فرهنگ مصادیق:حفظ اسرار نظامی ،امنیتی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
حفظ اسرار نظامی ،امنیتی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ دولتمرد عاقل اجازه کشف اسرار نظامی را نمی‌دهد
۲ حفظ اسرار نظامی
۳ تاکید قرآن بر حفظ اسرار مملکتی
۴ افشاگری و امنیت ملی در آموزه‌های قرآنی
۵ درس‌هایی درباره حفاظت اطلاعات از سیرت نبوی صلی الله علیه و سلم

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ حفظ آبروی مؤمن
۲ حفظ آزادی مسلمین
۳ حفظ احادیث (غیر از یادسپاری)
۴ حفظ استقلال اقتصادی مسلمین
۵ حفظ استقلال سیاسی مسلمین
۶ حفظ استقلال علمی فرهنگی مسلمین
۷ حفظ استقلال مسلمین
۸ حفظ اسرار شغلی
۹ آمادگی نظامی در برابر کفار
۱۰ حفظ اسرار
۱۱ حفظ امانت
۱۲ حفظ امنیت اخلاقی
۱۳ حفظ انفال
۱۴ حفظ اوقاف
۱۵ حفظ بهداشت محیط
۱۶ حفظ جان اولیاء الهی
۱۷ حفظ جان خود
۱۸ حفظ جان مؤمنین
۱۹ حفظ دین
۲۰ حفظ روحیه استکبار ستیزی
۲۱ حفظ سلامت اخلاقی کودکان
۲۲ حفظ سلامت اعتقادی کودکان
۲۳ حفظ سلامت رفتاری کودکان
۲۴ حفظ سلامت
۲۵ حفظ عقل
۲۶ حفظ قرآن (غیر از یادسپاری)
۲۷ حفظ مال
۲۸ حفظ ناموس مسلمین
۲۹ حفظ نسل
۳۰ حفظ نظام
۳۱ حفظ وحدت
۳۲ سهل انگاری در حفظ امکانات دولتی
۳۳ افشای اسرار نظامی کشور اسلامی
۳۴ تعلیم نظامی
۳۵ عضویت در پیمان‌های نظامی نامشروع
۳۶ تعلم نظامی

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

سر (راز)

مقدمه

سرّ، به کسره سین و تشدید راء، به معنی آنچه کتمان می‌شود و مخفی کردن مطلبی در دل است که معادل فارسی آن "راز" می‌باشد. در قرآن کریم در بعضی موارد به معنای مخفی کردن چیزی و همچنین به معنای انجام دادن پنهانی کاری استعمال شده است. از آن به مناسبت در بابهای طهارت، جهاد و تجارت سخن گفته‌اند.


معنی سرّ و اسرار

"سِرّ" از ماده "سرر" در لغت به معنای پنهان کردن مطلبی در دل می‌باشد [۱] و "اسرار" به معنای گفتن راز پنهانی به کسی و سفارش به پنهان داشتن آن است. [۲] "اسرّ" از اضداد است؛ هم به معنای پنهان ساختن آمده و هم به معنای آشکار نمودن به کار رفته است. [۳]

سر و اسرار از منظر قرآن

سرّ و مشتقات آن ۳۳ مرتبه در قرآن کریم بیان شده که برخی مصادیق به معنای مخفی کردن چیزی آمده؛ مانند: «أَسَرُّوهُ بِضاعَةً»، [۴] «و این امر را بعنوان یک سرمایه از دیگران مخفی داشتند.».
برخی دیگر به معنای فعلی را پنهانی انجام دادن آمده؛ مانند: «وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیة» [۵] «و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، در پنهان و آشکار انفاق می‌کنند.».
و در بیشتر موارد به معنای سخن پنهانی یا راز درون دل افراد است. [۶] [۷] و...

علم خداوند به اسرار عالم

بر اساس آیات قران کریم خداوند به همه اسرار عالم آگاه است و هیچ چیز از علم او مخفی نمی‌ماند:
«یعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ یعْلَمُ ماتُسِرُّونَ وَ ماتُعْلِنُونَ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُور» [۸] «آنچه را در آسمانها و زمین است می‌داند، و از آنچه پنهان یا آشکار می‌کنید، با خبر است و خداوند از آنچه در درون سینه‌هاست، آگاه است‏.».
جمله «والله علیمٌ بذاتِ الصّدور» اعتراضیه است، تا شمول علم الهی را به «ماتُسرّون و ماتُعلِنون» آشکار سازد؛ یعنی خداوند نسبت به آن اسراری که در دل مردم بوده و خود از آن غافلند، آگاه است. [۹] اساساً "سرّ" مربوط به انسان است و چیزی در عالم از خدای سبحان پوشیده نیست. به همین دلیل، خداوند یهود را سرزنش کرده و می‌فرماید: مگر نمی‌دانند که هیچ چیز بر خداوند پنهان نیست؟
یهودیان بشارت به پیامبر اسلام را که در کتبشان آمده بود، به عنوان راز (سرّ درونی مذهب خودشان)، از مسلمانان می‌پوشاندند و افشاکنندگان آن را سرزنش می‌نمودند:
«قالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمافَتَحَ اللَّهُ عَلَیکُمْ لِیحَاجُّوکُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّکُم‏...» [۱۰] «می‌گویند: چرا مطالبی را که خداوند (دربارهٔ صفات پیامبر اسلام) برای شما بیان کرد، به مسلمانان بازگو می‌کنید، تا (روز رستاخیز) در پیشگاه خدا، بر ضد شما به آن استدلال کنند؟...».
آیه کریمه در مقام توبیخ یهود است؛ زیرا یهود چنین می‌پنداشتند که پروردگار عالم فقط بر آنچه آشکار کنند، آگاه بوده و بر اسرار نهانی آنان هرگز احاطه نخواهد داشت. [۱۱] ‏ لذا خدای متعال بر اساس حکمت و مصلحت خودش، اسرار درونی دشمنان اسلام را فاش می‌کند تا توطئه‌های آنها نقش بر آب شود:
«قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبارِکُم‏...» [۱۲] «خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته است...».
این عبارت بیانگر علت عدم پذیرفته شدن عذر منافقان است؛ زیرا وقتی خداوند رازهای درونی آنان را آشکار می‌سازد، راهی برای پذیرش عذر و بهانه برای آنها باقی نمانده و دستشان از فریب مؤمنان کوتاه می‌شود. [۱۳] به همین دلیل منافقان همواره در اضطراب و دلهره به سر می‌بردند:
«یحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْتُنَزَّلَ عَلَیهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِی قُلُوبِهِمْ...‏» [۱۴] «منافقان از آن بیم دارند که سوره‌ای بر ضدّ آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد...».
منافقان همواره وجودشان مملو از ترس بود که سوره‌ای یا آیه‌ای نازل شود و کفر، افکار شوم و نقشه آنان را علیه پیامبر اسلام بر ملا کرده و آنان را رسوا کند؛ لذا خداوند به پیامبر خویش می‌فرماید: به ایشان بگو که به زودی آن چه از آن می‌ترسید، اتفاق خواهد افتاد. [۱۵]

انواع سرّ در قرآن

سر در قرآن کریم از چند منظر بیان شده است که به آنها اشاره می‌شود.

سر شخصی افراد

رازی که پیامبر اسلام –صلی الله علیه و آله- با یکی از همسرانش در ارتباط با مسأله خانوادگی و شخصی در میان گذاشت و آن راز افشا شد، قرآن اینگونه از آن یاد کرده:
«وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِی إِلی بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِیثًا...» [۱۶] «(به خاطر بیاورید) هنگامی را که پیامبر یکی از رازهای خود را به بعضی از همسرانش گفت...».
رسول خدا سرّی از اسرار خود را که در دل پنهان داشت و کسی از آن با خبر نبود، با یکی از همسرانش در میان گذاشت، و به وی سفارش فرمود که این راز، باید حفظ شود؛ اما وی امر رسول خدا را اطاعت نکرد و راز را افشا نمود. [۱۷]

اسرار حکومتی و نظامی

این نوع سرّ اگر مربوط به مسلمانان باشد، افشای آن خیانت محسوب می‌شود؛ مانند: کاری که "ابولبابة بن عبدمنذر" انجام داد و بلافاصله پشیمان شد:
«لاتَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُون‏» [۱۸] «به خدا و پیامبر خیانت نکنید! و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالی که می‌دانید.».
"ابولبابه" در غزوه بنی قریظه به عنوان داور، میان مسلمانان و یهودیان حاضر شد؛ اما به خاطر بی‌توجهی، سرّی از اسرار مسلمانان را برای یهودیان فاش ساخت. [۱۹] البته این سرّ اگر مربوط به اسرار منافقان و دشمنان دین باشد، آشکار ساختن آن لازم و ضروری است؛ چنانکه بیان شد. [۲۰][۲۱]

خداوند حافظ اسرار عالم

خداوند در قرآن کریم از اسرار عالم، به غیب تعبیر کرده و تاکید داشته که هیچ کس توان دستیابی به غیب را ندارد، مگر افرادی که به اذن خدا بر آن آگاهی یابند:
«عالِمُ الْغَیبِ فَلایظْهِرُ عَلی غَیبِهِ أَحَداً؛ إِلاَّ مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ...» [۲۲] «دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی‌سازد، مگر رسولانی که آنان را برگزیده...».
لازمه این بیان رساندن و مسلط کردن کسی به چیزی است، درحالیکه خداوند این دستیابی و احاطه را از دیگران نفی کرده و آگاهی به تمام علوم غیبی را به خود اختصاص داده است؛ یعنی این غیب مختص به علم اوست و از دیگران سلب کلی می‌کند؛ و اما استثنایی که در آیه بیان شده به این معناست که خداوند هر رسولی را که بخواهد و به هر مقدار که خواست او باشد، از علوم غیبی آگاه می‌سازد. پس آیاتی که علم به غیب را منحصر به خداوند می‌دانند، [۲۳][۲۴][۲۵] در حقیقت همان اصالت و اختصاص را می‌رسانند. [۲۶] بر اساس آیات قرآن کریم شیاطین قصد نفوذ به آسمانها را دارند تا بر اسراری که از زمینیان پوشیده است، آگاهی یابند؛ ولی خداوند به وسیله ستارگان مانع نفوذ آنها می‌شود:
«إِنَّا زَینَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزِینَةٍ الْکَواکِبِ، وَ حِفْظاً مِنْ کُلِّ شَیطانٍ مارِدٍ، لایسمَّعُونَ إِلَی الْمَلَإِ الْأَعْلی‏...» [۲۷] «ما آسمان نزدیک (پایین‏) را با ستارگان آراستیم، تا آن را از هر شیطان خبیثی حفظ کنیم! آنها نمی‌توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند...».
مقصود از گوش دادن شیاطین به ملأ اعلی، آگاهی بر اخبار غیبی زمینیان است؛ مانند حوادث آینده و اسرار پنهانی. پس تعبیر «لایسّمعون»، کنایه از جاسوسی و استراق سمع است. [۲۸]

عوامل و اهداف افشای سر

همیشه افراد با یک هدف به افشای اسرار نمی‌پردازند، بلکه اغراض گوناگونی وجود دارد که سبب این کار قبیح می‌شود که به این موارد می‌پردازیم.

دوستی با دشمنان

یکی از عواملی که موجب افشای سر برای دشمنان می‌گردد، حسن ظن بر اساس دوستی‌هاست؛ لذا خداوند مسلمانان را از دوستی با مشرکان به شدت برحذر داشته تا گرفتار فاش کردن اسرار مردم یا حکومت نشوند:
«یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُم‏...» [۲۹] «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید...».
"بطانه" در لغت به معنی آستر درونی لباس است. [۳۰] و در اینجا کنایه از کسی است که با افراد ارتباط دوستی و صمیمیت برقرار کرده و بر اسرار او آگاهی دارد. [۳۱] شأن نزول این آیه خطاب به برخی از مسلمانان است که با یهودیان پیوند دوستی برقرار کرده بودند؛ ولی خطاب آیه عام بوده و هشداری است به همه مؤمنان تا همیشه مواظب فتنه دشمنان باشند. [۳۲]

مصلحت اندیشی‌های شخصی

گاهی علت افشای سرّ، مصلحت شخصی و کسب منفعتی در برابر آن فعل است. مانند کاری که "حاطب بن ابی بلتعه" انجام داد و قصد فاش کردن سرّ مسلمانان برای کفار را داشته تا آنان در مقابل، با خانواده وی در مکه خوشرفتاری کنند؛ [۳۳] لذا قرآن خطاب به مهاجران فرمود:
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ...» [۳۴] «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید...».
برخی از مؤمنان مهاجر پنهانی با کفار مکه دوستی داشتند و قصدشان از این دوستی، جلب حمایت آنان نسبت به ارحام و فرزندانشان در مکه بود؛ اما این آیات نازل شد و آنان را از این کار برحذر داشت. [۳۵]

سهل‌انگاری

بعضی مواقع افشای سرّ، به خاطر دوستی و کسب منفعت شخصی نیست؛ بلکه تنها بی‌توجهی به اصول امنیتی، موجب افشای اسرار می‌گردد؛ همانند کاری که "ابولبابه انصاری" انجام داد، که در واقع عامل آن سهل‌انگاری وی بود و بحث آن در ذیل آیه ۲۷ انفال [۳۶] بیان شد.

کینه و حسادت

پیامبر اسلام –صلی الله علیه و آله- در ماجرای خاصی، رازی را با یکی از همسران خود در میان گذاشت، و در اصل این ماجرا چند نوع قول و روایت وجود دارد؛ اما آنکه مورد اتفاق اکثر مفسران شیعه است، اینست که پیامبر اسلام به خاطر حفظ آبرو، امر حلالی را که مربوط به مسأله زناشویی با زوجه خویش (ماریه) بود، تحریم نمود و این امر را به عنوان سرّ با یکی از همسرانش در میان گذاشت؛ اما این ماجرا به خاطر حسادت و کینه توزی حفظ نشد، چنانکه اصل این ماجرا و مسأله تحریم نیز از روی حسادت همسر پیامبر به وجود آمد. البته در شأن نزول این آیات [۳۷]مسأله خلافت و جانشینی حضرت علی(ع) را نیز مطرح می‌کنند. به هر حال جریان افشای سرّ پیامبر با هدف شوم دو تا از همسرانش (حفصه و عایشه) به وجود آمد و موجب آزار رسول خدا گشت تا جایی که حضرت حلالی را بر خود تحریم نمود و خدای متعال با نزول آیات اول سوره تحریم، آنها را به شدت توبیخ نموده و با شرح ماجرا، اهدافشان را آشکار ساخت. [۳۸]

پیامدهای افشای سرّ

افشای سر خصوصاً اگر اسرار حکومتی باشد، لطمات جبران‌ناپذیری بر پیکره جامعه اسلامی وارد می‌کند؛ از جمله اینکه برخی در دشمنی و ایجاد فتنه در جامعه جسور می‌شوند؛ لذا خداوند مؤمنان را از دوستی با بیگانگان به شدت نهی می‌کند:
«یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُم لَایَألُونَکُم خَبَالاً...» [۳۹] «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید. آنها از هر گونه شر و فسادی دربارهٔ شما، کوتاهی نمی‌کنند...».
قرآن مسلمانان را از دوستی با غیر مسلمانان منع کرده، زیرا آنان با آگاهی به راز مسلمانان، آنان را با مشکل مواجه می‌کنند و دوست دارند آنها را در زحمت و مشقت بیاندازند؛ در نتیجه آنان را گمراه و فاسد نموده و با این طریق نابودشان می‌کنند. [۴۰] پس چگونه می‌توان کسی را که هیچگونه پیوندی با ملتی ندارد، به دوستی گرفت؟ پیوند استوار با هموطنان و همدینان از امور فطری بشر است و تنها کسانی دلسوز یک ملتند که پیوند ملی یا پیوند دینی با آنها داشته باشند؛ لذا به حکم عقل امور یک ملت را نباید جز به هموطن غیور یا همکیش صادق سپرد. [۴۱]

برخورد قرآن با افشاکنندگان اسرار

قرآن کریم تعابیر شدیدی برای افشاکنندگان سرّ به کار برده و شدت توبیخ در مورد آن دو زنی که راز پیامبر را فاش کردند به خوبی آشکار است:
«إِنْ تَتُوبا إِلَی اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَیهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاه وَ جِبرِیلُ و...» [۴۲] «اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کاری از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و‏...».
این تعبیر نشانگر تاثیر منفی افشای سر در قلب پاک پیامبر –صلی الله علیه و آله- است تا آن جا که خداوند خود، به همراه جبرئیل، صالح مؤمنان و ملائکه به دفاع از ایشان پرداخته است. [۴۳] «در کتاب شاهدالتنزیل بسندی از سدیر صیرفی روایت نموده گفت: رسول خدا دوبار علی بن أبیطالب را معرفی نمود، ‏یکبار در جایی که فرمود: "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" و مرتبه دوم هنگام نزول این آیه [۴۴]که رسول خدا دست علی(ع) را گرفت و نداء فرمود: "ایها الناس هذا صالح المؤمنین" و اسماء دختر عمیس گفت شنیدم رسول خدا –صلّی اللّه علیه و آله- می‌فرمود: صالح مؤمنان علی بن أبیطالب است». [۴۵] همچنین شدت تعابیر در داستان "حاطب بن ابی بلتعه" و بی‌ثمر خواندن اولاد و ارحام در برابر خشم الهی و داستان "ابولبابه" و عنوان خائن دادن به ایشان، به خاطر افشای سر مسلمانان برای یهودیان بنی قریظه، نشانه شدت برخورد خداوند با افشاگران اسرار بوده که پیشتر به این دو ماجرا اشاره شد.
دلیل شدت برخورد قرآن با آشکار کنندگان اسرار مردم به اینست که برخی امانتها، اماناتی است که خدا و رسول خدا و مؤمنان در آن شریکند، اموری که خداوند امر فرموده و پیامبر مجری آنهاست و مردم از اجرای آن منتفع گشته و اجتماعشان نیرومند می‌گردد؛ مانند دستورات سیاسی و اوامر مربوط به جهاد که افشای آنها مانع تحقق حکومت اسلامی شده و حق خدا و رسول و مؤمنان پایمال می‌گردد. [۴۶]

اسرار احکام شرع

احکام شرع مقدّس مبتنی بر حکمتها و مصالح و مفاسد واقعی است که از آن به اسرار احکام تعبیر می‌شود. در روایات به برخی از این اسرار اشاره شده و شیخ صدوق (م ۳۸۱ ه. ق) در کتابی به نام «علل الشرائع» آنها را گردآوری کرده است؛ چنان که برخی فقها دربارهٔ اسرار بعضی تکالیف، همچون نماز، روزه و حج، کتابهایی نگاشته‌اند، از قبیل «اسرار الصلاة»، نوشته شهید ثانی (م ۹۶۶ ه. ق).

اسرار احادیث ائمّه

در روایات بسیاری به کتمان اسرار اهل بیت علیهم السّلام از نا اهلان و دشمنان ایشان سفارش شده است. [۴۷][۴۸][۴۹] امام صادق علیه السّلام می‌فرماید: «کسی که حدیثی را علیه ما افشا کند، خداوند ایمان را از او سلب می‌نماید»؛[۵۰] از این رو برخی، به حرمت افشای اسرار اهل بیت علیهم السّلام، تصریح کرده‌اند. [۵۱]

احکام سرّ

افشای سرّ مؤمن حرام است. [۵۲] رساندن اخبار و اطلاعات سرّی مسلمانان به دشمنان ایشان حرام و موجب تعزیر است. [۵۳] [۵۴]


فهرست منابع

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۴۲۴. دانشنامه موضوعی قرآن.

پا نویس

  1. المفردات فی غریب القرآن، ص۴۰۴
  2. المفردات فی غریب القرآن، ص۴۰۴
  3. لسان العرب، ج۴، ص۳۵۷
  4. یوسف/سوره۱۲، آیه۱۹
  5. رعد/سوره۱۳، آیه۲۲
  6. یوسف/سوره۱۲، آیه۱۹
  7. ملک/سوره۶۷، آیه۱۳
  8. تغابن/سوره۶۴، آیه۴
  9. المیزان فی تفسیرالقران، ج۱۹، ص۲۹۶
  10. بقره/سوره۲، آیه۷۶
  11. حسینی همدانی، سیدمحمدحسین؛ انوار درخشان، ج۱، ص۲۱۶
  12. توبه/سوره۹، آیه۹۴
  13. تفسیر جوامع الجامع، ج۲، ص۸۸
  14. توبه/سوره۹، آیه۶۴
  15. المیزان فی تفسیرالقرآن، ج۹، ص۴۴۰
  16. تحریم/سوره۶۶، آیه۳
  17. المیزان فی تفسیرالقرآن، ج۱۹، ص۳۳۱
  18. انفال/سوره۸، آیه۲۷
  19. واحدی نیشابوری، علی‌بن احمد؛ اسباب النزول، ص۱۲۴
  20. توبه/سوره۹، آیه۶۴
  21. توبه/سوره۹، آیه۹۴
  22. جن/سوره۷۲، آیه۲۶-۲۷
  23. انعام/سوره۶، آیه۵۹
  24. نحل/سوره۱۶، آیه۷۷
  25. نمل/سوره۲۷، آیه۶۵
  26. تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۵۳
  27. صافات/سوره۳۷، آیه۶-۸
  28. تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۱۸۵
  29. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۸
  30. مجمع البحرین، ج۶، ص۲۱۴
  31. بلاغی، محمدجواد، آلاء الرحمن، ج۱، ص۳۳۵
  32. قرشی، سیدعلی اکبر؛ احسن الحدیث، ج۲، ص۱۷۰
  33. اسباب النزول، ص۲۲۴
  34. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱
  35. مجمع البیان فی تفسیرالقران، ج۹، ص۴۰۷
  36. انفال/سوره۸، آیه۲۷
  37. تحریم/سوره۶۶، آیه۱-۴
  38. الفرقان فی تفسیرالقرآن بالقرآن، قم، ج۲۸، ص۴۳۲-۴۳۴
  39. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۸
  40. اطیب البیان فی تفسیرالقرآن، ج۳، ص۳۲۶
  41. طالقانی، سیدمحمود؛ پرتوی از قرآن، ج۵، ص۳۰۴
  42. تحریم/سوره۶۶، آیه۴
  43. تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۲۷۷
  44. تحریم/سوره۶۶، آیه۴
  45. حسینی همدانی، سیدمحمدحسین؛ انوار درخشان، ج۱۶، ص۴۵۲
  46. المیزان فی تفسیرالقرآن، ج۹، ص۵۵
  47. التحفة السنیة ص۷
  48. وسائل الشیعة ج۱۶، ص۲۳۵-۲۳۷
  49. وسائل الشیعة ج۱۶، ص۲۴۷-۲۵۳
  50. وسائل الشیعة ج۱۶، ص۲۵۰
  51. التنقیح (الطهارة) ج۴، ص۳۲۰
  52. جواهر الکلام ج۴۱، ص۵۸
  53. المبسوط ج۲، ص۱۵
  54. قواعد الأحکام ج۱، ص۵۰۵.
منبع: سایت ویکی فقه - تاریخ برداشت : 95/05/18