فرهنگ مصادیق:دشنام به معصومین (ع)

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از دشنام به معصومین (ع))
پرش به: ناوبری، جستجو
دشنام به معصومین (ع)

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: مصطفی اژدری
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/3/3
کلید واژه‌ها :سب ، دشنام ، ناسزا ، معصومین(ع) ،فحش

چکیده

در ابتدای این مقاله کلمات کلیدی عنوان در لغت و اصطلاح ذکر و بررسی شده است و در ادامه ناسزا گویی از منظر قرآن و روایات مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است.سپس به عوامل و آثار و عواقب دشنام گویی اشاره شده و بعضی از راه‌های پیشگیری و درمان این منکر هم ذکر گردیده است.در ادامه مقاله به بررسی حکم دشنام دهنده به معصومین از نگاه روایات پرداخته است در ادامه نظر فقهای شیعه و اهل سنت و اختلاف نظرات در این موضوع مطرح شده است.همچنین به برخی مسایل همچون وجوب یا جواز کشتن ساب النبی ولزوم اذن امام (ع) در قتل ساب النبی از نگاه فقها مورد توجه قرار گرفته است. درپایان نویسنده راهکارهایی برای حل این منکر ارایه داده است.

مفهوم سب و دشنام

سب در لغت

السَّبّ: الشتم [۱]
الشتم: السب، بأن تصف الشی ء بما هو إزراء و نقص [۲]
ابن منظور شتم را عبارت از سخن زشت می‌داند [۳] در فرهنگ معین هم به معنای دشنام و حرف زشت آمده است
سبّ در لغت به معنای فحش و ناسزا و اهانت است و اما در اصطلاح روائی، فقهی و حقوقی، سب، معنای ویژه‌ای دارد و به ناسزا گوئی خاصی اطلاق می‌گردد سب در روایات، منابع فقهی و حقوقی، عبارت از این است که: کسی پیامبراعظم علیه السلام یا یکی از ائمه هدی(علیهم السلام) و همچنین حضرت فاطمه زهرا را ناسزا بگوید [۴]

مفهوم واژه‌های مترادف

دشنام

دشنام، نام یا نسبت زشتی است که هنگام ناراحتی و تنفر از کسی به او داده می‌شود. بنابر این، کلماتی که مفاد آنها هتک و اهانت به دیگری است، مصداق دشنام یا سبّ به شمار می‌روند، مانند قذف( نسبت زنا یا لواط دادن به کسی )و کسی را با لقب زشت خواندن، از قبیل فاسق، پست، نجس، سگ و خوک [۵]

فحش

از لحاظ لغوی فحش به معنی شرارت، قباحت، زشتی، کراهت، کار بد، پلیدی، کار زشت، دشنام و ناسزا آمده است. راغب درباره فحش می‌نویسد: فحش عبارت است از رفتار و گفتاری که زشتی آن بسیار بزرگ است [۶]
در اصطلاح فحش عبارت است از اظهار کردن امور زشت و قبیح با الفاظ و عبارات صریح، و بیشتر اوقات به وسیله الفاظ وقاع (آمیزش) و آلات و متعلّقات آن به کار می‌رود، و اهل فساد و بی شرمان آن عبارات را صریحا اظهار می‌کنند، و اهل صلاح و شرف متعرّض آنها نمی‌شوند، بلکه اگر ذکر آنها ضروری شود به کنایه و با رمز به آنها اشاره می‌کنند [۷]

مراد از معصومین(ع)

مراد ازمعصومین در این بحث حضرات چهارده معصوم (ع) می‌باشند که دشنام به آنها به عنوان منکر بزرگ فرهنگی و سیاسی مورد بررسی قرار خواهد گرفت هر چند حکم دشنام به سایر انبیا (ع) هم طبق نظر برخی فقها ملحق به پیامبر اکرم (ص) است ولی در این مجال در صدد بررسی حکم دشنام به چهارده معصوم (ع) خواهیم بود
درباره امامزادگان و احفاد معصومین مخصوصا آن امامزاده‌هایی که مقام ویژه‌ای دارند ممکن است حکم امامان را سرایت دهیم همچنین درباره ولی فقیه و افرادی که در زمان غیبت امام زمان (عج) نایبان آن حضرت هستند و این حکم قابل بحث است و بعید نیست طبق برخی مبانی ملحق به معصومین (ع) شوند.

انگیزه دشنام دهندگان

• دشنام گویی از روی غضب: وقتی شخصی از فردی ناراحت و خشمگین می‌شود و قصد آزار و اذیت او را داشته باشد به او ناسزا و دشنام می‌دهد که در زمان خودمعصومین این اتفاق می‌افتاد .
• دشنام گویی به منظور برانگیختن خشم دیگران و تحریک آنها و درحقیقت به عنوان ابزاری برای تحقیر،توهین و یا ارعاب،
• دشنام گویی به منظور قدرت نمایی که گاهی اوقات در زمان خود معصومین (ع) اتفاق می‌افتاد

دلایل منکر بودن دشنام به معصومین

۱- مصداق ظلم و ظالم: دشنام و القاب زشت دادن به مؤمنان، موجب قرار گرفتن در زمره ظلم و ظالمان است. خداوند می‌فرماید: و به همدیگر لقب‌های زشت مدهید چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند. (حجرات، آیه ۱۱)
۲- مصداق کفر: کسی که به پیامبر(ص) و معصومان(ع) دشنام می‌دهد گرفتار کفر است. خداوند می‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ أَلیمٌ ( ای کسانی که ایمان آورده‌اید، (به پیامبر) نگویید: «راعنا» و بگویید: «انظرنا»ـ ما را در نظر دار، به ما نگر- و گوش فرا دارید، و کافران را عذابی است دردناک. ( [۸]
۳- محرومیت از یاری خداوند: ناسزاگویان به آیات الهی و پیامبر(ص)، از یاری خداوند در برابر عذاب قیامت محروم هستند. [۹]
۴- ایجاد و افزایش دشمنی: یکی از آثار زیانبار اجتماعی دشنام گویی، ایجاد دشمنی میان افراد جامعه است. دشنام گویی موجب می‌شود تا عناد و عداوت در میان افراد افزایش یابد و انسجام و پیوند اجتماعی سست شود. پیامبر(ص) درباره این زیان اجتماعی می‌فرماید: به مردم ناسزا نگوئید، که با این کار در میان آنها دشمن پیدا می‌کنید. [۱۰]

پیشینه تاریخی اهانت نسبت به اسلام

وقتی حضرت نوح کشتی می‌ساخت، او را مسخره می‌کردند. این، نوعی سب و توهین است. در زمان حضرت موسی و حضرت عیسی علیهما السلام هم اهانت بوده است. در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هم افرادی مثل ابولهب، کارشان همیشه سب و توهین به پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله بود؛ اما بعد از اینکه اسلام فراگیر شد و آن فرهنگی که پیامبر آورد، در جامعه گسترش یافت، دیگر سب و توهین کنار رفت و اصلی‌ترین زمان در این بی ادبی‌ها و بی خردی‌ها، مال زمان معاویه بوده است. معاویه این را ترویج کرد و در آن عصر به امیرالمومنین علیه السلام توهین کردند؛
در کتاب گرانسنگ الغدیر با تکیه بر منابع این جنایت معاویه را این گونه نقل می‌کند
معاویه طبق نقل کتاب الغدیر امیرالمومنین (ع) را در قنوت نماز و خطبه نماز جمعه و نماز عید لعن می کردو به زیر دستان خود هم دستور به این کار می‌داد . [۱۱]
فحش دادن و توهین کردن که ابتدا نسبت به امام علی علیه السلام رواج پیدا کرد، کم کم به توهین به دیگر امامان علیهم السلام منجر شد؛ یعنی همان کاری را که خوارج شروع کردند، بعد از زمان بنی امیه، در زمان بنی عباس هم تقریبا به صورت رقیق تر وجود دارد؛ ولی در ابتدای قرن ۵ و بعد زمانی که سلطان طغرل سلجوقی وارد بغداد شد، این کار، شدت پیدا کرد. یکی از کارهایی که طغرل انجام داد، ترویج سب و توهین فرقه‌های اسلامی نسبت به یکدیگر و مسلمان و غیرمسلمان نسبت به یکدیگر بود.

دشنام به معصومین (ع) از نگاه حدیث

احادیثی از رسول اعظم (ص) در مسئله ساب النبی وجود دارد. در این احادیث، تعبیرهای «سبّ»، «شتم»، «نیل» و «ذکر» به کار رفته که همگی یک مطلب را می‌رسانند و بر ناسزاگویی، بدگویی، دشنام، تنقیص، تضعیف و استخفاف دلالت می‌کنند. دلیل عمده کیفر قتل ساب النبی، روایات معتبر فراوانی است که در این موضوع وجود دارد.
امام رضا(ع) فرموده‌اند: «من ذکر السید محمداً(ص) او واحداً من اهل بیته الطاهرین بالسوء و بما لایلیق بهم، اوالطعن فیهم – صلوات الله علیهم- وجب علیه القتل» [۱۲]
؛ شخصی که سرور و آقا حضرت محمد(ص) یا یکی از اهل بیت پاکش را به بدی یا به آنچه شایسته و لایق آنان نیست یا با طعن و تمسخر آنان، یاد کند، قتلش واجب می‌شود. مطابق این حدیث رضوی، مجازات هر نوع اهانت به نبی و نیز اهل بیت علیهم السلام وجوب قتل است
محمدبن مسلم از امام محمدباقر(ع) نقل کرده است: مردی از قبیله هذیل رسول الله را سبّ می‌نمود. گزارش و خبر آن به پیامبر رسید. پیامبر فرمود: کیست این مرد را کیفر دهد؟ دو مرد از انصار بلند شدند و عرض کردند: ما ای پیامبر خدا! آن دو رفتند، به عربه محل اقامت مرد هذیلی رسیدند. جست و جو کردند، او را یافتند. او مشغول گوسفند چرانی بود. به وی سلام نکردند. او پرسید: شما کیستید و نامتان چیست؟ گفتند: آیا تو فلانی فرزند فلانی هستی؟ پاسخ داد: آری. از مرکب فرود آمدند، گردن او را زدند و برگشتند. محمدبن مسلم می‌گوید: پس از شنیدن این داستان، از امام باقر(ع) پرسیدم: آیا اگر امروز مردی پیامبر را سبّ نماید کشته می‌شود؟ امام فرمود: اگر بر جانت نترسی، پس او را بکش [۱۳]
در این حدیث دو معصوم پیامبر(ص) و امام باقر(ع) مجازات قتل را برای ساب النبی تعیین نموده‌اند؛پیامبر(ص) فرمان به اجرای کیفر داده‌اند و امام باقر(ع) نیز با عبارت «فاقتله» امر به قتل ساب النبی(ص) نموده است. البته براساس بیان امام باقر(ع)، اگر قتل ساب النبی خطر جانی برای انسان نداشته باشد و بتواند با هوشیاری و بی خطری او را بکشد واجب است.
روایتی دیگر درباره حکم ناصبی و کسی که دشنام به معصومین ع می‌دهد،روایت داود فرقد است
روایت داود بن فرقد چنین است : قلت لابی عبد الله (علیه السلام): " ما تقول فی قتل الناصب ؟ فقال: حلال الدم... " الحدیث [۱۴]

حکم ناسزا گفتن به معصومین از نگاه فقها

نظر علمای شیعه

تمام فقیهان شیعه از صدر اسلام تاکنون، بر این نظر هستند که: هر فردی به پیامبر بزرگوار اسلام (ص) دشنام دهد یا از او عیب جویی کند، باید کشته شود. و در این زمینه، میان مسلمان یا غیر مسلمان فرقی نگذاشته‌اند؛ چرا که خون او در اثر اهانت به رسول خدا(ص) هدر رفته است و کشتنش برای شنونده، جایز و حلال خواهد بود.
شهید ثانی در ذیل فرمایش محقق حلی می فرماید: «و این حکم، مورد اتفاق علماست و در این خصوص روایاتی وارد شده است» [۱۵]
درکتاب شرایع الاسلام،به جواز کشتن، نظر داده شده است «من سب نبیا جاز لسامعه قتله ما لم یخف الضرر علی نفسه او ماله او غیر من الایمان وکذا من سب احد الائمه» [۱۶]
حکم ساب النبی در ادله اربعه و بین تمام مسلمانان قتل است و نیز روایات معتبر زیادی در حکم مسئله سبّ امام علی(ع) و سایر امامان(ع) و صدیقه طاهره(ع) وجود دارد که بر قتل سابّ اهل بیت و امامان دلالت دارد درجواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام ادعای اجماع بر قتل ساب النبی شده است علاوه بر اینکه روایات هم در این باره ذکر شده است «من سب النبی ( صلی الله علیه وآله ) جاز لسامعه) بل وجب (قتله) بلا خلاف أجده فیه، بل الاجماع بقسمیه علیه، مضافا إلی النصوص» [۱۷]
درباره سب معصومین ع هم در این کتاب شریف بر قتل کسی که ناسزا بگوید ادعای اجماع شده است علاوه بر روایات متعدد در این موضوع که قبلا ذکر شد« (وکذا) الکلام فی (من سب أحد الائمه (علیهم السلام) بلا خلاف أجده فیه أیضا، بل الاجماع بقسمیه علیه» [۱۸]
در «سبّ النبی» بین دو مسئله خلط شده است، یک مسئله این است که سبّ النبی خودش چه حکمی دارد خواه سب کننده مسلمان و خواه کافر، مسئله ی دیگر این است که سبّ النبی موجب ارتداد است یا نه؟
ما نباید این دو مسئله را بهم ربط بدهیم( هر چند برخی فقها این دو مساله را به هم مرتبط دانسته‌اند) مسئله ارتداد برای خودش یک بابی است و سبّ النبی باب دیگری دارد و لذا اگر کافر سبّ النبی کند، کشته می‌شود و حال آنکه ارتداد در باره او صادق نیست، حتی ممکن است مسلمانی با اینکه مسلمان است و پیغمبر اکرم را به پیغمبری قبول دارد، آن حضرت را سب کند، زیرا بچه‌هایش در احد و بدر کشته شده است، از این رو ناراحت است و از روی ناراحتی آن حضرت را سب می‌کند.

فتوای قدما تا زمان معاصر

تمام فقیهان شیعه بدون استثنا بر این عقیده هستند که، دشنام دهنده به پیامبران و از جمله به حضرت محمد بن عبدالله(ص)، خونش مباح است و باید کشته شود. اینک کلمات برخی از علمای گذشته و معاصر را در این زمینه نقل می‌کنیم. سید مرتضی می‌نویسد: «هر که پیامبر را دشنام دهد، خواه مسلمان باشد یا ذمی، در دم کشته می‌شود». [۱۹]
ابن زهره در کتابش آورده است: «هر کسی که پیامبر(ص) یا یکی از پیامبران را دشنام دهد، کشته می‌شود» [۲۰]
شیخ صدوق می‌نویسد: «هر که پیامبر یا امیرمؤمنان یا یکی از امامان را دشنام دهد، در دم خونش حلال می‌گردد». [۲۱]
محقق حلی در کتابش آورده است: «هر که پیامبر را دشنام دهد، کشتنش برای شنونده جایز و حلال است» [۲۲]
شیخ طوسی می‌نویسد: «هر که پیامبر یا یکی از امامان را دشنام دهد، خونش هدر رفته و کشتنش برای شنونده جایز و حلال خواهد بود». [۲۳]
صاحب جواهر می‌نویسد: «هر که پیامبر را دشنام دهد، برای شنونده جایز، بلکه واجب است که او را بکشد و در این حکم هیچ گونه خلافی نمی‌بینم؛ بلکه هر دو قسم از اجماع (محصل و منقول) بر آن دلالت دارد، علاوه بر روایاتی که بر آن وجود دارد». [۲۴]
امام خمینی(ره) می‌فرماید: «هر که پیامبر را دشنام دهد، بر شنونده واجب است که دشنام دهنده را به قتل برساند، در صورتی که بر نفس یا عرض خود و یا نفس و عرض مؤمنی ترس نداشته باشد؛ چرا که در این صورت، اقدام بر چنین کاری جایز نمی‌باشد. و در صورت اقدام، به هیچ گونه اجازه‌ای از امام و یا از نائبش نیاز نیست». [۲۵]

فتوای مراجع معاصر

مرحوم آیت الله العظمی بروجردی: اگر مسلمانی به یکی از دوازده امام دشنام دهد، یا با آنان دشمنی داشته باشد، نجس است. (رساله - مسئله 111)

مرحوم آیت الله العظمی امام خمینی : اگر مسلمانی به یکی از دوازده امام دشنام دهد ، یا با آنان دشمنی داشته باشد ، نجس است. (رساله - مسئله 110)
هر کس به رسول خدا اهانت کند ، هر کس به ائمه خدا اهانت کند ، واجب القتل است.
بیانات امام در جمع وعاظ و روحانیون تهران، صحیفه نور، ج۸، ص66.

مرحوم آیت الله العظمی بهجت : اگر کسی ( اعم از مسلمان و غیرمسلمان ) به یکی از دوازده امام علیهم السلام دشنام دهد، یا با آنان دشمنی نماید، نجس است(رساله - مسئله 114)

آیت الله العظمی امام خامنه‌ای : کسی که به یکی از امامان معصوم دشنام دهد و اهانت کند ، کافر و نجس است. (استفتائات - سوال 320)

آیت الله العظمی وحید خراسانی : شخصی که به یکی از چهارده معصوم (علیهم السلام) از روی دشمنی دشنام دهد نجس است. (رساله - مسئله 111)

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی : اگر مسلمانی به یکی از دوازده امام دشنام دهد، یا با آنان دشمنی داشته باشد، نجس است. (رساله - مسئله 111)

بسمه تعالی ، متاسفانه چند وقتی است که عده‌ای اجیر شده‌اند که عمدتا از ضد انقلاب خارج کشور می‌باشند،بر روی فضای اینترنت در سایت‌ها و وبلاگ خود ، به راحتی به امام مظلوم ما امام هادی علیه السلام اهانت و جسارت می‌کنند(طراحی ،جک ،کشیدن کاریکاتور، فحاشی ،دروغ بستن و...)حکم این افراد چیست ؟
ج : چناچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشند ،مرتدند.والله العالم ."

آیت الله العظمی سیستانی : شخصی که به یکی از دوازده امام علیهم السلام از روی دشمنی دشنام دهد ، نجس است. (رساله - مسئله 107)

آیت الله العظمی مکارم شیرازی : هرگاه کسی -پناه بر خدا- به خدا ، یا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) یا یکی از ائمه معصومین(علیهم السلام) یا فاطمه زهرا(علیها السلام) دشنام و ناسزا گوید یا عداوت داشته باشد، کافر است. (رساله - مسئله 119)

محضر مبارک مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله
با اهداء سلام و تحیّت
با کمال تأسف چندی است در محیط‌های مجازی، معاندان اسلام و بالأخص معاندان شیعه که پیشترفتهای اسلام و تشیع آنها را خشمگین و زبون ساخته، طرح‌های شوم خود را با توهین به امامان بزرگوار جهان اسلام و ائمه اطهار (علیهم السلام) شروع و هر روز دامنه‌های بیشتری را ایجاد می‌کنند!
اخیراً قطعه‌ای موسیقی در فضای مجازی منتشر شده که خواننده مزدور و شناخته شده‌ای در آن اقدام به توهین و ناسزا به محضر مبارک امام بزرگوار حضرت امام علی النقی (علیه السلام نموده است. لطفا نظر مبارکتان را درباره چنین شخص و چنین کاری را مرقوم دارید.
خداوند سایه مراجع عظام را بر سر مسلمین و شیعیان مستدام بدارد.
باسمه تعالی
ج: هر گونه اهانت به مقام شامخ امامان معصوم (علیهم السلام) و توهین به آن بزرگواران در صورتی که توهین کننده مسلمان باشد موجب ارتداد است و اگر مسلمان نباشد در حکم ساب النبی (ص) است و این گونه افراد در اسلام مجازات بسیار سنگینی دارند. خداوند مسلمین و مخصوصاً پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را از شر دشمنان مصون و محفوظ دارد.
ناصر مکارم شیرازی
91/02/23
همیشه موفق باشید

آیت الله العظمی نوری همدانی : اگر مسلمانی به یکی از دوازده امام دشنام دهد ، یا با آنان دشمنی داشته باشد ، نجس است( رساله - مسئله 110)
به نام خدا باسلام خدمت شما مرجع بزرگوار باتوجه به اهانت شرم آور خواننده‌ای به نام شاهین نجفی، به ائمه معصوم علی الخصوص حضرت ولیعصر (عج) و امام هادی (ع)،لطفا بفرمایید حکم این فرد به صورت مشخص آیا ارتداد است یا خیر؟ باتشکر و التمس دعا
جواب:
توهین آشکار و سب نسبت به پیامبر مکرم اسلام و حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها و ائمه معصومین علیهم السلام موجب ارتداد است و ساب النبی و ائمه مهدور الدم می‌باشد.(استفتاء شماره: 2850 )

آیت الله العظمی مظاهری : هرگاه کسی به خدا یا پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم یا یکی از ائمّه معصومین علیهم السلام یا فاطمه زهرا علیها السلام ناسزا گوید یا با یکی از اینها دشمنی داشته باشد و یا یکی از ائمه علیهم السلام یا غیر آن‌ها را خدا بداند کافر است. (رساله - مسئله 92)

مرحوم آیت الله العظمی موسوی اردبیلی : اگر مسلمانی به یکی از چهارده معصوم علیهم السلام در حال اختیار و سلامت عقل دشنام دهد یا با آنان دشمنی داشته باشد، نجس است.(رساله - مسئله 97)

مرحوم آیت الله العظمی تبریزی : شخصی که به یکی از دوازده امام (ع ) از روی دشمنی دشنام دهد، نجس است. (رساله - مسئله 111)

نظر علمای اهل سنت

درکتاب سلسله الینابیع الفقهیه نظرات شیعه و اهل سنت را در این مساله ذکر کرده است نظر شیعه درباره ساب النبی حکم به قتل او ذکر شده است ولی ابوحنیفه ساب النبی را فقط مرتد می‌داند و اگر کافر ذمی باشد فقط تعزیز را کافی می‌داند [۲۶]
در ادامه از مالک نقل شده: مسلمانی که به پیامبراکرم (ص) ناسزا بگوید کشته می‌شود و اگر از یهود و نصاری باشد کشته خواهد شد مگر اینکه مسلمان شود . در همین موضوع جناب ثوری از علمای اهل سنت درباره کافر ذمی گفته باید تعزیر شود ولی ابن عمر گفته باید کشته شود.
به نظر می‌آید با توجه به متن بالا فقهای اهل سنت بر دو دسته‌اند: یک دسته، با فقهای شیعه هم عقیده‌اند و دسته دوم، عقیده دیگری دارند. از این رو، سید مرتضی علم الهدی، پس از بیان نظریه فقهای امامیه می‌فرماید : «وخالف باقی الفقهاء فی ذلک [۲۷] ؛بقیه فقها (علمای اهل سنت) با این نظریه مخالفت کرده‌اند».
از بیان ابن عابدین، یکی از علمای اهل سنت، معلوم می‌شود که حنبلی‌ها نیز با شیعه هم عقیده‌اند، امّا ابوحنیفه و شافعی نظر مخالفی دارند.
وی از ابن تیمیه نقل کرده است که: گروه دیگری از اصحاب ما ـ یعنی حنابله ـ گفته‌اند که دشنام دهنده به پیامبر(ص)، کشته می‌شود و توبه اش پذیرفته نخواهد شد، مسلمان باشد یا کافر [۲۸]
امّا دسته دوم که ابوحنیفه و شافعی هستند، برخلاف این نظر رفته و گفته‌اند که: اگر مسلمانی پیامبر(ص) را دشنام داد، توبه اش دهند. اگر توبه کرد، باید رهایش کرد و اگر توبه نکرد، همانند مرتد کشته خواهد شد.
ابن عابدین در ادامه بحث خود می‌نویسد: و بیشتر اینان وقتی که به مسئله پرداخته‌اند، گفته‌اند برخلاف ابوحنیفه و شافعی. سپس به گفته این دو؛ یعنی ابوحنیفه و شافعی اشاره کرده‌اند که اگر سب کننده به پیامبر مسلمان باشد، توبه داده می‌شود. پس اگر توبه کرد، با او کاری نخواهند داشت و اگر توبه نکرد، همانند مرتد کشته خواهد شد
برای مطالعه سایر دلایل می‌توانید به مقاله زیر مراجعه کنید [۲۹]

کشتن«سابّ النبی» جایز است یا واجب؟

از روایات و فرمان مؤکّد پیامبر(ص) در مورد کشتن شخصی که او را دشنام می‌دهد، و نیز از مورد عفو قرار نگرفتن سب کنندگان به پیامبر در فتح مکه، و همچنین از فرمان آن حضرت به تمام مسلمانان که فرمود:«هر که بشنود شخصی مرا دشنام می‌دهد، پس واجب است بر شنونده که او را بکشد» [۳۰]، چنین بر می‌آید که کشتن چنین فردی نه تنها واجب است، بلکه فوراً باید اقدام به قتل او کرد؛ چرا که این، فرمان پیامبر است. برخی از فقیهان عالی مقام نیز با تصریح به اینکه «ریختن خون دشنام دهنده، حلال است»، حکم به وجوب قتل او کرده‌اند؛ اما برخی دیگر آن را جایز دانسته‌اند. محقق حلی در تعبیر به جواز کرده و فرموده: «من سبّ النبی جاز لسامعه قتله »؛ اما آیت الله خویی تعبیر به وجوب دارد و می‌فرماید: بر شنونده واجب است کشتن کسی که به پیامبر دشنام داده است، در صورتی که بر جان یا آبرو یا مال فراوان خود ترس نداشته باشد [۳۱]

آیا در کشتن، اذن امام لازم است

در اینکه آیا برای کشتن دشنام دهنده به پیامبر(ص)، اجازه امام لازم است یا نه؟ روایات بر دو دسته‌اند و فقها نیز دو گروه شده‌اند.
از روایت علی بن جعفر به روشنی ثابت است که نه تنها اجازه نمی‌خواهد، بلکه توصیه شده که پیش سلطان و حاکم هم نرود. همچنین محمد بن مسلم به امام باقر(ع) می‌گوید که: اگر امروز کسی به پیامبر دشنام دهد، آیا کشته می‌شود یا نه؟ امام در پاسخ او فرمود: «اگر بر جان خود هراس نداری، او را بکش». در این روایت هرگز سخن از کسب اجازه از امام مطرح نیست. همچنین حکم قتل در روایت صحیفه از امام رضا(ع) به صورت مطلق آمده است. امام صادق(ع) نیز فرموده: «... قبل أن یرفع إلی الإمام»؛ هر که به او نزدیک تر است، اقدام کند، پیش از آنکه به سلطان برسد».
اما روایتی که اذن امام را شرط می‌داند، حدیثی از عمار سجستانی است که می‌گوید: ابوبحیر عبدالله نجاشی از امام صادق(ع) پرسید: من سیزده نفر از خوارج را که به گوش خود شنیدم که آنها از علی(ع) تبرّی جسته بودند، کشتم؟! حضرت فرمود: «اگر آنها را به دستور امام کشته بودی، چیزی بر تو نبود، امّا چون بر امام سبقت گرفتی، باید سیزده گوسفند در منا، ذبح کنی و گوشتش را صدقه بدهی». [۳۲]
بنابر این فقیهان در این زمینه بر دو گونه‌اند. برخی همانند شیخ مفید در کتاب مقنعه و علامه در کتاب مختلف اقدام بر چنین کاری را بدون اجازه امام، جایز نمی‌دانند و دلیل عدم جواز خود را، حدیث عمار سجستانی دانسته‌اند که امام به عبدالله نجاشی فرمود: به سبب اجازه نگرفتن، باید سیزده گوسفند ذبح کنی. [۳۳]
دسته دوم کسانی اند که قائل به جواز کشتن سب کننده پیامبر بدون اجازه امام هستند؛ همانند صاحب جواهر که می‌فرماید: «بل هو المشهور بل عن الغنیه الاجماع علیه لاطلاق النصوص» [۳۴] و یا اینکه آیت الله خویی می‌فرماید: «در کشتن دشنام دهنده، نیازی به اجازۀ حاکم شرع نیست؛ همان گونه که در صحیحه هشام بن سالم، به این مسئله تصریح شده و امام فرموده : یقتله الأدنی فالأدنی قبل أن یرفع إلی الامام؛ شنونده‌ای که به دشنام دهنده نزدیک تر است، او را بکشد، پیش از آنکه خبر به امام برسد» [۳۵]
به نظر می‌رسد که با حضور امام معصوم(ع) باید از محضرش کسب اجازه کرد و در صورت نبود امام ظاهر، شنونده می‌تواند بدون آنکه با حاکم شرع هماهنگ کند، خودش اقدام کند.

توهین به مقدسات در نظام حقوقی اسلام

از دیدگاه فقهای شیعه جرم توهین به مقدسات آنگاه محقق می‌شود که پیامبر گرامی اسلام (ص) و یا ائمه معصومین (ع) مورد اهانت و یا استهزا قرار گیرند. برخی از فقها، دشنام به پیامبر و یا یکی از امامان را نوعی ارتداد دانسته‌اند. اگر چه از نظر مجازات و دیگر آثار حقوقی، دقیقا از احکام و قواعد مربوط به ارتداد تبعیت نمی‌کند.
دیگر مذاهب اسلامی، در خصوص گستره مفهوم توهین به مقدسات و سایر شرایط مربوط به آن با مذهب شیعه اختلاف زیادی ندارند.مالکیه بر این عقیده‌اند که توهین و دشنام به خداوند یا پیامبر گرامی اسلام (ص) و یا دیگر پیامبران الهی، مستوجب قتل است. بنابراین فقهای مالکی صراحتا توهین به سایر پیامبران الهی را نیز داخل در مفهوم توهین به مقدسات اسلام دانسته اندفقهای مذهب حنبلی بر این عقیده‌اند که اهانت به خداوند و یا پیامبر اسلام (ص) و یا دیگر پیامبران الهی و یا کتب آسمانی، مستوجب کفر است. برخی از فقهای مذهب شافعیه نیز هر گونه اهانت به قرآن، خداوند، پیامبر گرامی اسلام و یا دیگر انبیای الهی را که توسط کافر ذمی صورت گرفته باشد موجب نقض قرار داد ذمه دانسته‌اند اما حنفیه بر این باوراند که اهانت به پیامبر اسلام (ص) توسط کافر ذمی موجب مجازات نیست بلکه فقط از این عمل نهی خواهد شد. زیرا توهین کافر ذمی به پیامبر اسلام صرفا زیادت بر کفر است و بدین جهت مستحق مجازات نیست. در مذهب زیدیه توهین به پیامبر گرامی اسلام (ص)، مستوجب مجازات قتل است.

حکم حقوقی ناسزا به معصومین

یکی از جرائم خاص در حقوق اسلام سب النبی است. اگر سب در مورد پیامبر اسلام یا یکی از ائمه شیعه باشد« سابّ » ( سب کننده ) اعدام می‌شود.

قانون مجازات اسلامی این حکم را در ماده ۵۱۳ مورد اشاره قرار داده است:
ماده ۵۱۳ - هرکس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین ( ع ) یا حضرت صدیقه طاهره ( س ) اهانت نماید اگر مشمول حکم ساب النبی باشداعدام می‌شود و در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد

برخورد پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع)با اهانت کنندگان

پیامبر اکرم (ص) و اهلبیت (ع) در موقعیت‌های مختلف برخوردهای متفاوتی نسبت به اهانت‌ها داشته‌اند که برای تاسی به آن بزرگواران باید برخورد حضرات در همه شرایط و موقعیت‌ها را بررسی کرد تا به یک جمع بندی در بحث برخورد با اهانت کننده به اهلبیت برسیم که این کارنیازمند تتبع زیاد و مقاله‌ای دیگراست اما در این مجال کم به چند نمونه از رفتارهای متفاوت معصومین در موقعیت‌های گوناگون اشاره می‌شود .
اما بطور کلی در مجموع عکس العمل‌های معصومین،هم برخوردهای جدی و قاطع و هم برخوردهای نرم و با هدف جذب داشتند . این برخوردها، هم به موقعیت و الزامات زمانی و هم به موقعیت فردی طرف مقابل و هم به نوع شدت و نوع توهین انجام شده ارتباط داشته است.
در سیره حضرت رسول اکرم ص در بعضی قضایا برخوردهای متفاوتی نقل شده است رای نمونه در جریان فتح مکه بین افراد به تناسب شدت عمل و اثر تبلیغاتی آن حضرت تفاوت قایل شدند. در روز فتح مکه، پیامبر (ص) همه قریش و کسانی که را که بارها با اسلام جنگیده بودند بخشید، به جز ۱۰ نفر که فرمود آنها را هر جا پیدا کردند، بکشند "اگرچه ایشان در کعبه گریخته باشند یا دست در حلقه کعبه زده باشند" . از آن ۱۰ نفر، باز حضرت، هشت نفر را با شفاعت این و آن بخشید، اما دو نفر کشته شدند یکی شاعری بود که در هجو آن جناب شعر گفته بود ودیگری کنیزک او که این اشعار را با دف و چنگ می‌خواند (سیرت رسول الله، ویرایش جعفر مدرس صادقی، 448-447)
در تحلیل این دو رفتار و علت رفتارهای متفاوت حضرت شاید این توجیه را بتواند به عنوان وجه جمعی ذکر کرد."این رفتار دو گانه پیامبر (ص) در مواجهه با دو نمونه از توهین به مقدسات، به دلیل حساسیتی بود که حضرت نسبت به نقش تبلیغات کفار داشتند." [۳۶]
در اینجا حضرت بخاطر شدت عمل و نقش تبلیغاتی این دو برخورد متفاوت را انجام دادند.
در دهه‌های بعدی تاریخ اسلام قضیه به این سادگی نیست، برخوردهای ائمه (ع) پیچیده تر می‌شود. مثلا در زمان حکومت امیر المومنین حضرت علی (ع) و فتنه خوارج، این گروه تا زمانی که دست به ترور نزده بودند، در تبلیغات و بحث علنی هم آزاد بودند [۳۷] حتی یک بار، مردی از خوارج هنگام صحبت حضرت (ع) فریاد کشیده بود :
" قاتله الله کافرا ما افقهه" خدا این کافر را بکشد، چقدر دانشمند است!
اصحاب امام بلند شدند تا حق او را کف دستش بگذارند، اما حضرت اصحاب را آرام کرد و فرمود او دشنامی به من داد، "جواب حرف حرف است و یا بخشش(نه برخورد فیزیکی)" [۳۸]همین حضرت امیر (ع) اما در برابر یک نوع دیگر از توهین به مقدسات رفتار شدیدی دارد.
به نظر می‌رسد که این دو نوع رفتار به جهت توهین به شخص حضرت در حضور ایشان بود که ایشان از حق خود گذشتندولی درباره توهین به پیامبران دیگر که بحث شخصی نیست اینجا باید حد جاری کنند.

منابع برای مطالعه بیشتر

مقالات

دو فصلنامه الاهیات اجتماعی، سال اول، شماره ۲- عنوان: استنباط حکم ساب النبی(ع) از ابعاد سه گانه سنت اسلامی - نویسنده: دکتر محمدرضا جواهر.

کتابشناسی

جواهرالکلام فی شرح الشرایع الاسلام جلد ۶ : صفحه ۵۵ و جلد ۴۱ صفحه 432
منبع سلسله الینابیع الفقهیه جلد ۹ : صفحه 22.
تحریر الوسیله، ج۲، ص476
شرایع الاسلام، ج۴، ص167

سایت

ویکی فقه واژه سب
ویکی علوم اسلامی واژه سب

فهرست منابع

۱- قرآن کریم
۲- نهج البلاغه
۳- ابن منظور، ابو الفضل، جمال الدین، محمد بن مکرم، لسان العرب، ۱۵ جلد، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع - دار صادر، بیروت - لبنان، سوم، ۱۴۱۴ ه‍ ق
۴- ابو الحسین، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقائیس اللغه، ۶ جلد، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، ۱۴۰۴ ه‍ ق
۵- اصفهانی، مجلسی دوم، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوار، ۳۳ جلد، مؤسسه الطبع و النشر، بیروت - لبنان، اول، ۱۴۱۰ ه‍ ق
۶- اصفهانی، فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحکام، ۱۱ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، ۱۴۱۶ ه‍ ق
۷- حلبی، ابن زهره، حمزه بن علی حسینی، غنیه النزوع إلی علمی الأصول و الفروع، در یک جلد، مؤسسه امام صادق علیه السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۱۷ ه‍ ق
۸- حلّی، محقق، نجم الدین، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ۴ جلد، مؤسسه اسماعیلیان، قم - ایران، دوم، ۱۴۰۸ ه‍ ق
۹- امام خمینی، سید روح اللّٰه موسوی، تحریر الوسیله، ۲ جلد، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم - ایران، اول، ه‍ ق
۱۰- خویی، سید ابوالقاسم موسوی، مصباح الفقاهه (المکاسب)، ۷ جلد، ه‍ ق
۱۱- شریف مرتضی، علی بن حسین موسوی، الانتصار فی انفرادات الإمامیه، در یک جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، ۱۴۱۵ ه‍ ق
۱۲- طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ۶ جلد، کتابفروشی مرتضوی، تهران - ایران، سوم، ۱۴۱۶ ه‍ ق
۱۳- طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن، النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، در یک جلد، دار الکتاب العربی، بیروت - لبنان، دوم، ۱۴۰۰ ه‍ ق
۱۴- عاملی، شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، ۱۵ جلد، مؤسسه المعارف الإسلامیه، قم - ایران، اول، ۱۴۱۳ ه‍ ق
۱۵- عاملی، حرّ، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۰۹ ه‍ ق
۱۶- قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه، الهدایه فی الأصول و الفروع، در یک جلد، مؤسسه امام هادی علیه السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۱۸ ه‍ ق
۱۷- قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، در یک جلد، دار الشریف الرضی للنشر، قم - ایران، دوم، ۱۴۰۶ ه‍ ق
۱۸- کلینی، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیه)، ۸ جلد، دار الکتب الإسلامیه، تهران - ایران، چهارم، ۱۴۰۷ ه‍ ق
۱۹- نجفی، صاحب الجواهر، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ۴۳ جلد، دار إحیاء التراث العربی، بیروت - لبنان، هفتم، ۱۴۰۴ ه‍ ق
۲۰- موسوی همدانی سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان ،قرن چهاردهم ،دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم

پانویس

  1. معجم مقاییس اللغه ج 3 ص63
  2. مجمع البحرین؛ ج 6، ص: 98-
  3. لسان العرب، ابن منظور، ج 12، ص 318.
  4. تکمله االمنهاج الصالحین، تک جلدی، ص 43
  5. مصباح الفقاهه ج2 ص280
  6. مفردات راغب، واژه فحش
  7. علم اخلاق اسلامی(ترجمه جامع السعادات)، ج 1، ص: 385
  8. بقره، آیه 104
  9. مؤمنون، آیات 64 تا 67
  10. کافی، ط- الاسلامیه، ج2، ص 360، ح 3
  11. الغدیر ج 8 ص 164
  12. بحار الانوار ج 79، ص 22
  13. الکافی ج 7، ص 267
  14. الوسائل - الباب - 26 - من ابواب حد القذف - الحدیث 5.
  15. مسالک الإفهام، ج14، ص452
  16. شرایع الاسلام، ، ج8، ص 58
  17. جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام ج 41 ص 433
  18. جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام ج 41 ص 436
  19. الإنتصار، ص480
  20. غنیه النزوع، ص428
  21. الهدایه، ص76
  22. شرایع الاسلام، ج4، ص167
  23. النهایه، ص730
  24. جواهر الکلام، ج41، ص432
  25. تحریر الوسیله، ج2، ص476
  26. سلسله الینابیع الفقهیه جلد 9 : صفحه 22.
  27. الانتصار، ص480
  28. حاشیه ردّ المختار، ج4، ص417
  29. دو فصلنامه الاهیات اجتماعی، سال اول، شماره ۲- عنوان: استنباط حکم ساب النبی(ع) از ابعاد سه گانه سنت اسلامی - نویسنده: دکتر محمدرضا جواهر.
  30. شرایع الاسلام، ج4، ص167
  31. مبانی تکمله المنهاج، ج1، ص264
  32. کشف اللثام، ج2، ص236
  33. همان، ص235
  34. جواهر الکلام، ج41، ص438
  35. مبانی تکمله المنهاج، ج 1، ص265
  36. (سیره رسول الله، رسول جعفریان، ص 627)
  37. (علی از زبان علی، سید جعفر شهیدی، ص 141-140)
  38. (نهج البلاغه، کلمه قصار، 420)