فرهنگ مصادیق:تکدی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تکدی)
پرش به: ناوبری، جستجو
تکدی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ تکدی گری در آموزه های قرآن
۲ مددکاری اجتماعی و تکدی گری
۳ تکدی گری آبستن آسیبهای اجتماعی
۴ تکدی – ویکی فقه

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:روح الله شیرزاد
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم - 95/6/24
کلید واژگان: تکدی، گدایی، فقر، نیاز مندی، برخورد با متکدیان

محتویات

مقدمه

از آسیب‌ها و منکرات موجود در هر جامعه، پدیده تکدی گری است که با ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در ارتباط است. متاسفانه با گسترش این معضل در جامعه امروز ایران، مخصوصا در کلان شهرها که با شیوه‌های گوناگون در حال انجام است، اثرات و پیامدهای مخرب و زننده‌ای بر شاکله نظام اسلامی و نیز ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جامعه پدیدار خواهد شد. در این مقاله سعی شده است تا با بررسی این موضوع در ایات قرآن و نیز روایات معصومین و بررسی فقهی و تبعات قانونی مسآله تکدی گری، اثار و لوازم تکدی گری و نیز راه کارهای مقابله با این پدیده را مورد برسی قرار دهیم.

تعریف مفاهیم

تکدّی

واژه تکدّی در فرهنگ فارسی به معنی تکلّف در سؤال و حاجت خواستن از دیگران [۱]و نیز گدایی [۲] آمده است.
برخی از لغت نامه‌های عربی ریشه این واژه را عربی دانسته‌اند اما در فرهنگ نامه‌های قدیم عربی این واژه نیامده است و این نکته می‌تواند موید این مطلب باشد که این واژه اصالتا فارسی است و بعدها در عربی نیز استعمال شده است. هر چند برخی از لغت نامه‌های جدید، ریشه آن را از «ک-د-ی» به معنای بخل [۳]، سختی زمین [۴]، امساک پس از اعطاء [۵] دانسته‌اند و تکدی را به درخواست کمک معنا نموده‌اند.
به هرحال تکدی را می‌توان تحت عنوان «دست درازی» برای کسب مال تعریف نمود و فرد متکدی عمل خود را به عنوان شغل تلقی نموده که با شگردهای متنوع امروز، فرد متکدی از دسترنج دیگران بهره مند می‌شود و زندگی می‌گذراند. [۶]
گدایی به این معنا، هم اکنون در بسیاری از ممالک در حال توسعه و یا عقب افتاده خودنمایی می‌کند.

سؤال

واژه سوال به معنای درخواست و ابراز حاجت آمده است و در ادبیات قرانی و روایات، نیز از این واژه در مورد کسی است که حاجت خود را آشکار کند و از انسان رفع آن را درخواست نماید به کار رفته است.

فقیر

فقر به معنای حاجت و فقیر به معنای نیازمند است. [۷] در مجمع البیان گفته شده که فقیر را فقیر گویند زیرا گویا فقار او ( یعنی ستون فقرات او ) شکسته شده و نتوانسته به حاجت خود برسد .
از برخی آیات قرآن نیزبه خوبی استفاده می‌شود که «فقیر» فرد آبرومندی است که هرگز روی سؤال ندارند اما گرفتار مشکلات مالی هستند. آنچه در سوره بقره دیده می‌شود «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» [۸]
(انفاق) برای فقیرانی است که در راه خدا از کار مانده‌اند، و نمی‌توانند سفر کنند، و آن چنان ظاهر خویش را حفظ می‌کنند که جاهل از شدت عفت نفس آنان، چنین می‌پندارد که غنی و بی نیازند".
تفاوت قابل توجه میان واژگان مذکور در این است که فقر نقطه مشترک میان آنهاست به این معنا که انسان نیازمندگاه بر فقر خود تحمل نموده و ابراز حاجت نمی‌کند (فقیر) و گاه حاجت خود را از دیگران طلب می‌نماید. درخواست کمک نیز یا صرف حاجت کمک خواهی و با ادبیات آبرومندانه انجام می‌گیرد(سائل) و یا با روش‌های مختلف و سازمان یافته به صورت فردی و یا گروهی صورت می‌پذیرد(تکدی) که مسأله اصلی در این مقاله نیز این قسم می‌باشد.
واژگان دیگری نیز در ادبیات فارسی و نیز زبان عربی وجود دارد که به معنای فقر و نیز ابراز حاجت امده است. از این الفاظ می‌توان به واژه مسکین، مستضعف، دریوزه، محتاج، مستمند و. نام برد.

مصادیق و شیوه‌های تکدی در ایران

تکدی در ایران مصادیق گوناگونی دارد و به روش‌های مختلفی صورت می‌گیرد. این مصادیق و شیوه‌ها به تناسب شهرها و فصول مختلف، متفاوت می‌باشد و حتی نوع آن تغییر می‌یابد. برخی از مهم‌ترین مصادیق مشاهده شده تکدی به شرح ذیل می‌باشد:
افرادی که با در دست داشتن نسخه پزشک و یا نوشتن عرض حال به جمع آوری اعانات مردم اقدام می‌کنند.
افرادی که با رجوع به درب منازل درخواست کمک می‌کنند.
افرادی که معلولیت عضوی حرکتی دارند و گاه با برهنه نمودن بخشی از اندام معلول خود در انظار از مردم طلب کمک می‌کنند.
افرادی که در معابر عمومی، با استفاده از ابزار موسیقی و یا از طریق فال گیری و یا فروش آدامس، کبریت، سیگار و .. اقدام به تکدی می‌نمایند.
افرادی که به بهانه رفتن به شهرستان و نداشتن امکان مالی از مردم درخواست پول می‌کنند.
افرادی که با چهره ژولیده، لباس کهنه و پاره در معبر عمومی، بوستان‌ها، زیارتگاه‌ها و .. از رهگذران تقاضای کمک دارند.
زنانی که خود را سرپرست چندین کودک خردسال معرفی می‌کنند و با نمایش تعدادی کودک را در اطراف خود از مردم کمک می‌خواهند. [۹]

تکدی در آیات و روایات

با بررسی کتب تفاسیر ذیل آیات شریفه‌ای که واژه سائل در آنها به کار رفته است می‌توان چنین نتیجه گرفت که این واژه در قرآن به معنی تکدی یا همان گدایی حرفه‌ای نیامده است. به طور کلی تعداد ۷ آیه از قران واژه سائل به کار رفته است که ۴ آیه حاوی واژه سائل به معنی درخواست کننده مال دانسته‌اند می‌باشد.
در سوره بقره آمده است: «وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ..»[۱۰]
«نیکوکار کسی است که مال خود را با آن که دوستش دارد به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و راه ماندگان و دریوزگان و بردگان بدهد».
در آیه فوق به دو واژه مسکین و سائل به طور جداگانه آمده است که بنابر گفته مفسرین مسکین کسی است که وضع محرومیتش از فقیر شدیدتر است و سائل فقیری است که از گدایی و سؤال عفت دارد.[۱۱]
بنابراین در آیه سائل به معنی فقیر است و هر فقیری را که سؤال و درخواست مال کند لزوماً گدا یا متکدّی نمی‌توان نامید بلکه آن سائلی که از روی عدم نیاز و با الحاف و التماس درخواست مال می‌کند و به استمرار از این طریق امرار معاش کند می‌توان گدا نامید.
با نگاهی به تفاسیر آیات دیگری که واژه سوال در آن ذکر شده است، پی خواهیم برد که معنایی غیر از فقر و نیازمندی در این آیات مورد نظر نبوده است. در سوره معارج آیه ۲۵ خداوند کریم می‌فرمایند: «وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ، لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ»[۱۲] «آنان (نمازگذاران حقیقی) که در مال و دارایی خود حقی معین و معلوم گردانند تا به فقیران سائل و فقیران آبرومند برسانند»
مرحوم علّامه طباطبائی در تفسیر آیه می‌فرماید: «بعضی مفسّرین «حق معلوم» را به زکات واجب تفسیر کرده‌اند و در حدیث از امام صادق (ع) آمده که حق معلوم زکات نیست بلکه مقدار معیّنی است که به فقرا انفاق می‌کنند. و سائل به معنی فقیری است که از گدایی و سؤال خودداری نمی‌کند. و سیاق آیه، خالی از تأیید این حدیث نیست، زیرا زکات موارد معیّن دارد که در سوره توبه آیه ۶۰ مواردش فقرا، مساکین، مأمورین زکات، کفّار متمایل به اسلام، آزاد کردن برده، و هر موردی که خدا راضی باشد، تعیین شده است ولی آیه فوق انحصار موارد حق معلوم در دو مورد سائل و محروم است». [۱۳]
همچنین در جای دیگر ایشان مفهوم محروم را چنین بیان کرده است: «محروم کاسبی است که فروش ندارد و می‌خواهد از دسترنج خود استفاده کند امّا کسی به او مراجعه نمی‌کند». [۱۴]
در آیه دیگری، به روشنی واژه سائل و محروم را به دو معنای متفاوت گرفته‌اند: «وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ»[۱۵] «و در اموالشان (متقیان) بر فقیر سائل و محروم حقی منظور دارند».
در تفسیر مجمع البیان ذیل آیه شریفه فوق میان واژه سائل و محروم تفاوت گذاشته و تعاریفی را برای آن بیان نموده است. در تعریف ایشان، سائل یعنی کسی که از مردم درخواست می‌کند و محروم کسی است که درخواست کرده و به او چیزی نداده‌اند. [۱۶]
از مطالب فوق نیز این نکته روشن می‌شود که سائل و محروم هر دو فقیر اند ولی نه فقیری که به طور مستمر و حرفه‌ای گدایی کنند بلکه اگر هم سؤال و درخواستی صورت گیرد از شدّت فقر و بی چیزی است و این منتها درجه فقر است که در این شرایط درخواست مجاز دانسته شده است.

مفهوم سائل در روایات معصومین (ع)

از بررسی روایات مختلف دربارهٔ تکدّی یا گدایی به این نتیجه می‌رسیم که از نظر اسلام دو نوع درخواست وجود دارد که اوّلی مجاز و دیگری نامطلوب است. این دو قسم عبارتند از :

الف ـ درخواست مجاز

از نظر اسلام سؤال و درخواست بنا به ضرورت و در بعضی از شرایط مجاز است. مردی نزد امام حسن (ع) آمد و از او درخواست مالی کرد، حضرت فرمود ای سائل همانا سؤال جز در سه مورد جایز نیست: خونی که در معرض ریختن است (بدهی دیه مورد نظر است)، قرضی که مهلتش فرا رسیده، و فقری که انسان را به ذلت و خواری کشانده است. اکنون در کدام مورد قراداری؟ گفت در یکی از این موارد. پس دستور داد پنجاه دینار به او بدهند. [۱۷]
بنابراین در برخی از موارد، درخواست کردن می‌تواند مجاز باشد اما چنانچه در روایت گفته شد به اندازه‌ای که نیاز شخص، زندگی او را به سختی و مشقت بیاندازند.

ب ـ درخواست غیرمجاز

در ابتدا باید گفت که نفس درخواست و حاجت طلبی، در روایات، مذمت شده و امامان معصوم(ع) شیعیان را از آن بر حذر داشته‌اند.
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: ْ «أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْفَی شِیعَتَنَا مِنْ سِتِّ خِصَالٍ مِنَ الْجُنُونِ وَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْأُبْنَهِ وَ أَنْ یُولَدَ لَهُ مِنْ زِنًا وَ أَنْ یَسْأَلَ النَّاسَ بِکَفِّهِ». [۱۸]
هشیار باشید که خداوند شیعیان ما را از شش چیز در امان داشته است: (از جمله این که) از درخانه‌های مردم درخواست صدقه نمایند.
و از سوی دیگر روایاتی در اهمیت و لزوم تامین مایحتاج زندگی با کار و تلاش وجود دارد که در باب «من کد علی عیاله» [۱۹] در کتب حدیثی آمده است.
در برخی از این روایات اجر تلاش برای بدست آوردن مخارج زندگی، بیشتر از جهاد دانسته شده است [۲۰] و از سوی دیگر روایاتی در مذمت تنبلی و سستی در کار وارد شده و حتی در برخی از احادیث، کم کار در تامین مخارج زندگی، ملعون ذکر شده است. [۲۱]
با بررسی روایاتی که در ان نهی از درخواست از دیگران امده است، می‌توان مصادیق و ملاکات کلی اتخاذ نمود که بدین شرح است:
۱. نهی از در خواست در وقت توانایی مالی و عدم نیاز :
امام صادق(ع) می‌فرمایند: « مَا مِنْ عَبْدٍ یَسْأَلُ مِنْ غَیْرِ حَاجَهٍ فَیَمُوتُ حَتَّی یُحْوِجَه اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی السُّؤَالِ وَ یُثْبِتَ لَهُ بِهَا فِی النَّارِ». [۲۲]
هیچ بنده‌ای نیست که از روی بی نیازی درخواست کند و سپس بمیرد مگر این که خدا وی را به آنچه درخواست کرده نیازمند سازد و آتش را برای او مقرر کند.
۲. مذمت اصرار و تأکید در طلب حاجت :
پیامبر اکرم(ص) فرمود: خداوند شخص با حیا و عفیف را دوست دارد و درخواست کننده بد زبان و اصرار کننده را دشمن دارد. [۲۳] ۳. مذمت دست درازی نزد مردم :
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: «مَا کَانَ فِی شِیعَتِنَا فَلَا یَکُونُ فِیهِمْ ثَلَاثَهُ أَشْیَاءَ لَا یَکُونُ فِیهِمْ مَنْ یَسْأَلُ بِکَفِّهِ وَ لَا یَکُونُ فِیهِمْ بَخِیلٌ وَ لَا یَکُونُ فِیهِمْ مَنْ یُؤْتَی فِی دُبُرِهِ».
سه چیزی در شیعیان ما نبوده و نیست: .. یکی این که کسی از آنها از طریق دست دراز کردن چیزی درخواست نمی‌کند. [۲۴]
۴. نهی از گدایی بر درب خانه‌ها :
امام صادق(ع) فرمود: «أَرْبَعُ خِصَالٍ لَا تَکُونُ فِی مُؤْمِنٍ لَا یَکُونُ مَجْنُوناً وَ لَا یَسْأَلُ عَلَی أَبْوَابِ النَّاسِ وَ لَا یُولَدُ مِنَ الزِّنَا وَ لَا یُنْکَحُ فِی دُبُرِهِ‏» [۲۵]
چهار ویژگی است که در هیچ مؤمنی نبوده و نیست.. (از جمله این که) از درخانه‌های مردم درخواست نمی‌کند.
بنا به ملاکات فوق می‌توان چنین نتیجه گرفت که تکدّی باتوجه به روایات این گونه تعریف می‌شود: «تکدّی عبارت است از درخواست مال یا صدقات از دیگران به طور آشکار، مکرّر و مستمر با وجود داشتن حدّاقل توانایی مالی، جسمی و عقلی برای ادامه زندگی».

تکدی در آینه فقه

حکم عمل گدایی و تکدی گری

در یک تقسیم بندی کلی دو دیدگاه فقهی نسبت به پدیده گدایی وجود دارد:
عده نسبتا زیادی از فقها معتقدند که گدایی اساسا امری حرام است، چه این درخواست بصورت لسانی باشد، یعنی گدا بگوید: «به من کمک کنید» و چه به صورت نوشته باشد مثل این که کسی نوشته‌ای مشخص جلویش بگذارد و گدایی کند و همچنین روش‌های مختلفی که در جامعه امروز و از ناحیه متکدیان انجام می‌گیرد. به هر حال چه با زبان سر و چه با زبان عمل را حرام دانسته‌اند. [۲۶]
برخی از فقها نیز تکدی را از موارد گناه کبیره شمرده‌اند. آیت الله شبیری زنجانی در مورد حکم متکدیان می‌گوید: «البتّه کسانی که گدائی را شغل خود قرار داده‌اند، غالباً مرتکب معصیت کبیره می‌شوند که در این صورت بنا بر احتیاط نمی‌توان به آنها زکات داد». [۲۷]
عده دیگری از فقها، گدایی را حرام ندانسته‌اند بلکه آن را مکروه شمرده‌اند. [۲۸]
حضرت امام خمینی رحمه الله در تحریرالوسیله، می‌فرمایند: «در صدقه و بخشش به مستمندان، قصد قربت شرط است و سؤال (گدایی) در صورت نیاز مکروه و در صورت عدم نیاز شدیدا مکروه و بنا به احتیاط حرام است.» [۲۹]

عدم کفایت پرداخت زکات به متکدی

مسأله دیگری که در فقه بدان اشاره شده است و موضوع تکدی نیز در ان مطرح می‌شود بحث زکات است. آنجایی که بحث از اشخاصی است که از موار د مصرف زکات محسوب می‌شوند.
مسأله اینست که آیا به فقیری که گدایی می‌کند می‌شود زکات داد یا خیر؟
برخی از مراجع در صورت اثبات فقر، پرداخت زکات را جایز می‌دانند [۳۰]. و برخی نیز بصورت مطلق پرداخت زکات به متکدی را جایز نمی‌دانند. [۳۱]

عدم پذیرش شهادت گدا

عنوان دیگری که در مباحث فقهی، مسأله تکدی در ان بحث می‌شود مساله پذیرش و یا عدم پذیرش شهادت متکدی است.
به نظر برخی فقها متکدی به سبب خواری نفس قابل اعتماد نیست [۳۲]، از این رو نمی‌توان عدالت او را احراز کرد. [۳۳] به نظر مشهور فقهای شیعه [۳۴]و برخی از فقهای اهل سنت [۳۵] نیز گواهی متکدی پذیرفته نیست.
در قانون حقوق و جزای اسلامی نیز در باب شرایط شاهد آمده است: (شق ۳ ماده ۱۳۱۳ ق. م) بگفتار اشخاص ولگرد و کسانی که تکدی را شغل خود قرار داده باشند نمی‌توان اعتماد نمود. زیرا وضعیت اخلاقی آنان موجب تهمت آنان می‌شود که در گفتار خود تطمیع شده باشند. [۳۶] پیامبر اکرم(ص) نیز در اینباره فرموده است که «شَهَادَهُ الَّذِی یَسْأَلُ فِی کَفِّهِ تُرَدّ» گواهی کسی که دست نیاز به سوی دیگران دراز می‌کند، پذیرفته نمی‌شود. [۳۷]

استفتائات مراجع عظام تقلید پیرامون تکدی گری

در این بخش سوالاتی که پیرامون مساله تکدی در استفتاء از مراجع ذکر شده را به همراه پاسخ انها برای خوانندگان گرامی می‌آوریم.
سوال (1)
آیا تکدی گری حرام است؟ لطفاً حکم آن را در موارد زیر مرقوم فرمایید؟
۱. درخواست کمک مالی از دیگران (با وجود نیاز)
۲. اصرار در درخواست مالی (با وجود نیاز)
۳. درخواست کمک مالی از دیگران (بدون نیاز ضروری)
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به سوال فوق چنین است:
حضرت آیه الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی):
اگر این عمل ترویج دروغ، بیکاری و تکدّی گری و تخلف از قانون باشد باید از آن اجتناب شود. می‌توانید به موسسات مورد اطمینانی که در این زمینه فعال هستند کمک کنید.
حضرت آیه الله العظمی سیستانی(مد ظله العالی):
در همه موارد جایز است ولی بدون ضرورت مبرم سزاوار نیست و اگر دروغ بگوید گناه کرده است.
حضرت آیه الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):
در صورتی که نیاز نداشته باشد این کار حرام است و تصرف در این پول جایز نیست و سفر برای این کار سفر حرام محسوب می‌شود و باید وجوه حاصله رابه صاحبانش بدهد و اگر نمی‌شناسد به افراد نیازمند بپردازد.
حضرت آیه الله العظمی صافی گلپایگانی(مد ظله العالی):
چنانچه تکدی مشتمل بر کذب و فریب دیگران نباشد حرام نیست ولی مکروه است.
حضرت آیه الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
تکدی و درخواست کمک مالی بدون وجود نیاز امری مذموم بلکه غیر جائز است و در صورت وجود نیاز مکروه است. [۳۸] سوال (2)
وظیفه انسان در برابر گدایانی که در مقابل دیگران دست دراز می‌کنند و زندگی خود را با گدایی اداره می‌نمایند و چهره جامعه اسلامی را مشوّه جلوه می‌دهند، بخصوص بعد از اقدام دولت به جمع آوری آنان، چیست؟ آیا کمک به آنان جایز است؟
ج: سعی کنید صدقات را به فقرائی که متدیّن و عفیف هستند بدهید. [۳۹]

عوامل و آثار تکدی گری

عوامل بروز تکدی

قرآن یکی از علل و عوامل تکدی گری را فقر و نیازمندی انسان‌ها همراه با نوعی نگاه به شخصیت‌های انسانی تحلیل و تبیین می‌کند؛ به این معنا که ریشه تکدی گری هر چند که به ظاهر فقر و بی نوایی و نیاز به برآورده آن است ولی ریشه روانی و شخصیتی نیز دارد. عوامل اصلی در ایجاد تکدی گری در جامعه را می‌توان به موادر ذیل تقسیم نمود:

عوامل روانی و فردی

عامل روانی نقش مؤثری در بزهکاری و تکدی گری دارد. زیرا: «شرایط فردی، چیزی جز نتیجه شرایط محیط زیست و اثرات اجتماعی است و موجب استعدادهای جرم زا و گرایش‌های انحرافی در نزد افراد می‌شود»[۴۰] طبق نتایج به دست آمده از تحقیقات متعدد، درصد قابل ملاحظه‌ای از افراد متکدی، از اختلالات شدید روانی رنج می‌برند. از این دیدگاه، اختلال روانی، کم و بیش، در فردی شکل می‌گیرد و به ظهور می‌رسد که در اثر حوادث غیر مترقبه، سوء تربیت خانوادگی و .. روحش آزار دیده باشد. نتیجه این تاثیرات سوء، روی آوردن شخص به سرقت و گدایی و اختلالات رفتاری است که زمینه انجام عمل تکدی گری را تسهیل می‌کند.

عوامل اجتماعی - اقتصادی

گدایی از سوی دیگر یک معضل اجتماعی است که در پیدایش آن چند عامل دخالت دارند: فقدان اشتغال و کار، فقر مادی، پیری و از کار افتادگی، رخوت و سستی، اعتیاد، معلولیت و بیماری، مسائل خانوادگی از قبیل فروپاشی خانواده، مهاجرت از روستا به شهر، نابسامانیهای اقتصادی از قبیل کمی درآمد در بعضی از مشاغل، بالابودن هزینه زندگی، ضعف فرهنگ حاکم بر خانواده‌های متکدیان، شکاف عمیق طبقاتی و غیره از جمله این عوامل به شمار می‌روند.
در روایات اسلامی و در باب فقر، احادیثی وجود دارد که حضرات معصومین فقر را به مرگ بزرگ تعبیر کرده‌اند. [۴۱] نیز در وصیت امام علی(ع) به فرزندش امام حسن(ع) آمده است که: «انسانی را که در طلب معاش زندگی خود است، ملامت نکن، کسی که غذایش فراهم نباشد، خطای او هم بسیار خواهد بود» [۴۲] بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که فقر عامل و زمینه بسیاری از معضلات و نابهنجاری‌های فردی و اجتماعی می‌تواند باشد.
از سوی دیگر باید اذعان داشت که برخی از این گدایان محصول نابسامانی اجتماعی هستند. بدین معنی که جامعه نتوانسته است افراد سالخورده، عاجز، معلول، یتیم و امثال آنان را در مراکز مناسبی سازمان بخشد و برای آنان زندگی انسانی لازم را فراهم آورد. در نتیجه آنان نیز از فرط ناچاری برای بقای خویش به تکدی می‌پردازند. [۴۳]

آثار و پیامدهای تکدی گری

پیامدهای مخرب و ناهنجار پدیده تکدی گری را می‌توان از دو بعد شخصیتی و اجتماعی مورد بررسی قرار داد.

عوارض شخصی

از نظر فردی کسی که به تکدی گری تن می‌دهد در واقع هیچ قدمی در جهت کمال و رشد خود برنداشته است، چون اساسا زندگی را از زاویه میزان پولی که احیانا در اثر درازکردن دست دریافت می‌دارد می‌سنجد. بنابراین زن و مردی که مناعت طبع و عزت نفس نداشته باشند بچه‌هایی را که پرورش می‌دهند عین خودشان ذلیل، و از عزت نفس بی بهره هستند.
حضرت علی(ع) در مورد حقارت و ذلت افراد با گدایی کردن می‌فرمایند: :«الْمَسْأَلَهُ طَوْقُ الْمَذَلَّهِ تَسْلُبُ الْعَزِیزَ عِزَّهُ وَ الْحَسِیبَ حَسَبَهُ». گدائی طوق ذلّتی است که عزّت را از عزیزان و شرافت خانوادگی را از شریفان سلب می‌کند. [۴۴]
از دیگر آثار تکدی گری بر شخص متکدی، کسالت و تنبلی و از بین رفتن روحیه اعتماد به نفس اوست. طبیعت وجود گدا علاوه بر زشت کردن چهره شهر و به جا گذاشتن تاثیرات روحی و روانی بر افراد می‌تواند عامل مهمی در تن پروری، کاهلی و گرایش به بی علاقگی به کار و تلاش باشد.

عوارض اجتماعی

گدا که بدون ارائه هیچ کار و خدمتی برای دیگران از آنها چشمداشت کمک و توقع پرداخت پول را دارد، آثار و عوارض مختلفی در جامعه ایجاد خواهد کرد.
تکدی نیروها و استعدادهای انسانی را که می‌تواند در مسیر و راه‌های مشروع و معقول قرار گیرند به انجماد و تخدیر می‌کشاند.
بنابراین از دیگر عوارض اجتماعی تکدی گری، کاهش بهره وری نیروی کار است. چرا که از نظر اقتصادی، فعالیت متکدیان هیچ گونه منافع مادی و معنوی برای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند نخواهد داشت. و ادامه این روند، بخش عمده‌ای از کارآمدترین نیروی فعال در جوامع روستایی و شهری را با خطر انتقال مواجه کرده است.
از موارد دیگر عوارض اجتماعی تکدی گری، می‌توان به این امور اشاره نمود:
افزایش هزینه‌های تحمیل شده به جامعه
گسترش آسیب‌های اجتماعی متعدد
شکل گیری باندهای تبهکار
برهم خوردن نظم و امنیت جامعه

راه کارهای مقابله با تکدی گری

برای برخورد با موضوع تکدی گری و مبارزه ریشه‌ای با این پدیده، لازم است هم دولت با برنامه ریزی‌های کلان و تاسیس زیر ساخت‌های لازم جهت گسترش فرهنگ اسلامی، و هم مردم با کمک رسانی به یکدیگر، اقداماتی موثر در جهت رفع اینگونه معضلات اجتماعی اقدام نمایند.

وظیفه دولت

برنامه ریزی زیربنایی و ریشه‌ای

از مهمترین و اساسی‌ترین روش‌های برخورد با معضلات فرهنگی- اجتماعی، برنامه ریزی ریشه‌ای و زیربنایی است که بر عهده دولت‌ها و سازمان‌های وابسته به دولت می‌باشد. در این به عناوین مهم و تاثیر گذار در مبارزه با مساله تکدی گری اشاره خواهد شد.

جامعه محوری و شهروندمحوری

دولت‌ها می‌بایست در برنامه ریزی‌های مدیریت شهری به دین و راه و روشهای اسلامی، اخلاقی و ارزشهای دینی و ملی توجه نموده، و برای گسترش رفاه اجتماعی و به ارتقاء شاخص‌های آن مثل تعلیم و تربیت، بهداشت، تغذیه، سلامت، اقتصاد شهری، افزایش طول عمر، افزایش امید به زندگی، نشاط جامعه، عدالت اجتماعی، کاهش نابرابری‌های اجتماعی، کم کردن پیامدهای زیانبار شهری، کاهش محرومیت‌ها و کم کردن فاصله بین نقاط بهره مند و کم برخوردار و کاهش آسیب‌های اجتماعی اقدام نمایند. در این راستا، مهمترین وظیفه شهرداری‌ها و نهادهای مسئول این است که با همکاری مراکز علمی دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه و نخبگان، ساز و کارهای علوم اجتماعی، روان شناسی، علوم ارتباطات، حقوقی، هنر و بهداشت و درمان را در معادلات شهری وارد کند.

محله گرایی و مسجد محوری

محله از یک نظر به عنوان کوچکترین واحد تقسیمات شهری به مجموعه‌ای از خانه‌های مجاور در فضای خاصی از شهر تعریف می‌شود، اما همین واحد کوچک به عنوان اولین مکان موثر پس از خانواده بر تربیت کودکان، تاثیر بسزایی در شکل گیری محیطی سالم و در راستای تربیت دینی و سالم فرزندان می‌باشد. بنابراین، برای رسیدن به شهری سالم، از یک سو باید در محلات کانونهای هویتی نظیر مساجد را تقویت کنیم و مسجد محوری به عنوان یک اصل مدنظر قرار گیرد و از سوی دیگر، برنامه‌های خود را در حوزه تقویت مشارکتهای مردمی و هویت بخشی به محلات پیگیری کنیم. البته این امر مستلزم یک سلسله برنامه‌های خاص در حوزه شهرسازی نیز هست.

اقدامات عملی

احداث مراکز غربالگری

اولین اقدام دولت و نهادهای مسئول در برخورد با مسئله تکدی گری، پس از جمع اوری متکدیان از سطح شهرف غربالگری انهاست. در این مرحله می‌بایست افراد متکدی از حیث سن و نیز علل عمل به گدایی مورد تقسیم قرار گیرند. کودکان و سالخوردگانی که از سرِ نیاز و فقر به حضور در خیابان‌ها و گدایی روی آورده‌اند را به نهادهای خیریه و کمیته امداد حضرت امام (ره) معرفی کرد تا این نهادها بر اساس وظیفه ذاتی خود برای توانمندسازی ایشان اقدام کنند.
از سوی دیگر افرادی که بدون نیاز مالی و با هدف غارت احساسات پاک شهروندان به این حرفه روی آورده‌اند، تحویل مراجع قضایی شده و برخورد لازم با ایشان صورت می‌پذیرد.
در میان این افراد نیز جوانانی وجود دارند که به سبب عدم اشنایی با فضای کسب و کار و یا معلولیت‌های جسمی و یا هر دلیل دیگری، موفق به ایجاد شغل برای خود نشده‌اند، که دولت می‌بایست در مرحله نخست به توانمندسازی و آموزش ایشان پرداخته و سپس با ایجاد بستر مناسب اشتغال و تولیدات آنها در بازارچه‌های دایمی، آنان را از تکدی گری بدور دارد.

ایجاد مراکز حمایتی و کارآفرینی

دولت می‌تواند با ایجاد مراکز کارآفرینی در سطح شهرها، کاهش آسیب‌های اجتماعی از طریق فقرزدایی، گسترش فرهنگ نوآوری و روحیه کارآفرینی، حمایت از افراد خلاق و کارآفرین برای انجام فعالیت اقتصادی در حوزه شهری و روستایی را مد نظر قرار داده و برای ترویج و ارتقای فرهنگ کسب و کار و کارآفرینی، ارتقاء توانمندیهای کارآفرینانه در شهروندان، افزایش خوداتکایی و میل به کم کردن بیکاری، اقدام به ایجاد مراکز کارآفرینی نماید.
این مراکز می‌تواند با ایجاد کارگاه‌های آموزش مشاغل، و نیز با برپایی، بازارچه‌های محصولات کارآفرینی، فضای کسب و کار و نیز بازار عرضه این محصولات برای آموزش دیدگان فراهم اورد.
از سوی دیگر، دولت موظف است برای توجه به زنان سرپرست خانوار و جلوگیری از بروز آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی درون این خانواده‌ها، کارگاه‌های کوچک احداث نموده و یا بسته‌های حمایتی برای گسترش مشاغل خانگی بانوان ایجاد نماید. تا با حفظ و ارتقاء شخصیت و منزلت خانواده، و بهبود اداره اقتصاد خانواده، از حضور زنان در مشاغل غیر ضروری در جامعه جلوگیری نموده، و سرانجام به تقویت بنیان خانواده بیانجامد.

برخورد با متکدیان

آخرین اقدام دولت در راستای مقابله و برخورد با معضل تکدی گری و گسترش آن در جامعه، برخورد از طریق قانون با متکدیان است. بر اساس مواد ۷۱۲ و ۷۱۳ قانون مجازات اسلامی، تکدی گری جرم محسوب می‌شود و برابر تصمیمات شورای عالی اداری کشور در سال ۷۸، ۱۱ ارگان موظف شدند که با پدیده تکدی گری برخورد کرده و آن را ساماندهی کنند.
در کتاب ولایت فقیه در حکومت اسلام راه کار مبارزه با تکدی اینگونه آمده است:
از انجایی که اسلام دین تن پروری نیست. حاکم با نظر دقیق خود باید أفراد را زیر نظر گرفته و أفرادی که اهل کار هستند ولی خود را به تنبلی و گدائی می‌زنند، مثل بسیاری از أفراد متکدّی که در میان مردم اند، باید اینها را بگیرد و تعزیر کند تا دست از تکدّی بردارند؛ و أفرادی که نیازمند نیستند و کَلِّ بر جامعه هستند را باید تأدیب نماید تا دیگر تکدّی نکنند. [۴۵]
به طور خلاصه می‌توان راه کارهای مقابله و مبارزه با پدیده تکدی گری را در موارد زیر خلاصه نمود:
اول: پیشگیری
- برنامه ریزی و اجرای طرحهای زیربنایی و مستمر در نقاط مختلف کشور.
- ایجاد اشتغال و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی.
- ریشه کن نمودن بیسوادی و برخورد مستمر با پدیده تکدی.
- برخورد قاطع با متکدیان حرفه‌ای و شیادانی که به یک نوع زندگی انگلی خو گرفته‌اند.
- ملحوظ داشتن همه عوامل فوق هنگام مقابله با آن.
دوم: اجرا
- فراهم نمودن امکانات لازم جهت بازپروری.
- ایجاد مراکز بهداشتی و کارافرینی در راستای پرورش روحیه کار و سلامت متکدیان
- ادغام و همکاری هماهنگ همه سازمانها و خیریه‌های ذیربط و ذینفع.
- قانونی بودن مقابله و مبارزه با پدیده تکدی به عنوان عملی که سبب نقض قانون می‌شود.

نتیجه

برای ایجاد جامعه‌ای سالم و به دور از نابهنجاری‌های فردی و اجتماعی مانند تکدی گری، می‌بایست تمام افراد و آحاد جامعه با کمک به یکدیگر در جهت رفع مشکلات و معضلات فردی و اجتماعی همکاری نموده و دولت نیز ارائه برنامه فرهنگی برای پیش گیری از اینگونه معضلات، و ایجاد مراکز اقتصادی و اجتماعی، به پشتیبانی و حمایت از سرمایه انسانی کشور، اقدام نماید.

منابع مرتبط

کتب

شیوه برخورد با مسأله تکدی از دیدگاه جامعه شناسی و اسلام نوشته محمد رضا آرین پور چاپ شده در سال ۱۳۹۱ در بیرجند

مقالات

تعریف تکدی بعنوان مساله اجتماعی از دیدگاه جامعه شناسی و اسلام
جرم زدای از جرایم ولگردی و تکدی گری
شیوه برخورد با مساله تکدی از دیدگاه جامعه شناسی و اسلام تکدی گری ابستن اسیب‌های اجتماعی
نقش آموزشهای مهارتی فنی وحرفه‌ای در کاهش آسیبهای اجتماعی (تکدی گری)

پایان نامه

بررسی حقوقی و جرم شناختی جرایم ولگردی، تکدی و کلاشی

فهرست منابع

قرآن کریم.
نهج البلاغه، ترجمه دشتی.
۱. ابن بابویه، محمد بن علی‏ ۳۸۱ ق‏؛ الخصال‏، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ناشر: جامعه مدرسین مکان چاپ: قم‏، ۱۳۶۲ ش‏، چاپ: اول‏.
۲. ابن بابویه، محمد بن علی‏۳۸۱ ق‏؛ معانی الأخبار، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، ۱۴۰۳ ق‏، چاپ: اول‏.
۳. ابن فارس، احمد بن فارس، ۳۲۹ - ۳۹۵ق، معجم المقاییس اللغة، بتحقیق و ضبط عبدالسلام محمد هارون، مشخصات نشر: قم: الحوزه العلمیه بقم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق. ۱۳۶۲.
۴. احمد نراقی (م. ۱۲۴۵ ق.)، مستند الشیعه، قم، آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۱۵ ق.
۵. امامی، حسن، ۱۲۸۳ – ۱۳۵۸، حقوق مدنی، مشخصات نشر: تهران: کتابفروشی اسلامیه، .
۶. باقریان، مهدی، ابطحی، سید حمید، روزنامه کار و کارگر ۱۳۷۲ ۲ ۸.
۷. بنی هاشمی خمینی محمدحسن، توضیح المسائل مراجع؛ قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۵.
۸. -------------------- توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تاریخ نشر: ۱۴۲۴ ه‍ ق نوبت چاپ: هشتم مکان چاپ: قم- ایران.
۹. تویسرکانی، محمدنبی بن احمد، - ق ۱۳۲۱، لئالی الاخبار، مشخصات نشر: قم: مکتبه العلامه، مکتبه المحمدیه: ۱۴۱۵ق. = [۱۳۷۳؟].
۱۰. حسن عمید، فرهنگ فارسی، ناشر: موسسه انتشارات امیرکبیر، محل نشر: تهران، تاریخ نشر: ۱۳۶۳.
۱۱. حسینی طهرانی، سیدمحمدحسین، ۱۳۰۵ – ۱۳۷۴، ولایت فقیه در حکومت اسلام، تنظیم و گردآوری از محسن سعیدیان، محمدحسین راجی، مشخصات نشر: مشهد: علامه طباطبایی، ۱۴۲۱ق. ۱۳۷۹.
۱۲. خامنه‌ای، سید علی بن جواد حسینی؛ أجوبة الاستفتاءات، ناشر: دفتر معظم له در قم، ۱۴۲۴ ه‍ ق، چاپ: اول.
۱۳. خمینی، سید روح اللّٰه موسوی ۱۴۰۹ ه‍ ق؛ توضیح المسائل، محقق/ مصحح: مسلم قلی‌پور گیلانی، تاریخ نشر: ۱۴۲۶ ه‍ ق، نوبت چاپ: اول .
۱۴. ---------------------؛ تحریر الوسیلة، ترجمه مترجم: اسلامی، علی،، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ۱۴۲۵ ه‍ ق، چاپ: ۲۱.
۱۵. ----------------------؛ استفتاءات، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم۱۴۲۲ ه‍ ق، چاپ: پنجم.
۱۶. ----------------------؛ تحریر الوسیلة، ناشر: مؤسسه مطبوعات دار العلم قم- ایران، چاپ: اول.
۱۷. دهخدا م۱۳۳۴ش؛ لغت نامه، منشا: سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، تاریخ /دوره ایجاد: ‫۱۳۴۱ ۱۳۴۲، توصیفگر: دانشگاه تهران.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬.
۱۸. زمخشری، محمود بن عمر ۵۳۸ ه. ق، ‏أساس البلاغة، ناشر: دار صادر، مکان چاپ: بیروت‏، سال چاپ: ۱۹۷۹ م‏، چاپ: اول‏.
۱۹. مجله سلام. ش ۱۱۵. سال اول. ۲۵ مهر ۱۳۷۰.
۲۰. شهید الاول (م. ۷۸۶ ق.)، الدروس الشرعیه، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۲ ق.
۲۱. شهید الثانی (م. ۹۶۵ ق.)، مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام، قم، معارف اسلامی، ۱۴۱۶ ق.
۲۲. شیرازی، ناصر مکارم؛ استفتاءات جدید، محقق/ مصحح: ابو القاسم علیان‌نژادی، ناشر: انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم- ایران، ۱۴۲۷ ه‍ ق، چاپ: دوم.
۲۳. طبرسی، فضل بن‌حسن، ۴۶۸؟ - ۵۴۸ق، تفسیر مجمع البیان، ترجمه علی کاظمی فراهانی/. مجمع البیان فی تفسیر القرآن.
۲۴. علامة الحلی (م. ۷۲۶ ق.)، مختلف الشیعه، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۱۲ ق؛ المدونة الکبری.
۲۵. طباطبایی، محمدحسین‏۱۴۰۲ ه. ق‌ترجمه تفسیر المیزان‏، مترجم: موسوی، محمد باقر، ناشر: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی‏۱۳۷۴ ه. ش‏، چاپ: ۵.
۲۶. فراهیدی، خلیل بن احمد۱۷۵ ه. ق‏، کتاب العین، ناشر: نشر هجرت‏، مکان چاپ: قم‏، سال چاپ: ۱۴۰۹ ه. ق‏، چاپ: دوم‏.
۲۷. قانون مجازات اسلامی، ماده ۷۱۲ و ۷۱۳.
۲۸. کلینی، محمد بن یعقوب‏۳۲۹ ق، الکافی( ط- الإسلامیة)، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، تهران‏، ۱۴۰۷ ق‏، چاپ: چهارم‏.
۲۹. مالک بن انس (م. ۱۷۹ق.)، المدونة الکبری، مصر، مطبعة السعادة.
۳۰. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی‏۱۱۱۰ ق‏، بحارالانوار، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ناشر: دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت‏، ۱۴۰۳ ق‏، چاپ: دوم‏.
۳۱. محمد باقر السبزواری (م. ۱۰۹۰ ق.)، کفایة الاحکام (کفایة الفقه)، اصفهان، مدرسة صدر مهدوی.
۳۲. محمد بن علیّ بابویه، ترجمه خصال، کمره‌ای، چاپ پنجم، تهران، اسلامیّه، ۱۳۶۶.
۳۳. محمد عجم، اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی، منشا: همشهری آنلاین- دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۵ - | کد مطلب: ۸۲۱۳.
۳۴. محمدنبی تویسرکانی، لئالی الاخبار، ناشر: ایران، محل نشر: قم/ تاریخ نشر: ۱۳۷۴/۹/۶.
۳۵. المحیط فی اللغة، اسماعیل بن عباد؛ بتحقیق محمدحسن آل‌یاسین، عالم الکتب، چاپ اول، بیروت، ۱۴۱۴ق.
۳۶. مرادی، علیرضا، بررسی علل تکدی در ایران، سال اول ۱۳۷۰، شماره ۱۱۰.
۳۷. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ۱۳۹۰.
۳۸. منتظری، حسینعلی، ۱۳۰۱ – ۱۳۸۸، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ترجمه و تقریر محمود صلواتی. مشخصات نشر: تهران: کیهان ،۱۳۶۷ .
۳۹. وود شرمن، دیدگاه‌های نوین جامعه شناسی دیدگاه‌های کلاسیک و رادیکال، مترجم: مصطفی ازکیا، ناشر: کیهان، محل نشر: تهران، تاریخ نشر: ۱۳۶۹.
۴۰. یزدی، سید مصطفی محقق داماد؛ قواعد فقهی، ناشر: مرکز نشر علوم اسلامی، تهران- ایران، ۱۴۰۶ ه‍ ق، چاپ: دوازدهم.

پانویس

  1. . لغت نامه دهخدا، ج 4 ص 6048
  2. . فرهنگ فارسی عمید؛ ج 1 ص 1125
  3. . أساس البلاغه، ص: 538
  4. . المحیط فی اللغه، ج‏6، ص: 305
  5. . معجم المقاییس اللغه، ج‏5، ص: 167
  6. . مرادی، علیرضا، بررسی علل تکدی در ایران، سال اول 1370، ص 5، شماره 110
  7. . کتاب العین، ج‏7، ص: 301
  8. . سوره بقره؛ آیه ۲۷۳
  9. . مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی 1390.
  10. بقره؛ آیه 177
  11. . علّامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ج 39، ترجمه موسوی همدانی، ص 146، و ج 2، ص 421.
  12. معارج آیات 24 - 25
  13. . تفسیر المیزان؛ ج39/ ص 147
  14. . همان؛ ج39/ ص 152.
  15. سوره ذاریات؛ آیه 19
  16. . مرحوم طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ج 23، ترجمه علی کاظمی فراهانی 1363، ص 306.
  17. . علّامه مجلسی، بحارالانوار، ج 96، ص 152
  18. . الخصال، ج‏1، ص: 336.
  19. . الکافی(دارالاسلامیه)/ ج5/ کتاب المعیشه/ ص88
  20. . کلینی / الکافی، ج5، ص: 72
  21. . ابن بابویه، محمد بن علی، صدوق(381ق) / امالی، ص 289
  22. . بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏93، ص: 155
  23. . معانی الأخبار، النص، ص: 279
  24. . الخصال، ج‏1، ص: 131
  25. . همان، ج‏1، ص: 229
  26. . استفتاءات جدید (مکارم)، ج 3، ص: 551
  27. . توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 2، ص: 151
  28. . باقریان، مهدی، ابطحی، سید حمید، روزنامه کار و کارگر 1372 2 8.
  29. . خمینی، روح الله، تحریرالوسیله (القول فی الصدقه)، ج۲، ص۹۲ / استفتاءات (امام خمینی)، ج 2، ص: 45 س 123
  30. . سیستانی: اگر فقر او ثابت باشد. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 2، ص: 151
  31. . خوئی، تبریزی: نباید زکات داد. همان، ج 2، ص: 151
  32. . مختلف الشیعه، ج ۸، ص ۴۸۷ / جواهرالکلام، ج ۴۱، ص ۸۱.
  33. . مستند الشیعه، ج ۱۸، ص ۲۶۱.
  34. . الدروس، ج ۲، ص ۱۳۱ / مسالک الافهام، ج ۱۴، ص ۱۹۹ / کفایه الاحکام، ص ۲۸۳.
  35. . المدونه الکبری، ج ۵، ص ۱۵۳.
  36. . حقوق مدنی (امامی)، ج 6، ص: 197 / قواعد فقه (محقق داماد)، ج 3، ص: 82
  37. . ترجمه خصال، کمره‌ای، ص 147
  38. . توضیح المسائل مراجع؛ ج1 و ج2
  39. . أجوبه الاستفتاءات (فارسی)، ص: 436
  40. شرمن و وود، دیدگاه‌های نوین جامعه شناسی ازکیا، دکتر مصطفی انتشارات اطلاعات
  41. . امام علی(ع): «الفقر موت الاکبر» / نهج البلاغه، ترجمه دشتی، حکمت 163
  42. . مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی(‏1110ق) / بحار الانوار، ج72، ص: 47
  43. . سلام. ش 115. سال اول. 25 مهر 1370. ص 5.
  44. . تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: 361
  45. . ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج 4، ص: 217