فرهنگ مصادیق:توبه از گناهان

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از توبه از گناهان)
پرش به: ناوبری، جستجو
توبه از گناهان

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ توبه – ویکی فقه
۲ توبه – اسلام پدیا
۳ نصوح کیست؟ توبه نصوح چیست؟
۴ توبه نصوح چیست و چه ثمراتی دارد؟

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ تاخیر توبه
۲ بی تفاوتی در برابر گناه
۳ تبلیغ گناه
۴ تبلیغ مراکز گناه
۵ تشویق به گناه
۶ تظاهر به گناه
۷ تعاون بر گناه
۸ تعمیر ابزار گناه
۹ حضور در مجالس گناه
10 حمایت از گناه
۱۱ سفر برای انجام گناه
۱۲ فکر گناه
۱۳ کرایه دادن خودرو برای انجام گناه
۱۴ کرایه دادن لوازم برای انجام گناه
۱۵ کرایه دادن مکان برای انجام گناه
۱۶ گناه
۱۷ نگاه به نامحرم به قصد گناه
۱۸ نگهداری ابزار گناه
۱۹ همکاری در انجام گناه
۲۰ همکاری در ایجاد مراکز گناه
۲۱ وساطت در انجام گناه
۲۲ ارتکاب گناهان صغیره
۲۳ ارتکاب گناهان کبیره
۲۴ مداهنه با اهل معصیت
۲۵ برگزاری مجالس گناه
۲۶ اقرار به گناه نزد خدا
۲۷ خرید و فروش مسجد
۲8 افتخار به گناه
29 اقرار به گناه نزد مردم
30 اقرار به گناه نزد حاکم
31 اصرار بر گناه
32 پیشگیری از گناه

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان
1 کلیپ
2 تصاویر

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: ابراهیم نبی پور
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم

مقدمه

توبه، دری ازدرهای مهم رحمت الهی است که به روی بندگان خطا کارگشوده شده است واگراین با ب رحمت گشوده نمی شد گنهکاران دریأس ونومیدی وسپس گناه بیشتر فرومی رفتند توبه شامل حال همه انسانها حتی انبیاء واولیاء می شود ولی هرکدام توبه خاص خود را دارند توبه پیامبران ازاضطراب درون آنهاست وتوبه برگزیدگان از نفسی است که از غیریاد خدا می کشند وتوبه اولیاء ازخطرات رنگارنگی است که دربرابرآنها ظاهر می شود وتوبه خواص ازاشتغال به غیر خداست وتوبه عوام ازگناهان است[۱].

تاریخچه توبه

طبق صریح آیات قرآن پیشینه توبه به زمان حضرت آدم (علیه السلام) بر می گردد. چون آدم از غذایی که نباید بخورد، چشید و از آن همه نعمت و رفاه محروم شد، متوجّه اشتباه خود گردید. او در اثر پشیمانی و ندامت، کلماتی را از خداوند دریافت کرد و به وسیلهٔ آن کلمات، توبه نمود. طبق آنچه از روایات شیعه و سنی استفاده می شود، مراد از کلماتی که آدم به وسیلهٔ آن توبه نمود، توسّل به بهترین خلق خدا یعنی حضرت محمّد و اهل بیت او (سلام الله علیها) است. چنان که در تفسیر درّ المنثور از ابن عباس نقل شده است که آدم برای پذیرش توبه اش، خداوند را به این نام ها ی مقدس قسم داد: «بحق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین (علیهم السلام)[۲].

معنای لغوی توبه، انابه و استغفار

توبه به معنای بازگشت از گناه تعریف شده است تابَ إلی اللَّه تَوْباً و تَوْبَهً و مَتاباً و تابَهً و تَتْوِبَهً: رَجَعَ عن المَعْصیَه، و هو تائِبٌ و تَوَّابٌ [۳].
واژه أناب همانند توبه به معنای بازگشت آمده (أناب: إذا تاب فرجع)[۴] ؛ قال اللَّه تعالی:وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ[۵]
استغفار به معنای طلب مغفرت است. وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ [۶].

فرق توبه و انابه

در معنای توبه و انابه نظرات متعددی بیان شده که عبارت است از:
۱. توبه پشیمانی از فعل و انابه ترک گناهان و شاهد آن قول امام سجاد (علیه السلام)است: « اللَّهُمَّ إِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً إِلَيْكَ فَأَنَا أَنْدَمُ النَّادِمِينَ، وَ إِنْ يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ إِنَابَةً فَأَنَا أَوَّلُ الْمُنِيبِينَ = خدایا، اگر پشیمانی توبه است پس من پشیمان ترین پشیمانان هستم و اگر ترک معصیت انابه است پس من اولین انابه کنندگانم
۲. توبه در افعال ظاهری است و انابه در امور باطنی.
۳. توبه رهبت( ترس و بیم) است و انابه رغبت (اشتیاق) .
۴. انابه مقامی پس از مقام توبه است.
۵. توبه بازگشت از معصیت به اطاعت و انابه بازگشت از غفلت به ذکر و فکر است.
۶. اگر سبب بازگشت، ترس از عقوبت باشد، توبه و اگر رغبت در ثواب باشد انابه است.
۷. انابه بازگشت بنده است به خدای خویش با دل و همت؛ ولی توبه بازگشت بنده است از معصیت به اطاعت. ۸. توبه واستغفار و انابه همه توجه به خداست؛ اما استغفار توجهی است که پس از توبه است و انابه توجهی است که پس از استغفار دست می دهد[۷].

فرق توبه با استغفار

میان توبه واستغفارتفاوتهایی چندوجود دارد که ازجمله آنها می توان تفاتهایی ذیل را یادکرد
۱. توبه عددومقدار مطرح نیست ولی دراستغفار گاهی عددهای بخصوص عنوان شده درقرآن عدد۷۰ آمده اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ )[۸].
برای ایشان آمرزش بخواهی و یا نخواهی (برابر است)، خداوند هرگز ایشان را نخواهد آمرزید هر چند هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهی، و این بدان جهت است که ایشان به خدا و رسولش کفر ورزیدند و خداوند مردم فاسق و عصیانگر را هدایت نمی کند ودرروایات عدد۱۰۰یا ۷۰ یا۲۵ نیز وارد شده.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) ازهیچ مجلسی بلند نمی شداگرچه کوتاه بود مگراینکه ۲۵ مرتبه استغفارمیکرد[۹].
توبه باید درحال حیات وزندگی باشد توبه پس ازمرگ فایده ای ندارد ولی ازآنجا که استغفاربه طوری است که کس دیگر می تواند انجام دهد بنابراین پس ازمرگ اونیزمی تواند برای اواستتغفارکند امام صادق(علیه السلام) فرمود هرمومن برای خدا مومن دیگری رادربیماریش عیادت کند خداوندبرای اوفرشته ای موکل می کند که درقبرش ازاو عیادت کندوتا روزقیامت برای اواستغفارکند[۱۰].

آماری ازواژه توبه درقرآن کریم وروایات

واژه توبه در۲۵ سوره قرآن کریم آمده و۸۷ مورداستعمال شده و با عنوانین مختلف : توبه.تاب . یتوبوا .توبوا .... بیش ازچهار هزار روایات بیان شده است[۱۱].
چرا باید توبه کرد؟

دلایل عقلی

رجوع به فطرت اولیه

خلقت اولیه انسان بر مبنای فطرت پاک توحیدی سرشته شده است اما گذشت زمان و گذراندن عمر در دنیایی که خوشی های آن با ناخوشی های آن درهم آمیخته و خوبی و بدی با هم توأم شده باعث شده تا این فطرت پاک که به روشنایی می درخشید با انجام معاصی و نافرمانی به زباله دانی تبدیل شود. عقل سلیم، حکم می کند که باید به همان خلقت و سرشت اولیه و مرحله ابتدایی خویش رجوع کرد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)فرمود:کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَهِ حَتَّی یَکُونَ أَبَوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِهِ
هرمولودی طبق فطرت توحیدی متولدمی شود مگراینکه پدرومادرش اورا یهودی یانصرانی یا مجوسی می کند اما ادله دیگری نیز وجود دارد که به بعضی از موارد آن اشاره می کنیم

دفع ضرر

عقل حکم می کند عقاب الهی که به وسیله معاصی و نافرمانی باری تعالی صورت گرفته بزرگترین ضرری است که متوجه انسان می شود بنابراین برای دفع این ضرر که ممکن است در قیامت دامنگیر انسان شود باید توبه کرد[۱۲].

دلیل نقلی

آیات زیادی براهمیت توبه و لزوم فوریت آن ذکرشده است آیاتی همچون:
أ ) وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ [۱۳].
ای مؤمنان همگی به سوی خدای متعال توبه کنید شاید که رستگار شوید.
ب ) قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ [۱۴].
بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه ] بر خود تجاوز کار بوده اید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است؛ و به سوی پروردگارتان بازگردید و تسلیم [فرمان ها و احکام ] او شوید، پیش از آنکه شما را عذاب آید آن گاه یاری نشوید.
ت ) وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ [۱۵] و آنان که چون کار زشتی مرتکب شوند یا بر خود ستم ورزند، خدا را یاد کنند و برای گناهانشان آمرزش خواهند؛ و چه کسی جز خدا گناهان را می آمرزد؟ و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتکب شده اند، پا فشاری نمی کنند.
چگونه باید توبه کرد:
آیا همین که فرد تنها به زبانش استغفاری بگوید (بدون آنکه در عمل جبرانی کند) کافی است و به آن همه زیبایی ها و وعده هایی که محبوب حقیقی اش در عفو و بخشش به وی داده می رسد. شکی در این نیست که انسان باید توبه کند اما کیفیت توبه را چگونه باید انجام دهد و به عبارتی انسانی که می خواهد توبه کند آیا سلیقه ای است و همینکه در دل بگوید توبه کرده ام بدون آنکه در عمل، کاری انجام دهد کافی است یا اینکه کیفیت توبه کردن را نیز از ائمه معصومین (علیهم السلام) باید اخذ کند.
اینکه عده ای بگویند توبه کرده ام و در عمل کاری نمی کنند با مبانی دینی ما هماهنگ نیست چرا که حقوق الناس با توبه دل مقبول نیست بلکه حتماً باید مال اخذ شده را به مردم برگرداند. ائمه معصومین (علیهم السلام) که همیشه راهنمای بشریت بوده اند این مسأله را به خوبی ترسیم کردند.
شخصی درحضور أمیرالمومنین گفت أستغفرالله حضرت (علیه السلام) فرمود مادرت عزادارت گردد آیا میدانی استغفارچیست (چون استغفارش به زبان تنها بود ودلش ازحقیقت آن خالی بود) استغفاردرجه علیین است درمعنی استغفارشش چیز لازم است :
۱) پشیمانی وحسرت ازاعمال گذشته
۲) عزم وإراده برترک همیشگی آن اعمال
۳) أداء کردن حقوق مردمان، به گونه ای که هنگام مردن پاک باشد وخدا را درحالی ملاقات کند که حق کسی برعهده اش نباشد
۴) هرواجب الهی که ضایع کرده جبران نماید
۵) آنچه گوشت از حرام در بدنش روئیده باحزن واندوه برآخرت آبش کند تاپوست به استخوان بچسبد وگوشت جدید دربدنش پیداشود
۶) زحمت عبادت رابه بدن خودبچشاند چنانچه خوشی وشیرینی گناه راچشانده است
هرگاه این شش چیزدرتوپیداشد آنگاه بگوأستغفرالله[۱۶].
امام خمینی ره در بیان کوتاه، ارکان توبه را «ندامت از گناه و تقصیرات و دیگری عزم بر برگشت نکردن به گناه» معرفی کرده است[۱۷].

زمان توبه

سوال اساسی در این است که با ارتکاب معصیت آیا شخص گناهکار باید در همان وقت توبه کند و یا اینکه به زمان دیگری موکول کند و به تعبیر فقهی آیا توبه وجوب فوری دارد یا خیر؟ آنچه از اخبار و اقوال بزرگان دین بدست می آید حاکی از وجوب فوری توبه در همان زمان است؛ و حکم عقلی نیز بر همین مسأله تأیید می کند. اگر به خویشتن مراجعه و عمر محدود خود را در نظر بگیریم و اینکه از مکان و زمان مرگ خود جاهل باشیم وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ [۱۸] به خوبی در میابیم که اگر مرتکب معصیتی شدیم باید از آن توبه کرد. تصور کنیم بنده ای که در پرتگاه مرگ به سر می برد اگر قبل از توبه از دنیا برود با چه سیرت و صورتی باید در محضر باری تعالی حاضر شود لقمان حکیم به فرزندش سفارش می کند:ای پسرم! توبه را به تاخیر نینداز؛ زیرا مرگ ناگهانی فرا می رسد مرگ خبر نمی کند و ممکن است پیش از آنکه گناهکار موفق به توبه شود، مرگش فرا رسد و بدون توبه از دنیا برود. گنهکاری که درتوبه مسامحه کند وبه وقت دیگرتاخیراندازد بین دوخطربزرگ خودرا قرارداده است که اگرازیکی سالم بماند به دیگری مبتلاخواهد شد اوٍل رسیدن مرگ ناگهانی به طوری که ازخواب غفلت بیدارنشود أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَائِمُونَ[۱۹] آیا دراماننداهل قریه ها که مرگ ایشان رابگیرد درحالیکه خوابیده اند دوم بواسطه پاک نکردن آلودگی خودبه توبه تاریکی وتیرگی گناهان بردل زیادمی شود که دیگرقابل پاک شدن نیست وامام صادق (علیه السلام) می فرماید:چون انسان گناه کنددردلش نقطه ای سیاه بیرون می آید که اگرتوبه کند آن نقطه ازبین می رود ولی اگرزیاد کند سیاهی زیاد می شود وبردلش چیره می شود که دیگر رستگار نمی گردد)
در قرآن مجید به این نکته اشاره شده که اگر انسان زمانی به سراغ توبه رود که در آستانه برزخ قرار گرفته و مقدّمات انتقال او از دنیا فراهم شده است و یا عذاب الهی فرا رسد (مانند توبه فرعون هنگامی که عذاب الهی فرا رسید و در میان امواج نیل در حال غرق شدن بود) توبه اش پذیرفته نمی شود، و در آن زمان درهای توبه بسته خواهد شد، زیرا اگر کسی در آن حال توبه کند، توبه او اضطراری است نه اختیاری و توأم با میل و رغبت، «وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا توبه کسانی که کارهای بدی انجام می دهند و هنگامی که مرگ یکی از آنها فرا رسد می گوید: الآن توبه کردم، پذیرفته نیست و نه توبه کسانی که در حال کفر از دنیا می روند (و در عالم برزخ توبه می کنند) اینها کسانی هستند که عذاب دردناکی برایشان فراهم شده است!»[۲۰].

کیفیت بخشش گناهان توسط توبه

برای بسیاری پیش آید که گناهان انسان چگونه بخشیده می شود و خدای غفار چگونه گناهان بندگان گنهکار خویش را می پوشاند با توجه به اینکه انسان از غیب بی خبر است، ناچاراً کیفیت بخشش را لسان معصومین (علیه السلام)که مظهر الغیب هستند می آموزیم.
امام ششم، صادق(علیه السلام) فرمود:
إِذَا تَابَ الْعَبْدُ تَوْبَهً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ فَقُلْتُ وَ کَیْفَ یَسْتُرُ عَلَیْهِ قَالَ یُنْسِی مَلَکَیْهِ مَا کَتَبَا عَلَیْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ یُوحِی إِلَی جَوَارِحِهِ اکْتُمِی عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ وَ یُوحِی إِلَی بِقَاعِ الْأَرْضِ اکْتُمِی مَا کَانَ یَعْمَلُ عَلَیْکِ مِنَ الذُّنُوبِ فَیَلْقَی اللَّهَ حِینَ یَلْقَاهُ وَ لَیْسَ شَیْ ءٌ یَشْهَدُ عَلَیْهِ بِشَیْ ءٍ مِنَ الذُّنُوبِ[۲۱]. چون بنده توبه نصوح کند،خداونداورادوست خواهد داشت ودردنیا وآخرت براوپرده پوشی می کند. من (راوی) عرض کردم :چگونه به اوپرده پوشی می کند ؟فرمود:هرچه ازگناهان را که دو فرشته موکل اوبرایش نوشته اند،ازیادشان می برد وبه اعضای بدن او وحی می کند که گناهان اورا پنهان کنید وبه قطعه های زمین (که درآنجا گناه کرده )وحی می کند که گناهانی راکه برروی شماانجام داده پنهان کنید .پس اوخداوند را آنگونه ملاقات می کند که هیچ چیزعلیه او شهادت نمی دهد .
در حقیقت آنچنان انسان گنهکار را دگرگون می سازد، که گویی اصلاً گناه نکرده است. چنانکه امام باقر (علیه السلام) فرموده اند: التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه[۲۲] توبه کننده از گناهان مانند کسی است که گناهی ندارد.

آثار و برکات توبه(نتایج درخشان توبه)

خداوندرحمان برای کارهای نیک بندگان آثار و برکات مادی و معنوی نیز قرارداده است باتوجه به جایگاه معنوی خاص توبه درنزدخداوند ونیزوسعت آثارآن ذکربرخی نتایج توبه خالی ازلطف نیست:

محبوب خدا شدن

هر کسی با اندک اعمال خویش سعی در جذب نگاه محبوب خود دارد تا گوشه چشمی به این خاک نشین کند اما راهش رانمیداند قرآن کریم که بیان کننده هرشیء وچراغ پرفروغی است انسان های گرفتار در تاریکی های جهل وسرگردانی را اینگونه راه می نمایاند که «توبه کن و بازگرد به سمت محبوب حقیقی » که خدای تعالی دوستدار تو خواهد شد خدایی که حُبُّش مطلق بوده علاقه و محبّت خود را نسبت به نادمان و توبه کنندگان این گونه اظهار می دارد که«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ »[۲۳].
«خداوند قطعاً توبه کنندگان را دوست می دارد.»

بدست آوردن نعمت الهی

اینگونه نیست که آثار توبه فقط منحصر به معنویت و آخرت باشد بلکه از جمله آثار زیبای توبه بارش رحمت الهی ونازل شدن برکات و نعمات مادی خداوند است وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی[۲۴].
وازپروردگارخویش آمرزش طلبید سپس بسوی اوبازگردید تاشما را تامدت معین به خوبی بهره مندسازد
و نیز در سوره نوح بارش و نزول رحمت الهی را با عباراتی بسیار لطیف تر از لسان رسول اولوا العزم -حضرت نوح (علیه السلام) چنین می فرمایداسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا(*)يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا(*)وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا )
آمرزش طلبید ازپروردگارتان چون بسیارآمرزنده است ازآسمان برای شما ابر بسیار بارنده پی درپی ریزنده بفرستدوشمارابه مالها وپسران مدددهد وبرای شما باغها وجویها قراردهد
نزول باران، امداد با اموال و فرزندان، قرار دادن باغها و نهرها همگی مشروط به توبه حقیقی است.

مانع نزول عذاب الهی

کلام پروردگار صراحتاً دفع عذاب را منحصر در توبه و استغفار می داند وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ «ای پیامبر»تاتودرمیان آنهاهستی خداوندآنهارامجازات نخواهدکرد وتا استغفارمیکنندعذابشان نمی کند و نیز در دعای کمیل می خوانیم «اللّهم اغفر لی الذنوب الّتی تنزل البلاء» که نزول بلاء را منحصر در انجام معصیت و دفع ان را در توبه و طلب عفو از خدای متعال معرفی می کند.

خوشحالی خداوند[۲۵] غفران الهی[۲۶] و ... را می توان از جمله آثار توبه نامید.

عوامل تأخیرتوبه

عواملی که سبب ترک و یا تأخیر این فریضه الهی می شود عبارت است از:

غفلت

در بسیاری از روایات ذکر شده که باید در توبه از گناه، تعجیل کرد و از «تسویف» یعنی به عقب انداختن آن پرهیز نمود (مبادا آثار گناه در دل بماند و با گذشت زمان تبدیل به یک خُلق و خو شود؛ در حدیثی از امام جواد (علیه السلام)می خوانیم: «تأخیرُ التَّوبَهِ اغْتِرارٌ، وَ طُولُ التَّسْوِیفِ حَیْرَهٌ ... وَ الاصْرارُ عَلَی الذَّنبِ امْنٌ لِمَکْرِ اللَّهِ[۲۷]؛ تأخیر توبه موجب غرور و غفلت، و امروز و فردا کردن سبب حیرت، و اصرار بر گناه موجب بی اعتنایی به مجازات الهی است.»

دنیادوستی

امام علیّ بن ابیطالب (علیه السلام)فرمود: «ارْفُضِ الدُّنْیَا فَانَّ حُبَّ الدُّنْیَا یُعْمِی وَ یُصِمُّ وَ یُبْکِمُ وَ یُذِلُّ الرِّقَابَ؛[۲۸] دنیاپرستی را ترک کن چرا که حبّ دنیا چشم را کور و گوش را کر و زبان را لال می کند و گردنها را به ذلّت می کشاند»!
طبیعی است که وقتی عشق به چیزی در وجود انسان چیره می شود، او را از روشن ترین واقعیّت ها غافل می کند، چشم دارد امّا گویی نابیناست، گوش دارد امّا گویی ناشنواست، زبان دارد ولی جز به آنچه به آن دل بسته است گردش نمی کند و برای رسیدن به این محبوب خود یعنی دنیا تن به هر ذلّتی می دهد)

وسوسه شیطان

همواره پیش گیری بهتر از درمان است. انسان باید بکوشد که مرتکب گناه نگردد و در صورت ارتکاب معصیت فوراً توبه کند و امروز و فردا ننماید؛ چرا که تسویف در توبه و به عبارتی به تاخیر انداختن توبه از وساوس شیطان است تا به این ترتیب توفیق توبه را از انسان سلب کند. ولی باید توجه داشت که هر چه توبه به تاخیر انداخته شود، سخت تر خواهد بود؛ چون نفس انسان طعم گناه را هر چه بیشتر بچشد، ترکش سخت تر خواهد شد
در کتاب" امالی صدوق" از امام صادق (علیه السلام)حدیثی پر معنی نقل شده که خلاصه آن چنین است:" هنگامی که آیه ۱۳۵ سوره آل عمران فوق نازل شد و گناهکاران توبه کار را به آمرزش الهی نوید داد ابلیس سخت ناراحت شد، و تمام یاران خود را با صدای بلند به تشکیل انجمنی دعوت کرد آنها از وی علت این دعوت را پرسیدند، او از نزول این آیه اظهار نگرانی کرد، یکی از یاران او گفت: من با دعوت انسانها به- این گناه و آن گناه تاثیر این آیه را خنثی می کنم، ابلیس پیشنهاد او را نپذیرفت، دیگری نیز پیشنهادی شبیه آن کرد که آنهم پذیرفته نشد، در این میان شیطانی کهنه کار بنام" وسواس خناس"! گفت من مشکل را حل می کنم، ابلیس پرسید:
از چه راه؟ گفت: فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوها آلوده به گناه می کنم، و هنگامی که مرتکب گناهی شدند یاد خدا و بازگشت به سوی او را از خاطر آنها می برم، ابلیس گفت راه همین است، و این ماموریت را تا پایان دنیا بر عهده او گذاشت"! روشن است که فراموشکاری نتیجه سهل انگاری و وسوسه های شیطانی است، و تنها کسانی گرفتار آن می شوند که خود را در برابر او تسلیم کنند، و به اصطلاح با وسواس خناس همکاری نزدیک نمایند! ولی مردان بیدار و با ایمان کاملا مراقبند که هر گاه خطایی از آنها سرزد در نخستین فرصت آثار آن را با آب توبه و استغفار از دل و جان خود بشویند و دریچه های قلب خود را بروی شیطان و لشکر او ببندند که آنها از درهای بسته قلب وارد نمی شوند؟ [۲۹].

توبه درآیینه فقه

با توجه به معنایی که در توبه ذکر شده و ابعاد مختلف آن بیان شد معلوم می گردد که توبه از جمله موضوعاتی است که در همه ابواب فقهی اعم از طهارت، نماز، خمس، امر به معروف و نهی از منکر، زکات، معاملات، عاریه، نکاح، وقف، نذر و ... مورد توجه و مورد رعایت است.

انواع توبه وانواع گناه

منکرات درای شاخه های زیادی هستند که به گناهان کبیره و صغیره و نیز همه مکروهات اعم از اخلاقی و شرعی را شامل می شود که موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی را در بر می گیرد
اگرچه توبه در معنای کلی به بازگشت از گناه تعریف شده اما این رجوع از قبایح در هریک از موضوعات فوق دارای تعریف جداگانه ای است. مثلا توبه در حقوق الله به معنای انجام فرائضی است که در آن سهل انگاری کرده و در حقوق الناس به معنای طلب رضایت از صاحب حق است که در صورت فوت شخص به معنای طلب مغفرت برای میت تعریف می شود و اگر در مسائل مالی است -اگرچه شخص فوت کرده- به معنای رد مال تعریف می شود. توبه در مسائل اعتقادی به معنای صحیح نمودن افکار و اعتقادات است که در موضوع شرک بالله به معنای رجوع از شرک و اعتقاد به توحید تعریف می شود. و این همان معنای روایتی است که از حضرت امیر(علیه السلام) نقل شده که فرمود الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَهُ الْعِلِّیِّینَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَی سِتَّهِ مَعَانٍ ... الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَی الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّی تَلْقَی اللَّهَ أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَهٌ وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَی کُلِّ فَرِیضَهٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا[۳۰].

روش تشویق به توبه

۱. ترغیب مردم با ذکر رحمانیت الهی در قبول توبه در منابر و خطابه توسط علما و طلاب
۲. ذکر داستان های واقعی به همراه آثار و برکات آن در کتب مدارس
برای مطاله بیشتر چند نمونه از مقالاتی را که در مورد توبه نگارش شده را ذکر می کنیم.
۱) توبه درقرآن مجله مبلغان نویسنده جواد خرمی مهروآبان 1384
۲) حقیقت ومراتب توبه درعرفان ونهج البلاغه ظفرنوایی خسرو علوم اسلامی تابستان 1381
۳) توبه جایگاه وفرایندتحقق آن آیه الله مصباح یزدی معرفت شهریور1388
۴) توبه وجوب فوری بازگشتی عارفانه نویسنده سیدعلی حسینی مجله فرهنگ جهاد پاییزوزمستان1382
۵) چگونگی توبه رویکردی به توبه مجله پاسداراسلام نویسنده محمداصغری نژادآبانذ۱۳۸۳ وَ السَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدی .

فهرست منابع:

• قرآن کریم.
• بحارالانوار، علامه مجلسی(ره)،چاپ بیروت دارإحیاءتراث العربی چاپ دوم سال1403.
• لسان العرب، ابن منظوم،چاپ بیروت دارالفکرللطباعه والنشروالتوزیع سال ۱۴۱۴ق چ سوم.
• چهل حدیث، امام خمینی (ره)چاپ اول ۱۳۷۱موسسه تنظیم ونشرامام خمینی (ره).
• اخلاق در قرآن، آیت الله مصباح،توبه وجایگاه وفرایندتححق آن مجله۱۳۸۸ شماره142 .
• خصال شیخ صدوق ابن بابویه مترجم جعفری یعقوب ناشرنسیم کوثرچ اول ۱۳۸۲ش.
• نهج البلاغه، سید رضی،ترجمه أنصاریان دارالعرفان چ ااول1388 .
• إرشاد القلوب إلی الصواب (للدیلمی)ناشرالشریف الرضی سال چ ۱۴۱۲ق چ اول قم.
• الکافی کتب أربعه ط دارالحدیث عربی ۱۴۲۹ ه چاپ اول قم .
• آداب سنن (ترجمه بحارالانوارج۷۳)چ اول ناشرالاسلامیه ۱۳۶۵ه ش تهران .
• فصلنامه علمی ـپژوهشی علوم اسلامی سال پنجم شماره هجدهم تابستان ۱۳۸۹ پدیدآورنده ظفرنوایی خسرو.
• الکافی (ط.الاسلامیه)کلینی محمدیعقوب دارالکتب الاسلامیه چ تهران سال۱۴۰۷ ه ق نوبت چهارم.
شیرازی، ناصر مکارم، استفتاءات جدید (مکارم)، ۳ جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) قم - ایران، دوم، ۱۴۲۷ ه‍ق

پا نویس

  1. بحارالانوارج 6 ص31 باب 20التوبه وانواعها.
  2. تفسیر درّ المنثور، ج 1، ص 60.
  3. القاموس المحیط، ج 1، ص: 52.
  4. تهذیب اللغه، ج15، ص350.
  5. زمر/54.
  6. توبه/114.
  7. ویکی فقه، معنای انابه.
  8. توبه 80.
  9. الکافی ج 10 باب استغفارص 253.
  10. آداب سنن ص244 (ترجمه ج 73 بحارالانوار).
  11. نرم افزارنور 3 جامع التفاسیر وجامع الحادیث مرکزتحقیقاتی کامپیوتری علوم اسلامی.
  12. تلخیص شده از مقاله« توبه جایگاه و فرایند تحقیق آن»، آیت الله مصباح یزدی.
  13. نور31.
  14. زمر53-54.
  15. آل عمران 135.
  16. نهج البلاغه حکمت 4171.
  17. چهل حدیث، ص275.
  18. لقمان/34.
  19. اعراف/97.
  20. نساء18.
  21. کافی. ج2، ص437.
  22. همان.
  23. بقره/222.
  24. هود/3.
  25. کافی، ج2، 435.
  26. بحارالانوار، ج6، ص 28.
  27. تحف العقول ؛ النص ؛ ص456.
  28. کافی، ج2، ص 136.
  29. تفسیر نمونه، ج 3، ص 100.
  30. نهج البلاغه/ قصار417.