فرهنگ مصادیق:تقلید از کفار (غرب زدگی)

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تقلید از کفار (غرب زدگی)

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ غربزدگی در ایران-قسمت اول
۲ غربزدگی در ایران-قسمت دوم
۳ از غرب گرایی تا غرب زدگی!‏
۴ تبارشناسی غرب گرایی ایرانی
۵ سم غرب‌زدگی در جهان اسلام
۶ علل گرایش به مدل‌های غربی چیست؟
۷ غرب زدگی و شرق زدگی مانع اصلاح
8 غرب گرایی و غرب زدگی از نگاه جلال

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ تقلید از اهل بغی
۲ تقلید از گروه های انحرافی

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

امام و غرب زدگی

از جمله دغدغه‌های فکری امام خمینی قدس سره مسئله مهم غرب زدگی مردم مسلمان خصوصا قشر تحصیل کرده و روشنفکران آنهابوده است. او بارها و در موارد متعدد به عوامل ایجاد و گسترش غرب زدگی و خطرات وپی آمدهای سوء آن در کشورهای اسلامی،اشاره و رهنمودهایی برای رفع و زدودن این عارضه و بلای عظیم از میان کشورهای اسلامی - خصوصا از جامعه اسلامی ایران -بیان داشته‌اند.
به نظر امام «غرب زدگی » یعنی عدم اتکاءمردم به توانایی بالقوه و بالفعل خود برای رفع مشکلات و اتکاء به نیروی اجنبی برای کسب ترقی و کمال. و «غرب زده » کسی است که ازمحتوا تهی و هیچ گونه توانایی را در وجودخود و جامعه خود حس نمی‌کند تا به واسطه آن به مقاصد مادی و معنوی دست یابد و تنهاراه حل مشکلات و ترقی و کمال را در غرب وفرهنگ غربی دیده و خود را مزین به فرهنگ و آداب و رسوم غربی نموده است.

خطرات غرب زدگی

امام خمینی قدس سره غرب زدگی را منشابسیاری از بدبختی‌های ملت‌های مسلمان و ملت ایران می‌داند.[۱] تاجایی که آن را تشبیه به زلزله می‌نمایند:
«آقا، امروز مملکت ما غرب زده است که اززلزله زده بدتر است. امروز بعضی از اشخاص در این مملکت می‌خواهند نگذارند اسلام تحقق پیدا بکند... الآن ما زلزله زده هستیم،غرب زده هستیم، همه باید دست به هم بدهیم و این راه را تا اینجا که آمدیم، باقیش هم برویم.»[۲]
و در جای دیگر، جامعه غرب زده راجامعه‌ای بیمار می‌داند:
«مثل کشور ما مثل بیماری است که لااقل پنجاه و چند سال بیماری کشیده است و همه قشرها به بیماری او دامن زده‌اند و الآن از بارقشرهایی که دامن به بیماری او می‌زدند، فارغ شده است، لکن بیمار است.»[۳]
و اینک به بعضی از خطرات و عواقب سوءغرب زدگی که در سخنان امام قدس سره آمده است،اشاره می‌شود:

الف - بی محتوایی انسانها

از جمله پی آمدهای غرب زدگی،بی محتوایی افراد غرب زده است. در فرازی ازسخنان ایشان چنین آمده است:
«ای غرب زده ها! ای اجنبی زده ها! ای انسانهای میان تهی! ای انسانهای بی محتوا!به خود آیید، همه چیز خودتان را غربی نکنید.»[۴]

ب - جدایی انسانها از اخلاق و کرامت انسانی

امام خمینی قدس سره جامعه غرب را خالی ازانسانیت و اخلاق می‌داند و ترقی و پیشرفت مادی و اقتصادی در غرب را در خدمت بشریت نمی‌داند. همان طوری که می‌گوید:
«بسیاری از چیزهایی که درست کرده‌اند، برضد انسانیت درست کرده‌اند، این غرب است که دارد اساس اخلاق انسانی را از بین می‌برد،این غرب است که دارد شخصیت انسانیت رااز بین می‌برد و ما خیال می‌کنیم که غرب همه چیز دارد، حالا که غرب اتومبیل درست کرد،پس باید غرب همه چیز داشته باشد.»[۵]

ج - خطر توحش

امام خمینی قدس سره فرهنگ غرب را خلاف انسانیت انسان می‌داند و آن را منشا توحش وآدم کشی معرفی می‌کنند:
«غرب دارد انسان را وحشی بار می‌آورد، آن وحشی که آدمخوار است، آدم کش است، آدم کش بار می‌آورد.»[۶]

مقایسه جامعه اسلامی با جامعه غرب

امام خمینی قدس سره در مواردی ضمن بیان مقایسه بین جامعه اسلامی با جامعه غرب، به مضرات و خطرات غرب زدگی بیشتر اشاره می‌کنند و اینک به بعضی از این مقایسه هااشاره می‌شود:
۱ - اسلام، انسان ساز است و غرب وفرهنگ غربی نابود کننده انسان.[۷]
۲ - قانون اسلام، قانونی است مترقی برخلاف قانون غرب.[۸]
۳ - اسلام، انسان را محب آدم و عطوف بارمی آید ولی غرب انسان را وحشی می‌سازد.[۹]
۴ - اسلام، اقتصاد را وسیله‌ای در اختیارانسان می‌داند ولی غرب آن را هدف می‌داند.[۱۰]
۵ - اسلام، اقتصاد و معنویت را باهم آورده است ولی غرب فقط اقتصاد دارد.[۱۱]
۶ - آزادی در اسلام، آزادی مشروع است ولی در غرب، آزادی بی بندوباری است.[۱۲]
۷ - آزادی در اسلام، در خدمت اخلاق است ولی در غرب، مخالف با اخلاق است.[۱۳]
۸ - دانشگاه اسلامی در جهت مهارطبیعت برای انسانیت است، بر خلاف دانشگاه غربی.[۱۴] که تعهد دیگر نداشتند نسبت به گرفتاری‌هایی که برایشان پیش می‌آمد.»[۱۵]

اجیر نمودن قلم بدستان

«ما از سرنیزه‌ها و مسلسل‌ها و این‌ها فارغ شدیم. سر قلم‌ها حالا ضد ماست. قلم‌ها به جای نیزه‌ها آمده است. مقاله‌ها به جای مسلسل‌ها، حالام روی اسلام بسته شده است. الآن ما گرفتار سرنیزه نیستیم، ما گرفتارقلم هستیم، اهل قلم. ما گرفتار روشنفکرهاهستیم. ما گرفتار آزادی خواه‌ها که آزادی رانمی دانند چی است، هستیم. »[۱۶]

زمینه‌های غرب زدگی

امام خمینی قدس سره عوامل و اسباب ذیل را به عنوان زمینه‌های غرب زدگی مردم خصوصاقشر تحصیل کرده و روشنفکر معرفی می‌کند:
۱ - احساس حقارت و ضعف نفس
امام خمینی قدس سره احساس حقارت و ضعف نفس و خودکم بینی در مقابل قدرتهای بزرگ را از جمله زمینه‌های مهم غرب زدگی معرفی می‌نمایند. در جایی می‌گویند: «این برای این است که ما خودمان را باخته‌ایم در مقابل غرب، شرق خودش را باخته است. تا از این خودباختگی بیرون نیاید، تا محتوای خودش را پیدا نکند، نمی‌تواند مستقل باشد.»[۱۷]

و در جای دیگر می‌گوید: «من باید به مصادرامور بگویم که اخطار کنم که این قدر ضعف نفس به خرج ندهید، دنبال این نباشید که فرم غربی پیدا کنیم. بیچارگی ما این است که دنبال این هستیم که فرم غربی پیدا کنیم، دادگستری ما، دادگستری غربی باشد، قوانین ما، قوانین غربی باشد.»[۱۸]
۲ - عدم آگاهی نسبت به احکام و قوانین مترقی اسلام
امام می‌گوید: «این قدر ضعیف النفس نباشید، ما قانون غنی داریم، ما قانون الهی داریم. آن‌هایی که فرم غربی را بر فرم الهی ترجیح می‌دهند، این‌ها از اسلام اطلاع ندارند. آنهایی که می‌گویند نمی‌شود اسلام رادر این زمان پیاده کرد، برای این است که اسلام را نشناخته‌اند، نمی‌فهمند چه می‌گویند.»[۱۹]
۳ - تمام کمالات را در غرب دیدن
امام می‌گوید: «ما باورمان آمده است که همه چیزها در غرب است. خیر، آن چیزی که درغرب است، ربیت حیوان درنده است.»[۲۰]

فراموشی مفاخر اسلام و ایران

از منظر امام، فراموشی مفاخر اسلام وایران زمینه‌ای برای خود باختگی و غرب زدگی می‌باشد و مردم چون نسبت به این مفاخر اطلاع کافی ندارند خود را از هرگونه افتخار اسلامی و ملی خالی دیده، توجه به مفاخر غرب می‌نمایند. امام می‌گوید: «آنهاهمچو کردند که مغز ما را این طور بار آوردندکه اگر بخواهیم یک چیزی بشویم، کتاب می‌نویسیم اولش هم اسم یکی از آن‌ها بایدباشد، تا کتابمان را بخرند. جوانهای مابخواهند کتاب بخرند اگر چنانچه با اسم مارکس باشد و لنین باشد، مشتری زیاد است.اگر به اسم شیخ الرئیس باشد نه، با این تمام این‌ها یک صفحه از کتب شیخ الرئیس رانمی توانند بفهمند ولی معذلک چون شرقی است و غربی نیست، از این جهت ملاصدرا رااسمش را نشنیدند. ملاصدرا اصلا اسمش رانشنیدند و ملاهادی (سبزواری) ما را اسمش را نشنیدند اما رجال آنها همه، همه هست.»[۲۱]

عوامل رفع غرب زدگی

امام خمینی قدس سره برای درمان بیماری غرب زدگی و پیش گیری و جلوگیری از مفاسد وخسارتهای آن راه حل‌های فراوانی راپیشنهاد می‌دهند که به طور خلاصه به آن هاپرداخته می‌شود:

خود اتکائی و خود باوری

امام می‌گوید: «ما همه چیز را باختیم. حالادزدها را بیرون کردیم اما خودمان را پیدانکردیم باید خودمان را پیدا کنیم. شرق بایددر غرب را ببندد. در غرب را به روی خودش ببندد. تا غرب راه به اینجا دارد، شما به استقلال خودتان نمی‌رسید و تا این غربزده‌هایی که در همه جا موجوداند، از این مملکت نروند یا اصلاح نشوند، شما به استقلال نخواهید رسید. این‌ها نمی‌گذارند.ما باید خودمان را پیدا کنیم تا بتوانیم سرپای خودمان بایستیم و بفهمیم ما هم موجودی هستیم.»[۲۲] و نیز می‌گوید: «اساس همه شکست‌ها و پیروزی‌ها از خود آدم شروع می‌شود. انسان اساس پیروزی است و اساس شکست است. باور انسان اساس تمام اموراست. غربیان و در سابق انگلستان و بعد از اوآمریکا و سایر کشورهای قدرتمند دنبال این بودند که با تبلیغات دامنه دار خودشان به ممالک ضعیف باور بیاورند که ناتوانند، باوربیاورند که این‌ها نمی‌توانند هیچ کاری انجام بدهند. این‌ها باید در صنعت، در نظام، دراداره کشورها، دستشان به طرف قدرتهای بزرگ از شرق و غرب دراز باشد.»[۲۳] و در جای دیگر می‌گوید: «شما دیدید که قیام کردید و درمقابل قدرتهای بزرگ ایستادید و حریت خودتان را در عین حالی که همه جدیت داشتند که باشد، عقب زدید، معلوم شد،می‌شود مقابل غرب ایستاد، می‌شود حتی جلو قدرتهای غرب ایستاد، در این قضیه خودتان را پیدا کردید، دیدید که ما خودمان هم می‌توانیم با مشت خالی جلو برویم، درفرهنگ هم باید خودتان را پیدا کنید.»[۲۴]

تحول و انقلاب فرهنگی

امام می‌گوید: «شما باید مستقل باشید. ورشد انسانی پیدا بکنید. بچه‌ها را، جوان‌های ما را رشد انسانی بدهید، دولت باید درست توجه بکند که رؤسایی را که انتخاب می کندبرای دانشگاه‌ها، برای مدارس، معلمینی راکه انتخاب می‌کنند آنها برای تربیت اطفال،اینها باید متحول بشود از حال سابق و کسانی که سابق در خدمت اشخاص بیگانه بودند یادر خدمت طاغوت بودند، حال ثانیا نیایند وبچه‌های ما را باز به عقب برانند، این هم یک مطلبی است که در فرهنگ بسیار مهم است وبالاخره باید فرهنگ متحول بشود به یک فرهنگ سالم، به یک فرهنگ مستقل، و یک فرهنگ انسانی.»[۲۵]
و در جای دیگر می‌گوید: «اگر فرهنگ،فرهنگ صحیح باشد، جوانهای ما صحیح بارمی آیند.»[۲۶]
و نیز می‌گوید: «استقلال و موجودیت هرجامعه از استقلال فرهنگ آن نشات می‌گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود باوابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یایکی از آنها امکان پذیر است. بی جهت و من باب اتفاق نیست که هدف اصلی استعمارگران که در راس تمام اهداف آنان است،هجوم به فرهنگ جوامع زیر سلطه است.»[۲۷]

اصلاح صدا و سیما

امام می‌گوید: «اهمیت تلویزیون بیشتر ازهمه است، اهمیت رادیو تلویزیون بیشتر ازهمه است، این دستگاه‌ها، دستگاه‌های تربیتی است، باید تمام اقشار ملت بااین دستگاه‌ها تربیت بشوند، یک دانشگاه عمومی است. دانشگاه‌ها دانشگاه‌های موضعی است، این دانشگاه عمومی است،یعنی دانشگاهی است که در تمام سطح کشورگسترده است، این باید از آن عمل دانشگاه را،از آن به آن اندازه‌ای که می‌شود، استفاده کرد.باید این دانشگاه، دانشگاهی باشد که بعد ازچند سال تمام قشر ملت را روشن کند، تمام را مبارز بار بیاورد، تمام را متفکر بار بیاورد،تمام اینها را مستقل بار بیاورد، آزادمنش باربیاورد، از غربزدگی بیرون کند، استقلال به مردم بدهد، این از همه چیزهایی که در این دستگاه‌ها هست، مهمتر است و این وظیفه دارد که با مردم، حکم معلم و شاگرد داشته باشد.»[۲۸]

افشاء توطئه‌های غربی‌ها

امام می‌گوید: «شما نسل جوان موظف هستید غربزده‌ها را از خواب بیدار کنید وفجایع حکومتهای ضد انسانی آنها و عمال آنها را بر ملا نمائید و طرز حکومت اسلام را که مع الاسف بسیار عمر کوتاهی داشت و درهمان چند صباح راه و روش اسلام را درولایت و والی روشن کرد، به جوامع عموما و به فرزندان اسلام خصوصا گوشزد کنید و صفوف خود را فشرده تر نمائید.» ([۲۹]

افشاء مفاسد فرهنگ غرب

امام می‌گوید: «باید کوشش کنید مفاسدفرهنگ حاضر را بررسی کرده و به اطلاع ملت‌ها برسانید و با واست خداوند متعال آن را عقب زده و به جای آن فرهنگ اسلامی انسانی را جایگزین کنید تا نسل‌های آینده باروش آن که انسانسازی و عدل پروری است،تربیت شوند، باید کوشش کنید تا طرزحکومت اسلام و رفتار حکام اسلامی را باملتهای مسلمان به اطلاع دنیا برسانید.»[۳۰]

رواج اخلاق اسلامی در دانشگاه‌ها

امام می‌گوید: «اگر دانشگاه‌های ما تربیت اسلامی و اخلاق اسلامی داشت، میدان زد وخورد عقایدی که مضر به حال این مملکت است نمی‌شد، اگر اخلاق اسلامی در این دانشگاه‌ها بود این زد و خوردهایی که برای مابسیار سنگین است، تحقق پیدا نمی‌کرد.این‌ها برای این است که اسلام را نمی‌دانند وتربیت اسلامی ندارند.»[۳۱]

توجه به قدرت معنوی ملت اسلام

امام می‌گوید: «امروز زمانی است که ملتهاچراغ راه روشنفکران شوند و آن را ازخودباختگی و زبونی در مقابل شرق و غرب نجات دهند که امروز روز حرکت ملت هاست وآنان هادی هدایت کنندگان تاکنونند. بدانیدکه قدرت معنوی شما برهمه قدرتها چیره وقریب یک میلیارد جمعیت شما با خزائن بی پایان می‌تواند تمام قدرتها را درهم بشکند.»[۳۲]

تقویت تبلیغات اسلامی

امام گوید: «در مقابل همه تبلیغاتی که می‌شود، از هر جور تبلیغی که می‌شود، جواب بدهید و آشنا کنید ممالک دیگر را، کشورهای دیگر را به آن چیزی که در ایران هست و آن طوری که در ایران می‌گذرد. آشنا کنید مردم را به اسلام و به نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی.»[۳۳]

تغییر بنیادین برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها

امام می‌گوید: «یکی از مسائل بسیار مهم درتمام دستگاه‌ها خصوصا دانشگاه‌ها ودبیرستانها تغییرات بنیادی در برنامه‌ها وخصوصا برنامه‌های تحصیلی و روش آموزش و پرورش است که دستگاه فرهنگ ما از غرب زدگی و از آموزش‌های استعماری نجات یابد.»[۳۴]

پرهیز از تفرقه

امام می‌گوید: «حکومت اسلامی و خواست ملت ما برای همین است که نفوذ غرب و همه کشورها در ایران از بین ببرد. وقتی یک ملت باتمام اقشار آن برای یک هدف قیام کردند،هیچ نفوذی نمی‌تواند خلاف آن را تحمیل کند.»[۳۵]

توجه به قوانین مترقی اسلام

امام می‌گوید: «ملت ایران با داشتن مکتبی مترقی چون اسلام، دلیلی ندارد که برای پیشرفت و تعالی خود از الگوهای غربی و یاکشورهای کمونیست تقلید کند.»[۳۶]
امام راحل قدس سره عوامل متعدد دیگری را نیزبرای زدودن عارضه غربزدگی از چهره جامعه اسلامی معرفی می‌کنند که عناوین آنها را به خاطر اختصار ذکر می‌کنیم:
اتحاد حوزه و دانشگاه، جلوگیری از شایعه پراکنی حکومتهای استعمارگر، پرهیز ازاختلافات داخلی، القاء فرهنگ صحیح اسلامی، استقلال اقتصادی، استقلال سیاسی، اسلامی کردن دانشگاه‌ها، نصب مسؤولین صالح، آزادی در پناه اسلام،پایداری دراصول اساسی اسلام و انقلاب،اصلاح جامعه از غرب زده‌ها، جنبه الهی دادن به علوم و فنون، پیروی مردم از روحانیت،پرهیز از تشریفات، عجین کردن تخصص باتعهد، کوشش در جهت تهذیب خود ودیگران، تقویت مساجد و...
کلام آخر آن که از مجموع مبانی امام خمینی قدس سره در مورد رفع و زدودن عارضه غرب زدگی از خود و جامعه اسلامی، به دست می‌آید که وظیفه فعلی و همیشگی مردم ومسؤولین نظام اسلامی شناخت هرچه بیشتراصول و فروع اسلام و شناساندن آن همراه بامحور قراردادن قرآن کریم در زندگی و توجه به اصل اساسی ولایت فقیه در جامعه اسلامی می‌باشد و در این صورت است که سدی محکم در برابر فرهنگ منحط غرب ایجادشده و فرهنگ اصیل اسلامی که مایه ترقی وشکوفائی و سعادت مردم جهان است، حفظ وبلکه گسترش داده می‌شود. به امید آن روزی که فرهنگ اصیل اسلامی در سرتاسر جهان باعزت و سربلندی گسترش یابد.

پا نویس

  1. صحیفه نور، ج 11، ص 183.
  2. همان، ج 7، ص 120.
  3. همان، ج 10، ص 120.
  4. همان، ج 7، ص 53.
  5. همان. ص 66.
  6. همان. ص 66.
  7. همان. ص 66.
  8. همان. ص 66.
  9. همان. ص 66.
  10. همان، ص 72.
  11. همان، ص 78.
  12. همان، ص 81.
  13. همان، ص 81.
  14. همان، ج 8
  15. همان، ج 9، ص 109.
  16. همان، ج 7، ص 23.
  17. همان، ج 9، ص 9.
  18. همان، ج 5، ص 125.
  19. همان، ج 5، ص 125.
  20. همان، ج 7، ص 81.
  21. همان، ج 9، ص 9.
  22. همان، ج 10، ص 74.
  23. همان، ج 14، ص 193.
  24. همان، ج 11، ص 183.
  25. همان، ج 5، ص 198.
  26. همان، ج 1، ص 276.
  27. همان، ج 15، ص 160.
  28. همان، ج 5، ص 198.
  29. همان، ج 1، ص 152.
  30. همان، ص 161.
  31. همان، ج 12، ص 52.
  32. همان، ج 13، ص 80.
  33. همان، ص 260.
  34. همان، ج 9، ص 185.
  35. همان، ج 3، ص 88.
  36. همان، ص 156.
منبع: سایت حوزه - تاریخ برداشت:94/11/10