریم وحی فرمود: به اشراف بنی اسرایل بگو که ...من دعای هیچ یک از شما وهیچ یک از کسانی راکه مظلمه‌ای به گردن دارند اجابت نمی‌کنم»[۲۹]

ت)ناسازگاری دعا با حکمت خداوند

امام علی علیه السلام فرمود: کرم خداوند سبحان با حکمت او تضاد پیدا نمی‌کند از این روست که هر دعایی مستجاب نمی‌شود[۳۰] شخصی نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمد واز عدم استجابت دعایش شکایت کرد وگفت: با این که خداوند فرموده دعاکنید من اجابت می‌کنم چرا ما دعا می‌کنیم وبه اجابت نمی‌رسد؟
امام علیه السلام در جواب این شخص فرمود چون که شما در هشت چیز دلهایتان خیانت کرده است:
۱: شما با این که خدا را شناختید اما حق اورا آنچنان که بر شما واجب بود ادا نکردید لذا این شناختتان به دردتان نخورد
۲: شما با این که به رسول خدا ایمان آوردید اما با سنت او مخالفت کردید وشیریعتش را ضایع کردید لذا ایمامتان ثمره‌ای ندارد
۳: شما کتاب خدارا که به سوی شما نازل شده بود خواندید اما به آن عمل نکردید وادعا کردید که ایات را شنیدیم وعطاعت کردیم اما با آن ایات مخالفت کردید
۴: شما ادعا کردید که از آتش جهنم می‌ترسید در حالی که در هر لحظه با گناهانتان به سوی ان می‌روید پس کجاست خوفتان از جهنم؟
۵: شما ادعا کردید عاشق بهشت هستید اما درعمل کارهایی انجام می‌دادید که شما را از بهشت دور می‌کرد پس کجاست عشقتان به بهشت؟
۶: نعمت هارا استفاده می‌کردید اما شکر ان هارا به جا نمی آور دید
۷: خدا شما را امر به دشمنی شیطان کرد وفرمود که شیطان دشمن شماست اما شما با شیطان مخالفتی نکردید
۸: شما متوجه عیوب مردم شدید درحالی که به عیوب خودتان بی توجه بودید ودیگران را ملامت می‌کردید در حالی که خودتان سزاوارتر به ملامت هستید پس بااین اوصاف چگونه دعایتان مستجاب شود در حالی که راه اجابت دعا را بسته ایداگر می‌خواهید دعایتان مستجاب شود تقوا داشته باشید،اعمالتان را صالح کنید نیت هایتان را خالص کنید وامربه معروف ونهی از منکر کنید»[۳۱]

پاسخ به یک شبهه

کسانی که حقیقت دعا را به خوبی نفهمیده‌اند اشکالاتی را در دعا وارد میکنندازجمله: : دعا عامل تخدیر مردم است مردم را به جای فعالیت وکوشش واستفاده از وسایل پیشرفته به سراغ دعا می‌فرستد وبه انها تعلیم می‌دهد به جای این همه تلاش فقط دعا کنند.
جواب: معنی دعا این نیست که ازوسائل وعلل طبیعی دست بکشیم وبه جای انها دست به دعا برداریم بلکه منظور این است که بعد از این که نهایت کوشش وتلاش خودرا در استفاده از همه وسائل موجود به کاربستیم آنجا که دست ما کوتاه شد و به بن بست رسیدیم به سراغ دعا برویم و با توجه و تکیه بر خدا روح امید وحرکت را در خود زنده کنیم»[۳۲]
نظام هستی نظام اسباب وعلل است وسنت الهی برآن تعلُق گرفته که کارها از مجاری عادی شان انجام شوند پس کسی که دعا می‌کند باید در کنارش عوامل طبیعی را نیز طی کند
حضرت یوسف علیه السلام در چاه ،هم ازخداوند متعال درخواست نجات کرد وهم طناب را گرفت.نموداری از جمع بین دعا وانجام دادن کارمناسب ازلحاظ بهداشت ،درمان واقتصادو...رامیتوان از این قضیه کوتاه انبساط کرد: امیرالمومنین علیه السلام از شخص اعرابی که شتر او جرب وگال گرفته بود پرسید: چرا مداوا نمی‌کنی؟ گفت: می‌کنم. فرمود باچه: گفت بادعا. امام فرمود: همراه دعا مقداری قطران (روغن ویژه درمان گرشتران) هم بگذار.[۳۳]

هیچ دعایی بی تأثیر نیست!

ازانچه در شرایط وموانع استجابت دعا گفته شد مشخص می‌شود که ممکن است دعا بخاطر نداشتن شرایط مستجاب نشود اما هیچ دعایی بی تأثیر نیست حتی دعایی که مستجاب نمی‌شود اثری دارد که برای دعا کننده اگر بهتر از اجابت دعا نباشد پایین تر نیست.پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: همانا پروردگار شما با حیا وبخشنده است وشرم دارد ازاینکه بنده دست به سوی او بگشاید ودست خالی بر گرداندش[۳۴]»گرچه ممکن است به خاطر مصالحی دعای دعا کننده مستجاب نشود اما خداوند کریم هرگزاورا دست خالی برنمیگرداند امام سجاد علیه السلام آمده المومنُ مِن دُعائِهِ علی ثلاثٍ: إمّا أن یُدَخَرَ له وإمّا أن یُجعَلَ له وإمّا أن یَدفَعَ عنه بَلاءً یُریدُ أن یُصیَبهِ[۳۵] دعای مومن از سه حال خارج نیست: یابرایش ذخیره می‌گردد یا در دنیا بر اورده می‌شود یا بلایی را که می‌خواهد به او برسد را رفع می‌کند.از امام صادق علیه السلام روایت شده است: یُتَمنّی المُومِنُ أنهّ لم یَستَجِب لَه دَعوَهُ فی الدُنیا مِما یِری من حَسنِ الثَواب[۳۶] مومن پاداش نیک در اخرت را که می‌بیند ارزو می‌کند که ای کاش هیچ دعایی از او در دنیا مستجاب نمی‌شد زیرا می‌بیند در عوض هر دعایی که کرده ومستجاب نشده درجه وحسنه به او عطا می‌شود.
از آنچه بیان شد روشن می‌شود که دعا و مناجات به درگاه حق تعالی گهری با ارزش است که تنها بنده‌ای به آن دست می‌یابد که خدای تعالی خیر او را اراده کرده باشد بنده‌ای که خدای تعالی او را به مناجات خود فرا خوانده بزرگترین مدال افتخار را به گردن خود دارد. دعا فارغ از اجابت و عدم اجابت آن نعمتی والا از جانب حضرت احدیت و تفضلی به عبد است لذا مومن عاقل هیچ گاه از دعا و مناجات غافل نیست و شبانه روزش هم از مناجات خالی نیست.
و خلاصه اینکه دعا کردن و مستجاب نشدن بهتر از دعا نکردن است. که در عدم دعا، طرد الهی، نهفته شده اما در دعا کردن و مستجاب نشدن، الطاف الهی وجود دارد.
خوانندگان گرامی می‌توانندبرای مطالعه بیشتردرموضوع دعا به کتابهایی چون«همه چیز در باره دعا»نوشتهٔ آیت الله مجتبی تهرانی وهمچنین «ناز ونیاز» نوشتهٔ سعید نجفی مراجعه کنند.
وَ السَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدی‏

فهرست منابع

• قرآن کریم
• الافصاح فی فقه اللغه
• ابن بابویه، محمد بن علی، التوحید (للصدوق)، ۱جلد، جامعه مدرسین - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۳۹۸ق.
• امثال و حکم دهخدا چاپ سپهر چاپ یازدهم 1379
• ابن بابویه، محمد بن علی، التوحید (للصدوق)، ۱جلد، جامعه مدرسین - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۳۹۸ق.
• منتهی الامان-شیخ عباس قمی نشر جمال چاپ اول تابستان 1382
• مصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر نشر موسسه دار الهجره سال۱۴۰۵ه.ق
• تفسیر تسنیم-ایت الله جوادی آملی مرکز نشر اسرا چاپ پنجم سال۱۳۹۲ه.ش
• انیس اللیل در شرح دعای کمیل آیه الله محمد رضا کلباسی (ره) نشر روح چاپ سوم 1362
• تفسیرنمونه-ایت الله مکارم شیرازی،نشر دار الکتب الاسلامیه چاپ بیست و دوم سال1366
• مفاتیح الجنان-شیخ عباس قمی ترجمه موسوی دامغانی نشرفیض کاشانی چاپ دهم سال 1376
• چهل حدیث امام خمینی موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی نشر عروج چاپ سی و هفتم 1385
• التحقیق فی کلمات القران الکریم علامه مصطفوی مرکز نشرآثار علامه مصطفوی چاپ اول 1385
• سیمای فرزانگان-رضا مختاری نشر مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی چاپ سیزدهم 1377
• معجم تافروق اللغویه ابی هلال عسکری موسسه نشر اسلامی زیر نظر جامعه مدرسین قم چاپ دوم
• سفینه البحار-شیخ عباس قمی نشر مجمع بحوث اسلامیه زیر نظر استان قدس رضوی چاپ دوم سال1384
• میزان الحکمه-ری شهری نشرسازمان چاپ و نشر دار الحدیث ترجمه سعید رضا علی عسکری چاپ دوم 1384
• ابن فهد حلی، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، ۱جلد، دار الکتب الإسلامی، چاپ: اول، ۱۴۰۷ ق.
• کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، ۸جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407
• قطب الدین راوندی، سعید بن هبه الله، الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، ۱جلد، انتشارات مدرسه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) - قم، چ: اول،

پا نویس

  1. فرقان/77
  2. اعراف/23
  3. علل الشرایع، ترجمه مسترحمی ص 70
  4. نوح/26
  5. الافصاح فی فقه اللغه ج1ص247
  6. التحقیق فی کلمات القرآن ج3ص236: دعو: ان تمیل الشی الیک بصوت او کلام
  7. مصباح المنیرج2ص194
  8. التوحید، شیخ صدوق، ص 182
  9. احزاب آیه 42
  10. آل عمران 38
  11. صافات/143و144
  12. سوره طه؛ آیه 50
  13. سوره الرحمن؛ آیه 29
  14. فاطر/15
  15. الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین ؛ النص ؛ ص52
  16. کافی، محمد بن یعقوب، ج2، ص484
  17. همان، ص494
  18. همان، ص484
  19. عدة الداعی، ابن فهد حلی، ص134
  20. کافی، محمد بن یعقوب، ج2، ص473
  21. سفینه البحارج3ص48
  22. سفینه البحارج3ص48
  23. سفینه البحارج3ص48
  24. سفینه البحارج3ص48
  25. سوره بقره؛ آیه 216
  26. تفسیر تسنیم، آیت الله جوادی آملی، ج9، ص419
  27. من لایحضره الفقیه، ج4، ص 416
  28. میزان الحکمه، ج4، ص1661
  29. میزان الحکمه، ج4، ص1661
  30. میزان الحکمه، ج4، ص1661
  31. سفینه البحار، ج3، ص57و58
  32. تفسیر نمونه ذیل آیه 182بقره
  33. تفسیر تسنیم، ج9، ص423
  34. میزان الحکمه ج4ص1685
  35. همان ص1684
  36. همان ص1684