فرهنگ مصادیق:خرید و فروش مردار

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از خرید و فروش مردار)
پرش به: ناوبری، جستجو
خرید و فروش مردار

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه‌ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:الیاس صالحی
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/4/23
کلید واژه: خرید و فروش مردار، معاملات باطل و حرام، گوشت مردار، ذبح غیر شرعی.

محتویات

توضیح در مورد خرید و فروش مردار

میته یا مردار، جسد انسان و یا حیوانی است که به سبب غیر شرعی مرده و روح از تمام بدنش خارج شده است، اعم از آنکه خود، مرده باشد یا با ذبحی غیر شرعی کشته شده باشد. میته انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد و نیز میته اجزای روح دار آنها، نجس است، مردار حیوانی که خون جهنده ندارد پاک است. [۱] به نظر مشهور، در حکم یاد شده تفاوتی میان انواع جانوران نیست؛ لیکن برخی قدما عقرب و وزغ را استثنا کرده و مردار آن دو را نجس دانسته‌اند. [۲]
تجارت و کسب مال به احکام پنجگانه منقسم می‌گردد: واجب، مستحب مکروه، مباح، حرام،یکی از کسب‌هایی که حرام است کسب مال از اعیان نجاسات یا مایعات متنجس که قابل تطهیر نیست مانند شراب و مسکرات دیگر و آب جو و مردار و خون و سگ خواه بخرید و فروش یا دلالی یا حمل و نقل و هر نوع استفاده که متعلق بدانها می‌باشد. [۳] بنابر این خرید و فروش مردار برای مصارف حرامی همچون خوردن یکی از امور حرام است وظیفه تمام مسلمانان است که از انجام چنین موارد حرامی پرهیز کنند و دیگران را نیز نهی از منکر کنند. در این مقاله به بررسی این منکر اقتصادی پرداخته‌ایم و مواردی که می‌توان مردار را مورد معامله قرار داد مورد کند و کاو قرار داده‌ایم.

نجاست مردار در فقه امامیه و اهل سنت

امامیه و اهل سنت همگی در مردار هر حیوانی غیر از انسان که دارای خون جهنده باشد و در خشکی زندگی کند قائل به نجاست هستند. اما طبق دیدگاه مالکیه، شافعیه و حنبلیه مردار انسان پاک است. و بنابر نظر امامیه و حنفیه مردار انسان، نجس است. امامیه معتقدند: تنها مردار مسلمان با غسل دادن پاک می‌شود، اما حنفیه می‌گویند: مردار همه ی انسان‌ها با غسل دادن پاک می‌شود. [۴]

حرمت خرید و فروش مردار در قرآن

آیات بسیاری بر حرمت خوردن مردار دلالت می‌کنند، از جمله:
۱- «إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لاَ عَادٍ فَلاَ إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» [۵]
خداوند، تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را نام غیر خدا به هنگام ذبح، بر آن گفته شود، بر شما حرام کرده است. امّا هر کس در حال ضرورت و ناچاری و بدون تجاوز از حد و عدوان [از آنها تناول کند] گناهی بر او نیست. به یقین خداوند آمرزگاری مهربان است.
عده‌ای از فقهاء نهی در آیه شریفه را به صورت مطلق گرفته‌اند و قائل شده‌اند هر گونه معامله و خرید و فروش و استفاده از مردار حرام می‌باشد. [۶]
ولی برخی در مقابل گفته‌اند: از ظاهر آیه و قرائنی که در آیات بعدی وجود دارد استفاده می‌شود که خوردن مردار مورد نهی قرار گرفته است نه هرگونه استفاده، از جمله خرید و فروش آن نهی شده باشد . [۷]
۲. «لاَ تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجَارَهً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُمْ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید اموالتان را بینتان به باطل نخورید مگر اینکه تجارتی باشد از روی رضایت» [۸]
مردار منفعت حلالی ندارد. چیزی که نفع و سودی نداشته باشد، (مالیت) نخواهد داشت و نمی‌تواند مورد معامله واقع شود؛ زیرا (مالیت) در ثمن و مثمن شرط است. خرید و فروش و استفاده از چیزی که (مالیت) ندارد، اکل مال به باطل و حرام است.
برخی از فقهاء خرید و فروش مردار و بهره وری از آن را، از مصادیق اکل مال به باطل،شمرده‌اند. همان طور که شیخ انصاری، بدان اشاره کرده است.

حرمت خرید و فروش مردار در روایات

روایاتی که درباره مردار از آن از اهل بیت علیهم السلام نقل شده است دو دسته است:
۱- روایاتی که بر حرمت خرید و فروش و استفاده از مردار دلالت دارند. دو دسته روایت هست، برخی از آنها بهره و خرید و فروش از (مردار) را به طور مطلق نفی می‌کنند و برخی دیگر، بر حرمت استفاده از مردار، در تهیه غلاف شمشیر، لباس و... دلالت دارند.
۲- روایاتی که دلالت بر جواز خرید و فروش مردار و بهره از آن می‌کنند.
در اینجا به بخشی از این دو دسته از روایات اشاره می‌شود :
گروه اوّل: مهم‌ترین روایاتی که بر عدم جواز خرید و فروش و استفاده، بدانها استناد شده عبارتند از:
علی بن مغیره می‌گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: «الْمَیْتَهُ یُنْتَفَعُ بِشَیْ ءٍ مِنْهَا قَالَ لَا قُلْتُ بَلَغَنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص مَرَّ بِشَاهٍ مَیْتَهٍ فَقَالَ مَا کَانَ عَلَی أَهْلِ هَذِهِ الشَّاهِ إِذْ لَمْ یَنْتَفِعُوا بِلَحْمِهَا أَنْ یَنْتَفِعُوا بِإِهَابِهَا قَالَ تِلْکَ شَاهٌ لِسَوْدَهَ بِنْتِ زَمْعَهَ زَوْجِ النَّبِیِّ ص وَ کَانَتْ شَاهً مَهْزُولَهً لَا یُنْتَفَعُ بِلَحْمِهَا فَتَرَکُوهَا حَتَّی مَاتَتْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا کَانَ عَلَی أَهْلِهَا إِذْ لَمْ یَنْتَفِعُوا بِلَحْمِهَا أَنْ یَنْتَفِعُوا بِإِهَابِهَا أَنْ تُذَکَّی. از مردار استفاده می‌توان استفاده کرد؟ فرمود: نه. عرض کردم: به ما خبر رسیده که وقتی پیامبر(ص) بر گوسفند مرده‌ای می‌گذشت فرمود: چه شده است صاحب این گوسفند را؟ حال که از گوشت آن استفاده نمی‌کند، از پوست آن استفاده کند! فرمود: آن گوسفند متعلق به سوده، دختر ذمعه، همسر رسول خدا بود و چون لاغر بود و گوشت آن قابل استفاده نبود، آن را رها کردند، تا مرد. آن گاه پیامبر فرمود: چه شده است صاحب گوسفند را؟ حال که از گوشت آن استفاده نمی‌کند، از پوست آن استفاده کند، یعنی آن را تذکیه کنند». [۹]
سماعه می‌گوید از امام(ع) سؤال کردم: آیا از پوست درندگان می‌توان استفاده کرد؟ فرمود: «إِذَا رَمَیْتَهُ وَ سَمَّیْتَ فَانْتَفِعْ بِجِلْدِهِ وَ أَمَّا الْمَیْتَهُ فَلَا. هرگاه تیرانداختی و ذکر خدا گفتی، از پوست آنها بهره ببر، ولی از مردار، خیر». [۱۰]
در ظاهر روایت حرمت استفاده از پوست میته استفاده می‌شود، ولی با الغای خصوصیت، می‌توان از آن، حرمتِ جمیع بهره‌ها را فهمید.
در روایتی دیگر نقل شده است: الْفَتْحِ بْنِ یَزِیدَ الْجُرْجَانِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ کَتَبْتُ إِلَیْهِ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنْ جُلُودِ الْمَیْتَهِ الَّتِی یُؤْکَلُ لحم‌ها إِنْ ذُکِّیَ فَکَتَبَ «لَا یُنْتَفَعُ مِنَ الْمَیْتَه بِإِهَابٍ وَ لَا عَصَبٍ وَ کُلُّ مَا کَانَ مِنَ السِّخَالِ مِنَ الصُّوفِ؛ فتح بن یزید جرجانی می‌گوید: به امام کاظم(ع) نامه نوشتم و از وی در مورد پوست مردار حیوانات حلال گوشت، پرسیدم.حضرت در جواب نوشتند که از میته نه پوستش و نه عصبش هر چه از آن حیوان میته باشد از آن استفاده نمی‌شود و انتفاع جایز نیست». [۱۱]
علاوه بر این، در روایت مفصلی که علی بن شعبه در تحف العقول از امام صادق(ع) نقل کرده، [۱۲] با این که مرسله است، ولی در باب مکاسب محرّمه، جامع‌ترین و مهم‌ترین مستند فقیهان است، خرید و فروش و بهره از مردار را به عنوان: (وجوه حرام) یاد کرده است. [۱۳]
و در برخی از روایات، (ثمن میته) سُحت نامیده شده است.
این دسته از روایات، اجمالاً، بر حرمت خرید و فروش میته و اکتساب با آن دلالت دارد. از برخی از آنها نیز استفاده می‌شود که هر گونه استفاده از مردار ممنوع است و یا استفاده حلال و معتبری برای آن متصور نیست.
گروه دوّم: از پاره‌ای از روایات، جوازبهره وری از (مردار) و نیز خرید و فروش آن استفاده می‌شود. البته از برخی از آنها جواز بهره برداری استفاده می‌شود و از برخی دیگر جواز بیع:
در روایتی نقل شده است قاسم صیقل و فرزندانش به امام کاظم (ع) نامه نوشتند و سؤال کردند: «إِنَّا قَوْمٌ نَعْمَلُ السُّیُوفَ وَ لَیْسَتْ لَنَا مَعِیشَهٌ وَ لَا تِجَارَهٌ غَیْرُهَا وَ نَحْنُ مُضْطَرُّونَ إِلَیْهَا وَ إِنَّمَا عِلَاجُنَا مِنْ جُلُودِ الْمَیْتَهِ مِنَ الْبِغَالِ وَ الْحَمِیرِ الْأَهْلِیَّهِ لَا یَجُوزُ فِی أَعْمَالِنَا غَیْرُهَا فَیَحِلُّ لَنَا عَمَلُهَا وَ شِرَاؤُهَا وَ بَیْعُهَا وَ مَسُّهَا بِأَیْدِینَا وَ ثِیَابِنَا وَ نَحْنُ نُصَلِّی فِی ثِیَابِنَا وَ نَحْنُ مُحْتَاجُونَ إِلَی جَوَابِکَ فِی هَذِهِ الْمَسْأَلَهِ یَا سَیِّدَنَا لِضَرُورَتِنَا إِلَیْهَا فَکَتَبَ ع اجْعَلْ ثَوْباً لِلصَّلَاهِ-...
کارما شمشیر سازی است وغیر از آن راه درآمدی نداریم. از پوست حیواناتی چون: الاغ و قاطرهای اهلی مرده استفاده می‌کنیم و با آن غلاف شمشیر می‌سازیم.آیا برای ما این کار مباح است؟ خرید و فروش و دست زدن، تماس بدن و لباس با آن، چه حکمی دارد. زیرا با همان لباس، نماز می‌گزاریم.) امام در پاسخ آنان نوشت: برای نماز، لباس مخصوصی قرار دهید». [۱۴]
بنابراین، از این روایت، اصل جواز بهره برداری از پوست مردار در غیر نماز و خرید و فروش و کاسبی با آن استفاده می‌شود.
بزنطی می‌گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم، «عَنِ الرَّجُلِ تَکُونُ لَهُ الْغَنَمُ یَقْطَعُ مِنْ أَلْیَاتِهَا وَ هِیَ أَحْیَاءٌ، أَ یَصْلُحُ أَنْ یَبِیعَ مَا قَطَعَ؟ قَالَ: «نَعَمْ، یُذِیبُهَا وَ یُسْرِجُ بِهَا، وَ لَا یَأْکُلُهَا، وَ لَا یَبِیعُهَا؛ قال: نعم یذیبها ویسرج بها ولایأکلها ولایبیعها مردی گوسفنددار، دنبه‌های آنها را می‌بُرد. آیا می‌تواند از آنها استفاده کند؟ بله، آنها را آب کند و در سوخت برای روشنایی استفاده کند، ولی حق ندارد آن را بخورد و یا بفروشد» [۱۵]
در این روایت، به جواز استفاده از مردار، در روشنایی تصریح شده است و از خوردن و خرید و فروش آن منع، احتمال می‌رود که منع از بیع، بلافاصله بعد از منع از خوردن، به اعتبار حرمت اکل باشد. از روایت حرمت فروش آن برای استفاده در روشنایی و نیز کارهایی که شرط آنها طهارت نیست، استفاده نمی‌شود.
در روایتی ابوبصیر می‌گوید: از امام صادق(ع) درباره نماز خواندن در پوستین پرسیدم، حضرت فرمود: «کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ص رَجُلًا صَرِداً لَا تُدْفِئُهُ فِرَاءُ الْحِجَازِ لِأَنَّ دِبَاغَتَهَا بِالْقَرَظِ فَکَانَ یَبْعَثُ إِلَی الْعِرَاقِ فَیُؤْتَی مِمَّا قِبَلَهُمْ بِالْفَرْوِ فَیَلْبَسُهُ فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلَاهُ أَلْقَاهُ وَ أَلْقَی الْقَمِیصَ الَّذِی تَحْتَهُ الَّذِی یَلِیهِ فَکَانَ یُسْأَلُ عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ إِنَّ أَهْلَ الْعِرَاقِ یَسْتَحِلُّونَ لِبَاسَ الْجُلُودِ الْمَیْتَهِ وَ یَزْعُمُونَ أَنَّ دِبَاغَهُ ذَکَاتُهُ. حضرت سید السّاجدین صلوات اللّه علیه به سبب ضعف بدن مبارک از سرما متاثر می‌شدند و پوستینهای حجاز که مکه و مدینه است و آن حدود است پر کرم نمی‌بود چون دباغی آن را از برگ درخت خار می‌کردند و آن حضرت می‌فرستادند به جانب عراق کوفه و پوستین از جهت آن حضرت می‌گرفتند چون گرم تر بود و می‌پوشیدند و چون وقت نماز می‌شد آن پوستین را می‌انداختند با جامه که زیر آن می‌پوشیدند و چون وجه انداختن را از آن حضرت سؤال می‌نمودند حضرت در جواب می‌فرمودند که چون جمعی در کوفه هستند که میته را به دباغی پاک می‌دانند و محتملست که این پوست میته باشد بنا بر این نماز در آن نمی‌کنیم». [۱۶]
در این روایت، بر استفاده از پوست مردار، به صورت پوستین، تصریح شده است. در عین حال، تاکید شده است نمی‌توان با آن نماز خواند و در اموری که شرط آنها طهارت است، به کار گرفت.
حسن بن علی می‌گوید از امام کاظم(ع) پرسیدم: «إِنَّ أَهْلَ الْجَبَلِ تَثْقُلُ عِنْدَهُمْ أَلَیَاتُ الْغَنَمِ فَیَقْطَعُونَهَا فَقَالَ حَرَامٌ هِیَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَنَصْطَبِحُ بِهَا فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ یُصِیبُ الْیَدَ وَ الثَّوْبَ وَ هُوَ حَرَامٌ. مردمان مالدار، در ناحیه کوهستان، چون دنبه‌های گوسفند سنگین می‌شود آنها را می بُرَند، این چگونه است؟ فرمود: (حرام هی) عرض کردم: می‌توانیم از آن برای روشنایی استفاده کنیم؟ فرمود: آیا نمی‌دانید که دست و لباستان به آن اصابت می‌کند و حرام است». [۱۷]
از مفهوم سخن امام(ع) فهمیده می‌شود: اگر دنبه گوسفند، موجب آلوده شدن بدن و لباس نگردد، می‌توان از آن، برای روشنایی بهره برد.
افزون بر اینها، دلالت می‌کنند بر جواز بهره وری و خرید و فروش مردار، روایاتی که مجاز می‌دانند فروش گوشت مردار را که با گوشت مذکی مخلوط شده باشد، به گونه‌ای که تشخیص آن ممکن نباشد، به کسانی که گوشت مردار را حلال می‌دانند. [۱۸]

حرمت خرید و فروش مردار در فقه

در اصل حرمتِ خرید و فروش (مردار)، اجمالاً، بحثی نیست. مشهور فقها، خاصه و عامه، بدان فتوا داده‌اند. و برخی نیز ادعای اجماع کرده‌اند. [۱۹] امام خمینی (ره) می‌فرماید: خرید و فروش نجاسات مانند مشروبات الکلی، گوشت خوک، گوشت حیواناتی که ذبح شرعی نشده و نجس است، اشیایی که از پوست و چرم مردار تهیه شده، حرام است ولی خرید و فروش خون برای بیماران اشکال ندارد. [۲۰]

ادله حرمت خرید و فروش مردار

دلیل حرمت خرید و فروش مردار برای مصارف حرام مانند خوردن آیات و روایتی است که بیان شد.
اجماع: یکی دیگر از ادله حرمت خرید و فروش مردار اجماع است همانطور که فقهاء بیان کرده‌اند: از جمله نجاسات، مردار است. فقها، در حرمت خرید و فروش و کاسبی با آن، اجماع دارند. در تذکره، ادعای اجماع شده است و در منتهی ادعای اجماع همه علما. بلکه هرگونه بهره وری از (میته) حرام است. [۲۱]
یکی از ادله‌ای که می‌توان برای حرمت معامله مردار بیان کرد این است که بنابر روایاتی که از اهل بیت علیهم السلام نقل شده است هر آنچه که در آن فساد مترتب باشد خرید و فروش آن حرام است که معامله مردار یکی از این امور است و طبعا خرید و فروش آن نیز حرام می‌باشد. [۲۲]

استفاده از مردار در مصارف غیر خوراکی

در پاره‌ای از روایات، به استفاده‌های حلال از مردار اشاره شده است. منافعی مانند: تدهین [۲۳] (روغن مالی کردن)، آب کشی با پوست مردار برای اموری که طهارت شرط آنها نیست، مانند: آبیاری مزارع و درختان، [۲۴] تغذیه پرندگان حرام گوشت [۲۵] و حیوانات درنده، سوخت، [۲۶] بستن میرآب در هنگام آبیاری، [۲۷] درست کردن پوستین برای [۲۸] حفظ از سرما به شرط آن که در نماز و اموری که طهارت شرط آنهـاست، استفاده نشود و... [۲۹] را برای مردار و اجزای آن، برشمرده‌اند.
البته امروز، با پیشرفتهای شگرفی که پدید آمده، استفاده‌های مهمی از مردار می‌شود و راه‌های جدیدی برای بهره وری وجود دارد که اکنون مجال ذکر همه آنها نیست، از جمله: تهیه انواع روغنهای صنعتی، سوخت، تهیه کود و...
استفاده از چیزهای نجس و متنجس جایز است، مگر در مواردی که به عدم جواز آن تصریح شده باشد، مانند: مردار نجس که استفاده متعارف از آن جایز نیست. [۳۰] اگر بتوان منفعت حلالی برای مردار و اجزای آن تصور کرد، دیگر از رهگذر نداشتن مالیت و منافع حلال، مورد نهی نیست و خرید و فروش و مبادله آن در موارد حلال، (اکل مال به باطل) به حساب نمی‌آید. [۳۱]
وقتی منافع حلالی، چون درست کردن سرکه از شراب و کود از عذره و تغذیه پرندگان حرام گوشت با مردار و یا استفاده از آن در سوخت، وجود دارد، خرید و فروش آن نیز در این موارد، اشکالی نخواهد داشت. [۳۲]
بسیاری از فقهاء، از جمله محقق اردبیلی، استدلال به آیه شریفه (حرمت علیکم المیته)، رابرای حرمت مطلق بهره‌ها از(میته) صحیح نمی‌دانند و براین باورند که استفاده از آن در غیر خوردن و نیز به کارگیری آن برای چیزهایی که طهارت درآنها شرط نیست، اشکالی ندارد. [۳۳]
اگر استفاده از پوست مردار را مجاز شمردیم، مثل استفاده از آن برای تولید مشک و آبیاری باغها و کشتزارها دارای مالیت شناخته می‌شود مجرد نجس بودن، نمی‌تواند مانع از خرید و فروش آن باشد. زیرا از اجماع و روایاتی که بر حرمت بیع نجس دلالت می‌کند، استفاده می‌شود که حرام بودن استفاده از نجس، علت آن است. [۳۴]
عده دیگر از فقهاء استفاده از همه نجاسات و از جمله (میته) را به طور مطلق نفی نکرده‌اند. بلکه استعمال (مردار) را در مواردی که منافع حلالی دارد و در اموری که شرط آنها طهارت نیست، جایز دانسته‌اند و برخی خرید و فروش آن را نیز جایز دانسته‌اند. [۳۵] مرحوم نائینی، در این مورد می‌فرماید: اگر در این جا، فایده‌ای مهم و عقلایی فرض شود و استفاده ازآن، متوقف بر طهارت نباشد، مانند آبیاری کشتزارها و امثال آن، با استفاده از پوست مردار، صرف نجاست، چیزی را از مالیت نمی‌اندازد. [۳۶]

خرید و فروش مردار به ضمیمه شی دیگر

شیخ انصاری در مورد حکم مخلوظ شدن گوشت مردار با گوشت مذکی این طور بیان کرده‌اند:
مخلوط شدن (میته) با مذکی به دو گونه تصور می‌شود:
۱- جدا سازی آنها مقدور باشد. در این صورت، استفاده و خرید و فروش، نسبت به مقدار حلال اشکالی ندارد و نسبت به مقدار حرام، باطل است.
۲- قابل تفکیک نباشد. اجتناب از همه آنها به موجب وجوب اجتناب در شبهه محصوره، لازم است. طبعاً خرید و فروش آن نیز باطل و مشمول نهی آیه شریفه (لاتأکلوا اموالکم بینکم بالباطل) است.
مرحوم شیخ انصاری در اینجا مسأله را دائر مدار نداشتن مالیت و منفعت حلال دانسته و تصریح کرده است: چون منفعت حلالی ندارد، خرید و فروش آن جایز نیست. [۳۷]

شرایط سر بریدن حیوان

سر بریدن حیوان پنج شرط دارد: اوّل کسی که سر حیوان را می‌برد چه مرد باشد چه زن، باید مسلمان باشد (و اظهار دشمنی با أهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نکند. و بچه مسلمان هم اگر ممیز باشد، یعنی خوب و بد را بفهمد می‌تواند سر حیوان را ببرد دوم سر حیوان را با چیزی ببرند که از آهن باشد ولی چنانچه آهن پیدا نشود (و طوری باشد که اگر سر حیوان را نبرند می‌میرد، با چیز تیزی که چهار رگ آن را جدا کند مانند شیشه و سنگ تیز، می‌شود سر آن را برید. سوم در موقع سر بریدن، جلو بدن حیوان رو به قبله باشد (و کسی که می‌داند باید رو به قبله سر ببرد، اگر عمداً حیوان را رو به قبله نکند حیوان حرام می‌شود ولی اگر فراموش کند یا مسأله را نداند یا قبله را اشتباه کند یا نداند قبله کدام طرف است یا نتواند حیوان را رو به قبله کند اشکال ندارد چهارم وقتی می‌خواهد سر حیوان را ببرد یا کارد به گلویش بگذارد، به نیّت سر بریدن، نام خدا را ببرد و همین قدر که بگوید «بسم اللّه» کافی است و اگر بدون قصد سر بریدن نام خدا را ببرد، آن حیوان پاک نمی‌شود و گوشت آن هم حرام است ولی اگر از روی فراموشی نام خدا را نبرد اشکال ندارد پنجم حیوان بعد از سر بریدن حرکتی بکند. اگر چه مثلًا چشم یا دم خود را حرکت دهد، یا پای خود را به زمین زند که معلوم شود زنده بوده است. [۳۸]
اگر بخواهند شتر را بکشند که بعد از جان دادن پاک و حلال باشد باید با پنج شرطی که برای سر بریدن حیوانات گفته شد، کارد یا چیز دیگری را که از آهن و برنده باشد، در گودی بین گردن و سینه اش فرو کنند. [۳۹]

رعایت نکردن شرایط ذبح

مسأله: اگر به جای این که کارد در گودی گردن شتر فرو کنند سر آن را ببرند، یا گوسفند و گاو و مانند اینها را مثل شتر، کارد در گودی گردنشان فرو کنندگوشت آنها حرام و بدن آنها نجس است ولی اگر چهار رگ شتر را ببرند و تا زنده است به دستوری که گفته شد کارد در گودی گردنش فرو کنند، گوشت آن حلال و بدن آن پاک است و نیز اگر کارد در گودی گردن گاو یا گوسفند یا مانند اینها فرو کنند و تا زنده است سر آن را ببرند حلال و پاک می‌باشد. [۴۰]

برخی از احکام خرید و فروش مردار

حکم گوشت‌های وارداتی از کشورهای کفر

گوشت‌ها یا مرغ‌های سر بریده‌ای که از بلاد کفر می‌آورند، محکوم به نجاست و حرمت و مردار بودن است، مگر آن که ذبح شرعی آنها ثابت شود. [۴۱]

گرفتن سود شرکتی که اقدام به خرید و فروش مردار می‌کند

سوال: ما یک شرکت تعاونی برای فروش مواد غذایی و مصرفی داریم و از آنجا که بعضی از مواد غذایی موجود در آن فروشگاه از مردار یا چیزهایی که خوردن آنها حرام است می‌باشند بنا بر این درآمدهای سالانه حاصل از آنها که بین سهامداران توزیع می‌شوند چه حکمی دارند؟
جواب: خرید و فروش آن دسته از مواد غذایی که خوردن آنها حرام است، حرام و باطل می‌باشد و پول و درآمد حاصل از آنها هم حرام است و توزیع آن در بین سهامداران جایز نیست و در صورتی که اموال شرکت تعاونی با آن مخلوط شده باشد، حکم مالِ مخلوط به حرام را دارد که اقسام آن در رساله‌های عملیه ذکر شده است. [۴۲]

اشتغال به حمل و نقل مردار

سوال: آیا اشتغال در امر حمل و نقل آن دسته از مواد غذایی که گوشت تذکیه نشده هم در بین آنها وجود دارد، جایز است؟ آیا بینِ بردن آنها برای کسی که خوردن آنها را حلال می‌داند و کسی که حلال نمی‌داند، تفاوتی وجود دارد؟
جواب: حمل گوشت تذکیه نشده برای کسی که قصد خوردن آن را دارد، جایز نیست و فرقی نمی‌کند که مشتری خوردن آن را حلال بداند یا خیر. [۴۳]

فروش مردار در سرزمین کفر به کفار

سوال: آیا برای یک فرد مسلمان جایز است که غذای حرام (مانند غذایی که محتوی گوشت خوک یا مردار است) و مشروبات الکلی را در سرزمین کفر به غیر مسلمان عرضه کند؟ حکم آن در صورتهای زیر چیست؟
الف اگر غذاها و مشروبات الکلی متعلّق به او نباشند و در برابر فروش آنها هم سودی نبرد بلکه کار او فقط عرضه آنها و غذاهای حلال به مشتری باشد.
ب اگر با فرد غیر مسلمان در محل شریک باشد، به این صورت که فرد مسلمان مالک اجناس حلال و شریک غیر مسلمان مالک مشروبات الکلی و غذاهای حرام باشد و هر کدام بطور جداگانه از کالاهای خود سود ببرند.
ج اگر فرد مسلمان در محلی که مواد غذایی حرام و مشروبات الکلی فروخته می‌شود، فقط کار کند و مزد ثابتی بگیرد، چه صاحب آن محل مسلمان باشد و چه غیر مسلمان. [۴۴]

مشارکت در تهیه مواد غدایی مانند مردار

سوال: اگر فرد مسلمان در محل فروش مواد غذایی حرام و مشروبات الکلی به عنوان کارگر یا شریک کار کند ولی دخالتی در خرید و فروش آنها نداشته و آن مواد متعلّق به او هم نباشند، بلکه او فقط در تهیه و فروش مواد غذایی نقش داشته باشد، با توجه به اینکه مشتریها مشروبات الکلی را در همان محل نمی‌خورند، کار او چه حکمی دارد؟
جواب: عرضه و فروش مشروبات الکلی مست کننده و غذاهای حرام و کار در محل فروش آنها و مشارکت در ساخت و خرید و فروش آنها و اطاعت از دیگران در این موارد، شرعاً حرام است، اعم از اینکه انسان شریک در سرمایه بوده و یا کارگر روزانه باشد و نیز اعم از آن که فقط مواد غذایی حرام و مشروبات الکلی عرضه و فروخته شوند یا اینکه فروش همراه با مواد غذایی حلال باشد و همچنین اعم از اینکه کار انسان همراه با گرفتن سود و مزد باشد و یا مجانی و در این مورد فرقی نمی‌کند که صاحب کار یا شریک او مسلمان باشد یا غیر مسلمان و به مسلمان عرضه و فروخته شود یا به غیر مسلمان، و به طور کلّی بر هر مسلمانی واجب است که از ساخت و خرید و فروش آن دسته از مواد غذایی که خوردن آنها حرام است به منظور خوردن اجتناب کند و همچنین از ساخت و خرید و فروش مشروبات الکلی مست کننده و کسب منفعت از این طریق خودداری کند. [۴۵]

خرید از شرکت‌های که بخشی از سودشان از فروش مردار به دست می‌آید

سوال: یک شرکت تجاری با شعبه‌های فرعی برای فروش مواد غذایی به مردم وجود دارد که بعضی از مواد غذایی آن شرعاً حرام می‌باشد (مانند آن دسته از گوشتهای وارداتی که مردار هستند) در نتیجه بخشی از اموال شرکت، از نظر شرعی حرام محسوب می‌شود، آیا خرید ما یحتاج از شعبه‌های این شرکت که هم کالای حرام دارد و هم کالای حلال، جایز است؟ و بر فرض جواز، آیا گرفتن باقیمانده پولی که به فروشنده داده می‌شود، به دلیل اینکه مجهول المالک است، احتیاج به اجازه حاکم شرع دارد؟ و بر فرض که احتیاج به اجازه داشته باشد، آیا به کسی که کالاهای مورد نیاز خود را از آن شعبه‌ها خریداری می‌کند، این اجازه را می‌دهید؟
جواب: علم اجمالی به وجود مال حرام در اموال شرکت تا زمانی که همه آنها مورد ابتلاء مکلف نباشند مانع از صحّت خرید کالاهای مورد نیاز از آن شرکت نیست، بنا بر این خریداری کالاهای مورد نیاز از آن برای همه مردم بدون اشکال است و همچنین دریافت باقیمانده پول، تا زمانی که همه اموال شرکت مورد ابتلاء شخص مشتری نباشند اشکال ندارد و همچنین تا زمانی که انسان علم به وجود مال حرام در عین کالائی که از شرکت خریده است نداشته باشد، اشکال ندارد و احتیاجی به اجازه حاکم شرع برای تصرف در کالا و پولی که از شرکت دریافت می‌کند، نیست. [۴۶]

گوشت و پیه و چرم در بازار مسلمانان

مسئله: گوشت و پیه و چرمی که در بازار مسلمانان فروخته شود پاک است، و همچنین اگر یکی از این اجناس در دست مسلمان باشد ولی اگر بداند آنچه که در دست مسلمان است از کافر به دست آمده است و نمی‌داند از حیوانی است که به دستور شرع کشته شده است یا نه نجس می‌باشد. [۴۷]

خرید و فروش داروهایی که از مردار تهیه شده

مسأله خرید و فروش دواهایی که متنجّس است و از اعیان نجسه مثل شراب و مردار نیست برای فایده‌ای که حرام نباشد جایز است و اگر از عین نجس مثل مردار باشد، در صورتی که در دوا مستهلک نباشد خرید و فروش آن حرام است، ولی اگر پول را در مقابل ظرف آن یا در مقابل زحمت دوا فروش بدهند اشکال ندارد. [۴۸]

استفاده از اجزاء مردار

برخی از فقهاء استفاده از پوست مردار را در کارهایی که طهارت لازم نیست، مجاز شمرده‌اند. ولی اینان نیز همچون مشهور، به نجاست آن معتقدند.
حسین بن زراره از امام صادق(ع) می‌پرسد: پوست گوسفند تذکیه نشده‌ای را دباغی کرده‌اند و در آن شیر، یا آب می‌ریزند، آیا مجاز هستیم با آن آب وضو بگیریم و یا از شیر داخل آن بیاشامیم؟ حضرت می‌فرماید:
(نعم، یدبغ فینتفع به ولایصلی فیه...؛ بله، پس از دباغی، می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، ولی نباید با آن نماز گزارد». [۴۹]
امام خمینی می‌فرماید: طور که دلیلی بر حرمت خرید وفروش نجاسات نیست. بلکه مقتضای اطلاق ادله، جواز خرید و فروش چیزهای مفید و سودمند است. برای خروج از این قاعده، دلیل لازم است. [۵۰]
مواردی که در روایات و عبارات فقها، به عنوان منافع حلال مردار آمده بسیار است، از جمله:
۱- تسمید: استفاده از مردار، عذره و دیگر نجاسات برای تهیه کود. [۵۱]
۲- استصباح: استفاده از روغن مردار برای روشنایی. [۵۲]
۳- ایقاد: استفاده از مردار، عذره واستخوانهای آن برای سوخت و تهیه انرژی و استفاده از آنها در کوره پز خانه‌ها: آهک، آجر و گچ. [۵۳]
۴- تغذیه السباع والهوّام: برای تغذیه حیوانات درنده و گزندگان در باغ وحش و... . [۵۴]
۵- تدهین: استفاده از روغن مردار برای روغن کاری کشتی و...
۶- صابون سازی. [۵۵]
۷- سد ساقیه الماء: استفاده از مردار، برای سدّ نهر آب [۵۶]
۸- استفاده از پوست آن، برای تهیه پوستین، [۵۷] مشک، [۵۸] دلو [۵۹] (برای آبیاری مزارع و...) غلاف شمشیر. [۶۰]
۹- بهره از موی خوک، برای تهیه ریسمان و... [۶۱]
بیان این گونه موارد در آن عصر، بیانگر آن است که هرگونه استفاده حلال و عقلایی از مردار جایز است و خرید و فروش آن منعی نخواهد داشت.

راهکارهای کاهش و جلو گیری از این منکر

خرید و فروش مردار برای مصارف حرامی همچون خوردن یکی از منکراتی است که در جامعه می‌تواند انجام شود برای نهی از این عمل و جلوگیری از ابتلاء مسلمانان از چنین حرامی چندین راهکار وجود دارد

اقدامات فردی

هر شخصی مسلمانی وظیفه دارد به دنبال شناخت احکام حلال و حرام باشد و از انجام آنچه را خداوند در دین اسلام حرام شمرده است بپرهیزد و دیگران را نیز از انجام چنین منکراتی باز دارد.
اقدام نهادهای فرهنگی مذهبی
یکی دیگر از راهکارهایی که می تواند جامعه را از انجام منکرات باز دارد فعالیت‌های دقیق و عاقلانه نهادهای فرهنگی مذهبی در این رابطه است این نهادها می‌تواند با تبلیغات بوسیله‌های گوناگون ا زجمله سخنرانی، اعزام روحانی متخصص به کشتارگاه‌ها، تبلیغ در شبکه‌های مجازی و ... مردم جامعه را از حرمت خرید و فروش مردار برای مصارف حرام و تبعاتی که به دنبال انجام چنین منکراتی است با خبر کنند و به راه‌های مختلف آنان را تشویق کنند که به این نوع کسب‌های حرام متمایل نشوند.

وظیفه نهادهای اجرایی و نظارتی

دستگاه‌های اجرایی و نظارتی نیز با نظارت بر کشتارگاه‌ها و مراکزی که اقدام به خرید و فروش گوشت حیوانات می‌کنند از ذبح شرعی آنها با خبر شوند و اگر مواردی وجود دارد که گوشت مردار را در جامعه توزیع می‌کنند با آنان برخورد کنند و بوسیله جرائم و ... آنان را از این عمل باز دارند.
همچنین بر کارخانجات از قبیل کارخانه تولید سوسیس و کالباس و غیره که خوراک مردم بوسیله آنان تهیه می‌شود نظارت دقیقی داشته باشند و اگر احیانا برای تولید چنین امور خوراکی از گوشت مردار استفاده می‌شود با آنان برخورد جدی کنند و همچنین اداره بهداشت نیز بر این امور نظارت دقیق و کاملی داشته باشد.

منابع جهت مطالعه بیشتر

مقالات
۱.خرید و فروش مردار، اسماعیل اسماعیلی، http://jf.isca.ac.ir/
کتب


فهرست منابع

۱. قرآن
۲. ابن حمزه، محمد بن علی، الوسیله الی نیل الفضیله، قم، مکتبه آیت الله نجفی، ۱۴۰۸ق؛
۳. ابن شعبه ، تحف العقول، مؤسسه الاعلمی، بیروت.
۴. اصول کافی، ثقه الاسلام کلینی، دارالتعارف، بیروت.
۵. امام خمینی، مکاسب محرمه، اسماعیلیان، قم.
۶. انصاری مرتضی. (۱۴۱۵ق) المکاسب المحرمه، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.
۷. آیه اللّه محسن حکیم، منهاج الصالحین، تعلیق: سید محمد باقر صدر، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت.
۸. بروجری، آقا حسین طباطبایی - مترجمان: حسینیان قمی، مهدی - صبوری، م، منابع فقه شیعه، انتشارات فرهنگ سبز، تهران - ایران، اول، ۱۴۲۹ ه‍ ق
۹. تحریر الوسیله، سید روح اللّه الموسوی الخمینی، اسماعیلیان نجفی، قم.
۱۰. حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد (ط - الحدیثه)، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۱۳ ه‍ ق.
۱۱. خامنه‌ای، سید علی بن جواد حسینی، أجوبه الاستفتاءات (فارسی)، دفتر مقام معظم رهبری، در قم، ۱۴۲۴ ق،
۱۲. خلاف، شیخ طوسی، انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین قم.
۱۳. امام خمینی، سید روح اللّٰه موسوی، توضیح المسائل (امام خمینی)، ، اول، ۱۴۲۶ ه‍ ق
۱۴. امام خمینی، سید روح اللّٰه موسوی، توضیح المسائل (محشّٰی - امام خمینی)، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، ۱۴۲۴ ه‍ ق
۱۵. سید محمد مهدی مرتضوی لنگرودی، شرح عبدالصاحب علی المکاسب، مکتبه المفید، قم.
۱۶. شعرانی، ابو الحسن، تبصره المتعلمین فی أحکام الدین - ترجمه و شرح، منشورات إسلامیه، تهران - ایران، پنجم، ۱۴۱۹ ه‍ ق
۱۷. شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، داراحیاء التراث العربی، بیروت.
۱۸. شیخ یوسف بحرانی، حدائق الناظره، دارالاضواء، بیروت.
۱۹. طوسی، شیخ ابو جعفر محمد ، النهایه فی مجرد الفقه والفتاوی ، بیروت؛ دار الاندلس، 1984.
۲۰. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق: سید حسن موسوی خرسان، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵؛
۲۱. علامه حلی، تذکره الفقهاء، موسسه آل البیت، قم
۲۲. علامه مجلسی، بحارالأنوار، مؤسسه الوفاء، بیروت.
۲۳. قاضی عبدالعزیز بن براج الطرابلسی، المهذب، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم.
۲۴. محقق اردبیلی، مجمع الفائده والبرهان، انتشارات اسلامی.
۲۵. مستند الشیعه، مولی احمد نراقی، کتابخانه آیه اللّه نجفی قم.
۲۶. مغنیه، محمد جواد ، الفقه علی المذاهب الخمسه، دار التیار الجدید، دار الجواد، بیروت، چاپ دهم، ۱۴۲۱ق.
۲۷. منیه الطالب، تقریر درسهای آیه اللّه نائینی، مقرر: شیخ موسی نجفی خوانساری،
۲۸. وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، داراحیاء التراث العربی.


پانویس

  1. . جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۴ و ۲۹۶ .
  2. . النهایه، ص۶؛ المهذب، ج۱، ص ۲۶؛ الوسیله، ص۷۸
  3. . شعرانی، ابو الحسن، تبصره المتعلمین فی أحکام الدین - ترجمه و شرح، ج1، ص228 و 229.
  4. . مغنیه، محمد جواد ، الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص ۲۴.
  5. . سوره بقره، آیه 173.
  6. . حدائق الناظره، شیخ یوسف بحرانی، ج18، ص73، (جواهر) شیخ محمد حسن نجفی ج22، ص11.
  7. . مجمع الفائده والبرهان، محقق اردبیلی، ج8، ص29 و 35; (مکاسب) شیخ انصاری ، ص13.
  8. . سوره بقره، آیه 188; (سوره نساء)، آیه 29.
  9. . اصول کافی، ج3، ص399.
  10. . تهذیب الاحکام، ج9، ص79.
  11. . اصول کافی، ج6، ص258.
  12. . تحف العقول، ابن شعبه، ص245؛ وسایل الشیعه، ج12، ص54.
  13. . وسایل الشیعه، ج 12، ص62، حدیث 8 باب 5.
  14. . تهذیب الاحکام، ج6، ص376.
  15. . حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد (ط - الحدیثه)، ص268.
  16. . اصول کافی، ج3، ص397.
  17. . اصول کافی، ج6 ص255.
  18. . منابع فقه شیعه، ج 22، ص: 373 .
  19. . تذکره الفقهاء، علامه حلّی ج1، ص464. مستند الشیعه، مولی احمد نراقی، ج2، ص333، جواهر الکلام، شیخ محمد حسن نجفی، ج22، ص10، خلاف، شیخ طوسی، ج1، ص233.
  20. . تحریر الوسیله، ج 1، ص 493، مسئله1.
  21. . مستند الشیعه، مولی احمد نراقی ج2، ص333.
  22. . منابع فقه شیعه، ج 22، ص: 323
  23. . مجمع الفائده والبرهان، محقق اردبیلی، ج8، ص35.
  24. . مجمع الفائده والبرهان، محقق اردبیلی، ج8، ص35.
  25. . مجمع الفائده والبرهان، محقق اردبیلی، ج8، ص35.
  26. . منیه الطالب، تقریر درسهای آیه اللّه نائینی، مقرر: شیخ موسی نجفی خوانساری، ج1، ص8.
  27. . مکاسب شیخ انصاری، ص5.
  28. . مستند الشیعه، مولی احمد نراقی، ج 2، ص333.
  29. . اصول کافی، ثقه الاسلام کلینی، ج1، ص110،. (وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی ج3، ص33.
  30. . مکاسب، شیخ انصاری، ص13.
  31. . مکاسب، شیخ انصاری، ص13.
  32. . منیه الطالب، ج1، ص8.
  33. . مجمع الفایده والبرهان، محقق اردبیلی ج8، ص29 ـ 35.
  34. .مکاسب، شیخ انصاری ، ص5.
  35. . مکاسب، شیخ انصاری ، ص13. مجمع الفایده والبرهان، محقق اردبیلی، ج8، ص35. (منیه الطالب، شیخ موسی نجفی خوانساری ج1، ص8. منهاج الصالحین، آیه اللّه محسن حکیم، تعلیق و حاشیه سیّد محمد باقر صدر، ج2، ص5.
  36. . منیه الطالب، تقریر درسهای آیه اللّه نائینی، مقرر: شیخ موسی نجفی خوانساری، ج1، ص8.
  37. . مکاسب، شیخ انصاری، ص5.
  38. . توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 2، ص: 573
  39. . توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 2، ص: 578
  40. . خمینی، سید روح اللّه موسوی، توضیح المسائل (محشّی - امام خمینی)، ج 2، ص: 578 ،
  41. . خمینی، سید روح اللّه موسوی، توضیح المسائل (امام خمینی)، ص70، مسئله 2750،
  42. . توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 2، ص: 956. أجوبه الاستفتاءات (فارسی)؛ ص: 239
  43. . توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 2، ص: 957
  44. . توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 2، ص: 957
  45. . توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 2، ص: 957
  46. . توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 2، ص: 957 . اجوبۀ الاستفتائات، ص240.
  47. . توضیح المسائل مراجع، مسئله 95.
  48. . توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 2، ص: 203
  49. . وسایل الشیعه، ج16، ص396.
  50. . مکاسب محرمه، امام خمینی، ج1، ص37.
  51. . مکاسب، شیخ انصاری ، ص13.
  52. . مکاسب، شیخ انصاری ، ص13.
  53. . وسایل الشیعه، ج2، ص1099.
  54. . منیه الطالب، تقریر درسهای آیه اللّه نایینی، مقرر: شیخ موسی نجفی زنجانی، ج1، ص8؛ مستند الشیعه، مولی احمد نراقی، ج2، ص333.
  55. . مجمع الفایده والبرهان، محقق اردبیلی، ج8/35؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج77، ص77؛ (شرح عبدالصاحب علی المکاسب، ج2، ص57.
  56. . مستند الشیعه، ج 2،ص333.
  57. . وسایل الشیعه، ج3، ص33؛ شرح عبدالصاحب علی المکاسب، ج2،ص57 ـ 70.
  58. . وسایل الشیعه، ج16، ص369.
  59. . مکاسب، شیخ انصاری، ص5،13، منیه الطالب، ج1، ص8.
  60. . وسائل الشیعه، ج12/125؛ مکاسب) ، ص13؛ مجمع الفائده والبرهان، ج8، ص30.
  61. . وسائل الشیعه، ج16، ص365؛ مختلف الشیعه، ج2، ص684.