فرهنگ مصادیق:تفسیر قرآن به رای

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تفسیر قرآن به رای)
پرش به: ناوبری، جستجو
تفسیر قرآن به رای

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ تفسیر به رأی چیست؟ و چه ویژگی‌هائی دارد؟
۲ تفسیر به رأی در دیدگاه علمای اسلامی
۳ تفسیر به رأی و اقسام آن
۴ تفسیر به رأی و عواقب آن
۵ تفسیر به رای
۶ تفسیر به رای-دانشنامه رشد
۷ ضوابط تفسیر قرآن و خطرات تفسیر به رای
۸ فرق میان تفسیر به رای و تفکر و استنباط شخصی از قرآن چیست؟
۹ ماهیت و مولفه‌های تفسیر به رأی از نگاه امام خمینی

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ اعراض از قرآن
۲ اهانت به قرآن کریم
۳ بی اعتنایی به قرآن
۴ تبلیغ علیه قرآن
۵ تحریف لفظی قرآن
۶ تحریف معنوی قرآن کریم
۷ تردید در عقاید قرآنی
۸ خرید و فروش رای
۹ رد احکام قرآن
۱۰ شرط خلاف قرآن در معاملات
۱۱ لمس خط قرآن بدون وضو
۱۲ لمس خطوط قرآن بدون غسل واجب
۱۳ تدبر در قرآن
۱۴ تلاوت قرآن
۱۵ حفظ قرآن (غیر از یادسپاری)
۱۶ سجده واجب قرآن
۱۷ قبول داوری قرآن در اختلافات حقوقی
۱۸ قبول داوری قرآن در اختلافات علمی
۱۹ تفسیر حدیث به رأی

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

تفسیر به رأی -ویکی شیعه

مقدمه

تفسیر به رأی به مثابه روشی نکوهیده در فهم و تبیین قرآن کریم، از موضوعاتی است که دانشمندان از زوایای گوناگون در علوم مختلف اسلامی به آن توجه کرده‌اند. در حوزه علوم قرآنی و تفسیرپژوهی، مفسران از دیرباز پدیده تفسیر به رأی را از آفت‌های دانش تفسیر و فهم صحیح قرآن شمرده‌اند.
در منابع حدیثی و تفسیری فریقین، روایات فراوانی در نکوهش تفسیر به رأی آمده و بر این مبنا، این شیوه تفسیری ـ که در واقع تحمیل بر قرآن و تطبیق قرآن بر رأی مفسر است نه تفسیر ـ در نظر بیشتر مفسران، ناپسند و غیر معتبر شمرده شده است.

معرفی

در علوم قرآنی

تفسیر به رأی به مثابه روشی نکوهیده در فهم و تبیین قرآن کریم از موضوعاتی است که دانشمندان از زوایای گوناگون در علوم مختلف اسلامی به آن توجه کرده‌اند. در حوزه علوم قرآنی و تفسیرپژوهی مفسران از دیرباز پدیده تفسیر به رأی را از آفت‌های دانش تفسیر و فهم صحیح قرآن شمرده‌اند. مسائل مختلفی از علوم قرآنی نیز با مسئله تفسیر به رأی پیوند دارند. از جمله تفسیر و تأویل قرآن، روش‌ها و شرایط و آداب تفسیر، محکم و متشابه و ظهر و بطن قرآن. در مبحث تفسیر و تأویل، تفسیر به رأی از آن جهت مطرح است که اصولاً حدّ و مرز معقول و مقبول تفسیر و تأویل و تفاوت این دو چیست و عمل به رأی در کدام یک متصوّر است.

در تفسیر

در بحث ملاک اعتبار روش‌ها و گرایش‌های مختلف تفسیری نیز، بحث از تفسیر به رأی مناسب بلکه ضروری است.
در مسئله شرایط و آداب مفسّر نیز باید به ضرورت احتراز از تفسیر به رأی اشاره شود. در بحث مربوط به مصادر و منابع تفسیر نیز، آنجا که قول صحابی از مصادر معرفی می‌شود، جای این گفت وگو هست که آیا صحابیان به تفسیر به رأی مبتلا نشده‌اند و آیا مذمّت تفسیر به رأی که در روایات نبوی آمده، شامل حال آنان نشده است؟ این بحث با مسئله کلامی مربوط به عدالت صحابه نیز ارتباط نزدیکی دارد. همچنین تفسیر به رأی در باب فهم و تفسیر متشابهات و بطون آیات، اهمیت ویژه‌ای دارد.

در اصول فقه

این مسئله در دانش اصول فقه با بحث اجتهاد و مصادر فقهی و تشریعی مرتبط است و اصولیان به مناسبت بحث از میزان اعتبار اجتهاد و رأی و قیاس و استحسان در مسیر استنباط احکام شرعی، از تفسیر به رأی نیز بحث می‌کنند. مبحث اصولی حجیت ظواهر قرآن نیز با تفسیر به رأی مرتبط است و معمولا اخباریان مخالفان حجیت ظواهر قرآن شمرده می‌شوند و مستند آنان نیز بعضاً همین روایات نهی از تفسیر به رأی بوده است[۱]

در مباحث جدید کلامی

در مباحث جدید کلامی نیز آنجا که بر اساس مبانی فلسفی در فهم متون و قواعد آن (هرمنوتیک) و مکانیسم معرفت دینی به مثابه یکی از معرفت‌های بشری، از نقش اساسی پیش دانش‌ها و انتظارات در فهم متن کتاب الهی و شناخت معارف دین سخن گفته می‌شود، مسئله تفسیر به رأی و مذموم بودن آن اهمیت می‌یابد.
نکته مهم در بررسی تفسیر به رأی این است که برخلاف آنچه از مفاد روایات اسلامی به دست می‌آید، در مصطلح بسیاری از عالمان اسلامی این موضوع دچار تحلیل‌ها و تبیین‌هایی بیگانه از مفاد روایی آن شده است که تقسیم تفسیر به رأی به دو قسم ممدوح و مذموم از این قبیل است.

پیشینه

سیر کلی در تاریخ تفسیر به رأی را در دو قسمت عصر نزول و پس از عصر نزول می‌توان گزارش کرد:

در عصر نزول

تفسیر به رأی همزاد فهم و تفسیر است و فهم و تفسیر قرآن از آغاز نزول آن مطرح بوده است، بنابراین آغاز طبیعی آن را می‌توان همان عصر نزول دانست. به لحاظ تاریخی مسئله تفسیر به رأی را در عصر نزول محدودتر از دوران‌های بعدی مشاهده می‌کنیم که عوامل آن عبارتند از: حضور شخص پیامبر صلی الله علیه وآله که محور و میزان مقبول و مورد اتفاق جامعه اسلامی بودند و ارتباط نزدیک مردم با ایشان با توجه به محدودیت جامعه آن روز، وجود قراینِ مربوط به نزول آیات، وحدت مذهبی و عدم شکل گیری فرقه‌ها و تعصبات فرقه‌ای و مذهبی گوناگون، محدودیت نیازها و پرسش‌های عمومی و اکتفای بیشتر مردم به فهم کلی آیات قرآن.

شواهد تفسیر به رأی در عصر نزول

شواهدی چند بروز تفسیر به رأی را در برخی از ابعاد آن در عصر نزول، ثابت می‌کنند:
روایات نهی از تفسیر به رأی، عمدتاً از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده‌اند که این امر نشانه نگرانی آن حضرت از ابتلای برخی به تفسیر به رأی است.
شواهدی تاریخی از وجود تفاسیر نادرست توسط برخی از معاصران پیامبر حکایت دارند، چنان که نگرش بی اساس عایشه در فهم آیه وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ.[۲] که آن را به معنای اراده ارتکاب گناهان گرفته بود،[۳] می‌تواند نمونه‌ای از تفسیر به رأی باشد، گرچه با تبیین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، اشتباه او آشکار شد.
از آنجا که در عصر نزول، مدار تفسیر را بیانات و احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله تشکیل می‌داد، نمونه‌ای از تفسیر به رأی را می‌توان، روایاتِ دروغین یا نادرستی دانست که در عصر ایشان مطرح شده بود، چنان که به فرموده حضرت علی علیه السلام، در عصر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله روایاتی دروغین منتشر شد تا آنکه ایشان در خطبه‌ای فرمودند: ای مردم! دروغگویان در حدیث من فراوان شده‌اند، پس آن کس که به عمد بر من دروغ بندد جایگاهش را در آتش فراهم کند،[۴] بنابراین اجمالا می‌توان نشانه‌ها و زمینه‌های بروز تفسیر به رأی را در همان عصر نزول جست وجو کرد.

پس از عصر نزول

پس از عصر نزول، فقدان هریک از موانع چهارگانه تفسیر به رأی (حضور پیامبر صلی الله علیه وآله، وجود قراین، وحدت مذهبی و محدودیت نیازها)، موجب شیوع تدریجی این پدیده شد. برخی محققان پیدایش آن را به همین عصر و به طور خاص اواخر عهد صحابه و اوایل عهد تابعان رسانده‌اند،[۵] چنان که برخی نیز نهی از تفسیر به رأی را در روایات اهل بیت ناظر به رأی و قیاس در مذاهب اهل تسنن دانسته‌اند[۶] می‌توان گفت پس از عصر نزول از یک سو با رحلت پیامبر اکرم و بی‌مهری جامعه اسلامی به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله که به کتاب الهی و اسرار آن آگاهی داشتند، مرجعی محوری و مورد اتفاق برای حل شبهات و پرسش‌های قرآنی مطرح نبود و طبعاً راه تفسیر به رأی باز شد. از سوی دیگر، فاصله زمانی مردم از عصر نزول و ناآشنایی با قراین و فضای نزول آیات، امکان تفسیر انحرافی و ناپسند را فراهم می‌ساخت. از سوی سوم، اختلافات مذهبی و تعصّبات فرقه‌ای که پس از پیامبر پدید آمد، زمینه بیشتری برای تفسیر به رأی ایجاد کرد که در پی آن، اصحاب هر فرقه در پی توجیه آرا و عقاید خود با آیات قرآن و سازگار کردن آن دو با یکدیگر برآمدند و نهایتاً، مواجهه جامعه اسلامی با افکار و ایده‌های گوناگون، اوضاع تازه و احساس نیازهای نوظهور و ناتوانی از حل آن‌ها راه تفسیر به رأی را هموار ساخت. عامل اخیر، در طول تاریخ اندیشه اسلامی، باعث بروز جنبه‌های مختلفی از تفسیر به رأی شده است که در عصر اخیر، انحرافی‌ترین و در عین حال فریبنده‌ترین شیوه در تفسیر و فهم قرآن پیشنهاد و توصیه شده است؛ برخی نظریه پردازان با تأثر از مبانی فلسفی و کلامی جدید در باب زبان دین و قواعد فهم متون (هرمنوتیک) و یأس کامل از نیل به تفسیر صحیح از راه‌های مقدس دینی و در عین حال، وجود پرسش‌های فراوان عصری، پیشنهاد می‌کنند که مفسّران، علوم و اندیشه‌های بیرون دینی را پیشاپیش اتخاذ کنند و از زاویه بینش‌ها و انتظارات و طرز تلقی‌های حاصل شده، دین و قرآن را بفهمند. صاحبان این رویکرد، همه فهم‌ها و تفاسیر محصول این روش را معتبر می‌شمارند و صرفاً فهم غیر روشمند و سطحی قرآن را تفسیر به رأی و نکوهیده می‌دانند.[۷]
بر اثر عوامل فوق، تفسیر به رأی در حوزه‌های فکری خاصی رخ نمود که هر یک به گونه‌ای قرآن را دستاویز گرایش‌های فکری خود کرد. در رأس این جریانات می‌توان از پیدایش خوارج، معتزله، اشاعره و باطنیه یاد کرد. وجه مشترک این جریانات، تأویل ناپسند و بی‌اساس آیات متشابه است.[۸]

پیشینه آثار

دربارهٔ این موضوع جز چند تألیف و پژوهش کم حجم، اثری نگارش نیافته و بیشترین مباحث آن در منابع تفسیری، آثار علوم قرآنی، کتب روش‌های تفسیری و برخی دانشنامه‌ها آمده‌اند[۹]

آثار اهل سنت

در میان آثار اهل سنت با توجه به اصطلاح عام آن‌ها از تفسیر به رأی که شامل تفسیر اجتهادی نیز می‌شود آثار چندی عمدتاً در گزارش و نقد تفسیر به رأی نوشته شده‌اند، مانند:
التفسیر بالرأی قواعده و ضوابطه واعلامه اثر زغلول.
اثر المعنی النحوی فی تفسیر القرآن الکریم بالرأی از بشیره جمیل.
و چند پژوهش دانشگاهی در سطح کارشناسی ارشد با عنوان‌های التفسیر بالرأی ما له و ما علیه اثر احمد عمر عبداللّه از دانشگاه اسلامی مدینه (سال ۱۴۰۱ ق.)[۱۰]
التفسیر بالرأی فی القرن الثانی الهجری تألیف عبدالرحمن بن صالح الشبل از دانشگاه قاهره (سال ۱۹۸۵ م.)[۱۱].

آثار شیعی

در میان آثار شیعی نیز می‌توان از این آثار یاد کرد که بعضاً با همان نگاه عام به مفهوم تفسیر به رأی شامل تفسیر اجتهادی است:
کتابچه‌ای به قلم ناصر مکارم شیرازی با نام تفسیر به رأی و هرج و مرج ادبی.
تفسیر به رأی نوشته احمد حسنعلی تفتی (سال ۱۳۷۱ ش.)[۱۲]

مسئله تفسیر به رأی در متون دینی

در منابع حدیثی و تفسیری فریقین، روایات فراوانی در نکوهش تفسیر به رأی آمده و بر این مبنا، این شیوه تفسیری ـ که در واقع تحمیل بر قرآن و تطبیق قرآن بر رأی مفسر است نه تفسیر ـ در نظر بیشتر مفسران، ناپسند و غیر معتبر شمرده شده است.

روایات شیعی

روایات موجود در منابع شیعی دربارهٔ مذمت تفسیر به رأی از این قرارند:
شیخ صدوق به سند خود از امام رضا علیه السلام به نقل از پدرانشان از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می‌کند که خداوند می‌فرماید: آن که کلام مرا به رأی خود تفسیر کند به من ایمان نیاورده است...[۱۳] سند این روایت صحیح است و همه راویانش توثیق شده‌اند.
به نقل صدوق از رسول خدا صلی الله علیه وآله هرکس قرآن را به رأی خود تفسیر کند به خداوند دروغ بسته است.[۱۴]

روایات اهل تسنن

در منابع اهل سنت نیز روایاتی به طرق مختلف از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده‌اند:
کسی که به رأی خود یا به آنچه علم و آگاهی ندارد در قرآن سخن گوید در آتش منزل گزیند.[۱۵]
یا جایگاه خود را در آتش قرار دهد.[۱۶]

وجوه تفسیر به رأی در دیدگاه عالمان اسلامی

آرای عالمان اسلامی را در تقسیمی کلی می‌توان در دو دسته گزارش کرد که از دو جبهه رویاروی در شرح احادیث تفسیر به رأی حکایت دارند:
آرایی که تفسیر به رأی را در برابر تفسیر روایی شمرده‌اند. سیوطی از ماوردی نقل می‌کند که برخی از اهل تورع بر پایه ظاهر احادیث تفسیر به رأی، هرگونه اجتهاد در فهم معانی قرآن را، هرچند با شواهدی همراه باشد و با نصّ صریحی معارض نباشد، ممنوع شمرده‌اند.[۱۷] شیخ طوسی نیز هرچند خود به تفسیر اجتهادی در صورت فقدان روایت، قائل است، اما ظاهر اولیه روایات مزبور را همان می‌داند که تفسیر قرآن جز بر اساس نقل صحیحی از پیامبر صلی الله علیه وآله و ائمه علیهم السلام روا نیست که بر اساس همین معنای ظاهری، گروهی از تابعان و فقیهان مدینه مانند سعید بن مسیب، عبید سلمانی، نافع، محمد بن قاسم و سالم بن عبداللّه از سخن گفتن دربارهٔ قرآن بر اساس رأی و نظر خود کراهت داشتند[۱۸]. این رأی مورد توجه اخباریان شیعه نیز قرار گرفت و بر اساس آن استنباط احکام از ظواهر غیر صریح قرآنی را جز به مدد روایات روا ندانسته[۱۹]. یا اساساً تفسیر هر آیه‌ای را جز با روایت ممنوع شمرده‌اند[۲۰]
بنابراین نظریه، تفسیر به رأی مطلق تفسیر اجتهادی را در برمی گیرد و در برابر تفسیر به مأثور (تفسیر نقلی) قرار دارد.
دومین دسته از آرای عالمان اسلامی که در نقد رأی نخست شکل گرفته، حاکی از تبیین‌هایی از معنای تفسیر به رأی اند که می‌توانند اطلاق نکوهیدگی و حرمت تفسیر غیر روایی را به چالش کشند.

جستارهای وابسته

تفسیر قرآن
تفسیر موضوعی
تفسیر ترتیبی
تفسیر قرآن به قرآن
تفسیر روایی
تفسیر عرفانی
تفسیر ادبی
تفسیر فقهی
تفسیر عصری
تفسیر علمی
تفسیر فلسفی
تفسیر کلامی
تفسیر تطبیقی
المیزان فی تفسیر القرآن
تفسیر نمونه
محکم و متشابه

فهرست منابع

ابن خالد البرقی (م. ۲۷۴ق)، المحاسن، به کوشش حسینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۲۶ش.
ابن عاشور (م. ۱۳۹۳ق)، تفسیر التحریر والتنویر، تونس، الدار التونسیه، ۱۹۹۷م.
ابن عطیه الاندلسی (م. ۵۴۶ق)، المحرر الوجیز، به کوشش المجلس العلمی بفاس، ۱۴۱۱ق.
ابن منظور (م. ۷۱۱ق)، لسان العرب، قم، الادب الحوزه، ۱۴۰۵ق.
احمدبن حنبل (م. ۲۴۱ق)، مسند احمد، بیروت، دارصادر.
امام خمینی (م. ۱۳۶۸ش)، آداب الصلوه، نشر آثارالامام (قدس سره)،۱۳۷۸ش.
همو، تفسیر سوره حمد، تهران، نشر آثار الامام (قدس سره)، ۱۳۷۵ش.
البحرانی (م. ۱۱۰۷ق)، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، البعثه، ۱۴۱۵ق.
الترمذی (م. ۲۷۹ق)، سنن الترمذی، به کوشش عبدالوهاب، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۲ق.
جعفر نکونام، چکیده پایان نامه‌های علوم قرآنی، رایزن، ۱۳۷۸ش.
جواد علی کسار، فهم القرآن (دراسه علی ضوء المدرسه السلوکیه)، تهران، العروج، ۱۴۲۴ق.
الحر العاملی (م. ۱۱۰۴ق)، وسائل الشیعه، قم، آل البیت لاحیاءالتراث، ۱۴۱۲ق.
الخوئی (م. ۱۴۱۳ق)، البیان فی تفسیر القرآن، انوارالهدی، ۱۴۰۱ق.
الذکری الالفیه للشیخ الطوسی، مشهد، دانشگاه، ۱۳۹۱ق.
الراغب (م. ۴۲۵ق)، مفردات، به کوشش صفوان داودی، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۲ق.
همو، مقدمه جامع التفاسیر، به کوشش احمد حسن، کویت، دارالدعوه، ۱۴۰۵ق.
رساله القرآن (فصلیه تعنی بالشئون القرآنیه)، قم، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۲ق.
الزمخشری (م. ۵۳۸ق)، الکشاف، قم، بلاغت، ۱۴۱۵ق.
سید عبدالاعلی السبزواری، مواهب الرحمن، دفتر آیه الله سبزواری، ۱۴۱۴ق.
سید عبدالحسین شرف الدین (م. ۱۳۷۷ق)، النص والاجتهاد، به کوشش ابومجتبی، سیدالشهداء، ۱۴۰۴ق. صبحی صالح، نهج البلاغه، تهران، دارالاسوه، ۱۴۱۵ق.
سید محمد علی ایازی، تفسیر القرآن المجید (المستخرج من تراث الشیخ المفید)، قم، بوستان کتاب، ۱۴۲۴ق.
السیوطی (م. ۹۱۱ق)، الاتقان، به کوشش سعید، لبنان، دارالفکر، ۱۴۱۶ق.
الشهید الثانی (م. ۹۹۵ق)، منیه المرید، به کوشش المختاری، الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۹ق.
صادق لاریجانی، معرفت دینی، تهران، مرکز ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۷۰ش.
الصدوق (م. ۳۸۱ق)، التوحید، به کوشش حسینی تهرانی، قم، جامعه مدرسین.
همو، الخصال، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۶ق.
همو، ثواب الاعمال، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش.
همو، عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۴ق.
همو، کمال الدین، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۵ق.
الصفار (م. ۲۹۰ق)، بصائرالدرجات، به کوشش کوچه باغی، تهران، اعلمی، ۱۴۰۴ق.
الطباطبایی (م. ۱۴۰۲ق)، المیزان، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ق.
الطبرسی (م. ۵۴۸ق)، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ق.
الطبری (م. ۳۱۰ ق)، جامع البیان، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
الطوسی (م. ۴۶۰ق)، التبیان، به کوشش العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
عبدالکریم سروش، صراط‌های مستقیم، تهران، طلوع آزادی، ۱۳۸۷ش.
همو، قبض و بسط تئوریک شریعت، تهران، مؤسسه فرهنگی صراط، ۱۳۷۳ش.
العسکری (م. ۱۳۸۶ش)، معالم المدرستین، بیروت، النعمان، ۱۴۱۰ق.
علوم القرآن عند المفسرین، مرکز الثقافه والمعارف القرآنیه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
عمید زنجانی، مبانی و روشهای تفسیر قرآن، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۳ش.
العیاشی (م. ۳۲۰ق)، تفسیر العیاشی، به کوشش رسولی محلاّتی، تهران، المکتبه العلمیه الاسلامیه.
فیض القدیر، المناوی (م. ۱۰۳۱ق)، به کوشش احمد عبدالسلام، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
الفیض الکاشانی (م. ۱۰۹۱ق)، تفسیر الصافی، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۲ق.
الکافی، الکلینی (م. ۳۲۹ق)، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ ش.
کتاب نقد (فصلنامه)، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
کتابنامه بزرگ قرآن کریم، محمد حسن بکائی، قبله، ۱۳۷۶ش.
المتقی الهندی (م. ۹۷۵ق)، کنزالعمال، به کوشش صفوه السقاء، بیروت، الرساله، ۱۴۱۳ق.
المجلسی (م. ۱۱۱۰ق)، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
محمد امین استرآبادی (م. ۱۱۱۹ق)، الفوائد المدنیه، به کوشش رحمتی، النشر الاسلامی، ۱۴۲۴ق.
محمد باقر حکیم، علوم القرآن، تهران، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۱۷ق.
محمد کاظم الخراسانی (م. ۱۳۲۹ق)، کفایه الاصول، قم، آل البیت لاحیاءالتراث، ۱۴۱۷ق.
محمود ابوریه (م. ۱۳۸۵ق)، اضواء علی السنه المحمدیه، دارالکتاب الاسلامی.
معرفت (ماهنامه)، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
منبع مقاله : دایرهالمعارف قرآن کریم

پا نویس

  1. کفایة الاصول، ص۲۸۱ – ۲۸۲
  2. مؤمنون؛ آیه 60
  3. الاتقان، ج۲، ص۵۲۳
  4. الکافی، ج۱، ص۶۲؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۱۰
  5. الذکری الالفیه، ج۲، ص۷۱۵
  6. علوم القرآن، ص۲۳۵؛ آداب الصلاه، ص۲۰۰
  7. صراط‌های مستقیم، ص۲ – ۳
  8. المیزان، ج۳، ص۴۱ – ۴۲
  9. ر.ک: المیزان، ج۳، ص۷۵ - ۷۸؛ علوم القرآن، ص۲۳۲ - ۳۴۲؛ علوم القرآن عند المفسرین، ج۳، ص۲۴۹ – ۳۰۳
  10. ر.ک: رسالة القرآن، ش ۸، ص۲۰۴؛ کتابنامه بزرگ قرآن، ج۵، ص۱۹۲۰
  11. ر.ک: رسالة القرآن، ش ۸، ص۲۰۴؛ کتابنامه بزرگ قرآن، ج۵، ص۱۹۲۰
  12. ر.ک: چکیده پایان نامه‌های علوم قرآنی، ج۱، ص۱۱۹
  13. التوحید، ص۶۸
  14. وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۹۰؛ بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۲۷
  15. جامع البیان، ج۱، ص۵۴
  16. مسند احمد، ج۱، ص۲۳۳، ۲۶۹، ۳۲۳، ۳۲۷
  17. الاتقان، ج۲، ص۴۷۵
  18. التبیان، ج۱، ص۴
  19. الفواید المدنیه، ص۱۰۴
  20. البرهان، ج۱، ص۷ – ۸
منبع:ویکی شیعه - تاریخ برداشت: ۹۴/۱۱/۰۶