فرهنگ مصادیق:جهاد با اهل بغی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از جهاد با اهل بغی)
پرش به: ناوبری، جستجو
جهاد با اهل بغی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ باغی – ویکی فقه
۲ در بیان قرآن، اهل بغی چه کسانی هستند؟
۳ سیاست داخلی اسلام در مبارزه با اهل بغی

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ جهاد
۲ جهاد با اهل کتاب
۳ جهاد با کفار حربی
۴ جهاد جانی
۵ جهاد زبانی
۶ جهاد مالی
۷ سهل انگاری در دفاع و جهاد
۸ فرار از جهاد
۹ تقلید از اهل بغی

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

احکام اهل بغی – ویکی فقه

این نوشتار در مورد احکام اهل بغی از جمله کفر و اسلام، سازش یا جنگ با باغیان و تعقیب یا عدم تعقیب باغیان و غیره می‌باشد.

اقوال در شان نزول آیه ۹ حجرات

در آیه ۹ حجرات [۱] از طغیان گروهی از مسلمانان بر ضد مسلمانان دیگر و یکی از مصادیق مهم بغی سخن به میان آمده است: «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ». به روایتی این آیه دربارهٔ نزاع و درگیری دو طایفه اوس و خزرج نازل شد. [۲][۳][۴] روایتی دیگر شأن نزول آیه فوق را نزاع زن و شوهری دانسته که هر یک قبیله خود را برای پشتیبانی از خویش فرا خواند. [۵][۶][۷] برخی گفته‌اند که آیه مذکور دربارهٔ نزاع عبد الله بن ابیّ منافق با عبدالله بن رواحه نازل شد که دربارهٔ مسئله‌ای مربوط به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) با یکدیگر به مقابله و نزاع پرداخته، هریک قبیله خود را به یاری طلبیدند.[۸][۹]

آیه مذکور مستند احکام فقهی باغیان

با این همه غالب مفسران و فقهای شیعه[۱۰][۱۱][۱۲] و اهل سنت [۱۳][۱۴][۱۵][۱۶]آیه مذکور را مستند احکام فقهی باغیان و بیانگر وظیفه مسلمانان در برابر آنان دانسته‌اند، چنان که روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز به این مطلب پرداخته است؛ از جمله در روایتی آمده است: هنگامی که این آیه نازل شد پیامبر فرمود: کسانی هستند که پس از من بر اساس تأویل خواهند جنگید، همان گونه که من بر اساس تنزیل جنگیدم و علی (علیه السلام) از این افراد است. [۱۷][۱۸][۱۹] در روایتی دیگر امام صادق (علیه السلام) جنگ علی (علیه السلام) با مردم بصره را تأویل و مصداق آیه فوق برشمرد؛[۲۰][۲۱][۲۲] اما برخی از فقیهان و مفسران شیعه [۲۳][۲۴][۲۵][۲۶] با این استدلال که آیه فوق باغی را مؤمن شمرده، در حالی که به عقیده شیعه باغی کافر است این آیه را بی ارتباط با اهل بغی دانسته و در این مورد آیات دیگری مانند ۴۱ و ۷۴ توبه [۲۷][۲۸] را مربوط به بغی و برخورد با باغیان دانسته‌اند (همین مقاله => جنگ با اهل بغی)؛ لیکن هرچند از عموم این آیات می‌توان به گونه‌ای برخی احکام بغی و وظایف مؤمنان در برابر باغیان را استفاده کرد؛ ولی آیه ۹ حجرات[۲۹] ارتباط وثیق تری با موضوع بغی دارد که افزون بر استناد فقیهان شیعه و اهل سنت به آیه مذکور در این موضوع[۳۰][۳۱][۳۲][۳۳]در روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز ارتباط آن با بغی مورد تأیید قرار گرفته است. [۳۴][۳۵][۳۶] افزون بر آیات قرآن، روایات متعددی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) [۳۷][۳۸][۳۹] و اهل بیت (علیهم السلام)[۴۰][۴۱][۴۲][۴۳] در مورد باغیان و چگونگی برخورد مسلمانان با این گروه وارد شده است؛ همچنین سیره امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در برخورد با ناکثین (اصحاب جمل)، مارقین (خوارج) و قاسطین (اهل شام)[۴۴][۴۵] که از معروف‌ترین گروه‌های شورشگر در تاریخ حکومتهای اسلامی بودند نیز مستند دیگری است که وظیفه مسلمانان را در برخورد با اهل بغی روشن می‌کند، چنان که شافعی پیشوای یکی از مذاهب اهل سنت در برخی از احکام باغیان تنها سیره علی (علیه السلام) را مستند این احکام دانسته است. [۴۶][۴۷]

برخی احکام باغیان

برخی احکام باغیان عبارت است از:

کفر و اسلام باغیان

با توجه به تعریف فقهای اسلامی از بغی، باغیان را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد:الف. باغیانی که بر ضدّ امام معصوم خروج می‌کنند. ب. باغیانی که با غیر امام معصوم می‌جنگند. [۴۸][۴۹] از این دو گروه، فقهای امامیه باغیانی را که بر امام معصوم خروج کنند خارج از اسلام و کافر شمرده‌اند. [۵۰][۵۱][۵۲] آیات متعددی از قرآن نیز مؤید این رأی است؛ از جمله آیه ۵۴ مائده [۵۳] که در آن از ارتداد و کفر مسلمانان و جایگزینی این افراد با مؤمنان راستین سخن به میان آمده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ». در روایتی حضرت علی (علیه السلام) باغیان اهل بصره را مصداق «من یرتَدَّ منکم» در آیه مذکور برشمرده است. [۵۴][۵۵] از امام باقر و صادق (علیهماالسلام) نیز روایت شده که مراد از مؤمنان در این آیه علی (علیه السلام) و یاران او هستند که با ناکثین و قاسطین و مارقین جنگیدند. [۵۶][۵۷] در آیه‌ای دیگر قرآن مسلمانان را به جهاد با عهد شکنان مأمور کرده و این افراد را کافر شمرده است [۵۸]:«وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ». [۵۹] بنابر روایتی، علی (علیه السلام) جنگ خود با ناکثین را بر پایه این آیه دانست و هنگام نبرد با آنان فرمود که با مصادیق این آیه تاکنون جنگی واقع نشده است. [۶۰][۶۱][۶۲] امام صادق (علیه السلام) نیز در حدیثی طلحه و زبیر را مصداق این آیه و از پیشوایان کفر برشمرده است؛ [۶۳][۶۴][۶۵].همچنین در روایتی دیگر امیر مؤمنان (علیه السلام) یاران خود و گروه باغی را مصداق آیه ۲۵۳ بقره[۶۶]دانسته که در آن از جنگ میان امتهای پیشین یاد شده و گروهی کافر و گروه دیگر مؤمن شمرده شده‌اند: «وَلَكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا ». [۶۷][۶۸][۶۹] قائلان به کفر اهل بغی در پاسخ این پرسش که چرا قرآن باغیان را مسلمان دانسته است:«وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا ...» [۷۰] گفته‌اند: اطلاق نام مسلمان بر آنان مجازی و بر اثر ظاهر مسلمانی آنهاست، چنان که در آیات دیگر منافقان که تنها در ظاهر اسلام را پذیرفته بودند مسلمان نامیده شده‌اند یا این که این نامگذاری به سبب ایمان پیشین آنهاست یا از آن روست که آنان خود را مسلمان می‌شمارند.[۷۱][۷۲][۷۳]در برابر آیات و روایات مذکور روایات دیگری از اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده که از مسلمان بودن این گروه حکایت دارد؛ [۷۴][۷۵][۷۶] ولی برخی از فقیهان امامیه این روایات را بر تقیه حمل کرده‌اند؛ [۷۷]اما باغیانی که بر غیر امام معصوم خروج کنند کافر نمی‌شوند [۷۸]و برخی از فقیهان و مفسران امامیه تنها همین گروه را مصداق آیه ۹ حجرات [۷۹] دانسته‌اند. [۸۰][۸۱]
[۸۲][۸۳] در میان اهل سنت نیز دربارهٔ کافر یا مسلمان بودن باغیان دو رأی وجود دارد:گروهی از اهل حدیث از آنان بعضی از بغاه همچون خوارج را مرتد و کافر می‌دانند[۸۴][۸۵][۸۶]همچنین بسیاری از فقیهان اهل سنت مانعان حق واجبی از حقوق حکومت همچون زکات را جزو باغیان دانسته [۸۷][۸۸][۸۹]و در مواردی به ارتداد آنان حکم کرده‌اند؛ [۹۰][۹۱] لیکن بیش تر فقیهان اهل سنت با استناد به آیه ۹ حجرات [۹۲] که گروه باغی را مؤمن شمرده و نیز برخی روایات، همه باغیان را مسلمان می‌دانند. [۹۳]
[۹۴][۹۵]

دعوت باغیان به سازش و خودداری از بغی

قبل از اقدام به جنگ بر حاکم اسلامی و مسلمانان واجب است بین دو گروه متنازع صلح برقرار کنند: [۹۶][۹۷][۹۸].« وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا». بدین منظور لازم است شبهاتی که موجب بغی آنان شده از ذهن آنان زدوده شود،[۹۹][۱۰۰] چنان که در جنگ نهروان امیرمؤمنان، علی (علیه السلام) پیش از آغاز نبرد، عبدالله بن عباس را برای مذاکره و دعوت آنان به صلح به سوی آنان گسیل داشت. [۱۰۱]
[۱۰۲][۱۰۳]

جنگ با اهل بغی

در صورتی که گروه باغی به مصالحه تن درندهد بر مسلمانان و حکومت اسلامی لازم است با آنان وارد نبرد شوند: «فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ». [۱۰۴] در روایتی نیز علی (علیه السلام) در مورد وجوب جنگ با آنان به آیه ۱۲ توبه[۱۰۵]استناد کرد[۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸] که در آن خداوند مؤمنان را به جنگ با عهد شکنان فرمان داده است: «وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ ». برخی آیه ۷۳ همین سوره را نیز که در آن پیامبر و مؤمنان به جنگ با کافران و منافقان مأمور گشته‌اند دلیل وجوب مقابله با باغیان دانسته‌اند: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ»، با این استدلال که منافق کسی است که در ظاهر ادعای اسلام دارد و در باطن کافر است و باغی نیز چنین است [۱۰۹][۱۱۰]؛ همچنین برخی دیگر لزوم جنگ با باغیان را از عموم آیاتی که بر وجوب جهاد در راه خدا دلالت دارد از جمله ۴۱ و ۷۳ توبه [۱۱۱][۱۱۲]استفاده کرده‌اند. [۱۱۳][۱۱۴] در روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز جنگ با خروج کنندگان بر امام عادل واجب شمرده شده است. [۱۱۵][۱۱۶][۱۱۷]البته این وجوب در منابع فقهی شرایطی خاص دارد. [۱۱۸]

ضمان باغیان نسبت به جان و مال

قرآن در آیه ۹ حجرات [۱۱۹]پس از فرمان دادن مؤمنان به جنگ با باغیان به آنان دستور می‌دهد که اگر اهل بغی از بغی دست برداشتند صلح را میان آنان به عدالت و قسط برقرار سازند: «فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ». بیشتر فقیهان اهل سنت با استناد به این آیه بر ضامن نبودن باغیان نسبت به اموال و جانهای تلف شده در جنگ به وسیله باغیان فتوا داده‌اند و آن را مقتضای عدالت دانسته‌اند، زیرا ضامن دانستن آنان موجب خودداری آنان از صلح و تشدید بغی می‌شود؛[۱۲۰][۱۲۱][۱۲۲]ولی فقهای امامیه [۱۲۳][۱۲۴][۱۲۵] و برخی از فقیهان اهل سنت [۱۲۶][۱۲۷] باغیان را ضامن اموال و جانهای تلف شده دانسته و آن را مقتضای عدالت شمرده‌اند. [۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰]برخی برای ضمان به آیه ۴۰ شوری [۱۳۱] که جزای بدی را بدی دانسته است: «وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا» استناد کرده [۱۳۲][۱۳۳]و شماری دیگر به آیه ۳۳ اسراء [۱۳۴] استناد کرده‌اند[۱۳۵][۱۳۶]که برای ولیّ مقتول حق قصاص قرار داده است: «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا». مستند برخی فقها بر وجوب ضمان، عموم آیات قصاص است:[۱۳۷][۱۳۸]«وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ».[۱۳۹][۱۴۰] البته اگر مال یا جانی از باغیان تلف شود لشکر اسلام ضامن نخواهند بود، زیرا جنگ آنان با باغیان بر پایه حق و عدالت و به فرمان الهی بوده است. [۱۴۱][۱۴۲]
[۱۴۳]

تعقیب باغیان فراری

دربارهٔ لزوم یا عدم لزوم تعقیب فراریان شکست خورده از اهل بغی، فقها آرای متعددی دارند؛ از ظاهر آیه ۹ حجرات[۱۴۴] استفاده می‌شود که تا زمانی که باغیان از بغی دست نکشیده‌اند، جنگیدن با آنان واجب است؛ چه در حال مقابله با حکومت اسلامی باشند و چه در حال فرار؛ ولی در برخی احادیث منقول از اهل بیت (علیهم السلام) این حکم منحصر به فراریانی شده که دارای فرمانده و تشکیلات منسجم باشند تا پس از فرار نتوانند دوباره سازماندهی شوند. [۱۴۵][۱۴۶][۱۴۷] نظر فقهای امامیه [۱۴۸][۱۴۹][۱۵۰]و نیز برخی از فقهای اهل سنت[۱۵۱][۱۵۲][۱۵۳]همین است؛ اما شماری دیگر از فقهای اهل سنت تعقیب کردن فراریان و کشتن آنان را مطلقا جایز ندانسته‌اند. [۱۵۴][۱۵۵]
[۱۵۶]

ممنوعیت محرمات بر باغیان در حال اضطرار

برخی از محرمات مانند مردار، خون و گوشت خوک که استفاده از آن در حال اضطرار برای مسلمانان مباح دانسته شده بر باغیان حلال نگردیده است: «إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ». [۱۵۷][۱۵۸][۱۵۹]یکی از معانی باغی بنابر احادیث اهل بیت (علیهم السلام) و رأی برخی مفسران متقدم مانند مجاهد و سعید بن جبیر افرادی هستند که در برابر امام و حاکم اسلامی طغیان کنند [۱۶۰][۱۶۱][۱۶۲] که در صورت اضطرار بر اساس این آیه حق استفاده از این محرمات را ندارند. گاه این اشکال مطرح شده که بازداشتن باغیان از تناول محرمات در حال اضطرار، موجب واقع شدن نفس در معرض تلف است که در اسلام حرام به شمار می‌رود. [۱۶۳][۱۶۴] در پاسخ گفته‌اند که چنین افرادی با خروج بر حاکم مشروع جان خود را در معرض تلف شدن قرار داده‌اند و ازاین رو حق ندارند که برای حفظ آن خوردنیهایی را که خدا حرام کرده مباح شمارند. [۱۶۵] البته مفسران برای باغی معانی دیگری از جمله راهزن، کسی که برای تفریح و سرگرمی به شکار می‌رود، لذت جو، طالب حرام، روا داننده خوردن مردار نیز نقل کرده‌اند. [۱۶۶][۱۶۷].
[۱۶۸]

فهرست منابع

احکام القرآن، ابن العربی؛ احکام القرآن، جصاص؛ الاّم؛ الامالی، طوسی؛ بحارالانوار؛ البحرالرائق شرح کنزالدقائق؛ البدایه و النهایه؛ تاج العروس من جواهر القاموس؛ تحریرالاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تذکره الفقهاء؛ التشریع الجنایی الاسلامی؛ تفسیر التحریر والتنویر؛ تفسیر الصافی؛ تفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج؛ تفسیر نمونه؛ تفسیر نورالثقلین؛ تهذیب الاحکام؛ جامع احادیث الشیعه فی احکام الشریعه؛ جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام؛ جهاد در اسلام؛ حاشیه رد المحتار علی الدر المختار؛ الحاوی الکبیر؛ الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره؛ دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه؛ دعائم الاسلام؛ الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه؛ روض الجنان و روح الجنان؛ ریاض المسائل فی تحقیق الاحکام بالدلائل؛ السنن الکبری؛ شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام؛ صحیح البخاری؛ فتح الوهاب؛ الفقه؛ الفقه الاسلامی و ادلته؛ فقه سیاسی اسلام؛ فقه الصادق (علیه السلام)؛ الفقه علی المذاهب الاربعه؛ فقه القرآن، راوندی؛ قرب الاسناد؛ الکافی؛ کتاب الخلاف؛ کشف الاسرار و عده الابرار؛ کنزالعرفان فی فقه القرآن؛ لسان العرب؛ المبسوط؛ مجمع البحرین؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ مجمع الفائده والبرهان؛ مسالک الافهام الی آیات الاحکام؛ مستدرک الوسائل؛ مسند احمد بن حنبل؛ مصطلحات الفقه و معظم عناوینه الموضوعیه؛ المصنف؛ معجم مقاییس اللغه؛ المغنی و الشرح الکبیر؛ مفردات الفاظ القرآن؛ منهاج الصالحین،؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ نهج البلاغه؛ وسائل الشیعه.

پا نویس

  1. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.
  2. جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۶، ص ۱۶۵ -۱۶۶.
  3. کشف الاسرار، ج ۹، ص ۲۵۱.
  4. مجمع البیان، ج ۳، ص ۷۳.
  5. احکام القرآن، ابن العربی، ج ۳، ص ۵۷۰.
  6. تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص ۳۱۶.
  7. جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۶، ص ۱۶۶.
  8. مجمع البیان، ج ۹، ص ۲۲۰.
  9. جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۶، ص ۱۶۷.
  10. مسالک الافهام، ج ۲، ص ۳۶۲.
  11. جواهرالکلام، ج ۲۱، ص ۳۲۳.
  12. روض الجنان، ج ۱۸، ص ۲۴.
  13. تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص ۳۱۷.
  14. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۵ ، ص ۴۱۷.
  15. الفقه الاسلامی، ج ۷، ص ۵۴۸۰ .
  16. احکام القرآن، ابن العربی، ج ۴، ص ۱۷۱۸.
  17. الکافی، ج۵ ، ص۱۱-۱۲.
  18. تهذیب، ج۴، ص ۱۱۶.
  19. نورالثقلین، ج ۵ ، ص ۸۴ .
  20. نورالثقلین، ج ۵ ، ص ۸۵ .
  21. مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۶۷ .
  22. الکافی، ج ۸ ، ص ۱۸۰.
  23. فقه القرآن، ج ۱، ص ۳۶۳.
  24. نمونه، ج ۲۲، ص ۱۶۹.
  25. نمونه، ج ۲۲، ص۱۷۲.
  26. کنزالعرفان، ج ۱، ص ۳۸۶.
  27. توبه/سوره۹، آیه۴۱.
  28. توبه/سوره۹، آیه۷۴.
  29. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.
  30. ریاض المسائل، ج ۷، ص ۴۵۶.
  31. الام، ج۴، ص۲۲۶.
  32. جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۲۳.
  33. جواهر الکلام، ج ۲۱، ص۳۲۵.
  34. الکافی، ج۵ ، ص۱۱-۱۲.
  35. تهذیب، ج ۴، ص ۱۱۶.
  36. نورالثقلین، ج ۵ ، ص ۸۵ -۸۶ .
  37. السنن الکبری، ج ۸ ، ص۱۶۹.
  38. بحارالانوار، ج ۲۹، ص ۴۲۹.
  39. مسند احمد، ج ۴، ص ۳۴۸.
  40. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۷۳ -۸۳ .
  41. جامع احادیث الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۳۰.
  42. جامع احادیث الشیعه، ج ۱۶، ص۱۶۰.
  43. دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۳۸۸.
  44. البدایه والنهایه، ج ۷، ص ۳۳۸ - ۳۳۹.
  45. کنزالعرفان، ج ۱، ص ۵۶۱ .
  46. ریاض المسائل، ج ۷، ص ۴۵۸.
  47. کنزالعرفان، ج ۱، ص ۳۸۶.
  48. بحارالانوار، ج۳۲، ص۳۲۴-۳۲۵.
  49. منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۳۶۱.
  50. مجمع الفائده، ج ۷، ص ۵۲۴
  51. الحدائق، ج ۳، ص ۴۲۱.
  52. المبسوط، ج ۷، ص۲۶۴.
  53. مائده /سوره۵، آیه۵۴.
  54. مائده /سوره۵، آیه۵۴.
  55. کنز العرفان، ج۱، ص ۳۹۰.
  56. بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۳۲.
  57. مجمع البیان، ج ۳، ص ۳۵۸.
  58. مجمع البیان، ج ۵ ، ص ۲۲.
  59. توبه/سوره۹، آیه۱۲.
  60. الصافی، ج ۲، ص ۳۲۴ -۳۲۵.
  61. بحار الانوار، ج ۲۹، ص ۴۲۹.
  62. نور الثقلین، ج ۲، ص ۱۹۰.
  63. نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۸۸.
  64. قرب الاسناد، ص ۹۶.
  65. الصافی، ج ۲، ص ۳۲۴.
  66. بقره/سوره۲، آیه۲۵۳.
  67. بحار الانوار، ج ۲۹، ص ۴۵۱.
  68. المیزان، ج ۲، ص ۳۲۳.
  69. الامالی، ص ۱۹۷.
  70. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.
  71. المبسوط، ج۷، ص۲۶۴.
  72. مسالک الافهام، ج۲، ص۳۶۳- ۳۶۴.
  73. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۳.
  74. مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۶۶ .
  75. جواهرالکلام، ج ۲۱، ص ۳۳۸.
  76. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۸۳ .
  77. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۸۳ .
  78. بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۳۲۸ -۳۲۹.
  79. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.
  80. نمونه، ج ۲۲، ص ۱۶۹.
  81. نمونه، ج ۲۲، ص۱۷۲.
  82. منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۳۶۱.
  83. کنزالعرفان، ج ۱، ص ۳۸۶.
  84. حاشیه رد المحتار، ج ۴، ص ۴۲۲.
  85. المغنی، ج ۱۰، ص ۴۹ -۵۰.
  86. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۵ ، ص ۴۱۸.
  87. التحریر والتنویر، ج ۲۶، ص ۲۴۰.
  88. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۵ ، ص ۴۱۸.
  89. المغنی، ج ۱۰، ص ۴۹.
  90. الخلاف، ج ۵ ، ص ۳۳۷.
  91. الام، ج ۴، ص ۲۲۷.
  92. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.
  93. الام، ج ۴، ص ۲۲۷.
  94. المغنی، ج ۱۰، ص ۴۹.
  95. المنیر، ج ۲۶، ص ۲۴۱.
  96. المبسوط، ج ۷، ص ۲۶۵.
  97. احکام القرآن، ابن العربی، ج ۴، ص ۱۷۱۹.
  98. مسالک الافهام، ج ۲، ص ۳۶۲.
  99. البحر الرائق، ج ۵ ، ص ۲۳۵.
  100. مسالک الافهام، ج ۲، ص ۳۶۲.
  101. المبسوط، ج ۷، ص ۲۶۵.
  102. مسالک الافهام، ج ۲، ص ۳۶۲.
  103. احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص ۵۹۸ .
  104. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.
  105. توبه/سوره۹، آیه۱۲.
  106. نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۸۹.
  107. بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۲۷۱.
  108. الصافی، ج ۲، ص ۳۲۴.
  109. فقه الصادق (علیه السلام)، ج ۱۳، ص ۱۷.
  110. کنزالعرفان، ج ۱، ص ۳۸۷.
  111. توبه/سوره۹، آیه۴۱.
  112. توبه/سوره۹، آیه۷۳.
  113. فقه الصادق (علیه السلام)، ج ۱۳، ص۱۱۰.
  114. فقه الصادق (علیه السلام)، ج ۱۳، ص ۱۷.
  115. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۸۰ -۸۱ .
  116. تهذیب، ج ۶ ، ص ۱۴۴ -۱۴۵.
  117. تذکره الفقهاء، ج ۹، ص ۳۹۱.
  118. المبسوط، ج ۷، ص ۲۶۴ -۲۶۵.
  119. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.
  120. تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص ۳۲۰.
  121. الفقه الاسلامی، ج ۷، ص ۵۴۸۱.
  122. احکام القرآن، ابن العربی، ج ۴، ص ۱۷۲۰.
  123. مسالک الافهام، ج ۲، ص ۳۶۳.
  124. جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۴۷.
  125. شرایع الاسلام، ج ۱، ص ۲۵۷.
  126. الفقه الاسلامی، ج ۷، ص ۵۴۸۱ .
  127. تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص ۲۱۰.
  128. مسالک الافهام، ج ۲، ص ۳۶۳.
  129. جهاد در اسلام، ص ۱۴۲.
  130. شرایع الاسلام، ج ۱، ص ۲۵۷.
  131. شوری /سوره۴۲، آیه۴۰.
  132. جهاد در اسلام، ص ۱۴۱.
  133. تذکره الفقهاء، ج ۹، ص ۴۱۸.
  134. اسراء/سوره۱۷، آیه۳۳.
  135. مسالک الافهام، ج ۲، ص ۳۶۳.
  136. تذکره الفقهاء، ج ۹، ص ۱۴۰.
  137. الخلاف، ج ۵ ، ص ۳۳۶ -۳۳۷.
  138. تذکره الفقهاء، ج ۹، ص ۴۱۸ -۴۱۹.
  139. مائده/سوره۵، آیه۴۵.
  140. بقره/سوره۲، آیه۱۷۸ ۱۷۹.
  141. جواهرالکلام، ج ۲۱، ص ۳۴۱.
  142. الفقه الاسلامی، ج ۷، ص ۵۴۸۱ .
  143. نمونه، ج ۲۲، ص ۱۷۰.
  144. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.
  145. الکافی، ج ۵ ، ص ۳۲ -۳۳.
  146. تهذیب، ج ۶ ، ص ۱۴۳ -۱۴۴.
  147. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۷۳ -۷۴.
  148. الخلاف، ج ۵ ، ص ۳۳۹ -۳۴۰.
  149. تذکره الفقهاء، ج ۹، ص ۴۲۲.
  150. تحریر الاحکام، ج ۲، ص ۲۳۳.
  151. الخلاف، ج ۵ ، ص ۳۳۹.
  152. المغنی، ج ۱۰، ص ۶۳ .
  153. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۵ ، ص ۴۲۰.
  154. المغنی، ج ۱۰، ص ۶۳ .
  155. احکام القرآن، ابن العربی، ج ۴، ص ۱۷۲۲.
  156. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۵ ، ص ۴۲۱.
  157. بقره/سوره۲، آیه۱۷۳.
  158. انعام/سوره۶، آیه۱۴۵.
  159. نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۵.
  160. نورالثقلین، ج ۱، ص ۱۵۵.
  161. مجمع البیان، ج ۲، ص ۴۶۷.
  162. جامع البیان، مج ۲، ج ۲، ص ۱۱۹.
  163. فقه القرآن، ج ۱، ص ۳۶۴.
  164. مجمع البیان، ج ۲، ص ۴۶۷.
  165. مجمع البیان، ج ۲، ص ۴۶۷.
  166. مجمع البیان، ج ۲، ص ۴۶۷.
  167. تفسیر قرطبی، ج ۲، ص ۱۵۶.
  168. جامع البیان، مج ۲، ج ۲، ص ۱۱۸ -۱۲۰.
منبع:ویکی فقه - تاریخ برداشت:94/07/1