فرهنگ مصادیق:دروغ گفتن

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از دروغ گفتن)
پرش به: ناوبری، جستجو
دروغ گفتن

موارد جواز دروغ گفتن

پرسش

دروغ از گناهان کبیره بشمار می‌رود. در چه مواقعی دروغ گفتن جایز است؟ آیا برای حفظ جان می‌توان دروغ گفت؟

پاسخ اجمالی

راست گویی و مبارزه با کذب و دروغ از اهمیت فوق العاده‌ای در تعلیمات اسلامی برخوردار است به حدی که در موارد زیادی دروغ پلید تر از شراب، تعبیر شده است، اما با این وجود هر گاه عدم ارتکاب دروغ موجب ضرری شدیدتری از قبح دروغ شود مثل قتل انسانی بی گناه، یا حمله دشمن به کیان اسلام، اختلاف و دشمنی بین مؤمنین و...، دروغ گفتن جایز می‌شود. البته اگر انسان بتواند با انجام "توریه" مرتکب دروغ گفتن نشود، لازم است توریه کند.

پاسخ تفصیلی

راست گویی و مبارزه با کذب و دروغ از اهمیت فوق العاده‌ای در تعلیمات اسلامی برخوردار است. امام صادق (ع) می‌فرماید: "نگاه به رکوع و سجود طولانی افراد نکنید، چرا که ممکن است عادت آنها شده باشد، به طوری که اگر آن را ترک کنند ناراحت شوند، ولی نگاه به راست گویی و امانت داری آنها کنید"[۱]؛ یعنی راست گویی و امانت ملاکِِ خوبی و ایمان افراد است.
در حدیثی از امام باقر (ع) آمده است: "خداوند متعال برای شر و بدی، قفل‌هایی قرار داده که کلید آن قفل‌ها شراب است (چرا که مانع اصلی زشتی‌ها و بدی‌ها عقل است و مشروبات الکلی عقل را از کار می‌اندازد) سپس اضافه فرمود: دروغ از شراب هم بدتر است[۲]
رابطه دروغ و گناهان دیگر از این نظر است که انسان گناهکار هرگز نمی‌تواند، راستگو باشد، چرا که راستگویی موجب رسوایی او است، و برای پوشاندن آثار گناه معمولا باید متوسل به دروغ شود. به عبارت دیگر، دروغ انسان را در مقابل گناه آزاد می‌کند، و راستگویی محدود.[۳]
یکی از ضررهای بزرگ دروغ این است که نابود کننده سرمایه اطمینان است. می‌دانیم مهمترین سرمایه یک جامعه اعتماد متقابل و اطمینان عمومی است، و مهمترین چیزی که این سرمایه را به نابودی می‌کشاند دروغ و خیانت و تقلب است، و یک دلیل عمده بر اهمیت فوق العاده راستگویی و ترک دروغ در تعلیمات اسلامی همین موضوع است، ولی با این حال در موارد و شرایطی که اضطرار (احتیاج شدید) به دروغ گفتن در کار باشد گفتن دروغ جایز شمرده شده است، اما این جواز به مقدار اضطرار تا زمانی است که اضطرار وجود داشته باشد نه بیشتر. مقصود از اضطرار در اینجا، احتیاج شدید به ارتکاب دروغ برای جلو گیری از ضرر‌های بزرگی همچون به خطر افتادن جان انسان یا سلامتی او و یا جلوگیری از تهاجم دشمن به سرزمین اسلام و یا جلو گیری از اختلاف بین برادران مسلمان و به طور کلی تمام مواردی که اهمیتش از قبح دروغ بیشتر باشد.
این نکته را باید متذکر شد که اگر چه دروغ گفتن از دید شرع در موارد اضطرار و برای دفع ضررهای بزرگ و غیر قابل تحمل جایز است، اما چنانچه راهی وجود داشته باشد که بدون ارتکاب دروغ، ضرر را دفع کند باید آن راه بر گزیده شود. یکی از این راه‌ها روش «توریه» است. توریه یعنی کلامی که از آن دو معنا فهمیده شود: یکی معنای ظاهر و آشکار که ذهن شنونده به سرعت به آن منتقل می‌شود، و دیگری معنای نهانی و ناپیدا که مقصود اصلی گوینده است و ذهن شنونده به آن منتقل نمی‌شود. اگر انسان برای برطرف کردن زیان از خود یا مسلمانی دیگر ناچار به استفاده از توریه یا دروغ شود، لازم است «توریه» کند.
در موارد اضطرار به ارتکاب دروغ، فرقی نیست که ضرر متوجه خود انسان باشد یا متوجه دیگر مومنین.
حضرت رضا (ع) فرمود: همانا شخصی در حق برادر مسلمانش سخن راستی می‌گوید که با این گفتار، او را گرفتار می‌کند؛ پس نزد خدا از دروغگویان است و همانا شخصی در حق برادر مسلمانش دروغی می‌گوید که با آن دروغ، از او دفع ضرر می‌کند؛ پس نزد خدا از راستگویان است.[۴]
امام صادق (ع) فرمودند: در روز قیامت، از هر دروغی بازخواست می‌شود، مگر از سه مورد: یکی این که شخصی که در حال جنگ، [ دشمن را ] فریب دهد، این دروغ از او برداشته می‌شود؛ دوم هنگامی که دروغ باعث «اصلاح ذات البین» (حل اختلاف و ایجاد صلح و آشتی بین دو مسلمان) شود و....[۵]
پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی(ع) وصیت فرمود: همانا خداوند دروغ به مصلحت و خیر را دوست دارد و از راستی که فساد در پی داشته باشد، متنفر است[۶].
البته رعایت مقدار و میزان دروغ لازم برای ایجاد صلاح، ضرورت دارد و نباید از حد لازم تجاوز کرد؛ چرا که تجاوز از حد لازم، انسان را به خوی دروغگویی مبتلا می‌کند و حضرت صادق (ع) می‌فرماید: اصلاح گر سرشت دروغگویی ندارد.[۷] آنچه از روایت پیشین می‌توان فهمید این است که انسان به بهانه اصلاح جامعه، و ایجاد صلح و آشتی بین دو مسلمان، مجاز به دروغگویی بی جا و بی اندازه نیست؛ بلکه باید میزان لازم را رعایت کند[۸]

پا نویس

  1. سفینه البحار ماده" صدق" ؛ الکافی، ج 2، ص 104، دار الکتب الإسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی.
  2. اصول کافی ج 2 ص 339. ان اللَّه عز و جل جعل للشر اقفالا، و جعل مفاتیح تلک الاقفال الشراب، و الکذب شر من الشراب.
  3. تفسیر نمونه، ج 11، ص 413.
  4. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 12، ص 255 ح 16238.
  5. کلینی، کافی، ج 2، ص 342، ح 18. قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کُلُّ کَذِبٍ مَسْئُولٌ عَنْهُ صَاحِبُهُ یَوْماً إِلَّا کَذِباً فِی ثَلَاثَهٍ رَجُلٌ کَائِدٌ فِی حَرْبِهِ فَهُوَ مَوْضُوعٌ عَنْهُ أَوْ رَجُلٌ أَصْلَحَ بَیْنَ اثْنَیْنِ یَلْقَی هَذَا بِغَیْرِ مَا یَلْقَی بِهِ هَذَا یُرِیدُ بِذَلِکَ الْإِصْلَاحَ مَا بَیْنَهُمَا أَوْ رَجُلٌ وَعَدَ أَهْلَهُ شَیْئاً وَ هُوَ لَا یُرِیدُ أَنْ یُتِمَّ لَهُمْ.
  6. ان الله احب الکذب فی الصلاح و ابغض الصدق فی الفساد. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 12، ص 252، ح 16229.
  7. المصلح لیس بکذاب. کلینی، کافی، ج 2، ص 210، ح 7
  8. نک: تهرانی، مجتبی، سایت بلاغ.
منبع: اسلام کوئست - تاریخ برداشت: 94/10/30