تنبیه (زدن) کودکان

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تنبیه(زدن) کودکان

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: مجتبی خواجوند عابدینی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-1396/06/16
کلید واژگان: اذیت، آزار کودک، ضرب، زدن، تنبیه، فرزند

مقدمه

متأسفانه کم نیستند خانواده هایی که در کوچک ترین مسائل تربیتی و اشتباهات کودکانه اقدام به تنبیه جسمی کرده و آسیب هایی را نه به کودک بلکه به خود و جامعه وارد می کنند. نتیجه دهی زودهنگام در تنبیه بدنی سبب شده تا والدین بهترین شیوه را در همین بدانند. غافل از آنکه این شیوه، موقت و ناپایدار است و اثرات ناگواری را در روح و جان کودک باقی می گذارد که در آینده مستلزم شکست روحی و مانع کسب موفقیت های لازم او خواهد شد. درحالی که تنبیه منحصر در زدن نیست. شیوه های تنبیه و مواردی که جایگزین تنبیه بدنی است در متون دینی و روانشاسی، متعدد ذکر شده است. اگرچه روایات معدودی بر جواز ضرب کودک با شرایط خاص بیان شده است؛ اماروایات متعددی از سخنان و رفتار ائمه معصومین علیهم السلام بدست آمده که حاکی از شیوه های متعدد در کیفیت تربیت فرزند و پرهیز از هر گونه زدن است. در این مقاله سعی شده تا به ابعاد مسأله تنبیه فرزند از جهت شیوه های جایگیزین در تنبیه، پیامدهای منفی و عوامل تنبیه بدنی، موارد جواز، حدّ و مرز تنبیه بدنی و راهکار های پیشگیری از تنبیه بدنی بپردازد.

تاریخچه

تنبیه کودکان منحصر به عصر حاضر نیست. قبل از ظهور اسلام یعنی دوران جاهلیت تنبیه بدنی کودکان وجود داشته است. کودکانی که به جرم دختر بودن مورد لطف و محبت قرار نمی گرفتن و با ستم فراوان در زیر خاک های تاریک دفن می شدند.[۱] متأسفانه شیوه ظالمانه جاهلیت هنوز در عصر حاضر وجود دارد و رسوبات شرک آن با زندگی بسیاری از افراد انس گرفته است. بسیاری از افراد برای ساکت کردن، امر کردن و غیره این شیوه را درمسیر تربیت فرزندانشان اعمال می کردند. ظهور اسلام و دستورات الهی که از جانب باری تعالی صادر می شد نه تنها کودکان را مورد محبت قرار می داد بلکه با جعل قوانین دیه برای جراحت و زخم سعی در اجتناب از این شیوه غلط تربیتی نیز داشت. سیره و رفتار پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در محبت و بازی کودکان سبب شد تا فضای حاکم بر جامعه با محبت به کودکان و اجتناب از هر گونه کلمات توهین آمیز و خشونت ها هماهنگ شود.

شیوه های برخورد با کودکان

شیوه های تربیتی را باید در نگرش هر یک از والدین در مسأله تربیت فرزند بررسی کرد. بعضی از والدین با روش محبّت کردن و عده ای با قهر کردن، ناراحتی و برآورده نکردن خواسته های فرزند در شیوه تربیتی بهره می گیرند. متآسفانه تعداد اندکی نیز بر اساس کتک زدن، مجروح کردن و بهره گیری از قدرت خشم و غضب، دشنام دادن و بی حرمتی کردن دروادار کردن فرزند به کاری برای رسیدن به خواسته های خود بهره می گیرند. هر میزان که آگاهی والدین در نوع تربیت افزونتر باشد شیو های زیباتری برای چگونگی تربیت فرزند به نمایش گذاشته می شود.اگر در جامعه دیروزی اموری که انسان را از فراگیری علوم تربیتی محروم می کرد و ابزار تربیتی والدین در بهره گیری از چوب و غیره بود امروزه با گسترش علوم و آسان شدن و در دسترس قرار گرفتن مسائل تربیتی از طریق رسانه های ملی و نرم افزاری، اینترنت و کانال های تلگرام؛ این شیوه کاملاً منزوی شده در صورت مشاهده؛ جامعه نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد.
«از میان الگوهای تربیتی که برای کودک بیان شده (از قبیل الگوی تربیتی مبتنی بر سخت گیری، الگوی تربیتی مبتنی بر عدم محبّت و عدم قاطعیت، الگوی تربیتی مبتنی بر محبت و قاطعیت الگوی تربیتی مبتنی بر محبت و عدم قاطعیت، و الگوی تربیتی مبتنی بر محبت، قاطعیت و کرامت) آنچه را که اسلام بر اهمیت ان ارج نهاده و در عمل بدان اهتمام ورزیده گزینه «الگوی تربیتی مبتنی بر محبت، قاطعیت و کرامت»است. کودک در عین این که محبت می بیند اما رها نیست تا هر کاری که خواست انجام دهد از سوی دیگر در عین اینکه تربیت می شود مورد مهر و محبت و مدارا نیز واقع می شود و به همین جهت در افراط در ملامت ها و خشونت - که از شاخصه های الگوی سختگیری بدون محبت هستند- نهی شده است.»[۲]

حد و مرز تنبیه بدنی

کودک امانتی در دست والدین است. این امانت باید در سلامت جسم و روح رشد یافته و آرام آرام نردبان ترقی و کمالات را طی کرده و به مقصد حقیقی برسد. کسب موفقیت مشروط به سلامت جسم اوست. فرزندی که از لحاظ جسمی آسیب دیده باشد از موفقیت های بسیاری عقب خواهد ماند. هر گونه افراط در تنبیه و آسیب رساندن به جسم و سلامت کودک مستلزم ثبوت دین بر ذمه آنان خواهد بود. میزان تنبیه، کیفیت زدن، چه کسی یا با چه چیزی زدن(چوب، طناب، دست و پا و غیره) در روایات مشخص نشده است. همین که در روایات کلمه زدن بکار رفته هر یک از والدین نسبت به نوع زدن یک شیوه و مبنایی جداگانه دارند. بعضی از والدین که دارای ناراحتی های عصبی هستند بگونه تنبیه کرده که آثار جراحت و زخم بر اعضای بدن نمایان می شود. بعضی دیگر با سوزاندن دست و بدن فرزند به تنبیه روی می آورند. در همه اینها زدن صدق می کند. آیا مراد از زدن در روایات همه این نوع تنبیه ها را شامل می شود؟ قطعاً جواب منفی است. بنابراین نوع زدن کاملاً مجهول است. اگر در مسأله اختلاف زن و شوهر قرآن تصریح به زدن می کند و کم و کیف زدن را در لسان اهل بیت علیهم السلام به زدن با چوب مسواک[۳] تفسیر می کند؛ اما در کیفیت زدن فقها شیوه آن را بیان کرده اند:« تنبیه بدنی باید ملایم و خفیف باشد بطورى که نه موجب شکستگى و نه مجروح شدن گردد و نه باعث کبودى بدن»[۴]
« بنابراین اگر در باب تنبیه زن توسط شوهر بدین گونه برخورد شود. شیوه خاص تنبیه کودک نیز معلوم است.»[۵] حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی‏ أَدَبِ‏ الصَّبِیِ‏ وَ الْمَمْلُوکِ‏ فَقَالَ خَمْسَةٌ أَوْ سِتَّةٌ وَ ارْفُقْ[۶] حماد بن عیسی از امام صادق علیه السلام درباره تأدیب کودک و عبد سؤال کرد. حضرت علیه السلام فرمود: پنج یا شش ضربه و در آنها مدارا کن. مدارا کردن در زدن کودک همان عدم جراحت و زخم است بگونه ای که کودک احساس تنبیه والدین را نسبت به خطای خود متوجه شود.

هدف از تنبیه

شیوه های تربیت در اسلام متعدد است. تا زمانی که شیوه های تشویق، محبّت، تهدید و غیره اثر بخش و عامل رشد و شکوفایی استعداد و هدایت کودک است نباید از ابزار تنبیه کمک گرفت. تنبیه آخرین و تنهاترین شیوه تربیتی است که باید از آن کمک گرفت. هر چند در بعضی روایات از تصریح تنبیه اجتناب ورزیده و نهی شده است[۷] عن عائشة، قالت: ما ضرب‏ رسول‏ اللّه‏ صلى اللّه علیه و آله و سلّم خادما له قطّ، و لا إمرأة له قطّ، و لا ضرب بیده إلّا أن یجاهد فی سبیل اللّه[۸] هیچ گاه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله کسی را با دست خویش نزد؛ نه زن را و نه خدمتکار را مگر آنکه در حال جهاد در اه خدا بود. اما از آنجایی که هدف از تنبیه، آگاهی دادن کودک نسبت به اشتباهات و عدم تکرار آن و نیز گام برداشتن در مسیر تقوا و هدایت است؛ اگر کودکی مرتکب خطا شود در مواردی می توان از تنبیه بهره گرفت.

تأدیب

ادب در لغت به معنای رفتار های نیکو[۹] معنا شده است. هدف از تنبیه ترک رفتار های ناپسند و غیر متعارف اسلامی است. روایات معصومین علیهم السلام بهره گیری از تنبیه را تنها به شرط تأدیب و با قید «ادّب» بیان کرده اند. هر تنبیهی که خارج از این قید باشد تنبیه مورد روایات نخواهد بود. روایات شرط تنبیه را در تعداد معینی (سه بار) مشروط کرده اند که لازم است رعایت شود . رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: برای تأدیب و تربیت بیش از سه ضربه (به کودک) نزن. عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله لَا تَضْرِبَنَ‏ أَدَباً فَوْقَ‏ ثَلَاثٍ‏[۱۰]

تنبیه برای نماز

هر چند تنبیه در اسلام به عنوان یکی از شیوه های تربیتی کودکان مورد تأیید قرار گرفته است اما اکثر روایات تنبیه را منحصر در نماز معرفی کرده اند. اگر کودک نسبت به نماز اهمال کاری کرد باید با تهدید و حتی تنبیه بر انجام این فریضه او را ملزم کرد. شاید سؤال شود، کودکی که به سن بلوغ نرسیده چگونه بر نماز خواندن امر می شود و در صورت کوتاهی بر آن تنبیه می شود.؟
پاسخ این سؤال را از دو جهت بیان می کنیم:
1.هر آنچه که در دوران کودکی انجام شود زمینه یادگیری و عمل به آن برای فرزند آسانتر خواهد بود. و از آنجایی که فریضه الهی مثل نماز از آغاز بلوغ واجب می شود و تا لحظات آخر این واجب عینی باید انجام شود . همین که کودک بدون تمرین و هیچ گونه آمادگی بخواهد یک تکلیف الهی مثل نماز را در زمان های مختلف بجا آورد، برایش بسیار سخت است. عدم آمادگی بر انجام نماز، کودک را به مقاومت و ترک آن و چه بسا تنفر از نماز وادار می کند. بنابراین ترغیب به نماز قبل از بلوغ (همانگونه که در بعضی روایات بیان شده)[۱۱] برای تمرین و عادت دادن و آمادگی کودک برای دوران بعد از بلوغ است. و ترغیب به زدن هر چند برای کودک ناخوشایند است و جنبه تعلیم و تهدید دارد اما این تنبیه و تهدید در مقایسه با دوران بعد بلوغ - که نسبت به نماز سُستی کرده و اهمال کاری می کند و قدرت تصمیم گیری و مقاومت و سرسختی او در اوامر والدین بیشتر است- ارزش و غلبه دارد.
2.تنبیه کودک - بیش از آنکه تنبیه جسمانی که مستلزم کبودی و قرمز شدن و سپس دیه شود- بیشتر در مسیر تهدید است. همانگونه که تنبیه در بحث ناشزه شدن زن وارد شده است. حق زدن نسبت به همسر نیست مگر در جایی که استنکاف داشته باشد و اگر شرایط ضرب مهیا شود باید با چوب مسوالک و به گونه ای باشد که هیچ زخم و جراحت و غیره ای نباشد که در عمل با نزدن تفاوتی چندانی ندارد.
فرزند را قبل از ده سالگی برای نماز نباید زد پیامبر فرمود: عَنِ النَّبِیِّ فِیمَا أَوْصَى بِهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِین‏ علیه السلام أَدِّبْ صِغَارَ أَهْلِ بَیْتِکَ بِلِسَانِکَ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الطَّهُورِ فَإِذَا بَلَغُوا عَشْرَ سِنِینَ فَاضْرِبْ وَ لَا تَجَاوَزْ ثَلَاثا[۱۲] فرزندان خردسالت را با زبان بر نماز و وضو انس و عادت دهید و آن گاه که به ده سالگی رسیدند آنها را به خاطر سستی و سهل انگاری در نماز بزن، ولی از سه ضربه فراتر نرو.
از این روایت استفاده می شود که قبل از ده سالگی، زدن کودک برای نماز جایز نیست. البته سنی که بدین منظور مشخص شده، در روایات، متفاوت ذکر شده است (هفت، هشت، نه و سیزده سالگی)

انواع تنبیه

تنبیه بدنی اثرات نامطلوبی در روح و روان کودک باقی می گذارد. بکارگیری روش تنبیه بندی نتیجه دهی محدود و غیرثابتی دارد. اهمیت دین و تربیت دینی برای کودکان بگونه است که تمرین دادن آنان در سنین کودکی با شیوه های مختلفی در روایات تصریح شده است. هر آنچه که مستلزم فشار روحی و انزجار مسائل دینی کودک می شود نباید بکار گرفته شود. شیوه های مختلفی در بیان تربیت ارائه شده است.قرآن کریم در مسأله ناشزه بودن زن به مقدم بودن موعظه و مؤخر دانستن تنبیه اشاره کرده است. حال که کودک از سلامت قلب و فطرت پاکتری برخوردار است از نگاه دین، انتخاب تنبیه بعنوان اولین راه حل تربیت امری است غلط. دین شیوه های جایگزین متعددی را برای تنبیه بدنی بیان کرده و به عبارت دیگر انواع تنبیه را می توان در مصادیق مختلفی اعم از محبّت کردن، بی اعتنایی کردن و غیره بیان کرد.

عدم محبّت بی اعتنایی کردن(قهرکردن و عدم محبّت)

قرآن کریم از شیوه بی اعتنایی به عنوان یک ابزار تربیتی - نسبت به افراد متخلفی که وظیفه آنان اطاعت از دیگران است- بیان کرده است. بی اعتنایی و در تنگنا قرار دادن روحی در صورت تخلف زن نسبت به امر شوهر[۱۳]- در مسأله ناشزه- و نیز در مسأله تخلف سه تن از رزمندگان در همراهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جنک تبوک[۱۴] بهترین شیوه در تنبیه آنان بود که سبب شد نسبت به عملکرد خود پشیمان شده و توبه کنند.[۱۵] این شیوه تربیتی و این نوع تنبیه روحی در سخنان امام کاظم علیه السلام نسبت به شخصی که از عملکرد فرزندش ناراحت بود به صراحت بیان شده است. شخصی به امام کاظم علیه السلام نسبت به فرزندش شکایت کرد و حضرت علیه السلام در جواب فرمود: او را نزن، بلکه با او قهر کن، اما خیلی طول نکشد. قَالَ بَعْضُهُمْ‏ شَکَوْتُ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام ابْناً لِی فَقَالَ لَا تَضْرِبْهُ‏ وَ اهْجُرْهُ‏ وَ لَا تُطِلْ‏[۱۶] تأثیر این شیوه زمانی خواهد بود که در کنار محبت کردن قرار گیرد. به عبارت دیگر قهر در کنار محبت تأثیرگذار است. کودکی که در اثر محبت، وابسته به والدین خود می شود برای رفع اشتباهات او قهر شیوه ای بسیار تأثیر گذار است. در ابتدا محبت کردن و تذکر دادن و در صورت تکرار آن از قدرت قهر استفاده می شود. قهر کردن یعنی سکوت کردن و جواب ندادن و به دیگر سخن بی اعتنایی کردن به صحبت ها و خواسته های کودک؛ بگونه ای که کودک متوجه قهر والدین و دلیل این نوع قهر(که ظهور رفتارهای اشتباه اوست) شود. میزان تأثیرگذاری قهر مشروط به میزان مدّت قهر است. امام کاظم علیه السلام فرمود: «مدّت قهر نباید طولانی شود.» اگر مدّت قهر طولانی شود مستلزم بی تأثیری این روش خواهد شد. کودک به دنبال محبت است. به هر میزان که محبّت والدین نسبت به کودک بیشتر باشد وابستگی کودک نسبت به آنان افزون تر خواهد بود. و در سایه این وابستگی؛ اگر اشتباهی از او سر بزند تنبیه والدین در سایه عدم محبت و قهر کردن، در جان کودک و پذیرای سخن وی از جانب والدین بیشتر خواهد بود. لذا سعی در عدم تکرار خطاها خواهد کرد تا با تنبیه عدم محبت مواجه نشود.

اخراج موقت

«اخراج پنج دقیقه‌ای باید بدون هیچ‌گونه ملامت، سرزنش، دعوا و... و فقط با ترک صحنه و بی‌اعتنایی انجام گیرد در غیر این صورت اگر همراه با ملامت باشد اثر گذار نخواهد بود. هنگام به کار بردن این روش باید کاملاً آرامش و خونسردی و سرعت عمل را حفظ کرد و دانست که هدف اصلی جدا کردن کودک و قطع رفتار نامطلوب است. بعد از پنج دقیقه نیز باید کودک را بدون هیچ‌گونه توضیح و تفسیری صدا کنید و از گفتن این عبارت بپرهیزید:« حالا می‌تونی از اتاق خارج بشی» و یا «حالا اجازه داری با برادرت بازی کنی» نگویید که چه کاری می‌تواند انجام دهد یا انجام ندهد. خیلی ساده فقط بگویید که پنج دقیقه تمام شد.
روش اخراج موقت به خاطر انعطاف‌پذیری فوق‌العاده، در بسیاری از موارد قابل اجراست. مشخص است که اخراج موقت به راحتی و به آسانی در خانه قابل اجراست، اما با کمی ابتکار می‌توانید آن را با شرایط دیگر هم تطبیق دهید؛ مثلا اگر به گردش یا سینما می‌روید و عجله ی چندانی هم ندارید، می‌توانید خودرو را نگه دارید و بچه‌ها را از ماشین بیرون آورید و آنها را پنج دقیقه در محل‌های جداگانه قرار دهید. مطمئن باشید اگر بچه‌ها برای رسیدن به مهمانی و ... عجله داشته باشند این موثرترین تنبیه برای آنهاست تا دوباره مرتکب اشتباه نشوند»[۱۷]

عتاب کردن صوری

عتاب کردن به معنای سرزنش کردن در وقت غضب و ناراحتی[۱۸] و به عبارت دیگر سرزنش و مذمت کردن کسی با شدت و غلظت[۱۹] بیان شده است. از آنجایی که تنبیه مرحله سخت تر و بدتر از خشم در تربیت کودک به عنوان یک شیوه تربیتی ارائه شده است می توان از خشم -که مرحله پایین تر از تنبیه است را - در مسیر هدایت و تربیت صحیح فرزند بهره جست. لذا سرزنش با شدت را به عصبانیت معقول تعبیر کرد تا به صورت صوری و ظاهری از والدین ظاهر شود) اگر غضب به صورت واقعی صورت بگیرد هرچند تأثیرگذار هم باشد آثار مخرب آن به تدریج در والدین اثرگذار بوده و آسیب روحی و اخلاقی وارد می کند. الامام علی علیه السلام: عُقُوبَةُ الْغَضُوبِ‏ وَ الْحَقُودِ وَ الْحَسُودِ تَبْدَأُ بِأَنْفُسِهِمْ [۲۰] حضرت امیر علیه السلام فرمود: عقوبت و کیفر افراد عصبانی و کینه‏توز وحسود، نخست ‏به ‏خودشان می‏رسد. عتابی که با جدّیت همراه شود اختیار را سلب کرده و در نتیجه توهین و ناسزا را همراه خود می کند. بِئْسَ‏ الْقَرِینُ‏ الْغَضَبُ‏ یُبْدِی الْمَعَائِبَ وَ یُدْنِی الشَّرَّ وَ یُبَاعِدُ الْخَیْرَ[۲۱] غضب بد همنشینی است. معایب را آشکار می کند و شرّ را نزدیک می کند و خوبی را دور می کند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: تربیتی با غضب نیست.[۲۲]
اگر امر دائر شود بین اصلاح فرزند با عتاب کردن و ضرر رساندن به والدین به سبب عصبانیت آنها؛ باید عدم ضرر خود را مقدم بر اصلاح و تربیت کودک کنند. حضرت امیر علیه السلام می فرماید: وَ إِنِّی لَعَالِمٌ بِمَا یُصْلِحُکُمْ وَ یُقِیمُ أَوَدَکُمْ وَ لَکِنِّی لَا أَرَى‏ إِصْلَاحَکُمْ‏ بِإِفْسَادِ نَفْسِی‏[۲۳]من آنچه که شما را اصلاح‏ و کجى‏هایتان را مستقیم مى‏نماید مى‏دانم، ولى هرگز با تباه کردن خود شما را اصلاح‏ نمى‏کنم. بنابراین اگر والدین به صورت ظاهری و صوری برای اصلاح فرزند عتاب کرده و عصبانی شوند هم به آثار منفی غضب در وجودشان جلوگیری کرده و هم کودک را با این شیوه به تربیت صحیح رهنمون می کنند.
چه بسا عتابی که از تنبیه بدنی بدتر است و بجای تأثیر بهتر و تغییر در رفتار کودک آثار مخرّب تری نسبت به تنبیه بدنی ایجاد کند. بنابراین در میزان شدّت عتاب باید مراعات کودک و تناسب عتاب و عمل خطای صادره از کودک لحاظ شود. علاوه بر آنکه از عتاب پی در پی باید پرهیز کرد چرا که کودک را به درشتی و سرسختی نکشاند.
فی الحکم المنسوبه الی الامام علی علیه السلام: إذَا عاتَبتَ الحَدَثَ‏ فَاترُک لَه مَوضِعاً مِن ذَنبِه لئلا یَحمِلُه الإخراج عَلى المُکابَرَة[۲۴] هر گاه جوان را سرزنش کردی جایی(برای عذر آوردن) از گناه برایش قرار ده تا قرار گرفتن در تنگنا او ر ابه درشتی و سرسختی نکشاند.

محرومیت از وسایل

کودکان نسبت به وسایل شخصی و نیز خرید بعضی از اسباب بازی ها علاقه وافری دارند. خطاهای وارده او را می توان با محروم کردن موقتی از وسایل مورد علاقه اش استفاده کرد.

آثار تنبیه بدنی

تنبیه بدنی همانند دیگر منکرات دارای آثار نامطلوبی است. آثار منفی آن قبل از آنکه به کودک برسد به والدین آسیب خواهد زد.
تبیه بدنی شیوه انسان هایی است که از منطق و ارائه شیوه های تربیتی فاصله گرفته و بجای استفاده از شیوه های جایگزین و بهره گیری بهتر در رشد و تربیت کودک؛ استفاده از تنبیه را به خیال خود راحت تر و دارای نتبجه دهی زودتر تلقی می کنند. غافل از آنکه این شیوه اگر در گذشته جایی داشت در جامعه امروزی مطرود و والدین کودک مورد مذمت واقع خواهند شد. تنبیه بدنی همانند دیگر منکرات آثار متعددی است که در ذیل بیان می شود.

از بین رفتن شخصیت

قَالَ‏ النبی صلی الله علیه و آله أَکْرِمُوا أَوْلَادَکُمْ‏ وَ أَحْسِنُوا أَدَبَهُمْ یُغْفَرْ لَکُم‏‏[۲۵] کودکانتان را اکرام کنید و نیکو تربیتشان کنید که موجب بخشیده شدن شما خواهند شد. اکرام یعی به هر آنچه که در مقابل خواری قرار بگیرد گفته می شود. همانند عزت در مقابل ذلت و یا بزرگی در مقابل کوچکی.[۲۶] بزرگ داشتن و حفظ آبرو کردن، تنبه نکردن، تمسخر نکردن و هر آنچه که مستلزم بزرگ شمردن و حفظ شخصیت و تعادلات روحی کودک شود بگونه ای که احساس افتخار کند از جمله مصادیق اکرام نفس است. بنابراین کت زدن مستلزم بهم خوردن شخصیت و تعادلات روحی کودک خواهد شد. طبیعتاً به عصبانیت و بیماری های روانی و نیز توسو شدن روی می آورد.[۲۷] کودکی که در دوران کودکی راهنمایی راهنمایان خود را با عملکردشان از دست می دهد از چه کسانی باید راهنمایی بگیرد. اگر خانواده نتواند تشخیص راه از چاه کند و بجای تعلیم به تنبیه روی بیاورد آیا کودک می تواند از آنان به عنوان راهرو کمک بگیرد. تصور فرزند از خانواده کتک زدن و کتک خوردن است و بجای شخصیت پیدا کردن از خانواده، در حقیقت شخصیت گرفتن را به وی تعلیم می دهند به عبارتی دیگر او را احمق و ابلهی تصور می کنند که هیچ چیزی نمی داند و نمی فهمد. در حالی که سیره و شیوه ائمه اطهار بگونه ای دیگر است. آنان نسبت به این نکته کاملاً توجه داشته و شخصیت دادن به فرزندان را به خوبی به شیعیان تعلیم می داند. روزی حارث اعور در محضر حضرت امیر علیه السلام بود. در این حال امام علیه السلام از فرزندش امام حسن علیه السلام سؤالات متعددی فرمود: عقل چیست؟ دور اندیشی چیست؟ پستی چیست؟ بخل چیست؟ فقر چیست؟ ... امام حسن علیه السلام به همه سؤالات جواب زیبایی بیان فرمود. در این موقع حضرت امیر علیه السلام به حارث اعور فرمود: حارث این پندها و اندرزها را به فرزندان خود بیاموزید که موجب افزایش عقل و دور اندیشی و صاحب رأی شدن است.[۲۸]
سؤال کردن حضرت از فرزندش امام حسن علیه السلام در حضور حارث اعور و آموختن به وی در تعلیم این جواب ها به فرزندانشان به عنوان افزایش عقل و صاحب رأی شدن حاکی از این است که امام علیه السلام نسبت به شخصیت دادن فرزندان حتی در حضور دیگران اهتمام دارد. آیا کودک سر خورده می تواند در جامعه جایگاهی داشته باشد. والدینی که زبان زور را تفهیم می دانند قطعاً در خلاقیات هایی که کودک از خود ظهور می دهد وی را تمسخر نیز خواهند کرد. نسبت به افکار و رفتارهای سر زده اش احمق خواهند خواند و زمانی که والدین در تنبیه کودک ابایی نداشته باشند در حقیقت در همه جا به تحقیر و توهین وی اقدام می کنند و فرقی نمی کند مهمانی باشد یا مدرسه، در منزل کنار برادران و خواهران باشد یا در محیط دوستان. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله‏ رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَ وَلَدَهُ عَلَى بِرِّهِ قَالَ قُلْتُ کَیْفَ یُعِینُهُ عَلَى بِرِّهِ قَالَ یَقْبَلُ مَیْسُورَهُ وَ یَتَجَاوَزُ عَنْ مَعْسُورِهِ وَ لَا یُرْهِقُهُ‏ وَ لَا یَخْرَقُ بِهِ.[۲۹] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: رحمت خداوند بر کسی است که کودکش را بر انجام کار خیر کمک کند. سؤال شد که چگونه کودک را یاری دهد. حضرت صلوات الله علیه و آله فرمود: کارهای آسان را از کودکش قبول کند و آنچه که بر کودک دشوار و سخت است در گذر و بر او سخت نگیرد و کارهای طاقت فرسا را بر او تحمیل کند و او را جاهل و احمق نخواند.

بی اثر بودن تنبیهات بدنی

کودکی که با تنبیهات بدنی نسبت به کارهایش وادار می شود؛ به مرور زمان تحمّلش نسبت به تنبیهات زیاد و بدنش نسبت به آن مقاوم می شود. در مواردی نیز در مقام دفاع بر آمده و حتی از والدین می خواهد که دوباره به زدن وی اقدم کنند. او با این روش می خواهد بی اثر بودن تنبیهات را به والدین تفهیم کند.

خو گرفتن با منطق خشونت

کودکی که در منزل با کتک خوردن رشد می کند و با تبیه بدنی حرف ها و دستورات والدین را انجام می ودهد آرام آرام با منطق خشونت انس گرفته و این شیوه را بهترین شیوه برای اعمال خواسته خود نسبت به کوچک ترها می داند. اگر دوستان و همکلاسی های مدرسه ای او نسبت به سخنان وی عکس العملی نشان دهند قطعاً شیوه ای تعلیم یافته خود را - کتک زدن- نسبت به آنان اعمال می کند. و در آینده آسیب های اجتماعی و خسارت هایی که به جامعه وارد می کند به تناسب رشدش بیشتر خواهد بود.

مسری بودن تنبیه

کودک آینه تمام نمای والدین است. هر آنچه که در منزل می بیند تکرار می کند. او مقلّد تام در تقلید از رفتار والدین است. اگر محیط منزل کلاس یاری دادن و محبت کردن باشد کودکان همان شیوه را می آموزد و اگر پرخاشگری،خشونت و توهین و تنبیه حاکم باشد در حقیقت تمرین پرخاش گری،خشونت و تنبیه را به کودک آموزش می دهند. به عبارت دیگر همه گفتار و کردار والدین حالت مسری دارد. کودک به مشابه رباطی می ماند که هر دستوری به وی داده شود همان را انجام می دهد. او توجه به نیت و قصد ندارد او رفتار را می بیند و گفتار را می شنود. قصد تربیت باشد یا نباشد، خوب باشد یا بد، زشت باشد یا زیبا همه اعمال را به مشابه رباط ظهور می دهد. زمانی که والدین خشونت و تبیه را در منزل ترویج می دهند کودک به درس خشونت و تنبیه را می آموزد. او احساس می کند همین درست است و همان را انجام می دهد. به دیگر کودکان با درشتی و پرخاشگری سخن می گوید و در صورت نیاز از قدرت زور استفاده می کند. چرا او درستی و نادرستی اعمالش را از والدین آموخته است.
« تنبیه علاوه بر این که اثر مثبت تربیتی ندارد، صدمه زدن به دیگران را توجیه می کند. وقتی که کودکان تنبیه می شوند، تنها چیزی که می آموزند این است که در بعضی موقعیت ها صدمه زدن به دیگران جایز است.»[۳۰]

ترسو شدن کودک

والدینی که با تنبیه و خشونت انجام کار و نهی از آن را به کودکشان تفهیم می کنند آثار زیبانبار ترس و بزدلی را در درون کودک می کارند. تصور کودک از والدین خود که بجای محبت کردن؛ تنها خشونت و تنبیه را به وی آموخته اند قطعاً نسبت به دیگران که توقع محبت را ندارد با دیده ترس به آنها نگاه می کند. در کوچکترن امر و نهی از ترس تنبیه نشدن به انجام کار می رود و به تدریج اراده کودک سُست و قدرت تصمیم گیری اش در اثر غلبه ترس از بین خواهد.

آسیب جسمانی دیدن

تنبیه بدنی مستلزم آسیب های جمسانی نیز می شود. کودکانی از قدرت جسمانی بسیار ضعیف و در مقابل خطرات احتمالی و نیز نتبیهات ناچیز کم تحمل اند. سیلی زدن به صورت احتمال پارگی پرده گوش و یا زخمی کردن چشم را افزایش می دهد. پدری که از نیروی جسمانی قویتری برخوردار است حالت خشم که سیستم عصبی انسان را تحریک می کند و در مقام عمل و تنبیه دیگران نیروی خشم مضاعف می شود و دراین حالت است که انسان قدرت تصمیم گیری ندارد و در نهایت قدرت، اعمال زور می کند و و مستلزم نقص عضو در بدن کودک می کند. تنبیه تأدیب هدفمند است. کودک نسبت به علت تنبیه آگاهی می یابد کیفیت تنبیهی که در روایات بیان شده از هرگونه ایجاد زخم و جراحت نهی کرده و در بعضی روایات از زدن به صورت نیز نهی شده است. شخصی خدمت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله آمد و گفت: ای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خانواده ام مرا خشمگین می سازند به چه چیزی آنان ر ا مجازات کنم؟ فرمود: درگذر . این جواب سه بار تکرا شد. سپس فرمود: اگر مجازات کردی به اندازه اشتباه مجازات کن و از (زدن به ) صورت پرهیز کن.[۳۱]
تنبیه باید هدفمند باشد. تنبیهی که در مسیر تأدیب نباشد و یا بیش از سه بار زده شود مستلزم قصاص در قیامت خواهد بود. عَنِ النَّبِیِّ فِیمَا أَوْصَى بِهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِین علیه السلام‏ لَا تَضْرِبَنَّ أَدَباً فَوْقَ ثَلَاثٍ فَإِنَّکَ‏ إِنْ‏ فَعَلْتَ‏ فَهُوَ قِصَاصٌ‏ یَوْمَ‏ الْقِیَامَةِ[۳۲]
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله به حضرت امیر علیه السلام وصیت کرد و فرمود: تنبیه برای تأدیب نباید بیش از سه مرتبه باشد و اگر بیش از سه مرتبه باشد در روز قیامت قصاص خواهد شد.

موقتی بودن نتیجه تنبیه بدنی

شیوه های تربیتی جایگزین تنبیه اعم از محبت و غیره از تأثیر دوچندان و استمرار مادام العمر را به همراه دارد. از طرفی تنبیه کاملاً در تضاد و در مقابل آن قرار دارد. تأثیرش کمتر و استمرارش کوتاه خواهد بود. هر چند تنبیه بدنی کودک را وادار بر کار و یا ترک کاری می کند اما انجام کار و عدم آن تنها در حضور والدین است. به عبارتی اگر دروغ نگفتن کودک بر اساس تنبیه بدنی باشد این امر تنها در حضور والدین خواهد بود و اینکه تنبیه چه میزان تأثیری در دروغ نگفتن در محیط مدرسه و نزد دوستان کارساز دارد باید نتیجه آن را بسیار بسیار ضعیف ارزیابی کرد.

عقده ای شدن نسبت به والدین

دین با ترغیب و تشویق کردن والدین به محبت فرزند، بوسیدن، دست بر سر وی کشیدن و غیره و نیز بیان حقوق متقابل برای هر یک، سعی در ایجاد محبتی طرفینی نسبت به هر کدام از فرزند و والدین است. محبت کردن آثار متعددی دارد و بر عکس تنبیه بدنی مستلزم عقده و کینه شدن فرزند است. کودک مشاهده می کند ؛هر زمانی نسبت به خطاها و اشتباهات کودکانه اش با چوب و کتک تنبیه می شود و در اوامر والدین خشونت و عصبانت را مشاهده می کند به تدریج فطرت پاکشان به سوی تنفر و بیزاری سوق پیدا کرده و کدورت و کینه والدین را به دل می گیرد. حضرت امیر علیه السلام فرمود:«علت فتنه ها و آشوب ها کینه توزى است»[۳۳]
در محیط بیرون خانه، دوستان و کودکان بسیار را مشاهده می کند که والدین آنان بجای تنبیه، محبت می کنند و در پارک ها به بازی با فرزندان خود توجه دارند. تنبیه شدن در منزل و مشاهده محبت دیگر والدین نسبت به فرزندانشان عقده حقارت و ایجاد کینه را در دل کودک پرورش می دهد. چنین کودکی پس از سپری شدن زمان و رشد، نسبت به رفتن منزل، تردید می کند و پارک ها و یا منزل دوستان را محیط امن تری نسبت به منزل خود می داند. علاوه بر آنکه «در بزرگسالی نسبت به سخنان و توصیه های والدین خود عکس العمل نشان داده و به راحتی بی احترامی کرده و از اینکه در سنین پیری آنان را به سرای سالمندان ببرند هیچ مشکلی ندارند.»[۳۴]

انواع تنبیه

تنبیه را می توان به دو تنبیه بدنی و تنبیه روحی(غیرجسمی) تفکیک کرد. تنبیه بدنی دو آسیب اساسی وارد می کند.
اول به جسم.
دوم به روح و روان کودک.
در تنبیه جسمی که غالباً با خشم همراه است سبب می شود تا کودک امری را که بدان علاقه ای ندارد از روی اکراه انجام دهد. اجبار کردن کودک در حقیقت؛ تنگا قرار دادن اوست. تکرار این امر هر چند به نتیجه موقتی خواهد رسید اما این نتیجه استمرار نخواهد داشت. امر اجباری هیچگاه ثمربخش نبوده است. حضرت امیر علیه السلام فرمود: فَإِنَّ الْقَلْبَ‏ إِذَا أُکْرِهَ‏ عَمِیَ‏[۳۵] قلب زمانی که مجبور شود کور خواهد شد. کوری قلب یعنی لجاجت کردن و تکرار اشتباهات بدون توجه به توصیه های دیگران است.
«تنبیه این نقص کلی را دارد که غالباً برای اصلاح باطنی و واقعی کودک مؤثر واقع نمی مشود و میل به اصلاح را در او به وجود نمی آورد. برای ترس از تبیه ممکن است ارتکاب علنی عمل خلاف، اجتناب نماید لیکن عیب را از ریشه اصلاح نیم کند بلکه در خفا باقی گذاشته تا در جای دیگر ظهور دهد حتی ممکن است از ترس تبیه به فریب دادن و دروغ گویی و ریاکاری متوسل شود»[۳۶]
اما تنبیه غیربدنی که در حقیقت شکل دهنده تربیت حقیقی کودک است بسیار تأثیرگذارتر از تنبیه جسمی خواهد بود. در تنبیه غیر بدنی، کودک به تناسب خطای صورت گرفته اش تبیه می شود.
« در تنبیه باید، بین جرم و تنبیه سنخیت باشد. مثلاً اگر درس حسابش را حاضر نکرده تمرین مسأله و حساب به او بدهید، اگر کیف و لباسش را پخش کرده وادارش کنید آنها را سرجای خودشان بگذارد نه اینکه از مجلس مهمانی محروش کنید؛ اگر در مجلس مهمانی بی انضباطی کرده از رفتن به مهمانی محرومش کنید نه اینکه از پول توجیبی محرومش کنید»[۳۷]

علل و انگیزه

برای تنبیه بدنی علل و انگیزهایی ذکر شده که در ذیل بیان می کنیم.

خستگی و بی حوصله بودن

خستگی کار مستلزم بی حوصلگی انسان می شود. والدینی که همه اهتمام خود را صرف کار و کسب درآمد بیشتر می کننند کمتر برای کودک وقت می گذراند. هرچند کسب کار و رفع نیازهای زندگی از اولویت هاست اما توجه کردن به کودک که سرمایه اصلی زندگی به شمار می رود همانند کسب درآمد باید به عنوان یک نیاز اساسی مورد توجه شود. تنبیه و خشنونت سلاح انسان های ناتوان است. از والدینی که کنترل خشم ندارند و به آسانی و با کوچکترین مسائل ابتدایی کودک خشمگین شده و از نیروی دست برای سیلی زدن و یا کتک زدن با چوب برای ساکت کردن کودک کمک می گیرند نباید توقع تربیت فرزند سالم را داشته باشند. پدری که از محیط کار، خسته برگشته و منزل را محل استراحت و آرامش می داند با حضور کودکی که به اقتضای سن باید بازی کند و ایجاد سروصدا و بازی برای وی به عنوان یک نیاز مبرم تلقی می شود ناسازگار است. قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله مَنْ‏ کَانَ‏ عِنْدَهُ‏ صَبِیٌ‏ فَلْیَتَصَابَ لَهُ‏[۳۸] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود : کسی که در نزد او کودکی وجود دارد باید با وی کودکانه رفتار نماید. در «رفع نیاز کودک با بازی کردن» و «رفع خستگی پدر با استراحت کردن در محیط آرامش خانه»؛ خستگی کار مانع بازی کردن برای رفع نیاز کودک می شود.
اینجاست که گذشت کردن از استراحت برای والدین که از فرط کار خسته و بی حوصله شده اند بسیار مشکل بوده و نیاز خود را مقدم بر نیاز کودک کرده و برای ساکت کردن کودک از نیروی خشم و تنبیه استفاده می شود.

عدم دقت والدین در گام های نخستین

همانگونه که از محبت به عنوان یک شیوه تربیتی استفاده می شود به همان اندازه باید از افراط در محبت نیز برحذر بود. امام باقر علیه السلام فرمود: شَرُ الآباءِ مَن دَعاهُ البِرُّ اِلىَ الافراطِ[۳۹] بدترین پدران کسانی هستند که نیکی کردن؛ او را به زیاده روی وا دارد. زیاده روی در در محبّت، توقعات و خواسته ای کودک را بیشتر کرده و سبب ناراحتی و عصبانیت والدین و در نتیجه تنبیه می شود. اگر کودک هر آنچه که نیاز به بازی داشت برایش فراهم شود و هر آنچه که دلش خواست خریداری شود و مدیریتی در خرید خواسته هایش نباشد بتدریج خواسته های کودک بیشتر شده و هر آنچه که در دست دیگران مشاهده می کند از والدین خود تقاضا می کند. تقاضاهای بی رویه و هزینه کردن های نابجا نتیجه اش ناراحتی والدین و در مواردی عصبانیت و تنبیه فرزند می شود.

رابطه عاطفی برقرار نکردن (وقت نگذاشتن)

اگر با سعی و تلاش، کسب درآمد شود بدون آنکه ارتباط عاطفی برقرار شود و یا با کودک بازی کند و تنها با امر و نهی، خشونت و تنبیه امور تربیتی و ظایف دینی را به کودک بیاموزند درآینده نه چندان دور، درآمدهای حاصله که با سعی تلاش و وقت گذاشتنِ بدان، بدست آورده باید صرف آسیب های اجتماعی کودک کند. مَن قَـبَّلَ وَلَدَهُ کَـتَبَ اللّهُ‏ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حَسَنَةً وَمَن فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللّهُ‏ یَومَ القیامَةِ[۴۰] هر کس فرزندش را ببوسد ، خداوند عزّوجلّ براى او ثواب مى‏نویسد و هر کسى که او را شاد کند ، خداوند روز قیامت او را شاد خواهد کرد.

ضعف اخلاقی والدین

همه انسان ها از ابتدای بلوغ تا وقت مرگ باید اهتمام در تربیت نفس خود داشته باشند. تربیت نفس نداشتن و قصد تربیت کردن دیگران (خواه فرزند باشد یا دانش آموز و یا جامعه مردم) امری است مذموم و مطرود در روایات و اصول روانشاسی. حضرت امیر علیه السلام فرمود:‏ مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماًفَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِم‏[۴۱] حضرت علیه السلام فرمود: آن که خود را در مرتبه پیشوایى قرار مى‏دهد باید پیش از مؤدب نمودن مردم به مؤدب نمودن خود اقدام کند، و پیش از آنکه دیگران را به گفتار ادب نماید، باید به کردارش مؤدب به آداب کند، و آن که خود را بیاموزد و ادب نماید به تعظیم سزاوارتر است از کسى که فقط دیگران را بیاموزد و تأدیب کند.
والدینی که نسبت به تربیت خود غافل و رفتار عملی آنان تنها در خشم و تنبیه و از گفتارشان کلمات توهین و تحقیر جاری می شود آیا می توانند الگوی عملی فرزند قرار بگیرند. پدری که نیازمند به تعلیم و محبت است چگونه می تواند به فرزند خود، درس محبت بیاموزد. تربیت نفس نداشتن و در مسیر کنترل نفس و تربیت نفس نبودن بزرگترین عامل ناهنجاری - تنبیه- می شود.

تعریف نشدن وظایف کودک

والدینی در تربیت و تعلیم وظایف کودک کوتاهی می کنند و تمایزی برای خوب و یا بد بودن افعال به کودک نمی آموزند و به امر و نهی دستوری و یا جواب خوبه یا بد بودن بسنده می کنند. توقع دارند کودکشان همه آنچه را که به او گفته اند درک کند، تحلیل کند و دیگر تکرار نکند. در حالیکه باید با کودک سخن گفت و اهداف و مقصد نکات تربیتی را به وی آموخت. وظایفش را به وی تعلیم داد. قبل از مهمانی رفتن، نکات مورد رعایت در مهمانی را باید به وی آموخت. کیفیت نماز خواندن را به او یاد داد، چگونه سخن گفتن و سلام کردن و دیگر مسائل اجتماعی و تربیتی را در مکان های مختلف و در مراحل متعدد رشد باید آموزش داد. کودکی که به خاطر عدم آگاهی و علم مرتکب اشتباه شده نباید تنبیه شود؛ هر تعلیمی نیازمند زمان برای تثبیت در جان کودک است. متأسفانه والدین از کودک انتظار رفتار بزرگسالان را دارند. تا نکته ای را به او آموخته اند منتظر عمل از او هستند. اگر چیزی به او یاد داده اند توقع عدم اشتباه دارند. و در صورت ارتکاب اشتباه با خشونت و تنبیه تفهیم می کنند.

تبعیت از شیوه نادرست پدران

تنبیه یکی از شیوه های تأدیب است نه همه شیوه. بعضی والدین تنها شیوه تربیتی را در تنبیه می دانند. داد زدن، پرخاشگری، تندخویی، ناسزاگفتن و در آخر تنبیه کردن با هر شیوه و با هر وسیله ای. علت آن را تأدیب و برگرفته از شیوه سنتی پدران خود می داند. آنان بر این باورند که تنبیه پدرانشان نسبت به خود و یا برادران نسبت به ترک کارهای و یا انجام آن بسیار کارساز بوده است. زمانی که در انواع شیوه های تربیتی، تنبیه را انجام می دهد و نتیجه آنی را مشاهده می کند ذهنیت و تصورش نسبت به عملکرد پدرانشان تصحیح و تثبیت می شود. مدعی است که هیچ شیوه ای بهتر از این شیوه نیست. البته آنچه را که اسلام بیان کرده و آنچه را عرف جامعه انجام می دهد دو مبنای جداگانه ای دارد. قال الامام علی علیه السلام: لا تقسروا أَولادَکُم عَلَى آدَابِکُم فَإنَّهُم مَخلُوقُونَ‏ لِزماَنٍ‏ غَیرَ زمانِکُم‏[۴۲] فرزندانتان را برآداب خود تربیت نکنید؛ چرا که آنها برای - آینده و - زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.
شناخت زمان و درک کودک دو عنصر مهم در تربیت است. ضریب هوشی و رشد و آگاهی کودکان در جامعه امروزی با آنچه که در قدیم انجام می شد تفاوت چشمگیر و محسوسی دارد. نوع غذا، کیفیت بازی، توجه به احساسات و عواطف کودکانه و فراهم بودن امکانات رفاهی کودکان در جامعه امروزی با آنچه که در جامعه سلف وجود داشته است قابل مقایسه نیست. کودکی که در چنین محیطی زندگی می کند شیوه تربیتی او نیز باید با ظرافت دقیق تری انجام گیرد.

تنبیه بدنی در آینه فقه

اگر کودک مرتکب بعضی از گناهان مثل زنا[۴۳] و یا سرقت [۴۴]شود مستلزم حکم تغزیری خواهد شد. بنابراین احکام تعزیری از جانب حاکم شرع برای کودک ثابت است. اما در جواز تنبیه بدنی کودک توسط والدین در هر زمان و مکانی و نیز به صرف ولایت داشتن والدین، نمی توان حکم به جواز تنبیه کرد. تنبیه ابزاری است برای رسیدن به هدف و این هدف باید مشروع باشد.
فقها حکم فقهی تأدیب فرزند را مشروط به متعارف بودن به گونه ای که مسلتزم سرخی بدن، کبودی و یا جراحت نشود دانسته اند. و در آن قصد عقلایی مثل تأدیب باشد و یا قصد نهی از منکر[۴۵] را شرط کرده اند. در کتب فقهی برای هر تنبیه بدنی که مستلزم جراحت و زخمی شدن جسم شود دیه ای تعین شده است.
و از آنجایی که پرداخت دیه حق کودک است این مال باید نگهداری شود و پس از بلوغ به طفل پرداخت شود و یا بعد از بلوغ طلب حلالیت از فرزند بگیرد. علاوه بر آنکه «پدر می تواند به مقدار دیه از هزینه‌ى نفقه فرزند حساب کند»[۴۶]
به خاطر اهمیت بحث سعی شده استفتاءاتی که در مسأله تنبیه بدنی از مراجع عظام تقلید شده است در ذیل آورده شود.

استفتاء

سؤال: با توجه به اینکه مسأله تنبیه بدنى، از مسائل مبتلا به در مدارس است، چنانچه تنبیه از ناحیۀ معلمین یا سایر مسئولین مدرسه باشد حکم آن چیست؟
پاسخ: در مواردى که تأدیب متوقف بر تنبیه بدنى باشد و ولى اذن بدهد، تنبیه به مقدارى که موجب دیه نشود، شرعاً مانعى ندارد. ولى اگر تنبیه‌بدنى بر خلاف مقررات جمهورى اسلامى ایران باشد مطلقاً جایز نیست. ضمناً زدن و تنبیه بدنى گاهى موجب دیه مى‌شود که به قرار ذیل است: اگر سیلى زدن به صورت موجب سرخى صورت شود باید 5/ 1 مثقال شرعى طلاى مسکوک که هر مثقال 18 نخود است به او بپردازند. و اگر موجب کبود و سبز شدن صورت شود 3 مثقال. و اگر سیاه شد 6 مثقال و اگر جاى دیگر بدن بواسطه زدن سرخ یا کبود یا سیاه شد، باید نصف آنچه گفته شد بعنوان دیه پرداخت شود.[۴۷]
سؤال: شخصى به گمان خودش با غرض عقلایى، کسى را زده است مثلًا به منظور تأدیب یا به قصد نهى از منکر زده است، آیا در این فرض دیه یا ارش ثابت است؟
پاسخ آیت الله فاضل ره: بلى در هر موردى که زدن، مجوّز شرعى نداشته و با اذن حاکم شرع نباشد دیه یا ارش ثابت است. [۴۸]
سؤال: تنبیه بدنى همسر و کودکان به منظور تأدیب جایز است یا نه؟
پاسخ آیت الله گلپایگانی ره: در غیر تعزیر و حدّ که اجراء آن وظیفه حاکم شرع است زدن زن یا طفل جایز نیست مگر موارد مخصوصه که شرعا اجازه داده شده مثل موردى که امر بمعروف یا نهى از منکر موقوف به آن باشد یا بعض مراتب نشوز زن که بر شوهر جایز است تأدیب یا در تمرین طفل به نماز در ده سالگى و امثال آنها و در موردى که شرعا اجازه داده شده نباید طورى بزند که موجب دیه شود مثلا رنگ پوست بدن سرخ شود.[۴۹]
سوال اگر پدر فرزند خود را براى تأدیب بزند، و موجب جراحت یا سیاهى یا قرمزى پوست شود آیا دیه دارد؟ و اگر براى تشفّى خاطر و در أثر غضب بزند آیا دیه دارد؟
پاسخ امام خمینی ره با فرض این که موجب جرح یا سیاهى یا قرمزى شود دیه دارد.[۵۰]
سؤال: خانواده‌اى که کودکشان را تنبیه بدنى کرده‌اند و موجب سرخى و کبودى بدنش‌ شده‌اند، آیا باید دیه بدهند؟
پاسخ آیت الله بهجت ره: بله، باید دیه بدهند؛ مگر پدر باشد که گفتیم به مقدار دیه مى‌تواند از هزینه‌ى نفقه او حساب کند.[۵۱]
سؤال: اگر مادرى فرزند خود را بزند و بدن فرزند سرخ شود، این عمل مادر دیه دارد؟ آیا مادر باید حلالیّت بطلبد؟
پاسخ آیت الله بهجت ره: بله، دیه دارد.[۵۲]
سؤال: معلّمى که شاگرد خود را کتک بزند بحدّى که دیه واجب شود، دیه را به ولىّ شرعى مى‌دهند یا بعد از بلوغ به فرد مضروب؟ و اگر دیه را به پدر کودک دادند آیا او مى‌تواند مصرف کند یا باید نگهدارد و بعداً به فرزند بدهد؟ و اگر کودک کتک خورده بعد از بلوغ و رشد فکرى بگوید من راضى هستم و پدر قبلًا مقدار دیه را مصرف کرده باشد باید برگرداند یا خیر؟
پاسخ آیت الله صافی:در فرض سؤال باید دیه به ولىّ شرعى طفل پرداخت شود و ولىّ باید دیه را براى طفل حفظ کند یا به مصارف لازم او برساند بلى ولىّ مى‌تواند بعنوان قرض‌ دیه را مصرف نماید و بعد از بلوغ طفل به او بپردازد و طفل بعد از بلوغ مى‌تواند عفو نماید و عین دیه را اگر باقى باشد یا عوض آن را به جانى برگرداند ولى بر ولىّ میت که طبق ولایت عمل کرده چیزى نیست.[۵۳]
راهکارهای پیشگیری از تنبیه کودکان
برای پیشگیری از رفتار خشن با کودکان می توان از راهکارهای ذیل استفاده کرد.
1. برگزاری کلاس های تربیت فرزند برای خانواده ها با موضوع آسیب شناسی تنبیه بدنی در مساجد محله، صدا و سیما، کانون های فرهنگی و غیره توسط کارشناسان خانواده و علوم تربیتی
2. ساخت فیلم و مستند برای بهتر نشان دادن آسییب ها و مضرّات حاصله از تنبیه بدنی
3. افزایش آگاهی والدین در علوم تربیتی قبل از تولد فرزند
4. بهره گیری و ارتباط با مشاوران علوم تربیتی
5. مطالعه سیره اهل بیت علیهم السلام در تربیت فرزندان
6. آموزش کودکان از طریق رسانه ها و بازی های رایانه ای

مقالات و کتب برای مطالعات بیشتر

کتاب

1) حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم السلام، محمد جواد طبسی
2) تنبیه و تشویق کودکان خردسال، رضا پور حسین
3) آیا تنبیه بدنی آخرین راه حل است؟ فریده حیدر لو
4) تنبیه آری یا خیر - مجید همتی

مقالات

1. تنبیه بدنی کودکان و راه حل های جایگزین» فرض الله قلی زاده کلان
2. عوامل و ریشه های تنبیه بدنی کودکان: رویکردها و راهکارها، محمدرضا حسنی، عیسی عابدینی ابراهیم ابراهیمی ،کمال کوهی
3. بررسى تحلیلى تنبیه از منظر روایى، فقهى و روان‏شناسى» سیدجواد حسینى
4. تنبیه بدنی و تاثیر آن در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ابتدایی»، حمزه علی نصیری
5. تنبیه بدنی کودکان از منظر روایات، دکتر محمد رسول آهنگران
6. بررسی تحلیلی تنبیه از منظر روایی، فقهی و روان شناسی
http://www.bashgah.net/fa/content/show/46918
و الحمد لله رب العالمین
و السلام علی من اتبع الهدی
و اخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

پانویس

  1. . نحل/59
  2. . حکمت نامه کودک، آیت الله ری شهری، تلخیص از ص183 تا 185
  3. . من لا یحضره الفقیه؛ ج‌، ص: 521
  4. . تفسیر نمونه ج‏3 373
  5. . ( مقاله تبیه بدنی در اسلام: برگرفته از کتاب حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم السلام)
  6. . الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏7 ؛ ص268
  7. . عدة الداعی و نجاح الساعی ؛ ص89
  8. . حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار علیهم السلام ؛ ج‏1 ؛ ص310
  9. . مجمع البحرین، ج2، ص 5 و مصباح المنیر، ج2، ص9
  10. . مجموعة ورام ؛ ج‏2 ؛ ص154
  11. . الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏4 ؛ ص83 و من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏1 ؛ ص281
  12. . مجموعة ورام ؛ ج‏2 ؛ ص155
  13. . والتى تخافون نُشوزهُنَّ فعِظوهُنَّ واهجُروهُنَّ فِى المضاجِعِ .... (نساء/34)
  14. . وعَلَى الثَّلثَةِ الَّذینَ خُلّفوا حَتّى‏ اذا ضاقَت عَلَیهِمُ الارضُ بِما رَحُبَت وضاقَت عَلَیهِم انفُسُهُم وظَنّوا ان لا مَلجَا مِنَ اللَّهِ الّا الَیهِ ثُمَّ تابَ (توبه/118)
  15. . (تفسیر نمونه، ج‏8، ص: 169)
  16. . عدة الداعی و نجاح الساعی ؛ ص89
  17. . سایت تبیان، مدیراعظم میثاقی‌نژاد «کارشناس آموزش و پرورش»
  18. . عَلَیْهِ (عَتْباً) مِنْ بَابَىْ ضَرَبَ وَ قَتَلَ و (مَعْتَباً) أَیْضاً لَامَهُ فِى تَسَخُّطٍ فَهُوَ (عَاتِبٌ‏) مُبَالَغَةٌ (المصباح المنیر ج‏2 391)
  19. . التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ج‏8 23
  20. . غرر الحکم و درر الکلم ؛ ؛ ص466
  21. . غرر الحکم و درر الکلم؛ ص310
  22. . غرر الحکم و درر الکلم، ص 770
  23. . نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ ص99
  24. . شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید ؛ ج‏20 ؛ ص333، ح819
  25. . مکارم الاخلاق، طبرسی، ص222
  26. . التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج10، 46
  27. . آیین زندگی، ابراهیم امینی، ص365
  28. . معانی الاخبار، محمد بن علی -ابن بابویه- ص401
  29. . الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏6 ؛ ص50
  30. . روزنامه جام جم، 27//1/1386 منیر اعظم میثاقی نژاد
  31. . عن اسد ابن وداعه: اَنّ رجلاً یقال له جزى، اتى النّبى (صلى الله علیه وآله)، فقال: یا رسولَ اللّهِ اِنّ اهلى یَعصونى فَبِمَ اُعاقُبهم؟ قال: «تَعفوا»، ثُمَّ قالَ الثّانیةَ حتى یُقال ثلاثاً، قال: «اِن عاقبتَ فعاقِب بِقدرِ الذَّنبِ وَ اتَّقِ الوَجهَ.»
    (الاصابة، ج1، ص 586)
  32. . مجموعة ورام ؛ ج‏2 ؛ ص155
  33. . غرر الحکم، ص395، ح13
  34. . ویکی پدیا، تنبیه بدنی
  35. . نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ ص503، ح193
  36. . آیین تربیت؛ آیت الله امینی، ص371
  37. . آیین تربیت؛ آیت الله امینی، ص372
  38. . من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏3 ؛ ص483
  39. . جمل من انساب الأشراف، أحمد بن یحیى بن جابر البلاذرى (م 279)، ج4، ص84
  40. . الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏6 ؛ ص49
  41. . نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛قصار73 ؛ ص513
  42. . شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید ؛ ج‏20 ؛ ص267
  43. . وسائل الشیعة، ج‏28، ص82
  44. . وسائل الشیعة، ج‏28، ص 293
  45. . جامع المسائل، آیت الله فاضل ره، ج‌، ص: 476 س 266
  46. . استفتاء، آیت الله بهجت ره، ج4، ص515، سؤال 6306
  47. . جامع المسائل، آیت الله فاضل ره، ج‌، ص: 475س 265
  48. . جامع المسائل، آیت الله فاضل ره؛ ج‌، ص 476 ، سؤال266
  49. . مجمع المسائل، آیت الله گلپایگانی ره ؛ ج‌، ص: 266س 138‌
  50. . استفتاءات، امام خمینی ره؛ ج‌، ص: ،475، سؤال 34 ، جامع المسائل، آیت الله فاضل ره، ج1، ص518، سؤال1958
  51. . استفتاء، آیت الله بهجت ره، ج4، ص515، سؤال 6306
  52. . استفتاء، آیت الله بهجت ره، ج4، ص515، سؤال 6307
  53. . جامع الاحکام، آیت الله صافی، ج2، ص342،
    منابع
    حکمت نامه کودک، آیت الله محمد محمدی ری شهری، مترجم و همکار: عباس پسندیده، قم؛ دارالحدیث، 1385
    آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381
    عدة الداعی و نجاح الساعی، ابن فهد حلى، احمد بن محمد، ، 1جلد، دار الکتب الإسلامی، چاپ: اول، 1407 ق.
    تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازى، ناصر، 28جلد، دار الکتب الإسلامیة - ایران - تهران، چاپ: 10، 1371 ه.ش.
    مجمع البحرین، طریحی، فخر الدین بن محمد، 6جلد، مرتضوى - تهران، چاپ: سوم، 1375ش.
    غرر الحکم و درر الکلم (مجموموعة من کلمات و حکم الإمام علی علیه السلام)، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الکتاب الإسلامی - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.
    مکارم الأخلاق، طبرسى، حسن بن فضل، 1جلد، شریف رضى - قم، چاپ: چهارم، 1412 ق / 1370 ش.
    نهج البلاغة (للصبحی صالح)، شریف الرضى، محمد بن حسین، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق. الکافی (ط - الإسلامیة)،کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.
    جموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبیه الخواطر، ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى - عطایى، محمد رضا، م1جلد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش. المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، فیومى، أحمد بن محمد، 2جلد، موسسه دار الهجرة - قم، چاپ: دوم، 1414ق.
    التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوى، حسن، 14جلد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - تهران، چاپ: اول، 1368ش.
    جامع السمائل،آیت الله محمد فاضل لنکرانى، دو جلد، انتشارات امیر قلم، قم - ایران، یازدهم، ه‍ق استفتائات، آیت الله محمد تقی بهجت گیلانى، فومنى، 4 جلد، دفتر حضرت آیة الله بهجت، قم - ایران، اول، 1428 ه‍ق
    جامع الاحکام،آیت الله گلپایگانى، لطف الله صافى، دو جلد، انتشارات حضرت معصومه سلام الله علیها، قم - ایران، چهارم، 1417 ه‍ق
    مجمع المسائل، آیت الله گلپایگانى، سید محمد رضا موسوى، 5 جلد، دار القرآن الکریم، قم - ایران، دوم، 1409 ه‍ق
    استفتاءات، امام خمینى، سید روح اللّٰه موسوى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، پنجم، 1422 ه‍ق
    معانی الأخبار، ابن بابویه، محمد بن على، 1جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: اول، 1403 ق.
    شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، 10جلد، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی - قم، چاپ: اول، 1404ق.
    تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.
    حلیة الأبرار فی أحوال محمّد و آله الأطهار علیهم السلام، بحرانى، سید هاشم بن سلیمان، 5جلد، مؤسسة المعارف الإسلامیة - قم، چاپ: اول، 1411 ق.
    جمل من انساب الأشراف، أحمد بن یحیى بن جابر البلاذرى (م 279)، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلى، بیروت، دار الفکر، ط الأولى، 1417/1996.
    الإصابة فى تمییز الصحابة، احمد بن على بن حجر العسقلانى (م 852)، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ط الأولى، 1415/1995.
    طبقات الکبری (ط العلمیه) ش 2843 جزء 7، ص21 رافع بن عمرو الغفاری ( نرم افزار مکتب الشاملة)
    سایت تبیان، مدیراعظم میثاقی‌نژاد «کارشناس آموزش و پرورش»
    مقاله« تنبیه بدنی کودکان و راه حل های جایگزین» پایگاه اطلاع رسانی حوزه
    ویکی پدیا، تنبیه بدنی
    تنبیه بدنی کودکان از منظر روایات، دکتر محمد رسول آهنگران
بازگشت به فرهنگ مصادیق