فرهنگ مصادیق:تعلیم واجبات دینی به فرزند

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تعلیم واجبات دینی به فرزند

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ تعلیم و تعلّم
۲ تعلیم احکام عبادی
3 تعلیم اخلاق اسلامی
4 تعلیم پزشکی
5 تعلیم زبان
6 تعلیم عقاید اسلامی
7 تعلیم علوم مورد نیاز مسلمین
8 تعلیم مشاغل و حرف
9 تعلیم مهارت ها
10 تعلیم نظامی
11 دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: مجتبی خواجوند عابدینی
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم - 1396/06/15

مقدمه

یکی از اهداف عقلی و دینی تشکیل ازدواج، تداوم نسل رسیدن به کمال مطلوب است. سختی ها و تحمّل مشکلات در تربیت فرزند، فضیلتی برای والدین به شمار می رود. آنچه که فرزند انجام می دهد والدین در ثواب آن نیز شریک خواهند بود. نگاه جامعه به امکانان رفاهی اعم از خوردن، پوشیدن، ثبت نام مدارس و مراکز علمی و ورزشی، تا زمان تشکیل خانواده است در حالی که تعالیم واجبات و هر آنچه فرزند بدان نیازمند است از وظایف والدین و برای مسؤلیت والدین تعیین زمانی نشده است. همه آنچه که فرزندان از دوران کودکی تا زمان فوت بدان نیازمند هستند از جمله وظایف والدین در امر تعلیم واجبات شمرده شده است.
«آحق فرزند تنها با تأمین هزینه زندگى و مسکن و تغذیه حاصل نمى‌شود؛ بلکه مهمتر از آن تغذیه روح و جان وى با بهره‌گیرى از اصول و روشهاى صحیح تعلیم و تربیت است؛ خداوند متعال خطاب به افراد با ایمان چنین مى‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ» اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خود و خانوادۀ خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگها مى‌باشد حفظ نمایید»[۱]
هر جایی که زمینه تعلیم تکالیف وجود دارد- خواه منزل باشد یا مدرسه، کانون های فرهنگی باشد یا مساجد، توسط خود والدین یا معلّم، دوست و غیره - قلمرو وظایف والدین است.
دستورات اسلامی برای رشد انسانی و تربیت فرزندان به عنوان یک امر مسلم و به عنوان یک مصداق از امور تربیتی باید به فرزندان تعلیم داده شود و تعلیم هر آنچه که در دوران کودکی انجام شود زمینه یادگیری و عمل به آن برای فرزند آسانتر خواهد بود.
أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام الْعِلْمُ فِی‏ الصِّغَرِ کَالنَّقْشِ‏ فِی‏ الْحَجَر[۲] حضرت علی علیه السلام فرمود: یادگیری در کودکی همانند نقاشی بر روی سنگ است( که گویا تا آخر عمر در ذهن او خواهد ماند.

آیات و روایات در تعلیم وظایف دینی

دستورات دینی برای تربیت انسان بیان شده است. و از آغاز کودکی باید به فرزندان آموزش داده شود. برخی روایات بر اهمیت این امر در دوران کودکی و قبل از بلوغ تأکید دارد. قرآن بیش از 90 بار درباره فرزند نکاتی بیان کرده و نیز در روایات متعدد، اهمیت فرزند به صورت قولی و رفتاری ائمه اطهار علیهم السلام در روایات ذکر شده است.
در موارد ذیل نمونه هایی از آیات و روایات تعلیم واجبات به فرزند ذکر شده است.
اجازه گرفتن کودک قبل از ورود به اتاق پدر و مادر (سوره نور /58)، موعظه و نصیحت کردن اولاد (لقمان/13)، تعلیم پایه های اعتقادی به فرزندان( بقره / 133)، مشورت گرفتن از اولاد ( صافات/102)، نیکی کردن فرزند به پدر و مادر (بقره/83)، عدم اطاعت از دیگران در معاصی ( عنکبوت/8) لزوم شکر گذاری فرزند از پدر و مادر (لقمان/14) تعلیم نماز و فرائض الهی به فرزند(جامع الاخبار للشعیری ص106) تعلیم هر خیری که انسان را آتش جهنم نجات دهد) منیة المریدص 380) تعلیم قرآن و ادب نیکو(نهج البلاغه، قصار399)

مصادیق وظایف دینی

آموزش وظایف دینی شامل همه وظایفی است که انسان در طول حیات زندگانی بدانها نیازمند است.
والدین باید همه وظایف دینی را به فرزندان بیاموزند. طبیعی است که فرزندان اعم از دختر و پسر دارای تکالیف مختص به خود هستتد که به تناسب شخصیت، مورد نیاز ایشان است.
همین تقسیم بندی جنسیتی تعلیم بسیاری از احکام را محدود می داند. به عبارت دیگر احکام حیض یا احکام حجاب که از تکالیف خاص به دختر است از عهده فرزند پسر لغو خواهد بود. در یک تقسیم بندی دیگر، تکالیف الهی که مربوط به افعال است به چند دسته تقسیم می شوند. وجوب، حرمت، استحباب، کراهت، اباحه. و جوب نیز به تقسیمات متعددی مثل وجوب عینى (مثل نماز) وجوب کفائى(دفاع) وجوب تعیینى، وجوب تخییرى، وجوب موقت و وجوب دائم، وجوب مطلق، وجوب منجز، وجوب معلق، وجوب مقید، وجوب تعبدى، وجوب توسلى، وجوب نفسى، و وجوب غیرى تقسیم می شود.
والدین باید فرزندان دختر و پسر را نسبت به وظایف و تکالیف الهی آشنا کنند اعتقادات دینی، اخلاق اسلامی و احکام شرعی که مبتلا به و کاربردی است از دوران کودکی به تناسب زمان و رشد فرزند به آنان آموزش دهند. تعلیم فرائض تنها به واجبات منحصر نیست بلکه تعلیم محرمات نیز همانند انجام محرمات از اهمیت فراوانی برخوردار است.
«نباید بگوییم که کودک به خاطر نداشتن سن تکلیف؛ آزاد است که هر کاری را انجام بدهد چرا که انجام محرّمات هر چند که گناه نبوده و تکلیفی را بر عهده کودک نمی گذارد اما حکم وضعی آن از او ساقط نیست. مثلا بچه ای که شیشه مردم را بشکند یا محصول مردم را خراب کند، یا ضرر مالی به کسی وارد سازد مدیون مردم است که بعد از بلوغ باید از عهده خسارات آنها بر آید و پرداخت ضررهایی که به دیگران وارد ساخته واجب و لازم است. همچنین اگر ضرر عضوی به کسی وارد ساخت و مثلا چشم را کور یا گوشش را قطع یا دتسش را فلج نمود وقتی بزرگ شد واجب است دیه شرعی آن جنایت را بپردازد. احکام وضعی از بچه ساقط نیست و پدر و مادری که به فرزند خویش علاقه دارند باید مواظب باشند این قبیل اعمال از او صادر نشود علاوه بر آنکه اگر بچه را قبل از بلوغ آزاد بگذارند که مرتکب کارهای خلاف شرع شود طبعاً به کارهای گناه و خلاف شرع عادت می کند بطوری که بعد از بلوغ نمی تواند از عادتهای سابقش دست برداد.»[۳]

شناخت اولویت ها و رعایت آن

در آموزش رعایت زمان رشد و مورد ابتلا بودن احکام و معارف و توجه به اهم و مهم ضرورت دارد. از قرآن و روایات استفاده می شود که والدین نسبت به بعضی از وظایف الهی باید بیشتر کوشا باشند و در یادگیری آن اهتمام بیشتری داشته باشند. در ذیل به مواردی از آن تصریح می شود.

تعلیم عقاید اسلامی

اعتقادات انسان هویت و شاکله درونی انسان را تشکیل می دهد. هر میزان که انسان نسبت به عقاید خود استحکام و استقامت داشته باشد در پایبندی به رفتارهای اسلامی موفق تر خواهد. روایات متعدد بر لزوم آموزش فرزند به اذکاری توحیدی مثل لااله الا الله در دوران کودکی توصیه کرده و والدین را بر ترغیب یادگیری اذکار توحید سفارش کرده است. مَن‏ رَبَّى‏ صَغیرًا حَتّى یَقولَ: «لا إله إلّا اللَّه» لَم یُحاسِبهُ اللَّه[۴] هر که طفلى را تربیت کند تا لا اله الا اللَّه گوید خدا از او حساب نخواهد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: زبان کودکانتان را نخسیتن بار با گفتن « لااله اله الله » باز کنید و آنان را هنگام مرگ با ذکر لااله اله تلقین دهید چرا که هر کس اول کلامش لااله اله و آخر کلامش لااله اله باشد سپس هزار سال زندگی کند از هیچ گناهی بازخواست نمی شود. [۵]
تأکید بر ذکر مذکور نسبت به اذکار دیگر حاکی از توجه خاص به مسأله توحید است. در قرون متمادی برخی جهان را به سرگردانی و فهم اشتباه از توحید دچار کرده و سنگ و چوب را به جای خدای واحد بعنوان معبود یگانه خود تلقی می کردند. همه پیامبران الهی در توجه دادن به این تفکر غلط اعتقادی و سوق دادن مردم به توحید حقیقی به رسالت تبلیغی برانگیخته شده اند. استعمال واژگان «ربّ، ربّنا، ربّه، ربّک، ربّی و مشتقات دیگر از این کلمه» در قرآن کریم که بیشترین واژه در قرآن به شمار می رود برای توجه دادن به توحید ربوبی است. بنابراین یکی از حکمت های تعلیم ذکر «لااله الّا الله» از دوران کودکی به فرزند برای مصون ماندن از این آسیب اعتقادی است. لقمان حکیم در بیان اعتقادات توحیدی به فرزندش می فرماید: وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ[۶] و هنگامی که لقمان به فرزندش گفت ....فرزندم به خدای متعال شرک نورز چرا که شرک ظلمی بزرگ است. و در اهمیت خطر شرک می فرماید: اگر والدینت نیز کوشش داشتند که برای خدای متعال شریکی قائل شوی( هر چند اطاعت آنان واجب است) نباید از آنان اطاعت کنی[۷]
قرآن در بیان اهمیت تعلیم عقاید اسلامی، آخرین پیام های حضرت ابراهیم و حضرت یعقوب علیهماالسلام را بیان کرده که در وقت مرگ فرزندان خود را به توحید و پایبندی بدان توصیه کرده اند.
وَ وَصَّى‏ بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * أَمْ‏ کُنْتُمْ‏ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنیهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدی قالُوا نَعْبُدُ إِلهَکَ وَ إِلهَ آبائِکَ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ[۸] و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت کردند؛ (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) «فرزندان من! خداوند این آیین پاک را براى شما برگزیده است؛ و شما، جز به آیین اسلام [تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید!» آیا هنگامى که مرگ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟! در آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چیز را مى‏پرستید؟» گفتند: «خداى تو، و خداى پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، و ما در برابر او تسلیم هستیم.»
معیار در تربیت فرزند، تربیت اسلامی بر ایمان به جهان آخرت و زندگی دائمی اخروی است. حضرت امیر علیه السلام به فرزند خویش امام حسن علیه السلام می فرماید:وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّکَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْیَا وَ لِلْفَنَاءِ لَا لِلْبَقَاءِ وَ لِلْمَوْتِ لَا لِلْحَیَاة[۹] و بدان ای پسرم همانا تو برای اخرت آفریده شده ای نه برای دنیا و برای فنا نه برای بقاء و برای مرگ نه برای زندگی کردن. حضرت لقمان در اهمیت مسأله معاد و حسابرسی در قیامت به فرزندش می فرماید: یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی‏ صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ[۱۰] پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگى یا در (گوشه‏اى از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى‏آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است. امیرمؤمنان علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغه که برای فرزندش امام حسن علیه السلام می نویسد: به این نکته اعتقادی (مسأله توحید)توجه می دهد:
«(بدان) دنیا استقرار نمی یابد مگر بر آن حال که خداوند مقرر داشته از نعمت ها و بلاها و پاداش در روز جزا، و دیگر اموری که او خواسته و ما نمی دانیم. اگر (درباره جهان و نظام حاکم بر آن) درک بعضی امور بر تو دشوار آمد آن را به حساب نادانی خود گذار، زیرا تو در آغاز آفرینشت نمی دانستی و سپس چیزهایی را آموختی چه فراوان است چیزهایی که نمیدانی، و اندیشه ات در آن سرگردان است و دیده ات بدان راه نمی جوید، آنگاه پس از مدتی می بینی (و می شناسی) پس به خدایی که تو را آفریده و روزیت داده و اندامی نیکو بخشیده پناه آور، و باید بندگیت برای او، و توجهت به سوی او، و بیمت از او باشد... پسرم! بدان که اگر پروردگارت شریکی داشت، فرستادگانش به سویت می آمدند و آثار ملک و پادشاهی او را مشاهده می کردی، و افعال و صفاتش را می شناختی، اما او خدایی یگانه است، آنسان که خود وصف کرده، کسی در قلمرو حکمرانیش بر ضد او نباشد. همواره هست و همواره بوده. اول است پیش از هر چیز بی آنکه او را اولیتی باشد، و آخر است پس از هر چیز بی آن که او را نهایتی باشد. بزرگتر از آن است که ربوبیتش را دلی یا دیده ای فرا گیرد. اکنون که این حقیقت را دانستی چنان عمل کن که مثل تویی که منزلتت کوچک، و نیرویت اندک و ناتوانیت بسیار و نیازت به پروردگارت بزرگ است در طلب اطاعت او و ترس از عذاب و هراس از خشم او عمل می کند.»
تعلیم مسائل اعتقادی از مهمترین مباحث تربیتی فرزند به شمار می رود. اگر اعتقادات فرزند هدایت نشود افکار انحرافی دیگر مذاهب اسلامی و غیر اسلامی مثل مرجئه و کمونیسم، مسیحیت، یهودیت و غیره، فرزندان را شکار خواهند کرد.
أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلیه السَلام قَالَ: بَادِرُوا أَحْدَاثَکُمْ‏ بِالْحَدِیثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَکُمْ إِلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ[۱۱] امام صادق علیه السلام فرمود: در آشنا کردن جوانانتان به حدیث شتاب کنید قبل از آنکه فرقه مرجئه بر شما پیشی بگیرند.
الِامَام عَلِی عَلِیه السَلام: عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ‏ مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبُ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ بِرَأْیِهَا[۱۲]
حضرت امیر علیه السلام فرمود:چیزهایی به فرزندانتان بیاموزید که خدای متعال به سبب آن، نفع به فرزندانتان برساند و نباید فرقه مرجئه با افکارشان بر آنان چیره شوند.
انتخاب فرقه انحرافی مرجئه که در روایات بدان تصریح شده است حضور این فرقه در جامعه آن عصر بوده است. (آنان معتقد بودند ایمان، گفتار زبانی( اقرار زبانی) است و گفتار زبانی بر عمل مقدم است و کسی‌که عملی نداشته باشد اما ایمان داشته باشد رستگار خواهد بود.)[۱۳]
بنابراین تعالیم اعتقادی برای مصون ماندن از شبهات و فرقه های انحرافی هر عصری لازم و ضروری است.
سلیمان بن خالد به امام رضا علیه السلام عرض کرد: من خانواده ای دارم که از من، حرف شنوی دارند آیا آنان را به این امر(ایمان- ولایت[۱۴]) فرا خوانم؟ حضرت علیه السلام فرمود: بله: خداوند در کتاب خود می فرماید: (ای کسانی که ایمان آورده اید خودتان و خانواده تان را از آتشی نگه دارید که آتشگیره آن، مردم و سنگ ها هستند.) [۱۵]

احکام عملی

احکام دستورات عملی است که وظیفه انسان را نسبت به کارهایی که باید انجام دهد و یا انجام ندهد مشخص می کند.
احکام شرعی، مسائل متعدد و گسترده ای از رفتارهای عملی انسان در زندگی فردی و اجتماعی را در برمی گیرد. این گستردگی در زندگی سبب شده تا دشمنان دین نسبت به رساله عملیه و احکام دین تشکیک های متعدد وارد کنند و تقلید از مراجع عظام را امری لغو و پوچ معرفی کرده و هر کسی را فراگیری و عمل به دین آزاد بگذارند و شبهه قرائات مختلف دینی را در اذهان فرزندان زینت دهند. بنابراین اهمیت تعلیم احکام اسلامی یکی از وظایف مهم تربیتی به شمار می رود. و از همان دوران کودکی تا قبل از سنین بلوغ به صورت تمرینی و کاربردی تعلیم داده شود. احکام مربوط به سن بلوغ، حفظ حجاب، پوشاندن بدن، وضو، نماز، روزه، محارم و غیر محارم غیره از جمله مسائل کاربردی است که باید به فرزندان تعلیم داد.
امیر مؤمنان علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغ به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: «مناسب دانستم که نخست کتاب خدا و تأویل آن را به تو بیاموزم، و قوانین و احکام اسلام و حلال و حرام آن را برایت بگویم، و از این امور به چیز دیگری نپردازم.»
رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و اله‏ أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى‏ بَعْضِ‏ الْأَطْفَالِ‏ فَقَالَ وَیْلٌ لِأَوْلَادِ آخِرِ الزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِکِینَ فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِینَ لَا یُعَلِّمُونَهُمْ شَیْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ یَسِیرٍ مِنَ الدُّنْیَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِی‏ءٌ وَ هُمْ مِنِّی بِرَاء[۱۶]
رسول اکرم صلی الله علیه وآله به بعضى از کودکان نظر کرده و فرمودند: واى بر فرزندان آخر الزمان از بخاطر پدرانشان!. سؤال شد: یا رسول اللَّه! از پدران مشرک آن ها؟. حضرت صلی الله علیه وآله فرمود: نه، از پدران مسلمانشان که چیزى از فرائض دینى را به آن ها یاد نمی دهند و اگر فرزندان، هم پى فراگیرى بروند، آن ها را منع می کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد مالى داشته باشند هر چند ناچیز باشد. سپس فرمود: من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.
از میان مسائل فقهی تعلیم بعضی از فرائض از اهمیت بیشتری برخوردار است که در ذیل بیان می شود:
تعلیم قرآن
قرآن کریم تعلیمات دینی است که باید به فرزند آموخت. خواندن نماز واجب مشروط به یادگیری قرآن کریم است. بنابراین یادگیری سوره حمد و یکی دیگر از سوره های قرآن برای خواندن نماز از واجبات به شمار می رود.
روایات توصیه های مؤکد بر تعلیم قرآن به فرزند دارد و آموزگار قرآن را بهترین افراد در جامعه معرفی می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین شما کسی است که قرآن را یاد بگیرد و به دیگران بیاموزد.[۱۷] روایت دیگر از حضرت صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: هیچ کس نیست که به فرزندش قرآن بیاموزد مگر آنکه روز قیامت بر سرِ پدر و مادرش تاج پادشاهی گذاشته می شود و دو لباس بر آنها پوشانده می شود که مردم همانند آن را ندیده اند.[۱۸]
تعلیم بعضی از سوره های قرآن مثل سوره یس و یا سوره واقعه به فرزندان از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد.
امام صادق علیه السلام فرمود: به فرزندان خود سوره «یس» بیاموزید که که این سوره گل خوشبوی قرآن است. [۱۹]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: سوره واقعه سوره بی نیازیست پس آن را بخوانید و به فرزندانتان بیاموزید. [۲۰]
متأسفانه آنچه در جامعه اسلامی شاهد آن هستیم حضور کودکان در کلاس های غیر ضروری و فاصله گرفتن از معارف دینی و تعلیم قرآن کریم است. نه تنها پدر و مادر از تعلیم آن کوتاهی می ورزند بلکه از حضور و ثبت نام فرزند در جلسات قرآن غفلت دارند. روایات، تعلیم قرآن به فرزند را از حقوق فرزند به پدر دانسته است. حضرت امیر علیه السلام فرمود: حق فرزند بر پدر آن است که نام نیک بر او بگذارد و او را به نیکی تربیت کند و قرآن به او بیاموزد.[۲۱] روایات بر تقدم داشتن تعلیم قرآن بر دیگر وظایف تعلیمی فرزند تصریح دارد. عَلِی علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِذَا عَقَلَ‏ الْغُلَامُ‏ وَ قَرَأَ شَیْئاً مِنَ الْقُرْآنِ عُلِّمَ الصَّلَاةَ[۲۲] حضرت امیر علیه السلام فرمود: هرگاه کودک به سنّ درک رسید و چیزی از قرآن را خواند باید به او نماز آموخته شود. حضرت امیر علیه السلام در نامه 31 به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: وَ أَنْ أَبْتَدِئَکَ بِتَعْلِیمِ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِیلِهِ‏ وَ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ وَ أَحْکَامِهِ وَ حَلَالِهِ وَ حَرَامِه‏[۲۳] مناسب دانستم که نخست کتاب خدا و تأویل آن را به تو بیاموزم ... و از این امور به چیز دیگری نپردازم.

وضو و نماز
از میان احکام مورد ابتلا، تعلیم نماز و تأکید بر تداوم آن از جمله توصیه های قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام است وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ ... وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ[۲۴]
و در این کتاب از اسماعیل یاد کن ... و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان مى‏ داد.
و این اهتمام شاید به دلیل روایاتی است که به خواندن نماز تأکید بیشتری دارند.
امام باقر علیه السلام فرمود: اولین چیزی که در قیامت از بنده حساب می کِشند نماز است پس اگر نماز بنده قبول شود همه چیز قبول می شود. [۲۵]
توجه دادن فرزند به نماز و تسلیم و خاضع بودن او در برابر معبود حقیقی امری است که از دوران بلوغ تا به هنگام مرگ باید بدان توجه شود. حکم واجبی که در همه حال حتی در صورت فوت وقت و قضا شدن نماز، نیابت بردار نخواهد بود و باید انجام شود.
روایات علاوه بر تأکید در انجام آن، عادت دادن فرزند، قبل از زمان بلوغ را بسیار کارساز و ضروری دانسته اند. قال أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمُ‏ الصَّلَاةَ وَ خُذُوهُمْ بِهَا إِذَا بَلَغُوا ثَمَانَ سِنِین‏[۲۶] نماز را به کودکانتان یاد دهید و آنگاه که به هشت سالگی رسیدند از آنان بازخواست کنید. (در روایت دیگر از حضرت امیر علیه السلام نقل شده که فرمود: زمانی که بالغ شدند از آنان باخواست کنید. [۲۷]
روایات متعدد بر زمان نماز خواندن تصریح شده است که در مواردی به تعیین سن و در مواردی به تعیین عقل و درک تعبیر شده است و بازخواست کردن کودک بر ترک آن هر چند در زمان بلوغ نباشد از جمله توصیه های ائمه اطهار علیهم السلام است. اهتمام داشتن والدین بر تعلیم وضو و نماز برای فرزند باید با شیوه ای مناسب و به صورت تشویق، محبت و پرهیز از خشونت و تحت فشار قرار دادن فرزند انجام شود.

روزه
یکی دیگر از وظایف والدین تعلیم روزه داری به فرزند است. گرسنه نگه داشتن یک ماهه -روزه-برای فرزندان امری است بسیار مشکل. فرزند دختر در 9 سال قمری و پسر در 15 سال قمری مکلف به انجام این فریضه الهی است. روایات متعدد بر چگونگی تعلیم این فریضه الهی بیان کرده اند. ائمه اطهار علیهم السلام در اهتمام این فریضه الهی امر به روزه گرفتن در قبل از سن بلوغ و بازخواست کردن از آن را در قبل از بلوغ و نیز در وقت بلوغ خواستار شده اند. آنچه که در جامعه امروزی کودکان را به عادت دادن روزه تا نصف روز، کمتر و یا بیشتر تشویق می کند در روایات نیز به همین نکته بیان تصریح شده است و معیار در میزان گرسنگی و تشنگی را به میزان طاقت کودک دانسته اند.
امام باقر علیه السلام فرمود: ما کودکان خود را وقتی که هفت ساله اند امر به روزه گرفتن می کنیم به اندازه ای که توان روزه در آن روز را دارند اگرچه تا نصف روز یا بیشتر و یا کمتر باشد پس هنگامی که تشنگی و گرسنگی بر آنها غلبه کرد افطار می کنند تا اینکه عادت به روزه گرفتن کنند و توان آن را بیابند ولی شما کودکانتان را زمانی که نه ساله شدند به اندازه ای که توان روزه آن روز را دارند امر کنید و هنگامی که تشنگی بر آنان چیره شد افطار کنند. [۲۸]
مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی کَمْ یُؤْخَذُ الصَّبِیُّ بِالصَّلَاةِ فَقَالَ فِیمَا بَیْنَ سَبْعِ سِنِینَ وَ سِتِّ سِنِینَ قُلْتُ فِی کَمْ یُؤْخَذُ بِالصِّیَامِ فَقَالَ فِیمَا بَیْنَ خَمْسَ عَشْرَةَ أَوْ أَرْبَعَ عَشْرَةَ وَ إِنْ صَامَ قَبْلَ ذَلِکَ فَدَعْهُ‏ فَقَدْ صَامَ‏ ابْنِی فُلَانٌ قَبْلَ ذَلِکَ وَ تَرَکْتُهُ[۲۹]
معاویه بن وهب به امام صادق علیه السلام عرض کرد که در چه سنی کودکان برای نماز بازخواست می شوند فرمود: بین شش و هفت سال. گفتم برای روزه در چه سنی بازخواست می شوند فرمود: بین چهارده یا پانزده سال و اگر قبل از آن سال روزه گرفت آزادش بگذارید فلان فرزندم پیش از این سن روزه گرفت و من آزادش گذاشتم.
عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ: ... وَ أَمَّا صَوْمُ التَّأْدِیبِ فَأَنْ یُؤْخَذَ الصَّبِیُّ إِذَا رَاهَقَ‏ بِالصَّوْمِ‏ تَأْدِیباً وَ لَیْسَ‏ بِفَرْضٍ‏[۳۰]
امام سجاد علیه السلام فرمود: روزه آموزشی این است که وقتی کودک نزدیک بلوغ رسید برای تربیت و نه آنکه واجب باشد به روزه گرفتن وادار می شود.
اخلاق اسلامی
تبیین رفتارهای اسلامی در دوران کودکی بسیار آسانتر و راحت تر از بیان مسائل اعتقادی و احکام اسلامی است. شیوه های صحیح خوردن، خوب سخن گفتن و سخن خوب گفتن، بیان حکمت ها، دعاکردن و ارتباط داشتن با خدای متعال، دروغ نگفتن، احترام گذاشتن و بسیاری دیگر از رفتارهای اسلامی را می توان از همان دوران کودکی به فرزندان آموخت. از نامه ای حضرت امیر علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام به خوبی می توان استفاده کرد که هر آنچه که رشد اخلاقی و تربیتی و رشد عقل فرزند مؤثر است باید آموزش داده شود. تعلیم بعضی از مسائل اخلاقی همانند بیان احکام شرعی و معارف اعتقادی واجب است. دروغ گفتن، غیبت، ظلم، تهمت، ناسزا گفتن و غیره از واجبات اخلاقی اند باید به کودک تعلیم داد.
لقمان حکیم در تعلیم واجبات اخلاقی مثل تواضع و عدم تکبر می فرماید:
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ* وَ اقْصِدْ فی‏ مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیرِ[۳۱]
(پسرم!) با بى‏اعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغرورى را دوست ندارد. (پسرم!) در راه‏رفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صداى خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت‏ترین صداها صداى خران است.
بهره گیری از اشعار در تعلیم حکمت ها بسیار مفید است. حضرت امیر علیه السلام تعلیم اشعار مفید را در یادگیری فرزندان توصیه می کرد. حضرت امیر علیه السلام از روایت کردن و تدوین شعر پدرش(ابوطالب) خوشحال می شد و فرمود: اشعار پدرم را یاد بگیرید و به فرزندان خود بیاموزید چرا که پدرم بر دین خدا بود و در شعر او علم زیادی است.[۳۲]
دوستی اهل البیت علیهم السلام
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: دوستی پیامبرتان صلی الله علیه و آله و دوستی اهل بیتش علیهم السلام و بر خواندن قرآن
بیان تاریخ اهل بیت علیهم السلام و فضائل آن بزرگواران در رشد و تربیت فرزند نقش مهم و اساسی دارد. ال انتخاب فردی به عنوان اقتداء در مسائل مهم فردی، اجتماعی، عقیدتی و اخلاقی از جمله راه های تربیت صحیح اسلامی است. سوق دادن فرزند به حبّ اهل بیت علیهم السلام درحقیقت تعین راه و انتخاب درست در مسیر زندگی اوست. اهل بیت علیهم السلام بر تربیت فرزندان بر محبت خودشان را توصیه کرده و یک شیوه آن را با فراگیری شعر سفارش کرده اند. امام صادق علیه السلام فرمود: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَا مَعْشَرَ الشِّیعَةِ عَلِّمُوا أَوْلَادَکُمْ‏ شِعْرَ الْعَبْدِیِّ فَإِنَّهُ عَلَى دِینِ اللَّه‏[۳۳]
سفیان بن مصعب عبدی کوفی از شعرای اهل بیت علیهم السلام است که نسبت به اهل بیت علیهم السلام ارادت خاصی داشته است.[۳۴]
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: قرآن روز قیامت مردی (رنگ پریده )را می آورد و به پروردگارش می گوید: این شخص کسی است که من روزش را با تشنگی و شبش را به بیداری گرفته بودم و طمع او را به رحمت تو قوی کرده بودم و آرزهایش را به مغفرت تو گسترده بودم پس بر اساس گمان من درباره اش عمل کن. خداوند می فرماید: مُلک را به دست راستش و جادوانگی را به دست چپش دهید.... پدر و مادرش را زیوری دهید که تمام دنیا با آنچه در آن است به ارزش آن نباشد. پس همه مردم روز قیامت به آن پدر و مادر می نگرند و آن دو را عظیم می شمارند و خودشان نیز از این مقامشان به شگفتی فرو می روند و می پرسند: پروردگارا این عظمت از کجاست؟ خداوند می فرماید: این عظمت به سبب آموختن قرآن به فرزندانتان و تربیت او بر اساس دین اسلام و محبّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله «فرستاده خدای متعال» و حضرت علی علیه السلام «ولی خدا» و دین شناسی فرزندتان است.[۳۵]

مسؤلان تعلیم وظایف دینی

تعلیم واجبات تنها بر عهده والدین نیست. تعلیم تکالیف نسبت به کودکانی که پدر و مادر خود را در سوانح طبیعی و یا غیر طبیعی از دست داده اند با چه کسی است؟ مسؤلیت تعلیم تکالیف دینی بر عهده دو جایگاه حقوقی و حقیقی گذاشته شده است. والدین و حکومت باید این مسؤلیت را بر عهده گیرند.

والدین

فرزندان دارای حقوق متعددی هستند. تعلیم حقوق الهی در انجام واجبات و محرمات خواه واجبات فقهی باشد و یا واجبات اخلاقی تنها محدود به والدین نخواهد بود. هر چند فرزند در دامان آنان رشد می کند و مسؤلیت های تربیتی و تعلیمی بیشتر بر عهده آنان است. در یک تقسیم بندی کلی والدین را در تعلیم تکالیف می توان به سه دسته تقسیم کرد که متأسفانه دو دسته از آنان احساس وظیفه ای نسبت به مسأله تعلیم ایجاد نقش نمی کنند.
بعضی والدین نسبت به تعلیم فرائض بی تفاوت اند؛
بعضی دیگر نقش منفی در دینداری و دین شناسی دارند؛
بعضی دیگر نقش مثبت در این امر ایفا می کنند.
والدین باید برای تعلیم تکالیف برنامه ریزی کرده و نه تنها تجربیات دینی و مطالعاتی خود به نسل آینده انتقال دهند؛ بلکه باید از مشاوران مذهبی راهنمایی های لازم را کسب کنند. موانع پیش رو را شناسایی و در رفع آن کوشا باشند. و در صورت انجام آن، تشویق و در صورت بی رغبتی شیوه ای جدیدی را در تعلیم آنان ارائه دهند. روایات متعدد با خطاب «علّموا اولادکم» تکالیف فراوان به عهده والدین گذاشته است. امام سجاد علیه السلام فرمود: حق فرزندت این است که بدانی او از توست و خوب بدش در دنیا منتسب به توست. و همانا تو درباره آنچه بر عهده داری یعنی خوب تربیت کردن او و راهنمایی کردن او به سوی خداوند و یاری او در فرمان برداری از خداوند؛ مسؤلی. پس در کار او همانند کسی عمل کن که می دانی برای نیکی کردن به او پاداش می گیرد و بر بدی کردن به او مجازات می شود.[۳۶]
هر چند مسؤلیت این امر با والدین است اما چه بسا والدین به دلایل متعدد بطور مستقیم قدرت بر تعلیم واجبات ندارند لذا موظفند از معلّم خصوصی و یا دوست استفاده کنند و با ثبتنام در کانون های فرهنگی و غیره در تعلیم معارف و احکام اهتمام بورزند.

حکومت

حکومت اسلامی برای اقامه قوانین الهی، موظف به ایجاد شرایط و فراهم کردن امکانات برای اقامه حقوق الهی است. در حکومت اسلامی حاکم جامعه نیز در تعلیم حدود اسلامی نقش دارد. فرزندانی که والدین خود را در اثر سانحه طبیعی یا غیر طبیعی مثل جنگ، تصادف، اختلافات و غیره از دست داده اند. حکومت و نظام اسلامی عهده دار چنین کاری است. حضرت امیر علیه السلام الامام علی علیه السلام: عَلَى الْإِمَامِ أَنْ یُعَلِّمَ أَهْلَ‏ وَلَایَتِهِ‏ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِیمَانِ[۳۷] امام جامعه وظیفه دارد که حد و مرز اسلام و ایمان را به مردمان تحت حکومتش بیاموزد.
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ وَ تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ عَلَیْکُمْ وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیْمَا تَعْلَمُوا وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَیْعَةِ[۳۸] اى مردم، مرا بر شما حقّى است، و شما را بر من حقّى، اما حق شما بر من این است که خیر خواه شما باشم، و غنیمت شما را به نحو کامل به شما بپردازم، و شما را تعلیم دهم تا جاهل نمانید، و مؤدب به آداب نمایم تا بیاموزید .و اما حقى که من بر شما دارم وفا به بیعتى است که با من نموده‏اید.
پیامبراکرم صلی الله علیه و اله در یک روایت جامع همه جامعه را مسؤل زیردستانشان معرفی کرده است.
رسول الله صلی الله علیه و آله:‏ أَلَا کُلُّکُمْ‏ رَاعٍ‏ وَ کُلُّکُمْ‏ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ فَالْأَمِیرُ عَلَى النَّاسِ رَاعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ وَ الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ فَالْمَرْأَةُ رَاعِیَةٌ عَلَى أَهْلِ بَیْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِیَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ وَ الْعَبْدُ رَاعٍ عَلَى مَالِ سَیِّدِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُ أَلَا فَکُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ‏[۳۹] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بدانید که همه شما مسؤلید و همه شما نسبت به زیردستانش بازخواست می شود. فرمانروای مردم مسؤل مردم است و نسبت به زیردستانش بازخواست می شود. مرد، سرپرست خانواده است و نسبت به آن بازخواست می شود. زن، مسؤل خانه شوهر و فرزندان اوست و در برابر آن بازخواست می شود. برده، مسؤل مال مالک خود است و در برابر آن مسؤل است. پس بدانید که همه شما مسؤلید و همه تان در برابر زیردستان خود بازخواست می شوید.
«دولت اسلامی موظف است که براساس درک صحیح از نیازهای جامعه و با توجه به سرعت رو به شتاب در کاروان علم و فناوری و با آینده نگری برای تأمین همه نیازهای علمی جامعه اسلامی در جهت حفظ استقلال و عزت امّت اسلامی، نسبت به واجبات نظامیّه و از آن جمله آموزش و پرورش، سیاست گذاری و برنامه ریزی کند و همه امکانات خود را در جهت گسترش کمی و کیفی آن به کار گیرد[۴۰]
تربیت و تعلیم امری است که گام به گام و در طول مدّت به نتیجه مطلوب می رسد. طبیعی است که مسائل مربوط به خمس، زکات، معاملات، نذر، عهد و غیره را طول دوران رشد و ادراک عقلی باید تعریف کرد. وظیفه تعالیم و تکالیف الهی را نمی توان محدود به سنین خاصی درنظر گرفت و اگر دوران کودکی و یا جوانی در روایات بدان توجه شده حاکی از لزوم تمرین وعادت دادن آنان در این سنین دارد.
حضرت امیر علیه السلام در نامه 31 به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: «دل جوان چونان زمین کشت نشده است که هر بذری در آن افکنند می پذیرد من نیز پیش از آنکه دلت سخت شود و خردت (به امور دنیا) مشغول شود به ادب آموزیت پرداختم.»

ایجاد انگیزه

والدین و حکومت باید از هر آنچه در ترغیب کودکان به تعلیم فرائض مؤثر است کمک بگیرند. انتخاب مدارس و ثبت نام در کانون های فرهنگی، انتخاب دوستان خوب، خرید جایزه و وعده هایی که ترغیب کودک را بیشتر می کند و غیره از جمله عوامل مؤثر در تعلیم است. دولت باید نسبت به فرزندان یا والدینی که در ترغیب تعالیم کوشا هستند با کمک های مالی، زیارتی، اهداء جواز و غیره تشویق کرده و با تربیت نسلی شایسته جامعه را بدین سمت ترغیب کنند.

آثار تعلیم وظایف دینی

آموزش تعالیم دینی به عنوان یک وظیفه الهی بر عهده والدین و نظام است. کوتاهی یا تأخیر در این وظیفه آثار نامطلوبی در روح و جان کودک می گذارد. در ذیل به آثار و پیامدهای این مسأله اشاره می شود.

حفظ جامعه از آسیب های اجتماعی

تعالیم دینی علاوه بر آثار روحی و اخروی ، روابط خوب اجتماعی ، ارتباط با مردم و متخلق شدن به آداب اسلامی را در وجود انسان پرورش می دهد. ارتکاب معاصی در جامعه فاقد معارف دینی هر روز بیشتر می شود.
مراجعات فراوان به محاکم قضایی نتیجه عدم توجه به تربیت دینی و وظایف الهی است که در دوران کودکی نسبت بدان سهل انگاری شده است.

آثار اخروی

پرونده اعمال انسان پس از مرگ بسته می شود. در روایات مواردی را با عنوان صدقه جاریه - یعنی آنچه که انسان پس از مرگ بر اعمال خیر او افزوده می شود و از بهره های دنیوی آن برخوردار می شود- یاد شده است. فرزند صالح یکی از مصادیق اعمال صالح در روایات به شمار رفته که پس از فوت والدین، برای آنان طلب مغفرت می کند. هر میزان که در تعلیم فرائض کوشا و فرزند را در عمل به واجبات ترغیب کنند و پایه های فکری و عملی فرزند بر اساس این تربیت شکل بگیرد و در زندگی فردی و اجتماعی به منصه ظهور برساند والدین در ثواب اعمال وی شریک و نیز توجه فرزند در طلب مغفرت برای آنان نیز فزونتر خواهد شد. و این همان ذخیره اخروی است که در روایات به صدقه جاریه از آن یاد شده است.‏عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ‏ خَمْسَةٌ فِی‏ قُبُورِهِمْ‏ وَ ثَوَابُهُمْ‏ یَجْرِی إِلَى دِیوَانِهِمْ مَنْ غَرَسَ نَخْلًا وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً وَ مَنْ بَنَى لِلَّهِ مَسْجِداً وَ مَنْ کَتَبَ مُصْحَفاً وَ مَنْ خَلَّفَ ابْناً صَالِحا [۴۱] پنج گروه هستند که در قبرند، ولی ثواب ایشان بر دیوان ایشان افزوده می شود. کسی که درخت خرمایی را بکارد و کسی که چاهی را حفر کند و کسی که مسجدی را برای خدا بنا کند و کسی که قرآن بنویسد و کسی که فرزند صالحی از خود بجا گذارد.

شیوه ها و ابزار های تعلیم واجبات دینی

تعلیم و تربیت زمانی که با واژه دینی همراه می شود«تعلیم و تربیت دینی» حسّاسیت امر را دو چندان می کند. در عصری که هجوم فرهنگی، با شتابِ دوچندان به سوی فرزندان ما نشانه رفته و با شیوه های مختلفی سعی در دور کردن جوانان از مسائل دینی دارند. قدرت بازدارنده قوی برای راسخ شدن احکام الهی در روح و جان فرزندان لازم است. در اینجا با بهره گرفتن از روایات معصومین علیهم السلام برخی شیوه های مؤثر را بیان می کنیم. در تعلیم هر کدام از واجبات مربوطه اعم از اعتقادی؛ احکام؛ اخلاق و غیره شیوه های مختص به خودش را باید اعمال کرد. لذا راههای تعلیم اعتقادات با تعلیم احکام به هر میزان که تخصصی انجام شود تأثیر آن بیشتر و مستدام ترخواهد بود. در این مقاله در مقام بیان راهکار کیفیت تعلیم نیستیم لذا به نحو عموم به مشترکاتی از شیوه ها بسنده کرده و در ذیل بیان می کنیم.
استفاده از تمثیل، قصص[۴۲]
بهره گیری از الگوهای موفق[۴۳]
ایجاد ارتباط با طبیعت و نسبت آن خالق هستی( برای بیان اعتقادات توحیدی) [۴۴]
طرح سؤالات مختلف و تقویت روحیه تفکّر
استفاده از فیلم:فیلم جادوی تصویر است. یکی از ابزارهای بسیار نیرومند در ترویج فرهنگ اسلامی و تعلیم واجبات دینی در قالب طنز، انمیشین، سریال،برنامه کودک و غیره نیز می باشد.
بهره گیری از اردو:بهره گیری از اردوهای علمی و زیارتی و برگزاری مسابقات در ارائه بهتر هرچه تعلیم احکام نیز می باشد.
شعر:یکی از بهترین ابزارها در کیفیت تعلیم واجبات مورد توجه است. بسیاری از تکالیف مهم و کاربردی مثل نماز، وضو، و یا مسائل توحیدی را به زبان ساده کودکانه در قالب شعر به کودکان تعلیم داد.
راهنمایی فرزندان به کانون های فرهنگی و پایگاه های بسیج مساجد، مهدکودک های قرآنی
بهره گیری از جوائز برای تشویق به یادگیری و عمل به احکام اسلامی
تلاوت قرآنترنم تلاوت قرآن در منزل و همراهی همه اعضا در تلاوت (تلاوت جمعی یا فردی) خصوصاً سوره هایی که نکات تربیتی مثل سوره های نور، یوسف قصص، لقمان و احزاب و غیره در آن وجود دارد.
غنی سازی کتب درسی و آموزش آن توسط معلمان و استادان با اخلاق
پیوند ارتباط عاطفی با فرزند
بهره گیری از نگارش و ثبت پیام های معنوی
استفاده از معلم خصوصی برای تعلیم وظایف الهی
برنامه ریزی تربیتی قبل از انعقاد نطفه:لازم است که والدین قبل از تصمیم گرفتن برای صاحب فرزند شدن نسبت به دستورات دینی که قبل و بعد انعقاد نطقه برای فرزند صالح بیان شده مطالعه داشته باشند. رعایت نکات دینی قبل از انعقاد و بعد از آن، زمینه بیشتری برای یادگیری تعالیم اسلامی در فرزند را بوجود می آورد.
تشویق به خواندن کتب آموزنده که با هدف تعلیم یکی از واجبات الهی تدوین شده است.
بهره گیری از دوستان و افرادی که فرزندان ما نسبت به سخنان آن حرف شنوایی بیشتری دارند.
شرکت در اعیاد و عزاداری ها:فرزندان را در آن شرکت داده و با توضیح مراسمات و بیان وقایع تاریخی، عمل به واجبات الهی را به عنوان اصل اولی برای فرزندان تبیین کنیم.
در زندگی کودکان، هیچ کس بسان والدین اثر گذار نیست. والدین با شیوه محبت می توانند عمل به واجبات و تکالیف الهی را در حضور فرزند و با نشان دادن آن به اولاد، بهترین راه تعلیم را ارائه دهند.
تهیه‌‌ی امکانات: امکاناتی جذاب مانند سجاده‌ای زیبا، تسبیح، عطر، چادر و مقنعه‌ای مناسب، قبله نما و . . . فراهم کردن اسباب راحت وضو گرفتن مثلاً در زمستان با آب گرم و در تابستان با آب خنک، دستشویی تمیز با نور کافی و بدون وسایل اضافی، عامل موثری در تثبیت آموزش نماز و مقدمات آن است.[۴۵]

هزینه آموزش تعالیم دینی

یکی از مسائل مهم در فقه اجرت تعلیم واجبات است. آیا صحیح است که در تعلیم واجبات، اجرتی دریافت شود یا خیر؟ هزینه های مالی آن بر عهده چه کسی است. به عبارت دیگر در تعلیم واجبات به دیگران حتی فرزند آیا هزینه های انجام شده باید از مال پدر باشد یا فرزند؟ علامه حلی در پاسخ به این سؤال می فرماید:
«اجرت تعلیم واجبات از مال طفل است. پس اگر برای طفل مالی نبود پدر باید هزینه های آن را بپردازد و الا اگر پدر طفل هزینه های تعلیم واجبات را نداشته باشد امام و حاکم جامعه باید این هزینه ها را بپردازد برای آنکه از مصالح است. جواز پرداخت اجرت از مال طفل تنها در تعلیم فاتحة الکتباب، سوره ها و واجبات از قرآن و ادب است و در غیر آن از تعلیم علوم دیگر اشکال دارد.» [۴۶]
امام خمینی ره می فرماید:
«احتیاط واجب آن است که براى یاد دادن واجبات نماز مزد نگیرند ولى براى مستحبات آن اشکال ندارد.»[۴۷]
اما شیخ عباس قمی در کتاب غایة القصوی در ترجمه عروة الوثقی می نویسد:
«جایز نیست اجیر شدن براى به جا آوردن واجبات عینیّه مثل نماز یومیه و واجبات کفائیّه مثل غسل دادن اموات و کفن کردن آنها و نماز بر آنها و مثل یاد دادن قدر واجب از اصول دین و فروع دین و قدر واجب از قرآن مثل حمد و سوره و مثل قضاوت و فتوى دادن و نحو آنها و هم چنین براى اذان گفتن. بلى، ضرر ندارد که قاضى و مفتى و مؤذن را از بیت المال معاش دهند. و جایز است اجیر شدن براى تعلیم فقه و حدیث و علوم ادبیّه و قرآن و غیر مقدار واجب آن»[۴۸]

حکم فقهی تعلیم فرائض دینی

آیا حقّ تعلیم واجبات به عنوان یک امری لازم و واجب بر عهده والدین است تا حکم تکلیفی بر ذمة والدین باشد یا به صورت تأکید استحبابی و امری اخلاقی است که والدین به عنوان یک واجب اخلاقی به فرزندان بیاموزند.
این مسأله از جمله مسائل اختلافی است که از زمان شیخ طوسی در کتاب مبسوط تا به الان مورد توجه بوده است. عده ای قائل به استحباب و بعضی قائل به وجوب شده اند. این مسأله به صورت استفتاء از بعضی مراجع سؤال شده است که در ذیل بیان می شود.
سؤال:
هل یجب على الأب تعلیم أولاده الواجبات و المحرّمات، و حثّهم على الالتزام الشرعی؟
آیت الله الخوئی: ینبغی على الأب تعلیم أولاده الأحکام الشرعیة، و الوظائف الدینیّة، من الواجبات و المحرّمات، و اللّه العالم.
آیت الله المیرزاجواد آقا التبریزی ره: بل لا یبعد الوجوب إذا ترکوا الواجبات، و فعلوا المحرّمات بسبب ترک التعلیم، نعم لا فرق فی التعلیم بین المباشرة و التسبیب[۴۹]
سؤال:
آیا تعلیم واجبات و محرمات به فرزندن و تشویق آنان به التزامات شرعی بر والدین واجب است؟
آیت الله خوبی: سزاوار است(خوب است) که پدر نسبت به تعلیم احکام شرعی و وظایف دینی فرزند- اعم از واجبات و محرمات- تقیّد داشته باشد.
آیت الله میرزاجواد آقا تبریزی ره: بعید نیست که مسأله تعلیم واجبات بر پدر واجب باشد آن هم زمانی که فرزندان به سبب ترک تعلیم، ترک واجب کنند و نیز انجام محرمات را مرتکب شوند. بله در تعلیم واجبات فرقی بین پدر و کسی که با امر پدر انجام وظیفه کند نیست.
علامه حلی ره حکم به وجوب تعلیم واجبات به فرزند داده است.
«بر پدران و مادران تعلیم احکام طهارت و نماز و شرایع دیگر بعد از هفت سالگی واجب است. و در صورتی که اطفال بعد از ده سالگی اقدام به ترک واجبات کنند باید تنبیه شوند. چرا که بعد از ده سالگی زمان احتمال بلوغ جنسی کودکان وجود دارد پس چه بسا بالغ شده اما ... و در صورتی که قدرت بر روزه گرفتن داشته باشد امربه روزه گرفتن می شود. فیجب على الآباء و الأمهات تعلیمهم الطهارة و الصلاة و الشرائع بعد السبع، و الضرب على ترکها بعد العشر، لأنه زمان احتمال البلوغ بالاحتلام، فربما بلغ و لا یصدق، و یؤمر بالصیام مع القدرة»[۵۰]

مرحوم سید عبدالاعلی سبزواری ره: یادگیری قرآن را واجب دانسته و تعلیم قرآن را واجب کفایی می داند. (یجب تعلّم القرآن و تعلیمه کفایة)[۵۱]

استفتاء

سؤال:
فرستادن فرزندان به مدرسه ‏هایی که بعضی از عقائد فاسد در آنها تدریس می ‏شود با فرض تأثیر نپذیرفتن آنان از آن افکار، چه حکمی دارد؟
جواب: اگر خوفی نسبت به عقاید دینی آنان وجود نداشته باشد و ترویج باطل هم نباشد و آنان بتوانند از یادگیری مطالب باطل و فاسد و گمراه‏کننده دوری کنند، اشکال ندارد.[۵۲]
سؤال:
آیا نفقه تحصیل فرزندان مثلاً تحصیل در مقطع ابتدایی و... جزء نفقه واجب بر عهده پدر می باشد؟
جواب: اگر فرزند توانایی مالی ندارد، در حدّی که عرفاً محتاج به تحصیل است، از قبیل مقطع دوره ابتدایی، هزینه‌های تحصیل به عهده پدر می‌باشد. <http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=119>[۵۳]
آیت الله بهجت ره
« اخذ اجرت بر تعلیم اطفال قرائت قرآن را، مانعى ندارد.»[۵۴]

کتب و مقالات برای مطالعه بیشتر

1.تربیت اعتقادی فرزند از منظر فقه، علیرضا اعرافی و سید نقی موسوی، نشریه، کاوشی نو در فقه، مقاله 3، دوره 20، شماره76، تابستان1392، ص48 تا 70
2.شیوه های ترغیب کودکان به نماز، حسن خلجی
3.راه های آموز ش خداشناسی به کودکان( روزنامه کیهان، طه تهامی، 16/9/1392
4.نماز آموزی به فرزند در فقه تربیتی اسلام، سید نقی موسوی، علی رضا اعرافی، مجله پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، تابستان1392، سال 21، شماره19
5.چگونه فرزندانمان را با واجبات دینی و فرائض اسلام آشنا کنیم؟ http://shafaqna.com/persian/
6.کتاب تربیت دینی کودک و نوجوان: نکته ها و روش ها، مریم ادیب
7.کتاب تربیت کودک از منظر آموزه های دینی، علی اصغر شعبان دوخت

وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ‏ الْهُدى‏
وَ آخِرُ دَعْوانَا‏ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ

1.معارف و احكام بانوان، نجف‌آبادى، حسين على منتظرى، در يك جلد، انتشارات مبارك، قم - ايران، دوم، 1427 ه‍ ق
2.كنز الفوائد في حل مشكلات القواعد، عميدى، سيد عميد الدين بن محمد اعرج حسينى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق
3.كنز الفوائد، كراجكى، محمد بن على، 2جلد، دارالذخائر - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1410 ق.
4.آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381
5.شعب الایمان، بیهقی، نزم افزار مکتب الشاملة
6.نهج البلاغة (للصبحي صالح)، شريف الرضى، محمد بن حسين، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.
7.الخصال،ابن بابويه، محمد بن على، 2جلد، جامعه مدرسين - قم، چاپ: اول، 1362ش.
8.تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، طوسى، محمد بن الحسن، 10جلد، دار الكتب الإسلاميه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
9.الأمالي (للطوسي)، طوسى، محمد بن الحسن، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق.
10.دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، 2جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق.
11.روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني، آلوسى، محمود بن عبدالله، 16جلد، دار الكتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1415 ه.ق.
12.الكافي (ط - الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
13.جامع الأخبار(للشعيري)، شعيري، محمد بن محمد، 1جلد، مطبعة حيدرية - نجف، چاپ: اول، بى تا.
14.تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.
15.تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دفتر تبليغات - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.
16.بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
17.إختيار معرفة الرجال، كشى، محمد بن عمر، رجال الكشي، 1جلد، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد - مشهد، چاپ: اول، 1409 ق.
18.نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، پاينده، ابو القاسم، 1جلد، دنياى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.
19.غرر الحكم و درر الكلم (مجموموعة من كلمات و حكم الإمام علي عليه السلام)، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الكتاب الإسلامي - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.
20.من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.
21.التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، ، 1جلد، مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق.
22.مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبيه الخواطر، ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى - عطايى، محمد رضا، م 1جلد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش
23.نهاية الإحكام في معرفة الأحكام،حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، 2 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1419 ه‍ ق
24.توضيح المسائل (محشّٰى - امام خمينى)، امام خمينى، سيد روح اللّه موسوى، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، هشتم، 1424 ه‍ ق
25.الغاية القصوى في ترجمة العروة الوثقى،قمّى، محدث، شيخ عباس، 2 جلد، منشورات صبح پيروزى، قم - ايران، اول، 1423 ه‍ ق
26.صراط النجاة (المحشّى للخوئي)، خويى، سيد ابو القاسم موسوى، 3 جلد، مكتب نشر المنتخب، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق
27.مهذّب الأحكام (للسبزواري)، سبزوارى، سيد عبد الأعلى، 30 جلد، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آية الله، قم - ايران، چهارم، 1413 ه‍ ق
28.جامع المسائل (آیت الله بهجت ره)، گيلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، 5 جلد، دفتر معظم‌له، قم - ايران، دوم، 1426 ه‍ ق
29.سایت استفتائات رهبری khameneiir
30.سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام
31.ویکی فقه، فرقه مرجئه
32.مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی
33.روزنامه کیهان، راههای آموزش خداشناسی به کودکان، طه تهامی، 16 /9/ 1392 </ref>

پانویس

  1. . معارف بانوان، آیت الله منتظری ره، ص 354
  2. . کنز الفوائد ؛ ج‏1 ؛ ص319
  3. . آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، ص325
  4. . نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله) ؛ ؛ ص768
  5. . شعب الایمان، بیهقیی، جزء 18، ص 166، حدیث 8397
  6. . قلمان /13
  7. . قلمان /15
  8. . بقره/ 132 و 133
  9. . نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ ص400، نامه 31
  10. . لقمان/16
  11. . تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏8 ؛ ص111
  12. . الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص614
  13. . ویکی فقه، فرقه مرجئه
  14. . در کتاب کافی این حدیث در باب الدُّعَاءِ لِلْأَهْلِ إِلَى الْإِیمَان‏ آمده اما در کتاب حکمت نامه کودک، آیت الله ری شهری جمله« هَذَا الْأَمْرِ» در حدیث به معنای دعوت به ولایت اهل بیت علهیم السلام ترجمه کرده است.
  15. . الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏2 ؛ ص211
  16. . جامع الأخبار(للشعیری) ؛ ص106
  17. . امالی طوسی، مجلس 12، ص 357
  18. . وسایل الشیعه، ج6، ص 168
  19. . الأمالی (للطوسی) ؛ ص677
  20. . روح المعانی،ج‏14،ص 128
  21. . نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت399، ص 546
  22. . دعائم الإسلام ؛ ج‏1 ؛ ص193
  23. . نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ نامه31، ص394
  24. . مریم/ 54 و 55
  25. . الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏3 ؛ ص268
  26. . الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص626
  27. . تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ؛ ؛ ص175، ح3345
  28. . الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏3 ؛ ص409
  29. . تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏2 ؛ ص381
  30. . الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏4 ؛ ص83
  31. . لقمان/18 و 19
  32. . بحار الانوار، ج35، ص115
  33. . رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال؛ ص401
  34. . سفیان بن مصعب عبدی کوفی از شعرای اهل‌بیت علیه السلام در قرن دوم هجری است که تاریخ دقیق ولادت و وفات وی مشخص نیست. وی از اصحاب امام صادق علیه السلام بشمار می‌رود که به حضور آن حضرت می‌رسید و قصائدش را قرائت می‌نمود و امام علیه السلام نیز افراد خانواده‌اش را فرامی‌خواند تا به اشعار وی از پشت پرده گوش دهند. همراهی عبدی با امام علیه السلام تنها در انس و الفت با آن حضرت یا رفت‌وآمد به نزد ایشان خلاصه نمی‌شد بلکه وی نزد امام علیه السلام از مقام و منزلتی برخوردار بود که ناشی از مودت و ایمان خالصانه وی نسبت به اهل‌بیت علیه السلام بود به‌طوری که امام علیه السلام در مورد او می‌فرمایند: ای شیعیان، شعر عبدی را به فرزندان خود تعلیم دهید چراکه وی در راه خداست. از سوی دیگر به نظر می‌رسد که وی خود را وقف اهل‌بیت علیه السلام نموده است چراکه تمامی اشعاری که از او به‌دست‌آمده در این راستاست. هنگامی‌که اشعارش را مورد مطالعه قرار می‌دهیم متوجه می‌شویم که وی آن‌ها را به مدح اهل‌بیت علیه السلام به‌طور عموم و امام علی علیه السلام به‌طور خصوص و نیز رثاء امام حسین علیه السلام و سیره حضرت فاطمه سلام الله علیها اختصاص داده است. همچنین قدرت شعری وی تا حدی بود که به‌محض شنیدن روایتی در فضائل اهل‌بیت علیه السلام آن را به نظم درمی‌آورد و از این‌رو می‌بینیم که اقتباس در جای‌جای اشعارش به چشم می‌خورد به‌گونه‌ای که تعدادی از احادیث و آیات قرآنی را در قالب شعر درآورده است. (سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام)
  35. . التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام؛ ص450
  36. . من لایحضره الفقیه، ج2، ص 622
  37. . غرر الحکم و درر الکلم؛ ص453
  38. .نهج البلاغه، صبحی صالح، خ34، ص79
  39. . مجموعة ورام ؛ ج‏1 ؛ ص6
  40. . مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی
  41. . جامع الأخبار(للشعیری)؛ ص105
  42. . راههای آموزش خداشناسی به کودکان، روزنامه کیهان، طه تهامی، 16 /9 1392
  43. . همان
  44. . همان
  45. . http://www.emamraoof.ir/index.aspx?siteid=1&siteid=1&pageid=1933
  46. . نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام، علامه حلی ره، ج1، ص319
  47. . توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج‌، ص: 551، مسأله999 بنابر نظر اکثر مراجع عظام تقلید از قبیل امام خمینی ره، آیت الله گلپایگانی ره، آیت الله صافی گلپایگانی، آیت الله شبیری زنجانی،آیت الله مکارم، آیت الله میرزا جواد آقاتبریزی ره، آیت الله سیستانی.
  48. . الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى؛ شیخ عباس قمی، ج‌، ص: 341، مسأله 13
  49. . صراط النجاة (المحشى للخوئی)؛ ج‌، ص: 264، سؤال796
  50. . نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام، علامه حلی ره، ج1، ص319
  51. . مهذب الأحکام (للسبزواری)؛ ج‌، ص: 128، مسأله1
  52. . استفتائات تعلیم و تعلّم، آیت الله خامنه ای، سؤال1333، ‏ khamenei.ir
  53. . استفتائات تعلیم و تعلّم، آیت الله خامنه ای، ‏ khamenei.ir
  54. . جامع المسائل (بهجت)؛ ج‌، ص: 479 /6/1396

    منابع

    معارف و احکام بانوان، نجف‌آبادى، حسین على منتظرى، در یک جلد، انتشارات مبارک، قم - ایران، دوم، 1427 ه‍ق
    کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد، عمیدى، سید عمید الدین بن محمد اعرج حسینى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، 1416 ه‍ق
    کنز الفوائد، کراجکى، محمد بن على، 2جلد، دارالذخائر - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1410 ق.
    آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381
    شعب الایمان، بیهقی، نزم افزار مکتب الشاملة
    نهج البلاغة (للصبحی صالح)، شریف الرضى، محمد بن حسین، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.
    الخصال،ابن بابویه، محمد بن على، 2جلد، جامعه مدرسین - قم، چاپ: اول، 1362ش.
    تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، طوسى، محمد بن الحسن، 10جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
    الأمالی (للطوسی)، طوسى، محمد بن الحسن، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق.
    دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى، 2جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق.
    روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، آلوسى، محمود بن عبدالله، 16جلد، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون - لبنان - بیروت، چاپ: 1، 1415 ه.ق.
    الکافی (ط - الإسلامیة)، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
    جامع الأخبار(للشعیری)، شعیری، محمد بن محمد، 1جلد، مطبعة حیدریة - نجف، چاپ: اول، بى تا.
    تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.
    تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.
    بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
    إختیار معرفة الرجال، کشى، محمد بن عمر، رجال الکشی، 1جلد، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد - مشهد، چاپ: اول، 1409 ق.
    نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، پاینده، ابو القاسم، 1جلد، دنیاى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.
    غرر الحکم و درر الکلم (مجموموعة من کلمات و حکم الإمام علی علیه السلام)، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الکتاب الإسلامی - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.
    من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.
    التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام حسن بن على علیه السلام، امام یازدهم، ، 1جلد، مدرسة الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق.

    مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبیه الخواطر، ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى - عطایى، محمد رضا، م 1جلد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش 

    نهایة الإحکام فی معرفة الأحکام،حلّى، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، 2 جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، 1419 ه‍ق
    توضیح المسائل (محشّٰى - امام خمینى)، امام خمینى، سید روح اللّه موسوى، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، 1424 ه‍ ق
    الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى،قمّى، محدث، شیخ عباس، 2 جلد، منشورات صبح پیروزى، قم - ایران، اول، 1423 ه‍ق
    صراط النجاة (المحشّى للخوئی)، خویى، سید ابو القاسم موسوى، 3 جلد، مکتب نشر المنتخب، قم - ایران، اول، 1416 ه‍ق
    مهذّب الأحکام (للسبزواری)، سبزوارى، سید عبد الأعلى، 30 جلد، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آیة الله، قم - ایران، چهارم، 1413 ه‍ق
    جامع المسائل (آیت الله بهجت ره)، گیلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، 5 جلد، دفتر معظم‌له، قم - ایران، دوم، 1426 ه‍ق
    سایت استفتائات رهبری khameneiir
    سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام
    ویکی فقه، فرقه مرجئه
    مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی
    روزنامه کیهان، راههای آموزش خداشناسی به کودکان، طه تهامی، 16 /9/ 1392