دشمنی با صالحان

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
دشمنی با صالحان

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: علی احمدزاده
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/2/2

مقدمه

انسان و بلکه هر موجود زنده‌ای در طول زندگانی خویش با موانع، آسیب‌ها و دشمنانی مواجه می‌شود که برای ادامه حیات خود ناگزیر باید آنان را بشناسد و در جهت دفع آسیب و آفت‌های آنان آماده مبارزه باشد. این شناخت در موجودات غیرمختار از طریق غریزه و آگاهی‌های فطری خدادادی به آنان عطا شده است. چنانچه خدای متعال اشاره فرموده است؛ قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَی کُلَّ شَیْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَی [۱] اما در مورد انسان ، با تلاش در جهت علم افزایی و کسب تجربه، شناخت حاصل می‌شود.
بهترین‌ها را برترین‌ها خوب می‌شناسند زیرا دنبال چیزی را می‌گیرند که در تعیین سرنوشت و رسیدن به هدفشان، بهترین گزینه باشد. انبیاء الهی بالاترین انسان‌ها در روی زمین هستند و حضرت ابراهیم علیه السلام یکی از انبیاء اولوالعزم است که به درجه خلیل الرحمانی رسیده است از خدای خویش تقاضا می‌کند تا او را در جرگه صالحان قرار دهد «رَبِّ هَبْ لِی حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ» [۲]: «خداوندا! حکمت و دانش به من عطا کن و مرا از صالحان قرار ده». و این نشانه عظمت مقام صالحان است که ابراهیم با این مقام و منزلت، آرزوی ملحق شدن به آنان را دارد. براین اساس برخورداری از حکمت و معرفت در درون و زندگی در جامعه صالحان و صالح بودن، بالاترین درجه سعادت است. [۳]

تعریف مفاهیم

الف) دشمنی

واژه ی «دشمن» در فرهنگ لاتین، مترادف با لغت «Enemy» و در فرهنگ دینی و اصطلاح قرآنی، به معنای «عدو» به معنای تجاوز و جمع آن «أعداء» به کار رفته است.
عَدَا یَعْدُو عَدْواً و عُدُوّاً، مثقله، و هو التَّعَدِّی فی الأمر، و تجاوز ما ینبغی له أن یقتصر علیه. [۴]عداوت بمعنی خصومت و دوری است. [۵]در اصطلاح آن است که نسبت به کسی، یا کشوری بدخواه، کینه جو و یا درجنگ و ستیز باشد. [۶]
فرهنگ فقه مطابق با مذهب اهل بیت علیهم السلام چنین آورده است: دشمنی عبارت است از مخالفت، بدخواهی و کینه توزی در حق کسی یا نسبت به چیزی که در گفتار یا رفتار خصومت آمیز و کینه توزانه و آزاردهنده دشمن بروز می‌کند. [۷]
راغب می‌گوید: دشمن دو جور است، یکی آن که عداوت دارد و به قصد دشمنی است مثل «فان کان من قوم عدو لکم» [۸] دیگری آن که به قصد عداوت نیست بلکه او حالتی دارد که شخص از آن متأذی می‌شود چنان که از کار دشمن. مثل «فانهم عدولی الا رب العالمین». [۹]بتهای بی جان، نسبت به ابراهیم عداوتی نداشتند و از جماد، دشمنی متصور نیست بلکه آنها جنبه معبودی داشتند و آن حالت، ابراهیم را ناراحت می‌کرد که فرمود: آنها دشمن منند. [۱۰]از این عنوان [دشمنی] در باب‌های طهارت، صلات، تجارت، حج، جهاد، قضاء، و شهادات سخن گفته شده است.

ب) صالحان

صالح به معنای پرهیزگار، شایسته. جمع آن صُلَحاء و صُلّاح است. [۱۱] و در فرهنگ لاروس در تعریف آن آورده است: مرد نیکوکاری که به حقوق خدا و بندگان خدا قیام کند. [۱۲]
علامه طباطبائی(ره) در کتاب شریف المیزان در مورد ریشه کلمه صالحان چنین می‌فرماید: «صلاح» به معنای باقی ماندن و یا بودن هر چیزی است به مقتضای طبع اصلیش، تا آنچه خیر و فایده در خور آن است بر آن مترتب گردد بدون اینکه به خاطر فسادش چیزی از آثار نیک آن تباه گردد. [۱۳]

جایگاه صالحان

خدای متعال در برخی آیات قرآن جایگاه رفیع صالحان را متذکر شده است. نظیر سوره مبارکه نساء و انبیاء.
وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسولَ فَاولئِکَ مَعَ الَّذینَ انْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیّینَ وَ الصِّدّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحینَ وَ حَسُنَ اولئِکَ رَفیقاً. [۱۴]کسی که اطاعت خدا و رسول کند، هم درجه پیامبران، صدّیقین، شهدا و صالحان می‌شوند و چه رفقای نیکویی هستند.
وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ انَّ الْارْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحونَ‏. [۱۵] در این آیه خداوند وعده وراثت زمین را به صالحان داده است.
جایگاه صالحان همجواری با انبیاء و راستگویان و شهداست که شاگرد ممتازهای مکتب خدامحوری و صاحب بالاترین مقامات بندگی و انسانیت هستند. چنان مقام والایی که حضرت ابراهیم خلیل الرحمان(علیه وعلی نبیناوآله علیهم السلام)، نخستین تقاضایش پیوستن به صالحان است. آنجا که به درگاه الهی دست به دعا برمی دارد: رَبِّ هَبْ لِی حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ [۱۶]. پروردگارا! به من علم و دانش و حق بینی مرحمت فرما و مرا به صالحان ملحق کن. همچنین امام سجاد علیه السلام در دعای هفدهم زبور آل محمد صل الله علیه وآله از خدای متعال رسیدن به درجه صالحان را درخواست نموده و می‌فرماید:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ، وَ أَعِذْنَا وَ أَهَالِیَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ جَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِمَّا اسْتَعَذْنَا مِنْهُ، وَ أَجِرْنَا مِمَّا اسْتَجَرْنَا بِکَ مِنْ خَوْفِهِ وَ اسْمَعْ لَنَا مَا دَعَوْنَا بِهِ، وَ أَعْطِنَا مَا أَغْفَلْنَاهُ، وَ احْفَظْ لَنَا مَا نَسِینَاهُ، وَ صَیِّرْنَا بِذَلِکَ فِی دَرَجَاتِ الصَّالِحِینَ وَ مَرَاتِبِ الْمُؤْمِنِینَ ،آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ. [۱۷]
خداوندا، بر محمد خاتم پیامبران و سرآمد رسولان و بر خاندان وی که پاک نهاد و معصومند درود فرست و ما و کسان ما، برادران و هر زن و مرد با ایمان را از شر آنچه از او به تو پناه آوردیم پناه ده، و از آنچه از ترسش از تواش ایمنی جستیم ایمن دار. و ای خدا آنچه دعا (و درخواست از حضرت کریمت) کردیم همه را به کرم اجابت فرما و آنچه را هم غفلت کردیم هم از لطف عطا فرما و آنچه (از مقامات و خیرات) که فراموش کردیم از حضرتت بطلبیم آن را هم بر ما تو محفوظ دار (و ما را عطا فرما) و بدین دعا ما را در مراتب و درجات صالحان و بندگان با ایمان خود مقرر گردان و این دعا را ای پروردگار عالم به کرمت اجابت فرما.
در دعای مکارم الاخلاق امام سجاد علیه السلام می‌فرماید: حَلِّنی بِحِلْیَهِ الصّالِحینَ وَ الْبِسْنی زینَهَ الْمُتَّقینَ فی بَسْطِ الْعَدْلِ وَ کَظْمِ الْغَیْظِ وَ اطْفاءِ النّائِرَهِ وَ ضَمِّ اهْلِ الْفُرْقَهِ وَ اصْلاحِ ذاتِ الْبَیْنِ وَ افْشاءِ الْعارِفَهِ وَ سَتْرِ الْعائِبَهِ... [۱۸] این دعای شریف در حقیقت ویژگی‌های انسان‌های صالح را با صفات پسندیده آنان برمی شمرد و از خدای متعال داشتن آنان را طلب می‌نماید و می‌فرماید: خدایا! مرا مزیّن کن به زینت صالحان و لباس متقیان.

واژه صالحان در قرآن و روایات

واژه «صلح» که ریشه کلمه«صالحان» است با مشتقات آن مانند؛ صالحون، صالحین و صالحات، در مجموع ۱۸۰ بار در قرآن کریم تکرار شده است. اما در روایات حدود ۴۸۰۰٫.... بار ذکر شده است که البته کمتر از ۶۰۰٫.... مرتبه آن، افراد صالح مقصود است و بخش اعظم آن به عمل صالح توجه دارد.

دشمنی با صالحان در کتب فقهی

۱. دشمنی با مومن حرام است. [۱۹]
۲. فروختن سلاح به دشمنان دین[و به تبع دینداران که در راس آنان صالحان هستند] که در حال جنگ با مسلمانانند و نیز در دوران صلح به قصد تقیت آنان علیه مسسلمانان و به قول برخی مطلقا حرام است. [۲۰]
۳. فرماندۀ سپاه اسلام به کسانی که کارشان دشمنی افکندن میان مسلمانان است نباید اجازه شرکت در جنگ بدهد. [۲۱]
۴. ابو حمزه گوید: بامام باقر علیه السّلام عرض کردم: «کمترین دشمنی با اولیاء خدا چیست؟ فرمود: آنکه شخص مطلبی را بر آنان (اولیاء حقّ) ببندد و روی آن ایستادگی کرده دوستی و دشمنی کند. [۲۲]
۵. برای مکلّف اظهار حسد و کینه و دشمنی با دیگران[به طریق اولی اولیای الهی و صالحان] جایز نیست. [۲۳]
۶. مرحوم ملا محمدتقی مجلسی در برخی مؤلفات خود طبق استنباط از اخبار، گناهان کبیره را در دو قسمت کبایر قطعی و کبایر احتمالی بالغ بر ۷۰٫.... گناه برشمرده است که ازجمله؛ دشمنی با مؤمنین و آزار رساندن و سرزنش، ترسانیدن و عیب جوئی را در شمار گناه کبیره قلمداد نموده است. [۲۴]

برخی ویژگی‌های صالحان

شهید مطهری در جلد۲۲ مجموعه آثار برخی از ویژگی‌های صالحان را به خوبی تشریح کرده که به مواردی از ان اشاره می‌شود:

بَسْطِ الْعَدْل

اولین ویژگی آنان عدالت گستری است. همان چیزی که شاه کلید آبادانی در جوامع انسانی و حقوق بشری است. خداوند در قرآن عدالت و عدالت ورزی در کارها را مورد تأکید قرار داده و می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَ لاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَی أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده/۸٫....) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیک تر است! و از(معصیت) خدا بپرهیزید، که ازآنچه انجام می‌دهید، باخبر است!
إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا وَ إِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ سَمِیعاً بَصِیراً. [۲۵]خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و زمانی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می‌دهد! خداوند، شنوا و بیناست. و یا در سوره نحل می‌فرماید:وَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ. [۲۶]
رسول خدا صل الله علیه وآله خطاب به امام علی علیه السلام می‌فرماید: یا علی! چهار گروه‌اند که دعایی از ایشان ردّ نمی‌شود؛ پیشوائی که عدالت پیشه سازد، و پدری که به فرزندش دعا کند، و مردی که در غیاب دوستش او را به دعا یاد کند، و کسی که از فشار ظلم دست به دعا بردارد. [۲۷]

کَظْمِ الْغَیْظ

دومین ویژگی تسلط بر هیجانات است. به قول روانشناسان خودکنترلی است. یعنی زمانی که انسان احساساتش تحریک شود حالش دگرگون می‌شود و ممکن است اختیار عمل را از دست بدهد. شهید مطهری در شرح این دعا می‌گوید: «وقتی که خشم می‌گیرم، بتوانم بر خشم خود غالب بشوم و خشم خود را کَظم کنم. «کظم» یعنی چه؟ غیظی که انسان پیدا می‌کند، درست حالت عقده‌ای را دارد که در انسان پیدا می‌شود. حل کردن این عقده را «کظم» گویند، مثل غده سرطان که وقتی آن را زیر برق می‌گذارند آب می‌شود. ازنظر روحی، کظم غیظ این است که انسان کاری بکند که نه تنها اثری بر غیظ خودش مترتب نکند بلکه آن عقده، آن کینه که در قلبش وجود دارد حل بشود و مثل یخی که آب می‌شود، آب بشود.» [۲۸]

اطْفاءِ النّائِرَه

صالحان نه تنها بر هیجان خود تسلط دارند بلکه کنترل کننده دیگران اند و سبب سکینه و آرامش هم نوعان خویش اند وَ هر جا که آتشی شعله‌ور است،آتش نشان آن شعله آن آتش اند ، کورکننده چشم فتنه‌اند نه آتش بیار معرکه یا ساکتان فتنه.

اصلاح ذات الْبَیْن

ازجمله زینت‌های صالحان این است که در اجتماع فعال اند و نسبت به امور مسلمین اهتمام دارند. اگر بین گروهی از مسلمانان یا دو برادر دینی اختلافی و کدورتی ببینند، نه تنها بی تفاوت نیستند بلکه آنان را آشتی داده و کژی و کاستی‌های میان آنان را اصلاح می‌کنند.

افْشاء الْعارِفَه وَ سَتْرِ الْعائِبَه

از دیگر صفات زینتی صالحان، گسترش خوبی‌های مردم، و نشر معروف‌ها در متن جامعه است. صالحان دو چیز را با حساسیت دنبال می‌کنند و با چشم مسلح و حتی ذره بین به دست، درصدد کشف آن اند. یکی کشف و شناسایی عیوب و کاستی‌های نفسانی خویش و دیگری کشف و شناسایی خوبی‌ها و نیکوکارهای مردم است. و در مقابل چشم خود را بر دو چیز بسته‌اند. یکی خوبی‌های خودشان است و دیگری بدی‌ها و اسرار مردم و جلوگیری از فاش شدن آن‌ها.
شهید والامقام مطهری دراین باره می‌گوید: «وقتی که انسان یک مقدار نیکی دارد، بعد ببیند مردم او را با نیکی‌هایش می‌شناسند، همین خودش عاملی است برای اینکه بدی‌ها را در وجود خودش کم کند. و برعکس، اگر انسان یک سلسله نیکی‌ها داشته باشد و یک سلسله بدی‌ها و بعد ببیند مردم او را فقط به این بدی‌ها می‌شناسند، آن شخصیت نیک و نیکی‌اش شکست می‌خورد، یعنی به تدریج تبدیل به آدم بد می‌شود.» [۲۹]خوانندگان مشتاق به کتاب‌هایی نظیر« سیمای سرافرازان» که ویژگی‌های صالحان و پارسایان را بیان می‌کند، رجوع کنند [۳۰].

اقسام دشمنی

الف) دشمنی غیرصریح

در این شیوه دشمن عناد خود را در دل پنهان داشته و به صورت مستقیم و آشکارا دشمنی خود را ابراز نمی‌نماید بلکه در انتظار فرصت مناسب است و مرموزانه و در پشت پرده تلاش می‌کند.این قسم را در منابع دینی «حقد و کینه» گویند. [۳۱]

ب) دشمنی صریح

گاهی دشمن آشکارا و بی پرده درصدد ضربه زدن و آزار رساندن است و به قول معروف شمشیر را از غلاف کشیده و از رو گرفته است. چون کینه قوت گرفت و عداوت شدید گردید، خزانه دل از محافظت آن عاجز، و پرده از روی کار برمی دارد و آشکارا ستیزه جویی می‌نماید. این قسم را در اصطلاح دینی «عداوت» نامند. [۳۲] برخی از آیات شریفه نیز بر این نکته اشاره دارند. آنجا که دشمن، در قلب به انسان عداوت و دشمنی دارد و در ظاهر هم آن را آشکار نموده و مطابق آن رفتار می‌کند و به شیوه‌های مختلف مانند انکار باورها، ستیز باارزش‌ها و مقدسات طرف مقابل و ایجاد چالش و مانع در اهداف و آرمان‌های او و حتی متحدشدن با دیگر معارضان برای ضربه زدن، لحظه‌ای درنگ نمی‌کند- زیرا می‌بیند آنان هم اگرچه با وی همراه و همدل نیستند اما می‌توانند با مذاکره برای مقابله با دشمن مشترک همکاری کنند. در زمان حاضر شیطان بزرگ با ایران اسلامی دشمنی آشکار دارد، تمام گزینه‌های دشمنی را امتحان کرده است تا جایی که خود ادعای مبارزه با تروریسم دارد و خویش فرمانده این جریان معرفی می‌کند اما با القاعده و داعش و تکفیرها، هم کاسه می‌شود و دفاع علنی می‌نماید بااینکه می‌داند این‌ها گروهایی هستند که اگر فرصت پیدا کنند هرگز به آمریکائی‌ها هم رحم نخواهند کرد. بااین حال، این خطر و ریسک دفاع از آنان را برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی و حتی دوستان و همفکران انقلاب اسلامی را به جان می‌خرد. این است که قرآن کریم می‌فرماید: إِنَّ الْکَافِرِینَ کَانُوا لَکُمْ عَدُوّاً مُبِیناً [۳۳]
کسانی که می گویند دنیا خواهان جنگ نیست و خواهان گفتگوست، فلسطین را ببینند که در آنجا با مظلومان فلسطین چگونه گفتگو می کنند! شاید اندکی بصیرت پیدا کنند. ببینند به کمک دست نشانده‌های بی اراده، با مردم بحرین، یمن و امثال آن به خاطر اینکه انسان‌های صالحی می‌خواهند به مردم کمک کنند، چه معامله‌ای می‌کنند؟ چشم باز کنند که آیا بمب خوشه‌ای بر سر پیر و جوان و حتی بچه‌های دبستانی نمی ریزند و کودکان شیرخواره را هدف تیر قرار نمی دهند؟ اینان چون برنامه‌های اصلاحی و دین و آیین آنان را، که از سوی خدا به مردم عرضه می‌کردند، منطبق با هواها و تمایلات نفسانی خود نمی‌یابند و منافع خویش را از سوی عدالت خواهان و صالحان درخطر می‌بینند، چنین خشونت و بی رحمی نشان می‌دهند.

عوامل دشمنی با صالحان

پیروی از هوای نفس

آیات بسیاری از قرآن کریم به این موضوع اشاره داشته و پیروی از هوای نفس را مورد نکوهش قرار داده است. در سوره مبارکه کهف می‌فرماید: «و لاتُطِعْ مَنْ اَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ اَمْرُهُ فُرُطا» [۳۴] و پیروی مکن از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل ساخته‌ایم و از هوای خود، فرمان می‌برد و کار او از حد گذشته است.
در وجود ما گرایش‌های غریزی ریشه دارند و ما را وادار می‌کنند تا به دنبال اشباع آنها برویم و اشباع آن‌ها، هم از راه مجاز و مشروع ممکن است و هم از راه خلاف و نامشروع. برخی گرایش‌ها در نفس، ما را به تقوا می‌کشاند و گرایش‌های دیگری به گناه. اما چگونه بشناسیم تا در دام گناه گرفتار نشویم؟ راه بر ما بسته نیست. مصادیق «تقوا» و «فجور» را با راهنمایی عقل یا وحی می‌شناسیم و خداوند آن‌ها را به ما الهام کرده است. «فَاَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» [۳۵] اگر وحی هم نبود و فقط تنها سرمایه شناخت درست از نادرست و سره از ناسره برای انسان، عقل بود بازهم شناخت خیر و خوبی غیرممکن نبود. اما پیروی از هواهای نفسانی و گرایش‌های شهوانی است که انسان را به دشمنی با خدا و صالحان می‌کشاند. زیرا هر آن کس که زمام او به دست نفس اماره است، غرایز او را راهبری می‌کنند و وی چشم و گوش بسته و بی توجه به ماوراء خواسته‌های غریزی خود، آن‌ها را پیروی می‌کند.

حسادت

حسد عبارت است از تمنای زوال نعمتی از برادر مسلم خود از نعمت‌هایی که صلاح او باشد. [۳۶] حسد یکی از صفات و رذایل اخلاقی و بلکه از مهم‌ترین و بدترین آن هاست که هم حاسد و هم محسود را دچار دردسر می‌کند. گرچه در حقیقت محسود ضرر نمی‌کند زیرا علاوه بر اینکه ثواب و حسناتش زیاد می‌گردد، وزر و وبال وی هم بر دوش حسود می‌افتد. اما حسود تا در دنیا است در غم و اندوه است به خاطر نعمت‌ها و دارائی‌های دیگران رنج مدام و روانی ناآرام دارد.
فرد حسود وقتی حسادتش قوّت گیرد، دیگر قادر بر پنهان داشتن حسد نیست و نمی‌تواند که با صاحب نعمت خوش سلوک باشد، بلکه پرده حُسن معاشرت را دریده روبه رو اظهار عداوت می‌کند. [۳۷] حتی ممکن است جنایاتی چون قتل، دزدی و امثال آن مرتکب شود. از قرآن مجید [۳۸]و منابع روایی استفاده می‌شود عامل اولین قتلی که توسط بشر روی زمین انجام گرفت و در آن «قابیل» برادرش «هابیل» را کشت، این بود که قربانی هابیل به درگاه خداوند قبول گشت اما قربانی قابیل پذیرفته نشد، و این باعث شد که قابیل به جای اصلاح خود نسبت به برادرش هابیل، حسادت ورزد و با خصومت با او برخورد کند. این بیماری خطرناک فرزندان حضرت «یعقوب» را واداشت تا برادرشان «یوسف» را درون چاه اندازند. [۳۹]به همین جهت بعضی «حسادت» را به پاره‌ای از آتش تشبیه کرده‌اند که می‌تواند موجودیت جامعه را به خطر بیندازد.
صالحان، چون رابطه خود با خدا را به خوبی حفظ کرده‌اند، خداوند نیز رابطه مردم را با آن‌ها درست کرده است و همین احترام و قداست آنان در میان مردم ممکن است قابل تحمل برای حسودان نباشد، ازاین رو؛ کینه و دشمنی خود را با صالحان نمی‌توانند مخفی سازند. در حقیقت به گونه‌ای بر خداوند معترض هستند که چرا این موقعیت‌ها را به آنان نداده است. چنانچه آیه شریفه اشاره دارد: أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ. [۴۰]یعنی بلکه حسد می‌برند مردمان را بر آن چیزی که حقّ تعالی داده است.

دنیاگرایی

آیات زیادی بر فریبکاری دنیا اشاره دارند مانند؛ «غَرَّتْهُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا» [۴۱] زندگی دنیا فریبشان داده است. امام صادق علیه السلام حب دنیا را ریشه همه خطاها دانسته و فرموده است: رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَهٍ حُبُّ الدُّنْیَا [۴۲] دنیادوستی جان مایه هر خطایی است. همچنین از سفارش‌های امام علی علیه السلام به فرمانده سپاه خود، بر حذر داشتن وی از دنیای پرفریب است: وَ خَفْ عَلَی نَفْسِکَ الدُّنْیَا الْغَرُورَ وَ لَا تَأْمَنْهَا عَلَی حَالٍ . [۴۳]از دنیای پرفریب بر خویشتن بیمناک باش و در هیچ حالتی نسبت به دنیا احساس امنیت مکن!»
دشمنی با صالحان مولود عشق به دنیا و مال ومنال آن است و هرچه دنیاگرایی بیشتر باشد عداوت با صالحان بیشتر می‌گردد. رسول خدا صل الله علیه وآله درزمینه فریب کاری زخارف دنیوی می‌فرماید: «إِنَّ الدِّینارَ وَ الدِّرْهَمَ أَهْلَکا مَنْ کانَ قَبْلَکُمْ وَ هُما مُهْلِکاکُمْ» [۴۴] یعنی زر و سیم هلاک کرد آن‌هایی را که پیش از شما بودند و این دو نیز هلاک کننده شمایند. و نیز امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «مَثَلُ الْحَرِیصِ عَلَی الدُّنْیا کَمَثَلِ دُودَهِ الْقَزِّ؛ کُلَّما ازْدادَتْ عَلی نَفْسِها لَفّاً کانَ أَبْعَدَ لَها مِنَ الْخُرُوجِ حَتّی تَمُوتَ غَمّاً» [۴۵]. مَثل حریص بر دنیا مثل کرم پیله است؛ هرچند بر خود بیش‌تر می‌تند، دورتر می‌شود از بیرون آمدن، تا آن که بمیرد از غم».

دوستان نامناسب

یکی از عواملی که در دشمنی با صالحان نقش مهمی دارد، دوست و هم نشین انسان است. در متون اسلامی بابی داریم تحت عنوان «مجالست و تأثیر مجالست» هم در جهت مثبت و هم در جهت منفی، که مجالست صالحان آثار نیکِ فوق العاده دارد و مجالست بدان آثار سوء فوق العاده دارد، و این یک امری است که اجتناب ناپذیر است؛ یعنی انسان هرچه بخواهد به اصطلاح درِ دل خودش را ببندد و وقتی که می‌خواهد با کسی معاشرت کند خودش را آن چنان ضبط کند که از او اثری نگیرد، باز کم وبیش اثر می‌پذیرد. [۴۶]
از رسول صل الله علیه وآله نقل است که فرمود: حواریون از حضرت عیسی(علیه وعلی نبیناوآله علیهم السلام) پرسیدند؛ یَا رُوحَ اللَّهِ مَنْ نُجَالِسُ؟ با چه کسی نشست وبرخاست داشته باشیم؟ قَالَ مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَهِ عَمَلُهُ. [۴۷] یعنی با کسی مجالست کنید که دیدن او شما را به یاد خدا بیندازد. عملشان، کردارشان، رفتارشان، وضعشان، سیمایشان، خصوصیاتشان به گونه‌ای است که انسان را از غفلت خارج می‌کند.همچنان که افرادی هستند که دیدن آن‌ها انسان را از خدا غافل می‌کند.
صحبت صالح تو را صالح کند
صحبت طالح تو را طالح کند
پس آیا ممکن است کسی با طالحان و تبهکاران معاشرت کند اما با صالحان و نیکوکاران محشور شود؟
قرآن کریم از زبان گناهکاران و نادمان روز قیامت چنین می‌فرماید: یَا وَیْلَتَا لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَناً خَلِیلاً [۴۸] ای وای بر من، کاش فلان(شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!
در نهج البلاغه، امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: مُجَالَسَهَ أَهْلِ الْهَوَی مَنْسَاهٌ لِلْإِیمَانِ وَ مَحْضَرَهٌ لِلشَّیْطَانِ. [۴۹]نشست وبرخاست کردن با مردم هواپرست و غافل از خدا، فراموشیِ ایمان و حضور شیطان را به همراه دارد. به قول شهید مطهری (ره)؛ هم نشینی با هواپرستان فراموش خانه ایمان است، یعنی انسان آنجا که برود اصلاً ایمان را فراموش می‌کند. [۵۰]

وسواس شیطان

شیطان به معنای متمرد یا دور شده از خیر است خواه از جنس جن باشد یا انس و یا هر موجود دیگری. ابلیس نیز ازآن جهت شیطان می‌گویند که طاغی و از درگاه خدا رانده گردید. [۵۱]
«یا بَنی ادَمَ لایَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما اَخْرَجَ اَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ». [۵۲] ای فرزندان آدم (بپایید) که شیطان فریبتان ندهد چنانکه پدر و مادرتان را از بهشت بیرون راند.
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لاَ تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ. [۵۳]
واژه شیطان در معنای عامش، می‌توان شامل هر نوع شر و شررسانی باشد. عده‌ای در پیروی از شیطان چنان پیش می‌روند که کاملاً تحت ولایت شیطان درمی آیند و شیطان ولی و سرپرست آن‌ها می‌شود. چنان که قرآن کریم اشاره دارد: وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ [۵۴]. بنابراین طبیعی است که سربازان شیطان با صالحان دشمنی دارند.

پیامدهای دشمنی با صالحان

قرآن در بسیاری از آیات اظهار می‌دارد که مؤمنان و صالحان در نور هستند یا وارد نور می‌شوند و یا بر نور آن‌ها افزوده می‌شود و برعکس، کافران و طالحان در ظلمت هستند یا در ظلمت وارد می‌شوند و یا بر ظلمتشان افزوده می‌شود. «اَوَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَاَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوْراً یَمْشی بِه فِی النّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِج مِنْها» [۵۵] آیا آن کس که مرده بود وزنده اش کردیم و برای او نوری قراردادیم که به کمک آن میان مردم راه می‌رود، مَثَل او مانند کسی است که در تاریکی هاست و از آن خارج نمی‌شود.
اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُولئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ. [۵۶] خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آن‌ها را از تاریکی‌ها، به سوی نور بیرون می‌برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آن‌ها طاغوت‌ها هستند؛ که آن‌ها را از نور، به سوی تاریکی‌ها بیرون می‌برند؛ آن‌ها اهل آتش اند و همیشه در آن خواهند ماند.
بر این اساس اگر به جای تولی و همراهی با صالحان، تبری و تجری از صالحان نصیب کسی شود هرگز روی سعادت نخواهد دید.

راهکارهای پیشگیری و درمان

اگر بخواهیم راهکاری پیشگیرانه برای این منکر ارائه نماییم می‌بایست؛
۱. باید اسباب و عواملی که انسان را در مسیر تقابل و دشمنی با صالحان قرار می‌دهد، شناخته شود.
۲. در آثار و پیامدهای ناگوار دنیوی و اخروی این منکر و رذیله اخلاقی خوب اندیشه کند تا به لحاظ شناختی و فکری بیدارباشی حاصل شود. در این صورت انسان از افتادن در جاده انحراف آگاه می‌شود و با پی بردن به عاقبت کار خویش، از گرفتار شدن در دام‌های دشمنان درونی و بیرونی، ایمن می‌شود.
۳. در جهت مقابله و از میان برداشتن آنان اقدام کند. به این صورت که همان اسبابی که در بخش عوامل و ریشه‌های دشمنی با صالحان بیان شد در حقیقت منشأ پیدایش این منکر می‌باشند و برای پیش گیری از نفوذ آنان می‌بایست ضد آن - که راهکار عمومی مبارزه با رذایل و صفات ناپسند اخلاقی است - را بکار گرفت. مثلاً مخالفت با هواهای نفسانی و رعایت تقوای الهی راهکار پیش گیری و درمان پیروی از هوای نفس است یا زهد و ساده زیستی و دوری از تجملات و مقامات دنیایی راه درمان دنیاگرایی است که سرمنشأ بسیاری از انحرافات و کج روی‌های انسان به شمار می‌آید.
۴. برای موفقیت در هر کاری نباید از سلاح کارآمدی که خدای متعال در اختیار همگان قرار داده است، غفلت نمود. و این اسلحه هم به عنوان سپری است برای دفاع و دفع حمله و آسیب‌های دشمن و هم ابزار حمله و نابودی دشمن. دعا و توسل به اولیای الهی و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، علتی است ماورایی و برنده تر از ابزار و امکانات مادی و ظاهری که می‌تواند اسباب و ابزارآلات دیگر را مقهور سازد.
۵. ارتباط هرچه بیشتر با خدا و بندگان صالح که الگوی عملی برای زندگی هستند و مطالعه در سیره و سبک زندگی بزرگان و همنشینی و همراهی با دوستان شایسته در پیشگیری و دفع این منکر بسیار مفید و کارآمد است.
۶. همان طور که برای درمان امراض جسمانی نیازمند مراجعه به پزشک هستیم تا داروی مناسب برای درمان بیماری را برای ما تجویز کند، برای درمان امراض روحی و روانی که همان منکرات هستند نیز به طریق اولی نیازمند مراجعه به پزشک روحانی هستیم که با تخصص خویش دوای درد منکراتی چون دشمنی با صالحان را تجویز نموده و مراجع را در درمان بیماری روحی اش یاری رساند.



فهرست منابع

۱. قرآن کریم
۲. سید رضی، محمد، نهج البلاغه، در یک جلد، مؤسسه نهج البلاغه، قم - ایران، اول، ۱۴۱۴ ه‍ ق.
۳. علی بن الحسین علیهماالسلام، ، الصحیفه السجادیه، قم، دفتر نشر الهادی، ۱۴۱۸٫ ق.
۴. اصفهانی، حسین بن محمد راغب، ، مفردات الفاظ القرآن، لبنان، دار العلم،۱۴۱۲٫.... ه‍ ق.
۵. اصفهانی، مجلسی دوم، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار، ۳۳٫.... جلد، بیروت - لبنان مؤسسه الطبع و النشر۱۴۱۰٫...ق.
۶. انصاری، مرتضی، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، انتشارات خواجه،۱۳۶۱٫...
۷. بصری، حسن، کرامات و حکایات پندآموز، قم، انتشارات نهاوندی،۱۳۸۷٫....
۸. تهرانی، احمد بن محمدباقر مجتهدی، سه رساله،چ، ششم، قم، انتشارات درراه حق، ۱۴۲۳٫...ق.
۹. جبران مسعود، فرهنگ الفبایی عربی- فارسی، ج،۲٫...،چ،پنجم، ترجمه رضا انزابی نژاد، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی،۱۳۸۶٫....
۱۰. جر خلیل، فرهنگ لاروس عربی- فارسی،ج،۲٫...، چ، هیجده‌ام، ترجمه حمید طبیبیان، تهران، انتشارات امیرکبیر،۱۳۸۷٫....
۱۱. جمعی از نویسندگان(علیزاده/مهدی، عالم زاده نوری/محمد، مظاهری سیف/محمدرضا، احمد پور/مهدی، مهدوی فرید/علی، فلاح، محمدرضا،) اخلاق اسلامی مبانی و مفاهیم، قم، دفتر نشر معارف،۱۳۸۹٫....
۱۲. جمعی از پژوهشگران زیر نظر سید محمودهاشمی،فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ۳٫... جلد، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، ۱۴۲۶٫... ه‍ ق.
۱۳. جمعی از محققان در پژوهشگاه تحقیقات اسلامی، جهاد در آینه روایات، دو جلد، انتشارات زمزم هدایت، قم - ایران، اول، ۱۴۲۸٫... ه‍ ق.
۱۴. امام خمینی، سید روح اللّه موسوی ، توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ۲٫... جلدی، چ، هشتم، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ۱۴۲۴٫... ق.
۱۵. دهخدا،علی اکبر،لغت نامه،ج،۷٫...، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،۱۳۷۷٫....
۱۶. سهراب پور، همت، واژگان شریعت، قم، انتشارات سلمان فارسی،۱۳۹۲٫....
۱۷. شاهرودی، سیدمحمود، فرهنگ فقه مطابق با مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم، موسسه دائره المعارف فقه اسلامی،۱۳۸۷٫....
۱۸. طباطبایی، سید علی، ریاض المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۴٫...ق.
۱۹. فراهیدی، خلیل بن احمد ، کتاب العین، ۸٫... جلد، ، قم ، نشر هجرت ، ۱۴۱۰٫... ه‍ ق.
۲۰. فیض کاشانی،محمد(ملامحسن)،رسایل فیض کاشانی،ج۲٫...،۲۴٫...جلدی،تهران،مدرسه عالی شهید مطهری.
۲۱. قرائتی،محسن، تفسیر نور،ج،۶٫...،چ،پنجم،تهران، انتشارات درس‌هایی از قرآن،۱۳۸۹٫....
۲۲. فرشی، سید علی اکبر ، قاموس قرآن، ۷٫... جلد، چ، ششم، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۱۲٫... ه‍ ق.
۲۳. قمی، محمد بن علی بن بابویه ، من لا یحضره الفقیه ، مترجم: علی اکبر غفاری، ۶٫... جلدی، تهران ،نشر صدوق، ۱۴۰۹٫... ق.
۲۴. کلینی، محمد بن یعقوب ، الکافی (ط - الإسلامیه)، ۸٫... جلد، تهران، دار الکتب الإسلامیه،۱۴۰۷٫...ه‍ ق.
۲۵. مصباح یزدی، محمدتقی،اخلاق در قرآن،ج۱٫...،قم، انتشارات موسسه امام خمینی(ره) ،۱۳۹۱٫....
۲۶. مطهری، مرتضی،مجموعه آثار،ج،۲۲٫...،چ،ششم، تهران، انتشارات صدرا،۱۳۸۹٫....
۲۷. نراقی، مولا احمد، معراج السعاده،قم، انتشارات قائم آل محمد(ص) ،۱۳۸۴٫....

مقالات

۱. دشمنی با دین(خصومت با ملت‌ها)، ابوالحسنی، علی، مجله زمانه، اردیبهشت۱۳۸۶٫...، شماره۵۶٫....
۲. دشمنی با خویش،رهبانی، مجید، مجله جهان کتاب، اردیبهشت۱۳۸۴٫...، شماره۱۹۳٫../و۱۹۴٫....

سایت و نرم افزارها

salehon.blogfa.com
https://fa.wikipedia.org/wiki
net.tebyan.net/groups/salehon
www.uniref.ir/University509
arshiyaa.blogfa.com/post-549٫....aspx


پانویس

  1. - سوره طه، آیه۵۰٫.
  2. - سوره شعرا، آیه ۸۳٫.
  3. - قرائتی، تفسیر نور،ج،۶ص۳۳۱
  4. - فراهیدی، العین، ص۲۱۳٫.
  5. - قرشی، قاموس قرآن،ص۳۰۸٫.
  6. - دهخدا، لغتنامه دهخدا،ج۷٫،ص۱۰۹۰۸٫.
  7. - شاهرودی،فرهنگ فقه مطابق با مذهب اهل بیت (ع)،ج۳٫،ص۶۱۷٫.
  8. - نساء/۹.
  9. - شعرا/ 77.
  10. - اصفهانی، حسین بن محمدراغب، مفردات الفاظ قرآن، ص۵۳۳٫.
  11. - جبران مسعود، فرهنگ الفبایی عربی- فارسی،ص۱۰۵۶٫
  12. - جُرخلیل،الرائد،ص۱۳۰۴٫.
  13. - طباطبائی، المیزان،ج۱۵٫،ص۴۰۰٫.
  14. - نساء/۶۹.
  15. - انبیاء/۱۰۵.
  16. - شعراء/۸۳٫..
  17. - علی بن الحسین،صحیفه سجادیه،ص،۸۸.
  18. - همان،ص۹۶.
  19. - طباطبایی،سیدعلی،ریاض المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل ،ص۲۸۲.
  20. - شاهرودی،فرهنگ فقه مطابق با مذهب اهل بیت(ع)،ج۳، ص۶۱۷.
  21. - همان
  22. - قمی،محمدبن علی،من لایحضره الفقیه، ج۵،ص۲۹۹.
  23. - خمینی،توضیح المسائل،ج۱،ص۸۴۰.
  24. - تهرانی،سه رساله،ص۵۳.
  25. - نساء/۵۸.
  26. - نحل۷۶٫.
  27. - ابن بابویه، من لایحضره الفقیه،ج۶ ،ص۲۷۸٫.
  28. - مطهری ،مجموعه آثار، ج‏۲۲، ص، ۳۱۵.
  29. - همان، ص،۳۱۶.
  30. - سیمای سرافرازان ازجمله تألیفات استاد علامه مصباح یزدی در این زمینه است که بیش از ۷۰ صفت شیعه واقعی را برشمرده و با آیات و روایات تبیین و تفسیر نموده است. به دعای مکارم الاخلاق امام زین العابدین علی بن الحسین علیهماالسلام و نهج البلاغه خطبه‌های ۱۹۳، ۸۶ و ۱۵۷رجوع شود.
  31. - نراقی،مولا احمد، معراج السعاده، ص۲۰۰.
  32. - همان
  33. - نساء /۱۰۱
  34. - کهف/۲۸
  35. - شمس/۸
  36. - نراقی، معراج السعاده،ص۳۶۲
  37. - فیض کاشانی،ج۲ص۶۵.
  38. - سورۀ مائده / ۲۷
  39. - یوسف/۵
  40. - نساء/ ۵۴
  41. - اعراف/۵۱
  42. - کلینی، اصول کافی،ج۲ص۳۱۵
  43. - سید رضی، نهج البلاغه،ص۳۸۵٫.
  44. - کلینی، کافی،ج۲،ص۳۱۵٫.
  45. - همان،ص۱۳۴
  46. - مطهری، مجموعه آثار،ج۲۲ص۷۷۰.
  47. - کلینی، کافی،ج۱ص۳۹
  48. - فرقان/۲۸
  49. - سید رضی، نهج البلاغه،ص۸۳
  50. - مطهری ،مجموعه آثار، ج‏۲۲، ص۷۷۱.
  51. - سهراب پور،واژگان شریعت،ص۲۵۰.
  52. - اعراف/۲۷
  53. - یس/۶۰
  54. - بقره/۲۵۷
  55. - انعام۱۲۲٫.
  56. - بقره/۲۵۷