فرهنگ مصادیق:خوردن از ظروف طلا و نقره

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
خوردن از ظروف طلا و نقره

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ چرا نوشیدن آب در ظروف طلا حرام است؟
۲ چرا استفاده از ظروف طلا برای زن و مرد حرام است؟
3 حکم استفاده از ظرف‌های طلا و نقره

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ خوردن آب انگور جوشیده قبل از تبخیر دو سوّم آن
۲ استعمال زیورآلات طلا برای مرد
۳ خوردن از غذای مردم بدون دعوت
۴ خوردن اشیاء کثیف و نفرت زا
۵ خوردن اشیاء متنجس
۶ خوردن اشیاء نجس
۷ خوردن پول خمر و نبیذ و مسکر
۸ خوردن حشرات بجز ملخ
۹ خوردن حشرات و خزندگان
۱۰ خوردن خرچنگ
۱۱ خوردن خون حیوان حرام گوشت
۱۲ خوردن خون حیوان دارای خون جهنده
۱۳ خوردن دنبلان
۱۴ خوردن غذای معطر بر محرِم
۱۵ خوردن فراورده های حرام از حلال گوشت
۱۶ خوردن فراورده های حیوان حرام گوشت
۱۷ خوردن قورباغه
۱۸ خوردن گوشت درندگان
۱۹ خوردن گوشت شکار بر محرِم
۲۰ خوردن گوشت صدف
۲۱ خوردن مردار
۲۲ خوردن ماهی مرده در آب
۲۳ خوردن مسکرات
۲۴ استفاده از ظروف طلا
۲۵ زینت کردن مسجد با طلا
۲۶ استفاده از ظروف نقره

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: سید جعفر ربانی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-1396/06/11
کلید واژه ها:آنِیَة مِنْ فِضَّةٍ، آنِیَة مُفَضَّضَة، آنِیَةالذَّهَبِ وَ الْفِضَّة، مُلَبَّسَةٌ فِضَّةً، أَوَانِی الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ، ظرف طلا و نقره.

تعریف موضوع مقاله

خوردن و آشامیدن از ظروف طلا و نقره، یکی از منکرات به شمار رفته و از دیدگاه فقهی، گناه محسوب می شود.

اجماع فقها

حرمت «خوردن» و «آشامیدن» در ظرف طلا و نقره، قطعی بوده و مورد اتفاق همه علمای شیعه می باشد.
آیة الله خویی می نویسند: المعروف بل المتسالم علیه بین الأصحاب حرمة استعمال أوانی الذهب و الفضة فی الأکل و الشرب. [۱]
معروف؛ بلکه اجماع بین فقهای شیعه، حرمت به کارگیری ظرف های طلا و نقره در خوردن و آشامیدن است.
بله، شیخ طوسی (متوفای 460ق) فرموده است: یکره استعمال أوانی الذهب و الفضة و کذلک المفضض منها. [۲]
کراهت دارد به کار گرفتن ظرف های طلا و نقره و نیز ظروفی که نقره کاری شده است.
ولی فقها کراهت در کلام شیخ طوسی را حمل بر حرمت نموده اند؛[۳]

به چند دلیل:

1-اجماع شیعیان بر حرمت خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره.
نکته جالب این که خود شیخ طوسی نیز پس از آن که تعبیر به کراهت نموده، ادعای اجماع کرده و می فرماید: «دلیلنا إجماع الفرقة»[۴]
دلیل ما بر کراهت، اجماع شیعیان می باشد. بدیهی است اجماع شیعیان بر «کراهت» نبوده؛ بلکه بر حرمت می باشد.
2-خود ایشان در بحث زکاتِ کتاب «الخلاف» در این زمینه تعبیر به «حظر» نموده (که مرادف حرمت است) و می فرماید: و أما الدلیل على «حظر» استعمالها ما روی عن النبی صلى الله علیه و آله انه نهى عن استعمال آنیة الذهب و الفضة... [۵]
و اما دلیل بر «حرمت» استعمال ظروف طلا و نقره، روایتی است که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده و آن حضرت نهی کرده اند.
3-در لسان روایات و فقهای قدیم، تعبیر «حرام» به جای «مکروه» و عکس آن، به کار گرفته می شده؛ چرا که در آن زمان، اصطلاحاتی که در زمان ما رائج است از یکدیگر تفکیک نشده بود.
4-بحث ما، در خصوص «خوردن و آشامیدن» از ظرف طلا و نقره است؛ در حالی که سخن شیخ طوسی در مورد «استعمال ظرف طلا و نقره» به طور عام می باشد و به کار گرفتن ظروف طلا و نقره در بعضی از مراتب آن، مشمول حکم کراهت است.
5-تعبیر ایشان به «کراهت» به پیروی برخی روایات است[۶]
و بیان داشتیم که جابه جایی اصطلاحات در این زمینه کم نیست.
بنابر این، حرمت خوردن و نوشیدن از ظروف طلا و نقره، مورد اتفاق همه علمای شیعه و از جمله شیخ طوسی است.

دیدگاه غیر شیعیان

برخی از غیر شیعیان نیز حرمت خوردن و آشامیدن از ظروف طلا و نقره را پذیرفته و این دو روایت را که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده به عنوان دلیل مطرح فرموده اند:
الف) الَّذِی یَشْرَبُ فِی آنِیَةِ الْفِضَّةِ إِنَّمَا یُجَرْجِرُ فِی جَوْفِهِ نَارَ جَهَنَّمَ. [۷]
کسی در ظرف نقره بنوشد، آتش جهنم را جرعه جرعه به درون خود می کشاند.
ب) لَا تَشْرَبُوا فِی آنِیَةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ لَا تَأْکُلُوا فِی صِحَافِهَا [۸]
فَإِنَّهَا لَهُمْ فِی الدُّنْیَا وَ لَکُمْ فِی الْآخِرَةِ. [۹]
در ظرف طلا و نقره ننوشید و در ظرف طلا و نقره نخورید؛ این گونه ظرف ها در دنیا برای آنان (کفار و مشرکین) است و در آخرت برای شما.

جوامع روایی

دو محدّث بزرگوار، شیخ کلینی[۱۰]و شیخ صدوق[۱۱]
در دو اثر گرانقدر خود، «الکافی»[۱۲]و «من لایحضره الفقیه»،[۱۳]فصل مستقلی در زمینه خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره باز نموده اند و تحت عنوان «بابُ الْأَکْلِ وَ الشُّرْبِ فِی آنِیَةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» روایات دال بر حرمت را در این مبحث ذکر کرده اند.
و اما شیخ طوسی گرچه در کتاب «تهذیب الاحکام» باب جداگانه ای در این مورد مفتوح نساخته؛ لکن روایات دلالت کننده بر حرمت خوردن و آشامیدن در ظرف طلا و نقره را در « بَابُ الذَّبَائِحِ وَ الْأَطْعِمَةِ وَ مَا یَحِلُّ مِنْ ذَلِکَ وَ مَا یَحْرُمُ مِنْهُ » [۱۴]آورده است.
شیخ حُرّ عاملی [۱۵]ضمن اختصاص عنوان مستقل در زمینه خوردن و آشامیدن در ظرف طلا و نقره، فتوای خود را نیز ذکر نموده است: «بَابُ عَدَمِ جَوَازِ اسْتِعْمَالِ أَوَانِی الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ خَاصَّةً دُونَ الصُّفْرِ وَ غَیْرِهِ»[۱۶]
باب عدم جواز به کار گرفتن ظرف های طلا و نقره فقط؛ نه ظرف های مسین و غیر آن.

روایات

روایات دالّه بر ممنوعیت خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره، بسیار است. به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

  • عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ نَهَى عَنْ آنِیَةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ. [۱۷]

مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ از امام باقر علیه السلام نقل می کند که ایشان از ظرف طلا و نقره نهی کردند.

  • امام صادق علیه السلام فرمودند: لَا تَأْکُلْ فِی آنِیَةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ. [۱۸]

در ظرف طلا و نقره (چیزی) نخور.

  • امام صادق علیه السلام درخواست آب کردند، فَأُتِیَ بِقَدَحٍ مِنْ صُفْرٍ فِیهِ مَاءٌ، ظرف مسی که در آن آب بود برای حضرت آوردند. یکی از حاضران در مجلس گفت: إِنَّ عَبَّادَ الْبَصْرِیَّ یَکْرَهُ الشُّرْبَ فِی الصُّفْرِ. عَبَّادَ بَصْرِیّ[۱۹] نوشیدن در ظرف مس را مکروه می شمارد؛ حضرت پاسخ دادند: فَسَلْهُ أَ ذَهَبٌ هُوَ أَمْ فِضَّةٌ. [۲۰] از او سؤال کن ظرف مس، طلا است یا نقره؟!
  • امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: آنِیَةُ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ مَتَاعُ الَّذِینَ لَا یُوقِنُونَ. [۲۱] ظرف طلا و نقره، متاع کسانی است که یقین ندارند (به آخرت).


جمع بندی روایات

مرحوم آیة الله خویی در بیانی اجتهادی، روایات این بحث را به سه دسته تقسیم کرده اند. سخن ایشان را مختصراً، بیان می داریم:
دسته اول، روایاتی که به طور مستقیم از خوردن و آشامیدن در ظروف طلا و نقره نهی می کند؛ مانند «لَا تَأْکُلْ فِی آنِیَةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ»[۲۲] در ظرف طلا و نقره چیزی نخور.
دسته دوم، روایاتی که مشتمل بر واژه کراهت است؛ مانند این حدیث: «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام عَنْ آنِیَةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ فَکَرِهَهُمَا»[۲۳] مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ از امام رضا علیه السلام در مورد ظرف طلا و نقره سؤال کرد؛ حضرتش آن دو را مکروه دانستند.
این دسته از روایات نیز دلالت بر «حرمت» می کند؛ زیرا «کراهت» به معنای خاص خود که مقابل احکام دیگر (اباحة، وجوب، حرمت و استحباب) باشد، اصطلاح مستحدث و جدید است و اما در لغت، واژه «کره» به معنای مبغوضیة است؛ مگر این که قرینه بر خلاف آن قائم شود.
شاهد بر مطلب، این روایت است که عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ (فرزند امام صادق علیه السلام) می گوید از مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام سؤال کردم آیا آینه ای که حلقه آن نقره است را می شود نگه داری نمود؟ حضرت پاسخ دادند: نَعَمْ إِنَّمَا کُرِهَ اسْتِعْمَالُ مَا یُشْرَبُ بِه‏. [۲۴] بله، فقط به کار گرفتن چیزی که در شُرب استعمال می شود «مکروه» است.
بدیهی است این که امام علیه السلام ماده «کره» را در مقابل جواز (که از کلمه «نَعَم» استفاده می شود) قرار داده اند بیانگر این است که مقصودشان «حرمت» می باشد.
علاوه بر این که وقتی علی بن جعفر در مورد آینه با تعبیر«هَلْ یَصْلُحُ» سؤال می کند و امام علیه السلام در پاسخ می فرمایند «إِنَّمَا کُرِهَ اسْتِعْمَالُ مَا یُشْرَبُ بِه» متفاهم عرفی از جمله مزبور این است که «لایصلح اسْتِعْمَالُ مَا یُشْرَبُ بِه ».
بر این اساس، روایت ذکر شده و غیر آن، [۲۵] شاهد بر این خواهد بود که مقصود از «کراهت»، «حرمت» می باشد.
دسته سوم، روایاتی است که مشتمل بر کلمه «لا ینبغی» است؛ مانند این که امام صادق علیه السلام فرمودند: لَا یَنْبَغِی الشُّرْبُ فِی آنِیَةِ الذَّهَبِ وَ لَا الْفِضَّةِ. [۲۶] شایسته نیست نوشیدن در ظرف طلا و نقره.
برخی از فقها گفته اند: کلمه «لاینبغی» در مورد کارهای غیر حرام؛ ولی ناپسند به کار می رود و آن گاه با رویکرد مزبور خواسته اند به قرینه این روایت، احادیثی که ظهور در حرمت داشت را حمل بر کراهت کنند.
ولی مساعدت بر این سخن نیز ممکن نیست؛ زیرا کلمه «إنبغاء» به معنای «تیسّر» و «تسهّل» است؛ پس وقتی امام علیه السلام می فرمایند «لاینبغی» به معنای این است که میسّر نمی شود و ممکن نیست اشخاص مکلف برای خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره استفاده کنند و این تعبیر دیگری از «حرمت» می باشد.

دلیل بر معنایی که ذکر کردیم این آیات است

قالُوا سُبْحانَکَ‏ ما کانَ یَنْبَغی‏ لَنا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِکَ مِنْ أَوْلِیاءَ وَ لکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّکْرَ وَ کانُوا قَوْماً بُوراً. [۲۷] گفتند[۲۸] پروردگارا تو منزّهى! براى ما شایسته نبود که غیر از تو اولیایى برگزینیم، ولى آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودى تا اینکه یاد تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.‏
بدیهی است جمله «ما کانَ یَنْبَغی‏ لَنا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِکَ مِنْ أَوْلِیاءَ» به معنایی که در زمان ما رائج می باشد (کاری که بهتر است ترک شود؛ ولی انجام آن هم اشکال ندارد) نیست؛ چرا که اتخاذ خدای دیگر، بزرگترین گناهان است. [۲۹]
لاَ الشَّمْسُ‏ یَنْبَغی‏ لَها أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ کُلٌّ فی‏ فَلَکٍ یَسْبَحُونَ. [۳۰]نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشى مى‏گیرد؛ و هر کدام در مسیر خود شناورند.
روشن است که نظم الهی و عدم تبدل در سنّت خداوند، اقتضا می کند که «لاینبغی» در جمله «لاَ الشَّمْسُ‏ یَنْبَغی‏ لَها» را به معنای «لایمکن» بدانیم.
قالَ رَبِّ اغْفِرْ لی‏ وَ هَبْ لی‏ مُلْکاً لا یَنْبَغی‏ لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ. [۳۱] سلیمان گفت: پروردگارا مرا ببخش و حکومتى عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد؛ چرا که تو بسیار بخشنده‏اى.
روشن است که جمله «لا یَنْبَغی‏ لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدی» به معنای «لایمکن و لایتسر لاحد من بعدی» خواهد بود.
علاوه بر آیات مذکوره در روایات معصومین علیهم السلام نیز جمله «لاینبغی» به معنای حرمت می باشد؛ مثلا در مورد «إستصحاب» و حفظ حالت سابق، امام علیه السلام می فرمایند: فَلَیْسَ یَنْبَغِی لَکَ أَنْ تَنْقُضَ الْیَقِینَ بِالشَّکِّ أَبَداً. [۳۲] هیچگاه نباید یقین را به وسیله شک نقض نمایی.
خلاصه سخن این که روایات دسته دوم و سوم از دو حال خارج نیست:
الف) ظهور در حرمت دارد، در این صورت حکم روشن خواهد بود.
ب) مجمل است، در این صورت نمی تواند قرینه بر توجیه روایات دسته اول باشد تا بدین وسیله آن ها را حمل برکراهت نمود.

سؤال

در روایات، حرمت خوردن در ظرف طلا و نقره و نیز حرمت آشامیدن در ظرف نقره مطرح شده است؛ اما نوشیدن در ظرف طلا مطرح نگردیده؛ حتی بنا بر این که ماده «کره» به معنای «أبغض» باشد.
بله روایتی در مورد نوشیدن در ظرف طلا مطرح شده؛ اما جزء دسته سوم از روایات (با تعبیر «لاینبغی») می باشد که شما احتمال اجمال آن ها را دادید. بر این اساس، روایتی که دال بر حرمت نوشیدن از ظرف طلا باشد و در دسته اول یا دوم قرار گیرد، وجود ندارد.
پاسخ:
اولا حرمت خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره مورد اجماع و توافق فقها می باشد.
ثانیا روایاتی از قبیل دسته اول یا دوم وجود دارد که مطلق باشد و شامل خوردن و آشامیدن گردد؛ مانند این دو حدیث:
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ نَهَى عَنْ آنِیَةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ. [۳۳]
این حدیث، جزء دسته اول و شامل خوردن و آشامیدن می گردد.
عنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام عَنْ آنِیَةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ فَکَرِهَهُمَا. [۳۴]
این حدیث، جزء دسته دوم و شامل خوردن و آشامیدن می گردد.
بر این اساس، همان گونه که روایات ذکر شده، دال بر حرمت «خوردن» از ظرف طلا و نقره می شود، شامل حرمت «آشامیدن» از دو ظرف مزبور نیز می گردد.
مؤید مطلب، روایاتی است که در خصوص آشامیدن از ظرف طلا و نقره رسیده است. [۳۵]

عمومیّت

تا این جا ثابت شد که خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره حرام می باشد. اینک لازم است نکته ای را متعرض شویم و آن این که حرمت مزبور، شامل زن و مرد می شود.
توضیح مطلب این است که می دانیم «پوشش» طلا فقط برمردان حرام است؛[۳۶] و برای زنان اشکال ندارد.
ولی این نکته مختص به بحث «پوشش» بوده و شامل خوردن و آشامیدن از ظروف طلا و نقره نمی گردد. بر این اساس، حرمت خوردن و آشامیدن از ظروف طلا و نقره «عمومیّت» داشته و همه مکلفین؛ اعم از زن و مرد را در برمی گیرد.

بدلیجات

خوردن و آشامیدن در ظروف «بدلیجات» اشکال ندارد؛ زیرا آن چه در روایات، موضوع قرار گرفته، «طلا و نقره» است؛ در حالی که چیز های بدلی، بر حسب قضاوت عرفی، طلا و نقره محسوب نمی شود.
علاوه بر این که در حدیثی که قبلا از امام صادق علیه السلام نقل شد، آن حضرت، سخن عَبَّادَ الْبَصْرِیَّ[۳۷] را به صورت استفهام انکاری ردّ نموده و فرمودند: فَسَلْهُ أَ ذَهَبٌ هُوَ أَمْ فِضَّةٌ. [۳۸] از او سؤال کن ظرف مسین، طلا است یا نقره؟!

شک در مصداق

احکام طلا و نقره، از جمله «حرمت اکل و شرب» در فرضی مترتب می شود که «یقین» به طلا یا نقره بودن حاصل شود؛ اما در صورت «شک» در طلا یا نقره بودن فلز، آن احکام مترتب نمی گردد.
بر این اساس، ظرفی که شک در «طلا یا نقره» بودن آن وجود دارد، خوردن و آشامیدن از آن ظرف اشکال ندارد؛ چرا که تا موضوع احراز نگردد، حکم مترتب نمی شود.

طلا و نقره اندک

خوردن و آشامیدن در مطلق ظروفی که همراه طلا یا نقره باشد حرام نیست؛ بلکه دائر مدار این نکته است که عُرفاً «ظرف طلا و نقره» صدق می کند یا نه.
بر این اساس، اگر ظرفی را با طلا یا نقره تزیین کرده اند یا این که طلا و نقره به کار رفته در آن، با فلز دیگری مخلوط شده باشد، در صورتی که بر حسب قضاوت عرفی، عنوان «ظرف طلا و نقره» بر آن صدق کند، خوردن و آشامیدن در آن ظرف حرام است و در غیر این صورت اشکال ندارد.
در رساله فقها می خوانیم:
اگر فلزى را با طلا یا نقره مخلوط کنند و ظرف بسازند چنانچه مقدار آن فلز به قدرى زیاد باشد که ظرف طلا یا نقره به آن ظرف نگویند استعمال آن مانعى ندارد[۳۹]

إفطار

می دانیم چنانچه روزه دار با «چیز حرام» إفطار کرده و روزه خود را بدین وسیله بر هم زند، «کفاره جمع» بر او واجب می شود؛ یعنی هم باید یک بنده آزاد کند (که در زمان ما وجود ندارد) و هم باید شصت فقیر را اطعام نماید و هم شصت روز روزه بگیرد.
اینک، سؤال این است که چنانچه روزه دار، روزه خود را با غذا یا نوشیدنی که در ظرف طلا یا نقره وجود دارد إفطار نماید، «کفاره جمع» بر وی واجب می شود یا نه؟
پاسخ این است که دو دیدگاه در این زمینه وجود دارد:
برخی مانند مرحوم آیة الله خویی حکم به کفاره جمع نموده و فرموده اند:
و الصحیح عدم الفرق بین الحرمة الذاتیة و العرضیة لإطلاق الدلیل. [۴۰]
قول صحیح، عدم تفاوت بین حرمت ذاتی (مانند نوشیدن شراب) و حرمت عرضی (مانند خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره) است؛ زیرا دلیل، مطلق بوده و هر دو نوع حرام را شامل می شود.
برخی دیگر؛ مانند مرحوم امام خمینی، قائل به عدم کفاره جمع شده می فرمایند:
و المحرّم هو الأکل و الشرب ... لا نفس المأکول و المشروب، فلو أکل منها طعاما مباحا فی نهار رمضان لا یکون مفطرا بالحرام... [۴۱] آنچه حرام است، نفس «خوردن و آشامیدن» از ظرف طلا و نقره می باشد؛ بدون این که طعام و نوشیدنی که دراین دو ظرف وجود دارد حرام شود. در نتیجه اگر در روز ماه رمضان، غذای مباحی را که در ظرف طلا و نقره وجود دارد بخورد، إفطار به حرام نکرده است.

عدم تفاوت بین اقسام خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره

ملاک در حرمت، صدق خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره است؛ بدون تفاوت بین اقسام آن.
فقیه معروف، سید محمد کاظم یزدی (متوفای 1337ق) در این زمینه می نویسد:
لا فرق فی حرمة الأکل و الشرب من آنیة الذهب و الفضة بین مباشرتهما لفمه أو أخذ اللقمة منهاو وضعها فی الفم بل و کذا إذا وضع ظرف الطعام فی الصینی من أحدهما و کذا إذا وضع الفنجان فی النعلبکی من أحدهما. [۴۲] در حرمت خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره فرقی نیست بین این که لب ها به ظرف برخورد کند یا این که لقمه از ظرف برداشته و در دهان گذارده شود؛ بلکه همچنین است اگر طعام در سینی طلا و نقره یا فنجان در نعلبکی طلا و نقره باشد.

خالی کردن خوراکی و نوشیدنی از ظرف طلا و نقره

اگر خوردنی یا نوشیدنی در ظرف طلا یا نقره باشد و آن را در ظرف غیر طلا و نقره بریزند، آیا حرمت همچنان باقی است یا مرتفع می شود؟
فقها پاسخ را بدین گونه مطرح فرموده اند:
اگر انسان غذایى را که در ظرف طلا یا نقره است در ظرف دیگر بریزد این استعمال جائز است ولى اگر بخواهد از ظرف دوم غذا بخورد و خالى کردن ظرف براى آن نباشد که غذا خوردن از ظرف طلا یا نقره جایز نیست این استعمال حرام مى‌باشد. [۴۳] برخی از مراجع عظام؛ مانند آیة الله سیستانی، قید دیگری نیز اضافه کرده اند و آن این که چنانچه ظرف دوّم به حسب متعارف، واسطه خوردن از ظرف اوّل نباشد اشکال ندارد. [۴۴]

آب طلا و نقره

آیا چنانچه ظرفی طلا و نقره نباشد بلکه با آب طلا یا نقره آن را تزیین کرده باشند که از آن تعبیر به «مُذَهّب» و «مُفَضّض» می شود، خوردن و آشامیدن از آن حرام است؟
پاسخ این است که این مورد، محل اختلاف فتاوی است؛ برخی از فقها خوردن و آشامیدن از چنین ظرفی را مباح می شمارند و برخی دیگر، نه. [۴۵]
علیهذا لازم است یا در این زمینه، احتیاط صورت گرفته از خوردن و آشامیدن در ظروف مزبور خود داری گردد، یا این که هر شخصی به رساله مرجع تقلید خود مراجعه نماید.

استفاده های دیگر

آن چه تا کنون مطرح شد، پیرامون «خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره» بود؛ اما بهره برداری های دیگر از ظروف طلا و نقره مورد بحث و اختلاف فتاوی می باشد؛ برخی از این استفاده ها عبارت است از:
1-وضو و غسل با آب موجود در ظرف طلا و نقره؛ اعم از ارتماسی و ترتیبی2-تطهیر چیزهای نجس به وسیله آبی که در ظرف طلا و نقره وجود دارد3-نگهداری ظرف طلا و نقره4-تزیین اتاق و غیر آن به وسیله ظروف طلا و نقره 5-ساختن ظروف طلا و نقره6-اُجرت بر ساخت ظرف طلا و نقره7-خرید و فروش ظروف طلا و نقره8-رنگ کردن ظروف طلا و نقره. [۴۶] نمی توان پبرامون موارد مزبور، حکمی قاطع از فقها نقل نمود که محل تطابق آراء باشد؛ بلکه در این زمینه نیز لازم است یا احتیاط صورت پذیرد و از امور مذکوره اجتناب شود یا این که به وسیله رجوع به رساله های عملیه، تکلیف روشن گردد.
بله تنها چیزی که می توان ابراز کرد این است که همه فقها اتفاق نظر دارند بر «حرمت اسراف».
بر این اساس، چنانچه در هریک از امور ذکر شده، عنوان «اسراف» صدق کند همه فقها قائل به حرمت خواهند شد.

مسأله مورد اتفاق

تنها مسأله ای که در زمینه استفاده از طلا و نقره، محل اتفاق همه فقها می باشد، طلا و نقره ایست که اولاً «ظرف» محسوب نشود و ثانیاً طلا و نقره آن اندک باشد؛ مانند حلقه شمشیر و قاب قرآن.

إضطرار

از تبصره هایی که بر بیشتر احکام فقهی وارد می شود این است که اگر شرائط إضطرار (اعم از تقیه یا غیر آن) پیش آید، حرمت برطرف شده و استفاده از آن بلا اشکال خواهد بود. این استثناء هم شامل بحث خوردن و آشامیدن از ظروف طلا و نقره می گردد و هم غیر آن.
فقها می فرمایند: استعمال ظرف طلا یا نقره در حال ناچارى اشکال ندارد و براى وضو و غسل هم در حال تقیّه مى‌شود ظرف طلا و نقره را استعمال کرد، بلکه گاهى واجب است. [۴۷] (به خاطر حفظ نفس در مقام تقیه)
البته برخی از مراجع تقلید[۴۸] می فرمایند: مگر براى وضو و غسل، که در حال ناچارى هم نمى‌شود از ظرف طلا و نقره استفاده کرد. [۴۹]

فلسفه حرمت

مبحثی که در پایان مقاله حاضر، طرح آن مناسب می باشد، «فلسفه» و علت حرمت خوردن و آشامیدن از ظروف طلا و نقره است.
آنچه می توان در مباحث احکامی بدان اذعان نمود این است که درک فلسفه احکام از اسرار الهی می باشد و هیچ کس به جز معصومین علیهم السلام به آن، راهی ندارند.
دلیل ما بر این مدعا، چند نکته است:
1- آیه مبارکه «فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذینَ‏ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طَیِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ کَثیراً» [۵۰] دلالت می کند که احکام الهی گرچه دائر مدار مصالح و مفاسد است ولی پی بردن به همه این ملاک ها برای بشر ممکن نیست؛ زیرا ممکن است علت حرمت طیبات، امری خارج از خود محرمات باشد. نکته مزبور، حامل این پیام است که ملاکات حرام و حلال الهی به عقل بشری قابل دریافت نیست؛ بلکه باید آن ها را از صاحب شریعت دریافت نمود.
2-فلسفه حکم، غرض از حکم می باشد و اغراض الهی را فقط خود او می داند.
3-ائمه معصومین علیهم السلام، ما را از پی گیری احکام شرعی به واسطه عقل، منع کرده اند.
امام سجاد علیه السلام می فرمایند: إِنَّ دِینَ اللَّهِ لَا یُصَابُ بِالْعُقُولِ النَّاقِصَةِ. [۵۱]
4-امام صادق علیه السلام خطاب به یکی از اصحاب خود به نام «ابان» هنگامی که می خواست حکم «دیه اعضاء زن» را با فکر و اندیشه خود به دست آورد، فرمودند: مَهْلًا یَا أَبَانُ‏ هَکَذَا حَکَمَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علی و آله و سلم إِنَّ الْمَرْأَةَ تُعَاقِلُ الرَّجُلَ إِلَى ثُلُثِ الدِّیَةِ فَإِذَا بَلَغَتِ الثُّلُثَ رَجَعَتِ الْمَرْأَةُ إِلَى النِّصْفِ ، یَا أَبَانُ إِنَّکَ أَخَذْتَنِی بِالْقِیَاسِ وَ السُّنَّةُ إِذَا قِیسَتْ مُحِقَ الدِّین[۵۲] صبر کن ای ابان (در بیان احکام عجله ننما !)؛ این حکم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است که دیه زن تا وقتی به ثلث دیه مرد نرسیده با دیه مرد مساوی می باشد ولی پس از آن نصف خواهد بود.
5- آنچه به عنوان فلسفه احکام به ذهن می رسد احتمالی بیش نیست که هرگز نمی توان به آن رکون و اعتماد نمود. قرآن می فرماید: وَ ما یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَ‏ الظَّنَ‏ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ بِما یَفْعَلُون. [۵۳] و در موردی دیگر: وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَ‏ الظَّنَ‏ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً. [۵۴]
6-تمام ادله رادعه از قیاس، ما را از جستجوی علل و فلسفه احکام منع می نماید؛ زیرا قائلین به حجیت قیاس، چهار رکن برای آن قرار داده اند: اصل ( مقیس علیه)، فرع (مقیس)، علت مستنبطة ظنیة و حکم. بنا بر این، قائس در ابتدای امر، باید علة را در مقیس علیه با عقل خود استنباط نماید تا بتواند بگوید حال که این علت در مقیس هم وجود دارد حکم آن دو یکی خواهد بود.
7-چنانچه درک احکام یا ملاکات آن ها توسط عقول بشری ممکن باشد، نیازی به بعثت انبیاء و نزول کتاب های آسمانی نخواهد بود.
آری با توجه به این ادله، بر این باوریم که درک فلسفه احکام الهی با عقول بشری ممکن نیست.
نتیجه سخن این که در بحث حاضر (حرمت خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره) نیز نمی توان به علتی پی برد؛ مگر آن که خود شارع، علت را بیان کرده باشد.
بله گاهی گفته می شود علت حرمت خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره، مسأله «کنز» و ذخیره کردن ثروت است.
لکن پاسخ این سخن بدیهی می باشد؛ زیرا:
1-هیچ مدرک شرعی یافت نشده که دلالت کند بر علّیتِ کنز برای حرمت خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره.
2-چنانچه فرض کنیم ظرف از موادی (فلز یا غیر فلز) ساخته شده که به مراتب از طلا و نقره گران تر است، نمی توان حکم به حرمت تناول از آن ظرف نمود؛ کما این که هیچ فقیهی حکم به حرمت خوردن و آشامیدن از آن نکرده است.
3-اگر شخصی، خمس یا زکات طلا و نقره را پرداخت کرده و بقیه را ذخیره نماید؛ آیا می توان گفت این گونه ذخیره سازی حرام است؟
4-اگر علت حرمت خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره، مسأله کنز بودن است، چرا شارع مقدس فقط آن را در قالب «ظرف» بودن منع کرده و در قالب های دیگر، حرمتی بیان نفرموده است؟!
بر این اساس، لازم است قائل شویم حرمت خوردن خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره، «تعبد محض» است که عقول ما را نشاید راهی به این وادی پیدا کند.
اصولا فلسفه احکام چنانچه از جانب بشر عادی باشد، احتمالات ظنیه ای بیش نیست؛ در حالی که قرآن می فرماید: وَ ما یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَ‏ الظَّنَ‏ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ بِما یَفْعَلُون [۵۵] . و در موردی دیگر: وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَ‏ الظَّنَ‏ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً [۵۶]

فهرست منابع

1-قرآن مجید.
2-الادب النبوی، الخولی (محمد عبد العزیز خولی، معاصر) دار المعرفة، 1423ق.
3-تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة‌، شیخ حُرّ (محمد بن الحسن العاملی‌، متوفای 1104 ه‍ ق‌) مؤسسه آل البیت علیهم السلام‌، 1409 ه‍ ق‌.
4-تهذیب الأحکام‌، شیخ طوسى (ابو جعفر محمد بن حسن،‌ متوفای 460 ق‌) دار الکتب الإسلامیة‌، 1407 ق.‌
5-توضیح المسائل محشی، امام خمینى (سید روح الله الموسوى‌، متوفای 1409 ق‌) دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، 1424 ق‌.
6-الخلاف‌، شیخ طوسى (ابو جعفر محمد بن حسن‌، متوفای 460 ه‍ ق)‌ دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، 1407 ه‍ ق‌.
7-ریاض الصالحین من کلام سید المرسلین‏، نووی (یحیى بن شرف دمشقی، متوفای 676ق) دار الوفاء 1428 ق‏.
8-الکافی، شیخ کلینى (ابو جعفر محمد بن یعقوب‌، متوفای 329 ق‌) دار الکتب الإسلامیة‌، 1407 ه‍ ق‌
9-موسوعة الإمام الخوئی‌، آیة الله خویى (سید ابو القاسم الموسوى‌، متوفای 1413 ق)‌ مؤسسة إحیاء آثار الإمام الخوئی، 1418 ق‌.
10-مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة‌، علامه حلّى (حسن بن یوسف بن مطهر اسدى‌، متوفای 726 ه‍ ق)‌ دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، 1413 ه‍ ق.‌
11-من لا یحضره الفقیه‌، شیخ صدوق (محمّد بن على بن بابویه‌ قمی، متوفای 381 ق‌) دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، 1413 ق.‌
12-مکارم الاخلاق، طبرسی (رضى الدین حسن بن فضل، متوفای قرن 6) انتشارات شریف رضى قم، 1412 هـ ق.

پانویس

  1. - موسوعة الامام الخوئی، ج4 ، ص 278
  2. - الخلاف، ج1، ص 69
  3. - مختلف الشیعة فی احکام الشریعة ، ج 5، ص 86
  4. - الخلاف، ج1، ص 69
  5. - الخلاف، ج2 ، ص 90
  6. موسوعة الامام الخوئی، ج 4، ص 278
  7. الادب النبوی، ص 167
  8. - و الصحفة کالقصعة الکبیرة منبسطة تشبع الخمسة، و الجمع صحاف مثل کلبة و کلاب.(مجمع البحرین، ج5، ص 77) در قرآن مجید آمده است: یُطافُ عَلَیْهِمْ بِصِحافٍ‏ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَکْوابٍ وَ فیها ما تَشْتَهیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَ أَنْتُمْ فیها خالِدُونَ.(زخرف/71) ظرف هایی از طلا و جام ها بر آنان (بهشتیان) گردانده می شود و آن چه دل بخواهد و چشم لذت برد در آن ها وجود دارد و شما همیشه در آن خواهید بود.
  9. - ریاض الصالحین، ص 429
  10. - متوفای 329ق
  11. - متوفای 381ق
  12. - کافی، ج6، ص 267
  13. من لایحضره الفقیه، ج3، ص 352
  14. تهذیب الاحکام، ج9، ص 63
  15. - متوفای 1104ق
  16. - وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج3، ص 505
  17. - کافی، ج6، ص267
  18. - کافی، ج6، ص267
  19. عَبَّادَ بَصْرِیّ، زاهد نمایی بود که در عصر امام سجاد و باقر و صادق علیهم السلام زندگی می کرد. عُجب و خود پسندی وی نسبت به زهدش به حدی بود که گاه به خود جرئت می داد به امامان معصوم علیهم السلام تذکر دهد. در ماجرایی از قول امام ششم علیه السلام آمده است: در حال طواف مردى جامه‏ام را کشید، برگشتم دیدم عباد بصرى‏ است گفت: اى جعفر بن محمد این چنین لباس (قیمتى) مى‏پوشى، با آن نسبتى که با على علیه السلام دارى؟! گفتم: واى بر تو! این جامه قوهی (خراسانی) است که به یک دینار و خرده‏اى خریده‏ام و على علیه السلام در زمانى بود که مناسب آن زمان همان گونه جامه مى‏پوشید، و اگر من در این زمان چنان لباسى بپوشم، مردم خواهند گفت: این آدم ریاکارى است مثل عباد.! (مکارم الاخلاق، ص 97)
  20. من لایحضره الفقیه، ج3، ص 353
  21. - کافی، ج6، ص 268
  22. - کافی، ج6، ص267
  23. کافی، ج6، ص267
  24. عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمِرْآةِ هَلْ یَصْلُحُ إِمْسَاکُهَا إِذَا کَانَ لَهَا حَلْقَةُ فِضَّةٍ قَالَ نَعَمْ إِنَّمَا کُرِهَ اسْتِعْمَالُ مَا یُشْرَبُ بِه‏... (وسائل الشیعة، ج3، ص 511)
  25. - مانند این حدیث: عَنْ سَیْفٍ التَّمَّارِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی بَصِیرٍ أُحِبُّ أَنْ تَسْأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ اسْتَبْدَلَ قَوْصَرَتَیْنِ فِیهِمَا بُسْرٌ مَطْبُوخٌ بِقَوْصَرَةٍ فِیهَا تَمْرٌ مُشَقَّقٌ قَالَ فَسَأَلَهُ أَبُو بَصِیرٍ عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ ع هَذَا مَکْرُوهٌ فَقَالَ أَبُو بَصِیرٍ وَ لِمَ یُکْرَهُ فَقَالَ کَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع یَکْرَهُ أَنْ یَسْتَبْدِلَ وَسْقاً مِنْ تَمْرِ الْمَدِینَةِ بِوَسْقَیْنِ مِنْ تَمْرِ خَیْبَرَ لِأَنَّ تَمْرَ الْمَدِینَةِ أَدْوَنُهُمَا وَ لَمْ یَکُنْ عَلِیٌّ ع یَکْرَهُ الْحَلَالَ. (کافی، ج5، ص 188)
  26. - کافی، ج6، ص 385
  27. - فرقان/18
  28. - این جمله در پاسخ پرسشی است که در آیه قبل مطرح شده: وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَقُولُ أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادی هؤُلاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبیلَ. روزى که همه آنان و معبودهایى را که غیر از خدا مى‏پرستند جمع مى‏کند، به آنها مى‏گوید:آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا خود آنان راه را گم کردند؟!
  29. قرآن می فرماید: إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ‏ ذلِکَ‏ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً (نساء/116) وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَ‏ الشِّرْکَ‏ لَظُلْمٌ‏ عَظیمٌ (لقمان/13)
  30. یس/40
  31. ص/35
  32. - تهذیب الاحکام، ج1، ص 421
  33. - کافی، ج6، 267
  34. - کافی، ج6، 267
  35. - موسوعة الامام الخوئی، ج4، ص 282- علت تعبیر ایشان به «تأیید»، عدم نقاوة اسناد آن روایات می باشد.
  36. - استفتاء از حضور مراجع تقلید: آیا استفاده از طلا بدون قصد زینت به طورى که دیگران نبینند، اشکال شرعى دارد؟ جواب: پوشیدن طلا، خواه حلقۀ انگشترى باشد یا غیر آن، براى مردان مطلقاً حرام است هر چند به قصد زینت نباشد و از دید دیگران مخفى باشد. (توضیح المسائل محشی، ج 1، ص481)
  37. او معتقد بود خوردن و آشامیدن در هر ظرف زرد رنگ، حرام است.
  38. - من لایحضره الفقیه، ج3، ص 353
  39. - توضیح المسائل محشی، ج1، ص 138
  40. موسوعة الامام الخویی، ج4، ص 299
  41. - تحریر الوسیلة، ج1،ص 134
  42. - العروة الوثقی، ج1، ص 158
  43. توضیح المسائل محشی، ج1، ص 138
  44. - توضیح المسائل محشی، ج1، ص 138
  45. العروة الوثقی مع التعلیقات، ج1، ص 132
  46. العروة الوثقی مع التعلیقات، ج1، ص 132
  47. - توضیح المسائل محشی، ج1، ص 139
  48. - مانند آیات عظام گلپایگانی، صافی و فاضل
  49. توضیح المسائل محشی، ج1، ص 139
  50. نساء / 160 – به سبب ظلم یهودیان و نیز به علت این که بسیار راه خدا را سدّ کردند ، ( برخی از ) آنچه را که بر ایشان حلال بود حرام گردانیدیم
  51. - بحار الانوار، ج2، ص303
  52. - من لا یحضره الفقیه ، ج4 ، ص 119
  53. - یونس / 36
  54. نجم / 28
  55. یونس / 36ز
  56. - نجم / 28