فرهنگ مصادیق:خیانت در امانت

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از خیانت در امانت)
پرش به: ناوبری، جستجو
خیانت در امانت

نویسنده: مصطفی کوهی
تهیه و تدوین: پزوهشکده امر به معروف و نهی ازمنکر قم-95/5/5
کلمات کلیدی: خیانت، امانت، سوء نیت، اموال، جرم، تصرّف، حقّ، اختلاس.

محتویات

مفهوم خیانت در امانت

صاحب مفردات در تعریف لغوی خیانت می‌نویسد: «الْخِیَانَه و النّفاق یکی است جز اینکه ـ خیانت ـ بیشتر در شکستن پیمان و امانت بکار می‌رود ولی ـ نفاق ـ باعتبار خلاف در دین است سپس این دو معنی در هم تداخل نموده. پس ـ خیانت ـ همین مخالفت با حقّ و پیمان شکنی در پنهانی است.»[۱] واژه «امانت»، ضدّ «خیانت»، مصدر و از ریشه «أمن» به معنای آرامش قلب است. امین، به کسی گفته می‌شود که دل، در سپردن چیزی به او احساسِ آرامش کند.[۲] خیانت در امانت در اصطلاح عبارت است از استعمال، تصاحب، تلف یا مفقود نمودن مال یا سندی توأم با سوء نیت مالی که از طرف مالک یا متصرف قانونی به کسی سپرده شده و بنا بر استرداد یا به مصرف معین رسانیدن آن بوده است.

اهمیت امانت داری

یکی از خصال اخلاقی انسان امانت داری است که دارای ارزش و اهمیت فوق العاده‌ای می‌باشد.
ادای امانت از نظر اسلام چنان مهم است که اگر حتی دشمن چیزی را به عنوان امانت به انسان بسپارد باید در حفظ آن کمال کوشش را مبذول دارد. هدف اسلام ایجاد جامعه‌ای است که اعتماد عمومی بر آن حکمفرما باشد. دین مقدس اسلام دستور داده که امانت را مطلقاً به صاحبش برگردانیم اگر چه او دشمن و یا بد کردار باشد.
در همه فرهنگ‌های بشری "امانتداری" امر پسندیده‌ای تلقی شده و در اسلام نیز این مقوله انسانی بسیار با اهمیت است و قرآن کریم و نیز سیره انبیاء و اولیا و معصومان پاک بر ترویج و تثبیت امانت داری بوده است. اساساً استواری جوامع بشری در همه ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، وامدار امانت داری و گسترش آن در جامعه است. اگر روحیه امانت داری در جامعه تضعیف شود اعتماد افراد از میان می‌رود و پریشانی و خیانت بر زندگی مردم سایه خواهد افکند.
امیرالمومنین علی(علیه السلام) در باب اهمیت امانتداری می‌فرماید:
«یا کمیل! إفهم واعلم إنّا لانرخص فی ترکِ أداء الأمانه لأحدٍ من الخلق فمن روی عنّا فی ذلک رخصهً، فقد أبطل وأثم وجزاءُه النار بما کذب، اقسم لسمعت رسول اللّه (صلی الله علیه وآله وسلّم) یقول لی قبل وفاته بساعهٍ مراراً ثلاثاً: یا اباالحسن أدّ الأمانه إلی البرّ والفاجر فیما جلّ وقلّ حتی الخیط والمخیط؛ ای کمیل، بفهم و بدان که ما برای هیچ یک از افراد بشر اجازه‌ای در عدم پرداخت امانت نمی‌دهیم، پس هر کس که از من در این موضوع اجازه‌ای را نقل کند بیهوده بافته و گناه کرده و به جهت دروغی که ساخته سزایش دوزخ است.سوگند می‌خورم شنیدم که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم ساعتی پیش از وفات سه بار به من فرمود: «ای ابو الحسن سپرده و امانت ـ چه زیاد چه کم، حتی نخ و سوزن ـ را به صاحبش ـ نکوکار یا تبهکار باشد ـ باز گردان.»[۳] اقسام خیانت در امانت گر چه بسیاری قلمرو امانتداری و خیانتکاری را در حقوق مادّی و مالی و گاه خانوادگی منحصر می‌سازند، امّا در نگرش اسلامی قلمرو امانت و خیانت کران تاکران زندگی فکری عقیدتی، اخلاقی، فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، هنری، نظامی، کشور داری، آب و خاک، دین و آیین و... را دربر می‌گیرد، تا آنجایی که در روایت آمده است که: «اذا حدث الرجل بحدیث ثم التفت فهو امانه؛ مشورت و گفتگوی خصوصی دو یا چند نفر در یک جلسه امانت محسوب می‌گردد و باید رعایت شود.»[۴]

انواع خیانت در امانت

به طور کلی می‌توان خیانت در امانت را بدین نمونه تقسیم کرد

امانت و خیانت در اموال

امانت و خیانت در اموال بر دو نوع است:
الف. امانت و خیانت در اموال عمومی:
اموال دولتی و عمومی نزد کارمندان دولتی امانت محسوب می‌شود و نباید در آنها خیانت کنند.
تعبیر دیگر خیانت در اموال عمومی، اختلاس می‌باشد که در مقاله‌ای مستقل تحت عنوان اختلاس مطرح شد.
ب. امانت و خیانت در اموال شخصی:
یکی از مصادیق و اقسام خیانت در اموال، خیانت در اموال افراد دیگر است.
در فرهنگ اسلامی بحثی به عنوان ودیعه وجود دارد که احکام و شرایط این نوع امانت داری و امانت گذاری در آنجا بیان شده است. قرآن کریم در بیان این قسم از امانت می‌فرماید: «فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ؛ اگر کسی از شما به دیگری امانتی سپارد، شخص امین باید آن ودیعه را به صاحبش برگرداند و از خداوند که پروردگار اوست پروا کند. [۵]

خیانت به خدا و رسول خدا

در سوره انفال آیه ۲۷ صریحاً از خیانت به خدا و رسول و امانت‌ها نهی شده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید به خدا و پیامبر او خیانت مکنید و [نیز] در امانت‌های خود خیانت نورزید و خود می‌دانید [که نباید خیانت کرد]».
برخی امانت‌ها منحصراً مربوط به خالق هستی است؛ یعنی امانت گذار آنها خداوند متعال است مثل احکام شرعی و برخی دیگر مربوط به رسول خداست مثل گفتار و سیره آن حضرت.
گروه بسیاری از امانات هم مربوط به مردم است که خیانت در آنها به خیانت به خدا و رسول برمی گردد. امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «خیانت به خدا و رسول همان نافرمانی ایشان است. هر انسانی امانت دار فرایضی است که خداوند بر او واجب کرده است.»[۶]

منصب‌های حکومتی

مناصب و مقامات حکومتی در دست کارگزاران نظام اسلامی، نوعی امانت محسوب می‌شود. باید به چشم ودیعه الهی به آن نگاه شود و هرگز فکر خیانت و بهره برداری شخصی در آن مطرح نباشد. امام علی علیه السلام در این باره به اشعث ابن قیس، فرماندار آذربایجان، نامه‌ای می‌نویسد و ضمن یادآوری مسئولیت سنگین او می‌فرماید:
«و إِنّ عَمَلَکَ لَیسَ لَکَ بِطُعمَهٍ ولکنّهُ فی عُنُقِکَ أَمانَهٌ و أَنتَ مُسترعی لِمَن فَوقَک؛ مطمئناً کاری که به تو سپرده شده لقمه‌ای چرب نیست، بلکه بار امانتی در گردن توست [که در پاسداری از آن] باید به ما فوق خود پاسخ گو باشی...»[۷] طبق بینش اسلامی، هر مسلمان در برابر جامعه وظایفی بر عهده دارد و هرگاه مسئولیتی به او واگذار می‌شود، باید به دیده ودیعه الهی به آن بنگرد و نهایتِ امانت داری را مبذول دارد. البته انتخاب کنندگان این افراد (اعم از مردم، و مسئولان بالاتر) باید در نظر داشته باشند چه کسانی را امین قرار می‌دهند؛ زیرا در صورتی که انتخاب کننده بدون دقت کسی را برگزیند و انتخاب شونده خائن باشد بخش بزرگی از گناه این خیانت بر گردن انتخاب گران خواهد بود.

رازها و اسرار

رازهای مردم امانتند و هیچ فردی حق ندارد بدون مصلحتِ خاص، اسرار دیگران را فاش کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مصلحت خاص را این گونه بیان می‌فرماید:
«الَمجالِسُ بِالأمانه اِلّا ثَلاثهَ مَجالسٍ؛ سُفِک دَمٍ حرامٍ او فَرجٍ حَرامٍ او اقْتطاعِ مال بِغیرِ حَقٍّ؛ مجلس‌ها امانت هستند، مگر سه مجلس؛ مجلسی که در آن خونی به حرام ریخته شود، مجلسی که در آن ناموس حرامی حلال شمرده شود، مجلسی که مال و ثروتی به ناحق روا شمرده شود.»[۸]

ناموس مردم

در سیره اهل بیت (علیهم السلام) حرمت زنان و دختران مسلمان و حتی غیر مسلمان از مهم‌ترین اقسام امانت شمرده می‌شوند که محافظت از آن وظیفه همه مسلمانان است. هرگونه بی توجهی و سهل انگاری در آن، ضررهای جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت. درباره اهمیت این نوع امانت کافی است بدانیم لغزش در این زمینه موجب دوری از پیامبر و اهل بیت علیهم السلام می‌شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی می‌فرماید: «لَیس مِنّا مَن خانَ مُسلماً فی اهلِهِ و مالِهِ؛ کسی که به خانواده یا مال مسلمانی خیانت کند از ما نیست.» [۹]

عقل و نیروی تفکر

عقل انسان یکی از امانت‌های مهم و ارزشمند الهی است که همواره افراد بشر به آن نیاز دارند و در صورت بهره نگرفتن یا سوء استفاده به این امانت خیانت کرده‌اند. امام علی علیه السلام در این باره می‌فرماید: «مَا استَودَعَ اللهُ اِمرَءاً عَقلاً اِلّا أستَنقَذَهُ به یوماً؛ خداوند عقل را در وجود کسی امانت ننهاده است، مگر اینکه روزی به وسیله آن، او را نجات خواهد داد.»[۱۰]

قرآن و اهل بیت علیهم السلام

قرآن و اهل بیت پیامبر علیهم السلام دو امانت ارزشمند هستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای حفظ آنها به امت سفارش کرده است. بنابراین، مسلمانان موظف هستند با جان و دل از این دو امانت گران بها نگهبانی کنند و باید طبق سفارش پیامبر در پرتو راهنمایی‌های اهل بیت علیهم السلام به معارف حیات بخش قرآن عمل کنند و به سعادت ابدی راه یابند. حدیث ثقلین گویاترین پشتوانه این سخن است.[۱۱]

جان انسان

امام علی علیه السلام می‌فرماید:
اَلَّلهم اجْعَلْ نَفسی اَوَّلَ کریمهٍ تَنتزِعُها مِن کَرائِمی و اوّلَ ودیعَهٍ تَرتَجِعُها مِن ودائِعِ نِعَمِکَ عِندی؛ بار خدایا! جان مرا نخستین چیز گرامی قرار بده که از اعضای بدن من می‌گیری و اولین امانتی که از نعمت‌های به من سپرده شده، به نزد خود باز می‌گردانی.»[۱۲]
بر اساس این کلام جان انسان از امانت‌های الهی است که در وجودش به ودیعه نهاده شده و باید از این امانت در راه رضای او استفاده کرد.
حافظ لسان الغیب چه زیبا می‌سراید:
این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست
روزی رخش بینم و تسلیم وی کنم

علم و دانش

رسول گرامی اسلام می‌فرماید:
«العِلمُ وَدیعَهُ اللهِ فی اَرضِه و العُلَماءُ اُمَناؤهُ علیه فَمَن عَمِلَ بِعِلمِه اَدَّی اَمَانَتَهُ وَ مَن لَم یعمَل بِعِلمِه کِتُبَ فی دیوان الخائِنین؛ علم، امانت خداوند در زمین اوست و دانشمندان امینان او بر آن هستند، پس هر کس به علم خود عمل کند، حق امانت را ادا کرده و هر کس به علم خود عمل نکند، [نام او] در دفتر خائنین نوشته می‌شود.»[۱۳]

خیانت در امانت در قران کریم

قرآن کریم در بیش از ده آیه، امانت داری را از صفات پسندیده و خیانت در آن را به عنوان عملی زشت و قبیح مورد نهی قرار داده است. از جمله می‌توان به آیات زیر استناد کرد.
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا...؛ خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید»[۱۴]
در تفسیر مجمع البیان و بعضی دیگر از تفاسیر اسلامی نقل شده که این آیه زمانی نازل گردید که پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله) با پیروزی کامل وارد شهر مکه گردید، عثمان بن طلحه را که کلیددار خانه کعبه بود احضار کرد و کلید را از او گرفت، تا درون خانه کعبه را از وجود بتها پاک سازد، عباس عموی پیامبر(صلّی الله علیه و آله) پس از انجام این مقصود تقاضا کرد که پیامبر(صلّی الله علیه و آله) با تحویل کلید خانه خدا به او، مقام کلیدداری بیت اللَّه که در میان عرب یک مقام برجسته و شامخ بود، به او سپرده شود (گویا عباس میل داشت از نفوذ اجتماعی و سیاسی برادرزاده خود به نفع شخص خویش استفاده کند) ولی پیامبر(صلّی الله علیه و آله) بر خلاف این تقاضا پس از تطهیر خانه کعبه از لوث بتها در خانه را بست و کلید را به" عثمان بن طلحه" تحویل داد، در حالی که آیه مورد بحث را تلاوت می‌نمود.[۱۵]
آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر آیه فوق می‌نویسد:
«آیه فوق گرچه همانند بسیاری از آیات در مورد خاصی نازل شده ولی بدیهی است یک حکم عمومی و همگانی از آن استفاده می‌شود، و صریحا می‌گوید: خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبان آنها بدهید." روشن است امانت معنی وسیعی دارد و هر گونه سرمایه مادی و معنوی را شامل می‌شود و هر مسلمانی طبق صریح این آیه وظیفه دارد که در هیچ امانتی نسبت به هیچکس (بدون استثناء) خیانت نکند، خواه صاحب امانت، مسلمان باشد یا غیر مسلمان، و این یکی از مواد" اعلامیه حقوق بشر در اسلام" است که تمام انسان‌ها در برابر آن یکسانند، قابل توجه اینکه در شان نزول فوق، امانت تنها یک امانت مادی نبود و طرف آن هم یک نفر مشرک بود.»[۱۶]
در آیه دیگری آمده است:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید! و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالی که می‌دانید (این کار، گناه بزرگی است)».[۱۷]
علامه طباطبایی(رحمه الله علیه) در شرح آیه۲۷ سوره انفال می‌نویسد:
«بنا بر این، مجموع دو جمله " لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ" یک نهی واحدی می‌شود که به یک نوع خیانت تعلق گرفته، و آن خیانت امانت خدا و رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) است که خود بعینه خیانت به امانت خود مؤمنین هم هست، چون بعضی از امانت‌ها منحصرا امانت خدا است در نزد مردم، مانند احکام مشروعه خدا، و بعضی از آنها منحصرا امانت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) است، مانند سیره حسنه آن جناب، و بعضی از آنها امانت خود مردم در میان خودشان است، مانند اماناتی که در اموال و اسرار خود به یکدیگر می‌سپارند، و بعضی از امانت‌ها آن امانتی است که خدا و رسول و خود مؤمنین در آن شریکند، و آن عبارت است از اموری که خداوند به آنها امر می‌کند، و رسول خدا امر آن جناب را اجراء می‌نماید، و مردم از اجرای آن منتفع گشته، و مجتمعشان نیرومند می‌گردد، مانند دستورات سیاسی و اوامر مربوط به جهاد و اسرار جنگی که اگر افشاء شود آرزوهای دینی عقیم گشته و مساعی حکومت اسلامی بی نتیجه مانده و قهرا حق خدا و رسول هم پایمال می‌شود، و ضررش دامنگیر خود مؤمنین هم می‌گردد.
پس خیانت در این نوع از امانت، خیانت به خدا و رسول و مؤمنین است، و مؤمنی که به چنین خیانتی دست می‌زند علاوه بر اینکه می‌داند به خدا و رسول خیانت کرده می‌داند که به خودش و سایر برادران ایمانیش هم خیانت کرده است، و هیچ عاقلی حاضر نیست، که به خود خیانت کند، چون عقل هر کس قبح خیانت را درک می‌کند، و با داشتن این موهبت الهی چگونه آدمی به خود خیانت می‌کند؟»[۱۸]
در عصر حاضر، بعضی از مسلمین تصمیمات سری و سیاسی مسلمانان را نزد مشرکین فاش می‌کنند، خدا این عمل را خیانت دانسته و از آن نهی کرده است، و آن را خیانت به خدا و رسول و مؤمنین اعلام نموده است.

خیانت در امانت در روایات

منکر بزرگ خیانت در امانت در بیش از ۵۰ حدیث و روایت وارده از معصومین «علیهم السلام» به شدّت مورد نهی قرار گرفته است چنانکه پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «آیه المنافق ثلاث: اذا حدث کذب، و اذا وعد اخلف، و اذا ائتمن خان، و ان صام و صلی و زعم انه مسلم؛ نشانه منافق سه چیز است: هنگام سخن دروغ می‌گوید، و بهنگامی که وعده می‌دهد تخلف می‌کند و بهنگامی که امانتی نزد او بگذارند خیانت می‌نماید، چنین کسی منافق است هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند.»[۱۹]
از محتوای برخی احادیث چنین استفاده می‌شود که اصولاً فردی که فاقد روحیه امانت داری باشد و به جان و مال مردم خیانت کند، نمی‌تواند فرد با ایمانی باشد، چرا که ایمان با خیانت کاری سازگار نیست. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) می‌فرماید:«لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا أَمَانَهَ لَه؛ آن که امانت دار نیست؛ ایمان ندارد.»[۲۰]
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«اِتَّقُوا اللّه، وَ عَلَیکُم بِأَداءِ الامانَهِ إِلی مَنِ ائتَمَنَکُم فَلَو أَنَّ قاتِلَ أَمیرِالمُؤمِنینَ (علیه السلام) ائتَمَنَنی عَلی أَمانَهٍ لأَدَّیتُها إِلَیهِ؛ تقوای الهی پیشه کنید و امانت را به کسی که شما را امین دانسته است، باز گردانید، زیرا حتّی اگر قاتل امیرالمؤمنین (علیه السلام) امانتی را به من بسپرد هر آینه آن را به او بر می‌گردانم.»[۲۱]
پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) فرمود:« لَیْسَ مِنَّا مَنْ یُحَقِّرُ الْأَمَانَهَ یَعْنِی یَسْتَهْلِکُهَا إِذَا اسْتَوْدَعَهَا وَ لَیْسَ مِنَّا مَنْ خَانَ مُسْلِماً فِی أَهْلِهِ وَ مَالِه؛ از ما نیست کسی که امانت را کوچک بشمارد و از آن مواظبت نکند و در معرض تلف شدن قرار بدهد و از ما نیست کسی که در باره خانواده و اموال مسلمانان خیانت کند.»[۲۲]
امامان معصوم(علیهم السلام) خیانت در امانت را حتی در مورد غیر مسلمانان یا دشمنان جایز نمی‌دانستند.
عبدالله بن سنان پس از نماز، امام صادق)علیه السلام( را دید که رو به قبله نشسته و سرگرم راز و نیاز است. نمی‌خواست خلوت امام را به هم بزند، ولی از پرسش خود نیز نمی‌توانست در گذرد.
جلو رفت و به امام سلام کرد. امام در چهره عبدالله بن سنان نگریست و با دیدن او خوشحال شد و سلامش را پاسخ گفت. عبدالله عرض کرد: «یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ـ إِنَّ بَعْضَ السَّلَاطِینِ یَأْمِنُنَا عَلَی الْأَمْوَالِ یَسْتَوْدِعُنَاهَا وَ لَیْسَ یَدْفَعُ إِلَیْکُمْ خُمُسَکُمْ أَ فَنُؤَدِّیهَا إِلَیْهِمْ فَقَالَ وَ رَبِّ هَذِهِ الْقِبْلَهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَوْ أَنَّ ابْنَ مُلْجَمٍ قَاتِلَ أَبِی فَإِنِّی أَطْلُبُهُ یَتَسَتَّرُ لِأَنَّهُ قَتَلَ أَبِی ائْتَمَنَنِی عَلَی أَمَانَهٍ لَأَدَّیْتُهَا إِلَیْه؛ برخی از افرادی که با حکومت طاغوت کنونی در تماس هستند، گاه پیش من می‌آیند و امانتی را نزد من به ودیعه می‌گذارند. من می‌دانم که آن‌ها انسان‌های سرکشی هستند. نه اهل خمس هستند و نه دیانت. آیا باز هم بر من واجب است که در حفظ امانت آن‌ها کوشا باشم؟
امام صادق(علیه السلام) به خاطر حساسیت پاسخ، سه مرتبه با دست به سوی قبله اشاره کرد و فرمود: «سوگند به خدای این قبله! سوگند به خدای این قبله! حتی ابن ملجم که قاتل پدرم، امیر المؤمنین علی (علیه السلام) است، اگر به من امانتی واگذار کند، امانتش را صحیح و سالم به او باز می‌گردانم».[۲۳]

احکام شرعی خیانت در امانت

حرمت خیانت در امانت

به عقیده فقهای اسلام، خیانت در امانت حرام و از گناهان کبیره است و اگر کسی امانتی را بپذیرد باید در نگهداری آن کوتاهی نکند و هر وقت صاحب امانت از او بخواهد به او بدهد، خواه صاحب امانت مسلمان باشد یا غیر مسلمان.[۲۴] امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:«نَهَی رَسُولُ اللَّهِ (صلّی الله علیه و آله) عَنِ الْخِیَانَهِ وَ قَالَ مَنْ خَانَ أَمَانَهً فِی الدُّنْیَا وَ لَمْ یَرُدَّهَا إِلَی أَهْلِهَا ثُمَّ أَدْرَکَهُ الْمَوْتُ مَاتَ عَلَی غَیْرِ مِلَّتِی وَ یَلْقَی اللَّهَ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبَان؛ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) از خیانت در امانت نهی کرد و فرمود: کسی که در دنیا به امانتی خیانت کند و آن را به صاحبش برنگرداند و آنگاه بمیرد بر دین من نمرده است و با خدا دیدار می‌کند در حالی که بر او خشمگین است.»[۲۵]

ضمانت در خیانت

شخصی که نزد او چیزی امانت سپرده شده در صورت عدم کوتاهی ضامن اموال سپرده شده نیست.
فقهای اسلام در این زمینه می‌فرمایند:
تا زمانی که تعدّی و تفریط شخص امین در حفظ و نگهداری آن مال ثابت نشده است، او ضامن نیست.[۲۶]
استفتاء
اگر از کسی امانتی بگیریم و آن را خراب کنیم، حکم آن چیست؟
جواب: ضامن هستید.[۲۷]
سؤال ۱۵۶۷ آیا خیانت در امانت حقّ الناس و قابل گذشت است؟ یا حقّ اللّه است، و غیر قابل گذشت؟
جواب: در صورتی که خیانت در امانت سبب اتلاف عین، یا منفعت شده حق الناس است، و باید خسارت را به صاحب آن بدهد.[۲۸] ـ اگر کسی امانتی را بپذیرد نباید در نگهداری آن کوتاهی کند و هر وقت صاحب امانت از او بخواهد باید آن را تحویل دهد.[۲۹]

مسائل متفرقه امانت داری

۱. امانت دار و کسی که مال را امانت می‌گذارد، باید هر دو بالغ و عاقل باشند، پس اگر انسان مالی را پیش بچه یا دیوانه امانت بگذارد، یا دیوانه و بچه، مالی را پیش کسی امانت بگذارند صحیح نیست.[۳۰]
۲. کسی که نمی‌تواند امانت را نگهداری نماید، بنابر احتیاط واجب باید قبول نکند، ولی اگر صاحب مال در نگهداری آن عاجزتر باشد و کسی هم که بهتر حفظ کند نباشد این احتیاط واجب نیست.(همان، مساله2330)
۳. اگر انسان به صاحب مال بفهماند که برای نگهداری مال او حاضر نیست، چنانچه او مال را بگذارد و برود و این شخص مال را بر ندارد و آن مال تلف شود، کسی که امانت را قبول نکرده ضامن نیست ولی احتیاط مستحب آن است که اگر ممکن باشد آن را نگهداری نماید.[۳۱]
۴. کسی که چیزی را امانت می‌گذارد، هر وقت بخواهد می‌تواند آن را پس بگیرد و کسی هم که امانت را قبول می‌کند، هر وقت بخواهد می‌تواند آن را به صاحبش برگرداند.[۳۲]
۵ . اگر صاحب مال بمیرد، امانت دار باید مال را به وارث او برساند یا به وارث او خبر دهد و چنانچه مال را به وارث او ندهد و از خبر دادن هم کوتاهی کند و مال تلف شود ضامن است، ولی اگر برای آن که می‌خواهد بفهمد کسی که می‌گوید من وارث میتم راست می‌گوید یا نه، یا میت وارث دیگری دارد یا نه، مال را ندهد و از خبر دادن هم کوتاهی کند و مال تلف شود ضامن نیست.[۳۳]

عوامل و زمینه‌های بروز خیانت در امانت

عوامل و زمینه‌های بروز خیانت در امانت به این شرح است:

ضعف ایمان و عقیده

همان گونه که ایمان خاستگاه بسیاری از ارزش‌ها، از جمله امانت داری است، ضعف ایمان و عقیده یا فقدان آن از عوامل بروز خیانت است. ازاین رو، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «آیهُ المُنافِقِ ثَلاثَهٌ، اذا حَدَّث کَذِبَ و اِذا وَعدَ أخلفَ و اذا ائتُمَنِ خانَ؛ نشانه‌های منافق سه چیز است، آن گاه که سخن می‌گوید، دروغ می‌گوید و آن گاه که وعده‌ای می‌دهد، خلف وعده می‌کند و آن گاه که امین شمرده می‌شود، خیانت می‌کند.»[۳۴]

غلبه هوی و هوس و دنیاپرستی

انسانی که هوس و دنیاپرستی بر او غلبه می‌کند و تنها به منافع زودگذر دنیا می‌اندیشد، زمینه انجام خیانت دارد؛ زیرا به عواقب خیانت فکر نمی‌کند و به فرموده قرآن با غلبه هوی و هوس، پرده‌ای بر چشم و گوش و عقل وی افکنده شده است که نمی‌داند چه کند.
«أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ؛ آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی (بر اینکه شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر زده و بر چشمش پرده‌ای افکنده است؟! با این حال چه کسی می‌تواند غیر از خدا او را هدایت کند؟! آیا متذکّر نمی‌شوید؟!» [۳۵]

چیره شدن حرص و طمع بر انسان

انسان حریص نیز مرتکب خیانت می‌شود؛ هم در اموال دیگران خیانت می‌کند و هم در اشتغال به پُستی که شایسته آن نیست، حریص است و از این رو به جای تلاش و کوشش و غلبه بر هوی و هوس و کنترل حرص و طمع برای رسیدن به مقصود راه خیانت را در پیش می‌گیرد.

زورگویی و انحصارطلبی

یکی از عوامل بروز خیانت در امانت، زورگویی و انحصار طلبی است. قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید:
«وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ و در میان اهل کتاب، کسانی هستند که اگر ثروت زیادی به رسم امانت به آنها بسپاری، به تو باز می‌گردانند؛ و کسانی هستند که اگر یک دینار هم به آنان بسپاری، به تو باز نمی‌گردانند؛ مگر تا زمانی که بالای سر آنها ایستاده (و بر آنها مسلّط) باشی! این بخاطر آن است که می‌گویند: «ما در برابر امّیّین [غیر یهود]، مسئول نیستیم.» و بر خدا دروغ می‌بندند؛ در حالی که می‌دانند (این سخن دروغ است)»[۳۶] صاحب تفسیر نمونه در شرح آیه فوق می‌نویسد:
«آیات فوق چهره دیگری از اهل کتاب را مشخص می‌کند، زیرا جمعی از یهود عقیده داشتند که مسئول حفظ امانتهای دیگران نیستند حتی حق دارند امانات آنها را تملک کنند منطق آنها این بود که می‌گفتند ما اهل کتابیم، و پیامبر الهی و کتاب آسمانی او در میان ما بوده است، بنا بر این اموال دیگران برای ما احترامی ندارد، ولی همه اهل کتاب با این طرز تفکر غیر انسانی موافق نبودند، بلکه گروهی از آنان خود را موظف به پرداخت حقوق دیگران می‌دانستند.
منظور از" قنطار" در این آیه همان مال فراوان است، و منظور از دینار، مال اندک. به هر حال قرآن مجید به خاطر غلط کاری گروهی از آنها، همه آنها را محکوم نمی‌کند، و این یک درس مهم اخلاقی به همه مسلمین است.
ضمنا نشان می‌دهد آن گروهی که خود را در تصرف و غصب اموال دیگران مجاز و ماذون می‌دانستند هیچ منطقی جز منطق زور، و سلطه را ندارند، و نمونه آن را به طور گسترده در دنیای امروز دررفتار صهیونیستها مشاهده می‌کنیم، آری که این گروه در پرداخت حقوق دیگران هیچ اصلی را جز اصل قدرت به رسمیت نمی‌شناسند، تصویب نامه‌های جهانی، افکار عمومی مردم دنیا، و مفاهیمی از قبیل حق و عدالت برای آنها معنی ندارد و این در حقیقت از مسائل جالبی است که در قرآن مجید در آیه فوق پیشگویی شده، و به همین دلیل مسلمانان برای استیفای حقوق خود از آنان هیچ راهی جز کسب قدرت ندارند.»[۳۷]

پیامدهای خیانت در امانت

خیانت در امانت آثار فردی و اجتماعی در پی دارد که به چند مورد اشاره می‌شود:

آثار اجتماعی

کاهش سطح اعتماد عمومی

مهمترین و آشکارترین اثر امانت داری، مسأله افزایش اعتماد و مهمترین اثر خیانت کاهش اعتماد عمومی است. می‌دانیم در زندگی اجتماعی که اساس کار تعاون و همکاری برای مبارزه با مشکلات و بهره گیری هر چه بیشتر از مواهب حیات است، مسأله اعتماد نقش اصلی را ایفا می‌کند، چرا که اگر اعتماد متقابل نباشد جامعه بشری به جهنم سوزانی تبدیل می‌شود که همه از یکدیگر وحشت دارند، و به جای این که نیروها در جهت سازندگی به کار بیفتد در جهت پیشگیری از این وحشت به کار گرفته خواهد شد. به تعبیر دیگر جامعه انسانی بدون اعتماد متقابل، همه چیز خود را از دست می‌دهد، هر چند همه امکانات را در اختیار داشته باشد، و به عکس با داشتن اعتماد متقابل همه چیز دارد، هر چند به ظاهر فاقد امکانات باشد. پایه و اساس این اعتماد دو چیز است: ۱ ـ امانت ۲ ـ صداقت.
و این که در روایات آمده است، تمام انبیای الهی امانت و صداقت را در متن دستورهای خود داشته نیز به خاطر همین است. مرحوم شیخ کلینی در کافی ماجرای جالبی در این زمینه نقل می‌کند: مردی به نام عبدالرّحمن فرزند سیّابه که از علاقه مندان خاص امام صادق(علیه السلام) بود می‌گوید هنگامی که پدرم از دنیا رفت، یکی از دوستانش، درِ خانه ما آمد و به من تسلیت گفت سپس افزود آیا پدرت چیزی برای شما باقی گذاشته است گفتم نه او کیسه‌ای که هزار درهم در آن بود به من داد گفت از این مال نگهداری کن و از درآمد آن بهره برداری نما، من این خبر را در حالی که بسیار خوشحال بودم به مادرم گفتم، سپس با کمک دوستی به وسیله آن هزار درهم متاع‌هایی خریدم و در مغازه‌ای مشغول کسب شدم و خداوند اموال زیادی به من روزی کرد، زمان حج فرا رسید من به مادرم گفتم به قلب من افتاده است که به زیارت خانه خدا بروم، مادرم گفت: هزار درهم آن مرد را به او برگردان، من نزد او آمدم، امانتش را به او بازگرداندم. او گفت شاید این مقدار کم بوده بیشتر به تو بدهم، گفتم نه (من از آن استفاده فراوان بردم) ولی می‌خواهم حج بروم. دوست داشتم امانتت را به تو بازگردانم. هنگامی که مناسک حج را بجا آوردم به مدینه آمدم، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم جمعیت زیادی نزد حضرت بودند، هنگامی که مجلس خلوت شد امام به من اشاره‌ای فرمود، نزدش رفتم فرمود آیا نیازی داری؟ عرض کردم من عبدالرحمن بن سیّابه هستم. فرمود پدرت چه کرد؟ عرض کردم مرحوم شد، حضرت ناراحت شد و طلب آمرزش برای او کرد، سپس فرمود: آیا چیزی برای شما گذاشته است؟ گفتم نه فرمود پس چگونه حج کردی؟ من ماجرای دوست پدرم را بازگو کردم، هنوز سخنانم تمام نشده بود فرمود هزار درهم را چه کردی؟ عرض کردم به صاحبش برگرداندم» فرمود: احسنت. آیا مایل هستی پندی به تو دهم؟ عرض کردم فدایت شوم آری، فرمود: « عَلَیْکَ بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَاَداءِ الاْمانَهِ تَشْرکُ النّاسَ فِی اَمْوالِهِمْ هَکَذا ـ وَ جَمَعَ بَیْنَ اَصابِعِهِ ـ؛ بر تو باد به راست گویی و اداء امانت تا شریک مال مردم شوی این چنین ـ هنگامی که این سخن را می‌گفت انگشتان خود رابه هم جمع کرده بود و به من نشان می‌داد، یعنی مانند این انگشتان .» عبدالرحمن می‌گوید من این سخن (نورانی) را به خاطر سپردم، و کار من به قدری بالا گرفت که در یک سال زکات اموال من سیصد هزار درهم شد.»[۳۸]

عدم آرامش فکری و روحی

هنگامی که اصل امانت در یک جامعه یا در یک خانواده حکم فرما شود، مایه آرامش فکر و روح آنها است، زیرا در صورت احتمال خیانت همه از هم وحشت دارند و دائماً از این نگرانند که خیانتی نسبت به آنها صورت گیرد، و مال یا جان یا ناموس یا مقامشان به خطر افتد، و به یقین ادامه چنین زندگی که افراد از یکدیگر بترسند ناگوار و دردناک است وچه بسا سبب بیماری‌های جسمی و روحی فراوانی شود.

افزایش هزینه‌های زندگی

امانت داری بسیاری از هزینه‌های زندگی را کم می‌کند، و سبب صرفه جویی در وقت و عمر و مال است، زیرا هنگامی که راه خیانت در محیط باز شود مدیران و مسؤلان مختلف ناچارند بازرس‌ها و حساب رس‌هایی با هزینه‌های سنگین برای پیش گیری از خیانت‌های احتمالی در بخش‌های مختلف بگمارند، و گاه لازم می‌شود نسبت به بازرس‌ها هم بازرس‌های دیگر که اعمال آنها را کنترل کنند در نظر بگیرند. هر چند این امور نیز به طور کامل نمی‌تواند جلو مشکلات ناشی از خیانت را بگیرد، ولی به هر حال جلو از بین رفتن نیرو و سرمایه زیادی را می‌گیرد، هم اکنون در جامعه خود شاهد و ناظر مسایل دردناکی در زمینه اسناد مالی و از میان رفتن اعتماد و امنیت اقتصادی و به زندان افتادن افراد زیادی در این رابطه هستیم که اگر به جای اینها کمی صداقت و امانت بود، هیچگاه گرفتار این ضایعات عظیم نمی‌شدیم.

آثار فردی

خشم خدا

یکی از پیامدهای خیانت در امانت، خشم و غضب خدای سبحان از خائن است.
«وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ؛ (شما گمان کردید ممکن است پیامبر به شما خیانت کند در حالی که) ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت کند و هر کس خیانت کند در روز رستاخیز آنچه را در آن خیانت کرده با خود (به صحنه محشر) می‌آورد سپس بهر کس آنچه تحصیل کرده داده می‌شود و (بهمین دلیل) به آنها ستم نخواهد شد (زیرا محصول اعمال خود را خواهند دید).»[۳۹]
با توجه به آیه فوق، عمل خیانت محکوم و مقدار آن مهم نیست. قیامت صحنه‌ای است که نیکان حسنات خود را می‌آورند و خائنین خیانت‌های خود را به همراه دارند. خداوند عادل است، هم جزا را کامل می‌دهد و هم ذره‌ای افراط نمی‌کند. لذا خیانتکاری، زمینه ساز خشم، غضب و عقوبت الهی است.
قرآن کریم در سوره انفال در زمینه خیانت در توافق نامه‌ها می‌فرماید:
«وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ؛ هر گاه با ظهور نشانه‌هایی از خیانت گروهی بیم داشته باشی(که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند)، بطور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است. زیرا خداوند، خائنان را دوست نمی‌دارد.»[۴۰] با توجه به آیه فوق، خیانت موجب محرومیت از محبت الهی است.

سستی ایمان و دینداری

یکی از فواید امانت‌داری تحکیم پایه‌های ایمان و گسترش دینداری است، در مقابل، خیانت موجب سستی ایمان و دینداری است. پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) فرمود:«جَانِبُوا الْخِیَانَهَ فَإِنَّهَا مُجَانَبَهُ الْإِسْلَام؛ از خیانت دوری کنید چرا که خیانت آدمی را از اسلام دور می‌کند.»[۴۱]

فقر و تهدیستی

از جمله آثار فردی خیانت در امانت فقر و تهیدستی است.
پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در این زمینه می‌فرماید:« اَلامانَهُ تَجُرُّ الرِّزقَ، و َالخیانَهُ تَجُرُّ الفَقرَ؛ امانت داری موجب ثروت و خیانت موجب فقر و تهیدستی است.»[۴۲]
بسیاری از اوقات برای افراد امین، کار و اشتغال وجود دارد ولی برای افراد فاقد اعتبار اجتماعی زمینه کار و اشتغال فراهم نمی‌شود.

راه پیشگیری از خیانت

برای پیشگیری از وقوع خیانت توسط افراد جامعه باید به امور ذیل توجه کرد:
۱. تقویت پایه‌های ایمان: تقویت پایه‌های ایمان از طریق شناخت خدا و توکل و اعتماد بر او و اطمینان به وعده‌های تخلف ناپذیر او زمینه را برای وصول به مواهب زندگی از راه مشروع فراهم می‌کند.
۲. تأمین نیازهای معقول و مشروع: یکی از عواملی که فرد را به خیانت می‌کشاند، نیازمندی است و اگر مدیران و مسئولان به نیازهای معقول و مشروع کسانی که تحت مدیریت آنان هستند توجه کنند و آن را برآورده سازند، زمینه خیانت در افراد کاهش می‌یابد.
۳. توجه به عواقب شوم خیانت در دنیا و آخرت: انسانی که بداند خیانت موجب رسوایی در دنیا و سرافکندگی در برابر خلق و خالق و گرفتار شدن به محرومیت‌های ناشی از رسوایی و در نتیجه گرفتار فقر می‌شود، همچنین انسانی که بداند در آخرت گرفتار عذاب الهی خواهد از خیانت می‌گریزد. پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) فرمود: « أَرْبَعَهٌ لَا تَدْخُلُ وَاحِدَهٌ مِنْهُنَّ بَیْتاً إِلَّاخَرِبَ وَ لَمْ یَعْمُرْ الْخِیَانَهُ وَ السَّرِقَهُ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ الزِّنَا؛ چهار چیز است که اگر یکی از آنها در خانه‌ای وارد شود ویران گردد و هرگز برکت الهی آن را آباد نخواهد کرد؛ خیانت، سرقت، شرب خمر و زنا.»[۴۳] ۴. اصلاحات اجتماعی: توجه به نقش جامعه و ایجاد بسترهای مناسب و زدودن عوامل زمینه ساز خیانت در جامعه نیز می‌تواند نقش بسزایی در پیشگیری از وقوع خیانت داشته باشد.
۵. تقویت بنیان‌های فکری و فرهنگی: اساسا گسترش کارهای فرهنگی در جامعه و استحکام بخشیدن به بنیان -های فکری افراد جامعه زمینه وقوع و گسترش خیانت را در مقیاس اجتماعی از بین خواهد برد و این وظیفه به دوش مسئولین و دست اندرکاران اجتماع است.

امانت یا قرض بودن سپرده‌های بانکی

عده‌ای از فقها و نویسندگان و حقوقدانان ماهیت سپرده قرض الحسنه پس انداز را عقد قرض می‌دانند و معتقدند که فقط براساس عقد قرض است که بانک می‌تواند در وجوه سپرده شده به بانک دخل و تصرف کرده و ضمان آن نیز به عهده بانک باشد. شهید مطهری در پاسخ به اینکه ماهیت وجوهی که به عنوان سپرده یا پس انداز در بانک گذاشته می‌شود امانت است یا قرض؟می‌گوید:«امانت با قرض متفاوت است، اگر امانت باشد از نظر موازین شرعی عین هر امانت بایستی حفظ شود و امانتدار حق تصرف در آن را ندارد و اگر با اجازه صاحب امانت بخواهد در آن تصرف کند، دیگر امانت نیست، تبدیل می‌شود به قرض البته مقصودم از تصرف، تصرف از بین برنده است.
مسلم پولهایی که مردم به بانک می‌سپارند، عنوان امانت ندارد. یعنی بانکها در این پولها تصرف می‌کنند و به دیگران قرض می‌دهند. پس باید همه پولهایی که مردم به بانک می‌سپارند اسمش را گذاشت قرض گرفتنهای بانک.»[۴۴] بنابراین حساب جاری، از موارد قرض است، زیرا از خصایص ودیعه، بقای عین ودیعه است و تصرف در آن، خصوصا تصرفاتی که از بین برنده عین مال هستند به اجماع همه مذاهب اسلامی جایز نیست(مگر آنچه از مالکیه نقل شده که تصرف را مکروه می‌دانند) خصوصا اگرودیعه از درهم و دینار، یعنی از نقود باشد. ولی هم اکنون از ابتدا بنا گذاشته شده که بانکها بتوانند به طور مطلق دراموال حساب جاری تصرف کنند مگر مواردی که استثنا شده باشد.

قوانین خیانت در امانت

عناصر تشکیل دهنده جرم خیانت در امانت

عنصر قانونی جرم خیانت

در ایران خیانت در امانت برای اولین بار در ماده ۲۴۱ قانون مجازات عمومی سال ۱۳۰۴ جرم و قابل مجازات شناخته شده است. با تصویب قانون مجازات اسلامی(تعزیرات) در سال ۱۳۶۲ مواد ۱۱۷، ۱۱۸، ۱۱۹ به ترتیب جایگزین مواد ۲۳۹٬۲۴۰ و ۲۴۱ قانون مجازات عمومی شد و این مواد را به طور ضمنی نسخ نمود.
در سال ۱۳۷۵ با تصویب قانون تعزیرات، قانونگذار در مواد ۶۷۳ و ۶۷۴ به جرم خیانت در امانت می‌پردازد.
در حال حاضر عنصر قانونی جرم خیانت در امانت ماده ۶۷۴ قانون تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ می‌باشد. در این مادّه آمده است: «هر گاه اموال منقول یا غیرمنقول یا نوشته‌هایی از قبیل سفته و چک و قبض و نظایر آن به عنوان اجاره یا امانت یا رهن یا برای وکالت یا هر کار با اجرت یا بی اجرت به کسی داده شده و بنا بر این بوده است که اشیاء مذکور مسترد شود یا به مصرف معینی برسد و شخصی که آن اشیاء نزد او بوده آنها را به ضرر مالکین یا متصرفین آنها استعمال یا تصاحب یا تلف یا مفقود نماید به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.»

عنصر مادّی جرم خیانت در امانت

عنصر مادّی جرم خیانت در امانت عبارت است از استعمال، تصاحب، اتلاف و یا مفقود کردن مال مورد امانت که می‌تواند به شکل فعل یا ترک فعل باشد. امّا عمدتاً به صورت فعل است که در ماده ۶۷۴ آمده است.
استعمال: استفاده کردن از مال مورد امانت جرم است، برای مثال شخصی خودروی خود را به دوستش امانت می‌دهد تا در پارکینگ منزل خودش از آن نگهداری کند، ولی دوست وی از آن خودرو برای مسافرکشی استفاده می‌کند.
تصاحب: یعنی شخص امینی به جای انجام وظیفه‌اش، مال دیگری را از آن خود بداند و با آن طوری رفتار کند که دیگران گمان کنند او مالک مال است.
اتلاف: تلف یا نابود کردن مال مورد امانت، یکی دیگر از گونه‌های خیانت در امانت است.
مفقود کردن: امین بدون این که مال مورد امانت را تلف کند، موجب شود که دستیابی آن برای مالک غیر ممکن شود.

عنصر معنوی جرم

عنصر معنوی جرم، سوء نیّت عام و سوء نیّت خاص است. سوء نیت عام به معنی انجام عمدی عمل تصاحب، استعمال، تلف یا مفقود نمودن مال موضوع امانت است و سوء نیّت خاص یعنی قصد و اراده ورود ضرر به غیر است. بر این اساس تعدی یا تفریط در مال امانی همراه با سوء نیت موجب مسئولیت کیفری است.
تفاوت جرم خیانت در امانت با سرقت و کلاهبرداری:
جرم خیانت در امانت از زمره جرایم مقیّد است و رفتار مرتکب منتهی به نتیجه خاصی می‌شود. بدین ترتیب ورود ضرر به مالک یا متصرف، بر اثر فعل مرتکب، لازمه تحقق خیانت در امانت است.
در کلاهبرداری، نتیجه جرم، بردن مال غیر است، در حالی که انتفاع کلاهبردار یا فرد مورد نظر وی از آن نیز شرط است. اما در جرم خیانت در امانت، فقط ورود ضرر به مالک یا متصرف شرط است، حتی اگر خود خائن از مال منتفع نشده باشد.
در کلاهبرداری متهم با توسّل به اقدامات متقلبانه، مال غیر را به دست می‌آورد. در صورتی که در جرم خیانت در امانت زیان دیده از جرم، با میل و رضای خود مال خود را در اختیار متهم می‌گذارد.
تفاوت جرم خیانت در امانت با دزدی این است که در دزدی مرتکب مال غیر را به طور مخفی می‌رباید.
تحقق جرم خیانت در امانت منوط به عقد امانت یا ودیعه نیست نکته دیگری که باید به آن اشاره شود، این است که برای تحقق جرم خیانت در امانت لزوما نیازی به عقد امانت یا ودیعه نیست. قانونگذار در ابتدای ماده ۶۷۴ از چهار عقد امانت آور (اجاره، امانت،رهن و وکالت) به عنوان عقودی که می‌توانند مبنای جرم خیانت در امانت قرار گیرند، نام برده است.
دیوان عالی کشور نیز در یکی از آراء خود بر عدم ضرورت انعقاد یک عقد امانت به عنوان مبنای جرم خیانت در امانت تاکید کرده است.
قانونگذار در ماده ۶۷۴ قانون مجازات اسلامی برای جلوگیری از فرار خائنین از مسئوولیت به بهانه این که عقدی بین آنان و مالک یا متصرف مال منعقد نشده و یا اینکه آن عقد، باطل بوده است خود را از محدودۀ عقود خارج کرده و سپرده شدن مال برای ˈهر کار با اجرت یا بی اجرتˈ را مبنای تحقق جرم خیانت در امانت دانسته است.

مجازات جرم خیانت در امانت

همچنین قانونگذار در ماده ۶۷۳ قانون یاد شده، برای سوء استفاده از سفید مهر یا سفید امضاء یک تا سه سال حبس تعیین کرده است.

کتابشناسی

۱. رضا وطن دوست، امانت چیست؟ خیانت کدام است؟، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ۱۳۸۸ ه ش.
۲. محمد رضا ساکی، بررسی توصیفی جرم خیانت در امانت، راه نوین، تهران، ۱۳۸۹ ه ش.
۳. قصه گو مهام، خیانت در امانت، مفاهیم، تهران، ۱۳۹۰ ه ش.
۴. محمد جعفر حبیب زاده، خیانت در امانت در حقوق کیفری ایران، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ۱۳۸۱ ه ش.
۵. مرتضی اسکندری، نقش رسانه ملی در ترویج امانتداری و پرهیز از خیانت ورزی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهش‌های اسلامی، قم، ۱۳۹۲ ه ش.

مقاله شناسی

۱. علی اشرف مهاجر، خیانت در امانت، مجله حقوق امروز، بهمن ۱۳۴۵، شماره 18.
۲. اکبر بلوری، خیانت در امانت، مجله کانون وکلا، دوره اول، فروردین و اردیبهشت ۱۳۳۶، شماره 52.
۳. فرج الله فرج اللهی، خیانت در امانت ممنوع، مجله درسهایی از مکتب اسلام، شهریور ۱۳۸۶، سال ۴۷، شماره ۶ ۴. فرج الله فرج اللهی، ریشه خیانت در امانت کجاست، مجله درسهایی از مکتب اسلام، شهریور ۱۳۸۶، سال ۴۷، شماره7.
۵. حمید رضا کلانتری، وجوه افتراق جرایم کلاهبرداری، خیانت در امانت و سرقت تعزیری، مجله دادرسی، فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۲، شماره 97.

فهرست منابع

قرآن کریم
۱. ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات)، مکتبه النینوی الحدیثه، تهران، چاپ: اول، بی تا.
۲. ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
۳. ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق.
۴. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴ ه ق.
۵. آیت الله محمد تقی بهجت، استفتاءات (بهجت)، سوال۵۸۳۲، دفتر حضرت آیه الله بهجت، قم، چاپ اول، ۱۴۲۸ه ق.
۶. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ ۱۰، ۱۳۷۱ ه.ش.
۷. آیت الله مکارم شیرازی، توضیح المسائل مراجع، مسأله ۱۹۹۳، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، هشتم، ۱۴۲۴ ه‍ ق.
۸. آیت الله مکارم شیرازی، استفتاءات جدید (مکارم)، استفتاءات جدید (مکارم)، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم، دوم، ۱۴۲۷ ه‍ ق.
۹. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، دفتر تبلیغات، قم، چاپ: اول، ۱۳۶۶ش.
۱۰. حسین احمد ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۴۰۴ ه ق.
۱۱. حلوانی، حسین بن محمد، نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، مدرسه الامام المهدی، قم، ۱۴۰۸ ه ق.
۱۲. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، مرتضوی، تهران، چاپ ۱، ۱۳۶۹ ه.ش.
۱۳. سید رضی، نهج البلاغه، هجرت، قم، ۱۴۱۴ ه ق.
۱۴. شهید مرتضی مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۸۶ ه ش.
۱۵. شیخ طوسی، امالی، دار الثقافه، قم، ۱۴۱۴ ه ق.
۱۶. شیخ کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ه ق.
۱۷. شیخ مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، قم، ۱۴۱۳ ه ق.
۱۸. صدر الدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، شرح اصول کافی، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۳ ه ش.
۱۹. طبرسی، علی بن حسن، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبارالمکتبه الحیدریه، نجف، چاپ دوم، ۱۳۸۵ه ق .
۲۰. علامه طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ ۵، ۱۳۷۴ ه.ش.
۲۱. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.

پانویس

  1. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، ج 1، ص651.
  2. حسین احمد ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج 1، ص 133، مادّه «أمن»
  3. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص175
  4. صدر الدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، شرح اصول کافی، ج1، ص477.
  5. بقره/283
  6. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ج 4، ص 1589
  7. سید رضی، نهج البلاغه، ص366.
  8. شیخ طوسی، امالی، ص53
  9. شیخ مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص248.
  10. شیخ طوسی، امالی، ص56
  11. مرتضی اسکندری، نقش رسانه ملی در ترویج امانتداری و پرهیز از خیانت ورزی، ص25
  12. سید رضی، نهج البلاغه، ص332
  13. حلوانی، حسین بن محمد، نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، ص41
  14. نساء/58
  15. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 3، ص430
  16. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج3، ص431
  17. انفال/27
  18. علامه طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج9، ص70.
  19. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج7، ص137
  20. ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات)، ص36.
  21. شیخ کلینی، کافی، ج9، ص710
  22. شیخ مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص248.
  23. طبرسی، علی بن حسن، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، ص96.
  24. آیت الله مکارم شیرازی، توضیح المسائل مراجع، ج2، ص431، مسأله 1993
  25. ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص15.
  26. امام خامنه‌ای(دامت برکاته)، استفتائات، سوال1827
  27. آیت الله محمد تقی بهجت، استفتاءات (بهجت)، ج4، ص 360، سوال5832
  28. آیت الله ناصر مکارم، استفتاءات جدید (مکارم)، استفتاءات جدید (مکارم)؛ ج3، ص 560، سوال1567
  29. آیت الله فاضل لنکرانی، توضیح المسائل، مسأله 2409
  30. امام خمینی(رحمه الله علیه)، توضیح المسائل، مسأله 2328
  31. همان، مسأله 2331
  32. همان، مساله2232
  33. همان، مسأله 2339
  34. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج7، ص137
  35. جاثیه/23
  36. آل عمران/75
  37. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 2، ص620
  38. شیخ کلینی، کافی، ج5، ص134
  39. آل عمران/161
  40. انفال/ 58
  41. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص460 .
  42. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص221
  43. ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، ج 1، ص 231.
  44. شهید مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج20، ص268